بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
33377

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: بعد از فهم بر هان صدیقین می خواهم بدانم حرف های زیر درست است؟ «این که جهان هستی از هیچ خلق شده است، حرف غلطی است. خداوند، خالق جهان هستی است و منشا جهان هستی. یعنی این جهان هستی، ذات خداوند است که تجلی کرده است. چرا؟ چون معطی شیئ، خود باید واجد باشد. پس این جهان هستی، همان کمال مطلق است که تجلی کرده است. آیا سخنان بالا درست است ؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در تشکیکی‌بودن «وجود» باید تأمّل کرد تا متوجه باشیم «وجود» دارای شدت و ضعف است و همه مراتب وجود، تجلی وجود مطلق است که در شدیّت کامل می‌باشد و حضرت حق به اعتبار نگاه فلسفی عین وجود است و هر موجودی که دارای وجود باشد، پرتو وجود او و فقیر إلی الله است، نه آن‌که خودش هم خدا باشد! موفق باشید

37824

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر استاد گرامی: به احتمال بسیار بالایی آقای جلیلی از ادامه رقابت انصراف خواهد داد و آقای قالی باف باید با دکتر پزشکیان رقابت نماید، سال این است که: ۱. چون باید به شخصی صالح رای داد، آیا جنابعالی آقای قالیباف را ترجیح می‌دهید یا آقای پزشکیان را؟ ۲. اگر آقای قالیباف گزینه صالح شما می‌باشد، خواهشمند است کاملا به صورت مصداقی و عینی مزایای آقای قالیباف را بر آقای پزشکیان بیان فرمایید. به نظر می‌رسد این دو سوال، دغدغه ذهنی تمام افرادی است که تاکنون با جنابعالی مسیر این دوره انتخابات را طی نموده اند و در بزنگاهی جهت انتخاب نهایی قرار گرفته اند. متشکرم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فرض بعیدی است ولی با اینهمه اساساً نگاه آقای دکتر قالیباف به انقلاب و اهداف متعالی آن قابل مقایسه با نگاه آقای پزشکیان که جامعه را گرفتار روزمره گی های معمولی  می کند؛ نیست. موفق باشید

37444

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: ببخشید می خواستم نظرتون رو درباره برخی از مسائل فلسفی که بسیاری از علما آنها را قبول دارد و بسیاری حتی آنها رو کفر می دانند بدونم به طور مثال بحث «وحدت وجود» آیا واقعا طبق نظر برخی از علمای عرفانی فلسقه در ابعاد بالا باعث کفر می شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً این افراد تصور درستی از «وحدت وجود» ندارند و از این جهت آن را کفر می‌دانند. و البته از نظر آن‌ها عملاً حضرت امام خمینی و علامه طباطبایی«رحمت‌الله‌علیهما» کافر محسوب می‌شوند. زیرا گمان می‌کنند لازمه اعتقاد به «وحدت وجود» آن است که همه مخلوقات را خدا بدانیم؛ غافل از آن‌که همه عالم، جلواتِ انوار اسماء الهی می‌باشند و نه ذات حضرت حق. جناب استاد ملکی تبریزی در کتاب شریف «لقاء الله» نکات ارزشمندی در این رابطه دارند. موفق باشید

36378

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

درباره علت اذن خداوند برای افزایش زمان زندان حضرت یوسف علیه السلام بنظر من چون در آیه گفته شیطان کاری کرد که زندانی حرف یوسف را فراموش کنه پس اشتباه یوسف نبوده بلکه امتحانش بوده مثل ایوب. آیا درست برداشت کرده ام؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کاملاً همین‌طور است که می‌فرمایید. و علامه طباطبایی بر اساس آیه ۲۴ همان سوره که می‌فرماید: «إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ» می‌فرمایند شیطان بر مخلَصین سلطه‌ای ندارد که بخواهد فرد را گرفتار فراموشی کند و بنابراین ضمیر فراموشی، به آن کسی ارجاع داده می‌شود که از زندان آزاد شد. موفق باشید

35719

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و رحمت: استاد بنده جوانی ۲۰ ساله هستم و وقتی به خودم نگاه می‌کنم و خلوتی دارم و فکر می‌کنم به این نتیجه می‌رسم که هیچ چیزی را نمی‌دانم، جایگاه هیچ چیزی برایم روشن نیست، یک سری کتاب هایی مثل جوان و انتخاب بزرگ و اشتی با خدا و طرح کلی اندیشه اسلامی و چند کتاب دیگر هم خوانده ام ولی شاید این مطالب در حد اطلاعات بیشتر برایم نماند، از شما راهنمایی می‌خواهم، برنامه ای می‌خواهم ۳،۴،۵ ساله تا جوابگوی جانم باشد، اینقد چه کنم چه کنم نکنم، راهم برایم روشن باشد، دلم می‌خواهد به حقیقت هر چیز برسم، نفس را بشناسم، وقتی به زیارت می‌روم نمی‌دانم در محضر چه کسی هستم، نمازم فقط از حفظ خواندن اذکار و روزه ام فقط گرسنگی و تشنگی است، با ۲۰ سال سن هنوز به هر جمعیتی نالان شدم هستم، و اینها مرا اذیت می‌کنند و من خسته ام از این حضور و این نوع وجود که برای خود ساخته ام، حرف زیاد است ولی شرایط نیست، ببخشید طولانی شد، در پناه حق باشید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به لطف الهی همین دغدغه‌ها هست که انسان را حساس می کند تا بیشتر خود را دریابد و به مرور با ابعاد متعالی خود در عالم حاضر شود. بالاخره مقصد، قرآن و روایت است البته با طیّ مقدمات. مقدماتی مثل «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» کمک می‌کند تا به لطف الهی با استماع صوت شرح سوره‌های عنکبوت و زمر و روم و آل‌عمران، آرام‌‌آرام از طریق تفسیر قیّم المیزان با قرآن آشنا شوید و در کنار آن در راستای رجوع به روایت شرح حدیث «ای اباذر» که روی سایت هست رجوع شود، خوب است. https://lobolmizan.ir/sound/661?mark=%D8%A7%DB%8C%20%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%B0%D8%B1. موفق باشید

35311
متن پرسش

سلام استاد: اخیراً فحشنامه ای منتسب به دکتر سروش در مورد حکیم و فیلسوف فرهیخته جناب دکتر داوری اردکانی منتشر شده. علاقمند هستیم نظر حضرتعالی را در مورد راز این حملات و توهین ها بدانیم. چرا آقای سروش از جناب دکتر داوری تا این حد کینه و کدورت در دل دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم آن نوشته را که حقیقتاً فحش‌نامه بود، دیدم. آقای سروش بخواهند و یا نخواهند در این نوشته اخیرشان و توهین‌هایی که به جناب آقای دکتر داوری کرده‌اند، که البته سابقه هم دارد؛ نشان می‌دهد در اوج بی‌بصیرتی تمامِ وجودشان را کینه و تکبّر فرا گرفته است. و این‌جا است که می‌توان فهمید همه سخنان‌شان حتی نظریه‌های اخیری که در رابطه با حقیقت مطرح کرده‌اند که عملاً نفیِ هر حقیقتی است، ریشه در شخصیت کینه‌ورزانه ایشان نسبت به هر حقیقتی دارد. آری! «چون خدا خواهد که پرده کس درد / میلش اندر طعنه پاکان برد». موفق باشید

