باسمه تعالی: سلام علیکم: به تدبّر در قرآن و رفاقت با انسانها و عدم تکبّر و صلهی رحم و عدم پرخوری فکر کنید. موفق باشید
سلام بر شما: از استاد گرامی تقاضا دارم که متن زیر را گفتمانی انتقادی جهت اصلاح امور اجتماعی ببینند لطفا کامل بخوانید تا درد سینه سوز من برایتان آشکار شود. _ای کاش... «ای کاش طرح عفاف و حجاب دیروز شروع شده بود تا یک پنجمِ همین جمعیت میلیونی، متخلف به حساب می آمدند!» «ای کاش طرح عفاف و حجاب هنگام رفراندوم ۱۳۵۷ اجرا میشد تا خیل کثیری از رأی دهندگان فاقد قدرت قانونی برای رأی دهی می بودند» «ای کاش طرح عفاف و حجاب زودتر آغاز شده بود تا هر ۴ سال شاهد حضور این افراد برای رأی دهی نبودیم» «ای کاش طرح عفاف و حجاب بهمنِ امسال اجرا میشد تا ۲۲ بهمنِ مان برای اولین سال بعد از ۴۴ سال با معنویت هزارچندان برگزار میشد!!!» «ای کاش سردار سلیمانی در حیات مادی خودشان بودند تا می دیدند که دختر کم حجاب دختر ایشان نیست. اصلا این افراد تعلقی به انقلاب ندارند» و ای کاشِ آخر... «ای کاش شب قدر هنگامه آغاز این طرح بود تا متخلفین کثیری را در گلستان شهدا مشاهده می کردیم! کسانی که شهدا اشتباه کرده اند آنها را به حریم شان راه داده اند» «ای کاش... »... گویا کف گیر گفتمان انقلابی به ته دیگ خورده است. کجایند طاهرزاده ها و رائفی پورها و پناهیان ها؟ فقط وقتی تبیین می کنند که اوضاع به نفع انقلاب نباشد و الا هر زمان قدرت به گفتارشان بازگشت، آنها نیز ترجیح دادند سکوت کنند. شما مسئولید! اهل تفکر مسئول اند! انقلابی ها وظیفه دارند که سکوت نکنند! نه اینکه یک روز بگویند این دختر کم حجاب دختر من است و روز دیگر ایشان را به رسم انسان بودن هم نشناسند. در شبکه یک سیما سخن از حق الیقین جوانان امروزی می زنید؛ ای کاش درباره این طرح ها - که براستی یقین را از انسان می ستاند چه برسد به حق الیقین! - نیز صحبت بکنید. هربار که سؤالی داشتم، شما فرمودید: «بالاخره جوانان ما باید به این امر نظر کنند که حضوری در پیش است بس گرانقدر که انسان در ذیل حضرت روح الله (رحمة الله علیه) جهانِ خود را بسی گشوده سازد» اگر معتقد هستید این نوع از مطالب و این نوع از بیان برای بشر جدید است و آنها را به فطرت شان دعوت میکند، بسم الله! شب جمعه بعدی به چهارباغ بیایید و با جوانان چنین گفت و گویی کنید و واکنش ایشان را از نزدیک ببینید. متاسفانه گاهی اوقات انقلاب به سمتی می رود که قابل دفاع نیست. با چه رویی به سر کار بروم وقتی در خیابان هزاران سؤال کننده- به حق- هستند که توانایی جوابگویی به آنها را ندارم؟! (بله میتوانم جواب سرسری بدهم و با الفاظی مانند «خون شهدا» و... وجدان شان را فشرده سازم تا از ادامه بحث صرف نظر کنند ولی وجدانم اجازه نمیدهد که وقتی هیچ در بساط ندارم، سؤال های به حق مردم را عقیم کنم). دل در گرو انقلاب دارند ولی متخلف اند. دختر انقلاب اند ولی قانون ستیز اند. بسیار عالی...! گویا صدا و سیما حد بی حجابی را تعیین کرده است. بر این اساس افراد، صرف نظر از هر نوع پوششی اگر در راهپیمایی شرکت کنند بی حجاب نیستند ولی اگر همین فرد یکساعت بعد در خیابان مشاهده شود مجرم است. آری... این است رفتار دوگانه ای که لاشه کرم خورده صدا و سیما را برای مردم هویدا می کند. استفاده ابزاری از دختران کم حجاب برای تبلیغ انقلاب! احسنتم. وقتی رهبری به اهل تریبون دستور تبیین دادند و این جماعت برای سخن رهبری پشیزی ارزش نگذاشتند باید به فکر امروز می بودیم. هیچ زمانی گفتمان انقلابی را اینگونه در حضیض نیافتم! لطفا کامل بخوانید و بعد به همه این مطلب ورای کلیشه های قبلی پاسخ بدهید. وقت آن نرسیده است که آوینی بیاید و ما را با صوت رحمانی و قلم نورانی اش متحد نماید؟ با انسانیت ما نه تعصبات مان! آری انتظار بکش...
