با سلام وعرض احترام: استاد سوالم این هست تعداد یاران امام زمان (عج) که ۳۱۳ نفر هست چه تعداد از این ۳۱۳ نفر خانم هستند؟ چون بزرگی میفرمود در ۳۱۳ یار امام زمان (عج) زن نیست همه مرد هستند ولی ۵۰ نفر به غیر این ۳۱۳ نفر خانم این ۳۱۳ نفر را یاری و کمک میکنند. استاد میشه شما نظرتون رو بفرمایید؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید از آن جهت باید مرد باشند که وظیفه خاصی از جمله فرماندهی مستقیم جبهههای نبرد را در اقصی نقاط جهان به عهده دارند، وگرنه هیچ جایی برای اینکه در نزدیکی به حضرت تفاوتی بین زن و مرد باشد، وجود ندارد. موفق باشید
سلام علیکم: ۱. هدف از آفرینش انسان، هدف از خلقت چیست؟ ۲. هدف و وظیفه طلبه چیست؟ ۳. هدف و غایت و کمال انسان چیست؟ ۴. منظور از اینکه شهدا به بالاترین درجه نزد خداوند رسیده اند چیست؟ ۵. آیا روح مرگ دارد؟ اگر دارد چگونه است؟ ۶. عالم ذر چگونه است و اقوال در اون چیه و بهترین قول چیه؟ ۷. عرفان چیست و خوب است یا خیر و....؟لطفا در مورد اون توضیح بدید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: میدانید که جواب این سؤالها در جای خود چند کتاب هست. پیشنهاد ما آن است که با سیر مطالعاتی سایت شروع بفرمایید. https://lobolmizan.ir/page/seyr .اکثر کتابها روی سایت هست. موفق باشید
سلام و عرض ادب: وقت بخیر. نحوه ارتباط روح انسان با بدن دنیایی چگونه است؟ ممنون میشم منابع احادیث و روایی رو هم بگید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای گرفتن جوابی مناسب نسبت به سؤالی که فرمودهاید، خوب است که به کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح صوتی آن رجوع فرمایید. موفق باشید
https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AF%D9%87%20%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87%20%D8%AF%D8%B1%20%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%AA%20%D9%86%D9%81%D8%B3&tab=sounds
https://lobolmizan.ir/book/71
با عرض سلام و تبریک سال نو. طاعاتتون قبول. خدا خیرتون بده. استاد گرامی بنده حدود چهل سال دارم، مجردم و با پدر و مادر عزیزم زندگی میکنم، گاهی تصمیماتی که میگیرم با نظر آنها موافق نیست، مثلا در مسائل عبادی مثل اینکه روزه بگیرم یا نه؟ بنده با توجه به شرایطم، کارهام و توانم برنامه ریزی میکنم و شرایط خانه و پدر و مادرم را هم معمولا مدنظر میگیرم و مثلا یک روزی را روزه میگیرم. سوالم این است که اگر پدر و مادرم بنا به نظر و تشخیص خودشون موافق روزه داری بنده نباشند و بهم بگن که روزه نگیرم یا حس کنم که اگر روزه نگیرم راضی تر هستند تکلیف بنده چیست؟ من به دنبال کسب رضایت الهی هستم واقعا نمیدونم در اینطور موارد وظیفه ام چیست؟ اشتیاق به روزه دارم و از طرفی مثل هر انسان دیگری استقلال در رای و اندیشه دارم و در اینطور موارد واقعا مستاصل میشم. لطفا راهنمایی بفرمایید. ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: تصور بنده آن است که جنابعالی در این شرایط و در این سن و سال که هستید خودتان بهتر میتوانید برنامه زندگی خود را شکل دهید. آری! باید سعی کرد آنها را راضی نگه داشت، ولی نه به معنای اینکه زندگی خود را کلاً در اختیار آنها قرار دهید. موفق باشید
ماندهام خدایا! شهر الرّمضان است؟! پس چرا هنوز قلبم هنوز همان خانه مکدّر است که بوده؟ همان تاریکخانه که جز غفلت چیزی در آن لانه نکرده!! خدایا! در شبانگاه شب است "من خلوت کرده، در سوسوی سیاهی شب، پایان ضیف تو را میبینم، با خود میگویم تمام شد؟» آری! تمام شد و من هنوز نشستهام و ره توشهای بر نداشتم! راستی خدایا! چگونه چشمانم را ببندم و گوش به ندایِ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ: إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ& وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ» قرآن تو ندهم؟!! راستی! چگونه قلبم را در آسمان ابر باران آیات قرآن تو سیراب نکنم؟ در ماهی که تو میزبانی و پذیراییت، شیرینی سخن توست؟! پس چگونه دست ردً به پذیرایی دلکشات بزنم و با سخنات به استقبال تو نیایم؟ میگویند: «شرف المکان بالمکین» پس خانه «رمضان» خانه توست و حرمش قرآنِ تو، و تو به یُمن مبارکی تنزیل سخنات در این خانه؛ در شهر الرمضان، آب و نان بر ما حرام کردی تا گوشهایمان یکبار دیگر گوشِ قلب به آیات تو بسپارد و تو را بار دیگر بیابد و در گرمای خانه تو، ماهی آسوده از هر غیری باشد.
