بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
31088

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بنده میخوام ازین به بعد ان‌شاءالله تو فضای مجازی از کتاب های شما مطلب بذارم، می‌خواستم اجازه بگیرم که نظرتون چیه؟ راضی هستید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اجازه نمی‌خواهد! اگر حرف حقی هست که مربوط به خداوند است و حتی نیاز نیست نام بنده برده شود. موفق باشید

29059
متن پرسش
سلام علیکم: استاد با توجه به سوابق مبارزاتی و اِشرافی که بر حوادث انقلاب دارید خواستم از خدمتتون سوالی بپرسم. با یکی از افراد سن و سال دار که در زمان انقلاب هم جزو مبارزین بوده ولی هم اکنون با انقلاب زاویه پیدا کرده، صحبت می‌کردم، می‌گفت که مردم سال ۵۷ بخاطر رهایی از استبداد و مشکلات حکومت پهلوی با امام خمینی همراه شدند و قصدشان آزادی و استقلال از استبداد و مفاسد بود و بیشتر بدنبال یک حکومت دموکراسی محور و با حضور هر فردی اعم از مجاهدین و نهضت آزادی و غربگراها و همگان بودند تا حکومت اسلامی و با محوریت تفکر توحیدی در حکومت و یک حکومت دین محور. از سال ۵۹ هم که مشخص شد روند جمهوری اسلامی روند حکومت اسلامی است مردم زاویه گرفتند و با جمهوری اسلامی مخالفت کردند و البته جنگ هم که شد بالاخره وحدت لازم بود و لذا سکوت کردند و همکاری داشتند. در پاسخ و بررسی این مطلب اگر ممکن است نکاتی را بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم اقشار مختلف با انگیزه‌های مختلف وارد انقلاب شدند. ولی شعارهای انقلاب، روح اصلی انقلاب را روشن می‌نمود. یکی از اصلی ترین شعارهای انقلاب «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بود که از واژه‌ی جمهوری اسلامی می‌توان همان معنای مردم‌سالاری دینی را مدّ نظر داشت بخصوص که در رفراندم تعیین نظام نیز بیش از 90 در صد به همین جمهوری اسلامی رأی دادند که به معنای آن است که مردم در بستر سنت اسلامی نظام خود را پایه‌گذاری کردند. البته طوری عمل نشد تا اسلام به وسعت خود به میان آید و بعضاً تنگ‌نظری‌هایی به نام اسلام شد و بیانیه‌ی گام دوم که رهبر معظم انقلاب مطرح فرمودند جهت بازخوانیِ راهی بود که در این 40 سال طی شد. و به هر حال روح انقلاب، روح حضور در جهانی بود و هست که آموزه‌های اسلامی برنامه‌ی اداره‌ی کشور باشد. موفق باشید   

28845

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ببخشید چطوری دایره ی لغاتمون رو برای نوشتن متون معرفتی و تربیتی گسترده کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد تخصص خاصی ندارم. موفق باشید

28462

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: سوال شماره ۲۹۳۹۸ را ارسال کردم ولی جواب نیومده برام. لطفا پیگیری فرمایید. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور شخصی این‌طور جواب داده شد:

۲۸۳۹۸- باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده با توجه به شرایطی که دارید، نباید به خود سخت‌گیری کنید. منتها در حین روز اگر فرصت داشته باشید قضای نافله‌های شب را به‌جا آورید. موفق باشید

28194

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: آیا مهمترین چیزی که انسان در لحظه باید به آن بیشترین توجه را داشته باشد عمل به درست‌ترین تصمیم است که بر آمده از وجدان اوست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در صورتی که با شرع الهی و آموزه‌های دینی مطابقت داشته‌باشد و ناشی از روحیه‌ی عبودیت انسان باشد نه خود نمایی. موفق باشید

39876
متن پرسش

اعجازگونگی خلقت مابین روزمرگی ها آنچنان گم شده که انگار نه انگار عالم را رمزی هست! با کت و شلوارهایی اتو کشیده شغل و صاحب‌خانه بودن و درآمد ثابت و تعداد فرزندانمان را به یکدیگر متذکر می‌شویم که نکند خدایی ناکرده بی معرفت بمیریم! لابلای غربزدگی‌هامان می‌گوییم بیچاره مردم مظلوم غزه و یمن باید یاری شوند تا وجدانمان قبل و بعد از مذاکره آرام بگیرد! به هم لبخند می‌زنیم و می‌خواهیم سر به تن هیچکس نباشد! آه ای انسان ای غریب‌ترین مخلوق هستی... کاش نبودی تا همه آسوده باشند! انگار فقط مشکل تویی ای انسان! مواظب باشیم موقع بالابردن دستمان در نماز جمعه هنگام تکبیر و مرگ بر آمریکا گفتن، خدایی نکرده اتوی کتمان خراب نشود! کاش خطبه دوم زودتر تمام شود آخر ناهار خانه پدرخانم به صرف کباب دعوتیم! الناس عبید الدنیا هم باشد برای بعد از آروغ ناهار... بیایید به هم لبخند بزنیم، راستی دوغ آبعلی با کباب می‌چسبد. [در راه خانه پدرخانم وقتی شیشه‌های جلو پایین هستند] چقدر امروز اکسیژن هوا لطیف است و ما را یاد بهار دل‌ها می‌اندازد... پسرم دَرسَت را بخوان بروی دانشگاه برایمان دندانپزشک شوی! (یک کلام از وجدان: کاش دندانپزشکی بود که دندان حرص و طمعت را می‌کند.) لَش شدن بعد از کباب هم خیلی می‌چسبد! گور بابای معرفت! اصلا تقصیر مردم است که اشتباه رای می‌دهند، این بد حجابها را باید توی گونی کرد (خطابات مرد شریف نماز جمعه خوان بعد از میل کردن کباب به همراه دوغ آبعلی و اتفاقات پس از آن به پدرخانم)... _کادر بسته: بوس پدرخانم از لپهای نوه_ داماد نمازجمعه خوان بعد از هضم غذا: الناس نیام اذا ماتوا انتبهوا را در ذهن مرور می‌کند که مجلس، مجلس غفلت نبوده باشد خدای ناکرده که تفکر ساعتی افضل است از عبادت ۷۰ سال! وسطهای موت اختیاری مادر خانم میوه و چایی را آورد... هرچه زده بودیم پرید... آه غزه ان شاالله کار تو باشد برای شنبه... تو که کلی برای بیداریمان صبر کردی، یک روز که دیگر بجایی بر نمی‌خورد... شنبه هم که انگار نافش به جمعه بعدی گره خورده! جمعه بعدی هم که صبح کله پاچه میهمان همکارمان هستیم که با او رفت و آمد خانوادگی داریم! آخرین سکانس: دیگر دیر وقت است برویم بخوابیم، شب بخیر...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ولی نه!!! ای غزّه! تو ما را کُشتی. خدا می‌داند حتی اگر مُردن در این زمانه همراه با اشک و آه برای مردم غزّه نباشد، مُردن نیست، سَقَط کردن است. ولی حکایت رهبر عزیز و بصیر ما، حکایت وجدان و وجدان‌هایی است که تماماً با مظلوم‌ترین مردم به سوی آینده‌ای نظر دارند که نه‌تنها انتقام آن مردم مظلوم گرفته می‌شود، متوجه اراده و عزمی هستیم که حضرت ربّ العالمین با توجه به آه و اشک مردم جهان که همه هر روز با مردم غزّه می‌میرند؛ می‌باشد و محال است، آری! محال است خداوند ذیل آن وجدان و این عزم و اشک و آه، اراده‌ای را به ظهور نیاورد و در راستای ظهور آن اراده، در موقعیتی که آسان‌ترین کار شهیدشدن زیر بمب‌های رژیم صهیونیستی است، ما اطمینان داریم به انتقام بزرگ الهی برای ویران‌کردن خانۀ هرگونه غرب‌زدگی و نژادپرستی. و این‌جا است که رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند: «ایمان به هدف و یقین به حقّانیت مسیر بسیار مهم است» که البته به گفتۀ ایشان تلاش‌های خصمانه‌ای برای مخدوش‌کردن آن وجود دارد، در عین آن‌‌که اگر به گفتۀ شما عده‌ای گمان می‌کنند با زندگی‌های عادی می‌توانند در آن جبهه حاضر باشند؛ به اشتیاق وصف‌ناپذیر صدها و هزاران جوان مؤمن و پرانگیزه در این حضور باید نظر کرد، آن طور که رهبر معظم انقلاب در نگاه واقع‌بینانۀ خود به آنان نظر دارند. در بیانات (24 فروردین 1304). موفق باشید        

