بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
33395
متن پرسش

با سلام و عرض ادب خدمت استاد ارجمند: سوالی از محضرتان داشتم و اینکه اگر با توجه به محدودیت های شرعی که بعضا برای بانوان وجود دارد در سفر اربعین شرکت کنیم، چگونه می توانیم بیشترین بهره مندی را با توجه به اینکه از انجام یک سری عبادات محروم می شویم، بدست آوریم؟ با تشکر از محضر حضرتعالی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در راهی قدم گذاشته‌اید که سراسر حضور است و همه‌جا قبله است و همه‌چیز حکم عبادت دارد. در چنین حضرت، بحث محرومیت معنا ندارد! موفق باشید

33193

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: استاد جان من وسواس فکری دارم و در تصمیم گیری ها هم بسیار مرددم. موقعی که بخام بین دو تا چیز یکی رو انتخاب کنم واقعا اذیت میشم. حتی همیشه در مورد چیزهای خیلی بی اهمیت و کوچک مثل اینکه مثلا فلان جا رو برم یا نرم، یا مثلا در رستوران چی سفارش بدم هم دچار تردید می شم. اگه پای انتخاب های مهم هم پیش بیاد که اصلا حالم خیلی بد می شه. استاد جان ریشه ی این همه دو دلی و شک و تردید چیه؟ باید چیکار کنم تا نجات پیدا کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد پیشنهاد اساتید مربوطه آن است که شخصیتی را مدّ نظر آورید و با نظر به شخصیت او با روبه‌روشدن با مسائل تصمیم بگیرید. موفق باشید

39578
متن پرسش

با سلام و نور و رحمت خدمت استاد عزیزم: استاد به تازگی فیلمی از آقای سید حسین نصر در شبکه های مجازی منتشر شده که ایشان در حال مصاحبه با آقای کدیور هستند و آنجا اینگونه بیان می کنند که علامه طباطبایی در باره ی انقلاب نظرشان این بوده که: اولین شهید این انقلاب، اسلام است چندبار از ایشان سوال شد که مطمئن هستند علامه این حرف را گفتند و ایشان تاکید کردند بله. اینکه علامه نگران این انقلاب بوده اند و اولین شهید آن را اسلام گفته اند از منظر شما چه علتی داشته؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتابی که اخیراً در رابطه با نظرات علامه طباطبایی در رابطه با انقلاب نوشته شده روشن می کند که این سخن را آقای کدیور از قول فرزند آیت الله قدوسی یعنی نوه علامه طباطبایی نقل می‌کند؛ در حالی که ایشان آن را تکذیب می نماید و با این که به آقای کدیور تذکر می دهند که این سخن که از قول من گفته اید، کذب است؛ همچنان ایشان آن را روی سایت خود نگه داشته اند.
به متن « ماجرای علامه و انقلاب؛ تقابل یا حمایت؟ آیا علامه طباطبایی با انقلاب اسلامی مخالف بود؟» رجوع شود موفق باشید. https://www.khabaronline.ir/news/1770994/%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%DB%8C%D8%A7-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7
 

39319

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم با سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما استاد عزیز و فرزانه که تلاش بسیاری در زمینه روشنگری و‌ آگاهی به جان های تشنه ی معرفت می نمایید و حقیقتا خلا پاسخگویی به انبوه سؤالات ذهن های جستجوگر را تا حدی مطلوب اما با حداکثر توان خود پر نموده و می نمایید و این بسیار ارزشمند است و اجر آن نزد خداوند محفوظ می باشد. استاد عزیز لطفاً درباره نظرات و سخنان و‌ منش و‌روش استاد حمید رضا مروجی سبزواری (علامه مروجی سبزواری) اگه امکان دارد نظرتان را بیان بفرمایید. با بررسی سؤالات متوجه شدم که چندین سؤال درباره ایشان شده و شما فرمودین فرصت مطالعه نظرات ایشون رو نداشتین، اگه برای شما استاد عزیز مقدور است و می دانم که چقدر وقت شما گرانبها بوده و فرصت ندارین اما حتی الامکان با بررسی گوشه هایی از نظرات ایشون ممنون میشم پاسخی اطمینان بخش و‌روشنگر برای پاسخگویی به این تردید ذهنی ما بفرمایید چرا که ایشان مطالب بسیاری در زمینه های عرفانی و شرح های زیبا و شیرین و روشنگری در زمینه مفاهیم قرآنی، اخلاقی دینی و مثنوی و منطق الطیر و ... و اسرار نماز و ... دارن که متاسفانه با تردیدی که یکی از عزیزان روحانی نسبت به ایشون بیان داشتن ما را دچار سرگردانی و‌تردید نمودن، به همین خاطر به استاد و مرجعی مطمئن چون شما رجوع نمودیم. ممنون میشم راهنمایی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً این کار مشکلی است. زیرا لازم است فرصت زیادی صرف شود. خود عزیزان با تأمّل در نظرات ایشان ان شاءالله با حجّت‌قرار دادن سیرۀ حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و رهبر معظم انقلاب می‌توانند به جمع‌بندی لازم برسند. موفق باشید

38908
متن پرسش

سلام و عرض ادب: خاک پای کاربران این سایت توتیای چشم من حقیر. از محضر استاد بزرگوار اجازه می‌خواهم تذکری را به «برخی» از عزیزان تقدیم کنم: در گفت‌وگو ها کافی است متوجه نقص های خودمان باشیم و خود را حقیقت محض و مالک حقیقت نپنداریم. و نخواهیم نظر خود را بر دیگری تحمیل کنیم. بلکه فقط باید به دنبال گفت و گو و تبادل‌نظر باشیم و لاغیر. آن گاه منتظر باشیم تا به تعبیر افلاطون حقیقت از ساحت خودش نازل شود و طرفین گفت و گو را در بر بگیرد و در خودش غرق کند. از قول افلاطون نقل شده است: «بگذار اکنون بحث نکنیم که تو راست می‌گویی یا من، بلکه دست در دست حقیقتی نهیم که قرار است در پایان گفتگو خود را به ما نشان دهد». هر کدام از طرفینِ گفت و گو، ممکن است به اضلاعی از حقیقت دسترسی داشته باشند که با در کنار هم قرار گرفتن نظرات، افق جامعی ظهور می کند. پس باید با نهایت آرامش و گشودگی و ادب وارد میدان گفت و گوها شد. چون به قول اندیشمندان خبرهایی در عالم هست که جز از دریچه گفت و گو خود را آشکار نمی کنند. فضای تفکر، نیاز به آرامشی خاص دارد تا تفکر طلوع کند و همگان را دربربگیرد. ما در گفت و گوها نباید صرفاً به دنبال شکست طرف مقابل باشیم. بلکه باید منتظر ظهور چیزی باشیم که نیست و با گفت و گو و دیالوگ ظهور می کند. تفکر پرنده ای است که با کوچک ترین کدورت و تکان و بی حرمتی از جانبِ طرفینِ گفت و گو، از روی سر ما پرواز می کند و همه را در بی فکری خود تنها می گذارد و وقتی فضا را در نهایت آرامش و طلب و طمأنینه و ادب دید به سراغ ما می آید و روی سرمان می نشیند و ما را در «وقتی» خاص وارد می کند. عذرخواهم. 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه این تذکر مهم است و اگر اهمیت آن را افلاطون بزرگ در آن زمان تا این اندازه با اهمیت می‌داند؛ خدا می‌داند امروز ضرورت رعایت آن صدها برابر شده تا آن‌جایی که در این زمانه گویا حقیقت، تنها از طریق گفتگو رُخ می‌نمایاند. ای کاش ما به این مرحله از تاریخ برسیم که هر کدام با گفتگو با طرف مقابل افقی مقابل او بگشاییم تا از آن طریق، خودش با نظر به آن افق منتظر ظهور حقیقت باشد و در چنین فضایی ما قسمت و پرسش و پاسخ سایت را معنا کرده‌ایم و این غیر از آن است که کاربران محترم گمان کنند آنچه گفته‌ایم آخرین حرف است. در حالی‌که امیدواریم در دل فضای گفتگویی که پیش آمده؛ هرکس برای درک حقیقت بیندیشد. موفق باشید              

