بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28150

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: دعاگوی شما هستیم: استاد عزیز مختصری در مورد حضانت در قانون حمایت خانواده توضیح می‌دهید یا آدرس صوت شما بزرگوار بهرهمند بشویم ممنون از زحمات شما که با حوصله برای پاسخ گویی وقت میزارین ما را حلال بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اطلاع چندانی ندارم. اگر در رابطه با مواردی که مربوط به معارف اسلامی هست، سؤالی باشد بتوانم در خدمت خواهم بود. موفق باشید

28060

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی: آیا کسی که دماغش شکسته و انحراف هم دارد، از لحاظ اخلاقی مشکلی نداره عمل زیباییش کنم که فقط انحرافش درست بشه؟ چون به هر حال از اول اول که اینطور نبوده. چدن شنیدم پیامبر (ص) در یکی از جنگها زخم شد و خیلی به ترمیم زخم که روی صورتش بود، اهمیت می داد. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار درستی است. بالاخره انسان باید به زیبایی‌های خود توجه کند. موفق باشید

27585

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ان شاء الله طاعات و عباداتتان در ایام ماه مبارک مقبول حضرت حق باشد. در کتاب چه نیازی به نبی فرمودید که: «عقل جزئی براي ساختن آجر و سیمان و خانه و مسائل جزئـی زنـدگی مفید است، به عبارت دیگر عقل جزئی مخصوص کارهاي جزئی زنـدگی است. عقلی که ابدیت را درست بفهمد عقل الهی اسـت کـه ظهـورش در شریعت الهی است.» می‌توان گفت اگر انسان شریعت الهی را برگزیند حتی همان عقل جزئی هم تحت تاثیر وجه حقانی و وحدانی واقع می‌شود کما اینکه در قرآن داریم به آفاق نظر کنید و منظور قواعد و نظم و حکمت حاکم بر همین عالم است و اگر انسان بخواهد به همین قواعد و روند عالم دیگر هم نظر کند، آن‌را در فضای عقل جزئی و کمی و غیر توحیدی و سکولار نمی بیند بلکه آن‌را هم ذیل تدبر در حکمت الهی و توفیق بیشتر در شریعت الهی می بیند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. یک موحد اگر در امور جزئی وارد شود، درک او جامع‌تر و همه‌جانبه‌تر است. ولی در هر حال آنچه انسان‌های غیر موحد به‌کار برده‌اند و مثلاً کامپیوتر را ساخته‌اند؛ در حیطه‌ی عقلی است که اصطلاحاً به آن عقل جزیی می‌گویند. موفق باشید

27297

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد در رابطه با بحث انسان شناسی فایل صوتی ده نکته از معرفت النفس را گوش کردم ولی برایم اقناع کننده نبود، لطف می فرمایید منابع دیگری هم معرفی فرمایید. و خواهشی که دارم اینست که یکی از شاگردانتان را معرفی فرمایید تا سوالی حین دنبال کردن آثارتان برایم پیش آمد ازشون بپرسم. سایتون مستدام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «آشتی با خدا» و «خویشتن پنهان» را دنبال بفرمایید خوب است. در ضمن جناب حاج آقا اصفا در پیام‌رسان ایتا به آدرس زیر جواب سؤالات رفقا را می‌دهند. موفق باشید https://eitaa.com/joinchat/2058223627C6292143c14

26851

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت حضرت عالی: استاد، من بعضی از اوقات حال روحیم خیلی خوبه حال عبادت دارم و به برنامه‌های درسیم هم راحت می رسم و انجام میدم اما پایدار نیست و بعدا گاهی که کم هم نیست حال روحیم خراب میشه و دیگه اون حال عبادت خوب را ندارم. لطفا راهنمیایی بفرمائید؟
متن پاسخ

باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بحثی در اخلاق و سیر و سلوک داریم تحت عنوان «قبض و بسط». در قبضِ قلب، شوق عبادات انسان کم می شود و از جهتی قلب به عبادات پشت می کند که به آن ادبار قلب می گویند. برعکسِ آن را اقبال قلب می نامند که با تجلی اسم جمال حق ظهور می کند در حالی که در ادبار، اسم جلال تجلی می نماید. موفق باشید

