بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28846

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: کتاب های شما بصورت مبحثی می‌باشد مثل انسان شناسی، انقلاب اسلامی و ... از آنجایی‌که که بنده به مطالعه بصورت مبحث بیشتر علاقه دارم تا سیر مطالعاتی، لطف کنید بفرمایید از کدام مبحث شروع کنم؟ و ترتیب مباحث رو بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده مباحث اولیه‌ی سایت را باید دنبال بفرمایید. مثل مطالعه‌ی کتاب «آشتی با خدا» و یا کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و پس از آن می‌توانید به کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» رجوع فرمایید. موفق باشید

26985
متن پرسش
سلام علیکم: امروز شاهدیم در سطح جهان اسلام، الگوهای اسلام توسعه گرا و تکنوکرات و مدرنیته اسلامی در حال بسط و نهادینه شدن بین امت اسلامی است و بصورت ویژه توسعه گراها در سطح ملل اسلامی در حال شبکه سازی و دولت سازی هستند و مشغول فتح سنگرهای دول اسلامی اند که نمونه های آن در مالزی و ترکیه و مصر دیده می شود و اکنون با سرعت بیشتر در حال گسترش هست. از طرفی شاهدیم با رویکردی که خود جبهه پرچمداران مدرنیته پدید آورند و معتقد بودند باید لبه های خونین تمدن را به دنیای اسلام برد، اسلام سلفی و منزوی از مواجهه با تمدن مدرنیته هم ظهور کرده اند و سلفی ها توانستند نفوذ بکنند و در بخشهایی هم بصورت قابل توجه پیش رفته اند. این از وضع عالم اسلام است و در جهان هم سعی دارند دوگانه غرب_غرب را احیا کنند و به نحوی جلو بروند که دوگانه اسلام و مدرنیته و انقلاب اسلامی و استکبار واقعیت نداشته و اکنون هم می گویند ایران در حد یک یاغی منطقه ای است نه یک مرکز تمدنی که بشارت ظهور تمدنی ماورای مدرنیته را می دهد. در چنین فضایی واقعا سخت است که امید به ظهور تمدن نوین اسلامی داشته باشیم و امیدوار باشیم که گفتمان امام و حضرت آقا سنگرها را از دست توسعه گرایان خارج کند و نظرها بسمت مواجهه اسلام با مدرنیته جلب شود ولی حضرتعالی بشدت معتقدید انقلاب اسلامی در ذاتش هویتی دارد که ظرفیت تمدنی شدن دارد و ما را از التقاط و انزوا بصورت ویژه ای بیرون می کشد و استکبار با وجود این انقلاب هم اکنون حتی در سطح منطقه هم به تلاطم و سرگردانی رسیده است. خود من بشدت با این وضعیت جهان اسلام و عالم و اینکه ما خودمان در ایران هم کم مشکل نداریم و انقلاب اسلامی و نیروهای انقلاب هنوز نتوانسته اند دولت سازی بکنند و توسعه گرایان در خود ایران بیشتر فعال اند و در حال ساخت گفتمان و ساختار با مدل توسعه و تکنوکراسی هستند، نگران ام و دلهره دارم و می گویم مبادا هیچ نقطه روشنی برای تبیین و دفاع از انقلاب نمانده باشد و ما سنگرها را از دست دادیم هر چند شهادت حاج قاسم بنظرم بصورت زیادی توانست این وضعیت و این توطئه ها و اینکه اسلام توسعه گرا و سلفی بجای انقلاب اسلامی مطرح شود، را بشکند و دوباره مواجهه تمدنی و هویت جهانی و فطری انقلاب را در سطح بین الملل نشان دهد ولی واقعا دل نگرانم از اینکه ما آیا به آن فتح قدسی می رسیم و آیا گفتمان انقلاب فراگیر خواهد شد و می توانیم تمدن سازی کنیم یا اینها بیشتر طرح مباحثی ایدئولوژیک بدور از واقعیات است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این نکته فکر کنید که انسان‌ها در این تاریخ، جهانی شده‌اند و از حالت قبیله‌ای که سلفی بمانند و یا توسعه‌گرا، عبور کردند. در این شرایط به‌جز سرانِ دنیای مدرن یا ارتجاع، بقیه‌ی مردم به دنبال چیزی هستند که جوابگویِ بودنِ آن‌ها باشد و بنده در این راستا انقلاب اسلامی را جوابگوی چنین مطلبی می‌بینم. در این رابطه بد نیست سری به جزوه‌ی «قرارگرفتن در بودنِ تاریخی خود» که بر روی سایت هست، بزنید. موفق باشید

