بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
27480
متن پرسش
با عرض سلام و ادب: آیا اینکه انسان دوست داشته باشد محبوب دیگر انسانها بوده و آنگونه که در زیارت امین الله آمده محبوب اهل زمین و آسمان باشد منافات با شهرت طلبی که یک رذیله اخلاقی به شمار می آید ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر ما به دنبال جلب نظرات دیگران باشیم، مسلّم شخصیتی پراکنده پیدا می‌کنیم و این چیز بدی است و انسان را از خودش غافل می‌کند. ولی اگر خداوند زمینه‌ی پذیرش افراد را فراهم کرد تا در ارتباط با بقیه مؤثر باشند، چیز خوبی است. موفق باشید

27234
متن پرسش
سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار: سوالی از خدمت شما داشتم. آیا در چله ها یا ختم های دسته جمعی، امکان ارتباط و تصرف برگزار کننده چله و ختم با ارواح خوانندگان هست؟ چون برای چله قرن چنین مسئله ای مطرح شد. ممنون از فرصتی که برای پاسخگویی می گذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم اساساً این نوع کارها مبنای درستی داشته باشد. همان‌طور که جناب آقای احسان عبادی در کلیپ صوتی خود فرمودند اصل آن روایت هم قابل اعتماد نیست، چرا راه را گم کرده‌ایم؟!! امیدوارکردن حضرت حجت «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشریف» به ظهور با تقویت نظرات نایب بر حق آن حضرت یعنی آیت اللّه خامنه‌ای و در بستر انقلاب اسلامی ممکن است. چرا گرفتار بیراهه‌ها می‌شویم؟!! موفق باشید

26918
متن پرسش
سلام علیکم: مطلبی به نظرم اومده و دیدم که حضرتعالی هم در مباحث غرب شناسی تان توجهی به این مطلب داشته اید. آیا می شود گفت امروز پرچمداران فرهنگ و تمدن مدرنیته و لیبرالیسم با راه اندازی برنامه هایی مثل جنگ نرم و شبیخون فرهنگی و شبکه سازی برای روی کار آمدن توسعه گرایان در سطح عالم اسلام ویژه ایران، می خواهند مانع از غربشناسی دقیق و انتقادی مسلمین شوند و رویکردی تهاجمی مقابل به خود آمدن مسلمانان با شناخت غرب و حرکت در راستای روح اصیل اسلامی ایجاد کنند؟ چون دیدم خود شما هم معتقدید با غرب شناسی و شناخت مدرنیته، می توانیم به خودآگاهی برسیم و به اصطلاح به خود آمدنی در راستای احیاء حکمت اسلامی شکل بگیرد ولی تهاجم فرهنگی باعث عدم توجه به حکمت اسلامی و مواجهه تمدنی با غرب و به خود آمدن می شود و به نحوی باعث می شود حتی آموزه های دینی را مستحل در نظم مدرن ببینیم و آنوقت جهت گیری مان بجای تمدن نوین اسلامی، ژاپن اسلامی و اسلام آمریکایی باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً مطلب همین‌طور است. به گفته‌ی استاد طالب‌زاده از اساتید فلسفه‌ی دانشگاه تهران، حکمت اسلامی در مواجهه با فلسفه‌ی غرب، بهتر می‌تواند خود را بنمایاند و از این حالتِ کم‌نشاطش بیرون آید. موفق باشید

26641

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت جناب استاد عزیز: الحمدلله به توفیق الهی وارد سیر علمی کتب حضرتعالی شدم. کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» را که مطالعه می کردم، بعد از نماز صبح مطلبی به ذهن رسید که جسارتا با شما در میان می گذارم که صحیح یا ناصحیح بودنش را از شما بپرسم: «انتخاب بر اساس ابدیت یعنی تا ابد زنده هستم. یعنی هیچ مرگ و فنایی نیست. و من هستم. و برای اینکه در مسیر صحیح این بودنِ خود حرکت کنم، نیاز به پنج اصل دارم: ۱. عزم بر ترک گناه ۲. تحصیل علم و معارف ۳. طهارت ظاهر و باطن ۴. اطاعت و عبادت خداوند تعالی ۵. ترک هوای نفس» با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه متوجه‌ی نکات خوبی شده‌اید. موفق باشید