35461
متن پرسش

بسم الله الرّحمن الرّحیم: موضوع :آنگاه که خودمان خود مان نیستیم
«مرده شو تا مخرج الحی الصمد / زنده‌ای زین مرده بیرون آورد»
 منظور از مُخرج الحی، الله باری تعالی است، برگرفته از آیه ۹۵ سوره انعام «یخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ مُخْرِجُ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ»... به عبارتی مولانا در این بیت انــسـان را به ۲ بُـــعد تقسیم کرده است، بُـــعدی که وقتی انسان در آن واقع است «مُرده» و بُـــعدی دیگر که در آن انسان حقیقتا «زنده» است... شاید سوال پیش آید که انسان زنده را می‌دانیم که چه مفهومی دارد اما مرده بودن انسان در زنده بودن‌اش که معنای مُحَصل ندارد، پس انسان مُرده چگونه زنده است؟ برای جواب به این سوال باید آثار مولانا را به طور دقیق بررسی کرد تا منظور او از مردگی و زندگی کشف شود. مولانا زنده گی انسان را آنچنان که در ذهنیت مرسوم زمانه رواج دارد که عبارتست از نَفَس کشیدن و خوردن و نوشیدن و خوابیدن وکار کردن... خلاصه نمی‌کند بلکه «زنده گی» را در معنا و افق بس بلندی طرح می‌کند، او زندگی را در زندگی نباتی نمی‌شناسد، و آن‌را تنها مرده ایی که البته زنده ایی در درون خود دارد، بیان می‌کند او زندگی را «در بدست آوردن چیزها» نه! بلکه «در از دست دادن چیزها» می‌بیند، با این بیان یعنی انسان در بدو تولدش یک موجود نباتی، حیوانی، است که البته بالقوه در خود «انسان» دارد و خارج شدن «انسان» از این حیوانیت و نباتیت را، مستلزم «از دست دادن» وجهی از توهمات باطل و تخیلات خفاشی، می‌داند. یعنی مرده شدن! نسبت به آنچه، بطور توهمی «خود» انگاشته ایم! مرده شُـــــــــــو، تا مُخرج الحی الصمد / زنده ایی زین مرده، بیرون آورد. حال دعوت می‌کنم به ریشه واژه انفاق توجه فرمایید انـفـاق: به معنای جدا کردن بخشی از هرچیزی به منظور بخشیدن آن بخش جدا شده، است، بعبارتی انفاق یعنی جدا کردن آنچه مال خودم نیست ولی در مال خودم هست، حتی مفهوم شناسان در این باورند که منافق نیز با نفاق هم ریشه است، چراکه منافق بلعکس انفاق کنند، بجای جدا کردن، به جمع می‌پردازد. اَنفَقَ و اِنتَفَقَ و نیز نام‌هایی چون نفقة، نافقاء و نَیفَق را از ریشه نفق به معنی از دست دادن یا از دست رفتن است. حال از طرفی در قرآن آیه داریم «انتم الفقرا» یعنی ذات حقیقی انسان فقیر است و بی چیز!، ولی قدرت جذب آنچه مال خود نیست، را دارد لذا آیه ۳۷ و ۳۸ سوره محمد (ص) بسیار نکته جالبی دارد. می‌فرماید شما در مقابل این دادن چیزها سخت بُخل ورزید «إِن يَسْأَلْكُمُوهَا فَيُحْفِكُمْ تَبْخَلُوا وَيُخْرِجْ أَضْغَانَكُمْ» ﺍﮔﺮ ﻫﻤﻪ ﺍﻣﻮﺍﻝ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﻭ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﻭﺭﺯﺩ، ﺑﺨﻞ ﻣﻰ ﻛﻨﻴﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﮔﻤﺮﺍﻩ ﻣﻰ ﺷﻮﻳﺪ (٣٧) حال آیه ۳۸ می‌فرماید، این بُخل ورزی به ضرر خودتان است، اگر به بخل ورزی دچار شوید [یعنی به دادن آنچه بر اساس توهمات باطل مالک دروغین آن گشته اید] و اگر اختیارانه پس ندهید! آنگاه با خــــــودی از خـــــــــــــود مواجه خواهید شد که مثل خودتان نیست!!! یعنی «خود توهمی» یعنی ما خود نخواهیم بود در عین آنکه خود را خود می انگاریم. به عمق خطر باید فکر کرد!! آیه ۳۶همین سوره مبارکه سِّر عجیبی بیان می‌کند اگر اهل ایمان و تَقوا باشید وضعیت فرق دارد. اگر اهل ایمان و تقوا باشیم، خداوند تعالی، اموالتان را پس نمی‌گیرد! «وَإِن تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا يُؤْتِكُمْ أُجُورَكُمْ وَلَا يَسْأَلْكُمْ أَمْوَالَكُمْ» ﺍﮔﺮ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺑﻴﺎﻭﺭﻳﺪ ﻭ ﭘﺮﻫﻴﺰﻛﺎﺭﻱ ﻛﻨﻴﺪ، ﺧﺪﺍ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﻫﺎﻳﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﻧﻤﻰ ﺧﻮﺍﻫﺪ [ﻛﻪ] ﺍﻣﻮﺍﻟﺘﺎﻥ ﺭﺍ [ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺧﺪﺍ ﺍﻧﻔﺎﻕ ﻛﻨﻴﺪ](٣٦) در متن سوره، «تقوا و ایمان» را در قــــیـــد تبعیت از رسول الله صلی الله علیه و آله بیان می‌فرماید یعنی جایگاه ولایت!! حال بنظر حقیر جایگاه ولایت و انقلاب از چنین گسترده گی برخوردآر است، بدون ولایت مداری، انسان حتی خودش نیست! در یک توهمی زندگی می‌کند که بقول مولانا، مرده است و توهم زندگی می‌کند از زحمات امثال شما ها باید تا سر حد جان ممنون بود. بی جا نیست که شما خود من هستید، یعنی استاد طاهرزاده، خود من متعالی است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد جمله آخر باید عرض کنم که بنده قابل این حرف‌ها نیستم. آری! در برهوت این دوران مردی را یافتم به نام حضرت روح الله که اگر تمام مصیبت‌ها بر سرم بریزد، دست از او بر نخواهم داشت و به گفته جناب نظامی گنجوی: «گرم سنگ آسیا بر سر بگردد / دل آن دل نیست که از دلبر بگردد.»
در مورد مرده‌هایی که نفس می‌کشند، حقیقتاً «خودِ توهّمی» که فرمودید در میان است و با گسترده‌شدنِ خود از طریق انفاق، خود را به معنی حقیقی آن احساس خواهیم کرد به همان معنای خارج‌کردن زندگان از دل حیاتی که در واقع، مرگ است و این امروز به عالی‌ترین شکل ممکن در دل انقلاب اسلامی با ظهور شهادت به میان آمد از آن جهت که شهادت، حیاتی برتر است و این مائیم و سخن حضرت روح الله که فرمود: « ما برای درک کامل ارزش و راه شهیدانمان فاصله طولانی را باید بپیماییم و در گذر زمان و تاریخ انقلاب و آیندگان آن را جستجو نماییم.» و نیز فرمود: خون شهیدان برای ابد درس مقاومت به جهانیان داده است. و خدا می ‏داند که راه و رسم شهادت کور شدنی نیست؛ و این ملتها و آیندگان هستند که به راه شهیدان اقتدا خواهند نمود. و همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود.» آیا این همان سخن جناب مولانا نیست که فرمود: «مرده بدم زنده شدم؟» موفق باشید