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! وقت آن رسیده تا آوینیها بیایند و ما را متذکر آن نوع تنگناهای تاریخی که جنابعالی از آن سخن گفتید؛ بکنند. تنگناهایی که حکایت از آن داردکه نه انقلاب اسلامی و تاریخ خود را شناختهایم و نه این نسل را! تصور بنده آن است که گِلههای شما، گِلههای امثال بنده نیز هست و راه عبور از این مشکل که مشکلی است در بین خودمان و نه در بین آن خانمهای به اصطلاح بیحجاب؛ به این راحتیها نمیباشد و خونِ دلی که به نظر میآید رهبر معظم انقلاب میخورند، از همین ماها میباشد. نمیدانم برایتان ممکن هست در دلِ صحبتهایی که اخیراً تحت عنوان: «باز آوینی و وسعت روزه داری پس از فتنه این روزها» https://eitaa.com/matalebevijeh/13440 با جمع دوستان شد، نکتهای از جنس این نوع تنگناها بیابید؟ با اینهمه جای هیچ ناامیدی نیست، به همین دلیل که رهبر معظم انقلاب آرامآرام ما را در دل نگاه دینی، آری! در دل نگاه دینی، با امری روبهرو کردند که هرگز ۲۰ یا ۳۰ سال پیش امکان گفتن آن نبود. و تنها دینداری را در آن حدّ میدانستیم که طرف، حجابش کامل باشد، حال ایشان بدون آنکه نفی ضرورت حجاب کنند، بعضی از بیحجابها را اهل دین و اهل تضرع میدانند و متذکر میشوند: « کشف حجاب، حرام شرعی و حرام سیاسی است؛ هم حرام شرعی است، هم حرام سیاسی است. خیلی از کسانی که کشف حجاب میکنند نمیدانند این را؛ اگر بدانند که پشت این کاری که اینها دارند میکنند چه کسانی هستند، قطعاً نمیکنند؛ من میدانم. خیلی از اینها کسانی هستند که اهل دینند، اهل تضرّعند، اهل ماه رمضانند، اهل گریه و دعایند، [منتها] توجّه ندارند که چه کسی پشت این سیاستِ رفعِ حجاب و مبارزهی با حجاب است». ملاحظه کنید این یک امر سیاسی نیست، بلکه یک حقیقت دینی است که از زبان یک فقیه مقیّد به امور شرعی جاری میشود. آیا ما در فهمِ دین و در ابعاد متفاوت آن نسبت به سالهای گذشته جلوتر آمدهایم و نسبت به دینداریِ دینداران و فهم دین گشوده و گستردهتر شدهایم؟ و یا گرفتار نوعی إباحهگری گشتهایم؟ موفق باشید
سلام استاد گرامی: اخیرا سوالی از محضر شما پرسیدم با کد lobolmizan_pu7thimm6u و لطف فرمودید و جواب دادین. بسیار تشکر میکنم. سوال اول در مورد این بود که چرا مخاطب قرآن جنس مرد است. و البته در سوال ذکر کرده بودم که منظورم ضمایر مذکر نیست. چون این را میدانم که ضمیر مذکر برای کل زن و مرد به کار میرود. که شما در پاسخ بنده همان ضمایر مذکر را اشاره فرمودین. منظور من این نبود. ببینید، مثلا در آیه ای از قران میفرمایند: «هن لباس لکم، و انتم لباس لهن.» برای زن ضمیر غایب به کار رفته و برای مرد ضمیر مخاطب. ترجمه هم میشود: آنها لباس شمایند و شما لباس آنهایید. دقت بفرمایید که «آنها» و «شما». یعنی قران داره با مردان سخن میگه. میگه شما. یعنی خداوند عرص میکنند مخاطب من شمایید. ولی وقتی از زنان سخن میگه، میفرماید آنها. پس من به عنوان یک خانم وقتی قران میخونم احساس میکنم مخاطب نیستم. واقعا چرا؟ در بسیاری از آیات دیگر هم همینطور هست. فقط این آیه ای که اشاره کردم نیست. من میخواهم جواب دخترم و دختران جوان دیگر را بتوانم خیلی زیبا و منطقی در این باب بگویم. ممنون میشم اگر لطف کرده و پاسخ مرا بدهید. سوال دومم در خصوص این بود که چرا به حضرت فاطمه سلام الله علیها میگویند «سیده النسا العالمین» در صورتی که ایشان سرور کل عالم است. شما فرموده بودید این نساء اشاره به جنسیت خود خانم فاطمه زهرا دارند. من متوجه نشدم. مگر ترجمه این لفظ نمیشود «سرور بانوان عالم»؟ واگر اینطور هست که میفرمایید، یعنی بانویی که سرور عالم است، آیا در آیه ۴۲ سوره آل عمران نیز منظور همین است؟ «و (یاد کن) آن گاه که فرشتگان گفتند: ای مریم، همانا خدا تو را برگزید و پاکیزه گردانید و بر زنان جهانیان برتری بخشید». ترجمه لفظی در هر دو مورد اینجور میگوید که «بر زنان عالم شما برتری دارید.» میشه لطفا بیشتر معنی و مفهوم مورد نظرتون رو که فرمودید به جنسیت خود بانو فاطمه زهرا و حضرت مریم اشاره دارد تبیین بفرمایید؟ تا بتوانم بهتر پاسخگوی خودم و دیگران باشم. بسیار از وقت و لطف شما ممنونم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به این نکته فکر کنید که بالاخره تاریخ، مذکر است و مخاطب مستقیم قرآن از این جهت مردان هستند. آیا با ضمیر غایب از زنان سخنگفتن، نوعی رعایت احترام و حیا در میان نیست؟ از آن جهت که در دروس بلاغت میخوانیم، غایبانه از کسی سخنگفتن به جهت تفخیم و بزرگداشتن او است. ۲. عرض بنده آن بود که در این نوع جملهها باید روح تاریخی یا هرمنوتیکیِ آن جملهها را مدّ نظر داشت و نه ترجمه تحت اللفظیِ آنها را، و از این جهت عرض شد آیه مذکور میخواهد بفرماید آنان که از جنس زن و از برترینِ زناناند، برای مرد و زن اسوه میباشند. موفق باشید
سلام و ادب: دو مسئله داشتم: اول: بنده حدودا از بدو تولد با حضور ماهواره در منزل بزرگ شدم و یکسری تاثیرات منفی ازش گرفتم تا الآن که سعی در مبارزه با این روحیات دارم، متاسفانه این روحیات در ارتباط با دوستانم هم تاثیر گذاشته و اذیتم کرده و به قولی احساس شهوت حقیر بالاست، از طرف دیگر اقارب نامحرم مسائل حجب و حیا را رعایت نمیکنند و با وجود تذکرات با بیاعتنایی از کنار مسئله میگذرند. این وسط حقیر هستم و محیط آلوده و ذهن آلوده که حقیقتا مستاصل شدم نمیدونم چطور با خودم، با محیط مبارزه کنم. ثانی: خانواده با عقاید احساسی و خرافی، بنده را بزرگ و تا الآن هم سر عقاید قبل خود پابرجا هستند، کنون که سن گذشت و به حدی رسیدیم که الحمدلله تا حدی تفکر داریم، وقتی مخالفتی سر عقیده یا سنتی میکنیم که از سر احساسات و بدون محکمات هست با واکنش تند مواجه میشیم، البته بعد نتیجه منفی عمل از سر احساسات خود را میبینند و چندمدتی پشیمانی هست اما بعد گذشت مدتی کماکان سر همون مسائل خود برمیگردند. خواستم ببینم نحوه تعامل با چنین روحیاتی چگونه هست؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مقاومت در مقابل میلهای حرام در جای خود موجب شوق بیشتر در عبادات میگردد. ۲. با مدارا در این موارد باید وارد شوید تا آرامآرام زبان همدیگر را بفهمید. موفق باشید
سلام و عرض ادب: خدا قوت استاد، ممنون بابت نشرمعارف زیبا با بیان عالیتون، اجرتون با صاحب الزمان. استاد این پیام👇 رو یه بنده خدایی توی کانالشون گذاشته بودن و برای بنده هم سوال شد و از آنجایی که ولادت آقا امیرالمومنین نزدیکه سلسله سخنرانی یا کتابی به بنده معرفی کنید ممنون از لطفتون. «داشتم با خودم فکر میکردم علی (ع) واقعا کیه؟ کیه که ولادتش تو ماه خداست. احتمالا شنیدید میگن رجب ماه امام علی هست، این چه ارتباطه ای است که خدا میگه ماه منه و تو روایتام داریم ماه امام علیه. بعد محل ولادتش کجاست؟ تو خونهی خدا که حتی به حضرت مریم اجازه داده نشد که حضرت عیسی رو اونجا به دنیا بیاره. روز ولادتش کیه؟ با شروع ایام البیض که از خیلی قبلتر از تولد امام علی قدر و قیمت داشته این ۳ روز. کی بوده که تو روایتا خودش به شمشیر خدا معروفه و با ذوالفقارش هرکسی رو میکشته بدون هیچ تردیدی حتما وارد جهنم میشده. کیه که خدا گفته معیار حقه. میدونید که حق یعنی خدا و هرچی که خدا میگه. بعد شهادتشون کِیه؟ تو ماهی که مال بنده هاست و توش به اوج عشقبازی با خدا میرسن. دارم فکر میکنم انگار اینا همه نشونس که میگه علی تو ماه خدا به دنیا اومد، تو ماه شعبان دو تا از بهترین دسته گلاش را هدیه داد به این جهان تو ماه رمضونم که همه به اوج عبودیت میرسن و آخر این سیر و سلوک ۳ ماهست، به کمالی که ازین دنیا میخواست رسید و فزت برب الکعبه شد. و بازم هم تو چه روزایی؟ تو شب و روزای قدر که خدا از اول آفرینش خلقت این روزا رو یه جور دیگه بهشون قدر و قیمت داده بوده. و کجا؟ تو مسجد که مال خداست و برای عبادت شخص خداست. تو چه حالی؟ در نزدیک ترین حالت ممکن به خدا یعنی توی سجدهی نماز. اونم اون ساعتهای سحر که میدونین خدا چه قدرر اون ساعهتا رو دوست داره. علی (ع) واقعا کیه؟ من که به نتیجهای نرسیدم.»
