بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
27169

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما استاد بزرگوار: آیا شما برای به چاپ رساندن اصوات شرح زیارت جامعه کبیره خودتان اقدامی کرده اید؟ از شما می خواهم که کار را انجام دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد شده است، ولی کار بسیار سنگینی است. موفق باشید

26739

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: بر طبق آیه ۱۲ سوره ممتحنه «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذَا جَاءَکَ الْمُؤْمِنَاتُ یُبَایِعْنَکَ عَلَى أَنْ لا یُشْرِکْنَ بِاللَّهِ شَیْئًا» موضوع بیعت زنان با پیامبر و اصل مشارکت سیاسی زن مورد تصریح واقع شده است و اصل مهمی در اندیشه اسلامی است؛ با توجه به این امر حدود مشارکت سیاسی_اجتماعی زنان در جامعه چگونه است و در چه چارچوب هایی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به جمله‌ی حضرت امام خمینی توجه فرمایید که می‌فرمایند: «ما مفتخریم که بانوان و زنان پیر و جوان و خرد و کلان در صحنه های فرهنگی اقتصادی و نظامی حاضر و همدوش مردان یا بهتر از آنان در راه تعالی اسلام و مقاصد قرآن کریم در صحنه‌اند» موفق باشید

26508

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: در ادامه سوال ۲۶۵۰۷ اگر من علم پیشین خداوند را قبول نداشته باشم ۱. از نظر اعتقادی دچار چه مشکلی می شوم؟ ۲. از نظر معرفتی دچار چه اشکالاتی می شوم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی ۲۶۵۰۴ عرض شد مسئله‌ی «عدل الهی» کار را به نظر به علم پیشینِ الهی می‌کشاند. ولی اگر کسی چنین مسئله‌ای در عدل الهی ندارد، چه مانعی دارد که خود را مشغول این امور نکند؟ موفق باشید

26492

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد محترم: اثر گرانقدر جنابعالی بعنوان «جایگاه رزق انسان در هستی» رو مطالعه می کردم که سوالی برایم پیش آمده۔ از استنباط جنابعالی پیرامون روایت امیرالمومنین فهمیده می شود که رزق بر دو قسم است؛ یکی وهمی و غیر حقیقی و دومی حقیقی و از مقدرات۔ اما بطور عمومی آن روایت اینطوری ترجمه می شود که رزق حقیقی بهرحال به انسان می رسد ولی اگر او خواست بیشتر از آن بدست بیاورد باید تلاش و کوشش بکند۔ این دو رویکرد به یک روایت کاملاً در مقابل هم قرار دارد چون بنظرم رزق غیر حقیقی اصلاً مال ما نیست که بخواهیم بدنبالش برویم۔ لطفاً این مسئله رو برایمون روشن فرمایید۔ علاوه ازین اگر مقدور باشد لطفاً کتابی رو معرفی فرمایید که جایگاه ریاضی و هندسه رو در عرفان اسلامی تبیین کرده باشد۔ خیلی ممنون۔ خداوند حفظتون فرمایند بحق پنجتن آل عباء آل کساء صلوات الله علیهم۔
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فکر می‌کنم آن رزقی را که می‌فرمایید که اگر بیشتر از رزق حقیقی انسان‌ها بخواهند باید تلاش بیشتر کنند؛ شاید وَهمی هم نباشد، ولی نیازِ منطقی او نیست و عملاً به دنبال او رفتن او را از کارهای مهمش باز می‌دارد. ۲. چیزی در ذهن ندارم. موفق باشید

25616

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد، مدتی است پس از انتشار سند جهانی خانواده توسط سازمان ملل و موسسه مطالعات خانواده، علاقه مند شدم که در باب نهاد خانواده در عصر جدید و تربیت خانوادگی تحقیقی انجام بدم. ویژه از نکات مهم این سند، این بود که غالب کشورهای غربی در برخی مولفه های حیاتی مثل مصرف قرص های افسردگی، تولدهای نامشروع، ارتباط فرزندان با والدین با آماری حیرت انگیز رو به رو بودند و حتی آمارهایی عجیب از همجنس گرایی و ارتباط جنسی با حیوانات مرقوم شده بود. بحمدالله در این سند، ایران اسلامی در بالاترین رتبه ها از جهت حلال زادگی و تولدهای مشروع و کاهش بزهکاری های جنسی بود. در راستای تقویت نهاد الهی خانواده و تربیت توحیدی با توجه به این مباحث و تاکیدات ویژه رهبر معظم انقلاب مبنی بر تقویت خانواده و ایستادن مقابل موانع رشد این نهاد (که حتی حضرت آقا در دیدار مداحان، کاهش رشد خانواده را توطئه دشمنان انسانیت خواندند) چه نکاتی مد نظرتون هست که در این راستا کاربردی باشد؟می خواهم ویژه روی این سه کتاب «عالم انسان دینی» و «فرزندم اینگونه باید بود» و «چگونگی فعلیت یافتن باورهای دینی» برای این تحقیق استفاده کنم، خودتون به‌عنوان مولف در این سه کتاب چه نکاتی میتونه به انجام تحقیق کمک کند؟ موفق باشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌توانم به نکات خاصی اشاره کنم. روح مباحث را باید در نظر داشته باشید و مبتنی بر آن در موضوعِ مورد نظر خود ورود کنید. موفق باشید

