بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
33757

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد بزرگوار: اشخاصی نورانی مثل شهید حججی یا حاج قاسم با شهادت جریان مثبت در جامعه ایجاد می‌کنند در مورد مهسا امینی که با مرگش فتنه به پا می‌شود. آیا می‌توان با اطمینان گفت ایشون شخصیت پلیدی داشته یا خیر؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در این موارد نباید قضاوتی داشته باشیم. به خودشان مربوط است. موفق باشید

33673

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام‌‌علیکم و وقت بخیر استاد 🌸: در شرح ١٠ نکته از معرفت النفس در نکته سوم فرمودین که عقل = بُعدِ فهم حقایق قلب = بُعدِ کشف حقایق وهم = بُعدِ صورت حقایق. سوال بنده این هست که چطور می توان از بعُد عقل که (فهم حقایق) هست به مرتبه و مقام قلب (کشف حقایق) برسیم؟ و حقایق معرفتی رو به صورت کشفی بفهمیم و درک کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که در دل عبادات، مبانی معرفتی و عقلی پشتوانه آن باشد و آن عبادات همراه با تقوای لازم در زندگی ادامه یابد؛ به لطف الهی خود به خود آن معارف عقلیه، حالتِ قلبی به خود می‌گیرد به همان معنایی که جناب صدرالمتألّهین فرمودند: «المعرفة بذر المشاهده». موفق باشید

32857

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم اللّه.. عرض سلام و ادب و زیارت قبولی ...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همواره در مسیر توحید و نظر به حضرت رحمان، باید امیدوار بود. ناامیدی مربوط به کسانی است که با خدا معامله نکرده اند. موفق باشید

39909

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام و با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در این ایام نورانی: بنده مسئله‌ای شخصی اما معنوی را با شما در میان می‌گذارم، به امید دریافت راهنمایی از محضر حضرت‌عالی که هم با مسائل سلوکی آشنایی عمیق دارید، و هم نگاهی دقیق به تراز انسان مؤمن در جامعه معاصر دارید. مدتی‌ست با دغدغه‌ی حفظ ظاهر مؤمنانه (به‌ویژه در مورد نگه‌داشتن ریش به اندازه یک قبضه) مواجه‌ام. از نظر فقهی و با نیت دینی، همیشه سعی بر رعایت این اندازه داشته‌ام. اما اخیراً به‌علت تغییر محل کار و احتمال سوءبرداشت یا حساسیت برخی همکاران، در فکر کوتاه‌کردن موقت آن بوده‌ام. در همین ایام، خوابی دیدم که برایم معنادار بود: در خواب، صدایی واضح فقط یک کلمه گفت: «یک قبضه» این صدا با حالتی همراه بود که گویی ناظر بر همین دغدغه‌ام بود؛ و از آن زمان، این پرسش ذهنم را درگیر کرده که آیا این خواب، هشداری برای وفاداری به نماد ایمان است؟ یا فقط اشاره‌ای به تعادل، بدون تحمیل؟ اکنون با تردید میان عقل، نیت، شرایط بیرونی و الهام درونی مواجه‌ام. از شما خواهشمندم اگر ممکن است راهنمایی بفرمایید که چگونه باید چنین پیامی را فهم کرد؟ و آیا کوتاه‌کردن موقت، با نیت روشن و بازگشت به حالت اصلی، با سلوک توحیدی در تعارض است یا خیر؟ با سپاس فراوان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جریان محدودبودنِ ریش به یک قبضه، مربوط به مقابله با جریان یهود است با آن ریش‌های بلند. و از این جهت خواسته‌اند ما تشبهی با آن‌ها نداشته باشیم، امری که در این زمان چندان مسئله نیست. در این مورد نباید به آن خواب اعتماد کرد. مهم، عرف امروزین مؤمنین است که ممکن است افراد با ریش‌های بلند، حالت انگشت‌نما پیدا کنند که امر مطلوبی نیست. عرف مومنین ملاک است. موفق باشید 

