بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
33910

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: چرا می‌گویند باید همه چیزت رو فدای امامت کنی؟ از وقت مال ابرو جان و... قطعا این مسیر، همراه با سختی زیادی هست. خب چرا من باید سختی بکشم، مصیبت و بلا تحمل کنم؟ چرا نباید برای خودم خوش باشم تو زندگیم؟ و برای خودم زندگی کنم؟ ثمره ی فدای امام شدن چیه که میگن باید خودت رو فدا کنی؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در حفظ هویت تاریخی و اجتماعی است، زیرا در این بستر است که هرکس خود را و زندگی خود را درست درک می‌کند و می‌تواند مطابق سنت‌های ملی و دینی‌اش زندگی کند. موفق باشید

33663

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت شما استاد بزرگوار: وقتی مثلاً می گوییم، این درخت حیات دارد، این حیات اشاره به حضور خداست یا ظهور خدا؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌جا نظر به نور حضرت «حیّ» است که در آینه درخت ظهور کرده. موفق باشید

33345

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب و احترام: بنده سه تا سوال دارم که لطف کنید جنابعالی راهکار بفرماین اجرتون با مادرسادات ..........

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که موارد مطرح‌شده در سؤال، خصوصی است و این سایت بنا ندارد جواب موارد خصوصی افراد را که لازمه آن شناخت طرفین است؛ بدهد، با این‌حال به صورت شخصی و در حدّ مختصر به ایمیل‌تان جواب داده شد. موفق باشید

33324

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب و احترام. استاد عزیز سوال اینکه یه شخصی فوت می‌کند به وقت میشه که حدود سه روز به خاک سپرده نمیشه سوال اینجاست که این روح شخص فوت شده کجا به سر می‌برد میشه لطف بفرمائید توضیح دهید. ممنون التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در نزد خودش می‌باشد و در ضمن ناظر اطراف خود نیز هست تا آن‌که او را در قبر بگذارند و سکرات و برزخ او شروع شود. در این مورد خوب است به کتاب «معاد؛ بازگشت به جدّی‌ترین زندگی» و شرح صوتی آن که هر دو روی سایت هست، مراجعه فرمایید. موفق باشید

33249

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

موضوع: عوامل پیشران و انگیزه های «انسان افق گشا» ۱. به نظر شما عوامل پیشران و انگیزه های الهی و درونی انسان افق گشا چیست؟ ۲. من می‌ دانم افراد افق گشایی مثل شهید سلیمانی انگیزه های والا و قوی دارند. می‌فهمم که آن‌ها بسیار سرزنده و با حیات هستند. اما این انگیزه ها در من قوی نیستند. اگر بخواهم انگیزه های خود را به انگیزه های یک انسان افق گشا نزدیک کنم؛ شما چه توصیه ای به من دارید؟ ۳. اراده افراد ناشی از درک آن‌ها از مقصد است. مکتب های مختلف نیز انسان ها را به سودها و بهره‌مندی های مختلفی بشارت می‌دهند؛ درباره اسلام ما برای جذب افراد در بکار گیری سرمایه شخصی در راستای افق گشایی رویکرد های مختلفی داریم: گاهی به حرف های کلی و مبهم مانند سعادت دنیا و آخرت روی می‌آوریم. در صورتی که تعلق اراده به امور مبهم محال است و از طرفی غرب افراد را به بهایی مشخص مانند فلان خانه و فلان حقوق می‌خرد. گاهی در زمین غرب بازی می‌کنیم که مثلا «بیا به علم و فناوری خدمت بکن» و از پیشرفت های فن‌آوری کشور مثال می‌زنیم یا «بیا به آدم ها خدمت کن» که در این زمین بازی همیشه بازنده هستیم. گاهی نیز رشد معنوی را مطرح می کنیم که به ظاهر منطقی تر است اما باید احساس واقعی رشد معنوی در فرد ایجاد بشود که با توجه به ساختار های موجود اصلا چنین جهتی مطرح نمی‌شود. نهایتا سوال این است که ما چگونه مقصد را تصویر می‌کنیم؟ چگونه به مجاهدت در اسلام دعوت می‌کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از دریافت معارف توحیدی در ابعاد مختلف آن، نظر به چشم‌اندازی که انقلاب اسلامی به لطف الهی مقابل انسان می‌گشاید، انسان‌ها در افق حیات خود به اصالت های خود می‌رسند. در این مورد إن‌شاءالله کتاب «انقلاب اسلامی، طلوع بین دو جهان» می‌تواند مدد رسان باشد. موفق باشید