26580
متن پرسش
سلام براستاد گرامی همیشه فکر میکردم که خداوند متقین را در تصمیم گیری ها کمک میکند تا تصمیم حق را اتخاذ کنند به استناد یجعل لکم فرقانا یا یجعل لکم نورا و امور را را به متقین آسان میکند یعنی خودش باکمک عقل وقلبش به انتخاب صحیح میرسد یا از طریق اسباب الهی مثلا از طریق یه شخص الهی به تصمیم درست میرسد یعنی فرض کنید تا ساعت مقرر باید تصمیم بگیردهرچه زمان میگذردبه زمان مقرر نزدیک میشود وباید جواب بدهد واعلام تصمیم کند حالا سوالم این است که متقی حتما به جوابش میرسد همانطور که گفتم یا نه ممکن است به جمع بندی نرسد ودرزمان مقرر به حجت نرسیده باشد؟ اگربگویید به جواب حتما میرسد که طبق قاعده قرآنی منطقی است اگر بگویید ممکن است نرسد خوب طرف چه کار کند باید یه جوابی بدهدچکارکند آیا استخاره چاره راه حل است ؟ اگر استخاره باشد که باز عده ای جواب دو پهلو میدهند و میگویند اولا اول استشاره بعد استخاره و در ضمن دربعضی امور استخاره نکنید خوب باز فرض میکنیم همه متفق القول میشوند که آره استخاره راه چاره هست دوباره شبه وارد میکنند که استخاره کار همه کس نیست درجواب میگوئیم نرم افزار هست که براساس تفسیرهای و ترجمه های معتبر قرآن بارعایت آنچه درمفاتیح آمده خودت میتوانی استخاره کنی میگویند نه استخاره عنایتی است که به بعضی داده میشود.حالا واقعا چیکار باید کرد؟باتشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تقوی امری است تشکیکی و هر کس به اندازه‌ای که منور به تقوا است به بصیرت نایل می‌شود. به همین جهت اولیاء‌الهی به این معنا که امروزه استخاره معمول است، استخاره نمی‌کردند بلکه به معنای طلب خیر استخاره برای آن‌ها معنا داشت. موفق باشید

35802

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: به تازگی در فضای مجازی در مورد یک شبکه ی اجتماعی به نام «وتواپ vetoapp» (که قرار است به زودی عضو گیری کند) صحبت می شود. بنا بر اعلام طراحان، این شبکه اجتماعی قرار است سامانه ای جامع برای «همه پرسی» ایرانیان را فراهم کند که در آن اعضا بدون «کاربر فیک» وارد شده و موضوع «همه پرسی» را انتخاب می‌کنند و در صورت اینکه پنجاه به اضافه یک اعضا موافق «همه پرسی» باشند آن موضوع به «همه پرسی» گذاشته خواهد شد. با توضیحات فوق (بنا بر سخنان اخیر رهبری در مورد اینکه مردم صلاحیت کافی را برای اظهار نظر در مورد هر موضوعی را ندارند) تکلیف ما در مورد این «اپ» چیست؟ آیا عضویت در این سامانه، مغایر منویات «رهبری» است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که اصل موضوعی که می‌فرمایید برای بنده مبهم است، نمی‌توانم نظر بدهم. موفق باشید

