بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
25849

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آیا می توان گفت علیرغم همسویی مبنایی و اصولی امام و آقا، اما در بزنگاه ها و موقعیت های خاص تاریخی رهبریشون، تفاوتی رو در استراتژی و الگوی این دو بزرگوار دیدیم؟ آیا اگر چنین بوده بدلیل این نیست که دوران امام، دوران ایجاد و حفظ و دوران آقا دوران تثبیت و تکمیل انقلاب و نظام است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. موفق باشید

25755

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد شغل پر زحمتی دارم و ساعات زیادی از خانواده دورم و به سختی پول درآوردن بر جان من فشار بسیاری دارد. ۱. چه کنم که سختی شغل بر من آسان شود؟ ۲. می دانم برای پیگیری مسائل سلوک باید به همراه عمل به دنبال کسب علم بود و انسان باید در این زمینه هم وقت زیادی بگذارد. برای مطالعات وقت می گذارم اما سرعت به نحوی کم است که گمان نکنم تا سال ها از آثار شما عبور کرده و به المیزان و مطالعات عمیق تری که فرموده اید برسم. با این اوصاف چگونه از کمال و سلوک خود عقب نمانم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوش خلقی و امید به رحمت الهی و صبر بر مشکلات، خود به خود راه‌های نتیجه‌بخشی را برای انسان می‌گشاید. موفق باشید

 

25517

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمت الله استاد عزیز لطفا یک سیر جامع و کامل برای مباحث معرفت نفس بفرمائید که شامل کتب همه ی صاحب نظران این مبحث باشد و با اتمام این سیر بتوان حقیقتا نسبت به این معرفت، شناختی کامل و ذو ابعاد پیدا کرد! دیگر اینکه متاسفانه بعضا در مطالعات و پیگیری مباحث علمی دچار کاهلی و اتلاف وقت می شوم؛ توصیه شما چیست که بتوانم خودم را همیشه با انگیزه و با عزم فراوان در مسیر تحصیل علم نگه دارم و خسته نشوم؟ سپاس بیکران از پاسخگویی شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. جلد هفتم و هشتم اسفار تقریباً همه‌ی مطالب را جمع‌آوری کرده است. ۲. در این مورد خوب است به قسمت دوم کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» رجوع فرمایید. موفق باشید

24392
متن پرسش
سلام علیکم استاد: ۱. استاد جان اگر علوم معرفت بخش و حقیقی با نیت غیر الهی کسب شوند آیا منجر به شدیت نفس نمی شوند یا موجب شدیت نفس در جهت قهقرایی می شوند؟ ۲- استاد جان به لطف خدا فایل های معرفت نفس و حرکت جوهری تمام شد و فایل های معاد نیز در حال اتمام است می خواستم لطف بفرمایید و منابعی را برای مطالعه بیشتر در موضوع معاد و برزخ معرفی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. دقت شود که علوم معرفت‌بخش اساساً به ظهور نمی‌آید مگر با صدق نیّت، وگرنه در حدّ محفوظات می‌ماند و شخصیتی به انسان عطا نمی‌کند. ۲. فکر می‌کنم کتاب «معرفتِ نفس و حشر» ظرائف و نکات خفیّه‌ی فراوانی را با شما در میان می‌گذارد. کتاب بر وری سایت هست. موفق باشید

33291
متن پرسش

سلام و عرض ارادت و توفیق روز افزون برای استاد گرامی و همه ی کسانی که در این جبهه فرهنگی فعالیت دارند. استاد دو سوال دارم اول اینکه نظرتان در مورد سخنران انقلابی (استاد احسان عبادی) چیه؟ و آیا اینکه در سخنرانی هایش بعضی از اساتید را تعریف و تمجید می‌کنند مثل رحیم پور ازغدی و بعضی اساتید را همینجور عیب و نقص هایشان را می‌گویند. مثل استاد پناهیان و رائفی پور و همیشه هم می‌گویند مبنای فکرتان را روی این اساتید نگذارید آیا این توصیه ها که میگن درسته؟ با تشکر دعای امام زمان بدرقه راهتان باشد