38906

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم می‌خواستم بپرسم جناب محی الدین ابن عربی رحمت الله علیه در این حکم و امثالهم با توجه به اینکه شیعه ای بوده که تقیه می‌کرده و در عرفان کسی پس از انبیا و اوصیا به پای او نمی‌رسد، این بزرگ عارف الهی می‌خواهند ما را در چه محیط و تاریخی حاضر کنند و به کجا نظر داشته اند: «من أکل أو شرب متعمدا فقال قوم: علیه القضاء و الکفارة التی أوجبها (الشرع) فی الجماع. و قال آخرون: لا کفارة علیه.- و الذی أقول به: إنه لا قضاء علیه و لا کفارة، فإنه لا یقضیه أبدا... اگر روزه دار عامدانه چیزی بخورد یا بیاشامد، گروهی گفته اند که قضا و کفاره ای که شرع در بحث جماعِ روزه دار واجب کرده بر وی واجب است و دیگران گفته اند کفاره ای بر او واجب نیست. آن چه که من بدان اعتقاد دارم آن است که نه قضا و نه کفاره بر او واجب نیست و هرگز روزه اش را قضا نمی کند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که آیت الله جوادی در شرح فصوص الحکم فرمودند این عربی از نظر فقهی سنی‌مذهب است و بر همان مبنا نظر می دهد و از عقیدتی شیعه می‌باشد. و از این جهت این نوع گفتار را باید در رابطه با نگاه فقهی او مدّ نظر داشت. موفق باشید

35941

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: از چند روز پیش عکس کودکان گرسنه ی سومالی را که دیدم اصلا یه حال بدی دارم. آیا نهاد و خیریه ای در کشور وجود داره که کمک مالی ما را هرچند اندک به آن کودکان مظلوم برساند؟ همسرم میگه اگه بخوای پول واریز کنی باید به حساب دولتهای آنها واریز کنی. و آن دولتها به دست کودکان که نمی‌رسانند. استاد نکنه آن دولتمردان به اصطلاح بیزینس راه انداختند و اصلا این کودکان را اینگونه در اینترنت به نمایش گذاشته اند تا کمکهای خیریه مردم خیِر دنیا را جمع کنند ولی به خود کودکان ندهند؟ به هر صورت، در ایران کجای معتبر سراغ دارید. لطفا معرفی کنید که ما به آنجا مراجعه کنیم حداقل  و از این طریق کمک کنیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال «کمیته امداد» همان طور که شعبه‌ای جهت مردم یمن دارد شعبه ای هم باید جهت همین امورداشته باشد و قابل اطمینان نیز می‌باشند. موفق باشید