26530

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید استاد گرامی: با توجه به این که اجسام در این عالم تجربه می شوند پس در قیامت جسم و ظاهر ما چگونه خواهد بود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مثل خواب که اجسام در میدان دید انسان قرار می‌گیرد. موفق باشید

26244

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید استاد این رفتار درسته که افراد مذهبی که تهران زندگی میکنن با هزینه های خیلی بالا بچه هاشون رو به مدارس برتر میفرستن چون معتقدن محیط مدارس عادی برای بچه هاشون مضره. آیا ما هم باید این کار رو بکنیم؟ بعضیا میگن ما از نون شبمون می زنیم ولی بچه ها رو می فرستیم مدارس خوب. این تفکر جایگاهش چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم نتیجه‌ای که به دنبال آن هستند، بگیرند. موفق باشید

25920

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: مبتنی بر مبانی اصولی و عرفانی شیعه، بیشتر شهود عقلی و سیر عقلی مورد توجه است یا شهود قلبی؟ در معارف شیعی برای این شهودها، تفاوت خاصی مذکور است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو لازم است. انسان باید در مسیر کلام خود همواره عقل و قلب را در صحنه داشته باشد، منتها عقلی که از انوار قلب نوشیده باشد. یعنی «قلوبٌ یعقلونَ بها» و این، با تزکیه‌ی نفس حاصل می‌شود. موفق باشید

25911

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و رحمت الله: استاد عزیز از مبحث صبر بسیار به فضل خدا بهره بردم خدا خیرتان دهد فقط یک مسأله ای که هست اینه که در روایت داریم که پیامبر صل الله علیه و آله به شخصی که طلب صبر از خدا می کرد فرمودند طلب صبر نکن که بلا بر تو نازل می شود. (اشاره به مضمون حدیث) و از طرفی در آیات قرآن و ادعیه فراوان داریم که طلب صبر می کنیم بالاخره تکلیف چیست طلب صبر بکنیم یا نه؟ ممنونم و التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید آن روایت را دقیقاً دید. زیرا در مسیر توحید هر اندازه مقاومت شود بر آن‌چه بر آن قرار داریم؛ صفا و برکات بیشتری به ظهور می‌آید، «إن تصبروا علی ما انتم علیه». موفق باشید

25869

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: شهید مطهری در کتاب انسان کامل، مطلبی رو بیان می کنند که انسان با توجه به اینکه جامع استعدادهاست و ظرفیت های گسترده ای دارد، باید به نحوی برنامه ریزی کند که تمام استعدادهایش در توازن و تعادل باشد. این جمله کمی برای من مبهمه؛ چگونه می شود با این عمر محدود همه استعدادهایمان را در تعادل نگهداریم و بجای یک زمینه خاص، در چند زمینه و استعداد دیگر هم توانایی خود را بروز دهیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ورود به میدانی که شریعت و تدبّر در قرآن در مقابل ما قرار می‌دهد ما را به جامعیتِ استعدادها می‌رساند و اشاراتی را در مقابل ما می‌گذارد که با پیروی از آن اشارات، استعدادهای نهفته‌ی ما نیز به فعلیتِ خود نزدیک می‌شود. موفق باشید

