بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
32164

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقت بخیر: تصمیم دارم شرح مثنوی را به زبانِ ساده و روان برای جوانان با عنوانِ شعرخوانی تدریس کنم. به این نتیجه رسیده ام که غیر مستقیم باید انسانها را متوجه خودشان کرد و منبرها و تریبونها باید حالتِ استعاره ای داشته باشد البته برای نسلی که متوجه خودشان نیستند و نه مخاطبانِ شما و شاگردانِ علما و خواستم نظرتان را بدانم که شرح مثنوی به لحاظ اینکه افراد شعر و داستان دوست دارند بهتر است یا سیر مطالعاتی شما به زبانِ شیرین و جذاب و امروزی؟ ۲. به نظر شما خوب است که حال که من می‌توانم سخنرانِ خوبی باشم برای آقایان جهت فرهنگ سازی صحبتهایی داشته باشم چون جوان هستم و خانم هستم مردد هستم‌ گاهی فکر می‌کنم خیلی از مسایل هم در خانواده ها به علت آقایانِ شکست خورده است با توجه به وجودِ همسرانِ خوب در کنارشان. ۳. با توجه به مساله ی حضورِ تاریخی بیشترین حضور و یا بیشترین تاثیر در عالم را کسی می‌تواند داشته باشد که بیشترین بندگی را کند و خودِ خداوند در ظهورِ او در جایی که باید متجلی می‌شود درست متوجه شده ام؟ ۴. آیا می‌شود گفت تفسیرِ تسنیم یا المیزان همه ی حجابها را کنار زده است و با آن درجه سخن گفته است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هر دو موضوع باید در میان آید بخصوص مباحث معرفت نفسی می‌تواند مقدمه خوبی برای طرح نکاتی باشد که در مثنوی مطرح است. ۲. در هر صورت مانعی نیست بخصوص در فضای مجازی که خواهران به‌خوبی مباحث خود را مطرح می‌کنند. ۳. حرف درستی است. ۴. به هر حال تفسیر المیزان و پیرو آن، تفسیر تسنیم در حدّ خود ما را متوجه انوار هدایت‌های الهی که در قرآن هست، می‌کند. موفق باشید

31756

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام جناب استاد! خدا قوت. منظور از این حدیث چیست؟ عدالت خدا زیر سوال نمی رود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کدام حدیث؟!! موفق باشید

31614

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: آیا این جمله صحیح است که برای فهم عرفان نیاز به فهم خوب فقه و اصول و منطق هست یا اصلا چنین حرفی درست است که با عقل منطقی می‌توان عرفان را فهمید و باید در قالب فکر منطقی و اصولی عرفان در بیاید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر عرفا در حوزه علم حضوری می‌باشد که به قول ارسطو مافوق نظم قیاس‌های منطقی است. آری! عارف در عین یافتن حقیقت، برای نزدیکی به آن باید از فقه به عنوان آداب دینداری پیروی کند، ولی لازم نیست خود او فقیه باشد هرچند که بهتر است. موفق باشید

31463

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: عزاداریهاتون قبول حق. ببخشید وقتتون رو می‌گیرم. استاد اینکه گفتن فقط ده شب اول عزاداری امام حسین (علیه سلام) به صورت عمومی کنید، مهم حرکت امام بوده نه شهادتشون و دهه دوم و سوم راه نندازید و اینکه حق ندارید فضای جامعه رو سیاه پوش نگه دارید که مردم در تنگناه بموون و نتونن عروسی و ازدواجی اگر هست انجام دهند. این مطالب درسته؟ اگر درسته پس چرا ما تا آخر ماه صفر عزاداری می‌کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر بدی نیست که سعی شود با نظر به شهادت حضرت و چهلم آن حضرت، محرم و صفر را شرایط تمرکز و توجه به سیره آن حضرت و معارف دینی قرار دهیم. موفق باشید