35079

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام مجدد: ممنونم از توجهتون و پاسخی که دادید. در هر صورت چون بحث در مورد ارز ترجیحی بحث بنده هم راجع به همین بود. تو مناظره ای که فرمودید کجا حرف آقای طغیانی منطقی بود؟ اونجایی که از فولاد مبارکه ای دفاع می کرد که بدون یک درصد افزایش تولید فقط از راه فروش دلاری به همین ملت سودهای هزاران میلیاردی کسب میکنه؟(رهبری هم اخیرا در مورد فروش دلاری این شرکت ها صحبت کردند) یا اونجایی که پیش بینی خودشون که گفتند حذف ارز ترجیحی فقط ۸ درصد تورم داره؟ کدومش دقیقا منطقی بود که ما هم بپذیریم ضمنا اینم بدونید که تو مناظره دفاع می کرد از حذف ارز ترجیحی ولی بعد از اون در توییتر اونو به کلیت نظام منسوب کرد!! https://eitaa.com/h_abasifar/5563 یعنی گفت آقای جبرائیلی می خواد بگه حذف ارز ترجیحی کار من بود. اولا که بله کار شما بود که موافق سرسخت این سیاست بودید و حتی مناظره می کردید در جهت موافقت با حذف ارز ۴۲۰۰!! ثانیا شما که تو برنامه جهان آرا دفاع می کردید، چطور الان میگید کار من نبود و کلیت نظام رو مقصر دونستید؟ مثل برجام که بعد از اینی که معلوم شد ثمره اش هیچه، بعضی اصولگراها و حتی حسن روحانی گفتند برجام تصمیم نظام بود! استاد جان ملاحظه بفرمایید این کارشناسان وقتی نتیجه عملکردشون که منجر به تورم بالا و حذف گوشت و مرغ از خیلی از سفره ها شد رو نپذیرند و گردن نظام بیفته، مردم عادی متاسفانه این رو به گردن رهبری می اندازند. فرمودید بنای ورود به مباحث اقتصادی ندارید و فقط رصد می کنید. مشکلی نیست ولی مطالب جریان اقتصاد اسلامی رو هم رصد کنید که خدای نکرده ندانسته از سیاست های نئولبیرال ها دفاع نکنیم. ارادتمند شما التماس دعا دارم از شما

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تنها عرض بنده آن بود که جناب آقای جبرائیلی در نکاتی که به آقای طغیانی نسبت می دادند دلایل قانع کننده ای پیش نمی آوردند و از طرفی واقعاً در مورد ارز ترجیحی و حذف و یا عدم حذف آن، دلایل متفاوتی هست. همان طور که در جریان هستید آقای علیزاده و آقای جبرائیلی و آقای قلی زاده در مباحثی که در کانال «جدال» داشتند، همگی مخالف حذف ترجیحی در آن شرایط بودند و از طرفی عده ای از اقتصاددانان حتی معتقد بودند در همان ابتدای دولت باید آن اقدام انجام می گرفت. هرچه هست در یک اقتصاد بیمار، هر حرکتی بدون بازخورد نیست و البته همان طور که رهبر معظم انقلاب تأکید داشتند؛ آری! به هر حال نباید ارز ملّی گرفتار دلار باشد به هر معنایی که هست. موفق باشید

35038

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام‌و رحمت خدمت استاد گرانقدر: مقصود از این علمی که در روایت فرموده اند «علموا صبیانکم من علمنا» چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به همان معنای معارف اولیه است، مانند باور به خدا و به رسول خدا و معاد و رعایت دستورات شرعی. موفق باشید

34906

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد بزرگوار: طاعات شما قبول درگاه احدیت. عرایض جناب عالی در مورد رزق و مادیات در کتاب فرزندم اینچنین باید بود و جایگاه رزق، برای بنده خیلی خیلی دلنشین بود، ولی سوال اینجاست، مطالب شما با این تفکر که اهلبیت دوست دارند شیعیانشون پولدار باشند و به دیگران کمک کنند، یا اینکه آقا روی ثروتمند شدن کشور تاکید دارند، تناقض نداره؟ خب برای ثروتمند شدن هم نیاز به صرف زمان زیادی برای کار کردن هست دیگه.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید بدانیم ما در نسبت به رزق خود، آن رزق، مقسوم است و نیاز به حرص ندارد. ولی برای خدمت به مردم و کارآفرینی که نوعی عبادت می‌باشد، موضوع فرق می‌کند و البته باید مواظب باشیم گرفتار اشرافیت نگردیم. موفق باشید

34480
متن پرسش

با سلام خدمت شما استاد گرامی! من قبلاً خیلی به فلسفه و عرفان اسلامی اعتقاد داشتم تا اینکه مناظرات تفکیکی ها و فلسفه و عرفان به دستم رسید. انتقادات آنها را درباره فلسفه و عرفان شنیده و حق را به تفکیکی ها می‌دهم. الان آن شخصیت فلسفی و عرفانی من بهم ریخته. احساس می‌کنم تو خالی شده‌ام. به نظر شما آیا باید راه کلام را بروم و دست از فلسفه و عرفان بردارم؟ با تشکر منتظر راهنمایی شما هستم!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده برای حضور در ایمانی زنده که جوابگوی مسائل امروزینِ ابعاد معنوی ما باشد، نمی‌توانیم از فلسفه صدرا و عرفان ابن‌عربی فاصله بگیریم، مگر آن‌که بتوانیم خود را راضی کنیم به هر آنچه از ظاهر شریعت فهمیده‌ایم برایمان کافی باشد. به نظر می‌آید بی‌حساب نیست که حضرت امام در دعوت گورباچف به اسلام، شخصیت صدرا و ابن عربی را به میان می‌آورند، زیرا عقل بشر جدید، جهت فهم اسلام نیاز به چنین حضوری دارد که آن حکیم بزرگوار و آن عارف فرهیخته به میان آورده‌اند. آیا نگاه رهبر معظم انقلاب به فلسفه صدرایی حکایت از حضور آن فلسفه در آینده ما ندارد که می‌فرمایند: «به گمان ما فلسفه‌ اسلامي در اسلوب و محتواي حکمت صدرايي، جاي خالي خويش را در انديشه‌ انسان اين روزگار مي‌جويد و سرانجام آن را خواهد يافت.» موفق باشید          

34216
متن پرسش

سلام و احترام خدمت استاد عزیزم: ٣ سؤال اساسی و حیاتی؛ ۱. به نظر بنده بهترین انسان در تراز انقلاب اسلامی، انسانی است سالک، حکیم و متفکر و در عین حال دارای مدیریتی کلان و اجرائی در نظام اسلامی، که بتواند برنامه ها و طرح های الهی الهام شده بر قلب خویش را در نظامات سیاسی، فرهنگی، حقوقی و اقتصادی پیاده و نهادينه نماید. آیا چنین دیدگاهی صحیح و دقیق است!؟!؟ ۲. بنظر می آید آن نسل جوانی که رهبر معظم انقلاب اسلامی به آن امید بسته اند برای تحقق تمدن اسلامی، در عین اندک بودن، اما شدیدا مورد عنایت خدا هستند و خداوند متعال «علايق، استعداد و توانمندی هایی» بر وجود آنان نهاده که هر کدام زمینه ساز و عامل عبور از بحران ها و موانع انقلاب در حوزه های مختلف خواهند بود! آیا چنین نگاهی دقیق است!؟ ۳. در مورد عنایت و تربیت خداوند متعال جهت تحقق اراده خویش در تاریخ معاصر توسط انسان انقلابی امروز، بستگی به طلب و ظرفیت آن انسان دارد؛ بدان معنا که هر چقدر طلب انسان برای تأثیر گذاری در تاریخ و جامعه بیشتر باشد، خداوند رب العالمین هم متناسب با آن طلب و اثرگذاری هدایت آن فرد را برعهده می گیرد؛ به طور مثال طلب حاج قاسم سلیمانی با رهبر انقلاب اسلامی متفاوت بوده و طبعا اثر گذاری آنان در تحقق آرمان های اسلام هم متفاوت خواهد بود (یعنی رهبر معظم انقلاب موثر تر از حاج قاسم سلیمانی بودند). آیا چنین دیدگاهی صحیح هست!؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! از آن جهت که ما یکی از صفات ائمه «علیهم‌السلام» را در زیارت جامعه «وَ ساسَةَ الْعِبَادِ» یعنی بندگانی که سیاستمدار می‌باشند. مسلّم است که آن سیاست از دیانت جدایی ندارد. ۲. در همین رابطه بحث «انعم الله علیهم» را در آیه 69 سوره نساء مطرح می‌کند که می‌فرماید: « وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَٰئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ ۚ وَحَسُنَ أُولَٰئِكَ رَفِيقًا» به این معنا که آری! خداوند عملاً آن‌ها را تربیت می‌کند برای اموری خاص. به همان معنایی که در مناجات شعبانیه از خدا می‌خواهیم: «الهی انظر إلی نظر من نادیته فاجابک و استعملته بمعونتک فاطاعک» به این معنا که او ما را مدد برساند که به اطاعت او مفتخر شویم. ۳. مسلماً خداوند رهبر معظم انقلاب را برای چنین کار بزرگی ذیل تربیت خاص خود پرورانده است و در همین رابطه از حضرت رضا «علیه‌السلام» داریم که حضرت مي‌فرمايند: «إِنَّ‌ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ» اگر خداوند بنده‌اي از بندگانش را جهت امور مردم انتخاب کرد، سينه‌ي او را گشاده مي‌گرداند. تا در مديريت خود کوچک‌ترين لغزشي نداشته باشد و امور بندگان را با وسعت نظر سر و سامان دهد. «فَلَمْ يَعْيَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَمْ تَجِدْ فِيهِ غَيْرَ صَوَابٍ» در نتيجه آنچنان توانا مي‌شود که در جواب‌گويي به هيچ نيازي در نمي‌ماند و غير از صواب از او نخواهي يافت و به خوبي مصلحت مردم را در نظر مي‌گيرد. «فَهُوَ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ مُؤَيَّدٌ»[1] پس او در کار خود موفق و محکم و مورد تأييد الهي است. شرح صدري که در روايت فوق به آن اشاره دارد کاملاً در حضرت امام خامنه‌ای به چشم مي‌خورد. و این‌جا است که به خوبی متوجه جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی خواهیم شد به عنوان عطای الهی به بشر امروز. موفق باشید   

