بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
33647

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: اگر برایتان امکان هست و فرصت دارید مقداری دستنوشته هست برایتان ارسال کنم که بفرمایید چه کنم، اگر نه هم که ممنون. استاد یک مشکل خطرناکی هم که دارم اینست که بعضی اوقات فکر می کنم ایمان خوبی دارم و به خودم مطمئن می شوم و از خودم راضی؛ مگر اینکه گناهی که می کنم به خودم می توانم نهیب بزنم که چه زشتی هایی در ایمانم هست وگرنه اکثراً نمی توانم عیب ایمان خودم را ببینم و از این بابت در خطرم. لطفا مرا فرو بریزید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نمی‌دانم آن دست‌نوشته‌ها در باره چیست و چه نسبتی می‌تواند با بنده داشته باشد که بنده نظر بدهم. ۲. هرکس باید اندازه ایمان خود را در نسبت با انس با حضرت حق و انوار اسمای الهی او در نظر بگیرد و این‌جا است که حتی پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» عرضه می‌دارند: «مَا عَبَدْنَاكَ حَقَّ عِبَادَتِكَ وَ مَا عَرَفْنَاكَ حَقَّ مَعْرِفَتِكَ.» یعنی نه آن اندازه که شأن تو بود، تو را عبادت کردیم و نه آن اندازه که شأن تو بود، تو را شناختیم. موفق باشید

32726

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: خسته نباشید. استاد با توجه به این مطلب که خداوند می‌فرمایند چهار چیز رو در چهار جا قرار دادم انسان در چهار جای دیگه آن رو جستجو می کند. آرامش رو دربهشت ولی انسان در دنیا آن را جستجو می‌کند. و با توجه به اینکه انسان همیشه در مسیری هست که ممکنه مورد آزمایش الهی قراربگیره و گناهانی هم هستند که باعث تغییر سرنوشت می شوند. چند سوال دارم اگر آرامش نباشه اون عبادت عمیق و صحیح انجام نمیشه و شاید روح عبادت شکل نمی گیره. منظور از آرامش در حدیث قدسی چیست؟ سوال بعد سختی های دنیا گاهی انسان رو از همه چیز باز میداره بطور مثال در روایت داریم فقر از یک در وارد و ایمان از درب دیگه خارج میشه. البته با این مضمون. از کجا تشخیص بدهیم مورد آزمایشیم یا بواسطه گناهان دچارمشکل شدیم؟ راهی رو به بنده پیشنهاد بدید در برابر سختیها دچار تزلزل نشوم. چن اونقدر دچار سختی هستم دیگر در خودم توان تحمل نمی بینم. خواهش می‌کنم راهنمایی کنید چه کنم و راه درست بیرون رفت از مشکلات رو چطور پیدا کنم. ممنونم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. دنیا محل آزمایش است و تلاش، و نباید گمان کنیم زندگی را که محل آزمایش و تلاش است تا هرچه بیشتر پرورش یابیم تبدیل به شرایط رفاه صرف نماییم که در آن صورت به قول متفکران غرب، خواستیم آنچه که پیامبران در بهشت به ما وعده داده بودند در دنیا شکل دهیم و از سختی‌های دنیا آزاد شویم، دنیای خود را به جهنم تبدیل کردیم. ۲. مهم اعتقاد به خداوند و توکل به او است در آن صورت سختی‌ها و مشکلات هر اندازه هم که باشند، افقِ حیات برتری را در مقابل ما می‌گشایند. موفق باشید

40389

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض و ادب و احترام و ارادت خدمت استاد عزیز و مهربانم. استاد جان من در پرسش ۴۰۳۸۵ از حضرتعالی سوالی کردم ولی کامل مطرح نکردم. و شرمنده دوباره مطرح می‌کنم. در کلیپی از استاد امین سپیدنامه شنیدم که به نقل از ابوعلی سینا و ملاصدرا فرمودند که انسانیت انسان شاخصه و علاماتش اینه که ادراکات مرموزی دارد که از هرکسی برنمیاد مثلا اینکه قران رو باز می‌کنیم چقدرش رو درک می‌کنیم؟ جناب شیخ الرییس و ملاصدرا می‌فرمایند اینکه افرادی خطوط قران رو سیاه می‌بینند بدلیل این هست که باطنشون سیاه هست، این شخص دنیوی هست، نشئة الظالم اهلها، سوره نساء آیه ۷۵، قرآن شاخص هست، اون اشخاصی که قدرت روحانی پیدا کرده اند و انسان شده اند خطوط قرآن رو به رنگ سبز نورانی می‌بینند. استاد دوباره سوالم رو بهتر مطرح کردم. منظور ابن سینا و ملاصدرا چیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست از نظر بنده این حرفها از نظر ظاهر هم که باشد معنا ندارد. ای کاش عین جملۀ جناب ابن سینا و جناب ملاصدرا که نماد تفکر و اندیشه و تعقل‌اند آورده می‌شد تا منظور آن‌ها دقیقاً معلوم می‌گشت. موفق باشید

39748

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: طاعات مقبول درگاه حق. بنده پیگیر مباحث شما هستم می‌خواستم درک تاریخی انقلاب اسلامی رو پیگیری کنم چه سیری از آثار خودتون پیشنهاد می‌کنید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید کتاب «معنای درک حضور تاريخی اصحاب امام حسين علیه السلام» https://lobolmizan.ir/book/1622?mark=%D8%AF%D8%B1%DA%A9 بتواند در این مورد کمک کند. موفق باشید

39317

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و عرض ادب: بنده در حال مطالعه کتاب «چگونگی فعلیت یافتن باورهای دینی» هستم، فرمودید حرکت ویژگی عالم ماده است و زمان نیز از حرکت فهم می‌شود و اگر انسان بخواهد راهی به مراتب قرب و رشد و کمال بیابد باید از قید زمان آزاد شود. اینکه می‌گویند آدم حسود اولین ضربه را به ایمان خود می‌زند به این دلیل است که دائماً حسرت گذشته را می‌خورد و نگران آینده است. و راهش رها کردن خود از بند زمان گذشته و آینده و نظر به اکنونیت و حضور خویش در کران هستی است. سؤالم این است که چگونه برخی می‌گویند همانطور که انسان ها و اشیاء طبیعی نشان دهنده وجهی و وصفی از وجوه و اوصاف خداوند متعال هستند، ماه ها و روزها و قطعات زمان نیز همین‌گونه اند. اگر زمان معنایی در عالم ملکوت ندارد و آنچه هست بی زمانی و بی مکانی ست و حضور است و حضور چگونه این با بیان قبل جمع می‌شود؟ اینکه برخی ماه ها و روزها قوت و شدت و ظهورشان بیشتر از بقیه ماه هاست، حال آنکه اصلاً زمان در عالم غیرماده معنا ندارد، این بیان و اشاره به قطعه ای از زمان دقیقاً چه معنایی دارد؟ آیا از باب تسامح است؟ آیا اینکه گفته اند از دست رفتن فرصت رجب و شعبان و رمضان موجب افسوس و حسرت آدمی ست و باید منتظر سال بعد باشد که از دست ندهد. منافات ندارد با رهاشدن از بند زمان و حسرت گذشته و آینده را نخوردن؟ معنای زمان چیست؟ بی زمانی و بی مکانی عالم مجردات چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در «برهان صدیقین» و «برهان حرکت جوهری» روشن می‌شود که بعضی صفات، ریشه در مرتبۀ وجودی نازلۀ آن‌ها دارد مانند شوری در نمک، که به جهت مرتبۀ نازلۀ وجود است در این مرتبه. و در مرتبۀ بالاترِ وجود، این شوری وجود ندارد. و در این رابطه هرجا حرکت هست، زمان مطرح است و در مرتبۀ عالیۀ وجود، حرکت، معنا ندارد تا زمان، معنا پیدا کند. ۲. در این‌که مراتب پایین وجود از جمله زمان، ظرفیت‌های متفاوتی در ظهور انوار الهی دارند اخیراً عرایضی در مقدمۀ بحث «ماه رجب و اخلاص و درک امکانات تاریخی» در این مورد شد. خوب است که به آن بحث رجوع فرمایید. موفق باشید