25168

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
مختصر: از آنجایی که می دانیم، خلیفه الله شدن یعنی همان مظهر صفات و افعال خداوندی است، سوال اینجاست که آیا راه مظهریت این است که به دنبال کسب صفات برویم و آن را با اعمال، در خود بروز بدهیم (مثلا صفت شجاعت را تمرین بکنیم تا شجاع شویم) یا فقط باید دل و ظرف را پاک کنیم و بعد صفات، خود به خود در دل ظهور می کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم راه دوم نتیجه‌بخش‌تر خواهد بود، منتهی به شرطی که مقدماتِ معرفتی فراموش نشود. موفق باشید

24499

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با توجه به اینکه برای نام گذاری فرزندان از الفاظ قرانی استفاده می کنند، مثل هدی، بشری، حسنی و ... نظر شما در این باره چیست؟ نظرتون رو راجع به اسم حسنی هم خصوصا بفرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده خوب است از آن جهت که مظهر انوار الهی می‌باشد. موفق باشید

33379

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: جناب استاد حدود یک ماه است که به درگیری درونی شدیدی مبتلا هستم. پنج ماه پیش برای اولین بار توفیق زیارت اباعبدالله نصیب بنده شد، از همان‌جا و همان وقت مدام برای زیارت اربعین دعا و نذر می‌کردم. اما اکنون چنان نسبت به مسئله‌ غافل و فراموشکار می‌شوم که نگو و نپرس... ابتدا آنقدر سهل‌انگاری کردم که قرعه کاروان دانشگاه به نام دیگران افتاد و پس از آن هم هر بار که به موضوع فکر می‌کردم، یک احساس درونی منفی شدید (چیزی شبیه به سوءظن و ترس و یاس) مانع می‌شد که از راه‌های دیگر برای ثبت‌نام اقدام کنم. نمی‌دانم این تردید که «شاید بهتر است نروم» حاصل وسوسه شیطان است یا واقعا و حقیقتا هزار و یک مصلحت هست که باید از این سفر صرف‌نظر کنم. یک پیام خبری از مرزها و وضعیت مسافران یا یک نوای نوحه‌هایی مانند «به تو از دور سلام» چنان تکانم می‌دهد و قلبم را زیر و رو می‌کند که حد ندارد اما باز منتهی می‌شود به همان درگیری درونی که در آن شکست‌خورده ترین فرد عالم می‌شوم. ناخودآگاه ذهنم به سمت مسائل دیگر فرار می‌کند تا از این کشمکش رها شود. و باز کافی‌ست نامی از امام حسین و کربلا و اربعین ببینم یا بشنوم تا دوباره دنیا روی سرم آوار شود که آخر، این رسم عاشقی ست؟! افتاده‌ام در یک دور باطل اما فرسایشی چون به هر حال زمان می‌گذرد و فرصت می‌رود و این ناآرامی دفعه بعد قوی‌تر و شدیدتر بروز می‌کند. گاهی در تصمیم‌گیری‌ها وسواس دارم اما این حجم از تردید را تا به حال تجربه نکرده بودم... از یک طرف حاضرم نصف عمرم را برای یک کربلا بدهم؛ از طرف دیگر می‌گویم شاید این آن چیزی نیست که امام از من انتظار دارد و من باید تابع اراده امامم باشم اما از کجا بدانم خواست امام چیست، نکند این افراط باشد در زیارت رفتن، نکند یک زیارت نابه‌جا و بی‌موقع باشد درحالی‌که باید می‌ماندم و به وظایفی که در سفر قبلی به اباعبدالله قول داده بودم (درس و بسیج و کلا فعالیت برای ظهور) عمل می‌کردم، می‌خواهم آنی باشم که امام از من می‌خواهد اما نمی‌توانم تشخیص دهم کدام اولویت دارد، و شیطان هم این وسط از آب گل‌آلود ماهی می‌گیرد. نام اهل‌بیت که قبلا حالم را عوض می‌کرد و «فما احلی اسماءکم» را بارها به من چشانده بود، اکنون حجم عظیمی از شرمندگی و یاس و سرخوردگی را در ذهن و قلبم خالی می‌کند. نمی‌دانم شاید مسئله به نظر جنابعالی ساده و کوچک باشد اما باور بفرمایید این آخر، به درجه‌ای از ناامیدی رسیده بودم که تصمیم داشتم شب گذشته در مجلس حضرت رقیه از ایشان مرگ خودم را بخواهم. البته ذکر مصیبت‌های اسرای کربلا منصرفم نمود و درواقع به غیرتم برخورد و شرمنده‌ام کرد که بخواهم راحت صحنه را خالی کنم و آرام بمیرم درحالی‌که می‌توانم بمانم و خونخواه اهل‌بیت باشم، آن هم بعد از آن همه قول و قرار با امام حسین و امام زمان (ع). مثل همیشه «بودن برای و به‌خاطر اهل‌بیت» شد تنها انگیزه زنده‌ماندنم، اما آن کشمکش درونی هنوز باقی‌ست... اگر بدانم وظیفه‌ام در این لحظه چیست و کلاً خواسته امامم در هر انتخاب چیست، مشکلی ندارم. اما توانایی تشخیص آن را ندارم و هم می‌ترسم که اشتباه کنم. این شک و وسواس کم‌وبیش با من هست و از بین نمی‌رود که نمی‌رود. اما در این مورد آخر که عرض کردم واقعا نفس‌گیر شده است. و هنوز هم مسئله برایم باقیست؛ امام حسین الآن از من چه می‌خواهد؟...