35029
متن پرسش

سلام و عرض ادب و احترام من هم کودک دوسه ساله ام، در غفلت و جهل من، پناه آورد به تبلت و موبایل. و من هم (واقعا از سر ناآگاهی، از محتوای کارتون‌ها) کلی برنامه کودک و انیمیشن و.. دانلود کردم و در گوشی به دستش می‌دادم. و او که با ذوق و شوق نگاه می‌کرد، خیالم اینجوری راحت بود، که حداقل گوشی جای منو براش پر کرده!! و غرق در افسردگی و تلاطم روحی خودم و رنج های درونی ام، بی توجه به او، روزگار می‌گذراندم. که قطعا کارم فقط بودن با او بود، و اسمش رو نمی‌شد بذاری تربیت! این مادری نبود! این توهم مادری کردن بود. خلاصه بعد از گذشت تقریبا دو سال از سن او، متوجه رفتارهای عجیب غریب فرزندم شدم، اون خیلی کارتون باب اسفنجی میدید. باورتون نمیشه استاد، نمیدونم کارتون باب اسفنجی دیدیدن یا نه؟ (خخخ) البته الان میخندم. اینها همه درد است... وقتی موضوع خنده داری پیش میومد، پسرم، مثل شخصیت پاتریک در آن کارتون، خودش رو مینداخت رو زمین و قل میداد و می‌خندید! یا دقیقا مثل شخصیت بختاپوس شانه هاشو میداد جلو و راه می‌رفت! تمام مدتا!! کلا وجودش و کلامش، و دیدگاهش به دنیا، و حرکات و سکناتش شده بود مجموعه ای از شخصیت‌های اون کارتون‌ها که دیده بود. نه یک انسان معمولی! حتی زمانیکه رفت پیش دبستانی، زنگ میزدن میگفتن بیا ببرش خونه، این همه ی بچه ها رو مثل خودش باب اسفنجی کرده، و کلاس چون بچه های دیگه هم مثل اون میشن، از کنترل خارج میشه!! حالتی بیش فعال، با انجام حرکات و راه رفتن تند و حرف زدن‌های خشن شخصیت‌های خشن کارتونهای دیگر و... اصلا باید می‌دید چه شده بود، در کلام و گفتار نمی‌گنجد و از حوصله خارج است که بخام کلی توضیح بدم، کمی توضیح دادم که بگم و متوجه عمق فاجعه و تاثیر کارتون در روح و روان یک بچه بشین که واقعا تاثیرگذاره. تاثیری که به شخصه مشاهده کردم و بشدت پشیمون و ناراحت بودم که چرا اینجور چیزا رو اصلا دادم دستش دیده. که حالا بماند با چه رنج و زحمتی باز الگوی رفتاری جدید پیش روی او گذاشتیم و سالیان طول کشید که عادی و معمولی بشه. بازم خوب شد کرونا اومد، نخواست حضوری بره مدرسه که دیگه حتما کار ما صد چندان سخت می‌شد! الان الحمدالله همه چیز آرومه. و طوفانی که به پا خواسته بود نشست، ولی چون خودم این تجربه را از سر گذرانده ام، و نظر شماره ی 35014 را خواندم، خواستم منم در پی آن نظر مطلبی بیفزایم. قبل‌ترها، مطلبی خواندم که این تعلیم و تعلم است که فرهنگ جامعه را رشد می دهد و انسانها را به سوی کمال رهنمون می سازد. این تعلیم و تعلم است که آدمیان را از اخلاق ناپسند دور می کند و به سوی اخلاق پسندیده فرا می خواند . این تعلیم و تعلم است که عمل مردم را پاک و خالص می گرداند و انسان از شرک و ریا دور می سازد. استاد، والا بخدا ما دستمان حرفمان به مسولان نمی‌رسد. همین شبکه ی شاد که درسی است. بهترین موقعیت است کارتونهای با محتوای خوب برای بچه ها تولید و پخش کنند. یا حداقل معرفی کنند. که البته گروه سنی هر کارتونی، مشخص شده باشد و با نظارت پدر و مادر دانلود شود. می‌گویند برای کارتون گروه سنی نمی‌شود مشخص کرد. مگر بدست آوردن خیلی از علوم چیزی جز نظریه و امتحان نیست؟ پس بنده هم نظرم رو طبق تجربه ای که در زندگیم داشتم که در بالا عرض شد، میگم. شاید مثمر ثمر واقع شود. بنظر بنده. می‌توان کارتون‌ها را اینطور طبقه بندی کرد. کارتون زیر هفت سال. کارتون مخصوص سن بالای هفت سال. کارتونهای زیر سن هفت سال اصلا و ابدا نباید حرف و دیالوگ و رفتار بدی داشته باشند. چون در  سنین زیر هفت سال، کودک تمرکز و فهم به کل موضوع کارتون را ندارد. و فقط تقلید است. همان چند تا دیالوگ بد یا رفتار بد را که در لحظه مشاهده کرده است را حفظ، و درونی سازی، می‌کند و شخصیتش می‌شود، چون او تجزیه و تحلیل نمی‌کند و اساسا قدرتش و منطق آن را ندارد. عرض کردم که فقط تقلید محض است! پس باید مطلقا فقط بهترین و مثبت ترین دیالوگها در کارتون این سنین،  بکار برده شود. تا کودک دیگه هر دیالوگی را گرفت و تکرار کرد مشکلی بوجود نیاید. مثل کارتون قصه های ریرا که صد قسمت، یا شب بخیر بچه ها از خاله رعنا که سیصد قسمت ساخته شده. که قدم مثبت و شروع خوبیست و تولیدات داخلی است. خیلی ها شنیدم میگن بچه هامون، کارتون هیجانی میخان، ولی باید گفت: عزیز دل این هیجان خواهی کاذب رو تو خودت داری در وجود کودکت نهادینه می‌کنی!! اون طفل معصوم، وقتی کلا ندیده همچین کارتونهای هیجانی اصلا هست، از کجا بدونه هست که اصلا بخاد؟! شمای مادر دانلود می‌کنی خب نکن. توجه داشته باشیم کودکی که مهارگسیخته پای گفتار تلویزیون وهر کارتونیست، آن گفتار، افکار او می‌شوند وآن افکار درونی شده و شخصیت و رفتار او می‌شوند. البته بهتره بگیم اختلال شخصیت او می‌شوند تا شخصیتش!!!  پس آیا ارزشش را دارد که بی توجه و بی خیال بود؟ واقعا چرا نباید مهم باشد، که هر کارتونی لیبل سن داشته باشد؟ این درد است... و اما، کارتونهای مناسب سن هفت سال به بالا. در این سن به بعد، چون کم کم کودک خواه ناخواه، وارد گروه همسالان و مدرسه ی خود هم می‌شود، و با بچه های بد رفتار در مدرسه و محیط های اجتماعی هم  مواجه می‌شود پس، نیاز به الگو های کلامی و رفتاری بیشتری دارد. و چه عالی که اکنون در کودک  منطق و استدلال و الگوهای رفتاری بیشتری، را نهادینه کرد. پس از هفت سال به بعد، وقت دیدن کارتون‌هاییست که یک یا چند شخصیت منفی هم، دارد. تا کودک عکس العمل درست در مقابل آن شخصیت‌های منفی را ببیند، بفهمد و الگو برداری کند. البته اینکار نیاز به همراهی و همکاری والدین دارد که سر بزنگاه به کودک تفهیم کنند که ببین قهرمان داستان با مواجهه با رفتار بد، چطور رفتار کرد. پس باید همپای کودک بزرگ شد... و خود نیز همواره مثل یک معلم کنار کودک باشیم.. . واینجاست که نقش مادری باید بسیار پر رنگ اجرا شود. و مادران متوجه نقش و اهمیت نقش خود در این صحنه ی گیتی باشند. که این است که مهمترین کار آنهاست. یعنی تعلیم و تربیت... که اگر حوصله ی این کار را ندارند، با عرض معذرت پس، لطفا لطفا از مادری استعفا بدهند!... اغلب کارتون‌های تولید شده به تازگی، فرهنگ و اخلاق را وارونه نشان داده اند وروی مسائل جنسی فوکوس کرده اند و یا فضای کلی القا شده به کودک، از او، کودکی قانون گریز تربیت می‌کند. در اغلب دیالوگها به گوش می‌خورد ما قانون نمی‌ خواهیم. یا ما قانون خودمونو داریم. ویا بسیار تخیلی ست که با پرورش وهم و خیال و افسانه، کودک را از واقعیات دنیا جدا می‌کند. البته انیمیشن‌های خوبی هم به تازگی ساخته شده. که برای سن بالای ۷ سال. بسیار عالیست. بنظرم پینوکیو البته محصول ۲۰۲۲  آن است. این انیمیشن، حاوی پند اخلاقی مهمیست، شخصیت اصلی که پینوکیوست با رها کردن وجدانش و خانواده. و همراهی با روباه و گرگی مکار، و دوستان بدون خانواده ی دیگر، و رفتن به شهر لذت و شادی، آخر داستان تبدیل به حیوان و چون خر می‌شوند. این انیمیشن بسیار واقع بینانه و جذاب ساخته شده است. من که به شخصه اگر مدیر آموزش پرورشی چیزی می‌شدم، زیاده روی نیست اگر یکی دو زنگ در روز اختصاص می‌دادم به بچه های پیش دبستان و دبستان که در کلاس درسی فقط کارتون خوب، مناسب سن خود، ببینند.به جای این‌همه تنبیه و کتک و مواخذه! در مورد رفتار بدشان، اونم تو اون سن، که باز با تنبیه بد از بدتر میشه. یا بزرگتر که شدند، ساخت این همه ندامتگاه برای جوانان و برای پیری آنها ساخت آسایشگاه روانی!! (خواهشا سرچ کنید آسایشگاه روانی، و در چهره بیماران در عکسها، نگاه کنید، آیا چیزی جز شناخت و فکر و بینش آنهاست که آنها را به این حال و روز انداخته است؟). شناخت و بینشی که در کودکی آنها پی ریزی شده است؟ و چه روشی راحت تر از دیدن کارتون، برای گرفتن الگوی کلامی رفتاری درست، در کودکی برای آموزش می‌بود؟ پس اگر کسی بخواهد خدمتی به نسل آینده بکند باید در این زمینه هزینه کند که بنظرم مهمترین کار است. حتی اگر یک کودک کمی شناختش درست شکل بگیرد، ارزشمند است، چون تمام نسل بعد از او شناختشان صحیح پیش می‌رود و درست شکل می‌گیرد. چون بالاخره آن کودک، پدر یا مادر نسل بعد می‌شود و حامل این شناخت صحیح است دیگر! پس آتش به اختیار کار فرهنگی باشیم در این زمینه. ببخشید پرحرفی کردم. گفتم شاید در مباحث تربیت کودک جای بگیرد. و تجربه ام به درد مادری بخورد. و تشکر از صبوری و همراهی شما. که این فرصت رو در اختیار ما قرار دادین که نظری بدیم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات خوبی را متذکر شده‌اید بخصوص آن نکته‌ای که در مورد تقلید صرفِ کودکان کمتر از ۷ سال را به میان آورده‌اید. نکاتی که برای مادران و مسئولان تربیتی خوب است به آن توجه نمایند و به همین جهت بهترین جواب در رابطه با نکاتی که فرموده‌اید را این می‌دانم که کاربران محترم دعوت شوند به مطالعه مطالبی که فرموده‌اید. موفق باشید   