32096

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: چرا تفسیر برخی سوره ها مثل سوره نحل در سایت نیست در حالی که در سایت قبلی بود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رفقا در تلاش هستند که به مرور آن بارگذاری‌ها انجام شود، إن‌شاءالله. موفق باشید

39305

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: سوال اول درباره طوائف که روز قیامت بی حساب به بهشت می روند. ما جزء کدامیک هستیم؟ از مقربون و یمین وبلها که نیستیم. سوال دوم «عقل بالمستفاد» همان عقل فعال است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! بعضی‌ها در همین دنیا با صفای ایمانی و محبتی که به انسان‌ها دارند، در بهشتند و با رحلت خود آن حضور، برایشان به ظهور می‌آید. ۲. عقل بالمستفاد عقلی است که از نور عقل فعّال بهره می‌گیرد و حجاب‌های بین او و عقل فعّال کم شده و یا به کلّی برطرف گشته. موفق باشید

38986
متن پرسش

«السَّلٰامُ عَلَیکَ یٰا عَلی ابنِ موسَی الرّضٰا المُرتَضٰی» سلام استاد: عذرخواهم. ۱. خاطرم هست که حضرتعالی می فرمودید وقتی به زیارت اولیای معصوم «علیهم السلام» مشرف میشید، قبلش قلب خودتون رو با وصیتنامه های شهدا آماده می‌کنید. استاد ولی من وقتی به لطف خدا میرم زیارت، با مطالعه کتاب حقیقت نوری، مخصوصاً چند جلسه آخرش قلبم رو آماده و هموار می کنم. اشکالی نداره؟ ۲. استاد یادم هست که وقتی کتاب های «حقیقت نوری» و «امام و مقام تعلیم به ملائکه» و «امام و امامت در تکوین و تشریع» و «مبانی نظری و عملی حب اهل البیت» رو‌ منتشر کردید، هر کاری می کردم نمی‌تونستم به این کتاب ها ورود کنم. از بس که افق شون بلند بود. ولی تقریباً همه این کتاب ها رو در حرم حضرت رضا علیه السلام به آسانی مطالعه کردم و نیوشیدم. استاد چرا من تونستم توی حرم این کتاب ها رو راحت مطالعه کنم؟ چرا؟ ۳. عازم مشهد و حرم حضرت رضا علیه‌السلام هستم و التماس دعا دارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ان شاءالله که در زیارت امام رئوف با اذنی که آن حضرت نصیب زائران خود می‌کنند؛ که افضل اذن برای زوّار باشد، راه‌های حضور در مقام فوق‌العاده متعالی آن حضرات گشوده شود و این‌جا است که: «آن‌که عمری در پی او می‌دویدم کو به کو / ناگهانش یافتم با دل نشسته روبه‌رو» و آن نورِ امامی بود که با زیارت او انوار همه اولیاء قابل درک می‌شود و انسان به کمال انسانی خود آگاه می‌گردد. آیا زیارت اولیای معصوم جز برای آن است که ما خود را در اصیل‌ترین حضور احساس کنیم و بیابیم چه اندازه آن عزیزان «ما» هستند؟ و آیندۀ حضور خود را در زیارت آن‌ها بیش از پیش احساس کنیم؟ حضوری که باز ما را به شدتِ حضوری بیشتر دعوت می‌کند، زیرا برکه‌ای به زیارت اقیانوس رفته است. موفق باشید