[1] - تحف العقول،ص443

33455

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: من خواستم من را در بدنم پیدا کنم. (منظور از من، یعنی آن یکی که عین یکی بودن و وحدت است. من احساس می‌کنم که یکی هستم) برای همین من در بدنم دنبالش گشتم. محتمل ترین جا مغز بود. در آنجا گفتم کدام سلول است که هم ببیند، هم بشنود و.. اینچنین سلولی پیدا نکردم. نتیجه گرفتم من جایی در بدن نیستم. اما با این وجود احساس می‌کنم که هستم. نتیجه گرفتم که من هستم اما مکان ندارم. نظر شما در مورد این مطالب بالا چیست؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مسائل در مباحث «معرفت نفس» به‌خصوص در بحث «ده نکته در معرفت نفس» از مطالب اولیه و بدیهی است. به نظر می‌اید  مباحث  به طور منظم و از مسیر درستی دنبال نشده. وگرنه اساساً نباید این‌گونه سؤالات برایتان پیش می آمد. بهتر است همان مباحث را دنبال بفرمایید. موفق باشید

40047

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و ادب خدمت استاد عزیز و گرامی: ان شاء الله همانطور که راه صحیح را به ما نشان دادید قرآن و اهل بیت علیهم السلام همیشه همراهتان باشند. سوال بنده درباره محل حضرت آدم قبل از هبوط است. برداشت بنده از کتاب هدف حیات زمینی آدم ص ۳۹ این بوده که: حضرت آدم علیه السلام در زمین دنیا خلق شده اند ولی نظرشان به عالم معنا بوده که همان بهشت برزخی می باشد. ولی ظاهرا در متن تفسیر المیزان و تسنیم این هست که خلقت حضرت آدم علیه السلام در بهشت برزخی بوده نه در دنیا. سوال دوم اینکه اگر بپذیریم خلقت حضرت آدم علیه السلام در بهشت برزخی بوده، این اشکال پیش می آید که طبق آیه ۱۲ سوره مومنون وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ طِينٍ ﴿۱۲﴾و به يقين انسان را از عصاره‏ اى از گل آفريديم؛ خلقت اولیه از گل بوده در حالیکه بهشت برزخی در عالم مثال هست. حال چگونه ممکن هست بدن مادی درست شده از گل در عالم مثال وارد شود؟ این امر محال است. مگر اینکه بگوییم منظور از سلاله من طین، مادی دنیایی نیست. یا اینکه آن بهشت برزخی مثالی نیست. ممنون از وقتی که می‌گذارید. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام  علیکم: اتفاقاً همانطور که اخیراً در جلسه شنبه با متن مرحوم علامه بحث به میان آمد؛ علامه نیز متذکر همین نکته ای هستند که می فرمایید. یعنی اول زمین، سپس حضور در بهشت برزخی و امتحانی که پیش آمد و هبوط، تا معلوم شود بهر حال آدم باید در زمین مأموریت خلیفة اللهی خود را انجام دهد. موفق باشید

39921

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: مجموعه های زیادی وجود دارند که همّ و غم و شعارشان انقلاب و نظام اسلامی است با این وجود در عمل ضعف ها و شکاف عمیقی با مبانی نظام اسلامی دارند، انجام دادن کارهای مثبت با نیت قرب خداوند که موجب تقویت این مجموعه ها می‌شود از آن حیث که نمی‌توان گفت استفاده نیکو از آن خواهد کرد صلاح است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال وظیفۀ ما می‌باشد که به آن عزیزان کمک کنیم تا در کارهای خود بهترین نتیجه را پیش آورند. موفق باشید

37489

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام خداوندعلیم براستاد طاهرزاده حفظه الله: سالروز شهادت استاد مطهری و گرامی داشت مقام استاد را تبریک عرض می کنم. از خداوند عزیز طول عمر با عزت برای شما استاد بزرگوار مسئلت می نماییم. قلم و نام و یاد و علمتان پربرکت و ماندگار. لطفا سلام ما را به محضر استاد برسانید. از ایشان توصیه ای به یادگار می خواهیم. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تنها حرف بنده آن است که متوجه دغدغه‌های آن مرد بزرگ یعنی شهید مطهری باید بود. شهید_مطهری، رادمردِ آزاداندیش متفکری بود که خیلی زود و به خوبی متوجه مسئله حضور زنان مسلمان در هویت اجتماعی‌شان گردید. گواه این ادعا، کتاب‌های «مسئله_حجاب» و «نظام حقوق زن در اسلام» که از یک طرف، مقابله‌ای بود با متحجّرین، و از طرف دیگر مقابله‌ای با روشنفکران غرب‌زده. موفق باشید

36131
متن پرسش

گویا باز هم بانگ عاشقی در دلم نواخته شده! اما این‌بار از جنس متفاوت و اتفاقا واقعی ترش است! آن من آنقدر دور است که نگاهش هم نمی کنم جز دیوانه ای که در غزه زاده شده و در مسجد الاقصی اذان به گوش خود شنیده و در میان نسیم های تاریکی طوفان روشنایی را حالا پس از سال ها گمشدگی یافته هیچ قابل رویت نیست. روزمرگی برایم حال باطل تر از هر نشان نایافتنی است. حتی ابر و باد و مه و خورشید و فلک هم برایم نشانی از فلسطین دارند و خواب و خوراک و روز و شب شده پرچم حق نشان و فریاد های الله اکبر قسام. می دانم که اگر همین روز ها غزه را ملاقات نکنم قلبم از این دیوانه تر می شوم اما همه اش به فدای عشق به فدای مقاومت #فلسطین #لبیک_یا_قسام

