باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به «بودن»ِ خود در مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و پس از آن شرح کتاب «رسالة الولایة» إنشاءاللّه راهی جهت جواب به سؤالتان گشوده میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً بنده در این موارد صاحبنظر نیستم و نمیدانم چرا جناب ملاصدرا که بنای ورود حِکمی در امور دارند، به صورت جدّی در آن موضوع ورود نکردهاند شاید آن را جدّی نگرفتهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آموزش و پرورش، کار مشکل است و إنشاءاللّه به مرور با حضور دولتمردانی که نسبت به گرایش به غرب باید تجدید نظر کنند، کار با معرفت نفس شروع شود، خوب است. و در حوزه نیز باید با نظر به مکتب صدرا، کار جلو رود. در این مورد عرایضی تحت عنوان «حکمت متعالیه و انقلاب اسلامی و دنیای پیچیده ی امروز» خدمت رفقا در شهر قم شد که در قسمت یادداشت ویژهی سایت میتوانید آن را دنبال کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: منظورتان کدام حدیث است که نیمه کاره آمده؟ چون در آخر صفحه خبر از حدیثی میدهد که در صفحهی بعد آمده. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اواخر کتاب «ده نکته در معرفت نفس» مطالبی است که میتواند در این مورد برای شما کمک فکری باشد که عیناً خدمتتان ارسال میشود: موفق باشید
- قرآن در مورد روح انسان مي گويد: «فَاِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ روُحي...( ۷۲/ص) يعني چون بدنش را آمـاده كـردم و از روح خود در آن دميدم، به ملائكه گفتم به او سجده كنند.
از اين آيه نتيجه ميگيريم كه:
الف - انسـان «از روح خـداست» و نـه «روح خـدا». چـون فرمـود: « مِنْ روُحـي» و نفرمود: «روُحي»، يعني روح انسان صورت نازله اي از روح خداست.
ب - روح، مخلوقي است از مخلوقات خداوند و نزديك ترين مخلوق به خداوند است و حتي از ملائكه هم بالاتر است. و در همين رابطه قرآن مي فرمايد: «يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ اَمْرِه» (۲/نحل) يعنـي خداوند ملائكه را به كمك روحي كه از «امر» خداست نازل ميكند. بنابراين نبايد براي خدا مثل انسان يك روح قائل شويم و تصور كنيم روح خدا يعني خود خدا، چرا كه خود خداوند در قرآن «روح» را يكي از مخلوقات معرفي ميكند و ميفرمايد: از روح خودم در جسم انسان دميدم. و اينكه ميفرمايد: از روح خودم؛ يعني روحي كه يكي از مخلوقات من است، ولي چون مرتبه اين روح بسيار بلند است خداوند آن را به خودش نسبت داد، همانطور كه خانه كعبه را به خودش نسبت داد، اين به جهت شرافت آن مكان است، نه اينكه خداوند واقعاً خانه داشته باشد. پس:
اولاً: ملائكه به كمك روح نازل مي شوند، يعني روح اصل است و ملائكه تجلي آن روح هستند.
ثانيـاً: روح از «امر» الهي است و مقامش مقام «كُنْ فَيَكُون» است چون خداوند درآيه ۸۲ سوره مباركه يس فرمود: «انّمااَمْرُهُ اِذا اَرادَ شَيْـئاً اَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُون»، يعني: («امر» خدا آن است كه چون اراده كند چيزي را ايجاد كند، ميگويد بشو، و ميشود). پس روح كه از امرالهي است، نظام مادي و تركيبي و تدريجي ندارد.
ثالثـاً: اصل اساسي انسان هميـن روح است كـه فوق ملائكه است و جلوه مستقيـم حـق است و حامل همة اسماء و صفات الهي و همان وجهالله است و خليفة او در عالم وجود است، و چون آن روح مخلوقِ بيواسطة حق است، جامع همة كمالات الهي است، برعكسِ ملائكه كه هركدام كمال خاصي از حق را ظاهر ميكنند، به طوريكه يك ملك مظهر اسم عليم خدا است مثل جبرائيل، و يكي مظهر اسم مميت خدا است مثل عزرائيل ولي مقام روح كه حقيقت انسان نيز هست جامع همه اسماءالهي است، منتهي به ايجاد حق موجود است و از خود وجودي ندارد.