33722
متن پرسش

سلام استاد بزرگوار: مایل بودم بخشی از آنچه که درباره آزادی و زن در قرآن دیده‌ام با شما در میان بگذارم و از رهنمودهای شما بهره ببرم. هیچ موقعیت و محیط و شرایطی هیچ جبر تاریخی، آزادی را از انسان و از زن نمی‌گیرد، همسر لوط و همسر نوح، تحت ولایت و تربیت دو عبد صالح خدا و پیامبر الهی بودند اما مَثَل اهل کفر شدند. می‌شود رفتار انسانی ببینی، لقمه‌ی پاک بخوری، در هوای معنویت نبی خدا نفس بکشی و کافر باشی. می‌شود در کاخ فرعون با همه وسوسه‌ها و جاذبه های سلطنت باشی و آرزویت خانه‌ای در همسایگی خدا باشد. می‌شود در محیط کاملا مردانه معبد باشی؛ در معرض وسوسه‌ها و شیطنت‌های مردان باشی و حصار محکمی بر پرورشگاه انسان در وجودت بسازی، تا خانه‌ی امن روحِ الله شود. تا یکبار برای کل تاریخ بشریت، مادری باشی که «روحنا» را به سویت بفرستند تا حامل آیت الهی شوی. می‌شود آنقدر در مقام غیب باشی که هیچ نامی از تو در کتاب نباشد، اما کتاب، همه واگویه‌ای از اسرار تو باشد، می‌شود حجتِ حجج الهی شوی. اگر در مقامِ مََثل اهل ایمان و اهل کفر، مردانی پیش چشم می ةمدند و خدا بر آنها مثال می‌زد که بر خلاف رسم زمانه، طالب کلمه‌ی توحید شدند، باز در دلهایی این گمان باقی بود که اگر زن بودند نمی‌توانستند چنین «نه» بزرگی بگویند، اما هر چهار نفر و در هر دو جبهه را از زنان مثال زد، شاید از آنرو که به انسانیت و به ویژه زنان نشان دهد، هیچ چیز، در هیچ مسیری، آزادی تو را سلب نمی‌کند مگر اینکه تو خود، بر خود تار بتنی و در چاه نفسانیت خود سقوط کنی، ما در فضای کفر مدرن و توحید زمانه خود نفس می‌کشیم اما می‌توانیم در صحنه‌ها باشیم، جهاد علمی و مادری و حُسْنُ التَّبَعُل را به زیبایی کنار هم و تنیده در هم پیش ببریم و در حصار امن عفاف، مراقب مقام غیب بودن خود باشیم. استاد: سالهاست کلمه به کلمه سخن شما را و آنچه آبشخور معرفت مناسب زمانه دانسته اید از متعالیه و عرفان و ... در حد ظرفیت خود، نوشیده‌ام و می‌دانم تک تک ما (زن و مرد) در فضای انقلاب چه نفس‌های عمیقی کشیده ایم. در چند نکته دردهایی به جان دارم که برایتان بازگو می‌کنم شاید چون شما به عنوان یک زن در جامعه نزیسته‌اید بازگویی این تجربه‌ها برایتان منظری باز کند. ۱. دو گانه عقل و قلب (عقل و عشق) آنچنان افراطی مطرح می‌شود و پیشاپیش سهم زن تنها عاطفه می شود و سهم مرد عقلانیت که گویی جای نفس کشیدن در فضای حکمت و عقلانیت برای زنان بسته است. گویی زن سرمایه و مجال پرداختن به علوم عقلی ندارد و چنین پرداختنی خلاف روح زنانگی است. وقتی از پرداختن دختر امام به مسائل زنان با رویکرد حکمت متعالیه سخن گفتید یک نفس راحت کشیدم که حداقل بخاطر سالها پرداختن به حکمت متعالیه سرزنشم نخواهد کرد. فقط بدانید ما در غربت سختی به سر می‌بریم. ۲. نهادهای مذهبی و حتی انقلابی به وفور جایگاه زن را موجودی درجه ۲ و در پس مردها و در پَس‌تویِ خانه‌ها می‌دانند، اگر جایی مجالی به زنان می‌دهند از درد ناچاری و گاه برای رعایت مسائل شرعی است، مثل جنابعالی حقیقتا جایگاه جدی برای زن قایل نیستند، ما تفاوت تکریم و تظاهر به تکریم زن را در جان خود حس می‌کنیم. این رویکرد شایع در مورد زن، بستر تقابل زن با دین و نظام را فراهم کرده، من مثل برخی نمی‌خواهم همه بحران پیش آمده در مساله زن و حجاب را گردن دشمن بیندازم، ما چشیده ایم طعم تلخ تحقیر را در نهادها و نظامات دینی و ... انکار این ضعف در جبهه به ظاهر خودی، مواجهه ما با حقیقتِ آنچه در حال رخ دادن است به تعویق می اندازد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این است همان طلوع صبحدمان، و از آن سخن می‌گویید که دیگر در تاریخی که انسان تنها می‌تواند در نزد خود و در آزادی‌اش به‌سر برد؛ فقط انسان داریم، چه زن و چه مرد. درمانده آن‌هایی که هنوز متوجه این امر نیستند تا همچون حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» به طور عجیبی در وصیت‌نامه الهی سیاسی خود فرمودند: «ما مفتخريم‏ كه بانوان ما و زنان پير و جوان و خرد و كلان، در صحنه‏ هاى فرهنگى و اقتصادى و نظامى حاضر، و همدوش مردان يا بهتر از آنان در راه تعالى اسلام و مقاصد قرآن كريم فعاليت دارند.»

