بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
34330

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و توفیق روز افزون: ببخشید استاد قبلا این سوال را در سایت ازتون پرسیدند ولی پاسخ واضح و عمومی نبود. می‌خواستم نظرتان را در مورد مستند شنود که توسط حجت الاسلام امینی خواه تنظیم شده موضوع آن هم در مورد تجربه نزدیک به مرگ یک مسئول امنیتی تهران است بدانم. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که عرض شد بعضی از گفته‌های جناب آقای امینی‌خواه را که می‌شنیدم، ایشان را شخصی فهمیده در حکمت اسلامی یافتم. ولی نکاتی که در آن کانال تحت عنوان مسند «شنود» یافتم، طوری نبود که احساس شود لازم است. شخص خود ایشان حرف‌های دقیق‌تر و عمیق‌تری دارند. موفق باشید

34099

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام خدمت استاد گرامی: مقام معظم رهبری در دیدار با جمعی از نخبگان حوزوی در سال ۱۳۸۲ انتقادی بر فلسفه اسلامی وارد کردند، راه حل شما در مورد این انتقاد چیست؟ آیا تا به حال تلاشی برای این کار صورت پذیرفته است؟ انتقاد رهبر انقلاب بدین شرح است: «نقص فلسفه‌ی ما این نیست که ذهنی است - فلسفه طبعاً با ذهن و عقل سروکار دارد - نقص فلسفه‌ی ما این است که این ذهنیّت امتداد سیاسی و اجتماعی ندارد. فلسفه‌های غربی برای همه‌ی مسائل زندگی مردم، کم و بیش تکلیفی معیّن می‌کند: سیستم اجتماعی را معیّن می‌کند، سیستم سیاسی را معیّن می‌کند، وضع حکومت را معیّن می‌کند، کیفیت تعامل مردم با همدیگر را معیّن می‌کند؛ اما فلسفه‌ی ما به‌طور کلّی در زمینه‌ی ذهنیّاتِ مجرّد باقی می‌ماند و امتداد پیدا نمی‌کند. شما بیایید این امتداد را تأمین کنید، و این ممکن است؛ کما این‌که خود توحید یک مبنای فلسفی و یک اندیشه است؛ اما شما ببینید این توحید یک امتداد اجتماعی و سیاسی دارد. «لااله‌الا ّاللَّه» فقط در تصوّرات و فروض فلسفی و عقلی منحصر و زندانی نمی‌ماند؛ وارد جامعه می‌شود و تکلیف حاکم را معیّن می‌کند، تکلیف محکوم را معیّن می‌کند، تکلیف مردم را معیّن می‌کند. می‌توان در مبانی موجود فلسفىِ ما نقاط مهمّی را پیدا کرد که اگر گسترش داده شود و تعمیق گردد، جریانهای بسیار فیّاضی را در خارج از محیط ذهنیّت به‌وجود می‌آورد و تکلیف جامعه و حکومت و اقتصاد را معیّن می‌کند. دنبال اینها بگردید، این نقاط را مشخّص و رویشان کار کنید؛ آن‌گاه یک دستگاه فلسفی درست کنید. از وحدت وجود، از «بسیط الحقیقة کلّ الاشیاء»، از مبانی ملاّصدرا، اگر نگوییم از همه‌ی این‌ها، از بسیاری از این‌ها - می‌شود یک دستگاه فلسفىِ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی درست کرد.»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. حقیقتاً فلسفه ما ظرفیت زیادی برای حضور در مسائل امروز بشر در امور اجتماعی و زندگی امروزینش دارد. متأسفانه همان‌طور که قرآن را که کتاب زندگی بود، به کتابِ صرفاً خواندن تبدیل کردیم، فلسفه را بخصوص «حکمت متعالیه» جناب صدرالمتألهین را نیز به موضوعاتِ خواندنی تبدیل کردیم. اخیراً جناب آقای دکتر مهدی امامی‌جمعه تلاش دارند که این نقیصه را در دروس خود برطرف نمایند. پیشنهاد می‌شود رفقا به مباحثی که ایشان در «خانه طلاب» شروع کرده‌اند، رجوع فرمایند. @khanehtolab موفق باشید

34016
متن پرسش

سلام و ادب آقای طاهرزاده: حالمون خوب نیست. محضر امام زمان چی ببریم که فضای دانشگاه ها خوب بشه؟ چیکار کنیم حاج آقا؟ حالمون از این جوی که علیه ماست و دانشجوهایی که فکر میکنن جمهوری اسلامی و نیروهای امنیتیش دشمنشونه، اما خسته ایم و تنها، چی ببریم محضرش؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امیدواری به آینده را به آن حضرت تقدیم کنید و عرضه بدارید: آقای ما! به خوبی می‌دانیم اراده خداوند به این تعلّق گرفته است که برای به ظهورآمدن ابعاد حقّانی نظام اسلامی، فریب‌خوردگانی این‌چنین گمراه را مقابلش قرار دهد تا از یک طرف ابعاد متعالی نظامی به ظهور آید که مخلص‌ترین فرزندان اسلام برای او فدا شده‌اند و از طرف دیگر ظلمات پنهان آنانی که باورشان نمی‌آمد بی‌تفاوتی نسبت به حق، هر کجا که باشند در جبهه باطل‌اند و خواسته و ناخواسته خداوند ظلمات درونی آن‌ها را از آن طریق آشکار می‌کند. به سخن مقام معظم رهبری بیندیشید که راه چاره را «ایستادگی» آری! «ایستادگی» متذکر شدند. موفق باشید    

