باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میاید نمیتوان به راحتی در این موضوع نظر قاطع داد. ولی هرچه هست همهچیز گواه بر آن است که جهان به سوی حقیقت و در مسیر نفی استکبار جلو میرود و هرکس در این مسیر باشد، مانند کسی است که در نقطهی نهایی حاضر است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی است و کتاب خوبی را هم انتخاب کردهاید. مرحوم شهید آوینی بحمدالله مطالعات بسیار خوبی در رابطه با فلسفهی غرب دارد و اشاراتی که میکند همه مبتنی بر تحقیقات خوب علمی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تقدیرات مانند نظام علت و معلولی است. هر علتی معلول خاص خود را دارد. موقعیت انسان هر اندازه الهی شد، تقدیراتی که به عنوان علت، برای او رقم میخورد ارزشمندتر است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه امکان ورود مستقیم برایم نیست. ولی به ایشان بگویید «هیچ جز حق غمگساری دیدهای؟». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه وظیفهی مستقیم شما میباشد را باید خوب انجام دهید و در کنار آن اگر شرایطی برای فعالیتهای دیگر پیش آمد که در توان شما بود، از آن استقبال کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال اگر بحمداللّه متذکر این نتیجه شدهاید که آن رفیق مانع سیرِ صحیح شما میشود؛ بدون آنکه قهری صورت گیرد به صورت کجدار و مریز، رابطه تان را سرد و ضعیف کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه ملاحظه میکنید با چنین موانعی روبهرو هستید، باید امیدوار باشید که در راه رجوع به خداوند قرار دارید. بنابراین باید با مقاومت، همان راه را ادامه دهید و معلوم است که او کار خود را میکند، ماهم باید کار خود را بکنیم و به خاطر وسوسههای او مأیوس نشویم تا او را مأیوس کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که حتماً مستحضرید در این موارد بحث رویکردها مطرح است که در نگاه توحیدی به پدیدهها، با آن رویکرد نگاه میشود، نه صرفاً در محدودهی تجربه و نتایج آزمون و خطا. و این موضوع حساسی است که بدانیم طبیعت در إزای آنچه ما از آن میخواهیم به ما رُخ مینمایاند، چیزی که آقای مارتین هایدگر در مقالهی «پرسش از تکنولوژی» بهخوبی تجزیه و تحلیل میکند و خلاصهی آن مقاله تحت عنوان «ماهیت تکنیک» در قسمت جزوات سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! مگر جز این است که مولایمان علی «علیهالسلام» هم در نالههای شبانه و هم در اسداللّهیِ شمشیر به دستِ روزانه، مجاهدِ راه حق بودند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم ایشان فرمودهاند یا نه. بنده هم شنیدهام. ولی به نظر میآید حقیقتاً همینطور باشد. به گفتهی شهید حججی حقیقتاً آیت اللّه خامنهای نایب امام زماناند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه همهی آن مناجات بحث شده است. در مورد چاپ آن مباحث باید شرایط آن فراهم شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال سیرهی ما باید سیرهی محبت به غیر باشد. به گفتهی جناب حافظ:
تا ابد بوی محبت به مشامش نرسد هرکه خاکِ در میخانه به رخساره نرُفت
در رسیدن به وادی محبّت و شور عشق، نهتنها باید دل در گروِ میخانهی شوق و محبت به دیگران داشت، بلکه باید خاکِ در میخانه را نیز با رخساریِ خود، جاروب کنیم. زیرا نوشیدن محبت که همان میّ عشق و زیرپاگذاردنِ خودبینی و خودخواهی است نیاز به جهش دارد، جهشی که به کلّی انسان از شخصیت تک بُعدیِ قبلی خود آزاد شود و تماماً به دوستداشتن فکر کند و در این راه، حاضر باشد خاک مسیری را که به دوستداشتن میانجامد، با مژهی چشم جاروب نماید حاکی از آنکه در اوج تواضع خود را در مسیر محبت قرار دهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید مطالب را با دقت دنبال کرد. فکر میکنم اگر ابتدا در همان فضایی که حضرت امام موضوعات را مطرح فرمودند، دنبال کنید و بعداً در جمعبندی آن کاری که در نظرتان هست انجام دهید؛ بهتر است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ضمن تشکر، همین نحوه همدلیِ عزیزان نشان از آن دارد که حضرت حق رحمتش را از ما وا نگرفته است هرچند فرزند جوانی را از ما گرفت. موفق باشید
