بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
24328
متن پرسش
با سلام: ربط بین منِ انسان و تشخص انسان و روح و قلب و تن و... او چیست؟ آیا اینها به منزله جسم های مختلفی برای آن تشخص هستند یا اینکه همان من است که به شکل های مختلف ظاهر می شود؟ و اینکه تفاوت نفس و قلب و سر و خفی و اخفی و... با هم و تعابیر نفس اماره و مطمئنه و لوامه چگونه است و ربطشان به دسته بندی اول چیست؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقه مراتب و شئوناتی دارد که در هر مرتبه خصوصیاتی خاص به خود می‌گیرد. در این مورد پیشنهاد می‌شود کتاب ده نکته را همراه با شرح صوتی آن و سپس کتاب «خویشتن پنهان» را دنبال بفرمایید. موفق باشید

24297
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: حلال کنید که وقت گرامیتان را گرفتم. یک چند وقتی است که هر عملی که انجام میدم از درونم به خودم آفرین می گویم و هر کاری که دیگران انجام می دهند یا هر حرفی را که می زنند در درون خودم قضاوت و حلاجی می کنم که ببین اون طرف چه ضعفی داره که داره اینو انجام میده. خلاصه اینکه یک باطن پرحرفی پیدا کرده ام. که همش داره رفتار و سخنان دیگران را مرور و متهم میکنه. میدونم که این حالت عجب نام داره و چوبش را هم دارم میخورم. عدم توفیق خیلی زیاد و انجام گناهان به راحتی. من اصلا اهل گناه نبودم و خیلی مواظبت می کردم. استاد لطفا راهنمایی بفرمایید چطور با این نفس سخنگو مبارره کنم و سرکوبش کنم؟ (نیازی به ارسال به ایمیل نیست. با تشکر فراوان)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان نیّت صادق افراد را در نظر می‌گیرد متوجه می‌شود حتی اگر سخن اشتباهی بر زبان برانند و یا عمل باطلی انجام دهند، چون نیّت‌تان صادق است خدا از آن‌ها می‌گذرد پس چرا ما با اعمال خود معجب شویم و اعمال و افکار بقیه را تحقیر نماییم؟ موفق باشید

34887

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: اگر از طریق علم نجوم بتوان آینده و برخی جزئیات حیات شخصی را متوجه شد و حتی سعید و شقی بودنش را هم از همین طریق بتوان محاسبه کرد، پس تلاش و عمل و اختیار انسان چه جایگاهی دارد؟ آیا همه چیز از قبل چیده شده و ما فقط داریم مسیری که از قبل برایمان مشخص شده را طی می‌کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! با این شخصیت «هم‌اکنونی» آن مشکل پیش می‌آید و با تغییر خود آن آینده تغییر می‌کند. در این مورد خوب است به جواب سؤال شماره34849 رجوع شود و نقش دعا را در این مورد در نظر بگیرید. موفق باشید

34303

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: من به دلیل اینکه خانواده ام خمس پرداخت نمیکردن الان فکر می‌کنم اگر بچه دار بشم روی اون بچه تاثیر میذاره. در حال حاضر هم گاهی از غذای اونها استفاده می‌کنیم. می‌خواستم بدونم راهی وجود داره که تاثیر تکوینی این مساله روی نسل از بین بره؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جلسه‌ای که سال‌های قبل خدمت آیت الله حاج آقا شیخ یدالله رحیمیان بودم ایشان با تسلطی که نسبت به نظر فقها داشتند، معتقد بودند در مورد ارحام و نزدیکان نباید این نوع حساسیت‌ها را إعمال کرد. موفق باشید

33714

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: می‌خواسم بدونم اینکه میگن فرد حرامزاده حتما عاقبت به شر می‌شود و دشمنان امام حسین هم اکثرا حرام زاده بوده اند تکلیف آن بچه چیست؟ او که گناهی نکرده است و در جریان نبوده است چرا به خاطر گناه دو نفر دیگر فرد پاک و معصوم دیگری باید حرام زاده و بدبخت و عاقبت به شر شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع با این فرض است که خود آن کودک، قبل از تولدش، خودش آن رحمِ زنایی را جهت پرورش خود انتخاب کرده باشد. ولی از جهت دیگر بزرگان دین می‌فرمایند شخصی که حتی نطفه‌اش از طریق زنا بسته شده باشد، می‌تواند اگر خودش انتخاب کند، از اولیای الهی بشود، ولی برای این‌که قبح زنا ریخته نشود، باید مسئولیت‌هایی مثل امامت جمعه و جماعت و یا منسب قضاوت برای او نباشد. موفق باشید

