سلام علیکم استاد عزیز: موفقیت شما را روز به روز از خدا خواستارم. استاد یه قضیه ای هست خیلی ذهنم رو درگیر کرده حدیثی داریم میگه «أَوَّلُ مَا يُحَاسَبُ اَلْعَبْدُ اَلصَّلاَةُ فَإِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ مَا سِوَاهَا وَ إِنْ رُدَّتْ رُدَّ مَا سِوَاهَا.» من دارم میبینم خیلی از نمازگزاران نمازشون ظاهرا به صورت صحیح ادا نمیکنن یعنی مثلا رکوع و سجود یا قرائت «عمدا» به خوبی ادا نمیکنن و اعمال صالح زیادی دارن به زیارات ائمه (ع) میرن حتی تو دنیا عنایت خاصی دارن انگار مورد توجه خدا به صورت خاص هستند... میخواستم بدونم جریان اینا در روز بعد فوتشون و روز قیامت چطور محاسبه میشن وقتی که به نماز اهمیت نمیدن؟ چطور مجازات میشن؟ اعمالشون چطور محاسبه میشن؟ آیا مورد قبول خداوند میشه نمازشون؟ در روز آخرت چطور؟ عزیزمی استاد با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه نمازگزار با نیّت انجام نماز، نماز را شروع میکند إنشاءاللّه مورد قبول خواهد بود. ولی هر اندازه آداب را بدون افراط و وسواس رعایت کند و سعی نماید حضور قلب و یاد خدا را در نماز زنده نگه دارد، به همان اندازه برکات بیشتری از نماز نصیبش میشود. موفق باشید
سلام: خانمِ بنده دچار وسواس طهارت هست. هر کاری هم کردیم، تاثیر زیادی نداشته (مشاوره، روانشناش، روانپزشک، مشاوره مذهبی و..). خودشون و اطرافیان را دچار سختی و عذاب می کنند. البته این کار را عمدی نمی کنند و می گویند یک چیزی در درونم آزار می دهد و باید بشویم و یا به دیگران بگویم که فلان چیز را بشویید تا آرامش پیدا کنم. بهرحال به هر دری زدیم، درمان نشده. ۱. به نظر حضرتعالی درمانی داره؟ ۲. وظیفه ما (اطرافیان ایشان) چیست؟ با ایشان مقابله کنیم یا دستوراتی که می دهند انجام دهیم؟ ۳. صبر بر این بلا، اجری هم دارد؟ التماس دعای ویژه از حضرتعالی برای ایشان و دیگر مبتلایان
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. با تمرکز در معارف الهی مثل «معرفت نفس» و تدبّر در قرآن، قوه عاقله بر قوه واهمه غلبه مییابد و وسواس که امری است به جهت غلبه قوه واهمه؛ از میان میرود. ۲. بدون مقابله با چنین افرادی، لازم نیست از سخن آنها تبعیت کنیم. ۳. إنشاءالله به جهت صبر و شکیبایی که انجام میدهید نتیجه میگیرید. موفق باشید
با سلام استاد عزیز: آیا بر اساس مبانی دین و حکمت متعالیه طی الزمان امکان دارد؟ آیا برای عرفایی این امر اتفاق افتاده است؟ آیا در مقامات بالای عرفانی میتوان به گذشته سیر کرد اشتباهی را نکرد یا خطری را به کسی گوشزد کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم. زیرا اساساً بنا نیست که با حضور در دین و عرفان، انسان به این امور فکر کند. هرچند ممکن است برای بعضی پیش بیاید. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز: استاد رجبی دوانی در مباحث مربوط به بررسی حوادث قبل و بعد از بعثت نکته ای رو میگن و اون اینکه بعد از هجوم سپاه ابرهه وی سنتهای نیکی از خود به جا گذاشت که این سنتها با ظهور اسلام جزو احکام اسلام شد, مانند بریدن دست دزد, حرام دانستن زنا و شراب و... حال سوال اینحاست که اگر ما میگیم همه احکام اسلام ریشه در باطن عالم داره و همگی وحی بر پیامبره و پیامبر هیچ سخنی رو از خودشون به نام اسلام مطرح نکردن, چطور قواعدی که حضرت عبدالمطلب قبلا گذاشته میتونه جزو احکام اسلام باشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که بعضی از احکام و معارف پیامبران قبلی در اقوام قبل از اسلام به صورت عادت و یا فرهنگ باقی مانده بود و اسلام و پیامبر اسلام از این جهت آن احکام را امضاء فرمودهاند به آن معنا که عملاً جزو اسلام به حساب میآید. موفق باشید