36362

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: دکتر پارسانیا در برنامه جریان شبکه یک درباره کشتار کودکان در فلسطین این گونه اظهار داشتند (نقل به مضمون) دلیل واکنشهای جهانی اینست که روح اطفال در نفوس بشریت اثر می گذارد زیرا ارواح اطفال هنوز حامل عهد الهی است و نفوس بشر ناخودآگاه متاثر از نفس کودکان می شوند. سوال: امکانش هست صورت فلسفی این اظهارات را بفرمایید؟ ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته خوبی است و به نظر می‌آید از آن جهت که امکان ندارد خداوند از حقّ مظلوم بگذرد، آن احوالات را در روح و روان مردم جهان پیش آورده است که در واقع نوعی انتقام‌ خون شهداء از قاتلان آن‌ها است که شاید اگر در قید حیات بودند و در مبارزه با رژیم صهیونیستی وارد می‌شدند این اندازه مؤثر نبوده باشند. موفق باشید

35950
متن پرسش

سلام استاد خداوند خیرتون بده. چطور باید بیماری ها رو بدون دارو درمان کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. به هر حال سیره بزرگان دین نیز دوری از دارو نبوده است ولی شفا را از خداوند می‌دانستند و در حدّ معمول و بدون افراط از دارو نیز استفاده می‌کردند. آنچه تأکید شده است «پرهیز» است. از رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» داریم که فرموده باشند: «فإن المعدة بيت الداء والحمية رأس الدواء» معده، جایگاه همه بیماری‌ها است به جهت خوردن‌های غیر معمول و پرهیز از پرخوری اصل هرگونه دارو و درمان است. موفق باشید  

35645

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد عزیز: ایام محرم الحرام را به شما تسلیت عرض می کنم و امیدوارم برای حقیر دعا بفرمایید. متن زیر را در کانال سید یاسرجبرائیلی خواندم گفتم بد نیست که نظر شما را در مورد مناظره ی او با دکتر طغیانی پرسیده بودم در مورد این متن هم نظرتان را بدانم ممنونم. سیاست تثبیت خوب است؟ بستگی دارد! یک نماینده اصولگرای مجلس که دیروز حامی حذف ۴۲۰۰ بود و امروز پیگیر حذف ارز ۲۸۵۰۰ است، از افزایش نرخ خوراک گاز پتروشیمی‌ها به خشم آمده و گفته است: «سایر کشورهای دنیا نرخ ۱۰ ساله برای خوراک گاز تعیین می‌کنند اما در ایران در تیرماه مجدد نرخ جدید برای خوراک پتروشیمی‌ها تعیین می‌شود». دقت بفرمایید عزیزان! ظاهرا آقایان همیشه با تثبیت مخالف نیستند، فقط با بعضی تثبیت‌ها مخالفند! وقتی می‌گوئیم نرخ ارز را - که مستقیما روی خوراک مردم اثر می‌گذارد - تثبیت کنید، می‌گویند خیر! نرخ ارز باید شناور باشد و مرتب قیمتش افزایش یابد. وقتی دولت می‌خواهد نرخ خوراک پتروشیمی‌ها را شناور کند، قیامت به‌پا می کنند که نرخ خوراک گاز پتروشیمی‌ها باید ۱۰ سال ثابت بماند. دقیق که می‌شوی می‌بینی بالارفتن نرخ ارز شاید مرغ و تخم مرغ را برای مردم گران کند، اما چون پتروشیمی‌ها محصولاتشان را به دلار می‌فروشند، سود اینها افزایش می‌یابد. تثبیت دلار بد است چون به سود بادآورده پتروشیمی‌ها آسیب می‌زند. تثبیت نرخ خوراک پتروشیمی‌ها خوب است چون سود بادآورده اینها را در کنار رهاسازی دلار تضمین می‌کند. @syjebraily