38113
متن پرسش

سلام استاد: دو تا سوال داشتم: اول ابنکه آیا صحت دارد که عمر را حضرت علی علیه السلام غسل دادند؟ دوم اینکه شما جزو جبهه پایداری هستید؟ و اینکه میرباقری رهبر این جریان گفته مثنوی را باید با انبر گرفت چه توجیهی دارید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نمیدانم. ۲. نه! بنده جزو هیچ گروه سیاسیِ تعریف‌شده نیستم. به نظر بنده در این زمانه، بهترین حضور در عالم سیاست ذیل حضور تاریخی حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» است. ۳. ای کاش حاج آقا میرباقری مانند حضرت امام و رهبر معظم انقلاب و شهید مطهری نسبت به مثنوی مولوی رابطه دیگری برقرار کرده بودند تا نظرشان چیز دیگری می‌بود. در این موارد بهتر است امثال رهبر معظم انقلاب «حفظه‌اللّه» و مرحوم شهید مطهری که در کنار فقه و فقاهت، در حکمت و عرفان نیز قدم زده‌اند، نظر بدهند. به قول آيت‏ الله انصارى همدانى «رحمةالله‏ عليه» سالك تا آخر عمر به مثنوى مولانا نيازمند است. مقام معظم رهبرى «حفظه‏ الله‏ تعالى» در جلسه‏ اى كه با شعرا داشتند فرمودند: مثنوى همان طور كه مولوى مى‏‌گويد: «هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّين» است و گفتند مرحوم مطهرى هم با من هم عقيده بود. آیت الله حسینی تهرانی در کتاب «روح مجرد» می‌فرمایند مرحوم آیت الله قاضی معتقد بودند جناب مولوی شیعه است. و حضرت امام فرموده بودند مثنوی تفسیر قرآن ملا جلال است. موفق باشید

35749
متن پرسش

سلام و عرض ارادت. به خدا گفتم ای صاحب زمان و مکان، به فقیری که هیچ ندارد و حتی خودش را هم ندارد رحم کن. با خدا بارها عهد کرده بودم که به راه ادب اباالفضلی برسم، ولی عهد شکستم و سستی کردم، و چه بد کردم، بارها عهد کردم که سکوت کنم تا از جهنم زبانم بیرون بزنم ولی خرابش کردم، از خدا خواستم به من فرصت دهد تا در حق والدینم جبران کنم، بارها فرصتم داد و بارها خراب کردم؛ دعا کنید باز رحمم کند و فرصتم دهد؛ وگرنه من با اینهمه شرمندگی چه کنم؟ واقعا والدین می توانند دو بال پرواز باشند همچنانکه اگر بشکنند عامل سقوط، دعا کنید بال هایم جان بگیرد و بالا بروم، برای سلامتی جان و ابدیت والدینم دعا کنید، من، هم خسته ام، هم شرمنده، هم سرگشته. دعا کنید خدا نعمت ها را برای من ادامه دهد که در این فقر خود نمیرم، آنقدر که فقر دنیا آدم را عاشق می کند فقر ابدیت تمامِ آدم را فرسایش می دهد، دعا کنید از اربعین جا نمانیم که این کابوس سختی برای ماست. دعا کنید امام حسین که می آید و می رود، سری هم به موکب دل ما بزند، من هوس نوکری زائران به سرم زده، و اول والدینم، من هوس سختی کشیدن به سرم زده، دعا کنید در ضریح ذوب شوم و طائر سرگردان مقتل شوم، دعا کنید حسین، زهیرِ قلب مرا هم زنده کند، و دست حرّ دلم را بگیرد و به پای خیمه ها ببرد، من بی حسین دیوانه نمی شوم، من دیوانه «بودم» که اینهمه بی حسین زندگی کردم! دلم می خواهد چهره ی والدینم را تا هستم در این پیاده روی ها ببینم. دعا کنید. راستی اربعین پیاده رفتن است یا پیاده آمدن؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر! از این حرف‌ها گذشته است. همان کسی که بدون حسین «علیه‌السلام» زندگی کرده است «دیوانه» است و همو که تنها وقتی حسین «علیه‌السلام» را پیدا کرد، «دیوانه» او می‌گردد. قصه دیوانگی قصه عجیبی است که چگونه انسان، همه چیز دارد و هیچ چیز ندارد؛ و این، همه زندگی است. مانند دیوانه دیوانگان حضرت مولانا، همو که در مثنوی قصه دیوانگی خود را سرود و در دیوان شمس، دیوانه دیوانه‌‌بودنِ خود را افشاند و گفت:
عاشق شده ای ای دل سودات مبارک باد
از جا و مکان رستی آن جات مبارک باد
از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور
تا ملک ملک گویند تنهات مبارک باد
ای پیش‌روِ مردی امروز تو برخوردی
ای زاهد فردایی فردات مبارک باد
کفرت همگی دین شد تلخت همه شیرین شد
حلوا شده‌ای کلی حلوات مبارک باد
در خانقه سینه غوغاست فقیران را
ای سینه بی‌کینه غوغات مبارک باد
این دیده دل دیده اشکی بد و دریا شد
دریاش همی‌گوید دریات مبارک باد
ای عاشق پنهانی آن یار قرینت باد
ای طالب بالایی بالات مبارک باد
ای جان پسندیده جوییده و کوشیده
پرهات بروییده پرهات مبارک باد
خامش کن و پنهان کن بازار نکو کردی
کالای عجب بردی کالات مبارک باد
موفق باشید

 

