بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
26495

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت استاد عزیز: ۱. استاد سوالی که از خدمتتان داشتم اینکه، صحبتهایی که کفار در روز قیامت با خداوند دارند، که کاملا به کفر خود اذعان می کنند؟ آیا این اقرار ها صرفاً ناظر بر وجه اعتقاد قبلی کفرآمیزشان در دنیا است یا اینکه عملا کسانی اند که در زبان و در ظاهر و باطن کافر بودند؟ آیا بین فرعون و بین برخی از حکام کشورهای غربی یا سکولار و یا... امروز که صحبت از خدا می کنند اما در عمل کافرند هست؟ یا عمل منافقانه ای بدتر از کفر است؟ ۲. استاد عزیز، دیده میشه که غربی ها و رسانه های استکباری گاهاً سعی می کنند در باتلاق بی هویتی که گرفتار هستند دامهایی پهن کنند و از داخل افراد را به موضع بی هویتی و منافقانه ی بیطرفی نسبت به همه چیز در باتلاق و گیجی خود بکشند با ایجاد شک و شبهه و در نهایت ایجاد سوال در مورد حق و هر آنچه حقیقت دارد اعم از اصول اعتقادی و دینی و حکومت اسلامی و... که گاهی در مورد عده ای در سطح جامعه موفق هم می شوند. حال به نظر شما در ذیل نظر به فرمایش امام حسین (ع) در کربلا که خطاب به لشگر دشمن فرمودند اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید و آنها را به بدیهیات درونی خودشان رجوع دادند تا به خود آیند، با توجه به وضعیت میزان تفکر در حال حاضر در سطح جامعه که گفتگو ی مستقیم در مورد موضوع شاید به جبهه گیری بیانجامد، چقدر این روش می تواند به اذن خدا موثر باشد که گفتمان ها و سوال هایی در جامعه و در بین مردم ایجاد کنیم تا مردم خودشان در تنهایی خودشان به وجدان خودشان رجوع کنند (همچون مثال نقضی که در کتب درسی می خواندیم که با تک جمله ای و مثالی بنیان یک نظریه و تفکر غالبی فرو می ریخت و دیگر عملاً آن نظریه نقشی در معادلات نداشت) که اولا در حق بودن تفکر غربی و غرب در ذهن برخی ها که باور به زندگی غربی و استکبار و.. دارند، رخنه و شک ایجاد کنیم و ثانیاً ایجاد این سوال که در مشکلات اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی حال حاضر جامعه و در کل جهان واقعا نقش تفکر غربی و انشعابات آن یعنی فرهنگ مصرف گرایی و خودخواهی و طمع و حرص دنیا و... چیست؟ آیا همه علت نیست؟ تا واقعاً این سوال باب تفکر در اذهان جامعه را اولاًبه راههایی به غیر از راه غرب زده فعلی باز کند و ثانیاً به نقش تفکر غربی و استکبار در ایجاد مشکلات حال حاضر جامعه ما بگشاید تا به لطف الهی در نهایت به نقش دشمن و ترویج دهندگان ایده های دشمن در داخل در مشکلات زندگی فعلی پی ببریم. که خیلی از مشکلات بخاطر نوع تحلیل اشتباه موضوع است. اگر بنده دو تا فقیر کنار خیابون می بینم، علت اصلی را در مقابل دو تا انسانی رو بدونم که به تسخیر درآمده ی تفکر غربی هستند و بیش از حد طمع به مال دنیا دارن و سد تقسیم مساوی اموال بین افراد جامعه هستند، نه اینکه علت را از چیز دیگر بدانم. حال مشکلات دیگری اعم فساد اداری و اخلاقی و جرائم و... هم همینطور. هرچند که در طول تاریخ مشکلاتی که منتّج به رفتن زنگار از روی فطرتهای پاک انسانها و ایجاد سوال در ذهن ها شود و جامعه به راهی غیر از وضع موجود رهنمون شود همچون یک پیامبر باطن ها را منقلب می کند. مشکلات و در ادامه ایجاد سوال و در ادامه بیدار شدن فطرت ها و اراده ای که در پس آن ایجاد شود فتحی از جانب خدا است. فتح گذر از استکبار و تفکر غرب. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید کار خوبی است به‌خصوص اگر همراه با معرفت به قواعد توحیدِ عالَم وجود باشد. موفق باشید

34709

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامی: چرا حتما باید عمل صالح ما همراه با ایمان باشد که در قیامت به آن پاداش دهند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وگرنه آن عمل، عمل صالح نیست. زیرا در تعریف عمل صالح، انگیزه ایمانی و نظر به قرب الهی نهفته است وگرنه عمل خیری خواهد بود که مثلاً از سر دلسوزی انسان گرسنه‌ای را غذا دهد، این عمل، خیر است ولی در راستای قرب الهی انجام نشده است تا به عنوان عمل صالح محسوب شود، زیرا افقی متعالی‌تر از سیرکردنِ آن گرسنه مدّ نظر آن شخص نبوده، هرچند بالاخره کاری انسانی انجام داده و ارزش خود را دارد. موفق باشید