33885

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: می‌خواسم بدونم چرا خدا در قران می‌فرمایند که قوم بنی اسرائیل رو برگزیدم از میان جهانیان؟ در حالی که این‌همه بهونه آوردن و آنقدر پیامبران ما رو اذیت کردن و قوم خوبی نبودند که حتی خود این آیه برای خودشون هم باعث غرور میشه که میگن خدا ما رو برگزیده و برتر از جهانیان قرار داده.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جهت که آن‌ها در شرایط خود فرزندان جناب یعقوب بودند و تنها جریان توحیدی در زمانه حاکمیت فرعونیان هستند؛ قابل توجه می‌باشند. مشکل، مربوط به ضعف‌هایی بود که بعداً گرفتار آن شدند و شأن خود را پاس نداشتند. موفق باشید 

33779

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرامی یک متن از آیت الله علوی بروجردی فرستادم نظر حضرتعالی رو جویا شدم پاسخ نیومد؟ https://www.khabaronline.ir/news/1685885/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%88%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%88%D8%AC%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%AF%D8%AB-%D8%A7%D8%AE%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%B1%D9%85%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D9%87

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور جواب داده شد و هم اکنون آن جواب همراه با متن سخنان آیت الله علوی روی سایت با همان شماره سؤال، هست. موفق باشید

33763- باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچند که سخن عزیزان سخنان با ارزشی است، ولی عنایت داشته باشید این متن ابعاد مختلفی دارد که هر کدام قابل بحث است. اگر سؤال کلّی که نسبت به نکته‌ای از نکات متن دارید آن متن و آن نکته را بفرمایید، امید است بتوانم در خدمتتان باشم. موفق باشید

33550

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد وقت شما بخیر: نظر شخصی حضرتعالی در باره ۱. حجاب اجباری و همچنین ۲. در باره نحوه صحیح برخورد با افراد بد حجاب و یا بی حجاب و همچنین ۳. درباره گشت ارشاد چیست (منظور افرادی نیستند که با تبرج سعی در انحراف جامعه دارند - صرفا فردی که بدون روسری اومده در جامعه) قبلا در این زمینه سوالی پرسیدم و به مقاله ای در همین سایت و همچنین به گفتگوی رادیو جدال ارجاع دادین اونها رو کامل گوش دادم مطالب قبلی شما رو هم تقریبا خوانده ام در اینجا صرفا نظر شخصی شما رو می خواستم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به شرح جلسه اول مقاله «تقابل حجاب و آزادی! چرا؟» که شروع شده است با توجه به ابعاد گسترده موضوع، إن‌شاءالله نکاتی در این رابطه از جوانب مختلف روشن می‌گردد. موفق باشید

https://eitaa.com/matalebevijeh/11593

33436

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: آیا ملا ئکه همان اسماء الله هستند یا تجلی اسما ء الله یا جور دیگری؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چنانچه با حوصله و بعد از طی مقدمات مربوطه، مباحث «فصوص الحکم» ابن عربی را حتماً با شرح صوتی دنبال بفرمایید روشن می‌شود که اساساً مقام اسماء، چه مقامی است و نسبت آن با فرشتگان چگونه خواهد بود. موفق باشید

32734

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم استاد گرامی. سوال من از شما این است که تفکر گادامر منجر به نسبیت گرایی نمی‌شود؟ اگر نمی‌شود بفرمایید معیار صحت فهم نزد او چیست؟ و السلام علیکم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر برای فهم خود، فهمْ به خودی خود راهنما نیست؟ همان‌طور که برای صحت عقل، خودِ عقل راهنماست – شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت- در روش قیاسی هم باز به خودِ فهم رجوع داریم برای تصدیق نتیجه حاصل از موضوع و محمول و تکرارِ حدّ وسط. ارزش کار جناب گادامر آن است که «فهم» را ماهیت انسان می‌داند و این‌که ما در فهم، نسبتی با جهان برقرار می‌کنیم همان‌طور که در مواجهه با اثر هنری می‌توان با حقیقت مرتبط شد. با تاریخ نیز می‌توان با حقیقت ارتباط پیدا کرد. موفق باشید

32269

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خسته نباشید: من حدود دو سال پیش به چند دعا نویس برای بیماری مراجعه کردم، الان پشیمون شدم و میخوام دعا ها رو دور بندازم. چطور دعا رو دور بندازم که مشکلی پیش نیاد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بهتر است آن‌ها را در منطقه دور دست مثل بیابان‌های اطراف دفن کنید. موفق باشید

