باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «آشتی با خدا» که در سایت هست بحثی تحت عنوان «چرا خدا ما را خلق کرد؟» هست. خوب است به آن کتاب رجوع شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به این احوالات به عنوان وسوسهی شیطان نظر کرد. به گفتهی جناب پیر هرات، خواجه عبداللّه انصاری: این جفا به خداوند است که بعد از توبه، به توّاببودن آن اعتماد نکنیم و همچنان به یاد گناهانمان باشیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت حضرت لوط «علیهالسلام» قبل از ارتباط با حضرت ابراهیم «علیهالسلام» در نبوتِ اجمالی خود بهسر میبردند تا آنکه مصداق آن را یافتند و آن اجمال به تفصیل درآمد، به همان معنایی که بعثت انبیاء به صورتی خاص و در زمانی خاص انجام میگیرد و امامت ائمه «علیهمالسلام» بعد از رحلت و شهادت امام قبلی، به تفصیل و تعیّن درمیآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اسلام آمده است برای اُنس با خدا و عدالت در جامعه. آیا بیعدالتیهایی که در زمان پیامبر خدا «صلّیاللّهعلیهوآله» واقع میشد را باید به اسلام و پیامبر نسبت دهیم؟ یا به جهت دوریِ جامعه از اسلام و پیامبر؟ رهبر معظم انقلاب با دلسوزیِ تمام تلاش دارند در جامعه اُنس با خدا و عدالت بین افراد شکل بگیرد. هر اندازه از ایشان پیروی شود، برکات جامعه بیشتر میگردد و به همین جهت، انسانهای طالب عدالت و طالب اُنس با خدا برای ایشان ارزش قائلاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً مطلب همینطور است. به گفتهی استاد طالبزاده از اساتید فلسفهی دانشگاه تهران، حکمت اسلامی در مواجهه با فلسفهی غرب، بهتر میتواند خود را بنمایاند و از این حالتِ کمنشاطش بیرون آید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند در غفران و مغفرتش، خود را میچشد و دوست دارد مغفرت خود را بروز دهد. پس «تو مگو ما را به آن شه راه نیست / با کریمان کارها دشوار نیست». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم. ولی در کتاب «بصیرت و انتظار فرج» که بر روی سایت است عرض شده است که در موارد بسیاری ما ظهورهای جزئی داشتهایم، ولی ظهور تامّ با بهظهورآمدنِ حضرت مهدی «عجلاللّهتعالیفرجه»؛ نه. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ورود به میدانی که شریعت و تدبّر در قرآن در مقابل ما قرار میدهد ما را به جامعیتِ استعدادها میرساند و اشاراتی را در مقابل ما میگذارد که با پیروی از آن اشارات، استعدادهای نهفتهی ما نیز به فعلیتِ خود نزدیک میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً این ملتها در شناخت زمانه مشکل داشتهاند، مثل خود ما؛ و لذا نتوانستند گذشتهی افتخارآمیز خود را به آینده متصل نمایند، در گذشته متوقف شدند و شدیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بدن اخروی دارای شدتِ وجودی بیشتری است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به ذات برمیگردد. ۲. ارتباط حضرت حق با ما، تنها از طریق اسماء است، یعنی ذات به صفتِ خاص که مناسب شرایط ما باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست میتوان به این نکته پی برد که این امکان برای هرکسی هست که با سابقههای خوب و ارزشمند، اگر دل به دنیا بسپرند حتی در آن حدّ که برای تهیهی غذا امید به معجزه داشته باشند باید نگران سرنوشت خود باشند. در انقلاب اسلامی نیز نمونههایی داشتیم و داریم که با سوابق خوب، سرنوشت خوبی برای خود رقم نزدند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد چیزی نیست که لازم باشد سؤال بفرمایید. خودتان میتوانید در موردش فکر کنید. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم استاد خدا قوت. ببخشید آیه «اهدنا الصراط المستقیم» رو داشتم توی المیزان میخوندم بعد یکسری سوالات و نکاتی به ذهنم خورد و نوشتم. حالا گفتم با شما در میون بزارم ببینم به نظر شما چجوریه : ۱. خدا توی سوره حمد که میخواد به بندش تعلیم بده چجوری منو عبادت کن و ازمن چی بخواه، میاد میگه بگو اهدنا الصراط المستقیم. خیلی جالبه خدا میاد میگه اهدنا الصراط. میگه خدایا منو بندازم تو مسیر، نمیگه مثلا برسونم به مقصد یا برسونم به خودت. انگار یه سری توی این مسیر هست. انگار خود مسیر مهمه. خدا تو مسیر انگار پیدا میشه نه اینکه خدا نشسته باشه ته یه جاده منتظر ما. خدا توی همین طی کردن جاده پیداش میشه. اربعین هم انگار همینه. اینجوری نیست که تو بری که فقط برسی به کربلا! خب اگه فقط رسیدن به کربلا مهم بود که با ماشین میرفتی سریعتر هم میرسیدی ولی میگی نه برو بابا گور ماشین و پا درد. من باید پیاده برم. اصلاً پیاده روی شه که حال میده. ما همیشه در راهیم. اگر فقط به مقصد توجه کنیم اشتباست و خود مسیر را فراموش میکنیم. خیلی جالبه که خدا داره میگه به بنده اش که تو از من بخواه که تو رو بندازم تو این مسیر. نمیگه خدایا منو برسون به خودت. میگه راهو بهم نشون بده. اصلا انگار مقصد مهم نیست. راه مهمه. اربعین، پیاده روی مهمیه. این که تو برسی به کربلا یا نه مهم نیست. چون امام حسین تو کربلا نیست. امام حسین تو راه پیاده رویه. ما امام حسین رو تو راه میتونیم پیدا کنیم و به تبعش خدا رو هم تو راه میتونی پیدا کنی نه اینکه ته این راه خدا نشسته باشه منتظر ما و وقتی ما به اون نقطه برسیم دیگه تموم بشه. نه اتفاقا اگه بخوای برسی به ته مسیر و خدا رو پیدا کنی اصلا پیداش نمیکنی. اگه بخوای خدا رو پیدا کنی باید توی خود مسیر دنبالش بگردی. در واقع یه جورایی مقصد تو خود مسیره نه وقتی مسیر تموم بشه برسیم به مقصد. در راه علم هم همینه. ما اگه دنبال نتیجه باشیم و اینکه این مسئله رو حل کنیم اصلا جلو نمیریم و پیشرفت نمیکنیم. چون میگیم خب این مسئله رو بده این کامپیوتر حل میکنه دیگه برات. در صورتی که توی خود این مسیر علمه که تو خودت رو پیدا میکنی و علم رو جلو میبری. دانشمندان خودشون رو تو علم پیدا میکردن که میتونستن علم رو جلو ببرن و تازه حتی اگه بخوای خدا رو هم پیدا کنی باید تو همین مسیر دنبالش بگردی. تو مسیر علم، تو مسیر رشد، تو مسیر قرآن. انگار ما تو هرچیزی بخوایم خدا رو پیدا کنیم باید تو مسیرش خدا رو پیدا کنیم. حالا آیا واقعا اینطوریه یا نه؟ چون «الی الله تصیر الامور» یا «کادح الی ربک» یجورایی انگار داره میگه ته مسیر خداست ولی این مسیر که انگار ته نداره ؟! ۲. این اهدنا الصراط آیا همونه که میگه «تو پای به راه در نه و هیچ مپرس / خود راه بگویدت که چون باید رفت؟» مسیر انقلاب و مسیر انجام وظیفه ما برای انقلاب اسلامی چجوریه؟ انگار باید با همین اتفاقاتی که برام میوفته و کارایی که خدا میزاره جلو پام برم جلو تا خدا خودش راه رو روشن کنه که کجا باید بریم و چجوری باید بریم . من الان افتادم تو یه مسیر که نه میدونم کجا دارم میرم نه میدونم چجوری دارم میرم ولی دارم میرم و میدونم که باید برم! حضرت آقا خودشون چجوری زندگی کردن؟ آقا از همون اول هدف گذاشته بودند یا چیده بودند که من میخوام رهبر بشم و برم برنامه ریزی بکنم ببینم چی نیاز دارم و برم جلو تا برسم به هدفم؟ انگار نه، رهبری رو خدا رهبر کرد چون جاش اونجا بود و آقا خودش کاری نکرد بلکه خودش رو داد دست خدا و هر کاری خدا میگذاشت جلو پاش رو به بهترین وجه انجام میداد تا خدا راه رو براشون باز کرد. اگه رهبری برنامه چیده بود و گفته بود من باید از همه کارام بزنم و بشینم این برنامه رو برم جلو تا برسم به این هدف اصلا نمیرسید شاید. یا اگر می رسید بعد مغرور می شد که من خودم اومدم تا اینجا! یا آنجایی که پدرشون گفتن بیا مشهد پیشم میتونستن به پدرشون بگن من برنامه ریختم که باید برسم به این نقطه و نباید توی این مسیرم وقفه ایجاد بشه. بابا خودت یه کاریش بکن من نمیتونم بیام! در صورتی که بلند میشن میرن پیش پدر و هر چیزی که دارن از همینه که این رو درک کردن انگار که ما تو یه مسیریم و این نیست که خب بیایم یه هدف معلوم کنیم و از همه اتفاقات دور و برمون رو برگردونیم و فقط به هدفمون نگاه کنیم. ما اگه بخوایم یه هدف بزاریم و بگیم فعلا همه چیز رو بریز دور تا برسیم به مقصد اشتباست. مسیر مهمه! اینطوری ما مسیر رو یادمون میره! ولی توی این مسیر اولا: باید از خدا بخوایم تا ما رو بندازه تو مسیر ثانیاً: باید توجهت به «انعم الله علیهم» باشه انگار تا خدا راه رو برات باز کنه! انبیاء و صدیقین و شهدا و صالحین. باید در افق رهبری و شهدا حرکت کنیم تا خود راه بگویدت که چون باید رفت این درسته آیا؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: «چه خوش صید دلم کردی، بنازم چشم مستت را / که کس آهوی وحشی را از این خوشتر نمیگیرد». تنها میتوانم عرض کنم آفرین به این نحوه نگاه نسبت به حضوری که ما باید در این عالم نسبت به خود و نسبت به حقیقت داشته باشیم و در عالم انتظار، متوجه باشیم در مسیر، آری! در مسیر است که ما نسبت به حقیقت گشوده میشویم و حقیقت نیز نسبت به ما گشوده میگردد و بودن خود را در آغوش حقیقت و حقیقت را در هستیِ خود احساس میکنیم. همه مشکل بشر امروز آن است که گمان میکند حقیقت، اُبژهای است که بیرون از خودمان باید در آن دورهایِ دور به او برسیم. در حالیکه «معشوق همینجاست همینجاست». به گفته جناب فیض کاشانی
گفتم رخت ندیدم گفتا ندیده باشی
گفتم ز غم خمیدم گفتا خمیده باشی
گفتم ز گلستانت گفتا که بوی بردی
گفتم گلی نچیدم گفتا نچیده باشی
گفتم ز خود بریدم آن باده تا چشیدم
گفتا چه زان چشیدی از خود بریده باشی
گفتم لباس تقوی در عشق خود بریدم
گفتا به نیک نامی جامه دریده باشی
گفتم که در فراقت بس خونِ دل که خوردم
گفتا که سهل باشد جورم کشیده باشی
گفتم جفات تا کی گفتا همیشه باشد
از ما وفا نیاید شاید شنیده باشی
گفتم شراب لطفت آیا چه طعم دارد
گفتا گهی ز قهرم شاید مزیده باشی
گفتم که طعم آن لب گفتا ز حسرت آن
جان بر لبت چه آید شاید چشیده باشی
گفتم بکام وصلت خواهم رسید روزی
گفتا که نیک بنگر شاید رسیده باشی
خود را اگر نه بینی از وصل گل بچینی
کار تو فیض اینست خود را ندیده باشی
آری! «گفتا که نیک بنگر، شاید رسیده باشی». نسبت ما با حقیقت، همیشه همینطور بوده و هست.
