بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
29009

طالع بینیبازدید:

متن پرسش
سلام وقت بخیر: بحث های طالع بینی همه خرافی هستند یا ریشه ای در حقیقت دارند که بصورت خرافی درآمده اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً این افراد نمی‌توانند خدمتی به کسی بکنند. نهایتاً بعضاً آنچه را که در آینده پیش می‌آید از آن خبر می‌دهند، ولی کاری از این جهت نمی‌توان کرد. عمده رعایت تقوای الهی است که انسان را از مشکلات در امان می‌دارد. موفق باشید

28929

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: حضرت استاد در فرمایشاتی که به بعضی ها داشتید که شامل بعضی از دستورات عملی بود از قبیل آیه الکرسی و ...، کل آیات آیه الکرسی را مدنظرتان است یا فقط آیه اول؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیت الکرسی فقط به آیه‌ی اول گفته می‌شود و در مورد روایت فوق، منظور آیه‌ی اول است. ولی آیت اللّه قاضی به شاگردان‌شان توصیه کرده بودند هر سه آیه را بخوانند. موفق باشید

28785

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد سلام: بین الطلوعین به چه زمانی گفته می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از زمانی که اذان صبح گفته می‌شود تا طلوع آفتاب. موفق باشید

28719

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با عرض ارادت و خسته نباشید خدمت استاد طاهر زاده: بنده خواستم ببینم نظر جنابعالی در مورد راه و روش و سبکی که حاج میثم مطیعی در مداحی های خود در پیش گرفته است چیست؟ ایشان در مداحی های خود همه ی مسائل ریز و درشت در مورد انقلاب و انقلابی گری، اتفاقات منطقه و سیاست های داخل و خارج کشور را در نظر دارند و همه ی این مسائل را به صورت مداحی بیان می کنند. آیا به نظر شما این سبک از مداحی چه تاثیری در روشن سازی اهداف انقلاب دارد؟ و چقدر می تواند به انقلاب و راه انقلابی گری کمک کند؟ با توجه به بینش کلی ایشان در مورد مقاومت و منطقه و موضع گیری علیه استکبار آیا می شود حرکت ایشان و راهی که ایشان در مداحی می رود را نیز حرکت نیروی قدس در منطقه خواند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته شخصیت حماسی ایشان ارزشمند و لازم است و بعضاً هم که ورودهای سلوکی داشته‌اند مثل زحماتی که در روز عرفه کشیدند. البته بنده همه‌ی کارهای ایشان را دنبال نکرده‌ام تا بتوانم نظر کامل بدهم. موفق باشید

28681

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز. دو تا سوال داشتم: ۱. حد تفسیر به رای چیست؟ مثلا بنده گاهی اوقات آیات را متناسب با حالات خود برای خودم برداشت می کنم. مثلا روزی از اسارت نفس و اطاعت شیطان به ستوه آمده بودم و این آیه آمد: «ولا تطع الکافرین و المنافقین ودع اذاهم ...» و برای خود گفتم راه حل مقابله با شیطان کافر و نفس اماره منافق این است که به اذیت شدن ها فکر و اعتنا نکنم. آیا این جور کارها درست است؟ ۲. در سوره یوسف آیه ۳۶: اینکه خواب دو نفر زندانی در قرآن ذکر شده‌ بی حکمت نیست و حتما یک آموزه ای دارد. چه حکمت و نکته ای پشتش هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. این نوع برخورد با آیات برخورد خوبی است و ربطی به تفسیر به رأی ندارد که در آن نظر خود را دانسته بر قرآن تحمیل می‌کنید. ۲. این کاری نیست که در دل یک سوال و جواب بگنجد، کلاس می‌خواهد و درس و بحث. موفق باشید

28471

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: یه درد دل خواستم باهاتون بکنم. استاد چند سالی است که کلا تقدیرات خوبی برایم رقم نمیخوره. این چیزی که میگم کاملا محسوسه. چیزی نیست که تلقین کرده باشم یا اینکه نگاهم به دنیا منفی باشه. اتفاقا تا همین چند وقت پیش هم اعتقادی به اینکه تقدیرات بدی برام رقم میخوره نداشتم ولی استاد از بس پی در پی بدبیاری و بد تقدیری برام اتفاق افتاده که اصلا نمیتونم به این قضیه بی توجه باشم. حتی بین خواهر و برادرا و پدر و مادرم معروف شدم به بدشانسی. تو این چند ساله هزاران توجیه برا خودم اوردم مثلا اینکه حتما خدا دوستم داره، حتما میخواد تربیتم بکنه، حتما امتحانمه، حتما یه نظری بهم داره وگرنه چرا ظرف منو میشکنه و از این حرفا. چند ساله با این دید به این بلاها نگاه کردم و انرژی می‌گرفتم ولی استاد الان اومدم بگم دیگه نمیتونم. استاد زندگی راحتی ندارم. نمیدونم چرا اینجوری شده. این در صورتیه که تا همین چند سال پیش اصلا زندگیم اینجوری نبود. علتش رو نمیدونم. به نماز اول وقت و گناه نکردن هم بی توجه نیستم که بگم علتش این موضوعه. اتفاقا به این مسائل حساسم. استاد اصلا دوست ندارم اینجوری فک کنم ولی گاهی وقتا به این فک می‌کنم نکنه کسی طلسمم کرده یا نکنه چشم خوردم. چون از این مدل آدمای بدخواه و بد چشم که دنبال دعا نویسی و ...میرن تو فامیل داریم (به خصوص زن ها). گفتم اصلا آدمی نیستم که ذهن خودمو درگیر این مسائل طلسم و ...بکنم. هر چند این مسائل در جای خود حقیقت دارند. استاد شما میگید من چیکار کنم؟ ببخشید وقت مبارکتون رو آدم ناچیزی مثل من میگیره.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید باید نوعی دیگر زندگی کنید. زیرا بعضاً این موانع برای تجدید نظر کلی است. البته عرض کردم شاید. موفق باشید