30849
متن پرسش
سلام علیکم: در برهان صدیقین فرمودید مخلوق عین ربط به خالق است و تمام وجودش را از عین وجود می‌گیرد و معلول چیزی نیست جز جلوه عین وجود. خواستم ببینم در اینصورت چگونه تشریع و اختیار انسان توجیه می‌شود؟ چگونه عین وجود به جلوه خود اختیار می‌دهد؟ آخه اگه ما چیزی نیستیم جز عین ربط به خدا خب این اختیار چه معنی‌ای میده این وسط؟ خواهش می‌کنم کلامی جوابم رو ندید. در همون فضای معرفت النفس و برهان صدیقین جواب بدید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» عرض شد: اختیار، ذاتیِ انسان است که در نسبت امکانات متعددِ خود با عین وجود در خود می‌یابد. به این فکر کنید که تفاوت انسان که اختیار دارد با سایر موجودات، در داشتن امکانات متعدد او است. و این‌جا است که به خودی خود ترجیح امکانی بر امکان دیگر که همان اختیار است، پیش می‌آید و به همان معنایی که امکان، ذاتیِ انسان است، اختیار نیز، ذاتیِ انسان می‌باشد. موفق باشید

30770

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی. سلام: ۱. استاد به حافظ چه لقبی می توانیم بدهیم؟ ۲. و اینکه فرمودید زمانه ما یک حافظ کم دارد منظورتان چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روحی که بتواند همچون جناب حافظ، آن لسان الغیب، هویت وجودی و ازلی انسان را متذکر شود، نیاز این زمانه است. موفق باشید

30660
متن پرسش
سلام: من در بررسی ادیان به تکافو ادله رسیدم و قادر به انتخاب نیستم تکلیفم چیست؟ هر کدام محاسن و معایبی دارند که دیگری ندارد. مثلا اگر ملاک را محبت خدا به بندگانش بدانیم بنظر می‌رسد مسیحیت سرآمد است چون خداوند برای نجات ما بندگان بالفطره عاصی یگانه فرزندش را به صلیب می‌سپارد اما مسئله تثلیث معقول نیست. ادیان هند بلاشک سرآمد وحدت وجود هستند و برترین توحید را در بین ادیان مطرح می‌کنند. اما مسئله نبوت در آن جایگاهی ندارد. اسلام جامعیت خوبی دارد اما خدایی که مطرح می‌کند خشن است معشوق نیست معبود است، توحیدی که مطرح می‌کند در حد دو تا نبودن خداست و از آن لطافت های توحیدی ادیان هند خبری نیست گرچه از مسیحیت بهتر است همینطور می‌توان در فضل و عیب سایر ادیان سخن گفت و نکته ای که نباید فراموش کرد اینست که بسته به اینکه چه ملاک های برون دینی ای را قبل از انتخاب دین پذیرفته باشیم و ملاک خود این ملاک ها هم خود داستانیست و شاید بیشتر ذوقی باشد پس از آنکه ملاکهایی هم برگزیدیم باز در مقایسه ادیان به تکافو می‌رسیم و هر دینی بخش هایی از ملاکهای ما را دارد و بخش هایی را ندارد چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده در جای خوبی ایستاده‌اید و بنده هم چنین تجربه‌هایی داشته‌ام. به هیچ وجه هیچ‌کدام از ادیان را مردود نمی‌دانم ولی به نظر بنده اسلام به جهت آن‌که در عین حضور تاریخیِ آخرالزمانی‌اش که باید جوابگوی نیاز این انسان باشد، جامعیت فوق‌العاده‌ای دارد و واقع‌بینی‌های آن را نباید حمل بر خشونت نمود. کافی است مدتی در آیات آن تدبّر شود تا مُهیمن‌بودن آن نسبت به سایر ادیان احساس گردد. موفق باشید

30615

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض تبریک به مناسبت میلاد حضرت بقیه الله الاعظم (عج). به نظر شما یک نوجوان چگونه می تواند به امام عصر ( عج) و تعجیل در ظهور ایشان کمک کند؟ ان شاءالله بتوانیم لحظه ظهور حضرت را تماشا کنیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از نگاه و نظر و تأکیدات نایب آن حضرت نباید غفلت کرد. موفق باشید

30548

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عنوان: وحدت و کثرت و شرور با سلام و تشکر: استاد لعن زیارت عاشورا و بحث وحدت و کثرت چطور فهمیده می شود؟ اصلا تبری جزو فروع دین ما است. در زمان ما که بازار عرفان ها داغ است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر آن لعن‌ها به کسانی اطلاق کنیم که بنیان انحراف بشر را گذاشته‌اند و حجاب تاریخ شدند، مثل قابیل و یا قاتل حضرت یحیی و یا ابن‌ملجم؛ معنا دارد. قرآن هم می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ» دشمنان خدا و دشمنان خود را که دشمنانِ انسانیت‌اند، ‌دوست نگیرید. موفق باشید