31930

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز خدا قوت. استاد قلبم سنگینه. حال دلم یجوریه، دارم اذیت میشم یه مدته خدا بهم لطف کرده با سه تا بچه تو چند تا مجموعه دارم ایده میدم و اجرا می‌کنم. برخورد اطرافیان هم بهم بال و پر دادن. حالا توی خودم فکر کردم خیریه. گاهی شکر و گاهی استغفار می‌کنم. به خودم متذکر میشم ولی چیزی در درونم بیخودی باد کرده و نمی‌ذاره راحت نفَس بندگی ام بالا بیاد. داره بهم فشار میاد حس می‌کنم اخلاص کارم داره کم میشه. دوست دارم ازم تعریف میکنن انگار نفسم نمیتونه از تصمیمات مدیرها بی خبر باشه. دلم میخواد همه جا خودم مدیر باشم و نظر دهنده. برای این کار تلاش می‌کنم تا جایی که به خواسته ام می‌رسم و بعدش... می‌خواستم از بعضی انصراف بدم و به جای مسئول اصلی مسئول فرع بشم و نخوام همه جا خودم نظر بدم اما گفتم شاید پاک کردن صورت مسئله باشه. امیدوارم خدا از طریق شما راه نجاتی بفرسته برام.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «ره رو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود / ره رو آن است که آهسته و پیوسته رود». آری! هنر ما گشودگی نسبت به نظر و نظریات دیگران است و نه در خودماندن. موفق باشید

26687

شخصیبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. ببخشید استاد ...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم. موفق باشید

39880

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

به نام خدای زمان و سلام بر او که خدا پیمان آن را برگرفت و محکمش کرد، سلام بر او که وعده خدا آن را ضمانت نمود، حال سلام بر تو ای مولای‌مان حضرت صاحب الأمر: هنگامی‌‏که نماز می‏‌خوانى و قنوت بجا می‌‏آورى، سلام بر تو زمانى‏‌که رکوع و سجود می‌‏نمایى و سلام بر تو هنگامی که با زبان مبارکت قرآن می‌خوانی. بخاطر تو هرکاری کردیم در غزه و لبنان خون دادیم و مقاومت و صبر و سلحشوری کردیم در یمن شمشیر کشیدیم و در ایران انقلاب اسلام کردیم و در کره زمین و کشورهای مختلف زمان را بسرعت به تبدیل کشاندیم و همه اینها به امر و لطف و مختاری خدا بوده و هست که ما بندگی اورا کردیم حال نمی‌دانیم چگونه بیش از این بسوی تو برگردیم خودت بیا که تا دورت بگردیم. ز ظلم خشن دشمنان بکلی گشته ایم فارغ و ماورای آنها حضور یافتیم و بحمدالله والمنت ز خیل باده نوشان و زندگی کنندگانیم. گر عشق از پرده سرزند به جان ما عَلم آزَرد، و او سلطان شود در تن هم او باشد دین و ایمانمان. اگر کشته شدیم در عشق و اگر عابد به راه دین و اگر گناهی از ما سر زد مثل گمشدن در دام شرک غرب، می‌دانیم که خدا آیه «قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ» را اصلاً برای ما نازل فرموده پس هرکه از ماست می‌داند گناه و توبه نیز هردو در راه پرورش ماست از حضرت رب تبارک تعالی پس مقدس است. ای امام زمان ماییم ز مستی سر در جهان نموده چون شمع آتش تو بر فرق جان نهاده، تو همچون آفتابی تابنده از همه سو ما همچون ذره پیشت جان در میان نهاده. خدایا ما دیگر منتظریم چرا که جان ما شرابی از جام او کشیده است، سرمست افتاده و دلمان جز او نخواسته خدایا ما منتظریم تو را در او ببینیم. خدایا اعلان متعین نهایی و نیز بدنی حضرت صاحب الامر ارواحنافداه را برای ما تعجیل بفرما بحق محمد و آل محمد صلوات الله علیهم. استاد آنچه راه پیمودیم بلطف خدا نتیجه اش این است، شما توضیح بفرمایید در این باب لطفاً.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: و این نظر به نهایی‌ترین حضوری است که انسان باید در طوفانی چنین سهمگین که طوفانی است آخرالزمانی، مدّ نظر داشته باشد و این‌جا است که با ایمان‌های نیم‌بند نمی‌توان به آن شکوفایی‌ها رسید که به تعبیر شهید آوینی بزرگ، شأن این آخرین انسان در این آخرین دوران است. آیا با نظر به حضور نهایی بشر نزد خود که از طریق اسلام به عنوان نهایی‌ترین دین، آغاز شده، آن حضور نهایی حکایتِ زندگی حقیقی در این دوران نیست که در مواجهۀ روح‌های آزادی‌خواه با شخصیت سید حسن نصرالله و با تشییع او برای انسانِ این دوران پیش آمد، تا آینده گم نشود و بشر گرفتار بی‌آیندگی نگردد؟ موفق باشید

39878

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامی: از مطالب زیبایی که بیان می فرمایید متشکرم. در راستای نگاه وجودی و تاریخی به معماری، متنی اولیه را آماده کرده ام. می خواستم خلاصه مطالب را اینجا ارسال کنم ولی به دلیل نیاز به راهنمایی شما در تکمیل و تصحیح مطالب، کلِ متن را در پیامرسان ارسال کردم. خیلی ممنون می شوم اگر راهنمایی بفرمایید. از وقت شما بی نهایت سپاسگزارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً آن متن را دیدم. در رابطه با معماری اسلامی و ظرایفی را که باید مدّ نظر قرار داد تا انسان در آن فضا احساس کند معمار با طراحی خود، آسمان را به زمین آورده؛ نکات دقیقی را در آن نوشتار به میان آورده‌اید. حقیقتاً همین‌طور است که ما از سُکنی‌گزیدن در زمین به جهت مهندسی‌های بی‌روح محروم شده‌ایم.  تا آن‌جایی که حتی جناب هایدگر متوجه این امر شده است و بحث «ساختن، سکنی گزیدن، اندیشیدن» را به میان آورده است که جناب آقای دکتر صافیان در 8 جلسه شرح خوبی را از آن نوشته به میان آورده‌اند که خوب است به آن توجه شودhttps://t.me/MJSafian/530 . موفق باشید