33642
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم و رحمة الله و برکاته. استاد عزیزم برخی از دوستان ما اینطور فکر می‌کنند که فقط شیعه اثنی عشری مومن محسوب می‌شود و اهل سعادت و نجات است و منظورشان از شیعه، اطاعت از ائمه اثنی عشر نیست بلکه مقصودشان، محبت و اعتقاد به ولایت و امامت و خلافت بلافصل امیرالمومنین علی علیه السلام و یازده امام بعد از ایشان و بغض نسبت به خلفاء ثلاثه و سایر دشمنان آن حضرات است. و پیروان سایر ادیان و مذاهب و مکاتب را یا منکر و معاند می‌دانند که فرجامشان شقاوت و عذاب الهی است یا مستضعفینی می‌دانند که فرجامشان با خداست و سعادت و نجاتشان معلوم نیست. اما بنده فکر می‌کنم معصومین علیهم السلام در قله ایمان و سعادت هستند و سایر انسان‌ها به اندازه‌ای که از لحاظ فکری و عملی به آنان نزدیکتر باشند از ایمان و سعادت بهره‌مند خواهند بود. چه بسا کسی در ظاهر شیعه باشد یعنی اذعان به امامت ائمه اثنی عشر و بغض غاصبین حق آنان را داشته باشد ولی فرسنگ‌ها از خط فکری و عملی معصومین علیهم السلام فاصله داشته باشد یا حتی در تقابل با خط فکری آنان باشد مانند امثال شیرازی و یاسر الحبیب و غیره و چه بسا کسی شیعه نباشد اما از نظر خط فکری و عملی به معصومین علیهم السلام نزدیک باشد مانند شهدای غیر شیعه انقلاب اسلامی. البته مومن‌ترین و سعادتمندترین انسان‌ها بعد از معصومین علیهم السلام، شیعیان واقعی آن حضرات هستند همچون حضرت سلمان و امام خمینی رضوان الله تعالی علیهما لکن سایر انسان‌ها از هر دین و مذهب و مکتبی که باشند اگر نسبت به آنچه از حقیقت و آیات الهی که در زندگی برایش آشکار می‌شود، انکار و استکبار و تکذیب نداشته باشند و با جان و دل آن را بپذیرد و به آن پایبند باشند، اهل ایمان و سعادت و نجات خواهند بود اگرچه در پاره‌ای از مسائل مستضعف باشند. این فکر بنده است که دوستان آن را انحراف می‌دانند و اکنون که دستم از دامان پر مهر امام زمانم عجل الله تعالی فرجه الشریف به ظاهر کوتاه است و نمی‌توانم همچون اصحاب عصر ائمه علیهم السلام عقیده ام را بر آنان عرضه کنم و صحت و سقم آن را بفهمم خواهشم از شما که عمر خود را در تعلم و تعلیم معارف اهل بیت علیهم السلام گذرانده‌اید این است که نظر خود را نسبت به ایمان و سعادت و نجات اخروی غیر شیعه با اشاره به ادله‌ای که در خاطر شریف دارید بفرمایید و اگر اشتباه و انحرافی در فکر بنده ملاحظه فرمودید اصلاح بفرمایید. همواره ارادتمند و دعاگوی شما هستم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که جنابعالی متوجه شده‌اید. عنایت داشته باشید که ۴ امامِ اهل سنت در آموزه‌های خود تحت تعلیم حضرت امام باقر و امام صادق «علیهماالسلام» بوده‌اند و به‌جز وهّابی‌ها بقیه اهل سنت عملاً شیعه و محبّ اهل بیت‌اند. از طرفی وقتی رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «اطلبوا العلم ولو بالصين» علم را طلب کنید ولو این‌که در دورترین مناطق یعنی در چین باشد. و این نشان می‌دهد که تا این اندازه باید اندیشه و فهم سایر ملل و ادیان و فرق دیگر را مدّ نظر داشت و قابل استفاده دانست. موفق باشید

