بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
31105

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد در تفسیر سوره فتح از فتح قریب و فتح مبین و فتح مطلق استفاده کردید. ممکنه معادل هر کدام از این فتح ها را با منازل کتاب منازل السائرین بیان بفرمایید؟ و اینکه شهدا بعد از شهادت به فتح مطلق رسیدند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم کار راحتی باشد. هرچه هست مسلّماً در عین آن‌که درجات شهدا متفاوت است، ولی همه به آن فتحی که در صلح حدیبیه برای مؤمنین پیش آمد، نایل شده‌اند. موفق باشید

30852
متن پرسش
با سلام و آرزوی قبولی طاعات شما استاد محترم: بنده یه وقت هایی کاملا بی حوصله میشم. به طوری که حال انجام هیچ کاری رو ندارم. هیچ کار به معنای واقعی کلمه! زندگی در این لحظات برام خیلی سخت میشه. چه کنم که این حالت در من پیش نیاد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره این قبض و بسط‌ها را گریزی نیست. فرمود: «ای بردار، عقل یک‌دم با خود آر / دَم به دم در تو خزان است و بهار». موفق باشید

30842
متن پرسش
سلام: من با اینکه منبع درآمدی دارم قصد شروع کسب و کاری دارم که اگر از من بپرسید چرا می‌خواهی اینکار را بکنی میگم واسه اینکه چند نفر دیگه هم نون بخورند در حالی که وقتی به درونم مراجعه می‌کنم اولیت و اولویت با پوله نه کارآفرینی و الان موندم که شروع کنم کار رو یا نه؟لطفا راهنمایی بفرمایید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره وقتی مابه‌الاحتیاجِ خود را در اختیار داریم، باید برای خدمت به بقیه، کار را برای خود معنا کنیم به هر شکلی که پیش می‌آید. رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «طُوبَى لِمَنْ أَسْلَمَ وَ كَانَ عَيْشُهُ كَفَافا» خوشا آن کسی که در سلامت است و عیش او و زندگی او برای او کافی است. به این معنا که گرفتار حرص و بیشترداشتن نمی‌شود. موفق باشید

30725

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت سلام: رویت خداوند یعنی حس تجلی خداوند؟ در یکی از فایل ها این طور فرموده بودید. یعنی ماه رمضان رویت خداوند، یعنی حس تجلی جلالی و بعد هم جوشن کبیر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. به نور الهی انوار حضرت ربّ العالمین که در هر مظهری در صحنه است، برای انسان ظاهر می‌گردد همان‌طور که می‌گوییم خرمشهر را خدا آزاد کرد. موفق باشید

30659

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز جمله ای از شما را شنیدم که کلیتی که در ذهنم هست اینطور فرمودید که ما در انقلاب اسلامی به گذشته ای که کلا مدرنیته را نفی کند بر نمی گردیم بلکه به مرحله ای جدید که در تقابل با مدرنیته است وارد می شویم، این جمله شما را می خواستم با آیه ای از قرآن مجید بفهمم که خداوند می فرمایند که برای هر پیامبری دشمنانی وجود دارد. حال سوال اینکه ۱ آیا می توانیم اینگونه برداشت کنیم که در شروع هر دوره ای، انسان ها با گذشت زمان و فاصله گرفتن از نبی و پیامبر آن زمان به مرور که انسانها از آموزه ها فاصله گرفتند، در هر دوره ای مدل و نوع گناه و شرور و ظلم ها بسته به تمدنشان فرق می کرده و پیامبر بعدی متناسب با آن نوع از گناه و جهل آنها، آموزه هایشان را می آوردند، تا برسیم به زمان حال که بدی ها در هر نوعی به اوج خود می رسد، خلاصه اینطور که اگر بدی ها را مثل لکه سیاهی در نظر بگیریم، هر لکه سیاه با پاک کن مختص پیامبر آن زمان پاک می شده، ۲. حال اگر اینطور است پس آیا می توانیم بگوییم که اسکلت و قالب سازی و حد و حدود تمدن هر دوره تاریخ توسط شرور و بدهای آن دوره بصورت ناخودآگاهشان ریخته شده و بعد توسط انبیا و اولیا آن تمدن ساخته می شود؟ ۳. در آخر اینکه فرمودید ما در مرحله جدید در تقابل با مدرنیته ساخته می شویم، و کلا نمی شود غرب را نفی کرد، مثلا ما پارلمان و... را نفی نمی کنیم، حال سوال اینکه من درست متوجه این بحث نشدم، من در سخنرانی از شما شنیدم که به طور زیبا و جزیی مواردی را ذکر کردید که ابزار و اسباب مدرنیته فضای کره زمین و محیط زیست و... را بهم ریخته و بسیاری از مشکلات ما ساخته این نوع زندگی هست و من این رو در زندگی روزمره خودم می بینم، حال می خواستم بطور کلی بفرمایید که ما چه قسمت هایی از مدرنیته را با توجه و فراخور زمان مان باید در کشور داشته باشیم؟ آیا صرف دلبستن به آنها است که مشکل ساز است؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مفصلاً در جاهای مختلف بخصوص در مباحث «انقلاب اسلامی؛ طلوع جهانی بین دو جهان» به آن پرداخته شده است. زیرا یک بحث، بحثِ فرهنگ مدرنیته است که به هیچ‌وجه قابل پذیرش نیست، و همان اشکالاتی را دارد که جنابعالی متذکر شده‌اید. ولی یک بحث مربوط به عقل و خرد تاریخ مدرن است که امثال کانت و هگل و هایدگر برای نجات بشر مدرن مطرح کرده‌اند و ما برای تحقق تمدن نوین اسلامی در مواجهه با نظرات آن‌ها بهتر می‌توانیم جایگاه داشته‌های خود را بفهمیم و جهان خود را بسازیم. این مباحث در کتاب «جهان بین دو جهان» که در دست چاپ است تا حدّی به صورت تفصیل بیان شده است. موفق باشید

