باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. دقت شود که علوم معرفتبخش اساساً به ظهور نمیآید مگر با صدق نیّت، وگرنه در حدّ محفوظات میماند و شخصیتی به انسان عطا نمیکند. ۲. فکر میکنم کتاب «معرفتِ نفس و حشر» ظرائف و نکات خفیّهی فراوانی را با شما در میان میگذارد. کتاب بر وری سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کششی در این موارد دارید بهتر است به آن جواب دهید. زیرا خلأیی را در این رابطه در خود به کمال رساندهاید. سیر مطالعاتی روی سایت تا مدتی کمک میکند. موفق باشید
سلام استاد عزیز: خسته نباشید. واقعا از اینکه وقت گرانبهای جنابعالی را میگیرم پوزش میطلبم. اگر فکر میکنید سوالم ارزش جواب دادن ندارد و یا اصلا به صلاح نیست بیان شود، رهایش کنید. ذره ای دلخور نمیشوم. بزرگواری چند وقت پیش سوالی فرستاده بود در باب جنگ در اوکراین، که افسوس زیادی خوردم و فکر میکنم، بسیاری از ما هم در این اوهام به سر میبریم اینکه ایشان فرموده بودند؛ جناب پوتین، حفظ الله! شیر مرد تاریخ! و اینکه بنده منتظر همسویی انقلاب با جنگ ایشان علیه اوکراین بودم! و اینکه اصلا بنده به خاطر تقابل با غرب طرفدار انقلاب هستم. و از این دست مطالب. احتمالا نیازی به یادآوری نیست که اتحاد انقلاب اسلامی با روسیه و یا چین به خاطر آرمان های انقلاب نیست. چین و آقای پوتین، تافته ی جدا بافته از غرب نیستند، آن ها هم، زاده و نتیجه و هم فکر غرب هستند. اصلا به دین و خدا هم که بدتر از غرب اعتقادی ندارند، آقای پوتین کسی است در زمان نخست وزیری اش در زمان یلتسین برای بردن انتخابات ۱۹۹۹، چند ساختمان مسکونی در اطراف مسکو را به وسیله نیرو های امنیتی خودش منفجر کرد، و آن هارا گردن چچنی ها انداخت و به این بهانه به چچن حمله کرد، و تبدیل به قهرمان ملی شد، و انتخابات را پیروز شد. و چینی ها هم که معلوم الحال هستند، از کشتار ۲۵۰۰۰ نفری دانشجویان در میدان تیان من در سال ۱۹۸۹ تا حزب کمونیستی حاکم که فقط آن ها حق رای دارند. نمیدانم تا چه حد انقلاب اسلامی با این قدرت ها خواهند ماند، اما حداقل فطرت انسانی ام به بنده میگوید که اگر در این تاریخ امام زمان ارواحنافداه، ظهور بفرمایند، این قدرت ها، چشمشان تحمل دیدن حکومت ایشان را نخواهند داشت، و به زودی به دشمنان درجه یک تبدیل خواهند شد. که البته انشاء الله تا آن زمان، نه از ابرقدرت های غربی و نه از شرقیشان چیزی به جا نمانده باشد. قدردانی فراوان از استاد بزرگوار و زحمت کشانِ لب المیزان.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با همه این احوال، به جهت ارادتی که آقای پوتین به رهبر معظم انقلاب دارد که حتماً در جریان آن هستید؛ میتواند راهی به سوی آینده دیگری برای او بگشاید. در رابطه با جریان اوکراین پیشنهاد میشود مصاحبه آقای علیزاده با آقای دکتر مرتضی محیط را استماع فرمایید. موفق باشید https://eitaa.com/matalebevijeh/9840
با سلام و احترام خدمت استاد عزیز: آیا می توان گفت که برای اشخاصی که تجربه نزدیک به مرگ پیش می آید، بعلت قطع نسبی تعلق روح از بدن مکاشفه روی می دهد؟ نکته بعدی به نظر شما مشاهده تونل نورانی برای تعداد زیادی از تجربه کنندگان به چه علتیه؟ آیا در روایات و یات اشاره ای به مشاهده این تونل نورانی در هنگام مرگ شده است؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته این نوع انقطاع، غیر از شهودی است که با روشهای سلوکی برای عرفا پیش میآید و مباحثی مثل مشاهده تونل نورانی، امر عادی در رابطه با موضوعی است که نفس ناطقه انسان با خودش برایش پیش میآید و اینطور نیست که با حقیقتی و یا واقعیتی در بیرون از خود با آن روبهرو شود. موفق باشید