30522

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: احتراماً پیرو فرمایش شما مبنی بر مدارا کردن با خانواده بخصوص همسر ابهامی برای اینجانب پیش آمده و آن این است که آیا باید مسائل مربوط به سیر و سلوکی مثل نماز شب‌، بیداری بین الطلوعین، گوش ندادن به آهنگ و ... را انجام داد و در مقابل با طعنه ها یا مخالفت ها مدارا کرد و یا این نوع مسایل رو بخاطر رضایت خانواده ترک کرد به امید رضای خدا. با اینکه محرزه بعضی کارها معصیته مثل آهنگای امروزی. قاعده عقلی و حکم کلی در این موارد که مخالفت همسر رو بهمراه داره نه از باب اذیت شدن بلکه از بابت تندرویی و خشک مذهبی دونستن این نوع رفتارها و عقاید چیه؟ اگه با مدارا کردن هم نتیجه مطلوبی حاصل نشه چی؟ اینکه من اجازه هیچ کاری رو نداشته باشم مبادا ایشون ناراحت شن واقعا درک و تحملش سخته.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مواردی که انسان باید در پیش خود باشد و ربطی به زندگی مشترک ندارد؛ مدارا لازم نیست. آری! در مورد موسیقی می‌توان تا آن‌جا که مطمئن به حرمت آن نیستیم حمل بر صحت کرد. موفق باشید

30428

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و درور بر استاد: از آنجا كه علم به يقين در خدا جز بديهيات است اگر ما همين قدر بدانيم كه خدا وجود باشعوريس كه بر عالم و هستي حاكم و حكيم داناست و هرچه اراده كند يقينا محقق خواهد شد آيا شناخت بيشتري بايد صورت بگيرد در اين عالم در مورد خدا؟ آيا تسليم در برابر حوادث كافي نيست براي ادامه زندگي؟ آيا خدا مي‌خواهد ما بيشتر بدانيم در مورد خودش؟ آيا تسليم بودن در برابر علم خداوند كافي نيست؟ آيا بايد شناخت بيشتري در اين جهان و علم هاي كه هست بايد كسب كرد تا به هدف انسانيمون رسيد يا كمال در تسليم محض در برابر خداوند و انسانيت انساني است و خير رساندن به ديگران؟ سوال من اينكه آيا لازمه تحقيقي كه فلاسفيون و عرفا كردن كه همش به علم بينهايت خدا منتهي مي‌شود و نورانيت و رحمانيت آيا لازمه به فراتر از اين دست يافت؟ آيا بايد تفحص بيشتري كرد؟ آيا شناخت بيشتر لازمه زندگيس؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که حضرت صادق «علیه‌السلام» به نقل از کتاب «عقل و جهل» اصول کافی می‌فرمایند جواب خدا به بندگان بر اساس عقل و معرفت آن‌ها نسبت به خداوند است. با توجه به این امر می‌توان گفت هر اندازه معرفت ما به خداوند بیشتر باشد، عبادات ما و فعالیت‌های ما برکت بیشتری پیدا می‌کند. موفق باشید

30379

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا سلام علیکم: ببخشید استاد اگر کسی تا آخر عمر به خاطر علاقه زیاد و ولع به خواندن و مطالعه، کتاب بخواند برای اینکه بفهمد، آیا در دنیا و آخرت به سعادت می‌رسد؟ آیا در شکل‌گیری شخصیت انسان و جسم برزخی او موثر است یا فقط بار خود را سنگین می‌کند؟ صرفا مطالعه اخلاقی مد نطر نیست بلکه هر نوع کتابی که برای فهمیدن جذاب است. و دوم اینکه این همه اطلاعات کجا می‌رود و وقتی بعد مدتی فراموش می‌شود پس به چه دردی می‌خورد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر مطالعات، جهت یافتن حقیقت باشد و یا جهتِ رفع مشکلات مردم و یا جهت کسب رزق، مسلّم ارزش دنیایی و آخرتی دارد. ۲. مگر آن‌که نیّت‌های آن اعمال که خیر است، برای انسان بماند. موفق باشید