28435

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ببخشید ما از کجا بفهمیم که روح ما با امیرالمومنین بیعت کرده و مثل ابن ملجم نیستیم که حضرت بهش گفتن روح تو بیعت نکرده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان حضرت علی «علیه‌السلام» را حقّ بداند و احساس کند عهدی پیشینی با او دارد، در واقع عهد قبل از ابدانی خود را تجربه می‌کند. موفق باشید

28057
متن پرسش
سلام استاد: دعایی کنید این تظاهرات آمریکا بی اثر نماند و یه یک ضربه سنگینی به دولت وحشی آمریکا وارد کند آنم آرزوست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطمئناً ابرقدرتیِ آمریکا تمام می‌شود. به تاریخی باید فکر کرد که سیاسیون ما فکر نکنند از آن به بعد ما باید آمریکا شویم و از سلوکی که تحول اساسی در نحوه‌ی بودنِ بشریت است، غفلت شود همچنان‌که تا حال در بسیاری از موارد غفلت شد. موفق باشید

27606

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد به نظر من این یک حقیقت است که اکثریت مردم ایران دین منحرف را قبول دارند؛ یعنی برخی مسائل دینی را قبول دارتد و برخی را «قبول» ندارند. سوالم این است که آیا با چنین مردمی می شود زمینه سازی ظهور را انجام داد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مردم ما در کلّیّت متوجه‌ی حقیقت هستند و به همین جهت به گفته‌ی آقای هانری کربن، مردم ایران توانستند بهترین وجه از اسلام که نظر به امامان معصوم را دارد، دریافت کنند. موفق باشید

27478
متن پرسش
سلام علیکم: چرا در اسلام آن اندازه که به عبادت بودن تفکر توجه شده به عبادت بودن تعلم توجه نشده است؟ مگر مایۀ اصلی تفکر، تعلم نیست و تعلم زیربنای تفکر به شمار نمی رود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً تأکید زیادی بر کسب علم شده و جناب شهید ثانی در کتاب شریف «منیة المرید» بعضی از آن روایات را آورده‌اند در آن حدّ که داریم فرشتگان در مسیر طالب علم، بال‌های خود را می‌گشایند، حاکی از آن‌که آن‌ها وسیله‌ای می‌شوند تا طالب علم، راهی به سوی حقیقت و عوالم بالا برایش گشوده شود. موفق باشید

27111
متن پرسش
سلام: اینکه می فرمایید مرگ هر کس از قبل تعیین شده است پس آن روایت که می فرماید حسنات مرگ رو عقب می اندازد چگونه تطبیق می کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تقدیر مرگ، حکایت از آن دارد که در علم خدا معلوم است که مرگ هرکس در چه زمانی و در چه مکانی است. حال یا با اجل مسمّی که مثلاً ۸۰ سالگی است، و یا به اجل معلّق که به جهت غفلت‌ها، مثلاً ۷۰ سالگی است. موفق باشید

26987
متن پرسش
سلام علیکم: ۱. آیا حضرتعالی به این مطلب اعتقاد دارید که انقلاب اسلامی، طغیان سنت گراها در زمانه حکومت تجدد گرایان یعنی دوره پهلوی است و حکومت پهلوی بعلت تکیه زیاد بر روی تجدد گرایان و غفلت از سنت گرایان شکست خورد؟ یعنی واقعا حد انقلاب اسلامی در این است که آن را حرکت سنت گراها بدانیم؟ ۲. اساسا تقسیم بندی جامعه به دو گروه سنت گرا و تجدد گرا را باور دارید و آن را ملموس می دانید؟ نظر حضرتعالی را تا حدودی در پاسخ ها متوجه شدم ولی خواستم بصورت واضح و در چنین پرسشی از شما این رو بپرسم. ویژه اینکه برخی امروز هم به این تقسیم بندی معتقدند و جامعه را در این دو دسته می بینند. من خودم با توجه به نظرم و آنچه از بیانات شما آموختم این است که واقعا جمع کثیر افرادی که آنها را تجدد گرا می دانند قلوب و دل هایشان ایمانی است هر چند عقول و ظواهرشان غربی باشد و خیل همین ها در تشییع پیکر حاج قاسم حاضر شدند و قصه خود عالی شان را در این شهید عزیز دیدند و یا امسال برای اولین بار در راهپیمایی ۲۲ بهمن آمدند. هر چند من هم معتقدم ما طبقه و لایه فوقانی داریم که تحت تاثیر عالم غرب مدرن و ادبیات توسعه و نظام توسعه جهانی است ولی قطعا اگر ما کار اقنایی قوی کنیم و بدون پلورالیسم، در بستر اسلام و انقلاب گفتگو کنیم و همان المومن مراه المومن را نشان دهیم، این گفتمان تحول جدی خواهد یافت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در این مورد خوب است به جواب سؤال شماره‌ی ۲۶۹۲۸ نظری بیندازید. ۲. بنده با نظر شما موافقم و معتقد هستم انقلاب اسلامی و شخص حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» مافوقِ گردونه‌ی دوگانه‌ی تجدد و سنتی‌بودنِ مرسوم در این تاریخ حاضر شدند. حتی سنت‌گراهایی مثل سید حسین نصر هم آن‌طور که شایسته بود به جهت حضور فعّال بعضی از مذهبی‌های سنتی، در انقلاب حاضر نشدند. موفق باشید