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد که می‌فرمایید اطلاعی ندارم ولی آنچه برای ما مسلّم است همه عزیزانی که در بستر اسلام و تشیع ذیل انقلاب و ولایت فقیه قرار دارند با همه تفاوت‌هایی که در بین‌شان هست، برای ما محترمند و وجود آن‌ها حکایت از سعه انقلاب دارد در چهره‌های مختلف. فراموش نفرمایید که انقلاب اسلامی راهی است به سوی اهدافی بلند و قدسی، حال هرکس در منزلی از منازل این راه حاضر است و در حال پیمودن بقیه راه است. بنده در عین ارادت بسیار به جناب استاد رحیم‌پور، در چهره اساتیدی همچون استاد پناهیان و استاد رائفی‌پور می‌بینم که به سوی کمالاتِ نهفته در انقلاب اسلامی در حرکت‌اند. چرا ما در امروزِ این عزیزان، فرداهایی که طلوع می‌کند را ننگریم؟ نظر شما را ذیلاً به روایت مشهور جناب مسروق جلب می‌کنم . موفق باشید

مَسْرُوقٍ قَالَ: دَخَلْتُ يَوْمَ عَرَفَةَ عَلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع وَ أَقْدَاحُ السَّوِيقِ بَيْنَ يَدَيْهِ وَ بَيْنَ يَدَيْ أَصْحَابِهِ وَ الْمَصَاحِفُ فِي حُجُورِهِمْ وَ هُمْ يَنْتَظِرُونَ الْإِفْطَارَ فَسَأَلْتُهُ عَنْ مَسْأَلَةٍ فَأَجَابَنِي فَخَرَجْتُ فَدَخَلْتُ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ ع وَ النَّاسُ يَدْخُلُونَ عَلَى مَوَائِدَ مَوْضُوعَةٍ عَلَيْهَا طَعَامٌ عَتِيدٌ [طعام عتيد: معدّ حاضر (لسان العرب- عتد- ج ۳ ص ۲۷۹)] فَيَأْكُلُونَ وَ يَحْمِلُونَ فَرَآنِي وَ قَدْ تَغَيَّرْتُ فَقَالَ يَا مَسْرُوقُ لِمَ لَا تَأْكُلُ فَقُلْتُ يَا سَيِّدِي أَنَا صَائِمٌ وَ أَنَا أَذْكُرُ شَيْئاً فَقَالَ اذْكُرْ مَا بَدَا لَكَ فَقُلْتُ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ تَكُونُوا مُخْتَلِفِينَ دَخَلْتُ عَلَى الْحُسَيْنِ ع فَرَأَيْتُهُ يَنْتَظِرُ الْإِفْطَارَ وَ دَخَلْتُ عَلَيْكَ وَ أَنْتَ عَلَى هَذِهِ الصِّفَةِ وَ الْحَالِ فَضَمَّنِي إِلَى صَدْرِهِ وَ قَالَ يَا ابْنَ الْأَشْرَسِ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى نَدَبَنَا لِسِيَاسَةِ الْأُمَّةِ وَ لَوِ اجْتَمَعْنَا عَلَى شَيْ‏ءٍ مَا وَسِعَكُمْ غَيْرُهُ إِنِّي أَفْطَرْتُ لِمُفْطِرِكُمْ وَ صَامَ أَخِي لِصُوَّامِكُم‏» در روز عرفه بر امام حسین علیه السلام وارد شدم در حالیکه کاسه هایی از سَویق (غذایی خاص) در محضر امام و اصحاب ایشان بود و قرآن ها در منازلشان بود و منتظر افطار بودند پس، در رابطه با مسأله ای از امام سؤال کردم و امام جوابم را دادند سپس خارج شدم و بر امام حسن علیه السلام وارد شدم درحالیکه در منزل ایشان سفرهایی که غذای آماده بر روی آنها گذاشته شده بود قرار داشت که مردم می آمدند و از این غذا می خوردند و با خود می بردند پس امام علیه السلام مرا دید و من دگرگون شدم سپس امام فرمودند ای مسروق چرا از غذا نمی خوری پس من گفتم ای آقای من، روزه هستم و من چیزی را به یاد می آورم پس امام فرمودند آنچه را که برایت ظاهر شده بیاد آور پس گفتم پناه می برم به خدا از اینکه شما مذهب و عقیده دیگری را اختیار کرده باشید.  یعنی امام حسین (ع) روزه بود و شما مفطر هستی. امام حسن (ع) می‌فرماید: آیا نمی‌دانی که خدای متعال ما را برای تدبیر امور امت فراخوانده است؟ اگر ما یک روش را در پیش گیریم، آنگاه راه و روش دیگری برای شما جایز نخواهد بود. من افطار می کنم تا هر که خواست افطار کند و برادرم روزه می گیرد، تا هر کدامتان خواستید روزه بگیرید.