34277
متن پرسش

با سلام خدمت جناب طاهرزاده: شاید بتوان نهیلیسم را طور دیگری نیز تعریف کرد! زمانی که با گذران مدت قابل توجهی از عمر خود پای معارف و دستورات و نصایح بهترین روش زیستن، و به امید دیدن و رسیدن و چشیدن ناگهان کشف جدیدی اتفاق بیفتد و هدف را همین در راه بودن تعریف کند؟! شاید هم از سر ناچاری و گره های کور معارف تو در تو و روایات ضد و نقیض که شاید صدسال هم خارج فقه جوابگویش نباشد. روزی شخصی از دستاوردهای انقلاب در چندین جلد کتاب می‌گوید و روزی بالای منبر از قصورات عمیق و نابخشودنی عاملان به شدت انقلابی، ریزش ها و رویش ها، جهانی بین دو جهان؟! مگر می‌شود فردی را فقط به در راه بودن تشویق کرد؟ در این راه اگر هیچ منزلی نباشد، هیچ پیشرفتی نباشد، اگر به دستور محکم و قطعی عمل کند و یا به جهت عدم خلوص و یا به جهت عدم شناخت و یا به هزاران عذر و بهانه نتیجه نگیرد، مسلم دچار پوچ انگاری می‌شود. حتما باید برای روشی که هم «شمر» پرورانده و هم «بشر حافی» و کذا و کذا در راه بودن را هدف قرار داد. پس چه شد که انقلاب شد؟ تمدن تاریخی یا آینده خیالی؟ خمینی یا بروجردی؟ حکومت معصوم یا زمینه سازی ظهور؟ عالم انسان دینی یا حواله های تاریخ گذشته؟ جذب حداکثری یا پررنگ کردن خطوط نفاق؟ روزی تاکید به نماز اول وقت و بعد کم عقلی ابراز شصت ساله نزد آیت الله بهجت؟! الحاصل استاد عزیز بیش از یک دهه پیروی از سیر مطالعاتی و محافل جنابتان چنان سردرگمی به بار آورده که عین عالم پوچی را درک کرده و می‌کنم. کاش می‌شد فهمید چطور با «سبحان الله» گفتن می‌شود احساس وظیفه کرد که جنابتان شجاعانه اعلام ارشاد و غیره می کنید؟ والسلام. موفق و پیروز

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود سری به سؤال و جواب شماره  34142 بزنید و باز به نیهیلیسم به عنوان روحی که زمانه امروزینِ بشریت را در بر گرفته است، فکر کنید و متوجه استعدادهای بلند نسل‌تان باشید که باید جوابی درخور به آن استعدادها داد، آن هم در رجوع به حقیقت، و نه در حدّ آگاهی از حقیقت و خبردادن از آن. آری! در نسبت با حقیقت است که با اذکار قدسی، جهانی در مقابل انسان گشوده می‌شود در زمانه‌ای که انسان جز در جهان خود نمی‌تواند خود را بیابد. مسلّماً این نیازها است که انسان را جلو می‌برد تا برآورده شوند ولی باید از خود پرسید نیازها را چه عواملی به‌وجود می‌آورند؟ آیا اگر نیازهای ما را روح غرب‌زدگیِ ما تعیین می‌کند، در آن صورت آیا تلاش برای برآورده‌کردن آن نیاز‌ها، تلاش برای رسیدنِ بیشتر به روح غربی نیست که انسان را بی‌بنیاد می‌کند؟ درک این موضوع ما را دعوت می‌کند تا به نوعی از حضور در زندگی فکر کنیم که نیازهای ما معنابخشِ ما باشند و در برآوردن آن‌ها احساس آزادی و شکوفایی بکنیم و منتظر آغازی ‌شویم که در ذات خود هستیم. آغاز شور و شیدایی برای آن‌که صیدِ «وجود» باشیم که عین قرار است در عین بی‌کرانگی و این یعنی جاودانگی که گذشته را به آینده مبدّل می‌سازد و این یعنی حضور در انقلاب اسلامی و حضور در بودنی که گذشته را به آینده مبدّل می‌کند به معنای پایداری و بقاء.