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً در جریان هستید که نظریه‌های اقتصادی یکسان نیستند و حقیقتاً افراد دلسوزی که نام بردید هر کدام وجهی را مدّ نظر قرار می‌دهند. آری! باید نرخ‌های نیازهای عمومی برای مدتی ثابت باشد ولی این برای کشورهایی است که در ثبات اقتصادی قرار دارند و ما به ادله مختلف در چنین شرایطی نیستیم و از این جهت بهتر است هر طرفی تلاش کند به جای اصرار بر نظر خود، نظر طرفِ مقابل را که او نیز با دلسوزی نظر می‌دهد را مدّ نظر قرار دهد و جوانب نگاه او را بشناسد. موفق باشید

34622

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

یا اله العاصین. سلام خدمت استاد بزرگوار: در رابطه با نقش نماز و روزه و زیارت و اعتکاف و صدقه در راستای تزکیه و تطهیر و طهارت از گناهان تا حدودی اطلاعاتی داریم. اما آیا «دعا» هم در طهارت نفس نقش دارد؟ چقدر نقش دارد؟ مثلاً اگر با وضو و با توجه قلبی، دعایی از دعاهای صحیفه سجادیه یا کمیل یا ابوحمزه ثمالی را زمزمه کنیم چه اندازه در طهارت باطن تأثیر گذار است؟ (برای نجات ما گرفتاران خالصانه دعا بفرمایید)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دعا، فوق‌العاده مؤثر است در رفع حجاب‌ها و طهارت نفس، زیرا در دل دعاهایی که از اولیای معصوم وارد شده، در واقع تجلیات الهی است که در کلمات آن عزیزان ظهور کرده و از این جهت ادعیه‌ای مثل مناجات‌های خمس‌عشر و یا مناجات شعبانیه و یا دعای کمیل، راه‌هایی می‌باشند تا انسان از خود و خودبینی خود به در آید و در میدانی که میدان حضور تجلیات حضرت معبود است، وارد شود. خوب است در این مورد سری به کتاب «با دعا در آغوش خدا» که روی سایت هست، بزنید. موفق باشید

34576

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: برای کلمه العقل در باب اصول کافی چه معنای جامعی می توان تصور کرد که همه احادیث مربوط به آن را در پرتو آن فهمید؟ ممنونم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عقل، در متون دینی آن روح و روحیه‌ای است که انسان بتواند امور کثیر را در هویتی واحد مدّ نظر آورد. مثل آن‌که حادثه‌های کثیر را در نگاه توحیدی‌اش به خدای واحد نسبت می‌دهد. موفق باشید

34563

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرامی و عزیز، استاد جان چند وقتی هست درگیر یک فکر و شاید وسواس ذهنی وحشتناک شدم که هر کاری می‌کنم نمیتونم ازش رهایی پیدا کنم و شدت این فکر شب ها بیشتر میشه، حالم بسیار بد میشه از این فکر و حتی دست و تمام بدنم می‌لرزه اما نمیتونم ازش رهایی پیدا کنم، به تمام ائمه توسل پیدا کردم، مناجات خمسه عشر قسمت توبه کنندگانش رو هم چند بار خوندم، از دعاهای امام سجاد کمک گرفتم، به شهدا و علما توسل پیدا کردم، اما هنوز رها نشدم، استاد تو رو خدا یک راهکار بهم بدین تا رها بشم، تو رو خدا برام دعا کنید استاد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این تنها مشکل جنابعالی نیست. این قصه روح بشر جدید است که برای هرکس به نوعی ظهور می‌کند و در این رابطه بنده در سال اخیر بیشتر از قبل با رفقایی که در این نحوه از حضور وارد شده‌اند، روبرو شده‌ام. نه! قصه، قصه دیگری است و آن این‌که بنا است در جهانی بسی گشوده‌تر با هستی خود روبرو شویم، وگرنه در دل حرکات مذهبی و فعالیت‌های دینی به بودنی که وسعت ما را با انسانیت انسان‌ها یگانه کند، نمی‌رسیم. در این رابطه پیشنهاد اولیه آن است که آخرین سخن و آخرین نوشته بنده را دنبال بفرمایید و این شروعی است برای درک انسانیت گسترده انسان‌ها تا همان کس و کسانی که نزدیک‌ترین‌ها به شما هستند و دورشان می‌پنداریم، به نحوی دیگر نزدیکی و نزدیک‌تربودن‌شان را بیابید. ما در این مرحله از انقلاب در جهانی دیگر باید حاضر شویم و این‌جا است که بیش از آن‌که شرایط را تغییر دهیم، باید در خودِ دیگری خود را حاضر کنیم. در ضمن عرایضی اخیراً تحت عنوان «انقلاب اسلامی؛ طلوعی تاریخی در ۲۲ بهمن سال ۵۷» شده است که می‌توانید بدان رجوع کنید. https://eitaa.com/matalebevijeh/12946  موفق باشید