آیا به اعجاب نمی‌آیید که چگونه حضرت روح الله فهمید تاریخی به ظهور آمده که زنان در پیش خود در امکانی که امکان هر انسانی می‌تواند باشد، آمادگی حضور دارند و این حضور، دیگر حضورِ انسان است و انسان در همه ابعادش آمادگی حضور در این تاریخ را دارد چه در بُعد عقلی و چه در بُعد عاطفی. موفق باشید    

32653

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: طاعاتتان قبول و بندگی تان افزون. ببخشید درباره جهان های موازی بحثهایی شد و وقتی در سایت جستجو کردم پیرامون سوال ۳۱۱۷۶ خواستم بدانم که شما عقیده به وجود این مسئله دارید؟ و در اینباره توضیح می فرمایید و برای اطلاع بیشتر به متنی ارجاع می دهید؟ ممنون از وقتی که می گذارید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد بحث جهان‌های موازی چیزی نیست که بتوان به عنوان واقعیت‌های قابل قبول پذیرفت. آری! در مباحث عرفانی و فلسفی، بحث عوالمِ طولیِ «وجود» در میان است که بحث بسیار عالمانه و مفیدی است مثل وجود عالَم ملکوت و عالم جبروت و عالم لاهوت. موفق باشید

32504

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: من استاد دانشگاه هستم و مدتی است که با یکی از همکارانم در خصوص «معیارهای توسعه» بحث می کنم. ایشان معتقد است تنها معیارهای قابل قبول برای توسعه همان معیارهای نوشته شده توسط غربی ها است و من معتقدم پیروی از این معیارها انسان را به سعادت نمی رساند. از استاد طاهر زاده خواهش می کنم اگر کتابی در نقد معیارهای توسعه غربی هست به من معرفی کنند. البته اگر منبعی باشد که از متفکرین غربی در آن مطالبی در این خصوص باشد بهتر است، با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله، مسئله‌ بسیارمهم و قابل تأمّلی است و ما در شرایط تاریخیِ حساسی هستیم که آینده خود را چگونه انتخاب کنیم. از آن‌جایی که مواجهه با عقل غربی باید مطابق سنت‌ها و هویت تاریخی ما باشد، به راحتی نمی‌توان یک نظر داد و در آن متوقف شد. پیشنهاد اولیه ما مطالعه کتاب «انقلاب اسلامی؛ طلوع جهان بین دو جهان» است که روی سایت هست. موفق باشید

32168

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: استاد عزیز پارادوکسی برایم پیش آمده ممنون میشم کمکم کنید. مگر قاعده اصلی این نیست که شریعت منطبق بر تکوین است. پس چرا در حضرت یعقوب آنچنان که در فیام یوسف پیامبر هم نشان داد همزمان با دو خواهر ازداج کرده بودند؟ اشاره به آیه ۲۳ سوره نسا هم استدلال گفتارم هست. مگر نه این که حلال خدا و حرام او از ازل تا ابد تغییر نمی کنند. این دو را چگونه جمع کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته علامه طباطبایی، شریعت در ادوارِ مختلف متفاوت می‌شود به اعتبار شرایط ظهور آن حقیقت تکوینی. و در همین رابطه ایشان معتقدند فرزندان حضرت آدم با خواهران خود ازدواج کردند. موضوع تفاوت ظهور حقیقت تکوینی در شرایط مختلف مثل آن‌که آب در جایی که زمینه نمک در میان است، با شوری ظهور می‌کند و در جایی که زمینه شکر در میان است با شیرینی ظهور می‌کند. موفق باشید

