سلام خدمت استاد عزیز وقت شما بخیر: یک نکته ای به ذهنم رسیده بود در ادامه پاسخ شما به سوال 32908 خواستم مطرح کنم در باره قارون و آیه «قَالَ إِنَّمَآ أُوتِيتُهُۥ عَلَىٰ عِلْمٍ عِندِىٓ» - بعضی جاها گفته می شه این علم ربا بود و یا ... ، ولی با دقت بیشتر بنظر میاد مشکل این نیست، علم عندی یعنی علم غیر متصل به حق ما علمی (هرچقدر هم زیاد) داشته باشیم و گمان کنیم با اون علم می تونیم کار رو پیش ببریم و تکیه بر علم کنیم - اون بیت حافظ که می فرماید تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش تشکر می کنم راهنمایی فرمایید و اگر ایراداتی بود اصلاح فرمایید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. شخصیت قارون شبیه شخصیت همین رانتخوارهای خودمان بوده که با حضور در انقلاب و با زرنگیهایی که به گمان خود دارند، از امکانات انقلاب به نفع خود استفاده کردهاند و متوجه نیستند همین انقلاب با نور توحیدیاش آنها را در بر میگیرد و به نحوی که خودشان تصور نمیکنند، در زمین فرو میبرد. موفق باشید
سلام استاد بزرگوارم: خوبید؟ در سفر راهیان نور افتخار همراهی با شما رو داشتم و بحمدالله سفر خوبی بود. استاد جان فقط از یک چیز بسیار تعجب کردم اینکه حضرتعالی در هیچ کجا، حتی شلوغ ترین جاها هم ماسک نمیزدید! من خیلی تعجب کردم چون فکر میکردم شما در این مورد مانند رهبر انقلاب عمل می کنید. آیا علت به خصوصی دارد؟ ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً همراه خود ماسک آورده بودم ولی احساس کردم در فضایی هستیم که چندان ضرورت ندارد بخصوص که بقیه نیز رویهمرفته مقیّد به زدن ماسک نبودند شاید به جهت فضای بازی بود در آن قرار داشتیم. البته این بدان معنا نیست که مسئله برای خود بنده حل شده باشد که آنچه انجام دادهام، امر صحیحی بوده است. موفق باشید
با سلام: آیا داشتن حس برتری طلبی نسبت به دیگران و یا کشورهای دیگر و دنبال بهترین بودن ایرادی دارد؟ اینکه سعی کنیم از دیگران بهتر باشیم مثلا توس کلاس درس سعی کنیم بهترین دانش آموز باشیم و با دیگران رقابت کنیم ایرادی در این کار هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به معنایی که قرآن میفرماید: «فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ أَيْنَ ما تَكُونُوا» به سوی خیرات و خوبیها بشتابید، هرکجا که هستید. آری! اینطور فعالیت برتریجویی نیست. ولی اگر منجر به خودبزرگبینی و تکبّر بر دیگران شود، خوب نیست. موفق باشید
سلام خدمت استاد گرامی: در چند پرسش قبلی یکی از دوستان اشاره کرده بودند که رهبری فرموده واکسن بزنید! میخواستم عرض کنم که حضرت آقا هیچگاه نفرمودند واکسن بزنید بلکه فرمودند به متخصصین و صاحب نظران مراجعه کنید و حرف آنها رو گوش دهید حتی اشاره کردند که ماسکی که من میزنم هم به اصرار آنهاست، هرچند که سایت خود رهبری هم در تحریفی آشکار از قول ایشان نوشتند که اصرار بر ماسک دارم! البته آن را حدود ده ساعت بعد تصحیح کردند ولی چه فایده که دیگر کار از کار گذشته و تمام خبرگزاری ها همان متن تحریف شده را کار کرده بودند جناب استاد شما مستحضر هستید که بیانات رهبری بسیار دقیق و حساب شده است، حالا اگر به جمله ایشان که فرمودند به متخصصان و صاحب نظران رجوع کنیم آیا مسولین کرونایی کشور صاحب نظرند یا عینا پروتکل ها و روش های دیکته شده سازمانهای جهانی و آمریکایی را پیاده میکنند، به جرات میتوان اثبات کرد طی دو سال گذشته تمامی پروتکل ها و داروها تماما همان هایی بوده است که آنها خواسته اند و این متخصصین! هیچ از خود نداشته اند یا در مورد واکسن برکت که رهبری هوشمندانه از دست اندرکاران آن خواستند اسناد علمی آن منتشر شود نه تنها نشد همان مقاله ایی که چاپ شد هم اخیرا فاقد نوآوری علمی شناخته شده و در دسته بندی مقالات مروری قرار گرفته است و در آخر از آنجایی که کرونا کل ابعاد زندگی مردم جهان رو در بر گرفته، تنها از بعد پزشکی به آن نگاه کنیم بزرگترین خطا را کرده ایم. بنده با نظر رهبری در ابتدای کرونا که آن را جنگ بیولوژیک خواندند و رجوع به متخصصین و صاحب نظران داخلی در زمینه های مختلف به این نتیجه رسیده ام که این واکسنی که مجوز موقت دارد و کسی هم عواقب آن را گردن نمیگیرد نزنم، آیا بنده ضد ولایت فقیه هستم؟ آیا رواست با تبدیل کردن واکسن به امری قدسی تمام عواقب آن را گردن رهبری انداخت در صورتی که خودشان مواکدا فرمودند من تنها به اصرار آنها عمل کردم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست موضوع به این سادگیها هم نیست. بالاخره در اینکه رهبر معظم انقلاب با واکسنزدن نشان دادند نگاه پزشکان به این موضوع را پذیرفتهاند؛ حرفی نیست. و البته به قول شما نباید واکسن را به امر قدسی تبدیل کرد. موفق باشید.
