باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایات ما هر دو وجه هست. هم آنجایی که داریم: «من عرف نفسه فقد عرفه ربّه» و هم آنجایی که میفرمایند: «اللّهم عرّفنی نفسک....»؛ به همین جهت سالک هم در آینهی نفس خود متوجهی ربوبیت ربّ میشود و هم با نظر به حضرت «الله» متوجهی مظاهر او میگردد. لذا در روایت دوم میفرماید: اگر خود را به من نشناسانی، نمیتوانم رسول تو را بشناسم. ۲. آری! این راه خوبی است که انقلاب اسلامی را، إشراقی بدانیم که بر قلب امام به ظهور آمده و از طریق نظر به شخصیت حضرت امام، متوجهی حقیقت انقلاب اسلامی بشویم. در این رابطه عرایضی در کتاب «سلوک ... » شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: زیرا دلهای ایمانیشان به سوی هم گشوده میشود از آن جهت که ملاک دوستیهای حقیقی به ایمان است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. وحدت وجود، نظر به آن نگاه دارد که جز خدا را در صحنه نمییابد و همهی عالم، مظاهرِ وجود اوست. ۲. معلوم نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سورهی نور تماماً بحث شده است. در این مورد میتوانید جهت دریافت صوت مباحث با حاج آقا نظری به شمارهی 09136032342 تماس بگیرید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم. شاید ائمه «علیهمالسلام» در مقابل سؤالات و شبهاتی که پیش آمده، لازم دیدهاند از آن واژهها استفاده کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر به آیات قرآن عنایت کنید خداوند با نظر به آن واقعههای تاریخی، حقایق و سنتهایی را که در آن صحنهها مطرح است، متذکر میشود. و از این جهت گفته میشود کتابهای مقدس، فراتاریخی است 2- زبان عربی؛ ذاتیِ قرآن نیست ولی آن حقایق با آن زبان به ظهور آمده و امروزه در رابطه با نسبت زبان با حقیقت در فلسفهی زبان، بحثهای مفصلی شده، مثل بحث «زبان، خانهی وجود» از جناب مارتین هایدگر. لذا میبینیم گفتههای مطرح در مثنوی، تنها در غالب زبان فارسی به ظهور آمده است و اگر مثنوی را به زبان دیگر ترجمه کنیم با حقیقتی که از طریق زبان فارسی ظهور کرده، روبهرو نمیشوید هرچند که اطلاعاتی از مثنوی به دست خواهید آورد. در این مورد عرایضی در کتاب «گوشسپردن به ندایِ بیصدای انقلاب اسلامی» شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن ظنّ و گمانی که در سورهی حجرات مطرح است و از آن نهی شده است، در رابطه با گمان بد به مؤمنین است و این غیر از حدس علمی است. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم استاد عزیزتر از جانم سلام علیکم: شهادت سردار رشید اسلام سپهبد قاسم سلیمانی را خدمت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و نایب بر حق شون امام خامنه ای این قلب تپنده دلهای بیدار و منتظر و جنابعالی به عنوان سرباز جبهه فرهنگی و دینی این عزیزان تسلیت و تبریک عرض می کنم. جانانم مراد از تصدع اوقات طرح سوالیست که سالهاست با من هست و باعث اضطراب و افسردگی و تفرق و سردردهای شبانه و فشارهای روزانه شده، به طوریکه به جان آمده و شب و روزی نیست که آه و افسوس نکرده و اشکهایی جاری نشود. زیاد متصدع نمیشوم و یک راست به اصل مطلب می پردازم، استاد عزیزتر از جانم حقیر در این حدود ۳۳ سال که از عمرم گذشته، شب و روزی نبوده که به تکامل و اصلاح روح و روانم فکر نکرده باشم و تا حدودی عمل نکرده باشم، اما انگار در یک تسلسل عجیب گیرافتاده ام و انگار قرار نیست که اتفاق مثبتی بیوفتد و از این زندان بی در و دیوار که ظهورش این روزمرّگی و ناامیدی و اضطراب همیشگی قلب و وجودم می باشد، سالیان سال هست که انتظار فرجی در این کار می کشم و هر اتفاق و امتحانی که پیش میآید بنایش را بر این میگذارم که این وسیله رسیدن به آن فرج و آن گشایش می باشد، هرچند که ارتباط ظاهری چندانی با این داستان نداشته باشد و امید دارم که بزودی آن اتفاق موعود بیوفتد و رهایی پیدا کنم. جانانم سالهاست یک ندای درونی میگوید فلانی تو قرار است که نقش مهمی ایفا کنی و ان شاءالله شهادت در این راه از باب فضل الهی نصیبت خواهد شد اما بقول سردار شهیدمان تو تا شهید نباشی، شهید نمیشوی. شهید نیستم و شهادت می خواهم و هیچ تصوری ندارم این سربازی و این جانبازی در قواره و تقدیر من چگونه نوشته شده است! مرا چه می شود؟ بکجا می روم؟ چه میگویم؟ فدایتان شوم ای آرامش قلب بی قرارم! والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم باید به مأوایی فکر کرد که به عنوان تقدیر الهی در آن قرار دارید و در این حال، بودنِ شما برایتان پذیرفتنی میشود و در آن بستر، آنچه وظیفه است انجام میدهید تا «آنچه پیش آید خوش آید». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: غیبتِ فاسق که از گناهکردن إبایی ندارد غیر از غیبت انسانهای شریفی است که سعی دارند آبروی خود را حفظ کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد اقلاً باید به شرح سورهی «حمد» حضرت امام رجوع جدّی داشته باشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سورهی اعلی، جزو مسبّحات است ولی سورهی إسراء، نه. موفق باشید
هر لحظه به شکلی بت عیار بر آمد، دل برد و نهان شد هر دم به لباس دگر آن یار برآمد، گه پیر و جوان شد گاهی به تک طینت صلصال فرو رفت، غواص معانی گاهی ز تک کهگل فخار برآمد، زان پس به میان شد گه نوح شد و کرد جهانی به دعا غرق، خود رفت به کشتی گه گشت خلیل و به دل نار برآمد، آتش گل از آن شد یوسف شد و از مصر فرستاد قمیصی، روشنگر عالم از دیده یعقوب چو انوار برآمد، تا دیده عیان شد حقا که همو بود که اندر ید بیضا، می کرد شبانی در چوب شد و بر صفت مار برآمد، زان فخر کیان شد می گشت دمی چند بر این روی زمین او، از بهر تفرج عیسی شد و بر گنبد دوار برآمد، تسبیح کنان شد بالجمله همو بود که می آمد می رفت هر قرن که دیدی تا عاقبت آن شکل عرب وار برآمد، دارای جهان شد منسوخ چه باشد؟ چه تناسخ به حقیقت؟ آن دلبر زیبا شمشیر شد و در کف کرار برآمد، قتال زمان شد نی نی که همو بود که می گفت انالحق، در صوت الهی منصور نبود آنکه بر آن دار برآمد، نادان به گمان شد رومی سخن کفر نگفته است و نگوید، منکر نشویدش کافر بود آن کس که به انکار برآمد، از دوزخیان شد. «مولوی» سلام علیکم! طبق شعر بالا خداوند در یک دوره به مظهریت نوح (ع) ، دوره ای به ابراهیم (ع)، دوره ای به یوسف (ع) و... ظهور کرد. سوالم این است که اگر نوح (ع)، ابراهیم (ع)، یوسف (ع) و... ، همزمان وهم دوره می بودند، این مظهریت چطوری می شد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن صورت همگان خود را در جمال همو که کامل و جامعتر است مییافتند. مانند همان نسبتی که مولایمان علی «علیهالسلام» با حضرت پیامبر «صلواتاللهعلیهوآله» داشتند. موفق باشید
سلام خدمت استاد بزرگوار: در سفر اربعین امسال نسبت به سالهای قبل و حتی نسبت به سفرهای مشهد، فرصت حس و حال معنوی در طول سفر بسیار محدود برای بنده ایجاد شد و بعد از سفر هم نه تنها هیچ اثر و برکت معنوی نبود که حتی نسبت به نمازهای واجب نیز دچار بی ارادگی شدم، در جمع ۶،۵ نفره دوستان که همگی اهل معرفت و اهل تفکر و کارهای فرهنگی بودند و آنها نیز عازم شده بودند مطرح کردم، همه آنها نیز هرکدام به نحوی احساس بهره از این سفر را نداشتند، و یکی از دوستان به نقل از یکی از مادران شهدا که هنوز با شهید خود ارتباط دارد گفت سوال شده آیا شهید به شما گفته اند در آشوب های اخیر چه کسی مقصر است؟ ایشان نقل از شهید خود فرمودند که شهید گفته همه در رخ دادن این وضعیت مقصر هستند. بنده بعداز شنیدن این سخن احساس کردم ندیدن اثر و برکت و حتی حس پسرفت روحی از این سفر معنوی و پرخیر دلیل بر کوتاهی و مقصر بودن ما، در شکل گیری وضعیت فعلی است، آیا این احساس میتواند صحیح باشد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: درک تاریخی که در این رخداد اربعینی با مواجهه با ایثار خدّام و شور زائران پیش آمده، بالاتر از آن است که تنها به دنبال یک حال معنوی فردی باشیم. درک این تاریخ، نیاز به تأمّل دارد که این شور متقابل، چه آیندهای را در ما و در جهان پیش میآورد. هنر ما با حضور در این صحنهها آن است که متوجه چنین امر عجیبی شویم که اینچنین مردمان را در بر گرفته است. بحث کوتاهیهایمان، بحث دیگری است ولی آن حضور، خود به خود در رفع آن کوتاهیها نیز مؤثر خواهد بود به همان معنایی که خداوند میفرماید: «إنّ الحسنات یُذهبن السیئات». موفق باشید
با سلام و عرض خسته نباشید: بنده مدت هاست دچار شک در وجود خداوند شدم و تمام برهان ها را دیدم اما به نظرم میاد هر کدام مشکلی دارند برهان تا عرفان استاد را هم گوش دادم اما مشکل باقی است. واقعا دچار سردرگمی و حال بدی هستم لطفا بنده رو راهنمایی کنید. اگر عقل قبول نکرد میشه از راه دیگری وارد شد؟ چطوری؟ ممنون از شما.