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم می‌توان با نظر به موارد زیر، معنی بودن در امروز و فردا و فرداها را در دل این شهادت‌ها پیدا کرد.
۱. زمان‌شناسی به این معنا است که بفهمیم با نظر به شرایطی که در آن هستیم، خداوند در تاریخی که در پیش رو داریم؛ چه اراده‌ای کرده است و این همان «بصیرت تاریخی» یا «زمان‌شناسی» است که امام صادق «علیه‌السلام» در باره‌اش می‌فرمایند: «عَلَى الْعَاقِلِ أَنْ يَكُونَ بَصِيراً بِزَمَانِهِ مُقْبِلاً عَلَى شَأْنِهِ حَافِظاً لِلِسَانِه‏»، بر انسان عاقل است که نسبت به زمانه‌اش بصیر باشد و مطابق شأن زمانه با آن روبه‌رو شود و زبان خود را حفظ کند تا چیزی نگوید که در زمانه نمی‌گنجد. زمان‌شناسی منجر می‌شود تا انسان‌های بصیر متوجه شوند نیاز زمانه چیست و خداوند در جواب‌گویی به نیاز زمانه با چه شأنی به ظهور می‌آید. در این رابطه قرآن می‌فرماید: «يَسْئَلُهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الأرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ في‏ شَأْن‏» (الرّحمن/۲۹) و این یعنی هر آنچه در آسمان‌ها و در زمین است از خداوند تقاضای برآوردن نیازهای‌شان را دارند و خداوند هر روز و روزگاری در شأنی است مطابق طلب و تقاضای هر آنچه در آسمان‌ها و زمین هست.
وقتی انسان متوجه شود خداوند در زمانه‌ای که آن انسان در آن زندگی می‌کند، چه امری را اراده کرده، آینده برایش روشن می‌شود و بر اساس حضوردر آن آینده شجاعت و همّت در آن انسان اوج می‌گیرد، به همان معنایی که امام صادق «علیه‌السلام» فرمودند: «وَ الْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لا تَهْجُمُ عَلَيْهِ اللَّوَابِس‏» به کسی که زمانه خود را بشناسد، انحرافات و غفلت‌ها هجوم نمی‌آورد.
اگر در رهبران بزرگ دینی مانند امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و رهبر معظم انقلاب «حفظه‌الله‌تعالی» و پیرو آن، سرداران بزرگِ جبهه مقاومت متوجه آن نوع همت و شجاعت هستیم، باید ریشه آن را در بصیرت تاریخی و زمان‌شناسی آن‌ها دانست و اگر آن‌ها در خود چنین اراده‌‌هایی را احساس می‌کردند به جهت آن بود که خداوند آن‌ها را شایسته تحقق اراده خود یافته بود و چون آن اراده، اراده‌ای الهی برای تحقق تاریخ جدید بود، مردم نیز نسبت به آنچه در شخصیت سرداران و فرماندهان مقاومت ظهور می‌کرد، بیگانه نبودند و گویا خودِ گمشده‌شان را در آن‌ها جستجو می‌کردند و سعی می‌نمودند با پیروی از آن‌ها خود را در آن تاریخ و ذیل اراده الهی بسط دهند.
۲. با توجه به حضور تاریخی انقلاب اسلامی و بسط روحیه مقاومت در مقابل استکبار، آیا نمی‌توان گفت: اگر بخواهیم در مورد هر مسئله‌ای در این تاریخ بیندیشیم باید بر مبنای همان روحیه به آن بپردازیم و در غیر این‌صورت از نظر تفکر از زمانه خود عقب می‌مانیم؟ و آیا جز این است که معنای حضور در تاریخ را باید در سیره شهیدانی دنبال کرد که روحیه مقاومت را در این زمانه، عین حقیقت اسلام می‌دانستند؟ اسلامی که تنها راه رجوعِ بشر به خودِ راستین‌اش است و آن اسلام می تواند جواب اصیل‌ترین و بنیادین‌ترین طلب انسانِ آخرالزمانی باشد، زیرا فرشته وَحی آن را از آغازین‌ترین آغازها یعنی از مبدأ وجود، حضرت ربّ العالمین به بشریت عطا کرده تا بشریت در هر تاریخی که هست با تجلی اسماء الهی، در بستر اسلام بی‌مأوا نباشد و خود را در بهترین عالَم حاضر کند و با خطورات و نفحات قدسی به‌سر برد.
۳. آیا می‌توان گفت مسائلِ مسئله مقاومت در بستری که انقلاب اسلامی به میان آورده، مسائل انسان این دوران است تا با دغدغه‌هایی که نسبت به آن انقلاب دارد، به امکانات جدیدی برای ظهور تفکرات سیاسی اجتماعیِ مخصوص این دوران دست یابد؟ اگر چنین است، آیا حضرت امام و رهبری و فرمانده‌های مقاومت، متفکرترین متفکران این تاریخ نیستند؟ زیرا نسبت به مقاومت در مقابل استکبار، یعنی روشنی‌گاه اراده الهی در این زمانه، دغدغه‌مندترین بودند و می‌باشند؟
۴. آیا جز این است که هرکس شخصیت خود را ذیل متفکرترین متفکران شکل دهد از بیهودگی‌ها و پوچی‌ها رها می‌شود؟ و آیا آمدن به سوی حرکت ضد استکباری انقلاب اسلامی و همراهی با متفکرترین متفکران این دوران، تنها راهی نیست که باید طی کنیم تا «تفکر» نمیرد؟ همراهی با متفکرانی که در کار خود مردانی تمام بودند و نه انسان‌هایی میان‌مایه؛ انسان‌های شجاع بصیری که حفظ جان‌شان در نظرشان در بستر مبارزه با ظلم و استکبار، جُوِی ارزش نداشت.
۵. اگر عصر، عصر اراده الهی برای نفی استکبار است و تفکر در بستر حضور در تاریخی که به ظهور آمده ممکن است، آیا می‌توان گفت در حساس‌ترین شرایط نسبت به «تفکر» قرار داریم و باید از خود بپرسیم تفکر در این زمانه ما را به چه می‌خواند که اگر متوجه آن نشویم گرفتار اکنون‌زدگی و سرگردانی می‌شویم؟
مهم آن است که بدانیم «تفکر»، آن فهم ظاهری و آن عقل جزئی نیست که تصور کنیم در عصر ارتباطات و توسعه اطلاعات به‌دست می‌آید بلکه تفکر حقیقی در این تاریخ، درک درست اراده الهی در این قرن است که قرن نابودی ابرقدرت‌ها است.
۶. باید از خود پرسید چگونه شهدا مورد خطاب اراده الهی قرار گرفتند و در راستاي پاس‌داشت از حرکتی که با انقلاب اسلامی شد تا مرز شهادت جلو رفتند؟ شهدا با گوش‌سپردن به ندايی که خداوند به گوش جان آن‌ها رساند به اين نتيجه رسيده‌اند که مي‌توانند ظرفيت خود را تا مرز شهادت بگشايند و از مبارزه با استکبار از پای ننشینند تا خداوند دوباره به تاریخ برگردد.
۷. تا زماني که ما نسبت به آن‌چه از طرف خداوند در اين تاريخ به ما روي آورده، نينديشيم؛ ياراي عبور از تنگناهاي موجود را نداريم مگر آن‌که بتوانيم تعلقِ ذاتي خود را در اين زمانه متوجه‌ انقلاب اسلامي و جبهه مقاومت و اهداف اصيل آن بنماييم و اجازه ندهيم با انواع کاهلي‌ها، اين عطاي الهي از ما روي برگرداند، در حالي‌که همه‌ ما متوجه هستيم ذات ما کششي دروني نسبت به آن دارد و به همين جهت راه شهدايي که براي تحقق و بقاي جبهه مقاومت آن‌طور فداکاري کردند را پاس مي‌داريم.
۸. ما همواره در همه‌جا در اين تاريخ با حضورِ تاريخي اراده‌ي الهي ارتباط داريم، هرچند همیشه به نداي آن گوش نمي‌دهيم ولی وقتی در مطابقت و موافقت با آن اراده قرار مي‌گيريم و مطابقِ آن اراده عمل مي‌کنيم، به معناي واقعي در راه حضور تاريخي خود قرار می‌گیريم، چيزي که شهداء به‌خوبي آن را تجربه کردند، آن‌ها به‌خوبی فهمیدند انقلاب اسلامي و جبهه مقاومت عطيه‌اي الهي است و برای حفظ آن تا مرز شهادت پیش رفتند تا تاریخی که شروع شده است ادامه یابد و این درست بر عکس انتحارهای کوری بود که تلاش داشتند تاریخ تحجّر و استکبار باقی بماند و به همین جهت آن انتحارها در بستر عدم بصیرت نسبت به تاریخی بود که شروع شده بود، انجام می‌گرفت و به جای آن‌که با دشمنان اسلام درگیر شوند چون از بصیرت و آگاهی لازم برخوردار نبودند؛ خود را به در و دیوار زدند تا بمیرند.
بصیرتی که در شهدا به چشم می‌خورد آن‌چنان عمیق بود که نمی‌توان انتهایی برای آن در نظر گرفت ولی در انتحارهای کوری که پیش می‌‌آید آنچه وجود نداشت بصیرت و زمان‌شناسی بود و لذا تحجّر بر معنویت حاکم می‌شد در حالی‌که رهبر معظم انقلاب مي‌فرمايند:
«شهدا مايه‌ي رونق حيات معنوي‌اند در کشور. حيات معنوي يعني روحيه، يعني احساس هويت، يعني هدفداري، يعني به سمت آرمان‌ها حرکت‌کردن و عدم توقّف؛ اين کار شهدا است؛ اين را هم قرآن به ما ياد مي‌دهد. شهدا تا هستند، با تن خودشان دفاع مي‌کنند، وقتي مي‌روند، با جان خودشان «وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» (آل‌عمران/ ۱۷۰) ببينيد اين استبشار، مال بعد از رفتن است. تا هستند، جان‌شان و تن‌شان و حرکت مادّي‌شان در خدمت اسلام و در خدمت جامعه‌ اسلامي است، وقتي مي‌روند، معنويت‌شان، صداي‌شان تازه بعد از رفتن بلند مي‌شود. نطق شهدا بعد از شهيدشدن باز مي‌شود، با مردم حرف مي‌زنند «بِالَّذينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ» با ماها دارند مي‌گويند؛ [بايد] ما گوش‌مان سنگين نباشد تا بشنويم اين صدا را... مهم اين است که ما بشنويم اين صدا را. و خداي متعال در اين صدا هم اثر گذاشته؛ واقعاً اثر گذاشته؛ جوري شده است که وقتي از شهيدي يک چيزي نقل مي‌شود، يک حرف دقيق و متيني نقل مي‌شود، اثر مي‌گذارد بر روي دل‌ها، دل‌ها را منقلب مي‌کند... ما گوش‌مان سنگين است، اين پيام‌ها را درست نمي‌شنويم؛ اگر به ما بشنوانند اين پيام‌ها را، ديگر اين گرايش به شرق و به غرب و به دشمن و به کفر و الحاد و مانند اين‌ها، از بين ما رخت بر خواهد بست... اگر اين پيام را بشنويم، روحيه‌ها قوي خواهد شد، حرکت، حرکت جدّي‌اي خواهد شد.»
آري اين شهدا هستند که حقيقت دوران ما را آشکار کردند تا افق آينده درست تفسير شود و اين‌ها به خوبي متوجه شده‌اند خداوند در اين تاريخ چه کار عظيمي را اراده کرده و معلوم است اين کار بي‌هزينه نخواهد بود. به اين فکر کنيد که چرا بايد شهدا را آيات الهیِ این تاریخ بدانیم؟ بر آن‌ها چه گذشت که آن‌طور هوايي شدند، با اين‌که انسان‌هاي بزرگي بودند؟ سؤال بنده اين است که اين شهدا، اين آيات الهی این تاریخ، چه ندايي از حقيقتِ اين دوران شنيده‌اند که اين اندازه آسماني مي‌شدند؟ ما يا بايد نسبت‌مان را با اين حقيقت براي هميشه تعطيل کنيم مثل اين‌که دنياي مدرن چنين کرده است و يا بايد با حضور در ساحتي که ماوراء دنياي مدرن است، وارد تاریخی شویم که شهدا نماد شروع آن هستند و باید از خود پرسید چه نسبتی می‌توانیم با تاریخی که شروع شده برقرار کنیم تا بتوانیم ندایِ بی‌صدای آن را به گوش جان بشنویم؟ اگر با نظر به فرمانده‌های مقاومت در ساحت مخصوصِ تاریخِ پیش رو که تاریخ نفی استکبار است، قرار بگیریم، آن بصیرت به سراغ ما هم می‌آید. بعضي توانستند آن ندا را در نزد خود بیابند، ندایی که جز اشاره به سیره و سلوک سرداران مقاومت نیست.  
برپا ‌نگاه‌داشتنِ تاریخی که با سرداران مقاومت و با بصیرت خاص آن‌ها شروع شده، پاسداري از امر قدسي در اين تاريخ است و چون گشوده شود، گشايش حضرت حق در آن طلب مي‌گردد و اين است راهِ فهم رازي که شهداء در افق تفکر ما قرار دادند. اين نوعي ارج‌نهادن به درخشش خداوند است در آن حدّ که در تشييع بدن مبارک شهداء آن درخشش احساس مي‌شود، زيرا شهداء گوهر و ذات جبهه مقاومت را به صورتي تاريخي به ظهور آوردند، از آن جهت که معناي جبهه مقاومت آن است که مي‌خواهد عالَمي را بگشايد تا سرآغازِ تاريخي شود که بشر آخرالزمانی به دنبال آن است و جبهه استکبار گمان می‌کند با به‌کارگیری متحجّرینِ مقدس‌مآب مانع تحقق آن است، در حالی‌که این امر عامل جدایی و روشن شدن هرچه بیشتر تفاوت بصیرت شهدا و حماقت متحجّرین و در این شرایط، صهیونیست‌ها خواهد شد. موفق باشید