متن پاسخ

سمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که زیارت، نباید عادت شود احتمال دهید نرفتن آن برای شما که زمانی نیست از آن سفر برگشته‌اید؛ رجحان داشته باشد و از این جهت اصرار نکنید. بگذارید هرچه پیش آید. نهایتاً در روز اربعین حرکت به سوی گلستان‌های شهدا و زیارت آن عزیزان که نوری از حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» را در خود دارند، را از دست ندهید. موفق باشید

33291
متن پرسش

سلام و عرض ارادت و توفیق روز افزون برای استاد گرامی و همه ی کسانی که در این جبهه فرهنگی فعالیت دارند. استاد دو سوال دارم اول اینکه نظرتان در مورد سخنران انقلابی (استاد احسان عبادی) چیه؟ و آیا اینکه در سخنرانی هایش بعضی از اساتید را تعریف و تمجید می‌کنند مثل رحیم پور ازغدی و بعضی اساتید را همینجور عیب و نقص هایشان را می‌گویند. مثل استاد پناهیان و رائفی پور و همیشه هم می‌گویند مبنای فکرتان را روی این اساتید نگذارید آیا این توصیه ها که میگن درسته؟ با تشکر دعای امام زمان بدرقه راهتان باشد

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد که می‌فرمایید اطلاعی ندارم ولی آنچه برای ما مسلّم است همه عزیزانی که در بستر اسلام و تشیع ذیل انقلاب و ولایت فقیه قرار دارند با همه تفاوت‌هایی که در بین‌شان هست، برای ما محترمند و وجود آن‌ها حکایت از سعه انقلاب دارد در چهره‌های مختلف. فراموش نفرمایید که انقلاب اسلامی راهی است به سوی اهدافی بلند و قدسی، حال هرکس در منزلی از منازل این راه حاضر است و در حال پیمودن بقیه راه است. بنده در عین ارادت بسیار به جناب استاد رحیم‌پور، در چهره اساتیدی همچون استاد پناهیان و استاد رائفی‌پور می‌بینم که به سوی کمالاتِ نهفته در انقلاب اسلامی در حرکت‌اند. چرا ما در امروزِ این عزیزان، فرداهایی که طلوع می‌کند را ننگریم؟ نظر شما را ذیلاً به روایت مشهور جناب مسروق جلب می‌کنم . موفق باشید