34951

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و وقت به خیر: حال که دارم می‌نویسم تکلیفم با دلم معلوم نیست، لحظه ای عاشق است و از غم عشق می‌سوزد و می‌نالد، لحظه ای دیگر انگار که فارغ از عالم و آدم است. انگار من و دلم دو آدم متفاوت هستیم که هر یک در دنیای خودمان سیر می‌کنیم و این اذیت کننده است. معلوم نیست از این دنیا چه می‌خواهم. یک روز انگار باری روی دوشم نهاده اند و مسئولیت تاریخی ای دارم که باید بدوم و برای ظهور آماده بشوم و انقدر این مسئله برایم جدی و دور از شعار و ادعا می‌شود که شب هم نمی‌خوابم غذا هم نمی‌خورم تا قدمی در این راه بردارم چند روز که می‌گذرد انگار یک ادم دیگر می‌شوم و اصلا دلم نمی‌خواهد نماز هم بخوانم و از مطالب مذهبی می‌گریزم و دوست دارم زندگی را از افق دید گنهکاران ببینم در این حالت افسردگی و خستگی و خواب روز و شب و عذاب وجدان و...به سراغم می آید و انگار که حس کنم خدا در این حالت از من روی برگردانده من هم دیگر نمی‌توانم کار نیکی انجام دهم و از خودم بدم می آید... این حالت بلاتکلیفی که آخر من در سپاه شیطانم یا در خیل سربازان خدا را چه کنم استاد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که همین امروز در جواب سؤالات شماره 34944 و 34947 و 34948 عرض شد، این مشکل شما نیست، این پیش‌آمدِ مبارکی است که امثال جنابعالی با وسعت بیشتری در دینداری خود حاضر شوید. این تنها مشکل جنابعالی نیست. این قصه روح بشر جدید است که برای هرکس به نوعی ظهور می‌کند و در این رابطه بنده در سال اخیر بیشتر از قبل با رفقایی که در این نحوه از حضوروارد شده‌اند، روبرو شده‌ام. نه! قصه، قصه دیگری است و آن این‌که بنا است در جهانی بسی گشوده‌تر با هستی خود روبرو شویم، وگرنه در دل حرکات مذهبی و فعالیت‌های دینی به بودنی که وسعت ما را با انسانیت انسان‌ها یگانه کند، نمی‌رسیم. موفق باشید

34504

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد: نظرتان را راجع به متن زیر می خواستم بدانم. لطفا به امثال شهید آرمان علی وردی و... ارجاع ندهید، همه ملتفت به گذار از این وضعیت واقف هستیم و می دانیم اینها در مسیر انقلاب پیش می آید بحث توصیف است شما که بیشتر در جریان هستید آیا همچین یاسی در بین جوانان نمی‌بینید؟ ما که سخت از دست انقلابی ها خسته شدیم، از وضع بد اقتصادی اینقدر خسته نیستم که از دست این دزدان قانونی و شرعی، آیا برخوردی که با جریان عدالت خواه شد را ندیدید؟ آیا برخوردی که با جمهوریت و حتی کسانی که عمری در مسیر انقلاب زحمت کشیدند؟ دغدغه من مایوس شدن است که به نظرم این متن خوب متذکر شده و الان اون شور رو بین دوستان که همگی جوان هستیم نمی بینم. افراد مذهبی و عاشق انقلاب اما اصلا دیگه حتی بحث سیاسی و....هم در کار نیست همه چیز را رها کردند و دنبال یه زندگی ساده ساختن رفتیم و اصلا انگار نه انگار امثال آقای قنبری و... هم هیچ کاری نمی توانند پیش ببرند جز چهار تا سخنرانی برای چند جوان هم سن من که وقتی از مجلس بلند می شویم هیچ امیدی برای به دست ما حل شدن امور وجود ندارد مگر امثال ایشان و.... توانستند کاری کنند که ما بتوانیم؟ اصلا مگر کسی می گذارد؟ البته اکثرا از این مسائل دوستان حتی انقلابی من گذشته اند و فقط می گویند ان شاءالله درست می شود و گویی همه می دانند کار دست غیر است ربطی به ما ندارد و ما برویم یک زندگی خودمان را بسازیم. امروز در حوزه نوجوانی را دیدم آمده بود و معلوم بود تازه طلبه است دوست داشتم بپرسم چرا امدی؟ مگر نمی‌بینی بزرگتر ها هم خسته شده و به یک میز در اینجا بسنده کردند تا گذران زندگی باشد و دعا حواله انقلاب می کنند. آمدی که چی؟ چهار تا حرف از سخنرانی آقایانی مثل پناهیان و ازغدی و.... گوش دادی فکر کردی خبری است؟ خود آنها هم ول معطل هستند چه برسد به نسل بعد. این چینی دیگر بند نمی خورد! در طول سالیان گذشته آنچه همواره عامل تولید قدرت برای حاکمیت جمهوری اسلامی بود. انرژی برخاسته از همراهی حداکثری توده و البته کنشگری حلقه های میانی اثرگذار بر توده بود. (مصطلح به جوان مومن انقلابی) آنچه امروز عامل از دست رفتن قطعی قدرت جمهوری اسلامیست اولا فقدان همراهی توده هاست. ملت با فهم دوگانگی ها اساسا دیگر زیست تحمیلی «ضدزندگی» موجود را با گزاره های ایدئولوژیک و دینی تحمل نمی کنند و نمی پذیرند. اتفاقی که در دهه های گذشته حسب عدم دسترسی به رسانه های آزاد و بی اطلاعی از درون ساختار(دعواهای خودتان را به میان مردم نبرید) و البته تحفظ بیشتر مسئولان در همراهی نسبی با ملت عامل همراهی توده ملت با ساختار بود. اما نکته مهمتر فهم وضعیت کلی حاکم بر اتمسفر حلقه های میانیست. همان جمعیتی که نقطه اتصال جمهوری اسلامی به آحاد ملت بود. من اگر بخواهم وضعیت روانی کلی حاکم بر حلقه های میانی را بربشمرم، مهمترین آنها «سرخوردگیست»! سرخوردگی ایدئولوژیک: این جوانها پس از فهم واقعیتهای عریان سیاسی و اعتقادی موجود دچار نوعی کولپس می شوند. فروپاشی که پیامدش سرخوردگی ست. محال است باب گفتگو را با یکی از دوستان حزب اللهی خود باز کنید و این سرخوردگی در سطوح عمیق را مشاهده نکنید. سرخوردگی که بعضا کار را به استعفا و ترک کار هم کشانده است. سرخوردگی اقتصادی: این جوانان هنگامی که با بخش واقعیتهای عریان اقتصادی آقایان مواجه می شوند دوباره به حجم سرخوردگی های قبلی آنها افزوده می شود. حق هم دارند عمده آقایان در راس از نظر اقتصادی وضعیت بسیار مطلوبی دارند و لااقل مثل عمده جوانان حاضر در حلقه میانی اسیر امور یومیه نمی باشند. در یک هم افزایی ناخودآگاه بین ساختار و جوانان حاضر در حلقه های میانی، جوانان با کوچ داده شدن بسمت ایجاد موسسه و تشکل و اندیشکده گامی بزرگ بسمت رفع حوائج اقتصادی برداشتند. البته این سفره نیز گستردگی آنچنانی ندارد. فلذا باز سر خیل کثیر جوانان حاضر در خلقه های میانی بی کلاه می ماند! بماند که اوضاع دهشتناک اقتصادی که طرح های استراتژیکی همچون جوانی جمعیت را هم از بودجه بی بهره نموده است، اجازه تخصیص بودجه به همان اندک جوانان حاضر در موسسات و اندیشکده ها و تشکلها را هم نمی دهد. و آنهم چند سالیست سرشان بی کلاه مانده است. حال اتفاقی که این بار حادث شده است و بنده و دیگر دوستانی را به این باور قطعی رسانده است که این چینی جمهوری اسلامی دیگر بند نمی خورد، عریان شدن انگیزه های اقتصادی خود حلقه های میانیست! این بچه ها بصورت خیلی واضح و در یک رقابت سخت و حتی خشن در اشلهای ملی و استانی با یکدیگر، دربه در بدنبال پول و بودجه هستند. حالا اینکه دلایل این تنازع خشن چیست چند موردی را می توان برشمرد: ۱.بی اعتمادی به وضعیت کلی پیش روی جمهوری اسلامی و ضرورت بستن بار خویش ۲. بی اعتمادی به وضعیت کلی پیش روی دولت مطبوع و عدم اطمینان از ۸ ساله شدن آن ناظر به کیفیت فاجعه بار عملکرد ۳. اجبار و تنگنای بی امان اقتصادی عمومی که بالتبع دامان این قشر را نیز گرفته است. (حلقه های میانی عمدتا بر خلاف حاضرین در قله هرم خیلی وضعیت اقتصادی مطلوبی ندارند) ۴. انتقامجویی اقتصادی بجهت فروکش نمودن حس سرخوردگی از بابت همه تلاشهایی که در طول سالیان گذشته با انگیزه های خاص) شهدا و انقلاب و امام حسین و...) انجام دادند اما به ناگاه واقعیتهای سیاسی و اقتصادی عریان هیئت حاکمه همه آنها را ویران کرد! علی ای حال بزرگترین اشتباه ساختار این است که فکر می کند این چینی را می شود با قدرت سرنیزه و تفنگ بند زد! نه آقاجان اولا این چینی تاکنون خیلی بند خورده است. ثانیا ملات اصلی بند زدن در طول سالهای گذشته با همه آن ناکارآمدی ها نه تفنگ که مردم و همین انگیزه های غیرمادی حلقه های میانی بود که دیگر نیست. این چینی دیگر بند نمی خورد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که بنا به گفته رهبر معظم انقلاب به هر دلیلی شرایط‌مان مطلوب نیست؛ حرفی نیست. بحث در آن است که آینده خود و ملت و انقلاب را در مواجهه با جهان مدرن چگونه باید تحلیل کرد؟ و چه آینده‌ای را باید مدّ نظر آورد؟ به نظر بنده نباید از این سخن رهبر معظم انقلاب که اخیراً با کارآفرینان و دانش‌بنیان‌ها فرمودند، ساده گذشت که می‌فرمایند: «آنچه بنده در ذهن خودم، در مقابل چشمِ ذهنی و عقلی خودم از آینده‌ی کشور و از آینده‌ی ملّت و از پیشرفت دانش این کشور مشاهده می‌کنم، خیلی بیشتر از آن چیزی است که در این حدسیّاتِ متعارف اظهار می‌شود یا فکر می‌شود و واقعاً خیلی بیش از این حرفها است. ۱۴۰۱/۱۱/۱۰