امان و درد!! که هنوز در شک تردید دارم مینویسم و باری به میهمانی تو نمیآیم و کمی قلب خود را خالی از میهمانهای ناخوانده نمیکنم؛ و پا درین خانه نمیگذارم....
ای دل به کوی عشق گذاری نمیکنی / اسباب جمع داری و کاری نمیکنی
ترسم کز این چمن نبری آستین گل / کز گلشنش تحمل خاری نمیکنی
حافظ برو که بندگی پادشاه وقت / گر جمله میکنند تو باری نمیکنی
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. باید به دل خطاب کرد که ماه رمضان، وقتِ حضور است و توجهدادنِ «جان» به «حضوری لیلةالقدری»، که در واقع همه قرآن است بدون آنکه آیهای خاص و یا آیاتی خاص مدّ نظر باشد و اینجا است که فکر میکنیم در ماه رمضان برایمان خبری نشده. زیرا این اندازه که به تکتکِ آیات نظر داریم و به آن صورت عادت به رابطه با قرآن کردهایم؛ نظر به قرآن به عنوان یک حقیقت کلی، نظر نداریم. در حالیکه همه تلاش ما باید آن باشد تا با رعایت آنچه در این ماه باید رعایت کرد، به هویت کلیِ ایمانی خود نزدیک شویم و آن احساس حضوری است جامع. و معلوم است که در این حالت با این آیه روبهرو میشویم که: «وَ مَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ» یعنی مگر «لیلةالقدر» امری است درکشدنی؟ آنطور که مثلاً راستگویی خود را درک میکنیم؟ نه! نوعی از «حضور» است که از هزار ماه عبادت بالاتر است، مثل حضور ذیل ولایت علی «علیهالسلام» است و یا مثل حضور در تاریخ انقلاب اسلامی است که ظاهراً هیچچیز قابل درکی نیست، ولی همه اعمال و رفتار ما را همین نوع حضور، معنا میبخشد. و چه خوب است که به این مژده الهی بیندیشیم که خبر میدهد در ماه رمضان «لیلةالقدری» نهفته است به همان معنایی که شما به حضوری غیر قابل درک ولی در عین «حضور» نایل خواهید شد. موفق باشید
با سلام خدمت استاد بزرگوار: چند وقتی است به این آیات قران فکر میکنم که در آخرشان میفرمایند «و لاخوف علیهم و لاهم یحزنون» میخواستم بدانم این خوف و این حزنی که از این افراد برداشته میشه از چه نوعی هست و این افراد دقیقا چه کسانی هستند، آیا آدم های عادی هم روزی میتوانند در این جایگاه قرار بگیرند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! با رجوع به توحید الهی، با غفّاریت خداوند، حُزنی که ناشی از کوتاهیهای گذشته است، برطرف میشود و با هدایت الهی انسان در راهی قدم خواهد گذاشت که خوفی در آن نخواهد بود و با امیدواریِ هرچه بیشتر کار را ادامه میدهد. موفق باشید
با سلام: می خواستم بدانم تا چه اندازه خودم را مشغول نوشته ها و قلم کنم؟ دوباره نوشته های دیگری دارم، نمی دانم ادامه شان دهم یا نه. نمی دانم اصلا بنویسم باز یا نه دیگر؟ ممنون میشوم راهنمایی ام بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در مواجهه با تفکرِ متفکران و تأمّل در آن افکار و بررسی آن افکار نسبت به مسائل خود، چرا قلم به دست نگیریم و در حضور تاریخیِ خود سخن به میان نیاوریم؟! موفق باشید
سلام استاد عزیز: عزاداری هاتون قبول باشه ان شاءلله. دوستی از من اینگونه پرسید: خداوندی که نظام خلقت را با این عظمت و نظم آفریده که تلسکوپ جیمز وب توانسته تازه گوشه ای از این عظمت را به تصویر بکشد، چگونه ممکن هست هدف و منتهای خلقتش رساندن بنده اش به بهشت باشد، و آن بهشتی که بخورد و بگردد و بیاساید تا ابد، که چه شود؟ آیا این هدف هدفی پوچ و کوچک نیست؟ لطفا پاسخی منطقی برای ارائه به ایشان بفرمایید ممنون میشم، همواره دعاگو هستیم🌷