https://cdn.lobolmizan.ir/uploads/ayam/rajab/speech/Twt_mahe_rajab_va_ekhlas_va_darke_emkanat.MP3 

37520

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: ارادتمندم استاد گرامی. مرحوم امام خمینی در صفحه ۳۱۰ تعلیقات فی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس، روایتی‌ میآورد که دال بر وجود صفات نیکو در خلیفه اول ابوبکر است. علی الظاهر در اثبات بحث وحدت وجود به روایتی که پیغمبر خطاب به ابوبکر می‌گوید همگی صفات بهشتیان در توست، استناد می‌کند. آیا این روایت جای توجیه دارد؟ چرا که ما معتقدیم تا روز قیامت هر ظلمی بشود ایشان در آن ظلم شریکند و خلود در جهنم دارند. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت بفرمایید که در آن متن، بحث در «وحدت وجود» است و این‌که هر موجودی به اعتبار وجه تکوینی او همه کمالات را دارا می‌باشد. به همین جهت در جملات قبل متذکر می‌شوند: «جمعها بین الوحدۀ و الکثرۀ من اثر الجمعیۀ البرزخیۀ الکبری» و در آخر متن، نکته‌ای را که به حضرت موسی «علیه‌السلام» وحی شده است را می‌آورند به معنای «موجودٍ اخس». موفق باشید

34800
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیک و ریحانه: پیشاپیش از زبان درازی و بی‌ادبی خویش خدمت جناب استاد و عزیزانی که در این سایت شریف خدمتگذاراند عذرخواهم و طلب حلالیت دارم و از همه‌ی عزیران زحمتکش آستان معارف اهل بیت صمیمانه تشکر می‌کنم. باز هم می‌بایست ببخشید از این‌که باعث اتلاف وقت عزیزان می‌شوم، یا خدای ناکرده خواندن این نوشته‌ی ناچیز حقیر فرصت مطالعه‌های ناب را از شما استاد عزیز و دیگر عزیزان سلب می‌کند. راهیان نور، بشارت افق توحیدی انقلاب اسلامی بود به آن معنا که:

در مسلخ عشق جز نکو را نکُشند/ روبه صفتانِ زشت‌خو را نکُشند

 گر عاشق صادقی ز مردن مَهراس/ مردار بُود هر آن‌که او را نکُشند

 پدیده‌ی شهادت، حقیتی بود که با اسلام به صحنه‌ی حضور بشر در تاریخ قدسی‌اش نمودار شد. انسانی که خواست در صحنه‌ای بس متعالی‌تر از زندگی طبیعی و مادی فراتر از نگاه عرضی انسان‌ها به یکدیگر در افقی گشوده‌تر در معنای زندگی انسان‌ها حاضر شود، لذا خداوند برای چنین انسانی، شهادت را باب ورود به این صحنه قرار داد. شهادت، انتحار ماده است به معنای گشودن ساحت غیب در معنای زندگی انسان، به معنای بودنی فراتر از بودن زندگی حیوانی و گرایشات و تمایلات عالم دنیا. شهید، افق معنایی از زندگی را پیش روی تاریخ می‌بیند و برای گشودنِ نظرگاهی که عالم مدرن برای به غفلت‌بردن این ساحت، انسان‌ها را با طعمه‌ی وَهم و خیال در دامن نیهیلیسم می‌پروراند به صحنه می‌آید. شهدا از بدو تاریخ ظهور اسلام، رافعِ حجاب ظلم و کفر و استکبار بودند. شهدا، دست گشوده‌ی باطنی عالمند که از آستین حق به صحنه‌ی تاریخ ظهور می‌کند تا تاریخ را از لوث بی‌معنایی و تنگنای ظلم و کفر و نجاست استکبار آزاد کند. شهید به فرموده‌ی امام (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) قلب تاریخ است و قلب، علاوه بر آن‌که محل اِشراق مناسبات توحیدی است، مظهر دگرگونی و تحولات نیز می‌باشد. شهید، علاوه بر آن‌که در تجلی توحیدی زمانه‌ی خود حاضر می‌شود و محل اشراق نور می‌گردد، صرفاً قابل و محل پذیرش اشراق حقیقت نیست، بلکه فاعلِ اشراق توحید تاریخی نیز می‌باشد. اساساً شهید، منزل سلوکِ توحیدی تاریخ است که در زمانه‌ی ظلمت برای به ظهورآوردن نور قدسی الهی در برابر توهم عالم مدرن که معنای انسان را ربوده است، به میان می‌آید تا دست انسان‌ها را بگیرد و از تاریخ پوچی‌های بی‌معنا و سرگردان و تحیّر در میان «مکر و لیلِ» زمانه نجات دهد.

آری! می‌توان گفت شهید، تابش نور الهی است به جامعه‌ای که می‌خواهد در نظام تمدنی خویش حاضر شود و نظامات اجتمای برساخته از اندیشه‌ی توحیدی را در نظام برسازد. ما به شهدا در نگاه کلان تمدن توحیدی خویش هم «محتاجیم» و هم «مدیون»؛ نه می‌توانیم او را نادیده بگیریم و نه می‌توانیم به راحتی این اشراق را بفهمیم. و دقیقاً جنس حضور در «راهیان نور» از این قبیل است: (درک جایگاه شهادت در تاریخ توحیدی عالم). قرار است با حضور در آن دیار بر وجه الهی شهدا نظر کنیم و افق‌های آینده‌ی قدسی خود را بیابیم، نه آن‌که در دامن توهّمات و تخیلات موجود، سفری مذهبی را تجربه کنیم. باید بستر «راهیان نور» را در وجه اصیل شهادت و نظرگاه توحیدی شهید به تاریخ آِنده ی بشر دنبال کرد تا نتایج آن را در دل صنعت و اقتصاد و تجارت و سبک زندگی و....(نظامات اجتماعی) بیابیم.