سلام علیکم: ضمن تشکر از بحث های عاشورایی شبکه ۱ حسینیه ایران. آنطور که من برداشت کردم حضور تاریخی امروزمان باید در مواجهه با استکبار تعریف شود و این اصل اساسی انقلاب است. سوال من این است که افرادی مانند بن لادن و امین الظواهری از سرکردگان القاعده که بنام اسلام با استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا مبارزه کرده و به منافع آنها آسیب زده اند و هردو بدست نیروهای آمریکایی کشته شدند نیز آیا در این حضور تاریخی که شما تعریف کردید حاضرند؟ لطفا توضیح بفرمائید با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکل آنها سلفیگری و تحجّر است. لذا به جای حضور در جهانی که دیانت، جوابگوی بشر جدید و در این تاریخ باشد تلاش میکنند انسانها را به گذشته و تاریخ را به گذشته برگردانند و عملاً مجبور به نوعی خشونت میشوند زیرا بشر جدید بنا ندارد به گذشته خود برگردد و از بودن امروزین خود منصرف شود. اینجا است که بحث انقلاب اسلامی به عنوان «جهان بین دو جهان» پیش میآید. موفق باشید
سلام: لطفا جلسات دوشنبه ها رو نیم ساعت تا چهل و پنج دقیقه قبل از اذان قرار دهید، بعد از اذان خیلی دیر میشود میتوانید در کانال مطالب ویژه هم نظرسنجی بگذارید یا در مسجد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد بحث شده. متأسفانه امکان چنین پیشنهادی نیست. البته بعد از جلسه امشب تا بعد از روز عاشورا، جلسه دوشنبهها تشکیل نمیشود. موفق باشید
سلام استاد: وقت بخیر. در پاسخ سوال ۳۳۰۴۳ فرمودین به کتاب ادب خیال و شرح صوتی دعای مکارم رجوع شود چندین مورد افرادی مراجعه می کنن و مواردی رو مطرح می کنن که کاملا با مواردی که گفته میشه سحر است مطابقت داره در این موارد نمی تونیم با راهنمایی های شما به افراد کمک کنیم (این روند که اهمیت ندهید و در مسیر توحید حرکت کنید) افرادی هستن که در فضای مجازی و غیره راهکارهایی ارائه می دن اونها رو هم اطلاع خوبی از صحت و چند و چون کارشون نداریم فایل یکی از کتابها در این زمینه رو خدمتتون ارسال می کنم و نظرتون رو در این باره می خواستم بدونم https://bayanbox.ir/download/2834208460797755186/%D9%85%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%82%D8%B1.pdf
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که عرایض اینجانب مبتنی بر مبانی حِکمی میباشد و ابداً وارد این نوع دستورالعملها نمیشویم. شاید با نگاهی که به چنین موضوعاتی از طریق مباحث مطرحشده میشود، خودِ افراد بتوانند عزمی جهت عبور از آن نوع مشکلات در خود بیابند. موفق باشید
خدمت استاد عزیز سلام عرض میکنم. امید وارم حالتون خوب باشه. خواستم ازتون خواهش کنم اگه سفری به استان همدان کردین، به منزل ما تشریف بیارین و چند روز مهمان ما باشید. بنده ساکن شهر رزن در استان همدان هستم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: امید است که در ملاقات دوستان، توفیق حضور در شهر همدان و زیارت بزرگانی همچون شهید حسین همدانیان و مجاهد بزرگ حاجیه خانم مرضیه دبّاغ و از آن مهمتر زیارت مرحوم میرزا محمد بهاری داشته باشیم. موفق باشید
به جهت برگزاری اعتکاف در چند روز آینده؛ از جوابگویی به سؤالات عزیزان معذور هستیم. التماس دعا.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این زمان بگذار تا وقت دگر.