24608
متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: در بحث ده نکته از معرفت نفس در جلسه سوم بحث شد که تن در حقیقت من اثر ندارد اما ابزار کمالش هست. چند سوال برایم پیش امده و آن این است که: ۱. خستگی ای که برای ما پیش می آید چگونه است که باید حتما بخوابیم تا رفع شود؟ با توجه به بحث، روح خستگی ندارد پس جسم خسته می شود و نیازمند خواب پس می توان گفت جسم روی روح متقابلا اثر می گذارد درست است؟ از طرفی برخی بزرگان بوده اند که اگر خیلی کم هم می خوابیدند برایشان مشکلی پیش نمی امده و عادی بوده اند مثل شهید چمران یا آیه الله بهاء الدینی (ره). جریان اینها چیست؟ ۲. گفته شد که روح دیوانه نمی شود و.... و آنهایی که دیوانه اند بخاطر این است که جسم در تسلط کامل روح نیست یا لا اقل اون بخشی از جسم که خوب کار نمی کند سوال من این است که عده ای هوش و ذهن قوی ای دارند و در فهم مسائل و علوم تیز تر و عمیق تر اند یا خلاق تر و عده ای دیگر عادی، علت این اختلاف چیست؟ آیا قدرت روح همه یکسان است؟ و این قدرت روح بر عقل و فهم ما اثر می گذارد یا چیز دیگری ست؟ مثلا تسلط روح بر جسم یا مثلا عقل جسمی ما کمتر است که فهم ما پایین تر از بقیه می شود؟ ۳. علت اختلاف سلایق و افکار چیست؟ منشا آن چیست؟ ۴. آیا با قدرت روح، می توان بیماری های جسم را شفا داد؟ بیماریهایی که از خود جسم ابتدائا بوده مثل شکستگی دست و پا، جراحت و... اگر بله چگونه؟ ( منظورم شفای نسبتا سریع است نه فرضا دکتر رفتن و گچ گرفتن و امثال آن) ۵. آیا می توان هنگام خواب با روح خود به مطالعه و انجام کار و... پرداخت؟ چگونه؟ (به راستی انسان کیست؟ چگونه موجودی ست؟ الله اعلم) خواهشمندم به این سوالاتم پاسخ دهید چرا که گره های ذهنی من هستند که باید حل شوند تک تک این علامت سوالها ذهن مرا تا حدی درگیر خود کرده اند (خصوصا ۳ سوال اول) و برایم مهم اند. ممنون میشم جواب بدید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. جسم اگر خسته باشد آمادگی لازم جهت پذیرفتن تدبیر روح در او کم می‌شود مگر روح‌هایی که قدرت بیشتری جهت تدبیر بر بدن دارند. ۲ و ۳. روح‌ها دارای استعدادهای متفاوت‌اند. ۴. باید زمینه‌ی تدبیر روح بر بدن را فراهم نمود تا روح موفق شود در تدبیر بدن و دفعِ بیماری‌ها. ۵. مطالب را دنبال کنید إن‌شاءاللّه به مرور گره‌های ذهنی باز می‌شود. موفق باشید

33495

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: در اوایل تحول معنوی که سه سال پیش داشتم وسواس من شروع شد و من حدود یکسال درگیر درمان این رذیله بودم هم وسواس عملی داشتم هم فکری. البته من از بچگی ریشه های وسواس رو داشتم. حدود شش ماهی هست که دچار عجله شدم. همیشه نگران وقت نمازم. وقتی نزدیک به وقت نماز میشم یه حسی هی اذیتم می‌کنه انگار که می‌خوام نماز رو بخونم تا خیالم راحت بشه که خوندم‌ در انجام همه کارها این حس با من هست. نمیتونم با آرامش یه کاری رو انجام بدم همش با این حس مبارزه می‌کنم چون می‌دونم اشتباهه ولی با اینکه سعی می‌کنم باهاش مبارزه کنم ولی درمان نشده میشه راهنماییم کنید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه انسان در معارف توحیدی و عقلانی عمیق و عمیق‌تر شود، قوه واهمه او که منشأ وسواس می‌گردد ضعیف و ضعیف‌تر می‌شود. عرایضی در این مورد در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» شده است. کتاب روی سایت هست. موفق باشید