 

34930

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: میگم یه سوالی مدتی برام پیش اومده اگر آدم توبه کرد، که کرد، «فتلقی آدم من ربه»... پس چرا دوباره «قل نهبطوا منها جمیعا» اومد؟ توبه اش قبول نشد؟! پس چرا هبوط کرد دوباره؟ اگر آثار عمل گناه تا این حد باقی میمانه پس توبه دقیقا چیکار میکنه؟ " توبه آثار عمل رو از بین نمیبره؟ " قبل از توبه آدم و آیه «فتلقی آدم من ربه» هم اومده که «قل اهبطوا بعضکم لبعض عدو»... یعنی قبل از توبه هم باید هبوط می‌کرده.... ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «هدف حیات زمینی» عرایضی در این رابطه شده است مبنی بر آن‌که خداوند از همان ابتدا بنا دارد خلیفه‌ای در زمین قرار دهد و در این صحنه‌ها که ملاحظه می‌کنید به آدم نشان داد که اتفاقاً زمینی باید باشد و از زمین که صورت برزخیِ آن «شجره»، است و آدم به آن نزدیک شد؛ باید شروع کند. موفق باشید

34397

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم: برای کسی که زمان زیادی ندارد در ماه رجب، از ادعیه و نماز های وارد شده به نظر شما کدام افضل است تا انجام دهیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید تأمّل بر دعایی که از ناحیه مقدسه آمده است و در مفاتیح موجود است و بنده نیز شرح مختصری بر آن داده‌ام؛ و نیز سرزدن به کتاب «ماه رجب، ماه یگانه‌شدن با خدا» و شرح سوره «حمد» که بنا است از روزهای اول ماه رجب در کانان «مطالب ویژه» قرار گیرد، إن‌شاءالله مفید باشد. موفق باشید

34391
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیک و رضوانُه خدمت استاد طاهرزاده عزیز: و باز دوباره با زحمت خواندن وجیزه این کمترین مواجه شدید جداً پیشا پیش از اینکه این نوشته باعث زحمت و وقت شما می‌شود عذرخواهم و امیدوارم مطلبی را که جایی نداشتم یا گوشی نیافتم و یا دلی ندیدم برای حضورِ آن، این جا را اختیار کردم؛ برای آنکه مفتاحی باشد برای دیگر فتوحات.

 «اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّه»: ما با انسانِ امروز از وجوهِ محدود و دست و پا گیرِ دین سخن گفته‌ایم و هیچگاه فراخنای وسعت و سعه‌ زندگی در بستر تقوا را با او در میان نگذاشته‌ایم و یا در سخن، از آزادی وسیع انسان در جهان و عوالم وجودی درونی‌اش سخنی با او نزدیم. انسانِ امروز گستره‌اش و محدوده‌اش و کرانه‌اش در رسانه‌ای است که او را به تمام نقاط دنیا متصل کرده است آن‌هم اتصال عرضی و نه طولی، آن‌هم محدود و نه وسیع، و همچنین پنهان و نه پیدا. این‌جا آن نقطه شروعی است که اگر خوب بتوانیم وجهی از جهان‌بودگی و یا زیست جهانِ گشوده متعالی او را در برابر او بگشاییم و با او مفاهمه کنیم انسان در کرانه ابدی خود که همه خود اوست و همه در جهان پنهان اوست و اوست که مرتبط با عالم‌هاست، دیگر تلاش نمی‌کند تا خود را از رنج عالم مدرن که بر اساس خیالات و توهّمات بنا شده است جستجو کند و در آخر هم دست به خودکشی یا افسردگی یا پوچی بزند. به نظر می‌رسد مسیر پوچی انسانِ این تاریخ، نه از سر انتخابِ آزاد او بلکه از سر گسیختگی او از عالم معنا صورت گرفت و او در این انتخاب مخیر در میان این یا آن نبود بلکه ناگزیر خود را در توهمات سراسر پوچ عالمی یافت که وجهی از معنا که مأمن اُنس یا ملجأ آرامش او در دنیا باشد نبود و حال انسانی مانده است و یک دنیا پوچی و تاریکی و سرگردانی در عرض و افقی به میان آمده است دقیقا در طول زندگی او که از جنس دیگری است و در ساحت نهان و پنهان خود اوست که برای درک آن نیازمند تنبه و اشارتی است تا خود را از شر تاریخ نهیلیسم نجات دهد و درست در مقابل این گسیختگی دست شهدا را می توان به این نسل نشان داد که از افق مقدس تاریخ حیات معنوی آویخته شده است تا این گسیختگیِ انسا ن را درمان کند و اگر ما او را در این حیات به وسعت انتخاب آزادی که دارد و سال‌هاست که این آزادی را در ذیل جبر زمانه عالم و مناسبات تاریخ غرب یا گم کرده است و یا بدان راه ندارد، به او نشان ندهیم؛ بدانیم هزاران کار فرهنگی هم رنگی به او نخواهد بخشید و دستی از او نخواهد گرفت. آیا وقت آن نرسیده است تا در هنگامه ندای جهاد تبیین بر کرانه این دستور الهی آن افق بی‌کرانگی انسان را به روی او بگشاییم تا انسان از ضیق تنگ و معیشت ضنک امروزین خود بیرون بیایید و دست به انتخابی فوق رسم زمانه بزند؟ کاری که در هر برهه از تاریخ اسلام با جلوه های ناب و متعالی از آن رویرو بودیم!! آیا وقتش نشده تا فکری کنیم که چرا بشرِ امروز، از سخنان مذهبی و دین خسته است و گوشش بدهکار این سخنان نیست؟ شاید بازگشت جواب این سخن به همان وجه متعالی انسان این عصر است که در طلب ساحتی دیگراز سخن و زبان و انسان است و دیگر سخنان دینی و مفاهیم مذهبی نیوشای وجود او نمی‌باشد و او خود را در طلب کمالی دیگر و سخنانی از جنس سخنان اولیا و انبیا جستجو می‌کند! در این عصر انسان سخن زیاد شنیده است و مفاهیم زیادی می‌داند و انباری از اطلاعاتی است که دهکده جهانی با او در میان گذاشته است اما آنچه این انسان گم کرده است و طلب امروزین اوست و نیاز فردایی اوست، همان مطلوب متعالی و حقیقت قدسی و ندای فطری اوست که نه در ارتباط عرضی که در سیر طولی انسان نهان شده است و هر از چند گاهی در بروزات تاریخی همانند تشییع شهدا و یا مقابله با استکبار ظهور می‌کند. مگر در تشییع شهید حاج قاسم این را ندیدیم؟ یا در تشییع شهید حججی؟ یا در تشییع شهدای امنیت یا مدافعان حرم یا در شب‌های قدر یا در اعتکاف‌ها یا در پیاده‌روی اربعین؟ پس زبانی دیگر باید به میان آید و آوینی‌ها بایست به سخن درآيند که تاریخ، گوشی است برای سخنانی از این جنس و از این نسل، آنگاه خواهید دید که دیگر در این جهان، قدرتِ نظام مدرن و جهانِ استکبارْ قدرت نخواهد بود. بلکه قدرت، زبان ملتی خواهد شد که سخنش مطلوب و مطبوع گوشِ فردایِ انسان و بشر آخرالزمانی است و این زبان از آنِ امت محمّدی است که طلب جمع انسانی را در اوج دارد - البته در این وجه سخنان زیادی است که در این وجیزه حقیر نمی‌گنجد- خلاصه سخن آن‌که دین هیچ‌گاه از بدو تولدش صِرف اعمال دست و پا گیر نبوده است و رسالت پیامبران، تعلیم اعمال عبادیِ صِرف در پیشگاه خدای غایب نبوده است. دین یک گستره طولی و لایه‌های تو در تو و به هم پیوسته‌ای است که امم در قله و عمیق‌ترین لایه آن قرار دارد که انسان را از ظاهر به ابعاد درونی دین رهنمون می‌شود. یعنی هم راه را نشان می‌دهد و ارائه طریق می‌کند و هموست که دست بشر را می‌گیرد و به تاریخ مدد می‌رساند و او را ایصال به مطلوب نهایی‌اش می‌کند.