26699

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزتر از جانم: بنده همکار شما در یکی از شهرستانهای همدان می باشم. این چنین موجز و با سخاوت که شما راهنمایی می فرمائید فقط از دستان با سخاوت معلم برمی آید. چندین سال بود با وجود مطالعه کتب عرفانی در مورد مصداق رب. دچار شک بودم. اگر ممکن است شرحی بر طائیه ابن فارض بفرمائید تا بهرمند شویم. از خدا برایتان طول عمر می خواهم. با سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار ارزش‌مندی است. شاید فصوص الحکم تا حدی در فهم شرح طائیه کمک کند؛ همان‌طور که شبیه این مطلب را ابن فارض در مورد فتوحات گفته است. حتما شنیده‌اید که جناب ابن عربی از جناب ابن فارض خواست تا شرحی بر آن طائیه بنویسد و او گفت «فتوحات مکیه‌ی» شما شرح طائیه می‌باشد. موفق باشید

26664

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیزم: مقاله ی «در جستجوی عشق در محضر شهدای هویزه» را داشتم مطالعه می کردم. از اولش که شروع کردم، یه حس گنگی به من دست داد، یعنی با خوندن هر کلمه، انگار تمام کلمات در وجودم بود و برام آشنا؛ اما نمیدونم چی هست! چی بود! گنگ بودم. انگار یه چیزی رو می شناسم، اما یادم نمیاد که چی، و هرچه جلو می رفتم، دلم بیشتر آشوب می شد. تا اینکه رسیدم به این جمله «این آن وقتی است که انسان محو جلوات الهی در آینه‌ی انقلاب اسلامی می‌شود و احساس می‌کند در تمام حالات، این خداست که دارد خدایی می‌کند.» که در این هنگام یکباره قفل دلم باز شد. و حقیقتا حس کردم که این کلمات شما رو انگار از دل خودم دارم میخونم. خیلی به وجد اومدم. مدت هاست که دلم خیلی روشنه. و اکثر دوستانم نسبت به رهبری و انقلاب جبهه گرفتن؛ اما همیشه بهشون میگم که تمام این مسائل در محضر خدا و امام زمان علیه السلام هست. حال دیدم که رنگ اعتقاد دلم، همرنگ هست با این گفته های شما الحمدلله. شبی خواب دیدم که در لشکر هستم در دوران دفاع مقدس، فرمانده ما شهید قاسم سلیمانی بود، در بین سربازها، شهید چمران هم حضور داشتن. و برام تعجب آور بود که چرا شهید چمران جزو سرباز معمولی هست و با ما نشسته! شهید سلیمانی فرمانده بودن و داشتن ماموریت رو شرح میدادن، حقیر به شهید سلیمانی و شهید چمران نگاه می کردم اما شهید چمران، بیشتر دلم رو می بُرد و دیدن چهره اش خیلی منو منقلب می کرد. ببخشید خیلی دارم در نوشتار زیاده روی می کنم، اما با اجازه از این هم بگم که یک ارتباط و وصل شدن به شهید، میتونه آدمی رو از هرچه دنیا هست بکنه و ببره به جایی که فقط میشه حسش کرد و اصلا قابل شرح نیست، حالی که آدم احساس میکنه از همه چیز فارغ و جداست و خودش هیچ یک از این چیزایی که می بینه نیست؛ بلکه خودش چیزی هست که فقط میتونه با اون حس و حال زیبا، بچشه و احساسش بکنه اون حالی که احساس میکنه انگار به حقیقت الان پیش شهید هست. و تمام وجودش از دنیا کنده میشه. انگار دیگه به هیچ چیزی تعلق نداره. و علامتش سوز شدید و بُغضی بسیار و سیل اشک هست که فقط باید چشید. به حقیقت اگر هنگام مرگِ من، یک شهید بیاد کنارم و این حال به من دست بده، خدایی دوست دارم هر لحظه جان بدم و مدام این حال رو بچشم. حال، این فقط چشیده ای بود از این روسیاه و جاهل... و چه چیزی چشیدند اصحاب عاشورا. ببخشید ؛ قصد این همه مزاحمت نداشتم. اما احساس کردم که شما بر دل این حقیر می خوانید؛ و این حقیر از دل شما می خوانم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه این هم از برکت شهداء است که ما بیش از پیش با حقایق تاریخیِ خود آشنا می‌شویم. موفق باشید

26140

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم استاد عزیزتر از جانم سلام علیکم: شهادت سردار رشید اسلام سپهبد قاسم سلیمانی را خدمت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و نایب بر حق شون امام خامنه ای این قلب تپنده دلهای بیدار و منتظر و جنابعالی به عنوان سرباز جبهه فرهنگی و دینی این عزیزان تسلیت و تبریک عرض می کنم. جانانم مراد از تصدع اوقات طرح سوالیست که سالهاست با من هست و باعث اضطراب و افسردگی و تفرق و سردردهای شبانه و فشارهای روزانه شده، به طوریکه به جان آمده و شب و روزی نیست که آه و افسوس نکرده و اشکهایی جاری نشود. زیاد متصدع نمی‌شوم و یک راست به اصل مطلب می پردازم، استاد عزیزتر از جانم حقیر در این حدود ۳۳ سال که از عمرم گذشته، شب و روزی نبوده که به تکامل و اصلاح روح و روانم فکر نکرده باشم و تا حدودی عمل نکرده باشم، اما انگار در یک تسلسل عجیب گیرافتاده ام و انگار قرار نیست که اتفاق مثبتی بیوفتد و از این زندان بی در و دیوار که ظهورش این روزمرّگی و ناامیدی و اضطراب همیشگی قلب و وجودم می باشد، سالیان سال هست که انتظار فرجی در این کار می کشم و هر اتفاق و امتحانی که پیش می‌آید بنایش را بر این می‌گذارم که این وسیله رسیدن به آن فرج و آن گشایش می باشد، هرچند که ارتباط ظاهری چندانی با این داستان نداشته باشد و امید دارم که بزودی آن اتفاق موعود بیوفتد و رهایی پیدا کنم. جانانم سالهاست یک ندای درونی می‌گوید فلانی تو قرار است که نقش مهمی ایفا کنی و ان شاءالله شهادت در این راه از باب فضل الهی نصیبت خواهد شد اما بقول سردار شهیدمان تو تا شهید نباشی، شهید نمی‌شوی. شهید نیستم و شهادت می خواهم و هیچ تصوری ندارم این سربازی و این جانبازی در قواره و تقدیر من چگونه نوشته شده است! مرا چه می شود؟ بکجا می روم؟ چه می‌گویم؟ فدایتان شوم ای آرامش قلب بی قرارم! والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم باید به مأوایی فکر کرد که به عنوان تقدیر الهی در آن قرار دارید و در این حال، بودنِ شما برایتان پذیرفتنی می‌شود و در آن بستر، آن‌چه وظیفه است انجام می‌دهید تا «آن‌چه پیش آید خوش آید». موفق باشید