36423

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام جناب استاد طاهرزاده: بنده بر مبنای نظریه عالم صغیر و کبیر معتقدم جریان های حاکم بر عالم دارای ماهیت مشخصی هستند که آنها نیز در نظریه عالم صغیر و کبیر جا می‌گیرند به این معنی که موجودیت آنها در عوالم دیگر تجلی پیدا می‌کند. در این مورد بنده معتقدم ایران جمهوری اسلامی مرکزیت دارد یعنی تمام عالم را در خود دارد. جناب استاد طاهرزاده بنده معتقدم ضربه کاری به موجودیت رژیم صهیونیستی با ضربه به عالم صغیر رژیم صهیونیستی از همینجا ممکن است. شاید به نحوی و در عالمی بزرگتر از بدن فیزیکی ما این عرض من در چارچوب «جهاد اکبر» جای بگیرد ولی بنده لزوما بحثم این نیست. اما ظاهرا من بعد از چندین سال پژوهش توانستم عالم صغیر رژیم صهیونیستی را بیابم که با ضربه به اون می‌توان روی موجودیت اسراییل نیز اثر گذاشت. ابتدا نظر شما را در مورد کلیت موارد ذکر شده می‌خواستم بدانم. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد فکر نکرده‌ام. آری! ما می‌توانیم مردمی که در جهان صهیونیستی گمان‌های باطلی داشته‌اند را متذکر کنیم تا اگر حقیقتاً به دنبال حق هستند، بیدار شوند. نمونه‌اش خانم هنرمندی که اخیراً پاسپورت اسرائیلی خود را باطل کرد و مقیم تورنتو شد و فرمود اطلاعات غلطی نسبت به اسرائیل و قوم یهود به من داده‌اند. موفق باشید

36385
متن پرسش

سلام استاد وقتتون بخیر: من از سال ۹۴ با آثار شما محشورم و تقریبا همه کتابهاتون رو دارم، امسال توفیقی داشتم که کتاب رساله الولایه علامه رو، رو حساب ذوق شخصی و احساس اینکه لازمه اطرافیانم یا جامعه فرهنگی ما با این کتاب آشنا باشن ترجمه کردم و اسمش رو گذاشتم راز ولایت. برای شرحش جهت استفاده شخصی از شرح شما و آثار استاد یزدان پناه و امینی نژاد استفاده کردم یه چیز جالب این بود که اواخر ترجمه این کتاب با کتاب «سرباز روز نهم» که زندگی نامه شهید صدرزادست آشنا شدم و به این نکته هدایت شدم که رساله الولایه چشم اندازی برای معنویت مطلوب در گام دوّمه و باید درست مناسب تاریخ بهش نگاه بشه تا امثال این شهید ثمرش باشند و خیلی جاها در این کتاب احساس کردم که ظهورات سلوکی که در رساله الولایه ترسیم می شه دیده می شه. استدعا داشتم برای مقدمه این کتاب ترجمه، چند جمله ای جهت نشون دادن اهمیتش بنویسید اگر خواستید خود ترجمه رو هم براتون می‌فرستم میدونم وقتتون کمه ممنون ضمناً پاسخ این سوال لطفا، خصوصی برای من فرستاده بشه

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که خوب است کاربران محترم نسبت به اهمیت کتاب «رسالۀ الولایۀ» آگاهی بیشتری داشته باشند؛ اجازه بدهید تا موضوع را با همه کاربران در میان بگذاریم.
در مورد کتاب شریف «رسالۀ الولایۀ» به این نکته باید اندیشید که حضرت آیت الحقّ سید حسین طباطبایی «رحمۀ‌الله‌علیه» به کدام افق چشم دوخته‌اند که برای گزارش نسبت به آنچه یافته‌اند؛ کتاب «رسالۀ الولایۀ» را در مقابل ما گشوده‌اند؟ آیا حکایت، در آن کتاب حکایتِ نظر به انسانی نیست که باید در این آخرین دوران، همه ابعاد خود را در نزد خود بیابد و تجربه کند و وجهِ زمینی خود را به آسمان معنویت متصل گرداند؟
بی‌حساب نیست که حضرت علامه طباطبایی «رحمۀ‌الله‌علیه» میدان نظر به انسان را از طریق معرفت نفس در مقابل مخاطبان‌شان گشوده‌اند تا معلوم شود انسان در جدّی‌ترین برخوردی که باید با خود داشته باشد، باید وسعت خود را به علم حضوری در خود تجربه کند و در این‌جا است که آری! خود را عین ربط به حضرت حق یعنی به وجود مطلق می‌یابد و این، بلندترین سخنی است که جناب علامه طباطبایی در افقِ «حکمت متعالیه» جناب صدرالمتألهین به روشن‌ترین شکل با ما در میان می‌گذارند تا ما در این آخرین دوران، که از یک طرف ظلمات و خودبنیادیِ انسان به اوج رسیده است و از طرف دیگر، خود را در عالی‌ترین حضور دریابیم و احساس کنیم. این است رازی که کتاب شریف «رسالۀ الولایه» با ما در میان می‌گذارد. امید است با دقت و حساسیت لازم در آن کتاب، در جستجوی این «راز» باشیم. موفق باشید          

 

34554
متن پرسش

یا محبوب: شاد باش ای عشقِ خوش سودای ما/ ای طبیب جمله علت های ما . ای دوای نخوت و ناموس ما/ ای تو افلاطون و جالینوس ما.