با سلام استاد عزیز: استاد یه مطلبی که هست و احتمالا خودتون واقفید اینه که بنده گمان میکنم از ظرفیت بعضی نفوس خیلی اونطور که باید استفاده نشده شاید هم کار فرهنگی غلط و یا بعضا کم کاری و یا مسایل مربوط به دولتها باعث این قضیه شده باشه و یا کار بدون معرفت عمیق و شایسته باعث این موضوع شده باشه بنده با نفوسی گاه مواجه میشم که خیلی مستعد هستن گاه اصلا کار فرهنگی روشون صورت نگرفته ولی مستعد هستن نمونه اش خانواده شهدا، مادران، و قشر ایثار و شهادت، استاد این مادران و اینها همانانند که شهدا را پرورش دادن و بعضا سیرشان با شهداست گمانم اگر یه گروه یا موسسه ای در خود بنیاد ایجاد بشه حالا اگربحث زن هم دنبالش باشه بد نیست حالا مثل همین مجموعه هایی که بوسیله خودتون مدیریت میشه اعم از معرفت النفس و یا... تا از یه طرف بحث ایثار و شهادت که به حاشیه رفته دردول مختلف ترمیم شه هم اون نفوس مستعد دوباره جایگاه خود را پیدا کنن هم بحث علم جهت دهی اش بیاد روی انسان شناسی که در واقع وجود داره، و لطفا اگر صلاح دیدید بنده را هم مطلع کنید از چنین گروهی چون آنچه دارم میبینم آینه افراد این قشرشاید دچار یه سردرگمی سلوکی شدن که به گفته خودتون با ذیل شخصیت امام بودن و معرفت نفس درس میشه ۲. استاد مطلب دیگه اینکه بنده که خودم متولد سال شصت هستم گاهی وقتی از وقایع دوران خودم آگاه میشم و مثلا میفهمم امام (ره) در فلان دوره خودم فلان کار را انجام دادن هویت مناسب ترین برام ایجاد میشه یه مسیله که هست مثلا بچه های هر دوره نمیدونم دوره قبلی چه اقداماتی کرده براشون اگر تقویم یا چیزی از این قبیل بود و یا هست که هر فرد بفهمه خودش بتونه اون کارهایی که روش صورت گرفته دریافت کنه خوب هست بخصوص الان که خیلی نمیشه امر و نهی کرد و باید مطالب رو تبیین کرد. ممنون استاد
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همینطور که میفرمایید بنیاد شهید در زمانی که آقای کروبی مسئول بودند، کوتاهیهای فرهنگی انجام شد و سعی رهبر معظم انقلاب آن است که با توجه به خانواده شهدا، آن کوتاهیها راحتیالامکان جبران کنند ۲. به نظر بنده تلویزیون سعی دارد در این رابطه کارهای خوبی انجام دهد. موفق باشید
با سلام: گاهی انسان نیازهایی دارد که از جهت مشخصی که فکر می کند به صلاح اوست بر آورده می شود ولی در شرایطی قرار می گیرد که اقدامی که باید انجام دهد دقیقا منطبق بر سخن افرادی است که جای مدارایی باقی نگذاشته اند یا اینکه مجبور به کسب اجازه در مواردی از آنهاست یا اینکه در برخی موارد نیاز هایی دوطرفه هست که نمی شود انجام نداد، در این صورت چه باید کرد که دفع ضرر شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال پیامبر ما که رحمة للعالمین هستند با مدارا کارها را جلو میبردند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید این گمانی است که آقای مصلحی داشتهاند، نه آنکه دروغ گفته باشند. تصورشان آن بوده، ولی تصور کاملی نبوده. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین حساسیتی که نسبت به حضور تاریخی خود دارید، کارساز است. زیرا درک حضور تاریخی، امری است حضوری و آرامآرام، خود را به ظهور میآورد. عمده گوشسپردن به ندایی است که در این تاریخ به سوی قلبها روان است و تقوای لازم، زمینهی به تفصیلدرآوردن آن میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در ذات خود وسعتی در حدّ حضور در همهی عوالمِ وجود دارد و باید خود را از نظر شخصی و با اختیار، سعی کند در همهی آن عوالم حاضر نمایند و از این جهت اعمالِ صالح این حضور را فعلیت میبخشد. پس در واقع انسان با آن نیّت و با عمل مناسب آن نیت، خود را بسط میدهد و به ذات خود نزدیک میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در طبع و فطرت است. انسان از نظر طبعِ حیوانی خود رجوع به پستیها دارد و از نظر فطرت الهیِ خود، نظر به خوبیها. موفق باشید