رابعـاً: اين سوي دنيايي انسان «اسفل سافلين» و مقام بدن و ماده است و آن سوي انسان، روح است و مقام قرب بي واسطه، و لذا انسانها از جهت روح خود به خدا نزديكاند، ولي به واسطة جسم خود كه از گِل آفريده شده، از او دورند. حال هرطرف را انتخاب كند، آنجايي خواهد شد.
۳. آخرين و پايينترين مرتبه و منزل روح، جاي گرفتن در بدنِ تسويه و تصفيه[1] شده است كه در اين مرتبه كه روح در بدن جاي ميگيرد آنقدر روح تنزّل يافته است كه تقريباً از آن مقام اصلي اش خبري نيست. به طوريكه در اين حالت فراموش ميكند اصل و منزل اصلياش كجاست. آنچه در بدن انسان دميده شده، صورت تنزّليافته روح است.
۲۵- تسويه يعني متعادل شده و تصفيه يعني از ناخالصيها پاك گشته
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینها سعی دارند به تصور خودشان آیندهی جهان را طوری که میخواهند بسازند. فکر کردهاند خداوند سرنوشت و آیندهی بشریت و جهان را در اختیار آنها قرار داده. بیشتر، نوعی شیطنت است «و إنّ کید الشّیطان کان ضعیفاً». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که متوجه هستید جمع این دو کار آسانی نیست و نیاز به بصیرت توحیدی خاصی دارد که از یک طرف علمِ خدا، علمِ به واقعیت است و از طرفی واقعیت، بر اساس نظام احسنی که باید محقق شود در نظر حضرت پروردگار شکل میگیرد. از این جهت باید هر دو موضوع را مدّ نظر قرار داد که بحث آن مفصل است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده خواهر محترم خانم چنگیز کار خوبی را ارائه دادهاند. امید است که کاربران بتوانند از زحمات ایشان بهرهمند شوند و البته توصیههایی که لازم است به ایشان بشود تا با توجه آمادگیهای ایشان، کارِ شروعشده روز به روز بهتر شود. رویهمرفته چیز خوبی در معرض نگاه کاربران قرار گرفته است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است. جاهلیت مدرن، اومانیسم است که در آن میلِ انسان ملاک خوب و بد است. در حالیکه تقوی و عدم تقوی باید ملاک خوب و بد باشد. انسانِ ترازِ تمدن اسلامی، انسانی است که میداند باید در مواجهه با تمدنِ غربی و رویکردِ سکولار آن، تمدنی به ظهور آید با رویکرد توحیدی، و این امر باید در یک فرایندی انجام گیرد و نه با عجله و شتاب. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جهت که هر عمل شرعی باید طبق دستورات شرع انجام شود، اگر بدون دلیل نماز در وقتِ شرعی آن خوانده نشود، عملاً دستور الهی عمل نشده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر! در هر حال خواب به خودی خود حجت نیست مگر اینکه شواهدی بر صدق آن از طریق عقل و یا آیات و روایات در میان باشد. در این مورد خوب است به جواب سؤال شمارهی ۲۴۲۸۶ سری بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینطور جواب داده شد:
۲۳۹۲۰- باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر صحنههای مستهجن نباشد، همانطور که در ابتدای انقلاب از حضرت امام سؤال شد که بعضی از فیلمهایی که تلویزیون پخش میکند زنان نامحرم بدون پوشش اسلامی هستند، و امام فرمودند: به شرط عدم لذت اشکال ندارد؛ در این مورد هم میتوان در همان حدّ مطالب را دنبال کرد. واللّه اعلم. موفق باشید
