با سلام: ببخشید جامعه سازی طبق قاعده، قبل از تمدن سازی باید صورت بگیرد. یعنی آن جامعه تراز که شکل گرفت، تمدن را تشکیل میدهند؟! ولی الان در مبحث تمدن سازی شاید گفتمان داشته باشیم اما در حوزه جامعه سازی (مباحث اجتماعی)، بسیار کم کار شده! (شاید ما از این فیوضات محرومیم)! اگر ممکن هست منبعی برای گفتمان اجتماعی که در پیش رو باید داشته باشیم معرفی بفرمایید. ممنونم با تشکر🌹
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم با رجوع به کتاب « شیعه و تمدنزایی» معلوم شود چشماندازی که در مقابل ما از طریق حرکت توحیدی انقلاب اسلامی پیش آمده، آرامآرام و طی فرآیندی تاریخی ما به جامعه همطراز تمدن اسلامی نزدیک خواهیم شد. معلوم است که در این مسیر موانع تاریخی متعددی در پیش داریم. زیباییِ کار در آن است که هر اندازه همّت کنیم، نتیجه میگیریم به همان معنایی که فرمود: «رنج، راحت شد چو شد مطلب بزرگ/ گَردِ گَله توتیای چشم گرگ». موفق باشید
استاد عزیز سلام و خدا قوت: در رابطه با تفسیر المیزان بنده مدتی هست شروع کردم و جلد اول صفحه ۱۲۵ رسیدم، واقعیتش متن تفسیر برای بنده مقداری سنگین هست و بعضی مطالب باید چندین بار برگردم تا متوجه بشم، مطالب تحلیلی و تفسیری زیاد داره مثلا در مورد معجزه ۵۰ صفحه توضیح داده شده و بحث بسیار باز شده، ولی در تفسیر نمونه ۱۳ صفحه شرح داده. البته بحث ما تفاسیر دیگر نیست و هدف بهره بردن از روح قدسی علامه در المیزان هست که تفاوتش با بقیه تفاسیر ملموس هست البته حدود ۷۰ درصد مطالب را درک میکنم و در درون متن هر از گاهی نکات ناب و مطالب معرفتی میبینم که روح انسان رو نوازش میده و درون بقیه تفاسیر شاید دیده نشه، ولی مطالب کلی به دلیل پیچیده بودن بعد از گذر از مبحث، با وجود نسخه برداری زیاد چیزی تو دهنم نمیمونه. به نظر شما ادامه بدم و در ادامه راه برکاتی نصیبم میشه یا ثقل کلام خسته ام میکنه؟ خدا حفطتون کنه
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از تأمّل در مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آنها و با همان روشی که در جزوه «شرح مختصر دستورالعمل آیة الله بهجت رحمتاللهعلیه» بیان شده کار را ادامه دهید، إنشاءالله نتیجه خواهید گرفت. بد نیست بعضی از صوتهای تفسیر قرآن را که روی سایت هست به عنوان نحوههای ورود به تفسیر المیزان، استماع فرمایید. موفق باشید
سلام استاد گرامی: روز معلم و عید فطر را خدمت شما تبریک می گویم. و خیلی ممنونم از راهنمایی هاتون. در مورد حقیقت دعا و سینما لطفا بفرمایید. از آنجایی که حقیقت انسان طلب است. دعا که خود، داستانِ وجود است در قوس صعود، و حالات دعا که خود سفری است در عبور از اعتباریات و رسیدن به معرفتِ حقیقت، چگونه قصه ی انقلاب اسلامی را رقم زده است؟ دعا نحوه ی نگاه انسان را به بودنش تغییر می دهد و بودنی در عین ربط به حضرت حق تجلی می کند. و این نکته، ظرائفی را در امکان فیلمنامه نویسی ایجاد می کند تا بتواند بر بنیان دعاهای معصومین ساختاری از وجود بیابد. از طرفی فیلمنامه نویس که می خواهد بنیاد حضور انسان را در زندگی بیابد، می تواند نوع شخصیت پردازی را در نسبت با حضرت حق تعریف کند و صحنه های سینمایی را بر بنیان گام های دعا تطبیق دهد. برای مثال اینکه خطاکاران طلب بخشش دارند و اطاعت کنندگان طلب کمک و یا در مناجات های پانزده گانه، مناجات توبه کنندگان، شکرگزاران، اطاعت کنندگان، توسل کنندگان و ... هرکدام اشاره به صورتِ زندگی و بودنی دارد که به همان نحوه از حضور و مناجات منجر می شود. و تمام شخصیت های داستان در موقعیتی که هستند نحوه ایی از بودن، در نسبت با حضرت حق را در خود دارند. در هر صورت اسرار دعا و سفری که برای خواننده رقم میزند قصه ایی است که انسان در طلب تجربه ی آن است. وقتی دعا در انسان محقق شود، قصه ی فطرت است که شدّت می یابد و تجربه ایی از بودن رقم میخورد. و چقدر زیبا می توان داستان زندگی بشر عصر توبه و نیازش را در دعای توبه امام سجاد ( ع) شاهد بود؛ از طرفی در همین دعا اشاره می شود؛ حکایات لسان، لحظات نگاه و خطورات قلب، محبت الهی را در انسان می تواند زایل کند. در بیان تصویر سینمایی و نوع وجودی آن اینگونه محبت الهی جایگاه می یابد. که توجه تصویرسازان را فرا میخواند. و این چنین دعای همیشگی امام خمینی «اِلهی هَب لی کَمالَ الاِنقِطاعِ اِلیکَ» ، و یا دعای همیشگی شهید سلیمانی «رَّبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَّصِيرًا»، قصه ی بودن هایی که فراتر از بودن ست به وسعتِ «هست» را رقم میزند. بر طبق فرمایش امیر المومنین، خدا كليد گنجينه هاي خود را با دعا در دست بنده اش قرارداده است، و این چنین نحوه ی حضور رزمنده ها و بسیجی ها در شب های حمله و دعاهایی که تحقق وجودی می یابند تجربه میشود. و اگر قصه ها خالی از دعاست، خالی از شخصیت های حقیقی است و خالی از سفر، بلکه به دور خود چرخیدن است. خیلی ممنون
سمه تعالی: سلام علیکم: آری! «اگر قصه ها خالی از دعاست، خالی از شخصیت های حقیقی است». و از آن مهمتر امیدواریِ رزمندگان و رهبر معظم انقلاب است که این روشنترین شکلِ دعا در حرکات و گفتار آنها میباشد. زیرا به صحنهآمدن در عین امیدواری به مدد الهی، حکایت از روحی میکند که در عمل نیز در حال دعا میباشد و شخصیتهای قصه با چنین روحیههایی دنیایی از امید را مقابل انسان میگشایند، امیدی که حاصل از دعاهای آنها است در تنهاییهایشان؛ و به گفته شما تجربههای رقمخورده در نیایشها. بیحساب نیست که رهبر معظم انقلاب در سخنان اخیرشان با دانشجویان در رابطه با امید نسبت به آینده فرمودند: «البتّه بعضی از نسلهای گذشته شما اینجا کم آوردند، در این مورد کم آوردند و دچار خطا شدند؛ یعنی آنجایی که نبایستی مأیوس بشوند، نباید ناامید بشوند، ناامید شدند، و این ناامیدی آنها را از میدان خارج کرد، و بعضیهایشان هم بدجوری خارج شدند! حالا بعضیها فقط خارج شدند امّا بعضیها علاوه بر خارج شدن از میدان مبارزه انقلابی، همصدای با دیگران هم شدند. خب پس این توصیه اوّل من: مواظب باشید به افق پشت نکنید، به قلّه پشت نکنید، همیشه به سمت قلّه و به سمت افق روشن حرکت کنید.»
