بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
37638

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدا قوت: آیا رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای واژه شهید رو به کار بردن؟ هر چی گشتم چیزی ندیدم حتی سایت آقا هم وقتی خبر دیدارهای آقای رو زده، نوشته شهید رئیسی ولی خود آقا در متن بیاناتشون از واژه شهید استفاده نکردن ظاهرا در پیام بمناسب در گذشت هم فرموده بودن: درگذشت شهادت گونه سوال: آیا آقا درگذشت ایشون رو شهادت می دونن، اگه پاسخ مثبته، چرا در متن بیاناتشون از واژه شهید رئیسی استفاده نمیکنن و همش می‌فرمایند مرحوم رئیسی، و اگه آقا درگذشت ایشون رو شهادت نمیدونن، چرا انقلابی ها، تلویزیون و حتی سایت آقا اصرار دارن از واژه شهید استفاده کنن برای مرحوم رئیسی؟ با تشکر.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این طور تحلیل کرده‌اند که واژه شهید گونه به اعتبار واقعه‌ای است که به آن صورت پیش آمد. ولی از آن جهت واژه شهید را به کار نبردند، زیرا در آن مورد آداب فقهی شهید را باید در کفن و دفن آن اعمال می‌کردند که مربوط به شهیدی است که «المقتول فی معرکۀ الحرب» است که نوع رحلت شهدای خدمت، آن‌گونه نبود، هرچند که به حکم آیه «وَمَنْ يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً ۚ وَمَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ ۗ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا» مقام، مقامِ نهایت اجری است که خداوند خود آن را به عهده گرفته است. موفق باشید

34733
متن پرسش

«الهی هب لی کمال الانقطاع الیک» سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده: با عرض پوزش و کسب اجازه چند کلمه ای خواستم در محضرتان درس پس بدهم. همان طور که جنابعالی بارها متذکر شده اید، ترجمه های قرآن بعضاً ناقص است و نمی تواند اشارات آیات قرآنی را به خوبی منتقل کند، مشغول تدبر در آیه شریفه ی «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ» و ترجمه «صراط مستقیم» بودم که حقیقتاً ترجمه «راه راست» نمی تواند حقیقت جاری در این آیات و کلمات را منتقل کند. ناگهان ذهنم به سوی بیتی از اشعار مرحوم علامه طباطبایی رحمت الله علیه رفت که می فرمایند: من خس بی سر و پایم که به «سیل» افتادم / او که می رفت مرا هم به دل دریا برد. انصافاً این بیت ترجمه ی بسیار بهتری و روشن تری است برای این آیه شریفه. بدین معنا که صراط مستقیم مثل این صراط های دنیایی نیست، بلکه خودش «عین رفتن و عین حرکت» به سوی دریای توحید است. لذا ما از حضرت حق با عجز و انکسار تقاضا می کنیم که ما را به رود جاری و صراط ساریِ به سوی خودش ملحق کند تا همچون خس بی سر و پایی به دریای توحید متصل بشیم. لذا حالا تا حدودی معنای روایت «علیٌّ هو الصراط المستقيم» و «هُمُ السَّبیل إِلَیْکَ» برایمان رخ می گشاید. مرحوم علامه در قسمتی از المیزان ذیل آیه شریفه ی «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا» به زیباترین شکل ممکن تفاوت بین «ارائه طریق» توسط انبیاء و رسولان الهی، و «ایصال الی المطلوب» توسط امام را متذکر می شوند. و معلوم می کنند چگونه امام با هدایت های باطنی و تصرفات تکوینی و کُن فَیکونی، می تواند انسان را به سوی دریای بیکران توحید با خودش همراه کند و از موقف و منزلی معنوی به سوی موقف و منزلی بالاتر حرکت دهد. رزقنی الله و ایاکم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است و به همین جهت بعد از آن‌که از حضرت حق تقاضای هدایت به سوی صراط مستقیم می‌کنیم، عملاً با حضور در آن صراط، الطاف الهی، انسان را فرا می‌گیرد تا در مسیر انس با حضرت حق قرار داشته باشد و لذا در ادامه اظهار می‌دارید: «صراط الذین انعمت علیهم» که به گفته علامه طباطبایی: «أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ» کسانی‌اند که خداوند علمی به آن‌ها داده که خودشان از مسیر عادی نمی‌توانستند کسب کنند زیرا فرمود: «يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ»(مجادله/11) خداوند آن‌هایی از شما که ایمان آوردند را بلندمرتبه کرد و برای آن‌هایی که به آن‌ها علم داده شد، درجاتی است خاص.» به همان معنایی که شما به شعر علامه اشاره کردید که: «من خس بی سر و پایم که به «سیل» افتادم / او که می رفت مرا هم به دل دریا برد». موفق باشید               