موفق باشید

34179

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام عرض خدا قوت: من متاسفانه با اتفاقات اخیر خیلی یکه خوردم و شوکه شدم. انگار تمام تفکرات و زاویه دیدم بهم ریخت. فشار روانی بسیاری بابت اتفاقات اخیر روی بنده بود. در حدی که خانواده متوجه این ایجاد ناامیدی و بهت در من شده بودند. تا حدی که توان پیگیری و حجم زیاد اخبار را نداشتم وخودم را از فضای مجازی حذف کردم. تا بتوانم به آرامش نسبی برگردم. باید چکار کنم تا بتوانم به این ناامیدی و ترس بسیار غلبه کنم؟ چگونه می‌توانم انسان قوی باشم و اینقدر ترس و یاس نداشته باشم؟ دوست ندارم از منزل خارج شوم. عذاب وجدان دارم درست زمانی که باید از انقلاب دفاع کنم به گوشه ای خزیده ام و به امور همیشگی و عادی زندگیم مشغولم و وانمود می‌کنم اتفاقی نیفتاده!! سپاسگزارم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توجه داشته باشید که بالاخره جنگی است که بین جبهه حق و باطل صورت گرفته. با این تفاوت که جبهه باطل سعی کرده در این مورد سربازان خود را از درون جبهه ما بگیرد، غافل از آن‌که سنت الهی چنین اقتضاء می‌کند که هر حیله دشمن را علیه او به کار می‌برد زیرا حضرت حق «خیر الماکرین» است به همین جهت جناب سردار سلامی به خوبی فرمودند که با همین جوانان که به زعم دشمن مقابل نظام هستند، به جنگ استکبار می‌روند. زیرا کافی است این جوانان متوجه شوند چه فریب‌های بزرگی به آن‌ها داده شده است. در راستای توجه به سنن الهی خوب است به سه جلسه آخر بحثی که تحت عنوان: «ای هشام» شده است و در سایت به آدرس زیر می‌باشد، رجوع فرمایید. موفق باشیدhttps://lobolmizan.ir/sound/1046

33800

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و خدا قوت استاد: در منزل فرار. من از نماز جماعت کمتر از نماز فرادا لذت می‌برم با توجه به اینکه سالهای سال نماز جماعت شرکت کرده ام و آنچنان حس معنیتی بهم دست نداده اما با نماز فرادا بیشتر احساس تقرب می‌کنم. البته اوقاتی که شرایط مساعد باشه در منزل با همسرم نماز جماعت میخونیم و سؤال من برای زمان هایی غیر از این زمان است. خدا بهتون قوت بده

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این نکته توجه داشته باشید که در نماز جماعت با حضور در محضر خدا به وسعت نمازگزاران حاضر می‌شویم به همان معنایی که حضرت حق فرمودند: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا ۚ» موفق باشید

33579

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: عین وجود، تمام کمالات اشیا را به جامعیت دارد یا به مجموعیت؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هر آنچه که کمال محسوب شود و نقص به حساب نیاید، از آن جهت که عین وجود، عین همه کمالات است، همه کمالات را به «وحدته» و به جامعیت دارد و این امری است که در بحث «برهان صدیقین» به خوبی مطرح است. زیرا مجموعیت که با وحدت ذاتی نمی‌خواند. موفق باشید

33363

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: نظرتون راجع به مصاحبه دکتر فیاض پیرو صحبت‌هایی که در برنامه سوره شد رو می‌خواستم بدونم. ممنون. https://farhikhtegandaily.com/news/73997/عدالت-اجتماعی-در-فلسفه-ملاصدرا-وجود-ندارد/

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه آقای دکتر فیاض با توجه به شخصیت مذهبی و انقلابی‌شان در جمع اساتید جامعه‌شناسی دانشگاه، نسبت به فلسفه و عرفان بسیار کم اطلاع‌اند و چقدر خوب بود در این مورد نظر نمی‌دادند. مرحوم شهید مطهری در کتاب ارزشمند «انسان و سرنوشت» بین جبری که امویان دامن می‌زدند تا به جامعه القاء کنند این تقدیر خداست که آن‌ها بر مردم حاکم شده‌اند؛ و بین تقدیر الهی که نکته‌ای است قرآنی و معارف بسیاری را در خود نهفته دارد، به خوبی در آن کتاب تفکیک می‌کنند. ولی متأسفانه آقای دکتر فیاض بین جبر اُموی که معاویه بدان دامن می‌زد و دقت‌های امثال ابن‌عربی نسبت به تقدیر الهی، نتوانسته‌اند تفکیک کنند و در آن برنامه معاویه و ابن‌عربی را در عرض هم قرار دادند و یا انتظار دارند که فلسفه اسلامی که از «وجود» سخن می‌گوید، در موضوع عدالت که امر دیگری است در حوزه دیگر، ورود کند و چون ورود نکرده است، پس فلسفه ارزش ندارد! در این صورت باید بسیاری از آیات توحیدی قرآن را هم بی‌ارزش قلمداد کرد. موفق باشید