 عرض درود و رضوان حضرت معشوق و یوم اللّه ۲۲ بهمن بر شما مبارک باد. استاد، بنده صحبت های شما رو در شب اول ماه رجب بار ها مرور میکنم زندگی باید آن باشد که چمران گفت: خدا بود و دیگر هیچ نبود و ظهور خدای زمان باید سرچشمه ی توحید را به جان تشنه ی انسان برساند لیک چرا توان دیدن آن ظهور را ندارم؟ و اینکه شما فرمودید ما نباید عبادت کنیم تا دینمان از دستمان نرود ولی متاسفانه با وضعی که در اطرافیان و وظایف خودم شاهدم دگر آن شور روز های ابتدایی عاشقی دارد از من دور می شود و تقلایم برای گرفتن آن گیجم کرده از سمتی فرمودید در هر زمینه ای آنقدر که لازم است و در نزد خود میدانیم باید پیشرفت کنیم میدانم توحید داروی تمام درد هاست اصلا وقتی پای سوال به وسط می آید اشک ناخواسته جاری شده زیرا: ای طبیب حمله علت های ما... لیک ظهور خدای زمانم را چگونه بچشم یعنی در اصل این هم سوال نیست چون فرمودید مثلا حضرت امیر مومنان علی (ع) شیی هزار رکعت را از برای همین ظهور حضرت محبوب در زمان انجام می دادند و اصلا راه و چاه و مقصد مشخص است لیک نمی دانم این بی سوالی است یا سائل سوال مند

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسیر توحید آنچه در میان حاضر است، «انتظار» می‌باشد که افضل اعمال می‌باشد. در 22 بهمن امسال خواهید دید چه اندازه خداوند در صحنه خواهد بود و چگونه قلب‌های آماده را به میدان می‌آورد. شور تاریخی، همین حضوری است که ما در خود در این صحنه‌ها احساس می‌کنیم و عبادات ما، ما را به درک چنین شور ایمانی در دل تاریخ توحیدی می‌کشاند و ما آن را احساس می‌کنیم. موفق باشید

34172

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیز: كسانى معتقدند كه خداوند جهان را آفريده و قوانينى براى آن قرار داده است و براى تدبير آن، ديگر نيازى به خداوند نيست و او تأثيرى در گردش عالم ندارد. به قول يكى از غربى ها، عالم مانند ساعتى است كه وقتى آن را كوك مى‌كنند، عقربه هاى آن به صورت خودكار حركت مى‌كند. بر اساس اين پندار، خداوند تنها خالق عالم است؛ حال استدلال عقلی در خصوص تاثیر خداوند در حال حاضر چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اینان متوجه رابطه وجودی بین خداوند و مخلوقات نیستند که رابطه خدا با مخلوقات مانند رابطه لامپِ روشن با نورِ آن است که اگر رابطه لامپ با نورش قطع شود، عملاً نوری نمی‌ماند. خداوند همواره با جلوات خود عالَم را خلق می‌کند. در این مورد خوب است به «برهان صدیقین» رجوع شود. موفق باشید

https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%A8%D8%B1%D9%87%D8%A7%D9%86

33282

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر استاد عزیز: ببخشید بنده با مأنوس شدن با کلام شما و نگاه به مسائل و وقایع جامعه متوجه شده ام که امروز باید به دقت، کلام رهبری و آرمانهای انقلاب را مطالعه کنم و بشنوم و ببینم و سعی کنم تا در راستای آن تلاش کنم و در زمینه خودم بتوانم به طور کلی آن مقداری را که می توانم انجام بدهم و در این راستا سلوکی کنم و به غایت خویش برسم. در زمینه دانستن این موضوعات ابهامی ندارم ولی نمی‌دانم چرا از وقتی که تصمیم به این عمل گرفتم اینقدر اوضاعم عجیب شده است! وسوسه های بیرونی و نفسانی به شدت زیاد شده و دائما در هر حال مرا مورد هجوم قرار می دهند! شوق به عمل دارم؛ ولی به یک لحظه آن شوق می رود و لحظه ای دگر باز می گردد. با اینکه آگاهم به زیاد بودنِ کارهای نکرده در انقلاب - که ان شاء الله بتوانم در زمینه خودم آنها را جلو ببرم- ولی برنامه ام به درستی و آنگونه که باید پیش نمی رود متوجه هستم که باید تلاشم شبانه‌روزی باشد ولی یکروز سفت و سخت مشغولم و روز دیگر خسته و بیکار!!! البته که ناامید نشدم از رحمت خدا و ضعف را از سمت خودم می‌دانم. حال باید چه کنم که این حس وظیفه در قبال انقلاب همیشه شعله‌ور باشد؟ خوابم را ببرد؟ خستگی ام را بشوید؟ جانم را پرواز دهد؟ بنده در حال تحصیلم و هدفهایم را سعی کرده ام مطابق با آرمانهای انقلاب اسلامی در زمینه های علمی قرار بدهم. چه کنم که آن توفیق شگرف را بدست آورم؟ توفیق علم آموزی صحیح و - ان شاءالله در آینده - خدمت به جامعه توحیدی حضرت بقیه الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و من الله توفیق باتشکر 🌹

