بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28757

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در مباحثتان فرموده بودید کسانی که عقلشان در صحنه زندگیشان است و یا تکامل عقلی دارند به جای خیال و اوهام، خواب نمی بینند، سوال این است که این به صورت همیشگی و مطلق است؟ و اینکه آیا ائمه و انبیاء مگر خواب نمی دیدند؟ و می شود گفت وقتی جسم به خواب می رود و روح سیر خودش را شروع می کند، اسمش را خواب گذاشت؟ در صورت صحت این با فرمایشات شما که فرمودید عقل به تکامل رسیده خواب نمی بیند چطور با هم جمع می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور از آن روایت، خواب‌هایی است که ریشه در واهمه‌ی انسان‌ دارد وگرنه مسیر روح به سوی عوالم برتر، در خواب جای خود را دارد. موفق باشید

28530

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: رمانی تحت عنوان «گاه ناچیزی مرگ» اثر محمد حسن علوان در مورد زندگی ابن عربی توسط انتشارات مولی منتشر شده است. می‌خواستم در صورتی که مطالعه کرده اید نظرتان درباره این کتاب را بدانم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. کتاب را ندیده‌ام. موفق باشید

28529

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد. عاقبت بخیر بشید ان شاءالله میگم چرا اینقدر تو قرآن از فرستادن رسول و برگشتن قوم علیه رسول و عبرت گرفتن از این ماجرا آورده شده؟ مگه ما بعد از رسول اکرم (ص) بازم رسول قرار بود داشته باشیم که اینقدر این قضیه تاکید شده؟ شایدم رسول میتونه معنای دیگری داشته باشه که البته پاسخ این سوال قابل حدسه ولی دوست دارم شما برام روشنش کنید. مثلا آیات ۹۳ تا ۱۰۲ داره در مورد یک قاعده کلی در مورد رسولان صحبت میکنه (که علامه هم تلویحا همین رو میگه) بعد میگه خیلی از اونارو گرفتار کردیم بعد بهشون نعمت دادیم بعد چجور شد.... اصلا چرا کسی تو زمانه ما فرضا این چیزا رو باید بدونه؟ مگه رسول داریم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این قصه‌‌ی هر روز ما می‌باشد که نسبت به رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌و‌آله» آن‌طور که شایسته است برخورد نمی‌کنیم و به سرنوشت همان اقوامی کم و زیاد دچار می‌شویم و شده‌ایم که رسول خدا را پاس نداشتند. آیا جهان اسلام در همان مشکلاتی که بقیه‌ی اقوام گرفتار شدند، گرفتار نیستند؟ موفق باشید

28279

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: استادجان! پدر بنده دارای شغل آزاد هست. از جمله مشاغلی می باشد که وقت زیادی را برای آن باید صرف کرد. از طرفی هم در عین وقتی که برای مغازه میزارم! پدرم از بنده انتظار دارد که برای مغازه وقت بیشتر بزارم! هرچه قدر هم با اشکال مختلف به پدرم گوشزد می کند که من برای رسیدن به اهدافم نیاز به وقت دارم! (وقتی که صرف مطالعات معرفتی، علمی و اجرایی برای انقلاب می گردد.) استاد عزیزم واقعا تحت فشارم که گاها متاسفانه با پدرم پرخاشگری می‌کنم. واقعا باید چکار کرد؟ برایم دعا کنید تا ان شاءالله فرجی حاصل گردد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با احترام به ایشان و کمک در حدّی که امکان دارد، درس و بحث را بهانه بیاورید تا از وقت‌گذاشتنِ بیشتر در حدّی آزاد شوید. موفق باشید