«راهیان نور» مقدس است، چون محل شروق نور الهی است بر تاریخی که با انقلاب اسلامی در مقیاس تمدنی نوین به روی بشر گشوده شد تا معنایی جدید و انسانی جدید را به صحنه‌ی امروزین عالم بیاورد، انسانی رهیده از شرق و غرب و بشری فوق تحیّر زمانه‌ی بی‌معنایی. انسانِ امروز معنای خود را گم کرده است و این در دل این سرزمین‌های خاکی قابل یافتن است. نگفتم قابل فهم است. سخن از «یافت» و «جستن» و «پیدایی» گفتم تا بدانیم در دل این سرزمین‌های مقدس باید سرا پا گوش شد تا ندای سخن حق در عالم را از آن مأمن بیابیم و گشودگی انسان را فرای ساحت مادی و زمینی‌اش درک کنیم. انسانی که امروز غرق در تمتع عیش و نوش زمینی شده است باید لذت انسی را بچشد که ضریب هوشیاری‌اش صدها برابر ساحت زمین است. بنابراین آن جا باید گوش‌ها را تیز کرد و نگاه‌ها را تیزتر، تا آنچه رخداد توحیدی است را در دل بیابان‌های فکه و شلمچه و طلاییه بیابیم و در دل آن معنای جدیدی از انسان حاضر شویم.

آری! می‌دانم که سخن در اجمال و یا ابهام است اما چه می‌توان بیش از این گفت وقتی سخن از اشراق و ابصار توحید و عالم قدس است؟؟؟!! ما در عالم مادی دنیا با هزاران حجاب می‌خواهیم سخن از ساحت معنا بزنیم!! خوب معلوم است که در حجابِ الفاظ نمی‌توانیم خوب از آن عالم سخن بگوییم لذا در زبان، دچار لکنت هستیم آن‌هم لکنتِ تاریخی و این به خاطر دردی است که از عالم مدرن به جان‌مان افتاد، هم گوش‌ها را دچار بدفهمی کرد و هم زبان ما را به لکنت انداخت، و گرنه بشر بیش از پیش آماده نیوشای سخن حق است و نمونه‌های این شنیدن و تصدیق را کم نداریم. نمونه‌ی بارزش همین تشییع‌ شهدا و همین انقلاب توحیدی اسلامی و همین حاج قاسم‌ها و حججی‌ها و آوینی‌ها و خرازی‌ها و چمران‌ها است .

بنابراین «راهیان نور» بستر قرارگرفتن در افق معنای انسان آخرالزمانی است که از پوچی و بیهودگی رنج می‌برد. اما چه باید کرد؟؟؟ گفت: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس/ خودْ راه بگویدت که چون باید کرد»، تو فقط برو و هیچ مپرس، که شهدا خودشان آداب میزبانی می‌دانند. فقط می‌شود اینگونه اشاره کرد که بایست در این مکان‌های مقدس با نظر به انسانی جدید و آینده‌ای قدسی و راه‌های عبور از بی‌معنایی و اومانیسم و خودبنیادیِ بشر حاضر شد تا «حقیقت» به سخن آید.

یک وقت دوستی در شرهانی در آن محل نزول و اجلال ملائکه و در آن سرزمین که محل سجده‌ی ملائکه است پرسید: این‌جا باید چه کنیم؟ یا به دنبال چه باشیم؟ دیگری به رندی پاسخ داد: آمدیم جستجو کنیم «خود» را با خدا روبه‌رو کنیم، به نظر می رسد «خود» را باید در ترجمان «خود» در «راهیان نور» در دل انقلاب اسلامی تجدید نظر کنیم و از وجه‌ی دیگر که به حاشیه رفته است سخن‌ها بگوییم تا انسان‌ها را در این سرزمین‌های مقدس با خودشان، با آن «بودن اصیل» که می‌توانند با انقلاب اسلامی در صحنه‌های اجتماعی حاضر شوند حاضر کنیم و باید «راهیان نور» را اشارت و بشارت این حضور در آینده‌ی انقلاب اسلامی بدانیم و از این بستر مقدس، انسان را از رنج بی‌عالَمی دوران برهانیم، فقط می‌ماند که زیرکی می‌خواهد و فراستی مؤمنانه که اشارت، نه دستوری است و نه اداری، بلکه اشارت است و بشارت که انسان در افق فطرت درونی خودش آن را دارد. فقط باید بدان رجوع کند تا آن را بیابد، مانند آن هزاران دختر و پسری که در این سرزمین‌ها با ارتباط با شهدا برایشان اتفاق افتاد. جای آن را دارد که پدیدارشناسی کنیم که دقیقاً چه اتقاقی می‌افتد که با هزاران سخن و نصیحت و کتاب و ... نمی افتد ؟؟؟ این‌جا چه ساحتی است؟! و انسان چگونه خود را در برابر حقیقت می‌تواند از پوچی و بیهودگیِ خیالات و توهّماتِ این سویی برهند؟ هرکدام از این‌ها نیاز به سخن‌ها، حرف‌ها، مطالعات و گفتگوها دارد که می‌شود تحت عنوان «انسان و امکان‌های عبور از عالم بی‌معنایی» سخن‌ها گفت. به نظر می‌رسد «راهیان نور»، همان بسطِ «وجود» است که انسان از درون می‌یابد، حقیقت وقتی ظهور می‌کند انسان را در بر می‌گیرد نه آن‌که انسان بخواهد به تمام حقیقت دست پیدا کند. آری! می‌تواند از حقیقت سخن بگوید و گزارش دهد، اما این حقیقت است که حاضر می‌شود و او می‌تواند در این حضورِ حقیقت با آن مرتبط شود و انس بگیرد و از آن بهره ببرد. خود شهدا هم در صحنه‌ی دفاع مقدس در دل حقیقتِ قدسی که با انقلاب اسلامی به میان آمد حاضر شدند و حقیقت بود که آنان را در برگرفت و شدند «مظهر معنابخشی آینده‌ی پیش رویِ تاریخ انسان‌ها»، و خدا می‌داند که اگر می‌توانستیم شهدایمان را به عنوان مظهر تجلی عشق و ایثار و معنا در برابر انسان ها به میان آوردیم، جهانی را در دل انقلاب اسلامیِ خود حاضر می‌کردیم و انسان‌هایی را از مرگ خاموش نیهیلیسم نجات می‌دادیم. آری! نه آسان است و نه ساده، و نیاز به سخن‌ها دارد و اشارت‌ها و عبارت‌های مسأله‌ساز و معنابخش، که باید با انسان امروز در میان گذاشت. اما ببیند انسان‌ها از بی‌عالمی و بی‌معنایی و پوچی به سراغ انسان‌های بی‌معنا در این دوران رفته‌اند که نه انسان را می‌فهمند و نه دوران را و نه تاریخ را، غرق‌اند در پوچی فزاینده‌ی عالمی که نتیجه‌اش یا خودکشی است و یا رسوایی و یا هرزگی بی‌انتهای از هر ارزش اجتماعی و اخلاقی.

سخن زیاد است و مجال در این نوشتار کم، و نیازمند وسعتی برای گفتگوهای تاریخی در برابر انسداد معنایی انسان در زندگی و سردرگمی‌اش در زمانه‌ای که پشت به حقیقت در جاده‌ی نیهیلیسم در حال تفرج است و سُکرِ عالم مدرن او را دچار خودفراموشی یا آلزایمرِ تاریخی کرده است. به خدا می‌دانم که گاهی سطرسطر برخی از این جملات نیازمند شرحی جداگانه و بسط و تفصیلی مجزا دارد، اما چه می‌شود که همین مقدار را هم با شرمساری در برابر حقیقت و اظهار شرمندگی از انقلاب و شهدا می‌نویسیم تا اشارتی باشد برای تفصیل‌های بعد.....

