باسمه تعالی: سلام علیکم: سوپر من در بستر ارادهی معطوف به قدرت است و این غیر از شخصیتی است که سلحشوری او در عین دانایی و ایمان میباشد. امثال زورو اگرچه ممکن است وجوه مثبتی از خود نشان دهد، ولی همچنانکه عرض شد سیرهی ابراهیمیون در کنار سلحشوری، دعا و توکل میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میاید باید کار را با مبانی شروع بفرمایید. سیر مطالعاتی سایت چنین راهی را پیشنهاد میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: یک موضوع مفصل فقهی است و بزرگان دین در این مورد مطالب گستردهای مطرح کردهاند. به نظر بنده بتوانید در اینترنت جستجو کنید و جواب سؤال خود را بیابید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع در «برهان صدیقین» روشن میشود از آن جهت که «وجود» تشکیکی و دارای شدت و ضعف است و هرچه شدت یابد، از محدودیتهای مادی کاسته میشود در عین آنکه بدن، همان بدن است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دوی دعاها که فرمودید خوب است و از دعای سحر و دعای ابوحمزه نیز غافل نباشید. عمده نوعی رویکردی است که باید در این مورد داشت و عرایضی تحت عنوان «ماه رمضان، ماه اُنس با خداوند» در حال تنظیم است که إنشاءاللّه بر روی سایت قرار میگیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی بدانیم روحها به نحوی میتوانند با همدیگر متحد شوند، اگر متوجه بودیم بعضی روحها مثل روح اولیای الهی به افقی بس متعالی در عالم نظر دارند؛ سعی میکنیم با نوعی اتحاد با روح آنها عالم را بنگریم که راهکارِ عملی آن، نظر به سیره و روایات آنها است، ولی با آن چنان رویکردی که عرض شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «خویشتن پنهان» در این مورد عرایضی شده است که چگونه شرایط تدبیر جسم توسط روح، اگر در دورهی جنینی به دلایلی مختل شود، این مشکلات پیش میآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: توحید یعنی یگانگی و یکتایی. هرجا نور توحید حاضر شود آنجا منوّر به نور یکتایی میگردد چه در جامعه و چه در خانواده و چه در شخص. در آن حالت هر عضوی در یگانگی با عضو دیگر خود را دنبال میکند و وحدت شخصیت از این نوع است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این مباحث در دستگاه دیگری است و ما را به جای دیگری میبرد که با روح ایرانی- شیعی ما هماهنگی ندارد. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته همینطور است مگر آنکه انسانها مانند پیامبر خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» شیطانِ خود را مسلمان کنند و تکنیک در اختیار روحی غیر از روح غربی قرار گیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد زیاد است و بعضی از این افراد از آنچه دیدهاند کتابها نوشتهاند. قبلاً عرض شد که نباید این نوع رؤیتها را ملاک و حجت برای بقیه پنداشت مگر در همان اندازه که خود فرد به مطالبی میرسد. آنچه میتواند ملاک و حجت ما باشد وَحی الهی است که از طریق پیامبران معصوم به ما میرسد. موفق باشید
چند روزی به جهت مسافرت از جوابگویی به سؤالات عزیزان معذور هستیم
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: بعضی از رذائل که مربوط به امیال باطل بوده اخیرا به شدت به (تصور و تخیل) اینجانب آمده و احساس میکنم که در حالا ریشه دار شدن است چه توصیه ای می فرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مقاومت در مقابل آن نوع خطورات در جای خود نوعی سلوک به حساب میآید. در این مورد خوب است به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست، مراجعه شود. موفق باشید
با سلام: وظیفه ما در این فتنه ها چیست؟ وظیفه فردی و اجتماعی و بین المللی. با تشکر🌹