باسمه تعالی: سلام علیکم: این بحث را میتوانید در کتاب «آشتی با خدا» جلسه دوم کتاب تحت عنوان «خداوند چرا ما را خلق کرد؟» دنبال بفرمایید. باید تصورمان از بهشت، درست باشد مبنی بر اینکه بهشت، مقامِ تجلی اسمای الهی است و جایگاه اُنس با حقیقتالحقایق است تا در بهترین بودن در نزد خود در اُنس با آن حضرت باشیم. موفق باشید
سلام بر استاد گرامی: سخنان حضرت آقا با قهرمانان و مدال آوران بنده را به فکر فرو برد که چگونه رهبر انقلاب اینطور این افراد را بخصوص ورزشکاران را تعریف و تمجید کردند. در حالیکه ظاهراً فضای ورزشکاری بیشتر حالت سرگرمی دارد. نظر جنابعالی در این مورد چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن در این مورد بسیار است از آن جهت که ملاحظه میکنید چگونه دشمنان اسلام بنا داشتند از طریق همین به اصطلاح سرگرمیها، جوانان ملتها را در میدانهایی قرار دهند که فرهنگ سکولار حاکم باشد و حال، ملاحظه میکنید همان جوانان و همان ورزشکاران به افقی از حضورِ ایرانی خود میاندیشند که عزّت ایرانِ اسلامی است با هویت معنوی. حداقل کمی به کاری که خانم سمیه حیدری یعنی اولین بانوی مدالآور در رقابتهای جهانی رشتۀ جودو انجام دادند بیندیشیم که حاضر نیستند بر خلاف نظر مسئولان تشریفات، در آن صحنه بدون چادر بر سکوی گرفتن مدال بایستند و آنان را مجبور میکنند چادر او را به او بدهند. با اینکه مسئولین فدراسیون جودو به او اعتراض کردند زیرا متوجۀ حضوری که جوانان ما در آیندۀ این ایران مدّ نظر دارند، نیستند ولی رهبر معظم انقلاب از کار آن بانو تجلیل کردند و در ملاقات با آن خانم فرمودند: «خیلی کار خوبی کردید که با چادر روی سکو رفتید، باعث افتخار ایران هستید. من سجدۀ شکر به جا آوردم که شما با چادر رفتید روی سکو». حال آیا این سجدۀ شکر رهبر معظم انقلاب حکایت از آن ندارد که ایشان متوجۀ آیندهای هستند که این جوانان آن را میسازند؟ آیندهای که در عین جهانیبودن، قدسی است. https://eitaa.com/abuhossein/31462. با توجه به این امر دوباره سخنان رهبر انقلاب را مدّ نظر قرار دهید که حرفها در آن هست و با توجه به این امر به آن فردی که به گمان خود برای هستهای ما نقشه کشیده است؛ میفرمایند: «به همین خیال باش». موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز. من قبلا هم بهتون پیام دادم و قرار شد حضوری خدمت برسم که به خاطر اهمال کاری خودم حضوری خدمت نرسیدم به خاطر همین عذر میخواهم. الحمدلله نه جسمی نه مالی و...مشکلی ندارم اما از کودکی دچار وسواس فکری زیاد و کمی وسواس عملی بوده ام (وسواس عملی در احکام رو کنترل کردم). فکرم شدیدا درگیره و این افکار وسواسی زیاد فرصت زندگی را از من گرفته است. چند ماهی است از لحاظ معنوی هم سقوط کرده ام. این وسواس فکری و این سقوط معنوی باعث شده زندگی راکد و سختی را بگذرانم. با این که دانشجو ام، دغدغه شغل و درآمد هم ندارم اما بی اراده و انگیزه شده ام... .سرشار از استعدادم، دیگران را راهنمایی میکنم اما خودم بی انگیزه و بی اراده شده ام و ذهنم همیشه درگیر است. خستهِ خستهِ خسته ام. به ائمه اطهار(ع)، امامزادگان (ع) متوسل شدم اما دریغ از حل شدن این مشکل و هر سال بدتر میشود. دیگه راهی به ذهنم نمیرسد. قصد مراجعه به روانپزشک و روانشناس ندارم چون میدانم ثمره ای ندارم. تنها امیدم خدا و ائمه بود که جوابی نگرفتم (شاید به خاطر گناهانم است. نمیدانم) گفتم شما راهی پیشنهاد کنید، دعایی، ذکری، توسلی، دیدار با عالمی یا... قبلا پیشنهاد کردید که پیش روانپزشک بروم. لطف کنید راهی غیر از روانپزشک و روانشناس معرفی کنید. نیاز به شارژ معنوی هم دارم که روانپزشک و روانشناس از این مورد بی بهره اند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید خودتان در خودتان با عزمی بزرگ حاضر شوید و البته عبادات معنوی و اولیای الهی کمک خواهند کرد. در راستای حضور در آنچه باید خود را در درون مدیریت کنید، کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» شروع خوبی است تا