با عرض سلام: استاد مردم و ملت عزیز و وفادار ایران همینطور که علاقه مند به ورزش قهرمانانه و ملی هستند و مدافع تیم ملی فوتبال ایران اند لکن از بی توجهی بازیکنان و رزمنده های ایرانی میدان مستطیل سبز نسبت به قرائت سرود ملی ناراحت هستند و علاوه بر آن، حادثه اول بازی ایران و انگلستان را، یعنی: برخورد دو بازیکن که منجر به مسدومیت آقای بیراوند عزیز شد را نسبت به همین غفلت میدانند که البته خب قضاوت ظاهری تندیست و همچنین در باطن شاید منصفانه و حقیقی هم نیست لکن ابهامات و تعارضات را با چه دیدگاهی و چگونه باید مواجه شد که صفا و وفاداری همه بازیکنان را نسبت به ملیت و هویت ایرانی متوجه شد؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: گویا همانطور که استاد رضا داوری میفرمایند دیگر فوتبال یک بازی نیست، نوعی دینداری است. [1] به هر حال باید نسبت به فوتبال بخصوص فوتبال ما در جام جهانی بیشتر فکر کرد از آن جهت که متأسفانه بعضی به اصطلاح بازیکنان منتسب به ایران، آن را تضعیف کردند. اینجا است که وظیفه مردم همانطور که ملاحظه کردید تقویت همین تیم بود با ضعفهایی که میفرمایید در مقابل آنانی که بهکلّ آن را تحریم نمودند. آری! در این موارد اغماض رواست تا اینان همچنان در اردوگاه تیم ملّی ایران حاضر باشند. موفق باشید
[1] - : «امروزه بيش از هر زماني جهان از وَهم پر شده است. گرچه تصور ميكنيم ما بر اوهام غلبه كردهايم و در عصر تكنولوژي و علم ديگر وَهم وجود ندارد، اما جهان ما پر از اوهام است. بازي به خودي خود وَهم است و نتيجة بازي هم در وَهم ما اهميت دارد وگرنه در حقيقت، نتيجة بازي اهميت ندارد. يك توپ فوتبال از يك خط پنج سانتيمتري رد شود يا نشود، در زندگي واقعي و حقيقي مردم چه اثري دارد؟ مظفرالدّينشاه اين را درك كرده بود. هنگامي كه او را در پاريس براي تماشاي فوتبال برده بودند، پس از اتمام بازي پرسيده بود كه اينها چند نفر هستند؟ پاسخ داده بودند ۲۲ نفر، گفته بود ۲۱ توپ ديگر بخريد و به آنها بدهيد تا همه به دنبال يك توپ ندوند. وي اين حرف را خيلي جدّي گفته بود، او درك كرده بود كه اين كار، كاري عبث و بيهوده است. حتي اول انقلاب، يكي از همكاران ما معتقد بود كه فوتبال حرام است زيرا كار لغوي است. اما آيا فوتبال لغو است؟ پس چرا وقتي يك توپ، پنجسانتيمتر از يك خط رد ميشود ۳۰۰ ميليون نفر شادي ميكنند و يا ۳۰۰ نفر ديگر گريه ميكنند؟ .... فوتبال زندگي ماست، اگر فوتبال وَهم است – كه وَهم است – پس جهان ما پُر از وَهم است. اين نمونة بسيار خوبي است. اين كم ضررترين وَهمي است كه در جهان ما وجود دارد، ما چنان به وَهم دلبسته هستيم كه وَهمها را تشخيص نميدهيم. تفكر آينده نبايد اوهام را كنار بگذارد، بلكه بايد بر آنها غالب شود. تفكر ميتواند او را از اين غفلتها برهاند». نشرية كتاب هفته، شماره 62 شنبه 2 ديماه 1385.