34496

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد: برخی اوقات شما در رابطه با سوالات اکثرا خواهران و احیانا برادران در زمینه ازدواج بسیار منفعل هستید آیا برای شما این وضعیت حق و حقوق زنان نگران کننده نیست؟ در سنت اسلامی ما مرد جایگاه و زن هم مقامی داشت. امروز با لطائفی همه دور زده می شود مثلا حق طلاق و... این طور همه چیز را برای زنان خواستن اگر منجر به وضع بهتر خانواده می شد باز وجهی داشت امروز زنان تمام حقوق یک زن مدرن را دارند از حق کار و تحصیل (بدون کار در زمان تحصیل به جهت حمایت پدر) و هم تمام شان زن اسلامی را این امور باعث ضعیف شدن خانواده شده، مردان پا به ازدواج نمی دهند و زنان جواب نمی دهند. البته این وضع نگران کننده است چراکه این نامتعادل بودن خیلی ادامه دار نخواهد بود تا چندی پیش پسران بیشتر به دنبال دختران شاغل بودند الان کم و بیش مواردی می بینم مردان شرط ضمن عقد کرده اند بر حتمی بودن کار زن و تقسیم خرج خانه. بحث این است شما بسیار منفعلانه در این مسئله وارد می شوید. اینکه زنان هم متکفل خرج خانه شوند نه اینکه به میل خودشان به زودی با این روند جزو وظایف آنان شمرده خواهد شد و چه بسیار از زنان آسیب خواهند دید و می‌دانید زنان به دلایل مختلف توانایی حضور در همه صحنه های کار در کنار مردان را ندارند به دلیل فضای خشن و بدنی خیلی از کارها. برای شما این تغییر زن خانه دار به زن کارگر مهم نیست؟ اینکه زن طبق گفته رهبر انقلاب باید در اجتماع باشد و خانه داری به معنای خانه نشینی نیست را قبول داریم اما این وضع و اینگونه پاسخ های شما که با سست کردن اقتدار مرد به روش های گوناگون او را از یک مرد فداکار برای خانه کنده و الان پسران خودشان را مسول تشکیل خانواده نمی دانند و زنان هم کوچک ترین همراهی با شوهر را نمی توانند بپذیرند. الان بسیاری از زنان هیچ همراهی برای مثلا تغییر شهر برای کار همسر را نمی پذیرند. اینها آیا ریشه در فضایی که حتی در بین مذهبی ها گسترش یافته که شما هم کم و بیش در آن شریک هستید دارد بالاخره ما روایت رسول خدا بر تقسیم کار بیرون و درون خانه را داریم یا نه؟ بالاخره آیه «الرجال قوامون علی النسا» را داریم یا نه؟ اگر اشتباه متوجه شدیم بفرمایید. بالاخره نمی‌شود تمام آنچه مرد با آن اعمال اراده می کند را گرفت و دچار اشکال در هویت او نشویم. از آنجا که در فضای معمولی نه در وضع امروز پسران راحت تر به کسب و کار می توانند بپردازند و امر جنسی خارج خانواده خیلی بیشتر به زنان آسیب می‌زند و پسران با وارد شدن در آن به دلیل سخت بودن ازدواج و استفاده بیشتر و بدون مسولیت برای آنها فراهم شده درست است باز به این رویه ادامه دهیم ؟ به نظر می آید جریان مقابل انقلاب با پیش کشیدن حق زنان برای آسیب به نظام اسلامی ما هم دچار یک رقابت بیخود شده ایم و کور کورانه سعی در پیش گرفتن داریم. چندی پیش به گمانم آقای رائفی پور گفتند (در رابطه با حق زن مبنی بر گرفتن پول برای کار خانه) اینها برای این است مرد احساس پر رویی نکند و هر بار زن را در خانه دید بداند به او دارد لطف می کند. با این منطق می توان گفت هر بار زن از خانه پایش را بیرون گذاشت بداند مرد به او لطف کرده و یا هر روز که مرد با زن دیگری ازدواج نکرد به خانه آمد به او لطف کرده آیا این حرف ها باعث قوت خانه می شود؟ اینکه زنی کنار مرد خود برای خانه زحمت می کشد را اینجور به جان هم بیندازیم درست است؟ نگویید جای آن حرف چیز دیگری است و... در مشاوره های خانواده اثر این گفتمان ها را می توان دید. زنانی که با اندک اختلاف در یک بحث ساده به سرعت بحث کار خانه را پیش می کشند و از طرفی مهریه سنگین و از طرفی حق طلاق زنان و از آن طرف تبلیغ برای اینکه هزینه زن برای خودش است و از طرفی با توجه به فضای سنتی ما که اگر زن کار از دست بدهد زیر خرج شوهر یا پدر می رود البته فعلا و از طرفی حق کار خانه و... باعث شده همه آنچه آورده دین و سنت و مدرنیته باشد در حق زن به او داده شده و دست مرد را خالی کردیم. با این وضع طبیعی است زنان به راحتی به مردان جواب ندهند. طبیعی است به راحتی حتی حاضر نشوند با اندک اختلافی زندگی را تحمل کنند. یک نگاه به سنت ازدواج که رایج شده شده بیاندازید، پسران دهه ۷۰ دهه ۸۰ را برای ازدواج قبول می کنند چرا که با فاصله بیشتر و زیاد پسر فرصت پیشرفت و مال و.... داشته و برای یک دختر با فاصله کمی بیشتر می تواند مورد قبول باشد با این روند هر دهه که می گذرد بر دختران مجرد یک دهه افزوده می شود. الان چند میلیون زن بالای ۳۲ سال وجود دارد که شوهر ندارند!!! چون مردان هم به طرز طبیعی و هم این وضع که ایجاد شده اصلا توانایی ارضای خواسته های آنها را ندارند و دنبال دختران سن پایین تر می روند این ریشه در ضعیف کردن مرد ندارد؟ این ریشه در اینکه بالاخره زنان باید با مرد در زندگی راه بیاید ندارد؟ وقتی برای کار شوهر و محل زندگی و.... که اسلام تلاش کرده مرد که خرجی آور است اولویت و بر اساس اقتضای کار او تنظیم شود زن را محق کردیم و تخلف از آن را نوعی بدبختی آن زن قلمداد کردیم ازدواج سر می گیرد؟؟ بهتر می دانید استاد بالاخره مردان مجرد سن بالا راحت تر با توجه به قدرت مالی و....حتی نیاز جنسی و عاطفی را برطرف کرده و می‌کنند اما برای یک خانم سخت است و نمی تواند در سن بالای ۳۲ سال با هر سال یا دو سال یا حتی کمتر با یک مرد بودن سر کند. تفاوت در خلقت وجود دارد. بالاخره مرد راحت تر با این مشکل کنار می آید مرد نیاز کمتری نسبت به زن در مورد دوست داشته شدن توسط یک نفر را دارد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه فرمایید که شرایط امروزین تاریخی که انسان جدید در آن حاضر است، شرایط تاریخی خاصی است و نمی‌توان تاریخ را به عقب برگرداند. در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» سعی شده نگاه قرآن و روایات به زن مدّ نظر قرار گیرد ولی باید همان نگاه قرآنی در این زمان و این تاریخ، جواب دهد و باید طوری باشد که زنان ما احساس نکنند خداوند و قرآن به آن‌ها ظلم کرده، چیزی که متأسفانه با برداشت دینیِ بعضی از مذهبی‌ها پیش آمده است. در این رابطه عرایضی تحت عنوان «معنای حضور انسان آخرالزمانی نزد خود و دیگران و در جهان» https://eitaa.com/matalebevijeh/11304  شده است امید است مفید افتد. موفق باشید