سلام استاد بزرگوارم: خداوند بر توفیقاتتان بیفزاید. خدا را شکر که در این روزگار پرضلالت خدا نور هدایت را از طریق شما سر راه ما قرار داد. استاد جان در یکی از جلسات سخنرانیتون یک اشاره داشتید که پدر بزرگوارتان مثل اغلب مردهای قدیمی رفتار تحکمانه داشته اند اما مادرتون با سیاست خاصی به طور نامحسوس سکان زندگی رو در دست داشتن، اگر چه پدرتون فکر میکردن ظاهرا خودشون رئیس هستن ولی در واقع قدرت نرم دست مادر بوده و حرفهای ایشون از زبان پدر خارج میشده(مطالبی قریب به این مضامین). استاد جان این نکات، گمشده بسیاری زنان امروز جامعه ماست، کاش توضیحات بیشتری می دادید. ما نیاز داریم چنین الگوهایی داشته باشیم، مخصوصا خانمهای مذهبی. چون از یک طرف نگاه میکنن اغلب خانمهای غیرمذهبی در خانه هاشان پادشاهی میکنن و شوهرهاشون چقدر هواشونو دارن، و به خودشون میگن خب حق ما هم یک زندگی خوب هست، اسلام هم میگه کرامت زن باید حفظ بشه، از طرف دیگه خیلی از مردهای مذهبی فکر میکنن «قوامون علی النسا» یعنی تحکم و دستور دادن و حرف حرف خودشون بودن، اینه که خانمهای مذهبی وقتی عرصه برشون تنگ میشه طغیان میکنن و عنان اعصاب از کف میدن و این اوضاع رو بدتر میکنه. به خاطر همینه که تبیین شاخصه های اصلی رفتار و کردار الگوهای عملی مثل مادر بزرگوار حضرت عالی خیلی راهگشاست، کاش این کار رو میکردید و می گفتید مادرتون چطوری قدرت نرم خانواده رو در دست داشتند؟. سپاسگزارم
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «زن؛ آنگونه که باید باشد» و در جزوه «حضور نرم و نقش مؤثر زن در این تاریخ» بحث در اینکه در زنان قدرتی و سرمایهای نرم نهفته است به میان آمده که اگر متوجه آن باشند که چگونه در صفای خود بقیه اعضای خانواده را میهمان کنند، همه را در صفای نرم خود با همه مقاومتهایی که دارند، جلو میبرند و علی «علیهالسلام» با همین روحیه کاری کردند که به گفته مولوی «زانکه بیشمیرکشتن کار او است» جناب گاندی در کتاب «این است مذهب من» در این رابطه نکات بسیار ظریفی دارد. بنده در جزوه «نکاتی از کتاب این است مذهب من» از مهاتما گاندی این توانایی را نشان دادهام. سعی میشود جزوه مذکور روی سایت قرار گیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءالله همت بفرمایید و سراغ کتاب «آشتی با خدا» بروید. گویا آن کتاب در این مورد با شما حرفهایی دارد. کتاب روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در مورد ارتباط اموات با ملکاتی که در دنیا برای خود شکل دادهاند، بحث مهمی است و خوب است به کتاب «معاد؛ بازگشت به جدّیترین زندگی» که روی سایت است رجوع فرمایید. در آنجا روشن میشود که متوفی نسبت به کسی که بر سر مزارش میرود، نظری خاص میاندازد و اگر در شخصیت دنیاییاش اهل ایمان و توحید باشد، اذکار توحیدی زائر او، در هرچه زندهکردن ملکات متوفی مؤثر است و اثر آن نور توحیدی، ما بهالقوههای او را به فعلیت میآورد و یا از اجمال به تفصیل میکشاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این قوا در نسبت با این دنیا و خصوصیاتی که در این دنیا برای انسان نسبت به بدن او پیش میآید مربوط است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید منظور از مودّت به اهلالبیت، مودّتی است که منجر به اطاعت شود که این مخصوص به اهلالبیت است. ولی مودّت بین زوجین، جهت ادامهی زندگی میباشد و خداوند این مودّت را عطا میکند. ولی محبت و مودّت به اهلالبیت را باید