31475

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی بازخوانی هویت دینی و ملی محضر با طراوت استاد سلام علیکم: جست و جو برای یافتن ناب ترین اگزیستانس در مه آلود ترین فضای زندگی بشری؛ ما را ناچار به مطالعه از بی کرانه ترین مقطع تاریخ بشری یعنی هنگامه هبوط نمود. چندین سوال راهبردی حین مطالعه کتاب هدف حیات زمینی شما؛ توجه بنده را جلب نمود؟ ۱. چرا قرآن یک بار به صورت دفعی و در شب قدر و یک بار به صورت تدریجی و توسط جبرائیل باید به قلب ایشان نزول کند؟ راز این دو بار نزول چیست؟ ۲. چرا بعضی آدم ها از همان ابتدای ورود به عرصه وجود در مقام بالقوه ظهور اسما الهی و بعضی در مقام بالفعل ظهور اسما هستند؟ آیا این با عدالت الهی در تناقض نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در جای خود بحث شده است که اگر قرآن به صورت کلی و اجمالی در قلب مبارک پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» نازل نمی‌شد جایگاه تک‌تک آیات و سوره‌ها که به صورت تفصیلی بعداً نازل می‌گردید، در کلیت قرآن معلوم نمی‌شد. ۲. همواره انسان نسبت به آنچه باید به آن برسد، بالقوه است هرچند که استعدادهای مختلف داشته باشد. موفق باشید

31110

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: وقتتون بخیر. جسمانیه الحدوث رو به جسم مادی بزنیم یا جسم برزخ نزول؟ اصلا انسان قبل به دنیا آمدن در برزخ نزول جسم برزخی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جمله مذکور منظور جسم مادی است که بستری خواهد بود برای قبول روح و در مسیر تبدیل قوه به فعل جسم، روح نیز به جهت تعلّقی که به جسم دارد مابه‌القوه‌هایش به مابه‌الفعل تبدیل می‌شود. موفق باشید

31091

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز با عرض ادب ان شاءالله که سلامت باشید و تندرست. استاد آیا تفسیر قرآن آیت الله جوادی آملی حفظه الله، سیر پیشنهادی داره؟ تشکر از زحماتتون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم سیر خاصی نیاز باشد. بالاخره از همان ابتدا که به سوره مبارکه «حمد» پرداختند، باید شروع کرد و همچنان جلو آمد. موفق باشید

30802

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در مورد سوال ۳۰۷۹۶ فرمودید: «ولی بعضاً نفس می‌تواند با بُعد دیگری از خود در این عالم حاضر شود که معمول نیست و طبیعت نفس، عموماً چنین ورودی را ندارد مگر آن‌که نفس ناطقه طرف با وجه شدیدترِ تجرد خود به میدان بیاید. مثل آنچه عرض شد و حضرت در مدینه نظر به رحلت پادشاه حبشه کردند.» با توجه به فرمایش شما آیا می‌توان گفت یک شخصی که کور است می‌تواند با بعد دیگری در این عالم حاضر شود و پدیده ها را ببیند؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. حتماً شنیده‌اید که آیت الله بهجت پشت سرِ خود را می‌دیدند. مسلّم، آن دیدن با چشم سر نبوده، با احاطه نفس ناطقه است ماورای اعضایی که با آن‌ها رؤیت و شنیدن انجام می‌شود. موفق باشید