مَسْرُوقٍ قَالَ: دَخَلْتُ يَوْمَ عَرَفَةَ عَلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع وَ أَقْدَاحُ السَّوِيقِ بَيْنَ يَدَيْهِ وَ بَيْنَ يَدَيْ أَصْحَابِهِ وَ الْمَصَاحِفُ فِي حُجُورِهِمْ وَ هُمْ يَنْتَظِرُونَ الْإِفْطَارَ فَسَأَلْتُهُ عَنْ مَسْأَلَةٍ فَأَجَابَنِي فَخَرَجْتُ فَدَخَلْتُ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ ع وَ النَّاسُ يَدْخُلُونَ عَلَى مَوَائِدَ مَوْضُوعَةٍ عَلَيْهَا طَعَامٌ عَتِيدٌ [طعام عتيد: معدّ حاضر (لسان العرب- عتد- ج ۳ ص ۲۷۹)] فَيَأْكُلُونَ وَ يَحْمِلُونَ فَرَآنِي وَ قَدْ تَغَيَّرْتُ فَقَالَ يَا مَسْرُوقُ لِمَ لَا تَأْكُلُ فَقُلْتُ يَا سَيِّدِي أَنَا صَائِمٌ وَ أَنَا أَذْكُرُ شَيْئاً فَقَالَ اذْكُرْ مَا بَدَا لَكَ فَقُلْتُ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ تَكُونُوا مُخْتَلِفِينَ دَخَلْتُ عَلَى الْحُسَيْنِ ع فَرَأَيْتُهُ يَنْتَظِرُ الْإِفْطَارَ وَ دَخَلْتُ عَلَيْكَ وَ أَنْتَ عَلَى هَذِهِ الصِّفَةِ وَ الْحَالِ فَضَمَّنِي إِلَى صَدْرِهِ وَ قَالَ يَا ابْنَ الْأَشْرَسِ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى نَدَبَنَا لِسِيَاسَةِ الْأُمَّةِ وَ لَوِ اجْتَمَعْنَا عَلَى شَيْ‏ءٍ مَا وَسِعَكُمْ غَيْرُهُ إِنِّي أَفْطَرْتُ لِمُفْطِرِكُمْ وَ صَامَ أَخِي لِصُوَّامِكُم‏» در روز عرفه بر امام حسین علیه السلام وارد شدم در حالیکه کاسه هایی از سَویق (غذایی خاص) در محضر امام و اصحاب ایشان بود و قرآن ها در منازلشان بود و منتظر افطار بودند پس، در رابطه با مسأله ای از امام سؤال کردم و امام جوابم را دادند سپس خارج شدم و بر امام حسن علیه السلام وارد شدم درحالیکه در منزل ایشان سفرهایی که غذای آماده بر روی آنها گذاشته شده بود قرار داشت که مردم می آمدند و از این غذا می خوردند و با خود می بردند پس امام علیه السلام مرا دید و من دگرگون شدم سپس امام فرمودند ای مسروق چرا از غذا نمی خوری پس من گفتم ای آقای من، روزه هستم و من چیزی را به یاد می آورم پس امام فرمودند آنچه را که برایت ظاهر شده بیاد آور پس گفتم پناه می برم به خدا از اینکه شما مذهب و عقیده دیگری را اختیار کرده باشید.  یعنی امام حسین (ع) روزه بود و شما مفطر هستی. امام حسن (ع) می‌فرماید: آیا نمی‌دانی که خدای متعال ما را برای تدبیر امور امت فراخوانده است؟ اگر ما یک روش را در پیش گیریم، آنگاه راه و روش دیگری برای شما جایز نخواهد بود. من افطار می کنم تا هر که خواست افطار کند و برادرم روزه می گیرد، تا هر کدامتان خواستید روزه بگیرید.

 

33219

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: تفسیر قرآن را از چه سوره ای و چگونه آغاز کنم؟ از اول قرآن آغاز کنم؟ سیر مطالعاتی تفسیر قرآن چگونه باشه؟ سوال دوم: فلسفه اسلامی را تا چه سقفی و کتابی کار کنم؟ نیاز به خواندن اسفار هست؟ آیا خواندن فلسفه غرب سودمند است؟ سوال سوم: من نمی تونم به والدینم احترام بگذارم چون پدرم بد دهن است و مادرم تنبل و... و در پیشینه کودکیم بزرگ ترهای دیگه چون به والدینشان بی احترامی می کردن منم یاد گرفتم یعنی در ناخودآگاهم ثبت شده و...حالا باید چه کار کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به نظر می‌آید از ابتدای قرآن همراه با تفسیر «المیزان» شروع بفرمایید و در ابتدای کار نیز سری به جزوه «جایگاه تفسیر المیزان و روش استفاده از آن» بزنید https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%A7%D9%84%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86&tab=posts&inner_tab=leaflet

 ۲. حدّاقل برای ابتدای کار  در رابطه با فلسفه اسلامی، مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و «حرکت جوهری» که هر سه روی سایت هست، لازم است. ۳. به هر حال وظیفه ما هست که در هر صورت ادب را نگه داریم. موفق باشید