 

31765
متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد محترم، وقتتون بخیر و عافیت. استاد محترم و گرامی، چگونگی بدن اخروی بعد از مرگ برای بنده الحمدلله کاملا جا افتاده ولی در این چند جمله که خدمتتون عرض می کنم در رابطه با چگونگی ساخته شدن بدن مادی کمی دچار ابهام شدم. در مباحث ده نکته در معرفت نفس فرمودید که روح انسان بدن انسانی می سازد و روح گرگ بدن گرگی، یعنی اون وجهی که مورد نیازش در دنیا هست را می سازد. در حالی که جنین انسان تا چهارماهگی قابلیت دریافت روح را ندارد هر چند به شکل جنین انسان باشد نه گرگ؟ یعنی تا چهارماه بدون دریافت روح و به مانند اعضای بدن مادر بدن انسانی ساخته می شود و نیاز روح انسانی اون جنین به بدن انسانی در دنیا، هیچ دخالتی در ساخته شدن بدنش ندارد. همچنین در مباحث معاد، چگونگی تکامل بدن برزخی می فرمایید روح انسان در قوس نزول نظر به عین ثابتش که مقام انسانی است جسم انسانی جهت زندگی در دنیا می سازد، و در همون جلسات فرمودید که بدن مادی را ما نمی سازیم و فقط انتخاب می کنیم. جمع این نکات در رابطه با بدن مادی که در ظاهر تضادی دارند برای بنده کمی مشکل شد، اگر راهنمایی بفرمایید ممنون میشیم. با تشکر از اینکه با صبر و حوصله پاسخ می‌دید، اجرتون با آقا امام حسین (ع)، التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انتخاب بدن مادی مقدمه است تا روح در مرحله جنینی آن بدنی را که انتخاب کرده است بسازد. آری! به گفته جناب ملاصدرا نقش روح مادر در جنین و در شکل‌گیری بدن جنین مهم است و زمینه می‌شود تا روح جنین آماده تدبیر جنین شود. ولی با این‌همه بالاخره آن روح اگر هنوز هم به مرحله تدبیر بدن نرسیده باشد نمی‌توان به کلّی در شکل‌دادن بدن جنین بی‌نقش باشد به اعتبار آن‌که فرموده‌اند: «خلق الأرواح قبل الأبدان». موفق باشید     

31373

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام وقت بخیر: همانطور که می‌دانید روزانه ۶۰۰ نفر به فوت میکنن به خاطر کووید رهبر هم فرمودن واکسن فایزر و مدرنا وارد نشه اونایی هم که این واکسن رو زدن صحیح و سالم اتفاقی هم نیفتاد. آیا هیچ وقت امکان نداره ایشون اشتباه کنن؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست نظری به سؤال و جواب 31372 بیندازید. بنده اخبار رسانه‌های بیگانه را دنبال می‌کنم همه‌چیز گواه آن است که توطئه‌ای در کار است و همین خبر را هم که می‌فرمایید از این نوع بدانید و اتفاقاً حکمت و بصیرت مقام معظم رهبری موجب شده است که ما، ماورای توطئه دشمنان تصمیم بگیریم. موفق باشید

30625

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: جناب استاد از سن نوجوانی، برای بنده یک سوال اساسی مطرح شد که هر چند می‌توانست سکوی پرش خوبی شود اما متاسفانه تبدیل به یک مانع بزرگ شده، آن سوال این است که از کجا معلوم که اسلام بر حق و برگزیده باشد؟ آیا غیر از این است که همه ادیان چنین ادعایی دارند؟ اگر با این دید شک و تردید به دین بنگریم، خیلی از مسائل به گونه ای دیگر قابل توجیهند. راه اثبات حقانیت اسلام چیست؟ بندگی زمانی مطرح است که ایمان و یقینی در پی باشد. وقتی ایمان همراه با شک است، و شبهات یکی پس از دیگری به این شک دامن می‌رنند چه کنیم؟ در این پانزده سال منتظر بودم که تمام سوالهایم پاسخ داده شوند تا با جان و دل ایمان بیاورم. اما بسیاری ازین سوال ها و شبهات جوابی برای من نداشتند چه رسد به اینکه پایانی داشته باشند. زندگی دیگر اقتضای این را دارد که پیش بروم اما من در خم اولین کوچه همچنان مانده ام که مانده م. از آخرتم می‌ترسم و دنیایم نه دنیاییست نه آخرتی. جوابهایی نیز در این رابطه شنیده ام، شبیه به اینکه قبول که کنی، می‌چشی؟ ایمان بیاوری می‌فهمی. آیا این همان جواب مسیحیت نیست؟ چگونه به چنین یقینی برسم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن در عین عدم نفی سایر ادیان و این‌که همه را دعوت به توحید و تسلیم‌شدن در مقابل خداوند کرده، بدون آن‌که سایر ادیان را دعوت به دین اسلام بکند، با توجه به این امر می‌فرماید: «أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا» (نساء/82) آیا افراد در قرآن تدبّر نمی‌کنند در حالی‌که اگر در آن تدبّر می‌کردند می‌یافتند که دارای یگانگی خاصی می‌باشد و اگر از طرف غیر خدا بود در آن متن اختلاف زیادی می‌یافتند. بنابراین بحث در حقّانیت قرآن است وقتی ما مدتی روی آن وقت بگذاریم و در آن تدبّر کنیم. بحث در نفیِ سایر ادیان نیست. آری! اگر متوجه‌ی توحید قرآن بشویم، توحید سایر ادیان را نیز تصدیق خواهیم کرد در عین آن‌که عمق توحیدی قرآن را نسبت به سایر ادیان نیز می‌یابیم. موفق باشید