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است به خلوص آن مولا که منجر به یگانگی عبد با ربّ میشود، فکر کنیم. که نمونه آن را در جنگ خندق مى بينيد، شمشيرى كه صاحب آن در نهايت خلوص آن را به حركت در آورد و مفتخر شدند به «لَضَرْبَةُ عَلِيٍّ يَوْمَ الْخَنْدَقِ افْضَلُ مِنْ عِبادَةِ الثَّقَلَين» يعنى آن شمشيرزدن، از عبادت جن و انس برتر مى شود، به جهت خلوص حضرت على عليه السلام، و نه به جهت قدرت آن حضرت. حضرت على عليه السلام متوجّه شدند حالا كه هيچكس در مقابل عَمْروبن عبْدُوَد جلو نمى رود بايد براى خدا جلو بيايند. حضرت در آن جريان نشان دادند كه براى خدا، تمام چيزها را كنار گذاشته اند و حتى مواظب بودند خشمشان عامل تحريكشان نشود. مولوى در رابطه با خشمى كه عمروبن عبدوَد با انداختن آب دهان بر صورت مبارك على عليه السلام مى خواست در آن حضرت ايجاد كند؛ و ملاحظه کنید که در این رابطه حتی مولوی اینچنین مى گويد:
او خدو انداخت بر روى على افتخار هر نبى و هر ولى
او خدو انداخت بر رويى كه ماه سجده آرد پيش او در سجده گاه
در آن حال حضرت با تمام آرامش و وقار از روى سينه عَمْروبْنِ عَبْدوَدْ بلند شدند و چند قدمى حركت كردند و دوباره جنگ را با آن دشمن خدا شروع كردند و در نهايت او را كشتند. وقتى از حضرت علت بلندشدن و دوباره جنگ كردن را پرسيدند و حضرت جريان آب دهانى كه به صورت مباركشان انداخت را مطرح كردند، آنهايى كه اهل دل بودند فهميدند على عليه السلام تا كجا بر شيطان مسلّط است. مولوى ندا سر مى دهد كه اى على!
تيغ حلمت جان ما را چاك كرد آب علمت خاك ما را پاك كرد
يعنى اى على! اين حلم و بردبارى ات تمام وجود ما را در مقابلت، چاك چاك و هيچ و نابود مى نمايد، همچنانكه نور علم تو، زندگى خاكى ما را از انحراف و گمراهى نجات داد. اى على! تو بيش از آنكه با شمشير، دشمنانت را به قتل برسانى، با شكيبايى و صبر آنها را هيچ و پوچ كردى و كشتى، مى گويد:
بازگو، دانم كه اين اسرار هُوست زآنكه بى شمشير كشتن كار اوست
در واقع آن حضرت با عمل خود در مقابل بى ادبى عمروبن عبدود:
گفت من تيغ از پى حق مى زنم بنده حق ام نه مأمور تنم
شير حقّم، نيستم شير هوا فعل من بر دين من باشد گواه
خون نپوشد گوهر تيغ مرا باد از جا كى بَرد ميغ مرا
تا احِبُّ لِلّهْ آيد نام من تا كه ابْغَضْ لِلّهْ آيد كام من
در چنين شرايطى است كه مى توان به آن حضرت گفت:
تو ترازوى احد خُو بوده اى بل زبانِهْ هر ترازو بوده اى
چون قلب حضرت سراسر محل الهام ملك و نمايش حق است، لذا است كه به زبان حال خواهد گفت:
سايه ام من، كدخدايم آفتاب حاجبم من، نيستم او را حجاب
يعنى من سايه اى هستم كه خداوند آفتاب من است و لذا من حجاب نيستم كه خود را بنمايانم و حق را در عمل خود پنهان كنم، بلكه حاجب حقّم و وسيله ظهور و بروز حق مى باشم.
اگر خودمان را اسير جدل و ستيز و عجله و خودنمايى كرديم، از چنين قلبى و از وزيدن الهام ملك محروم مىشويم، از وزيدن انوار ملائكه اى كه به تعبير قرآن: «يَسْتَغْفِرونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا» براى مؤمنان طلب استغفار مى كنند و زنگار كدورت را از قلب آنها مى زدايند تا به راحتى با عالم غيب ارتباط پيدا كنند.