30052

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنظر می‌رسد در راستای پیروزی انقلاب مرزهای اخلاقی رعایت نشد مثالهای آورده می‌شود که ولو رژیم شاه مسبب آنها بوده باشد چون انقلابیون در آن زمان سندی دال بر مجرمیت رژیم و ساواک نداشتند باید اصل را بر برائت می‌گذاشتند تا مطلب اثبات شود مرگ شریعتی، تختی، سید مصطفی خمینی، صمد بهرنگی، سینما رکس و ... هم اکنون پس از سالها برخی نزدیکان این اشخاص می‌گویند که یا مرگ طبیعی بوده است یا خودکشی کرده اند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. جایگاه تاریخی ساواک که ساخته شده برای مقابله‌ی هر منتقدی، کافی است برای مجرمیت اعضای ساواک. ۲. ورود به رحلت افراد، بالاخره جای بحث دارد و به این معنا نیست که هرکس از افراد سیاسی که رحلت کرد؛ گمان کنیم پای نظام شاه در میان بود، هر کدام باید جدا تحقیق شود. موفق باشید

29997

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به کتابی که در مورد جن نوشته اید دقیق جایگاهشان مشخص نمی‌شود اینکه عمرشان چقدر است؟ روح دارند؟ بافت جسمشان از چه موادی تشکیل شده است؟ اگر از آتشند آتش که محسوس است چرا ما حسشان نمی‌کنیم؟ بر زمین زندگی می‌کنند یا سایر کرات؟ اگر پیامبر ندارند در پیشگاه حق نخواهند گفت پیامبر انسی که شرایط ما را نداشت و حال ما را درک نمی‌کرد چگونه بر ما مبعوث شد؟ از طرفی بسیاری از احکام مربوط به نحوه وجود بشر است. مثلا جنیان چگونه وضو می‌گیرند؟ احکام خون و نجاست و خمس و روزه و ... هر چه می‌نگرم دشوار می‌توان آنها را ملزم به پیروی این احکام بشری دانست اگر مسئله ای برایشان پیش بیاید مفتی دارند یا باید از مراجع تقلید کنند؟ و در صورت دوم چرا مراجع رساله ای مختص احکام جنیان طبع نمی کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده جنّ شناس نیستم، در آن حدّ که از آیات و روایات برداشت می‌شود و به کمک تفسیر قیّم المیزان نسبت به آن آیات، آن عرایض شده است. موفق باشید

29875

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا آیت الله مکارم اعلم هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از اهل فن و اساتید حوزه که در درس آقایان شرکت کرده‌اند بپرسید. موفق باشید

29586
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: در بحث تجلیات جمال و جلال فرمودید که خداوند با تجلی جلالی قبضی ایجاد می کند و عیب های بنده را به او نشان می دهد و می گوید عیب ها را برطرف کن. در مبحثی دیگر فرمودید اوایل سلوک دری باز می کنند، راهی نشان می دهند و بعد اون احساسات معنوی می رود و می گویند حالا باید این راه را بروی. در تفسیر آیه ۳۷ سوره نور اینطور بود که این افراد یخافون هستند و می ترسند که قلب آنها با یک حرص دنیایی وارونه شود و ذکر خداوند نداشته باشد. در سوره زمر هم این مطلب بود که اگر جایی خودت را دیدی و عمل خودت، آنجا قلبت بی خدا می شود و قلب بی خدا بدبخت شده. حالا مشکل این هست، من خودم که گرفتار یه قبض بدی شدم، حس می کنم همه اینها هست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ولی این نوع قبض‌ها چون با روحیه‌ی انتظار جهت بسطِ بعد از قبض است، به سرانجام خوبی می‌رسد و اساساً سلوک بدون قبض نمی‌شود. زیرا مؤمن باید قبض را و عبور از قبض را تجربه کند. موفق باشید

28816

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: فرق بین خالق بودن و تولید کردن چیست؟ اگر خدا خالق است و لم یولد است و چیزی از او جدا نشده است پس نسبت مخلوفات با حضرت حق چیست؟ موفق باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خالق هستی، هستیِ خود را در حدّ ظرفیت ممکن‌الوجودها در آن‌ها جلوه می‌دهد و از این جهت، آن نوع دوگانگی که در تولید مطرح است، این‌جا مطرح نیست. موفق باشید