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره این یک قاعده است که شیطان در صراط مستقیم فعال است و همه تلاش او آن است که ما را از آن نحوه سلوک منصرف کند و ما نیز  با صبر و پشتکار هر چه بیشتر باید از این وسوسه ها و گردنه ها عبور کنیم.
در راهی قدم گذاشته‌اید که اگر از یک جهت موانعی در پیش دارید، از جهت دیگر صبرمان را به میان آورده‌ایم تا به مرحله‌ای که مرحله درخشش‌ آرمان‌های توحیدی است برسیم و با توجه به این امر جناب مولوی می‌فرماید:
هله نومید نباشی كه تو را یار براند          گرت امروز براند نه كه فردات بخواند
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر كن آن جا    ز پس صبر تو را او به سر صدر نشاند
و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرها           ره پنهان بنماید كه كس آن راه نداند
نه كه قصاب به خنجر چو سر میش ببرد       نهلد كشته خود را كشد آن گاه كشاند
چو دم میش نماند ز دم خود كَنَدش پر      تو ببینی دم یزدان به كجاهات رساند
به مثل گفتم این را و اگر نه كرم او            نكشد هیچ كسی را و ز كشتن برهاند
همگی ملك سلیمان به یكی مور ببخشد       بدهد هر دو جهان را و دلی را نرماند
دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالش       به كی ماند به كی ماند به كی ماند به كی ماند
هله خاموش كه بی‌گفت از این می همگان را            بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند
موفق باشید

33277

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: نمی دانم دنبال چه می گردم (باید بگردم)، دردم چیست...؟! "وقتی در خلوت در خود فرو می رویم واز همه جا آزاد می شویم از مفاهیم کلمات ذهنیات، چیزی که داریم جدای ازدرک خودمان و... «درد» است. یعنی شما فرض کنید کسی بگوید من هیچ چیز را قبول ندارم و در گوشه ای تنها نشسته باشد_ بدون عوامل تحریک خارجی مثل بوها: غذای اشتها آور... عوامل شهوت انگیز خارجی که معمولا روی بعد جلب منفعت یا عشق و علاقه کار می کنند_ ناگهان دندانش درد بگیرد یا ناگهان درد سنگ کلیه امانش را ببرد آیا عامل حرکت های ما نمی دانم اختیاری ها یا غیر اختیاری ها چیست؟ من آخرش برای خودم نتوانسته ام بفهمم که دنبال چه باید بگردم یا هدفم چی باشه؟! آیا تصمیم گیری و جهت گیری براساس احساس باید باشد یا شناخت؟ باید چشیدنی باشد از جنس درد باشد احساس شود یا از جنس شنیدنی ها و خواندنی ها؟ بارها خوانده ایم، شنیده ایم که انسان گمشده اش کمال مطلق است تا به آن نرسد آرام نخواهد گرفت انسان ایده آل جو است، پرستنده است، عشق قرب به خدا سعادت واقعی... ولی آیه ها همه حداقل برای من تنها (بقیه خودشان بهتر می دانند!) کلمات خوانده شده است و عبارات شنیده شده؟ ببینید همین مساله بازیابی خویشتن یا خود فراموشی که مثلا شهید مطهری در سیری در نهج البلاغه دارند حداقل برای خود من غیر ممکن است که بدون نماز شب بویی ازش ببرم با این که خودم می دانم که هیچ چیز ندارم ولی به اندازه ی سر سوزنی اگر قرار باشد به خودم بیایم و افکار و اندیشه ای داشته باشم. خب تا فرد دینی نداشته باشد نداند نمازی هست بعد تلاشی نکرده باشد، تازه آخرش شاید! گاهی به ذهنش بخورد که من در وسط این 'بی اختیاری های غرایز وراثت عقده های روانی صفات و ملکات نفسانی (کبر، حسد نفاق، ریا، شهوت...) شرایط محیط، تربیت های رسوخ یافته در روح و روانم احساسات.. در میان این همه که بی اختیار و نا آگاهانه دارند _خیلی ببخشید_ خر خودشان را می رانند دارم چه می کنم یا هدفم چیست؟ ولی این کجا و این که یکی! واقعا و واقعا هدفش مشخص باشد. به نظر شما با وجود این همه زمینه و اقتضائات که ناخودآگاه و غیر اختیارانه فعال اند چه طور باید هدف گزینی کرد برای خدو و زندگی مون. در عمل که خودمان را بکشیم وسوسه ی فکری رهایمان نمی کند. شک یک طرف، تذبذب طرف دیگه، کفر شرک بی بصیرت. خب فردا زمانی که به تکلیف می رسد یعنی در آن سن کم و قدرت درک و علم اندک و رشد نایافتنی روحی تحت تاثیر تعالیم دینی آیا با شناخت جهت گیری می کند یا با احساس؟ همین بحث عقل و عشق آخر به کجا رسیده است؟ یا مثلا کتابی که شما دارید از برهان تا عرفان. آیا باید با قدم عقل جهت گیری کرد؟ آیا نباید هدف زندگی دل چسب باشد یعنی درد باشد، احساس شود؟ خب کدام عقل؟ وقتی بناست عقل بدون تعیین هدف برای زندگی نتواند باید و نباید را معلوم کند بعد هم عقل به دور از حجاب رذایل و موانع **انگار این طور به نظرم می رسد که انسان غرق در بی اختیاری ها به خودی خود بویی از این حرف ها نخواهد برد شاید به ذهنش هم نیاید «دنبال چه می گردد؟» چون ناخوآگاه سرش گرم است ولی این «صدا»ی، ندای هدایت بیرونی آنهایی که واقعا هدف را یافته اند است که به گوشش می رسد یعنی آیا برای هدف گیری فقط شنیدن بدون درد کافی است؟ پس این همه گوش...! درد واقعی هم که باز همان بحث عبادت و بازیابی خود واقعی است؟ آیا باید با درد کمال مطلق خواهی به پیش گاه هدایت رفت یا با قدم فطرت حب نفس _ دفع ضرر و جلب منفعت_ و فطرت حقیقت جویی و بعد درد واقعی دار شد؟ تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین  طور که متوجه شده اید در این تاریخ ما با بشر جدیدی که خودمان هستیم روبرو می باشیم که محور همه فکر و اندیشه او درک بودن او می باشد که بودن خود را چگونه بودنی باید بیابد و به سوی بودنی که همان بودن است ولی در سعه بیشتر و باز هرچه هست بودن او است. عرایضی در روز پنج شنبه در شهر گلپایگان تحت عنوان «معنای حضور انسان آخرالزمانی نزد خود و دیگران و جامعه» شد که این روزها در کانال مطالب ویژه قرار می‌گیرد. به نظر می آید بتوانید نسبت به مسئله خود در این رابطه فکر کنید. موفق باشید