33626

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: استاد عزیز در بحث آزادی و انقلاب اسلامی، ۱. آیا اینگونه درست است که بگوییم، در انقلاب اسلامی از روز اول در دو قسمت باید کار تبلیغ و گسترش دین صورت می گرفت. اول نوع محتوای تبلیغ که از حالت صرف توضیح کلامی و اخلاقی و... باید به گونه ای می بود که طوری تشریح شود که بجای توصیه، شخص را در ساحتی وارد کنیم و بعد شخص این رو بفهمه که از صبح تا شب همه فعالیت و فکر و ذکرش معطوف به رفع حجابها برای حضور بیشتر در این ساحت باشد. دوم الگو سازی؛قرار دادن الگوهای متعددی در منظر مردم که اشخاص حداقل افق چند سال آینده خود را رسیدن به آن الگوها بدانند. این نوع از تبلیغ، کنترل نرم فضای جامعه است، که هم قدرت انتخاب شخص محفوظ می ماند هم اینکه فضای کلی جامعه رفتار اشتباه شخص را نمی پذیرد نه اینکه با اجبار بخواهیم رفتار اشتباه را کنترل کنیم و هم اینکه انتخاب صحیح شخص سرمایه جان اون می شود. ۲. استاد عزیز با توجه به بحث زمان شناسی که هر زمانی مردم یک ظرفیت پذیرش رو دارند شاید اگر از همان ابتدای انقلاب با آن ظرفیت بالای جامعه معلم و استاد و کسانی که مسولیت سیاستگذاری فرهنگ و تربیت فرزندان ملت رو برعهده داشتند به شیوه ای با نفوذ بیشتر کار را جدی می‌گرفتند الان کار خیلی جلو تر بود، آیا به نظر شما نقش اول مشکلات اجرایی کشور ما حاصل کم کاری آموزش و پرورش و دانشگاه و... نیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همین‌طور است. آری! باید در مقابل افراد، چشم‌اندازی که جان‌شان تصدیق کند قرار گیرد امری که سال‌ها پیش در کتاب «آن گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» مورد تذکر قرار گرفت. ۲. حقیقتاً نسبت به آموزش و پرورش و معلّم کوتاهی شد. حدود ۲۰ سال پیش که مسئولیت اداره کل آموزش و پرورش اصفهان را داشتم، عرض شد بترسید از آینده‌ای که نسل‌های آینده به جهت معلمانِ ضعیف و تنگناهای آموزش و پرورش، آن‌طور که باید از جریان تاریخیِ انقلاب و اسلام بهره لازم را نداشته باشند و هنوز هم باید به این فکر کرد که بهترین اندیشه‌ها در کسوت معلمی حاضر شوند تا نسلی متعالی و مناسب این زمانه تربیت شود. موفق باشید

33337

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و درود خدا: استاد عزیز احتمالا در جریان دوره ی معرفتی که به لطف شاگردان حضرتعالی (حاج آقای موسویان و متقی) در اهواز و دانشگاه علوم پزشکی از سال 95 تا 98 برگزار شد، هستید. حقیقتا دوران نورانی را ذیل معارفی که از وجود حضرتعالی گسترده شده بود سپری کردیم و از معرفت النفس تا عالم انقلاب اسلامی را با سلوک ذیل شخصیت امام راحل طی کردیم و خدا را شاکریم بر آن نعمت که «ان من ایام دهرکم نفحات الا فتعرضو» ای بود برای ما... اما تقدیر بر این رقم خورد که بخاطر کرونا سفره آن دوره جمع شد و تمام آن دوستانی که آن روزها برای این دوره تلاش می‌کردند هم فارغ التحصیل شدند و عمدتا به سر زندگی و برنامه های خودشان رفتند. علی ای حال اخیرا جمعی مختصر را دوباره تشکیل دادیم با افق رسیدن به استقرار در اندیشه و فرهنگ انقلاب اسلامی و فعلا جلسات هفتگی داریم با محوریت صحیفه حضرت امام (ره) و بنایمان این است با رجوع به بیانات امام وارد عالمی شویم و بتوانیم موثر باشیم مشتاقانه منتظر رهنمودها و نصایح حضرتعالی هستیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کاری بسیار خوب و لازمی است به شرطی که همراه با شخصی این‌کار انجام گیرد که او فضای تاریخیِ سخنان حضرت امام را متذکر می‌شود. اتفاقاً اگر این کار به خوبی انجام شود و جلسه، ضبط گردد، برای دیگران به‌خصوص برای جوانان نیز که در فضای سخنان امام نیستند، مفید خواهد بود. موفق باشید

33023

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما. سوالاتی برایم ایجاد شده است. ممنون می‌شوم پاسخ بفرمایید. می‌خواستم شروع کنم به خواندن تاریخ معصومین علیهم السلام. با خود گفتم ابتدا از لنز عرفان اسلامی به زمان و تاریخ نگاهی بیندازم. در اولین مواجهه، نظریه علم الاسماء تاریخی مرحوم فردید نظرم را به خود جلب کرد. بعد از آن مطالبی از تلقی ابن عربی در باب زمان خواندم. بار دیگر به انبوه پاسخهایی که شما به کاربران داده‌اید نگاه کردم؛ کلماتی برایم آشنا بود و مرا به یاد مطالب محیی‌الدین در فتوحات می‌انداخت: روح زمانه، مظهر اسم غالب، قطب زمان، ظرفیت هر تاریخ، کل یوم هو فی شأن، الدهر هو الله و ... ۱. استاد! به نظر شما چگونه می‌شود تاریخ زندگی معصومین علیهم السلام را از این دریچه مطالعه کرد که آنها مظهر اسم غالب در زمان خود بودند و مقدرات الهی بر اساس آن اسم جاری می‌شد؟ ۲. چگونه می‌توان خود را در تاریخ زندگی هر معصوم حاضر کرد تا بفهمیم اسم غالب چه بوده است؟ چه از طریق علم حضوری و چه از طریق علم حصولی. ۳. به نظر شما بهتر نبود مرحوم فردید، علاوه بر مبنایی که از ابن عربی اخذ کرده بود، قالب و روبنای نظریه خود را نیز از او وام می‌گرفت و بعد از آن به نسبت هایدگر با این دستگاه فکری می‌پرداخت؟ با تشکر از بذل توجهتان خواهشمندم اگر نکته‌ای اضافه بر این سوالات در باب «دریافت تجلیات الهی از طریق امامِ زمانه» و چگونگی کاربست آن در مطالعه تاریخ معصومین دارید بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عمده آن است که مطالعات ما با چنین رویکردی باشد تا در آینه حرکات و سکنات و گفتار اولیای الهی، انوار اسماء مدّ نظرمان باشد. ۲. با مطالعات دقیق نسبت به سیره اولیای الهی این خصوصیات به‌خوبی پیش می‌آید. ۳. به نظر بنده جناب فردید با مطالعه آثار هایدگر متوجه شدند می‌توانند چنین مواجهه خوبی با آثار ابن‌عربی داشته باشند، وگرنه مثل سایرین، آثار ابن عربی را تبدیل به نوشته‌های خواندنی می‌کردند. ۴. عمده توجه به حضور تاریخی است که جان ما را محل تجلیات انوار الهی می‌کند. به نظر می‌آید با تأمّل در کتاب «سلوک ذیل شخصیت حضرت امام خمینی (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه)» بتوان در این وادی‌ها حاضر شد. موفق باشید