33204
متن پرسش

سلام و خسته نباشید خدمت استاد: سوال ۱: شما در نکته های معرفت نفس گفتید که ما عین حیات ایم، خود زنده بودن ایم، زنده ایم به جلوه أسم حی، و زنده بودنشون رو با تو نمایش بگذارند نه چیزی هستید که زنده اید و نه مرده بودی زنده ات کردن. حال برداشت من از حرف شما اینه که  من دائما زنده بوده ام و از همون لحظه که خدا  اراده کرده به من هستی(وجود) بخشیده تا ابدیت و چون ما جلوه (أسمی) از خدا ایم پس از خدا ایم  و خدا هم که عین حیات است و دائما بوده است پس ما هم دائما بوده ایم نه اینکه مرده (نیست) بودیم و زنده شدیم. اما شما در نکته ده معرفت نفس فرمودین که ما مستقیم از ذات خدا نیستیم بلکه مخلوق خدایم  چون مقام روح بالا است خدا روح رو از خودش میدونه و ذات خدا مثل ماده تقسیم پذیر نیست وحدت دارد. حال معنی خلق کردن چیست مگر این نیست که یعنی فلان چیز اول نبوده بعد ایجاد شده ساخته شده و اگر مستقیم از ذات خدا نیستیم چطور جلوه ای (أسمی) از خدا ایم یا برداشت من از نکته دهم اشتباهه و اشتباه متوجه شده ام؟ سوال ۲: در کتاب معرفت نفس، آشتی با خدا، آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوج می‌شود، چگونگی فعلیت یافتند باورهای دینی، أسماء حسنی متوجه شدیم که باید خدا دار باشیم (ارتباط با حق، حضور قلب، متجلی شدن أسماء بر قلب، احساس حضور) نه خدا دانی صرف. از طرفی متوجه شدیم که این کار توسط استعداد بعد قلبی وجودی روحی انجام میشه و اگر خدا با أسماء اش با ما برخورد کند احساس سرزندگی و بی نیازی رو تجربه می‌کنیم و پی می‌بریم که این احساس وجودی و تجربه از جنس فکر و خیال نیست از جنس دیگری (قلبی) است و این کار توسط بعد قلبی انجام می‌شود. اما شما در مباحث عالم خیال فعال فرمودید که با عالم غیب الغیوب که نمیشه مرتبط شد و أسماء الهی در عالم خیال منفصل (مثالی) تجلی میکنه و وقتی پای تجلی میاد وسط پای صورتِ حقیقت معنا میاد وسط و ما از طریق خیال متصل خودمون با عالم مثال با صورت أسم یا صورت معنا مرتبط میشیم. حال سوال اینجاست که بالاخره ارتباط با أسماء از طریق خیال فعال صورت میگیره یا از طریق استعداد قلبی؟ تفاوت جایگاه  خیال فعال با قلب چیست؟ آیا به هم مرتبط اند؟ البته فرمودید که خیال فعال با خيال پردازی (وهم) درون ذهن تفاوت دارد و با فکر درون ذهن تفاوت دارد و خیال فعال چیز دیگری است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نفس ناطقه انسانی همان‌طور که ملاحظه فرموده‌اید عین حیات است همان‌طور که آب عین رطوبت و تری است ولی وجود آن‌ها از خداوند است به این معنا که مخلوقات در ذات خود ممکن‌الوجود هستند و وجودشان را از خداوند می‌گیرند که عین وجود است و از این جهت تنها خداوند است که خداوند است و بقیه در «وجود» نیازمندِ خداوند می‌باشند و از جهتی مظاهر انوار اسماء او هستند. ۲. همچنان‌که در پاورقی آن کتاب عرض شد، خیالات پاک در موطن حضور قلبی عامل ظهورات صور معنوی می‌شوند و از این جهت می‌توان تفاوتی بین آن‌ها قائل نبود. موفق باشید

32592

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: فرمود؛ ما خسته‌اییم، خسته به معنای واقعی. عجب است از این سایت که به‌جای پرسش و به گفت‌گو نشستن با متفکری چون شما، شده‌است مخزن الاسرار دل‌های شکسته و بیشتر حیران کننده‌ی متحیرین و شاید شما استجاب دعای رب زدنی تحیرای ما باشید. از طرفی روح در بدنم نمی‌گنجد و حس پرواز با دیگران و در میان خلق به انواع کارها پرداختن و سخن گفتن و مصداق حدیث تجلسون و تحدثون بودن تمام وجودم را پر کرده است، و از طرفی خسته از همه چیز و همه‌کس و مخصوصا از خود آنگاه که میان اجتماع حاضرم و کوله‌بارم سنگین می‌شود و دلم می‌خواهد تا ابدالابد به گوشه‌ای بنشینم و بنشینم و بنشینم و این می‌سوزاندم که هر کار کنم در خسرانم، توان حرکت ندارم، توان نشستن حتی، حال می‌فهمم که شهدا عجایب این عالمند. وقتتان را گرفتم، ببخشید. اما چه کنم واقعا؟ نه توان حرکت دارم و نه مکانی برای نشستن و ماندن.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال وقتی با مطالعات دقیق و رجوع به تفاسیر قرآن در اندیشه منطقی، خود را بپرورانیم توان حضور در اجتماع انسان‌ها و گفتگو با آن‌ها در ما رشد می‌کند. البته در کار ورزش و إعمال اراده‌های ممتد به بدن، نباید کوتاهی کرد. در سخن حضرت صادق «علیه‌السلام» نیز بیندیشید که می‌فرمایند: «مَا عُبِدَ اَللَّهُ بِشَيْءٍ أَفْضَلَ مِنَ اَلْمَشْيِ» خداوند در هیچ چیزی مثل راه‌رفتن عبادت نشد که البته این نوع پیاده‌روی وقتی معنا دارد که یا به سوی کعبه باشد و یا جهت رشد فکری و معنوی. موفق باشید