25833

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: در موقعیتی مورد آزمایش قرار گرفتم. چندین بار از قران کمک خواستم آیه صبر آمد. ولی الان استاد سلوکی ام می گوید اشتباه کردی و وظیفه ای دیگر داشتی و در صحبت هایشان ناراحتی و کمی سرزنش است. نمی دونم آزمایش های عقل و عشق است که روابط و معادلات به هم می خورد یا نه واقعا بی راهه رفته ام؟ ذهنم به اینجا ها نمی کشد. از گیجی و حیرانی خسته شدم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فراموش نکنید که همیشه آن‌چه خداوند برای ما حجت قرار داده است، عقل و شرع است. موفق باشید

25578

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: لطفا طریقه رجعت از منظر ملاصدرا را برای ما تبیین کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روح‌هایی که باید رجعت کنند، به همین دنیا برمی‌گردند و بدنی مناسب این دنیا برای خود ایجاد می‌کنند. موفق باشید

24994

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و قبول عزاداری های شما استاد بزرگوار: با توجه به جوابیه سوال ۲۴۹۸۴، و خیلی از جواب های شما در رابطه با توبه و حق الناس جواب این سوال و آنها کاملا منافات دارد، شما در جوابیه سوالی فرمودید:  بعد از توبه، جای خوف در میان نیست! زیرا با توّاب‌بودنِ حضرت حق، خداوند چیزی از آن گناه را در عالَم باقی نمی‌گذارد. یا در جای دیگر فرمودید: نمی‌دانم چرا قرآن به جای آن‌که بگوید خداوند مؤمنین را دوست دارد؛ که حتماً دوست دارد، می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرينَ» (بقره/ 222) خداوند توّابین و آن‌هایی که خود را از گناه پاک کرده‌اند، دوست دارد. شاید در چنین انسان‌هایی همّتی را مشاهده می‌کند که همه‌ی مؤمنین دارای چنین همّتی نیستند. همّتی که با مزه‌کردنِ گناه بر نفس او باز می‌تواند به گناه، پشت کند. مگر توبه و دوری از گناه و پشیمانی از گناه با هم فرق دارد؟ استاد عزیز وقتی می دانیم با حلالیت طلبیدن و برطرف کردن حق الناس اتفاق های بدتری می افتد تکلیف چیست؟! شما در جواب سوالی فرمودید باید آن شخص استغفار کند. حال این شخص باید کلا امیدش نسبت به همه چیز را ار دست بدهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه کنید که توبه یعنی رفع آن‌چه نباید پیش می‌آمد و پیش آمد، و با توبه نوعی برگشت به آن اصل می‌نماییم بر اصلی که طالب آن هستیم. در مورد حق النّاس به هر حال باید آن حقّ اداء شود. ولی در حدّی که به قول شما اگر محدود به حلالیت‌طلبیدنی است که کار را بدتر می‌کند، موضوع متفاوت می‌شود و این‌جا است که با استغفار برای طرف، کار حلّ می‌گردد. موفق باشید

24699

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: می توانید رابطه هدایت تکوینی و «الله نور السماوات و الارض» را درعرفان عملی شرح دهید؟ تشکر فراوان دارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد اقلاً باید به شرح سوره‌ی «حمد» حضرت امام رجوع جدّی داشته باشید. موفق باشید

34485
متن پرسش

سلام و عرض ادب. اگر مقدوره به فهم عبارات زیر از ناحیه مقدسه در ماه رجب کمک کنین. صوت مربوطه را گوش دادم. اما هنوز مبهمه برام. مواقع العز من رحمتک + «بشرک المحتجبین» + «البهم الصافین الحافین» با سپاس و ارادت.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در فراز «بمواقع العزّ من رحمتک» نظر به توحید یگانه حضرت حق داریم و در همان راستا باز با نظر به موقعیت عزّت او حاصل از رحمتش در نهایت، طلب ایمانی ناب به میان می‌آوریم و تثبیت آن ایمان. «بشرک المحتجبین» و سپس از پرودگار تقاضای سرازیرکردن رحمت را برای بندگان نجیب و انسان‌های پرده‌نشین و ملائکه مقرب داریم تا تقاضای ما می‌رسد به «البهم الصافین الحافین» یعنی به موجوداتی که اگر سخن ندارند، وجودشان سراسر عالم را منوّر و پر رونق کرده است. به هر حال فضای دعا، فضای بسیار سرزنده و عمیقی است و از این جهت خوب است که رفقا لااقل از طریق شرح صوتی آن دعا، انس خود را بیشتر و بیشتر کنند. https://eitaa.com/matalebevijeh/12757 موفق باشید            