سلام استاد وقتتان بخیر: و بابت پاسخگویی تان ممنونم. نطر به پاسخ پرسش ۳۷۵۸۸، فهمیدن حکمت صدرایی و داشتن منظومه فکری فلسفی و فهم درست از فلسه و حکمت صدرایی نیاز به گذراندن موسسات تخصصی فلسفه و حکمت و شرکت در دروس میسر میشود؟ یا با داشتن سیر مطالعاتی و نرفتن به موسسات تخصصی میشود به یک منظومه فکری صدرایی رسید و بجای آن در یک رشته دیگر تحصیل آکادمیک داشته باشد؟ پیشنهادتان چیست و اگر سیر مطالعاتی مد نظر در مورد فلسفه و حکمت صدرایی هست بفرمایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله با نسلی روبرو هستیم که گویا جناب صدرالمتالهین از قبل متوجه عقل و اندیشه آنان بوده و اتفاقاً آن مرد الهی در ذات حکمت خود، عقل اندیشه های آماده برای آنچنان سخنانی را مدّ نظر آورده و بدین لحاظ پیشنهاد میشود اگر با معرفت نفس و برهان صدیقین شروع کنیم، در افق «اصالت وجود» معنای بسیاری از آنچه که در این تاریخ با آن روبرو میشویم را درک می کنیم. شاید مباحث شرح کتاب «معاد، بازگشت به جدی ترین زندگی» افقی در این رابطه بگشاید. موفق باشید
سلام استاد: اضافه وزنی که دارم گاها در مسیر بندگی برایم مشکل ساز میشود. خواب و خوراکم زیاد میشود برای نماز خواندن خسته میشوم به زانوهام فشار میاید و... سوالم این است که با توجه به اینکه شما خیلی از جریانات حاکم بر جامعه رو دستپخت مدرنیته میدانید و درست هم هست، برنامه های کاهش وزن در غالب رژیم های غذایی که بالاخره توجه انسان را به خود میکشاند و تا حد زیادی ناخوداگاه توجه به تن رو برای انسان افزایش میدهد میتواند روش مناسبی برای کاهش وزن باشد؟ یا پیشنهاد دیگری دارید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه باید در این مورد مدّ نظر قرار داد اولاً: کنترل غذا و ثانیاً: تنقلات نخوردن و ورزش و پیادهروی داشتن است. چیز دیگری نمیدانم. موفق باشید
با سلام خدمت جناب طاهرزاده: شاید بتوان نهیلیسم را طور دیگری نیز تعریف کرد! زمانی که با گذران مدت قابل توجهی از عمر خود پای معارف و دستورات و نصایح بهترین روش زیستن، و به امید دیدن و رسیدن و چشیدن ناگهان کشف جدیدی اتفاق بیفتد و هدف را همین در راه بودن تعریف کند؟! شاید هم از سر ناچاری و گره های کور معارف تو در تو و روایات ضد و نقیض که شاید صدسال هم خارج فقه جوابگویش نباشد. روزی شخصی از دستاوردهای انقلاب در چندین جلد کتاب میگوید و روزی بالای منبر از قصورات عمیق و نابخشودنی عاملان به شدت انقلابی، ریزش ها و رویش ها، جهانی بین دو جهان؟! مگر میشود فردی را فقط به در راه بودن تشویق کرد؟ در این راه اگر هیچ منزلی نباشد، هیچ پیشرفتی نباشد، اگر به دستور محکم و قطعی عمل کند و یا به جهت عدم خلوص و یا به جهت عدم شناخت و یا به هزاران عذر و بهانه نتیجه نگیرد، مسلم دچار پوچ انگاری میشود. حتما باید برای روشی که هم «شمر» پرورانده و هم «بشر حافی» و کذا و کذا در راه بودن را هدف قرار داد. پس چه شد که انقلاب شد؟ تمدن تاریخی یا آینده خیالی؟ خمینی یا بروجردی؟ حکومت معصوم یا زمینه سازی ظهور؟ عالم انسان دینی یا حواله های تاریخ گذشته؟ جذب حداکثری یا پررنگ کردن خطوط نفاق؟ روزی تاکید به نماز اول وقت و بعد کم عقلی ابراز شصت ساله نزد آیت الله بهجت؟! الحاصل استاد عزیز بیش از یک دهه پیروی از سیر مطالعاتی و محافل جنابتان چنان سردرگمی به بار آورده که عین عالم پوچی را درک کرده و میکنم. کاش میشد فهمید چطور با «سبحان الله» گفتن میشود احساس وظیفه کرد که جنابتان شجاعانه اعلام ارشاد و غیره می کنید؟ والسلام. موفق و پیروز
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد میشود سری به سؤال و جواب شماره 34142 بزنید و باز به نیهیلیسم به عنوان روحی که زمانه امروزینِ بشریت را در بر گرفته است، فکر کنید و متوجه استعدادهای بلند نسلتان باشید که باید جوابی درخور به آن استعدادها داد، آن هم در رجوع به حقیقت، و نه در حدّ آگاهی از حقیقت و خبردادن از آن. آری! در نسبت با حقیقت است که با اذکار قدسی، جهانی در مقابل انسان گشوده میشود در زمانهای که انسان جز در جهان خود نمیتواند خود را بیابد. مسلّماً این نیازها است که انسان را جلو میبرد تا برآورده شوند ولی باید از خود پرسید نیازها را چه عواملی بهوجود میآورند؟ آیا اگر نیازهای ما را روح غربزدگیِ ما تعیین میکند، در آن صورت آیا تلاش برای برآوردهکردن آن نیازها، تلاش برای رسیدنِ بیشتر به روح غربی نیست که انسان را بیبنیاد میکند؟ درک این موضوع ما را دعوت میکند تا به نوعی از حضور در زندگی فکر کنیم که نیازهای ما معنابخشِ ما باشند و در برآوردن آنها احساس آزادی و شکوفایی بکنیم و منتظر آغازی شویم که در ذات خود هستیم. آغاز شور و شیدایی برای آنکه صیدِ «وجود» باشیم که عین قرار است در عین بیکرانگی و این یعنی جاودانگی که گذشته را به آینده مبدّل میسازد و این یعنی حضور در انقلاب اسلامی و حضور در بودنی که گذشته را به آینده مبدّل میکند به معنای پایداری و بقاء.