33021
متن پرسش

سلام وقتتون بخیر: می‌خواستم بپرسم دانشجویی با شرایط من - که خب در رشته سخت و پرکاری هم تحصیل می‌کنه - اگر که به‌طور کاملا جدی دغدغه ظهور رو داشته باشه، چطور می‌تونه ایفای نقش کنه؟ مثلا چطور می‌تونه فعالیت فرهنگی داشته باشه در این زمینه؟ آیا لازمه که عضو تشکل‌ها بشه یا نه؟ و نکات دیگه‌ای اگر که لازم می‌دونید بفرمایید لطفا. و یه مورد دیگه اینکه در صحبت‌های بعضی از سخنرانان بزرگ دینی یا سیاسی که در حوزه مهدویت فعالیت می‌کنن، می‌بینیم و می‌شنویم که تاکید دارن کار در زمینه مهدویت باید "اصل" باشه نه در حاشیه زندگی. اما من یه بخشی از سخنرانی حضرت آقا رو شنیدم فرمودن که خروجی‌های دانشگاه‌ها باید مثل شهید چمران باشن. حالا سوال من اینه که شخصی با شرایط من که در یکی از بهترین رشته‌ها و بهترین دانشگاه‌ها درس می‌خونه و این توانایی رو در خودش می‌بینه که چه در زمینه درس و چه پژوهش تا حد خیلی زیادی پیش بره، با توجه به دیدگاه‌های رهبری، آیا درسته که درسش رو فدای انجام این فعالیت‌های فرهنگی کنه و مثلا به پاس‌کردن دروس قناعت کنه به‌خاطر کار برای امام زمان؟ یا نه باید تو مسیری قدم برداره که براش ساخته شده؟ با سپاس فراوان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در عین تلاش کامل در رشته تحصیلی‌تان باید معارف اسلامی را با عمق لازم فرا بگیرید تا زمینه تدبّر در قرآن برایتان فراهم شود. چرا روی خود کم حساب می‌کنید و ظرفیت جوانان آخرالزمانی را به صحنه نمی‌آورید؟! ۲. به نظر بنده اگر عملاً در دروس خودتان با عمق لازم حاضر شوید و به نهضت تاریخ دانش‌بنیانی که مقام معظم رهبری مدّ نظر دارند، ورود کنید بهتر می‌توانید در خدمت حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» قرار گیرید. زیرا ما در این تاریخ باید به صورت‌های مختلف، کارآمدی نظام اسلامی را به نمایش بگذاریم و این وظیفه ما در این تاریخ است و عامل یأس دشمن. موفق باشید  

32970

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

۱. سلام و عرض ادب. بهترین تفسیر عرفانی مثل تفسیری که امام خمینی از سوره حمد کردند چیست؟ ۲. سیر مطالعاتی عرفان چی هست به جز دروس فلسفی که در اون حرکت جوهری و بحثهای فلسفی شده باشد؟ ۳. کدام یک از سخنرانی های استاد از پایه به بحثهای عرفانی پرداخته اند؟ ۴. آیا استاد کتبی نظیر فصوص و فتوحات ابن عربی هم تدریس کرده اند بفرمایید؟ ۵. برای قوی شدن فضیلت اخلاقی توکل بایستی چکار کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. تفسیر قرآن مشهور به ابن عربی که در واقع از آنِ جناب عبدالرّزاق کاشانی است. ۲. «فصوص الحکم» ابن عربی در این مورد مشهور است. ۳. شرح مقالات آیت الله محمد شجاعی ۴. فصوص را آری! ولی فتوحات را نه. ۵. شرح کتاب حدیث «جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» که روی سایت هستhttps://lobolmizan.ir/sound/660 . موفق باشید