سلام استاد جان: من دلداده انقلاب و رهبریم، سالهاست افتخار شاگردی حضرتعالی را دارم همین امروز در گلستان شهدا برای خاتمه فتنه ها دعا کردم. اما استاد جان فضا بشدت فتنه انگیز و شبهه ناک شده. وقتی مادر بچه شهید شده در ایذه علنی میگه مأموران بچه منو کشتن، آخه آدم چی بگه؟ یعنی دروغ میگه؟ دیشب در یکی از محلات اصفهان شلوغ بوده، از حاضرین در صحنه که میپرسم مخالفین میگن مامورها به مردم شلیک میکردن مستقیم و مردم رو میزدن، مردم فحش میدادن، موافقین نظام میگن نه اینطوری نیست و....از انقلاب هم که دفاع میکنیم میگن مغزهای شما رو شستن. استاد موندم کی راست میگه کی دروغ؟! حقیقت رو از کجا بفهمم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در این موارد متوجه سنتهای الهی شد. به این معنا که خداوند در جبهه توحید چه برکاتی قرار داده است و در جبهه شرک و کفر چه ظلماتی هست. آنچه مشخص است جبهه مقابله با نظام اسلامی و جمهوری اسلامی که حاج قاسم شهید آن را «حرم» نامید، جبهه ظلمات است هرچند بهانههای جزئی که ناشی از بعضی کوتاهیها میباشد را بخواهند بهانه کنند. در این مورد خوب است به بحثی که اخیراً تحت عنوان «راهی برای حضور در جهان خدا» شد رجوع فرمایید. موفق باشیدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/12047
با سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز تر از جان: با عرض پوزش از شما استاد که وقت شریف شما را گرفتم. استاد وظیفه حال حاضر ما در قبال همسر خود چی هست؟ در بحث مباحث اقتصادی و مخارج خانه. (چون زنان در امور احساسی و زنانه قوی هستن ولی امور اقتصادی به آنان لطمه میزند) در بحث راندگی کردن همسر. در بحث آزادی که در حال حاضر در جان زنان این زمانه هست. کلا نمیدانم باید در زمان حال چه رفتاری بکنم. لطفا اگر امکانش هست خیلی توضیح بدین با جزئیات. میخواهم با همسرم درست رفتار کنم. میترسم شاید اشتباه کنم و همسرم را اذیت کنم. و در قیامت رو سیاه شوم. با تشکر از زحمات شما. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به مباحث « گفتگو درباره مسئله مردمی سازی دولت در نسبت با آزادی» https://eitaa.com/matalebevijeh/11046 رجوع شود که متذکر انسان جدید است و هویتی که او در نسبت با آزادی خود دنبال میکند. به هیچ وجه نباید طوری برخورد شود که زنان ما تصور کنند با ازدواج و همسرداری، آزادی آنها محدود میشود، بلکه بحث در نوعی رعایت همدیگر است در عین احترام به حقوق همدیگر. موفق باشید
سلام وقت بخیر: بنده در مورد حجاب و پوشش بانوان سوالهای زیادی برایم پیش آمده است و میخواستم بیشتر مطالعه کنم. لطفا چند منبع به بنده معرفی کنید که به نگاه جامع و درستی نسبت به این موضوع برسم و ریشه این دودلی و مطمئن نبودن از دلم برود. بنده در خانوادهای بدحجاب و بیحجاب زندگی میکنم و خودم هم تا سن ۱۸ سالگی پوششم همان بود. اما بعد از ۱۸ سالگی تصمیم گرفتم با حجاب شوم و حجاب چادر را انتخاب کردم اما فقط برای در اجتماع بودن و وقتی سرکار یا دانشگاه و یا در شهر میروم و برای مهمانیها و مسافرتها چادر نمیپوشم اما موهایم را میپوشانم و این دوگانگی برایم ناخوشایند است که گاهی چادر میپوشم و گاهی نمیپوشم و میخواهم یکی را انتخاب کنم اما هر دو را دوست دارم با چادر احساس انقلابی بودن دارم و با مانتو و شلوار یا بلیز و شلوار احساس میکنم خود واقعیم هستم و چادر یک سری از رفتارهایم را محدود میکند و باعث میشود جدی باشم و شوخ بودن و جنب و جوش داشتن را ازم میگیرد مخصوصا من که شدیدا یک آدم پر جنب و جوش و پر هیجانی هستم. در کل نگاه بنده این است که حدود حجاب که مشخص است گردی صورت و دستها تا مچ ... و لباسی که میپوشیم زننده و جلف و بدن نما نباشد آراسته و تمیز و باوقار و ساده و راحت و زیبا و با کیفیت و... باشه پس من در این محدوده با توجه به موقعیت و شرایط و شخصیت و احوال خودم تصمیم میگیرم چی بپوشم. این تفکر فعلی من هست اما حس میکنم با پوشش چادر نمیشه همچین تفکری داشت نمیشه یه روز پوشید یه روز نپوشید. چون واقعا در روابط اجتماعی آدمها تاثیر داره و بقیه رو گیج میکنه که چقدر میشه به تو نزدیک شد و چطور باید با تو رفتار کرد. لطفا راهنماییم کنید با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله متوجه نکات خوبی هستید بخصوص نکته آخر.