34292

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: من به تازگی فایل ویدئویی معرفت نفس آنلاین که یک روحانی جوان شرح کتاب ده نکته در معرفت نفس را انجام می دهند. فکر کنم فامیلی ایشان صالحی باشد. آیا مورد تایید جنابعالی می‌باشند؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله ایشان یکی از طلاب فعّال  و اهل فکر و اندیشه هستند. إن‌شاءالله می‌توانید از مباحثی که دنبال می‌کنند، استفاده کامل را ببرید. موفق باشید

34127
متن پرسش

سلام و درود بر شما: استاد عزیز لطفا بفرمایید در وضعیت پیش آمده که دیگر کاری کردند که دیگر امکان تذکر و امر به حجاب نیست در جامعه. آیا دیدن زنانی که کشف حجاب کردند و از کنار آنان گذشتن و سکوت کردن گناهی بر ما است؟شما بفرمایید وظیفه من چیست؟ واقعا اینکه برخی زنان که در اقلیت هستند اصرار به تشبه به زنان غربی دارند خود یک تنگنای تاریخی شده. راهنمایی کنید چگونه تامل و تحلیل و انجام وظیفه کنیم. از کجا شروع کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فعلاً نباید عجله کرد. اینان متوجه نیستند این نوع کشف حجاب، خواسته و یا ناخواسته آنان را در بستر دشمنان این ملت قرار می‌دهد و فرهنگ دیرینه و تاریخیِ ما علاوه بر دیانت اسلام، پذیرش این نوع افراد را حتی در خانواده خودشان ندارد و چیزی نمی‌گذرد که متوجه می‌شوند جامعه پذیرشی و جایگاهی برای آن‌ها قائل نیست. زیرا بی‌حجابی آن‌ها یک بی‌حجابیِ عادی قلمداد نمی‌شود و به همین جهت شدیداً سرخورده می‌گردند و بی‌تصمیم می‌شوند. آن‌جا است که ما تازه با آن‌ها گفتگو خواهیم کرد تا بلکه آن‌ها را از خلأ و تنهاییِ خودساخته‌شان نجات دهیم. موفق باشید

34074

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد عزیز: سالهاست به دنبال (کار برای خدا یا کار برای رضا خدا) هستم حال آنکه با مسائلی از این دست که: هر چه هست اوست ما همه هیچ هستیم و عین هستی و عین کمال و رب و رحیم و.... اوست اصل مطلب کار برای خدا را نفهمیده یا به عبارت بهتر نیافته ام. خواهشا در این خصوص راهنمایی بفرمائید. آیا ملاک و معیاری برای سنجش و فهم میزان کار برای خدا و مخلصانه بودن عمل هست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند با ارسال رسولان وظایفی را مقابل ما قرار داده است تا با عمل به آن وظایف رضایت خداوند را به دست آوریم و آن انجام واجبات و ترک محرمات است. به امید آن‌که حضرت ربّ العالمین آن‌ها را قبول فرماید. موفق باشید

33454
متن پرسش

با سلام خدمت کاربران عزیز: به اطلاع عزیزان رسانده می‌شود به جهت آن‌که به لطف الهی سفر اربعینی در پیش است برای مدتی از جوابگویی به سؤالات کاربران عزیز محروم هستیم. دعاگوی همه عزیزان می‌باشیم و التماس دعا داریم.

متن پاسخ

با سلام خدمت کاربران عزیز: به اطلاع عزیزان رسانده می‌شود به جهت آن‌که به لطف الهی سفر اربعینی در پیش است برای مدتی از جوابگویی به سؤالات کاربران عزیز محروم هستیم. دعاگوی همه عزیزان می‌باشیم و التماس دعا داریم.

