با سلام: شما در جایی فرموده بودید که برهان صدیقین به خوبی عرفان نمی تواند حضور خدا را بیان کند. اما من فکر میکنم که برهان صدیقین هم به خوبی حضور خدا را بیان میکند. چرا؟ چون در برهان صدیقین میگویید که خداوند چون مجردتر است، حضورش قوی تر است؟ سوال دوم: آیا عین هستی با تمام موجودات ربطی، هست یا نه؟ ممنونم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بحث در «وحدت وجود» مربوط به عرفان است، نه آنکه بخواهیم بین برهان صدیقین و عرفان ارزشگذاری کنیم. ۲. همه موجودات از جهت وجود، پرتو عین وجودند. موفق باشید
«رسید مژده که دلمرده میشود دلشاد / مهار خرمن کهنه به باد باید داد» «بدون هیچ سرانجام، گرم مستی باش / برقص! قاصدکی باش بیهوا در باد» «زمام امر خودت را به دست دوست بده / بصیر اوست که دارد نظر به حال عباد» «همیشه پشت زمین گرم آسمان بودست / ببین که تکیهزده هر گزارهای به نهاد» «به جای طعنهزدنها به کار آینهها / میان دل بنشانیم نور جای سواد» «مرا گذر بده از هر پلی به سوی خودت / اگر به هر کس و ناکس مسیر دل افتاد» «نترس، غصّه به پایان رسیده، شادی کن / فرارسیدن ماه رجب مبارکباد...» ۱۴ دیماه ۱۴۰۳
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باز امیدواری به رحمت الهی و باز نظر به آیندهای که تنها از طریق ایمان میتوان حضور آن را در دوردستها احساس کرد. ایمان، آری! ایمان، این بزرگترین سرمایهای که هر روز متذکر مژدهای است که خبر از سرآغاز رحمت دیگری است به همان معنایی که جنابعالی در سرودۀ خود میفرمایید: «همیشه پشتِ زمین گرم آسمان بوده است». پس ما را و یأس چرا؟! هرگز. زیرا: «إِنَّهُ لَا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ». الحمدلله که خداوند راهی مقابل ما گشوده که هرگز بنبست ندارد. شعر زنده و خوبی سرودهاید. موفق باشید
همه عمرم تلاش کردم پوچیه زندگیه مردم رو بهشون گوشزد کنم، با وجودم با حضورم با اعمالم. خیر خواه بودم ولی باهام بد شدن. عزیزانم انسانهای خوب تنها هستند در حالی که بیشترین شوق رو به ما دارند. آدمهای خوب تا زمانی خوبند که با بهتر از خودشون برخورد نکنند، ازین رو سرداران صدر اسلام در برخورد با وجهه های انسانی اعلا تر حضرات معصوم، تازه فهمیدند چقدر بدند. قلب من متوجه مردی شده که از همه بهتره، ازین رو همه باهاش دشمنی دارند. نمیدونم حدود هزارسال تنهایی در روی کره زمین، با وجود دشمنی همه مردم کره زمین، و غربت و تنهایی در میان مردمان چه رنج بزرگیه؟ بیایید اورا هم ببینیم و دوست بداریم، او سرشار از زندگی است. او حضرت حجت ابن الحسن، معشوق خداست او همان زندگی است، که بدون پوچی در جاودانگی، شور، عزت و عشق منتظر ماست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه منجر میشود تا انسان به زندگی خود معنا ببخشد در بستر احترام به انسانیت انسانها در عین تواضع و خوشبینی میباشد. موفق باشید
سلام: نقد پرسش و پاسخ شماره ۳۶۴۳۴ 🔰 در مراکز علمی مرسوم است که ابتدا یک ارائه دهنده، نظرش را مطرح میکند، سپس یک داور آن را نقد میکند و سپس آن ارائه دهنده با جواب به نقدهای داور، دوباره از نظر خودش دفاع میکند. استاد طاهرزاده عزیز که واقعا برای بنده قابل احترامند، در این پست 👈 اینجا، به تحلیل بنده درباره علی علیزاده نقدی وارد کردند و آن را خطرناک دانستند! حالا بنده برای دفاع از نظر خودم، مطلبی می نویسم 1️⃣ اولا تشکر میکنم از این استاد عزیز که قبلا چندبار نظر لطف و مثبت خود را نسبت به بنده ابراز کردند، در پست اینجا و اینجا و اینجا می توانید مشاهده کنید در کانال ایشان. 2️⃣ ثانیا، استاد عزیز، اگر حرفی طبق قواعد و مبانی زده شود، نامش پیشگویی نیست که شما آن را خطرناک نامیدید! به آن می گویند طبق قاعده حرف زدن، نه پیشگویی! همان قاعده که امام عزیز فرمود کمونیست از بین می رود، همان قاعده که رهبری فرمود اجلاس کمپ دیوید به جایی نمی رسد، همان قاعده که رهبری فرمود حزب الله در جنگ ۳۳ روزه پیروز می شود و.... هیچ کدام اینها پیش گویی نبود، بلکه طبق قاعده حرف زدن بود. 