خدمت استاد عزیزم سلامی دوباره عرض میکنم و بابت پاسختون به سوال ۳۲۳۶۰ تشکر میکنم هرچند که این حق رو واسه خودم قائلم که قانع نشده باشم و البته حرف زیاد است و تنها امیدوارم که خسران بزرگی رخ نده برای تشکر ترانه احمد ثانی خدمت شما ارسال میشه، این ترانه با شعر و تنظیم و آهنگ سازی مرحوم ناصر عبدالهی ساخته شده استاد ببینید که چطور در ترانه خود معانی والایی از امامت و ولایت رو قرار داده و با خواندن حضرت علی به عنوان احمد ثانی و درخواست رجعت از او به مقام نوری اهل البیت نظر داره من پیگیری کردم ایشون سفارشی خوان و یا برای گرفتن مجوز این آهنگ ها رو نخواندند و یه روح خاصی از توحید در همه ترانه های ایشون جاریست و با این همه ارادتی که به اهل البیت داشتند هنوز پرونده فوت یا بهتر بگم قتل ایشون در ابهام است. علی ای احمد ثانی به رجعت بالها وا کن / علی ای مرد دین باز آی و فتح کل دنیا کن / تمنای وصال تو همیشه بر زبان جاریست / بیا ای ذوالفقار حق که خود تنها جهان داری / امین حکمت احمد طلیعه دار علم جان / بیا ای زاده کعبه بیا ای حرمت ایمان / بیا ای آیه رحمت پیام عشق و وصل آور / دراین تاریکی تردید بیا آیین اصل آور / زجا برخیز ای سلطان که اختر خانه ویران شد / قمر در خانه خاموش است و جنگ دیو و انسان شد / زمین از کفر می سوزد سپهر از درد می بارد / بگو دست خداوندی ز رویت پرده بردارد / لا اله الا الله لا اله الا الله علی ولی الله ..... سپاه آسمان برگیر سلاح عشق را بردار / براق خسته را زین کن زجانها کینه را بردار / علی بنگر شب ما را شب تاریک ویرانی / بیا خورشید عدل افروز ای جان نورانی / لا اله الا الله لا اله الا الله علی ولی الله .. و در آخر اگر مایل به تماشای این کلیپ که زمانی از صدا و سیما پخش شده است هم هستید هر چند با یک سرچ ساده میتوان دید ولی برای راحتی لینک آن تقدیم میشود https://www.aparat.com/v/JRnIi
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که بنده در مواجهه با سؤال کاربران محترم تنها در حدّ گفتگویی که باید بین ما باشد؛ عرایض خود را مطرح میکنم و بنا نیست سخن یکی غالب و سخن دیگری مغلوب گردد، بلکه خوب است که انسان از نگاه دیگران برای تفکر خود استفاده کند و از این جهت معلوم است که از نظرات امثال جنابعالی در سؤال قبلی، استقبال نمودم. موفق باشید
سلام: کشتن به سبک حاج قاسم، این حرفی که میزنم شاهد اش شعری است که خودش در گوش کَر من خواند: « تو مکن تهدیدم از کشتن، که من تشنه زارم به خون خویشتن، گر که ریزد خون من آن دوست رو، پای کوبان جان بر افشانم بر او » . حاج قاسم مگه من چیکار کرده بودم که مستحق یه همچین کشتن بودم آخه، چی میشد من رو هم مثل خودت وصل کنی. من که هزار آرزو دارم تا روزی با اذن حضرت زینب (س) پا به دمشق بگزارم و بعد هم حتما با دست خالی وارد سرزمین های اشغالی شوم و نیابتی های آمریکا را نابود کنم. ترامپ که سهل است، آن وقت تو دنبال کسی میگردی که خون تو را خواهد ریخت! چرا عاقل کاری کند که باز آرد پشیمانی؟ همان طور که سید الشهداء را در خورشید زمان پوچی میبینم و میگویم اگر آنجا بودم نمی گذاشتم این گونه شود، تو هم نوری عظیم هستی در آفاق زمانم. « آن کس که تو را شناخت جان را چه کند؟، فرزند و عیال و خانمان را چه کند؟، دیوانه کنی هر دو جهانش بدهی، دیوانۀ تو هر دو جهان را چه کند؟»
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آن نوع شهادت که حاج قاسم عزیز به دنبال آن بود؛ حضوری بود بیشتر در عالَم تا با آن حضور نورانی طومار نظام استکباری را در هم پیچد مانند شهادت حضرت سیدالشهدا «علیهالسلام» که طومار جریان پیچیدۀ امویان را تا قیام قیامت در هم پیچید و اسلام را از دست آن جریان خطرناک آزاد کرد. «شهادت سید حسن نصرالله و حضور گسترده او در آینده تاریخ توحیدی» http://pasdareeslam.com/46179/موفق باشید.