موفق باشید
سلام استاد عزیز: از کجا باید فهمید که ملکات نفس ما چی هست؟ چه خوب چه بد؟ همون ملکاتی که تا قیامت همراهمون هست. ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملکات یعنی آن حالات و احوالاتی که به عنوان منش و شخصیت در انسان با تکرارهایی که در موضوعاتی داشته، پیش میآید. مثل ملکه خوشرویی و خوشاخلاقی که با مقابله با غضب در موارد متعدد، آن خوشرویی ملکه انسان میشود یا مثل مقابله با بخل در مسیر ادامه مکرر ایثار و بخشش. موفق باشید
سلام علیکم استاد: لطفا بفرمایین دراین روزها امربه معروف برای خانمهای بی حجاب در خیابان لازم و واجب است؟ اطرافیان بدلیل شرایط خشونت نسبت به زنان چادری نگران به خطرافتادن من هستند و مرا منع میکنند برای امربه معروف؛ نظر شما بسیار برایم ارزشمند و راهگشاست. آیا الان در حالیکه تقریبا هیچ ارگانی نسبت به این مسئله و گناه فراگیرعکس العملی ندارد، وظیفه ای داریم برای اینکار یا باید جانمان را حفظ کنیم؟ ( اوضاع زنان بی حجاب در کرج واقعا اوضاع اسفناک شده) التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید فعلاً هنوز یک نوع خشم و مقابله با آمر به معروف و ناهی از منکر در میان است. در حالیکه بنا به گفته قرآن: «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ» زنان و مردان مؤمن با توجه به نسبت دوستانهای که بین خود دارند اهل امر به معروف و نهی از منکر نسبت به خود میباشند. حال آنکه افرادی که متذکر هستید متوجه دلسوزی شما نسبت به امر به معروف به آنها و نهی منکر از آنها نیستند و البته به مرور این فضا تغییر میکند و اینان متوجه میشوند اسلام بنای محدودکردن آزادی آنها را ندارد، بلکه تذکری به آنها میدهد که تا در انتخاب آزاد خود، بهترینها را انتخاب کنند تا در مسیر سعادت قرار گیرند. موفق باشید
سلام علیکم: استاد گرامی، بنده بیش از ۱۲ سال است که با آثار شما مانوسم و به شدت متاثر از شما هستم و حقیقتا در بین علمای حاضر افق فکری شما را به شدت به مقام معظم رهبری نزدیک می بینم و شاید هم نزدیکترین! اما از یک طرف خود آقا در بین علمای معاصر، دانشجویان و اهل علم را به دستگاه فکری مرحوم آیت الله مصباح یزدی ارجاع می دهند اونم با تعابیری عجیب و تمجید زیاد از استاد مصباح!!! اما از طرف دیگری شما استاد گرامی بعد از فوت استاد مصباح جلسه ای برای بزرگ داشت این عالم ربانی نگذاشتید و صحبتی نکردید! در صورتی که از استاد فاطمی نیا گرفته تا حاج قاسم عزیز تا علامه حسن زاده تا شهید حججی تا نادر طالب زاده، حرف زدید و تفصیل کردید اجمال ها را. چرا در مورد ایشان صحبت نکردید؟ چون بنده سایت را زیر و رو کردم چیزی ندیدم! شاید هم بنده درست نگشتم و نگاه نکردم. این تناقض بین تاکید رهبری بر استاد مصباح و سکوت شما در مورد ایشان چیست!؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله در سالهای قبل شبهای جمعه در منزل ایشان خدمتشان میرسیدیم و از مباحث کلامی ایشان بهرهمند میشدیم. در جلسهای که در مرکز «سیمای هنر و اندیشه/ سُها» به صورت میز گرد شکل گرفت، عرایضی نسبت به تعهد و حساسیتهای ایشان نسبت به اسلام و انقلاب خدمت رفقا عرض شد. موفق باشید
با سلام: با توجه به اینکه شما می فرمایید که هرچه شدت بردار باشد وجودی است، آیا میتوان گفت که تلخ، شور و ترش، می شود تلختر،شورتر؟ آیا میتوان گفت که از مقوله وجود میباشند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به خودی خود تلخی و یا شیرینی نداریم، بلکه چیزهایی هستند که تلخ و شیریناند. پس در این موارد پای ماهیت در میان است. در حالیکه در مورد علم و یا حیات، خودِ علم و حیات شدت و ضعف برمیدارند. موفق باشید