33264
متن پرسش

سلام استاد وقتتون بخیر: این خبر که در یکی از کانالها هست صحت داره؟ هادی_مطر از که دستور گرفته بود؟ این سوالی است که مطبوعات و رسانه ها به دنبال کشف آن و اثرش بر برجام و حوادث منطقه هستند! اما هادی نشان داده است که او به یک وظیفه شرعی اش عمل کرده است و از جا و فرد خاصی دستور نگرفته! توسط دوست ایرانی اش از استاد اصغر طاهرزاده سوال کرده و راهنمایی خواسته و در گفتگو با دوستش می‌گوید خدایی که به #امام_علی علیه السلام کمک کرد که در خیبر را از جا بکند می‌تواند به او کمک کند که از بادی گاردها عبور کند! هادی در عمق آمریکا آن زمان که شهروند آنجاست با پروفایل حضرت آقا به حکم #امام و #آقا عمل می‌کند. این قدرت فرهنگی و نفوذ منطق و عقلانیت انقلاب است است که آن را نگه داشته. روی دیگری از این مسئله که فی الواقع حد نصابی از یاران و دوستان #انقلاب که بارش را به دوش می‌کشند در جغرافیای جهان پراکنده اند و رویش ها پنهان تر از ریزش ها اما مستحکم تر و عریق ترند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً دوستِ ایرانیِ ایشان از بنده سؤالی کرده‌اند و بنده به جهت آن‌که تصور می‌کردم شاید عملی نباشد، عرض شد: ((باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید موضوع به این سادگی‌ها نباشد. البته بنده در این موارد صاحب‌نظر نیستم. موفق باشید )). و این در جواب سؤال زیر بود که از بنده سؤال می‌کنند:

بسمه تعالی سلام علیکم یکی از آشنایان بنده که در آمریکا زندگی می کند در یک موضوعی درخواست راهنمایی داشتند که خواستم نظر شما را در این باره جویا شوم. مسئله این است که در آینده ای نزدیک سلمان رشدی در یکی از مناطق نزدیک زندگی این دوست ما برنامه ای (سخنرانی یا هر چیز دیگری) دارد، حال سوال دوست ما این است که آیا واجب است که به محل این برنامه برود تا او را بکشد و به سزای عملش برساند؟ این در حالی است که طبیعتا او (سلمان رشدی) تحت محافظت ویژه ای خواهد بود. با تشکر

البته خدا را شکر می‌کنم به دست مجاهدی غیور آن حکم الهی اجرا شد. مهم این نیست که سلمان رشدی سقط کند یا چون حیوانی زبون چند روزی دیگر بماند. مهم آن است که حکم الهی حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» مدّ نظرها قرار گرفت و سلمان رشدی ملعون به خوبی تحقیر شد و مطمئن باشید جناب عزیزِ دل‌مان آقای هادی مطر به نور مجاهدان کربلا به عزّتی و عزمی نایل می‌شود که هیچ سختی و فشاری به هر شکلی که باشد، روح او را کوچک‌ترین آزار نمی‌دهد. به همان معنایی که امام محمد باقر (ع) در روایتی فرمودند: «حسین‌بن علی (ع) قبل از اینکه کشته شود به اصحابش فرمود: همانا رسول خدا به من فرمود: اى فرزندم، همانا تو به‌زودى به‌سوى عراق سوق داده خواهى شد. و همانا تو و جماعتی از اصحاب تو در آن سرزمین شهید خواهید شد که (آنان) درد آهن (نیزه و شمشیر) را حس نمى‏‌کنند؛ وَإِنَّكَ تُسْتَشْهَدُ بِهَا وَ یُسْتَشْهَدُ مَعَكَ جَمَاعَةٌ مِنْ أَصْحَابِكَ لَا یَجِدُونَ‏ أَلَمَ مَسِّ الْحَدِیدِ. و بعد حضرت استناد به آیه 69 سورۀ انبیاء کرد و فرمودند: «قُلْنا یا نارُكُونی ‏بَرْداً وَ سَلاماً عَلى ‏إِبْراهیمَ» گفتیم:  ای آتش سرد و سلامت باش بر ابراهیم»، جنگ براى تو و برهمراهانت سرد و سلامت خواهد شد؛ «تَكُونُ الْحَرْبُ عَلَیْكَ وَ عَلَیْهِمْ بَرْداً وَ سَلَاماً» (مختصرالبصائر، ص139)