در رابطه با نظر به مقام مولایمان علی «علیهالسلام» خوب است سری به کتاب «حقیقت نوری اهلالبیت «علیهمالسلام» بزنید. کتاب روی سایت هست. موفق باشید
سلام علیکم استاد عزیزم: در سوال 32122 سوال کننده محترم سوال «سلام: تطهیر اهل البیت از رجس شامل نجاست ظاهری هم می شود؟» ودر پاسخ بیان فرموده اید «باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! درست است که تطهیر در آیه مذکور، اطلاق دارد ولی به نظر بنده با طرح این نوع موضوعات، مقصد اصلی آیه را به حاشیه میبریم. زیرا بحث در اسوه و الگوبودنِ اهلالبیت «علیهمالسلام» است برای بهترین زندگی. موفق باشید» حالا سوال این حقیر این است که بعضی دوستان خصالت ها و یژگی های بشری را چون حدث اکبر و اصغر و... را از این ذوات نورانی منکر می شوند از خود آیات قرآن و احادیث چنین بر نمی آید. البته سوال حاشیه ای است ولی این عزیزان می خواهند برای تطهیر اهل البت ویژگی طبیعی و بشری و جسمانی را منکر شوند در صورتی که این ذوات نورانی در عین داشتن مقام خلافت الهی در همین دنیا مثل ما زندگی میکردند و همین باعث الگو بودن آنها برای ما است هرچند شان این بزرگواران اجل ازاین سوالات است. و بنده هم شرم داشتم که چنین سوالاتی در وصف آن ذوات نورانی مطرح کنم. اگر صلاح دانستید جواب بفرماییید. دعاگوی شما هستم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون روایاتی که در مورد طهارت ذوات مقدسه مطرح شده، در این امور هم مسئله را وسعت داده. ولی همینطور که عرض شد عمده وجوه قدسی و معنوی شخصیت آنها است تا انسانها جهت رجوع به بهترین انسان، اسوه و الگو داشته باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اندیشه اسلامی بیشتر روی اخلاق تأکید میشود که عملاً همان تربیت به حساب میآید و بحمدلله کتابهای اخلاق کم نداریم. در این رابطه میتوان نظام فکری خود را شکل داد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر با نظر به حقیقت آنها جلو برویم، راههای قرب الهی در مقابل ما گشوده خواهد شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هیئت قدیم، افلاک را از نظر جنسیت از جنس نفس می دانستند ولی ظاهراً بنا به فرمایش شهید مطهری با نظر به هیئت جدید نمیتوان آن مسائل را دنبال کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که عرض شد خود صاحبنظران معتقدند نمیتوان به این نوع غربالگری که فعلاً در میدان هست، اعتماد کرد. زیرا موارد نقض آن کم نبوده. حال آیا علم میتواند تا آنجا پیشرفت کند که از چنین ضعفهایی مبرّا شود؟ إنشاءالله. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً از نظر سنی در شرایطی نیستم که بتوانم در سخنرانیهای عمومی به عوان سخنران شرکت کنم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً باید منظور از آدم در آن روایت، مقام خلیفة اللهی باشد که هر پیامبری در مقام رسالت خود، مطابق شرایطشان مظهر بعضی از آن اسماء نسبت به امتشان هستند در عین آنکه در مقام خود حامل همهی اسماء میباشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. شاید همان اختراع، مسیر رزق آن شخص باشد. ولی اگر به نحوی مسیر رزق او از طریق دیگری فراهم است، نباید در نشر علم به بهانهی حق مالکیت معنوی و یا حق نشر، بخل بورزیم. ۲. همین طور است که میفرمایید. زیرا قرآن میفرماید: «إن الله یدافع عن الذین آمنوا» خداوند خودش مدافع آنهایی است که ایمان به خداوند دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتابهایی که مربوط به بنده میباشد همهی آنها پیدیاف شده است. ولی «ایقاظ النائمین» که از جناب صدرالمتألّهین است مربوط به انتشارات خاص خودش میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: یا باید به این فکر کنیم که آن افراد رویهمرفته در آن زمان انقلاب حضرت امام را پذیرفته بودند و یا به سعهی اسلام فکر کنیم که برای دیگران نیز جای و جایگاه قائل است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید آن نکته که میفرمایید جا دارد، از آن جهت که مؤمنین در مصائب هم به برکاتی میرسند که بعضاً در راحتیها بهدست نمیآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال حقایقِ تاریخی از پشت حجابهای جاهلیت دوران به مرور خود را مینمایاند. ملاحظه نکردید چگونه با تجلیل از سردار شهید مقاومت معلوم شد حیلههای سالهای متمادی دشمن نمیتواند حقیقت انقلاب اسلامی را به حجاب ببرد؟!