32200

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد بزرگوار سلام و احترام: در حال مطالعه پرسش و پاسخ های شما درباره فضای مجازی بودم که پرسش ۳۱۴۷۲ را دیدم. چنانچه بنده را می شناسید مطلع هستید که بعد از اتمام پایه 6 حوزه به طور جدی وقت خود را روی فضای مجازی گذاشتم و تلاش کردم طی 3 سال گذشته هر آنچه که کمکی به درک بهتر فضای مجازی می کرد را بیاموزم. بسیار سرزنش شدم و برخی از آنهایی که استاد و مشاور و مباشرم بودند مرا ملامت کردند. آنهایی که در همه چیز نیز سنتی می اندیشند گفتند که طلبگی را رها کرده ام و باید منتظر عذاب الهی باشم. با این حال یک هدف بیشتر نداشتم و آن انجام کاری که بود که سال ها روی زمین مانده بود. (آنچه عرضِ من است و من روی آن تکیه می‌کنم این است که فضای مجازی بدون اختیار ما، از بیرون از اختیارِ ما دارد مدیریّت می‌شود؛ - حضور در این فضا باید یک حضور جریان‌ساز باشد، - فضای مجازی می‌تواند ابزاری باشد برای زدن توی دهن دشمنان و...) هدف شناخت عرصه، به دست گرفتن ابتکار عمل در این فضا و شروع یک حرکت جریان ساز بوده که به حمدلله در حال پیشرفت است. اما آنچه در پاسخ خود فرموده بودید با نگرانی ها و دغدغه هایی که این روزها همه فکر و ذکر مرا مشغول کرده جمع نمی شود. اینترنت هنوز از من جوان تر است و تازه ۲۷ سال دارد ولی می بینیم با چه رشد سرسام آوری از یک صفحه وب که فقط چند کلمه متن سیاه و آبی روی آن نوشته شده بود تبدیل شده به چنین موجود پیچیده و عجیب و ترسناکی. حالا فکرش را بکنید که مارک زاکربرگ هم همین روزها نام شرکت فیسبوک را به متا تغییر می دهد و همه بودجه و توان شرکتش را می گذارد روی پروژه متاورس. تصور کنید وقتی واقعیت مجازی، هوش مصنوعی، یادگیری ماشین، پردازش تصویر و رمزارزها در فضای بلاکچین متاورس را توسعه بدهند چه خواهد شد؟ فضایی که تنها در فیلم هایی مانند Ready Player One و ماتریکس دیده بودیم همان چیزی است که امروز همه دغدغه شرکتی است که اینستاگرام تنها یکی از شبکه های بزرگ در اختیارش است. شرکتی که تقریبا تمام سهامش صهیونیستی است و پروژه متاورس قرار است وب کلیکی را به دنیای ارتباطات در واقعیت مجازی تبدیل کند. حالا این را در نظر بگیرید که شرکتی که در اینستاگرام ما را راحت نمی گذارد و الگوریتم های هوش مصنوعی و سیستم پردازش تصویرش هر پیجی که عکسی از حاج قاسم دارد را حذف می کند در فضای سه بعدی متاورس که قطعا نسل بعدی اینترنت است چه جایی برای دین و فرهنگ ما باقی خواهد گذاشت. اگر امروز نوجوان ما در اتاقش با افرادی در ارتباط است که پدر و مادرش حتی روحشان هم خبر ندارد در متاورس می تواند با یک عینک واقعیت مجازی کجاها برود و چه کارهایی انجام بدهد؟ در همان گوشه اتاقش. وقتی اینترنت در طی ۲۷ سال به اینجا رسیده گمان می کنید ما با متاورس چقدر فاصله داریم؟ نسل اینترنت 5G و 6G ، تلاش برای ایجاد دسترسی اینترنت ماهواره ای رایگان در سراسر جهان که تاکنون در نقاط مختلفی آزمایش شده، مهاجرت شرکت های بزرگ فناوری مانند IBM به تولید ابررایانه ها، تراشه های پردازش کوانتومی و پایان سرویس دهی شرکت های بزرگی مانند الکسا همه خبر از دنیای جدیدی می دهند که پیش رو داریم و اصلا نه در سطح نخبگانی و نه به طبع در سطح عمومی برای آن آماده نیستیم. اکنون به پاسخ شما برمی گردیم. این فضای انقلاب اسلامی که فرمودید در دل آن می توانیم در جهان‌های گشوده همدیگر حاضر شویم در زندگی دیجیتالی ده سال آینده و دنیایی که از طریق سلطه واقعیت مجازی تربیت، دین و فرهنگ همه جوامع را در دست خواهد گرفت کجا و چگونه محقق خواهد شد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با همه این نکات دقیقی که فرمودید و ما هرگز نباید از این امور بیگانه باشیم و در آن سهیم نگردیم، فراموش نفرمایید که اگر از آن طرف منوّر به محتواهای ملکوتی نگردیم جواب بشر امروز را نداده‌ایم. ملاحظه کردید ما در همین فضای مجازی با طرح ابعاد روحانی حاج قاسم سلیمانی و تذکردادن به ملکوت شخصیت آن مرد بزرگ، چگونه آن حضور را پیدا کردیم که ملکوت، بر ناسوت متصل گشت. پس راه ما بحمدلله از طریق انقلاب اسلامی روشن است راهی که باید جهان کمّی را به جهان کیفی متصل کرد. عرایضی در بحث  https://eitaa.com/khanehtolab/310 شده است. موفق باشید