34121

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام و ادب: من از طلاب حوزه علمیه هستم و پایه ۶ را به اتمام رساندم با ۳۰ سال سن هدف من تلاش علمی در مباحث جهانبینی مثل خداشناسی و انسان شناسی و هستی شناسی و آن حدیث امیرالمومنین و شعر مولوی که انسان از کجا آمده و در کجا هست و به کجا می‌رود و امتداد اینها در حرکت انقلاب اسلامی و علوم انسانی و سبک زندگی و تربیت جامعه و تبلیغ آن معارف به دنیا و مبارزه با معارف و اصول و جهانبینی و... تمدن غرب و تمرکز اصلی بنده در این مسیر، تقویت حکومت و حرکت انقلاب اسلامی به سمت تمدن سازی اسلامی هست. ولی اولا نمیدونم دقیقا چه عنوانی میتونم بذارم برای این هدف و چه شخصیتی رو میتونم نمونه برای این هدف در نظر بگیرم. ثانیا میخوام بیشتر در رابطه با این هدف مطالعه کنم تا دقیقتر بدونم چیکار میخوام بکنم و فضا برام روشن تر بشه و ثالثا نمیدونم باید چه رشته ای بخونم تا بتونم به این هدف برسم و ثالثا آیا دانشگاه هم نیاز هست شرکت کنم یا نه و اگر نیاز هست چه رشته ای؟ از حضرتعالی تقاضا دارم لطف کنید راهنمایی بفرمایید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در این مورد همان حضور در تمدن نوین اسلامی و آینده امیدبخشی که در پیش است، عنوان خوبی است. در این مورد حضرت امام و رهبر معظم انقلاب و در کنار آن‌ها مرحوم شهید آوینی جایگاه خود را دارند. ۲. با سیر مطالعاتی سایت و در کنار آن بحث‌هایی مثل بحثی که در کتاب «مدرنیته و توهّم» شده و یا مباحثی که تحت عنوان «انقلاب اسلامی،جهان بین دو جهان» مطرح گشته است می‌تواند مفید باشد. ۳. ابتدا فلسفه اسلامی و البته این در کنار دروس رسمی حوزه و جدّی‌گرفتن آن دروس. ۴. به نظر بنده فلسفه اسلامی در کنار دروس رسمی حوزه، روحیه‌ای که باید در شما جهت اهداف‌تان شکل بگیرد را به شما می‌دهد. موفق باشید

34076

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد عزیز که معرفت های عمیق عمیق عمیق دین رو لقمه لقمه در دهن ما گذاردند که اجر آن فقط در خزانه ی الهی یافت می شود. استاد عزیز به لطف الهی در سال های اول جوانی در کنار مباحث شما به معرفت های عمیقی از توحید اسلام رسیدم و برهان صدیقین من را تا اوج به پرواز درآورد که تا کنون که سال هایی از آن دوران می گذرد با اینکه عین حقیقت را در حضور ندارم ولی هر متنی که بوی معرفت بدهد یاد آن روزها را برایم زنده می کند ولی گرفتاری های تحصیل و بچه داری و متاسفانه عدم برنامه ریزی من را از آن دوران دورکردن است. حال سوالم این است که: این که بوی هر سخن بامعرفتی من را مست و مشتاق می کند این نشان می دهد که چیزی از آن معرفت موجود هست یا همه اش شده ذهن و خیال؟ جواب این سوال از جهت اینکه به من امید می‌دهد برایم مهم است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر نه آن است که حضرت حق عقل را حجّت درک حقیقت قرار داده و این عقل است که مرز بین واقعیت و توهّم را مشخص می‌کند؟ با توجه به این امر هر اندازه ما بر اساس عقل زندگی کنیم و نظر به سنن الهی داشته باشیم، از توهّمات آزاد خواهیم شد. موفق باشید

34056

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد خوبین. استاد من پارسال که با جلسه تفسیر تون آشنا شدم خیلی خوب بود. این تفسیرها کمک کرد که برم تو یه عالم. اون موقع توی عالم دیگه ای بودم و هرچی شما می‌گفتین رو انگار می‌دیدم ولی الان نه اون عالم دیگه برام نیست و فقط دربارش حرف می‌زنم. یعنی الان دیگه خودم نمی‌بینم ولی دربارش حرف می‌زنم درصورتی که پارسال انگار واقعا می‌دیدم و یه رشد خیلی خوبه داشتم. چیکار کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «ای برادر عقل، یک دم با خود آر / دَم به دَم در تو خزان است و بهار» عمده صبر و پایداری است تا از خزانِ «قبض» عبور کنیم و جهانی بسی برتر و بهتر از بهار دیروزین در ما شکوفا گردد و به ظهور آید. موفق باشید