سعی کنیم با رفع تعلّقات دنیایی در خود ایجاد نماییم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما میتوانیم جهان خود را جهانی ماورای این جهانها انتخاب کنیم، جهانی که در کتاب «جایگاه رزق در هستی» به کمک روایات در مقابل ما قرار میدهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیت اللّه طباطبایی میفرمایند: پشت به استخاره، پشت به قرآن نیست» بنابراین مشورت نسبت به استخاره ارجحیت دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند میفرماید: « اوليائي تَحْتُ قَبايي لا يَعرِفُهم غَيري» اولیای من تحت قبهی من هستند و کسی آنها را نمیشناسد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مراحل حضور روح و احوالات آن در برزخ و قیامت، ظهوراتِ احوال نفس ناطقه است و تقدّم و تأخر آن احوالات در عین جمع نزد نفس ناطقه میباشد. مثل آن که نسبتی بین فکرکردن به یک موضوع و تصور آن در میان میباشد. ولی این حالت در زمان خاصی صورت نمیگیرد هرچند نسبت به همدیگر تقدّم و تأخر دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم از آن جهت که قرآن و اسلام دینِ مهیّمن است در تحقق اهداف اصیل پیشتاز میباشد، ولی با نظر به روح شرقی یا به تعبیر دکتر شایگان، روحِ آسیایی، چین و روسیه زمینهی عبور از غرب را در خود دارا میباشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست اسماء الهی و حاکمیت اسماء جمال و جلال است. به همین جهت فرمودهاند حتی شیطان هم به یک معنا مظهر اسم جلال الهی است تا هرکس اجازهی نزدیکی به آستانهی حضرت حق را نداشته باشد. موفق باشیدl
باسمه تعالی: سلام علیکم: پرستار در حدّ کمک به مادر، جای و جایگاه دارد مثل حضور جناب فضّه در کنار حضرت زهرا «سلاماللّهعلیها». ولی هیچکس و هیچچیز نباید جای مادر را بگیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مقام انسان کامل، مقام عقل است و از طرفی آنچه انسانها در خود به عنوان عقل مییابند، نازلهی مقام همان عقل است که از جهتی مقام انسان کامل نیز میباشد و عقل انسانها متوجهی بدی و خوبی در این عالَم هست و این یعنی توجه به ثواب و عقاب و معاد و اینکه نتیجهی هر عملی به کجا ختم میشود. پس معاد هرکس در رابطه با عقل اوست و عقل است که به سوی حق، برگشت دارد. موفق باشید
با سلام: پس از خواندن یادداشت زیبای شما با عنوان آیا همه ما حاج قاسم سلیمانی هستیم مطلبی به ذهنم رسیده که با شما در میان می گذارم. همیشه میل و اشتیاق شهدا به شهادت برای من سوال بود، اینکه این میل را فقط برای رسیدن به درجات بالای بهشتی و همنشین شدن با اولیا الهی بدانیم کمی بوی منیت دارد. آیا کسی که در سخت ترین لحظات جنگ که می داند چقدر جبهه حق به حضور او نیاز دارد چرا خواهان شهادت است؟ با شهادت حاج قاسم سلیمانی و شناختی که همگی ما از روحیه جهادی و انقلابی و خستگی ناپذیر این ابرمرد تاریخ داشتیم برای من روشن شد که دلیل این میل و شوق و اشتیاق چیزی بس والاتر است. در واقع شهدا و بویژه حاج قاسم سلیمانی با طلب و آرزوی شهادت دنبال یک درجه بالاتر و حیات شدیدتری هستند تا بدون مزاحمت این قفس تن نقش خود را فرا زمان و فرا مکان ایفا کنند. آری برای دشمن شهید حاج قاسم سلیمانی بسیار خطرناک تر از حاج قاسم سلیمانی است چرا که دیگر آن محدودیت های حیات مادی را ندارد و همانگونه که به شایستگی به سردار دلها ملقب شده بود الان قلوب سپاه حق را فرماندهی می کند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که سفرهی گستردهی خدا در انقلاب اسلامی چه میوههایی که به بار نیاوردهاست.