32009

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد گرامی: پیرامون اسفار اربعه صحت و سقم برداشتم رو می‌خواستم از شما جویا شوم بلکه اصلاحش فرمایید، ممنون می شوم: بجز سفر چهارم سیر سالک انفسی و باطنی هست که در سفر اولش از بطون ملکوت و جبروت و عالم اسماء گزر کرده به صقع ربوبی ورود پیدا می کند و تا مقام واحدیت اوج می گیرد و بعدش سفر سوم رو از اسماء تا اعیان ثابته طی می کند۔ علاوه ازین وقتی سفر چهارم رو سفر من الخلق الی الخلق بالحق عنوان می کنیم مراد از خلق اول اعیان ثابته در صقع ربوبی هست و خلق بعدش خلق خارجیست۔ لطفاً بفرمایید آیا درست متوجه شده ام۔ اگر مقدور باشد لطفاً با پاسخ کوتاه و مختصر بسنده نفرمایید۔ پیشاپیش خیلی سپاسگزارم۔

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برداشت خوبی است و البته باید مبانی آن روشن شود. حتماً می‌دانید که اسفار «من الحق الی الخلق» با زاویه‌های گوناگونی مطرح شده است. در این مورد خوب است به مقدمه شرح «منازل السائرین» جناب عبدالرّزاق کاشانی رجوع شود. بنده در جواب یکی از کاربران سؤالی فرموده بودند و جوابی داده شد که ذیلاً سؤال و جواب را خدمتتان ارسال کردم.

با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرانقدر: حضرت علامه طباطبایی «رحمة‌الله‌عليه» راجع به آیه ۲۲ سوره اعراف مي‌فرمايند: «همين كه از آن درخت چشيدند، عيب‌هايشان بر ملا شد: «فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْءاَتُهُمَا» به علت نزديكي به طبيعت، نقص‌هاي آن‌ها پيدا مي‌شود، حالا هر چه بيشتر به آن نزديك شوند- به اميد بر طرف شدن نياز- نيازشان بيشتر مي‌شود». در کتاب شریف «هدف حیات زمینی آدم» توضیحات بسیار خوبی در این باره ایراد فرموده اید. با الهام از آن توضیحات و مطالعاتی که بنده در حال انجام آن هستم، برداشتی از این آیه شریفه داشتم که نظر جنابعالی را در این زمینه جویا هستم (اینکه آیا چنین برداشتی می تواند صحیح باشد؟): حکما و محققین در رابطه با ارتباط میان نفس و بدن بیان کرده اند که نفس با قطع نظر از تعلقی که به بدن دارد، «عقل» است و صفات عقلى، مَلكى است و به اقتضاى سرشت خود ناظر به كمال و ديار مناسب خود است كه: «العقل ما عُبد به الرحمن، و اكتسب به الجنان»... بدین سبب گرفتاری انسان به اخلاق و عاداتی که مانع از این اتصال به عالم اعلی می شود به سبب تعلقی است که بعد از کینونت عقلی خود به بدن می یابد. یعنی تا در عالم عقل و آن بهشت نزولی است غرق در تماشای جمال یار است اما به محض تعلق به بدن، گرفتار نقائص مزاجی خود می شود و تا بر اقتضائات این مزاج غلبه نکند و قوای حیوانی را تحت حاکمیت عقل به اعتدال نرساند در بند تعلقات بدنی و مادی خود گرفتار خواهد بود. حال سوال بنده این است که آیا این حالتی که برای آن موجود عقلی و مَلکی بعد از هبوط در عالم طبیعت پیدا می شود، به علت همان قاعده ای است که در این آیۀ شریفه ذکر شده؟ یعنی انسانی که در کینونت عقلی خود موجودی ربانی است، به علت نزدیک شدن به شجرۀ ممنوعه و کثرات عالم طبیعت، انسانی طبیعی می گردد که در طبیعت خود حائز نقص های مختلف است که همین نقائص مانع از شهود حق می گردد در حالی که در عالم قبلی این نقائص آشکار نبودند یا مزاحم وصل او به مبدآ ایجادی اش نمی شدند؟ همچنین: و آیا این تقریر صحیح است که چون هر موجودی مظهر اسمی از اسماء الهی است و این اسماء در مقایسه با اسم جامع الله دارای نقص می باشند، اگر از عالم وحدت و آن بهشت نزولی به عالم کثرت هبوط کنند، همین نقصی که در جامعیت اسمائی خود دارند در عالم طبیعت نمودار می شود و عدم اعتدال ناشی از نقص در مظهریت اسماء برای انسانی که مستعد ظهور همۀ اسماء است بصورت عدم اعتدال در مزاج و ترکیب جسمانی نمودار شده و او را به سوی عادات حیوانی و جاذبۀ مادی سوق می دهد؟ و انسان در مواجهه با این مزاج باید روشی را پیش بگیرد که نقائص مزاجی خود را با قاهریت و حاکمیت نفس بر آن به اعتدال نزدیک کند تا بدین صورت از تاثیر آن خلاصی یابد و نقص اسمائی خود را در فرصت حیات زمینی جبران نماید؟ با تشکر فراوان از شما استاد عزیز

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است و به همین جهت بعد از آن‌که فرمود: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في‏ أَحْسَنِ تَقْويم» پس از آن می‌فرماید: «ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلين‏» حقیقتاً انسان را در بالاترین قوام خلق کردیم، سپس او را به پایین‌ترین پایین‌ها ارجاع دادیم؛ این سؤال پیش می‌آید چرا خداوند اگر قوام ما را در ابتدا آن بالا بالاها قرارداده و سپس گرفتار پایین‌ترین پایین‌ها کرده است؟ عجیب است که می‌فرماید خودمان آن‌ها را به «أَسْفَلَ سافِلين» ارجاع دادیم و پایین آوردیم. آیا این آیه خبر از آن ندارد که اگر مقام «أَحْسَنِ تَقْويم» را چشیدی، حال باید در دل یک تاریخ آشفته، «أَسْفَلَ سافِلينِ» هزار ساله را نیز تجربه کنی؟ تا ابر مردی بشوی به وسعت همه‌ی عالم و همه‌ی تاریخ. این‌که ما را در «أَسْفَلَ سافِلين» آورد، جز این است که می‌خواست ما در همه‌ی عوالم حاضر باشیم؟