سلام استاد عزیزوقتتون بخیر: دانشجوی ارشد رشته مشاوره دانشگاه چمران هستم، با توجه به اینکه همه روانشنان بزرگ و درمانگران روش درمانی خود را وامدار فلاسفه غرب هستن. بنا دارم موضوعی از فلسفه صدرایی که قابلیت طرح در حوزه روان درمانی نوجوان داشته باشد را برای پایان نامه کار کنم. موضوعی به ذهنتون میرسه پیشنهاد بدین؟ ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده جلد هشتم اسفار جناب صدرا که در رابطه با معرفت نفس است، نکات ارزندهای در این مورد در اختیار شما میگذارد. ترجمه آن مجلد در سایت هست. https://lobolmizan.ir/book/268? موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در روح اربعینی و حسینی آن مرد بود بخصوص که در روز اربعین ایشان را به خاک سپردند و إنشاءالله با همه اربعینیهای تاریخ به سوی معبود خود سیر کردند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله پس از تذکرات آن مرد بزرگ، فضا بسیار تغییر کرده است. ولی هنوز هم کم است و باید تذکر داد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به همان صورت که حضرت حق به رسول خود فرمود: «وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ ۖ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ) (آلعمران/ 159) رهبر معظم انقلاب نیز در این بستر عمل میکنند و اگر نظر مردم را تفویض مینمایند، با آن نگاه است که در مجموع، آن انتخابات مخالف مقاصد شریعت نمیباشد. در سایر مواردی هم که رهبری پس از مشاوره با کارشناسان نظر صریح دادهاند باید نظر ایشان را دنبال نمود به اعتبار اینکه در موقعیت «حکم» هستند حتی مراجع تقلید نیز معتقدند وقتی حاکم اسلامی که فقیه باشد حکم کند بر همه مراجع تبعیت از حکم ایشان واجب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم به لطف الهی وارد سورههای مذکور بشوید، قدمهای خوبی در توحید نصیبتان میشود. آری! به هر حال به معارف مربوط به فصوص هم نزدیک شوید، کار خوبی است. حال هر طور که خودتان نسبت به احوالاتتان می توانید عمل کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. عموماً جریانهایی که با انبیاء مقابله میکردند در جایگاه و در تاریخ خود دارای تمدن بودند و به همین جهت تحمل نفی تاریخ خود را که همه هویت آنها بود، توسط انبیاء نداشتند. مثل مقابلهای که تمدن غربی با انقلاب اسلامی از آن جهت که بنای شکلدادن تمدن دیگری را دارد، در پیش گرفتهاند وگرنه بودائیان نیز به نحوی بیرون از فرهنگ غربیاند ولی چون ادعای تمدنی ندارند، هیچ مقابلهای با آنها نمیشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث تجلیِ ذات در وجود مقدس اولیای الهی در میان نیست، بحث در نظر به موقعیت انسانهایی است که به جهت رجوع کامل به حضرت حق در قبضه انوار الهی قرار گرفتهاند و خداوند آنها را شایسته دیده تا مردمان را از طریق آن شخصیتها متذکر بهترین رجوع به خداوند بگرداند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شما مشغول وظیفه مادری و الهی خود باشید و بدانید مرگ و زندگی انسانها در اختیار خداوند است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده میتوان مطلب را طور دیگری دید. مژده ظهور همین انقلاب اسلامی است با رهبری نایب حضرت. و در همین مسیر است که به لطف الهی آرامآرام شرایط ظهور حضرت فراهم میشود و ان شاءالله چشممان منوّر به نور حضرت میگردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن در عین عدم نفی سایر ادیان و اینکه همه را دعوت به توحید و تسلیمشدن در مقابل خداوند کرده، بدون آنکه سایر ادیان را دعوت به دین اسلام بکند، با توجه به این امر میفرماید: «أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا» (نساء/82) آیا افراد در قرآن تدبّر نمیکنند در حالیکه اگر در آن تدبّر میکردند مییافتند که دارای یگانگی خاصی میباشد و اگر از طرف غیر خدا بود در آن متن اختلاف زیادی مییافتند. بنابراین بحث در حقّانیت قرآن است وقتی ما مدتی روی آن وقت بگذاریم و در آن تدبّر کنیم. بحث در نفیِ سایر ادیان نیست. آری! اگر متوجهی توحید قرآن بشویم، توحید سایر ادیان را نیز تصدیق خواهیم کرد در عین آنکه عمق توحیدی قرآن را نسبت به سایر ادیان نیز مییابیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! البته بحث آن مفصل است و اصل آن بحث که طی مصاحبهای با حوزهی هنری بوده است؛ إنشاءالله در اختیار عزیزان قرار داده میشود. آری! منظور آن بود که بگذاریم هنرمند در هنر خود به جوشش درآید، نه آنکه با دستور و بخشنامه بخواهیم او را محدود کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که میفرمایید خوب است. جلد اول کتاب «مقالات» از مرحوم آیت الله محمد شجاعی در این مورد نکات خوبی دارد. موفق باشید