👈 بنده هم طبق قواعد قرآنی که خدا پیامبر را برحذر میداشت از اعتماد به منافقینی که با ظاهر خوب جلوه می کردند و طبق قاعده دوری از افرادی که با نقاب دوست سعی بر نزدیکی خود به جبهه خودی دارند، گفتم امید دانا مورد اعتماد نیست و مشاهده کردید که حرف بنده درست بود، اما متاسفانه شما چندین بار در کانال خودتان فریب ظاهر او را خوردید و گفتید پشیمان شده و حتی چندبار طبق گفته یکی از سوالات درج در کانالتان کلیپ های او را نشر دادید! به طور مثال اینجا و اینجا. اما تازه بعد از حرفهای زشت او علیه امام بعد از قضایای حمله به سلمان رشدی در سال قبل، متوجه شدید او چه کسی هست و چه صورتی پشت نقابش دارد. 3️⃣ خب گناه بنده چیست که طبق قواعد قرآنی و مبانی امام و رهبری که هیچوقت ما را سوق به چنین افرادی ندادند از همان اول گفتم امید دانا هدفش خیر نیست و به گذشته اش دوباره رجوع می کن؟! این مورد را بنده تشخیص دادم و شما ندادید، مقصر بنده هستم؟! استاد عزیز بنده بارها گفتم این فرد حتی سواد ساده سیاسی و تاریخی هم ندارد! پس اصلا مصداق آن حدیث که میگوید از منافق هم علم آموزی کنید، نمی باشد. چون علمی ندارد که از آموزش بگیریم! 4️⃣ در بحث علیزاده هم همین روش است استادجان، پیشگویی در کار نیست که شما آن را خطرناک دانستید، بلکه طبق مبانی حرف زدن هست. در ضمن اتفاقا استاد رحیم پور ازغدی و استاد راجی بارها در بحث های سیاسی کلان و ژئوپلتیک حرف زدند و نیروی انقلابی ما می تواند به آنها رجوع کند، چه نیازی به علیزاده بی مبنا است که هنوز هم حرفهای منافقانه می زند؟! 5️⃣ فرمودید که تفکر هرکسی غیرفکر ما دارد را نفی کرده ایم! اتفاقا اشتباه فرمودید، خود بنده بارها به عزیزان انقلابی گفتم در تاریخ اسلام و معاصر از کتب استاد «رسول جعفریان» غافل نشوند، با آنکه ایشان تفکری مخالف ما انقلابی ها دارد. گفتم کتاب جناب «کوک» که یک فرد خارجی هست را در موضوع امر به معروف بخوانند که بسیار عالی هست اتفاقا. پس ما تفکر مخالف را نفی نکردیم، 👈👈 اما می گوییم کسی مثل علیزاده که لابلای حرفهایش، هنوز همان منش منافقانه را دارد، به درد نیروهای انقلابی نمی خورد. 6️⃣ شاید بگویید کلام های خوب هم دارد، بنده در جواب می گویم بله! قطعا! اصولا افراد منحرف و منافق حرفهای خوب هم دارند، اما یک سوال جدی از شما دارم استاد عزیز. چه تضمینی می دهید آن عزیز انقلابی که هنوز مبانی اعتقادی سیاسی خود را کامل نکرده و پای حرفهای علیزاده نشسته، متوجه درست و غلط حرفهای او بشود. تضمین می دهید؟! اصولا اسلام در برخورد با موارد شبهه ناک چه دستوری داده؟! 7️⃣ بهتر از بنده می دانید فتوای مراجع را در باب حرام بودن خواندن کتب ضاله، چرا؟! مگر همان کتب ضاله مطالب خوب هم ندارند؟! دارند، پس چرا حرام؟! چون اکثر مردم ممکن است متخصص نباشند و توان تشخیص نداشته باشند، برای همین خواندن آن کتب برای محققین متخصص حرام نیست. اما برای عموم مردم که تخصص آن موضوع را ندارند حرام است. 👈 با استدلال شما، این فتوای مراجع هم غلط و بی اساس است !! بله، حرف مخالف را باید خواند، حرف افرادی مثل علیزاده را باید گوش کرد، اما چه کسی؟ همه افراد؟ حتی آنهایی که هنوز مبانی خود را کامل نکرده و احتمال دارد اشتباه کنند؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: اجازه دهید به جای جوابدادنِ تک تک نکاتی که فرمودید چون احساس میشود فضایی که در این نوشتار حاکم است، فضای مراء میباشد و به ما توصیه شده است از مراء بپرهیزید؛ گفتگو را ادامه ندهیم زیرا این نوع گفتگوها ما را به نتیجهای که روشنگر موضوعات باشد، نمیبرد به همان معنایی که از حضرت اباعبدالله «علیه السلام» داریم. خدا رحمت کند کسی را که از مراء بپرهیزد. تصور بنده آن است که این اندازه غیر خودی را نفیکردن، روشِ حاج قاسم سلیمانیهای این انقلاب نیست، با آن سعه صدر و افق بلندی که متوجه آن بودند. موفق باشید