در جواب یکی از افراد که نسبت به آن متنی که جنابعالی نوشته‌اید عرض شد: ((سلام علیکم: الحمدلله که در این مجاهده بزرگ نام بنده هم در میان است. آری! همین‌طور که در نوشته مشخص است جناب عزیزِ دل‌مان هادی مطر خودشان با بنده رابطه‌ای نداشته‌اند، از طریق دوست ایرانی‌شان گویا رابطه‌ای پیش آمده. بنده آرزو داشتم که من جای آقای هادی مطر بودم، هر چند به قیمت تکه‌تکه‌شدن خودم تمام می‌شد، ولی آن حکم الهی به هر شکل که ممکن بود اجرا می‌گشت؛ خدا را شکر.)) موفق باشید   

32512

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام استاد، بنده چند سال هست که درگیر سرطان هستم و در این مدت به طور پیوسته درمان های سخت و سنگین انجام دادم، بارها مرگ رو احساس کردم ولی خواست خداوند اینچنین نبود. قبل از ابتلا به سرطان ورزشکار و پرانرژی بودم اما مدتی بخاطر بیماری های دیگر و ناراحتی های مرتبط دچار افسردگی شدم و به نوعی تضادهای فکری داشتم و دنیا رو کافی نمی دونستم اما برای رسیدن به حقیقت سردرگم بودم. از لحاظ اعتقادی ادعایی ندارم ولی قبل و حین بیماری به اصولی پایبندم و حداقل می‌توان گفت به لطف خدا محبت اهل بیت از کودکی در دلم هست (هرچند در عمل ازشون فاصله داشتم) مدتی قبل هم با یک شخص قابل اعتماد و آگاه به علوم غریبه دیدار داشتم و اعتقاد به وجود طلسم داشتند و راهکارهای شرعی بیان کردند. به هرحال و به هرعلتی این ابتلا به بنده رسیده و صلاح خدا اینگونه بوده و بنظرم علت اصلی ینک نوع ضعف در خودم بوده. پرسش بنده از جنابعالی این است که در این شرایط چگونه می‌توانم از این سختی ها بهترین بهره را ببرم؟ گاهی اوقات خیلی نگرانم نکنه گناهی کرده باشم که مستحق این ابتلا شدم. و همچنین دغدغه ی کار و فراهم نبودن شرایط تشکیل خانواده و عقب افتادن در زندگی دارم. البته در این مدت نشانه ها و خواب هایی دیدم که به عنایت و خیرخواهی خدا باور دارم. ممنون میشم راهنماییم کنید. موفق باشید. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید اگر در همین سختی‌ها، عمق معارف توحیدی خود را بیفزائید، با جهانی بس گشوده و متعالی روبه‌رو می‌شوید. تا آن‌جایی که به گفته جناب مولوی انسان در شرایطی قرار می‌گیرد: «زیر دریا خوش بُود یا روی آن/ مِهر او دلکش بود یا قهر آن». بنابراین سلامتی جسم و بیماری جسم تفاوتی نخواهد کرد. معارفی مانند «معرفت نفس» از این جهت نقشی اساسی دارد. موفق باشید