28358

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام خدمت استاد محترم: ۱. اینکه در صوت حدیث عقل و جهل می‌فرمایید که آیات انتهایی سوره حشر را بخوانیم تا به قلب خود تلقین کنیم. حتما باید با صوت خود ما باشد یا می‌توانیم صوت عبد الباسط را هم گوش دهیم و با او تکرار کنیم که حقا قلب انسان را زیر و رو می‌کند و .... ۲. اینکه می‌فرمایید اگر کاری اولش عالی و بعد مانع ایجاد شد بدانیم الهی است در مقایسه با کاری که بدون سختی آن‌را انجام می‌دهیم که شیطانی است. اگر انسان دچار این حالت بی حالی و کسالت شد همین منظور شماست آیا؟ در این حالت آن کار را ادامه دهیم چون موانع را شیطان گذاشته؟ چگونه این را با آن حدیث از معصوم جمع کنیم که فرمودند وقت ادبار قلب، به واجبات اکتفا کنید و مستحبات را واگذارید؟ بنده وقتی کسالت به من دست می‌دهد می‌توانم به نفس خود زور بگویم و انجام دهم ولی می‌ترسم که نفس جا بزند پس چند روز ترک می‌کنم و دوباره شروع می‌کنم. الان چه می فرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هرطور که بیشتر نفس، متأثر می‌شود عمل بفرمایید. ۲. در عبادات نباید بدون حضور قلب به خود سخت‌گیری نمود، ولی در اعمال خیر و مطالعات قضیه متفاوت است، انسان باید خود را در این امور به کار گیرد. موفق باشید

28332

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد یه جمله ای از علامه طباطبایی (ره) شنیدم که ایشان می‌فرمودند که هر ذکری را افراد نمی‌توانند بگویند و باید استاد اجازه دهد چون ممکن است آن ذکری که بدون اجازه استاد گفته می‌شود حکم نارنجک در دست را داشته باشد و اینطور برای انسان عمل کند، سوال حقیر این است که منظور علامه دقیقا چه ذکرهایی می باشد و آیا شامل سوره های قرآن و .. هم می باشد و اینکه اعمالی که مفاتیح دارد برای زمان هاس مختلف که شامل بعضی از سوره های قرآن و ... می باشد هم می‌شود؟ و در فرض اگر بشود تکلیف حقیر چیست؟ آیا برای خواندن هر ذکری باید از استاد اجازه بگیرم؟ و اگر منابعی هم وجود دارد محبت بفرمایید معرفی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در سلوک، ذکر عام داریم و ذکر خاص. آنچه در مفاتیح هست و در ماه‌های مختلف توصیه می‌شود، مبروط به ذکر عام است که به طور مستقیم نیاز به استاد ندارد. در ذکر خاص باید استاد توصیه بفرمایند. موفق باشید

27876

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد‌: استاد ببخشید امثال شما یا رهبر، چجوری انقدر حوصله دارید؟ انقدر تکرار حرفای زمین مونده، صبر، اصرار، انرژی و روحیه؟ استاد من و دوستام که مثلا بچه مذهبیای جامعه ایم انقدر درگیریای درونی و افکار بد میاد سراغمون که اکثر روزا حال ادبار داریم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی متوجه شدید که جبهه‌ای توحیدی مقابل جبهه‌ی استکبار به ظهور آمد، می‌دانید که دیر یا زود جبهه‌ی توحیدی زمینه‌ی افول و نابودی جبهه‌ی کفر را فراهم می‌کند. این‌جاست که هر اندازه صبر و مقاومت در جبهه‌ی توحید بیشتر باشد نه تنها اهل توحید در استقرار روحانی محکمی قرار می‌گیرند، جبهه‌ی کفر نیز سرعت نابودی‌اش بهتر فراهم می‌شود. موفق باشید