33784

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرامی: وقت شما بخیر. مطلبی درباره پرهیز از نگاه امنیتی و آزادی رسانه خدمتتون ارسال کردم، متن از بی بی سی بود حضرتعالی گفتین نباید از دشمنی دشمنان که از در نصیحت با ما در اومدن غفلت کرد، و به آیه قرآن اشاره فرمودین و فریب خوردن حضرت آدم و حوا از شیطان و علتش رو غفت آنها از دشمنی شیطان بیان کردین. داشتم مطالب مختلف رو می دیدیم که این قسمت از صبحت های آیت الله علوی بروجردی دقیقا با اونچه که در ذهن داشتم تطابق داشت، دیگه روی این نمی شه اسم دشمنی در قالب نصیحت گذاشت. خواستم نظر حضرتعالی رو جویا شوم:(ذهنیت و نظر من این است این رسانه های خارجی در سایه بگیر ببیند و فضای امنیتی و مگوهای فراوان و ... اعتبار پیدا کرده اند و بهشون مراجعه میشه، چرا نباید رسانه صدا و سیما ملی باشه و چرا حرف همه اونجا زده نشه) حضرتعالی می فرمایید امام خمینی اون زمان به شاه گفت رادیو رو روزی نیم‌ساعت به ما بدهید چنین و چنان می کنیم الان خود جمهوری اسلامی آیا نیم ساعت فضای آزاد در بین ۵۰ شبکه رادیو تلویزیونی به مراجع می دهد؟ به بقیه تفکرات می دهد؟ اجازه بحث و گفتگو می دهد؟ قسمتهایی از صحبت های آیت الله علوی بروجردی که مد نظر من بود: (امیدوارم فرمت متنی که شما مشاهده می فرمایید مانند فرمت متنی که در صورت پرسش و پاسخ نشان داده می شه نباشه - و مشکل عدم تفکیک خطوط فقط در نمایش باشه ) .................................................................................................... به دشمنان فرصت بهره‌برداری ندهیم! ما منکر این نیستیم که خارجی‌ها در مسائل ما دخالت دارند. در این موضوع شکی نیست. خارجی‌ها اگر خودشان هم فتنه ایجاد نکرده باشند، از هر فتنه ‌ای در داخل کشور ما حمایت و از آن بهره‌برداری می‌کنند. اما ما نباید اجازه بدهیم که بهره‌برداری کنند. این بچه‌ها در مدارس ما هستند. چرا به صداوسیمای خودمان توجه نکنند؟ چرا ساخته ‌و پرداختۀ صدا و سیمای عربستان یا آمریکا و انگلیس را ببینند و بشنوند؟! چرا؟! آیا ما نباید به این مسائل دقت کنیم؟! اگر ما اجازه می‌دادیم همۀ این افکار و همۀ این بحث‌ها از طریق صدا و سیمای خودمان مطرح شود، شاید وضعیت این‌گونه نمی‌شد؟ وزارت کشور برای انتقاد و اعتراض فضایی فراهم کند من جداً از همه مسئولان کشور و به‌ویژه مقام معظم رهبری حفظه الله تقاضایی دارم و آن اینکه برای این جوانان، این دانشگاهیان که حرف دارندـ‌ حالا حرف درست یا غلط‌ـ جایی را در نظر بگیرید که بتوانند حرفشان را بزنند. چرا به اغتشاش کشیده شود؟! کسی به سراغ این جوانان و دانشجویان برود و حرف آن‌ها را بشود. این جزء قانون اساسی کشور ماست که وزارت کشور اجازه بدهد مردم و احزاب در جایی با حفاظت خود وزارت کشور جمع بشوند و حرف خود را بزنند تا تجمعات به اغتشاش کشیده نشود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که فرموده‌اند. بنده نیز از زاویه‌ای که مربوط به اطلاعات خودم می‌باشد از روحی که در صدا و سیما جاری است؛ گله‌مندم که وقتی هم حتی مناظره‌ای گذاشته می‌شود مناظره متفکرانه‌ای نیست و به تعبیر رهبر معظم انقلاب، بیشتر جدال است. در حالی‌که در مناظره متفکرانه، اهل فکر در دل گفتگویی عالمانه، زوایای مختلف مسئله‌ای را بررسی می‌کنند. تصور بنده آن است که هنوز در این سطح از گفتگو، ما نتوانستیم حاضر شویم. عموماً در این گفتگوها هر طرف حرف خود را می‌زند بدون این‌که در فضای سخن طرف مقابل حاضر شود. امید است جریان‌های اخیر، ما را به فکر فرو ببرد تا در موضوعات پیش‌آمده در فضایی متفکرانه، فکر کنیم و صدا و سیما با جدیت بیشتر نسبت به مسائل پیش‌آمده متفکران را دعوت به گفتگو کند. موفق باشید

33450

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: برای اینکه من خودم را به عنوان وجود حس کنم، منظورم آن است که برای درک اینکه من فقط هستم، آیا باید از طریق رعایت حلال و حرام به این چنین درکی (اینکه فقط هستم)، برسم؟ ممنونم!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً هر اندازه انسان به تقوا مقیّدتر باشد، بودن خود را که عین ربط به حضرت حق است، بهتر احساس می‌کند. موفق باشید

33355

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد گرامی: بنده ۱ سال است مغزم درگیر این موضوع هست که چرا فردی نابغه مثل آقای جلیلی نباید در شاکله دولت بوده و تحقق تحول بنیادین نظام اداره کشور را سرعت به سزایی ببخشد. آیا خود ایشان حاضر نبوده پستی از معاونت اول گرفته تا پایین تر را بپذیرد یا دولت انقلابی حاضر به استفاده موثری از ایشان نبوده که هر دوی این دلایل برای جبهه حزب الله افت و آفت و قُبح است، هر چند نمی‌دانم دلیلی سوم و دیگری دارد یا خیر... حالا استاد بزرگوار شما فانظر ماذا تری

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید خود جناب آقای دکتر جلیلی صلاح نمی‌دانند که به عنوان عضوی از دولت وارد هیئت دولت شوند از آن جهت که ممکن است رئیس دولت مأخوذ به حیاء گردد و عملاً نظریات‌شان به ظهور نیاید. بهترین راه همین است که جناب آقای جلیلی به عنوان دولت در سایه، رهنمودها و پیشنهادهای خود را ارائه دهند و بحمدلله کارها به خوبی جلو می‌رود. موفق باشید