سلام علیکم استاد بزرگوار: خواندن رمان به طور کلی و خصوصا رمانهای روسی مثل داستایوفسکی و تولستوی و... چقدر ضروری است؟ به چه کار آید؟ حضرتعالی خودتان با آثار ادبیات روس مأنوس بودهاید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کسی بخواهد از نظر تاریخی آگاهی لازم را داشته باشد، نسبت به روحی که در غرب حاضر است از مطالعه رمانهای مشهور غربی نمیتواند مستغنی باشد. مطالعه رمانهای کثیری که رهبر معظم انقلاب در این مورد دنبال کردهاند، در جای خود امر مهمی است. بنده تا حدّی رمانهای غربی را دنبال نمودهام ولی آن را کافی نمیدانم. به این فکر کنید که شخصی مانند آقای دکتر رضا داوری با آن احاطه علمی همهجانبه، چرا میگویند: «تکان دهندهترین کتابی که خواندهام برادران کارامازوف داستایوسکی است.» موفق باشید
سلام علیکم: با توجه به صحبت های زیاد و خوبی که از دو شخصیت امام خمینی رحمهالله علیه و شخصیت هایدگر از شما شنیدم و دیدم، اگر در نهایت بخواهیم از استاد طاهرزاده که با این دو شخصیت و تفکر دمخور بوده اند سوال کنیم که به نظرتان اگر حضرت امام بخواهند از تفکر هایدگر استفاده و بهره ببرند، به نظرتان حضرت امام کدام قسمت و چه چیز از تفکر هایدگر را واقعا میپسندند و در مسیر توحید و این انقلاب از تفکر هایدگر بهره میبرند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله حضرت امام با سعه شخصیتی که در معارف الهی دارا هستند و فهمی که از انسان دارند، نیاز به هایدگر و امثال او ندارند. ولی ما میتوانیم با مواجهه با بحث «دازاین» هایدگر برای تبیین عقل بشر جدید، روشنتر مباحث انسانشناسی را مطرح کنیم. ولی آن را در بستر تاریخیِ خود باید دنبال کنیم. اینجا بود که از عظمت کار حضرت امام یاد شد که چگونه ما را متذکر جلد هشتم و نهم «اسفار» کرد که نوعی حضور در خود است. آری! و در دل همین حضور در خود، او در خودش از انقلاب اسلامی برای ما سخن گفت و انقلاب اسلامی یعنی حضور در نزد خود به وسعت حضور در نزد همه انسانیتی که بنا است وسعت آخرالزمانی خود را در خود تجربه کند ، تا جهان در نزد او باشد و او در نزد جهان. اینجا است که دنیای دوگانه ابژه و سوبژه فرو میریزد. از انسان چیست که کانت به میان آورد و از دازاینی که هایدگر متذکر شد؛ خود را در ادامه، در انقلاب اسلامی می توان دنبال کرد. انقلاب اسلامی «راه » است؛ وقتی انسان جدید بنا داشته باشد خود را راهی بداند به سوی خودی که در اجمالِ کمتری است. موفق باشید
سلام استاد: من یه ضعف شخصیتی دارم که خیلی بده و اجازه دفاع از حق رو بهم نمیده. من یه حالت ضعف و ترسی در وجودم غالبه که حتی نمیتونم جواب آدمایی که اطرافم هستن و وهمیات فضای مجازی رو باور کردن بدم. دقیقا مصداق مومن ضعیف هستم. علی رغم اینکه از نظر علمی و مطالعاتی خیلی فعالیت دارم. و این خیلی عذابم میده. لطفا منو راهنمایی کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه در ابتدای امر با آنهایی که گرفتار توهّمات فضای مجازی شدهاند، همراهی نمیکنید نصف راه را رفتهاید. در کنار این حضور اگر شرایط تذکری دوستانه پیش آمد، تذکر میدهید. ولی جدال، نیاز نیست. موفق باشید
با سلام: در بحث اسماء الله شما فرمودید که اسم یعنی ذات به صفت خاص. سوال: آیا منظور از ذات الله است؟ ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» در تفسیر شریف «حمد» فرمودهاند: «الله» نیز اسمی است از اسمای الهی، در عین جامعبودن. و لذا حضرت ذات در همه اسماء حتی در اسم «الله» نیز ظاهر است. موفق باشید
سلام استاد: نظرتون راجع به حدیثی که در وسایل الشیعه در خصوص این موضوع که هر قیامی و پرچمی قبل از قیام قایم محکوم به شکست است چیست؟ اینا که الان راس کار هستند آبروی دین و اسلام را بردند. چیزی از دین نمانده. حیثیت اسلام را لکه دار کردند، اعتقاد مردم را از بین بردند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: روایت مذکور همچنانکه قبلاً نیز عرض شد مربوط به کسی است که ادعای مهدویت بکند. در ضمن فراموش نکنید که اصل انقلاب اسلامی راهی است جهت احیای بشریت و عبور از مشکلاتی که انسانهای تحت تأثیر غرب برای ملت ما ایجاد کردهاند. در این مورد پیشنهاد میشود مصاحبه جناب آقای دکتر فؤاد ایزدی با آقای علیزاده را دنبال بفرمایید. https://eitaa.com/matalebevijeh/11446 موفق باشید
استاد بزرگوار مجددا سلام علیکم: با عرض معذرت ازاینکه وقت شمارا می گیرم . سوال دیگری ازمحضرتون داشتم: بنده معلم هستم؛ مداحی هم می کنم، فن سخنوری خیلی قوی هم دارم ولی بعضا حس می کنم در ارتباط گیری با دیگران کمی مشکل دارم و با هرفردی نمی توانم ارتباط دوستانه و طولانی مدت بگیرم مگر اینکه مدت طولانی باشد آن فرد را شناخته باشم اصطلاحا آدم خیلی بجوشی نیستم. و تقریبا شخصیت آرومی دارم. به نظر شما جایگاه این قضیه در زندگی چقدر است؟و برای اینکه این مسئله را اصلاح کنم باید چه کنم؟ گاهی با خودم می گویم مسائلی بسیار مهم تراز این مسئله در زندگی وجود دارد و علاوه بر اینکه کمی ذهن من را به خود مشغول کرده ناراحت هم هستم که چرا ذهن من درگیر این قضیه شده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به حکم آنکه مؤمن، برادر مؤمن است؛ هر آنکس که در بستر اسلام و در تاریخ انقلاب اسلامی ذیل ولایت رهبری حاضر است، محبوب ما میباشد باید به او دل سپرد و به حکم «السلام علینا و علی عباده الله الصّالحین» بر او و بر ما سلام. موفق باشید
سلام استاد وقتتون بخیر: شنیدم نماز لیله الدفن رو توصیه شده تا چند شب بعد دفن هم بخونید. صحت داره؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً آنچه مطرح است مربوط به همان شبی میباشد که متوفی دفن شده است. موفق باشید
عرض سلام و ادب...