اتفاقاً روز گذشته در إزای همین نوع نکات و سؤالاتی که فرمودید، عرایضی در مدرسه علمیه «صاحب‌الزمان» شد که متن آن عرایض و لینک صوت آن تقدیم می‌شود امید است که نسبت به آینده تاریخی خودمان، ما را به تفکر ببرد. موفق باشید

‌ راز امیدواری به آینده در تاریخ انقلاب اسلامی

باسمه تعالی

لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ ۙ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ ۙ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئًا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ

نظر به امکانات زمانه

۱. حضور در آینده با درک زمانه و روشن‌کردن راهی که در پیش است، فراهم می‌شود و غفلت از حضوری که در پیش است، همان بی‌خردی و جهل و نشناختن زمانه است که در روایات از قول حضرت صادق «علیه‌السلام» داریم: «عَلَى‏ الْعَاقِلِ‏ أَنْ يَكُونَ بَصِيراً بِزَمَانِهِ مُقْبِلًا عَلَى شَأْنِه حَافِظاً لِلِسَانِه»[1] لازم است بر عاقل كه نسبت به زمانه خود بصیر باشد و با پیش‌آمدها مطابق شأن و بصیرتی که دارد برخورد کند و حافظ زبان خود باشد تا مطابق زمانه‌اش سخن بگوید.

آیا جز این است که اهل نظر باید به امکان‌های زمانه بیندیشند و در طلب چشم‌انداز آینده باشند؟ زیرا بدون آن چشم‌انداز، آینده معنا ندارد و گرفتار تکرار زمانه می‌شویم. به نظر می‌آید آینده انقلاب اسلامی، آینده‌ای است که در آن انسان‌ها معنای دیگری به خود می‌گیرند، ماورای انسانِ گرفتار پوچی‌ها.

۲. نقش شهدا در آینده ما

در بستر حضور تاریخ توحیدی و آینده‌ای که گشوده می‌شود خوب است به آیات 169 تا 171 سوره آل‌عمران نظر کنیم که می‌فرماید: «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ & فَرِحينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ & يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ وَ أَنَّ اللَّهَ لا يُضيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنينَ».

اولاً: می‌فرماید آن‌هایی که در راه خدا به قتل رسیده و به شهادت نایل شده‌اند دارای حیات خاصی هستند ماورای حیات دنیاییِ اهل دنیا و یا حیات برزخیِ مردگان. بلکه حیاتی که در نزد پروردگارشان هستند و از رزق خاصی بهره‌مند می‌گردند که بنده این حیات را سومین حیات می‌نامم با بهره‌مندی‌های خاصی که آن‌ها را راضی و شادمان کرده. ثانیاً: می‌فرماید آن شهیدان متوجه همراهان خود و آینده راهی که در آن تاریخ گشوده شده هستند و به همراهان خود که به آن‌ها ملحق نشده‌اند بشارت می‌دهند که نه نگران و محزونِ کوتاهی‌های گذشته باشند و نه نگران موانعی که در مقابل این راه هست و معنای حضور در آینده در دل این بشارت که شهدا به همراهان خود می‌دهند روشن می‌شود. ثالثاً: در آیه بعد بشارت را به اوج خود می‌رساند و از «نعمت الهی» به طور مطلق سخن می‌گوید که به تعبیر علامه طباطبایی «رحمت‌الله‌علیه» این ولایت است که مطلق نعمت می‌باشد، حاکی از آن‌که در بستر حضور در تاریخ توحیدی که انسان‌ها برای تحقق آن از فداکردن جان خود إبایی ندارند کار تا آن‌جا جلو می‌رود که آن جامعه و آن مردم ذیل ولایت الهی قرار می‌گیرند که حاصلش «يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّور» است تا از هرگونه ضعف‌های فردی و اجتماعی رهایی یابند و به نتایجی می‌رسند مافوق تصور. به همین جهت فرمود شهدا علاوه بر این‌که بشارت به نعمت الهی دادند و «فضلٍ» به امری افزون بر آن نیز بشارت دادند. رابعاً: در آخر آیه فرمود: خداوند اجر مؤمنین را ضایع نمی‌کند و صراحتاً خبر از آینده‌ای بس متعالی داد که حتمی‌الوقوع است زیرا بحث در اجر شهدایی بود که در بستر حضور در تاریخی که بنا است توحید الهی و ولایت ربّانی را حاکم کند، در مقابل استکبار ایستادگی کردند و اجر آن‌ها چیزی نخواهد بود مگر افول سیطره تاریخ استکباری و به میان‌آمدن تاریخ توحیدی و ولایت الهی.