36369
متن پرسش

چرا خدای مهربان و رحیم که منتقم است جواب این نسل کشی بزرگ را در غزه نمی‌دهد؟ آیا خدا وجود دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در همین نکته آخر است که کدام خدا وجود دارد و کدام خدا وجود ندارد؟! خدایی که هرکاری که ما مایل باشیم، باید انجام دهد؛ نه! وجود ندارد. ولی خدایی که ربّ العالمین است و زمینه‌های تعالی انسان‌ها را فراهم می‌کند؛ آری! او وجود دارد هرچند حتی «ربییّون» یعنی آنانی که دلبسته به ربّ العالمین هستند، فریاد برآورند که پس یاری خدا چه شد؟ امری که خداوند در قرآن این طور گزارش می‌دهد: « أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ ۖ مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّىٰ يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَىٰ نَصْرُ اللَّهِ ۗ أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ» آيا پنداشتيد كه داخل بهشت مى‌شويد و حال آنكه هنوز مانند آنچه بر [سر] پيشينيان شما آمد، بر [سر] شما نيامده است؟ آنان دچار سختى و زيان شدند و به [هول و] تكان درآمدند، تا جايى كه پيامبر [خدا ] و كسانى كه با وى ايمان آورده بودند گفتند: «پيروزى خدا كى خواهد بود؟» هش دار، كه پيروزى خدا نزديك است.
آیا نباید در رخدادی که در غزه در حال شکل‌گیری است متوجه حکمتی شد که حضرت ربّ العالمین بنا دارد چهره نژادپرستِ غرب را بنمایاند؟ و در این رابطه بخواهد تاریخ دیگری را به ظهور آورد؟ امری که حتی مردم غزه متوجه آن شده‌اند که چه رسالتی به عهده آن‌ها گذاشته شده که در مقابل این‌همه مصیبت و سختی، خود را نمی‌بازند. نکته‌ای که رهبر معظم انقلاب نیز به خوبی از آن آگاهند و در نتیجه در بازدیدی که از نمایشگاه دستاوردهای نیروی هوافضای سپاه پاسداران داشتند فرمودند: «قضیّه ابعاد مهم‌تری پیدا می‌کند وقتی انسان توجّه کند که این «نتوانستن»، مخصوص رژیم صهیونیستی هم نیست؛ آمریکا هم نتوانسته ــ داخل مِیدان‌اند دیگر؛ آمریکا داخل میدان است ــ کشورهای غربی [هم که] دارند کمک می‌کنند نتوانسته‌اند. در ملاحظه‌ی حرکتِ تاریخیِ بشریّت، این خیلی مسئله‌ی مهمّی است؛ ما به جایی رسیده‌ایم که یک تجهیزاتِ مفصّلِ نظامیِ مسلحِ مجهّز به انواع سلاحها، در یک صحنه‌ی این‌جوری، به طرف مقابل خودش که بظاهر هیچ کدام از آن امکانات را ندارد نمی‌تواند غلبه پیدا کند! این یک پدیده‌ی مهمّی است، این یک حقیقتی است.» موفق باشید     

 

34807

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

پیام شما: سلام و عرض ادب و آرزوی سلامتی خدمت استاد عزیز. ممنون می شم نظر حضرتعالی رو در مورد متن زیر بدونم. با تشکر. سوال: اگر از نظر خداوند یک مسلمان واقعاً پاک با یک مسيحی واقعاً پاک یا بودایی واقعاً پاک تفاوت نداشته باشد، پس تفاوت دستورات این ادیان برای چيست؟ پاسخ: پيشفرض این سؤال گویا این است که مثلاً نماز خواندن، به این نحو خاص که در اسلام هست، انسان را به مقصد می رساند اما به نحو دیگری نه. اما مخّ دین اعمال باطنی است نه اعمال ظاهری و در اعمال باطنی بين ادیان تفاوتی نيست. نماز و روزه و دیگر اعمال ظاهری نيستند که ما را به خدا می رسانند به تعبير حضرت علی (ع) «فراوانند کسانی که روزه می گيرند اما از روزه فقط گرسنگی و تشنگی می فهمند و فراوانند آنها که شب زنده داری می کنند اما از آن فقط خستگی و ضعف نصيبشان می شود.» در تمام این اعمال ظاهری آنچه مهم است باطن است، وگرنه فيزیک اعمال یک منافق با یک مسلمان واقعی که فرقی ندارد. آنچه در ادیان متفاوت است ظاهر اعمال است، باطن اعمال متفاوت نيست. یعنی باطن نماز که عرض راز و نياز است در ادیان متفاوت نيست. حال اگر ظاهر نمازم بسيار هم آراسته باشد اما از این باطن تهی باشد، به هيچ جا نرسيده ام

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همه ادیان توحیدی راه‌هایی هستند به سوی خداوند و هرکس در هر دینی که باشد اگر مزه توحیدی آن دین را در جان خود بچشد، توحیدِ دیگر ادیان را هم تصدیق می‌کند و در همین رابطه در قرآن داریم: «لکِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَالْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ مَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ ۚ وَالْمُقِيمِينَ الصَّلَاةَ ۚ وَالْمُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالْمُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ أُولَٰئِكَ سَنُؤْتِيهِمْ أَجْرًا عَظِيمًا» (162/ نساء) ملاحظه می‌کنید که بحث در مورد علمای اهل کتاب است که در عین حال ایمان به توحید و دیانتی دارند که برای حضرت محمد «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» نازل شده. موفق باشید