33267

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام جناب استاد: سوالی هست که به روحم و مغزم فشار می آورد و نمی توانم جوابی برایش درک کنم. مگر شاید جوابم به روش ابراهیمی و رب ارنی باشد. قبلا درباره پرسشم این جواب را گرفته ام که آیا اگر در لذتی باشی بعد بگویند لذت بیشتری هست؛ خسته می‌شوی؟ یا اگر علم گوارایی داشته باشی بعد بگویند علم بیشتری هست خسته می‌شوی؟ که پاسخش خیر است و خیر است و خیر این هاست که ابدیت بهشت را گوارا می کند و لذیذ و... اما جناب استاد این پاسخ ها مغزم و فکرم را قانع می کند اما هنوز نتوانسته روحم را قانع و مجاب کند؛ واقعا ابدیت ما یعنی چه؟ شوخی که ندارد این تا همیشه بودن و تا هرگز تمام نشدن! هرچقدر هم لذتی افزون بر لذتی الهی باشد اما تا کی، تا کجا؟ آخرش آخر چه خواهد شد بالاخره؟ زمان که مربوط به این دنیاست و گردش کرات و... ؛ پس حالا ابدیت در عین بی زمانی مادی یعنی چه؟ آن «همیشه‌ ی بی هرگز» چه نوع زمانی است؟ گاهی در ذهنم تصور می شود که خدا همینطور دارد می‌رود و ما هم در مسیر او می‌رویم ولی خب به او نمی رسیم چون این حرکت برای هر دو است اما خدا ‌که نمی رود؛ (اصلا کجا برود!؟) پس چطور است که نهایتا به او نمی رسیم؟ این بی پایانی خدا یعنی چه؟ و سوال دیگرم اینکه ابعاد جهان مادی آخرش چه هست و کجاست؟ آیا جهان ماده نسبت به درک مادی ما وجود دارد و درواقع حقیقتی ندارد؟ آیا «شدّت» اجسام کثیف باعث تصور درک ما می شود که ماده اند یا واقعا ماده حقیقت دارد؟ اگر دارد پس آخر عالم ماده کجاست؟ طبق علم فیزیک هم که ماده نابودشدنی نیست. کمکم کنید. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این بیت فکر کنید که می‌فرماید: «چو رسی بر بام‌های آسمان / سرد باشد جستجوی نردبان». آری! «سوار چون‌که به مقصد رسد پیاده شود». وقتی انسان در ابدیت خود به اصیل‌ترین بودنش در مأوای الهی حاضر شد، مگر امکان دارد که چیزی برایش مانده باشد که بخواهد باز برود تا برسد؟ بخصوص که فراموش نکنید خداوند مقصد است و از این جهت حضرت سجاد «علیه‌السلام» در خطاب به حضرت حق عرضه می‌دارند: « يَا أَمَلِي وَ بُغْيَتِي، وَ يَا سُؤْلِي وَ مُنْيَتِي،» ای آرزویم و مرادم و خواسته ام و امیدم. موفق باشید

33064

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و درود:برخی از شیعیان و اهل سنت قایل به ازدواج ام کلثوم دختر امام با عمر هستند؟ سال چند این اتفاق افتاد؟ ( سالش است که برایم مهم است)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان اصل این موضوع هستم ولی زمان آن را نمی‌دانم. موفق باشید

33004

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: اینجانب اعتقاد دارم قبل از اینکه دیر شود می بایست ضمن احترام به نیت صادقانه دولت کنونی، حداقل اشتباهات مرگ آورش را متذکر شد تا اصلاح کرده و ناخواسته ضربه به اعتماد مردم و پیکر انقلاب وارد نشود. اما نمی‌دانم چرا برخی از جمله استاد بزرگوار بلافاصله سخن رهبری با این مضمون را پیش می‌کشند که «نا امید کردن مردم خیانت است و...» ؟ آیا این کلام یعنی چشم را بر هر اشتباهی بستن و نصیحت نکردن؟ آیا اینکه طرح بسیار خوب اصلاح ارز با اجرای بسیار بد به فنا برود حیف نیست؟ وقتی قرارست مردم اقلامی که یارانه آنها حذف می شود را بوسیله کارت الکترونیکی به همان قیمت قبل بخرند چرا قبل از آماده شدن زیر ساخت ها پول نقد به دست آنها داده می شود تا اینگونه بازار وحشی و درنده شود و بجای ۴ قلم ۴۰۰۰ قلم گران شود؟ چرا وقتی در اساسی ترین بخشِ اجرا که نظارت بر بازار است ضعف جدی وجود دارد ، طرح را عملی کنیم که اینگونه اسیر سودجویان شویم؟ آیا اگر با همین فرمان یعنی روحیه انقلابی گری بدون داشتن برنامه و تیم اجرایی قوی و فشارها به مردم و نارضایتی های فعلی آنها و سکوت و عدم خیرخواهی ما از ترس عدم القای ناامیدی به جامعه پیش برویم خدای نخواسته نبايد نگران اولین دولت یک دوره ای در طول انقلاب اسلامی باشیم؟ این هشدار اینجانب است در این تاریخ که شاید جدی گرفته نشود اما شخصا برای بنده که در دل بازار و مردم هستم ایجاد نگرانی کرده است. آیا آدم خوب و مخلص و مردمی بودن همه ی معیار است و برای اداره جامعه کافیست؟ یا مدیر اجرایی و با برنامه و تیم قوی را هم نیاز دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انتقاد به دولت، نه‌تنها خیانت نیست، بلکه لازم است. می‌ماند که متوجه تنگناهای تاریخیِ دولتی باشیم که با عزم کامل به میدان آمده است تا از کوتاهی‌های دولتمردانِ قبلی کم کند حتی عده‌ای معتقدند دولت در مورد حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی باید از همان روز اول اقدام می‌کرد. حتماً در جریان هستید که شرایط از درون و بیرون بسیار حساس است و خداوند به لطف خود، دولتی را برای حفظ انقلاب به میدان آورد که رویهمرفته به جای باختنِ خود در مقابل تنگناهای دشمن، عزمِ عبور از آن‌ها را دارد و حتماً موفق می‌شود و توصیه‌های رهبر معظم انقلاب بر مبنای بصیرت و آگاهی‌های ایشان است. موفق باشید