باغ سبز عشق کو بی منتهاست جز غم و شادی در او بس میوههاست
حالتی دیگر بود کان نادر است بی خزان و بی بهار سبز و تر است
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن درستی نیست. باید اهل سیاست منوّر به سیاستِ متعالیه باشند تا دین، در امورِ اجتماعی نیز جلوه کند. هر اندازه که ضربه خوردهایم به جهت همین غفلتها بوده. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید کار رزمندگان را در آن شرایط، خودکشی گذاشت زیرا در متن مبارزه با کفر، آن کار، جزء مبارزه است تا در مسیر مبارزه، شهید کمتری داشته باشیم. موفق باشید
با سلام: با توجه به فص آدمی و فص شیثی، رابطه بین «علم الادم اسما کلها» و عین ثابته چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم اصل موضوع را باید در فصّ عُزیری دنبال کنید. إنشاءالله جواب خود را مییابید. موفق باشید
در زمان هخامنشیان، داریوش یکم ادعا می کرد که اهورامزدا ایشان را به پادشاهی انتخاب کرده و جنبه دینی به حکومت خود می داد، حال برای ما باور چنین امری سخت است. آیا ولی فقیه نوعی بدعت توسط شیعیان نمی باشد؟ منشا انتخاب شخصی به عنوان ولی فقیه چیست؟! آیه صریح و واضح قرآن، امام معصوم!...منشا چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بزرگان دین در رابطه با «ولایت فقیه» مفصلاً بر مبنای آیات و روایات و دلایل عقلی سخنها گفتهاند. بنده مختصری از سخنان آن بزرگان را در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» تحت عنوان «مبانی حکومت دینی» عرض کردهام که ذیلاً خدمتتان ارسال میشود: موفق باشید
مباني حكومت دينـي
در رابطه با جايگاه انقلاب اسلامي دو نکته را بايد مدّ نظر داشت؛ يک نکته در مورد جايگاه آن به عنوان نظام ديني، در مباني عقلي و شرعي است و نکتهی ديگر جايگاه تاريخي و اهدافي است که دنبال ميکند. در رابطه با مباني عقلي و شرعي نظام ديني به طور مختصر ميتوان موارد زير را برشمرد:
1- در مباحث عقلي اين نکته روشن است که در هر موضوعي همواره مقام وحداني، عامل حفظ و بقاي جنبههاي كثرت در آن موضوع است، مثل روح انسان که به عنوان مقام وحداني عامل حفظ و بقاي بدن است و تا نظر به بدن دارد مانع ميگردد تا بدن متلاشي شود و بين سلولهاي آن گسستگي ايجاد گردد.
از آن جايي که جامعه عبارت است از مجموعهاي از افراد که جهت رفع حوائجِ خود کنار هم آمدهاند، اگر از طريق پذيرش حکم حضرت اَحد به مقام وحدت متصل نشود، نميتواند داراي بقاء و حياتِ حقيقي باشد و به مقصدي که به دنبال آن است دست يابد، بلكه حياتش دروغين و انسجامش وَهْمي خواهد شد. مثل بدن مردهاي است كه به واقع انسجام و يگانگي حقيقي ندارد و در آن صورت اعضای آن در اختيار يك هدف واقعي قرار نميگيرد و زماني نميگذرد که متلاشي ميشود. پس بايد نظام اجتماعي انسانها، همچون نظام فرديشان، تحت تدبير و حاكميت حضرت «اَحد» باشد تا به ثمرهي حقيقي دست يابد و بر اساس قاعدهي ارتباط کثرتها به وحدت، ادامهي حيات متعالي در آن فراهم باشد.