27568

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: لطفا بفرمایید منظور از مشیت الهی چیست و فرق آن با اراده خداوند چیست؟ ممنون . ببخشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم تفاوت چندانی برای آن دو واژه بتوان قائل شد. بیشتر در دلِ جملات و روایات و آیاتی که به‌کار می‌رود، باید ببینیم به چه معنایی اشاره می‌شود. البته حضرت امام در کتاب «مصباح الهدایه» نکات ظریفی در رابطه با مشیت اللّه فرموده‌اند که بحث آن مفصل است و می‌توانید به آن رجوع فرمایید. موفق باشید

27342

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با توجه به دستور رهبری در مورد همایشی بزرگ برای کمک به نیازمندان در شیوه امامان معصوم چگونه بوده است؟ بعضی افراد مایلند به مستمندان ماهی بدهند و بعضی باوردارند که با همین هزینه ی ماهی می توان ماهی گیری یادشان داد. الان تکلیف چیست زمان ماهی دادن است یا ماهیگیری یاد دادن؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معلوم است که ابتدا، اصلِ کار آموزش ماهی‌گیری است ولی اگر امکان نداشت، چرا از ماهی‌دادن غافل باشیم؟! موفق باشید

26913

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: یادگیری، و به کار گیری علم رمل و اعداد و امثالهم آیا از ادب مع الله به دور نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم با توحیدِ الهی زندگی‌کردن، ما را به خودیِ خود از آن امور مستغنی کند مگر آن‌که مصلحتی در میان باشد که برای بنده روشن نیست. موفق باشید

26645

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: آیا برداشتی که در زیر نوشتم درست است؟ در قرآن راه رهایی از مشکلات و تشخیص راه صحیح از نادرست را میزان هوش و عقل بیان نکرده بلکه میزان را تقوا بیان فرموده چه بسیار افراد باهوش و علی الظاهر زرنگ که به راه نیامده بلکه سد راه دیگران نیز شده اند. با تقوا تشخیص طریق باطل از حق یا به‌عبارتی راه پاکی از ناپاکی داده می شود و یا به‌عبارتی با تقوا به باطن درست هر امری پی می بریم. اما ممکن است که سوال شود مسائلی که ربطی به پاکی و ناپاکی ندارد مثل حل یک مسئله ریاضی چگونه با تقوا حل می گردد در جواب باید گفت اینجا هست که اسباب الهی از جایی که فکرش را نمی کنی بر سر راه قرار می گیرند و شخص را در حل مشکل کمک می کنند. فرضا یک متخصص کشاورزی در فرآیند ساخت یک نهاده کشاورزی مثل کود شیمیایی باید یک مسئله ریاضی را حل کند هزاری هم با تقوا باشد مسئله ریاضی را نمی تواند خودش به تنهای حل کند اما هر چیزی راه خود را دارد خداوند از طریق اسباب اش راهی را برای او فراهم می کند تا به حل مسئله دست یابد فرضا از طریق یه دوست ریاضی دان مسئله ریاضی حل می گردد تا فرآیند ساخت کود تکمیل گردد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده رویهمرفته می‌توان نکاتی را که فرموده‌اید پذیرفت. می‌ماند که گاهی مسائلی برای بشر مسئله است که حقیقتاً مسئله نیست. آری! در این موارد از تقوا نباید انتظارِ حلّ آن مسائل را داشت، بلکه تقوا موجبِ انصراف انسان از علمِ لاینفع می‌شود. موفق باشید

24523
متن پرسش
سلام استاد عزیزم: تسلیت ما را در غم از دست دادن فرزند دلبندتان پذیرا باشید، حقیقتا از شنیدن این خبر متاثر شدم، اما جز دعا برای صبوری شما و خانواده گرامیتان و آرامش روح آن مرحوم، کاری از دستم بر نمی آمد. در این مدت دائم به یاد غم از دست دادن فرزند (آقامصطفی) برای امام رحمت الله علیه می افتادم و دعا می کردم خدا صبری از آن جنس نصیب شما و خانواده کند. به هر تقدیر، مرگ عزیزان در عین سختی، گویی ابواب جدیدی را به روی آدمی می گشاید، مصداق «و ان مع العسر یسری» من کمترین، من کوچکترین، من.... رویت آن «یسری» را در این «عسری» برایتان از خدا خواستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ضمن تشکر، همین نحوه همدلیِ عزیزان نشان از آن دارد که حضرت حق رحمتش را از ما وا نگرفته است هرچند فرزند جوانی را از ما گرفت. موفق باشید

نمایش چاپی