28193

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار: در پیرو سوال 28156 بی‌زحمت به این شبهه هم پاسخ بدین: «گیج شده ایم!؟» یک حرکت اجتماعی در دنیا توسط ملتها رخ داده، که واقعا نمی دانیم اسمش چیست!؟ اگر در سال ۵۷ در ایران رخ دهد به آن انقلاب می گویند، اگر همان اتفاق در سال ۸۸ رخ دهد به آن فتنه می گویند، اگر در سال ۹۸ رخ دهد، به آن اغتشاش می گویند، حال اگر در امریکا رخ دهد به آن اعتراض می گویند، اگر در سوریه رخ دهد به آن توطئه‌ مزدوران وهابی و اسراییلی جهت براندازی حکومت اسد می گویند! «واقعا گیج شده ایم.» به هجوم به مغازه ها در آمریکا، تلوزیون ایران اعتراضات مردمی می گویند، اما معترضین به نداشتن آب در غیزانیه خوزستان و معترضین به گران شدن یکباره بنزین در ایران را، اغتشاشگر و منافق می نامند. حمله معترضین و آتش زدن ماشینهای پلیس در آمریکا، خبرنگار صدا و سیما، ماشینهای پلیس در آتش خشم معترضین همچنان می‌سوزند، آتش زدن سطلهای زباله در اعتراضات مردمی ایران برای ایجاد دود بخاطر بی اثر کردن گاز اشک آور، گزارش صدا و سیما: آشوبگران دست به تخریب گسترده اموال عمومی زدند! چی بگم والا!؟ «واقعا گیج شده ایم.» جا دارد از دکتر عباسی! و استاد رایفی پور! و پروفسور ازغدی! و استاد سخن حداد عادل، خواهش کنیم تعاریف رفتارهای فوق را تبیین و مشخص بفرمایند. خداییش ما که گیج شدیم. سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم جای گیج شدن باشد وقتی جبهه‌ی توحید و جبهه‌ی استکبار مقابل هم قرار بگیرند، مسلما هر جریانی که به نحوی با استکبار و  تنگناهایی که آن جبهه برای مردم ایجاد می‌کند مقابله کند، جبهه‌ی انسانی است. موفق باشید

28109
متن پرسش
سلام علیکم: استاد جان بنده گاهی از اوقات در معرض نفحات الهی قرار می‌گیرم. اما بعدا با اینکه می توانم دوباره خودم را در معرض آن قرار بدهم، این کار را نمی کنم. به خود می‌گویم تازه در معرض آن بودی فعلا بس است. این «دیگر بس است» در امور دیگر هم وجود دارد. اگر روزی زیاد درس بخوانم و وقت زیادی در تتبع در دروس بگذارم، فردای همان روز دیگر وقت نمی‌گذارم و می‌گویم دیروز زیاد وقت گذاشتی و دیگر بس است. همین مقدار تو را کفایت می کند. ناگفته نماند که انرژی برای ادامه دارم. استاد آیا این مکر و حیله شیطان است؟ اگر آری چگونه آن را خنثی کنم؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید همچون دریا در استقرار خود مستقر بود و در همان استقرار همه‌چیز را در خود جای داد چه دروس را و چه نفحاتِ الهیه را از آن جهت که در روح توحیدی، کاری انسان را از کاری باز نمی‌دارد. موفق باشید

27211

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمة الله استاد گرامی: پس از مطالعه کتاب پرفیض «رمضان دریچه ای به عالم معنا» و با توجه به اینکه بنده مقداری قضا و کفاره بر گردنم است این سوال برایم پیش آمد که آیا ادای فریضه و گرفتن روزه قضا و کفاره آن تاثیر خاص روزه را دارد یا خیر!؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً تأثیر دارد. زیرا «چه خوش بُوَد که برآید به یک کرشمه دو کار». موفق باشید

26950

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنده دانشجوی معلم ابتدایی هستم؛ اما به دلیل فضای مذهبی که از ایام دبیرستان داشتم به درس های حوزوی علاقه داشتم ناگفته نماند که بنظر خودم استعداد و توانایی علوم انسانی و حوزوی را هم داشتم؛ اما به دلیل مخالفت خانواده و همچنین شک و تردید های خودم در هنگام انتخاب مسیر آینده؛ وارد تعلیم و تربیت شدم؛ اکنون اگر حوزه را در نظر نگیرم بسیار از جایی که هستم راضی ام اما چون هم علاقه و هم استعداد حوزه را داشتم و از طرفی می دانم حوزه واجب کفایی بوده دائما متحیرم از طرفی نمی توانم از تربیت معلم هم انصراف بدهم چون جریمه سنگینی دارد و قادر به پرداخت آن نیستم. حقیر هم اکنون آثار آقای وکیلی؛ علامه طهرانی؛ و بعضا آثار حضرتعالی و عین صاد را مطالعه می کنم یا در سیر مطالعاتی ام قرارداده ام تا مطالعه کنم. آیا حضور در تعلیم و تربیت واجب کفایی نیست؟ بنده اگر همزمان با معلمی؛ در معارف دین هم عمیق شوم؛ و همچنین در زمینه تعلیم و تربیت هم در رشته فلسفه تعلیم و تربیت ادامه تحصیل بدهم وظیفه ام را درست انجام داده ام؟ اگر نه؛ لطفا دقیق مرا راهنمایی کنید که مسیر درست پیمودن در آموزش و پروش برای انجام درست وظیفه چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه در جای خوبی قرار دارید. اگر منوّر به حکمت و معارف عالیه و اخلاق فاضله بشوید، دانش‌آموزان شما از گفتار و حرکات شما زندگی خود را می‌یابند. موفق باشید