29591

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرانقدر: با توجه به ارجاعی که در خودشناسی به منابع مختلف، از جمله کتابهای محمد جعفر مصفا می دهید می خواستم نظرتان را در مورد متن گزیده زیر بفرمایید: سوال: اگر رفتار ما از اصالتمان صادر بشود آیا نباید آنها را تعبیر و معنا کنیم؟ مصفا: برای این کار چه ضرورتی وجود دارد، در تعبیر، قیاس نهفته است و قیاس یک عمل شیطانی ست، پایه انانیت است. چرا اصولا انسان یک کار بی معنی و غیر لازم بکند و آن هم کاری که مبنای تمام شرارت ها و تباهی ها می شود. ببین بی منطق بودن تعبیر در چیست؟ فرض کنیم تو امروز به حکم فطرت و یک حالت درونی بخشش می کنی، توجه داشته باش که خوش بینانه ترین فرض را مثال می زنیم. می گوییم به حکم فطرتت بخشش می کنی نه به دلیل اینکه یادت دادند که بخشش یک ارزش اجتماعی است. بعد من بخشش تو را تعبیر می کنم به سخاوتمند بودن یعنی یک صفت را به تو نسبت می دهم. این صفت تا کی در تو وجود دارد؟ اگر فردا بخشش نکردی یعنی باز به حکم یک کیفیت درونی، دلت نخواست نیمی از غذایت را به من بدهی، آیا معنایش این نیست که صفت خسیس بودن را باید به تو نسبت بدهم؟ در این صورت چه بر سر صفت قبلی یعنی سخاوتمند بودن تو آمده است؟ آن صفت کجا رفته است؟ و اگر باز پس فردا بخشش کردی چه بر سر صفت خسیس بودن آمده است؟ متوجه منظورم هستی؟ آیا بعد از تعبیر من تو را از صفات روانی در سرگردانی و بلاتکلیفی و سرگردانی فرو نبردم؟ حالا اگر من بخشش امروز تو را به هیچ چیز تعبیر نکنم، تو صفتی بنام من سخاوتمند برای خودت نمی شناسی، تا فردا که بخشش نمی کنی مجبور بشوی صفت خسیس بودن را در مقابل صفت سخاوت مند بودن قرار بدهی و ببینی بخشش یک کیفیت فطری است. خودداری از بخشش نیز کیفیت دیگریست که با هم متضاد نیستند. آنچه از آنها تضاد می سازد تعبیر آنهاست. من و تو مسلمانیم. بنظرم مسلم بودن یعنی در سلم و سلامت اخلاقی و روحی بودن، یعنی خردمندانه زیستن. پس از هر عملی که خلاف خرد است، خلاف سلم و سلامت نیز هست و باید از آن دوری کنیم قیاس و تعبیر و از تعبیر ها مرکزی به نام من ساختن موافق خرد و سلامت است؟ ما چه مسلمی هستیم که در مهمترین جنبه وجودی خود یعنی از نظر انانیت با شیطان وجه مشترک داریم؟ مگر در قرآن نخوانده ایم که علت طرد شیطان از درگاه خداوند و علت محروم گشتن او از خیر و پاکی و حقیقت، انانیت بوده است، پس چرا من و تو باید کاری بکنیم که نتیجه اش انانیت است؟ انانیت حاصل قیاس و تعبیر است. خلاصه بر یک حالت سیلانی، مستمر و نوشونده نمی توان برچسب و تعبیری چسباند زیرا تعبیر و برچسب موجب تثبیت می شود به این جهت اشتباه است که در رابطه با حالات فطری گفته شود که من چنین و چنان هستم. هستم مربوط به گذشته است حال آنکه حالات فطری لحظه به لحظه در حال شدن هستند لحظه به لحظه از راه می رسند. عمر همچون جوی نو نو می رسد یعنی همین. این که در رابطه با حالات فطرت گاهی کلمه بودن را بکار می برم برای اینست که آنرا در مقابل هویت فکری از داشتن متمایز کنم، مشخص کنم وگرنه کلمه بودن هم بیان واقعی موضوع نیست. حالات فطری را ما نیستیم بلکه لحظه به لحظه در حال هست شدن آنهاییم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده رویهمرفته این نوع تذکرات را مفید می‌دانم، به‌خصوص اگر در بستر سنت اولیای الهی و عرفای ربّانی جلو رود که شخصیت‌هایی هستند متعیّنِ صفات انسانی. به این جهت بیشتر اگر به سیره‌ی اولیای معصوم و سخن آن‌ها ارجاع داده شود، انسان راحت‌تر و جامع‌تر تکلیف خود را می‌یابد. موفق باشید