33133

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب: استاد می‌خواستم بدونم در عرفان اسلامی، جایگاه این کلمات که در عرفان های شرقی به خصوص خیلی مطرحه چیست؟ روح کهن، جفت روحی، ماتریکس، نیمه تاریک وجود و امثال این موارد. متاسفانه برخی تحت عنوان تجربه نزدیک به مرگ و اعتقادات بظاهر اسلامی و شیعی در حال جذب افراد از طریق این مفاهیم هستند که حتی افراد متاهل را به عنوان جفت روحی خود معرفی می‌کنند. ممنون میشم در این خصوص راهنمایی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ مبنایی در این نوع سخنان ندیدم. بیشتر توهّمات افراد است که به میان آمده، و به همین جهت امکان ورود شیطان هست. موفق باشید

33073

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: وقتتون بخیر. به کسانی که خلبان و ملوان شدن یک خانوم رو نشانه تمدن اسلامی میدونند و وقتی اعتراض می‌کنیم بحث حلیت و حرمت نداشتن این کار رو مطرح می‌کنند چه باید گفت؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در تبرّجی است که موجب خودنمایی زنان نسبت به ظرایفی می‌باشد که سرمایه روحی و معنوی آن‌ها است و از این جهت فرموده‌اند خانم‌ها در موقعیت‌هایی که موجب آن نوع خودنمایی می‌شود، خود را محفوظ نگه دارند و معلوم است که بستگی به زمان و زمانه دارد به طوری‌که در زمانه‌ای رانندگی زنان ممکن بود مصداق تبرّج حساب شود زیرا ضرورتی در آن کار نبود. در حالی‌که امروزه هرگز رانندگی زنان حکم تبرّج و خودنمایی ندارد و جزو زندگی آن‌ها به حساب می‌آید. موفق باشید

32601

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: مربی حلقات صالحین هستم. مسوول تعلیم تربیت سپاه به ما گفتن از سرگروههای صالحین بخواهیم از حلقات خود عکس و فیلم گرفته و ارسال کنند تا بهترینش در تلوزیون اصفهان پخش شود و آنان را به جوایز نقدی و سفرهای زیارتی تشویق کنیم تا حلقات را مرتب تشکیل دهند و انگیزه پیدا کنند. راستش خودم کمی در انجام این کار مردد هستم. احساس می‌کنم ارزش و سطح کار جهادی و مخلصانه کم می شود و اخلاص سرگروهها ممکن است کمی متزلزل شود. و همچنین اگر خودم اینکار را انجام دهم و فیلم و عکس از صالحین خود بفرستم هم همینطور. و اینکه برای متربیان آسیب زا باشد. لطفا بنده را راهنمایی فرمایید. ممنونم استاد

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با این نیّت می‌توان آن فعالیت‌ها و کاری را که فرموده‌اند انجام دهید که مردم ما آگاه شوند چگونه در گوشه و کنار شهر بدون سر و صدا چه فعالیت‌های خوبی انجام می‌شود. موفق باشید

32239

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: تولد حضرت فاطمه (ع) مبارک. در قوس نزول وجود دچار کثرت می‌شود؟ مگر قوس نزول از جلال خدا شروع نمی‌کند و با قوس صعود به جمال خدا نمی‌رسد؟ پس عرفان وحدت وجودی باید جلالی باشد اما جمالی است؟ چه توضیحی وجود دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث «وحدت وجود» نظر به جمال خداوند است در عالم کثرت و یگانگی که در کثرات هست. موفق باشید

39182

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

جالب است در پاسخ ۳۹۱۷۳ می‌فرمایید خواب حجت نیست، مخصوصا خوابی که فقیه و عارف و فیلسوفی چون آیت الله بهجت از آن صحبت کند که سید بن طاووس که صاحب نسخه ایست که آن اضافه را در ادامه ی دعای عرفه دارد و در دیگر نسخه ها نیست به خواب شخصی آمده و گفته آن اضافات انشای خودم بوده، این خواب و این نقل قول را به دیوار می‌کوبید، اما همزمان چون آیت الله جوادی از دیدن آن متنِ اضافه در نسخه ی سید بن طاووس به وجد آمده اند و سند ندارد و در دیگر نسخ هم نیست، این نظر اعتبار دارد پس حتما از معصوم است و مگر می‌تواند از غیر معصوم باشد؟ چون آقای جوادی متحیر شده، آقای جوادی از نظرات برخی اساتید خودشان و برخی نظرات افراد برتر از خودشان در گذشته، حال و آینده نیز متحیر می‌گردند، پس همگی از معصوم است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد این مربوط به خود انسان می‌باشد که چگونه با این نوع متون مواجه شود. آنچه عرض شد برای آن بود که در جریان باشید. موفق باشید

38910

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت شما استاد گرامی: گروهی هستیم که کتاب ده نکته را مطالعه کرده ایم، با توجه به شرایط کنونی کشور و جهان و تحولات، پیشنهاد شما برای ادامه ی مطالعاتمان چه کتاب یا کتابهایی است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به سخن رهبر معظم انقلاب که می‌فرمایند: «فلسفه در اسلوب و محتواي صدرايي، جاي خالي خويش را در انديشه‌ انسان اين روزگار مي‌جويد و سرانجام خواهد يافت»؛ خوب است برای نزدیکی به فلسفه صدرایی بحث «برهان صدیقین» را دنبال بفرمایید و در کنار آن نیز به کتاب «جايگاه إشراقي انقلاب اسلامي‌ در فضاي مدرنيسم» رجوع شود خوب است. موفق باشید