34511

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و رحمه‌الله: لطفا دعا بفرمایید خداوند به حق صدیقه شهیده، بنده را بعنوان قربانی راه دین و ولایتش قبول کند و شهید شوم. همچنین به حق رسول خدا که شهر علم هستند من نیز عالم ربانی شوم. فرق بین بقا و حیات چیست؟ اینکه «العلماء باقون ما بقي الدهر» هستند و شهدا نزد پرودگارشان روزی می‌خورند و زنده هستند چه تفاوتی دارد و کدام بالاتر است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «بقاء» نوعی حضور است حتی اگر جسم انسان و حیات دنیایی در میان نباشد و آن حضورِ فرهنگی که علمای ربّانی پس از حیات خود دارند، شهیدپرور است. نمونه آن حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» می‌باشند که تا قیام قیامت همچنان نقش‌آفرین خواهند بود. موفق باشید

36686

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استادعزیز: استاد بنده به دنبال بیشترین کسب ثوابم. حالا آیا خواندن انواع نمازهای مستحبی (ذکر شده در احادیث. نماز جعفرطیار. نماز توبه. و آمزش گناهان. نمازغفیله. نماز کامله و... ) در طول روز بهتر است؟ با توجه به حدیث نماز معراج مومن است. یا مدام ختم قران را از سر بگیرم؟ با توجه به اینکه میگن حضرت معصومه مثلا ماهی یک ختم قران داشته اند. یا ذکر گویی؟ (چون وقتی دارم قران میخونم مدام خودخوری دارم کاش نماز میخوندم. نماز که میخونم میگم نکنه قران خواندنها بهتر نتیجه می‌داد) من تمام مدت شبانه روز اوقات فراغت دارم و تنها هستم. و برای انجام هر کدام گزینه که شما بفرمایید، راحتم. میخام برنامه ای داشده باشم که تا اخر عمرم عمل کنم ان شالله. البته در کنارش مطالعه کتابها و صوت شما و استاد پناهیان و شجاعی و مطهری هم دارم. با تشکر فراوان.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً خودتان می‌دانید که اعمال دینی ما به اندازه معرفتِ توحیدی ما قبول می‌شود و موجب قرب انسان می‌گردد و از این جهت در مورد نماز خوب است به مباحث «شرح آداب الصلواۀ» حضرت امام خمینی که شروع خوبی است برای به ظهورآمدن افق اصیلی که ما در نماز نیاز به آن داریم، رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/sound/674?mark=%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8 و در مورد قرآن، یا به تفسیر «المیزان» رجوع شود و یا به شرحی که از سوره‌ها در سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

36379

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: در باره پرسش و پاسخ ۳۶۳۷۲ شما می فرمایید که خداوند نمی تواند منشا هر لذتی باشد چون ممکن است منشا آن توهمات باشد. سوال: مگرنه این است که هر چیزی منشا اثر باشد امر وجودی است و واضح است که هر توهمی اثری دارد و مگر نه این است که خدا عین هستی است و هر هستی به عین هستی ختم می‌شود. نتیجه آن که هر امر وهمی هم به عین هستی ختم می‌شود. لطفاً توضیح دهید! با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن جواب گفته نشده خداوند نمی‌تواند منشأ لذت باشد، بحث در انسان بود و توهّمات انسانی که ذهن خود انسان می‌سازد بدون آنکه ریشه در واقعیت و وجود و هستی داشته باشد. موفق باشید