34336

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: امسال که به لطف خدا قسمت این کمترین شد در سالگرد مرد بزرگ حاج قاسم عزیز حضور داشته باشم و فقط به قصد در راه بودن هم باشم شعری از حافظ در جوار آن بزرگوار آمد که گفتم شاید خوب باشد برای شما هم بفرستم: سرم خوش است و به بانگ بلند می‌گویم / که من نسیم حیات از پیاله می‌جویم / عبوس زهد به وجه خمار ننشیند مرید / خرقه دردی کشان خوش خویم شدم / فسانه به سرگشتگی و ابروی دوست کشید / در خم چوگان خویش چون گویم / گرم نه پیر مغان در به روی بگشاید / کدام در بزنم چاره از کجا جویم / مکن در این چمنم سرزنش به خودرویی / چنان که پرورشم می‌دهند می‌رویم / تو خانقاه و خرابات در میانه مبین / خدا گواه که هر جا که هست با اویم /  غبار راه طلب کیمیای بهروزیست / غلام دولت آن خاک عنبرین بویم / ز شوق نرگس مست بلندبالایی / چو لاله با قدح افتاده بر لب جویم / بیار می که به فتوی حافظ از دل پاک / غبار زرق به فیض قدح فروشویم. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حرف در رابطه با این غزل بسیار است. حقیقتاً حاج قاسم همان پیاله‌ای است که نسیم حیات را بر جان‌ها می‌وزاند و راهی است تا پیر مغان که مولای‌مان باشد، دری به روی‌مان بگشایند. موفق باشید

34081

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و درود خدا: ۱. زندگی را کجا باید جست؟ چگونه مفهوم زندگی روشن می‌گردد؟ آیا برای قدم بر داشتن، نیازِ نفس برای زندگی در بستری مناسب را باید در نظر گرفت یا بودن در بستری برای خوب قدم بر داشتن؟ ۲. دل و جانم بی حد و اندازه نیاز به حضور در طبیعت را حس می‌کند کماکان از کودکی زندگی در طبیعت آرزویم گشته و اکنون نیز... حال که در قم به طلبگی مشغول هستم و آرامشم حاصل نگشته، تغییر شهر و رفتن به شمال کشور چه اندازه موثر و مانع می‌تواند باشد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. چرا هر دو نباشد؟ زیرا باید زندگی را در خود جستجو کرد که چه اندازه انسان می‌تواند نزد خود گشوده و گسترده باشد به وسعت انس با خداوند. ۲. این گرایش، گرایشی است طبیعی. ولی ما چاره‌ای نداریم که بر اساس عقل و مصالح بزرگ‌تری که جامعه ما بدان نیازمندند و در مقابل داریم؛ عمل کنیم. موفق باشید

34030

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: استاد این روزها به خاطر شرایط جامعه خیلی پریشان و مضطربم طوریکه دوست دارم زودتر بمیرم و بعضی مواقع این شرایط غیر قابل تحمل میشه. لطفا برای آرامش روح و روان ذکری یا دعایی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی تحت عنوان «راهی برای حضور در جهان خدا» شده است امید است مفید افتد. https://eitaa.com/matalebevijeh/12047  موفق باشید

33672

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی با سلام وعرض خدا قوت به استاد بزرگوار حاج آقای طاهرزاده: سوال بنده این است که در جایی بیان کرده بودید قریب به این مضمون که نماز خوب نمازی است که اسما الهی در آن فرو بریزد حال این حقیر سوالم این است از کجا بفهمیم که اسما در نمازمان فرو می ریزد؟ آیا شاخصه و ملاک خاصی وجو د دارد برای فهم این مطلب؟ ثانیا از کجا بفهمیم که کدام اسما بر ما تجلی می کند و این تجلی را چگونه قوی تر کنیم؟ با تشکر التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همین‌که با رویکرد نظر به حضرت حق به لطف الهی وارد نماز شوید از آن‌جایی که قرآن در مورد خداوند فرمود: «له الأسماء الحسنی» خود به خود تجلیات اسماء بر قلب نمازگزار جاری می‌شود. ۲. شاید این مربوط به ما نباشد از آن جهت که حضرت خداوند است که می‌داند ما ظرفیت کدام اسم و نیاز به کدام نور را داریم. موفق باشید

33506

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: آیا درست است که بگوییم عین وجود مثلاً عین درخت است اما درخت، عین، عین وجود نیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. اساساً درخت، ماهیت است و ربطی به وجود ندارد. موفق باشید