با سلام: صوت های معاد را هرچه به آخر آن نزدیکتر میشوم بیشتر ناامید میشوم. ای کاش این حرف های شما در مورد معاد اشتباه باشد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر فرصت کردید مطالعه جلد هشتم و نهم «اسفار» و یا کتاب «معاد یا بازگشت به خدا» را از آیت الله شجاعی دنبال فرمایید. و اگر احساس میکنید این مباحث برای جنابعالی مشکل است، به کتاب «معاد شناسی» از آیت الله حسینی طهرانی رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی. سلام عليكم: ۱۴ کتابی که در مورد انقلاب اسلامی نوشتید به چه ترتیبی به صورت انفرادی مطالعه شود؟التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینطور میتوان تقسیم بندی کرد: ۱. انقلاب اسلامی، باز گشت به عهد قدسی ۱. انقلاب اسلامی، برونرفت از عالَم غربی ۳. انقلاب اسلامی و جایگاه اشراقی ۴. امام خمینی و خودآگاهی تاریخی.
و کتابهای دور دوم ۱. سلوک ذیل شخصیت امام خمینی ۲. عقل و ادبِ ادامهی انقلاب اسلامی در اين تاريخ ۳. گوش سپردن به ندای بیصدای انقلاب اسلامی.
و کتابهای دور سوم ۱. انقلاب اسلامی، طلوع جهانی بين دو جهان ۲. انقلاب اسلامی و چگونگی تحقق آينده دينداری ما ۳. کتاب حوالت تاریخی عقل تکنیکی ۴. کتاب «در انتظار زبان در وصف انقلاب اسلامی» ۵. انقلاب اسلامي و جهان گمشده
استاد گرامی سلام: من حوانی ۲۱ ساله هستم و درگیر چند مورد ۱. مفهوم رزق چیست؟ تفاوتش با کسب ثروت چیست و آیا ظرفیت کسب رزق انسان قابل تغییر است؟ ۲. استاد عزیز من حس میکنم در بین جمع ها اضافی هستم برای کسی مهم نیستم؛ میشود راهکاری برای مقابله با این معضل بدهید و یا منبعی از بین آثارتان برای مطالعه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده اولاً: مطالعه کتاب «جایگاه رزق در هستی» است و ثانیاً: تأمّل در معارف حقّه مانند مباحث «معرفت نفس». موفق باشید
سلام: ببخشید من دانشجو_معلم الهیات هستم و کتب زیادی در زمینه اطلاعات دینی اعم از اصول عقاید، عرفان و اخلاق و ... وجود داره و انسان در مواجهه باهاشون بکلی گیج میشه. میشه تفسیر المیزان رو محور مطالعات خود قرار داد؟ یعنی تا حدی این جامعیت بین موضوعات رو داره؟ و اینکه شرح سوره هایی که توسط استاد طاهرزاده مطرح میشه به نوعی شرح المیزانه یا چیزی جدای اون؟ متشکر از لطفتون
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده فکر خوبی کردهاید که بنا دارید با المیزان مأنوس شوید. جزوه «جایگاه تفسیر المیزان و روش استفاده از آن» که روی سایت هست میتواند إنشاءالله کمککار باشد. https://lobolmizan.ir/leaflet/182?mark=%D8%A7%D9%84%D9%85%DB%8C%D
8%B2%D8%A7%D9%86 آری! رویهمرفته بنده نیز در فضای تفسیر قیّم المیزان عرایض خود را نسبت به سورههای قرآن مطرح مینمایم. موفق باشید
سلام بر استاد: با توجه به این که مطالعات عمیقی در زمینه سلوک داشتید و کتاب هایی هم نوشته اید و خوانده ام، می خواستم چند منبع دیگری که به نظرتون خیلی مفید استخراج کردند در مقاله و کتاب درباره موضوع مشخص کیفیت وصول به معرفت الله از منظر امام و علامه بیان کنید (موضوع رساله من همین عنوان است کیفیت وصول به معرفت الله از منظر امام خمینی و علامه طباطبایی) با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است در این مورد به کتاب «مصباح الهدایه» از حضرت امام و کتاب «انسان از آغاز تا انجام» از علامه طباطبایی سری بزنید. موفق باشید