30585
متن پرسش
با سلام و عرض ادب: یکی از دوستان بنده که مهندس برق و از نخبگان کشور بود، چند سالی است که به آمریکا مهاجرت کرده و اونجا مشغول به کار شده است و درآمد خیلی خوبی داره، در دوران دبیرستان چند سالی با هم مسجد می رفتیم و از بچه های مذهبی بود ولی بعد از دانشگاه مدتی ازش خبری نداشتم و از زمانی هم که آمریکا رفته بود خیلی باهاش ارتباطی نداشتم. اکنون مدتی است که دوباره با هم تماسهایی داریم و کاملا تفکراتش تغییر کرده است. دو ایراد اساسی به نظام جمهوری اسلامی وارد می کند: یکی اینکه این نظام ناکارآمد بوده است و چون بسیاری از کارهایش را به دین ربط می دهد باعث دوری مردم از دین هم شده است. و ایراد بعدیش این است که جوامعی که در آن دین از سیاست جدا است مثل جامعه آمریکا، هم از نظر سیاسی (مثل آزادی های سیاسی که می توانی به راحتی به رئیس جمهور حتی فحش هم بدهی) و هم از نظر اقتصادی (برترین اقتصاد دنیا) پیشرفت زیادی کرده اند و این سیستمی که ما در ایران داریم فقط باعث سوء استفاده از دین شده است برای نفع بردن عده ای از اسم دین. اکنون از حضرتعالی درخواستم اینه که من با این فرد که البته هنوز اعتقادات دینی شخصی را داره، چطور بحث و صحبت بکنم که بتونم بهش کمک کنم و از طرفی باعث جدایی بیشترش نشوم. بسیار ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در انقلاب اسلامی بحث در جهانی است که نه گرفتار ضعف‌های جهان مدرن باشیم و نه گرفتار عقب‌افتادگی‌های ناشی از تحجر و تنگ‌نظری. انقلاب اسلامی، شروعی است در این راستا. و اگر چیز مهمی نیست که موجودیت فرهنگیِ آمریکا را زیر سؤال می‌برد، چرا جهان مدرن و به‌خصوص فرهنگ استکباریِ آمریکا، در راستای مانع‌شدن تحقق نظام اسلامی تا این اندازه تلاش می‌کند و سنگ‌اندازی می‌نماید. آیا این نشان نمی‌دهد در دل نظام اسلامی، افقی در پیش است؟ آن رفیق باید به این موارد فکر کند، آیا می‌توان در جهانی که آمریکا با این هویت شکل داده، انسانی باشیم که به راحتی با خودمان زندگی کنیم و احساس پوچی و نیهیلیسم ننماییم؟ موفق باشید

30109
متن پرسش
بسمه تعالی. سلام استاد: در حدیث هست که هر که خود را نشاسد چگونه غیر خود را خواهد شناخت می شود این حدیث را قدری باز کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحث «معرفت نفس» انسان متوجه‌ی وجه مجرد خود می‌شود و این امر، افقی می‌گشاید تا متوجه‌ی وجه تجرد عالَم و آدم شود. موفق باشید

30101

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: عذر میخوام مزاحم وقتتون میشم. یکی از امتحان های الهی طبق آیه قرآن «لنبلونکم بشی‌ء من الخوف» ترسه. استاد چطور توی این امتحان پیروز بیرون بیام، و نشونه پیروزی چیه؟ ۱. آیا اینکه سعی کنیم نترسیم خودش راه پیروزی توی این امتحانه؟ ۲. بعضی وقتها وقتی سعی می‌کنم نترسم، به بیخیالی تبدیل میشه برام و بعد هم که در شرایطش قرار می‌گیرم به اضطراب های شدید و بیماری های جسمی و بی نظمی دچار میشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوف مورد نظر، نوعی هوشیاری است تا انسان متوجه شود باید زندگی را سرسری نگیرد و نسبت به راهی که در پیش دارد، تجدید نظر کند. موفق باشید

29930

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: فیلم زیر فیلم کاملتر همان سخنرانی است که حاج قاسم آن جملات عظیم را با قسم جلاله گفتند. https://www.telewebion.com/episode/2446534 این ایمان به انقلاب و رهبری آن حیرت انگیز است. دعا کنید ما هم به آن حداقل کمی نزدیک تر شویم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نشانه‌ی بصیرتی است که حاج قاسم در إزای نظر به حقیقت متوجه شده است. موفق باشید

29111

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد خدا قوت: استاد من یک طلبه متاهل هستم و خیلی دوست دارم شهید بشم. می‌خواستم ببینم آیا شهدای مدافع سلامت در قضیه کرونا همانند شهدای مدافع حرم هستند و جایگاهشون در نزد خداوند متعال و اهل البیت علیهم السلام یکی است و همانند شهدا فشار قبر و عذاب برزخ و... ندارند؟ بنده خیلی دوست دارم شهید بشم و با شهدای مدافع حرم همانند شهیدصدر زاده محشور بشم و مورد عنایت خاص امام حسین علیه السلام قرار بگیرم. حال می‌خواستم نظر شما رو در این قضیه بدونم. خیلی ممنون میشم که راهنمایی ام بکنید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکدام در جای خود خوب است و بستگی به عمق نیّت افراد دارد. موفق باشید