33257

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: بازم منم شاگرد نالابق😊 استاد کم آوردم، اینکه یه روز نتونی فلان کار رو انجام بدی و حتما بدون دلیل نیست، باید تمام تعادل خلق وخو و شخصیتت رو از دست بدی و مثل یه بره بی صاحب رها بشی تا هر بلایی سرت بیاد؟یک خطا نشونه اینه که دست از دین ورداشتی؟ من تفکر آدمها و قضاوتها رو نمی فهمم اما تا جایی که میدونم وقتی یه مساله در باورت رسوخ میکنه حتی اگر هنوز نتونستی در ظاهر به کمال اون باور برسی ولی دم به دقیقه باورت تغییر نمیکنه که! انسان باید چطور خودش رو معرفی کنه که با یک اشتباه که از بهشت بیرونش میکنن تمام تلاشش رو برای برگشت میکنه هرچند شاید نمیدونه که راه درست دقیقا به کدوم یکی از دانسته هاش بر میگرده، خصوصا در صورت وجود زمان کافی، و دیگه دیگران روش حساب باز نکنن که نظرش عوض شده! من اشتباه می‌کنم، من کم میارم، سست وضعیف و بیخیال میشم و بلعکس، گاهی نمیدونم خصوصیات اخلاقی قبلم رو در جزییات با چه رفتاری و خصوصیاتی جایگزین کنم که درست و حکیمانه باشه، و رودربایستی بودن آزارم میده و شاید مقداری ترس از طرد شدن، متاسفانه همیشه بخش عملی از تئوری خیلی سخت‌تره، برای همینه که من نصفه آدم موندم ولی هیچوقت نمیتونم اون نصفی رو که دارم نادیده بگیرم چون اون عین من، من هست هرچند بالقوه و اگر اون نصفه هم بره دیگه من وجودی ندارم و مساوی با مرگ منه حتی اگر به ظاهر زنده باشم، بنابراین هیچ‌وقت نظرم عوض نمیشه، استاد شما میگید انزوا بده هرچند من اینرو ترجیح میدم، و اینکه زن اجتماعی هم چیز درستی نیست، به تعادل رسیدن واقعا درد آوره، نمیدونی جواب سوالی رو بدی یا ندی! از خودت، اهدافت، برنامه ات و.... بگی یا نگی و در هر دو صورت اشتباهه، و اینکه چی بگی؟ چقدر بگی؟ با چه لحنی بگی؟ و...، من حس یک نوجوون رو دارم که تازه داره با حقیقت اجتماعش، آدم های اطرافش و... آشنا میشه که حدود ۳۰ سال در بینشون بوده و به یک نحوه دیگه اونها رو شناخته باهاشون انس گرفته بهشون علاقه و محبت داشته، درحالیکه انعطاف روحی اون نوجوون رو ندارم و با هر بار روبه رویی با حقیقت یک فرد یا مساله و... می‌شکنم و باید اون شکستگی رو ترمیم کنم با یک باور و روش درست، اون هم در عمل به تنهایی و با آزمون و خطا، گفتید تنهایی گاهی بهتره میتونم اشاره شما رو حدس بزنم. اما اگر من ظرفیت عارف شدن رو نداشته باشم چی؟ قبلا به خاطر داشتن یکسری استعدادها به خودم افتخار می‌کردم اما الان به خودم فوش میدم چون نمیدونم چطور کاری رو بکنم که جواب درست هر کدوم رو همزمان داده باشم و تا جایی که به عهده منه به بلوغ رسونده باشم. با این همه وقتی می بینم که کسی مثل شما هست دلگرم وامیدوار میشم که این دنیا خوبی هم داره که بخاطرش بتونی زندگی رو تحمل کنی، پرحرفی کردم، درپناه حق باشید ان شاءا...💚

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا فکر نکنید که این حالات، قصه این دوران است برای انسانی که می‌خواهد بدون انقطاع از سنت گذشته در این جهان و در آینده آن حاضر شود؟ لذا جمع روحیه سنتی و در عین حال به روز بودن، امر ساده‌ای نیست و از این جهت بحث‌های «جهان بین دو جهان» به میان می‌آید تا نه گذشته سنتی خود را نادیده بگیریم و به انسان‌هایی که متعلّق به آن سنت‌اند بی‌احترامی کنیم، و نه در گذشته بمانیم و از حضور در تاریخ انقلاب اسلامی غافل شویم. إن‌شاءالله امیدوار باشید که به وسعت انسان حاضر در «جهان بین دو جهان» همه روح‌هایی که به نحوی با امور قدسی و معنوی ارتباط دارند، در خود جای دهید و آنان را از خود بدانید. موفق باشید

33181

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. با سلام خدمت استاد گرامی: نیروی های خاص مثل باد آیا این نیروی مثبت هست یا منفی؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در نظام طبیعی آن‌گاه که طبیعت در بستر خودش قرار داشته باشد، هرچیزی در جای خود مفید و لازم است مگر آن‌که انسان‌ها نظام طبیعت را برهم بزنند و لذا آب فراوان که رحمت الهی است تبدیل به سیل می‌شود. به گفته جناب مولوی: «اینچنین نخلی که لطف یار ماست ** چون که ما دزدیم نخلش دار ماست» آری! از نخلی که می‌توان خرما گرفت، ما را از همان طریق به دار می‌زند. موفق باشید