26920

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب: به نظرتان، به چه دلیلی حرکت های اسلامی که موسوم به بیداری اسلامی در مصر و تونس و لیبی شد، نتوانستند مانند انقلاب اسلامی در جهان حاضر شوند و آن جایگاه را پیدا کنند؟ آیا می شود گفت با وجود اینکه این حرکت ها در مرحله انقلاب و جنبش، رویکرد دینی و ضد استبداد و استکباری داشتند، اما در مرحله نظام سازی و پس از پیروزی، تابع قواعد غرب و عالم مدرن شدند و خواستند الگوی لیبرال_دموکراسی را اسلامیزه کنند در صورتیکه انقلاب اسلامی با وجود نظریه ولایت فقیه وارد نظام سازی شد و حتی توانست بحثی مثل انتخابات را ذیل ولایت یک فقیه جامع الشرایط استحاله کند و همین انتخابات برخاسته از فرهنگ مدرن، در گفتمان انقلاب اسلامی تبدیل به ابزاری برای مشارکت اجتماعی در چارچوب شریعت الهی هم چنین بیعت با نائب الامام شد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عوامل زیادی را در این رابطه باید برشمرد که جای آن این‌جا نیست. ولی اتفاقاً در جلسه‌ای که رهبر معظم انقلاب با نخبگانِ جهان اسلام داشتند، دقیقاً به همین نکته و ضرورتِ نظام‌سازی تأکید کردند. موفق باشید

26385

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد عزیز: از خداوند می خواهم علو درجات شما را. واقعا چند روز است با گوش دادن تفسیر سوره مبارکه زمر از شما به لطف الهی بسیاری از گره های ذهنی ام حل شد. تا به حال هیچ انگیزه ای برای تکرار اعمال خود نداشتم و با اینکه اکثرا سعی بر آنها (با توجه) داشتم ولی هیچ افقی از این کار در برابر من باز نبود که با یقین این کار را انجام دهم ولی به سخن زیبای شما فهمیدم آنچه انسان را عالم دار می کند تکرار عمل است. ۱. البته سوالی برآیم پیش آمد، انسان بعد از مرگ هم در این عوالم هست یا بعد از محاسبه اعمال او، نعمت های دیگری به او داده می شود؟ ۲. آیا این همان معنای سخن بعضی افراد است که آخرت دانشگاه دارد؟ منظورم این است که باید فعلی را در این دنیا آغاز کرد تا در آن دنیا ادامه داشته باشد و صرف آرزو کردن و تمایل داشتن، انسان هیچ بهره ای نمی برد و البته در پی این آغاز کردن مداومت لازم است و اینجا اگر انسان با برنامه ریزی در ساعات مشخصی هم عملی را تکرار کند که دیگر نور علی نور می شود و آرامش و لدت اخروی انسان را چند برابر می کند؟ آیا صحیح است این برداشت من؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. تازه در آن صورت در آغوش رحمتِ خدابودنِ خود را تجربه می‌کنیم. ۲. همین‌طور است. در قیامت حجاب‌ها برطرف می‌شود و عمقِ نیّت‌های نورانیِ انسان‌ها برایشان به ظهور می‌آید. موفق باشید

25784

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد اینکه فرمودید حضرت رسول (ص) بوسیله نماز و روزه برای قوت نفس ناطقه، نیازمند مدد ملائکه هستند آیا برای وجود آن حضرت عیب و نقص محسوب نمی شود؟ اساساً قوت نفس ناطقه برای شخصی در مقام نبوت با فرد عادی فرق دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به اعتبار «خلق الانسان ضعیفا» هرکس در ذات انسانی‌اش ضعیف است. ولی اولیاء معصوم در هدایت الهی، مؤید به تأییدات حضرت حق می‌باشند. موفق باشید