38887

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

باعرض سلام خدمت استاد گرامی: ۱. استاد عزیز با تشکر بابت انتشار خلاصه تفسیرالمیزان خواستم بدانم برای بنده که شاید دانستن نکات ریز المیزان برایم واجب نیست چقدر با خواندن این خلاصه از آن مستغنی می شوم؟ ۲. استاد اینکه مثلا بدون اینکه قصد حفظ کردن مطلبی را داشته باشم فقط به مدت چند روز ان را می خوانم بعد می‌بینم که کلا مطلب را حفظ شدم یا اینکه انسان عملی را که انجام می دهد بعد چندبار خیلی راحت آن را فرامی‌گیرد تا اینکه آن را دائم در ذهن بیارد یا نگه دارد به نظر شما این چه ارتباطی با وجود ما دارد؟ این ذهن چه ویژگی دارد که در اختیار من نیست؟ ممنون از پاسخگویتان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همین اندازه که اشاراتی قرآنی در رابطه با آیات مقابل‌تان گشوده می‌شود؛ ان شاءالله مفید خواهد بود. ۲. ظاهراً این استعداد که مربوط به حافظه انسان‌ها می‌باشد در اکثر افراد وجود دارد و چیز خوبی هم هست. موفق باشید

34325
متن پرسش

با سلام و خدا حافظی جهت نایب الزیاره بودن برای همه کاربران محترم در خدمت مرد مرد ها شهید حاج قاسم سلیمانی.

متن پاسخ

با سلام و خدا حافظی جهت نایب الزیاره بودن برای همه کاربران محترم در خدمت مرد مرد ها شهید حاج قاسم سلیمانی.

34278
متن پرسش

سلام و احترام خدمت استاد بزرگوار: مدتی است لازم می‌دانم مساله‌ای را با حضرتعالی مطرح کنم اگر صلاح دانستید برای کاستن از مشکل، اگر راه حلی به نظرتان رسید بزرگواری کنید، دست فرزندان‌تان را بگیرید. چند سالی است با مرکز فرهنگی آشنا شده‌ام که بحمدالله دغدغه انقلابی هم دارند و ظاهرا اهل فکر و مطالعه هم هستند اما از آنجا که کار بشری بی نقص نیست، نقائصی در این جمع می‌بینم که از صمیم دل مایلم رفع شود. ۱. گاهی از زبان شما هم شنیده‌ام که می‌فرمایید این حرف را یا این توصیه را یک توصیه اخلاقی نبینید مساله فراتر از این حرفهاست یا مساله، مساله وجودی است، آیا این فرمایش شما به معنای عدم ضرورت پایبندی به مسائل و تعهدات اخلاقی است؟ جلسات حضرتعالی کاملا منظم و سر وقت برگزار میشه ولی این بزرگواران هیچ تعهدی نسبت به کسی که بهش قولی می‌دهند ندارند جلسات بی نظم هست گاهی واقعا اتلاف وقت زیادی هست ولی حتی بابت تاخیر یا عدم حضورشان عذرخواهی هم نمی‌کنند. ۲. وقتی فردی جدید وارد جمع می‌شود به جهل او درباره برخی مسائلی که به نظر آنها بسیار مهم است رحم نمی‌کنند و متاسفانه بارها مورد نقد و ملامت قرار می‌گیرد که فلان حرف تو موجود بینی بود آن دیگری شرق شناسانه و آن دیگری مشهورات، هیچ مسیری برای دستگیری و حرکت فرد از ندانسته‌هایش به آنچه باید بداند ترسیم نکرده اند. بسیاری افراد با شنیدن کلمات پرطمطراق این بزرگواران آنچنان زمین گیر می‌شوند و خود را می‌بازند که یا مطیع کامل می‌شوند یا یاس آنها را فرامی‌گیرد. و متاسفانه خیلی از افرادی که برای کمک فکری و نفس کشیدن در فضای فکری_ انقلابی به آنها پناه می‌آورند یا کسانی که دوست دارند در این زمینه باری به دوش بگیرند، آزرده و سرخورده از مرکز فاصله می‌گیرند. ۳. تاکید بیش از حد به دستاوردها یا تحلیل‌های برخی بزرگان هم راه تنوع فکری را بسته و هم پویایی را از جمع گرفته، مثلا اگر بنده به حضرتعالی ارادت دارم اگر فقط کتابهای شما را بخوانم فقط اراء شما را بپذیرم و نه راه نقد را بازبگذارم نه با اندیشه‌های متنوع ارتباط داشته باشم و نه مسیر علمی و سلوکی شما را داشته باشم، برای کسانی که با من به عنوان پیرو اندیشه شما مواجه می‌شوند، سوء تفاهم ایجاد می‌شود که من حاصل اندیشه شما هستم و مسیر رسیدن دیگران به حقیقتِ اندیشه شما را مسدود یا دشوار می‌کنم. و خود را از شنیدن اندیشه های دیگر و فهم دیگران از اندیشه و آثار شما محروم می‌کنم ۴. نگاه از بالا. یا همان نگاه عاقل اندر سفیه این دوستان اجازه شنیدن نظر دیگران را از آنها گرفته. مسلم می‌دانند که درست فهمیده‌اند، درست می‌روند و بی هیچ درنگی دیگران را زیر شنی تانکهای کلمات بی تعریف، ادعاهای بی دلیل و حتی تمسخرهای فکری شان له می‌کنند. بنده واقعا متاسفم که مجبور شدم در این سطور ضعفهای عزیزانی را بگویم که هنوز هم به زعم خودم برای خدمت به اسلام و انقلاب دور هم جمع شده اند و از بسیاری آسایش ها و مزایا چشم پوشیده اند‌. این سطور پر درد را نوشتم چون هنوز به صفای باطنشان اعتقاد دارم اما آنها را دچار خطا می‌دانم. لطفا در جلساتی که با این بزرگواران دارید نه در حد چند جمله تذکر، چند جلسه آسیب شناسی خودمانی داشته باشیم. از صبر جنابعالی ممنونم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! اگر گفته می‌شود با واژه‌های اخلاقی بحث را شروع نکنیم، بدان معنا است که فرموده‌اند نگاه عقل عملی باید مبتنی بر عقل نظری باشد، نه آن‌که اخلاق را به عنوان آثار عقل عملی نفی کنیم، بلکه باید تلاش کرد با تأکید بر مبانی نظریِ آن، اهمیت آن را بیشتر نمود. ۲. این حقیقتاً یک ضعف است و حکایت از محدودیت تفکر می‌کند هرچند آن تفکر، بزرگ باشد تا آن‌جایی که پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» یعنی همان کسی که دین اسلام را که کامل‌ترین دین است، آورده‌اند باز می‌فرمایند: «اطلبوا العلم  و لو بالصین فان طلب العلم فریضه» و بدین لحاظ آن کس که  طالب علم است واز علم برخوردار است نسبت به دیگران گشوده می‌باشد. امید است مباحثی که بنا می‌باشد تحت عنوان «انقلاب اسلامی، انتظار، وارستگی» در روزهای سه شنبه در مرکز «سُها» انجام گیرد، بتوانیم برای خود و دیگران متذکر امر گشودگی نسبت به سایرین و از بالا نگاه‌نکردن به افراد باشیم. موفق باشید