 ما متاسفانه با جوان امروز و بشر این تاریخ سخن از لایه‌هایی از دین گفته‌ایم که او را قانع نکرده است، بلکه موجب درگیری او با دین و دیانت شده است. باید پرسید چرا؟ مگر نه این است که دین، طلب و نهاد فطری بشر فردای و امروز ماست و سخن انبیا سخن گوش جان بشر است و مطلوب نهایی و آزادی بخش اسنان در گرو گوش سپردن به این سخنان است؟ پس چرا این مطلوبِ حقیقی بشر در تضاد با طلب انسان این تاریخ قرار گرفته است؟ باید بگوییم ما در یک خلل‌ و نارسایی‌های تاریخی قرار گرفته‌ایم و نتوانستیم با وجه تاریخیِ انسان امروز ارتباط برقرار کنیم تا در طلب لذت‌ها و زیبایی‌پسندیِ او، دین را قادر به رفع طلب او نشان دهیم و انبیا را کمال نهایی و وجه غیبی خویشتن انسا ن بیابیم و آنان را وجهه رجوع انسان به خود اصیل و متعالی و در «خودبودگی‌اش» نشان دهیم تا انسان در این عصر کاملاً فردایی زندگی کند، فردایی متعالی و پیوسته در غیبِ دین و در افق عالم معنایی که از دین برای زندگی‌اش پسندیده است. کاری که انبیا در زیستِ تاریخی خود انجام دادند انسان را در بودنِ جاودانه خود که اصیل‌ترین و حقیقی‌ترین بودن‌هاست، حاضر کردند و نه قانع، و انسان‌ها نیز تصدیق کردند و نه تأیید. ما با انسان در وسعت ابدی و بیکرانگی «وجود» برخورد نکرده‌ایم و برای رفع این نقص به دنبال هزاران کار (دام) افتاده ایم. انسان در ساحت ورود به عالم حقیقتِ وجود، حقیقت را در تمام مراتب آن از صدر تا ذیل تصدیق می‌کند و آنگاه است که فراتر از وَهم و خیالِ زمانه زندگی خواهد کرد. بنابراین به عنوان مثال وقتی سخن از تقوا می‌شود باید در افق آزادی متعالی انسانِ حاضر در عالم‌ها، «تقوا» را معنا کنیم تا انسان، تقوا را وجه آزادی و رهایی از اسارتِ تاریخِ پوچ‌انگاری بیاید و تصدیق کند، نه آن را معیشت ضیق تنگ در رسم و رسومات مذهبی! «تقوا» وجه مطلوب آزادیِ انسان است که در قالب مفاهیم و الفاظ دینی به حجاب رفته است و به همین خاطر است تا سخن از تقوا می‌شود افراد احساس بیگانگی می‌کنند در حالی‌که از آن چیزی می‌گریزند که مطلوب و گمشده جان‌شان است .«تقوا»، همان گستره عالمی از آزادی و آزادگی است که نیاز امروز و فردای بشر این تاریخ است که باید در همان ساحت و همان زبان با او در میان بگذاریم. آنگاه خواهیم دید که چگونه انسان به سوی او اشتیاق نشان خواهد داد! و باز باید بگویم سخن در این مطلب زیاد است و ترس از ملال خاطر عزیزان دارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله درست در همین جا است که جهان مدرن، عوالم طولی را با سیطره پوزیتیویسم و حسّ‌گرایی در حجاب برد و زبانی ماند که همین زبان عرفی است بدون اشاره به جهان‌های بیکرانه دیگر که پیامبران خدا متذکر آن شدند. در جلسه اخیر مربوط به سوره شمس با نظر به آیه «فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها» (شمس/8) که بعد از آیه «وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها» آمده، این‌طور عرض شد:

تعارضِ بین «تقوا» و «فجور» در درون و بیرون

«وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها (7) فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها (8) قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها» (9) [1]

۱. حضرت محمّد «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» از بالای کوه حِرا،  پس از خلوت نشینی های طولانی با آن سوابق پاک، به عنوان پیامبر خدا، از انسان سخن می‌گوید و ‌پس از آن  اشارات عجیب که در آیات ۱ تا ۷ سوره شمس با ما در میان گذارد که حکایت از جهانی می‌کند که برای آن حضرت گشوده شده و  پس از آن‌که فرمود: «وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا»  و نظر به نفسِ انسان نمود و تعادلی که خداوند در آن شکل داد تا انسان را به عالی‌ترین شکل وصف کند. حال می‌فرماید: «فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا.»

از عظمت انسان سخن می‌گوید که در درون خود باید فجور و تقوایِ خود را احساس کند، زیرا فجور و تقوا را  در خودش به او الهام کرد تا انسان  به خود آید،  که چه هست  و چه نیست. آری ای انسان! در تنهایی خود هرچه هستی،  خودت همان می‌باشی.

۲. هان! ای جوانی که احساس می‌کنی نسبت به بیرون، هیچ نسبتی با هیچ ‌چیز نمی‌توانی برقرار کنی - حتی با خودت و دینت-  همچنان با   خودت  همراه باش و در این حال بنگر آیا می‌توانی در خود احساس کنی، هرگاه  که وارستگی پیشه می‌کنی، احساس بالیدن و پرورش‌یافتن داری؟ این همان تقوایی است که از درون‌ات به تو الهام شده خود را دنبال نماید و از طریق تذکرات تقوای درونی خود را پاک نگه دارد تا بالیدن خود را احساس کند. 