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آنچه فرمودید و چه خوب هم فرمودید؛ حقیقتاً اشاراتی بود که با حضور در مقتل شهدا در کاروان «راهیان نور» پیش می‌آید. مواجهه‌ای که تا این اندازه انسان را از رنجِ بی‌معنایی و نیهیلیسم آزاد می‌کند تا انسان به معنای واقعی خود با انقلاب اسلامی که پیش آمده است، نظر کند. از خود باید پرسید در تاریخی که چنین شهدایی به میان آمدند: شجاعت همراه با خِرد را که در این تاریخ در حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و در کلیّت انقلاب دیدیم، کجا و خشونتِ کور همراه با بی‌خردی که در دشمنان انقلاب مانند صدام و حاکمان آمریکا دیدیم، کجا! ما بالاخره در چنین تاریخی حاضریم و در مقابله با این دوگانگی‌ها باید صرف نظر از ضعف‌های جزئیِ یک جبهه و خوبی‌های ظاهری جبهه دیگر، کلیّت یکی از آن‌‌ها را انتخاب کنیم و اگر در جبهه حقی که پیش آمده حاضر نشویم، عملاً در جبهه باطل قرار داریم.

آنانی که به خاطر دنیای آفریده ذهن خود، همه اصول انسانی، مگر هوس و قدرت را ردّ کرده‌اند، عموماً گرفتار پوچی شده‌اند، هرچند بالاترین بها را برای زیستن بر طبق امیال خود پرداخته‌اند ولی به هر حال به انسان‌هایی تبدیل می‌شوند که یا می‌خواهند بمیرند و یا می‌خواهند سبب مرگ دیگران شوند؛ هر دوی آن‌ها محروم‌شدگانِ زندگی حقیقی و از پا درآمده‌های هوسِ خویش‌اند.

نمی‌خواهم اطاله کلام دهم، مایلم کاربران عزیز به مطالعه متن خود شما مشغول شوند و در آن متن به گفته خودتان: «در ترجمان خود، در دل انقلاب اسلامی تجدید نظر کنند». تا آغازی باشد برای آغازی دیگر. به همان معنایی که جناب مولوی با نظر به چنین آغازهایی می‌فرماید:

پس عدم گردم عدم چون ارغنون ** گویدم که انا الیه راجعون

موفق باشید     

34652
متن پرسش

سلام استاد: وقتتون بخیر. برای پاسخگویی به شبهات فکری دینی‌ و همچنین سیاسی‌ که امروزه در بین مردم و بخصوص دانشجویان وجود دارد چه مطالعاتی باید داشت؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکل، مشکلِ بحران انسانیت است که بشر امروز، معنای خود را از دست داده است و باید سعی نمود او متوجه جایگاه خود در نزد خود و در جهان و در ابدیت باشد. اگر در فرصتی مناسب مباحث «معرفت نفس» را به زبانی نرم و مباحث «برهان صدیقین» را با آنان طوری در میان بگذاریم که آرام‌آرام متوجه حضور ابدی خود با نگاهی که جناب ملاصدرا به میان آورده‌اند، بشوند، مطمئناً با ظرفیت گسترده‌ای که دارند ره صد ساله را یک‌شبه طی می‌کنند. بی‌حساب نیست که حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» که به خوبی متوجه جهان جدید و انسان جدید شدند، از عظمت کار ملاصدرا آن‌چنان به حیرت آمدند که فرمودند: «و ما ادراک ماالملاصدرا؟». آری! صدرا با هم عصربودن با جناب دکارت، معنی بشر جدید را به خوبی فهمیده است. موفق باشید

34569

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام عليكم استاد: خدا عاقبتتان را ختم به شهادت ​کند. من می خواستم بدایه و نهایه را با صوت های استاد صمدی آملی شروع کنم، به توصیه ی برخی از اساتید به خاطر شم عرفانی ایشان در مطالب بدایه و نهایه و بسنده نکردنشان به مباحث عقلی صرف ولی مطالبی را در برخی از سایت ها دیدم که علما شرکت در جلسات ایشون رو حروم کردند به خاطر برخی گفتارهای ایشان مثل این گفتار: وجود حق متعال متن وجود جمادات و نباتات و حيوانات و انسانها است، يعني ما دو وجود نداريم، بلکه هر چه هست يک وجود است که در قوالب و اندازه‌هاي گوناگون ظهور کرده است، نه اين که وجود زمين غير از وجود آسمان، و وجود آسمان غير از وجود حق متعال بوده باشد. و بقیه اش هم در این لینک زیر هست: http://nasiri1342.blogfa.com/post/95 حالا می خواستم بدونم مواضع ایشان درسته؟ و خوبه صوت هاشون رو گوش کنم؟ یا کسان دیگه ای هم هستند که برای شرح بدایه و نهایه شرح صوتی داشته باشند با شم عرفانی نه عقلیه صرف؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این گفته‌ها در دستگاه عرفانی قابل توجیه است. ولی شاید بهتر باشد که با صوت‌های آقای امینی‌نژاد شروع کنید زیرا بحث را خیلی وسعت نداده‌اند، بیشتر سعی کرده‌اند اصل مطلب را با مخاطب‌شان در میان بگذارند. موفق باشید

34287
متن پرسش

سلام استاد گرامی: وقت بخیر. نظر تخصصی تون رو در باره این مطلب می خواستم.

 راستش متاسفانه شرایط یطوری پیش رفته و میره که من و امثال من الان دیگه دغدغه شون اصلا نمیتونه آینده کشور یا استراتژی های دولت و… باشه چون رسما دغدغه مون شده دعا برای کمتر کشته شدن مردم مملکت چه با شلیک گلوله چه با فقر چه با… از ابتدا هم مشخص بود حجاب بهانه است. ولی چیزی که برای من و امثالم مشخص نیست بهانه ی نظام برای کشت و کشتاریه که راه انداخته از مردم عادی گرفته تا سپاهی و بسیجی و نیروی انتظامی، و قسمت عجیب ماجرا اونجاست که همیشه همه ی اینا که کشته میشن یا دشمنن یا به وسیله ی دشمن کشته شدن! و نمی دونم چرا فکر میکنن هنوزم این عذر و بهانه ها کافیه برای ساکت کردن مردمی که سالهاست با مشکلات اقتصادی و فرهنگی دارن به نفس کشیدن ادامه میدن و الان صفت داغدار هم بهشون اضافه شده. ما قشر جوان آنقدر سوال جدید فقط توی صد و خورده ای روز اخیر ایجاد شده و هیچکس پاسخ مطلوبی برایمان نداشته که اگر بگویم زندگی هایمان مختل شده اغراق نکرده ام. اگر بخواهم شرح‌حال این روز های حجم زیادی از جوان‌های کشور (مذهبی و غیر مذهبی) را برایتان شرح بدهم باید بگویم شرایطشان وخیم است، خیلی وخیم. احساسِ رانده شدن اصلا چیزی نیست که بشود براحتی با آن کنار آمد چه برسد به وقتی که بدانی اگر اعتراضی هم به این وضعیت موجود بکنی در بهترین حالت ۲۰ روزی بازداشت در پیش داری. آزادی اندیشه و بیان در ایران چیزی جز ادعا نیست و بیانش مایه‌ی خنده است. در نظام جمهوری اسلامی جرمی داریم به نام «تبلیغ علیه‌ نظام» و هر روزه به همین جرم دستگیر و مجازات می‌کنند، در حالی که با استناد به همین قانون حکومت بنی‌امیه و بنی‌عباس حق تعقیب و مجازات همه‌ی ائمه‌ ی شیعه را داشته اند. و هزاران تفاوت و تناقضی که نظام جمهوری اسلامی به اسم دین و به اسم عدالت علی چهل و اندی سال است در گوش مردم خوانده و اجرا می‌کند و کسی حق اعتراض ندارد!.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه می‌کنید که در شرایط تاریخی بسیار حساسی قرار داریم. پیشنهاد بنده آن است که از این زاویه هم می‌توانید به حضور تاریخی و توحیدی انقلاب اسلامی نظر کنید که با میدان‌آمدنِ شهدای آن‌چنان بزرگ، حکایت از آینده‌ای دارد که بیرون از عقل استکباری است. در آن صورت به صحنه‌ها به صورت دیگری می‌نگرید. اختیار با خود شما است.