در این مورد خوب است به سخنان حصرت امام خمینی «رضوان الله تعالی» نظر کنید که می فرمایند:

« ما برای درک کامل ارزش و راه شهیدانمان فاصله طولانی را باید بپیماییم و در گذر زمان و تاریخ انقلاب و آیندگان آن را جستجو نماییم. مسلّم خون شهیدان، انقلاب و اسلام را بیمه کرده است. خون شهیدان برای ابد درس مقاومت به جهانیان داده است. و خدا می‌داند که راه و رسم شهادت کور شدنی نیست؛ و این ملتها و آیندگان هستند که به راه شهیدان اقتدا خواهند نمود. و همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت‌. مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود. خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند! خوشا به حال آنان که در این قافله نور جان و سر باختند! خوشا به حال آنهایی که این گوهرها را در دامن خود پروراندند! خداوندا، این دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روی مشتاقان باز، و ما را هم از وصول به آن محروم مکن. خداوندا، کشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه‌اند و نیازمند به مشعل شهادت؛ تو خود این چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش.»

۳. حضور در آینده‌ای قدسی

در موضوع اندیشیدن نسبت به آینده، لازم است به نظری توجه داشت که بشر جدید به خویشتن خویش دارد و در همین راستا می‌تواند خود را در بستری از سنت‌های اصیل عالم احساس کند، در این صورت در عین جوابگویی به یقینی که در درون خود به دنبال آن است، سعی دارد به نوعی از توهّم‌زدگی که عموماً فرهنگ مدرنیته گرفتار آن است، دچار نشود. آری! برای حضور در آینده‌ای قدسی باید حضور در سنت‌های الهی دائماً مدّ نظر باشد، تا در همه صحنه‌ها بر خلاف فضاسازی شبکه جهانی که فریب‌کارانه ما را در توهّمات متوقف می‌کنند، در واقعی‌ترین واقعیات به‌سر بریم. واقعی‌ترین واقعیات در این زمانه، تاریخی است که با انقلاب اسلامی شروع شده تا انسان‌هایی همچون حاج قاسم سلیمانی در آن متولد شوند و تولد چنین انسان هایی همچنان ادامه یابد. این است راز امیدواری به آینده در تاریخ انقلاب اسلامی.  

۴. حضوری در راستای گستردگی انسان جدید

در نظر به «آینده» در عین حضور در سنت‌های الهی، با آینده‌ای روبه‌رو خواهیم بود که مفهومی و ذهنی نیست، بلکه حضوری است در راستای گستردگی انسان و انسان در دل این نوع حضور با امر بسیار مهمِ «جاودانگی» در عین حضورِ تاریخی خود روبه‌رو می‌شود، امری که متأسفانه عموماً مورد غفلت قرار می‌گیرد که چگونه انسان می‌تواند در آیندهِ وجود خود حاضر باشد و جاودانگی خود را احساس کند. عظمت حضورِ تاریخی در انقلاب اسلامی را باید در چنین نگاهی دنبال کرد و این‌که انسان جاودانگی خود را در آن حضور و در سنت‌های الهی احساس می‌کند و می‌یابد که این تاریخ همراه ما است و از این جهت می‌توان گفت یکی از شاخصه‌های حاج قاسم در فهم تاریخی که با انقلاب اسلامی پیش آمده، آن است که متوجه می‌شود دیگر این تاریخ، تاریخی است که همراه ما می باشد و همه فعالیت‌های آن شهید بزرگوار را می‌توان در این راستا تحلیل کرد، هرچند می‌داند ایران در واقع دو کشور است؛ کشورِ زیباکلام‌ها و کشور آقای رئیسی‌ها. و هنر او مانند رهبر انقلاب آن است که اتفاقاً در همین کشور، به جهت ظرفیت‌هایی که انقلاب دارد، با صبر راهبردی به اهداف اصیل انقلاب فکر کند. با توجه به هوشیاری نسبت به ظرفیت‌های تاریخی انقلاب اسلامی و با رعایت چنان صبری، نه جریان استکبارِ دیروز توانست در سوریه پیروز شود و نه کودتای هفتاد روزه «زن، زندگی، آزادی» توانست در ایران چیزی به دست آورد.

۵. تنها بیش از دو تاریخ در مقابل‌مان نیست

با نظر به شخصیت حاج قاسم سلیمانی و برخوردی که آمریکا با او انجام داد، ما باید متوجه باشیم تنها بیش از دو تاریخ در مقابل‌مان نیست و با توجه به این‌که انسان موجودی است تاریخی و «تفکر» نیز امر تاریخی می‌باشد؛ خود را در کلیّت یکی از این دو تاریخ می‌توانیم معنا کنیم و این‌جا است که با حضور در تاریخی غیر از تاریخی که حاج قاسم به آن تعلّق دارد، باید مریم رجوی را به عنوان رئیس جمهور بپذیریم، به عنوان حضور در تاریخی که مقابل جمهوری اسلامی است. از این جهت است که ابتدا و به صورت کلی باید در نزد خود مشخص کنیم به کدام تاریخ در این زمانه تعلّق داریم، وگرنه با اکنون‌زدگی و بی‌تاریخی، آن‌چنان دچار پوچی و سرخوردگی می‌شویم که نمی‌توانیم «خود» را ادامه دهیم و مانند آقای محمد مرادی به دنبال بهانه‌ای هستیم تا خودکشی کنیم حتی اگر بهانه ما دفاع از شعار «زن، زندگی، آزادی» باشد. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

https://eitaa.com/matalebevijeh/12824

 

[1] - إرشاد القلوب إلى الصواب، ج 1، ص 140

34432

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام سوال: چه دلیلی دارد که معصومین در دعا ها به گناهان شخص خودش اعتراف می کنند؟ دقیقا لفظ «لی» می آورد یعنی گناه من. نمونه اش دعای عرفه، دعای ابوحمزه و.... از چند منظر پاسخ شنیده ام قانع نشده ام. متشکرم

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هر اندازه نسبت انسان با خدا نزدیک و نزدیک‌تر شود متوجه شأن حضرت پروردگار می‌گردد که نسبت به آن شأن، حقِ ربوبیت او با عبودیتِ ما رعایت نشده است. در آن حدّ که حضرت رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» عرضه می‌دارند: «مَا عَرَفْنَاكَ حَقَّ مَعْرِفَتِكَ وَ مَا عَبَدْنَاكَ حَقَّ عِبَادَتِكَ» ما تو را چنان كه حق معرفتت مى‌باشد نشناختيم، و ما تو را آن گونه كه حق عبادت تو است پرستش نكرديم. وامام صادق «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «وُجُودُکَ ذَنبٌ لا یُقاسُ بِهِ ذَنب» (الوافی، ج 1، ص 103.) وجود تو گناهی است که هیچ گناهی با آن مقایسه نمی‌شود. در این رابطه حتی نظر به وجود خود را در محضر حق گناه احساس می‌کنند. موفق باشید