فرمود: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا»: حقیقت این است که آن‌کسی بالیدن خود را درک می‌کند و احساس نتیجه‌مندی می‌کند، که با تقوایی که می‌شناسد و به او الهام شده (که قصه تقوا چیست) خود را پاک نگه دارد.

۳. وقتی می‌فرماید: «فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا» حکایت از آن دارد که تعارضی در درون انسان هست، که باید نسبت به آن انتخابی داشته باشد، حال یا خود را با تقوایی که می‌شناسد، از فجور، پاک نگه می‌دارد و یا در حالت دوم با  فرورفتن در آلودگی‌ها زندگی را می‌بازد.

۴. پیامبران و والدین دلسوز و حکیم متذکر همان الهام از فجور و تقوایی هستند که هرکس در درون خود آن را می‌شناسد. پس ما نباید با جوانان از امری سخن بگوییم که نسبت به آن بیگانه‌اند،  باید با خودشان و از  پیش خودشان، با خودشان آشنای‌شان کنیم.

۵. نا امیدی و غفلت، هر دو موجب می‌شود تا انسان در اکنونِ تکراری خود بماند و خود را متعلّق به آینده‌ای که به کمک  تقوایِ جان،  ظهور می‌کند و او را در  نزد خود بسط می‌دهد؛ نیابد و این همان احساس پوچی است که بشر مدرن گرفتار آن شده است.

۶. زندگی و انتخاب‌های ما اگر با جان ما اتصال پیدا نکند، با اصل اصل‌ها که اتصال جان ماست با خداوند، ارتباط پیدا نمی‌کند و عملاً از حضور خود در آغوش گسترده خداوند محروم می‌شویم و این یعنی: «وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها».

۷. خطر سقوط انسان‌ها و جامعه از موقعی پیش می‌آید که انسان از مواجهه با «خود» صرف نظر کند، و در  روبه‌رویی با هرچیزی و هرکسی،  این مواجهه را  در نظر نگیرد.  در حالی‌که باید در میدان انتخابِ فجور و تقوا با هرکس و هرچیز مواجه شد، تا از اتصالِ با خود باز نمانیم.

۸.  فرمود: «فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا»: آیا این آیه، حکایت از ابعاد میدانی انسان در هستی نمی‌کند که چگونه باید با خود کنار بیاید؟ رازِ اشارات آیات قبل از این آیه و آیات  بعد از این آیه را،  می‌توان در همین آیه جستجو کرد که می‌فرماید: «فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا». یعنی وقتی در خود حاضر شدی و تعارض بین فجور و تقوای خود را درک کردی، می‌یابی چگونه در جهان محمّدی می‌توان حاضر شد. در این مورد خوب است شهید حاج قاسم سلیمانی را مدّ نظر آورید، که چگونه در این زمانه، فجور و تقوایِ نفس خود را شناخت و تا کجاها در این جهان و این تاریخ پیش رفت، جهانی که به تعبیر مقام معظم رهبری در  یک «پیچ تاریخی» است و باید جای خود را در آن مشخص کنیم.

۹. با ظهور انقلاب اسلامی، رویهمرفته انسانی در حال طلوع است که متوجه فجور و تقوای خود و دیگران است. برعکسِ انسان غربی و جهان استکباری که متوجه ابعاد متفاوت انسان نیست و لذا اگر در قضایای اخیر، به تعبیر رهبر معظم انقلاب، دشمنان نقشه جامع می‌کشند ولی محاسبه‌های آن‌ها‌، برای پیاده‌کردن آن نقشه‌ها غلط در می‌آید - مانند نقشه‌های قبلی‌شان- به جهت نشناختن انسان و تعارض درونی است که دارد.

  ۱۰. انسانِ انقلاب اسلامی، بهتر و بهتر متوجه می‌شود در میدان تعارضِ فجور و تقوای درونی، باید و باید در جهان بیرونی انتخابی را به عهده بگیرد که میدان تقابل فجور و تقوا است حتی اگر به قیمت همه سختی‌هایی باشد که برای انسان‌های بزرگ پیش آمد، مثل زندانی‌شدن حضرت یوسف «علیه‌السلام» و یا مانند سال‌های تبعید حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در عراق.

۱۱. با نظر به آیه مورد بحث، جنگی در میان است که  چون در درون، از آن گریزی نیست، در بیرون نیز نمی‌توان جبهه خود را مشخص نکرد. یا با تن‌دادن به فجور در جبهه‌ای خواهیم بود که  مریم رجوی را برای ما به عنوان رئیس جمهور انتخاب می‌کنند، و یا با حضور در تقوای درونی در جبهه‌ای حاضر می‌شویم که رهبر معظم انقلاب آن را فرماندهی می‌کنند و اسلام و شریعت محمّدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» با امثال آیه «فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا» به ما کمک می‌کند تا در مبارزه درونی و بیرونی موفق شویم و در زمره متقین قرار گیریم.»

باید به زبانی اندیشید که قرآن را برای ما بگشاید که این البته، اول بحث است. موفق باشید  

[1] - سوره شمس

33893

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرامی: بنده می‌خواستم یکی از باورهایم را خدمت شما عرضه کنم و صحت و سقم این عقیده را از زبان شما بشنوم، در مورد اینکه آیا فقط شیعیان به بهشت می‌روند؟ باور بنده این است که پاسخ این سوال هم بله است هم خیر. بله هست_چون که اهل بیت علیهم السلام تنهاانسانهای کامل روی زمین هستند پس طبیعی است که پیروان راستین آن حضرات به واسطه پیروی از آنان بهشتی باشند و اما پاسخ خیر است به این دلیل که شاید انسان هایی باشند که در زندگی خود هیچگاه فرصت آشنایی با روش ایشان را نداشتند ولی در زندگی از روی فطرت انسانی خود زندگی عاقلانه ای داشته‌اند که بهشتی نشدن آنها با عدالت الهی سازگار نباشد. به نظر حقیر در جهان آخرت اعمال انسانهای غیر شیعه را با اعمال اهل بیت به عنوان انسان کامل مورد سنجش قرار می‌دهند و به هر میزان که به لحاظ نیت و عملکرد با این حضرات علیهم السلام تطابق داشته باشد اعمالشان پذیرفته می‌شود پس با این توضیح بیراه نیست اگر بگوییم فقط شیعه به بهشت می‌رود برخی که شیعه رسمی هستند و دسته ای هم شیعه بودنشان ثابت می‌شود اما غیر رسمی. ممنون می‌شوم در این خصوص ارشاد بفرمایید و صحت و سقم این عقیده را معلوم فرمایید. با تشکر از جنابعالی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است حتی تا آن‌جایی که خداوند در مورد اهل کتاب می‌فرماید: «لَيْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ يَتْلُونَ آياتِ اللَّهِ آناءَ اللَّيْلِ وَ هُمْ يَسْجُدُونَ (آل‌عمران/113) آنها همه يكسان نيستند؛ از اهل كتاب، جمعيّتى هستند كه (به حق و ايمان) قيام مى ‏كنند؛ و پيوسته در اوقات شب، آيات خدا را مى ‏خوانند؛ در حالى كه سجده مى ‏نمايند. موفق باشید

33456
متن پرسش

با سلام و خسته نباشید خدمت شما استاد: این حسادت زنانه برای بعضی مشکل ساز شده است! حتما می‌شده زنها از این حسد رهایی بیابن که خداوند در قرآن هم فرموده، مردها میتونن چهارتا زن بگیرن! استاد: من کاری به هواپرستان ندارم که تایید این حکم می‌کنند و از آن سوء استفاده کرده و می‌کنند. یا افرادی که ردّ حکم خدا می‌کنند و جور دیگه ای خودشونو در مضیغه و سختی نگه داشته اند. فقط راه رهایی از این حسد برایم مهم است. شما برای رفع بدبینی به فردی در سایت فرموده بودید که اثری مستقل از خدا برای دیگران قایل نشو. صاحب اختیاری که تدبیر امور به دست اوست. من هم جوابی اینچنین قانع کننده و خدایی پیغمبری برای حسدم می‌خواهم. و دیگه خسته و مستاصل شده ام. چگونه باید دید؟ یکی من را از این نابینایی و جهنم نجات بده....