35947

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

خدایا با من کمی حرف می زنی؟ من با تو حالم خوش می شود وگرنه که خیلی ها هستند برای حرف زدن؛ من ولی دلم می خواهد حرفهایم را فقط تو بشنوی و در عوضش تو هم با من حرف بزنی... خدایا دلت برای من هم تنگ می شود؟ حالا چطور؛ دلت برای من تنگ نشده؟ یا از سر کرمت پس نمی زنی ام؟ خدایا تو را به خدا قسم تو من را دوست داری؟ خیلی برایم این مسئله مهم است، خیلی خیلی مهم است، خدایا هرچه هست راستش را بگو طوری نیست...... خدایا اگر دوستم نداشته باشی وجداناً به تو حق می دهم ولی اگر دوستم داری حالا من به تو می گویم پس چطور دلت می آید که اینقدر من در تعفن گناه، آلوده بمانم؟ خدایا تو که سنگدل نبودی هیچوقت؛ پس چطور دلت می آید من اینقدر سرگردان خودم، بی خبری هایم، ابدیتم، تو، تعالی، دیدن، شنیدن، و کجا رفتن باشم و تو هیچ به من حرفی نزنی!....... نه؛ از تو این کار هرگز ممکن نیست؛ پس یا من نمی شنوم یا ...... خدایا می شود حساب و کتابم را همینجا برسی؛ خیلی خواسته ی سخت و دردناک و بلکه وحشتناکی است ولی راستش من می خواهم این بدنم که مُرد دیگر فقط پیش تو بمانم و هیچ جا نروم، فقط در آسمان بالای سر تو پرواز کنم، خدایا کنار تو که جای عذاب نمی تواند باشد؛ پس یا باید همین دنیا حسابم را برسی و تمامش کنی و تمامم کنی و پاکم کنی و یکسره خاکم کنی یا که آرزویم را با خودم به گور نفسم ببرم تا همیشه!.... خدایا من دلم تو را دوست دارد و دلم می خواهد داد بزنم و این حرف را همه جا بگویم؛ تو اگر دوستم نداری که هیچ؛ اگر اما دوستم داری فریاد نزن؛ لااقل درِ گوشم یواشکی بگو، بگو تا دلم ولم کند؛ خدایا اگر دوستم نداری خب یکسره رهایم کن؛ اینطور لااقل اینقدر دلم کلافه ام نمی کند..... در ذهن خود کلاف سردرگمی دارم که آدمها را کلافه می کند، خدایا تو دلت می خواست من بهشت قشنگی باشم ولی خیلی وقتها جهنمی شدم که بنده ی خوب و بدت در آن سوخت! عجب نامردی شده ام من!.......«خدایا مرا در خدمت آن راهی که برایش خلقم کرده ای بگیر»، خدایا با من حرف بزن، هر روز حرف بزن، هر ساعت هر دقیقه هر لحظه؛ صدای تو که باشد من حیفم می آید گناه کنم و تو از پیشم بروی و من تو را نشنوم، خدایا، از پیش چشمانم مرو تا در تو شیدایی کنم..... خدایا دستم را بگیر؛ آنقدر محکم بگیر که خوبِ خوب همیشه حس ات کنم؛ تا که شرمم بیاید که در حضورت شرم نکنم، خدایا مثل یک نسیم در بدنم جاری شو و در زبانم خانه کن؛ خدایا زبانم را حرم امن خودت گردان، این حرفها همینقدر که ساده و تند تند و راحت می آیند همینقدر ساده و تند تند و راحت مرا بی تو کرده! خدایا خودت یکطوری درستش کن؛ به حُرمت موسای خودت درستش کن، درستم کن،؛ دارم راه دیگری غیر از تو می روم؛ دلم برایت تنگ می شود؛ برای موسی، برای محمدت، برای علی، برای فاطمه ات، خدایا نگذار اینقدر بروم که تا بخواهم بازگردم پیر شده باشم، پیش از اربعین عمرم اربعینی ام کن؛ وای بر آنکه در حرم حسین اهل نشود، و من تا خودِ خودِ سرچشمه هم رفتم و تشنه برگشتم؛ چقدر تاسف بار، خدایا انگار صدای تو را می شنوم که داری می گویی عملت چیست که فردوس برین می خواهی؛ اما، بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم.... راست می گویی خدایا، خودم هم که گفتم اما خدایا با این همه بدی ام هیچ وقت کارهایم را دوست نداشتم؛ پس هنوز هم آیا نظر به من نمی کنی، نگاهم نمی کنی؟ خدایا راست می گویی ولی من بی تو خب چه کنم؟ «من آن عبد پشیمان تو هستم ، همان که بارها پیمان شکستم ، خدایا با تو دارم گفت و گویی، به پیشت آمده بی آبرویی...» خدایا تو حق داری ولی من نیازمند تو هستم بگو بی تو چه کنم؟ اگر راهی می شناسی که بی تو بشود بود بگو تا زحمتم را کم کنم و آسوده ات کنم؛ ولی اما جز تو مگر راهی هست؟......... خدایا با من حرف بزن، خدایا تا دیرم نشده برم گردان........ خدایا با من حرف بزن من خیلی بی تو تنها هستم؛ من هیچکسی را جز خودت نمی خواهم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سخنان جنابعالی مرا به یاد آن داستانی انداخت که جناب مولوی در مثنوی به میان آورده‌اند که می‌فرماید:
آن یکی الله می‌گفتی شبی
تا که شیرین می‌شد از ذکرش لبی
گفت شیطان آخر ای بسیارگو
این همه الله را لبیک کو
می‌نیاید یک جواب از پیش تخت
چند الله می‌زنی با روی سخت
او شکسته‌دل شد و بنهاد سر
دید در خواب او خَضِر را در خُضَر
گفت هین از ذکر چون وا مانده‌ای
چون پشیمانی از آن کش خوانده‌ای
گفت لبیکم نمی‌آید جواب
زان همی‌ترسم که باشم رد باب
گفت آن الله تو لبیک ماست
وآن نیاز و درد و سوزت پیک ماست
حیله‌ها و چاره‌جوییهای تو
جذب ما بود و گشاد این پای تو
ترس و عشق تو کمند لطف ماست
زیر هر یا رب تو لبیک هاست
جان جاهل زین دعا جز دور نیست
زانک یا رب گفتنش دستور نیست
بر دهان و بر دلش قفلست و بند
تا ننالد با خدا وقت گزند
موفق باشید