34191

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد عزیزم: ۱. در ذیل آیات سوره مبارکه نمل از آیات ۱۸ الی ۲۶ از موجوداتی (نمله و هدهد) صبحت می‌شود که نسبت به پیامبران دارای علومی هستند که پیامبران (در ظاهر متن قرآن) نداشته اند؟ آیا علم پیامبر احاطه اش فقط در حیط رسالتش بوده و نیازی به دانستن آنچه آنها می دانستن نبوده یا اینکه می دانستن ولی مامور به ظاهر بوده اند ولی آگاه به این علوم بوده اند؟ ۲. اگر در فرض بالا جواب قسمت دوم درست است. ظاهر قرآن که می فرماید «لا یشعرون و لم تحط به» چگونه با می دانستن در باطن و عمل به آنچه که امر شدن در ظاهر هم خوانی دارد؟ ۳. اگر به سوالات بالا جواب دهیم حالا در داستان حضرت یونس علیه السلام ترک اولی یا هرچیز دیگر که باعث گرفتار شدن در دل ماهی شد را چگونه با دانستن این ماجر می توانیم یکی بدانیم؟ در همین آیات واژه ظن را چگونه بررسی کنیم؟ و خطاب های سنگینی که در صورت نگفتن این ذکر بیان شده است. همان طور که می‌دانید علم عصمت آوراست. یعنی اگر همان طور که هست اهل البیت و پیامبران می دانند حقیقت و باطن گناه را به هیچ وجه انجام نمی دهند پس این ابتلائات پیامبران از عدم علم بوده است؟ از طولانی شدن سوال عذر خواهم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به آنچه در جواب سؤال شماره 34190 عرض شد پیامبران علم ذاتی ندارند تا آن حدّ که در قرآن داریم: «قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسي‏ نَفْعاً وَ لا ضَرًّا إِلاَّ ما شاءَ اللَّهُ وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لاَسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَ ما مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلاَّ نَذيرٌ وَ بَشيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ» (188/ اعراف) بگو: «من مالك سود و زيان خويش نيستم، مگر آنچه را خدا بخواهد؛ (و از غيب و اسرار نهان نيز خبر ندارم، مگر آنچه خداوند اراده كند؛) و اگر از غيب با خبر بودم، سود فراوانى براى خود فراهم مى‏ كردم، و هيچ بدى (و زيانى) به من نمى‏‌رسيد؛ من فقط بيم‏ دهنده و بشارت‏ دهنده ‏ام براى گروهى كه ايمان مى ‏آورند! (و آماده پذيرش حق اند). آری! حتی حضرت یونس «علیه‌السلام» گمان نمی‌کردند ترک‌کردنِ قوم‌شان منجر به آن سخت‌گیری‌ها می‌شود و به همین جهت که با بصیرتِ پیامبرانه خود متوجه شدند قرار گرفتن در شکم ماهی نوعی تنبیه الهی است؛ ندا سر دادند: «سبحانک إنّی کنتُ من الظالمین». موفق باشید

34049

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد عزیز: در عرفان های کاذب حلقه، رابطه انسان و خداوند با ارتباط خداوند و انسان بدون واسطه و نیاز به وسیله توسل اعم از انبیا و ذوات مقدسه معصومین شرح داده شده که در اعمال و آثار محمد رضا طاهری هویدا است. با توجه به اینکه اینجانب کتاب مبانی نظری نبوت و امامت را مطالعه کردم ولی بازهم به دنبال استدلال های عقلی (محض) برای اثبات ضرورت نبوت و استمرار آن در امامت هستم. خواهشمند است در باب راهنمایی بفرمائید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی نیز در کتاب «چه نیازی به نبی» شده است. مطالعه تفسیر «المیزان» نیز نکات ارزشمندی را به طور پراکنده در این مورد در مقابل شما قرار می‌دهد. موفق باشید