ان شاالله متوجه شوید روح انسان نیاز به معارف عمیقی دارد تا آن معارف او را به سوی حقایق سیر دهد. موفق باشید
با سلام و احترام: اگر کسی مدتی در حقانیت دین اسلام شک کند و نماز و روزه هایش را در این ایام ترک نکند و همه را بجا بیاورد، در زمان رسیدن به یقین لازم است نماز و روزه هایش را دوباره بخواند؟ البته متوجه هستم جایگاه این سوال دفتر مراجع عظام هست، اما از دفتر مرجع چند بار سوال پرسیدم ولی پاسخی دریافت نکردم. درحالیکه دیگر سوالات بفاصله دو روز پاسخ دریافت میکردم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال در همان زمان هم یک باور اجمالی داشتهاید که واجبات خود را ترک ننمودهاید و همین کافی بود و بعد از آنکه رشد علمی کردید بدانید که تمام عباداتتان را در تراز عالیترین شکل عبادات قبول میکنند به حکم آنکه فرمود: « لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ» (توبه/۱۲۱). خداوند جزای آنها را بر اساس بهترینِ آنچه انجام دادند، میدهد. موفق باشید
سلام استاد مهربون: استاد کسی از شاگردان تون برای نوجوان ها دوره ای ندارند که متناسب با تاریخ حاضر و اقتضای سن شون کمک شون کنه؟ .نوجوانهایی که علی الظاهر نه اهل کتاب هستن و نه اهل تفکر! خبرهای خیلی بدی از حال نوجوان ها میشنویم. متاسفانه گاهی مذهبی و غیر مذهبی هم نداره. چه کمکی آزمون بر میاد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میاید بحثهایی مانند آنچه در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» مطرحشده است را اگر با زبان خودشان با آنها در میان بگذاریم، کمکشان خواهیم کرد. در ضمن نکات خوبی در این مورد در کانال زیر میتوانید بیابید. https://eitaa.com/man_video . موفق باشید
سلام و عرض ادب: استاد عزیز من گاهی اوقات چنان بی قرار میشم که نفس تنگه میگیرم. بی قراری من بخاطر دنیا و آخرتم هست، میترسم با کوله باری از گناه بمیرم. فکر به آینده ای که نیومده منو اذیت میکنه، بخاطر اینکه شغل سختی دارم و از لحاظ بدنی هم ضعیف هستم. شخصی فوقالعاده زود رنج هستم، کلاً بخاطر این مسائل و موضوعات دیگر بی قرار میشم و دوست دارم یکی بهم آرامش بده. استاد تو رو خدا یه راه آرامش ابدی به من یاد بدید تا به قول معروف با هیچ بادی به لرزه نیفتم و لحظه لحظه زندگی باقیمانده مملو از آرامشی الهی باشه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: فراموش نکنید که «کارسازِ ما به فکر کار ما است / فکر ما در کار ما آزارِ ما است». با امیدواری به رحمت الهی، کارها را جلو ببرید و در احترام به انسانها کوتاهی ننمایید. موفق باشید
سلام استاد: در فص یعقوبی محی الدین چنین فرموده اند که «اگر نسبت به آن قوانینی که مطمئن هستیم باعث تقربمان به حضرت حق میشود کوتاهی کنیم فاسق هستیم» حال میخواستم بیشتر توضیح بفرمائید. زیرا من در این خصوص تنبلی میکنم یا خودم را توجیه میکنم. استاد آیا این فسق با آن فسقی که عرق خورها و زناکاران انجام میدهند یکی است؟ لطفا کمی توضیح بفرمائید. ان شاءالله زیر سایه ی امام زمان (عج) باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه! یکی نیست. عنایت داشته باشید معارفی که در مباحثی چون کتاب «فصوصالحکم» پیش میآید باید بر اساس مقدماتی خاص، تجزیه و تحلیل شود، به همین جهت تأکید میشود کسانی وارد مباحث مطرح در کتاب «فصوصالحکم» شوند که آن مقدمات را گذرانده باشند وگرنه همینطور که ملاحظه می کنید با سؤالاتی روبرو میشوند که آنها را متوقف میکند. موفق باشید