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً پایگاه آن فتنهها را بشناسیم. ثانیاً: در حدّ خود نقد کنیم. ثالثاً: در مسیری که موجب رفع ضعفهایی میشود تا دشمنان بهانه نداشته باشند، قدم بگذاریم که بحمدلله آرام آرام با به خودآمدنِ افراد معلوم میشود که قضیه حضور دشمنیِ دشمن بوده است، البته در لوای اعتراض. و از آن مهمتر این فتنهها منجر شد که متوجه شویم جنگ، جنگِ رسانهای است و نیاز است سواد رسانهای خود را رشد دهیم. موفق باشید
با سلام: آیا فال گرفتن با حافظ صحیح هست و می تواند می تواند مبنای عمل قرار گیرد؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر چیزی میتوان تفأل زد. از رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» داریم که فرمودهاند: «تفالوا بالخیر تجدوه» همواره فال نیک بزنید تا آن را بیابید.» . موفق باشید
با سلام خدمت شماک بنده معلم بودم و تازه بازنشسته شده ام. من از اول مشتاق مسایل فلسفی و عرفانی بودم. حدود ۷ سال قبل با آثار علامه حسنزاده آملی و استاد صمدی آملی آشنا شدم. من عرفان را دوست داشتم. من گفتم بهتر است به جای عرفان های دیگر به عرفان شیعی رجوع کنم. من تمام گفته های استاد حسن زاده و استاد صمدی را سمعا وطاعتا از روی حسن نیت کار کردم و اصلا فکر نمی کردم که مخالفینی داشته باشد. تا اینکه حدود ۲ سال پیش با تفکرات آقای میلانی آشنا شدم و نتیجه آن شد که آنچه از استادان حسن زاده و صمدی یاد گرفته بود دچار شک شدم. من از نظر روانی به هم ریختم. من آرزو داشتم هرچه زودتر بازنشسته شوم تا اساسی روی عرفان و فلسفه کار کنم، اما آرزویم بر باد رفت. الان نه می توانم دست از تفکرات عرفانی و فلسفی ملاصدرا دست بردارم و نه دفع شبهات حسن میلانی را بکنم، سر دو راهی هستم. لازم به ذکر است من بسیاری از کتابها و صوت های شما را استفاده کردهام. بارها برهان صدیقین و ده نکته معرفت نفس را کار کرد ده ام. الان اصلا کلا از حسن میلانی عرفان و فلسفه صدرا بدم می آید. از دین دارم بیزار میشوم. با این دو راهی چکنم. افکار میلانی از یک طرف و افکار عرفانی از سوی دیگر همانند دو آهنربای پر قدرت من را به سوی خود می کشند. استاد عزیز باید چکار کنم؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در سخنان آقای میلانی، منطقی که شخصیت ما را در سعه وجودیاش جلو ببرد، ندیدم. آنچه ایشان تأکید میکنند برداشتهای سطحی خودشان است از دین اسلام و بیشتر برای متوقفکردن انسان در ظواهر دین، خوب است. بشر جدید طالب وسعتی است که راه هایی چون عرفان و حکمت میتواند به او کمک کند. نباید به او پیشنهاد کنیم «چراغ خرد خاموش کن و کورکورانه تقلید نما». موفق باشید
سلام علیکم و رحمت الله: خسته نباشید بنده طلبه پایه پنجم حوزه علمیه هستم از مهمترین دلایلی که باعث شد بنده وارد حوزه علمیه شوم علاقه زیاد به معنویات بود مثلا وقتی روحانی محله مان مناجات یا دعای کمیل میخواندد با سوز خیلی لذت میبردم، در کل میخواهم بگویم که به معنویات، معارف دین، خدا شناسی، سخنرانی ها خیلی علاقه داشتم بنده گمان میکردم حوزه جای چنین چیز هاست و در حوزه به دنبال چنین لذت ها میگشتم اما وقتی وارد حوزه شدم دیدم حوزه با آنچه مد نظر من بود متفاوت است آن از درس های خشک آن و از طرفی مطلوب بنده حاصل نشد بله با یک سری از هدف هایی که به نظر خودم هدف های بدی هم نیست الهی است اما لذتی شاید ندارد خودم را سر و پا نگه داشتم اما الان نمیدانم چه کنم آن معنویات که بیشتر نشد هیچ ای بسا کمتر هم شد گرچه دنبال لذت معنوی صرف بودم بدون دنبال کردن هدف خاص بنده نمیدانم الان که در اثنا راه هستم چه راهی را دنبال کنم که هم سعادت دنیا و آخرت من لحاظ شود هم به هدفی که باید برسم برسم و هم لذت های معنوی باشد و حقیقتا با نشاط و لذت حقیقی مسائل را دنبال کنم تا الان که اگر لذتی هم بوده تصنعی و غرور آمیز بوده و حقیقی نبوده با این حال راهنمایی بفرمایید که ابتدا این مسیر را ادامه دهم یا خیر اگر ادامه دهم در چه زمینه ای چون بنده به فقه و اصول آن علاقه ای که باید داشته باشم را ندارم و بیشتر به خداشناسی، عرفان و علومی که بیشتر حال معنوی را خوش میکند علاقه مند هستم لطفاً راهنمایی بفرمایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: اخیراً بحثی تحت عنوان « راز امیدواری ما به آینده نظام اسلامی و وظیفه تاریخی روحانیت» شد که رفقا همین روزها صوت آن را در کانال «مطالب ویژه» و سایت لُب المیزان قرار میدهند. فعلاً متن آن بحث ذیلاً خدمتتان ارسال میگردد. موفق باشید