32685

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد طاهرزاده: استاد نمیدونم چرا این جنس رفتارها چطور در من به وجود آمده، لکن من از این جنسم که اگر شخصی در قالب مذهبی و حتی طلبه از مفاهیم و آیات و روایات در جهت اثبات فضائل ائمه بگوید و بگوید نوکر خدا و پیغمبر هم هستم ولی در پایان سخنش نسبتی با انقلاب و ولایت فقیه نداشته باشد و جایگاه ولی امرمسلمین و اولی الامری که در رأس نظام اسلامی است را با روایات و قرآن نفی کند، نمی‌توانم ساکت بنشینم و او را تایید کنم. انگار جنس امیرالمومنین او با ما فرق می‌کند. امیرالمونینی که در قسمتی از تاریخ بوده و حالا امتدادی ندارد! «یک امیرالمومنین وهمی و انتزاعی که نسبتی با حقیقت امروز ما ندارد.» معنی ندارد شخص از امام امت اطاعت نکند و بگوید من راه خدا و ائمه اطهار را می‌روم، حضرت آقا می‌فرمایند: نه آقا این راه خدا نیست، راه شیطان است. حالا این شخص استاد حوزه هم که باشد بنده نمی‌توانم ساکت بنشینم، لکن با اینکه این جنس رفتار را در خود مشاهده می‌کنم، می‌خواهم خودم را بازیابی کنم و نسبت به برخوردم با این اشخاص که گاه با غرض این حرف ها را می‌زنند، چگونه باید رفتار کرد که حد اعتدال باشد و او متوجه غلط فاحش خود شود در عین حالی که حرمت ها حفظ شود؟! چون این افراد بسیار محکم و با تعصب مذهبی نمی‌خواهند متوجه حقیقت شوند‌. اینها فقط نقل را قبول دارند نه عقل را ...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که باید به حکم «کلّ یومٍ هو فی شأن» در هر تاریخی مظاهر الهیه آن تاریخ را ذیل اسلام بشناسیم، حرفی نیست و امروزه غفلت از جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی غفلت از توحید و نور خداوند است. با این‌همه نمی‌توان آن افراد مذهبی که هنوز متوجه این امر نشده و در تاریخ گذشته زندگی می‌کنند را طرد و یا نفی کرد. اگر زمینه هست باید متذکرشان شد و اگر زمینه نیست، باید به حالِ خودشان واگذار کرد تا إن‌شاءالله به مرور متوجه شوند، آیا خُلقِ محمدی «صلوات‌الله علیه‌وآله» جز این است؟ موفق باشید

32604

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: ببخشید من دانشجو_معلم الهیات هستم و کتب زیادی در زمینه اطلاعات دینی اعم از اصول عقاید، عرفان و اخلاق و ... وجود داره و انسان در مواجهه باهاشون بکلی گیج میشه. میشه تفسیر المیزان رو محور مطالعات خود قرار داد؟ یعنی تا حدی این جامعیت بین موضوعات رو داره؟ و اینکه شرح سوره هایی که توسط استاد طاهرزاده مطرح میشه به نوعی شرح المیزانه یا چیزی جدای اون؟ متشکر از لطفتون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده فکر خوبی کرده‌اید که بنا دارید با المیزان مأنوس شوید. جزوه «جایگاه تفسیر المیزان و روش استفاده از آن» که روی سایت هست می‌تواند إن‌شاءالله کمک‌کار باشد. https://lobolmizan.ir/leaflet/182?mark=%D8%A7%D9%84%D9%85%DB%8C%D

8%B2%D8%A7%D9%86  آری! رویهمرفته بنده نیز در فضای تفسیر قیّم المیزان عرایض خود را نسبت به سوره‌های قرآن مطرح می‌نمایم. موفق باشید