با توجه به این امر ما باید متوجه باشیم تنها بیش از دو تاریخ در مقابل‌مان نیست و با توجه به این‌که انسان موجودی است تاریخی و تفکر نیز امری تاریخی می‌باشد؛ خود را در کلیّت یکی از این دو تاریخ می‌توانیم معنا کنیم و این‌جا است که با حضور در تاریخی غیر از تاریخی که حاج قاسم به آن تعلّق دارد، بخواهیم یا نخواهیم باید مریم رجوی را به عنوان رئیس جمهور بپذیریم به عنوان حضور در تاریخی که مقابل جمهوری اسلامی است. از این جهت است که ابتدا و به صورت کلی باید در نزد خود مشخص کنیم به کدام تاریخ در این زمانه تعلّق داریم، وگرنه با اکنون‌زدگی و بی‌تاریخی، آن‌چنان دچار پوچی و سرخوردگی می‌شویم که نمی‌توانیم «خود» را ادامه دهیم.

اشکالات بعدی در دل آن تاریخی که هستیم معنای خاص خود را به خود می‌گیرد که آیا در تاریخی که هستیم آن تاریخ ظرفیت عبور از آن مشکلات را دارا است و یا باید از آن تاریخ منصرف شد؟ این‌جا است که «تفکر» معنا می‌دهد و به اصطلاح گادامر، تاریخْ ما را دعوت به تفکر می‌کند تا تفکر ما تاریخی باشد.

به هر صورت خطرِ بی‌تاریخی خطر کمی نیست به‌خصوص اگر طرف به امید آن‌که می‌تواند به گمان خودش با سرنگونی جمهوری اسلامی، تاریخی را برای خود شکل دهد و بعد با شکست خود احساس پوچی کند، دیگر به قول خودشان زندگی برایشان معنا نمی‌دهد و به جای آن‌که خود را ملامت کنند که چرا کارشان به آن‌جا رسید، دست به خودکشی خواهند زد.[1]

موفق باشید

[1] - به سخنان قبل از خود کشی آقای محمد مرادی رجوع شود که به ادعای خود در رابطه با شعار«زن. زندگی. آزادی» در شهر لیوان فرانسه دست به خود کشی زد. همکلاسی اوگفته است که او اغلب درباره فضای سیاسی ایران صحبت می‌کرد و اغلب امیدوارانه می‌گفت که رژیم سقوط می‌کند. روزنامه لوپروگره، نوشت در ساعت ۱۵ روز سه‌شنبه تجمعی به یاد محمد مرادی در محل واقعه روی پل گالیه‌نی این شهر برگزار شد.

34126

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: گزاره ۱. خداوند حکیم است. گزاره ۲. خداوند از خلق جهان هدفی داشته است. گزاره ۳. هر هدف در اثر احساس نیاز معرفی و پیگیری می‌شود. سوال: خداوند که جهان را آفریده خودش چه هدفی داشته است؟ اگر هدف داشته است پس احساس نیاز کرده است و بی نیازی او زیر سوال می‌رود و اگر بدون هدف خلق کرده پس حکمت خدا مورد تردید واقع می‌شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که: «خداوند خودْ هدف است» و خلقت او در إزاء جوادبودنِ اوست که نیازهای مخلوقات را که همان امکان ذاتی آن‌ها است بی‌جواب نگذارد. موفق باشید

34033

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: ببخشید پاسخ برخی سوالات را که مطالعه می‌کنم در آنها پختگی کلام استاد را حس نمی‌کنم. احساس می‌کنم استاد شخصاً پاسخ نمی‌دهند آیا من دارم اشتباه می‌کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باور بفرمایید خودم که همان طاهرزاده هستم، جواب می‌دهم. البته شاید بستگی به سطح سؤالات داشته باشد و شاید هم که بالاخره پیری است و معرکه‌گیری!! موفق باشید

33725

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد خدا قوت: استاد چند وقتیه هیچ رشدی از لحاظ سلوکی و معنوی نداشتم و انگار متوقف شدم. یه مدتی یه رشدی کردم و حضورم یکم بهتر شد ولی تو همونجا موندم و الان اون دیگه انگار برام کمه. چیکار کنم؟ برای سلوک و رشد معنوی مون چیکار کنیم؟ از یه سال پیش که برای بار اول اومدم جلسه تفسیر شما رشد کردم ولی الان دیگه رشد نمی‌کنم انگار. البته توی مسایل فکری چرا دارم رشد می‌کنم ولی از لحاظ سلوکی و معنوی نه انگار. خدا خیرتون بده

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به افقی که در این تاریخ در پیش رو داریم بیندیشید. افقی که شهدا با درک آن تا حدّ شهادت پیش راندند. در این مورد خوب است که به صوت جلسه 67 بحث «در راستای بنیان‌های حکمت جهان بین دو جهان» رجوع فرمایید. https://eitaa.com/khanehtolab/557 موفق باشید

33497

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: شما در پاسخ یکی از سوالات من فرمودید که، خود الله هم مظهر است. می شود در این باره توضیح بفرمایید. چون من فکر می‌کردم که الله همان ذات است در حالیکه شما الله را مظهر می‌دانید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی در «بسم الله الرّحمن الرّحیم» می‌گوییم به اسمِ الله، معلوم است که حضرت «الله» را اسم می‌دانیم. آری! ذاتی جدایی از اسماء نداریم، ذات در مظاهر حاضر است. این‌طور نباشد که طرف گفته بود رفتیم جنگل، آن‌قدر درخت بود که جنگل پیدا نبود، در حالی‌که همان مجموعه درخت‌ها جنگل بود. موفق باشید