راز امیدواری ما به آینده نظام اسلامی و وظیفه تاریخی روحانیت
باسمه تعالی
بحث در دینداری ملت ایران است در مقایسه با قبل از انقلاب و در نسبتی که مردم ما با روحانیت داشته و در حال حاضر دارند و امیدی که باید به آینده مظام اسلامی داشت. در این رابطه خوب است به موارد زیر فکر شود:
1- آیا با نسلی روبهرو هستیم که به جهت سیاسیشدنِ دین، از دین و روحانیت فاصله گرفتند و یا با نسلی روبهرو هستیم که در جهان جدید، با امید به اسلام و با انتظار از روحانیت به دنبال نگاهی فاخرتر و عمیقتر نسبت به اسلام و انسان و انقلاب اسلامی هستند؟
در جواب به این سؤال کافی است پای صحبت نسل جدید بنشینیم، نسلی که متوجه جهانیبودن خود شده و خود را در وسعت جهانیاش دنبال میکند، در عین آنکه نمیخواهد سکولار باشد و لذا به جامعهای میاندیشد که در عین آنکه او را در جهان حاضر میکند، جوابگوی وجود قدسی او نیز باشد و اعتراض این جوان از آنجایی شروع میشود که ما او را یا دعوت به حضور محدود گذشته و سنت دیروزین میکنیم و یا در حضور جهانیاش وجوه قدسی او را آنطور که شایسته انسان جهانی شده است، با او در میان نمیگذاریم. در حالیکه روایات ما متذکر انسان آخرالزمانی هستند، یعنی انسانی که ظرفیت درک عمیقترین معارف توحیدی را دارد. حضرت سجاد«علیهالسلام» در رابطه با بشر آخرالزمان میفرمایند: « «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَلِمَ أَنَّهُ يكُونُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ أَقْوَامٌ مُتَعَمِّقُونَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَي «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» وَ الْآياتِ مِنْ سُورَةِ الْحَدِيدِ «إِلَي قَوْلِهِ وَ هُوَ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ» فَمَنْ رَامَ وَرَاءَ ذَلِكَ فَقَدْ هَلَك»، خداى عزّوجلّ مىدانست كه در آخرالزمان مردمانى مىآيند بسيار عميق، لذا سوره «قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَد» و آياتى از سوره حديد را تا «وَ هُوَ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُور» فرو فرستاده و هركه ماورای آنها را خواهد هلاك گردد.(الكافى، ج 1، ص 91)».
انسانهای آخرالزمانی که روایت فوق متذکر آنها میباشد، متوجه میشوند چگونه از طریق اسلام میتوانند به ابعاد آخرالزمانی و حضور جهانی خود دست یابند و لذا نهتنها از اسلامی که سیاست را نیز تغذیه میکند خسته نمیشوند بلکه ما شاهد خواهیم بود نسل جدید برای جوابگویی به ظرفیت آخرالزمانی خود حتی در عین فارغ التحصیلی از دانشگاه، به حوزههای علمیه رجوع میکنند تا در عین تغذیه ابعاد مختلف وجودی خود، رسالتِ نشاندادن تواناییهای اسلامی که حضرت امام خمینی«رضواناللهتعالیعلیه» متذکر آن بودند را به بشر جدید متذکر شوند، تا معلوم شود اسلامِ منهای سیاست، نه اسلاماش اسلام است و نه سیاستاش متعالی و انسانی است و حاصل آن سیاست که جدای از دیانت بود؛ دو جنگ جهانی اول و دوم شد و کینهای که در این نوع سیاست بین انسانها نهادینه گشت.
پس بحث در ظرفیت بیشتر نسلی است که در این تاریخ به میان آمده و انتظار بیشتری که از روحانیت دارد جهت جوابگویی به نیازهای اصیل او و عموماً جوابگویی به چنین نیازی از عهده روحانیت برمیآید و روحانیت باید منتظر باشد که در آینده رجوع فراوانی به او میشود.