28516

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنده چند سال است دچار افسردگی شده ام و تحت درمان می باشم. اما خیلی وقتها حالم بد می شود و از کار و زندگی می افتم. اگر درمان را قطع کنم که کاملا فلج می شوم. به قول خودتان از قول مولوی در این چند سال به هرجمعیتی نالان شدم و راههای مختلفی رفتم برای بهبودی. سیر مطالعاتی سایت را شروع کرده ام اما به همین دلیل بدحالی خیلی کند پیش می روم. حال معنوی ندارم. خواهش می کنم کمکم کنید راهی پیش پایم بگذارید. زکاتم ده که مسکین و فقیرم. خواهش می کنم کمکم کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا به حضور در جمعِ رفقایی که اهل این مباحث هستند، فکر کرده‌اید؟ موفق باشید

28083

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در نقد هرمنوتیک و مبانی هرمنوتیک منبع معتبر و موثقی را می‌توانید معرفی کنید که خود بحث هرمنوتیک و نقد آن را مطرح کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحث آقای دکتر محمدرضا بهشتی و آقای دکتر محمود خاتمی در این رابطه مفید است. به آپلیکیشن «سُها» رجوع شود. موفق باشید 

27402

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و ادب خدمت شما: مطلب بنده سوال نیست، اما پشتیبانان فرمودند حضور شما ارسال کنم. در این شرایط که امکان تهیه کتاب نیست، دوستانی که کتابهای سیر مطالعاتی را قبلاً مطالعه فرمودند، در صورت امکان (با تقدیم مبلغی که هزینه شده) در اختیار افراد جدید بگذارند. مطالعه کتاب بصورت پی دی اف موجب آزار چشم و عدم تمرکز است. در مجموع داشتن یک مرکز ارتباط در هر شهر یا منطقه برای هم مسیری ها موضوع خوبی است که هم مباحثه ها صورت بگیرد و هم اینطور محدودیت ها رفع گردد. من در تهران هیچ شخص یا مجموعه‌ی مرتبط با شما را نمی‌شناسم. توفیقتان روز افزون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد خوبی است. با حاج آقا نظری تماس بگیرید، إ‌نشاءاللّه ایشان در این مورد فکر می‌کنند و یا عزیزانی که در تهران هستند، اعلان آمادگی خواهند کرد. شماره‌ی آقای نظری 09136032342 موفق باشید

27353

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: استاد من قبلا ازتون خواسته بودم که کتابی در جهت شناخت قدرت های نفس بهم معرفی کنید شما هم کتاب های کریشنامورتی و یا آقای مصفا رو معرفی کردید، من رفتم کتاب هاشون رو دیدم یکی «تفکر زائد» بود و یکی هم «نگاه در سکوت» این دو کتاب اون چیزی نبود که من دنبالش بودم، میشه به طور دقیق از این دو نویسنده یا هر نویسنده دیگر کتابی در این باره سراغ دارید بگید؟ استاد هر کتابی میدونید که خوبه بخونم بگید با توجه به کرونا من شبانه روز وقت مطالعه دارم فقط اسم کتاب رو بگید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عجب دو کتابی را پیدا کرده‌اید!! ابداً نفرمایید آن‌ها چیزی نیستند که به دنبالش بودید. نه و نه. درست این دو کتاب، دست گذاشته‌اند به آنچه که باید و شاید. اگر یادداشت‌های بنده را از آن دو کتاب ببینید، تعجب می‌کنید چرا باید بر روی سطر سطرِ آن دو کتاب وقت گذاشت. و بعد متوجه بود در متون دینی ما چه اندازه از این توصیه ها هست و از آن ها غافلیم. موفق باشید

26621

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز خواستم لطف کنید در مورد حوادثی که اخیرا در جهان و آنچه که برایم مهمتر است در ایران، بفرمایید که آیا ما باید طبق سنت الهی این حوادث را در راستای امتحان الهی بدانیم یا عذاب ماحصل گناهانمان؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید باید از این صحنه‌ها عبرت گرفت که چگونه اگر بشر از مسیر زندگی طبیعی فاصله بگیرد هر روز در بحران به سر می‌برد و همین موجب بصیرت خواهد شد. موفق باشید

26513
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: اینکه اساتید می گویند جمال الهی انسان را عاشق می کند و انسان دل از مظاهر می کند، این جمال همان جلوه های رحمانیت و رحیمیت است؟ همان تجلیاتی که فرمودید اگر در قلب تجلی کند فرد دغدغه دنیایی ندارد و سختی ها صورت رحمت به خود می گیرد و ...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جمال الهی در همان مخلوقات ظهور می‌کند مثل تشییع پیکر مبارک سردار شهدای مقاومت. ولی انسان در نظر به مخلوقات می‌تواند به حضرت حق منتقل شود به همان معنایی که جناب مولوی می‌فرماید: «دیده آن بایدکه باشد شَه شناس / تا شناسد شاه را در هر لباس». موفق باشید