33417

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تشکر: ۱. اینکه انسان خودش انتخاب کرده که در این دنیا چه جور زندگی کند درسته؟ این را چه جوری بفهمیم درسته؟ ۲. اینکه بگیم فرد مریض خودش انتخاب کرده که در دنیا مریض باشه تا کفاره گناهانش باشه و در حقیقت یک راه میانبر رشد را انتخاب کرده، درسته؟ ۳. آیا مریض شدن فرد از نقشه های نفس اماره مکاره است یا چیز دیگر؟ ۴. سیر رشد روح در عوالم بعدی چگونه است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! کلیات زندگی و حضور در این دنیا مربوط به انتخاب مبنایی و ابتدایی انسان است. ولی حواشی زندگی مثل بیماری‌ها به جهت سهل‌انگاری انسان می‌باشد مگر آن نوع بیماری‌ها که نیز تقدیری است در راستای همان حضور اولیه انتخاب ما. موفق باشید

33402

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: اتفاقات عجیبی را از اول عمرم تجربه می کنم...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی متوجه باشیم حضرت ربّ العالمین به صورت‌های گوناگون راه‌های به سوی خود را و اُنس با خود را برای هر کس فراهم کرده است، چرا متوجه راه و راه‌هایی نباشیم که برای ما قرار داده؟ پیشنهاد می‌شود نامه حضرت مولی‌الموحدین علی مرتضی «علیه‌السلام» را به فرزند گرامی‌شان یعنی حضرت امام حسن «علیه‌السلام» مطالعه فرمایید و ببینید اتفاقاً حضرت علی «علیه‌السلام» با جوانانی همچون جنابعالی سخن‌ها دارند. آن نامه با شرح آن تحت عنوان «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» روی سایت هست. موفق باشید

https://lobolmizan.ir/book/294?mark=%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%85

33081

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر شما: گاهی اوقات انسان نیاز دارد که از مسیری که در آن قرار گرفته است اطمینان پیدا کند. یعنی مطمئن شود که راهی که می‌رود، همان راهی ست که باید در آن حرکت کند و وظیفه خود را به انجام برساند. ولی خیلی از مواقع این اتفاق نمی افتد یعنی هیچ عاملی نیست که به انسان تذکر دهد که راهت درست است و موفقیت و رستگاری تو در این راه است در نتیجه حالتی از سستی و تنبلی و رخوت در انسان پدید می آید که دیگر انگیزه ای برای انجام کارش نیست به عنوان مثال در هنگام درس خواندن و یا کار کردن در محل کسب این اتفاق روی می‌دهد و انسان شک می‌کند که مسیرش درست است و الان در جای درستی قرار دارد و دارد کار درست را انجام می دهد یا خیر؟ ۱. در این حالات باید چه کرد؟ ۲. چه کنیم که وظیفه خود را به درستی در این زمانه بشناسیم و انجام دهیم؟ (آیا وظیفه، از طرف خدا افاضه می‌شود یا اطلاع یافتن از آن اکتسابی است؟) ۳. مقام معظم رهبری (حفظه الله تعالی علیه) می‌فرمایند که عامل انگیزه دینی که شهدا داشتند باعث این شد که اینچنین بدرخشند (نقل به مضمون)؛ این انگیزه دینی چیست و چگونه باید آنرا در خود ایجاد نمود؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حضور بندگی در افق توحید در عین خوف و رجاء و نه در شک و تردید. ۲. همواره سیره و شخصیت اولیای معصوم حجّت‌اند در این‌که آیا راه را درست می‌رویم یا نه. زیرا «هُمُ السّبیل». ۳. انگیزه اصلی آن مردانِ مرد و آن زمان‌شناسانِ واقعی تحقق نظام توحیدی در مقابل  استکبار یزیدی بود به سیره مولای‌شان حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام». موفق باشید

32530

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: خوبید حاج آقا من یه آدم به شدت با احساسات و عاطفه و محبت هستم به شدت وابسته میشم، به مادرم که آنقدر وابسته هستم و دوستش دارم که خیلی آزارم میده و خیلی به اینکه یروزی نباشه فکر می‌کنم و دیوانه میشم، به خونه به آدم، به هرچیزی که بشه باهاش خاطره ساخت، خیلی وابسته و دلتنگ میشم، مثلا بیرون که میرم، مخصوصاً پیرمرد و پیرزن ها را که می‌بینم خیلی محبت خاصی تو دلم براشون ایجاد میشه و واقعا دلم میخاد قوربون صدقشون برم دوست داشتنم هم اینجوریه که مثلا وقتی یکی رو خیلی دوستش داشته باشم، دلم میخاد بمیرم، از این جهت که دلم میخاد اصلا وسط نباشم، یعنی خودی وسط نباشه و هرچیزی که هست  اون مخاطبی باشه که دوستش دارم، خلاصه آدمی هستم که خیلی زیاد محبت می‌کنم، یجورایی ارتباط های دوستانه هم که برقرار می‌کنم، دچار افراط تفریط می‌شوند، اکثر اوقات هم دل رنجور هستم، و دلم میگیره به خاطره این همه بی رحمی که بین مردم هست و آنقدر نسبت به همدیگه بی محبت و سرد هستن دلم به‌شدت میریزه بهم، از یه نظرایی خوبه، مثلا میشینم با خدا حرف می‌زنم و دلم میخاد اشک بریزم اما گفتم با شما مطرح کنم و... به نظر شما، ارتباط دوستانه ام را زیاد کنم یا محدود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با تعمق در معارف توحیدی به لطف الهی، روح انسان در کنار عواطف معنوی به تعقل اساسی نیز نائل می‌گردد و به همین جهت پیشنهاد بنده آن است که بعداً با مطالعه کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» و با رجوع به تفاسیر قرآن و تدبّر در آیات به آن تعادل لازم دست می‌یابید. موفق باشید