با سلام خدمت شما استاد عزیز: طاعاتتون مقبول درگاه حق بعضی از افراد که قابل احترام هم هستند برای طرح پرسش اطلاعات علمی و مذهبی و یافته های خود را به اشتراک میگذارند و حضرتعالی هم با متانت و حوصله جواب میدین به نظر بنده نیازی به طرح این مباحث نیست. اگر سوالی و ابهامی دارند بفرمایند که شما جواب بدین اینکه بردارند و بریده ای از کتاب فتوحات را مطرح کنند که برای اکثریت قابل فهم نیست وقت شما را میگیرند ان شالله که نیستشان خیر است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید عزیزان در یک نکته به عنوان نقطه عطفِ یک حضور، موضوعی را مدّ نظر دارند و در این رابطه سؤال میفرمایند. و اگر بنده در مورد آن موضوع، حرفی داشته باشم در خدمتشان خواهم بود. موفق باشید
سلام خدا قوت: ببخشید استاد در مورد برنامه ریزی تحصیلی دوره یا سخنرانی ای ندارند؟ مثلا در مورد علامه طباطبایی خوندم که خیلی مطالعه میکردند. حتی در ماه شب هایی بوده که به مطالعه میپرداختند. من خیلی با برنامه ریزی مشکل دارم از یه طرف دوست دارم عربی یادبگیرم و از یه طرف قران حفظ میکنم. دوست دارم با تفسیر، قران رو هم حفظ کنم و کنارش کتاب ها و دوره های عرفانی و فلسفی. استاد همش برام سواله امثال علامه طباطبایی، علامه حسن زاده آملی چه طوری کتاب میخوندن، چه روش مطالعه ای داشتند این که میگن باید مثل یه مجاهد درس بخونی دقیقا چه جوریه؟ و اینکه تا دو هفته دیگه رمضان نزدیکه دلم نمیخواد این رمضانم مثل سال های پیش بد بگذره. چیکار کنم تو رمضان خدا از نظر علمی و عرفانی بهم نظر کنه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد میشود در این مورد به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» و راهکارهایی که در آن کتاب توصیه میشود؛ رجوع فرمایید. کتاب روی سایت هست. موفق باشید
سلام استاد: خسته نباشید، می خواستم ببینم که چطور میشه درک معرفتی بهتری از امام زمان داشت و به او نزدیک شد به طوریکه انسان این نزدیکی را در عمق وجود خود احساس کند؟ چگونه میشود با او انس بیشتری گرفت و با او رفیق شد؟ چطور میشود یادش در دلمان بیشتر شود به طوری که فقط به خاطر خوشحالی او قدم برداریم و هم و غم و دل مشغولی مان او بشود؟ اگر گاهی به یادش افتادیم چگونه بفهمیم که واقعا او را می خواهیم یا خودمان را. اگر گاهی بی قرارش شدیم چگونه بفهمیم این واقعی است و اگر فهمیدیم که واقعی ست چگونه با این احساس برخورد کنیم؟ اگر گاهی دوست داریم در فراقش و برایش گریه زیاد بکنیم به حدی که گریه هم آراممان نکند و گریه مان قطع نشود ولی بعد دوباره این حال را از دست می دهیم و دوباره مشغول زندگی حداقلی و حیوانی خود میشویم چه بایدبکنیم؟ (این موارد برای من پیش می آید و صرف فرض نیست) حال این مرحله برای بنده خیلی مهم است که چگونه به او متصل شوم اما از طرفی دوست دارم دیگران را هم با مهدی فاطمه بیشتر آشنا کنم. بنده طلبه پایه هفتم قم هست و برخی از کتاب هایتان مثل شرح دعای ندبه و شرح زیارت آل یس را هم خوانده ام خواستم اگر بشود بنده را به شکل عملیاتی و مشخص راهنمایی فرمایید و خواهشمندم حقیر را از سر خود باز نکنید. اگرچه می دانم انسانی بی ارزشم و شاید هنوز آن قدر مضطر آن وجود بی نهایت امام عصر نشده ام و یا شاید سوالاتم زیاد و نامنظم است اما بزرگواری کنید و بنده را راهنمایی بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله دل خود را در نزد وجود مبارکی به گِرو گذاشتهاید. رفیق عزیز! نزدیکی به انسانی که در مقام عصمت است با رعایت هرچه بیشتر دستورات شرع مقدس در امور فردی و اجتماعی پیش میآید زیرا رعایت دستورات شرع مقدس برای انسان نوعی از عصمت را به همراه دارد و موجب میشود نسبت به آن امام معصوم احساس نزدیکی بیشتری بکنیم.