32965

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام محضر استاد عزیز و بزرگوار: از برخی دوستانی که آثار شما را منتشر می‌کنند شنیده‌ام که مطالبی که در شرح آیات قرآن می‌فرمایید، تفصیل آیات است نه تفسیر آیات. به کاربردن چنین عبارتی برای شرح آیات برایم نامانوس بود و چون تفصیل در مقابل اجمال به کارمی‌رود قاعدتا باید آیات قرآن را متصف به اجمال بدانیم. اگر حضرتعالی عبارت تفصیل را بر تفسیر ترجیح می‌دهید حتما وجهی در آن لحاظ می‌کنید. لطفا این وجه را بیان کنید. ممنون که وقت می‌گذارید دعاگوی حضرتعالی هستیم. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به جز به تفسیر «المیزان» در مباحث قرآنی که عملاً نوعی تفسیر می‌باشد، به تفسیر اَنفسیِ جناب عبدالرّزاق کاشانی نیز نظر می‌شود که البته در آن مورد، بحث در نگاه انفسی در آیات به میان می‌آید به همین جهت واژه «تفصیل» را بنده به کار نمی‌برم و البته بحث مکنون‌بودنِ حقیقت قرآن در جای خود محفوظ است که مقابل آن، موقعیت مکنون، تفصیل آن می‌تواند به میان آید. موفق باشید

32079
متن پرسش

سلام علکیم استاد: تشکر از پاسخ دادن به سوالات، خداوند به وقت‌تون برکت بیشتر بدهد با توجه به سوال ۳۲۰۶۹ که خودم از شما پرسیدم و اینکه شما فرمودید نکات خوبی در آن هست، آیا درست تر آن نیست که ذوالقرنین را مولا امیرالمومنین علیه السلام بدانیم؟ و اگر حدیثی که در آن نوشتار آمده صحیح است چرا علامه طباطبایی رضوان الله علیه با استناد به این حدیث، ذوالقرنین را حضرت امیر ندانستند؟ امیرالمومنین در این حدیث فرمودن که من ذوالقرنین هستم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در مورد جناب ذی‌القرنین به عنوان شخصی معین و متعیّن، غیر از آن است که در روایات داریم حضرت فرمودند: «كُنْتُ مَعَ الْانبياء سِرّاً و مع محمد جَهْرَاً»[1] با همه انبیاء سراً هستند و با حضرت پیامبر«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» آشکارا. و به همین جهت جناب علامه متوجه تعیّن تاریخی جناب ذی‌القرنین بودند و آیه مربوطه نیز از همین زاویه مطلب را به میان آورده. و این غیر از حضور معنوی و تاریخی حضرت علی «علیه‌السلام» است. که در روایتی بدان اشاره می‌کنند و می‌فرمایند: «کنتُ ولیاً و آدمَ بین الماء و الطّین» من ولیّ خدا بودم در آن وقتی که آدم (علیه السلام) بین آب و خاک بود. موفق باشید      

[1] - سيد جلال الدين آشتيانى، شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ابن عربى، ص 668.

31445

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام حضرت استاد: خدا اجرتون بده. ایام محرم و سایر ایام مقدس ما دچار یه حضوری از خودی که میتونیم باشیم میشیم و نسبت به گذشته نادم و نسبت به آینده امیدوار میشیم. ولی متاسفانه دوباره براثر وسوسه و بعد از مدت ها همه چی را انگار فراموش می‌کنیم و از عاشورا و حسین و... به راحتی می‌گذریم. استاد لطفا ما را راهنمایی کنید و به نظرم خودم بنده از وسوسه به شدت کم میدونم. لطفا در این مورد هم صحبت کنید و اگه منبعی از خودتون یا منبع به درد بخوری از کس دیگه سراغ دارید بفرمایید. با تشکر و خدا را شکر که هستید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانید مباحث شرح کتاب «مقالات» از آیت الله محمد شجاعی را دنبال کنید، إن‌شاءالله نتایج خوبی برایتان حاصل می‌شود. موفق باشید