33940

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: بنده سوالی هست که خیلی ذهنم درگیر کرده و حتی میشه گفت شبهه ای است که برام ایجاد شده. ما وقتی به دین اسلامی که بهمون در حال حاضر حتی از منابع صحیح معرفی میشه جایگاه امام زمان برامون مشخص نیست یعنی مشخص نیست چرا ما نیاز به امام زمان داریم؟ خب ما خیلی راحت انجام به واجبات و کار فرهنگی و هیئت و.... انجام می دهیم و خب اعتقاد داریم خدا هم کمک می کنه خب الان امام زمان کجای این زندگی هست حتی برای بچه هایی که فعالیت فرهنگی و معنوی دارند. منظور من این هست واقعا نیازی که شاید بغیر امام زمان رفع نشود. چون من احساس می کنم باید یک همچین چیزی باشد. ممنون میشم راهنمایی بفرمایید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابعاد بسیاری از انسان‌ها هنوز همچنان نهفته است. و در همین رابطه در روایت داریم: «الْعِلْمُ سَبْعَةٌ وَ عِشْرُونَ حَرْفاً فَجَمِیعُ مَا جَاءَتْ بِهِ الرُّسُلُ حَرْفَانِ، فَلَمْ یَعْرِفِ النَّاسُ حَتَّى الْیَوْمِ غَیْرَ الْحَرْفَیْنِ، فَإِذَا قَامَ الْقَائِمُ ع أَخْرَجَ الْخَمْسَةَ وَ الْعِشْرِینَ حَرْفاً فَبَثَّهَا فِی النَّاسِ، وَ ضَمَّ إِلَیْهَا الْحَرْفَیْنِ حَتَّى یَبُثَّهَا سَبْعَةً وَ عِشْرِینَ حَرْفا»ً علم، بیست و هفت حرف است. همه آنچه تا به امروز رسولان الهی آورده اند، تنها دو حرف است و مردم بیش از این دو حرف نمی دانند. هر گاه قائم ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ قیام کند، بیست و پنج حرف دیگر را به اضافه آن دو حرف ارائه و در میان مردم اشاعه و آموزش می دهد. پیشنهاد می‌شود در این مورد کتاب «بصیرت و انتظار فرج» که روی سایت هست، مطالعه شود. موفق باشید

33367
متن پرسش

سلام استاد عزیز: بنده معلول هستم و از ویلچر استفاده می‌کنم. چگونه می‌توانم تسلیم باشم؟ خیلی استرس دارم استرس مدام. حتی این مشکل تمرکز من را گرفته است و نمی‌توانم یک خط کتاب را دنبال کرده و حفظ کنم. چه کنم؟ حتی در نماز مقداری تمرکز ندارم. احساس می‌کنم زندگی را باخته ام. اگر روی این ویلچر نبودم حتما شرایط بهتر و لذتهای بیشتری از زندگی را تجربه می‌کردم! خشم و نارضایتی زیادی از شرایط و موقعیت و واقعیتی که با آن روبه رویم، دارم که برایم غیرقابل کنترل است. از آن طرف عشق و علاقه ی شدیدی به اهل و بیت و خدا دارم و زبانم از شکایت به آنها بسته است. ولی این احساسات درونم را ضد و نقیض کرده است. در درونم همواره جنگی به پاست! چه کنم!؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این امر بسیار مهمی است که انسان بتواند در هر موقعیتی که به هر حال برایش پیش آمده است، خود را در همان موقعیت بپذیرد تا حضور او برایش حضوری الهی شود. در این مورد به سخن رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» نظر کنید که می‌فرمایند: «لَأَنْ تَصْبِرُوا عَلَى مِثْلِ مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ يُوَافِيَنِي كُلُّ امْرِئٍ مِنْكُمْ بِمِثْلِ‏عَمَلِ جَمِيعِكُمْ وَ لَكِنِّي أَخَافُ أَنْ تُفْتَحَ عَلَيْكُمُ الدُّنْيَا بَعْدِي فَيُنْكِرَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً وَ يُنْكِرَكُمْ أَهْلُ السَّمَاءِ عِنْدَ ذَلِكَ فَمَنْ صَبَرَ وَ احْتَسَبَ ظَفِرَ بِكَمَالِ ثَوَابِهِ ثُمَّ قَرَأَ «ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ وَ لَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا» (بحار الأنوار، ج‏79، ص: 138)  و اگر شما بر آنچه هستيد صبر كنيد در نزد من بهتر است از اين كه هر يك از شما به اندازه همه، عمل انجام دهد ولى مى‌‏ترسم بعد از من دنيا بر شما گشوده شود، آنگاه يك ديگر را انكار نماييد. در آن وقت اهل آسمان شما را انكار نمايند. پس هر كه در راه خدا صبر كند به كمال ثواب و پاداش خويش نايل مى‏‌گردد.» سپس حضرت اين آيه را قرائت فرمود: «ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ وَ لَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ» (نحل/96) بنابراین پیامبر اکرم «صلوات‌الله‌علیه‌وآله»  می‌فرمایند اگر بر آنچه هستید شکیبا و پایدار باشید برای من پذیرفتنی‌تر و دوست داشتنی‌تر است تا آن‌که عبادات همه اصحاب را داشته باشید، زیرا شکیبایی در آن «بودن» که برایمان پیش آمده، عملاً انسان را در مرکز «وجود» حاضر می‌کند. موفق باشید  