دعا، حقیقتاً داستان وجود آدمی است تا با بیکرانه وجود خود در عین فقر ذاتیاش، به بیکرانه حضور حضرت حق در عین غنای ذاتیاش متصل گردد و ما در داستان و سینما نمیتوانیم از این امر مهم غفلت کنیم. موفق باشید
با سلام و خسته نباشيد سوالي در مورد امر ازدواج براي اينجانب پيش آمده و آن اينكه گاهي خواستگاري كه پيش مي آيد ايمان و اخلاق را داراست ولي به دلايلي از جمله ظاهر فرد، شغل فرد و گاهي حتي به دليلي كه بر خود شخص هم دقيقا معلوم نيست، فرد هيچگونه تمايلي براي ادامه در خود نمي يابد، به گونه اي كه حتي اصرار اطرافيان براي ادامه منجر به آشفتگي و به هم ريختگي مي شود. سوال بنده اين است كه اين بي تمايلي نشأت گرفته از قلب است يا وهم؟ آيا بايد بر آن صحه گذاشت، يا با هر فشاري كه شده به دليل وجود ملاك هاي اصيل مانند اخلاق و ايمان خود را به پاسخ مثبت وادار كرد؟ سوال دوم اينكه اساسا مجال دادن به وهم در امر ازدواج تا چه اندازه لازم و تا چه اندازه خطرناك است؟ متشكرم
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید در برخورد اولیه، انسان از طرف یا خوشش بیاید و یا لااقل احساس کند میتواند با آن مأنوس باشد. ولی در مورد مسائل بعدی، همینکه احساس شود میتواند زندگی سادهای را برای شما فراهم کند کافی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن و کتاب «خویشتن پنهان» و کتاب «معاد» همراه با شرح صوتی آن إنشاءالله مفید و مؤثر خواهد بود. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام خدمت استاد گرامی و ضمن تشکر فراوان: اگر حضور در اربعین امام حسین علیه السلام را زمینه ایی برای صدور تفکر انقلاب اسلامی در عصر امام خمینی رضوان الله تعالی علیه بدانیم آیا می توان این دوری که با کرونا ایجاد شده را فرصتی بدانیم برای عمق دادن معرفت توحیدی خود و جامعه مان برای نقش آفرینی و تحقق تمدن نوین اسلامی و به عبارتی دیگر عدم آن نگاه توحیدی ناب محمدی (صلوات الله علیه) را مانع نقش آفرینی درست در زمانه خود و عدم حضور در میدان اربعینی بدانیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در نگاه توحیدی گویا حضوری دیگر در مقابل ما گشوده شده تا در دل آنچه با رخداد اربعینیِ این سالها پیش آمد با حضور و گشایشی گستردهتر بین خود ولی با روحی اربعینی حاضر شویم و همین نسبت را إنشاءالله با مردم جهان شکل دهیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که جناب پروفسور هانری کربن معتقد است ایرانیان با حکمت خسروانی رسالتی را برای حضور در جهان به عهده دارند در آن حدّ که دار مستتر، ایرانشناس فرانسوی گفته است که اسکندر میخواست ایران را یونانی کند، یونان را ایرانی کرد. و یا میشل فوکو معتقد است ایران، روحی است در جهان بیروح. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در بستر اسلام و با توجه به معارف الهی، ذیل رهنمودهای نایب الإمام به تمام برکات منتظرین امام خواهید رسید إنشاءالله. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله بسیار مهمتر از این حرفها میباشد. باید به نیازهای بشر جدید فکر کرد که بنا دارد بدون زیر پاگذاشتن تاریخ مدرن از هویت قدسی خود سراغ بگیرد. همه چیز گواه آن شورمندی دینی است که کربلا آینه آن بود، نیاز بشر آخرالزمانی است، تا جواب نیاز ظرفیت ایمانی خود را بدهد و این بالاتر از آن ایمانی است که در مقام علم الیقین و حتی عین الیقین سراغ انسان میآید. به همین جهت وقتی شب عاشورا حضرت اباعبدالله «علیهالسلام» به اصحاب خود به عنوان امام زمانشان اجازه دادند که بروند، با اصرارِ تمام ماندند؛ زیرا متوجه شده بودند چه شرایطی پیش آمده و در چه شرایطی قرار گرفتهاند، شرایطی که درک حق الیقینی تاریخی و شور ایمانی خاصی، در بستر حضور در تاریخ قدسی، سراغ آن ها میآمد و آن ها متوجه آن حضور بودند.