یا محبوب! علی اکبر را نمیدانم چه نامم لیک همین که با نام مبارکش می نامیم او را سعادت کم نیست. این عید بر شما مبارک باد. سپاس از پاسخ زیبایتان به سوال قبلی. اما حال سوالی دارم که نمیدانم چقدر در ورطه ی حقیقت در میتابد. دیشب در جریان صحبت با یکی از اساتید دریافتم در برهان گیر کرده ام و تا عرفان جاده ناپیدا زیاد است! وقتی عقبه ی این لشکر عشق را می نگرم فقط خودی میبینم که بی استدلال در مسلخ افتاد. لیک حال درگیر برهانم اما امروزم با سوالی عجیبن شده چه بی استدلال چه با استدلال و چه با عمق وجود چرا تا به حال به درد فراغ خود توجه نداشته ام؟ به قول خودتان شاید باید به موضوعات طور دیگری نگاه کرد اما امروزِ من دانسته ها را زمین گذاشته و فقط به یک موضوع می پردازد: چرا به فراغ پرداخته نمیشده؟ و آن هم این چنین؟ استاد بنده سعی در مطالعه و تفکر دارم اما به ناگاه کتابها همه یک کتاب و صفحات همه یک صفحه و خطوط همه یک خط و کلمات فقط یک کلمه میسازند: «او». در این خصوص، این پرداختن باید منتهی به احساس کثرت زدگی شود که نهایتش همان حضور تاریخی است که فرمودید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! لنگان لنگان از راهِ باریک کتابی به راه باریک دیگری باید قدم گذاشت و همچنان در اطرافْ گشت و باز هم گشت. همچون موری که دانه بر دهان دارد تا به سوی لانه ببرد، ولی مییابیم که گاهی به این طرف و گاهی به آن طرف میرود، با اینکه معلوم است لانه خود را میشناسد و میداند باید به کجا برود؛ ولی گویا خداوند بنا را بر آن گذارده تا آن «مور» تنها به خانه و لانهاش نظر نداشته باشد، بلکه با وسعتی بیشتر، زندگی را در اطراف خواستههای اولیهاش تجربه کند هرچند بعداً معلومش میشود:
آنکه عمری در پیِ او میدویدم کو به کو/ ناگهانش یافتم با دل نشسته روبهرو
همان است که گفتید آری! «صفحات همه یک صفحه و خطوط همه یک خط و کلمات فقط یک کلمه میسازند» تا هر چه بیشتر «او» معلوم کند که فقط اوست که اوست. «يَا مَنْ لا هُوَ إلا هُوَ.»[1] موفق باشید
[1] - در كتاب «توحيد» صدوق از أميرالمؤمنين عليه السّلام روايت است كه فرمود: «رَأَيْتُ الْخِضْرَ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِي الْمَنَامِ قَبْلَ بَدْرٍ بِلَيْلَةٍ ، فَقُلْتُ لَهُ: عَلِّمْنِي شَيْئًا أُنْصَرُ بِهِ عَلَي الاعْدَآءِ ! فَقَالَ: قُلْ: يَا هُوَ يَا مَنْ لَا هُوَ إلَّا هُوَ ! فَلَمَّا أَصْبَحْتُ قَصَصْتُهَا عَلَي رَسُولِ اللَهِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ فَقَالَ لِي: يَا عَلِيُّ ! عُلِّمْتَ الاِسْمَ الاعْظَمَ ! فَكَانَ عَلَي لِسَانِي يَوْمَ بَدْرٍ .وَ إنَّ أَمِيرَالْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَرَ: قُلْ هُوَ اللَهُ أَحَدٌ . فَلَمَّا فَرَغَ قَالَ: يَا هُوَ يَا مَنْ لَا هُوَ إلَّا هُوَ ، اغْفِرْلِي وَ انْصُرْنِي عَلَي الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ !» «من حضرت خضر عليه السّلام را در خواب ، يك شب مانده به غزوۀ بدر ديدم ، و به او گفتم: چيزي به من تعليم نما تا بدان چيز بر دشمنان ظفر يابم ! خضر گفت: بگو: يَا هُوَ يَا مَنْ لَا هُوَ إلَّا هُوَ! (اي هُويّت مطلقۀ عامّه! اي كسيكه هويّتي در عالمْ وجود ندارد بجز هويّت او!) چون شب را به صبح آوردم آن رؤيا را بر رسول خدا صلّي الله عليه وآله حكايت كردم. رسول خدا به من گفت: اي عليّ! اين اسم اعظم حقّ است كه به تو تعليم شده است! و آن ذكر بر زبان من در روز معركۀ بدر جاري بود.