31213

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جان، خدا قوت! بنده سه تا سوال دارم. یکم: پیروی سوال ۳۱۲۰۸، فرمودید که راه خودم را منحصر به فرد خاصی نکنم و در انقلاب اسلامی قرار گیرم. حرفتون خیلی اجمال داشت، اگه زحمتی نیست مفصلترش کنید. این بحث شما خیلی مهم هست. این در معرض انقلاب اسلامی قرار گرفتن یعنی چه!؟ دوم: استاد جان، بی زحمت ببینید این قرائت بنده از انقلاب اسلامی درسته! انقلاب اسلامی یک موجودِ زنده ی غیر مادیِ جاری و فعالی است که دارای ذاتی هست و مدام پوست اندازی می کند. سوم: استاد جان وقتی در احوالات شهدا فکر می کردم و دنبال این بودم چه چیزی آنها داشتند یا چه گوهری را در خود پروراندن تا مستحق شهادت شدند، حالا از اون شهدای متفکر همچون شهید آوینی و شهید مطهری بگیرید تا شهدایی که شاید یک رکعت نماز هم نخواندند مثل طیب خان و... به یک نقطه ی مشترک یا به یک نخ تسبیح رسیدم که اگر این نباشد مثل این است که بقیه صفات مطلوب رو هم نخواهد داشت و آن محور هم چیزی نیست جز «صداقت» صداقت قولی، فعلی، قلبی! بنده بستر را «صداقت» دیدم. نمی گویم که نباید تواضع و ایثار و... نداشت، نه! میگم همه ی اینها برای شهید شدن یک صفر هستند که نیاز به یک دارند که یک صداقت هست. می گویم این صفات با صداقت معنادار می شوند. اگر به صدق برسیم، فیض های الهی به سمت قلب و زندگی مان سرازیر می شود. استاد جان، بدون ملاحظه نظرم را نقد کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عرایضی در کتاب «عقل و ادب ادامه انقلاب اسلامی» شده است که می‌تواند در این مورد که سؤال فرموده‌اید کمک کند. ۲. سخن بسیار درستی است و به همین جهت باید متوجه بود در هر مرحله از انقلاب در کجا قرار داریم. ما در ابتدای انقلاب بِرکه و یا نهایتاً دریاچه‌ای بیش نبودیم که با سرازیرشدن رودخانه‌های گِل‌آلود، به‌کلّی گل‌آلود می‌شدیم و لذا اگر آدم‌های مشکوک در دل انقلاب حضور فعّال پیدا می‌کردند، ماهیت انقلاب را تغییر می‌دادند و در این رابطه اگر در بعضی موارد در دفع افراد مشکوک افراط شد، در صحت اصل آن قضیه نباید شک داشت. مثل وقتی تنها در ابتدای حضور ایمانیِ خود قرار داریم و نهایتِ توحید ما آن است که خداوند یکی است و شریکی ندارد، ولی از آن‌جایی که نور توحید ظهورِ بعد از ظهور دارد و آرام‌آرام خود را تا آن‌جا نشان می‌دهد که می‌یابید او در عین حال که «احد» است، «صمد» است. انقلاب اسلامی به نور توحیدش نسبت به ابتدای خود در حال حاضر بسیار گشوده شده، مثل آن‌که اقیانوس اگر صدها رودخانه گل‌آلود در آن بریزند، گِل و لای‌ها را فرو می‌نشاند و آب‌های رودخانه‌ها را از جنس خود می‌کند و در آغوش می‌گیرد. در این دیدگاه عرض می‌شود به توحیدی رسیده‌ایم که متوجه می‌شویم متفکران مذکور در آن توحید جای دارند. آری امثال مارکس و فویرباخ توحیدی نیستند و خودشان هم چنین ادعاهای نکرده‌اند ولی جدای این افراد، متأسفانه ما در شرایطی نیستیم که دغدغه‌های توحیدی متفکران جهان را بفهمیم و با فرض این‌که می‌خواهیم در جهان حاضر شویم آن‌ها را از آنِ خود کنیم. ۳. همین‌طور است. موفق باشید

30922

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: ان شاءالله طاعات و عبادات شما به درگاه حضرت حق مورد قبول واقع بشه نظر شما درباره اندیشه های فلسفی و تمدنی محمد نقیب العطاس مالزیایی چیست؟ موضع ایشان درباره تمدن غرب و علوم غربی یا علوم دینی چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی از آثار ایشان مطالعه نکرده‌ام. موفق باشید

30887

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و قبولی طاعات و عبادات شما: به بهانه روز معلم نمی‌دانم چگونه می‌توان قدردان تعلیم معلمانی بود که با تمام وجودشان درختان این بوستان دنیا را با آب حیاتی که از چشمه قرآن و اهل بیت علیهم السلام است سيراب می‌کنند و مقدمات رشد و شکوفه زدن آنها را فراهم می‌کنند. گرامی باد این روز بزرگ بر شما معلم دلسوز و عزیز.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ضمن تشکر. عرایضی در این رابطه در جواب سؤال شماره 30894 خدمت عزیزان شده است. امیدوار به موفقیت هرچه بیشتر جنابعالی هستم. موفق باشید

30831
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: نظرتون در مورد این جمله که «زبان مقدر است» و یا «هرچیزی بگیم خدا هم به دهن ما نگاه میکنه» آیا جایگاهی در تفکر دینی و حقیقی دارن؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! از آن جهت که انسان با «گفتِ» خود تقدیری را برای خود در بستر سنت‌های الهی می‌تواند رقم بزند، باید سعی کند خود را از طریق «گفتی» که از او صادر می‌شود، در بستر سنت‌های رحمانی قرار دهد. موفق باشید