در موضوع حجاب و اصل آن، به نظر میآید هنوز هم کتاب «حجاب در اسلام» مرحوم شهید مطهری کتاب خوبی باشد از آن جهت که روشن میکنند حجاب، امری است شرعی و مانند سایر دستورات شرع مقدس امری است عبادی و ترک آن اگر آگاهانه باشد، عملاً انسان را از بندگی خدا محروم میکند و به همان اندازه از ولایت الهی که موجب خروج ظلمات به سوی نور است، بیبهره میسازد. ولی همانطور که می فرمایید انتخاب چادر یا مانتو در عین رعایت حجاب بستگی به نوع حضوری دارد که ما برای خود انتخاب میکنیم. در حالیکه هر دو، حجاب محسوب میشوند. به نظر میآید به هر حال تا آنجا که ممکن است بهتر است خانمها با چادر حاضر شوند مگر در موقعیتهایی مثل فلیمبرداری که نتوانند با پوشش چادر کاری را که به عهده گرفتهاند به خوبی انجام دهند. موفق باشید
استاد بزرگوار سلام: اول بابت سوال سطحی و بی مقداری مثل این سوال، با توجه به سطح والای شخصیت شما پوزش می طلبم. ولی در شرایطی قرار دارم که مجبور شدم این سوال را برای شما ارسال کنم. زندگی من مثنوی هفتاد من کاغذ هست، ولی نکته ی مهم این است که من در طی چند سال اخیر در اعتقادات و حجاب خود تغییراتی ایجاد کردم و سعی کردم مطابق احکام دین، رعایت کنم. ولی از سمت همسرم بابت این تغییرات به خصوص حجاب به شدت مورد آزار هستم. ولی با تن بیماری که نتیجه ی سالها سختی و فشار در این زندگیست، تلاش می کنم تا بر اعتقادات خودم باقی بمانم و بهترین رفتار رو با همسرم داشته باشم. ولی متاسفانه این حجم فشار و آزار، باعث شده که رفتار تند و تلخی با کودک معصومم داشته باشم و هر چه تلاش می کنم تا با فرزندم خوش رفتار و صبور باشم، از نظر روحی و جسمی کم می آروم و شب ها با اشک و غم فراوان به خاطر پشیمانی از خشم و خشونت نسبت به فرزندم، به خواب می روم. زمانی که از همسرم دورم رفتار بسیار خوب و مناسبی با فرزندم دارم ولی میدانم جدایی نیز به صلاح نیست. خیلی دعا کردم خدا به تن من شفا بدهد تا بتوانم این مصائب را به بهترین نحو بگذرانم، ولی نمی دانم چرا صلاح خدا بر بیماری من است. گاهی از خدا می خواهم تا اگر نبود من به فرزندم آرامشی میدهد، عمر من را به سر برساند. لطفا من را راهنمایی نمایید تا بدانم چگونه بر آزارهای همسرم صبر کنم، بدون آنکه آزاری به فرزندم برسانم؟ ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: به حضور و بقایی نظر کنید که در بیکرانه وجود خود در آن حضور و بقاء حاضرید. و در همین راستا مانند دریایی گسترده و لطیف خواهید بود که با سعه صدر تمام با همسرتان برخورد میکنید بدون هرگونه مشاجرهای و فرزند خود را نیز چون دریایی که رودها را هرچند گلآلود باشند در بر میگیرد، در بر میگیرید. موفق باشید
سلام استاد: خدا قوت! استاد جان، معنای زندگی در لغت یعنی حیات، زیستن و... اما معنای زندگی در اصطلاح چیست؟ یا به قولی تعریف ما از زندگی چیست؟ بی زحمت تعریف بنده از زندگی را اصلاح بفرمائید. زندگی: به کلیه ی اعمال، افکار و باورهای یک موجود زنده که جهت مشخصی دارند را زندگی می گویند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! زندگی همیشه به معنای پاسداشت از حیاتی است که به ما عطا شده و شریعت الهی و تقوای ربّانی برای هرچه بیشتر حاضرشدن در آن حیات است وگرنه خود را در دنیا و جهان مرده و سرد دفن خواهیم کرد. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم سلام و رحمت خدا بر شما استاد گرامی، طاعات و عبادات قبول، برداشتی از تفسیر سوره مرسلات، آیا درست برداشت کردم؟ سلام حضرت مرسلات ای آشنای پنهان و ای آشکار غریب چه خرامان می آیی، از که فرمان داری؟ این بار فرستاده کدام اسم از رب العالمین هستی؟ قرار است کدام منیت مرا از جا برکنی؟ قرار است این بار چه نشر و حشری با کثرات داشته باشم تا جانم وسعتی یابد به وسعت یوم الفصل، نشانم دادی وحدت را در کثرت دیدن همانقدر برایم لازم است که کثرت را در وحدت دیدن، اصلا دیدن برایم لازم است، وحدت را، کثرت را و اتحاد بین این دو، و فصل و تمایزش را. کدام ذکر را برایم به سوغات آورده ای؟ از کدامین گناه و تقصیر توبه کنم و به امید طلوع چه فردایی باشم؟ یا حضرت مرسلات، تو مرا از روزمرگی رهاندی و با لشگری از اسماء الهی بسویم آمدی تا لشگر جهل و غفلت مرا غافلگیر کنی و مرا به «خود» آری. آری ، به خود، به خویشتن، به جان، به آنچه تا کنون هستم و شدم و آنچه باید باشم و بشوم. تو قیامتم را بپا کردی و مرا با بندگان خدا برانگیختی، راستی می شود، با دیگران حشر و نشر داشت ولی فقط رو به تو داشت. چه در صلح، چه در جنگ، چه در جمع، چه در فرق. می شود فقط مات او بود ، ولی نه در خانقاه، بلکه در وسط میدان زندگی و روزمرگی های آن. می شود مرده ای باشی در دست غسال تا تو را بچرخاند و بچرخاند و بچرخاند، شستشویت دهد، پاکت کند و آماده ات کند برای حشر، می شود زبانت، نگاهت، کلامت، سکوتت، قدمت، قعودت، خواستت، رفتت، برگشتت، مهرت و قهرت.همه و همه از الله، برای الله و بسوی الله باشد. می شود سرود و ورد زبانت، آن «صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین» باشد، و اگر هنوز با این کلام توحیدی فاصله ها دارم ، نه از ان روست که نیست و نمی شود، بلکه از آن روست که گاه گاهی چشمک ستارگان قوایم و قوه کوههای اعمالم، عقل قدسی ام را محجوب کرده و هنوز نه، هنوز حجاب آسمانی ام شکافته نشده، هنوز چشمانم به ستارگان زیبا و کوههای بلند خیره مانده، هنوز درگیر حجاب هستم ، ظلمانی و نورانی اش، هنوز باید زمزمه کنم : «الهی هب لی کمال الانقطاع الیک...حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور...». ۸ رمضان ۲۱ فروردین ۱۴۰۱
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همینطور است بخصوص وقتی خود را در طوفانِ «عاصفات» در دست ارادهای بیابیم که: «میبرد آنجا که خاطرخواهِ او است». مگر جز این است که در وصف آن طوفان فرمودهاند: «پرّ کاهی در مصاف تند باد / خود ندانم در کجا خواهم فتاد». آیا اگر خود را به این طوفان بسپاریم، با جهان «النّاشرات نشرا» که منجر به «فالفارقات فرقا» خواهد شد؛ روبهرو نمیشویم؟ موفق باشید