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به وسعت انسانی خود فکر کنید و راهی که صاحب و خالق هستی برای ما گذارده که اگر شرایط طوری بود که مردان احساس وظیفه کردند با زنان دیگری ازدواج کنند، برای زنان در وسعت بیکرانه خود قابل پذیرش باشد و آن را امری برای تنگنای زندگی خود که مأوایی الهی باید باشد، تصور نکنند. عرایضی در این مورد در سوره احزاب شد. عمده آن است که بفهمیم چگونه می توان با نظر به بیکرانگی خود از «حسد» و نداشتن آنچه دیگران دارند؛ آزاد شد. راستی را! اگر انسان مستغنی به الطاف و رحمت الهی است، از نداشتن‌هایی که دیگران دارند، ناراحت می‌شود؟ ندیدید در این سفر اربعینی آن‌هایی که ذیل زیارت حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» با انواع رحمت‌های الهی منوّر شدند، چگونه هیچ نداشتنی برایشان مهم نبود؟ و به جای این‌که خشمگین شود چرا اتاق آن‌ها تنگ و سخت بود، در جهانی حاضر بودند که بود و نبود اتاق برایشان مساوی بود. موفق باشید   

33152

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: رهبری در دیدار اخیر با پوتین فرمودند در قضیه اوکراین چنانچه شما ابتکار عمل را به دست نمی‌گرفتید، طرف مقابل با ابتکار خود، موجب وقوع جنگ می‌شد. این جمله را حقیر نتوانستم هضم کنم و تا حدودی جا خوردم و نسبت به رهبری دچار تردید شدم. سابق شخصی گفته بود ایران مستعمره روسیه است ولی باور نداشتم اگر غرب حمله می کرد که متجاوز آنها بودند ولی الان پوتین متجاوز است به فرض برای قصاص قبل از جنایت پوتین صلاح دیده حمله کند تجزیه آن کشور چه معنایی دارد؟ خطر را مرتفع کند ولی تمامیت ارضی کشور اوکراین که از حقوق آن ملت است را به چه حقی نقض نمود؟ جدایی کریمه نیز مگر محل اشکال نیست؟ حضرتعالی نیز سابق فرمودید با این‌همه ترس از اسلحه‌ها بیشتر کارآمد است تا به‌کاربردنِ آن‌ها، و از این جهت ظاهراً نیاز به جنگ نبود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قضیه، بسیار عمیق‌تر از این حرف‌ها می‌باشد و عظمت سخنان مقام معظم رهبری را وقتی خواهیم فهمید که در جریان عمیق خطرات اوکراین و فاشیست‌ها نازی آن جریان باشیم. شمّه‌ای از آن را یکشنبه شب در شبکه افق کارشناسان خبره بر ملا کردند. اگر فرصت کردید به کانال آقای دکتر مرتضی محیط در تلگرام سر بزنید بد نیست. در ضمن مصاحبه آقای علیزاده با آقای محیط را که کانال مطالب ویژه گذاشته است برای شروع کمک می‌کند. https://eitaa.com/matalebevijeh/9840  موفق باشید

32964

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و خدا قوت: خواستم اگر امکانش باشه فایل تصویری یا صوتی از همایش «امام خمینی (ره) و تقدیر تاریخی عصر» که در تاریخ ۱۱ و ۱۲ خرداد ۱۳۹۳ برگزار شده و استاد و آقایان رحیم پور ازغدی و کچوئیان و... در اون سخنرانی داشتند رو بفرستید تا دانلود کنیم. چون هرچی گشتم چیزی پیدا نکردم نه در سایت شما و نه در جاهای دیگه. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید در کتاب «انقلاب اسلامی و خودآگاهی تاریخی» و با نظر به مقدمات کتاب، بشود چیزهایی پیدا کرد. چیز دیگری به یاد ندارم. موفق باشید

32951

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

به نام خدا با سلام: در ادامه ی سوال ۳۲۹۲۴ بله استاد عزیز کتاب سحر و جادو جن، مطالعه شد و کمک بزرگی به بنده بود. وقتی از سحر قوی استفاده بشه که متوجه شرور بودن موکل هم می‌شویم هم اثری ندارد؟ بنده در جریان این سحر که از عید تا به حال برام بود در زندگی ام چیزهای عجیبی دیدم که به لطف خدا تا حدودی الان میتونم موارد توهمی را تشخیص بدهم ولی قدرتهای عجیبی هم مشاهده کردم، سوال بنده این هست که باز هم که متوجه شرور بودن موکل می‌شویم هم اثر زیادی ندارند درست است؟ و توکل کار سازترین است؟ و باز هم که شرورترین هست قدرتی ندارد برای اثر روی بدن؟ استاد بنده در این جریانات خیلی نگران فرزند نه ساله ام هستم که اثر بدی بر روی ایشون بگذاره؟ استاد نباید دنبال شناخت فردی که این کار رو کرده باشیم و با آن فرد قطع رابطه کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال انسان با توکل و عزمِ توحیدی نه‌تنها از این نوع مسائل عبور می‌کند، بلکه متوجه قدرت الهی در مقابل این فتنه‌ها می‌گردد و می‌یابد که «إنّ کید الشیطانِ کانَ ضعیفاً». موفق باشید

32864

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

ضمن سلام و عرض ادب و احترام. رابطه قوه‌هایی از جمله عقلیه، قضبیه، شهویه و یا وهمیه با روح انسان (من انسان) چگونه است و به چه شکل است؟ آیا اینها جزیی از من هستند یا نه؟ ارتباطشان گونه ی دیگری دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً نفس انسان در مراحل مختلف دارای چنین قوایی می باشد که به صورتهای متفاوت ظهور می‌کنند. عرایضی در این رابطه در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» شده است. کتاب رروی سایت هست. موفق باشید

32481

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد خسته نباشيد: مبحث «رهنمودهاي سلوكي و اخلاقي» ديگر ادامه ندارد؟ احاديث بسيار سرنوشت ساز بود، اميدوار بوديم بحث ادامه پيدا كند. خواهشمندم در صورت امكان جلسات را ادامه دهيد. با تشكر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال این هجران‌ها خودْ قصه‌ای دارد تا متوجه باشیم بس راه‌ها در میان است که باید پیموده شود. پیشنهاد بنده آن است که سری به سایت «لُبّ المیزان» بزنید و مباحث «معرفت نفس» و در سوره‌ها سری به تفسیری که از سوره آل عمران شده است، بزنید. إن‌شاءالله خیری در آن هست. موفق باشید