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً متوجه هستید که این موارد، مواردی نیست که این سایت بتواند در این موارد ورود کند. با اینهمه تصور بنده آن است که راه خوبی را دنبال کردهاید و إنشاءالله نتیجه خواهید گرفت. موفق باشید
سلام استاد: من سوالم رو کوتاه میکنم که کمتر مزاحم شوم. متن های شما رو در مورد آینده انقلاب خواندم ولی آینده ایران برای من پر از ترس و نگرانیست! زبانم لال بعد فوت رهبری عزیز چه بلایی سر ما خواهد آمد، خداوند ما رو چگونه امتحان می کند! امتحانهای آخر الزمانی رو چگونه طی خواهیم کرد! این افکار حرکت رو از من گرفته و بی اندازه نگرانم کرده، با توجه به اینکه می بینیم که چه گرگ هایی در کمین هستند و از طرفی ما و جامعه چقدر ناشکر نعمت های انقلاب و اسلام هست، و از طرفی فوت کثیری از علما و خالی شدن زمین از آنها استاد ما می گفتند دوران امام سجاد پیش روی ماست. لطفا یاری بفرمایید حقایق رو از دل واقعیت ها ببینم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به آغاز تاریخی بیندیشید که حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» آغاز نمود. یگانه مردی که بینظیر بود و همان تاریخ در ادامۀ خود مردی از همان جنس را در ادامۀ آن تاریخ به ظهور آورد. و این یعنی آن آغاز، جهانی را مدّ نظر آورده است که موانع بزرگ جبهۀ مخالف، قدرت نفی آن را ندارد زیرا حکایت، حکایتِ به ظهورآمدنِ جهانی است که مردان آزاده در جستجوی آن بودند و به خوبی با آن موانع در هر چهرهای که باشند – اعم از متحجّرین و یا روشنفکرها- مقابله میکنند و زندگی جز مقابله با همین موانع نیست. از این جهت باید به سَبکی فکر کرد که نیروهای حزب الله باید ذیل حضرت روح الله و حضرت امام خامنهای، روز به روز بهتر و بهتر در مقابل ما قرار میدهند. و این است سبکِ خاصی که جریان حزب الله جدا از متحجّرین و روشنفکران غربزده مدّ نظر دارد. موفق باشید
با سلام: معذرت از طولانی بودن متن. این برداشت من از قضا و قدر خداوند هست مطرح کردم تا ایرادات و ابهاماتم رو برطرف کنین اگر مرحمت کنید. مسیر زندگی به شکل یک فلوچارت برنامه نویسی میدونم که متشکل از انتخاب های ماست. مثلا در مسیر زندگی میرسم به اینکه آیا میخواهم وارد دانشگاه بشوم؟ اگر بله وارد یک مسیر میشوم و اگر خیر وارد مسیر دیگر. که تمام این مسیر ها از اول زندگی هرشخص مشخص است و حتی انتخاب هایی که قرار است داشته باشد. یعنی تقدیر و سرنوشت او. یعنی جناب حر از ابتدای تولد حتی ماقبل آن جز شهدای کربلا ثبت شده چون خداوند عالم است و اینطور نیست که از تصمیم حر شگفت زده شود. و همین طور از تصمیم ابلیس ملعون و نیز حضرت آدم و حوا. یعنی تکوین ما در دایره امکانیست که خدا براساس حکمت خود به ما داده و ابتدا و انتهای آن مشخصه. و در نهایت جهنمی و بهشتی بودن افراد از ازل نزد خداوند مشخص هست. یعنی حضرت آدم در علم خداوند محکوم به هبوط بود در عین اختیاری که داشت و ما محکوم به پذیرش سرنوشت خود در عین اختیارات ظاهری. یا مثال طلب حاجتی میکنیم در حرم و با فاصله کم محقق میشود درصورتی که مقدماتش قطعا خیلی قبلتر از دعای ما فراهم آمده بوده. حال سوال: ما دعای فرج خواهیم خواند برای ظهور یا مثلا بدا حاصل شدن در امر ظهور یا اوامر دیگر تاریخی. آیا قرار است ما خداوند را از علمی که دارد منصرف کنیم؟ خداوند بهتر میداند که ما آیا دعای فرج میخوانیم یا نه آیا تضرع خواهیم کرد یا نه آیا زمینه سازی خواهیم کرد یا نه. و ما در مقام منتظر و عبد این دعا و تضرع و تلاش را داریم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که مرحوم شهید مطهری در کتاب «انسان و سرنوشت» و در جزوه «جبر و اختیار» که روی سایت هست، بر آن تأکید شده؛ علم خداوند به اعمال ما، همانطوری است که ما اعمال خود را انجام میدهیم هرچند که او قبل از آنکه ما انجام دهیم میداند که ما با اختیار خود آن اعمال را انجام میدهیم و دعا نیز در همین راستا است که خداوند بر اساس طلب ما آن را اجابت میکند و میداند که ما چه تقاضایی از او خواهیم کرد و از این جهت بعضاً دعا تمامنشده، آن دعا اجابت میشود زیرا او از قبل میدانست این دعا انجام میگیرد. آری! حضرت پروردگار میداند چه موقع حضرت مهدی «عجلاللهتعالیفرجه» ظهور میکنند زیرا میداند چه موقع دعاهای ما تا مرز ظهور آن حضرت جلو میرود و این تحمیل به اراده خداوند نیست، بلکه به جریانانداختن سنت حضرت رب العالمین است که فرمود: «قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ» بگو که اگر دعای شما نبود خدا به شما چه توجه و اعتنایی داشت؟ موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام استاد گرامی، در پرسش ها جستجو کردم، دو مورد پیرامون مساله کشف حجاب، که سوال بنده است، یافتم، مطالبتون را خواندم و سوالم این است که وظیفه ما در این مساله چیست؟ بنده وقتی به این موضوع، فضای کشور، صحبتهای رهبر معظم فکر میکنم به یک تشخیص شفاف نمیرسم، از جهتی، حدود الهی هتک شده و برهنگی به عنوان نماد فرهنگ غرب در حال جولان دادن است و ما نسبت به حفظ حدود الهی در حد توان مسئولیم و از طرف دیگر حس میکنم، مجالی برای حتی تذکر لسانی نیست چون به نوعی اثر معکوس خواهد داشت، نمیدانم حسم چقدر درست است اما عمیقا حس میکنم، جز حضور عفیفانه در جامعه با یک صلابت درونی و اعتقاد عمیق به حجاب و سایر ارزشهای انسانی و البته تقویت حس نوع دوستی و طلب مغفرت برای فریب خوردگان و بی اثر شدن، کید دشمنان، راهی ندارم، به نظر شما چقدر درست تشخیص داده ام، آیا در مقابل خدای متعال، معذور هستم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هیچ حرفی بنده زیباتر از همین سخنان جنابعالی در نسبت ما با بیحجابیهای پیشآمده، ندارم جز همینکه میفرمایید: «حضور عفیفانه در جامعه با یک صلابت درونی و اعتقاد عمیق به حجاب و سایر ارزشهای انسانی و البته تقویت حس نوع دوستی و طلب مغفرت برای فریب خوردگان و بی اثرشدن کید دشمنان». این میتواند وظیفه فرهنگی ما نسبت به آن امر باشد. البته مسئله رعایت قانون، خارج از بحث شرعیِ آن به عهده دولتمردان است و قوانینی که باید با دقت و حکمت تصویب کنند. سخنان جناب حاج آقا فرهاد فتحی در این مورد قابل توجه است. https://eitaa.com/sheikh_farhad_fathi/12405 موفق باشید
درود استاد: خسته نباشید. استاد من دوست دارم مسیر سیر و سلوک عرفان رو طی کنم و شروع کنم ولی سوال برام ایجاد شده و ابهاماتی دارم ممنون میشم پاسخ بدهید. خیلی ممنون. ۱. آیا این مسیر و هدف درست هستش؟ (قصد نیت من تقرب الی الله و خشنودی خداوند هستش) (منظور از این مسیر مسیر سلوک عرفان هستش) ۲. سوال دیگرم این هستش چرا عارفان بزرگی مثل مرحوم آیتالله قاضی، سید هاشم حداد طهرانی و...... از لحاظ روحی و بدنی خیلی اذیت میشدن؟ مثلا آیتالله قاضی میگوید بعد از۴۰ سال عبادت به عالم غیب دست پیدا نکردند رفتند حرم فتح باب اتفاق افتاد و رسید خانه از حال رفتن و همش از حال میرفتن و مرحوم سید حداد که از لحاظ روحی اذیت میشدن مگر تقرب الله سختی دارد؟ مگر هر کس هدفش خشنودی خداوند باشد روحش آرام نمیشود پس چرا این بزرگواران اذیت میشدن؟ ۳. و سوال دیگری این هستش این عارفان بزرگ خودشان درخواست چنین قدرت از خداوند داشتن یا خداوند این قدرت ها رو بهشون عطا میکرد؟ چون قاضی فرمودن ۴۰ سال عبادت کردم اما به عالم غیب دست پیدا نکردن و.... و یا سید حداد موت اختیاری داشتن آیا این موارد به خواست خداوند بدون اینکه خود آن بزرگواران درخواست کنن؟ ۴. سوال آخرم این هستش چگونه کتاب های عرفانی واقعی و شبه عرفانی و مطالب و افرادی از این قبیل را تشخیص دهیم؟ خیلی ممنون دعا گوی شما هستم استاد. ان شاءلله خداوند به شما عمر و سلامتی عطا بفرمایید. خیلی ممنون در پناه خدا