2- بعضاً گفته شده عامه مردم از وضع موجود راضی نیستند و این را به حساب روحانیت میگذارند و میگویند رابطه میان مردم و روحانیت دیگر آن نوع رابطهای که در گذشته وجود داشت، نیست. آری! در اینکه در بعضی موارد چنین شده بحثی نیست، ولی آیا توانستهایم این موضوع را پدیدارشناسانه ارزیابی کنیم؟ آیا وقتی دشمنان اسلام متوجه راز ماندگاری این ملت در تعلّقِ ملت به اسلام و روحانیت شدند، تلاش فراوان نکردند تا این نسبت را بر هم زنند؟ و آیا جز آن است که در بستر تلاش دشمن و با بزرگکردن ضعفهای کوچک که به طور طبیعی در بعضی از روحانیون بود و هست، و با برجسته کردن آن ضعفها و تعمیم آن به همه این قشر سعی کردند تا روحانیت را از چشم مردم بیندازند؟ با این تصور که مردم میتوانند بینیاز از روحانیت زندگی خود را داشته باشند؟
حال باید پرسید چاره کار در کجا است؟ حضرت امام خمینی«رضواناللهتعالیعلیه» از یک طرف مکرر به روحانیت متذکر شدند که روحانیون باید زیّ طلبگی داشته باشند تا مردم متوجه باشند این قشر، دین را بهانه دنیاداریِ خود نکردهاند، و از طرف دیگر به مردم متذکر شدند اسلام منهای روحانیت، یعنی اسلام منهای اسلام. زیرا در دستگاه روحانیت است که ذیل رهنمودهای اهل بیت«علیهمالسلام» و با روشهای علمیِ دقیق میتوان به ابعاد اصیلِ اسلام دست یافت و اسلام را به معنای واقعی آن کاربردی کرد و وارد زندگی نمود و اینجا است که همه متفکران جامعه وظیفه دارند این موضوع را به طور پدیدارشناسانه بررسی کنند تا به جای مقصردانستن نظام اسلامی، از یک طرف متوجه فتنههای دشمن باشیم و از طرف دیگر روحانیت نیز با توجه به حساسیت زمانه با خودآگاهی بیشتر در این تاریخ ورود کنند.
3- چه اندازه مهم است تا به این نکته توجه شود که رهبر معظم انقلاب«حفظهاللهتعالی» در سخنان اخیر خود با مردم قم اینگونه فرمودند:
«یکی از کارهایی که امروزبه شدّت در برنامهریزیهای دشمنان انقلاب و دشمنان نظام جمهوری اسلامی مطرح است، عبارت است از حساسیتزدایی نسبت به «اصول» و «بنیان» و «مبانی انقلاب» ..... میخواهند این حساسیت را به تدریج کم کنند.»
با توجه به همین تبلیغات است که به گفته ایشان، گاهی حرف بعضی از افراد را که نه حرفشان و نه فکرشان ارزش دارد، برجسته میکنند تا اصول انقلاب را زیر سؤال ببرند، اصول انقلابی که راز ماندگاری ما در این تاریخ و عامل بقای نظام جمهوری اسلامی ایران است. نظامی که «مظهر اعتقاد دینی مردم است و ناشی از نگاه انقلابیِ برخاسته از دین به مسائل جاری جهان و کشور است.» (رهبر معظم انقلاب ۱۴۰۰/۱۰/۱۹)
4- اگر با دقتی پدیدارشناسانه به رخداد تاریخیِ انقلاب اسلامی بنگریم، به نظر میآید عالمانهترین تعبیر برای رخداد انقلاب اسلامی را در جمله فوق مییابید که فرمودند: «نظام جمهوری اسلامی مظهر اعتقاد دینی مردم است و ناشی از نگاه انقلابیِ برخاسته از دین به مسائل جاری جهان و کشور است.» این یعنی انقلاب اسلامی در مواجهه با مسائل جاری جهان و اسلام به ظهور آمده تا ما بتوانیم در این جهان و در این تاریخ که تاریخ سیطره سکولاریسم است، هویت قدسی و معنوی خود را حفظ کنیم و معلوم است که برای این کار، تکنوکراتها و مهندسین کافی نیستند و باید روحانیت به عنوان انسانهای بصیر و هوشیاری که متوجه امر قدسی بشر امروز است، در صحنه باشد و دشمنان نظام جمهوری اسلامی این را بر نمیتابند و وظیفه متفکران جامعه است که متذکر این امر مهم به مردم باشند که نباید در میدانی بازی کنند که دشمنان اسلام طراحی کردهاند، و البته روحانیت نیز باید متوجه رسالت عظیم و وظیفه تاریخی خود باشند زیرا در تاریخی قرار دارند که بشرِ جدید برای معنابخشیدن به خود به اسلامی نیاز دارد که ابعاد عمیقِ وجود او را جواب دهد و مردم چون میدانند اسلام توان چنین جوابگوییها را دارد و ارائه معارفی آنچنان عمیق را از روحانیت انتظار دارند، بعضاً معترض هستند که چرا روحانیت کوتاهی میکنند، پس اعتراضشان به جهت انتظارشان است و نه به جهت ناامیدیشان. گفت:
اگر با دیگرانش بود میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی؟
5- آیا جز آن است که در تشییع پیکر مبارک شهید حاج قاسم سلیمانی مردم نشان دادند شدیداً به دنبال اسلامی هستند که حاج قاسم سلیمانی نماد آن بود؟ حاج قاسمی که فرمود: «امروز قرارگاه حسینبنعلی، ایران است. بدانید جمهوری اسلامی حَرَم است و این حرم اگر ماند، دیگر حرمها می مانند. اگر دشمن، این حرم را از بین برد، حرمی باقی نمیماند....». و رهبر معظم انقلاب فرمودند:
«اصلاً جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی برای حاکمیت دین خدا تشکیل شد تا جامعه با شکل و هندسه دینی زندگی کند و تنظیم بشود، مردم خونشان را نثار کردند برای اینکه این اتفاق بیفتد و دشمن میخواهد این را تضعیف کند.» (به بیانات مقام معظم رهبری در 19/10/1400 در سالروز قیام مردم قم رجوع شود.)