حضرت صاحبالأمر «عجلاللهتعالیفرجه» انسان کاملاند و دوستداشتن انسانها به جهت انسانیتشان موجب نوعی نزدیکی به آن حضرت میشود و در این حالت است که تازه دلمان هوای آن انسان کامل را میکند. آری! دوستداشتن انسانها در این امر، تازه غمِ مقدس احساس دوری از امام را پیش میآورد که خداوند در راه دلسپردن به نایبالإمام، آن غم را به نحوی به سامان میرساند که از پا در نیاییم. تبعیت کامل از نایب الإمام و تعمق در رهنمودهای او است که آن غم مقدس را معنا میبخشد و امیدواری در این زمانه را که شیطان سختْ در تلاشِ از بینبردن آن است؛ تقویت میکند. موفق باشید
سلام استاد: وقتتون بخیر. ببخشید راهنمایی میخواستم در باب موضوع پایان نامه رشته فلسفه کلام. به نظر شما الان بهتر است روی چه موضوعاتی کار کنیم با توجه به اینکه وقت زیادی هم میگیرد که کاربردی و مفید باشد. ممنون
باسمه تعالی سلام علیکم: فکر نکردهام. روی این فکر کنید که شبهات این زمانه کدام است و ما چه جوابی میتوانیم به آنها بدهیم؟ کاری که تقریباً کلام جدید به عهده گرفته است. موفق باشید
سلام و عرض ادب و شرمندگی: با توجه به مطالبی که از بزرگان در مورد برکات سجده های طولانی دیده ایم و تا حدود خیلی کمی هم چشیده ایم، به نظر شما چگونه به این عبادت نورانی ورود کنیم که دچار غلبه ی واهمه و گوشه گیری نشیم؟ (آیا اگر از مُهر استفاده نکنیم نتیجه ی کمتری می گیریم؟) التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به نور سبحانیِ حضرت ربّ و با ذکر سجده، راههایی بسی بلندمرتبه به وقتش در مقابل انسان گشوده میشود. بدون مُهر چرا؟ بد نیست به بحثی که تحت عنوان «نظر به ربوبیت عالم گیر حضرت رب العلمین»
https://eitaa.com/matalebevijeh/12541 شده است نظری بیندازید. موفق باشید
یا محبوب. عرض سلام و رضوان حضرت پروردگار بر شما باد. شب رغبت های الهی بر شما مبارک باد. استاد ببخشید من از وقتی تصمیم به تغییر راه گرفتم با مقوله ی تبیین و دوستان دور از آنچه من میخواستم روبرو بودم. خب بعضی از دوستان مربوط به قبل از تغییر هستن، تصمیم گرفتم ازشون دل بکنم ولی بعد گفتم باید وایسم و وظیفه ی تبیین رو انجام بدم برخی دیگه هم برای کمک و تبیین به عنایت پروردگار باهاشون دوست شدم. متاسفانه در برخی مشکلات دوستانم احساس میکنم روند تاثیر داره برعکس میشه و بسیار میترسم که نکنه من تاثیر بپذیرم و حیران و در تلاش برای یافتن مرز این هستم که هدایت آنها به قیمت فاسد شدن من تمام نشه. اگر میشه به عنایت حضرت معشوق راهنمایی بفرمایید. اجرتون با پروردگار
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی تحت عنوان « راز امیدواری به آینده در تاریخ انقلاب اسلامی» شده است به همین امید که رفقا جایگاه قدسی آینده انقلاب را بیابند و متوجه آیندهای باشند ماورای آنچه دشمنان حقیقت در مقابل انسان میگذارند. در موضوع اندیشیدن نسبت به آینده، لازم است به نظری توجه داشت که بشر جدید به خویشتن خویش دارد و در همین راستا میتواند خود را در بستری از سنتهای اصیل عالم احساس کند، در این صورت در عین جوابگویی به یقینی که در درون خود به دنبال آن است، سعی دارد به نوعی از توهّمزدگی که عموماً فرهنگ مدرنیته گرفتار آن است، دچار نشود. آری! برای حضور در آیندهای قدسی باید حضور در سنتهای الهی دائماً مدّ نظر باشد، تا در همه صحنهها بر خلاف فضاسازی شبکه جهانی که فریبکارانه ما را در توهّمات متوقف میکنند، در واقعیترین واقعیات بهسر بریم. واقعیترین واقعیات در این زمانه، تاریخی است که با انقلاب اسلامی شروع شده تا انسانهایی همچون حاج قاسم سلیمانی در آن متولد شوند و تولد چنین انسان هایی همچنان ادامه یابد.این است راز امیدواری به آینده در تاریخ انقلاب اسلامی .