29434

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: همانطور که قبلا عرض کردم بنده دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت هستم در باب معرفت و مبانی معرفت چه کتاب ها و مقالاتی پیشنهاد می‌کنید که با نگاهی حضوری و عرفانی بتوان بصورت فلسفی نسبت به معرفت، معرفت پیدا کرد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت خاص بنده در این موارد صاحب‌نظر نیستم. از نظر بنده مبانی تعلیم و تربیت را باید در آیات و روایات دنبال کرد. موفق باشید

29258
متن پرسش
سلام خدا قوت:‌ اینکه با بالا و پایین اومدن بورس ما خوشحال و یا ناراحت می‌شویم و در کل مادیات سبب تاثیر گزاری در ما می‌شوند آیا به خاطر این هست که روح ما هنوز اون قدرت لازم را جهت بندگی کسب نکرده و آماده نشده؟ باید چه کرد که تلاطم زندگی چه بالا و چه پایین ما را نه خیلی خوشحال و نه خیلی ناراحت کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما می‌توانیم جهان خود را جهانی ماورای این جهان‌ها انتخاب کنیم، جهانی که در کتاب «جایگاه رزق در هستی» به کمک روایات در مقابل ما قرار می‌دهد. موفق باشید

28872

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جان: اگر بخواهیم یه مقایسه بکنیم بین واکنش بزرگانی از قوم رسول الله که در مرگ فرزند هیچ اشکی هم نریخته اند مثل حضرت امام با واکنش خود رسول اعظم که در فوت فرزندشان اشک ریختند می‌توانیم بگوییم حضرت رسول به دلیل مقام جامعیت اشک هم می ریخته اند؟ علت این تفاوت واقعا چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اشک عاطفی، اشکی که رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» برای کودک مرحوم خود ریختند. ۲. عدم اشک حضرت امام در رابطه با رحلت یا شهادت آقا مصطفی در راستای مقاومت در فرهنگی که مقاومت مدّ نظر باشد. ۳. اشک اباعبداللّه «علیه‌السلام» اشکِ عاشقانه در مقابل آینه‌ای که همه‌ی خوبی‌های هستی را به نمایش آورده است. موفق باشید

28823

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: عده ای از دوستان با هم در مورد مقام اصحاب سیدالشهدا علیهم السلام بحث کرده اند و مقایسه ای هم بین مقام حضرت حر و حضرت امام خمینی کرده اند و با دلایلی از روایات و... به این نتیجه رسیده اند که مقام حضرت حر بالاتر از امام خمینی است و در کل مقام عرفا بعد از اصحاب امام حسین علیه سلام اند. بنده نتوانستم این سخن را بپذیرم. چون در آن صورت لازم می آید که بگوییم اگر امام خمینی در آن زمان بودند امام حسین علیه السلام را یاری نمی‌کردند. همینطور علامه قاضی ها و طبابایی ها. در حالی که زندگی این بزرگان و توحیدشان این را نشان نمی‌دهد. خواستم نظر مبارک شما را در این مورد جویا شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر بنده نیز همین است که فرموده‌اید. مقام حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» بسیار بالاتر از این حرف‌ها است. عرایضی در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» شده است. در ضمن چرا ما خود را وارد این نوع دوگانگی ها بکنیم؟ موفق باشید