حتماً درباره‌ی چهار منزل عرفانی فکر کرده‌اید. منزل اول «سیر من الخلق الی الحق» است. سپس سیر «من الحق فی الحق» می‌باشد که انسان در این منزل چه عشقی با خدا می‌کند. اصلاً کاری به کار مردم ندارد. در سیر سوم که سیر «من الحق بالحق الی الخلق» است، سالک در عین حضور در عالم انوار، بنا است در عالم سافل نیز حاضر شود تا این عالم را نیز تجربه کند و تا این‌جا سیر سالک جریان دارد تا سلوکش کامل شود و با نور خدا در جامعه‌ی بشری حاضر گردد. ولی سیر چهارم مأموریت است برای هدایت بشریت و مربوط به نبوت و نبیّ می‌باشد، پیامبر می‌آید تا رسالت خود را نسبت به مردم انجام دهد و از این جهت در واقع نوعی مأموریت است. آنچه سلوک را کامل می‌کند منزل سوم است که انسان جرأت خطرکردن داشته باشد و در این جهان حاضر شود تا بداند بر مردم  چه می‌گذرد. خداوند ما را نیافریده است تا شیخی باشیم در گوشه‌ای پنهان. اگر فرمود: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في‏ أَحْسَنِ تَقْويم‏» و ما را در جایگاه خوب و خوشی آغاز کرد، مانند اوایل انقلاب و حالت خوشی که فضا را فرا گرفته بود ولی یک مرتبه در تهاجم فرهنگی و تهاجم نظامی قرارمان داد تا برای حضور در جهان، این سختی‌ها و تنگناها را تجربه کنیم و آن تجربه‌ی حضور خودمان در «أَسْفَلَ سافِلين» است ولی با حفظ هویت «أَحْسَنِ تَقْويم». در این حالت است که ظلمات به نور تبدیل می‌شود و انسان آتش را ابراهیم گونه برای خود گلستان می‌کند. موفق باشید  

31907

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: جسارتا حقیر که آن شعر( به خاطر برخی تعابیرش برای بی صبران نسبت به دولت جناب رییسی) را چندان نپسندیدم ادبیات نسبت به مخالفین بهتر نیست شایسته تر باشد تا موجب نشود از ما رمیده شوند بالاخره آنها نیز تا حدودی حق دارند چند ماه پیش در سوالات مینوشتم ده روز گذشت حال استاد گرانقدر باید بنویسم صد روز گذشت و روزی نیز شاید خواهم نوشت 1460 روز و ای بسا 2920 روز گذشت.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که قبلاً عرض شد بحث در جهت‌گیری دولت آقای رئیسی است که آن جهت‌گیری در راستای اهداف انقلاب می‌باشد و این ذاتیِ انقلاب اسلامی است که دیر یا زود، خود را می‌یافت در مقابل دولت‌هایی که در راستای تحقق ژاپن اسلامی و یا بگو کره جنوبی بودند، وگرنه هرگز ضعف‌هایی که هست و پیش خواهد آمد؛ مورد تأیید نیست. به نظر بنده خوب است که سری به «یادداشت روز» امروز کیهان تحت عنوان «امیدها و الزاماتِ اصلاحات اقتصادی هوشمند» بزنید. موفق باشید

31692

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: به نظر شما کتاب آداب الصلوة با شرح صوتی شما برای ارائه به نوجوانان ۱۴ - ۱۵ ساله مناسب است؟ البته این نوجوانان شدیدا پیگیر زندگی نامه عرَفاء بوده و بسیار راغب اند راه حقیقی سلوک و عرفان را بیاموزند
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید باید مطالب مربوط به آن کتاب را با زبان ساده‌تری که اصطلاحات در آن غلبه نداشته باشد، با نوجوانان در میان گذاشت. موفق باشید