24963
متن پرسش
سلام علیکم و رحمة الله: نفس چگونه بر چند عمل خود همزمان آگاهی دارد و بر همه توجه دارد؟ مثلا همزمان صحبت می کنیم و یا در حال شنیدن حرف دیگری هستیم همان لحظه تخیل غیر مرتبط هم می کنیم و هم متوجه تخیلمانیم هم متوجه حرف طرف مقابل و یا حرف زدن خودمان، چگونه اینگونه می شود؟ و شاید بتوان همزمان به چند حالت نفس تسلط داشت و توجه داشت که با هم متفاوتند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر از مجردبودنِ نفس غافلید؟! مگر نفس مثل موجودات مادی است که یا سنگ باشد یا آب؟! در حالی‌که موجود مجرد، وَجهِ جامعیت دارد. تا حدّی می‌توان گفت مثل نور بیرنگ است که جامع هفت نور می‌باشد. موفق باشید

34822
متن پرسش

سلام استاد عزیز: جنابعالی در کتاب «رمضان دریچه رؤیت» در صفحه ۷۱ به بعد می فرمایید:«در اين ماه گنا‌هان و حتی استحقاق‌ها را در نظر ندارند، بدون در نظر گرفتن این موانع شروع می‌کنند تا انسان‌ها را متوجه حقایق عالم بنمایند. ثالثاً: این ماه داراي «مغفرت» است. به طوری که گذشته‌ها را می‌بخشند تا انسان‌ها سبک‌بال بتوانند به سیر خود ادامه دهند. گاهی تجربه کرده‌اید که در تاريكي هستيد، هيچ حال معنوي در خود احساس نمی‌کنید طالب حالتی هستید که شرایط را عوض کنید، پیش خود می‌گوئید: بُوَد آيا كه درِ ميكده‌ها بگشايند؟! گره از كار فرو بسته‌ی ما بگشايند؟! گشودن درِ میکده به معنی بازكردن درِ مغفرت است. ما در اين دنيا گير افتاده‌ايم، بايد درِ ميكده‌ها را بگشايند تا گره از كار فروبسته ما باز بشود. مغفرت الهی موجب می‌شود که افق جان انسان آن‌چنان متوجه حق ‌شود كه گناهان، مزاحم ارتباط او با حق نگردد و حجاب گناه را از سر راه انسان برمی‌دارند. در مناجات معجزه‌آساي ابوحمزه از خداوند تقاضا مي‌كنيد: «فَرِّقْ بَيْنِي وَ بَيْنَ ذَنْبِيَ الْمانِعِ» خدايا بين من و بين گناهی که مانع ارتباط بين من و خودت هست، جدایی بینداز. مغفرت، رفعِ آن ذنبِ مانع است، و با رفع حجاب بين عبد و ربّ از طريق «مغفرت»، مانع از ميان برداشته مي‌شود و ماوراء گناهان، مسیر ارتباط با حق را براي ما باز مي‌كنند. آری این‌طور نیست که فكر مي‌كنيد بناست ما تا آخر همين‌طور در تاريكي زندگي كنيم، مغفرت او می‌آید و راه را روشن می‌کند تا بتوانیم با نشاط و سرور جلو برویم، گفت: اين‌كه بيني مرده و افسرده‌اي زان بُوَد كه ترك سَرْوَر كرده‌اي سَروَر را با اسمِ غفّار بخوان و بگو «يا غفّار» زیرا او در اين ماه با غفّاريتش به‌ميدان آمده است تا ما را از تاريكي‌های روحمان نجات دهد. وقتی حضرت ‌پيامبر(ص) مي‌فرمايند: در اين ماه بركت، رحمت و مغفرت به سراغ شما می‌آید باید آماده بود که بیشترین بهره را در آن راستا ببریم. سعي كنيد به نتایج بسنده نکنید. گفت: هرچه در اين راه نشانت دهند گر نستاني، بِه از آنت دهند. از خدا مغفرت بخواهید تا حضرت ربّ هم با غفاریتش با شما برخورد ‌کند، خداوند به دنبال بهانه است که رحمت و مغفرت و برکتِ خود را سرازیر نماید. بچّه وقتي بهانه مي‌گيرد و هر اسباب‌بازي که به او بدهند رد می‌کند، آخرش بابا خودِ بچه را بغل مي‌كند، در اين ماه می‌توان تا مقام قرب الهی پیش رفت، کمتر از قرب الهی طلب نکنید تا رحمت و برکت و مغفرتِ او به نتیجه‌ی نهایی برسد. مغفرتِ خدا را از آن جهت بخواهيد تا حجاب بين شما و خودش را برطرف كند و در مقام قربِ با حضرت حق قرار گيريد. آري: از جمع كتب نمي‌شود رفع حُجُب در رفع حجب‌كوش، نه در جمع كتب» پایان مطلب پرسش بنده فقط در اینجاست که «تا چه اندازه» موانع را از سر راه ما بر می‌دارند؟ آیا به طور کامل گناهان و موانع را برمی‌دارند؟ نادیده گرفتن گناهان و موانع به معنای محو است یا گناهان در شخصیت ما هست ولی موقتاً نادیده می گیرند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی بحرِ رحمت حق به جوش آمده تا انسان را به میهمانی‌اش وارد کند، چرا امیدوار نباشیم که او با مغفرت خود، قصه: «شتر دیدی، ندیدی» را به میان نیاورد؟ و برای همیشه آن را نادیده نگیرد؟ مگر حقّ الناس را که آن نیز به عهده خود ما می‌باشد که زمینه رفع آن را فراهم نماییم. در کتاب «رمضان؛ دریچه رؤیت» همه سخن آن است که متوجه رحمت واسعه باشیم. و به گفته جناب مولوی: «چون تقاضا می‌کند دریا تو را ... پس چه استادی و واماندی هلا؟» موفق باشید  