سلام: بر فرض که یهودیت به پیامبر اسلام بشارت داده باشد با وجود بدآموزی فراوان عهد عتیق چه دلیلی هست که یهوه را خدا بدانیم و بشارات را تایید بدانیم چون اثبات دین یهودی امکانش کم است اگر هم قرآن فصیح باشد ادیب مسلمان اعجازش را تایید میکند و ادیب مسیحی اگر از جانش نترسد رد میکند و... پس راهی برای اثبات اسلام باقی نمی ماند و فتاوای غلط مذاهب اسلامی هم زیاد بوده: کنیزداری، کشتن بت پرستان، حلال بودن حرمسرا، مخالفت با هنر موسیقی و... جوابی هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در«قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ» است و اعجاز قرآن از دریچههای مختلف خود را به میان آورده. در این رابطه عرایضی که در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» شده است ذیلاً خدمتتان ارسال میشود:
دريچههاي اعجاز قرآن
قرآن ميفرمايد: «وَ اِنْ كُنْتُمْ في رَيْبٍ مِمّا نَزَّلْنا عَلي عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِه»[1] اگر در معجزهبودن آنچه بر بندهي ما نازل شده شك داريد، سورهاي مانند آن بياوريد. مبناي برهان اين است كه او يا بهواقع پيامبر است و اين آيات از طرف خدا بر او نازل شده و يا پيامبر نيست و با استعدادهاي بشرياش اين آيات را تنظيم کرده است. در حالت دوم این میشود که از آن جهت كه بشر است اين آيات را آورده، پس شما هم كه بشر هستيد، مسلم اگر همهي شما جمع شويد ميتوانيد يك سوره مثل سورههاي اين قرآن بياوريد و اگر نميتوانيد، معلوم ميشود كه او از جنبهي بشرياش به چنين توانايي نرسيده، پس او پيامبر خدا است.
در رابطه با معجزهبودن قرآن نمونههايي مورد اشاره قرار ميگيرد:
1 - از نظر فصاحت و بلاغت: قرآن از نظر هندسهي كلمات و نظم خاصي که کلمات دارند، نه سابقه دارد و نه لاحقه، به طوريکه نه تا آن زمان بشريت با اين ترکيب و نظم سخن گفته و نه بعد از آن انسانها توانستهاند از آن تقليد کنند و با آن نظم و هندسه سخن بگويند. قرآن داراي آهنگ خاصي است که در عين دارا بودن مفاهيم معنوي، بدون تكلّف و تصنّع، عاليترين معاني را در عاليترين قالبهاي لفظي اظهار ميکند به طوريکه معلوم نيست الفاظ تابع معانياند و يا معاني تابع الفاظ.
قرآن در زماني به صحنه آمـد و مبـارز طلبيـد كه اوج تكامـل فصاحت عرب بود. از آن عجيبتر بعد از آمدن قرآن نيز سخن رسول خدا(ص)و حضرت علي(ع) در عين فصاحت زيادي که دارد، اصلاً شكل و هندسهي قرآن را ندارد. و لذا اين مبارزه طلبي هنوز هم به قوت خود باقي است که اگر میتوانید یک سوره مثل سورههای قرآن بیاورید. مضافاً اينکه تا حال كسي نيامده بگويد قبل از قرآن چنين كلماتي به اين شكل در فلان كتاب بوده است. همچنانكه كسي نيامده بگويد من مثل آن را آوردهام و اتفاقاً هر قدر انسان فصيحتر باشد بيشتر متوجه ميشود كه فصاحت قرآن از نوع فصاحت بشر نيست. همچنانكه جادوگران متوجه شدند كار حضرتموسي(ع)از نوع سحر نيست.
2- از نظر عُلوّ معني و محتوي: بيگمان مطمئنترين راه براي شناخت حقيقت قرآن، رجوع به متن قرآن و تأمل در توصيفها و تعبيرهاي آن در بارهي خود ميباشد، توصيفهايي از قبيل «هُديً للنّاس»، «هُديً للمتّقين»، «تبياناً لكلّ شَيئ»، «حكيم» و «فرقان» که همه حکايت از آن دارد که وقتي ميفرمايد: اگر ميتوانيد مثل آن را بياوريد، يعني آن چيزی که میآورید مثل قرآن از حيث هدايتگري و آوردن معارفِ هدايتگر و از حيث مطالب حكمتآميز، همسنگ دانشهاي قرآن باشد و از اين زاويه بشر را به آوردن چنين انديشههايي در حد قرآن دعوت ميكند.
جامعيت و كمال قرآن بدين معني است كه قرآن مجيد تمامي مواد و مصالح علمي جهت رسيدن انسان به سعادت فردي و اجتماعي را دارا است و با معارف خود رابطهي انسان با «خدا»، «خود»، «انسانهاي ديگر» و با «جهان» را تبيين ميكند و همهي اين معارف داراي سطوح و لايههاي متكثر هستند و در آن براي هرموضوعي بطنها وجود دارد. در پايينترين سطح با مردم عادي صحبت ميكند و هرچه مخاطب خود را دقيق بيابد، بطني از بطون خود را براي او ميگشايد و آوردن سورههايي با اين حدّ از علوِّ در معاني به هيچوجه در حدّ بشر نيست.