https://eitaa.com/matalebevijeh/12697 موفق باشید
با سلام و احترام: لطفا از میان آثار خودتان، یا هر منبع دیگری آن را مناسب میدانید؛ منبعی به بنده معرفی کنید که در آن نقش تفکر و تعقل را در راستای تحقق تمدن نوین اسلامی درک کنم. به این صورت که با یک رویکرد تربیتی نیز همراه باشد. و اینکه همیشه بهره کمی از غزلیات حافظ داشتم، گویا بوی خوش آشنایی را از غزلیات حضرت حافظ دریافت میکردم اما آن را با تمام وجودم درک نمیکردم. چند روز پیش فهمیدم شما غزلیات حافظ را شرح میدهید و چند تای اول را خواندم؛ آنقدر لذت میبردم که از ته قلبم گریه میکردم؛ گویا مطابق نیازهای روحی همین الانِ من بود. بسیار ممنونم از شما، شما و آثارتان بسیار رشد معنوی و عقلی و شخصیتی بنده موثر بودید. انشاءالله خداوند خیرمحض و آنچه بهترین برای شماست به شما عطا بفرماید. آیا چنین شرحی را نیز برای مثنوی مولوی میشناسید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید پس از گذر از کتاب «تمدنزایی شیعه» اگر بتوانید با سه کتاب «انقلاب اسلامی، طلوع جهانی بين دو جهان» و «انقلاب اسلامی و چگونگی تحقق آينده دينداری ما» و «در راستای بنیانهای حکمت حضور انقلاب اسلامی در جهانی بین دو جهان» مأنوس شوید، إنشاءالله افقی از معنای تمدن اسلامی در مقابلتان گشوده خواهد شد. موفق باشید
سلام استاد گرانقدر: در رابطه با کتاب از برهان تا عرفان فرمودید یه حقیقت واحد بیرون خود داریم ولی این انسان اون رو تعبیر به جوهر یا عرض و یا ماهیت و وجود میکند، یعنی از حقیقت واحد دو برداشت داره. حال سوال اینجاست این دو برداشت به چه علت هست؟ چرا انسان اینطور برداشت داره؟ آیا بعلت بعد خیال و عقل هست؟ یعنی عقل یه برداشت داره و مثلا خیال هم یه برداشت؟ و اصالت با عقل هست بیرون ذهن میشه وجود؟ با تشکر فراوان
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر آنچه در واقعیت هست «وجود» است، حال ما بر اساس ابعاد ذهنی و یا عقلی، آن را مثلاً به صورت اسب مییابیم در حالیکه وجود است که به صورت اسب ظاهر شده است و یا آنچه در خارج هست را با عقل خود کلیاتش را انتزاع میکنیم که موضوعاتی مثل علت و معلول پیش میآید. بنابراین آنچه در خارج هست «وجود» هست با مظاهر مختلف. موفق باشید
با سلام: من سه سوال بین 33520 الی 33524 پرسیدم. اما متاسفانه جواب داده نشد. حداقل من وقت صرف می کنم وقت میگذارم این حق را دارم، پاسخی دریافت کنم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بزرگوارا! عنایت داشته باشید مبنای اصلی این سایت، جوابگویی به سؤال کاربرانی است که کتابها و سخنرانیهای سایت را دنبال میکنند و در آن رابطه ممکن است سؤالاتی برایشان پیش آید و از این جهت توجه داشته باشید جوابدادن به هر سؤالی بخصوص سؤالاتی که از سؤالِ سؤالکننده معلوم میشود از موضوع، اطلاعات کافی ندارد؛ در حدّ این سایت نیست و ما فرصت جوابگویی به آن سؤالات را نداریم. و همچنانکه عرض شد بعضی از سؤالات طیّ درس و بحث روشن میشود. آری! ممکن است در دل بحثی که انجام میگیرد و ذهنها آماده میشود سؤالی مطرح گردد و ما بتوانیم آن سؤال را طیّ آن فضایی که برای سؤالکننده بر اساس آن مباحث پیش آمده، جواب دهیم. موفق باشید
سلام: صدها بار توبه کردم و توبه شکستم، از رحمت خداوند نا امید نیستم گیرم که خداوند باز هم مرا در آغوش گیرد، ولی از خودم نا امیدم که نمیتوانم بر سر عهد بمانم، با نا امیدی از خودم چه کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر توبهای عزمی نهفته است برای حضور درعالمی گشوده و نورانی. و توبه بعدی ما را منوّر به جهانی نورانیتر میکند تا آن گناه از قدرت قبلی خود فرو کاسته شود و در نهایت به کمک توبهها، ما متوجه زشتی گناهان میشویم. موفق باشید
استاد گرامی سلام: با عرض تبریک به مناسبت عید سعید فطر. استاد گرامی مبلغ زکات فطریه که امسال مراجع معظم مشخص کردند ۱۰۰ درصد نسبت به سال قبل افزایش پیدا کرده که نشانه ای از افزایش شدید قیمت هاست. این در صورتیه که قرار است امسال ۱۰ درصد به حقوق من اضافه بشه که هنوز نشده. کاش موقعی که مبلغ زکات را اعلام می کردند تذکری هم در خصوص گرانی ها به سران نظام می دادند مگر سیاست ما عین دیانت ما نبود چطور اینجا جدا شده؟ چرا به هرکس رای می دهیم پشیمان تر از قبل می شویم قرار بود دولت انقلابی اوضاع را سامان دهد پس این گرانی ها چیست؟ شما که با مقامات در ارتباطید لطفا درد و سخن مردم را منتقل کنید. ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که این دولت وارث اموری است که آن امور موجب این مشکلات شده. ولی همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند آینده، آینده امیدوارکنندهای است و إنشاءالله مردم از این نوع فشارها که در زندگیشان پیش آمده، آزاد میشوند. موفق باشید
