استاد بزرگوار سلام و احترام: در حال مطالعه پرسش و پاسخ های شما درباره فضای مجازی بودم که پرسش ۳۱۴۷۲ را دیدم. چنانچه بنده را می شناسید مطلع هستید که بعد از اتمام پایه 6 حوزه به طور جدی وقت خود را روی فضای مجازی گذاشتم و تلاش کردم طی 3 سال گذشته هر آنچه که کمکی به درک بهتر فضای مجازی می کرد را بیاموزم. بسیار سرزنش شدم و برخی از آنهایی که استاد و مشاور و مباشرم بودند مرا ملامت کردند. آنهایی که در همه چیز نیز سنتی می اندیشند گفتند که طلبگی را رها کرده ام و باید منتظر عذاب الهی باشم. با این حال یک هدف بیشتر نداشتم و آن انجام کاری که بود که سال ها روی زمین مانده بود. (آنچه عرضِ من است و من روی آن تکیه میکنم این است که فضای مجازی بدون اختیار ما، از بیرون از اختیارِ ما دارد مدیریّت میشود؛ - حضور در این فضا باید یک حضور جریانساز باشد، - فضای مجازی میتواند ابزاری باشد برای زدن توی دهن دشمنان و...) هدف شناخت عرصه، به دست گرفتن ابتکار عمل در این فضا و شروع یک حرکت جریان ساز بوده که به حمدلله در حال پیشرفت است. اما آنچه در پاسخ خود فرموده بودید با نگرانی ها و دغدغه هایی که این روزها همه فکر و ذکر مرا مشغول کرده جمع نمی شود. اینترنت هنوز از من جوان تر است و تازه ۲۷ سال دارد ولی می بینیم با چه رشد سرسام آوری از یک صفحه وب که فقط چند کلمه متن سیاه و آبی روی آن نوشته شده بود تبدیل شده به چنین موجود پیچیده و عجیب و ترسناکی. حالا فکرش را بکنید که مارک زاکربرگ هم همین روزها نام شرکت فیسبوک را به متا تغییر می دهد و همه بودجه و توان شرکتش را می گذارد روی پروژه متاورس. تصور کنید وقتی واقعیت مجازی، هوش مصنوعی، یادگیری ماشین، پردازش تصویر و رمزارزها در فضای بلاکچین متاورس را توسعه بدهند چه خواهد شد؟ فضایی که تنها در فیلم هایی مانند Ready Player One و ماتریکس دیده بودیم همان چیزی است که امروز همه دغدغه شرکتی است که اینستاگرام تنها یکی از شبکه های بزرگ در اختیارش است. شرکتی که تقریبا تمام سهامش صهیونیستی است و پروژه متاورس قرار است وب کلیکی را به دنیای ارتباطات در واقعیت مجازی تبدیل کند. حالا این را در نظر بگیرید که شرکتی که در اینستاگرام ما را راحت نمی گذارد و الگوریتم های هوش مصنوعی و سیستم پردازش تصویرش هر پیجی که عکسی از حاج قاسم دارد را حذف می کند در فضای سه بعدی متاورس که قطعا نسل بعدی اینترنت است چه جایی برای دین و فرهنگ ما باقی خواهد گذاشت. اگر امروز نوجوان ما در اتاقش با افرادی در ارتباط است که پدر و مادرش حتی روحشان هم خبر ندارد در متاورس می تواند با یک عینک واقعیت مجازی کجاها برود و چه کارهایی انجام بدهد؟ در همان گوشه اتاقش. وقتی اینترنت در طی ۲۷ سال به اینجا رسیده گمان می کنید ما با متاورس چقدر فاصله داریم؟ نسل اینترنت 5G و 6G ، تلاش برای ایجاد دسترسی اینترنت ماهواره ای رایگان در سراسر جهان که تاکنون در نقاط مختلفی آزمایش شده، مهاجرت شرکت های بزرگ فناوری مانند IBM به تولید ابررایانه ها، تراشه های پردازش کوانتومی و پایان سرویس دهی شرکت های بزرگی مانند الکسا همه خبر از دنیای جدیدی می دهند که پیش رو داریم و اصلا نه در سطح نخبگانی و نه به طبع در سطح عمومی برای آن آماده نیستیم. اکنون به پاسخ شما برمی گردیم. این فضای انقلاب اسلامی که فرمودید در دل آن می توانیم در جهانهای گشوده همدیگر حاضر شویم در زندگی دیجیتالی ده سال آینده و دنیایی که از طریق سلطه واقعیت مجازی تربیت، دین و فرهنگ همه جوامع را در دست خواهد گرفت کجا و چگونه محقق خواهد شد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با همه این نکات دقیقی که فرمودید و ما هرگز نباید از این امور بیگانه باشیم و در آن سهیم نگردیم، فراموش نفرمایید که اگر از آن طرف منوّر به محتواهای ملکوتی نگردیم جواب بشر امروز را ندادهایم. ملاحظه کردید ما در همین فضای مجازی با طرح ابعاد روحانی حاج قاسم سلیمانی و تذکردادن به ملکوت شخصیت آن مرد بزرگ، چگونه آن حضور را پیدا کردیم که ملکوت، بر ناسوت متصل گشت. پس راه ما بحمدلله از طریق انقلاب اسلامی روشن است راهی که باید جهان کمّی را به جهان کیفی متصل کرد. عرایضی در بحث https://eitaa.com/khanehtolab/310 شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فکر میکنم در تفسیر قیّم المیزان بتوانید نکاتی را بیابید. ۲. در ظاهر، قضیه از این قرار است که میفرماید انسان بسترِ ظهورش در پایینترین درجه عالم یعنی عالم ماده بوده است که همان «طین» گفته میشود و در تبیین آن، عنوان «صلصال کالفخّار» به کار میبرد به معنی گل کوزهگری. و این در حالی است که به صورت «حمأ مسنون» یا لجنی در میآید که بستر رشد موجودات آلی خواهد بود و در اصطلاح زمینشناسی به آن زاپروپلهای پرکامبرین میگویند که منشأ تک سلولیهای اولیه است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اشکال دارد که در این موارد هرکدام نظر خود را داشته باشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینکه میفرمایید در صورتی است که بتوانیم قلب را مطابق فطرت در نظر بگیریم. ولی در هر حال، ملاکِ صحت و عدم صحتِ دریافتهای قلبی، شریعت الهی و سیره ائمه معصومین «علیهمالسلام» است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس در عین ثابته خود مختار است و در آن مقام با وجود علمی همه موجودات و افراد، مرتبط است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد صاحبنظر نیستم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال همه این موارد را باید در آموزه مقسومبودنِ رزق دنبال کرد و رزقی که قسمت ما شده است، تنها از آنِ ما میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره این مسئله، مسئلهای است که خواهی نخواهی برای ما پیش میآید و به همین جهت مباحث «آیندهی دینداری ما چگونه محقق میشود» رابه میدان آوردیم. آنجا عرض شده که کم کسی میتواند به دینداریِ سنتی خود که خدا را اُبژهی خود میداند، پایدار بماند. بد نیست در این مورد سری به مباحث مذکور به آدرس http://lobolmizan.ir/sound/1310#7940 رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم. هر کدام برکات خاص خود را دارد. خودتان بررسی کنید اگر جمع آن برایتان مقدور نیست، کدام یک برای احوالاتتان بهتر است؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بحث تعلّق به بدن در میان است در حالیکه کاملاً توفی صورت گرفته. ۲. عموماً بعد از آنکه لحد را روی آن گذاشتند و امید حضور در دنیا را نداشت، جهان جدید در مقابلش گشوده میشود و ملکین را ملاقات میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی که برای خواب خود شواهد مطمئنه بیرونی نداریم، نباید به خواب اعتماد کرد. ما مأمور به تدبّر در قرآن و کسب معارف عالیهی آن هستیم. پیشنهاد میشود سری به سؤال 29560 بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عاشق حتماً راحتی معشوق را میخواهد ولی در کورهی ابتلاء، زندگی او را با جدّیت بیشتر آشنا میکند تا از آرزوهای دنیاییاش بکاهد و بیشتر با جهانی که معنویت در آن جلوه دارد، بهسر ببرد و البته که بالاخره این مشکلات را خودش حل میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً این افراد نمیتوانند خدمتی به کسی بکنند. نهایتاً بعضاً آنچه را که در آینده پیش میآید از آن خبر میدهند، ولی کاری از این جهت نمیتوان کرد. عمده رعایت تقوای الهی است که انسان را از مشکلات در امان میدارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظرم بد نیست سری به جزوهی «روش کار با تفسیر المیزان» بزنید. ۲. ترتیب نزول سورهها نه چندان مهم است و نه ممکن است زیرا بعضی از آیات در سورههای دیگری است که سالهای قبل آمده است. کتاب «قرآن هرگز تحریف نشده» از آیت اللّه حسنزاده در این مورد نکات خوبی دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. این نوع برخورد با آیات برخورد خوبی است و ربطی به تفسیر به رأی ندارد که در آن نظر خود را دانسته بر قرآن تحمیل میکنید. ۲. این کاری نیست که در دل یک سوال و جواب بگنجد، کلاس میخواهد و درس و بحث. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً. ما همه حتی اکثر افراد مذهبی که گرفتار آگاهی نسبت به حقایق هستند به جای احساسِ حضور در آغوش حقایق، به نحوی گرفتار دوگانگی بین اُبژه و سوبژه و نیهیلیسم هستند. امروز تنها از طریق انقلاب اسلامی به همان روشی که شهداء، خود را در آن یافتند میتوان از آن نوع دوگانگی تا حدّی رهایی یابند. زیرا وقتی مدّ نظر انسان، حقیقت باشد و نه مفاهیمی از حقیقت، عملاً نظر به حقیقت عین اتحاد با آن میشود و این امری است که با دیانت به معنای واقعی آن پیش میآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند همهی ما را در ایجاد شرایطی که زمینهی تحقق تمامیت انسان است، موفق گرداند که این با نظر به نور حضرت بقیة اللّه «عجلاللّهتعالیفرجه» ممکن میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم:در نسبت با والدینمان که سنی از آنها گذشته است و ملکات خود را دارند؛ باید با آنها مدارا کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به حضور زیبای ابدیشان متذکرشان کنید و اینکه گناه، مانع آن حضور زیبا و گسترده و جامع است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» شده است مبنی بر آنکه اساساً عینالانسان همیشه در عالم هست و در طول تاریخ، مصداق آن است که تغییر میکند و بنا به شواهد روایی مصداق امروزینِ عینالانسان یا انسان کامل، مولایمان حضرت مهدی «عجلاللّهتعالیفرجهالشریف» میباشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه جناب صدرا در ابتدای جلد هشتم در تعریف نفس میفرماید: النفس جسم آلی ذی حیاة، حکایت از آن دارد که نفس را همان جسم میداند از آن جهت که با حیات متحد است و بحث بسیار ظریفی است.
در مورد سوال دوم خوب است که به این نکات توجه شود:
وقتی به آیات دیگر قرآن مراجعه می شود، روشن می شود که این آیه در آیات دیگر به روشنی تفسیر شده است. برخی از این آیات از این قرار است:
۱. قرآن کریم در سوره حجر می فرماید «وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ (۲۸) فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي فَقَعُوا لَهُ ساجِدينَ »قسمت اول که می فرماید خداوند بشر را از گل خشکیده و بد بو آفرید ، مشابه عبارت خلقناکم در سوره اعراف است. قسمت دوم آیه نیز که می فرماید هنگامی که او را تسویه نمود ، مشابه صورناکم در آنجاست. قسمت سوم آیه نیز گویای آن است که بعد از اینکه حضرت آدم (ع) صورت گری شد، خدای متعال از روح خود در وی دمید «نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي» بعد از این مرحله است که لیاقت مسجود بودن فرشتگان را یافت.
۲. در همین سوره، در چند آیه قبل آمده است « وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُون» این آیه به خلقت کلی انسان اشاره شده است اما همان طور که در آیات بعد می آید مراد از انسان ، حضرت آدم (ع) است . وجه این مجاز این است که بیان شود حضرت آدم (ع) به عنوان نماینده حقیقت انسانیت و خلیفه الله بودن مسجود ملائکه قرار گرفته است. این سجده از طرف فرشتگان همیشه و در هر عصری نسبت به ولی خدا وجود دارد.
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً تأکید زیادی بر کسب علم شده و جناب شهید ثانی در کتاب شریف «منیة المرید» بعضی از آن روایات را آوردهاند در آن حدّ که داریم فرشتگان در مسیر طالب علم، بالهای خود را میگشایند، حاکی از آنکه آنها وسیلهای میشوند تا طالب علم، راهی به سوی حقیقت و عوالم بالا برایش گشوده شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح آن دعای جلیلالقدر عرض شد واژهی «استماع» به معنای توجه است و نه گوشدادن، لذا در قرآن داریم: «وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ» (اعراف/۲۰۴) یعنی وقتی قرآن خوانده میشود به آن توجه کنید. و در همین رابطه در دعای مذکور از خدا میخواهیم با عنایت خود به شما توجه کند و نظر مبارکش را به شما مبذول دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این موارد ورودی ندارم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در این مورد خوب است به جواب سؤال شمارهی ۲۶۹۲۸ نظری بیندازید. ۲. بنده با نظر شما موافقم و معتقد هستم انقلاب اسلامی و شخص حضرت امام «رضواناللّهتعالیعلیه» مافوقِ گردونهی دوگانهی تجدد و سنتیبودنِ مرسوم در این تاریخ حاضر شدند. حتی سنتگراهایی مثل سید حسین نصر هم آنطور که شایسته بود به جهت حضور فعّال بعضی از مذهبیهای سنتی، در انقلاب حاضر نشدند. موفق باشید