31923
متن پرسش

بازخوانی هویت دینی و ملی محضر طربناک استاد سلام و احترام: به تعبیر فیلسوف وزین جناب هایدگر تکنولوزی حوالت تاریخی این زمان و به تعبیر شما هدیه الهی خدا برای بشر است تا بتواند قدرت انکشاف برای یافت استعداد های طبیعت را داشته باشد . حال سوال اینجاست، خدایی که اراده بی حکمت نمی‌کند چرا چنین تقدیری برای زمانه کرده است؟ آیا می‌توان چنین اندیشید که به اوج رسیدن کشف استعداد های طبیعت، مقدمه ای برای شکل گیری حکومت مهدوی الهی در عالم است؟ چرا که مهدی (علیه السلام) و یاران او اگر قرار است حکومتی جهانی (و نه قبیله ای و منطقه ای) تشکیل دهند، برای بهترین مدیریت در حکومت جهانی خود، لازم است از همه استعداد های طبیعت بهره ببرند. برای مثال اگر قرار است فرمایشات مهدی (علیه السلام) در زمان حکومتشان به همه جهانیان برسد لازم است رسانه در میان باشد و اگر قرار است بهترین رسیدگی به وضع معیشت مردم سراسر عالم باشد باید سرعت و مظاهر آن (همچون هواپیما و قطار سریع السیر) در میان باشد تا مدیران مهدوی بتوانند بدون فوت وقتی امورات را سامان دهند. 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این نکته نیز می‌توان فکر کرد که اوج وسعت انسان عبارت از آن است که در همه عالم ملکوت و ناسوت، با وجه قدسی آن‌ها حاضر شود و حضور در طبیعت از این جهت قابل توجه است و لذا ماهیت تکنولوژی در راستای ظهور استعدادها که مسلّماً در حکومت حضرت مهدی «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» همچنان حاضر است، غیر از ماهیت تکنولوژی در قالب گشتل می‌باشد که مربوط به وجه غفلت‌زده غرب است. موفق باشید  

27571

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: شما می فرمایید با خواندن کتب علما وارد عالَم آنها می شویم. سوالی ذهن مرا مشغول کرده است. برای کتاب منظومه سبزواری یکی از علما که خائن به نظام است، شرحی نوشته که خیلی خوب عبارات حاجی را توضیح می دهد و مطلب خوب فهم می شود. آیا استفاده از این کتاب ما را وارد تاریکی وجود او می کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع نوشته‌ها که بیشتر در فضای نوعی از تفکر فلسفی و منطقی نوشته و شرح داده می‌شود، غیر از کتاب‌هایی است که علمای دین بر اساس شخصیت خود می‌نویسند مثل کتاب «المراقبات» از ایت اللّه ملکی و یا کتاب‌های حضرت امام. با این‌همه، قسمت‌های توحیدی «منظومه» مرحوم سبزواری با روحی که توحید را چشیده است، به ظهور می‌آید. موفق باشید

36433

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر استاد گرانقدر‌: استاد نظرتان در مورد آیت الله محمدرضا نکونام که مدرس عرفان نظری، اقتصاد اسلامی در حوزه علمیه قم است و کتابهای تفسیر قران و استخاره ایشان چیست؟ آخه من نظر خیلی ها را در مورد رد صلاحیت دکتر سروش و ملکیان که خواندم ....

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد چیزی نمی‌دانم. موفق باشید

33689

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد بزگوار: از آنجایی که مقام معظم رهبری می فرمایند: (تفکر فلسفی اسلامی) و (فهم درست از مبانی اسلامی) کاری می‌کند که انسان در هر لحظه احساس می کند به سمت کدام هدف حرکت می‌کند و قدرت تحلیل حوادث را می یابد. سپس اشاره می‌کنند که جوانان امروز باید اینگونه باشند. و نیز علاقه بسیار شدید خودم به منطق و فلسفه با در نظر گرفتن محدودیت های شغلی علاوه بر رشته تخصصی جهت کسب نظام فکری توصیه حضرتعالی در باب مطالعه چه کتب و یا سیر مطالعاتی و یا استادی است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد ما این است که ابتدا سیر مطالعاتی سایت را از «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و «حرکت جوهری» همراه با شرح صوتی آن‌ها شروع بفرمایید و سپس به بحثی که در کتاب «معاد» شده است، همراه با شرح صوتی آن بپردازید. موفق باشید

33463

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: صوت های معاد را هرچه به آخر آن نزدیکتر می‌شوم بیشتر ناامید می‌شوم. ای کاش این حرف های شما در مورد معاد اشتباه باشد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر فرصت کردید مطالعه جلد هشتم و نهم «اسفار» و یا کتاب «معاد یا بازگشت به خدا» را از آیت الله شجاعی دنبال فرمایید. و اگر احساس می‌کنید این مباحث برای جنابعالی مشکل است، به کتاب «معاد شناسی» از آیت الله حسینی طهرانی رجوع فرمایید.  موفق باشید