سلام استاد عزیز: خدا قوت. استاد چیکار کنم من با هیچ کس صلاح نمیرم، با خانواده، با همکاران، با همسرم و.... هرکسی که با من در ارتباط هست باهاشون دعوا دارم، همیشه اعصابم خورده، خیلی دقیق و نکته سنج هستم و اگر یه ذره ببینم کسی داره بهم ظلم میکنه سریع واکنش نشون میدم و کارم رو با دعوا پیش میبرم. بخاطر همین هم با کسی صلاح نمیرم. بخاطر همین همش دارم شغل عوض میکنم و تا الان نزدیک به ۳۰ شغل عوض کردم. کتاب معرفت نفس شما را هم خوندم ولی تاثیر نداشت. بعضی ها میگن با مزاجت رو معتدل کنی. لطفاً راهنمایی بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همواره به وجه انسانیِ انسانها نظر کنید زیرا آنها حتی آن موقعی که اشتباه میکنند، در وجه انسانی خود به دنبال حقیقتاند. یکی از نکاتی که در دستورات دینی بدان تأکید شده، «اغماض» است نسبت به اعمال انسانها، بهخصوص اغماض نسبت به اعمال مؤمنین، زیرا اراده اصلی انسانها، اراده به سوی حق است و در همین فضا بحث «تغافل» یا نادیدهگرفتن ضعفهای افراد به میان میآید. از حضرت علی (علیه السلام) داریم که: «وَ إِنَّ الْعَاقِلَ نِصْفُهُ احْتِمَالٌ وَ نِصْفُهُ تَغَافُلٌ» به درستی که نیمی از رفتار عاقل تحمل و نیمی از رفتار او نادیدهگرفتن است و یا میفرمایند: «أشرَفُ أخلاقِ الكريمِ تَغافُلُهُ عَمّا يَعلَمُ» برترین اخلاقِ انسان بزرگوار، نادیدهگرفتن آن چیزی است که میداند. امری که در شهید حاج قاسم سلیمانی به وضوح ملاحظه میکردید و برای ادامه انقلاب اسلامی نیاز داریم این روحیه را در جامعه و در خود رشد دهیم به همان معنایی که اقیانوس، آبهای گِلآلود را در بر میگیرد و آلودگیهای آن را فرو میگذارد و آب را در آغوش میگیرد. موفق باشید
با سلام: استاد عزیز همانطور که درپاسخ سوالی فرمودید در بحث دانش بنیان منظور دانشمندانی مثل اگر اشتباه نکنم فرمودید شیخ بهایی مد نظر هستند، سوال اول اینکه در تحلیل شخصیت این بزرگان آیا مثلا ایشان در درجه اول متقی واهل عالم معنا بودند که به واسطه ی این سلوک، به خواست خدا، مثل باغبانی که می داند با ایجاد بستری، این عالم توانایی دادن آن میوه را دارد، استعداد درک توانایی و ظرفیت و تقدیر عالم برای حل فلان مشکل را داشته و به واسطه تقوی، علم ایجاد بستر برای ظهور آن توانایی عالم را داشتند؟ سوال دوم اینکه اگر ما امروز اشخاصی مثل ایشان در درجه اول متقی و مومن و با تاکید دارای سلوک ایمانی را لازم داریم که به خواست خدا قدرت حل مسائل کشور را با یافت تقدیر از عالم بالا و تعامل با طبیعت دارا باشد، چرا باز گویا داریم در فضای علمی که به نظر امتداد یا در زمین علم صرفا برای علم نه برای در خدمت مردم بودن و حل مشکل برای نیل به زندگی اسلامی است، ادامه می دهیم؟ ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! داریم و بحمدلله بسیار هم داریم و اینکه حضرت آقا «حفظهاللهتعالی» امیدوار به آیندهاند، در همین راستا است. و در همین رابطه رئیس جمهور محترم در اصفهان که تشریف آوردند به «بهیار صنعت» که یکی از مراکز مهم تولید دانشبنیان است، سر زدند. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز و گرامی: اینکه ما لفظ امام را برای رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران امام خمینی (ره) بکار میبریم، آیا اشاره به انسان کامل بودن ایشان است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر! واژه «امام» به معنای رهبر و پیشوا میباشد و در همین رابطه به جناب آیت الله آقای موسی صدر هم میگفتند امام موسی صدر. موفق باشید
با سلام: من یک گل زیبا میبینم. در این حالت زیبایی را به گل نسبت میدهم. اما اگر این زیبایی مرا به یاد خدا انداخت، سوالی از این گل دارم، که ای گل زیبا چه کس تو را اینچنین زیبا نمود؟ آیا می توان زیبایی آن زیبا آفرین را مشاهده کرد؟ راهش چیست؟ لطفاً به سوالات پاسخ دهید. ممنون!