35668

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: روایتی در کانال مطالب ویژه آمده بود که بر میت ساعتی سخت‌تر از شب اول قبر نمی‌گذرد. این دنیا هم که مملوء از سختی، بعد فقط شب اول قبرش چقدر باید سختی بکشیم، بعد همین طور در برزخ تا قیام قیامت. قیامت هم در صف محشر چقدر معطل و اذیت شویم خدا می داند بعد جهنمی بشویم که هیچ. چقدر طول بکشد خارج شویم الله اعلم. اگر هم حبس ابد بخوریم که واویلا. بهشتی هم بشویم هر کجا باشیم می دانیم اینها همه اش دلخوشکنک است و درجات بس بالاتری وجود دارد و ما محروم. مثل آنکه آدم اشکنه ای را با ولع مشغول خوردن باشد ناگهان بوی کباب بخورد زیر دماغ مبارکش آیا اشکنه زهر نخواهد شد؟ بعد بررسی که می کنیم می بینیم خداوند دغدغه اسماء خویش را دارد و اگر ظهور و بروز این اسماء مستلزم این همه آلام ما باشد آیا او را باکی هست؟ اصلا آیا خداوند جز خودش چیزی برایش اهمیت دارد و علاقه ای دارد جز این است که ما را به این خاطر دوست دارد که مظاهرش هستیم؟ البته بماند که : «هذه الحقیقة الغیبیه لاتنظر نظر لطف او قهر و لاتتوجه توجه رحمه او غضب». و نیز ‏اعلم: أنّ الحقّ من حیث إطلاقه الذاتی لا یصحّ أن یحکم علیه بحکم، أو یعرف بوصف،‏‎ ‎‏أو یضاف إلیه بنسبة مّا ـ من وحدة أو وجوب وجود أو مبدئیة أو اقتضاء إیجاد أو‏‎ ‎‏صدور أثر أو صدور علم منه بنفسه أو بغیره ـ لأنّ کلّ ذلک یقضی بالتعیّن و التقیّد بله آن بالا بالاها خبری از ما که نیست هیچ به خود نیز ظاهرا علمی ندارد حال سوال این است آن آخرین افق و درجه را نیز در نظر بگیریم که فوق آن بوی کبابی در کار نباشد دوقلوی همسان چسبیده به خدا هم بشویم آیا باز انسان در آن اوج نیز نمی داند که باز خدا فقط خودش را دوست دارد و بس اصلا بالاتر برویم و خودمان نیز فرضا خدا بشویم خدایی که در خوددوستی غرق است چه انگیزه ای می دهد که هوس کنیم او شویم؟ و آیا باز ما نیز دران مقام خدایی همان بلایی که خدای قبلی بر سر مظاهرش آورد نخواهیم آورد پس همان طور که می بینید صدر تا ذیل هستی چنگی به دل نمی زند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در همه مواردی که می‌فرمایید بحث در احساس وجود است و عاری‌بودن از توهّمات که امور واقعی نیست. و لذا اگر از یک جهت حضرت حق خود را در مخلوقات تماشا می‌کند، مخلوقات نیز به حکم امکان ذاتی‌شان با درک فیض وجود، خود را احساس می‌کنند و از این جهت خوب است که نظام تکوین را مدّ نظر قرار داد. موفق باشید