سلام استاد جان: التماس دعا دارم این ماه شریف. استاد در خصوص خطبه ۸۰ نهج البلاغه، دلیل این بیانات حضرت امیر رو متوجه نمی شم. اگر بگوییم منظور حضرت عایشه است، خب چرا جمع بستن و فرمودن نساء؟ یا حداقل میفرمودن برخی نساء. در عین حال که اگر بعد از جنگ جمل این خطبه ایراد شده باشه و منظور حضرت عایشه باشه ولیکن در حرفهاشون کل زنها رو زیر سوال برده باشن، العیاذ بالله انگار از روی عصبانیت یه چیزی گفتن، و این با آیه «ما ینطق علی الهوا» هم خوانی نداره، اگر هم واقعا منظور حضرت بی عقلی خانمهاست، آیا به صرف مرد بودن ابوجهل عاقل تر از حضرت زهرا سلام الله علیها بوده العیاذبالله؟ یزید عاقلتر از حضرت زینب بوده؟ این صحبتها اگر بیانات حضرت امیر باشن واقعا توجیه پذیر نیستند و من به عنوان یک زن که حافظه تاریخی ام پر است از ضعیفه و... قلبم درد میگیرد از اینکه امام محبوبم چنین نگاهی از زن داشته باشد. متشکرم از بذل وقتتون استاد مهربان
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به آیه 97 سوره نحل که میفرماید: «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَىٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً ۖ وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ» و با توجه به سخنان حضرت علی «علیه السلام» در جای جای نهجالبلاغه که نشان میدهد آن حضرت تسلط کامل بر ابعاد قرآنی دارند؛ باید جایگاه خطبه مذکور را در فضای تاریخیاش مدّ نظر قرار داد. بخصوص که سید رضی نیز متذکر میشوند آن خطبه، بعد از جنگ جمل ایراد شده و حضرت بنای برخورد مستقیم با همسر پیامبر را نداشتهاند، لذا به اشاره سخن گفتهاند. نمونههای این نوع سخنگفتن را در شخصیت حضرت امام خمینی نیز ملاحظه میفرمایید. مثلاً یکجا فرمودند شیاطین بر سر جای خود بنشینند؛ و منظور نماینده خاصی بود ولی نمیخواستند مستقیماً نام او را ببرند. در کتاب «زن؛ آنگونه که باید باشد» سؤال و جوابی مطرح شده که در رابطه با سؤال جنابعالی میتواند مفید باشد:
سؤال: گاه شبهاتي راجع به جايگاه زن در اسلام مطرح ميشود و به آياتي از قبيل 5 و 6 سوره مؤمنون ، 24 سوره نساء و 14 سوره آل عمران و آياتی که مضموني به ظاهر مردسالار دارد استناد شده و ميگويند در خطبه 80 نهجالبلاغه زنان افرادي کم عقل خوانده شدهاند يا به علت عادت ماهيانه که امري غير ارادي است براي آنها نقص در ايمان قائل شدهاند. لطفاً راجع به خطبه حضرت و آيات نامبرده توضيح بفرماييد.
جواب: در مورد خطبه ۸۰ نهجالبلاغه که سید رضی صراحت دارد که پس از جنگ جمل ایراد شده و با توجه به اینکه روش سید رضی تقطیعکردن خطبههای حضرت بوده و قسمتهایی را میآورده که جنبهی بلاغت آن زیاد بوده معلوم میشود عایشه مورد خطاب است. به گفتهی آیتاللهجوادی این خطبه هیچ پایگاهی ندارد، چون برهانهایی میآورد که خود را نقض میکند، لذا به اهلش وا میگذاریم. برای آنکه فرهنگ قرآن را در مورد زنان بدانیم باید آیات زیادی را مدّ نظر قرار دهیم، در ضمن در رابطه با موضوع کنیزان که در جنگ اسیر میشدند و به عنوان غنائم جنگی خرید و فروش میشدند، لازم است مفصلاً بحث شود، همین قدر بدانید که اسلام با ورود آنها در خانوادهی یک مرد مسلمان نهتنها پناهی برای او ایجاد میکرد و جلوی فحشاء گرفته میشد، زمینهی مادرشدن او پیش میآمد و جهت شخصیت او تغییر میکرد که البته شرح آن احتیاج به بحث طولانی دارد. اما در مورد شخصیت زن در اسلام، عنایت داشته باشید ابتدا باید آیات صریح را که موضوع را روشن میکند مورد توجه قرار داد و سپس بقیهی آیات را بر مبنای آنها تحلیل نمود.