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم اشکال داشته باشد، به این امید که با آمادگی بیشتر با قرآن مأنوس باشید مطلب را دنبال کنید. ولی بالاخره قرائت روزی یک صفحه با صوتی حزین در عین آنکه به گوشتان نیز آهنگ معجزهآسای قرآن برسد؛ خوب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به قسمت ابتدای آیه، حضرت حق میفرمایند هرکس را که خدا هدایت کند حقیقتاً هدایتشده است و هرکس که از هدایت الهی به دلیل رویکردهایش، محروم شود، به غیر از خدا هیچکس را یار و همراه برای نجاتش از گمراهی نمییابد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر اقدامی باید شرایط لازم و زیرساختهای آن فراهم شود. جدا از ضعفهای جناب آیت اللّه صادق لاریجانی، در زمان ایشان زیرساختهای خوبی فراهم شد و نتیجهی آن اقدامات منجر به آن شد که جناب آقای رئیسی بتوانند اقدامات خود را انجام دهند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: معرفت الهی، عبادتِ ربّانی، نداشتن حرص و کینه؛ إنشاءاللّه راهگشا خواهند بود. موفق باشید
با سلام: چرا جبرئیل وقتی بر پیامبر (ص) و مریم (ع) متمثل شد، بصورت مرد بود؟ مگر فرشتگان مذکر هستند؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته جناب ابن عربی، ظهور جناب جبرائیل به صورت مرد در آن شرایط، جهت القاء امری بود که موجب باردارشدنِ حضرت مریم «سلام اللهعلیها» میشد ولی برای پیامبر به صورت فرشته میآمدند مگر آن موقعی که بنا بود اصحاب، جناب جبرائیل را بنگرند که در آن حالات به صورت شکل مأنوسی که آن اصحاب از زیباییِ خاصی داشتند، جناب جبرائیل به صورت دحیه کلبی ظاهر میشدند. موفق باشید
سلام خدمت استاد عزیز: در مورد بحث امروز یعنی یک شنبه در جلسه «در راستای بنيانهای حکمت حضور انقلاب اسلامی در «جهانی بين دو جهان» اینکه فرمودید ما در کنار کانت و هگل و هایدگر به میراث فلسفی خودمان توجه کنیم. من به این فکر می کردم که چگونه می توانیم جهان و تمدن را بدون فیزیک بسازیم، زیرا جهان امروز پیش از آنکه فلسفه کانت در موردش سخن گفته باشد فیزیک نیوتن قبل از آن شکل گرفته که کانت وجود را فیزیک دیده و متوجه وجهی جدید از وجود شده است. اگر تقدیر تاریخی ظهور وجود به صورت تکنیک است منهای بلایی که با گشتل سر جهان آمد خبر از آن می دهد برای تمدن نیازمند فیزیک هستیم و قبل از اینکه فیلسوفان راه ساختن تمدن را بدهند فیزیک باید باشد، و به نظرم کانت علت موفقیتش در ساختن تمدن جهانی این بود که پیش از خودش نیوتن فیزیکی پایه گذاری کرد که جهان را به لرزه انداخت، هرچند که معتقدم فیزیک کوانتوم ثابت کرد نگاه فیزیکی نیوتن تنها نگاه فیزیکی به عالم نیست و فیزیک فراتر از چیزی است که نیوتن دیده بود و یک بُعد فیزیک، نیوتنی است، پس خدا مقدمات ظهور تمدنی جهانی را به تعبیری که از هایدگر می فهمم اینگونه رقم زده که به صورت تکنیک متجلی گردد و تکنیک یعنی پشتوانه داشتن فیزیکی محکم. بنده همیشه فکر می کنم شیخ بهایی عزیز که اینقدر روابط مادی و فیزیکی زیبایی می دانسته و نمونه اش به قول شما این اصفهان زیباست چرا مثل نیوتن فیزیک ننوشت و اگر نوشته بود شاید ما امروز تکنیک دیگری به ظهور آورده بودیم، و شاگردش ملاصدرای عزیز که همه ما در فهم هستی مدیون ایشان هستیم می توانست مانند کانت تمدنی بر مبنای فیزیک و نحوه ساختن آن به ما بگوید. اشکال بنده این هست ملاصدرا برای ساختن تمدن جهانی بدون فیزیک متناسب با فلسفه خودش آنچنان که کانت داشت فقط تمدنی که بیان می کند در حد نظری باقی می ماند و نمی تواند بروز و ظهور پیدا کند. ما امروز با ملاصدرا از حیث نظری و تفکر در درک هستی از مادی و مجرد و برزخ و قیامت بسیار جلو هستیم و غرب در فلسفه ذره ای درک در این مسائل ندارد، اما در ساختن تمدن، بسیار عقبیم و دلیلش این هست که فیزیکی که امثال شیخ بهایی باید بیان می کردند ارائه نشد و جهان که دیر یا زود تکنیکال می شد با فیزیک نیوتن امروز به این وضع افتاد. ما برای ارائه تمدنی که صدرا قرار است به ما ارائه کند اول از همه نیازمند فیزیک هستیم اما نه فیزیک نیوتنی که باز در عالم فلسفه کانت باقی می مانیم. مشکل دوم ما چشم سوبژکتیویته ماست که جهان را همواره سوبژه می بینیم و وجود را چیزی جز سوبژه درک نمی کنیم. سوبژه آیا راه رسیدن به الثیاست یعنی بدون سوبژه امکان درک وجود تکنیکی که قرارست ظهور کند فراهم می گردد یا نه؟ اگر قرار نیست درک شود چگونه تمدن بدون سوبژه ساخته می شود؟ کانت به ما یاد داد که ابژه و ماهیت بیرونی قابل شناخت نیست مگر اینکه در ذهن من به سوبژه تبدیل گردد و بعد به ابژه بیرونی درآید و این ابژه دوم قابل شناخت است پس طبیعی است بشر چیزی از عالم هستی جز مهندسی شناختی ندارد، چون ابژه قابل شناختش همان سوبژه ای است که ذهنش ساخته و ابژه اولیه صرفاً ماده ای بود که حقیقتی نداشت جز مصالح سوبژه ذهنی من تا به صورت ابژه ثانویه درآید. جهان ما پر از سوبژه است و چشم من چیزی جز سوبژه شناسایی نمی کند، آیا لازمه الثیا و آشکار شدگی وجود سوبژه است چون تکنیک راهی جز این ندارد، اینکه نقص فکر کانت بی اهمیتی به ماهیت ابژه اولیه است باید هرطور شده برطرف گردد ولی ظاهراً اینکه جهان و تمدن که لازمه آن تکنیک است بدون کانت ساخته نمی شود، مشکل من با ملاصدرا این است چگونه می خواهد تمدنی جهانی بسازد بدون اینکه اولا فیزیک نداشته باشد و ثانیا سوبژکتیو مثل کانت نگاه نکند؟ مگر بگوییم تمدن آینده چیزی است فرای چیزی که ما از تمدن جهانی میفهمیم که فعلاً چون مصداقی از آن سراغ نداریم مجبوریم در مورد آن سکوت کنیم و نمی توانیم واقعاً بگوییم جهان و تمدن آینده آن دقیقا چیست و چگونه ساخته می شود. بنده فکر می کنم خداوند آخرین ظهور خود را در آخرالزمان به صورت تکنیک رقم زد هرچند چون به دست بشری افتاد که اهمیت تکنیک را فهمیدند ولی منکر وجود مطلق بودند، لذا گرفتار گشتل شدند و هرچند به تعبیر هایدگر این گشتل نیز تقدیر تاریخی بود و گریزی از آن نبوده ولی گشتل یعنی می توانست این ظهور وجود جور دیگری هم باشد و الزامی نیست که تا ابد تکنیک اینگونه واقع گردد، لذا آخرین ظهور وجود تبدیل به تمدن جهانی گردید تمدنی که قرار است حجت آخر خدا جهانی رقم زند و ظاهراً این قیام امام زمان بدون ظهور وجود به صورت تکنیک قابل رقم خوردن نبوده چون همه بشر باید در وسعت زمین همدیگر را می یافتند و این جز به تمدن جهانی امکان نداشته و این تمدن هم در جهانی شدن بدون تکنیک ممکن نبوده، و تکنیک هم بدون فیزیک ممکن نبوده، پس فیزیک نقش اساسی در جهانی شدن تمدن دارد. ما بدون فیزیک چگونه با صدرای عزیزتر از جان روحی فداه می توانیم تمدن بسازیم؟ سعی امروز بنده در بیان این مطلب بود کمکم کنید لطفاً، چون مدتهاست هرچه سعی می کنم تمدن صدرایی را در بیان صدراییان پیدا کنم، ناامیدتر از قبل می شوم، گویی شما در این جلسه و جلسه قبلی که بحث سوبژه را مطرح کردید راهی می خواستید بگویید، ولی من می خواهم ببینم شما قبول دارید که جهان تمدنش بدون فیزیک ساخته نخواهد شد؟ پس قبول کنیم از دل این صدرا آن تمدن که از روی کاغذ بیرون بیاید به راحتی نه به صورت کلی، بیرون نمی آید ولی طبیعتا ما همچنان در گشتلی که کانت و هگل و نیوتن برای ما ساختند باید به سختی ادامه دهیم تا دست تقدیر منجی ای برای ما ارسال کند و ما را از زندان گشتل رها کند. در مورد موضوعی که فرمودید که جریان قلدری اجازه نداد صدرا نمایش پیدا کند و یا سرخپوستان آمریکا را قلع و قمع کرد درسته ولی با زور نمی توان جلوی تفکر را گرفت و ملاصدرا هرچند دویست سال بایکوت بود ولی بالاخره آقا محمد بیدآبادی و ملاعلی نوری از این بایکوت خارجش کردند، تفکر و نور را نمی توان برای همیشه مخفی کرد بالاخره طلوع می کند، مشکل اینجاست که ظاهراً ملاصدرای ما مانند کانت فیزیک ندارد که تمدن خود را بتواند بسازد، و تمدن ملاصدرای ما بیشتر ملکوتی است هرچند اصرار بر عمران دنیا دارد ولی به ما مثل کانت نمی گوید چگونه این جهان را بسازیم، حالا یا مسئله برایش حل بوده یا واقعاً خودش هم نمی دانسته و کلی می دانسته بدون عمران دنیا آخرتی هم نیست. جهان صدرا در عین زیبایی و دوست داشتنی بودن دور است و در دسترس نیست کجاست این جهان که مرا از جهانی که کانت بر آن غلبه کرده نجات دهد؟ من این صحبتها را با شما در میان گذاشتم چون می دانم می فهمید من چه می خواهم بگویم و من هیچ علاقه شخصی حتی به اندازه یک دانه جو در قلبم به کانت ندارم ولی تمام قلبم پر از ملاصدراست چنان که دوست دارم در او ذوب گردم ولی این سوال مدتهاست من را مشغول کرده و در بحث امروز و هفته گذشته شما برایمان تشدید شد و چون بیانش در جمع سخت و باعث سوء تفاهم هست نمی خواستم بیان کنم و وقت جلسه را بگیرم ولی شما بگویید اگر فیزیک نه پس چگونه تمدن را بسازیم در عین اینکه تماما به فیزیک نیوتن انتقاد شدید دارم و معتقدم کوانتوم راهی باز کرد که به ما فهماند جهان نیوتنی نیست. عذرخواهم از اطاله کلام، حلال بفرمایید...