33393

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و خداقوت و تشکر فراوان از این مطالب ناب که باعث می‌شود انسان از باورهای یخ زده نو به نو عوض شود. سوالم اینه که در شرح فصوص تعبیر انسان الاعین و توضیحاتش که مردمک چشم برای چشم و... آیا این می‌شود انسانهای دیگر هم به این مقام برسند یا فقط مشمول انسان کامل است؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این انسان است که در ذات خود مردمک چشم حضرت حق محسوب می‌شود و خداوند خود را با انسان که در حکم مردمک چشم حضرت حق است، می‌نگرد همان‌طور که انسان با مردمک چشم خود هر چیزی را می‌بیند. موفق باشید

33292

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و وقت بخیر: بنده تازه با شما و سیر مطالعاتیتون آشنا شدم و خیلی خوشحالم که هر بار سوال می‌پرسم جواب می‌دهید. سوالی از شما پرسیدم که پاسختان را متوجه نشدم و احساس کردم سوالم را خوب توضیح ندادم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید این نوع احوالات را برای خود محور قرار ندهید. به این فکر کنید که بالاخره این نوع ازدواج‌ها اتفاقی نیست و إن‌شاءالله با درک همدیگر، آن شوق و انس اصیلی که باید بین‌تان پیش آید، ظهور می‌کند. در ضمن مواردی که حالت خصوصی دارد را اگر بتوانیم جواب دهیم جواب به ایمیل کار بران محترم فرستاده می شود. موفق باشید

33059

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم و رحمت الله: استاد گرامی تاریخ را چگونه بخوانیم تا بتوانیم تقدیر زمانه‌ها را دریابیم و بفهمیم در زمانه‌ها و دوران‌ها چه استعدادهایی و چه تجلیاتی متناسب با آن استعدادها بوده است؟ متشکرم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این بستگی به خود ما دارد که با چه رویکردی تاریخ را بنگریم. به عنوان اتفاقاتی از سرِ اتفاق پیش آمده، و یا صحنه‌ها و آینه‌هایی که محل نمایش اراده الهی هستند. بر این مبنا که خداوند در هر دوران و روزگاری به شأنی از شئونات اسماء الهی‌اش به ظهور می‌آید. موفق باشید

32602

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ادب: إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً «۱۹» إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً «۲۰» وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً «۲۰» إِلَّا الْمُصَلِّينَ «۲۲» الَّذِينَ هُمْ عَلى‌ صَلاتِهِمْ دائِمُونَ «۲۳» همانا انسان، بى‌تاب و حريص آفريده شده است. هرگاه بدى به او رسد، نالان است. و هرگاه خيرى به او رسد، بخيل. مگر نمازگزاران! آنان كه بر نمازشان مداومت دارند. سوالی که از این سوره پیش اومده اینکه خب طبیعتا تا چیزی‌رو ندانیم چی هست نمی‌توانیم برپاش کنیم و نمی‌توانیم بهش برسیم و در نتیجه می‌بینیم مثلا نماز اون تاثیری که تو آیات و روایات ذکر شده و داره‌رو بر ما نمیگزاره. خب نماز چیست!؟ از طرفی هم فکر می‌کنم لازم هست بدانیم و چیزی نیست که نشه بهش رسید چراکه خدا خودش واجب کرده تحت هرشرایطی. خدا هم که تکلیف مالایطاق نمی‌دهد! پس قطعا می‌شود فهمید و رسید که اینطور تو قرآن و روایات گفته شده. توضیح می‌فرمایید؟!

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به این نکته خوب است فکر کنید که خداوند «ربّ العالمین» است و به نور ربوبیت خود بنا دارد انسان‌ها را به کمالی که نیاز آن‌ها است برساند و با نماز به عنوان راهی به سوی او ما را وارد عالَمی می‌کند که فطرت ما نیاز دارد. یعنی عالمِ «ربّ العالمینی» و لذا فرمود: «اَقِم الصلواة لذکری» نماز به پا دارید تا به یاد من باشید. و این راهی است که برای کمال ما در مقابل ما گذارده، حال هرکس مایل است به کمالات خود نایل شود می‌تواند آن راه را انتخاب کند. موفق باشید