34224
متن پرسش

سلام استاد طاهرزاده: با آنکه بعضی از دوستان دغدغه مند به شما ایراد می‌گیرند که حمایت شما از انقلاب مبنای عقلی دارد یا خیر یا در بعضی از موارد متهم می‌کنند بدون دلیل از نظام حمایت می‌کنید، بنده یک (ادعا) جمله عرض می‌کنم و آن همان جمله معروف امام بزرگوارست که فرمودند: اگر من از از انقلاب برگردم مردم برنمی گردند. بنده قلبأ و عقلأ به این حقیقت رسیده ام که اگر (روزی به فرض هزاران محال) حضرت آقای خامنه ای از نظام برگردند بنده بر نمی‌گردم. چرا؟ چون با مطالعات و همچنین تحقیقات زیاد به این نتیجه رسیده ام در طول تاریخ هیچ نظام حکومتی به مانند انقلاب اسلامی و این نظام، بر اساس حکمت و مردم دوستی، خیر خواهی و وجدان انسانیت نبوده است و این نظام حکومتی طلب تاریخی بشر بوده است ـ اری طلب تاریخی ـ . گرچه در آغاز راهیم ولی فقط این مسیر ما را به مقصد و آرمان نهاییِ تمام انسانها می رساند. امید وارم به حقیقت انقلاب اسلامی برسیم. به دوستان دغدغه مند عرض می‌کنم که: انقلاب شناسی دانستنی نیست انقلاب اسلامی فهمیدنی و دیدنیست، خودش بصیرت است خودش عالم غیب است، خودش امام زمان ـ عج الله است که کم کم دارد ظهور می‌کند و کمکم رخ نشان می‌دهد. باید فقط به تماشا بنشینیم البته به روش پدیدار شناسانه (نفی تعصبات خود تا حقیقت انقلاب اسلامی ظهور کند). خیلی از ما، افراد با سواد، متأسفانه گرفتار زنجیر و زندان اطلاعات خود هستیم باید بدانیم که چیزهایی را نمی‌دانیم و آن عالم حقیقی انقلاب اسلامیست. کلام آخر و خلاصه، انقلابی بمانیم تا در جاودانگی خود ـ الان ــ حاضر شویم نه بعدأ ـ ان‌شاء الله و السلام علیکم جمیعأ و رحمة الله و برکاته

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر حقّانیت انقلاب را به عنوان نور حضرت حق، جهت احیای بشر آخرالزمانی نمی‌بینند، لااقل هویت باطل و فاسد دشمنان انقلاب را بنگرند و متوجه باشند مسلّماً خداوند به حکم «والله لا یهدی القوم الفاسقین» کار آن‌ها را به نتیجه نمی‌رساند و این ملاک بسیار خوبی است که نسبت به ادامه انقلاب و رفع مشکلات با حفظ انقلاب فکر بشود. موفق باشید

34138

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد عزیز: استاد من در جلسات شنبه و دوشنبه شرکت می‌کنم. برای اینکه بتوانم نمازی با حضور قلب داشته باشم چه بکنم؟ خیلی ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال به ما فرموده‌اند: «آن‌قَدَر ای دل که توانی بکوش / گرچه بهشت‌اش نه به کوشش دهد». باید امیدوارِ رحمت الهی بود. «هم‌چو چَه کَن خاک می‌کن گر کسی / زین تن خاکی که در آبی رسی». موفق باشید

34105

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد بزرگوار: در پاسخ سوالات پیشین فرمودید که شر جنبه عدمی دارد. حال سوال این جاست که در سوره های مبارکه ناس و فلق انسان از شر پناه به حضرت رب می آورد، پس احتمالا شر منشأ اثر است و در اینجا نمی‌تواند عدمی باشد پس معنای این شر چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: لازم نمی آید. زیرا از وهم و واهمه به خداوند که عین حقیقت است، پناه می‌بریم. موفق باشید

34083

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد خدا قوت: راسیاتش من برای بحث مطالعاتم برنامه ای که ریختم به این صورت بود که قسمتی از مطالعه ام برای قرآن و المیزان، قسمتی برای بحث های شما و قسمتی برای بحث های شهید آوینی و دکتر داوری. الان هم دارم این سیر رو میرم جلو ولی یکسری از اطرافیانم میگن که اینطوری ذهنت ثبات پیدا نمیکنه و متحیر میشی و اینا. میگن بحث های آقای داوری و اینا تحیر میاره. ولی من با همین سیری که گفتم حال می‌کنم و با بقیه چیزایی که میگم یا متفکرای دیگه اصلا نمیتونم ارتباط برقرار کنم. اطرافیانم میگن بیا برو طرح‌ولایت ولی دوست ندارم. حالا می‌خواستم ببینم نظر شما چیه؟ و درباره اون نکاتی هم که توی کتاب ادب خیال عقل و قبل گفتین درباره مطالعه یه سوالی داشتم که الان مثلا من با این سیر که گفتم شروع کنم و برم جلو و بعد برم سراغ مباحث امام خمینی (ره) و امام خامنه ای خوبه یا همین الان بجای این سیر اونارو کار کنم؟ بازم ببخشید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر ذوق شما فعلاً با ارتباط نسبت به اموری است که می‌فرمایید آن امور شما را فعلاً اقناع می‌کند؛ بهتر است همین حالات را با دنبال‌کردن همان مطالب حفظ کنید. إن‌شاءالله این مسیر کار را به سوی انس با مباحث حضرت امام و امام خامنه‌ای به نحو عمیق‌تری می‌برد. موفق باشید

33619

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: در بحث حرکت جوهری، که ماده عین حرکت است، آیا می توانیم بگوییم که حرکت جوهری آغازی ندارد؟ چون عین حرکت است نه اینکه چیزی باشد که حرکت می‌کند؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آریً ماده از نظر حرکت، آغازی ندارد ولی وجودی است که عین حرکت است بنابراین از نظر وجود، آغاز برایش مطرح است نسبت به عدم. موفق باشید

33583

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

برنامه ۱۰ مهر ۱۴۰۱ را در تلوبیون ببینید http://www.telewebion.com/episode/0x299c717 سلام استاد این برنامه از دکتر شاه‌حسینی راجع به اغتشاشات اخیر خیلی جامع بود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امکان دسترسی به تلوبیون برایمان نیست. آیا صوت آن جلسه را در جای دیگر سراغ دارید که استفاده کنیم؟ موفق باشید

33335

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد محترم: بنده یه رذیله بدبینی دارم که وراثتی از سمت پدر و مادر به ارث برده ام. چند سال پیش تست روانشناسی دادم پارانویید مثبت بودم و در خانواده هم افراد دیگری بودند که درتست مثبت بودند. حتی این موضوع به نوه های خانواده هم سرایت پیدا کرده  ۲ الی ۳ سالی با این رذیله مبارزه کردم، زیر نظر استاد اخلاق که مدام بدبینی مرا به من تذکر می داد و اینکه علت ناسازگاری ام با آدم ها بدبینی من هست واقعا نمی دانم چگونه با این رذیله مبارزه کنم، توسل؟ قبلا شما در فرمایشتان فرمودید که باید، نسبت ها را با حضرت حق در نظر بگیرید و در کتاب ادب خیال هم فرمودید اثر استقلالی قائل نشوید تا خیال سوء نیاید ولی چه کنم می آید که می آید. کاملا برگشته هست. چون این رذیله آسیب زیادی به افراد می زند و آرامش را از افراد سلب می کند، ای کاش درمان می شد. چند سال پیش روانشناس بهم گفت اگر ادامه دهی به مصرف قرص هم کشیده می شوی. دعا کنید برای ما که از پس این رذیله هم بر بیاییم. مبارزه اش واقعا سخت است. فکر می کنم باید ربوبیت الهی برایم شهودی شود تا نجات کامل از این جریان پیدا کنم با عقیده و استدلال ربوبی کار درست نمی شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که حضرت حق می‌فرمایند: «خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعيفاً» خداوند انسان را در ابتدای امر هرکس که باشد به نحوی ضعیف و با انواع ضعف‌ها خلق کرده و بحث در این‌جا است که ضعیف‌بودن بد نیست، ضعیف‌ماندن بد است. یکی را عجول خلق کرده و دیگری را ترسو و سومی را بی‌باک و چهارمی را بدبین، و بنا است هر کدام از این افراد در زندگی خود به نور الهی از این ضعف‌ها عبور کنند تا هرکدام معنای خود را در تولد جدیدشان احساس نمایند. موفق باشید