31962

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد: چگونه در تاریخ انقلاب اسلامی حضور پیدا کنیم؟ لطفا در یک جمله و با زبان ساده ودر حد فهم عوام بیان بفرمایید. ان شاءالله علم نافع بیشتر وبیشتر روزیتان شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد خوب است در ابتدای امر کتاب «انقلاب اسلامی و بازگشت به عهد قدسی» را مطالعه فرمایید. إن‌شاءالله نتایجی که به دنبال آن هستید را با شما در میان می‌گذارد. موفق باشید

 

31886
متن پرسش

سلام: نمی دانم چه شد این هفت خان برای ارسال پرسش طراحی شد. اول کلمه کلیدی مثلا گرانی را وارد می‌کنیم ۲۰۰، ۳۰۰ پرسش همه را باید بررسی کنی (خود کلمه را جستجو میکند نه موضوع را بنابرین بسیاری از سوالات غیر مرتبط هم می آید فقط به صرف آنکه گرانی در آن بود) این بررسی برای اینست که باید تایید کنیم سوال را در سوالات نیافتیم برای آنکه دروغ نگوییم باید سوالات را بررسی کرده باشیم بعد وارد ارسال که میشویم کد امنیتی، نام را نمی‌دانم برای چه می‌خواهید بعد هم که بعضا ارسال با خطا روبرو می‌شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کلمه کلیدی کمک می‌کند تا کاربران محترم با نظر به سابقه موضوعی که در نظر دارند، سؤال خود را مطرح کنند ۲. کد امنیتی موجب می‌شود تا عده‌ای فضای ارائه نظرات خود به سایت را با مجموعه‌ای حروف نامفهوم از نوع چینی و انگلیسی اشغال نکنند. مشکلی که در سایت قبلی برای ما پیش می‌آمد و ما مجبور بودیم فرصت زیادی جهت حذف آن حروف صرف کنیم. موفق باشید

28726
متن پرسش
سلام: در خصوص فرصتی که به شیطان داده شده، که در قرآن از آن با نام «یوم الوقت المعلوم» یاد شده، فارغ از این که این روز چه روزی است، سؤالی در خصوص لفظ معلوم دارم. حکمت ذکر شدن این لفظ چیست؟ آیا غیر از خدا، کس دیگری هم این روز را می‌داند؟ اگر فقط خدا به آن علم دارد، خداوند که عالم به همه چیز و همه کس است، و چیزی بر خدا مجهول نیست، و به کار بردن لفظ معلوم ممکن است در اذهان، حشو به نظر برسد. مثل این که به شخصی بگوییم : «تا یک روز خاص به تو مهلت دادم و این مهلت را می‌دانم» مشخص است که شخص مهلت دهنده به مهلت آگاه است. مگر این که منظور، انحصار بر علم باشد، یعنی فقط خدا می‌داند. اصلا شاید هم حکمتی دیگر داشته باشد. به طور خلاصه بفرمایید که برداشت شما از ذکر کردن لفظ «معلوم» چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «معلوم» بعضاً به معنای محدود است و در آیه‌ی فوق در مقابل تقاضای شیطان که شیطنت خود را «الی یوم یبعثون» تقاضا کرده بود، جواب داده می‌شود در وقت «معلوم» و محدودی آن تقاضا جواب داده می‌شود مثل آن‌که در آیه‌ی ۲۱ سوره‌حجر داریم: «وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ» به این معنا که آنچه از خزانه‌ی الهی نازل می‌شود به اندازه‌ی معلوم و محدودی نازل می‌گردد. موفق باشید

28194

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: آیا مهمترین چیزی که انسان در لحظه باید به آن بیشترین توجه را داشته باشد عمل به درست‌ترین تصمیم است که بر آمده از وجدان اوست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در صورتی که با شرع الهی و آموزه‌های دینی مطابقت داشته‌باشد و ناشی از روحیه‌ی عبودیت انسان باشد نه خود نمایی. موفق باشید

27972

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر. این حدیث شامل آدم های معمولی یا گناهکار هم می‌شود یا مال اولیاء خداست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کدام حدیث؟! موفق باشید

34409
متن پرسش

سلام استاد گرامی. روح الله عجمیان متولد ۲۲ بهمن هم بوده!! چقدر همه چیز جوره در مورد شخصیت این شهید! اسم، چهره، انگار یه خمینی دیگری رو شد ولی پرده نشین.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً هم عرض شد. واقعاً آن شهید بزرگوار عزمی از جنس عزم حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در او بود. برای این‌که کاری بکند، کارستان. و واقعاً خداوند از طریق آن شهید بزرگوار رسواییِ بی‌نهایتی را بر پیشانی دشمنان انقلاب نصب کرد. مسلّماً یکی از آرزوهای آن شهید بزرگوار بود تا معلوم کند کسانی که مقابل کلیّت انقلاب اسلامی قرار دارند، تا کجاها از نظر انسانیت در سقوط هستند و راز سجده او در آمبولانس، همانند شکر حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» بود در قتلگاه. از آن جهت که حضرت متوجه شدند آنچه باید از طریق ایشان انجام می‌شد و آن رسواییِ جریان اُموی بود؛ به خوبی انجام شد. موفق باشید  