35599
متن پرسش

موضوع: آیا تئوری حجاب اجباری دارای مبنای عقلی است؟ اگر «آزادیِ مطلق» انسان را مورد بررسی قرار دهیم، بوضوح مشخص است، که آزادی برای انسان امری نسبی است و اصولا طبیعت بر انسان امکان آزادی مطلق قائل نیست و از آن گذشته آزادی مطلق امر مطلوب انسان نیست، حال اگر تئوری اساسا دروغ «حجاب اجباری» را فرض می‌کنیم، این تئوری سودای ارمغان آوردن آزادی را دارد، بدون اینکه توضیحی محصل از آزادی ارائه کند، مثلا «حجاب» را در ایده امری جبری فرض کرده و بعدا به رّد آن می‌پرداند، حال سوال اینجاست! آیا حجاب امری جبری است؟ توضیح اینکه در تعریف امر جبری داریم _ امر جبری امری است که در آن آدمی بنا به مصالح خود و یا مصالح محیط زندگی خود اصولا نمی‌تواند اختیارانه عمل کند_ با این توضیح باید به یک سوال دیگر پرداخت. آیا اساسا انسان می‌تواند بدون حجاب با انواع اقسام آن به زندگی خود ادامه دهد؟ سوال دیگر، با این شیوه نگاه آیا قانون به هر نوع اش_آیا اجباری است؟ یا انسان در برابر قانون اختیار عمل نکردن دارند؟ هر انسانی با سطح معمولی درک از محیطش اذعان می‌کند که بدون قانون زندگی اجتماعی ممکن نیست!! چراکه نظم و انضباط امری حیاتی است تا امورات اجتماعی برپایی خود را حفظ کنند لذا هرکسی می‌تواند بطلان این جمله را تصدیق کند یعنی «مبارزه با قانون»! هیچ انسان سالمی حکم بر برکنده شدن «قانون» نمی‌دهد، چراکه می‌داند، حکم برکنده شدن قانون حکم بر آشوب است و مضافا این حکم بر برکنده شدن قانون، خود قانون گذاری است!!! یعنی هر حکمی برعدم اجرای حکمی دیگر، خود، حکم است و مجری و طالب آن نمی‌تواند بگوید «حکم نکنید» زیرا این نیز حکم است. حال در مساله حجاب نیز، _جدای از حدود الهی آن_، این سوال مطرح است، که حدود حجاب تا کجاست؟ باید از مبلغین نه به حجاب پرسید، نه به حجاب تا کدام مرز؟ اگر بگویند «نه به حجاب» هیچ حدی ندارد این یعنی حکم و اجازه به لختی کامل، و اگر بگویند «نه به حجاب» مثلا تا روسری، بازهم، حدی مشخص کرده اند، حال به چه اعتباری می‌گویند حجاب اجباری؟ این خود نیز اجباری دیگر است. بدون تعصب مبلغان این تئوری «خود از پوچی» گفتار خود آگاهند. امـــــــا چـــرا بعضی ازجوان و دختران ما با مساله چنین آشکار، ناآشنایند؟ چرا نمی‌توان با آنان مذاکره مفید بحال کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که می‌فرمایید بشر جدید در بستر خودبنیادی‌اش گرفتار عقل روشنگری شد، عقلی که هیچ امری را برنمی‌تابد و عملاً نوعی درگیری با خود است بیش از آن‌که درگیری با دیگران باشد و حاصل آن دو جنگ جهانی در همان میدانی شد که بشر جدید خواست همه چیز را زیر سؤال ببرد و به نام آزادی تا نفی انتخاب‌های متعالی که نوعی انتحار است، جلو رفت و ما به نام کشف حجاب‌های این روزها با آن نوع از انتحار انسان‌هایی روبرو هستیم که حاصل پوچی و سرگردانی و نیست‌انگاری آنان است زیرا به بهانه کشف حجاب، مقابل تاریخی ایستاده‌اند که بنا دارد انسان‌ها را از مسیر عقل روشنگری به ساحت عقل قدسی سیر دهد و این‌جا است که مطمئن باشید نه‌تنها این افراد گرفتار بلای بی‌تاریخی خود می‌شوند حتی کارشان موجب می‌گردد تا چهره فرهنگی که به بهانه کشف حجاب خانم‌ها قصد مقابله با نظام اسلامی را دارد؛ سیاه و رسوا شود. آری! این‌جا است که قوانین تأکید بر پوشش جامعه اسلامی، تأکید بر احیای انسانیت است و تعبیر رهبر معظم انقلاب که کشف حجاب یک حرام سیاسی است؛ معنای خاص خود را دارد و این غیر از کشف حجابی است که در سال‌های قبل از انقلاب به عنوان متجددشدن مطرح بود که آن نیز در جای خود نوعی گسست از فرهنگ بومی ایرانیت‌شان به حساب می‌آمد. موفق باشید   

35007

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد وقت بخیر: از وقتی که از انقلاب بریدم به اینور به شما سر نزده بودم (خلاصه یمدت راحت شده بودین) در نظر داشتم درباره هوش مصنوعی و چت جی پی تی ازتون نظر بخام فرصت نشد احتمالا در جریان هستید، نوام چامسکی هم یک نقدی در این باره نوشت، بیشتر از دید تحقیر و اینکه بالاخره ماشین نمی تونه به انسان برسه لابد اطلاع دارید چت جی پی تی، به زبان های مختلف صحبت می کند، بالاترین تخصص های پزشکی رو داره کسب می کنه، برنامه نویسی می کنه، داستان تعریف می کند، در حوزه های مختلف پرسش های شما را جواب می دهد و ... این متن خبر بهانه ما برای جویا شدن نظر شما در این مورد این خبر هم بیشتر به پیشرفت هوش مصنوعی قبل از روشن بودن راه و مهار شدن آن و احتمالا از کنترل خارج شدن آن نظر دارد (شاید خیر خواهانه و شاید از این دید که به هر حال پیشرفت باید طوری باشد که فاصله قدرتهای بزرگ با جهان درحال توسعه حفظ بشه و ...) جفری هینتون، دانشمند رايانه که «پدرخواندهٔ هوش مصنوعی» هم لقب گرفته، از مقام خود در شرکت گوگل کناره‌گیری کرد تا در مورد خطرهای هوش مصنوعی هشدار بدهد. آقای هینتون، مخترع فناوری‌های بنیادین هوش مصنوعی، در گفت‌وگو با روزنامه نیویورک‌تایمز که دوشنبه ۱۱ اردیبهشت منتشر شد، هشدار داد که پیشرفت‌های هوش مصنوعی «برای جامعه و بشریت خطرهای جدی دارد». او گفت: «فناوری هوش مصنوعی پنج سال پیش را با امروز مقایسه کنید، این تفاوت را در نظر بگیرید و آن را به آینده بسط بدهید؛ دیوانه‌وار است.» مجله آلمانی با رؤیت محتوایی جعلی درباره مایکل شوماخر که هوش مصنوعی آن را نوشته بود، به اشتباه افتاد به‌گفتهٔ جفری هینتون، هوش مصنوعی به‌دلیل رقابت شدید بین غول‌های فناوری ديجيتال با سرعت خطرناکی در حال پیشرفت است، مشاغل را به خطر خواهد انداخت و به ابزاری برای ترویج اطلاعات غلط بدل خواهد شد. او تأکید می‌کند که «به‌سختی می‌توان پذيرفت که می‌شود از به‌کارگیری این فناوری توسط عوامل مخرب برای مقاصد زیان‌بار جلوگیری کرد». شرکت گوگل و استارت‌آپ «اوپن‌ای‌آی»، سازندهٔ پلت‌فرم پرطرفدار «چت‌جی‌پی‌تی» که با فناوری هوش مصنوعی کار می‌کند، از سال گذشته میلادی ساختن سیستم‌هایی را آغاز کرده‌اند که حجم بسیار زیادتری از اطلاعات را از شبکهٔ جهانی اینترنت می‌بلعد و به کار می‌گیرد. آقای هینتون تأکید کرد که این سیستم‌ها، به‌دلیل قابلیت تحلیل حجم عظیمی از اطلاعات، از هوش انسان سبقت می‌گیرند: «شاید آنچه که در این سیستم‌ها روی می‌دهد در حقیقت بسیار بهتر از کارکرد مغز انسان باشد.» کارشناسان دیگر نیز از مدتی پیش هشدار داده‌اند که هرچند هوش مصنوعی می‌تواند به‌عنوان مکمل مشاغل به کار گرفته شود، ولی رواج و گسترش بی‌مهار آن می‌تواند مشاغل امروزی را به خطر بیاندازد. جفری هینتون افزود: «هوش مصنوعی نه فقط مشاغل طاقت‌فرسا بلکه مشاغل دیگر را نیز حذف خواهد کرد.» این دانشمند رايانه در مورد ترویج اطلاعات غلط با استفاده از هوش مصنوعی نیز هشدار داد و افزود: «یک فرد معمولی قادر نخواهد بود حقیقت را از دروغ تمیز دهد.» برخی از دولت‌های جهان از مدتی پیش در حال بررسی مقرراتی برای کنترل و قانونمند کردن فناوری هوش مصنوعی هستند به‌نوشتهٔ روزنامهٔ نیویورک‌تایمز، آقای هینتون ماه گذشته کناره‌گیری خود را به مدیریت شرکت گوگل خبر داده است. جف دین، دانشمند ارشد این شرکت در زمینه هوش مصنوعی، در بیانیه‌ای که در رسانه‌های آمریکا منتشر شد، از جفری هینتون قدردانی کرد. او افزود: «به‌عنوان یکی از اولین شرکت‌هایی که اصول ناظر بر استفاده از هوش مصنوعی را منتشر کرده، گوگل به کاربرد مسئولانهٔ این فناوری متعهد است. هم‌زمان با نوآوری‌های جسورانه، ما خطرهای آن را هم می‌آموزیم.» ایلان ماسک و تعداد دیگری از نوآوران و کارآفرینان فناوری‌های پیشرفته در ماه مارس با انتشار بیانیهٔ مشترکی خواستار توقف توسعه هوش مصنوعی شدند تا خطرات بالقوه و نحوهٔ استفادهٔ ایمن از این فناوری بررسی شود. یکی از دلایل اصلی انتشار این بیانیه که بیش از هزار نفر از جمله استیو وزنیاک، از بنیانگذاران شرکت اپل، نیز آن را امضا کردند، عرضهٔ «جی‌پی‌تی-۴» به بازار بود که نسخهٔ بسیار قوی‌ترِ همان فناوری است که «چت جی‌پی‌تی» با آن کار می‌کند. جفری هینتون این بیانیه را هنگام انتشار امضا نکرده بود، ولی در بخشی از مصاحبه با نیویورک‌تایمز گفت: «تا زمانی که دانشمندان از کنترل و مهار هوش مصنوعی اطمینان پیدا نکرده‌اند، نباید این فناوری را بیش از این توسعه دهند.»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتما مستحضر می باشید که تمام این امور همین ادامه تاریخی است که با خودبنیادی انسان و ظهور تکنولوژی به میان آمد که عملا تقابل نفس اماره بشر جدید با سنت ها و حکمت های الهی است و این جا است که به همان اندازه که بشر از سنت ها فاصله بگیرد به امید زندگی بهتر با بحرانها روبرو می‌شود. بنابراین این ما هستیم که باید جایگاه خود را در امروز و فردای تاریخ مشخص کنیم و به جای ترس از هیبت تکنولوژی های مهیب، راه بازگشت بشر به ابعاد قدسی اش را با او در میان بگذاریم تا از جهان نیست انگاری که حاصل همان خودبنیادی بشر جدید است رها شود و رها شویم. موفق باشید