34334
متن پرسش

به نام خداوند جان داده‌های راه حقیقت. قصه حقیقت به سراپرده سرزمین ناآشنایی رفته است، در عالم سخن‌های بسیار از پی هم ادعای درستی و توانای شدن سر می‌دهند و انسان به گمان خویش بر فراز خوشبختی زیست می‌کند. اما هرگاه که از سرزمین درون خویش می‌گذرد و منظره‌های پرجاذبه بیرون مهر سکوت بر لب می‌گیرند، قصه آرام آرام ضرب آهنگ دیگری به خود می‌گیرد و ندای درد و رنج سر می‌دهد و انسان را به عمق قدمگاه‌های تاریخ خود می‌برد. این تشنه خسته راه پر پیچ و خم تاریخ، پس از تلاش‌های بزرگ و طاقت فرسا برای سیراب معناشدن، خود را همچون صحرای خالی از هر منظره‌ی یگانه با حقیقت (حتی انسانیت) یا همچون قایق شکسته‌ی سپرده به موج‌های بی‌بنیاد دریای ناآرام زمانه می‌یابد. دل از همه نواهای موسیقی آرامش بخش نوازندگان حیات (حتی شکل مرسوم ادیان و مذاهب) برکنده و خود را آواره‌تر و نا آرام‌تر از همیشه‌ی تاریخ تکیه داده بر توقف‌گاه تاریخ امروزین خود می‌یابد. دوره‌های مختلف حیات انسان را با منظره‌های رنگارنگ و متفاوتش در تابلوی جان خود به تماشا می‌نشیند. گاه می‌خندد، گاه می‌گرید، گاه می‌بالد، گاه می‌نالد و گاه هم حیران، فارغ از توان انجام واکنشی خاص، تنها نفس کم رمق سردی را از عمق وجود خود به سرزمین ملک جسم می‌رساند. در این حال انسان همه کس و همه چیز را رنگ باخته و ناتوان از یاری خویش می‌یابد و نامطمئن زمزمه مرگ خواهی سر می‌دهد. اما چه سان!؟ او که منظره مرگ را همچون پرنده‌ای آنسان ترسا بر آسمان صحرای(دریا) وجود خود ناآشنا و خوف انگیز می‌نگرد. انسان به تاریخ خود کی و کجا این چنین خود را آواره و تهی از یگانگی با حقیقت دیده و قصه‌های سرگردانی سروده است. ناگاه در این توقف‌گاه سرد زمانه بی‌فکری، پیری خرابات نشین دگربار در میکده هستی به روی تاریخ بشریت گشود و صحرای وجود تاریخ را ندای حقیقت فرا گرفت و پرنده‌ی حیات بر آسمان زمین جان عالم و آدم پر پرواز گشوده و آواز خوان، ترانه‌های معنویت و تفکر می‌سراید. انسان حیرت زده با خود حدیث نفس می‌کند که مگر منظره‌های زیبای حیات در این تاریخ نخشکیده‌اند!؟ راه ها که همه سرابند... پس این نغمه جان سوز هستی از کجای تاریخ می‌آید!؟ نفس حیات بخش از که گرفته است!؟ زخم های نهفته ی تاریخ جان انسان را از که شنیده و کجا دیده که این چنین از موقف رنج، عاشقانه می سراید. ای پرنده بنیاد برافکن آرام جان بخش؛ جان ها به تکاپو وا داشته ای!!! از کدامین سرزمین پر پرواز به این تاریخ گشوده ای؟ سرزمین تاریخ ما را که ابر افق نیستی (نیهیلیسم- نیستی- هیچ چیزگی) تیره و تار کرده است. از کدام خورشید روشنایی خبر آورده ای که این چنین گرم نور، انسان را به آغوش کشیده ای و به او و خصلت هایش حیات متعالی تازه ای بخشیدی و انسان حقیقتا رسید و شد. ترانه های تو قصه تاریخ انسان را معنای دگری بخشید و انسان تو در مسیر تاریخ عالم از اول بر قله‌ها بوده یعنی «آدم» بوده است. عجبا که حوّای قصه تاریخ تو، عاشق آدم بوده است و آدم قصه تاریخ ما دلبسته ی هوا، انسان های تاریخ در قصه تو دیگر غریب نیستند هرکدام گامی‌اند به سوی ظهور و سرایش نهایت زیباترین نغمه های وجود در جان عالم و آدم. گویی هستی و امانت دار راز آن (انسان) در میعادگاه زمان (تاریخ) به میقات هم رسیده و در آغوش هم آرام جان یافته اند. هستی با ترانه های ایثار وجود، هر انسانی را که می‌خواهد انسان اصیل تاریخ خود (نه متوقف در منازل و مناسک و نه ابر قهرمان های سینمای مدرن) باشد به این میقات جان، فرا می خواند. آسیه ها و مریم ها، سلمان ها و مقداد ها، رستم ها و آرش ها، امیر کبیر ها و دلواری ها، نوری ها و مدرس ها و هر انسان آزاده ی رنج دیده و جان داده در راه حقیقتی، رنگ تحقق به خود دیده اند. اما تو ای پرنده حیات؛ در میعادگاه شهادت سلیمانی، ابومهدی و یاران آزاده شان در راه انسان و انسانیت، چه سروده‌ای می‌نوازی که این چنین بر جان هستی شراره های عطش اشتیاق می بارد و عالم و آدم گریه شوق وصال سر داده اند.