32670

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

ابر قدرت دنیا ایرانه جمهوری اسلامیه. کجای دنیا یه کشور تازه انقلاب کرده دست خالی مقابل این همه کشور متحد شده ی مجهز مقاومت میکنه؟؟  کدوم کشور ۴۴ سال تحریم و انواع و اقسام دشمنی ها رو متحمل میشه و مقتدر میمونه؟ سرانجام این نظام که روشن هست و به انقلاب حضرت ولیعصر میرسه ان‌شاءالله و رو سیاهی میمونه برای هرکسی که به قوه خیال و وهم خودش فکر میکنه زرنگی کرده و برده. علامه حسن زاده آملی چقدر زیبا گفتن که صحنه کربلا تقابل عقل و خیال بود واقعا برای من یکی که روشن شد که همه این نزاع ها و هر آنچه باعث میشه خطا بری ناشی از عدم تطهیر قوه ی خیال هست. خدا کمک کنه بهمون غافل نشیم از این نعمت فوق العاده ی جمهوری اسلامی. ایران حکم کشتی نوح رو داره هر کس خودشو رسوند به این کشتی نجات پیدا میکنه از ما گفتن بود🙂

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رهبر عزیز انقلاب در این رابطه فرمودند: «واقعاً هم جفای به مردم است، هم جفای به کشور است، هم جفای به انقلاب است، اگر امروز کسی بخواهد مردم را ناامید کند و احساس بن‌بست را به مردم القاء کند و بخواهد روحیه‌ی مردم را بشکند و اراده‌ی مسئولین را تضعیف کند.» موفق باشید

39846

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خسته نباشید خدمت استاد بزرگوار: آقای ابن عربی میگن که خواندن نماز این نیست که تو نماز می‌خوانی بلکه خداست که نماز تو را خودش می‌خواند آیا واقعاً نماز خودمان را خدا می خواند؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این معنا که خداوند از طریق نماز که بندگان او اقامه می‌نمایند، خود را در ارادۀ بندگان حاضر می‌کند به همان معنایی که به پیامبر خود فرمود: «وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى». موفق باشید

39303

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

در این گروه همه‌ی اعضا صلوات و قرآن خوانی و... ( به تعداد دلخواه) می‌فرستند و ثواب آن برای هدیه به ذوالحقوق کل اعضای گروه و اموات باشد. (چه اعضا فعال باشند چه نباشند). استاد آیا حتما فقط خود فرد باید برای خودش ذخیره داشته باشه و این چیزی نیست که دیگران بخواهند برای ذوالحقوق او بفرستند؟ این نیت درسته؟ ا ما ۵۰ نفریم می‌خواهیم سخاوتمندانه و آگاهانه به این نیت صلوات هدیه کنیم. اعضای فعال به این نیت کاملا راضی و آگاهند. به شدت وسوسه می‌شوم که این کا را نکنم. می‌ترسم چیزی به گردن بنده بیفته. پویش خودم گفتم هر چه استاد طاهرزاده گفت لینک فقط برای خواهران است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اصلِ کار، کار ارزشمندی است و هرچه قدر در آن ذکر شریف قلباً بیشتر حاضر باشید و معارف عالیۀ آن ذکر، بیشتر مدّ نظر باشد تأثیرش برای خودِ شما و برای عزیزانی که ثواب آن ذکر را به آن‌ها هدیه می‌کنید بیشتر است از آن جهت که اولیای معصوم به ما فرموده‌اند به اندازۀ معرفتی که نسبت به اعمال‌مان داریم، آن اعمال قبول می‌شود. و در این رابطه خوب است به کتاب «اصول کافی» قسمت «عقل و جهل» رجوع فرمایید. موفق باشید

39273

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و نور و رحمت و نظر الهی تقدیم استاد طاهرزاده: ان‌شاءالله که در این ایام مملو از امتحانات آخرالزمانی با بصیرت و روشنی وجودتون هر آن به خدا مقربتر شوید و راهگشای ما نیز باشید. دو تا سؤال دارم از محضرتان اول اینکه منظور از لغات (فرض) و (وجب) در زبان عربی چیست و چه تفاوتی دارند؟ دومین سؤالم مربوطه به اموات است، اینکه ما وقتی کسی از دنیا می‌ره میگیم روحش غرق رحمت الهی و همنشین با اهل بیت علیهم السلام باشه، یعنی چی؟ یعنی روحش در کالبد برزخی می‌ره خونه حضرت زهرا سلام الله علیها و میشینن سر سفره با امام حسن و امام حسین و شهدا غذا می‌خورند؟ چطوری از تفکر مادی دربیاییم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فکر نمی‌کنم در معنای اصلی تفاوتی داشته باشد . سخن در آن است که شارع بر شما امری را فرض کرده به همان معنای آن است که آن امر را واجب نموده. ۲. قصۀ روح، قصۀ حضور در نزد خود می‌باشد و وقتی ان شاءالله همنشین اهل البیت «علیهم‌السلام» باشد، مهم آن است که در خود حضوری را در کنار آن ها احساس کند به معنای نوعی یگانگی در عین حفظ مراتب، که البته ممکن است آن حضور درونی با حضور جسم برزخی او در کنار آن عزیزان همراه باشد. موفق باشید 