31532
متن پرسش
سلام و عرض ادب: استاد گرامی! حد دغدغه و مسولیت و نگرانی و... یک مادر موحد چقدر است؟ اگر توحید را در همه عالم ساری و جاری ببینیم و اگر با خدای حی، قیوم، احد، صمد، رازق، هادی، بصیر، خبیر، حکیم و علیم... زندگی کنیم، چه جای نگرانی برای فرزندانمان؟ شاید عمده نگرانی مان از جانب خودمان باشد که وظیفه بندگی را بخوبی ایفا کرده ایم یا خیر، و الا اگر فرزندمان دیر بیاید یا دچار مشکلی در مراحل زندگی و تحصیل و شغل و ازدواج شود، چه جای دغدغه است؟ و اگر اینگونه شود آیا با رافت مادرانه ناسازگار نیست؟ و آیا چنین بهشتی قابل تصور است که برای فرزندمان نیز چنین نگرش توحیدی داشته باشیم که ما مامور به وظیفه ایم نه معذور به نتیجه؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نقش مادر همان آغوش ربوبیت خداوند است برای تربیت فرزند. و لذا حضرت حق برای انسان در این دنیا به صورت‌های مختلف و در سنین متفاوت شرایطی را فراهم می‌کند تا انسان‌ها در بستر آن شرایط رشد کنند. زندگی در آغوش خدا، غیر از زندگی در دل برنامه‌های سکولار غیر الهی است وگرنه هرکس باید در بستر دینداری، عقل خود را نیز به کار بگیرد تا به نتایج لازم برسد. موفق باشید

31356

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت استاد عزیز: می‌خواستم بدونم پسر هفده ساله ای که شرایط ازدواج برای او محیا نیست و به هر دلیل هیچ دوستی ندارد می‌تواند به کمال برسد؟ البته این شخص مریضی روحی هم دارد مثلاً کمبود عاطفه و همت بشدت ضعیف، و برای پیدا کردن یک دوستی که روح قوی و یا معنوی دارد «همسن» شما چه کار پیشنهاد می‌کنید؟ مثلاً خوبه برم چله زیارت عاشورا بگیرم تا خدا بهم یک دوست خوب بده؟ با توجه به اینکه در حال حاضر همون‌طور که میدونید ساکن زاهدان هستم و انگار پیدا کردن یک همراه خوب سخت است برام، حقیر خیلی زود می‌توانم یک رابطه دوستی برقرار کنم اما خب متاسفانه انگار آدم اش نیست که رابطه بگیرم. بعد سوال دیگرم اینکه با توجه به حرفایی که زدم آیا مرا شناختید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به مطالعه عمیق و ورزش نظر کنید. در این راستا شخصیت جنابعالی خود به خود شخصیتی می‌شود که می‌تواند نقش‌آفرین باشد. در مورد سیر مطالعاتی سایت هم خوب است که فکر کنید. موفق باشید

31304

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: پدرم به تازگی فوت کرده و اهل نماز نبود، چنانچه نمازها و روزه هایش قضا شود آیا از عذاب مصون است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر قصد انجام آن اعمال را داشته‌اند و کوتاهی کرده‌اند، امید است که مؤثر باشد. موفق باشید

31117

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام حضرت رب العالمین بر شما: استاد عزیز، در میان این همه علم، کثرت، انسان، خلق، آفاق، تجلی ها و... چه کنیم که مثل شهدا لذت عشق با خدا را ببریم، وقتی گریه می‌کنم سبک میشم و حتی لحظاتی نشاط توجه خدا را به خود دارم، اما نمی‌دانم در این هیاهوی عالم چرا از تنها دارایی خودم یعنی خداوند متعال، هی غافل میشم و مردگی و افسردگی خود را می‌بینم! چرا شهدا این عشق و فنای در عشق خود را یک شبه پیدا کردن؟ چرا برای ما نیست؟ چرا دفاع مقدس با آن شدت حضور و ظهورش را همیشه نمی‌بینیم؟ من خدا را با تمام اسماء حسنی_یش می‌خواهم همه اش را. اهل البیت را با تمام وجودشان و فلله الاسماء حسنی _یشان. در این فضای آلوده غرب خسته شدم. نمی‌دانم چرا حججی ها توانستند فنای در هست خود شوند اما بنده حقیر ذلیل نه!؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشتر به حقیقت انقلاب فکر کنید و رهبری را به عنوان مظهر نور حضرت مهدی «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» مدّ نظر داشته باشید تا افقی از حقیقت در مقابل شما گشوده شود و اینجا ست که عطش هرچه بیشتر نزدیک‌شدن به نور حقیقت، بی‌تابی و شوق و اشک به صحنه می‌آورد. موفق باشید