سلام: خسته نباشید. بحثی هستش در کتاب فرزندم این چنین باید بود (نامه ۳۱ نهج البلاغه) جلد ۱ ص ۳۶ که گفته شده که افرادی هستند که جهت درمان بیماری شان ۳۰ سال با یک پزشک در ارتباط هستند ولی بدون آنکه درمان شوند همچنان از آن پزشک تعریف و تمجید می کنند. ارتباط این مثال با بحث «و نصب الافات» در چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: درست متوجه سؤال جنابعالی نشدم. موفق باشید
با سلام خدمت استاد گرامیم! در فصل ادریسی قاعده بسیط الحقیفه کل الاشیاء و... ، من بسیط الحقیفه را اسم جامع الله قرار دادم نه ذات احدی را. آیا درست فهمیدم! با تشکر از زحمات استاد گرامیم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید همینطور باشد. موفق باشید
سلام و انوارالهی برشما استاد گرامی: چرا بعد از فوت افراد، اکثرا اینطورهستیم که خوبی های متوفی برامون پررنگ میشه؟ حتی از خیلی از خطاهای فرد خبر داریم اماغالبا حالمون اینطورمیشه که از اونا چشم پوشی میکنیم یا به نظرمون خطای بزرگی نمیاد، یا میگیم شاید اصلا اینکارونکرده و من سوءبرداشت داشتم. این حس و حال از دلسوزی نسبت به از دست دادن شخص هستش یا با فوت شخص در تکوینی خاص قرارمیگیریم؟ یا دلیل دیگه ای داره؟ و چرا نمیتونیم این حس و حال رو نسبت به افراد، در زمان زنده بودن داشته باشیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ مهمی است از آن جهت که شخصیت افراد را باید در وسعتی بیشتر از محدودۀ انتخابهای جزئی آنها مدّ نظر داشت و به کلیّت اراده و شخصیت آنها نظر نمود. امری که با رحلت افراد مدّ نظر میآید. و همانطور که میفرمایید خوب است در مورد افراد اینطور فکر کنیم تا مرز انسانهایی که حقیقتاً در شخصیت خود فاسدند را از مرز انسانهایی که بعضاً خطاهایی از آنها عادتاً سر میزند، تفکیک کنیم. موفق باشید
با سلام استاد عزیز: آیا به نظر شما برای تقلید از مرجع تقلید باید برای اعلم بودن شان، بحث نگاه و جهان بینی آن مرجع بطور مثال نسبتی که با فلسفه وعرفان و انقلاب اسلامی دارد را هم باید لحاظ کرد و مدنظر داشت؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: مرجع تقلید در رابطه با احکام، مرجع تقلید میباشند و کافی است در موضوع فقه مجتهد باشند و نسبت به زمانۀ خود نیز جهت تطبیق احکام شرعیه آگاهی داشته باشند. و این ربطی به فلسفه و عرفان ندارد. موفق باشید
با سلام و احترام: استاد استفاده از تلقین و انرژی درمانی برای درمان مریضی نشانه ی عدم رضایت به رضای الهی ست؟ و یا نشانه عجله و حرص در برآوردن حاجت است؟ یا بیراهه رفتن است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: میتواند مفید باشد وقتی موجب شدت عزم نفس ناطقه انسان گردد در راستای تقویت تدبیر بدن. موفق باشید
چند روز پیش اول صبح که مترو مملو از جمعیت بود و توی هر ایستگاه افراد با زور وارد کوپه های قطار می شدند یک آقای میان سال کت شلواری به یک خانم که آمده بود وسط کوپه آقایون تذکر داد که: «خانم چرا روسری تون را سرتون نمی کنید؟» خانومه هم خیلی حق به جانب و کمی هم برآشفته، برگشت و گفت: «بدن خودمه هر طور بخواهم می گردم...»!! آقای کت شلواری با کمی تندی گفت: «خوب، چرا نمی روید توی کوپه خانوم ها؟» در همین حین یه جوانی که نزدیک اونها ایستاده بود با تندی و خشم به آقای کت شلواری گفت: «تو سرت را بنداز پائین و نگاه نکن... اصلأ تو چیکاره ای؟» آقای کت شلواری هم به طرف اون جوون برگشت و با تندی گفت: «مگه من با شما بودم... تو چرا دخالت می کنی؟...» خلاصه کم مونده بود با هم درگیر بشوند که یه مسافر دیگه پادرمیونی کرد و به اون آقای کت شلواری گفت: «آقا! اول صبحه همه داریم می رویم سرکار... ول کن این حرفا را...» جوونه هم با صدای بلند گفت: «ما چیکار کنیم از دست شماها تا دست از سرمون بردارید...»