36072

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: برای تفسیر نهج البلاغه منبع پیشنهادی شما چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح‌های فارسی به نظر می‌آید شرح مرحوم علامه محمد تقی جعفری که بعضی از خطبه‌ها را شرح فرموده‌اند، مفید باشد. موفق باشید

35725

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: این همه افراد داریم که چشم برزخی میگن دارن و از بزرگان دین اسلام هستند. چطور بود اگر کتاب‌هایی در این مورد می‌نوشتند؟ دیگه تخیلی تر از کتاب‌های هری پاتر که نمی‌شد. و مردم قطعا استقبال می‌کنند. و اگر کسی بخواهد بفهمد می‌فهمد، که بخواهد باعث شک و تردید عده ای شود. برایم واقعا جای سوال است چرا چنین کتاب‌هایی نیست یا انگشت شمارند مثلا مثل کتاب سیاحت غرب. قطعا باید بیشتر از اینها می‌بود. مگر حقیقت نیست؟ چرا باید اینچنین پنهان بماند؟ حداقل اگر کسی خواند و گفت و به آن موضوعات اشاره داشت، اشاره به حقیقت دارد. آیا بخاطر اینکه توهمات و خیالات ممکن است در این زمینه زیاد شود، بزرگان نگفته اند؟ یا چه؟ مورد دیگر اینکه، من خیلی خود خوری می‌کنم. ۱. فکر می‌کنم هر روز دنیایی ما در برزخ یک به یک به نوبت در قالب برزخی آن باز برای ما تکرار می‌شود؟ آیا این فکر درسته؟ آخه من خیلی از روزهامو هدر دادم که. و کلا بگم عمرم به بیکاری گذشته. چون یه خانم خانه دار بودم کار خاصی در طی روز نداشتم. پس برزخمم پوچه و بیکاری و هیچی؟ ۲. یا این فکر رو بکنم درسته، که با توجه به کل زندگی شخص و عقایدش و شخصیتش، برزخی برای او شکل می‌گیرد نه تک تک روزها که حالت برزخی اش به نوبت برای او بعد از مرگ نمایان شود. چون خیلی اشتیاق پیدا کردم باقی عمرم را به عبادت بگذرانم و برزخ و قیامت و آن دنیا را حداقلی بسازم. ولی این فکر وسواس گونه ی شماره ی یک خیلی ذهن بنده را مشغول کرده که چه فایده، ۳۵ سال بیکار گشتی الان دیگه چه فایده؟ بعضی وقتا هم می‌بینم در برنامه ی زندگی پس از زندگی فرد میگه بخاطر مثلا یک نیکی کوچک مخلصانه بهم گفتن تو جهنمی نیستی دیگه. پس کل عمر طرف که به بطالت گذشته چطور نمود پیدا می‌کند و چه می‌شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه در اسلام مهم است معارف است نسبت به حقایق و علمای ما از این جهت در چنین میدان‌هایی برای ما راهنما هستند. برای عبور از این دغدغه‌ها پیشنهاد می‌شود بحث «ده نکته در معرفت نفس» و سپس در راستای انس با قرآن صوت سوره‌های یس و عنکبوت و کهف را استماع فرمایید. همه موارد روی سایت هست. موفق باشید

34990

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

جناب آقای طاهرزاده سلام و درود: شما را به امام زمان قسم، به امام حسین قسم درد مردم را به گوش این رهبر برسانید. یکسر به خیابانها بزنید به بنگاه املاکی ها سر بزنید به درد دل مردم توجه کنید مگر شما عارف نیستید؟ به داروخانه ها تشریف ببرید به بیمارستان ها مگر شما از درد دل مردم خبر ندارید؟ بخدا قسم این تشکیلات دست همه ظالمان تاریخ را از پشت بستند. شما هم علنا حمایت میکنین یک مقدار درد دل مردم را به گوش مسوولین برسانید این هم کمتر از عرفان نیست. مردم دیگر توان ندارند. از دین بریدن، ایام تعطیلات امامزاده ها خلوت بود، نماز جماعتها خلوت شده بهترین ذکر خدا و عرفان حقیقی همین است الهی به حق امام حسین کسانی که به مردم ظلم می‌کنند و دین و عقیده مردم را به بازی گرفتند و آن هایی که حمایت می‌کنند به سزای عمل خودشون برسند هرچه سریعتر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور که متوجه هستید بالاخره عده ای زالوصفت داخلی همراه با دشمنان اسلام بنا دارند نگذارند مردم ارزش این انقلاب اسلامی و ولایت فقیه را بچشند. ولی مطمئن باشید «إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا» و این جا است که صبر و شکیبایی و مقاومت برکات خاص خود را دارد، ان شاء الله. موفق باشید