32358

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تشکر: ۱. سوالم درباره شفای امراض سخت است. به نظر می رسد اگر کسی مبتلا شد، چاره فعلا فقط در مرگ است، اصلا شفایی نیست. آنچه علم مادی دارد که فعلا به جایی نمی رسد از یک طرف، از سوی دیگر آنچه در دین هم آمده که فلان سوره و فلان ختم هم مگر برای چند نفر جواب داده است؟ تعداد کسانی که از این خوان بهره مند شده اند بسیار کمتر از کسانی است که بهره نبرده اند. پس یا علم پیشرفت کند یا کار زیادی از دین برنمی آید؟ طرف برای درمان به فلان مرتاض هندی و فلان مقدار پول مراجعه کرده و مرض محکوم به مرگ را، شفا گرفته. افراد برای شفا واقعا دنبال این علوم بروند؟ ۲. در دوره آخر الزمان که فقر و بیماری و ظلم نیست، مردم به چه آزمایش می شوند؟ بساط آزمایش برچیده می شود؟ یا مسابقه در کسب معارف است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست همه این دستورات و درمان‌ها، زمینه است تا نفس ناطقه انسان توان تدبیر بدن را به دست آورد و به همین جهت هیچ‌کدام از این موارد مطلق نیست و آیا نفس ناطقه اگر از عضوی منصرف شود و یا نتواند آن را تدبیر کند، مگر این نوع درمان‌ها می‌توانند کاری بکنند؟ دعا یکی از وسایلی است که زمینه تدبیر نفس ناطقه را فراهم می کند. اگر نفس ناطقه آمادگی تدبیر لازم را در مورد آن عضو در اراده خود داشته باشد. موفق باشید

32266
متن پرسش

السلام علیکم و رحمت الله تعالی: آیا این دعا اساسا درست است؟ خدایا هر آنچه که اسلام عزیز را تضعیف می کند نابود بفرما. مثلاً اگر نظام جمهوری اسلامی ایران باعث تضعیف اسلام عزیز است نابودش بفرما. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا درست نباشد؟ اگر واقعاً نظام جمهوری اسلامی موجب تضعیف اسلام است، باید نابود شود. می‌ماند که آیا نظام جمهوری اسلامی محل ظهور اسلام در این تاریخ است یا عامل تضعیف اسلام؟ همه چیز گواه بر آن است که شهید حاج قاسم سلیمانی در نسبت با جمهوری اسلامی، حقیقی‌ترین و صادق‌ترین سخن را گفته است وقتی فرمود: «امروز قرارگاه حسین‌بن‌علی، ایران است. بدانید جمهوری اسلامی حرم است و این حرم اگر ماند، دیگر حرم‌ها می مانند. اگر دشمن، این حرم را از بین برد، حرمی باقی نمی‌ماند.» آری! حقیقتاً جمهوری اسلامی حرم است. موفق باشید

32142

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام استاد عزیز: به نظر شما طبق مباحث عقل تکنیکی، با توجه به وحدت وجود و اینکه اگر خدواند اراده ای کند، در تمام اشیا آن اراده متبلور شده و در انسان یک حالت تمایل ایجاد می شود، حال امروز که خداوند انقلاب اسلامی را اراده کرده است، باید با تفکر برخواسته از انقلاب اسلامی با طبیعت برخورد کنیم و اینگونه با نگاه پدیدارشناسانه با اشیا و پدیده ها برخورد می شود. این نوع نگاه و ارتباط با طبیعت می‌تواند جای خیلی از قوانین خودساخته بشر غربی و حاکم بر اجتماع و ارتباطات بین افراد را بگیرد، بطور مثال یک شخص با زمینه و بنیادهای فکری قرآنی و اسلامی امروز بهتر از طبیعت جواب می‌گیرد و برای کشف اینکه ببینیم هر پدیده چه می گوید و جایگاه آن در امتداد جهانی بین دو جهان چیست، باید شخصی که در جهانی بین دو جهان مستقر است، جایگاه آن را در راستای آن جهان تعیین کند و حق را در آن کشف کند و اگر جهانی بین دو جهان را روح زمانه آینده بدانیم که آن روح زمانه حاصل اشتراک افق های انسانهایی است که هر کدام جهانی بین دو جهان هستند، که مقدار اطلاعی که ما از آن می توانیم الان داشته باشیم، به اندازه ظرفیت پذیرش آن روح است. ۲. شاید در نگاه اول بگوییم که جهانی بین دو جهان همان جهانی است که باید با اراده حضور تاریخی صحیح در دوران دکارت و ملاصدرا بدون گرفتار شدن به بدفهمی های گشتل ساخته می شد، اما گویا استاد این روح برای پخته تر شدن و برای اینکه با مقوله انتخاب سرمایه جا انسان شود، طبق این که انقلاب ادامه مدرنیته است گویا باید این روح در آن زمان گرفتار بدفهمی می‌شد وانسانهای بعدی با تعیین نسبت خود با نتایج تلخ و دور از معنویت حاصل از بدفهمی های گشتلی وانتخاب های خود ظرفیت پذیرش تجلی روح جهانی بین دو جهان را ایجاد کنند. ۳. عرض آخرم در مورد دوره های مختلف تاریخ قبل از منجی ها و فرستادن رسولان و انبیا است، که به نظر شما آیا می‌توانیم بگوییم که اگر گشتل را نوعی بدفهمی و خروج از تعادل بگیریم، در این دوره ها هم نوعی گشتل بوده که باید انسانهای منتظر در دوره انتظار نسبت های خود را با آن گشتل ها تعیین کنند و این انتظار واقعی است که این کار ظرفیتی را برای شخص ایجاد می کند که در زمان آمدن رسول، جزو نجات یافتگان باشد، و شاید بتوانیم اینطور بگوییم که در دوران انتظار ما باید نسبت مان را با گشتل ها ونتایج آن تعیین کنیم و شاید زمان ظهور خود نوعی قیامت و ظهور نتایج این تعیین نسبتهاست و نتایج اینکه من چه چیزهایی را نمی خواهم و طبق آن نور رفع کننده ظهور می کند. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بالاخره کار باید به این‌جاها بکشد. ۲. حرف خوبی است. باید بر آن تأمّل کرد و هرچه جلوتر بروید موضوع بیشتر روشن می‌شود. ۳. به نظر بنده همین‌طور است. باید همچنان این فکر را ادامه داد زیرا امری نیست که تمام شود. آری! «بی‌نهایت حضرت است این بارگاه / صدر را بگذار، صدرِ توستْ راه». موفق باشید

32110

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: ببخشید یک سوال از حضرت استاد طاهر زاده داشتم. آیا علامه طباطبایی با امام خمینی و انقلاب مخالف بود؟ همانطوری که اخباری چنین به گوش می‌رسد!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً هرگز مخالفتی بین آن دو بزرگوار نبوده، بلکه شایع است که علامه گفته‌اند انقلاب، یک شهید داشت، آن‌هم اسلام بوده. ولی آنچه از مشی علامه برمی‌آید و بر فرض هم که این جمله را فرموده باشند باید آن را حمل بر افراط‌کاری‌هایی کرد که بعضاً در ابتدای انقلاب پیش آمد و از آن طرف، فرزند ایشان به کلّی منکر این جمله از طرف پدرشان هستند. بخصوص که شاگردان علامه و دست‌پروردگانِ ایشان همه از یاران انقلاب هستند. موفق باشید