!!! آقای کت شلواری هم محکم و با فریاد گفت: «چرا حرف نزنم... همین چیزها منشاء فساد توی جامعه است...» اون مسافر (که پادرمیانی کرده بود) این دفعه با کمی تندی پرید وسط حرفش و گفت: «آقااااا....! ول کن دیگهههه...!» آقای کت شلواری هم که حالا سنگینی نگاه های بقیه را هم رو خودش حس می کرد دیگه ادامه نداد. لطفاً با این شرایط موجود و جو ایجاد شده در جامعه و اینکه از یک طرف حکومت به طور فاحشی این امر را رها نموده (و با امروز و فردا کردن عملاً عقب نشینی کرده و این مسئله را که روز به روز بدتر شده و میشود را دارای اولویت چندانی نمی داند) و از طرف دیگر برخی بزرگواران که مرجع دینی افراد هستند نظرشان تذکر برای عموم اهل ایمان در این موارد است، آیا به نظر حضرتعالی کار این شخص در مترو صحیح بوده است؟ (با توجه به اینکه اکثر این افراد در ساحتی غیر از فکر و عقیده ی ما می باشند) آیا باز هم وظیفه فعلی ما تذکر هست یا خیر؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع بسیار حساسی است. نه میتوان به راحتی اجازه داد تا هر کس هر طور خواست عمل کند، حتی خلاف قانون. و نه میتوان بدون توجیه فرهنگیِ خطر بیبند و باری که منجر به نابودی خانواده میشود، از این ضعف عبور کرد. لااقل وظیفه مراکز آموزشی و فرهنگی است که در این مورد گفتگوهایی داشته باشند. و این غیر از تکلیف معینکردن است. باید انسانها متوجه انتخاب های فاخر خود باشند و در این راستا تکالیف الهی را «فهم» کنند. و این به عهده مراکز آموزشی و فرهنگی است. موفق باشید
سلام: استاد در بحث سکته که در سوالات دوستان خواندم. اگر کسی مثلا با کسی دعوا و درگیری و جدل پیدا کرد. و در این حین فشار آن فرد مقابل بالا رفته و قرص فشارش در خانه نبود که بخورد و تا به بیمارستان برسد چون بدن فرد ضعیف بوده در اثر انواع بیماریهای زمینه ای قبلی و ناراحتی کلیه. بدنش تحمل آن فشارخون بالا را نداشته و به این علت یأس از بدن مُرد. الان قتلی اتفاق افتاده هر چند بطور ناخواسته؟ و تقصیر فرد مقابل در دعواست؟ و استدلال اطرافیان این است که، خب اگر آن فرد دعوا راه نمی انداخت فشار این بنده خدا هم بالا نمیرفت و الان زنده بود. (و آیا اصلا فشار خون کسی بخاطر حرص خوردن و دعوا بالا میرود که حتی باعث مرگ او شود یا فشار خون یک بیماری مربوط به بدن است، و این یک گفتار و پندار عامیانه در میان مردم است؟) من خانمی محجبه هستم. ولی خانواده ی همسرم نه و دقیقا این اتفاق که بالا توضیح دادم، بین بنده و مادرشوهرم، افتاده و مادرشوهرم تازگی ها، بین دعواهای من و او دقیقا همان روز که داشتم باهاش حرف میزدم، سکته کرد و تا به بیمارستان برسوننش فوت کرد و اکنون شوهرم از من متنفر شده و جواب تلفنم را نمیدهد. و میگوید تو مادرم را کشتی! چون تو حرصش رو در آوردی و فشارش رفت بالا، اون داشت زندگیش رو میکرد و این فشار بر بدنش بخاطر بیماریهای دیگری که داشت براش مضاعف بود. و مرگ او تقصیر توست. در حالیکه در این درگیریها مقصر خود مادر و خانواده ی اوست که میگفتن برادر شوهر محرمه و یه عمره سر افکارشون و حجاب و رفتارهای سبک دیگر عروسهای این خانواده ما کشمکش و حرف و حدیث داشتیم. ولی با این وجود من قطع صله رحم نکردم. استاد من حتی به فکرم رسید دو ماه پیاپی روزه بگیرم. از بس تحت فشار روحی بودم این مدت از سمت حرف اطرافیان. گفتم دو ماه روزه کفاره ی قتل غیر عمد باشد، اگر به گردنم است. حالا هر کار شما گفتید، من همان کار را میکنم. شوهرم که انگار از دستم رفت. خودمم دارم از دست میرم. با این افکار. چکار کنم جبران کنم. آیا من واقعا مقصرم؟ در تنهایی بسیار گریه میکنم بخاطر این موضوع. خواهش میکنم جواب امیدوار کننده به من نگویید. حقیقت را بگویید. کفاره ی بیشتر بدم؟ اصلا کفاره میخواد؟ چیکار کنم. استاد نمیرم برم اون دنیا مدیون باشم. دستمم دیگه از این دنیا کوتاه شده باشه. آخه این چه مصیبتیه که دامنم رو گرفته؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن میفرماید مرگِ هرکس از قبل تعیین شده است و نه کسی میتواند آن را جلو بیندازد و یا به تأخیر بکشاند. میماند چگونگیِ مرگ که البته این انسان است که باید سعی کند در فضای ایمانی به عالیترین شکل، دنیا را به سوی ابدیت ترک کند. در این رابطه خوب است به آیات ۲۲ و ۲۳ سوره حدید و آیه ۶۰ سوره واقعه رجوع شود. موفق باشید