33335

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد محترم: بنده یه رذیله بدبینی دارم که وراثتی از سمت پدر و مادر به ارث برده ام. چند سال پیش تست روانشناسی دادم پارانویید مثبت بودم و در خانواده هم افراد دیگری بودند که درتست مثبت بودند. حتی این موضوع به نوه های خانواده هم سرایت پیدا کرده  ۲ الی ۳ سالی با این رذیله مبارزه کردم، زیر نظر استاد اخلاق که مدام بدبینی مرا به من تذکر می داد و اینکه علت ناسازگاری ام با آدم ها بدبینی من هست واقعا نمی دانم چگونه با این رذیله مبارزه کنم، توسل؟ قبلا شما در فرمایشتان فرمودید که باید، نسبت ها را با حضرت حق در نظر بگیرید و در کتاب ادب خیال هم فرمودید اثر استقلالی قائل نشوید تا خیال سوء نیاید ولی چه کنم می آید که می آید. کاملا برگشته هست. چون این رذیله آسیب زیادی به افراد می زند و آرامش را از افراد سلب می کند، ای کاش درمان می شد. چند سال پیش روانشناس بهم گفت اگر ادامه دهی به مصرف قرص هم کشیده می شوی. دعا کنید برای ما که از پس این رذیله هم بر بیاییم. مبارزه اش واقعا سخت است. فکر می کنم باید ربوبیت الهی برایم شهودی شود تا نجات کامل از این جریان پیدا کنم با عقیده و استدلال ربوبی کار درست نمی شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که حضرت حق می‌فرمایند: «خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعيفاً» خداوند انسان را در ابتدای امر هرکس که باشد به نحوی ضعیف و با انواع ضعف‌ها خلق کرده و بحث در این‌جا است که ضعیف‌بودن بد نیست، ضعیف‌ماندن بد است. یکی را عجول خلق کرده و دیگری را ترسو و سومی را بی‌باک و چهارمی را بدبین، و بنا است هر کدام از این افراد در زندگی خود به نور الهی از این ضعف‌ها عبور کنند تا هرکدام معنای خود را در تولد جدیدشان احساس نمایند. موفق باشید

33067

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت شما استاد بزرگوار: من دختری دارم که امسال میره کلاس هفتم. نظر من اینه که در یه مدرسه با جو مذهبی ثبت نام بشه، ولی همسرم می گن که باید در مدارس عادی درس بخونه و یاد بگیره که همه جا دوست خوب و بد هست و خودش دوستان خوب رو انتخاب کنه. ایشون می گه این مدارس مذهبی شکل متوسط جامعه نیستن و همه ی بچه ها و خانواده هاشون گزینش شدن و در نهایت دخترمون باید وارد دانشگاه بشه و باید آمادگی اون محیط رو داشته باشه. خواستم نظر شما رو بدونم چون واقعا سردرگم شدم که چه کار کنم. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو نظر در جای خود درست می‌باشد. بستگی به آن دختر دارد که اگر سریعاً تحت تأثیر محیط قرار می‌گیرد، آری! باید در مدارسی حاضر شود که فضای آن مذهبی است. ولی اگر نسبت به مسائل اهل تجزیه و تحلیل است، حضورش در مدارس عادی بهتر است. البته این موارد مواردی نیست که این سایت خود را در آن صاحب نظر بداند. موفق باشید

32875

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد وقت بخیر: من در مورد خواستن دنیا خیلی اذیت شدم هم دنیا رو می‌خوام هم آخرت و هر دو رو میخوام به کمال برسونم هم دوست دارم بهترین‌های دنیا رو داشته باشم هم آخرت ولی یک مدت طوری زندگی کردم که سعی کردم فقط آخرت رو بخوام و دنیا رو نخوام، این اتفاق کلا درونم رو داغون کرد و دیگه خودم نبودم و درواقع خواسته‌هام رو سرکوب کردم و اینجوری از خود واقعیم عقب موندم و بعدش به طور افراطی درگیر خواستن دنیا شدم طوری که آخرتم رو فراموش کردم و نمیدونم کی به تعادلم می‌رسم ولی هیچ فکری ندارم که این طوری که دارم پیش میرم کجاش اشتباهه اینکه ظاهر زندگیت رو هم بخوای به کمال برسونی اشتباهه؟ اینکه بهترین‌ چیزای دنیایی رو بخوای کجاش اشتباهه؟ چرا میگن زندگی لاکچری و تفکر کاخ نشینی بده؟ من این مدل زندگی اصلا انگار تو خونمه نمیتونم ازش جدا بشم و هیچ ایده‌ای برای جدا شدن ازش ندارم. لطفا راهنماییم کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحث «معرفت نفس» روشن می‌شود انسان وسیع تر از حضور دنیایی‌اش در نزد خود حاضر است و دنیا مانند بدن انسان، بستر تعالیِ ابعاد روحانی او است و از این جهت دنیا و بدن زمینه آن تعالی هستند، نه آن‌که خودشان هدف باشند. موفق باشید

32316

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: نظرتون راجع به آقای حسین علیپور شاگرد آقای سعادت پرور رو بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان کار عزیزان نیستم. موفق باشید

نمایش چاپی