28735

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد چطور می‌شود تشخیص داد که شخصی از اولیای خدا هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند می‌فرماید: « اوليائي تَحْتُ قَبايي لا يَعرِفُهم غَيري» اولیای من تحت قبه‌ی من هستند و کسی آن‌ها را نمی‌شناسد. موفق باشید

28184
متن پرسش
سلام علیکم: در پاسخ ۲۸۱۷۴ فرمودید این ظرفیت بازگشت به روح لائوتسه ای در چین و روحیه ارتودکسی در روسیه وجود دارد و اینکه به این بینش باز گردند. آیا حتی چین و روسیه با بازگشت به روح لائوتسه ای و ارتودکسی باز هم به اندازه روح انقلاب اسلامی و مکتب حضرت امام (ره)، می‌توانند ظرفیت تمدن ساز مقابل مدرنیته داشته باشند و آنقدر برای عالم مدرن دغدغه درست کنند که امثال فوکویاما و هانتینگتون، برای مواجهه تمدنی با آن طرح دهند و آن را یک چالش جدی برای مدرنیته بدانند؟ یعنی همان ظرفیتهای چین و روسیه باز هم به اندازه ظرفیت انقلاب اسلامی و آن افقی که دارد می‌تواند مقابل پرچم مدرنیته، پرچمی را بالا ببرد و افقی را مقابل بشر بگشاید یا واقعا چنین ظرفیتی در روح چینی و روسی نیست و آن افقی است که تمدن نوین اسلامی و انقلاب اسلامی می‌تواند برای بشر باز کند و عالمی دیگر را مقابل عالمیان قرار دهد؟به شخصه بعید می‌دانم باز هم چین و روسیه با روح نهفته شان به ظرفیت انقلاب اسلامی و افقی که مد نظر دو زعیم انقلاب بوده و هست، بتواند آینده سازی ماورای مدرنیته بکند و چنین تاثیراتی در سطح عالم بگذارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم از آن جهت که قرآن و اسلام دینِ مهیّمن است در تحقق اهداف اصیل پیشتاز می‌باشد، ولی با نظر به روح شرقی یا به تعبیر دکتر شایگان، روحِ آسیایی، چین و روسیه زمینه‌ی عبور از غرب را در خود دارا می‌باشند. موفق باشید

28080

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید: می‌توان گفت درنده خویی حیوانات وحشی، بازتاب رفتار جامعه بشری است؟ خیلی به این موضوع فکر کردم که چرا در طبیعت عده ای از حیوانات محکوم به ضعف هستند و عده ای جبراً درنده. مکانیسمی که حضرت حق تعالی در چرخه طبیعت تدبیر فرمودند را نمی‌فهمم که گرگ درنده است و آهو درحال فرار از درنده و جدیدا زنده خواری هم پدیده ای نوظهور در حیوانات وحشی مطرح شده است. اینکه شاید اثر وضعی رفتار جامعه بشری در ظهور این رفتار از حیوانات تاثیر داشته باشد و از طرفی در دولت کریمه حیوانات نیز در صلح هستند حقیر را به طرح این سوال از حضرتعالی مجاب کرد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست اسماء الهی و حاکمیت اسماء جمال و جلال است. به همین جهت فرموده‌اند حتی شیطان هم به یک معنا مظهر اسم جلال الهی است تا هرکس اجازه‌ی نزدیکی به آستانه‌ی حضرت حق را نداشته باشد. موفق باشیدl

27969

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: راهنمایی می‌خواستم درباره پایان نامم. کارشناسی ارشد مدرسی معارف موضوع: زمینه های اعطای حکمت و آثار آن از منظر قرآن و روایات
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور مشخص در این رابطه فکر نکرده‌ام. تفسیر المیزان را ورق بزنید، مطالب خوبی می‌یابید. موفق باشید