با سلام: خدا قوت. امیدوارم عمر طولانی با برکت از خاصان امام زمان باشید. در قران کریم آیه مشهور داریم که تقریبا به این محتوا که برو در خلقت بنگر آیا نقصی در خلقت می بینی انقدر چشمت خسته میشود و بی نتیجه باز می گردد. ولی با عرض معذرت نعوذ بالله برای من خیلی سوال پیش می آید که اگر نظام خلقت احسن هست پس چرا بنده با دیدن خلقت خداوندی بعضا چیزهایی به ذهنم می رسد که مثلا فلان جا اگر اینطور و یا آنطور بود خیلی بهتر بود با وجودی که خداوند قدرتش بی انتهاست پس چرا من بنده ضعیف می توانم به نظام خلقت اللهی ایرادهای منطقی و عقلانی زیادی بگیرم. مثلا یک نمونه کوچکش را مطرح می کنم. بنده خیلی فیلمهای حیات وحش را دوست دارم حیوانات جالب و دیدنی در جنگل ولی بعضی اوقات صحنه های بسیار درد ناکی از حیات وحش نشان میدهد که طاقت دیدنش را ندارم. بطور مثال بچه آهویی که ماری دور بدنش طنیده شده در همان حال نیز کفتارهایی دارند زنده زنده تکه تکه اش می کنند. و یا بو فالوای که در حال زایمان است و گرگها دوره اش کرده و هنوز بچه به دنیا نیامده می خواهند شکارش کنند. چنین صحنه هایی در نظام احسن چه توجیهی دارد؟ آیا خداوند با آن مهربانیش نسبت به مخلوقاتش و قدرت بی انتهایش نمیشد که نظام خلقت طوری باشد که این همه خشونت و کشتن در دنیای حیوانات نباشد و به شکل بهتری شکمشان سیر میشد؟ سپاس از پاسخگوییتان. خدا بر توفیقاتتان بیفزاید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که شما متوجه هستید و مرحوم شهید مطهری در کتاب «عدل الهی» میفرمایند حقیقتاً نظام عالم، نظام اَحسن میباشد. میماند که به گفته جنابعالی چنین صحنههایی را چگونه توجیه کنیم؟ آیا واقعاً همه ابعاد صحنه را دوربین این افراد به ما نشان میدهند؟ در حالیکه صاحبنظران به حیات وحش معتقدند نظام جنگل به طور معجزهآسایی منظم است. به طوریکه آن چیزی از صحنه خارج میشود که برای ادامه حیات جنگل لازم است. به نظر میآید ما با این نوع صحنههایی که دوربینها نشان میدهند، همه پدیده را در نسبت با کلیت محیط آنها نمیبینیم. موفق باشید
سلام استاد طاهرزاده؛ وقتتون بخیر از کارما اطلاع دارید آیا حقیقت دارد یا نه؟ منظور من از کارما تقریبا تناسخ هست اما کارمایی که من میگم اینه وقتی ما میخوایم به این دنیا بیایم قراره تجربه زمینی شدن رو داشته باشیم وقتی بار اول به این دنیا میایم کارهایی نداریم بخوایم پس بدیم اما وقتی در دفعه های بعد با پا به این دنیا میزاریم زندگی خوب و بدمون، نتیجه زندگی قبلیمون اگه آدم خوبی باشیم زندگی بعد هم برامون خوبه اما اگه بد باشیم زندگی بعدیمون هم بد میشه. آخه مگه میشه یه بار به این دنیا بیایم این همه رنج و سختی و بدبختی بعد یه نفر دیگه در شرایط بهتر پا به این دنیا بزاره اینم میدونم نباید مقایسه کنم همه هم مشکلات خودشون و دارند. اما تکاملی که من میگم اینه به این دنیا میایم تا کامل بشیم خدا با به دنیا آوردن ما به این دنیا بهشت و جهنم رو برامون رقم میزنه آخه مگه میشه خدای به این مهربونی ما رو بندازه تو آتش داغ و سوزان جهنم؟ خواهش میکنم جواب من رو بدین یا من این همه سال اسیر خرافات اسلام شدم و الان آگاه شدم یا الان گمراه شدم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به هر حال این سخنان حکایت از نوعی تناسخ به همراه دارد و در مباحث فلسفی به طور مفصل بر غلطبودن تناسخ بحث شده است از آن جهت که نفس ناطقه وقتی از «مابالقوه»های خود به «مابالفعل» رسید، محال است که دوباره آنچه فعلیت یافته است دوباره به بالقوه تبدیل شود. ۲. اتفاقاً همه سخن قرآن آن است که شما انسانها در قیامت با اعمال خود روبهرو میشوید و نه آنکه خداوند کسی را عذاب کند، بلکه پیامبران آمدند تا متذکر این امر مهم بگردند که نتایج اعمال شرکآمیز خواهی نخواهی آن آتشی است که درون را فرا میگیرد. موفق باشید
بسم ربّ الشٌّهدا. رحمت و درود خداوند بر شما استاد. اگر انسان در طریق عشق حضرت معشوق برای وصال پروردگار قدم بگذارد. خود به خود اخلاقش، زندگی اش، تغییر میکند و روشن می شود. اما ما از امام علی (ع) مولایمان داریم که: انسان باید حجاب های نورانی را هم کنار بزند من به عشق معشوق و وصالش پا به این طریق گذاشتم حال چه کنم که به جز کویش به دگر تپه ها فقط نگاه از بهر او داشته باشم؟ سردرگمم چه کنم؟ بیم دارم از اندک لحظه ای که به یاد او برای او دم ندهم و میبینم لحظه ای که شک دارم به یاد او بوده ام یا نه و از این محزون ترینم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حجابهای نورانی همان راههایی است که ما را به سوی حق جلو میبرد، مثل استدلالهای اثبات وجود خدا و یا اثبات وجود معاد. پس از آن است که باید دیگر به جای مشغولشدن به استدلالها به خود خداوند مشغول شد و مأنوس گردید. و هنر ما باید آن باشد تا در همه امور متوجه حضور و نقش خداوند باشیم و همان خدایی که همواره نظر مبارکش به سوی ما است، آنقدر رحمان میباشد که از غفلتهای ما درگذرد. و اینجا است که نباید از رحمت او غفلت کرد و به خود سختگیری نمود. موفق باشید