6- با توجه به نکات فوق آیا جز این است که ریشه مشکلات، عدم تأکید بر اصول انقلاب و غفلت از افراد فرصتطلب است؟ و آیا وظیفه همه آحاد کشور بخصوص روحانیت، توجهدادن به این امور مهم نیست؟ . به گفته رهبر معظم انقلاب در رابطه با اسلام:
«عرصه فعالیت این دین، تمام گستره زندگی بشر است، از اعماق قلب او تا مسائل اجتماعی، تا مسائل سیاسی، تا مسائل بینالمللی، تا مسائلی که به مجموعه بشریت ارتباط دارد.» (بیانات در دیدار میهمانان کنفرانس اسلامی)
اینها همه حکایتی از راز امیدواریِ ما به آینده نظام اسلامی و وظیفه تاریخی روحانیت در این عصر و برای این نسل است زیرا در بستر حضور تاریخی انقلاب اسلامی، آینده مهمی در پیش داریم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
سلام استاد گرامی: بنده پدرم چند وقت قبل از دنیا رفتند. بنده ولی حال خوبی ندارم و به این فکر می کنم که آایا میتوانستم که کاری کنم که این اتفاق نیفته؟ آیا بنده گناهکارم؟ اگر گناه کردم چطور باید جبران کنم؟ و همچنین اینکه مدتی هست درگیر مشکلات و بلاهای فراوان هستم. برای نجات چه باید کرد؟ استاد بسیار التماس دعا دارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مرگ و زندگی در دست خداوند است. خداوند میفرماید: «نَحْنُ قَدَّرْنا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ وَ ما نَحْنُ بِمَسْبُوقينَ» (60/ واقعه) ما هستیم که بین شما زندگیها را اندازه میزنیم و کسی نمیتواند از ما سبقت بگیرد. او زندگی دیگری را شروع کرده، برایشان صدقه بدهید و نماز بخوانید تا شما به ایشان کمک کرده باشید و ایشان نیز برای شما دعا کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علم ابجدی که در روایات هست هیچ ربطی به حروف ابجدی که بین آقایان مطرح است، ندارد و هرچه هست آن علم در نزد خود ائمه «علیهمالسلام» میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آقای دکتر پورحسن چنین فردی نیستند که با چنین واژههایی از ایشان نام ببریم. این نوعی بدبینی اخلاقی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همچنان صبر بر ترک معصیت و صبر بر اطاعت، آرامآرام قلب را نورانی خواهد کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: میفرماید در دل همین دنیا باید به اهداف بلندی فکر کرد که برای آن خلق شدهاید و دنیا را هدف قرار ندهید بلکه آن را محل امتحان و عبور بدانید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً این نوع روایت همینطور که آقای دکتر مصطفی صادقی در کتاب ارزشمند «تحلیل تاریخی نشانههای ظهور» میفرمایند احتمالاً این نوع روایات مربوط به برخوردی است که شیعه باید با حاکمان بنیالعباش داشته باشد که مدعی حاکمیت اسلام هستند و نباید مستقیم با آنها درگیر شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ﮐﺘﺎﺏ «ﻋﯿﻮﻥ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺍﻟﻨﻔﺲ» ﺩﺭ ﺧﺼﻮﺹ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﻭ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻧﻔﺲ و کتاب «معرفت نفس» که هر دو از آیت الله حسنزاده میباشد نکات خوبی را با خواننده در میان میگذارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید جزوهی «نقش فرآیندی انقلاب اسلامی در این تاریخ» باشد. موفق باشید
http://lobolmizan.ir/leaflet/1690