30825

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در ادامه سوالات ۳۰۸۱۵ و ۳۰۸۱۶ این سوال رو می‌پرسم (البته ببخشید مزاحم میشم) اطلاع دارید از وضع دانشگاه های ما و اینکه خواندن مثلا ادیان جهان چه توانایی ای رو میتونه در من معلم ایجاد کنه که به نسل آینده کمک کنم. لذا در این زمینه لطف کنید و راهنمایی بفرمایین چون خودم ۱ سال پیش دانش آموز بودم و میدونم پاسخ شبهات ذهنی دانش آموزان در این کتب دانشگاهی یافت نمیشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود بنده هم به صورت تخصصی وارد این امر نشده‌ام مگر به صورت‌های پراکنده. موفق باشید

30785

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: یک مومنی می‌گفت اگر پول داشته باشم و بدونم که مثلا اگر فلان چیز رو بخرم مطمئنا گرون میشه، باز هم نمیخرم و میرم قرض الحسنه میدم! سوالم اینه که قرض الحسنه را به چه کسی میشه بدی؟! مجموع روایات مربوط به قرض‌ الحسنه استفاده می‌شود که یکی از حکمت‌های مهم تشریع این سنّت اسلامی‌رفع نیاز ضروری نیازمندان جامعه است، نه تولید و تجارت و تکاثر ثروت. انسان در شرایطی باید به قرض روی آورد که امور جاری روزمرّه‌اش ‌دچار اختلال شده و با قرض بخواهد آن را سامان دهد. حالا اگر کسی نیازمند نیست. مثلا تاجر یا کارفرمایی برای ادامه کار به پول و سرمایه نیاز داره. باید بهش قرض الحسنه داد یا باید ازش توقع سود دادن داشت؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل سخن همان است که می‌فرمایید. آری! قرض الحسنه در راستای رفع نیاز ضروری قرض‌گیرنده است، ولی موضوع سرمایه‌گذاری جهت کارآفرینی هم در جای خود نوعی جهاد است. موفق باشید

30707

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با توجه به سوال قبل در بررسی ادیان در گام اول متون مقدس را بررسی می‌کنیم و کار به روایات فعلا نداریم در آن سوال دو فقره از کتاب مقدس آوردم و شرح و تفسیر از شما نخواستم بلکه گفتم دو آیه از قرآن بیاورید که درین دو مسئله عرفانی برتر از تورات باشد تعبیر خلیفه را قرآن دارد که اگر از نظر برخی از مفسرین بگذریم که نفرمود خلیفتی یا خلیفه الله بلکه بدون اسناد به کسی فرمود خلیفه و مقصود خلیفه موجودات انسان نمای پیش از انسان خردمند است که مورد تایید زیست شناسی هم است و اعتراض ملائکه هم درین راستاست که بدلیل شباهت با انسان نما ها فکر کردند این موجود هم مثل سایر اجداد انسان نمایش است و درک و فهمش در حد همانها یا پسرعموهای میمونش است اگر ازین تفسیر هم بگذریم و قول بعید خلیفه خدا بپذیریم باز به گرد تعبیر صورت الله نمی‌رسد خلیفه لازم نیست هم صورت پادشاه باشد اما تعبیر هستم که هستم که فرمودید ابتدای توحید است انتهای آن را که در قرآن آمده بیان فرمایید دقت شود. فقط قرآن را از شما می‌پذیرم نه روایات و تاویلات محی الدینی را.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شرط این کار، بررسی درجه‌ی توحیدی متون مقدس است در مقایسه با قرآن. اگر بتوانید چنین کاری را دنبال بفرمایید به نظر می‌آید نتایج خوبی به‌دست می‌آورید. چند سال پیش آقایی در رادیو معارف به نام آقای توفیقی چنین کاری را کرده بودند و نتایج خوبی را مطرح می‌کردند. البته بنده چنین ورودهایی نداشته‌ام. در ضمن عنایت داشته باشید قرآن هرگز نفیِ اهل کتاب به صورت کلی نکرده است، بلکه آن‌هایی را نفی می‌کند که دینداری را، به حالت قبیله‌ای در آورده‌اند در حالی‌که در مورد بعضی از اهل کتاب تا آن‌جا آن‌ها را تجلیل کرده که می‌فرماید: «لَيْسُوا سَوَاءً ۗ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ»(آل‌عمران/113) همه‌ی اهل کتاب مساوی نیستند، عده‌ای از آن‌ها افرادی هستند که در نیمه شبان آیات الهی را تلاوت می‌کنند و اهل سجده می‌باشند. و در ادامه می‌فرماید هرگز زحمات آن‌ها نادیده گرفته نمی‌شود. موفق باشید