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد                  عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

 ای آوای برآمده از جان های زخم خورده از تاریخ فراق حقیقت، ای آرام جان ده سامان برانداز، جان ها همه زمزمه تو بر لب دارند، چشم ها همه باران تو می بارند و انسان ها همه (مسلمان، مسیحی، یهودی، مرد و زن، کودک، پیر و جوان، و هر آزاده ای) دست دل در دست هم در آغوش مهر تو آرام جان گرفته اند. لب از قصه رازآلود سکوت هستی برگیر و با ما سخن راز بگو... از خورشید آسمان هستی (خدای بی نظیرت) از ماه گمشده آسمان شب این تاریخ (انسان کامل اصیل غایب از نور حجاب دیده های ما) از کشتی روان در دریای مواج زمانه؛ حرم امن الهی انسان در این تاریخ (جمهوری اسلامی ایران) از ناخدای خداداده‌اش؛ همو که همه چیز را در نسبت با او یافتی و غزل غیب نطق کردی که: «والله والله والله، یکی از مهمترین شئون عاقبت بخیری رابطه دلی و قلبی با این حکیمی است که امروز سکان این کشتی (انقلاب) را به دست گرفته است. در قیامت خواهیم دید که این مهمترین محور محاسبه است.» از ملت ساکن این کشتی (مردم خداجوی غیرت مند اصیل ایران) همانها که در گوشه گوشه کشتی نجات این تاریخ، بر بلندای موج های طوفان حوادث تاریخ مدرن، ترانه جان برکفی و پرواز دادن جان تا آسمان معشوق ازلی را سر داده و زیباترین ها و نهفته های ظرفیت هستی را در ظرف وجود خود به نمایش گذارده و خواهند گذاشت. مادران و زنان این ملت، جان مایه های اصیل فرهنگ ایران و اسلام را با شیر برآمده از شیرازه جان، به کام فرزاندان خود نوشانده و می نوشانند. فرزندان آنها از کودکی قصیده جاماندگی و اشتیاق و ترانه ی حماسی حیا و غیرت سروده و در ادوار عمر خویش چشم انتظار میعادگاه منزل مقصود، در دل طوفان حوادث تاریخ شجاعانه به پیش می تازند. همه در هوای تو به جان دریافته اند که در یگانگی با هستی جاری در این کشتی نجات، ملت و ناخدای عاصف گون آن، روزگار حیات سپری کنند و در قرار آنها قرار یابند و در بیقراری آنها، بی قراری... موسیقی دلنواز سراییده های مهر تو جان های بسیاری را به کشتی امن الهی انسان دعوت داده است از سراسر جهان: ایران، فلسطین، لبنان، عراق، سوریه، یمن و... از بزرگ زرتشتیان کرمان، مردم مظلوم و محروم سیستان، مردم سیل زده خوزستان، آن دختر مسیحی لبنانی که هر صبح با عکس روی تو دفتر قصه ی روز خود می گشاید یا آن فرمانده داعشی که بعد از درماندگی در جاده بیمارستان، تو را ضامن سلامتی جسم و جان خود و همسر باردارش یافت و بعدها با چند هزار نفر بر دروازه قصیده های عاشقانه مقاومت تاریخ، زانوی ادب تسلیم بر خاک نهاد گرفته تا آهوان چشم انتظار گرفتار در برف و هزاران هزار نمونه دیگر... به گمان انسان اصیل امروز، پرنده هستی دیگر با نظر به سنت های اصیل تاریخ جان انسان، اقیانوس وار در تاریخ امروزین زیست می کند و رودها و دریاهای تفکر و فرهنگ های مختلف (از جمله خرد تکنیک) را در بر گرفته و گل و لای آن را نشانده و از آن خود می کند تا نه اسیر تجدد بشود و نه گرفتار در تحجر آنانکه سوار بر کشتی نجات این تاریخ نشده اند چگونه در عین تلاش های سخت، یارای جان سالم به در بردن از موج های بنیاد برانداز تحجر و تجدد این زمانه را خواهند شد و خود را جان در نهاده در طوفان نیهیلیسم زمانه نخواهند یافت!؟ هم چنان که نسل ها از انسان قربانی شده و خواهند شد. و اما آنانکه سوار بر کشتی نجات تاریخند؛ اگر در منظره های افق گشوده هستی در برابر این حرکت، خود را حاضر نیافته و با نظر جان انداختن با آن یگانه نشوند، با هر موجی از دریای طوفانی تاریخ مدرن، لرزه ها بر تارک جانشان می افتد و شاید که سرانجام خود را افتاده به دریا و جان به در نهاده بیابند. آواز حرکت این کشتی، نه غریب، که جان آشنای هر انسان آزاده ی زنده دلی است و در طریق حقیقت، حماسه وار دریای تاریخ را در می نوردد و به پیش می‌تازد. هر راه، برنامه، تصمیم و اقدام خارج از جهت حقیقی حرکت این کشتی، به فروبستن شرایط ظهور حقیقت حیات این حرکت منتهی شده و ما را به بحران ها و آثار مخرب تحجر(ایستایی و توقف) و تجدد (دوگانگی توسعه و عدم توسعه؛ نیهیلیسم- نیستی- هیچ چیزگی) دچار کرده و خواهد کرد. سخن عشق نه آنست که در قلم و مصحف به یکباره در آید یا که زمانی به سر آید و السلام.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه می‌بینم در این سخنان؟! آیا این کلمات همان آینه‌هایی نیستند که به ما مژده داده‌اند «حقیقت» و «وجود» در زبان به ظهور می‌آید و موجب می‌گردد تا انسان در چنین کلماتی که سروشی از روح‌الامین است، مأوا گزیند؟!