33089

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد عزیز و بزرگوار سلام: اگر گاهی بخواهیم خودمان را در لحظه محک بزنیم و میزان تقوای خود را بسنجیم تا کمی امید به قلبمان بیاید، باید به چه نشانه هایی توجه کنیم؟ کلا محک میزان تقوا در وجود یک نفر از دیدگاه خود شخص چیست؟ من معصوم نیستم. اما تلاش بسیار زیادی برای رسیدن به تقوای واقعی می کنم. ولی باز گناهان فراوانی دارم و گاهی ناامیدی وجودم را فرا می گیرد.😔

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک آن‌که حضرت ربّ العالمین نظر به بنده خود دارد آن است که آن بنده نسبت به رعایت دستورات او حساس است و خود او اگر غفلتی برای بنده‌اش پیش آید میل به توبه را در او ایجاد می‌نماید. به این سخن جناب مولوی نیز نظر کنید که می‌فرماید:

آن یکی الله می‌گفتی شبی

تا که شیرین می‌شد از ذکرش لبی

گفت شیطان آخر ای بسیارگو

این همه الله را لبیک کو

می‌نیاید یک جواب از پیش تخت

چند الله می‌زنی با روی سخت

او شکسته‌دل شد و بنهاد سر

دید در خواب او خضر را در خضر

گفت هین از ذکر چون وا مانده‌ای

چون پشیمانی از آن کش خوانده‌ای

گفت لبیکم نمی‌آید جواب

زان همی‌ترسم که باشم رد باب

گفت آن الله تو لبیک ماست

و آن نیاز و درد و سوزت پیک ماست

حیله‌ها و چاره‌جوییهای تو

جذب ما بود و گشاد این پای تو

ترس و عشق تو کمند لطف ماست

زیر هر یا رب تو لبیک هاست

موفق باشید

32961

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام وعرض ادب فراوان محضر استاد عزیز: در اینستا مشغول وقت تلف کردن بودم که به مطلبی برخوردم از یکی از این اساتید قانون جذب به این آدرس https://www.instagram.com/p/CegqPAvIXZt/?igshid=YmMyMTA2M2Y= مطلبش برام جالب شد که طی دو روز حدود 5800 لایک و2400 کامنت خورده بود. مطلبش روک خوندم دیدم ی آش دهن سوزی هم نیست بلکه... دلم نیومد جواب بهشون ندم ی پاسخی رو من براش از درسهایی که از مباحث برهان صدیقین تون آموختم کامنت کردم که در ذیل👇👇👇 میارم لطفا مطالعه بفرمایید و درس پس دادنم رو تایید و یا رد و یا رفع اشکال کنید. سپاس فراوان و التماس دعا متن پاسخ 👇👇👇 ببخشید باید یک منی باشه که تمرکز کنه روی یک چیز یا نه؟ اما در واقع منی در کار نیست که تمرکزی بخاد داشته باشه یا نداشته باشه😂😂😂😂   ابن مطلب رو ملا صدرا حدود ۳۰۰  سال پیش ثابت کرده در برهان صدیقین نش. حالا اون چیزی که هست چیه؟؟؟؟؟ واضح هست اون خداهست و بس>>> نتیجه اینکه چون من بی عرضه فقیر نیستم پس خدای باعرضه غنی هست. پس من این وسط چی هستم؟؟؟!!! یک هست نمای قلابی که نه تنها باید 68 ثانیه بلکه باید مافوق زمان یعنی همیشگی که حتی ی لحظه غفلت از این تمرکزم نداشته باشم، به این هست نما بودنم توجه داشته باشم تا اینکه به همه چیز برسم و به اصطلاح به غنی بذات وصل بشم که گفته اند «چون از او گشتی _همه چیز از تو گشت»***** نتیجه طلایی اینکه این قانون جذب شما یک قطره از دریاهای بی کران حقیقت  رو هم به من نداده بلکه اگر دقت کنین آن‌چیزی که می‌دهد سرابی  ببش نیست زیرا که منی که اشرف و بزرگ مخلوقاتم در کار نیست چه برسد به چیزی مثل ثروت که بخاهم به اون چیز 68 ثانیه تمرکز کنم «ای هیچ برای هیچ بر خویش مپیچ» 😂😂😂😂😂