29883

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار و مهربان: پیرامون پاسخ سوال قبلیم در مورد قوه خیال و وهم با عرض معذرت قانع نشدم۔ حتماً عیب در جمله بندی سوالم بوده۔ حضرت استاد، سوال بنده بر اساس جمله ای از شیخ اکبر بوده که فرموده اند وهم سلطان اعظم است۔ از این لحاظ کارکرد قوه خیال باید کلی باشد اما چون قوه وهم صورت گری های خیالی رو معنی و مفهوم می‌دهد کار اصلی بر عهده آنست۔ اگر تحت سیطره عقل نورانی فعال بوده باشد که نور علی نور اما اگر طغیان نماید انسان رو بسوی ورطه تخیل و توهم سوق داده راهزن می‌شود۔ بفرمایید آیا این برداشت بنده درست است یا اشتباه کرده ام۔ سوال دیگری در مورد قوس نزولی هست که می‌خواهم علاحده مطرح نمایم۔
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر در افق توحیدی نظر شود، قوه‌ی واهمه صورت‌های معقول هستند که در موطن خیال تجلی می‌کنند ولی اگر افق دنیا مدّ نظر باشد قوه‌ی واهمه صورت‌های توهمیِ عالم محسوسات را می‌سازد که غیر واقعی هستند. موفق باشید

29646

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: مطلبی را اولین بار از زبان آقای رسایی در خشت خام شنیدم البته خودشان به این مطلب نقد داشتند ولی سیر انتخابات را که مشاهده می‌کنیم بنظر می‌رسد این مطلب دور از واقعیت نیست بخصوص برای انتخابات های متاخر، آن اینست که اگر مشارکت بالا باشد اصلاح طلبان رای می آورند و اگر پایین اصولگرایان. آقای مصباحی مقدم گویا به این مطلب نقد داشتند و دو مثال نقضشان ۸۴ و ۸۸ بود شرق به تحلیل ۸۴ پرداخته و سعی بر توجیه داشت البته اگر از اعتراضات کروبی و احتمال تخلف غمض عین کنیم بنظر می‌رسد توجیهات شرق مکفی باشد. اما شرق ۸۸ را مسکوت گذاشت اما با توجه به اینکه اصلاح طلبان ۱۰ یا ۱۵ ملیون رای کف رایشان هست و علاوه بر آن آن سال جریاناتی که میانه ای با نظام نداشتند هم بمیدان آمدند و تقریبا هیچ جریانی انتخابات را تحریم نکرد ولو سلطنت طلبان، بنظر می‌رسد همین مساله و آن مطلب که مشارکت بالا به سود اصلاح طلبان است چرا که آنها دیدگاههای غربگرایانه دارند و بسیاری از مخالفان نظام هم غرب گرا هستند لکن در انتخابات شرکت نمی‌کنند مگر آنکه اصلاحطلبان بنحوی آنها را تهییج کنند که از خوف بدتر به بد پناه برند ما را به این نتیجه می‌رساند لااقل در صحت انتخابات تردید داشته باشیم البته بنظرم رهبری صحیح عمل کردند چون مقام اجرایی نیستند گریزی از اعتماد به مسئولین ندارند و البته روش موسوی هم اشتباه بود باید می ایستاد تا ساختاری که احتمالا موجب تقلب می‌شود را با پیگیری اصلاح میکرد نه اینکه جنگ خیابانی به راه اندازد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه نشدم چه سؤالی در نوشته‌ی شما مطرح است که بنده باید نظر بدهم؟!! موفق باشید

29427

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: سوالی را قبلا خدمتتان ارسال کردم در خصوص فرمایش علامه طباطبایی در مورد انقلاب با توجه به اینکه دیدم مجدد در سایت بیان شده خواستم مطلبی را برای نقد و نظر خدمتتان ارسال کنم. این سوال را از یکی از علمایی که دستی در تفسیر قرآن دارند پرسیدم ایشان به این صورت جواب دادند: علامه انسان بسیار دقیقی است و این حرف بلندیست و باید توجه داشت در هیج جای قرآن شهید به معنای مقتول نیست. با تشکر از شما استاد گرانقدر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این امر پس باید بگوییم معنی شهیدشدنِ اسلام، یعنی تعالی پیداکردن آن. موفق باشید

28898

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام‌: ببخشید استاد یکسری مباحث در بعضی جاها در حال تدریس است با عنوان ثروت ایمان که گفته میشه یکسری قوانین در عالم هستی هست اگه بهش عمل بشه به هر چیزی بخواهیم می‌رسیم و هر اتفاقی برای ما میفته خودمون رقمش می‌زنیم و اتفاقات ناگوار به خاطر بی قانونی ما هست و قانون اولشون خود مرکزیت هست بعدی قانون انرژی و .... از آیات قرآن و سخن ائمه هم استفاده می شود می‌خواستم نظر شما را راجع به این مباحث بدانم یکسری افراد هم میگن با عمل به قوانینش آرامش پیدا کردن. من خودم میگم اگر همه چیز به خود ما و رفتارمان برمی‌گردد پس امتحان و آزمایش الهی چه نقشی دارد. با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده این موارد با نوعی توهّم و القائات روانی همراه است. موفق باشید

نمایش چاپی