33136

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: تو کتاب کیمیای سعادت توی بخش علاج شهوت، یجایی اش داستانی از عمر هست که عمر میگه: «از رسول (ص) شنیدم : هرکه را آرزویی باشد و بخرد و آنگاه دست بدارد، از برای حق تعالی، خدای تعالی وی را بیامرزد.» و توی ادامه هم مثال های زیادی از افراد بزرگ دیگر میاره که جلوی میل خود را گرفتند (البته تمام مثال ها درباره خوراکی ها بود) خداوند نیازها و میل هایی درما قرار داده برای زنده موندن و راه کارهای صحیح آنها هم گفته، حال پس این گفته پیامبر رو من متوجه نمیشم. میشه لطفا نظرتون رو راجب این گفته پیامبر بگید🙏

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جوابگویی به میل‌ها در حدّ برآورده‌شدنِ نیازهای منطقی، غیر از جوابگویی به هوس‌ها می‌باشد که در واقع جوابگویی به نفس امّاره است که انسان را گرفتار توهّم می‌کند. موفق باشید

33127

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: با عرض ادب و احترام برای کسب ازدیاد محبت امام زمان (عج) و اینکه مورد عنایت و نظر حضرتش واقع شویم، چه توصیه ای دارید؟ و در امورات زندگی و تصمیم گیری ها چه معیار و شاخصی پیدا کنیم که بدانیم این کار و رفتار ما مورد تایید حضرت است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. رعایت دستورات الهی، انسان را هرچه بیشتر به ملکه عصمت نزدیک می‌کند و همین امر موجب نزدیکی به امامی است که سراسر در مقام عصمت هستند. ۲. حضور ذیل نایب الإمام یعنی رهبر معظم انقلاب «حفظه‌الله‌تعالی» و دقت در رهنمودهای ایشان. موفق باشید

32945

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. چطور می‌توان برای زنان اثبات کرد که اگر فرزند آوری نکنند به پوچی می‌رسند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به جواب سؤال شماره 32960 رجوع فرمایید. موفق باشید

31925

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بازخوانی هویت دینی و ملی. محضر طربناک استاد سلام و درود: استاد عزیز، در فقه اسلامی رقص را بر ما حرام کردند، اما ما با خواندن این جملات شما ساعت ها رقصیدیم. خودتان پاسخگوی فقها باشید. آن را برای دوستان به اشتراک می‌گذرام تا ورای ترس از دوزخ ابدی، آنها نیز برقصند و مشعوف گردند. و آن جملات این است: باید از خود سوال کنید که به وجود خدا باور دارید؟ یا حضور خدا را در عالم احساس می‌کنید؟ هر دوی این حالات خوب است. ولی آیا می‌توان به این نکته فکر کرد که خدا اراده کرده است تا در این تاریخ حاضر شود و دست و زبان شما را هم در اختیار بگیرد. اگر بنا باشد خدا جهانی غیر از جهان مدرنیته بسازد، با دست و زبان شما می‌سازد. ما با این جملات ناگاه خود را در آسمان احساس می‌کنیم که در حال چرخیدن به گِردِ خود و همچنان بالارفتن هستیم، به صورت همان چرخیدنی که عارفان در سماع بدان دست می‌زنند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم چه گفته‌ام که منجر به چنین احوالاتی در شما شده است؟ هرچه هست قصه بودنی است که انقلاب اسلامی به ما عطا کرده و در بحث «امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و بودنی به وسعت بودنِ آخرالزمانی» (https://eitaa.com/matalebevijeh/8042) از آن گفتم آنچه گفتم. موفق باشید

39182

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

جالب است در پاسخ ۳۹۱۷۳ می‌فرمایید خواب حجت نیست، مخصوصا خوابی که فقیه و عارف و فیلسوفی چون آیت الله بهجت از آن صحبت کند که سید بن طاووس که صاحب نسخه ایست که آن اضافه را در ادامه ی دعای عرفه دارد و در دیگر نسخه ها نیست به خواب شخصی آمده و گفته آن اضافات انشای خودم بوده، این خواب و این نقل قول را به دیوار می‌کوبید، اما همزمان چون آیت الله جوادی از دیدن آن متنِ اضافه در نسخه ی سید بن طاووس به وجد آمده اند و سند ندارد و در دیگر نسخ هم نیست، این نظر اعتبار دارد پس حتما از معصوم است و مگر می‌تواند از غیر معصوم باشد؟ چون آقای جوادی متحیر شده، آقای جوادی از نظرات برخی اساتید خودشان و برخی نظرات افراد برتر از خودشان در گذشته، حال و آینده نیز متحیر می‌گردند، پس همگی از معصوم است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد این مربوط به خود انسان می‌باشد که چگونه با این نوع متون مواجه شود. آنچه عرض شد برای آن بود که در جریان باشید. موفق باشید

37638

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدا قوت: آیا رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای واژه شهید رو به کار بردن؟ هر چی گشتم چیزی ندیدم حتی سایت آقا هم وقتی خبر دیدارهای آقای رو زده، نوشته شهید رئیسی ولی خود آقا در متن بیاناتشون از واژه شهید استفاده نکردن ظاهرا در پیام بمناسب در گذشت هم فرموده بودن: درگذشت شهادت گونه سوال: آیا آقا درگذشت ایشون رو شهادت می دونن، اگه پاسخ مثبته، چرا در متن بیاناتشون از واژه شهید رئیسی استفاده نمیکنن و همش می‌فرمایند مرحوم رئیسی، و اگه آقا درگذشت ایشون رو شهادت نمیدونن، چرا انقلابی ها، تلویزیون و حتی سایت آقا اصرار دارن از واژه شهید استفاده کنن برای مرحوم رئیسی؟ با تشکر.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این طور تحلیل کرده‌اند که واژه شهید گونه به اعتبار واقعه‌ای است که به آن صورت پیش آمد. ولی از آن جهت واژه شهید را به کار نبردند، زیرا در آن مورد آداب فقهی شهید را باید در کفن و دفن آن اعمال می‌کردند که مربوط به شهیدی است که «المقتول فی معرکۀ الحرب» است که نوع رحلت شهدای خدمت، آن‌گونه نبود، هرچند که به حکم آیه «وَمَنْ يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً ۚ وَمَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ ۗ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا» مقام، مقامِ نهایت اجری است که خداوند خود آن را به عهده گرفته است. موفق باشید

36400

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: بنده مدتیه هر کاری میخوام کنم یه حسی از درون باعث میشه از خود راضی شم و کلی کیف می‌کنم کسی ازم تعریف کنه. بعد فکر می‌کنم حالا چقدر اخلاص وجود داره در این بنده. حتی این رو هم که می نویسم میگم چه آدمِ خوبی که از این حالت ناراحتم و مشخص میشه اخلاص درش هست. مشکلم رو هم با علما در میون بزارم که ذکری بگن. باز حسِ خوبی دارم که من لابد خیلی خوبم که میتونم بیام این مشکلم رو بگم. و اون عالم الان میگه ببین چه بنده ایه که ناراحته از این ناخالصی و نفاق. باعث شده حسِ پوچی بهم دست بده چون انرژیم رو برای کارای خوب ازم گرفته. مثلا میرم حرم امام رضا همش افکارم پریشانه. از چیزای دیگه لذت می‌برم و حالِ مناجات ندارم. بزور نماز میخونم. لطفا راهِ رهایی از این بی اخلاصی رو بفرمائید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه انسان در معارف توحیدی تعمق بیابد، افق حضور او متعالی می‌گردد. در این رابطه هست که «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» نقش‌آفرین خواهد بود. موفق باشید

نمایش چاپی