باسمه تعالی: سلام علیکم: عالَم مظهر اسمای الهی است و اسماء الهی همان ذات میباشد در صفت خاص. درک عمیق این مسائل نیاز به دنبالکردن عرفان نظری دارد که جناب ابن عربی به خوبی آن را با ما در میان گذارده است. موفق باشید
سلام: عرفان یهودی وحدت وجودی نیست پس احتمالا به طرف کدام قوس نگاه میکنند به طرف جلال خدا؟ چون میدانم در این دین جلال خدا پررنگ است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان نیستم. موفق باشید
سلام و رحمت: با توجه به موقعیت حساس تاریخی که در آن زیست میکنیم و نگاه شما هم که مبتنی بر همین شناخت دقیق است، تقاضا دارم از کاندیدای اصلح بطور شفاف حمایت کنید تا برخی که دچار شک هستند بتوانند راحت تر تصميم بگیرند. آقای دکتر قالیباف انسان پرتلاش و باهوشی است اما نگاه تمدنی و تاریخی ندارد و نمیتواند این گام آخر را محکم بردارد. امروز محور مقاومت به یک علمدار نیاز دارد که ما را بسوی تمدن اسلامی رهنمون شود و دکتر جلیلی واقعا چنین نگاه تمدنی و ارزشی را داراست و توانمندی های شخصی برای اداره کشور را بخوبی داراست و طرح های دولت سایه که بدست توانمند شهید رئیسی اجرا شد موید این موضوع است. کمک کنید آراء بچه های انقلابی پخش نشود و یک رئیس جمهور با آراء بالا و قوی برای اداره کشور انتخاب شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد میتوانید به عکسنوشته https://eitaa.com/matalebevijeh/16943 رجوع فرمایید و یا به نکاتی که در کانال مرآتhttps://eitaa.com/merat_14 از قول بنده نکاتی بیان شده است. موفق باشید
سلام استاد عزیز: الان حدود ۱۷ سال هست که با شما آشنا شده ام و تمام مباحث را پیگیری میکنم ابتدای امر هر سوالی برایم پیش می آمد و میخواستم خدمت تان برسم بلافاصله در جلسه بعدی از زبان شما جوابش را میشنیدم به این نتیجه رسیدم که نباید سوال کنم الان میترسم که این نتیجهگیری ام اشتباه باشد البته سوال. هم ندارم آیا خود اینکه سوال ندارم دلیل میشود که به عمق مطالب پی نبرده ام یا دغدغه و مسئله اصلی من دینداری نیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به لطف الهی مهم، حضور در راهی است که انقلاب اسلامی مقابل ما قرار داده تا همچنان این حضور تاریخی ذیل اسلام و ولایت الهی شدت یابد، إن شاءالله. موفق باشید
سلام علیکم استاد بزرگوار: آیا دلیل مداومت بر استغفار، صرفا برای عذرخواهی از گناهان و کوتاهی های ما در پیشگاه پروردگار است؟ من مادر دو فرزند هستم، موقع استغفار کردن، بر دلم می گذرد که من از اشتباه فرزندانم، در صورت عذرخواهیشان، به راحتی و خیلی زود میگذرم. خداوند که خود ارحم الراحمین است و بر ضعف و نقص ما آگاه است، چرا ما باید مدام از خداوند طلب بخشش کنیم. شاید بفرمایید دلیل مداومت بر استغفار، این باشد که من به خودم یادآور شوم که در پیشگاه باریتعالی، و در مقابل پاکی و قداست حضرتش، بنده ناچیز و پراز لغزش هستم. مخصوصا که پیامبر و ائمه صلوات الله علیهم، و مقربین درگاه حضرتش با استغفار، قرب بیشتر را طلب میکردند. استاد من با این معنا کنار نمی آیم، چرا باید مدام بگویم ببخشید ببخشید.... میگویم کاش غفران، معنای دیگری جز بخشش داشته باشد، مثلا طلب رحمت، و فضل الهی. روز بزرگداشت مقام معلم رو خدمت شما تبریک عرض میکنم🌹