34973

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد بنده رشته فقه و حقوق مدرسه عالی مطهری میخونم. استاد لطفا بنده رو از این بن بستی و تاریکی که نسبت به آینده دارم نجات بدید. از یک طرف هدف و چیزی فکر می‌کنم علاقه دارم در سطوح عالی حوزه یافتم اما از طرفی یک ترسی دارم که دانشگاه را ادامه بدم و به همین زندگی روزمره ادامه بدم یا خودم را در حوزه پیدا کنم. در ضمن حوزه را به عنوان مسیر علم می‌بینم و قصد تلبس ندارم. حال انگاری آینده برایم روشن نیست و همین امر باعث ترس نسبت به آینده تحصیلی و شغلی و زندگی و... شده. لطفا با توجه به این شرایط دقیق بگید حوزه برم یا دانشگاه؟ ممنونم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور در حوزه در صورتی که طلبه به طور کامل تا آن‌جایی که ملبس شود و در خدمت مردم باشد و در جای خود زندگی‌اش را در همان فضا معنا کند؛ کار خوبی است. ولی چنانچه تنها در صدد رشد علمی هستید، می‌توانید بدون حضور در حوزه و با ارتباط با آثار عالمان دین، آن معارف علمی و دینی را به دست آورید و شغل خود را در راستای همان رشته دانشگاهی‌تان دنبال کنید. موفق باشید

34950

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقت بخیر: برای طالبان حقیقت که با فلسفه آشنایی ندارند چه سیر مطالعاتی پیشنهاد می فرمایید؟ با تشکر فراوان از پاسخگویی شما

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود با دنبال‌کردن  سیر مطالعاتی سایت، إن‌شاءالله مسیر جنابعالی به سوی اُنس بیشتر با قرآن کشیده می‌شود. موفق باشید

34757

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: در جواب سوال 34750 استاد معرفت نفس رو برای دانش آموزان دبیرستانی چه جور باید گفت؟ نیاز به یک طرح درس خوب داره به زبان خودشان و در فهم آنها غیر از آثار جنابعالی و دیگر بزرگان در این زمینه؛ برای ارائه و تفهیم مطلب نیاز به راهنمایی بیشتری دارم. لطفا راهنمایی بفرمائید. با تشکر. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». همین‌که بر اساس درک خودتان از موضوعات معرفت نفسی، مطالب را با دانش‌آموزان‌تان در میان بگذارید، خود به خود کار جلو می‌رود. زیرا قصه، قصه خود آن‌ها است. موفق باشید

34741

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ارادت: اول و آخرش التماس دعا دارم، التماس! گاهگاهی که مخصوصا با بچه ها بداخلاقی می کنم و کم صبرم و تندخو؛ به من می گویند این کار را نکن چون در خاطره شان می ماند؛ راست می گویند، مثل اخلاقها و فریادهای تلخی که گاهی از بعضی آدمها سر می زد و لحظات شیرین کودکی خودم را تلخ می کرد و هنوز یادم مانده و اثراتش را بر من گذاشته. بخدا من واقعا دلم نمی خواهد بداخلاق باشم ولی درواقع سالهاست که همینطور هستم. از خودم متنفرم؛ نه اینکه تنها از اخلاقهایم متنفر باشم بلکه دیگر طوری شده که از خودم متنفر شده ام. کسی که دل سفید بچه ای را تلخ کند و اشکش را در بیاورد یا خاطر مومنی را آیا مستوجب لعن نمی شود؟ شاید کمتر چیزی بیشتر از بداخلاقی در عالم اینقدر زشت باشد. یک وجود خشک و خشن برای خودم درست کرده ام. نمی دانم با چه شکلی محشور خواهم شد؛ چقدر زشت و دست و پاگیر برای خودم! بخدا اگر مجاز بودیم می دادم همینهایی که اینقدر دلشان را ناراحت کردم مرا می کشتند، خاکسترم را هم به باد می دادند تا هیچ اثری از من برایشان نماند. به نظرم بداخلاقی و توحید و ایمان اصلا و هرگز نمی شود که با هم یکجا باشند و من کافر نیستم بله، ولی در جبهه ی خدا هم مسلماً نیستم. شما را به خدا قسم می دهم و خدا را به حرمت شماها که یک راه اساسی و یکباره نشانم بدهید تا از این دیو آدمخوار راحتم کند. که با این وضعم نه عاقبت بخیری دنیایی دارم و نه قیامتی دارم و نه حال خوشی دارم و نه همنشینی که شوق مرا داشته باشد. خودتان ببینید چند بار است که از شرّ خودم می گویم و دوباره همانم که نباید باشم. یعنی حالا دو تا رنج و زجر با هم به جانم حمله کرده: هم اخلاقهای زشت و بدم و هم تکرارهای زجرآور. مَردم به خدا بداخلاقی خیلی قیامتتان را سیاه می کند. من دارم از درد تاریکی می میرم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود مطالب کتاب شرح حدیث «جنود عقل و جهل» که حضرت امام تدوین فرموده‌اند و بنده نیز عرایضی در شرح آن داشته‌ام را دنبال فرمایید. موفق باشید