31840

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما استاد گرامی. ببخشید یک سوال داشتم راجع به آیه مربوط به سوره بلد که عبارت «فک رقبه» در آن آمده. سوال من اینجاست که در دنیای کنونی و در عصر حاضر که برده داری منسوخ شده، مصداق این عبارت چه چیزی می‌تواند باشد تا ما آن را دستاویزی برای خودمان قرار بدهیم و بی بهره نمونیم. آیا آزاد کردن زندانی هم جزو فک رقبه حساب می‌شود یا چیز دیگری مد نظر است؟ متشکرم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! امروز «فک رقبه» آزادکردنِ گردن‌ها از زیر بار قرض‌ها است و آزادکردن گردن‌ها از زیر بارِ باورهای غلط تا انسان بتواند بهترین انتخاب‌ها را داشته باشد. موفق باشید

29644

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و خسته نباشید: کتاب های شما که در کتابخانه های اینترنتی (کتابراه، طاقچه، فیدیبو) به صورت رایگان عرضه شده است، مورد رضایت کامل شما برای عرضه و دانلود هست؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از نظر بنده بلا مانع است. موفق باشید

28712
متن پرسش
سلام علیکم: پاسخ حضرتعالی به سوال من (همان سوال ۲۸۶۸۹ با عنوان چیزی که نباید از آن غفلت کرد) دقیقا همان چیزی است که مد نظر من هم بود و جدا مطالب تان صحیح و متقن بود و شاید زاویه نگاهی که در پاسخ به یکی سوالات قبلی بود و موجب شد آن متن را خدمتتان بفرستم و نظرم به این بود که علیرغم طوفان ها و ناتوی فرهنگی و سوء تدبیرها و دنیاطلبی و بی بصیرتی در زمامداری و بعضی مسئولان همچنین غفلت ها و پوچ شدن بعضی فعالیت های فرهنگی خودمان، ولی در کل روند دینداری و هویت دینی رشد کرده و این خودش یک ظرفیت عظیم است که باید قدرش را دانست هر چند من هم با حضرتعالی کاملا همدل و همنوا هستم بسیاری ظرفیت های انقلاب و تشیّع و مکتب امام و رهنمودهای حضرت آقا را به صحنه نیاوردیم و ضربه خوردیم و این، عیب انقلاب و مربوط به مکتب انقلابی نبود بلکه از ضعف ما و بعض مسئولان و عدم توجه به بانگ توحیدی این نهضت بود و توجه نکردیم این انقلاب یک انقلاب تمدن ساز است و ظرفیت و افقی جهانی به ظرفیت آحاد بشر را مد نظر دارد و نمی‌توان با مدرنیزه و غربگرا شدن و در عین حال نفی و انزوا و یا ستیزه گر تمامه با عالم مدرن مانند سلفیت و بعضا جریان هایی در درون شیعیان، و همچنین ترکیب الگوهای اسلامی و غربی و گزینش گری و غرب گزینی، تمدن نوین اسلامی بپا کرد که پرچمدارش امامی بود که نه غربگرا بود نه منزوی و ستیزه گر تمامه و منکر تمامه عالم مدرن و نه اهل ترکیب گری و غرب گزینی بود. بله، جدا انقلابی جهانی و به صحنه آوردن اسلام در قامت یک پرچم جهانی و مقابل تمدن مدرنیته و لیبرال دموکراسی با قرائت عرفانی_سیاسی و تمدن ساز حضرت امام، نیاز به بازنگری جهانی و الگوسازی جهانی و اقیانوس بودن دارد که متاسفانه در بسیاری عرصه ها و صحنه ها از آن غفلت کردیم و اگر در بسیاری عرصه ها هم توانستیم توفیق پیدا کنیم و تمدنی عمل کنیم چیزی جز به صحنه آوردن ظرفیتهای تشیع و اسلام ناب انقلابی و عمل در راستای افق گذاری امامین انقلاب نبود ویژه آنجایی که در ساختار کلی و زعامت جامعه اسلامی، الگوی ولایت فقیه را برقرار کردیم و حتی مشارکت مردمی در انتخابات را بدون پذیرش توسعه و بسط دموکراسی ذیل نظام ولایی استحاله کردیم و دیدیم اگر ولایت فقیه و این ساختار کلی و الگوی زعامت نبود، بعید نبود انقلاب ما هم سرنوشتی مانند بسیاری نهضت های اسلامی و حتی جریان های بیداری اسلامی چند سال در مصر و لیبی پیدا کند که به خاطر همین‌که در نظام سازی ناموفق بودند، استحاله شدند و از مسیرشان منحرف و حتی در درون جبهه استکبار هضم شدند. لذا وقتی پاسخ تان به سوالم را دیدم، متوجه شدم دقیقا همنوا و همسو با شما هستم و شاید اختلاف جزئی در بحث باشد که آن هم از سر دلسوزی و دغدغه مندی شماست و گرنه خودتان هم به کرات به رشد هویت دینی در بین مردم پس از انقلاب اشاره کردید و گلایه تان از این است که بعضی وجوه نامطلوب چه در عرصه زمامداری و مدیریت و چه بعضا در سطح جامعه را می بینیم بخاطر کم کاری خودمان از همراهی با امام و رهبری عزیز بود و اینکه نسبت خودمان را با انقلاب گم کردیم و بجای اینکه در تمام عرصه ها از دریچه ای که امام مقابل ما برای نگاه به انقلاب گشود، به عرصه و انقلاب و تمدن مطلوب نگاه کنیم، از دریچه ای نگاه کردیم که شایسته نبود و این باعث نارسایی و کاستی هایی که شد که برایمان نامطلوب است ولی بحول و قوه الهی این امور هم به صفای رهبر عزیز انقلاب و هدایت حکیمانه شان و عزمی که در درون مردم در حال رشد است و فرو ریختن ابهت استکبار و تحجر مدرن که در یادداشت حضور انقلاب در صحنه های اخیر عالم هم به آن اشاره کردید و می بینیم خود پرچمداران لیبرال دموکراسی با چه مشکلاتی طرف هستند و حتی مجبورند از نظریه پایان تاریخ خودشان عدول کنند، مسیر برای تثبیت جایگاه زمینی انقلاب چنان ماوای آسمانی و ملکوتی اش که ثتبیت شده فراهم می‌شود و ما هم از فیض گوش سپردن به ندای بی صدای آن بهره ها خواهیم برد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همواره بحمداللّه بر این باور هستم که افق جبهه‌ی توحیدی انقلاب در مقابل استکبار یقیناً به پیروزی ختم می‌شود و مأوای اصلی ما در همین‌جا است و با همین باور، حتی اگر خودمان شهید و فرزندان و زنان‌مان اسیر شوند، باز پیروزی از آن ما است. زیرا در این شهادت‌ها و اسارت‌ها آن جبهه‌ای که چون دود بر هوا می‌رود و از صحنه‌ی این تاریخ خارج می‌شود، جبهه‌ی استکبار است. عمده مأواگزیدن در آن جبهه است که عرض شد. و البته کار آسانی نیست، روحی توحیدی و یقینِ الهی و سعه‌ی صدر و نظر به حقیقت را در هر صحنه‌ای از ما طلب می‌کند. عرض بنده آن است که باید مواظب باشیم آن مأوایی که خداوند از طریق انقلاب اسلامی و تقابل توحیدی با استکبار در مقابل ما گشوده است را، عده‌ای چه آن‌ها که داخلی هستند و چه آن‌ها که خارجی می‌باشند به حاشیه نبرند و مانع چنین حضوری نگردند. موفق باشید   

28291

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: آیا گفتن ذکر یونسیه در سجده به تعداد ۴۰۰ بار نیاز به اذن استاد دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید احتیاط کرد و این کاری نیست که از سر خود بشود انجام داد. موفق باشید

نمایش چاپی