همراهی با آنچه گفتید بیش از آنی است که بنده عرض کردم. عرایضی تحت عنوان «انقلاب اسلامی، انتظار، وارستگی» در حال تنظیم است. امید است که در آن متون بتوانیم با همدیگر گفتگویی داشته باشیم. موفق باشید
سلام علیکم و خدا قوت: ۱: به نظر شما مقدمات و پیش نیاز های فهم و خواندن کتاب هایی مثل اصول و مبانی عرفان نظری آیت الله یزدان پناه و فصوص الحکم و امثالهم چیست؟ ۲. آیا بطور معمول و برای عموم افراد بدون خواندن فلسفه نمیتوان کتب مذکور را فهمید؟ (ممنون میشم درباره مقدمات کتب مذکور راهنمایی بفرمایید)
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده «حکمت متعالیه» جناب ملاصدرا بسیار در فهم کتابهای مذکور کمک میکند و به همین جهت گفتهاند «اسفار» جناب ملاصدرا، شرح «فصوص الحکم» ابن عربی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر قصد انجام آن اعمال را داشتهاند و کوتاهی کردهاند، امید است که مؤثر باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور مشخص در ذهن ندارم ایشان چه فرمودهاند. ولی رویهمرفته به ریشهی طاغوت که طغیان است، باید توجه کرد و اینکه هرچیزی از مسیر توحید خارج شود به نوعی طاغوت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جایی که در بستر اسلام عزیز در هر تاریخی مطابق آیهی «کلّ یَومٍ هو فی شأن» خداوند در هر تاریخی شئونات الهی خود را مطابق آن تاریخ به ظهور میآورد، پس اسلام در ذات خود در هر زمان و زمانهای به میان میآید و این یعنی اسلام در ذات خود انقلابی است و انقلاب اسلامی یکی از شئونات الهی است در این تاریخ که تاریخ مواجههی اسلام با عقل مدرن میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در مورد روزههای ماه رجب، هر روز ار روزهای آن ثواب خاص خود را دارد. در این مورد نکات خوبی در مفاتیح هست ولی در مورد سایر ماهها، بحث 5 شنبه اول و آخر ماه و چهارشنبهی وسط ماه توصیه شده است 2- شاید رهبر معظم انقلاب به جهت ازدحامی که در سخنرانی ایشان در روز اول فروردین پیش میآمد، مشرّف به مشهد مقدس نشدند 3- فکر نمیکنم این موارد، مشکلی در اخلاص بهوجود بیاورد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است با جناب حاج آقا نظری به شمارهی 09136032342 تماس فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است در سورهی مذکور تا حدی بحث شده، در ضمن با دنبالکردنِ صوت مباحث سورهی واقعه، رویهمرفته نکاتی از بحث دستگیرتان میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: «وحدت وجود» برای انسان با سیر و سلوک حاصل میشود. یکی از منازل سلوک، همین تذکری است که امام خمینی در «آداب الصلواة» میفرمایند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده اساساً بسیار کم میتوانم فیلمها را دنبال کنم و به همین جهت نمیتوانم نظر دهم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم منظورتان علامهی حسنزاده است که ما هیچ ارتباطی با ایشان نداریم، جز ارادت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مباحث قرآنی که در آن سالها با سورهی انبیاء شروع شد، عموماً متذکر انحرافاتی بود که جهت انقلاب را به سوی نگاه کارگزاران میبرد و از شهرداریها شروع شد و متأسفانه نگاه آقای هاشمی، کار را به آنجا کشاند. ۲. به نظرم مردم حضور در جهان معنوی را در انقلاب اسلامی با همهی کوتاهیها چشیدهاند و بحمدلله تصوری از موضوع دارند که در اوج مشکلات، مأیوس نمیشوند و همین مقاومت و تذکر به برکات مقاومت، کارگشا میباشد. رهبر معظم انقلاب در دو سال پیش در ۱۴ خرداد نکاتی را در همین رابطه در حرم حضرت امام (ره) متذکر شدند. موفق باشید