31301

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب و احترام: راجع به پاسخ به سوال شماره ۳۱۲۶۹ : کلبه کرامت اندیشکده یقین به مدیریت آقای دکتر عباسی کرسی نظری علوم استراتژیک است که در سال ۱۳۸۴ طراحی و از ۵ بهمن ۱۳۸۵ آغاز گردیده و در حال تدریس کلیات طرح‌ریزی استراتژیک در افق ۱۴۱۴ و قدرریزی در افق ۱۴۴۴ هستند. اندیشکده یقین با ایجاد «کرسی نظریه‌پردازی دانش دکترینولوژی» با عنوان عمومی «کلبه کرامت» پشتوانه‌ی نظری اسلامی-ایرانی را برای تصمیم‌سازی بومی رقم زده و تولید می‌کند. این کرسی، پنج‌شنبه هر هفته با استادی آقای حسن عباسی در محل اندیشکده برگزار می‌شود. کلبه کرامت، که در بخش نظری، مختص بومی‌سازی دانش دکترینولوژی (دانش دکترینولوژی علم پایه در تمدن‌سازی است) مبتنی بر آموزه‌های ایرانی و اسلامی است، در واقع پاسخ به این نیاز و پرسش است که «بنیان‌های نظری علوم استراتژیک برای تمدن‌سازی چگونه بومی می‌گردد؟» و همچنین طرح‌ریزی استراتژیک بخش آینده‌شناسی انقلاب اسلامی در ایران و جهان نیز در کلبه کرامت در دو افق مشخص ۱۴۱۴ و ۱۴۴۴ انجام می شود. ایشان بسیاری از ابعاد و مؤلفه‌های فرهنگی، هنری، علمی، معرفتی، سیاسی، امنیتی، اقتصادی و اجتماعی رؤیای ایرانی اسلامی را در ۱۲ سال اخیر در جلسات کرسی نظری کلبه کرامت تشریح کرده‌اند. ایشان مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص که از نظر سطوح مراکز مطالعاتی تصمیم‌سازی بالاترین جایگاه را در سطح نهادهای دولتی اشغال کرده است را در برآوردن منویات رهبری ناتوان و عاجز می‌دانند که مقام معظم رهبری حفظه الله به ‌ناچار، طرح‌های استراتژیک تحول را رأساً از دستگاه‌های مجری درخواست نموده و مباحثی چون نقشهٔ جامع پیشرفت کشور را در محافل دانشگاهی، با دانشجویان دانشگاه‌هایی چون فردوسی مشهد، سمنان، شیراز، یا سنندج مطرح می‌کنند؟! و نیز مسئولین این مرکز را وابسته به احزاب لیبرال- البته با بودجهٔ دولتی بر می شمرد و مرکز بررسی دکترینال، به‌عنوان یک‌نهاد خصوصی، بررسی کارنامهٔ مراکز تحقیقات استراتژیک دولتی کشور، به ‌ویژه مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص، برای شفاف‌سازی و ارزیابی عملکرد، توانمندی و هم‌چنین ناکارآمدی چنین مراکزی را در دستور کار خود دارد.(در نهایت اینگونه مراکز جهت فلش ناکارآمدی را به سمت ولی جامعه، اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی می‌برند پس مطالبه و نقد جدی در این حوزه را می‌طلبد) اندیشکده‌ی یقین تلاش می کند که برای رقابتی کردن تصمیم‌سازی در سطح استراتژیک و در دامنه‌های زمانی بلندمدت، تفکر استراتژیک را از محافل آکادمیک رسمی به میان توده‌ی مردم به ویژه جوانان کشانده و انحصار آموزشی آن را بزداید. کشاندن مباحث کلان تصمیم‌سازی و سیاست‌گذاری و قواعد حکومت‌داری و جامعه‌سازی به درون جامعه و لایه‌های مختلف اجتماع، به ویژه در میان جوانان، از اساسی‌ترین فعالیت‌های اندیشکده‌ی یقین بوده است. لازم به ذکر می باشد با یک تکه جدا شده از مباحث ایشان و یکطرفه نمی توان به قضاوت درستی رسید و سیر مطالعاتی مباحث ایشان در سایت کلبه کرامت موجود است. کلی گویی و جواب های فارغ از محتوی نقد و بررسی علمی مستدل و قضاوت یکطرفه و صرف برچسب زدن نیز خود خطایی بزرگ در محضر الهی محسوب می شود. و بالاخره فعالین جبهه انقلاب کی قرار است در کنار هم قرار گرفته با ولی جامعه حرکت کنند، بازوی رهبری مظلوم خود را در مواجهه با تمدن غیر الهی تقویت کنند. لطفا نقد علمی خود را در رابطه  طرح تحول بنیادین آموزش و پرورش اندیشکده یقین بفرمایید که چه مقدار آن تصورات خود آقای دکتر عباسی می باشد. بهر حال قصد ایشان از طرح آن مباحث مقدماتی رسیدن به اینچنین راهکار هایی بوده. (این یک طرح استراتژیک است که به روش پویا و با چهارده رو‌یکرد در طرح‌ریزی، طراحی می‌شود. در دامنهٔ دکترینولوژی جمهوری اسلامی، این طرح در سه سیستم ارگانیکی، سایبرنتیکی و بیولوژیکی تبیین شده و در سیستم انسان‌مدار و در نهایت در سیستم فطری نیز اسکلت‌بندی می‌شود. در این طرح، اجوکیشن Education و فلسفه‌های موضوعی منتج به آن یا مبتنی بر آن نامطلوب ارزیابی شده و حکمت ادب جایگزین آن‌چه امروز تربیت نامیده می‌شود، معرفی گردیده است. در طرح جامع دکترینولوژی ادب، تاکنون ۶۴ فرانما یا نقشهٔ راه، با بیش از ۴۰۰ مساله تبیین شده است) تعدادی از این جلسات بعنوان نمونه: جامعه فطری و جمهوری تقوی ۱ تا ۶ http://kolbeh-keramat.ir/Sessions/Single/480 http://kolbeh-keramat.ir/Sessions/Single/481 http://kolbeh-keramat.ir/Sessions/Single/482 ....تا جلسه ۶ قواعد سیستم: http://kolbeh-keramat.ir/Sessions/Single/99 سیستم فطری: جلسه ۳۰ کلبه کرامت http://kolbeh-keramat.ir/Sessions/Single/ 103 طرح ریزی استراتژیک توحیدی: http://kolbeh-keramat.ir/Sessions/Single/ 93 معرفت توحیدی جامعه شناسی جنود عقل و جهل http://kolbeh-keramat.ir/Sessions/Single/4044 دکترین ادب: http://kolbeh-keramat.ir/Sessions/Single/453 و http://kolbeh-keramat.ir/Sessions/Single/454 در آخر ان شاالله طرح این سوال برای روشن شدن راه و یافتن حقیقت نه دفاع از شخص خاصی
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در جریان این مسائل هستم. عرض بنده آن است که تخصص جناب آقای دکتر عباسی دراین حرف‌ها نیست. وگرنه اگر به عنوان یکی از افسران جنگ نرم در جای خود باشند مفید خواهند بود. ملاحظه کردید که چگونه متوجه اندیشه‌های آقای دکتر داوری نشدند و چه انتقادهای غیر منطقی سر دادند. موفق باشید

نمایش چاپی