27607

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: طلبه ۳۵ ساله هستم که پس از ۱۰ سال بودن در حوزه تازه فهمیدم خوب درس خواندن چقدر مهم است، بی مایه فطیر بودنی که همیشه حضرت آقا می گفتند را تازه بهش رسیدم. پس از دانشگاه و خدمت سربازی به حوزه آمدم. جریان های فکری را می شناسم، با مسئله ها و مشکلات اساسی مان آشنا هستم، نسبتا خوش بیان هستم ولی افسوس... نمی دانم پارسال یا دوسال پیش بود جمعی از طلاب خدمت حضرت آقا رفتند و در ابتدای جلسه در مورد مسائل کشور و دنیا و حوزه و... صحبت کردند. وقتی نوبت به آقا رسید گفتند بسیار لذت بردم از این خوش سخنی و خوش فهمی شما طلاب انقلابی ولی حواستان باشد که کار اصلی را فراموش نکنید. بدون درس خواندن این حرف ها، این فهم ها نمی تواند آنچنان که باید تاثیر داشته باشد. گویا آقا مشکل اصلی ما طلبه های انقلابی و مخصوصا طلبه دانشجوها رو خوب فهمیدند. استاد در حیرتم که در ادامه مسیر طلبگیم چه کنم؟! با ۳۵ سال سن، زن و بچه، مسائل و اقتضائات گوناگون زندگی. نمی دانم برگردم و چند سال دیگر متمرکز بر روی درس خواندن بشوم و البته این دفعه می دانم باید چه بخوانم، چطور بخوانم و در چه حد. مسائلم را می شناسم و تا حدودی استعدادم را. گاهی هم به خود می گویم با این سن و زن و بچه و... دیگر از من گذشته است. با همین سواد نصف و نیمه و توانایی های دیگری که دارم می توانم برخی از کارهای روی زمین مانده را انجام دهم. می ترسم چند سالی به امید عالم شدن و اثر گذاری بیشتر به دنبال درس و بحث بروم و بعدا دیگر همین کارهایی را هم که می توانستم انجام دهم از دست بدهم. چه کنم؟! این توضیح را هم بدهم که می دانم شخصی به سن و سال من باید اقتضائات زندگیش را در نظر بگیرد. از همین جهت خدمتتان عرض کنم به لطف خدا از جهت مالی فعلا به طریقی امرار معاش می کنم و در تنگنا و مضیقه نیستم. خانواده هم تا حدی در مورد هر تصمیمی که بگیرم همراهی می کنند. تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در حدود ۴۰ سالگی به این نتیجه رسیدم که مطالعات خود را در یک جمع‌بندی جدّی دنبال کنم. و لذا معتقدم اگر در همین حال با جدیّت مطالبی را که در پیش دارید ادامه دهید، به حکم: «إنّ الحسنات یذهبن السّیئات» آن ضعف‌ها جبران می‌شود. موفق باشید

27472
متن پرسش
استاد گرامی سلام: در طی این سالها که از خدا عمر گرفته ام بارها در تلاطمهای زندگی قرار گرفته ام. توسل به برخی از اولیا برایم صورت می گیرد ولی نمی دانم چرا در ارتباط با امام زمان (عج) اضطراب دارم. شاید حسی مثل اینکه مورد توجه ایشان قرار نگرفتن یا گاه فکر می کنم شاید تصورم از رافت امام حسین (ع) یا حضرت رضا (ع) بسیار بیشتر است این ریشه در چه دارد و چطور از آن رها شوم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه فرق می‌کند؟! با هر امامی که بتوانید ارتباط برقرار کنید «کلّهم نورٌ واحد». به این فکر کنید که راه اُنس با حضرت صاحب‌الزمان «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» توجه به زوایای روحانیِ نایب ایشان است. موفق باشید

26997

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: ایامتان پر نور و برکت. استاد حلال بفرمایید. سوالم این است که بنده به لطف خدا به حضرات معصومین علیهم السلام محبت و انس دارم ولی اغلب اوقات در مناجاتهایم نظرم فقط با خود خداست و حالم اینطور است که انگار به خود او بیشتر احساس نزدیکی می کنم و احساس می کنم هرچقدر هم که گنهکار باشم او خدا و خالق و تنها کس منه انگار با امام زمان علیه السلام مثلا کمی رودربایستی داشته باشم میخام بدونم این توجهم به خدا توجه به خدای ذهنی است که شما همیشه از آن منع می کنید؟ متشکرم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که فعلاً در این ذوق جهت ارتباط با حضرت حق هستید آن را مغتنم بشمارید. خداوند هر طور خواست شما را جلو می‌برد. موفق باشید