2- خداوند در سورهي شوري آيهي 9 ميفرمايد: «فَاللّهُ هُوَ الْوَليُّ» يعني فقط خدا «وليّ» است و لذا فقط حكم خدا بايد در امور انسانها - اعم از امور شخصي و اجتماعي- حاكم باشد، و هرگونه حاكميتي در امور انسانها كه مظهر حكم خدا نباشد، خلاف واقعيت جاري در هستي است.
3- براي حاكميت حكم خدا بر انسانِ مختار، «نبي» و «امام» نياز است. پس نبي و امام آينهي نمايش حكم خداونداند و هيچ چيزي از خود ندارند، مثل آينه كه صِرفاً حكايتكننده و نمايشدهندهي وجود شخصي است كه در مقابل آن است. در همين راستا امام باقر(ع) ميفرمايند: «بَلْ قُلُوبُنَا أَوْعِيَةٌ لِمَشِيَّةِ اللَّهِ فَإِذَا شَاءَ شِئْنَا»[1] قلب هاي ما ظرف خواست و مشيت خداوند است چون او بخواهد ما مي خواهيم.
4- در زمان غيبتِ امام زمان(عج) براي اينكه رابطهي انسانها و جامعه با حضرت اَحد قطع نشود و حكم خدا در امور انسانها - اعم از امور شخصي و امور اجتماعي- جاري و حاكم باشد، ضرورت دارد يك كارشناسِ كشف حكم خدا از طريق كتاب و سنت، در صحنهي مديريتِ بالاي جامعه باشد تا اين نياز برآورده شود و جايگاه مراجعِ صاحب فتوي در امور فردي و وَليّ فقيه در امور اجتماعي بر همين مبنا است.
5- خدايي كه براساس حكمت بالغهاش هيچ نيازي را بيجواب نميگذارد و بر همين اساس پيامبر و امام را براي بشر ميپروراند[2] در زمان غيبت امام زمان(عج) چون جامعه نياز به يك فقيه اَعْلم و شجاع و متقي دارد، اين چنين فقيهي را هم ميپروراند. حالا وظيفهي مردم این است که از طريق خبرگان فقيهشناس او را كشف نمايند و اگر افراد در اين مورد حساسيت لازم را بهکار نگيرند و تلاش نكنند، گرفتار حاكماني ميشوند كه افكار و خواستهاي خودشان را بر مردم حاكم ميكنند. در حالي كه فقيه، حكم خدا را بر جامعه حاكم ميكند، حکمي که مطابق فطرت همهي انسانها است و تمام ابعاد وجودي انسان را رشد ميدهد.