انساني که قرآن طرح ميکند وسعتي از قبل از تولد تا بعد از مرگ دارد و دستورات قرآن همهي ابعاد اين انسان را با همهي دقايق روحياش فرا گرفته است، در حالي كه انسان معرفي شده از راه حس و انديشهي بشري در ميان دو پرانتز (تولد) تا (مرگ) قرار دارد.
در قرآن همهي اصولِ معارف قرآن از توحيد استنتاج شده و سپس گسترش يافته و به صورت اخلاق و عقايد و احكام در آمده به اين معني که هر حكمِ فرعيِ آن اگر تحليل شود به «توحيد» باز ميگردد و توحيد نيز اگر تفريع و باز شود، همان احكام و مقررات فرعي را تشكيل مي دهد. ميفرمايد: «كِتابٌ اُحْكِمَتْ اياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكيمٍ خَبير»[2] قرآن كتابي است با آيات محكم که سپس به صورت تفصيل درآمده، يعني اين كتاب با آيات متعدد داراي غرض واحدي است كه وقتي به تفصيل در آيد، در يك مورد به صورت «اصول دين» و در مورد ديگر به صورت موضوعات «اخلاقي» در ميآيد و در جاي خود به صورت احکام شرعي ظاهر ميشود، به اين معني که هرچه نزول كند و از اصل به فرع برسد از آن غرض اصلي خارج نميشود و از مسير توحيدي خود عدول نميکند. به عنوان مثال: توحيدِ خدا در مقام اعتقاد عبارت است از اثبات «اسماء حسني» و «صفات عليايِ» الهي و در مقام اخلاق عبارت است از دارا شدن اخلاق كريمه مثل رضا، شجاعت و دوري از رذايل و همان توحيد در مقام اعمال عبارت است از به جاآوردن اعمال شايسته و پرهيز از محرمات و رعايت حلال و حرام. همهي اينها به توحيد برميگردد و انسان را به توحيد ميرساند زيرا آيات قرآن يك جهت وحدت دارند و يك جهت كثرت، از جهت صدور از طرف خدا به سوي بشر، سيري از وحدت به سوي كثرت را دارا ميباشند ولي از جهت سير از طرف انسان به سوي خدا، سير از كثرت به وحدت را دارا هستند.
قرآن كتاب انسان شناسي است، اما آنگونه كه خدا انسان را آفريده و در همان راستا انسان را تفسير ميكند تا انسان از خود بيگانه نشود، به طوريکه در تمام فرهنگ بشر– و نه در فرهنگ انبياء – انسان در حدّ سورهي العصر هم مطرح نيست، یعنی انديشهي بشر نسبت به انسان به اندازهي تبييني که يك سورهي كوچك قرآن در مورد انسان دارد گسترش ندارد.
قرآن پيوند با خدا را در همهي شئون زندگي جريان مي دهد و انسان را در حد يك باور تئوريك متوقف نمي كند، بلكه خداي حاضر و محبوب را معرفي مينمايد كه ميتوان به او نزديك شد و با او انس گرفت. مرز ايمان و شرک در آن است که انسانِ موحّد توانسته است حقيقت وَحداني عالم را در هر مخلوقي بيابد و انسان مشرک پديدههاي عالم را مستقل از حقيقت وحداني مينگرد.
3- اعجاز قرآن از جهت نبودن اختلاف در آن: قرآن در طول 23 سال بر پيامبر خدا(ص) نازل شد، آن هم در شرايط اجتماعي و روحي متفاوتي که براي رسول خدا (ص) پيش ميآمد، بدون آن که رسول خدا پيشنويسي داشته باشد و يا پس از نزول آن به حكّ و اصلاح آن بپردازند با اين همه هيچگونه تناقض و اختلافي در ميان مطالب آن نيست. هرگز كسي نديد كه مثلاً پيامبر (ص) يادداشتي داشته باشند و مطابق آن يادداشت آيات را قرائت كنند و يا طوري آيات را بخوانند كه بعداً معلوم شود يك كلمه را اشتباه گفته و بخواهند آن را تصحيح کنند، آن هم آياتي كه قبلاً هيچكس چنين كلماتي در هيچ كتابي نگفته بود و بعداً هم كسي نيامد ادعا کند شبيه آن كلمات در كتابهاي روميها و يا ايرانيهاي متمدن آن زمان ديده شده است.
قرآن طوري است که آيهاي مفسّر آيهاي ديگر و مجموعهي آن شاهد بر مجموع آن است و در عين تنوع - حتي در يك موضوع – وحدت نگاه کاملاً درآن حاكم است. مثلاً در مورد عبادت و يا تقوا هزاران نكتهي متنوع دارد ولي همه با يك بينش و يك جهت و يک نگاه.