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در استغفار، به معنای همچنان در راه ماندن و به پیش رفتن است. و آن کس که در راه و صراط الهی قرار دارد می یابد که بسی مراحل و مقامات در پیش است. آری! به خود می آید تا در آنچه شایسته حضور در صراط مستقیم است، خود را ارزیابی کند و بنگرد چه کارهایی که باید می کرده و نکرده و از حضرت معبود تقاضا میکند تا با غفران خود کوتاهی های بنده اش را نادیده بگیرد تا بنده اش همچنان امیدوارانه پیش برود و از آن مهم تر فراز آخر ذکر استغفار است که عرضه میدارد «واتوب الیه» یعنی و همچنان من به سوی تو ادامه میدهم. و اینجا است که می فهمیم چرا رسول خدا «صلوات الله علیه و آله» میفرمایند: «إِنَّهُ لَيُغَانُ عَلَى قَلْبِي وَ إِنِّي لَأَسْتَغْفِرُ اَللَّهَ فِي كُلِّ يَوْمٍ سَبْعِينَ مَرَّةً » . به درستی که قلب من زنگارآلود میگردد [از این رو] در هر روز هفتاد بار از خدا طلب مغفرت میکنم»؟! موفق باشید
سلام و درود استاد طاهرزاده: مدتی است گرفتار بیماری شدم، بسیار بی حوصله و ناامیدم. هرچند خیلی شنیدم انسان بیمار خیلی مقرب هست و چه و چه. اما هر مشکلی در زندگی راه حل داشته غیر از بیماری های صعب. خانواده ام هم خیلی سرحال نیستند و اینجور بگم بسیار بسیار خودم رو در قعر دره ای میبینم که راه نجات نیست و همین موارد باعث دلسردی و حسادت و نفرت شده. صبرم تمام شده. بنظر شما چرا خدا شفا نمیده، مخصوصا این امراض را؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید به این فکر باشیم که شاید مصلحت ما در این نوع بیماریها باشد. اینجا است که صبر بر بلا معنا میدهد و موجب گشایش معنوی میگردد. موفق باشید
با سلام وعرض ادب خدمت استاد بزرگوار: با توجه به گستردگی جامعه امروزی به خصوص در شهرهای بزرگ، تا حدی اعتماد کردن به یکدیگر سخت شده است، خصوصا در مساله ازدواج، برخی برای شناخت بیشتر توصیه به ارتباطات بیشتر به بهانه های مختلف می دهند، اما چطور میشود در این مدت احساسات بر فرد غالب نشود به ویژه برای شخصی که تا به حال ارتباطی از این جنس با غیر محارم نداشته است و از کجا معلوم شناختی که از این طریق به دست می آید درست باشد، و به نظر شما مراجعه به مشاور (روانشناس) بهتر نیست؟ چطورمتوجه فطرت زنده و صدق سخن افراد بشویم به خصوص اگر شانس های خوب کمی برای ازدواج موجود باشد. اگر شخصی نماز نخواند ولی گرایش به سمت دین و مذهب داشته باشد، میشود به آینده او امیدوار بود و با اعتماد با او ازدواج کرد؟ یا فقط باید حال کنونی او را در نظر گرفت؟ با تشکرفراوان، التماس دعا🌺
باسمه تعالی: سلام علیکم: مشاوره در این موارد از جهاتی خوب است. به هر حال اگر شما خود را ذیل اسلام و انقلاب تعریف کردهاید، طرف مقابل نیز باید این نوع حضور را پذیرفته باشد و از آن بیگانه نباشد و از این جهت شاید نمازنخواندن او مشکل ایجاد کند مگر آنکه همه گرایش دینی شما را بپذیرد و گیر ندهد و منکر نماز هم نباشد. موفق باشید