38014
متن پرسش

سلام و عرض ادب استاد: در مورد پرسش و پاسخ شماره 37990 که کاربر محترم  در آن پرسش، متأسفانه طوری صحبت کرده‌اند که گویا متوجه اطلاعات و عمق اندیشه رهبر معظم انقلاب نسبت به قرآن و نهج‌البلاغه نیستند و آرزو کرده بودند ای کاش رهبری هم مانند آقای پزشکیان کمی نهج‌البلاغه و قرآن می‌خواندند. جنابعالی در جواب، نکاتی را فرمودید، و بنده نیز با نویسنده آن پرسش و خوانندگان آن چند کلمه ای صحبت داشتم با اجازه حضرتعالی: بسمه تعالی با نظر به متن شبهه که در اینجا ذکر نمی‌کنم، عرض می‌شود: می‌فرمایند «کاش رهبری هم نهج البلاغه می‌خواند!» یعنی فرض را بر این گرفته اند که رهبری نهج البلاغه نخوانده اند! پاسخ: اگر رهبری نهج البلاغه نخوانده بود چطور می‌توانست در سخنرانی های خود این همه نقل از نهج البلاغه هم از متن فارسی و هم عربی بیاورند؟! می‌فرمایند: «آقای پزشکیان نمی‌خواهد برود در قالب تشریفات و ... . کسی که زیاد با نهج البلاغه سر و کار داشته باشد اینطور می‌شود.» آیا خواندن نهج البلاغه یعنی اینکه ما کفش خودمون رو خودمون برداریم، یا مثلا در قالب تشریفات نریم (که خوب هم هست این کارهای رئیس جمهور عزیزمان و به ایشون افتخار هم می‌کنیم) یا بیش از این ها هم مطلب در نهج البلاغه هست؟ مثلا نهج البلاغه به آقای پزشکیان توصیه کرده بود که به اقای جلیلی تهمت بزنند و وسط حرف ایشان این همه بپرند؟ و حواشی و زحمت ایجاد کنند؟ البته اینها نقد زمان مناظره است و الان ایشان رئیس جمهور همه ماست و دوسشان داریم و نقد اگر وارد نباشد نقد نمی‌کنیم  و کمک هم می‌کنیم به ایشان. این نکته ناگفته نماند. یا نهج البلاغه به شما اجازه داده که به راحتی به رهبری تهمت بزنید و بگویید از قرآن و نهج البلاغه بی خبر است؟! جالب است این نهج البلاغه ای که شما از آن سخن می‌گویید! می‌فرمایند: برای اهلش حرف زیاد دارد نهج البلاغه! پاسخ: یعنی رهبری اهلش نیستند. این هم تهمت بعدی که نویسنده سوال با استفاده از نهج البلاغه و آن اهل بودنی که از خودشان سراغ دارند توانستند به آن دست بیابند. واقعا عجیب نهج البلاغه ای دارند ایشان، فقط انسان شک می‌کند این نهج البلاغه ای که ایشان می‌فرمایند از حضرت علی (ع) باشد یا از کسی دیگر! می‌فرمایند: «نهج البلاغه کاری می‌کند که خاک و خاکسار می‌شوی...» پاسخ: بله دقیقا مثل شما... خاکسار... در پرسشی که این همه تهمت و افترا و دروغ درونش باشد معلوم است چقدر از نهج البلاغه استفاده شده است. می‌فرمایند: «نمی‌دانم مال حضرت علی هست یا نه ولی در نهج البلاغه خوانده ام !» پاسخ: معمولا افرادی این گونه سخن می‌گویند که به صحت متن نهج البلاغه شک دارند! حتی ویکی پدیای مغرض هم باز سندیت نقل نهج البلاغه از امیرالمومنین را نهایتا تایید کرده است! ولی شما شک دارید و خود را اهل نهج البلاغه و عمل به آن هم می‌دانید؟! اگر نهج البلاغه از امیر مومنان نیست پس چه ارزشی دارد شما و آقای پزشکیان پیرو آن باشید یا نه! و رهبری پیرو آن نباشد «بنا بر تهمت حضرتعالی»؟! می‌فرمایند: «رفیقم بخاطر جملات نهج البلاغه گریه کرد، کاش معظم له هم می‌خواند اینها را...» جواب: شما که خوانده ای چه گلی به سر خود زده ای؟ توانستی بخاطر اغراض سیاسی به آقای خامنه ای که به هر دلیلی از او خوشت نمی آید تهمت نزنی؟ توانستی خودت را از دروغ دور کنی؟ توانستی عمل کنی به نهج البلاغه؟ در کلامت که هیچ عملی دیده نمی‌شود عزیز دل... می‌فرمایند: «ظاهر را کاش بفهمند، بطن کلمات نهج البلاغه که بماند!» پاسخ: شما که در ظاهر آن کلمات که عبارتند از دوری از تهمت و گناهان، هم مانده اید، چه رسد به باطن آن! متن را چوری تنظیم کرده اید که پیش فرض بر این باشد که شما بطن آم را خوانده اید و عاملید به آن! اهالی نهج البلاغه خودشان می‌دانند این نوع ورود و خروج به مباحث «که شما داشتید» ابدا با نهج البلاغه و همان لایه ظاهری آن هم قابل تطبیق نیست چه برسد به لایه های باطنی تر آن ... . کاش این همه حق به جانب سخن نمی‌گفتید که جای نقد سخنان خود را تا این حد باز نمی‌گذاشتید! می‌فرمایند: هرچه بیشتر می‌گذرد صداقت آقای پزشکیان بیشتر عیان می‌شود. پاسخ: گرچه احتمال می‌دهم متن مغرضانه است و دنبال این است که یک بد و بیراه بر علیه آقای پزشکیان از ما بگیرد و به خود ما برگرداند ولی بنده باید بگویم: آقای محترم که این متن را یا با غرض یا بی غرض نوشتید، نهج البلاغه به ما یاد داد که کارهای زیبای آقای پزشکیان را روی چشممان بگذاریم و کارهای بد ایشان را نقد کنیم اینکه اینطور بیان شود که گویا ایشان معصوم است و دیگران بد و دیو هستند، این خودش بزرگترین تهمت است. ولی با همه این اوصاف ما فرض شما را صحیح می‌پنداریم و می‌گوییم شما راست می‌گویید و پزشکیان بهترین فرد این مملکت است و به قول شما رهبری بی اطلاع از نهج البلاغه و قرآن است! چطور این تناقض را حل می‌کنید که بهترین فرد مد نظر شما یعنی آقای پزشکیان از بدترین فرد مورد نظر شما چرا اینقدر تعریف می‌کند!؟ چرا این قدر از پیروی از ایشان می‌گوید؟! چرا اینقدر به ایشان احترام می‌گذارد؟ اگر بگویید پزشکیان راست گوست پس این ها را هم راست می‌گوید  ولی اگر دروغگوست چرا از ایشان تعریف و تمجید می‌کنید ‌؟!  چند کلمه هم در مورد رئیس جمهور محترم آقای پزشکیان: همه می‌دانند ما به ایشان رای ندادیم و ایشان را تبلیغ نکردیم ولی این بر ما واجب است که این شخصیت فرهیخته را در هرجایی که فرهیختگی و ادب و عدالت را گسترش داد یاری کنیم و دفاع کنیم از برنامه هایشان و این کار را از همین الان هم شروع کرده ایم. ولی اگر جایی قابل نقد بود، اگر سکوت کنیم به کشور خیانت کرده ایم و شکر می‌کنیم خدای را که رئیس جمهورمان حداقل اهل این هست که نهج البلاغه را راس امور بداند، مانند رهبر عزیزش. گرچه برخی از کلمات آن را متوجه نباشد. [چون حفظ نهج البلاغه غیر از فهم آن است] دعا می‌کنیم خداوند آقای پزشکیان را به عمق نهج البلاغه که رهبری عزیز به آن رسیده اند «از کلمات و منش ایشان پیداست» و هم آن را ترویج می‌کنند راهنمایی کند. ان شاءالله. خیلی ها دوست دارند مذهبی جماعت را با آقای پزشکیان «بی دلیل» درگیر کنند. ولی به قول رهبری: شتر در خواب بیند پنبه دانه ... . ما طبق نهج البلاغه امیر مومنان علی (ع) پیرو حقیم و اهل آن را بعد از شناخت خود حق می‌شناسیم. پس اگر رئیس جمهوری مانند شهید رئیسی رضوان الله تعالی علیه حق گفت و به حق عمل کرد، ما او را حمایت می‌کنیم و اگر مانند روحانی، بر خلاف حق راه رفت و عمل کرد، قطعا با او مخالفیم و نقد داریم.یاعلی. .دست آخر نظر شما را به بیانات رهبر عزیزمان در مورد نهج البلاغه جلب می‌کنم: https://khl.ink/f/7868 https://ahlolbait.com/content/8813/%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D9%86%D9%87%D8%AC-%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%AD%DA%A9%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8 https://khl.ink/f/50648 https://www.aparat.com/v/mLG1K https://khl.ink/f/56951

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً این مشکل را ما نمی‌توانیم نادیده بگیریم که بعضی از طرفداران آقای پزشکیان تا این اندازه نسبت به واقعیت جامعه خود و فضا و فرهنگی که در آن جاری است؛ بیگانه هستند بدون آن‌که قصد و غرضی داشته باشند. و وظیفه ما در همین جا است که این گسستگی را به هر نحوی که می‌دانیم مرتفع کنیم. و تذکرات جنابعالی از آن جهت لازم است که عزیزانی که به هر دلیلی گرایش به آقای پزشکیان دارند متوجه باشند در چه زمانه و در چه جامعه و چه تاریخی زندگی می‌کنند تا آنچه را که باید ببینند، نادیده نگیرند و از این جهت تذکرات جنابعالی به عزیزانی که به آقای پزشکیان گرایش دارند، تذکرات دلسوزانه‌ای برای آن‌ها می‌باشد. موفق باشید  