تنها می‌توانم در مواجهه آنچه گفتید عرض کنم دوباره و باز دوباره باید این نوشته را که نمی‌دانم از چه کسی است که این اندازه به او نزدیکم؛ خواند. آری! قصه سکراتی است بس سهمگین برای عبور از جهانی و حضور در جهانی دیگر. باور کنید در خواندن آن کلمات، قصه آنچه بر نسل ما نیز گذشت را، می‌خواندم.

شنیده بودم که هایدگر معتقد است برای عبور از خشونت کمّیت‌گرا و انجمادِ مدرنیته تکنیک‌زده باید زبانِ شاعرانه‌ای به میان آید و جناب دکتر سید احمد فردید تا این‌جاها را خبر داد که آنچه هایدگر به دنبال آن بود همین انقلاب اسلامی است با خدایِ حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه». و حال، معلوم شد، آری! معلوم شد که در دل همین انقلاب اسلامی زبانی در حال گشوده‌شدن است که گزارشی است از «وجود» و «هستی انسان».

در بیابان سرد دیروز که به گفته شما همه کس و همه چیز رنگ ‌باخته بود؛ از سروده‌شدن ترانه‌ای گفتی که پیر خرابات‌نشینِ این زمانه یعنی حضرت روح الله به سرودن آغاز کرد و این بود که این «ما»، «ما» شدیم و ما حاج قاسم و حاج قاسم، همه ما. و این آغاز عبور از آوارگیِ دوران‌مان بود. آغاز برای آنانی که آن آوراه‌گی و پوچی را چشیدند، وگرنه چگونه می‌یافتند سرود حضرت روح الله دوای دردِ آنان است؟ مگر لسان‌الغیب ما نسرود:

طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک / چو درد در تو نبیند که را دوا بکند

آری برادر! آنانی که تیغ پوچیِ جهان معناگریزِ مدرنیته بر استخوان‌شان ننشسته، کجا می‌توانند معنی انسانی را درک کنند که بنا است نه‌تنها در آسمان ملکوت، حقیقت خود را جستجو کنند – که این قصه عارفان دیروز بود- بلکه بنا بر آن است که با عقل تکنیکی آزاد از گِشتل، حقیقتِ گشوده و گسترده انسانی خود را در زمین جستجو نمایند تا دو سر هر دو حلقه هستی را به هم پیوند زنند و همچون آخرین پیامبر به تعبیر جناب آیت الحقّ محمد بلخی در مثنوی:

آن یکی نقشش نشسته در جهان           وان دگر نقشش چو مه در آسمان

این‌جاست که زبانِ او و کلماتش به عنوان آخرین پیامبر، کلمات خداوند می‌شود و آخرین انسان که باید گفت دیگر فراانسان است، در کلماتش متولد می‌گردد. پس باز باید منتظر ماند، منتظر کلمات و الفاظی که اگر ظاهرشان حرف است و صوت، آینه‌هایی هستند گشوده‌تر از آسمان. با توجه به همه این سخنان، باز نوشته شما را خواهم خواند. موفق باشید         

32614

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: استاد عزیز در پرسش قبلی ضمن تایید فراگیری مهارت های فضای مجازی فرمودید: « فراموش نفرمایید که اگر از آن طرف منوّر به محتواهای ملکوتی نگردیم جواب بشر امروز را نداده‌ایم.» بنده ضمن پیگیری بحث های جدید، پیرامون جهانی بین دو جهان و مباحثه آن ها در پاتق کتاب، سعی کردن توجه بیشتری به مسائل معنوی مانند انس با قرآن و انجام واجبات و ترک محرمات داشته باشم. اکنون حدود ۲ ساعت در روز وقت آزاد دارم که می خواهم از آن برای انجام وظایف خود در قبال انقلاب اسلامی و به خصوص جهاد تبیین استفاده کنم. به دلیل محدود بودن این زمان تنها می توانم آن را به یکی از کارهای زیر اختصاص دهم: یادگیری زبان عربی و پس از آن شروع تفسیر المیزان، ادامه دادن مباحث شرح منازل السائرین و بعد از آن فصوص، سیر مباحث تربیتی استاد علی صفایی حائری، راه اندازی یک وب سایت و درج مقالات معرفتی در آن که در آینده با انجام اقدامات تخصصی تر می تواند به یک آکادمی آنلاین و یک برند آموزشی تبدیل شود. یا هر اقدام دیگری که شما بفرمایید از آن جا که در تشخیص وظیفه و اولویت ها مدت زیادی است که مردد ماندم، امیدوارم در پاسخ این پرسش بتوانید مرا از سر در گمی و اشتغال به امور متعدد بی سرانجام نجات دهید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به ذوق و استعداد خودتان نظر کنید ولی در هر حال نمی‌توان از قرآن غافل شد و خوب است که مدتی جهت فهم قرآن از طریق تفسیر المیزان تلاش بفرمایید. بعد از آن إن‌شاءالله بهتر می‌توانید تکلیف خود را بیابید. موفق باشید