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. آری! انسان با نسبتی که با حضرت حق پیدا می‌کند، بودنِ خود را که عین فقر است، به وجودِ بیکرانه حضرت حق متصل می‌نماید و خود را در بیکرانگی پروردگار عالم هستی احساس می‌نماید. موفق باشید

32932
متن پرسش

سلام استاد: سوالی داشتم، اینکه این‌همه بدبختی واسه آدم پیش میاد هرچه انگار نماز و مومن تر باشی بدبختی بیشتر میشه و آقا بعضی مواقع به اینکه چرا خدا حرف ما رو گوش نمیکنه یا کمکی نمیرسونه حالمان خوب شود فکر می کنم علت اینها چیست؟ ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این آیه فکر کنید که حضرت ربّ العالمین می‌فرمایند: «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ۗ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ»(بقره/۱۵۵) و البته شما را به پاره‌ای از سختی‌ها چون ترس و گرسنگی و نقصان اموال و نفوس و آفات زراعت بیازماییم، و صابران را بشارت و مژده بده.

در آیه مذکور متذکر می‌شود چگونه خداوند با حضور در وظایف شرعی و رعایت دستورات الهی، صبر و شکیبایی را که عالی‌ترین نحوه بودن است، به انسان عطا می‌فرماید. همان صبری که جناب مولوی در إزای برخورد با سختی‌ها چنین توصیف می‌کند:

هله نوميد نباشي که تو را يار براند

گرت امروز براند، نه که فردات بخواند؟

در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا

ز پسِ صبر تو را او به سرِ صدر نشاند

و اگر بر تو ببندد همه ره ها و گذرها

رهِ پنهان بنمايد که کس آن راه نداند

همگي ملک سليمان به يکي مور ببخشد

بدهد هر دو جهان را و دلي را نرماند

دل من گِرد جهان گشت و نيابيد مثالش

به که ماند به که ماند به که ماند به که ماند؟

هِله خاموش که بي گفت، از اين ميّ همگان را

بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند

موفق باشید  

32836

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد جانم: فقط می‌خواستم خدمتتون بگم خیلی دوستون دارم و دستتون را از راه دور می‌بوسم . از وقتی با شما آشنا شدم راهم را درست تر و روشنتر دیدم و خدا شما را سر راهم قرار داد. از خدای مهربانم سپاسگزارم التماس دعا استاد خوب و عزیزم شاگرد کوچکتان نسیم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌‌شاءالله ذیل ولایت الهی با ولیّ فقیه زمان خود مأنوس باشید. موفق باشید

32832

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد بزرگوار: در جلسات فرمودید که ذکر یونسیه را هر روز انجام بدیم زمان انجام این ذکر در بین الطلوعین هست، اگر نتوانستیم قضایش را چه زمانی انجام دهیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوع ذکر یونسیه، باید احتیاط‌های لازم را مدّ نظر داشت. آری! به عنوان یک ذکر توحیدی نکات و ظرائف ارزشمندی در آن نهفته است ولی باید به احوالات خود نظر کنید و به نظر می‌آید بنا به تذکر اساتید مربوطه، این ذکر مربوط به افرادی است که چهل سالگی را پشت سر گذاشته باشند. موفق باشید

32584

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد ارجمند: بنده در چند ماه گذشته مطالبی راجع به استاد و لزوم آن در طریقت برای شما ارسال کردم و در پی اشکال به سخنان شما برآمدم. اما الان فهمیدم که تا انتها می‌شود حتی بدون استاد طی کرد چرا که استاد یک حقیقت باطنی است که از درون ذات هر شخص سرچشمه می‌گیرد و اگر کسی مجرای آن را به روی خود باز نکند حتی اگر خارجاً نزد صدها کامل برود و دستور بگیرد برای او بی فایده است. البته این طی کردن بدون استاد برای همه شاکله ها ممکن نیست بلکه عموم مردم در ابتدا برای عبور از برخی عوالم نیاز به کسی دارند و پس از آن سیر تا آخر از طریق الهامات صورت می‌گیرد. اشکال من و امثال بنده به شما از جهل و نقص ماست و شما عزیز هستید. واقعا شرح صدر شما مهمترین درس شما به من است در عمل.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این لطف شما است. إن‌شاءالله موفق باشید. عرض بنده آن است که در شرایط تاریخی حاضر، با توجه به افقی که حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در مقابل ما گشوده‌اند، با رعایت تقوای الهی و عبادات شرعی، حتی مانند شهدا إن‌شاءالله می‌توانید  ره صد ساله را یک‌شبه طی کنید. موفق باشید

نمایش چاپی