باسمه تعالی: سلام علیکم: برهانهای عقلی که عقلای عالم به میان آوردهاند از نظر عقل سلیم مشکلی ندارد. این ما انسانها هستیم که باید عقل خود را ادب کنیم تا با برهانهای آنها و نتایجی که به میان میآورند، هماهنگ شویم. میماند که تازه اگر عقل هم وجود خداوند را پذیرفت، کار تمام نیست بلکه باید از طریق رعایت تقوای الهی قلبْ را آماده تصدیقِ حضور خداوند در عالم نمود به همان معنایی که قرآن میفرماید: «وَاتَّقُوا اللَّهَ ۖ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ ۗ » تقوا پیشه کنید تا خداوند به نور خود شما را از هر آنچه حقیقت است آگاه نماید. موفق باشید
سلام: در کانال مطالب ویژه از امام خمینی آمده است: «...و از اخبار کثیره و آیات شریفه نیز استفاده شود که شرف و نحوست زمانها و مکانها به واسطه وقایع در آن است» حال دو سوال دارم ۱. به یاد دارم شما در یکی از جلسات در مورد عظمت نیمه شعبان فرمودید این شرافت مربوط به تولد حضرت مهدی نیست بلکه خود نیمه شعبان روز شریفی است و این جمله با گفته حضرت امام یکی نیست. ۲. شب قدر چه وقایعی در آن اتفاق افتاده که شریف شده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اهمیت نیمه شعبان بنا به روایات ما در جای خود موضوعیت دارد مانند ماه رمضان. ولی چون این قاعده مطرح است که «شرف المکان بالمکین» شرف هر مکان و زمانی به آن چیزی و یا شخصی است که در آن جای گرفته است؛ میتوان گفت شاید همان ماه شعبان نیز به جهت تولد حضرت از قبل مورد توجه بوده و ماه رمضان به جهت نزول فرشتگان اهمیت داشته باشد، إلاّ اینکه آن قاعده را به عنوان یک قاعده کلی نپذیریم. در این صورت، بعضی از مکانها خود به خود ظرفیت بیشتری نسبت به سایر مکانها دارند مثل اینکه چشم، ظرفیت ظهور قوه بینایی دارد، ولی ناخن چنین ظرفیتی ندارد. موفق باشید
سلام خدمت استاد: در حال خواندن کتاب سر صلات امام این حدیث از پیغمبر اکرم در کتاب آمده بود که فرمودند: کٰانَ اَخی مُوسیٰ عَیْنُهُ الْیُمْنیٰ عَمْیٰاءَ وَ اَخی عیسیٰ عَیْنُهُ الْیُسْریٰ عَمْیٰاءَ وَ اَنَا ذُوالْعَیْنَیْن. و امام در تفسیر این حدیث شریف آورده اند: جناب موسی را کثرت غلبه بر وحدت داشت، و جناب عیسی را وحدت غالب بر کثرت بود؛ و رسول ختمی را مقام برزخیت کبری، که حد وسط و صراط مستقیم است، بود. می خواستم بدانم معنای غلبه کثرت بر وحدت یا غلبه وحدت بر کثرت چیست و چگونه حد وسط و صراط مستقیم حاصل می شود؟ البته اگر وقت شما ضیغ است بنده پیگیر سخنرانی هایتان هستم و در صحبت هایتان به نوعی پاسخ به این مسئله را نیز لحاظ بفرمائید. با تشکر.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مفصل این موضوع در «فصوصالحکم» جناب ابن عربی مطرح است. آری! جناب حضرت موسی «علیهالسلام» به میان آمدند تا به حکم نبوت تکلیف کثرات و نسبت انسان را با عالَم کثرت معلوم کنند و عملاً فقه در جهان یهودیت غلبه یافت و حضرت عیسی «علیهالسلام» به عنوان ادامه دین حضرت موسی «علیهالسلام» آمدند تا در کنار دیانت حضرت موسی «علیهالسلام» متذکر بواطن عالم شوند و محبّت در کنار تکلیف به میان آید و به همین جهت عیسویان در کنار عهد جدید که حضرت عیسی «علیهالسلام» آوردند، مقیّد به عهد عتیق یعنی تورات نیز میباشند و دیانت حضرت محمد «صلواتاللهعلیهوآله» جمعِ بین «تکلیف» و «حضور» در بواطن عالم است و نماد آن را در ائمه «علیهمالسلام» ملاحظه میکنید که در عین رعایت تمام دستورات شرع، دارای قدسیترین حضور در عالم غیب و معانی هستند. و این سیره همه محمّدیین است. موفق باشید