32278
متن پرسش

بسمه تعالی. بازخوانی هویت دینی وملی. محضر طربناک استاد سلام علیکم: معنای دقیق این جمله چیست؟ با آمدن پیامبر مکرم اسلام، قیامت آغاز شده است. اگر بر مبنای عرفان نظری می‌دانیم که ناسوت ریشه در ملکوت دارد و ملکوت ریشه در لاهوت، پس چه پیش از پیامبر اسلام و چه پس از ایشان قیامت در هر لحظه حاضر است  و من معنای جمله (با آمدن پیامبر مکرم اسلام، قیامت آغاز شده است) را نمی‌فهمم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» در رابطه با جایگاه تاریخی خود که بعد از ایشان قیامت برپا می‌شود و ایشان پیامبر آخرالزمان هستند؛ می‌فرمایند: : «بُعِثْتُ و أَنَا وَ السّاعَةِ کَهاتَینِ وَ جَمَعَ بَینَ السَّبابَةِ وَ الوُسْطی.» بعثت من و قيامت مانند اين دو انگشت با هم است و دو انگشت سبّابه ومیانی خود را كنار هم‏ گذاشتند. پس در واقع آخرین حضوری که بشر می‌تواند داشته باشد را می‌توان دروازه حضور قیامت دانست. موفق باشید

32144
متن پرسش

سلام استاد گرامی: استاد خدای مهربان توفیق حفظ قرآن به بنده عطا کرده و در حال حفظ هستم. از طرفی می‌خواهم خودسازی و ترک گناه داشته باشم. از طرفی وصلت من با خانواده ایست که اختلاف زیادی دارند و همین امر باعث غیبت و تهمت در بینشان می شود. من به همسرم بارها اعلام کرده ام که نمی خواهم حرفی از کسی زده بشه ولی متاسفانه یه مدت رعایت می کنند و دوباره غیبت ها ادامه می یابد و اگه حالی و توسلی داشته باشم از بین می رود. توصیه به اصلاح روابط و نیکی می کنم ولی چه کنم که شعله این آتش که از زبانها ناشی می شود من را هم درون خودش می کشد. چه کنم؟مردی که بسیار ناراحت است از حرف هایی که به ناحق به ایشان نسبت داده اند و دنبال درد دل (غیبت هم می شود) است کم محلی بکنم؟ حرفش را قطع کنم؟ همیشه میگم خدا قاضی است و مسئولیت حرف ها به گردن کسی است که خودش حرف زده ولی نمی دانم تنها چاره اش مرگ است که غیبت نشنوم ؟ چه کنم؟ وظیفه من همسر در مقابل ایشان چیست؟ از ابد و تاثیر گناهان و دست خالیمان هم می گویم ولی چه فایده؟ 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید استماع غیبت و گوش‌سپردن به غیبت حرام است ولی اگر غیبت شخصی به گوش‌مان خورد، یا نمی‌خواستیم در صحبتی که با افراد داریم غیبتی صورت بگیرد، ولی از طرف مقابل آن غیبت پیش آمد؛ مهم آن است که ما آن را دنبال نکنیم، نه آن‌که از ترس وقوع غیبت رابطه‌های این‌چنینی را فرو گذاریم. موفق باشید

32014

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: یک سوال داشتم. من هروقت مطالب اخلاقی  راجع به دوری از دنیا رو میخونم انگیزه خواندن درس برام از بین میره و احساس می‌کنم که طبق این مطالب نباید زیاد درس خواند و به خصوص اینکه برای کنکور آماده میشم. لطفا راهنمایی بکنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که شیفته دنیاشدن در روایات ما نهی شده است و نه آن‌که در دنیا فعّالیت‌نداشتن و یا از امکانات دنیایی برای زندگی استفاده نکرد. به گفته نیچه، هنر پیامبر اسلام آن بود که در عین قدسی‌بودن به زندگی، نه نگفت. موفق باشید

31964
متن پرسش

سلام بر استاد گرامی: بنده سال اول دانشجویی هستم و برای جهاد تبیین دقیقا چه کار کنیم که کاملا وظیفه خود را انجام داده باشیم؟ با تشکر فراوان

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اولین کار درک درست جایگاه توحیدی انقلاب اسلامی است در مقابل استکبار. و این‌که حرکات و سکنات خود را به عنوان افسران نرم آن صحنه در این فضا معنا کنیم پس از آن: «خودْ راه بگویدت که چون باید کرد».

سروده‌ای خطاب به امام راحلمان (رضوان الله تعالی علیه‌). از سلمان هراتی
 پیش از تو آب معنی دریا شدن نداشت
شب مانده بود و جرأت فردا شدن نداشت
بسیار بود رود در آن برزخ کبود
اما دریغ زهره دریا شدن نداشت
در آن کویر سوخته، آن خاک بی‌بهار
حتی علف اجازه زیبا شدن نداشت
دل‌ها اگرچه صاف ولی از هراس سنگ
آئینه بود و میل تماشا شدن نداشت
چون عقده‌ای به بغض فرو بود حرف عشق
این عقده تا همیشه سرِ واشدن نداشت

 موفق باشید

31578

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و نور: خدا قوت. طاعات و عبادات شما قبول باشه. حقیر دکترای فلسفه تعلیم و تربیت میخونم. روی اندیشهای فلسفی و تربیتی دو تا از فیلسوفان غرب و دو تا از فیلسوفان شرق (ترجیحا اسلامی) برای ترم بعد باید کار کرده و ارائه کنم تو کلاس ان شاءالله. حضرتعالی چه کسانی رو پیشنهاد می کنید؟ هم فیلسوفان غرب هم شرق هم مسلمان هر کدوم دو تا. با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده در غرب، فیلسوفانی چون کانت و هایدگر و در شرق، فیلسوفانی مثل جناب ابن سینا و جناب صدرالمتألّهین قابل توجه هستند. موفق باشید

نمایش چاپی