30889

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی. سلام استاد عزیز: ما در کار کردن مباحث خرد سیاسی و عقل تکنیکی و مباحث از این دست باید چه رویکردی داشته باشیم که اینها ذخیره برای قیامتون باشه؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به عنوان فهم تاریخی که با انقلاب اسلامی محقق شده و می‌توان اراده توحیدی حضرت حق را در آن احساس کرد. موفق باشید

30650
متن پرسش
سلام استاد: در ص ۱۱۱ کتاب معرفت نفس و حشر فرمودید اساساً خود طبیعت در حقیقت آتشی است غیر محسوس که اجسام را آتش می زند و بدن ها را ذوب می نماید و پوست ها را تحلیل می برد و تبدیل می کند منظور از طبیعت چیست؟ لطفاً بیشتر توضیح دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور همان ذات عالَم ماده است که عین حرکت می‌باشد و تمام آن صفاتی که مطرح شده، مربوط به حرکت است. موفق باشید

30071

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد، با عرض خدا قوت: استاد حقیقتا صوت ها و کتب شما میتونه سوالات نسل جوان رو پاسخ بده و اونها رو از شلختگی روح و شخصیت نجات بده، افقی رو برای بودن برتر باز کنه، اما استاد نمیدونم چرا شما رو به هرکسی معرفی می‌کنم علاقه ای برای ادامه ی معرفیتون در مخاطبم نیست، جوونهای مذهبی الان خیلی تحت تاثیر آقای پناهیان هستند، من تقریبا همه مباحث ایشون رو گوش دادم و باید بگم که فوق العاده هستن برای کسایی که اول راه سلوکن، اما باید از ایشون گذشت و در بوستان آثار شما تنفس کرد، اما دوستان انگار قصد بالاتر آمدن ندارن و همچنان تکرار و تکرار، تکرار سخنرانی های معمولی و سطحی روحانی محل، استاد واقعا حیفم میاد که با آثار شما مانوس نیستن، حتی نمیخوان یکبار هم شده یه صوت از شما گوش بدن، آخه من باید چکار کنم؟، دوستانم اهل خودسازی هستن، بیگانه از آسمان معنویت نیستند، ولی حاضر نیستند یکم در سلوکشون ساحتشون رو تغییر بدهند.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره ذوق‌ها متفاوت است. نباید در این موارد سخت‌گیری و اصرار نمود. موفق باشید

29765

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ارادت: متاسفانه هنوز پاسخی بابت سوالم با شماره سوال 29691 دریافت نکردم. محبت می‌کنید پاسخ اون سوال رو بدید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد مواردی نیست که ما بتوانیم وارد شویم. اگر در مطالعه‌ی مباحث سؤالی برای عزیزان پیش آمد بفرمایند ما در حدّ توان جوابگو خواهیم بود. موفق باشید

29630

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آن بحثی که در آداب الصلوه امام هست که باید اذکار تفهیم قلب شوند و آنها را دهان قلب گذاشت یعنی مفاهیم رو رویش تاکید کنیم و به قلب تفهیم کنیم و این کار با نظر به وحدت وجود در نماز چگونه محقق می‌شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «وحدت وجود» برای انسان با سیر و سلوک حاصل می‌شود. یکی از منازل سلوک، همین تذکری است که امام خمینی در «آداب الصلواة» می‌فرمایند. موفق باشید

29422

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ممنون میشم به سوال من با شماره ۲۹۴۰۵ پاسخ بدین. ان شاالله کمک کننده خواهد بود. خدا خیرتون بده
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی این‌طور جواب داده شد: 29405- باسمه تعالی: سلام علیکم: با همه‌ی این توصیفات شما ضرر نمی‌کنید و با نگه‌داشتنِ این زندگی برکات حفظ آن برای شما می‌ماند. موفق باشید