33359

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرانقدر طاهرزاده: و تشکر و قدردانی می‌کنم از اینکه به ما وقت می‌دهید و جواب های ما را می‌دهید. بر حسب اطلاعی که دارم حضرتعالی به تفسیر المیزان خیلی علاقه دارید بنده هم برنامه مطالعه آن تفسیر را دارم ولی به دلیل عبارات سخت تفسیر نیاز به شرح و تدریس داره. می‌توانید یک مدرس و سایتی و یا دوره ای برای بنده معرفی کنید؟ مطلب دوم به کتب آیت الله مصباح یزدی علاقه دارم و از کتاب فلسفه و خداشناسی شروع کردم می‌خواستم بدونم از این کتابها اطلاع دارید و می‌توانید یک مدرس برامون معرفی کنید البته اگر کسی رو سراغ دارید؟ البته خیلی ضروری و لازم دارم با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را باید شکر کنید که علاقه شما را به نوشته‌هایی مثل المیزان و آثار آیت الله مصباح انداخته است. به نظر می‌آید اگر سیر مطالعاتی سایت را دنبال بفرمایید، مقدمه‌ای خواهد شد برای درک بهتر المیزان. و برای فهم آثار آیت الله مصباح، همان پشتکارتان کافی است. موفق باشید

33331

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و درود خدا بر امام عصر. با سلام خدمت استاد گرامی: نکته ای در مورد سوره یوسف به ذهنم رسیده است. استدعا دارم نظرتون را در مورد آن نکته مطرح کنید. باطن داستان حضرت یوسف، قسمت اعظمی از روند غیبت و ظهور حضرت بقیه الله الاعظم می‌تواند باشد. سوره یوسف طبق آیه قران بهترین داستان‌ها است و شاید از این جهت بهترین داستانها معرفی شده است که بیشترین توضیح را در مورد علت غیبت امام عصر، نشانه‌های غیبت ایشان و علت ظهور و روند شروع ظهور و نحوه مدیریت خداوند برای غیبت و نحوه مدیریت خداوند برای اتمام غیبت را مطرح می‌کند. پیراهن سالم یوسف قبل از غیبت کبری نشانه حیات اوست. وجود نواب خاص اربعه می‌تواند این پیراهن باشد. یوسف قبل از ظهور کبرای خودش یک ظهور صغری دارد و پیراهنی می‌فرستد که بوی خودش را می‌دهد. ولایت فقیه و انقلاب اسلامی و سلام اخیر کودکان به فرمانده پیراهن هایی است حضرت بقیه الله می‌فرستند. بوی پیراهن یوسف را فقط یعقوب منتظر می‌فهمد بوی پیراهن های حضرت بقیه الله را امام خمینی و شهدا و حاج قاسم حس می‌کنند. یوسف ۱۱ برادر و یک پدر و مادر دارد حضرت بقیه الله ۱۱ برادر یعنی یازده امام و یک پدر یعنی رسول الله و یک مادر یعنی حضرت زهرا را دارد. یوسف می‌دانست پدر منتظرش کجاست ولی کنعانیان و پدرش نمی دانستند حضرت بقیه الله می‌دانند منتظرانش کجایند ولی ما و منتظرانش نمی‌دانیم حضرت کجاست. کنعانیان برای گندم به مصر رفتند ولی با یوسف مواجهه شدن. و این احتمال وجود دارد که در آینده نزدیک نوعی عجز به وجود آید و مردم برای درمان یا غذا یا هر چیز عازم محل نجاتی شوند که از قضا گوهر وجود حضرت بقیه الله آنجا مخفی شده باشند. استاد لطفا دو سوال را جواب دهید این نوع نگاه چقدر صحیح است آیا این گونه برداشت، مصداق تفسیر به رای است. با تشکر التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع نگاه حکم تفسیر قرآنی ندارد ولی می‌تواند نظر به اشاراتی باشد در راستای تطبیق حضور و سیره حضرت یوسف «علیه‌السلام» با حضور و سیره حضرت مهدی «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه». این نشانه زیبایی ذوق نویسنده است و چیز خوبی است. موفق باشید

33198

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی. باعرض سلام و آرزوی قبولی عزاداریها: استاد در یکی ازجلسات فرمودید که ابوعلی سینا خود را ملزم کرده بود که داستان نخواند اگر امکان دارد منبع آن را بیان کنید. سوال دوم: برخی پژوهش های علوم حدیثی اخیر مثل آقای امامی فر حدیث «لولاک لما خلقت الافلاک» را غلو معرفی کرده اند. لطفا توضیحی راجع به این جریان حدیث پژوهی که کلی از تراث شیعه را به کنار می‌فرستد بفرمایید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در ذهنم نیست که در کدام کتاب‌های او این مطلب را دیدم. ۲. حتی اگر آن روایت هم نبود، مگر جز این است که انگیزه و فلسفه خلقت خداوند، ظهور اسماء حسنای اوست به صورت کامل در مظهری که نمایانگر همه آن اسماء باشد؟ جناب ابن عربی در «فصّ آدمی» در این مورد نکات خوبی دارند. موفق باشید

33123

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض خدمت شما: استاد بنده طلبه هستم و خواستم ببینم که برای فرا گرفتن حکمت صدرایی چه کتاب هایی باید خوانده شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل اصول حکمت صدرایی را می‌توانید با رجوع به «اسفار اربعه» ایشان دنبال بفرمایید. برای شروع کار خوب است به بحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» رجوع فرمایید که شرح آن‌ها نیز در سایت موجود است. موفق باشید