25944
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: همانطور که مستحضر هستید، با توجه به نیاز انسان امروز به حضور معنامند در زندگی، مجموعه ی انیمیشن «من؟»، بر مبنای آموزه ها و اندیشه های جنابعالی تهیه شده و در کانال تلگرام https://t.me/man_video و ایتا https://eitaa.com/man_video باعنوان man_video@ ارائه گردیده است. لذا امیدوارم با عنایت جنابعالی، بدین وسیله مورد استفاده کاربران قرار بگیرد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده خواهر محترم خانم چنگیز کار خوبی را ارائه داده‌اند. امید است که کاربران بتوانند از زحمات ایشان بهره‌مند شوند و البته توصیه‌هایی که لازم است به ایشان بشود تا با توجه آمادگی‌های ایشان، کارِ شروع‌شده روز به روز بهتر شود. رویهمرفته چیز خوبی در معرض نگاه کاربران قرار گرفته است. موفق باشید

25223

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: خدمت استاد عرضی داشتم. در سلوک پیشرفت عظیمی دیدم و از انتقال و این چنین بهت زده شدم. ولی بعد از مدتی سلوک ضعیف می شد و دوباره از اول و دیدم که واقعا سلوک بدون دوست و استاد امکان پذیر نیست و حدود دو سال در جستجوی این موارد بودم. نظر شما چیست و آیا کسی را می شناسید؟ با تشکر از لطف شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید اگر به جزوه‌ی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» رجوع شود برایتان مفید خواهد بود.جزوه بر روی سایت هست. موفق باشید

25189

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: عذرخواهی می کنم اگه این سوال ساده است. کسی از من پرسیده و خودمم نمیدونم جوابش رو. طبیعتا اگه کسی جرمی کنه میتونه جبران کنه و جریمه میشه، حالا من سوالم اینه که اگه کسی به دلایلی نماز شب و صبحش رو نخونه، و هر روز ظهر نماز ظهر و عصر رو، اول وقت بخونه و بعد از اون قضای نماز صبح و شب گذشته شو بخونه (یعنی جمع کردن همه نمازها در ظهر)، آیا این شخص به جهنم میره؟ چون درسته نماز واجبه ولی کسی که قضای نمازش رو ميخونه هر روز، انگار داره جریمه میده و جریمش رو پرداخت میکنه. البته ميدونم که با این مدل نماز خوندن نمیشه سلوک کرد، ولی سوال اینه که در حد مسلمان ابتدایی با قضا کردن هر روزه ی نماز، آیا باز هم میره جهنم و به خاطر اینکه در موعد نخونده و قضا کرده، عذاب میشه یا خیر؟ ممنون میشم پاسخ حقیقی بدید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جهت که هر عمل شرعی باید طبق دستورات شرع انجام شود، اگر بدون دلیل نماز در وقتِ شرعی آن خوانده نشود، عملاً دستور الهی عمل نشده است. موفق باشید

25106

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد جان: در جواب سوالم راجع به ترنسها فرمودین، در هر حال روح انسان با وجهِ تجرد خود که شامل همه‌ی موقعیت‌هایش می‌باشد، بدن خود را می‌سازد. زیرا همان هیپوفیزِ مغز هم که قسمتی از بدن است را همان روح ساخته، حالا چرا ساز دیگری می‌زند؟ خب این اشکال در مورد ناقص الخلقه ها هم مطرح می باشد و همونطور که من از شما درس گرفتم پاسخش اینه که نفس با توجه به امکاناتی که دارد بدن خود را می سازد. امکاناتش لابد ناقصه که بدن ناقص میسازه. خب این vو راجع به ترنسها نمی توان گفت که نفس امکاناتش ناقص بوده نتونسته بدن مدنظرش رو بسازه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به همین جهت عرض شد باید مشکلی در میان باشد. آیا باید گفت روحِ ترنس‌ها نوعی غفلت در ساختن بدن خود داشته‌اند آن هم در این حدّ که بدنی غیر از بدن مناسب روح خود برای خود شکل داده‌اند؟ یا نحوه‌ای از گرایش است که نباید تسلیم آن بشوند در آن حدّ که گمان کنند حقیقتاً روح آن‌ها غیر بدن‌شان است؟ موفق باشید

24276
متن پرسش
سلام علیکم: اگر کسی در خواب به او بگویند برای سیر و سلوک به خدمت فلان عارف برسید ایا می تواند به این خواب اعتماد کند و نزد شخص مذکور برود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر! در هر حال خواب به خودی خود حجت نیست مگر این‌که شواهدی بر صدق آن از طریق عقل و یا آیات و روایات در میان باشد. در این مورد خوب است به جواب سؤال شماره‌ی ۲۴۲۸۶ سری بزنید. موفق باشید

نمایش چاپی