35169

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب به محضر شما استاد بزرگوار: در حدیثی نورانی از حضرت خیرالانام صل علی علیه و اله و سلم آمده که هرکس ملازم سکوت باشد به تمام قران عمل نموده است. منت بگذارید و بنده را متوجه این فرمایش گهربار بفرمایید که بنده و امثال بنده به به افق این نورانیتی که فرموده اند متوجه شویم. ان شاءالله

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه دارید که بحث در این مورد مفصل است. پیشنهاد می‌شود به کتاب «شرح جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی و یا به کتاب «جامع السعادات» از مرحوم نراقی رجوع فرمایید. موفق باشید

34831

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما. عمری ست به بیهوده گذراندم. شدیدا احساس ندامت و غم دارم. از کجا شروع کنم که بعد از این سجده به دیدار برم نه دیوار؟! لطفا برای شروع و قدم های بعد بفرمایید چه کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود سری به سیر مطالعاتی سایت بزنید. موفق باشید

34705

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: با پدر و مادری که نماز و روزه را می‌گیرند اما مدام به آقا و امام ناسزا می گویند و مخالف انقلاب هستند و بیشتر وقتشان را به تماشای شبکه های ماهواره ای می‌گذارند چه باید کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید بدون درگیری و همراه با مهربانی از کنار چنین فضاهایی عبور کنیم به امید آن‌که به نور تشیع متوجه حیله‌های دشمن بشوند، باید عجله نکرد. موفق باشید