31752

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جان: من نگران پدر و مادرم هستم. اونها اصلا آرامش روح و روان ندارن و روحیه های مضطربی دارند و قرص خواب می‌خورند و خیلی قرص های دیگه. من حس می‌کنم خیلی از این حالتهاشون به خاطر ضعف داشتن در ایمان و توکل به خدا هست. پدرم تازگی ها دیگه نماز هم نمیخوانن و فحش به آخوند و دین و همه چی می‌دهد. البته قبلاً هم می‌دادن اما نمازشون رو می‌خواندن. خلاصه که من ناراحت و نگرانشونم هم برای این دنیاشون و هم آخرتشون. من باید چی کار کنم؟ چه کمکی میتونم بشون بکنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال ما وظیفه‌ای از این جهت نسبت به آن‌ها نداریم. آری! احترام آن‌ها بر ما واجب است و اگر نیاز مادی داشته باشند و ما توان مالی داشته باشیم باید برآورده کنیم. موفق باشید

31738

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: درباره ولایت فقیه، رابطه ما با آن و مسائلی ازین دست چه کتاب یا سخنرانیهایی پیشنهاد می‌کنید؟ متشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» در قسمت «مبانی حکومت دینی» صفحه ۱۹۵ رجوع فرمایید. کتاب روی سایت هست. موفق باشید

31717

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: آیا شما خانواده تان را به سفر اربعین می برید؟ اگه بخوان به این سفر بیان آیا همراه خودتون می بریدشون؟ منظورم سوال شخصی نیست بلکه برای مصداق شناسی می خوام بدونم حضور خانم ها تو سفر اربعین رو برای اهل منزل خودتون هم اجرا می کنید؟ بر فرض که توانایی سفر اربعین داشته باشند؟ صراحت و احیانا گستاخی بنده رو ببخشید. حضرتعالی از جهت معلم بودنتون در حکم پدر هستید برای من.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در سال‌های گذشته که توفیق آن سفر فراهم بود بحمدلله همراه خانواده بودیم و در إزای سؤال یکی از کاربران عرض شد اگر در چنین صحنه‌ها، خانم‌ها حاضر نباشند عملاً آن حرکت عقیم خواهد ماند همچنان‌که در انقلاب، زنان ما دوش به دوش مردان در صحنه بودند. موفق باشید

31712
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام خدمت استاد گرامی و ضمن تشکر فراوان: اگر حضور در اربعین امام حسین علیه السلام را زمینه ایی برای صدور تفکر انقلاب اسلامی در عصر امام خمینی رضوان الله تعالی علیه بدانیم آیا می توان این دوری که با کرونا ایجاد شده را فرصتی بدانیم برای عمق دادن معرفت توحیدی خود و جامعه مان برای نقش آفرینی و تحقق تمدن نوین اسلامی و به عبارتی دیگر عدم آن نگاه توحیدی ناب محمدی (صلوات الله علیه) را مانع نقش آفرینی درست در زمانه خود و عدم حضور در میدان اربعینی بدانیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در نگاه توحیدی گویا حضوری دیگر در مقابل ما گشوده شده تا در دل آنچه با رخداد اربعینیِ این سال‌ها پیش آمد با حضور و گشایشی گسترده‌تر بین خود ولی با روحی اربعینی حاضر شویم و همین نسبت را إن‌شاءالله با مردم جهان شکل دهیم. موفق باشید

31490
متن پرسش
سلام استاد: می خواستم بپرسم برای ترک گناهانی که به آن ها عادت کرده ایم چه کنیم؟ من دیگر از خودم نا امید شده ام چون مدام گناه می کنم و بعد استغفار، نمی دانم چه کنم. و سوال دیگر اینکه اگر توبه کنیم باز آن گناهان در آینده ما اثر می گذارد؟ من خیلی از این می ترسم که گناهانم در آینده و ازدواج و حتی فرزندان تاثیر گذار باشد. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به افق گشوده‌ای که خداوند از طریق اسلام در برابر ما گشوده است، فکر کنید و این‌که گناهی را که خداوند و شریعت الهی تعیین کرده، چگونه ما را از حضور در آن افق پهناور و کیفی محروم می‌کند. موفق باشید