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده این گفتگو را نهتنها به فال نیک میگیرم، حتی معتقدم توجه به امری است که آینده را برای ما معنا میکند. از این جهت اجازه بدهید بحث در حدّ یک گفتگو بدون آن که گمان شود حرف، تمام شد؛ بماند. زیرا در این صورت نه جنابعالی دغدغه آن را دارید که همه سخن خود را نفرمودهاید و نه بنده نگران آن هستم که حقّ مطلب را نسبت به نکاتی که شما فرمودهاید، ادا کرده باشم.
در مورد اینکه علم فیزیک مبنای تمدن جدید است، هیچ بحثی نیست ولی حتماً در جریان سخنان هایدگر در مقاله «پرسش از تکنولوژی» هستید که چه اندازه نسبت به علم فیزیک به عنوان یکی از علوم دقیقه، گلهمند است مبنی بر آنکه نگاه فیزیکی به عالَم، جهان را جهان ریاضی میداند و بنا دارد آنچه را که میخواهد از جهان بیرون بکشد. که بنده مثال چاه عمیق را در مقایسه با قنات زدم. زیرا ما در قنات، نسبتمان را با طبیعت حفظ میکنیم و در ساختن جهانی که امکان زندگی در آن هست، تلاش میکنیم و عملاً در اینجا با روحیه بشر جدید، تمدن دیگری به ظهور خواهد آمد. تمدنی که شیخبهائیها بنای ساختن آن را داشتند. مشکل، همانطور که عرض شد تهاجمی بود که از طریقهای مختلف به ما شد و انقلاب اسلامی با بهخودآمدنی که بیرون از جهان بشر جدید نیست، بنا دارد تمدنی را مدّ نظر آورد که از ظرائف روحی بشر جدید و عالم وجود در آن غفلت نشود. با توجه به بشری که در تمامیت ابعاد خود حتی سیر «من الحق فی الحق الی الخلق» را با اُنس با طبیعت به عنوان آینه خدا در خود تجربه میکند. اینجا است که تصور بنده آن میباشد که جناب صدرا در همان فضای تاریخی که جناب شیخ بهائی بنا دارد جهان خود را بسازد، حاضر میشود و به صنعت و هنر نظر میکند تا جهانی بسازد که در عین آنکه یک تمدن به حساب میآید، اولاً: از هستی انسان در نسبت با هستی مطلق غفلت نشود، که همه مشکل جهان مدرن است و پدیدآمدن نیهیلیسم. و ثانیاً: انسان را در حضور در جهان، گرفتار توهّمات رومانتیک نکند. و گمان بنده آن است که هایدگر بزرگ، به عنوان اندیشمند منتظر و آمادهگر، به دنبال چنین جهانی و چنین انسانی و چنین حضوری بود.
البته نکته بسیار خوب شما در رابطه با ابژهکردن آنچه در عین حال سوبژه است، جای گفتگو دارد. گویا بتوانیم در عین ابژهکردن جهان در راستای سوبژه خودمان، نسبتی با هستی برقرار کنیم که در آن صورت سوبژه ما صورتی از حقیقت باشد در افقی که هستی گشوده نسبت به هستی انسان به ظهور میآورد. البته بحث، همچنان ادامه دارد و باید امیدوارِ حضورِ والاتری در نسبت با چنین گفتگوهایی باشیم. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: مشغول کتاب «جایگاه جن شیطان و جادوگر» در عالم بودم توی صحفه ۸۴ مطلبی بیان شده که برام سوال شد. فرمودید جابر بن عبدالله انصاری خدمت امام صادق رسید و ... مگر جابر در زمان امامت امام باقر فوت نشدند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه در زمان اقامت حَجّاج در مدینه، جابر نیز در آنجا بوده است، اقوالی که مرگ او را بعد از سال ۷۴ قمری دانستهاند درستتر به نظر میرسد. موفق باشید
سلام بر شما ان شاءالله همیشه تندرست باشید. بنده نوجوانی ۱۸ ساله هستم که در رشته علوم تجربی مسغول به تحصیل هستم. با توجه به اینکه علاقه مند به رشته های پزشکی و پیراپزشکی هستم و پزشکی مدرن کم و بیش حول نظام فکری غرب می چرخد رو به تحصیل فوق برنامه طب سنتی آوردم. در طب سنتی معروف است که طبیب فاضل طبیبی است که فیلسوف باشد (اَنَّ الطبیبَ الفاضل ان یکون فیلسوفا) لذا بر این شدم که فلسفه نیز بیاموزم. اما مقدمه فلسفه، علم منطق است چنانچه تحقیق کرده ام حال بنده چگونه باید برنامه ریزی کنم و از چه کتاب ها و چه اساتیدی در این زمینه بهره بگیرم. به علوم عقلی همانند فلسفه علاقه زیادی دارم. ان شاءالله راهنمایی شما چراغ راهنمای ما بشود. و من الله توفیق
باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم مظفر در کتاب «منطق مظفر» جمعبندی خوبی از منطق دارند که بحمدلله صوت شرح آن کتاب نیز در فضای مجازی موجود است. پس از آن خوب است که به بحث «ده نکته در معرفت نفس» و بحث «برهان صدیقین» که هر دو شرح صوتی آن در سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید
