بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
33687

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: استاد گرامی، بنده بیش از ۱۲ سال است که با آثار شما مانوسم و به شدت متاثر از شما هستم و حقیقتا در بین علمای حاضر افق فکری شما را به شدت به مقام معظم رهبری نزدیک می بینم و شاید هم نزدیکترین! اما از یک طرف خود آقا در بین علمای معاصر، دانشجویان و اهل علم را به دستگاه فکری مرحوم آیت الله مصباح یزدی ارجاع می دهند اونم با تعابیری عجیب و تمجید زیاد از استاد مصباح!!! اما از طرف دیگری شما استاد گرامی بعد از فوت استاد مصباح جلسه ای برای بزرگ داشت این عالم ربانی نگذاشتید و صحبتی نکردید! در صورتی که از استاد فاطمی نیا گرفته تا حاج قاسم عزیز تا علامه حسن زاده تا شهید حججی تا نادر طالب زاده، حرف زدید و تفصیل کردید اجمال ها را. چرا در مورد ایشان صحبت نکردید؟ چون بنده سایت را زیر و رو کردم چیزی ندیدم! شاید هم بنده درست نگشتم و نگاه نکردم. این تناقض بین تاکید رهبری بر استاد مصباح و سکوت شما در مورد ایشان چیست!؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله در سال‌های قبل شبهای جمعه در منزل ایشان خدمت‌شان می‌رسیدیم و از مباحث کلامی ایشان بهره‌مند می‌شدیم. در جلسه‌ای که در مرکز «سیمای هنر و اندیشه/ سُها» به صورت میز گرد شکل گرفت، عرایضی نسبت به تعهد و حساسیت‌های ایشان نسبت به اسلام و انقلاب خدمت رفقا عرض شد. موفق باشید

33492

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد ارجمندم سلام علیکم: این روزها دلم پره از شور شعف پیروزیهای جبهه اسلام و ایران، علیه کفر و نفاق. سنگرهای شیطان و جنودش یکی پس از دیگری در حال تصرفه، بشدت دارم اون آرامشی که رهبری صلوات الله علیه به شهید خوش لفظ دادند رو حس می‌کنم، دارم با تمام وجود «إِنَّ مَعِيَ رَبّي سَيَهدينِ» رو که آقاجان فرمودند رو حس می‌کنم، چقدر قشنگ داریم از وسط دریایی که فرعونها را در خودش غرق کرد به سلامت رد می‌شیم، دارم می‌بینم دست خدا را که داره تیر می‌ندازه، دارم می‌بینم که خواب از چشم صهیونیستها ربوده شده و امریکائیهایی که روزی تو این کشور به ناموس ایران تجاوز می‌کردن و هیچ‌کس جلودارشون نبود امروز دست به دامن مسیح علینژاد و مریم رجوی، چند تا زن بدکاره و چند تا بازیگر دست چندم شدن، دارم حس می‌کنم اون طنین آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند حضرت روح الله رو، می‌بینم این حضور اربعینی با این تنوع ملتها، قومیتها و ادیان رو، می‌بینم این ذلیل شدن دشمنان اسلام و پیروزیهای جبهه مقاومت رو، هیبت علوی آقاجان در دیدار فرماندهان و پیش کسوتان جنگ تحمیلی قلبم رو جلا داد، دیروز وقتی همه ی اسلام در سرزمین شیاطین عکس سردار دلها رو بالا برد و علی وار رجز خوند فقط دلم می‌خواست دست و پای سید ابراهیم را ببوسم، استاد بارها به «کُلُّ یَوم هُوَ فِى شَأن» اشاره کردید و من دیروز در سازمان ملل با تمام وجود این جلوه از حضرت حق را دیدم. استاد از اینکه خودم هیچ کاره این اتفاقاتم و انفعال تمام وجودم رو گرفته دلگیرم. اگه ممکنه مطلبی بفرمائید بتونم از این هیچی نبودن در بیام. التماس دعا.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله حضور رئیس جمهور با آن صلابت و با سخنان آنچنان متین، عملاً حضور انقلاب اسلامی در چنین مجامعی به حساب می‌آید. آری! همین‌که امثال بنده و جنابعالی خود را در این عالم یعنی عالم انقلاب اسلامی قرار دهیم، خود به خود یک ارزش است تا از چنگال‌های شیطانی رسانه‌های دنیای کفر رهایی یابیم. موفق باشید

33384

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

ضمن عرض سلام محضر شما استاد عزیز و التماس دعا در سفر اربعینی که در پیش دارید. سوال بنده اینست که برای اربعین تا کجا جا دارد با زن و بچه برویم؟ در پرسشهای قبلی جواب حضرتعالی را دیدم ولی هنوز ابهاماتی در ذهنم هست شما فرمودید اگر دچار رنج و مشقت غیر قابل تحمل می‌شوید و ممکن است نتوانید بهره ببرید، نروید بهتر است و.... این برای خود پدر و مادر صادق است برای فرزند چطور است؟ مثلا یک کودک ۴ ساله آیا فرقی می‌کند این فضا را ببیند یا نبیند؟ آیا پدر و مادر باید به این فکر کنند که بردن این فرزندان خردسال بجز دست و پاگیری برای خود و همراهان نتیجه دیگری ندارد؟ یا نه ممکن است نتایجی برای آنها هم داشته باشد؟ اگر پدر و مادر تقسیم وقت کنند مثلا به صورت دو نیمه ۷ روزه یکی برود و دیگری فرزندان را نگه دارد و بعد دیگری برود و چون زمان را کوتاه می‌کنند باز هم ممکن است به نتایج مطلوب و بهره زیارت نرسند، کار خوبیست؟ به طور کلی از طرفی عشق می‌گوید در هر صورت برو و عقل می‌گوید تدبیر کن شما بودید چه می‌کردید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کودک خردسال ۴ ساله توان درک و حفظ خاطره‌های آن سفر مبارک را دارد. آری! مگر آن‌که به زحمت بیفتد و آن بیشتر مربوط به کودکان یکی دو ساله است. إن‌شاءالله سفری است بسی مبارک و زندگی‌ساز. موفق باشید

33148

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: عذررمیخوام من یه بار سوال کردم در مورد تجملات ولی جواب استاد کلی بود می‌خواستم جزیی تر بیان کنن برام. سوالم اینه اگر تجملات باعث مشغول شدن انسان به این دنیا میشه پس این هنرمندا که فرش و تابلو اینا میکشن و درست میکنن پس چه طور باید در آمد داشته باشن؟ اگر قرار باشه نگاه همه این طور ساده زیستی انتخاب کنه و هنری که خدا به این دسته داده باید صرف چی بشه؟ اگر ممکنه کمکم کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هنر واقعی آن هنری است که آینه‌ای باشد برای ارتباط با حقیقت «وجود»، وگرنه سرگرمی است. موفق باشید

33135
متن پرسش

باسمه تعالی. سلام عليكم: ۱۴ کتابی که در مورد انقلاب اسلامی نوشتید به چه ترتیبی به صورت انفرادی مطالعه شود؟التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور می‌توان تقسیم بندی کرد: ۱. انقلاب اسلامی، باز گشت به عهد قدسی ۱. انقلاب اسلامی، برون‌رفت از عالَم غربی ۳. انقلاب اسلامی و جایگاه اشراقی ۴. امام خمینی و خودآگاهی تاریخی.

و کتاب‌های دور دوم ۱. سلوک ذیل شخصیت امام خمینی ۲.  عقل و ادبِ ادامه‌ی انقلاب اسلامی در اين تاريخ ۳. گوش سپردن به ندای بی‌صدای انقلاب اسلامی.

و کتاب‌های دور سوم  ۱. انقلاب اسلامی، طلوع جهانی بين دو جهان ۲. انقلاب اسلامی و چگونگی تحقق آينده دين‌داری ما ۳. کتاب حوالت تاریخی عقل تکنیکی ۴. کتاب «در انتظار زبان در وصف انقلاب اسلامی» ۵. انقلاب اسلامي و جهان گمشده

32370

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: این که این همه حرم های ائمه را با طلا و... زینت می‌دهند آیا جایز است و بهتر نیست پولش صرف فقرا و ازدواج جوانان و.... شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که مساجد و حرم ائمه باید با شکوه باشد تا نماد شکوه الهی در منظرها پیش بیاید؛ سخنی نیست. ولی به نظر بنده هم بین شکوه و زیبایی و تجمل در حرم‌ها، خلط شده است. آیت الله جوادی می‌فرمودند چون حضرت ظهور کنند بسیاری از این تجملات را بیرون می‌ریزند، یکی از طلاب عرض کرد چرا خود شما دست به کار نمی‌شوید؟ فرمودند در آن صورت همان‌هایی که این مساجد و حرم‌ها را این‌گونه کرده‌اند، ما را بیرون می‌اندازند، پس اجازه بدهید فعلاً کاری که می‌توانیم بکنیم را بکنیم، بقیه‌اش طلب ما. موفق باشید

32252

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: بر فرض که یهودیت به پیامبر اسلام بشارت داده باشد با وجود بدآموزی فراوان عهد عتیق چه دلیلی هست که یهوه را خدا بدانیم و بشارات را تایید بدانیم چون اثبات دین یهودی امکانش کم است اگر هم قرآن فصیح باشد ادیب مسلمان اعجازش را تایید می‌کند و ادیب مسیحی اگر از جانش نترسد رد می‌کند و... پس راهی برای اثبات اسلام باقی نمی ماند و فتاوای غلط مذاهب اسلامی هم زیاد بوده: کنیزداری، کشتن بت پرستان، حلال بودن حرمسرا، مخالفت با هنر موسیقی و... جوابی هست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در«قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ» است و اعجاز قرآن از دریچه‌های مختلف خود را به میان آورده. در این رابطه عرایضی که در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» شده است ذیلاً خدمتتان ارسال می‌شود:

دريچه‌هاي اعجاز قرآن

قرآن مي‌فرمايد: «وَ اِنْ كُنْتُمْ في رَيْبٍ مِمّا نَزَّلْنا عَلي عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِه»[1] اگر در معجزه‌بودن آنچه بر بنده‌ي ما نازل شده شك داريد، سوره‌اي مانند آن بياوريد. مبناي برهان اين است كه او يا به‌واقع پيامبر است و اين آيات از طرف خدا بر او نازل شده و يا پيامبر نيست و با استعدادهاي بشري‌اش اين آيات را تنظيم کرده است. در حالت دوم این می‌شود که از آن جهت كه بشر است اين آيات را آورده، پس شما هم كه بشر هستيد، مسلم اگر همه‌ي شما جمع شويد مي‌توانيد يك سوره ‌مثل سوره‌هاي اين قرآن بياوريد و اگر نمي‌توانيد، معلوم مي‌شود كه او از جنبه‌ي بشري‌اش به چنين توانايي نرسيده، پس او پيامبر خدا است.

در رابطه با معجزه‌بودن قرآن نمونه‌هايي مورد اشاره قرار مي‌گيرد:

1 - از نظر فصاحت و بلاغت: قرآن از نظر هندسه‌ي كلمات و نظم خاصي که کلمات دارند، نه سابقه دارد و نه لاحقه، به طوري‌که نه تا آن زمان بشريت با اين ترکيب و نظم سخن گفته و نه بعد از آن انسان‌ها توانسته‌اند از آن تقليد کنند و با آن نظم و هندسه سخن بگويند. قرآن داراي آهنگ خاصي است که در عين دارا بودن مفاهيم معنوي، بدون تكلّف و تصنّع، عالي‌ترين معاني را در عالي‌ترين قالب‌هاي لفظي اظهار مي‌کند به طوري‌که معلوم نيست الفاظ تابع معاني‌اند و يا معاني تابع الفاظ.

قرآن در زماني به صحنه آمـد و مبـارز طلبيـد كه اوج تكامـل فصاحت عرب بود. از آن عجيب‌تر بعد از آمدن قرآن نيز سخن رسول خدا(ص)و حضرت‌ علي(ع) در عين فصاحت زيادي که دارد، اصلاً شكل و هندسه‌ي قرآن را ندارد. و لذا اين مبارزه طلبي هنوز هم به قوت خود باقي است که اگر می‌توانید یک سوره مثل سوره‌های قرآن بیاورید. مضافاً اين‌که تا حال كسي نيامده بگويد قبل از قرآن چنين كلماتي به اين شكل در فلان كتاب بوده ‌است. همچنان‌كه كسي نيامده بگويد من مثل آن را آورده‌ام و اتفاقاً هر قدر انسان فصيح‌تر باشد بيشتر متوجه مي‌شود كه فصاحت قرآن از نوع فصاحت بشر نيست. همچنان‌كه جادوگران متوجه شدند كار حضرت‌موسي(ع)از نوع سحر نيست.

2- از نظر عُلوّ معني و محتوي: بي‌گمان مطمئن‌ترين راه براي شناخت حقيقت قرآن، رجوع به متن قرآن و تأمل در توصيف‌ها و تعبيرهاي آن در باره‌ي خود مي‌باشد، توصيف‌هايي از قبيل «هُديً للنّاس»، «هُديً للمتّقين»، «تبياناً لكلّ شَيئ»، «حكيم» و «فرقان» که همه حکايت از آن دارد که وقتي مي‌فرمايد: اگر مي‌توانيد مثل آن را بياوريد، يعني آن چيزی که می‌آورید مثل قرآن از حيث هدايت‌گري و آوردن معارفِ هدايت‌گر و از حيث مطالب حكمت‌آميز، همسنگ دانش‌هاي قرآن باشد و از اين زاويه بشر را به آوردن چنين انديشه‌هايي در حد قرآن دعوت مي‌كند.

جامعيت و كمال قرآن بدين معني است كه قرآن مجيد تمامي مواد و مصالح علمي جهت رسيدن انسان به سعادت فردي و اجتماعي را دارا است و با معارف خود رابطه‌ي انسان با «خدا»، «خود»، «انسان‌هاي ديگر» و با «جهان» را تبيين مي‌كند و همه‌ي اين معارف داراي سطوح و لايه‌هاي متكثر هستند و در آن براي هرموضوعي بطن‌ها وجود دارد. در پايين‌ترين سطح با مردم عادي صحبت مي‌كند و هرچه مخاطب خود را دقيق بيابد، بطني از بطون خود را براي او مي‌گشايد و آوردن سوره‌هايي با اين حدّ از علوِّ در معاني به هيچ‌وجه در حدّ بشر نيست.

انساني که قرآن طرح مي‌کند وسعتي از قبل از تولد تا بعد از مرگ دارد و دستورات قرآن همه‌ي ابعاد اين انسان را با همه‌ي دقايق روحي‌اش فرا گرفته است، در حالي كه انسان معرفي شده از راه حس و انديشه‌ي بشري در ميان دو پرانتز (تولد) تا (مرگ) قرار دارد.

در قرآن همه‌ي اصولِ معارف قرآن از توحيد استنتاج شده و سپس گسترش يافته و به صورت اخلاق و عقايد و احكام در آمده به اين معني که هر حكمِ فرعيِ آن اگر تحليل شود به «توحيد» باز مي‌گردد و توحيد نيز اگر تفريع و باز شود، همان احكام و مقررات فرعي را تشكيل مي دهد. مي‌فرمايد: «كِتابٌ اُحْكِمَتْ اياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكيمٍ خَبير»[2] قرآن كتابي است با آيات محكم که سپس به صورت تفصيل درآمده، يعني اين كتاب با آيات متعدد داراي غرض واحدي است كه وقتي به تفصيل در آيد، در يك مورد به صورت «اصول دين» و در مورد ديگر به صورت موضوعات «اخلاقي» در مي‌آيد و در جاي خود به صورت احکام شرعي ظاهر مي‌شود، به اين معني که هرچه نزول كند و از اصل به فرع برسد از آن غرض اصلي خارج نمي‌شود و از مسير توحيدي خود عدول نمي‌کند. به عنوان مثال: توحيدِ خدا در مقام اعتقاد عبارت است از اثبات «اسماء حسني» و «صفات عليايِ» الهي و در مقام اخلاق عبارت است از دارا شدن اخلاق كريمه مثل رضا، شجاعت و دوري از رذايل و همان توحيد در مقام اعمال عبارت است از به جاآوردن اعمال شايسته و پرهيز از محرمات و رعايت حلال و حرام. همه‌ي اين‌ها به توحيد برمي‌گردد و انسان را به توحيد مي‌رساند زيرا آيات قرآن يك جهت وحدت دارند و يك جهت كثرت، از جهت صدور از طرف خدا به سوي بشر، سيري از وحدت به سوي كثرت را دارا مي‌باشند ولي از جهت سير از طرف انسان به سوي خدا، سير از كثرت به وحدت را دارا هستند.

قرآن كتاب انسان شناسي است، اما آن‌گونه كه خدا انسان را آفريده و در همان راستا انسان را تفسير مي‌كند تا انسان از خود بيگانه نشود، به طوري‌که در تمام فرهنگ بشر– و نه در فرهنگ انبياء – انسان در حدّ سوره‌ي العصر هم مطرح نيست، یعنی انديشه‌ي بشر نسبت به انسان به اندازه‌ي تبييني که يك سوره‌ي كوچك قرآن در مورد انسان دارد گسترش ندارد.

قرآن پيوند با خدا را در همه‌ي شئون زندگي جريان مي دهد و انسان را در حد يك باور تئوريك متوقف نمي كند، بلكه خداي حاضر و محبوب را معرفي مي‌نمايد كه مي‌توان به او نزديك شد و با او انس گرفت. مرز ايمان و شرک در آن است که انسانِ موحّد توانسته است حقيقت وَحداني عالم را در هر مخلوقي بيابد و انسان مشرک پديده‌هاي عالم را مستقل از حقيقت وحداني مي‌نگرد.

3- اعجاز قرآن از جهت نبودن اختلاف در آن: قرآن در طول 23 سال بر پيامبر خدا(ص) نازل شد، آن هم در شرايط اجتماعي و روحي متفاوتي که براي رسول خدا (ص) پيش مي‌آمد، بدون آن که رسول خدا پيش‌نويسي داشته باشد و يا پس از نزول آن به حكّ و اصلاح آن بپردازند با اين همه هيچ‌گونه تناقض و اختلافي در ميان مطالب آن نيست. هرگز كسي نديد كه مثلاً پيامبر (ص) يادداشتي داشته باشند و مطابق آن يادداشت آيات را قرائت كنند و يا طوري آيات را بخوانند كه بعداً معلوم شود يك كلمه را اشتباه گفته‌ و بخواهند آن را تصحيح کنند، آن هم آياتي كه قبلاً هيچ‌كس چنين كلماتي در هيچ كتابي نگفته بود و بعداً هم كسي نيامد ادعا کند شبيه آن كلمات در كتاب‌هاي رومي‌ها و يا ايراني‌هاي متمدن آن زمان ديده شده است.

قرآن طوري است که آيه‌اي مفسّر آيه‌اي ديگر و مجموعه‌ي آن شاهد بر مجموع آن است و در عين تنوع - حتي در يك موضوع – وحدت نگاه کاملاً درآن حاكم است. مثلاً در مورد عبادت و يا تقوا هزاران نكته‌ي متنوع دارد ولي همه با يك بينش و يك جهت و يک نگاه.

خودِ قرآن مي‌فرمايد: «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيراً» [3] آيا اين منكران قرآن در قرآن تدبّر و تفكر نمي‌كنند تا متوجه شوند اگر از طرف غيرخداوند صادر شده بود، حتماً در آن اختلاف و تضاد مي‌يافتند؟ زيرا: اولاً : فكر انسان دستخوش تحول و تكامل است ، و در آخر عمر عموماً اشتباهات اول را ندارد. ثانياً: افکار انسان در طول زندگي تحت تأثير حالات متفاوت روحي‌اش قرار دارد و سخنانش هماهنگ آن حالات، و گاهی متفاوت و بعضاً متضاد خواهد بود. ثالثاً: كسي كه كارش بر دروغ باشد در طول عمر حتماً به تناقض و اختلاف مي‌افتد، در حالي‌كه هيچ‌كدام از موارد بالا در قرآن نيست و يگانگي و وحدت کاملي بر آن حاکم است.

4- اعجاز قرآن از نظر جاذبه: قرآن در معرفي معني حيات و آزادشدن از اسارت نفس و خرافات آنچنان سخن مي‌راند كه انسان به هيچ‌وجه آن را از جان خود جدا نمي‌بيند و به‌خوبي جذب آن مي‌شود. قرآن انسان را بر عقده‌هاي دروني‌اش پيروز مي‌كند، مرگ را برايش معني مي‌نمايد، او را دعوت به تدبر در آياتش مي‌كند، مي‌گويد: «اَفَلا يَتَدَبَّروُنَ الْقُرانَ اَمْ عَلي قُلُوبٍ اَقْفالُها» آيا تدبّر در قرآن نمي‌كنند و يا بر قلب‌هاشان قفل زده شده است كه حقايق آن را نمي‌فهمند؟ به همين جهت عقل انسان در حين تدبّر در قرآن از عمق جان، حقانيت آن را تصديق مي كند و خودِ قرآن شرط تشخيص حقانيت خود را تدبّر در خودش قرار داده است. آيا تا حال ديده‌شده كسي در قرآن تدبّرِ لازم را كرده باشد و براي او در حقانيت آن ذره‌اي شك باقي بماند؟ و يا بيشتر كساني گرفتار شك نسبت به قرآن هستند كه از دور و بدون تدبّر در آن نظر مي‌دهند؟

5 - اعجاز قرآن از نظر اخبار غيبي: مثل آن واقعه‌هايي كه در حين نزول قرآن با فكر بشري درستي و نادرستي آن معلوم نبوده و در قرآن مطرح شده به طوري‌که بشر پس از سال‌ها به درستي آن پي‌برده است مثل: پيش‌بيني غلبه‌ي روم بر ايران در شرايطي كه در آن زمان چنين غلبه‌اي به ذهن‌ها هم خطور نمي‌كرد.[4]  و یا مثل حفريات باستان‌شناسان، كه پس از سال‌ها داستان حضرت يوسف و طوفان حضرت نوح و قوم سبأ را تأييد كرد. و يا اين‌كه قرآن براي فلك، مدار قائل است، برعكسِ پيشينيان كه فلك را جسم مدوري مي دانستند كه ستارگان در آن ميخكوب شده‌اند ولي بعدها معلوم شد که ستاره‌ها داراي مدار هستند و در مدار خود در گردش‌اند.

6- اعجاز قرآن از نظر وسعت معارف و پهناوري مطلب: از طريق كسي كه برتري فوق العاده‌اي از نظر اطلاعات نسبت به ديگران نداشت و در محيطي آنچنان محدود زندگي مي‌کرد که از نظر عقب ماندگی  مثال زدني است و از آن طرف آن شخص ثلث آخر عمرش تماماً مشغول جنگ با دشمنان دين بود، چنين قرآني با اين وسعتِ علمي و دقت روحي مطرح شود حکايت از آن دارد که از طرف خداي حکيم و عليم بر او نازل شده است.

دكتر واگليري، استاد دانشگاه ناپل مي‌گويد:

«كتاب آسماني اسلام نمونه اي از اعجاز است... قرآن كتابي است كه نمي‌توان از آن تقليد كرد... چطور ممكن است اين كتابِ اعجاز آميز كار محمد باشد؟ در صورتي كه او يك نفر عرب درس ناخوانده بوده است... ما در اين كتاب مخزن‌ها و ذخايري از دانش مي‌بينيم كه مافوق استعداد و ظرفيت با هوش‌ترين اشخاص و بزرگترين فيلسوفان و قوي‌ترين رجال سياست است».[5]

موفق باشید

[1] - سوره‌ي بقره، آيه‌ي 23.

[2] - سوره‌ي هود، آيه‌ي 1.

[3] - سوره‌ي نساء، آيه‌ي 82.

[4] - در سال 617 ميلادي يعني هفتمين سال بعثت پيامبر اکرم(ص) ايران بر روم پيروز شد و تا نزديک پايتخت روم پيش‌روي کرد، در همان سال قرآن پيش‌بيني پيروزي روم را در کم‌تر از ده سال نمود.(به آيات اوليه‌ي سوره‌ي روم رجوع شود).

[5]- كتاب «پيشرفت سريع اسلام »، ترجمه‌ي سعيدي، ص 49.

31972

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ادب و احترام محضر استاد معزز حفظک الله تعالی: با توجه به بحث آخرالزمان و شرایط ظهور غیب و باطن در عالم، راه های رسیدن به غیب در ابعاد فردی و اجتماعی به چه صورتی امکان پذیر است؟ با تشکر از استاد معزز و همکاران گروه فرهنگی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه در بستر انقلاب اسلامی به عنوان نور توحید این زمانه صادقانه حاضر شویم، به همان اندازه ابعاد توحیدی و غیبی و باطنی آن بیشتر برایمان ظهور می‌کند. موفق باشید

29933

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جان: استاد جان بنده مطالعه داشتم و تجربه. چرا بعضی در ابتدای مسیر حالات عرفانی خوبی را دارند ولی بعد حالاتشون می رود این چه علتی دارد؟ چرا؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تفاوت در سالکِ مجذوب و مجذوبِ سالک است. سعی کنید این دو واژه را در اینترنت جستجو فرمایید. إن‌شاءالله مطلب روشن خواهد شد. موفق باشید

28280

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض خدا قوت: ضمن تشکر از وقت گرانبهایی که برای ما می گذارید و آرزوی جزایی در خور از حضرت باری تعالی برای جنابعالی می خواستم اگر مقدور است تفاوت نیت با عمل (البته در جایی فرمودید نیت همان عمل است) و تفاوت عمل با فعل و صالح و غیر صالح بودن و فاعل و غیر فاعل بودن آن بیان کنید ممون می‌شوم. اگر مبحث جوابش طولانی است رفرنس بدهید سپاسگزار خواهم بود. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در ذات خود وسعتی در حدّ حضور در همه‌ی عوالمِ وجود دارد و باید خود را از نظر شخصی و با اختیار، سعی کند در همه‌ی آن عوالم حاضر نمایند و از این جهت اعمالِ صالح این حضور را فعلیت می‌بخشد. پس در واقع انسان با آن نیّت و با عمل مناسب آن نیت، خود را بسط می‌دهد و به ذات خود نزدیک می‌شود. موفق باشید

27870

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ببخشید سوره نور شرح صوتی نداره؟ رو سایت نبود. می‌خواستم اگر ممکنه یه توضیح یا منبع در مورد آیه «و من لم یجعل الله له نورا فما له من نور» بدین. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمد الله سال‌های قبل سوره‌ی نور بحث شده‌است. احتمالا صوت‌ آن را بتوانید از حاج آقا نظری بگیرید. در مورد آیه ی مورد بحث، عنایت داشته‌باشید که یکی از اسماء الهی «نور» است و آیه می‌فرماید اگر از طریق حضرت رب العالمین نوری و بصیرتی به کسی نرسد او را بصیرت و نوری نخواهد بود زیرا جز حضرت رب العالمین صاحب نور نیست. موفق باشید

27492

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: چرا در این سوره، با توجه به پناه بردن به رب مردم، مالک مردم، خدای مردم، این مقدار تاکید بر استفاده پروردگار از واژه مردم شده است و آیا متضمن منطق اسلام در مورد مردمسالاری است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن سوره نظر به حضرت حق است که در زاویه‌های مختلف، مردم را در برگرفته و به ما توصیه می‌شود به خدایی پناه ببرید که از همه‌ی جهات متوجه‌ی مردم می‌باشد. موفق باشید  

34792

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب. چقدر عیار ما انسان ها در بزنگاه ها نمایان می‌شود! چقدر بندگی خدا در حال عادی و چه بسا در حال شکم سیری راحت است. اما امان از بزنگاه هایی که حقیقت باطنمان رو می‌شود و تازه متوجه می‌شویم چقدر سست و کم اراده بوده ایم و جنس اصلی مان چقدر مغشوش بوده. عاجزانه از شما استاد عزیز در این شب و روزهای مهمانی خداوند خواستارم راهکارهایی بفرمایید تا خودمان را در بزنگاه ها جمع و جور کنیم تا نه به گناه آلوده شویم و نه به توبه شکنی و افسوس بر از دست رفتن فرصت ها و روز از نو و روزی از نو دچار شویم. یا علی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا از توصیه‌های فوق‌العاده همه‌جانبه مولای متقیان علی «علیه‌السلام» به فرزندشان در نامه ۳۱ نهج‌البلاغه که تحت عنوان کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» و روی سایت هست؛ در این ماه غافل باشیم؟!! در کنار انس طولانی با آن توصیه‌های فوق‌العاده، خوب است نظری نیز به کتاب «روزه؛ دریچه‌ای به عالم معنا» انداخته شود. موفق باشید

34283

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: بنده با قرائت آیه سیزدهم سوره ممتحنه وجوهی از آیه به نظرم آمد که مقداری با تفاسیر علما تفاوت دارد آیه می فرماید: يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَوَلَّوۡاْ قَوۡمًا غَضِبَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِمۡ قَدۡ يَئِسُواْ مِنَ ٱلۡأٓخِرَةِ كَمَا يَئِسَ ٱلۡكُفَّارُ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلۡقُبُورِ (١٣) اى كسانى كه ايمان آورده ايد! گروهى را كه خداوند بر آنان غضب كرده به سرپرستى (يا دوستى و يارى) نگيريد، آنان از آخرت مأيوسند همان گونه كه كفّار از اهل قبور مأيوسند تفسیر المیزان می فرماید: «يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اَللّٰهُ عَلَيْهِمْ‌...» مراد از اين «قوم» يهود است كه در قرآن مجيد مكرر به عنوان " اَلْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ " از ايشان ياد شده، از آن جمله در باره آنان فرموده: «وَ بٰاؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اَللّٰهِ‌» شاهد اينكه منظور يهود است ذيل آيه است كه از ظاهر آن برمى‌آيد كه غير از كفار سابق الذكر است. «قَدْ يَئِسُوا مِنَ اَلْآخِرَةِ كَمٰا يَئِسَ اَلْكُفّٰارُ مِنْ أَصْحٰابِ اَلْقُبُورِ» مراد از آخرت، ثواب آخرت است، و مراد از «كفار» در اين جمله همان طور كه گفتيم كفار در آيه قبلى است كه منكر خدا و قيامت بودند مى‌فرمايد: يهوديان مغضوب عليهم مانند كفار مشرك بت‌پرست منكر معادند. بعضى از مفسرين گفته‌اند: مراد از اين كفار فقط مشركين مكه‌اند، چون الف و لام در «الكفار» الف و لام عهد است، و حرف «من» در جمله «مِنْ أَصْحٰابِ اَلْقُبُورِ» براى ابتداى غايت است. خداى تعالى مى‌خواهد در اين آيه شقاوت دائمى و هلاكت ابدى يهود را به ياد مؤمنين بياورد تا از دوستى با آنان و نشست و برخاست با ايشان پرهيز كنند، مى‌فرمايد: يهوديان از ثواب آخرت مايوسند، همان طور كه منكرين قيامت از مردگان خود مايوسند، يعنى براى آنها وجود و حياتى قائل نيستند، چون مرگ را هيچ و پوچ شدن مى‌دانند. بعضى از مفسرين گفته‌اند: مراد از كفار، معناى معروف آن نيست، بلكه منظور همه مردگان است كه در قبر نهفته شده‌اند، چون كلمه «كفر» به معناى ستر و نهفتن است. در نتيجه به قول اين مفسرين معنا چنين مى‌شود: همانطور كه نهفته شدگان در قبر مايوسند. بعضى ديگر گفته‌اند: مراد از كفار همان كفار اصطلاحى است، و كلمه «من» بيانيه است، و معناى جمله اين است كه: يهوديان از ثواب آخرت مايوسند، همانطور كه كفار مدفون در قبور از ميان همه أهل قبور مايوس از آنند، چون در آيه‌اى ديگر فرموده: «إِنَّ اَلَّذِينَ كَفَرُوا وَ مٰاتُوا وَ هُمْ كُفّٰارٌ أُولٰئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اَللّٰهِ‌» و تفسیر نمونه می فرماید: تفسير: با اين قوم مغضوب عليم طرح دوستى نريزيد چنان كه ديديم اين سوره با مساله قطع رابطه از دشمنان خدا آغاز شد و با همين امر نيز پايان مى گيرد، و به تعبير ديگر پايان سوره بازگشتى است به آغاز آن، مى فرمايد: اى كسانى كه ايمان آورده ايد با قومى كه خداوند آنها را مورد غضب قرار داده دوستى نكنيد «يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اَللّٰهُ عَلَيْهِمْ» شما نبايد آنها را به دوستى برگزينيد و اسرار خود را در اختيار آنها بگذاريد در اينكه قوم مغضوب عليهم چه اشخاصى هستند بعضى صريحا آن را ناظر به يهود مى دانند چرا كه در آيات ديگر قرآن از آنها به اين عنوان ياد شده است (چنان كه در آيه ۹۰ بقره در مورد يهود مى خوانيم: «فَبٰاؤُ بِغَضَبٍ عَلىٰ غَضَبٍ» اين تفسير با شان نزولى كه براى آيه ذكر كرده اند نيز سازگار است چه اينكه گفته اند جمعى از فقراء مسلمين بودند كه اخبار مسلمانان را براى يهود مى بردند و در مقابل آنها از ميوه هاى درختان خود به آنان هديه مى كردند، آيه فوق نازل شد و آنها را نهى كرد ولى با اينهمه تعبيرات آيه مفهوم وسيع و گسترده اى دارد كه همه كفار و مشركين را شامل مى شود، و تعبير به غضب در قرآن مجيد منحصر به يهود نيست، بلكه در مورد منافقان نيز آمده است (فتح ۶) و شان نزول نيز مفهوم آيه را محدود نمى كند بنا بر اين آنچه در آيه آمده هماهنگ با مطلب گسترده اى است كه در نخستين آيه سوره تحت عنوان دوستى با دشمنان خدا آمده است سپس به ذكر مطلبى مى پردازد كه در حكم دليل بر اين نهى است، مى فرمايد: آنها به كلى از نجات در آخرت مايوسند همانگونه كه كافران مدفون در قبرها مايوس مى باشند «قَدْ يَئِسُوا مِنَ اَلْآخِرَةِ كَمٰا يَئِسَ اَلْكُفّٰارُ مِنْ أَصْحٰابِ اَلْقُبُورِ» زيرا مردگان كفار در جهان برزخ نتائج كار خود را مى بينند و راه بازگشت براى جبران ندارند لذا به كلى مايوسند، اين گروه از زندگان نيز به قدرى آلوده گناهند كه هرگز اميدى به نجات خويش ندارند، درست همانند مردگان از كفار چنين افرادى مسلما افرادى خطرناك و غير قابل اعتمادند، نه به قول آنها اعتمادى است، و نه براى صداقت و صميميتشان اعتبارى، آنها مايوس از رحمت حقند و به همين دليل دست به هر جنايتى مى زنند، با اين حال چگونه بر آنها اعتماد مى كنيد، و طرح دوستى با آنان مى ريزيد؟! خداوندا! هرگز ما را از لطف بى پايانت محروم و مايوس مگردان پروردگارا! چنان توفيقى رحمت فرما كه هميشه با دوستانت دوست و با دشمنانت دشمن و در طريق دوستيت ثابت قدم باشيم بارالها! ما را به تاسى كردن به اولياء و انبياء گرامت موفق دار آمين يا رب العالمين ولی برداشت بنده با تفاسیر بالا مقداری فرق داره آنجایی که می فرماید آنهایی که خدا بر آنها غضب کرده از آخرت مایوسند، بنده فکر می کنم آخرت دراینجا همان قیامت کبری باشد و آنجا که می فرماید همانگونه که کفار از اهل قبور مایوسند منظور از کفار همه کسانی است که نه بخدا و پیامبرانش و نه به معاد باور دارند و مقصود از اصحاب قبور همه امواتی هست که در طول تاریخ وفات کرده اند چه مومن چه کافر، و اینکه کفار از حیات برزخی اصحاب قبور به کلی مایوسند بر خلاف ما شیعیان و مسلمانان که برای اصحاب قبور حیات قائلیم و معتقدیم که اصحاب قبور می توانند ما را ببینند و صدای ما رو بشنوند و درین حیات مادی تصرف کنند به اذن الله، ولی تفاسیر بالا کفار من اصحاب قبور را اموات کافران در برزخ می دانند که از برگشت به این دنیا مایوسند که کمی با بقیه آیات قرآن در تضاد هست چون در بعضی آیات قرآن می بینیم که در آن دنیا بسیاری از اموات درخواست برگشت به دنیا را می کنند که نشان می دهد هنوز امیدی به برگشت به دنیا را دارند، هرچند که بنده جرات نمی کنم تفاسیر علما رو رد کنم ولی میگم شاید برداشت بنده هم وجهی از وجوه مد نظر آیه باشد. عذر خواهم که وقت مبارکتون رو گرفتم. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که می‌فرمایید با توجه به این‌که شأن نزول، آیه را محدود نمی‌کند به هر حال سخن در آن است که ما نبایدبا جریان‌هایی که با انکار حقایق و انکار مقام اولیای الهی مورد غضب حضرت ربّ العالمین قرار می‌گیرند، دوست باشیم زیرا آن‌ها اساساً متوجه افق‌های معنوی که با شریعت الهی پیش می‌آید، نیستند و از این جهت به کسانی که متوجه سنت‌های حضور در آینده‌های توحیدی و در ابدیت نیستند، نباید هیچ علاقه‌ای نشان داد وگرنه به نحوی با حضور خود و با روحیه مادی‌گرای‌شان جهت روحانی انسان را تیره و تار می‌کنند. موفق باشید