31360

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی بازخوانی هویت دینی ملی محضر شریف استاد سلام علیکم: می‌دانیم که متفکران و حکمای هر دوره بر اساس خلاء ها و ضعف هایی که در ساحت زندگی بشر می‌دیدند می اندیشیدند و نظریه می‌دادند. حال سوال اینجاست که متفکری همچون هگل چه خلاء و نقص هایی در منظر زندگی بشر هم عصر خود می‌دید که بنا گذاشت بشر را در ساحت (شهروندی) تعریف کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله، مسئله مهمی است. در کتاب «انقلاب اسلامی؛ طلوع جهانی بین دو جهان» به نگاه هگل نسبت به بشر جدید و جامعه جدید پرداخته شده، بخصوص که او جامعه جدید و بشر جدید را امری تاریخی می‌داند و سعی می‌کند در چنین تاریخی خود را حاضر نماید و بدان فکر کند. موفق باشید

31267

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد عزیز: ۱. استاد در اطرافم سادات فقیر زیاد می‌شناسم ولی اینکه یکی همش بهشون کمک کنه و پول بهشون بده بعضیشون را طوری کرده که یادگرفتن به دیگران بگن بدهید. نمی‌دانم شاید باید براشون ساختاری ایجاد بشه. استاد اصلا تو طلبه ها اینطورکه میدونن شهریه هاشون فرق داره ولی بین مردم از خیلی قدیم به قول دوستی می‌گفت در طول سال سیدها ارزش ندارن ولی عید غدیر همه توقع دارن اینا عیدی بدن البته از کرامتشون بعضی اینطور نبود شاید ما اینقدر که ولی به نظرم یه چیزی باید باشه نمیدونم مردم عادی که خیلی احکام بلد نیستن باید چکارکرد؟ بخصوص اینکه گاه همینطور هم با هم ارتباط دارن و پیچ پیچیه استاد دیگه بدتر اینکه یه عده همون خمس و... شون را هم میدن جایی که نباید. ۲. استاد جاهایی دارم می‌بینم اصلا مردم نمیپرسن این پول که دارن میدن زیر نظر کدوم آخوند یا فردیه و مردم چنین پول میدن
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. تا زمانی که رابطه فرهنگی عمیقی بین مردم و معارف دینی به روشی شیرین و صمیمی برقرار نشود، عموماً انسان‌ها با توهّمات خود کار می‌کنند. موفق باشید

31125

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی; یکی از همکاران ما مسیحی هستند که حدود ۳ سال است با ایشان آشنا شده ایم. ایشان گرایش زیادی به اسلام پیدا کرده اند ولی هنوز مسلمان نشده اند و بیشتر دنبال شناخت اسلام هستند. در ابتدا رفته بودند حوزه ولی به دلیل اینکه مسلمان نبودند ایشان را ثبت نام نکردند و به دلیل برخورد نا مناسب ی مقدار زده شدند. حدود یک سال قبل رفتند دانشگاه پیام نور و در یکی از رشته های علوم دینی اسلام مشغول تحصیل هستند ولی ظاهرا جذابیت لازم را برای ایشان نداشته. البته بنده برای ایشان توضیح دادم که نه حوزه و نه رشته های مرتبط مناسب حال ایشان نیست. به ذهنم خطور کرد که سیر مطالعاتی شما را به ایشان معرفی کنم. به نظر شما ایشان چه مسیری را طی کنند تا با مبانی اسلام به صورت کارکردی آشنا بشوند. ایشان خانم هستند و حتی تمایل شدیدی به بحث حجاب و چادر دارند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته عنایت داشته باشید که اسلام، اصراری ندارد که اهل کتاب مسلمان شوند. بیشتر آن‌ها را تشویق به توحید می‌کند و طبیعی است که خودشان عمق توحید را در اسلام می‌یابند. آری! چه خوب است که برای فهم بیشتر اسلام به قرآن رجوع کنند و تفاسیری مثل تفسیر المیزان در فهم قرآن می‌تواند کمک‌کار آن‌ها باشد. موفق باشید