25469
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز متاسفانه هنوز پس از گذشت ۴۱ سال از پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام، ما شاهدیم ناهنجاری های فرهنگی در جامعه ویژه برای نسل جوان جولان می دهد و بسیاری مسئولان هم با دو قطبی های کاذب درباره حجاب و ورزشگاه رفتن بانوان و یا تشکیک در اصول انقلاب، رسما خود در تقویت جنگ نرم دشمن خواسته یا ناخواسته موثر می افتند. بسیاری در اثر مشکلات اقتصادی، به فحشا رسیده اند و به اهداف نظام بدبین اند. به هیچ وجه منکر توفیقات انقلاب نیستم و معتقدم انقلاب اسلامی، گشایش تاریخ و عصری نوین برای بشر است که او را متوجه عهد الهی و خود عالی او هم چنین حرکت از خود دانی به خود عالی می کند و صحنه ای مثل اربعین گواهی می دهد. اما با این ناهنجاری های دل آزار چگونه به آینده می شود امید داشت و رهبر انقلاب بر اساس چه بینش در بیانیه گام دوم، اصلی ترین جهاد را امید بخشی می دانند؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه برای حضور در تاریخی دیگر این تنگناها بوده و هست. فکر می‌کنم بحث «آینده‌ی ما چه آینده‌ای است» که صوت و متن آن بر روی سایت هست، نکاتی داشته باشد. به جواب رهبری به آقای علی خوش‌لفظ  نظر کنید که فرمودند : این انقلاب یک چیز عجیبی است؛ حتّی شماها هم که رفته‌اید در دلش و آن‌جور کار کرده‌اید، هنوز به آن اعماق و ریزه‌کاری‌هایش نرسیده‌اید؛ ما که بیشتر از شما نرسیده‌ایم؛ خیلی این انقلاب چیز عجیبی است. این برای اربابهای دنیا، حالاحالاها دردسرها خواهد داشت؛ این اوّل کار است الان. زنده باشید. موفق باشید

25272

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرانقدر: وقت بخیر. ببخشید کتاب منازل السایرین کدوم ترجمه کامل ترین و بهترینه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌توان یکی را بر دیگری ترجیح داد، هرکدام حسن خود را دارد. ولی ترجمه‌ی جناب آقای محسن بینا و ترجمه‌ی جناب دکتر شیخ الاسلامی را می‌توان مدّ نظر داشت. موفق باشید

25073
متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید استاد یکم درباره ترنس ها توضیح می فرمایید؟ افرادی که به گفته ی خودشان از نظر روح مثلا زن هستند ولی جسم شان مرد است و برعکس. چرا روحی که در حقیقت زن است (البته جدای از آن بحث که اصل روح زن و مرد ندارد) برای خود بدنی مردانه می سازد؟ این مسئله یک ناهماهنگی عجیب است بین جسم و روح. به همین دلیل بعضی از ترنس ها بعدها تغیر جنسیت می دهند و می گویند الان جسم مان مطابق با شخصیت مان شد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیز عجیبی است از آن جهت که بالاخره روحِ همین آدم‌ها در دوره‌ی جنینی که در اصیل‌ترین موقعیت خود قرار دارد، بدن خود را شکل داده و بعداً همین افراد طالبِ بدن دیگری می‌شوند. آیا می‌توان گفت که طلبِ بعدی برای آن‌ها طلبی اصیل نیست؟ موفق باشید

25022

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد مهربان سلام: بنده مدتی است در تفکر و امور دین و لذائذ معنوی دچار نوعی توقف و قبض شده ام و همچون گذشته از دعا و عبادت و علم دین آموختن لذت نمی‌برم و دچار قبض روحی شده ام و ذوق و شوقم را از دست داده ام،چه کنم؟ راه بازگشت به بسط روحی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید اگر در موضوعاتی که جهت آموختن دنبال می‌کنید، تنوع ایجاد نمایید، انگیزه‌ی مطالعات‌تان برمی‌گردد. موفق باشید

24609

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با توجه به اصل مساله امکان ارتقا درجه در عالم ملکوت (وارفع درجته) چگونه با مساله عدم تغییر در آنجا سازگاری دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در عالم ملکوت، بحث در رفعِ حجاب است و این به خودی خود نوعی ارتقاء به حساب می‌آید. موفق باشید

24406

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در جزوه مبانی نظری عرفان در اسلام صفحه ۲ فرمودید حقیقت چیزی نیست که به سراغ ما بیاید. ولی بارها خود فرمودید با این مضمون که انسان گاهی باید منتظر باشد تا حقیقت به صورتهای مختلف به سراغش آید البته پس از آنکه شایستگی را در خود ایجاد کرد. لطفا توضیح فرمایید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر ما آماده شدیم حقیقت مثل نور خورشید بر پنجره‌ی جان انسان تجلی می‌کند. ولی پنجره را باید از کدورات پاک کرد. منظور آن است که نمی‌توان بدون آمادگی منتظر بود. موفق باشید