34570

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر شما: ببخشید مسئولان کشور ما از چه کسی دستور می گیرند؟ لطفاً نگویید مقام معظم رهبری! در روز ۲۲ بهمن ۱۴۰۱ که آقای منتظری (دادستان) در میدان امام (ره) سخنرانی می کردند چه حرف هایی که نباید می زدند و زدند و از مردم انقلابی حاضر در صحنه هیچ کس از حرف ایشان خشنود نشد که نشد. (ضرورت اقدام قانونی علیه زنانی که حجاب را رعایت نمی کنند!!!) بنده دورم را که نگاه می کردم می‌دیدم که از هر ۱۰ زن، یکی حجاب ضعیفی دارد و در دلم گفتم:« خدایا! واقعا الان اگر دل این افراد شکسته شود چه اتفاقی می افتد؟ در صورتی که دل ایشان آنقدر شفاف بوده که خداوند آنها را انتخاب کرده و در میدان جهاد علیه استکبار آنها را به صحنه آورده است». خیلی از این دخترها پاکتر از صدتا روحانی و آخوند هستند؛ ادعای گزافی نیست. گویا هرچه حضرت آقا انسان الهی و با کرامتی هستند بعضی از مسئولان کشور پست تر شده اند. جای مهم قضیه اینجاست که: «تبلیغات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، همین دخترانِ به اصطلاح ضعیف الحجاب را نشان می‌دهد که در راهپیمایی شرکت می‌کنند، فردای همان روز برایشان پیامک می‌دهند که به خاطر حجاب برایتان خلافی ثبت شده است و باید جریمه پرداخت کنید». این مضحک است و واقعا استفاده ابزاری (تبلیغاتی) از زن را به وضوح نشان می‌دهد. دختر بی حجاب تا آنجایی دختر انقلاب هست که در صحنه های انقلابی حضور داشته باشد، اگر در پارک دیده شود می‌شود اخلالگر جامعه، مخل نظم عمومی، قانون شکن و بدکار!!! هرچه خداوند اراده کرده است که جهان ما را در ذیل انقلاب اسلامی گسترش دهند، بعضی از مسئولان عقب افتاده ما در تحجر افراطی خویش به سر می بزند و بر نمی تابند. واقعا راه عبور از چنین دیدگاهی در بین انقلابیون افراطی چیست؟ واقعا میٰ‌شود اسم اینها را انقلابی نهاد؟ بالاخره نمیٰ‌شود با اینها انقلاب را به اوج خود برسانیم. این افراد مانند سدی در برابر تحقق جامعه اسلامی، تمدن اسلامی و در آخر ظهور حضرت بقیة الله (عج) هستند. با افتخار یک دهه هشتادی ام. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر بنده نیز با همه احترامی که برای آقای دادستان قائل هستیم، برای چنین مراسمی، سازمان تبلیغات سخنران مناسبی انتخاب نکرده بودند. ۲. منظور ایشان کسانی‌اند که کشف حجاب کامل کرده‌اند. زیرا همان‌طور که رهبر معظم انقلاب فرمودند افراد ضعیف الحجاب را نباید به بی‌دینی و ضد انقلابی متهم کرد، آن‌ها به تعبیر ایشان دختران خودمان هستند. ۳. بحث پیامک‌دادن و جریمه‌کردن، اگر هم که خبر آن صحیح باشد که فکر نمی‌کنم؛ مربوط به آن‌هایی است که کشف حجاب کرده‌اند. البته این یک طرح است و باید روی آن فکر کرد. تصور بنده آن است که به مرور همین خانم‌ها نیز متوجه می‌شوند در فرهنگ ایرانی این نوع بی‌حجابی‌ها به جهت ریشه‌های خسروانی آن جایی ندارد و آنچه قبل از انقلاب با آن روبه‌رو بودیم به جهت تلاش نظام شاهنشاهی بود که بنا داشت فرهنگ غربی را به جای فرهنگ ایرانی خسروانی که همیشه گرایش مذهبی داشته، جایگزین کند. موفق باشید

نمایش چاپی