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسیر عرفانی مسیری است که به گفته آیت الله حسنزاده، «حلوای تنتنانی تا نخوری ندانی». آری! باید وارد آن میدان شد تا این نوع سؤالات برایمان جواب خود را بیابند و اینطور نیست که آن انتظارها و سختیها برای آنها شیرین نباشد و خود آنها انتظار داشته باشند خودشان میتوانند برای خودشان کاری بکنند. کتابهای مطمئن در این مسیر همان آثار مشهور عرفانی یعنی آثار ابن عربی و خواجه عبدالله انصاری است. موفق باشید
سلام و رحمهالله خدمت استاد عزیز: إن شا الله توفیقتون روز افزون، یک مسئله ای که درحال حاضر درگیرش هستم و به شدت بنده رو آزرده و لحظات زندگی بنده رو فرسایشی و اضطراب آوار کرده، بنده دانشجو معلم سال آخر کارشناسی الهیات و طلبه پایه ۱ و از جهت مطالعاتی مقدار کمی رو مبانی اندیشه اسلامی، بحث های تربیتی و کلامی کار کردم اما از همه اینا که بگذریم از جنبه عمل درگیر یک کار تربیتی در مسجد و بسیج شدم روی یه تعداد قابل توجهی دانش آموز ابتدایی و راهنمایی که به قول آقای صفایی حائری عشق و دغدغه بود اما شور زیاد بدون تمرین میتونه کمر آدم رو با وجود عشق زیاد بشکنه و بنده الان مبتلا به همچین دردی شدم، دغدغه کار فرهنگی و تربیتی هست، انسی با این بچه ها گرفتیم اما واقعا کم آوردم و به دلیل عمق کم، علم کم، عدم درس خواندن درست و عدم ارتباط مستمر با یک بزرگتر، وجود عادت های بد و... باعث شده علاوه بر خودم که رشدم بسیار کم شده به نظرم با این وضعیت آینده این بچه چیز خوشایندی و پر ثمر نخواهد و نگران استمرار صحیح اینا هستم، از طرفی دلم می گوید غوره نشده مویز شدی باید کمی صبر میکردی تا به حد قابل قبولی برسی بعد دیگر سازی شروع میکردی و بهشدت به این اعتقاد دارم و به نظرم گرفتاری من سر اینه و به دلم هست گرفتاری ها رو ترک یا کم کنم و وقت بزارم بیشتر رو خودم از طرفی خسته از دچار روزمرگی شدن با این بچها و خسته و ناراحت از کارهای ابلاغی نمایشی و بعضاً به نظر من مطابق آنچه که در کتاب آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شود، شما خواندم بسیج که صرفا دنبال کمیت، شتابزده بدون فکر و بحث های فرعی هستند تا حضور تاریخی گام دومی و.... از طرفی هم میگویم شاید ترک این بچه ها حالا که تونستی جمع کنی آنان را صلاح نیست اما از طرفی نمی دانم با آینده آنان چه کنم واحساس اینه است که اگه اولویت و مقدمه چیزی که میشه خودسازی برای انجام بشه این قضیه به لطف خدا حفظ و اساسا تربیت دست خداست ما ها چه کاره ایم؟! خلاصه مطلب این شرایط بنده است و تردید به تصمیم صحیح دارم لطفاً راهنمایی بفرمایید و به نظر شما آیا فرضا بگیم بله اصل بر همون تقویت خودسازی عمومی مثل مبانی فکری، اخلاقی و... تقویت خودسازی تخصصی مثل درسی و علوم لازم بیشتر وقت صرف اینا تا مدتی مقدار از وقت صرف نشر چیز های که بلدیم با این بچه ها؟ ببخشید پر حرفی کردیم. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید به جمع آن دو فکر کنید که از یک طرف در معارف دینی، عمق لازم را بیابید و از طرفی این یتیمانِ آل محمد «صلواتاللهعلیهوآله» را رها نکنید. به نظر میآید آشنایی آنها با معرفت نفس به روش کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و آشنایی آنها با قرآن، نتیجهبخش خواهد بود. موفق باشید