34963
متن پرسش

یا محبوب! به اسم خدایِ آرمان علی وردی: عرض سلام و رضوان حضرت معشوق بر شما باد و عیدِ مبارک و سعیدِ عاشقان نیز برایتان پر از قرب باشد.

 شاید دیگر این صفحه و این نام کاربری نشان دهنده‌ی انسان پریشانی باشد که خودش هم در کار خودش مانده، اما این از الطاف الهی است که کسی سخن دل را بشنود. من در مورد مکاتب غربی و پوچ گرایی و این نیست‌انگاری که گریبان بشر امروزی را گرفته است چیزی نمی‌دانم و به حدّ خود تقریباً بی‌سوادم. اما همین را می‌دانم آن‌جا که آرمانِ علی وردی درون آن خفته و سید مرتضی آوینی روایت می‌کند و چمران مناجات می‌خواند، یک خبری دیگر است. هر قدر بیشتر عزم مواجه می دهند من بیشتر در می‌یابم که وای! جز این جهنم است! به راستی که این است آنچه است که جز آن هیچ نیست! و این جز خدا نیست تمام آنچه از سواد و کلمات بی‌حس از او در ذهن ریخته بودم به آنی به برون رفت، انگار می‌گفت سخن از چه می‌گویی اگر چیزی در دنیا هست این است! آری! اصلاً نمی‌توانم بگویم چه خبر است، جان تصدیق می‌کند و عقل می‌خندد. لیک این چیست؟!! انگار هر بار قوی‌تر از قبل این فریاد مرا سراسیمه صدا می‌زند و انگار هر بار آن‌قدری قوی‌تر از قبل هست که به حذف‌شدن مانند آن راضی نباشد. از هدف خلقت و اسفار اربعه هیچ نمی‌دانم ولی می‌دانم هرچه هست این است. از طرفی این مستی را فقط «بغض» و «اشک» معنا می‌کنند. انگار عقل راحت است که نمی‌فهمد ولی دل فقط گریه می‌کند. باید با آرمان علی وردی و شهید چمران و حاج حسین چه کرد؟! نمی‌دانم!! اما می‌دانم بی یاد آنان و چیزی فراتر از آن که نمی‌دانم چیست، نیست می‌شوم...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً باید به شهدا و عطشی که نسبت به شهادت‌شان داشتند، فکر کرد. از آن جهت که با تمام جان، یافته بودند در دل شهادت است که می‌توانند حیاتی فعّال ماورای حیات دنیایی و برزخی را به‌دست آورند و فهمیده بودند به حکم «بل احیاء» حیاتی به سراغ آن‌ها می‌آید که می‌توانند به نور آن حیات، جواب دغدغه‌های‌شان که نجات انسان‌ها است، بهتر و بهتر بدهند. و این‌جا است که حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» همین نکته را رازگشایی کردند و فرمودند: «همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت‌ مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود.» موفق باشید        

34797
متن پرسش

یا محبوب! عرض سلام و رضوان حضرت معشوق بر شما. عشق این سفره‌ی مبارک و این فضل گسترده شده در حقیقت حیاتتان فراگیر باشد. حرف دل است در میان کوچه‌های دل، در میان این برهان و آن استدلال، ناگهان عشقِ سکوتِ دل، شکست و نوایِ آتشِ جان را افروخت. این عشق بود که استدلال را روانه‌ی جان کرد در میان کتب و هزاران خیالات عدد اندیش. شب‌های رمضان حرف دیگری برای گفتن دارند، سفره ای به رویم گشوده شد، من ماندم و وصفش: «خاک بر فرق من و تمثیل من».

استاد: می‌دانم راه چیست و شروع‌ها و باید و نباید‌ها را می‌دانم. گفتید: وقتی عقب‌نشینی کرد به معنای محرومیت نیست، اما نمی‌دانم این درد چیست که گریبان این روزها را گرفته و فریاد می‌زند: نه؟!! این، عاشقی نیست، بی‌گمان از این منِ وهم‌انگیز و بخل و کینه و نیستی بیزارم. کثرت، بغضِ جان را چنگ می‌زند، اصلاً قابل توضیح نیست، اما انگار حیران‌تر از پیش آن دانسته‌های وهمی‌ام بر باد رفتی، چون کودکی در مکتب خانه‌ی عشق منتظر استادم، شاید باز هم نیاز به راهنمایی‌های شورانگیزتان است، اما بی‌هیچ اضافه‌گویی برای ما با آن حضوری که همیشه می‌فرمایید دعا کنید. اجرتان با حضرت محبوب، رمضان‌تان پر از کَرَمِ کریم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این اواخر عرایضی در شرح غزل شماره ۱۲۳ شده است که امروز و فردا در معرض نگاه رفقا قرار می‌گیرد، به این امید که صدایی از درون رفقا دارد می‌گوید در طوفانی که در این ماه رمضان پیش آمده است، باید در کجا ایستاد؟ که نه از هماهنگی با طوفان محروم باشیم و نه این طوفان، ما را در سنگلاخ‌ها و درّه‌های افکار سرگردان پرتاب کند. به هر حال نه می‌توان از طوفانی که پیش آمده چشم‌پوشی کرد و آن را نادیده گرفت، که در آن صورت ضرر کرده‌ایم. و نه می‌توان بدون اراده و بدون تأمّل در هستی خود، خود را به آن سپرد.