33024

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: استاد گاهی مسولیت هایی به عهده ما قرار می‌گیرد که در حالت معمول به عهده ما نیست، اما در شرایطی مجبور به انجام آن (یا اینکه با شناختی که از فرهنگ مدارا داریم آن ایجاب می کند) با وسایلی هستیم، که از رضایت صاحبان آن بی اطلاعیم اما به طور معمول روال انجام کار با همین مواد، وسایل و این ترتیب و نظم وهماهنگی بوده است تا جایی که ما مطلعیم (یا شاید مسائل دیگری که...)، در این مواقع عملکرد صحیح چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به حضور در بستر تاریخ انقلاب اسلامی و ذیل ولایت مقام معظم رهبری‌«خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». بدین معنا اگر در آن بستر با موضوعاتی روبرو شدیم، خود به خود آنچه مصلحت است انتخاب می‌شود. موفق باشید

32957

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: عرض ارادت و احترام خدمت استاد بزرگوار برای اطلاع از نظرات اندیشمندان غربی در موضوع به بن بست رسیدن نظام مدرنیته چه منابعی را معرفی می فرمایید. از لطف شما سپاسگزارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحث فلسفی امثال هایدگر و میشل فوکو سخن‌های مفصلی را تحت عنوان «نقد مدرنیته» به میان آورده‌اند و از جمله جناب آقای دکتر داوری در کتاب «خرد سیاسی در زمان توسعه نیافتگی» و در مقاله « http://rezadavari.ir/?p=2862» . و رنه گنون در کتاب «بحران جهان غرب» در این مورد حرف‌هایی دارند. موفق باشید

32683

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: بنده سالهاست در رکعت اول نماز سوره کوثر را می‌خوانم. دلیلش هم اینست که طبق تفسیر بعضی مفسرین این سوره در شأن حضرت زهرا سلام الله علیها نازل شده است و بنده به جهت ارادت به بانوی دو عالم سلام الله علیها این سوره رو در نماز می‌خوانم. به نظر شما ۱. این نیت و فعل درست هست؟ ۲. یا من باید به نیت دیگری این سوره را بخوانم؟ ۳. یا کلا بهتر هست سوره دیگری مثل سوره قدر بخوانم که بسیار سفارش شده به مداومت قرائت آن در نماز؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده کار خوبی است البته این کار خوب مانعی برای خواندن سایر سوره‌ها نمی‌باشد. موفق باشید

32477

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: دو‌ دغدغه. اول. استاد جو امروز انقلاب و خصوصا جوانها به شدت تشنه ی حقایق و معارفی هستن که  سرریزش در کتب شماست. از دوستان انقلابی و مذهبی گرفته تا جبهه های دیگه. استاد بلطف خدا خیلی از مبانی فکری من توی کلاسهای شما در مسجد خدیجه کبری شکل گرفت و الان که کلاسها برگزار نیست یا تق و لقه خیلی دلم می‌سوزه استاد خیلی نیازه با یه کادر خوش فکر صحبت کنید و تحولی در دوره های سیر مطالعاتی تون ایجاد بشه برای فراگیر شدن معارف از جذب مخاطب گرفته تا روند اجرای دوره نیاز به تحول داره. واقعا حرفهای شما بلطف خدا درمان خیلی از دردهای امروزه و حیفه که بی نصیب بمونیم. از توجهتون ممنونم. دوم. استاد وقتی خدا به فردی عنایت کنه و لطف خودش رو همه جوره شامل حالش کنه و بعضی از صفات خودش رو در وجود اون شخص رشد بده خب باطبع اون شخص احتمالا مورد توجه، تقدیر و ستایش دیگران قرار میگیره و این حالت خیلی سختیه اصلا میمونه تا ستایش میشه تو پاسخ چی بگه سکوت کنه، بگه‌ ما هیچی نیستیم و هر چی داریم از خداست یا همش باز می‌تونه باعث ستایش بشه، گاهی آدم انکار دلش می‌خواد برای نشنیدن این حرفها منزوی بشه. از طرفی درد مردم نمی‌گذاره باید باشه و تسری بده. با این حالت درون چه طور باید رفتار کرد؟ ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر بنده تعطیلی‌ موقت جلسات دوشنبه، کمک می‌کند تا با نظر به سیر مطالعاتی موجود در سایت، رفقا نسبت به حضور خود، بازبینی داشته باشند و إن‌شاءالله با آمادگی بیشتر در جلسات آینده حاضر شوند. ۲. آری! باید متوجه باشیم «هر عنایت که داری ای درویش / هدیه حق بُوَد نه کرده خویش». پس راه‌کارِ اصلی انزوا نیست، توجه به این نکته است که این مردم به دنبال حق‌اند و نه به دنبال ما. موفق باشید

نمایش چاپی