34392

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و خدا قوت. خدا ان شاء الله هم به وقت تون برکت بده و هم وجود خودتون رو برکت بده. یه قسمتی از سخنرانی حضرت آقا (مدظله العالی) هست که برام سؤاله ایشون ایراد می کنن که «در قلب انسان و در روح و وجدان انسان یک باطنی وجود دارد که او معمولاً با خود ما صادق است. ولو ظواهر قلب، ما را فریب می‌دهد، اما باطن قلب با ما صادق است. امام (رضوان اللَّه علیه) یک وقتی فرمودند: من در فلان قضیه، در باطن قلبم هم ناراحت نمی‌شوم. واقعاً همین جور است؛ قلب یک باطنی دارد که ما کمتر به آنجا سر می‌کشیم. اگر انسان به آنجا سر بکشد، خودش را در مقابل خود افشاءشده مشاهده می‌کند.» اینکه رهبری در سخنرانی شون می فرماین قلب یه ظاهری داره و یه باطنی که ظاهرش، فریبنده هست ولی باطنش راست می گه! از کجا بدونم احساسی که بهم دست می دهد از ظاهر قلب هست یا باطن اون؟ یا اینکه چجوری می شه به باطن قلب دست پیدا کنیم؟ و در کل اگر کتابی تو این زمینه بود ممنون می شم راهنمایی کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جواب سؤال شماره 34391 شد. و یا نکاتی که در جلسه سوم سوره شمس https://eitaa.com/matalebevijeh/12639 مطرح شد می‌تواند متذکر این امر باشد که هر اندازه به خود رجوع کنیم و به وجه تقواییِ خود نزدیک شویم، به باطن قلب که همان توحید است نزدیک می‌شویم و نور حقیقت را که همان نور ربّ العالمین است در مناسبات خود می‌یابیم. موفق باشید

34149

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: در کتاب «به ملاقات هایدگر» صفحه ۱۰۸ آمده است: «هنگام خداحافظی درحالی که خانم هایدگر و شوهرش به سمت در حیاط همراهیم می‌کردند، متوجه شدم که پوشه‌ام را در اتاق کارش جا گذاشته‌ام. دویدم تا که آن‌را پیدا کنم. روی میز کاغذی دیدم که رویش با جوهر آبی لاجوردی چند کلمه با خط گوتیک نوشته شده بود: (بگو، پس باید چه کنیم؟ رها کردن.) درحالی که قطار به سوی پاریس روان بود، این هشت واژه بی وقفه در سرم می‌چرخیدند . به نظرم در نسبت با حقیقت این رها کردن را باید یاد بگیریم اما چطور؟ نمیدانم! خیلی سخت است...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی بنده آن است در این مورد در این تاریخ با مخاطبان سخنی داشته باشیم و از رهایی در نسبت با هستی و گشودگی آن سخنی به میان آوریم که به تعبیر جناب هایدگر، نوعی «نااراده» است در مقابل «اراده». موفق باشید

34125

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد: تحت تاثیر کتاب شرح ۱۰ نکته از معرفت نفس حضرتعالی ی شب در عالم رویا بین خواب بیداری نفس مجردم را ادراک کردم بدون بعد و بدون قید زمان. می‌خواستم ببینم برای رسیدن به تجرد برزخی چه دستور العملی می‌فرمایید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان رعایت حرام و حلال الهی در این مسیر انسان را بیش از پیش به حقیقت بیکرانه‌اش نزدیک می‌کند تا خود را جهانی بیابد بنشسته در گوشه‌ای. موفق باشید

33650

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: آیا بین ما و خواب‌هایی که می‌بینیم رابطه ایجادی است؟ یعنی آیا این نفس ناطقه است که همه خوابها را ایجاد می‌کند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته همین‌طور است، ولی تعبیر آن کار هرکسی نیست. موفق باشید

نمایش چاپی