29197

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: خیلی فکر کردم روی صحبت های شما در محرم امسال در هیئت عاشورائیان و البته دلیل بحث خیال که این اواخر باز کردید. خودتان بهتر نیست بفرمایید چه ساختاری دارد شکل می گیرد؟ خوشحالم به خاطر این صحبت ها در عامه آنها برادران و خواهران بنده هستند که مخاطب مستقیم و آماده ای از سوی شما خطاب می شدند که به راحتی می تواند برایشان اتفاق بیفتد. نمی خواهم برنامه تان را بهم بریزم ولی اگر بدانیم حدودا (به جز کل گویی های موفقیت حتمی ما) چه پیش رو داریم خیلی خوب است ما در دنیای سختی قرار گرفته ایم لاجرم امید های ملموس و نزدیک می خواهیم. به هر حال دیگر زندگی بصورت قبل برای شخص بنده که تقریبا تمام شدست و شدت تقیرات در دنیا هم آشکارا برای همه بوده ما بقول آیت الله بهاء الدینی نقل و نبات راه می خواهیم حالا هم به شما معلممان رو انداخته ایم. سلامت باشید ان‌شاءلله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم مباحث قرآنی جلسات شنبه، افق‌گشایی می‌کند مثل مباحث سوره‌ی جاثیه که روی سایت هست. موفق باشید

28764
متن پرسش
با سلام و عرض ادب و احترام: خدمت استاد عزیز و انقلابی ام دعای خیر بنده حقیر همواره با شما و راه شماست. می‌دونم سوالات ارسالی عزیزان برای جنابعالی زیاده ولی خوب من استاد عزیزم بنده هم ناچار مزاحم تان شدم. عزیزمن، جواب حضرتعالی برام خیلی مهمه. شاید عزیزان زیادی نزدیک حقیر باشند که از آنها بپرسم ولی نمی‌دانم چرا تا کنون نپرسیدم. شاید برای بعضی‌ها پیش اومده باشه، که مرتکب گناهان کوچک و بزرگ درگذشته شده باشند، ولی عزیزم حقیر سراپاگناه درگذشته مرتکب گناهانی شدم ولی سوال حقیر اینه چرا انسان با توجه به اینکه توفیق توبه پیدا می‌کنه اون هم از اعماق وجود ولی بازم احساس سبکی و شادی نمیکنه الان با گذشت ۲۵ سال از همه اون گناهان بازم انسان شرمساره خداوند حی شاهده، چنان اندوه تمام وجودم را گرفته که یک لحظه رنگ شادی رو نمی‌بینم. عزیزم جواب شما مرهمی بر قلب سیاه حقیره. چنان احساس فشردگی می‌کنم که گویا نفسهای آخر زندگیم هست. الان یک هشت سالی هست که برکت زندگیم شدید، هر چه کتابهای جنابعالی رو مطالعه می‌کنم بیشتر تشنه خواندن و فهمیدن میشم، از کجا بفهمم که خدای رحمان حقیر رو بخشیده می‌دونم خیلی رب من بزرگه، ولی چرا شاد نمیشم همیشه شرمسارم بعضی وقتها خانومم میگه از وقتی که با تو زندگی کردم هیچ وقت تو رو از صمیم قلب شاد ندیدم. چی باید گفت بگم رو سیاه هستم. بگم هر لحظه از عمرم تمامی گناهان جلوی چشمانمه، راستش نمی‌دونم کار شیطانه که این‌کار رو با قلبم میکنه یا نه؟ برادر عزیزم از اینکه مطالب ملال آور حقیر رو مطالعه فرمودید دست بوس شما هستم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به این احوالات به عنوان وسوسه‌ی شیطان نظر کرد. به گفته‌ی جناب پیر هرات، خواجه عبداللّه انصاری: این جفا به خداوند است که بعد از توبه، به توّاب‌بودن آن اعتماد نکنیم و همچنان به یاد گناهان‌مان باشیم. موفق باشید

نمایش چاپی