خودِ قرآن ميفرمايد: «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيراً» [3] آيا اين منكران قرآن در قرآن تدبّر و تفكر نميكنند تا متوجه شوند اگر از طرف غيرخداوند صادر شده بود، حتماً در آن اختلاف و تضاد مييافتند؟ زيرا: اولاً : فكر انسان دستخوش تحول و تكامل است ، و در آخر عمر عموماً اشتباهات اول را ندارد. ثانياً: افکار انسان در طول زندگي تحت تأثير حالات متفاوت روحياش قرار دارد و سخنانش هماهنگ آن حالات، و گاهی متفاوت و بعضاً متضاد خواهد بود. ثالثاً: كسي كه كارش بر دروغ باشد در طول عمر حتماً به تناقض و اختلاف ميافتد، در حاليكه هيچكدام از موارد بالا در قرآن نيست و يگانگي و وحدت کاملي بر آن حاکم است.
4- اعجاز قرآن از نظر جاذبه: قرآن در معرفي معني حيات و آزادشدن از اسارت نفس و خرافات آنچنان سخن ميراند كه انسان به هيچوجه آن را از جان خود جدا نميبيند و بهخوبي جذب آن ميشود. قرآن انسان را بر عقدههاي درونياش پيروز ميكند، مرگ را برايش معني مينمايد، او را دعوت به تدبر در آياتش ميكند، ميگويد: «اَفَلا يَتَدَبَّروُنَ الْقُرانَ اَمْ عَلي قُلُوبٍ اَقْفالُها» آيا تدبّر در قرآن نميكنند و يا بر قلبهاشان قفل زده شده است كه حقايق آن را نميفهمند؟ به همين جهت عقل انسان در حين تدبّر در قرآن از عمق جان، حقانيت آن را تصديق مي كند و خودِ قرآن شرط تشخيص حقانيت خود را تدبّر در خودش قرار داده است. آيا تا حال ديدهشده كسي در قرآن تدبّرِ لازم را كرده باشد و براي او در حقانيت آن ذرهاي شك باقي بماند؟ و يا بيشتر كساني گرفتار شك نسبت به قرآن هستند كه از دور و بدون تدبّر در آن نظر ميدهند؟
5 - اعجاز قرآن از نظر اخبار غيبي: مثل آن واقعههايي كه در حين نزول قرآن با فكر بشري درستي و نادرستي آن معلوم نبوده و در قرآن مطرح شده به طوريکه بشر پس از سالها به درستي آن پيبرده است مثل: پيشبيني غلبهي روم بر ايران در شرايطي كه در آن زمان چنين غلبهاي به ذهنها هم خطور نميكرد.[4] و یا مثل حفريات باستانشناسان، كه پس از سالها داستان حضرت يوسف و طوفان حضرت نوح و قوم سبأ را تأييد كرد. و يا اينكه قرآن براي فلك، مدار قائل است، برعكسِ پيشينيان كه فلك را جسم مدوري مي دانستند كه ستارگان در آن ميخكوب شدهاند ولي بعدها معلوم شد که ستارهها داراي مدار هستند و در مدار خود در گردشاند.
6- اعجاز قرآن از نظر وسعت معارف و پهناوري مطلب: از طريق كسي كه برتري فوق العادهاي از نظر اطلاعات نسبت به ديگران نداشت و در محيطي آنچنان محدود زندگي ميکرد که از نظر عقب ماندگی مثال زدني است و از آن طرف آن شخص ثلث آخر عمرش تماماً مشغول جنگ با دشمنان دين بود، چنين قرآني با اين وسعتِ علمي و دقت روحي مطرح شود حکايت از آن دارد که از طرف خداي حکيم و عليم بر او نازل شده است.
دكتر واگليري، استاد دانشگاه ناپل ميگويد:
«كتاب آسماني اسلام نمونه اي از اعجاز است... قرآن كتابي است كه نميتوان از آن تقليد كرد... چطور ممكن است اين كتابِ اعجاز آميز كار محمد باشد؟ در صورتي كه او يك نفر عرب درس ناخوانده بوده است... ما در اين كتاب مخزنها و ذخايري از دانش ميبينيم كه مافوق استعداد و ظرفيت با هوشترين اشخاص و بزرگترين فيلسوفان و قويترين رجال سياست است».[5]
موفق باشید
[1] - سورهي بقره، آيهي 23.
[2] - سورهي هود، آيهي 1.
[3] - سورهي نساء، آيهي 82.
[4] - در سال 617 ميلادي يعني هفتمين سال بعثت پيامبر اکرم(ص) ايران بر روم پيروز شد و تا نزديک پايتخت روم پيشروي کرد، در همان سال قرآن پيشبيني پيروزي روم را در کمتر از ده سال نمود.(به آيات اوليهي سورهي روم رجوع شود).
[5]- كتاب «پيشرفت سريع اسلام »، ترجمهي سعيدي، ص 49.
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر چه هست با طرح نظریات کپرنیکی آن نوع هیئت که زمین را مرکز عالم می دانست به هم ریخت إلا اینکه مطلب را طور دیگر توجیه کنیم والله اعلم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم مباحث «انقلاب اسلامی، طلوع جهانی میان دو جهان» راهگشا باشد. موفق باشید
http://lobolmizan.ir/sound/1310