34807

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

پیام شما: سلام و عرض ادب و آرزوی سلامتی خدمت استاد عزیز. ممنون می شم نظر حضرتعالی رو در مورد متن زیر بدونم. با تشکر. سوال: اگر از نظر خداوند یک مسلمان واقعاً پاک با یک مسيحی واقعاً پاک یا بودایی واقعاً پاک تفاوت نداشته باشد، پس تفاوت دستورات این ادیان برای چيست؟ پاسخ: پيشفرض این سؤال گویا این است که مثلاً نماز خواندن، به این نحو خاص که در اسلام هست، انسان را به مقصد می رساند اما به نحو دیگری نه. اما مخّ دین اعمال باطنی است نه اعمال ظاهری و در اعمال باطنی بين ادیان تفاوتی نيست. نماز و روزه و دیگر اعمال ظاهری نيستند که ما را به خدا می رسانند به تعبير حضرت علی (ع) «فراوانند کسانی که روزه می گيرند اما از روزه فقط گرسنگی و تشنگی می فهمند و فراوانند آنها که شب زنده داری می کنند اما از آن فقط خستگی و ضعف نصيبشان می شود.» در تمام این اعمال ظاهری آنچه مهم است باطن است، وگرنه فيزیک اعمال یک منافق با یک مسلمان واقعی که فرقی ندارد. آنچه در ادیان متفاوت است ظاهر اعمال است، باطن اعمال متفاوت نيست. یعنی باطن نماز که عرض راز و نياز است در ادیان متفاوت نيست. حال اگر ظاهر نمازم بسيار هم آراسته باشد اما از این باطن تهی باشد، به هيچ جا نرسيده ام

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همه ادیان توحیدی راه‌هایی هستند به سوی خداوند و هرکس در هر دینی که باشد اگر مزه توحیدی آن دین را در جان خود بچشد، توحیدِ دیگر ادیان را هم تصدیق می‌کند و در همین رابطه در قرآن داریم: «لکِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَالْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ مَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ ۚ وَالْمُقِيمِينَ الصَّلَاةَ ۚ وَالْمُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالْمُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ أُولَٰئِكَ سَنُؤْتِيهِمْ أَجْرًا عَظِيمًا» (162/ نساء) ملاحظه می‌کنید که بحث در مورد علمای اهل کتاب است که در عین حال ایمان به توحید و دیانتی دارند که برای حضرت محمد «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» نازل شده. موفق باشید

34761
متن پرسش

سلام علیکم استاد در مورد برائت از دشمنان هم حد اعتدال وجود دارد؟ از وقتی دشمنی ها و خباثت ها و خیانت های براندازان و سلبریتی ها و اصلاح طلب ها را دیدم مدام آنها را نفرین می کنم آرزوی مرگ و بدبختی برایشان می کنم حتی حرم هم مشرف می شوم از اهل بیت (علیهم السلام ) در خواست بلا بر آنها می کنم بعضی اوقات بقدری ناراحت می شوم که خودم از این ناراحت ها رنج می برم اشتهایم کور می شود معده درد میگیرم بعضی اوقات در قوه خیال به اندازه ای که برای ضربه زدن و رسوا کردن آنها خیال پردازی می کنم برای ارتباط با خداوند متعال و توسل به ائمه اطهار (علیهم السلام) انقدر قوه خیالم را مشغول نمی کنم برای خودم احساس خطر می کنم که وقتی این بغض عاقبت مرا هم به شر ختم بکند احساسات باعث شود صبر و رائفت حضرت آقا را نفهمم و در بعضی موارد خلاف میل ایشان رفتار بکنم و موضع بگیرم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با اطمینان به سنت نابودی جریانی که دقیقاً به جهت مواضع حقِ نظام اسلامی با این نظام مقابله می‌کند، آرامش کامل باید داشت و مطمئن باشید با جاری‌شدن سنت الهی در این مورد ایمان و امید و آرامش انسان چند برابر خواهد شد. آیا آنچه این روزها در اسرائیل می‌گذرد، عبرت بزرگی برای ما نیست؟ موفق باشید

https://eitaa.com/jedaaltv_official/534

34481
متن پرسش

با سلام: آیا نظریه وحدت وجود و موجود صحیح است؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! مگر می‌شود حضور خدا را جز در بیکرانگیِ او در عالم مدّ نظر آورد؟ و هر مخلوقی را مظهری از انوار اسمای حسنای او به تماشا نشست؟ به همان معنایی که مولایمان حضرت علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «ما رَأيْتُ‏ شَيْئاً إلّا وَ رَأيْتُ اللّهَ قَبْلَهُ وَ مَعَهُ وَ بَعْدَه» [1] نديدم چيزى را مگر آن‏كه قبل از آن چيز و با آن چيز و بعد از آن چيز، «الله» را ديدم. موفق باشید

[1] ( 1)- ملا محسن فيض كاشانى، علم اليقين، ج 1، ص 49

34343

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام. عزیزم: سوالی درباره سادگورو و آکهارت توله از استاد پرسیده بودم. استاد اظهار بی اطلاعی داشتند. زحمتی نیست فایل پیوست از آکهارت توله را به استاد نشان دهید. قطعاً وقتی از ایشان نخواهد گرفت اما برای بنده و بسیاری از افراد این مسیر نظر ایشان ذی قیمت خواهد بود. صفحه 9 تا 13 مد نظرم هست. https://www.uplooder.net/files/2cff766ee63f8922a15e405324980144/نیروی-حال.اکهارت-تول.pdf.html 💠سوال شماره۳۴۳۰۲ ⁉️سلام استاد عزیزم: صریح و دقیق نظر شما را درباره سادگورو و آکهارت توله می خواستم. ✅باسمه تعالی: سلام علیکم: از هیچکدام از افراد مذکور اطلاع خاصی ندارم. موفق باشید 🌐http://lobolmizan.ir/quest/34302

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع احوالات ربطی به سلوک و تعالی انسان‌ به سوی توحید و عبور از «خود» ندارد. بلکه شبیه همان تجربه‌های نزدیک به مرگ است که آن افراد با روح خود و احوالات و تصوراتِ روحی خود روبرو می‌شوند که به جهت استعدادهای متفاوت، آن تجربه‌ها متفاوت است. ولی ارزش سلوکی ندارد، همان‌طور که مرتاض‌ها با تقویت نفس ناطقه خود روبرو می‌شوند و کارهایی را انجام می‌دهند. زیرا سلوک، در إزای حضور در افق توحیدی به صورت حضوری و وجودی پیش می‌آید. موفق باشید

34331

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: شما فرمودید که با انجام توبه‌ی واقعی صُوَر برزخی و قیامتیِ حرام یا قبیح نیست می‌شود و می‌دانیم نیست شدن برابر است با عدم و همچنین می‌دانیم عدم تنها یک مفهوم انتزاعی است و حقیقت خارجی ندارد. این چگونه قابل جمع است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌جا «عدم»، به معنای آن است که چیزی از آن اعمال به اصطلاح گناه‌آلود در صحنه نیست. موفق باشید

33895

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

به نام خدا سلام خسته نباشید: برای اینکه خدا به ما نظر رحمت کند و به ما لطف کند چه ذکری را و روزی چندبار بگوییم؟ با تشکر فراوان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! خداوند همواره طالب آن است که رحمت خود را به ما سرازیر کند. به همین جهت ذکر «یا ارحم الرّاحمین» را در نزد خود داشته باشیم، خوب است چرا که: «طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک / چو درد در تو نبیند که را دوا بکند». موفق باشید

نمایش چاپی