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با رویکرد عبور از ظاهر اعمال در عین انجام اعمال، إنشاءالله حضور قلب حاصل میشود. کتاب شریف «آداب الصلواة» از حضرت امام نکات ارزشمندی دارد. مباحث معرفت نفس نیز مفید خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این قوا در نسبت با این دنیا و خصوصیاتی که در این دنیا برای انسان نسبت به بدن او پیش میآید مربوط است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای بنده نیز پیش آمده که حتی از خواب بیدار شدم و دفترچه را از طاقچه برداشتم و آن شعری که در خواب گفته بودم در آن یادداشت کردم و کنار رختخواب گذاشتم و خوابیدم، ولی صبح که بیدار شدم دفترچه جای دیشب آن بود و هیچ شعری نیز در آن نوشته نبود. عجب خوابِ در خوابی بود!! فردای قیامت معلوم میشود در این دنیایی که سراسر خواب است و فردا که بیدار میشویم چه خوابهایی برای خودمان دیدهایم که نباید میدیدیم. این دیگر دست خودمان است که در این خوابکدهی دنیا به سوی چه چیزی برویم و به سوی چه چیزی نرویم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چنین ورودی برای امتحان حقّانیت دین الهی از نظر مبنا و بنیان غلط است. خداوند در این موارد به انسانها عقل داده تا خودشان چنین اموری را حل کنند. غربی و شرقی و چینی و آمریکایی ندارد؟!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقوع قیامت، شبیه نیروی جاذبهی زمین که نمیتوان به دنبال آن گشت؛ میباشد. زیرا آن جاذبه، ما را در برگرفته است. باید انسان در ساحت دیگر حاضر شود تا قیامت برایش ظهور کند و از این جهت، زمان و زمانمندی معنا ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فال، در هر حال یک امر حالی و احوالی است. بحث صحت و عدم صحت در آنجا مطرح نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر دقت شود نگاه قدسی به عالَم با نگاه تجربی بهکلّی متفاوت است. مثلاً ما در روایت داریم آسمان اول محلّ فرشتگان مخصوص به خودش میباشد و پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» در سفر معراجیشان در آسمان اول با آنها روبرو شدند و مسلّم آن آسمان، آسمانِ این زمین نیست. پس معنی آسمانهای هفتگانه، مراتبِ عوالم وجودند در هویت قدسیشان. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به گفتهی شهید مطهری «رحمتاللهعلیه» اصول دینی که در بین ما شیعیان مطرح است در مقابل اشاعره و معتزله میباشد وگرنه اموری مثل امر به معروف و یا همین ایمان به فرشتگان، بسیار اصولیتر است در فضای قرآنیِ بحث. ۲. حضرت ربّ العالمین «ستارالعیوب» اند تا عیب مردم فاش نشود و از ادامهی کمالات مأیوس گردند. ولی حضرت ولیّ عصر «عجلاللهتعالیفرجه» حجّتِ همهی انسانیتاند و به نور آن حضرت، انسانها سر و سامان میگیرند. مگر میشود آن حضرت در جریان وضع انسانها نباشند؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با حضور فرزند، فرشتگان زیادی وارد زندگی میشوند و برکات معنوی خاصی نصیب شما میگردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر این دو قابل جمع نیست؟ آری! ابتدا علمی میخواهیم که بفهمیم تزکیه چگونه باید انجام شود و بعد به کمک تزکیه است که آموختههای ما جهت درستی پیدا میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. میفرمایند زندگی خود را در مسیر راهی که صادقین برای خود شکل دادهاند، شکل دهید. ۲. مسلّم مصداق کامل صادقین، ائمه«علیهمالسلام» هستند. ۳. به نظر بنده همین است که میفرمایید. ۴. عرض شد بنده هم همینطور فکر میکنم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همهی ائمه «علیهمالسلام» برای حفظ اسلام حاضر بودند جان خود را بدهند و حضرت روح اللّه «رضواناللّهتعالیعلیه» بر اساس این قاعده آن نکته را میفرمایند که حضرت ولیّ عصر «عجلاللّهتعالیفرجه» هم حاضرند برای حفظ اسلام جان خود را بدهند. و این غیر از آن است که بحث کنیم اگر آن حضرت نیز جان خود را بدهند؛ ادامهی اسلام چه میشود. این فرعِ سخن حضرت امام است. اصل حرف آن قاعدهای است که باید مدّ نظر قرار گیرد که آیا بالاخره حضرت ولی عصر مانند جدّ بزرگوارشان حاضرند برای حفظ اسلام جان خود را بدهند؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هنر ما در رجوع به حضرت حق است جهت رفع نقائص. تفاوتی بین اذکار مذکور نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مراحل حضور روح و احوالات آن در برزخ و قیامت، ظهوراتِ احوال نفس ناطقه است و تقدّم و تأخر آن احوالات در عین جمع نزد نفس ناطقه میباشد. مثل آن که نسبتی بین فکرکردن به یک موضوع و تصور آن در میان میباشد. ولی این حالت در زمان خاصی صورت نمیگیرد هرچند نسبت به همدیگر تقدّم و تأخر دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! انقلاب اسلامی راهی است که انسان اگر وجود خود را به آن بسپارد، قصهاش همان میشود که شما فرمودید: «او که خود از خویش پشیمان نبود» و همو که به قول شما: «دوست من نقطهی پایان نبود». بلی! نقطهی پایان نبود، شروعی بود برای آنکه همهی انسانها در انسانیت خود به تمامیت برسند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: واللّه اینها چیزی نیست که من سر در آورم. شاید هم امتحان باشد. زیرا بعضیها میتوانند در بلا هم الطاف او را بچشند. موفق باشید