سلام و عرض احترام خدمت استاد گرامی. مسئله ای که دارم این است که اساسا کودکی چیست؟ چه ویژگی هایی دارد؟ به چه انسانی کودک میگويند؟ کودکی تاریخی چیست؟ و بشر در چه مرحله ای از تمدن خود کودک بوده و الان در چه مرحله ای قرار دارد؟ بنده فکر میکنم امروز، بشر در نوجوانی قرار دارد چرا که او به دنبال هویت گمشده و حقیقی خود می گردد. زیرا با پشت سر گذاشتن دوران مدرن، و نرسیدن به مطلوب خویش؛ امروز به دنبال چیزی اصیل است. و در شرایط و روزگاری به سر می برد که اگر بهترین برنامه مادی و معنوی و اخلاقی را به روشی درست به او عرضه کنیم، عقل بشر امروز با آغوش باز آن را می پذیرد. و این شرایط روحیِ بشرِ امروزِ تاریخ، ویژگی های دوران نوجوانی یک فرد انسانی را به ذهن می آورد. و سوال بعدی اینکه آیا روزگاری بوده که بشر کاملا کودک بوده باشد؟ و در برخورد با پرسش های بنیادین خود، عقل به جایی نبرد و سرگرم امور لغو و بازیچه باشد؟ به نظر می رسد دوران کودکی بشر همان زمانی بود که عالم را اساطیری تفسیر میکرد و تلقی انسان انگارانه ای از خدایان داشت، و سرگرم داستان ها و افسانه ها بود. لطفا نظر خود را بیان بفرمایید. حال پرسش اساسی تر، نقش و جایگاه و اهمیت کودکی در نگاه اسلام، شیوه مواجهه با کودک، و انتخاب یک رویکرد تربیتی و فکری است. نقش تفکر در شکل گیری و ماندگاری تمدن ها چیست؟ تفکر در افق تمدن نوین اسلامی چه جایگاهی دارد؟ در باب مفهوم کودکی در تمدن نوین اسلامی، حرف بزنید. چگونه میتوان بشر امروز را در تعقل ورزی اش یاری کرد تا از گذرگاه های حساس عمر تاریخی اش به سلامت گذر کند؟ لطفا به سوال های بنده به قدر فرصت تان توضیح بدهید و البته مشتاق معرفی منابع هستم، از تفاسیرقرآن و آیات مرتبط، منابع فلسفی و مقالات، و آثار خودتان هرچه که اندکی مرتبط هستند را لطفا به بنده معرفی کنید. انشاءالله قصد دارم به صورت یک مقاله پژوهشی بر روی این مسائل کار کنم. سپاسگزار و دعاگوی تان هستم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! از آن جهت که حتی تا قبل از حضرت نوح «علیهالسلام» شریعت به معنایی که بشر با آداب خاص شرعی خود را بپروراند؛ نبوده، و بیشتر با همان کششهای روحانی خود نسبتی با خداوند داشته؛ میتوان گفت مانند کودکی انسان در واقع با امور درونی خود بهسر میبرده و در همین راستا میتوان گفت هر اندازه انسانها بر مبنای قواعد و به تعبیر علامه طباطبایی اعتباریات زندگی را مدیریت کنند و آن اعتباریات مبتنی بر نفسالأمر و احکام الهی باشد؛ بشر از کودکی خود به سوی بلوغش قدم برداشته. و اینجا است که باید پذیرفت اگر انسانها در این دوران همچنان از شریعت و قواعد عقلانی زندگی فاصله بگیرند، به همان اندازه در کودکیِ دوران خود هستند و برعکس، هر اندازه در افق توحیدی تاریخی که در آن حاضرند خود را جستجو کنند، به بلوغ خود رسیده و آیندهداری برایشان معنا دارد. عرایضی تحت عنوان «سنت سقوط تمدنها از نظر قرآن در المیزان» https://lobolmizan.ir/leaflet/368?mark=%D8%B3%D9%82%D9%88%D8%B7 شده است. که میتوانید در سایت «لب المیزان» جزوه آن را مطالعه فرمایید. کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضواناللهتعالیعلیه» و کتاب «انقلاب اسلامی؛ طلوع جهان بین دو جهان» و مباحث «رابطه مردمیبودن نظام اسلامی و آزادی» در این مورد میتواند راهگشا باشد، إنشاءالله. موفق باشید