امام خميني«رضواناللهتعاليعليه» در کتاب ولايت فقيه با استدلال به لزوم وجود مؤسسات اجرايي و ضرورت اجراي احکام اسلام و ماهيت و کيفيت قوانين اسلام (احکام مالي، احکام دفاع ملي و احکام احقاق حقوق و احکام جزايي) و لزوم وحدت بين امت اسلام و ضرورت قيام علما براي نجات مردم مظلوم و محروم و همچنين با استناد به سنت و رويّهی رسول اکرم(ص)و رويّهي امير مؤمنان علي بن ابيطالب(ع)و... بر ضرورت تشکيل حکومت اسلامي در عصر غيبت تاکيد کرده و ميفرمايد: «اکنون که دوران غيبت امامu پيش آمده و بناست احکام حکومتي اسلام باقي بماند و استمرار پيدا کند و هرج و مرج روا نيست، تشکيل حکومت لازم مي آيد. عقل هم به ما حکم ميکند که تشکيلات لازم است... اکنون که شخص معيني از طرف خداي تبارک و تعالي براي احراز امر حکومت در دورهي غيبت تعيين نشده است، تکليف چيست؟ آيا بايد اسلام را رها کنيد؟ ديگر اسلام نمي خواهيم؟ اسلام فقط براي دويست سال بود؟ ...يا اينکه حکومت لازم است، و اگر خدا شخص معيني را براي حکومت در دورهی غيبت تعيين نکرده است، لکن آن خاصيت حکومتي را که از صدر اسلام تا زمان حضرت صاحب الزمان(عج)موجود بود براي بعد از غيبت هم قرار داده است. اين خاصيت که عبارت از علم به قانون و عدالت باشد در عدهی بيشماري از فقهاي عصر ما موجود است. اگر با هم اجتماع کنند، مي توانند حکومت عدل عمومي در عالم تشکيل دهند. اگر فرد لايقي که داراي اين خصلت باشد به پا خاست و تشکيل حکومت داد، همان ولايت را که حضرت رسول اکرم(ص)در امر ادارهی جامعه داشت دارا مي باشد، و بر همهي مردم لازم است که از او اطاعت کنند».[3]
امام خميني«رضواناللهتعاليعليه» در کتاب البيع مي فرمايند: «همان دلايلي که لزوم امامت را پس از نبوت اثبات ميکند، عينا لزوم حکومت در دوران غيبت حضرت ولي عصرg را در بر دارد... آيا مي توان تصور کرد که آفريدگار حکيم، امت اسلامي را به حال خود رها کرده و تکليفي براي آنان معين نکرده باشد؟ و آيا خردمندانه است که بگوييم خداوند حکيم به هرج و مرج ميان مسلمين و پريشاني احوال آنان رضا داده است؟ و آيا چنين گماني به شارع مقدس رواست که بگوييم حکمي قاطع جهت رفع نيازهاي اساسي بندگان خدا تشريع نکرده است تا حجت بر آنان تمام شده باشد؟»[4]
آري، لزوم حکومت به منظور بسط عدالت و تعليم و تربيت و حفظ نظام جامعه و رفع ظلم و حراست مرزهاي کشور و جلوگيري از تجاوز بيگانگان، از بديهي ترين امور و واضحات عقل است، بي آنکه بين زمان حضور و غيبت امام و اين کشور و آن کشور فرقي باشد.
آيت الله العظمي بروجردي به طور منظم و منطقي بر اثبات ولايت فقيه استدلال عقلي کرده و در بين کلمات خويش صراحتاً از نصب فقيه براي سرپرستي جامعهی اسلامي سخن گفته است.ايشان، در بارهی اثبات ولايت فقيه و بيان ضوابط کلي و شئون و حدود ولايت مي فرمايند:
اولا: در جامعه اموري وجود دارد که مربوط به فرد خاصي نيست بلکه از امور عمومي اجتماعي است که حفظ نظام جامعه بدان وابسته است، نظير قضاوت، سرپستي اموال غايب و ناتوان و مجهول المالک، و حفظ نظام داخلي جامعه و پاسداري از مرزها و دستور جهاد و دفاع هنگام هجوم دشمنان و مشابه آن که با سياست مُدُن مرتبط است.اين امور از مواردي نيست که هر شخصي مستقلا بتواند عهده دار آن گردد، بلکه از وظايف سرپرست جامعه و آن کسي است که زمام امور اجتماعي مردم به دست اوست.