30754

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در رابطه با شرح مناجات التائبین که در سایت هست سوالی داشتم: خواستم بگم میشه در فراز اول بجای اینکه بگیم بنده سه مشکل را با خدا در میان میذاره در واقع یک مشکل را در میان میذاره؟ به این صورت که در واقع مشکل اصلی خطایا هست که این خطایا خود باعث تباعد از خدا (که نتیجه اش مسکنت و بیچارگی است) و جنایت بزرگ (که نتیجه اش موت قلب است) می‌شود. اگه اینجوری برداشت کنیم ارتباط جملات در فراز هم برقرار میشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی خوبی را متذکر می‌شوید. واقعاً همین‌طور است. موفق باشید

30288

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: روزگارتون به خیر و سلامت و عافیت، استاد در این یک سال بخاطر وجود مساله کرونا و حواشی اون و خصوصا اخیرا بیشتر بخاطر فوت چهره های سرشناس ورزشی یه جو افسردگی و نامیدی در مردم دیده میشه و امید به زندگی در اونها کم شده، شما چه توصیه و راهنمایی برای همچین جوی دارین؟ تشکر از لطف شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که در مقاله‌ی « نگاه الهیاتی ما به ویروس کرونا» عرض شد ما در این موارد باید تلاش کنیم حکمت این مسائل را بفهمیم. زیرا جهان از دست خداوند رها نشده و این‌طور نیست که خداوند از قبل این واقعه‌ها را نمی‌دانسته. موفق باشید

30131

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار: بنده مدتی است مباحث یکی از شاگردان علامه جوادی آملی را پیگیری می‌کنم. در یکی از جلسات ایشان فرمودند، در اواخر عمر حضرت امام خمینی که در بیمارستان بستری بوده اند، برای مدت یک شبانه روز دوربین های بیمارستان تصویری از امام نداشتند، و اینگونه مطرح شد که ایشان بصورت غیبی در مکان دیگر حاضر شده بوده اند. آیا این موضوع واقعیت داشته است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. ولی چرا امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» را در شخصیت علمی و نقش جهانیِ ایشان بیشتر دنبال نکنیم؟ موفق باشید

30115

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: از کجا می‌توان فهمید کشف و رویت غیبی شخصی صحیح بوده و شیطان در آن دخالت نداشته مثلا شخصی (که واقعا می‌دانیم این شخص دروغگو نیست) مولانا را در آتش جهنم رویت کرده و شخصی دیگر خیر در قلل معرفت. از کجا بفهمیم کدام کشف صحیح است و اگر واقعیت یک چیز یا عذاب مولانا یا بهشتی بودن آن شخص نیست پس این تفاوت کشف ها و رویت ها در چیست؟ از این مثال ها زیاد هست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک، تطبیق با شهود امامان معصوم است. عموماً در این رؤیاها انسان‌ها با تصورات خود روبه‌رو می‌شوند و اساساً در روایات ما تأکید بر آن است که خواب، حجّت نیست. موفق باشید

29791

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با توجه به سوال 29788 بحث در بداهت اصل استحاله اجتماع نقیضین نیست بلکه در مصادیق آن و ساختار ذهنی بشر است و بحث هگل هم ارتباطی با سوال من ندارد. در ثانی اگر قاعده قاعده است معنا ندارد یکجا جاری باشد و جای دیگر جاری نباشد بار دیگر شما را دعوت به مداقه بیشتر در آن سوال می‌کنم و اگر آن ایرادات که ماخوذ از یکی از مباحث آیت الله حیدری بود وارد باشد باید پذیرفت دست ما از واقع کوتاه است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم تا حدّی متوجه‌ی موضوع شدم. اتفاقاً مشکل را در این می‌بینم که می‌فرمایید «اگر قاعده قاعده است، معنا ندارد یک‌جا جاری باشد و جایی دیگر جاری نباشد». در حالی که هر قاعده‌ای تنها در جای خود جاری است. مگر نخواندید: «