34365

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام حضرت پروردگار و خیر و برکاتش بر شما. ان شاءلله در پناه معشوق باشید. ببخشید استاد من وقتی در جبهه ی باطل صفحات مجازی قرار می‌گیرم چنان هجمه ی ذهنی بهم وارد میشه که اصلا عقلم از استدلالی که شیرین و با عشق اون رو در شرایط معمولی بیان می‌کردم به جورایی عاجز میشه و تلاش در سست کردن عقاید در قلبم داره به طوری که به وضوح این رو حس می‌کنم آیا این از کمبود ایمانه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «دوست دارد یار این آشفتگی». بالاخره اگر متوجه نباشیم جنگ، جنگِ حق و باطل است و در این جنگ آن‌چنان نیست که همیشه همه‌چیز به نفع ما باشد؛ مجبوریم فکر کنیم و باز هم فکر کنیم تا متوجه سنت پیروزی حق بر باطل در دلِ همین طوفان‌ها باشیم. عجله نباید کرد. خداوند از ما شکیبائی و صبر می‌خواهد تا خودش آرام‌آرام گنجی که در خانه ما می‌باشد را طوری به ما بدهد که باید تا مصر سرگردان شویم. این اشاره به شعر مولوی است که شنبه شب در جلسه خوانده شد. موفق باشید

34213

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب: چنانچه مطلع هستید گروهی از مخاطبان جنابعالی و کسانی که مشتاق قدم گذاشتن در عرصه سلوک الی الله هستند مشغول درس خواندن هستند. منظور بنده از درس، درسهای حوزوی و دینی و علوم انسانی نیست بلکه منظورم علوم تجربی و ریاضیات، و به خصوص علوم تجربی است. در ذهن اکثر افرادیکه علوم تجربی می‌خوانند این تفکر نقش بسته که: «علمی که ما می‌خوانیم در سلوک ما تأثیری ندارد». و بعضا هم از سوی افرادی این تفکر القا می‌شود که اگر می‌خواهید به خدا برسید حتما باید طلبه دروس دینی باشید. حال نظر شما چیست؟ بالاخره یکسری از افراد، با استعدادِ علوم تجربی هستند و در ایرانِ کنونی، علم آنها برای کشور و انقلاب قدرت آور است. این افراد با چه انگیزه و هدفی درس بخوانند که هم سلوک محقق شود و هم علم شان در راه درستی صرف شود؟ با تشکر 🌹

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که متوجه هستید بسیاری از افراد بدون آنکه حضور حوزوی را برای خود تعریف کرده باشند راههای صد ساله را به تعبیر حضرت امام خمینی «رضوان الله تعالی علیه» یک شبه طی کرده اند زیرا متوجه شده اند در زمانه خود چه اموری نیاز است و به آن پرداختند. مسلماً امروز در کنار تحصیلات حوزوی تحصیلات دانشگاهی و علمی نیز لازم و ضروری است. عمده انگیزه و رویکردی است که باید مد نظر داشت و از جهت دیگر توجه به معارف دینی و معنوی است که در کنار فعالیت علمی باید سرزنده نگه داشت. چه خوب است که در کنار حرکت علمی, برنامه معرفتی مورد غفلت قرار نگیرد. شاید سیر مطالعاتی سایت برای کسانی که ذوق معرفت نفسی داشته باشند, کمک کار باشد. موفق باشید

34212
متن پرسش

سلام استاد: وقتتون به خیر. سال هاست از کتاب ها و فایل های صوتی شما در مباحث استفاده می کنم و بسیار بسیار در مسیر زندگیم موثر بوده به خصوص مباحث اخلاقی در حدیث یابن جندب و ای اباذر که سال هاست بارها گوش کردم خواستم ازتون تشکر کنم، اجرتان با حضرت زهرا سلام الله علیها

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امید است با حضور در مسیری که اسلام عزیز و اولیای معصوم در مقابل ما می گشاید همچنان با صبر و شکیبایی و ایستادگی و ادامه آنچه یافته اید, به نتایجی برسیدکه حضرت حق در رابطه با آن فرموده اند: «أَعْدَدْتُ لِعِبَادِي مَا لاَ عَيْنٌ رَأَتْ وَ لاَ أُذُنٌ سَمِعَتْ وَ لاَ خَطَرَ بِقَلْبِ بَشَر» براى بندگان خويش آماده كردم چيزى را كه نه چشمى ديده و نه گوشى شنيده و نه بر قلب بشرى خطور كرده است. آیا حیف نیست وقتی سرمایه های دینی ما تا این اندازه می‌تواند انسان ساز باشد, انسان خود را گرفتار فضایی بکند که به راحتی در آن تهمت و فریب حاکم است بدون آنکه افراد متوجه فریبکاری آن فضا بشوند؟ موفق باشید