24328
متن پرسش
با سلام: ربط بین منِ انسان و تشخص انسان و روح و قلب و تن و... او چیست؟ آیا اینها به منزله جسم های مختلفی برای آن تشخص هستند یا اینکه همان من است که به شکل های مختلف ظاهر می شود؟ و اینکه تفاوت نفس و قلب و سر و خفی و اخفی و... با هم و تعابیر نفس اماره و مطمئنه و لوامه چگونه است و ربطشان به دسته بندی اول چیست؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقه مراتب و شئوناتی دارد که در هر مرتبه خصوصیاتی خاص به خود می‌گیرد. در این مورد پیشنهاد می‌شود کتاب ده نکته را همراه با شرح صوتی آن و سپس کتاب «خویشتن پنهان» را دنبال بفرمایید. موفق باشید

23759

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد گرامی سلام علیکم: با تبریک اعیاد ماه مبارک رجب و سال نو لطفا بفرمایید تفسیر عرفانی و ذوقی این آیه چیست؟ «كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقًا» با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کن که اگر زکریایِ روح آدمی که در عین عباداتِ طولانی هنوز به رزقی نرسیده که جان او را اشباع کند، ناگاه خداوند با مریمِ جان خود او را روبه‌رو می‌کند، که وَجهِ لطیف جان اوست و در آن‌جا رزق‌هایی می‌یابد که دیگر نسبت به آینده‌ی وجهِ معنوی خود عقیم نخواهد بود. موفق باشید

32977

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: جوانی ۳۵ ساله هستم. امسال عازم حج تمتع هستم. مشتاق خواندن نصیحت ها و تذکرات حکیمانه پیر مهربان و دلسوزمان هستم. یا حق

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءالله با مطالعه جزوات مربوط به حج که در جواب سؤال شماره 32940  معرفی شد، بتوانید با آمادگی بیشتر به زیارت بیت الله الحرام مشرف شوید. سخنان رهبر انقلاب در این مورد با مسئولان مربوطه حقیقتا چیزی کم نگذاشتند. حتما با دقت آن نکات را مد نظر قرار دهید. موفق باشید

32000

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب: ۱. استاد گاهی در یک جمع در مورد موضوعات دینی حرف زده می شود مسائلی بحث می شود که از نظر عرفانی پاسخ زیباتری دارد و ما در حد خود آ‌ن‌را می‌دانیم، از یک طرف هم نمی‌توانیم بی تفاوت باشیم و از یک طرف دیگر آنها زمینه مناسب برای درک این نوع سخنان را ندارند آیا می توانیم اشاره ایی بکنیم؟ ۲. به چه نیتی هدیه بدهیم و بگیریم؟ ۳. آیا استفاده از تسبیح مزیت یا نیت خاصی دارد؟ با تشکر از راهنمایی های شما، استاد در قسمت سرچ سوالات تا جایی که می توانیم جستجو می کنیم و پاسخ را نمیابیم ولی گاهی همه را نمی توانیم، در آن قسمت که نوشته (پاسخ خود را پیدا نکرده ام) دروغگو شده ایم، حلال کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در فضای محبت و صمیمت، تذکراتی با صفای ایمانی می‌دهیم ولی اصراری نداریم، تنها می‌گوییم در این مورد آن‌ها اگر خواستند فکر کنند. ۲. به نیّت اُنس و محبت و رشد صمیمیت‌ها. ۳. فکر نمی‌کنم. بالاخره تعداد اذکار را باید به نحوی رعایت کرد. بنده در مورد تسبیحات حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» شمارش با انگشتان را ترجیح می‌دهم. موفق باشید 

31817

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: چرا گاهی اوقات مثلا با دیدن شخصی آشنا ، سوالی در مورد آن شخص به ذهن ما به صورت گذرا خطور می‌کند و بعد هم فراموش می‌کنیم اما بعد از مدتی گویی تمام کائنات هستی دست به دست هم می‌دهند تا پاسخ آن سوال خطور کرده در ذهن را به ما نشان دهند و نتیجه به وجود آمدن یک سنگینی در روح است و انگار می‌خواهند آدم را متنبه کنند. کتاب ادب خیال را خوانده ام، اما خب هنوز کنترلی بر خیالات نیست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آن‌قدر ای دل که توانی بکوش. همان‌طور که علامه حسن‌زاده می‌فرمایند اگر ما خود را با معارف الهی و قرآنی مشغول نکنیم، قوه واهمه ما را با وَهمیات خود مشغول می‌کند. تعمق در معارف الهی کارساز است. موفق باشید