با سلام سوالی از جناب استاد طاهرزاده: زمانیکه خداوند خودش بود و خودش و خلقت انسان صورت نگرفته بود چه دلیلی باعث خلقت فرشتگان و انسان شد؟ خداوندی که از هر نیازی به دور است چرا فرشتگانی آفرید که مدام در حال سجده و رکوع و عبادتند؟ چرا اصلا انسانی آفریده شد تا نیاز به رسیدن به کمال داشته باشد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به کتاب «آشتی با خدا» که روی سایت هست به قسمت «خدا چرا ما را خلق کرد؟» رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: میدانید که بازخوانی این موضوع مفصل است و غفلتهای تاریخی ما در زمان قاجار امری نیست که بتوان از آن چشم پوشی کرد. ولی آیا غرب به گفته دانشمندان و متفکران خود به جهت غفلت از امور قدسی و دیانت انبیاء، توانستند از آنهمه تلاش خود بهره بگیرند؟ و یا به قول خودشان در قرن نوزده گفتند خدا مُرد و در قرن بیستم متوجه شدند بشر مُرد. و اینجا است که از اواسط قرن بیستم گرایش به دین افزون شد و به قول میشل فوکو انقلاب اسلامی آمد تا روحی باشد در جهان بیروح. و در همین رابطه هانتیگتون نظریهپرداز آمریکایی معتقد است جهان آینده، جهان ایران و هند و چین است به جهت آنکه در کنار تفکر علمی بنای نفی امور قدسی را ندارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فکر میکنم در تفسیر قیّم المیزان بتوانید نکاتی را بیابید. ۲. در ظاهر، قضیه از این قرار است که میفرماید انسان بسترِ ظهورش در پایینترین درجه عالم یعنی عالم ماده بوده است که همان «طین» گفته میشود و در تبیین آن، عنوان «صلصال کالفخّار» به کار میبرد به معنی گل کوزهگری. و این در حالی است که به صورت «حمأ مسنون» یا لجنی در میآید که بستر رشد موجودات آلی خواهد بود و در اصطلاح زمینشناسی به آن زاپروپلهای پرکامبرین میگویند که منشأ تک سلولیهای اولیه است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بحث در کسانی است که بینام و نشان و غریبانه در دل جامعه به وظایف خود مشغولند. حضرت میفرمایند خوشا به حال چنین افرادی. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عاقبت بخیری برای همه و رعایت حقوقی که شهدا بر عهده ما دارند، باید دعای ما برای همدیگر باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال به ما فرمودهاند: «إِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا» لذا باید بزرگوارانه با خطای چنین انسانهایی که مغرض نیستند ولی جاهل هستند، برخورد کرد تا با دیدن سجایای اخلاقی شما شرمنده شوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اکثر فقها میفرمایند ظاهراً این روایات به اعتبار وجوبش، مربوط به حاکمیت رسول خدا و ائمهی معصوم «علیهمالسلام» میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنجایی که متوجه شدیم طرف نیازمند است و میتوانیم نیاز او را برآورده کنیم، نباید تعلل کنیم تا نیاز خود را اظهار کند. و آن جایی هم که نمیدانیم طرف نیازمند است، اگر اظهار کرد و مطمئن به صداقت او شدیم و بتوانیم نیاز او را برآورده کنیم، واجب است که چنین کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا رابطهی علت و معلولی بین آن آیه و استجابت دعا برقرار کنیم؟ این حضرت حق است که با رحمت واسعهی خود به هر بهانهای الطاف خود را سرازیر میکند و آنجایی هم که دعای ما مناسب ما نیست، اگر هزار آیه هم بخوانیم، او کار خود را میکند. موفق باشید