33588

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و رحمت الله خدمت استاد بزرگوار: استاد در مسیر طلبگی بر سر دوراهی قرار گرفتم و خواهشمندم بنده رو راهنمایی بفرمایید. امسال سال پنجم طلبگی رو در تهران به پایان می‌رسانم و باید برای سطح ۲ تصمیم جدی بگیرم؛ از طرفی علاقمند و دغدغه کار با نوجوانان و دانش آموزان رو دارم و مناسب می‌بینم سال بعد وارد سرباز طلبگی و آموزش و پرورش شوم و پیشه معلمی رو دنبال کنم و دروس حوزه را در کنار آن مطالعه کنم. از طرفی علاقمندم سال آینده وارد موسسات تخصصی فلسفه و حکمت قم بشوم و از محضر اساتید بزرگواری مثل استاد امینی نژاد، یزدان پناه و... استفاده کنم. وضعیت نابسامان معلمان شهرم، نیاز دانش آموزان به مسائل دینی و نبود روحانی در این بین، علاقه به تدریس، فراهم شدن یه بستر اقتصادی برای ازدواج و... مشوق راه اول هستند. بهره مندی از محضر اساتید بزرگوار، علم آموزی، فاصله نگرفتن از فضای علمی و معنوی و عزیز حوزوی، به ثبات رسیدن وضعیت علمی و معنوی و شخصیتی و... از مشوق های راه دوم هستند. کتابهای فلسفی و معرفت النفسی شما رو مطالعه کردم، بدایه رو هم مطابق توصیه شما با استاد امینی نژاد مطالعه کردم و می‌خواهم نهایه را آغاز کنم به لطف خدا. الان مانده ام چه تصمیمی بگیرم! چقدر می‌توان روی استفاده از اساتید بوسیله صوت درسشان حساب باز کرد؟ حضور در قم چقدر ضروری‌ست؟! مطالعه دروس حوزوی کنار معلمی چقدر به صلاح است و ممکن؟! و... ممنون میشم راهنمایی بفرمایید و به ایمیلم ارسال بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انتخاب آسانی نیست ولی گویا راه پیش‌آمده در معلمی با توجه به معارفی که در حوزه طی کرده‌اید، برکات خاص خود را برای شما و دانش‌آموزانتان پیش می‌آورد که إن‌شاءالله در دل آن کار، در مسیر حکمت و عرفان و قرآن هم قدم‌های خوبی برمی‌دارید. موفق باشید

33582

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد طاهرزاده گرامی: استاد من به دور و اطرافم که نگاه می کنم خیلی از زوج هایی که ازدواج کردند، الان یا طلاق گرفته اند یا اگر طلاق هم نگرفته اند دچار طلاق عاطفی شده اند و متاسفانه از زندگی خودشون راضی نیستند. بنده قراره به زودی ازدواج کنم. خواهشا نصیحتی بفرمایید در باب ازدواج و در باب این موضوع که چه طور دچار طلاق عاطفی نشیم و تا آخر عمر هم دیگر رو دوست داشته باشیم و این که اگر سخنرانی یا کتاب یا هر منابعی بفرمایید تا مطالعه کنیم در مورد همین موضوع ممنون میشم. در ضمن من طلبه هستم و خانمم دانش آموز

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده درک همدیگر است در بستر تاریخی که با انقلاب اسلامی ذیل رهبری انقلاب در حال وقوع و پیشرفت است. در این مورد خوب است  کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» و جزوات «حضور نرم و نقش مؤثر زن در این تاریخ» و «هویت قدسی زن و حضور در جهان گسترده‌ی امروز» که روی سایت می‌باشد را مطالعه فرمایید. موفق باشید

33231

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بنام خدا. استاد ارجمندم سلام علیکم: در محضر حضرتعالی و بیان شیوای شما در شرح روایات متعدد مبنی بر دوری از کثرت ها خصوصا جمع مال با تعبیر بسیار زیبای شما که می‌فرمائید: غنی شدن از چیزی بهتر از غنی شدنِ با آن چیز است به انتهای این باور رسیدم، تا جائی که ثروت مختصری که دارم وبال روح و جانم شده و همواره دنبال بهترین راه برای رها شدن از آن هستم، خود شما را هم دیده ام از ریسمان سیاه و سفید مسائل مالی دوری می‌کنید، بحث های حضرتعالی در این خصوص را هم در گعده های مختلف با دوستان در میان گذاشتم و اکثرا مورد استقبال قرار گرفت و به لطف الهی افق هایی باز شد، اخیر سخنرانی یکی از وعاظ محترم و عزیر در این شبها مبنی بر اینکه حضرت علی علیه السلام در مواجهه با طلحه و زبیر به عُمالشان فرمودند که پولهای نقد مرا بیاورید وقتی پولها را روی هم چیدند یک حجم بسیار قابل توجهی شد و.... خلاصه فرمودند که بچه حزب الهی باید پولدار باشه و.... می خواستم از محضر شما بپرسم چرا اینقدر تعارض در بیان روایات وجود دارد؟ از این که مصدع اوقات شریف حضرتعالی و اعضای کانال شدم عذر خواهم. التماس دعا.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عزیزان بخصوص گویندگان محترم عنایت داشته باشند که این‌طور نبوده که حضرت علی «علیه‌السلام» به دنبال ثروت‌اندوزی باشند بلکه شرایط تاریخی طوری پیش آمد که سهمی از غنایم مربوط به صحابه می‌شد و در آن زمان حضرت سهم خود را که قرض داده بودند، به میان آوردند تا به رقبای خود نشان دهند که انسان فقیری نیستند، ولی به سخن امام حسن«علیه‌السلام» پس از شهادت حضرت علی «علیه‌السلام» نظر کنید که فرمودند: «پدر من از دنیا رفت نه درهمى باقى گذاشت و نه دینارى؛ لَا صَفْرَآءَ وَ لَا بَیْضَآءَ (نه زردى و نه سپیدى) جز هفتصد درهم». در ضمن خوب است در این مورد به سؤال و جواب شماره 33225 رجوع فرمایید. موفق باشید

نمایش چاپی