31812

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: بنده زندگی پر از پستی و کمی بلندی داشتم، و نظرم اینست که این پستی ها در من نهادینه شده است، هم اکنون در حوزه علمیه تحصیل می‌کنم، شدت علاقه ام به گناه بسیار است، هرچند که حاضر به انجام آنها نیستم، اما به شدت روح و روان من را آشفته کرده و از زندگی باز مانده ام، با متعدد افرادی هم در میان گذاشتم اما جواب نگرفتم، زندگی برایم سرد و سیاه شده، می‌دانم برای عبادت آفریده شده ام اما فقط می‌دانم و ایمان ندارم، کل ماجرای حوزه آمدنم هم معجزه بود، هیچ چیز مرا خوشحال نمی‌کند، فقط به فکر اینم که بروم پی دنیا و اشتباه کردم که اینجا آمدم، اما میدانم که کامل با پوچی روبرو می‌شوم، دلم مرگ می‌خواهد، التماس دعا، خیر خدا سمت شما ریزان.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که علامه حسن‌زاده می‌فرمایند اگر ما خود را با معارف الهی و قرآنی مشغول نکنیم، قوه واهمه ما را با وَهمیات خود مشغول می‌کند. تعمق در معارف الهی کارساز است. موفق باشید

 

31655

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: درود خدا بر استاد میرباقری که به خوبی در مورد معاد جسمانی مطالب ارزشمندی را ارائه فرمودند آن آیات و روایات کاملا با معاد جسمانی عنصری سازگار است و معاد صدرا راهی جز تاویل ندارد. فقط چون حقیر به روح قائل نیستم بنظرم بعد مرگ انسان به کل نابود می‌شود تا حشر صورت گیرد. البته فرض دیگری هم است و آن روح بخاری که گویا قدیم مطرح می‌شد روحی در وجود آدمی باشد منتها مادی و همان در برزخ باشد تا حشر این فکر کنم با آیات سازگارتر باشد. و بیشتر می توان پذیرفت اگر به این توجه کنیم که طبق نظر آن محدثین عظام ملائکه هم مادی (نه لزوما جسمانی) هستند فقط خدا مجرد است. اما سوال حقیر سابق خوانده بودم صدرا معاد جسمانیش را منحصر در نفوس ناقصه می‌داند و نفوس کامله و مقربین را معادشان را روحانی می‌داند این صحیح است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه می‌فرمایید که با توجه به مباحثی که در جواب های قبلی عرض شد، در این مورد تفاوت نظر داریم. موفق باشید

30617

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: اینکه ویتگنشتاین امکان زبان خصوصی را نفی می‌کنند و با این نفی سعی در برچیدن بساط شکاکیت می‌کنند بنظرتان چقدر آن انکار زبان خصوصیشان صحیح است من بنظرم می‌توان زبان خصوصی را عقلا متصور شد مثلا در خواب از زبان استفاده می‌کنیم با اینکه فقط من هست و من یا می‌توان تجربه منحصر به فردی را از سر گذراند لغت خودساخته ای برای آن وضع کنیم و به اشتراک بگذاریم و در حوزه زبان بنظر می رسد به تقریب با احساسات مشترک روبروییم نه اینکه احساس افراد و به تبع آن لغات وضع شده بر آن کاملا مساوی باشد. مثلا اگر فلان طعمی برای افراد مطبوع و مثلا شیرین بنظر رسد و برآن لغت شیرین مشترکا وضع کنند لزومی ندارد که طعمهایی که افراد احساس می‌کنند کاملا همانند هم باشد. حتی ممکنست مثلا عسل برای کسی تلخ بنظر رسد ولی طعم تلخی مطبوع او باشد بنابرین چون زبان حوزه ای مشترک است او علی بنای الاجتماع عسل را شیرین خواهد خواند با اینکه تلخ احساسش می‌کند حال با این افاضات حقیر نفی زبان خصوصی را صحیح می‌دانید؟ اگر آری در گام بعد بنظرتان ویتگنشتاین با این نفی توانسته مساله شکاکیت را حل کند یا فقط صورت مساله را پاک فرموده اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که مسئله‌ی «بازیِ زبانیِ ویتگنشتاین» عمیق‌تر از این حرف‌ها است. او نظر به افقی دارد که «زبان» از آن اظهار می‌شود، که بحث آن مهم و مفصل است. موفق باشید

نمایش چاپی