31084

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: میلاد حضرت رضا علیه السلام تبریک عرض می کنم. استاد در مباحث معاد بحثی در رابطه با تجرد روح داشتید که یک دلیل آوردید مبنی بر اینکه اگر روح از جنس ماده بود تغییر می کرد مثل جسم، پس چون تغییر نمی کند ثابت است و اشکالی در جلسه مطرح شده بود که اگر روح تغییر نمی کند پس چرا بعضی صفات خوب و بد را به خود می گیرد که شما در پاسخ فرموده بود که در عین ثبات تغییر صفات اخلاقی می کند، سوال این است که جسم هم به همین منوال است که وقتی فردی به سن پنجاه سالگی می رسد هنوز ته چهره ای از چهره ی بچگی اش در چهره اش است و در مزاج شناسی می گویند هر فردی یک مزاج جبلی دارد یعنی قالب جسم او موقع تولد بر یک مزاجی ریخته شده و تغییر هم نمی کند، و اشکالی دیگری هم است که اگر جسمیات تغییر پیدا کنند آیا منظور تغییر ماهیات است و اگر تغییر ماهیات باشد این جسم انسان باید تغییری دیگر کند و روح از آن مفارقت می کند چون تغییر ماهیت داده است، و اگر بگوییم که جسم هم با یک ثباتی که دارد تغیبراتی پیدا می کند آیا این استدلال حضرتعالی مبنی بر تجرد روح دچار اشکال نمی شود؟ و اگر تغییر ماهیات منظور باشد نظریه داروینیسم قوت پیدا نمی کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث «تجرد نفس» را با وسعت زیاد در کتاب‌های «ده نکته در معرفت نفس» و «خویشتن پنهان» دنبال بفرمایید. در بحث «معاد» مبتنی بر آن مباحث که مخاطب در جریان آن بوده است، صحبت می‌شود. موفق باشید

30782

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد طاهرزاده سوال ۳۰۷۶۱ جواب فرمودید اما؛ اما سوال اینه ما چطور احساس می‌کنیم که تقدیر دیگری برایمان رقم خورده؟ و چطور به این احساس اعتماد کنیم که الان نفسمون داره تنبلی را به ما القا میکنه که جلوی تلاش بیشتر رو بگیره. یا این صدای قلبمان هست که داره می‌فهمه که تقدیر ما در این کار نیست و تلاش بیخودی نکنیم؟! با عرض پوزش از اینکه وقت شما رو می‌گیرم و التماس دعا. متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع موارد، مواردی است که عموماً خود افراد با توجه به درون خود و کشیک نفس‌کشیدن، به علم حضوری می‌توانند متوجه شوند که آیا مثلاً به جهت عدم استعداد چنین موانعی برایشان هست و یا به جهت سستی و کوتاهی‌های خود انسان؟ به همین جهت به ما فرموده‌اند بهترین معلم، خودِ انسان است که می‌تواند متوجه شود چگونه باید خود را جلو ببرد. موفق باشید

30542

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: نسبت سه کتاب شما راجع به نقد تمدن غرب با کتاب جهانی بین دو جهان چیست؟ تکلیف آنها چه می‌شود؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن کتاب‌ها فرهنگ مدرنیته نقد می‌شود ولی در کتاب «جهانی بین دو جهان» با فیلسوفان غربی که آن‌ها هم دغدغه‌ی نجات بشر غربی را داشته‌اند، همراه می‌شویم. موفق باشید

30505
متن پرسش
با سلام خدمت استاد ارجمند: این حقیر به اتفاق خادمان قرارگاه مردمی شهید ردانی پور، قریب به یک هفته است که جهت خدمت رسانی وارد شهرستان سی‌سخت شده ایم. این شهرستان به دلیل موقعیت جغرافیایی خوب دارای جاذبه های توریستی و گردشگری می باشد و همین موضوع سبب شده که عده ای با نظر به توریستی بودن این شهر سطح تمکن مردم را در حد عالی تصور کرده و از امداد رسانی به اقشار با سطح تمکن پایین نیز امتناع ورزند. در صورتی که با تحقیق و بررسی متوجه شدیم زندگی و اشتغال همه ی سطوح زندگی در این شهرستان تحت تاثیر قرارگرفته است. لازم به ذکر است که قریب به ۱۰۰۰ واحد مسکونی بر اثر زلزله تخریب ۱۰۰ درصد و ۱۵۰۰ خانه نیاز به تعمیرات اساسی پیدا کرده اند. از محضر جنابعالی خواستارم نظر خود را در این زمینه مطرح بفرمایید. از لطف شما سپاس گذارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال مصیبت سنگینی به هموطنان عزیز ما وارد شده و در کمک‌رسانی به آن‌ها هرگز نباید کوتاهی کرد. جناب حاج آقا لادانی نگران بودند که نسبت به این مردم کوتاهی شود. إن‌شاءالله هرکس هر اندازه از دستش برمی‌آید در این کار خیر که با ایثار خود وارد تاریخی می‌شود که شهدا در آن تاریخ ورود کرده‌اند، کوتاهی نکنند. موفق باشید  

29986

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم: از کسی شنیدم که می گفت: «هنر غربی ما را از خیالی به خیال دیگر می برد و در خیال بیشتر غوطه ور می کند و هنر اسلامی ما را از خیال عبور می دهد و به عقل می رساند.» آیا از نظر حضرتعالی این تعبیر درست و کامل است؟ اگر ممکن است مقصود و معنای این عبارت رو هم بفرمایید. تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته می‌توان آن را پذیرفت ولی کلی نیست. مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» می‌تواند در این مورد فکری را با شمادر میان بگذارد. موفق باشید

نمایش چاپی