34009
متن پرسش

با سلام ودرود: آیا این نظام مقدس هست؟ با این‌همه بی عدالتی و اختلاس و دزدی و گرانی و فقر و تن فروشی و فحشا که روزبروز بیشتر می شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قداست نظام این است که در ذات خود امری است ماورای این نوع بی‌عدالتی‌ها، بلکه انقلاب اسلامی حقیقتی است جهت عبور از همین نوع بی‌تقوایی‌ها و اختلاس ها. امری که شهدا آن را به خوبی متوجه شدند و برای بقاء و ادامه آن جان خود را فدا کردند. درک این موضوع در چنین شرایط طوفانی کار بسیار مهمی است. موفق باشید

33553

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: با توجه به اینکه شما می فرمایید که هرچه شدت بردار باشد وجودی است، آیا می‌توان گفت که تلخ، شور و ترش، می شود تلخ‌تر،شورتر؟ آیا می‌توان گفت که از مقوله وجود می‌باشند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به خودی خود تلخی و یا شیرینی نداریم، بلکه چیزهایی هستند که تلخ و شیرین‌اند. پس در این موارد پای ماهیت در میان است. در حالی‌که در مورد علم و یا حیات، خودِ علم و حیات شدت و ضعف برمی‌دارند. موفق باشید

33036

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر استاد عزیز: با توجه به اینکه متفکر کسی است که نسبت به مسئله های تاریخش راهکار ارائه کند و این راهکار به منزله نتیجه فرآیند تفکر است؛ روشمندی تفکر چیست و چگونه باید تفکر کرد و اصول آن چیست؟ با تشکر 🌹

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! تفکر امری است تاریخی و این غیر از جمع اطلاعات است. متفکر کسی است که متوجه روحی شود که تاریخ را در بر گرفته است و ما امروز امثال حضرت امام خمینی و رهبر معظم انقلاب را متفکران حقیقی می‌دانیم از آن جهت که متوجه اراده الهی جهت نفی استکبار شده اند و در این راستا می اندیشند و عمل می‌کنند و ذیل آن عزیزان این بسیجیانی مثل حاج قاسم سلیمانی هستند که می‌فهمند چه باید بکنند. موفق باشید

33018

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد عزیز و بزرگوار سلام: می خواستم در مورد ذکر شرف الشمس و صحت آن بدانم. آیا استفاده از آن مشکلی دارد؟ ممنونم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد تحقیق نکرده‌ام بعضی از افرادی که تحقیق کرده‌اند صحت موضوع را چندان تأیید نمی‌کنند. با این‌همه رجائاً می‌توان مسئله را دنبال کرد. موفق باشید.

32868
متن پرسش

با سلام خدمت استاد: سوالی که در جلسات مطرح شده این هست که انقلاب اسلامی برای جهانی شدن باید علم تولید کند و وجه علمی خود را به ظهور آورد تا بتواند تمدن سازی کند. چرا انسان عالم و ذوالفنونی مثل علامه حسن زاده آملی علم خود را به صحنه و میدان عمل نیاورد مثل تهرانی مقدم ها و به دنیا نشان نداد تا انقلاب وجه علمیش دیده شود ودر جهانی شدن انقلاب انقلاب را یاری کند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هنوز انقلاب اسلامی به عنوان «جهان بین دو جهان» در این تاریخ و برای این تاریخ، رازهای نهفته فراوانی در خود دارد تا شخصیت خود را در فضایی دانش‌بنیان، اموری را به صحنه بیاورد که همه چیز در عین قدسی‌بودن، کاربردی باشد و در عین کاربردی‌بودن، قدسی. به همین جهت در جواب سؤال شماره 32866 به موضوع جناب شیخ بهائی تذکر داده شد. آن عزیزانی را هم که در سؤال خود نام بردید، نمونه‌هایی هستند از کاری بزرگ‌تر که در پیش است و مسلّم در آینده، شیخ بهایی‌ها و آیت الله حسن‌زاده‌ها و تهرانی‌مقدم‌ها در پیش داریم. موفق باشید

32373

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد: با پسری ۱۷ ساله که نماز می‌خوانده حالا نماز نمی‌خواند دلیل هم نمی آورد وارد بحث نمی‌شود مهربانی هم می‌کنیم ولی نمی‌دانیم دردش چیست چه کنیم تا کی مدارا کنیم؟ دعا کنید برای همه جوانانی که گرفتار مکر لیل و نهارند. دلم گرفته چه کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید سخت‌گیری نکرد. این جوانان وقتی مزه خوبی‌های مسلمانیِ مسلمانان را چشیدند، آرام‌آرام به آداب اسلامی نیز متخلق می‌گردند. موفق باشید

32337

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد محترم: اینکه رهبری می فرمایند واکسن بزنید برخی دوستان می گویند ما هم قبول داریم اما در اطرافمان کسانی را می‌بینیم که واقعا بر اثر تزریق واکسن دچار مشکلاتی شده اند و به مدت دو هفته در بیمارستان بستری شده اند؟(واکسن سینوفارم) البته می‌گفت در برکت هم بوده. حالا اینجا چه باید کرد؟ اگر همین واکسن موجب مرگ طرف شود آیا باید اطمینان کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده با توجه به همین عوارضی که می‌فرمایید و بنده هم در جریان هستم، باز پزشکان در جمع‌بندی آماری خود به این نتیجه می‌رسند که در زدن واکسن تأکید کنند. و مقام معظم رهبری بی‌حساب این تذکر را به میان نمی‌آورند. در حالی‌که در جریان نظرات مختلف از آن نوعی که می‌فرمایند هستند. موفق باشید

31120

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر. بین نفوس جزییه و افلاکی که در فلسفه مطرح میشه چه رابطه ای هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور ذهن چندانی در این رابطه ندارم. موفق باشید

30321

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و خسته نباشید خدمت استاد بزرگوار: سوالی داشتم. می‌خواستم بدونم وظیفه ی ما جوانان در برابر انقلاب اسلامی و جامعه چیست؟ و چه کاری ما باید انجام بدهیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد مطالعه‌ی جزوات «نقش فرآیندی انقلاب اسلامی در این تاریخ» http://lobolmizan.ir/leaflet/1690  و «انقلاب اسلامی و عصری جدید در گام دوم»

http://lobolmizan.ir/leaflet/1720 إن‌شاءالله افقی را در این مورد می‌گشاید.

موفق باشید.

29539

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در پرسش ۲۹۲۶۵پاسخ تناقض نگرفتم: دعا کردم عکس انجام شده. التماس خدا و اهل بیت کردم وضع بدتر شد به فحاشی و توهین و تحقیر خودم با خانواده ام تهمت و فحش ناموسی هم شنیدم اما این بار گفتم شکایت کجا ببرم عموم شهیده غیرت داره آیا به کجا و کی پناه ببرم دعا اهل بیت کجا می دانید عزیز کرده ی خدا هستند. منا با آیه و روایت فریب دادند اگه مظلومیت نیست پس فحاشی تهمت و تحقیر کردن ظلم نیست. پس من فریب خوردم به تعداد چله ها، نمازها، امام زمان می دونه و کمک نمی کنه. من رها شدم. چون نه حالم خوبه نه خدا کسی را می زاره جلوی راهم و نه هیچی من رشد نمی کنم من دارم انکار می رسم. پس خدا کجاست؟ دنیا فقط به کام عزیز کرده‌است. خدا که می خواد ببره جهنم چرا اینقدر عذاب می ده؟ من دیگه اعتقادی به این حرفا ندارم آدم که خدا عزیز کرده کرده، حالا هی بگید امام زمان در جریان است این که بیشتر دل سوختن داره.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ راهی جز نظر به رحمت الهی برای رفع تنگناها در عالَم نیست. به همین جهت به ما فرموده‌اند: «چون‌که غم پیش آیدت در حق گریز / هیچ جز حق، غمگساری دیده‌ای؟». موفق باشید

28268

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
درود: من نسبت به چند چیز علاقه ندارم و یا خوفی ندارم و هیچکدام معنایی برایم به ارمغان نمی آورند چکنم؟ ۱. دنیا ۲. جهنم ۳. بهشت ۴. حقیقت ۵. خدا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان از حجاب‌های دنیا از طریق تقوا آزاد شود، شور اُنس با خدا در او شعله‌ور می‌گردد. بد نیست سری به کتاب «آشتی با خدا» که روی سایت هست اگر میل‌تان اجازه داد، بزنید. موفق باشید

نمایش چاپی