در ضمن در رابطه سؤال شماره 32126 که فرموده بودید؛ خوب است به سؤال 32347 رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام: دلایل عقلی و تجربی و قرآنی و روایی منکران حسن و قبح عقلی در شیعه و سنی به طور جداگانه چه بود؟ کتابی هست که کاملترین بحث را در این باره داشته باشد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان سایر کتابها نیستم. اگر مبتنی بر کلام شیعی حسن و قبح را در نظر بگیریم یعنی عقل، حُسن و خوبیِ فعل و قبح و بدی فعل را خودش میتواند تشخیص دهد و شرع، بر اساس همین عقل حکمِ بدی و خوبی فعلی را مطرح میکند که به اصطلاح میگویند: نه چون شرع گفته است خوب است، بلکه چون عقل خوب میداند، شرع گفته است. با توجه به این امر، اخلاق که عبارت است از علم به فضائل و رذائل، دیگر از نظر شیعه مبتنی بر حسن و قبح عقلی میشود و حکم شرع، رجوع به حکم عقل دارد. بدین معنا که عقل میفهمد که شرع مطابق عقل عمل کرده است وگرنه گرفتار نگاه اشعری میشویم که آثار سوء خود را به همراه دارد. موفق باشید
با سلام و عرض ادب و ارادت: استاد گرامی در مورد دو موضوع سوال داشتم خیلی ممنون میشم اگر در هر دو مورد نظر خود را بفرمایید : ۱. اخیرا گاهی احساس می کنم می توانم با وجودی که خود برترم هست ارتباط بگیرم. از او در ذهن خود سوال می کنم و جواب می گیرم. آیا این یک توهم است یا چنین وجودی واقعا هست؟ ۲. توصیه هایی شنیده می شود که یک مورد آن را خدمتتان عرض می کنم، آیا امثال این کارها تاثیری در زندگی انسان دارد و روی هم رفته کارهای خوبی هستند: مثلا گفته می شود نام ارزشها و اهدافتان در زندگی را روی کاغذی بنویسید و کاغذ را در ظرف آبی بگذارید. بعد از چند ساعت آن آب را به محیط زندگی خود بپاشید. با تشکر فراوان از شما
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید با بودن کتابهای اندیشمندان بزرگی چون شهید مطهری و با بودن قرآن و روایات، ورود به این امور و امید برای رسیدن به نتیجه امر بیهودهای است. موفق باشید
🌺ســـــــــــــــــــلام مومن🌺 با عرض سلام ادب خدمت استاد گرامی: در خصوص سوال 31996 این کلاس پول سازی که ٨ جلسه رایگان انلاین داشت رو گوش داده بودم و بعد از مشورت با شما با توجه به راهنمایی شما که همیشه راه گشا بوده بنده از کلاس خارج شدم. استاد عزیز من سوالی از مدرس این کلاس پول سازی همان آقای نصیری پرسیدم و این بود که خدا در قرآن گفته به هر که بخواهیم رزق وسیع و به هر که بخواهیم رزق تنگ قرار میدهیم که ما به صلاح کار بندگان آگاهیم و بارها در قرآن تکرار شده، چطور شما میگین بعد سه ماه پول دار میشین این آیه چطور با حرفهای شما جمع میشه؟ جواب داد این بستگی به باور و تفکر خودت داره اگه فکر کنی تو دسته فقرایی خوب فقیر میشی اگه فکر و باور کنی تو دسته پولوارهایی پولدار میشی. ۱. این طرز تفکر که به من گفت آیا درسته ؟ شاید خدا پولداری رو برای بنده ای صلاح ندونه و اون بخواد ثروتمند بشه مثل دزدی که رزقش مشخصه ولی همان رزق و از راه خلاف بدست میاورد. ۲. استاد این متافیزیک چیه که اینقدر روش تاکید میکنه و کلید پول سازی میدونه آیا اصلا ریشه در علوم دینی داره؟ ۳. از اونجایی که من یقین دارم مفسری مثل شما که به خودشناسی و خداشناسی مسلطه و قرآن رو خوب میشناسد استاد گرامی چون کتاب جایگاه رزق در هستی رو خواندم و حرفهای این مدرس رو هم شنیدم میخواستم بدونم بهترین راه کار برای رهایی از فقر چیست؟ این رو میدونم که مثلا گناه بد اخلاقی روی فقر اثر داره البته منظور من فقر مالی هست این معارف اللهی که از اهل بیت رسیده بهترین روش یا روشها برای بی نیازی مالی و تامین نیازهای زندگی مثل خانه، خودرو، ازدواج بچه ها و. .. چیست؟ خیرین پولداری دیدم که هم وضع مالیشون خوبه هم با ایمان و خیر هستند راحت تر بگویم اگر بخواهیم از طریق دین و علوم خدا پولدار بشیم البته نه اینکه طمع و پول ورزی و پول دوستی بیافته به جونمون که اخرت و فراموش کنیم و زندگیمون بشه فقط پول و از درک معارف اللهی غافل بشیم چون هم با فقر هم با مال امتحان میشیم، در حدی که دستمون جلو کسی دراز نشه نیازهای خانواده رو بتونیم راحت فراهم کنیم، اینقدر داشته باشیم که دیگه دغدغه پول نداشته باشیم بتونیم تمرکز کنیم تو معارف اللهی و تو کمک و کار خیر هم بی نصیب نشیم چکار کنیم؟ آیا دین راهی گذاشته که از بیراهه نریم و مثل این کلاس پول سازی وهم و خیال نشه و ریشه داشته باشه؟ شما چه راهی پیشنهاد میکنید که هم رزق زیاد بشه هم برکت؟ ۵. واقعا تلاش کردم نون حلال ببرم سر سفره ولی دلم میخاد نیازهای خانواده و خودم رو هم فراهم کنم که پول میخواد. سعی کردم همیشه قناعت داشته باشم که این مدرس تو حرفاش می گفت اگه به کم قانع باشی تا آخر عمرت فقیری چرا صبح زود بری سر کار برای چندر غاز چرا نتونی مایحتاج خانوادت رو مهیا کنی و خجالت بکشی تو زندگی دنبال آب باریکه نباش، شغل دولتی آب باریکه است بدرد نمیخوره و... باید باورهاتون رو درست کنین البته روایت و حدیث چاشنیش میکرد مثل دو نوع رزق داریم رزقی که تو به دنبالشی مثل شغلت رزقی که به دنبال توست و من با متافیزیک رزق دوم رو بهت نشون میدم. یا میگفت خدا فقر رو دوست نداره خودتون فقر رو میخاین و .... استاد اصلا احساس کردم به عقایدم حمله شد احادیث درست ولی دیگر حرفاش این شد که جریان این کلاس پول سازی مدرن عصر حاضر رو براتون شرح دادم مسلما دغدغه هر سرپرست خانواده ای رفاه خانوادشه. البته باید خوش اخلاق باشه فقر علمی و معنویش و اصلاح کنه... همه قبول. راحت بگم دستورالعمل جامع برای رفع نیاز مالی و پولدار شدن حلال که دست به خیرم بشیم از دید اسلام چیه؟ خیلی این بحث رزق برام مهمه چون از کلاس پول سازی خارج شدم برادرم گفت ضرر میکنی نرو این ٣ ماه به قول آقای نصیری سرنوشت زندگیت عوض میشه ولی من خارج شدم چون هم میخوام راه درست رو پیدا کنم هم نیازهای خانواده رو از حلال تامین کنم هم فکرم آزاد بشه تا بیشتر بتونم دنبال معارف برم و الان که در ۴٣ سالگی هستم هم خانواده و بچه ها رو بدارم و تربیت کنم هم فکر آخرتم باشم و هم خودم رو تربیت کنم و خیر باشم. سرچ کردم، کتاب هست ذکر هست نماز هست و ... حالا نمیدونم واقعا از کجا شروع کنم چطور و به چه روشی امیدوارم راهنمایی کاملی بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! خداوند است که رزق را مقدّر میکند و او خودش میداند چه کسی با «یبسط الرزق» و چه کسی با «یقدر الرزق» در بندگیِ خداوند میتواند حاضر باشد. عمده عرض بنده آن بود که پول و ثروت باید در إزای کار و فعالیت باشد، چه آن کار، کشاورزی و یا تجارت و یا معلمی و یا شغل کارمندی باشد، به همان معنایی که فرمودهاند: رزق انسان باید از عرق جبین او و کدّ یمین او، یعنی تلاشهایش حاصل شده باشد و در این رابطه پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» میفرمایند: «مَنْ أَکَلَ مِنْ کَدِّ یَدِهِ حَلَالًا فُتِحَ لَهُ أَبْوَابُ الْجَنَّهِ یَدْخُلُ مِنْ أَیِّهَا شَاء». هر کس از دسترنج حلال خویش معاش و هزینه خود را تأمین کند. درهای بهشت بر او گشوده میشود تا از هر یک که خواست داخل گردد. موفق باشید