از جناب مولوی بشنوید که فرمود:

   نکته‌‌ها چون تیغ پولاد است تیز ** گر نداری تو سپر واپس گریز

پیش این الماس بی‌‌اسپر میا ** کز بریدن تیغ را نبود حیا

  زین سبب من تیغ کردم در غلاف ** تا که کج خوانی نخواند بر خلاف‌‌

موفق باشید              

34610

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

۳۴۵۸۰ با سلام خدمت استاد عزیزم: در جوابی که برای سوال ۳۴۵۸۰ فرمودید می‌خواستم سوال دیگری را از خدمتتون بپرسم. من همیشه در خلوت خود با نوشتن و مطالعه انس داشته ام می‌توانم بگویم از سن ۱۲سالگی تقریبا دلنوشته هایی را در خلوت هایم داشتم که هنوز هم دارم، بعد از ۲۷سال و سیر نوشتن هایم جوری بوده که میتونم بگم الان من حس می‌کنم این نوشته ها از جانم بوده و از یه ندای درونی که منو به خدایم وصل می‌کرد ببخشید توصیفش سخته. این نوشته ها و خلوت هایم راه گشای من در مسیر زندگی و نزدیکیم به خدا و اهل بیت شده و مسیرم را از اعتقادات خانواده و برخی دوستان خویشانم جدا کرد. که هم تلخ بود و هم شیرین. استاد من بی انس با خلوت و مطالعه نیستم علامه هم نیستم الان جایی که گیر کردم بیشتر مربوط به روابط بیرونیم با آدمها و دنیای اطرافمه. این خلوت ها و این مسیری که توش افتادم (که یکیش هم علاقه شدید به راه پر نوریست که شما برویم گشودید و این راه و این فکر معنای زندگی و حیات من شده و هدف من شده) اینها من رو تنها کرده تو این دنیا، چون نه خویشانم در این مسیر هستن نه دوستانم نه شوهرم و این تنهایی بعضی وقتا منو میترسونه مثل حضرت مریم که از قضاوت مردم درباره بارداریش ترسید و به بیابان ها پناه برد. استاد من نمی‌دونم الان کجای مسیرم. اصلا بعضی وقتا اینقدر می‌ترسم و شک می‌کنم که حس تهی شدن پیدا می‌کنم. نمی‌دونم باید در خلوت هایم بمانم و به قول شما مطالعات و تفکراتم را ادامه دهم یا باید از این خلوت بیرون بیام و در اجتماع حاضر بشم و به بروزی در دنیای بیرونم داشته باشم؟ نمی‌دونم کجا باید برم و با چه کسانی باید انس بگیرم و هم سفر شوم! و هزاران بار خدا را شکر می‌کنم که مرا به این مسیر آورد من راضیم از راهی که در این ۳۹ سال آمده ام البته تلاشم کم بوده و تنبلی هابی هم داشته ام که به امید خدا تلاش هایم را بیشتر می‌کنم. استاد کمکم کنید لطفا.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری ۱. به مولای‌مان حضرت علی «علیه‌السلام» باید اقتدا کرد که چگونه در اوج حضور با حضرت محبوب و با آن خطبه‌های آسمانی چگونه با مردم گرم می‌گرفتند و شوخ‌طبعی پیشه می‌نمودند، زیرا از انسانیتِ انسان‌ها غافل نبودند. و به گفته مرحوم آیت الله حسن‌زاده آملی:

بُوَد مرد تمامي آن كه از تن‌ها نشد تنها        ولكن به تنهايي بود تن‌ها، و با تن‌ها بود تنها

۲. حضور در صحنه‌های انقلاب و تذکر به مقاومت در راهی که خداوند برای ما مقدّر کرده است، انسان را گسترده و گسترده‌تر می‌کند به همان معنایی که فرموده‌اند: «دل با یار و دست در کار». موفق باشید

34493

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد وقتتون بخیر: در فضای مجازی آقایی که انقلابی هستش بهم ابراز علاقه کرد و گفت که من دنبال دختر نجیب می‌گردم و این مدت که در یک گروه بودیم فهمیدم شما دختر نجیبی هستین و من قصدم آشنایی برای ازدواج هستش، من گفتم که فعلا از احساسات حرفی زده نشه تا محرمیت ایجاد بشه اما اون قبول نمیکنه و میگه چون ما هر دو راضی هستیم پس ۵۰٪ محرمیت ایجاد شده چون در خطبه عقد هم اگر هر دو طرف راضی نباشن عقد باطله پس همین رضایت ما یعنی درصدی از محرمیت. اما بازم من قبول نکردم بهم میگه تو خیلی دنیا رو سخت می‌گیری اصلا هیچ گناهی نداره چون ما مال همدیگه هستیم و اگر گناهی بود گردن من، ولی من دارم اذیت میشم. من نمیخوام گناه کنم، نمیخوام رابطه ای رو با گناه شروع کنم. از وقتی وارد این رابطه شدم احساس می‌کنم از خدا دور شدم و از طرفی خیلی روم نمیشه باهاش حرف بزنم.‌ نمی‌دونم باید چیکار کنم کار درست چیه؟ هر لحظه منتظرم یه بلایی سرم بیاد واسه این کار به اون آقا هم که این رو میگم عصبانی میشه مگه ما چیکار کردیم تو اونجایی و من اینجا و ما فقط حرف می‌زنیم. میگم حتی حرف زدنشم گناهه باید محرم بشیم بعد حرفهای احساسی زده شه، من نمیخوام از خدا دور بشم. نمیخوام گناه کنم. نمیخوام احساس کنم از رحمت خدا دور شدم. شما بگین چیکار کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد حتماً باید مسیر ازدواج از طریق همان روش سنتی و خواستگاری از طریق خانواده کار جلو برود و ابداً خودتان بدون در جریان قراردادن خانواده در این موارد هیچ اقدامی نکنید، وگرنه موجب خواری و سبکی شما خواهد شد. موفق باشید

34178

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: بنده دبیر درس هنر دبیرستان هستم و متاسفانه در شرایط اخیر غالب شاگردانم حرفها و صحبت‌ها و جو فضای مجازی را تکرار می‌کنند. از اسلام و حکومت جمهوری اسلامی زده هستند. البته همه به علت جو خانواده و تربیت نادرست و حضور در فضای مجازی و باور اخبار کذب بیگانگان است. خیلی دوست داشتم که در بین دانش آموزان و به مناسبت‌هایی از انقلاب دفاع کنم. چند جلسه هم برایشان از اساتید بیرون مدرسه و قوی در کلاس آورده شد و بحث کردند. اما اثری نداشت.‌ همچنان بر همان فعل هستند که هستند. از طرفی عذاب وجدان دارم که سکوت کردم و در این موضوعات روز حرفی نمی‌زنم.‌ چند باری خواستم حرف بزنم اما جو بهم می‌ریزد. و بجای تدریس درس باید کل کلاس حرف بزنم و یک تنه دربرابر ۳۰ دانش آموز که متاسفانه اهل سکوت کردن و گوش کردن نیستن. اگر هنگام صحبت کردن سکوت می‌کردند عالی بود. اما در حالت عادی هم اهل همهمه و صحبت زیادن. شما می فرمایید من چه کنم؟ آیا در پیشگاه خدا مسئول نیستم که از انقلاب دفاع نمی‌کنم در کلاسهای درسم؟ خیلی آشفته و عذاب وجدان دارم. احساس می‌کنم شبیه آدمهایی هستم که از ترس آسیب ندیدن و اذیت نشدن از سیدالشهدا دفاع نکردند و خسرالدنیا و الاخره شدند. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید هنوز فضا در ذهن بسیاری از دانش‌آموزان آشفته است. هنوز زود است اینان باور کنند گرفتار فریب‌های فضای مجازی هستند هرچقدر جلو برویم بیشتر دروغ‌های فضای مجازی از یک طرف و شکست به اصطلاح براندازانه آن‌ها بیشتر و بیشتر روشن می‌شود. در آن حالت اگر زمینه‌های آن را با دلسوزی نسبت به آن‌ها فراهم کرده باشیم، و زمینه گفتگو بدون طعنه پیش آید، این نسل با هوشیاری خود متوجه فریب بزرگی می‌شود که از طریق فضای مجازی گرفتار آن شده بود. موفق باشید

34167

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد بزگوار: ۱. اعتقاد صحیح مبتنی بر دین در موضوع (قسمت) چیست؟ ۲. درباره چیستی دعا و اعتقاد صحیح در مورد دعا نیز توضیحاتی را بفرمائید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آنچه باید در این موارد مدّ نظر قرار داد انتخاب انسان است و ما بیشتر در تبعات انتخاب‌های خود حاضر می‌باشیم. ۲. انسان با دعا به معنای حقیقی آن جایگاه وجودی خود را تغییر می‌دهد و در نتیجه در موقعیتی دیگر قرار می‌گیرد با سرنوشتی دیگر. موفق باشید

نمایش چاپی