در تناقض هشت وحدت شرط دان

وحدت موضوع و محمول و مکان

وحدت شرط و اضافه ، جزء و کل

قوه و فعل است ، در آخر زمان

به همین جهت مثال هگل زده شد تا نمونه‌ای باشد جهت جایی که تناقض می‌تواند جاری باشد وگرنه باید بحث مفصلی را به میان آورد که جای آن این‌جا نیست و هنوز هم عرض بنده آن است که این سایت بیشتر در ازاء جواب سؤالاتی قرار دارد که رفقا در مطالعه‌ی کتب موجود روی سایت برایشان پیش آمده، وگرنه برای ورود به آن نوع سؤالات نیاز به یک تیم هست و یک مؤسسه. موفق باشید

25828

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت بنده خدا: هرچند به قول یکی از اساتید سوال زیر شاید مزخرف باشد اما با نسلی مواجه هستیم که تفکر نمی کند، اما شبهه ای توسط برخی جوانان و حتی بزرگتر ها مطرح میشه مبنی بر اینکه شاه در اواخر حکومت تصمیم گرفت قیمت دلار را تعیین کند و تقریبا گوش به حرف آمریکا ندهد. در نتیجه آمریکا روی حضرت امام کار کرد. لذا در یک حرکت نمایشی ایشان را به ترکیه، عراق و بعد به فرانسه مهد آزادی می فرستد و در نهایت جایگزین شاه می شود. اما امام وارد ایران که شد پشت به آمریکا کرد. در واقع رو دست زد. می گویند به نظر شما منطقی است در فرانسه اجازه فعالیت بدهند به ایشان. چطور بعد یکی دو روز نوارهای ایشان به انقلابیون می رسید. یعنی مراقب فعالیت ایشان نبودند؟ یا چطور اجازه دادند پرواز فرانسه به سلامت وارد ایران شود؟ و می گویند اسناد حمایت آمریکا از امام موجود است. (bbc) یکی از جوانان از یک طلبه سوال کرده بود و او هم اینگونه جواب داده بود که بله آمریکا امام را وارد کرد اما امام آنان را فریب داد. حال شما ما رو راهنمایی بفرمایید. چگونه باید جواب داد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اصلاً این حرف‌ها نیست! این‌ها به توهّم بیشتر شبیه است. متأسفانه بعضی‌ها فکر می‌کنند دنیا به جای این که در دست خدا باشد، در دست آمریکاست. غافل از آن‌که جهانِ مدرن آن‌قدر ضعف و خلاء دارد که خودش هم دستِ خودش نیست. موفق باشید

24205
متن پرسش
سم الله الرحمن الرحیم استاد گرامی با سلام: درراستای سوال 23999 و اینکه فهمیدم با تقوا ، خداوند هر علمی را به بنده تعلیم میدهد. حالا سوالم این است فرضا در رابطه با حل مشکل ریاضی عقل از نور قلب نیرو میگیرد و مسله را حل میکند و یا اینکه نه خود قلب مستقیم به حل ریاضی میرسد . باتشکر از حوصله وصبرتان که وقت شریفتان را در اختیار ما میگذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید آن علمی که مورد نظر دین است علم کشف حقایق است در حالی که ریاضیات, نظر به کمیت های عالم ماده دارد هرچند می توان با تفکر ریاضی متوجه نظم ریاضی گونه عالم شد. موفق باشید

33094

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: در کتاب هدف از خلقت زمینی آدم. جلسه دهم شیطان. قسمت ذات شیطان و چگونگی عمل او. سوالات بی پاسخی وجود دارد که مولف بزرگوار در انتها بدون نتیجه گیری به عبارت قابل تامل است بسنده نموده و به نوعی نتیجه گیری را به خود خواننده واگذار نموده است با توجه به برگزاری جلسات در سال ۷۴ آیا منابع یا پاسخهای جدیدتری جهت مطالب و سوالات مطروحه در بحث فوق مد نظر جنابعالی می‌باشد. اجرتان با امام حسین

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به سؤالی دارد که برای خواننده محترم پیش می‌آید. ولی در هر حال مبنای این مباحث، سیر مطالعاتی سایت می‌باشد بخصوص مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین». موفق باشید