ثانيا: براي کسي که قوانين اسلام و ضوابط آن را بررسي کند، ترديدي باقي نمي ماند که اسلام دين سياسي، اجتماعي است و احکام آن به اعمال عبادي شرعي محض که هدف آن، تکامل فرد و تامين سعادت اخروي است منحصر نيست، بلکه اکثر احکام آن مربوط به امور سياسي و تنظيم اجتماع و تامين سعادت دنياي مردم است.مانند احکام معاملات و سياسات و جزاييات از قبيل حدود و قصاص و ديات و احکام قضايي، و مالياتهايي نظير خمس و زکات که حفظ دولت اسلام متوقف بر آن است.به همين خاطر علماي خاصه و عامه اتفاق نظر دارند که در محيط اسلام وجود سياستمدار و رهبري که امور مسلمانان را اداره کند ضروري است بلکه از ضروريات اسلام است.هرچند در خصوصيات و شرايط او و چگونگي تعيين او از سوي رسول اللهf يا با انتخاب عمومي، اختلاف نظر دارند.
ثالثا: بي ترديد سياست بلاد و تامين جهات اجتماعي در دين اسلام جداي از جهات روحاني و شئون مربوط به تبليغ احکام و ارشاد مسلمانان نيست، بلکه از همان صدر اسلام سياست با ديانت در هم آميخته و سياست از شئون ديانت محسوب مي شده است.رسول الله(ص) شخصا به تدبير امور مسلمانان مي پرداخت و امور آنان را سياستگزاري ميکرد و مسلمانان براي حل و فصل خصومتهاي خويش به وي مراجعه ميکردند. پس از آن حضرت نيز سيرهي خلفاي راشدين و غير راشدين و امير المؤمنين(ع) به همين منوال بود. آن حضرت پس از تصدي ظاهري خلافت، امور مسلمانان را تدبير ميکرد و براي ولايات، قاضي و حاکم منصوب ميفرمود.[5]
اين است مباني عقلي و شرعي حکومت ديني.
[1] - بحار الأنوار ، ج52، ص 51.
[2] - در راستای پرورش انسانی که حکم خدا را در جامعه جاری کند در مورد رسول خدا، حضرت علي(ع) در خطبهي 193 ميفرمايند: «...وَ لَقَدْ قَرَنَ اللهُ بِهِ.(ص)مِنْ لَدُنْ اَنْ كانَ فَطيماً اَعْظَمَ مَلَكٍ مِنْ مَلائِكَتِهِ يَسْلُكُ بِهِ طَريقَ الْمَكارِم و مَحاسِنَ اخلاقِ العالَمِ، لَيْلَهُ وَ نهارَهُ» از همان لحظهاي كه پيامبر(ص) را از شير گرفتند، خداوند بزرگترين فرشتهي خود را مأمور تربيت پيامبر كرد تا شب و روز، او را به راههاي بزرگواري و راستي و اخلاق نيكو راهنمايي كند.
[3] - به کتاب ولايت فقيه(حکومت اسلامي)، امام خميني، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1373، ص 39- 40 رجوع شود.
[4] - به کتاب البيع، امام خميني، مؤسسه اسماعيليان، ج 2، ص 461- 462 رجوع شود.
[5] - به کتاب البدر الزاهر في صلوة الجمعه و المسافر، حسينعلي منتظري، (تقرير لما افاده آيت الله العظمي حاج آقا حسين بروجردي طباطبائي)، ص 52- 57 رجوع شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در بستر اسلام و با توجه به معارف الهی، ذیل رهنمودهای نایب الإمام به تمام برکات منتظرین امام خواهید رسید إنشاءالله. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با رویکرد عبور از ظاهر اعمال در عین انجام اعمال، إنشاءالله حضور قلب حاصل میشود. کتاب شریف «آداب الصلواة» از حضرت امام نکات ارزشمندی دارد. مباحث معرفت نفس نیز مفید خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که میدانید این موارد، مواردی نیست که این سایت بتواند طی یک سؤال و جواب وارد شود. نیاز به نشستها و مناظرهها دارد در جریان نگاه آقای احمدی نژاد هستم. با توجه به سوابق اجرایی که داشته ام معتقدم موضوع پیچیده تر از این حرف هاست و بحمدالله نظام به طرزی حکیمانه از این مشگلات به همان صورتی که از دفاع مقدس سر افراز بیرون آمد از این مشگلات به روشی غیر از روشی که آقای احمدی نژاد تصور می کنند عبور می کند. موفق باشید