32988

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: ایام به خیر. برای کسی که توفیق حج را درک کرده و الان در فراغش می‌سوزد چه توصیه ای دارید؟ جزوه وظیفه حجاج نسبت به مردم رو قبلا خوندم و می‌خوانم. دلم اما قرار ندارد. هر چه به ایام اعمال نزدیکتر می‌شویم سوختنم عمیق تر می‌شود. راه تسکینی هست؟ راهی برای بردن بهره حجاج از همین گوشه ی عالم هست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در منزل وجود بیکرانه خود حاضربودن، حضور با همه حجاج در طول تاریخ است و این با ایثار و محبت که حکایتِ یگانگی با همه انسان‌ها است إن‌شاءالله محقق می‌شود. موفق باشید

32917

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: تمنا دارم پیام بنده را تا آخر با دقت بخوانید و جواب گویا، مستدل و کاملی دهید. در یکی از مساجد فعال و پویای جنوب تهران کار علمی و تربیتی می کنیم. بنا بر این در مورد کار تربیتی چند سوال داشتم. تربیت به دو صورت مستقیم و غیرمستقیم صورت می پذیرد. بعضی از رفقای ما معتقد هستند که روش غیرمستقیم تاثیر بسیار بیشتر و ماندگاری طولانی تر هم دارد. روش غیرمستقیم از همان حدیث حدیث امام جعفر صادق (ع) استنباط می شود که می فرمایند: «كونوا دُعاةً لِلنّاسِ بِغَيرِ ألسِنَتِكُم، لِيَرَوا مِنكُمُ الوَرَعَ وَالاِجتِهادَ وَالصَّلاةَ وَالخَيرَ، فَإِنَّ ذلِكَ داعِيَةٌ» این رفقای ما علاوه بر اینکه معتقد هستند تربیت غیرمستقیم تاثیر بیشتری دارد می گویند در این زمان تربیت مستقیم یعنی سخنرانی و عقاید و احکام و اینها برای بسیاری از نوجوانان به علت اینکه جذابیتی ندارد و اصلا چنین مواردی برای آنها موضوعیتی ندارد نباید مطرح کرد چون توجهی نمیشه و بلکه ممکنه مسخره کنند و یا زده شوند. بلکه باید اینها اول به یک رشدی برسند و بعد موارد مذکور را به آنها ارائه کرد. خب خود ما و بسیاری از افراد دیگر به همین صورت که از بچگی عقاید و احکام و تجوید یاد گرفتیم رشد کردیم و تربیت شدیم خب حالا سوال اینجاست که آیا در کار تربیتی برای نوجوانان نباید مباحث اصول عقاید به زبان ساده و روان را بیان کرد؟ آیا نباید از احکام صحبتی کرد؟ آیا نباید برای بچه ها صحبت معرفتی کرد؟ اگر خیر چرا؟ و اگر بله خب کتب و این موارد و محتوای آن را که برای نوجوانان جذاب باشد معرفی بفرمائید. در ضمن آقای علی صفایی حائری (ره) در کتاب نامه های بلوغ صفحه ۱۴۹ می گوید: «کسی که نه معرفت دارد و نه محبت و ایمان، کسی که در مقام عمل و اطاعت نیست؛ بر فرض برایش از احکام بگویی، فرار می کند؛ و بر فرض بر او سخت گیری کنی و تحمیل نمایی نفرت می آورد و عصیان و سرکشی نشان می دهد.» این جمله درست است یا خیر؟ دلیل خود را ذکر کنید لطفاً. ممنونم از حوصله و دقت نظر حضرتعالی تحت الطاف و عنایات الهی باشید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته که باید به غیر از زبان و با حرکات و سلوک خود با جوانان و نوجوانان روبه‌رو شد، ولی در دل همان نوع روبرویی با جوانان  وظیه داریم در نشست ها و جلساتی صمیمی، مباحث معرفتی و حتی قرائت قرآن را با آن‌ها در میان بگذاریم و همان‌طور که ملاحظه می‌کنید جناب مرحوم صفایی حائری در همان کتاب خوب «نامه‌های بلوغ» مباحث عقیدتی را با فرزندشان در میان گذاشتند. موفق باشید

نمایش چاپی