سلام علیکم: چرا تفسیر برخی سوره ها مثل سوره نحل در سایت نیست در حالی که در سایت قبلی بود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: رفقا در تلاش هستند که به مرور آن بارگذاریها انجام شود، إنشاءالله. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: در حرکت جوهری، حرکت معنی شد سیر تبدیل قوه به فعل و بعدا بحث شد که نفس انسان پس از مرگ ثابت می شود، اما در برزخ انسان هایی با فطرت پاک ابتدا عذاب میشوند تا در قیامت با نفس پاک ظاهر و حاضر شوند، آیا نمی توان گفت آن نفسی که در برزخ است قوه ی پاک شدن را دارد اما بلفعل نشده است و پس از عذاب بالفعل می شود و به تکامل میرسد، پس در عالم برزخ نیز حرکت وجود دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به اینکه در دنیا، ابعادی از انسان هست که نوعی استعداد به حساب میآید و در نسبت بین جسم و روح، آن استعدادها امکان به فعلیترسیدن پیدا میکنند و پس از مرگ که دیگر تنها نفسِ انسان است و جسم او نیز صورتی از نفس است نه آنکه مانند دنیا دوگانگی نفس و بدن در میان باشد. لذا دیگر در آن دنیا خود انسان است با خودش، مگر آنکه در خودش از جهتی در اجمال است و در برزخ شرایط به تفصیلآمدنِ وجوه اجمالیاش فراهم میشود تا خودش به تفصیل با خودش در نزد خودش حاضر شود و معنای تکامل در برزخ بدین معناست. موفق باشید
سلام: قابل توجه شما و آن کسی که نفسش از جای خوش میاید و تهدید میکند. آقای خامنه ای و رییسی لطفا برای پسرم خواستگاری بروید. جناب آقای رهبر و رئیس جمهور ضمن تشکر از شما بابت دغدغه ای که نسبت به جوانان دارید و تاکید کردید به فکر ازدواج جوانان باشند این دستور در جای خود ارزش دارد اما در وانفسای مردافکن اقتصادی امروزه دستور شما بیشتر شبیه یک تراژدیست. آقای طاهر زاده، در یک حکایت آمده یک قاضی یک مجرم را به هزار ضربه شلاق محکوم میکند مجرم به او میگوید آقای قاضی یا نمیدانی هزار ضربه چند تاست یا نمیدانی شلاق چیست. حال شما یا نمیدانید ازدواج چیست یا نمیدانید ازدواج چه مخارجی دارد! با این اوضاع وخیم اقتصادی ازدواج دل شیر و گُرده ای پیل وَش میخواهد. بفرمایید برای جوان عذب مملکت که گناهش برگردن شما و امثال شما و دولتهای گذشته تا به امروز است چه کردید که آنها را به سفره عقد فرا میخوانید؟ جوانان ما پیر پسر شدند با کدام شغل؟ با کدام مسکن؟با کدام رفاه؟ با کدام ارزانی؟ با کدام درآمد؟ با کدام امید جوانان سَرخورده را به ازدواج دعوت میکنید؟ «مرد زن میخواهد و زن در ابتدا نان را میخواهد سپس مرد را» کوچکترین منزل در دور افتاده ترین شهرایران با کمترین متراژ، بین ۲ تا ۲/۵ میلیارد تومان قیمت دارد تا سرپناه دختر و پسر مورد نظرتان باشد که شما برای شعار آنان را به ازدواج دعوت کردید. اگر یک کارگر طبق اِشِل اداره کارماهانه ۸ میلیون تومان دریافت کند و تورم حتی یک درصد هم رشد نکند و کل حقوق خود را پس انداز کند، مریض هم نشود، لباس نخرد، غذا نخورد، مهمانی ندهد، بیمار نشودعیادت نرود، فاتحه و عروسی نرود، صله ارحام به جا نیاورد، لباس و کیف و کفش نخرد، شیرخشک و پوشک نخرد، پول آب و برق و گاز ندهد و همه حقوق را پس انداز کند و فقط با باد هوا زندگی کند، تشک او زمین و لحافش آسمان باشد بعد از ۲۷ سال میتواند یک منزل محقر در پایینترین نقطه شهر البته به قیمت امروز بخرد نه قیمت ۲۷ سال آینده که از صدقه سر مدیران بی سواد و بی کفایت بعد از ۲۷سال قیمت مریخی خواهد شد و جوان معذب مملکت ۲۷ سال دیگر با این پول فقط باید به فکرخرید قبربرای خانه ابدی خود باشد. ازدواج سنت اسلامی و انسانی است اما اجرای این سنت پول میخواهد نه اسلامیت و نه انسانیت، مشقت سر راه ازدواج را بر طرف سازید و حلاوت آن را به مذاق و مزاج جوانان برسانید. کدام پسر با جیب خالی و بدون درآمد فقط به صِرف اینکه مرد است جرآت دارد خواستگاری برود؟ مذکر بودن تنها ملاک مردی نیست، نان درآوردن نشانه مردیست هر کسی با جیب خالی، عقیمِ سفره خویش است و از مردی افتاده. با وامِ ازدواج مشکل زندگی حل نمیشود، گره کور زندگی بعد از وام آغازمیشود وام ازدواج سراب فرداهاست. گذشت آن زمان که مرد از زیر سنگ نان میآورد. امروزه سنگ دولتها روی دست مردم است و مردم را از نان خوردن انداخته، آیا شما یا دولتمردانتان به یک جوان بیکار بی درآمد دختر داده اید یا میدهید؟ (البته ازدواج های سیاسی و رانتی مسولان بماند که نتیجه اش تولید و تولد آقازاده است) اگر شما صادق الوعد هستید من جوان سالم و شاغل عَذَب مجرد دارم! بسم الله پسر از بنده، دختر از دولتمردان و شما هم کار انسانی و اسلامی انجام دهی دبرای پسرم خواستگاری بروید. امکانات را فراهم کنید همه ازدواج خواهند کرد و برای وطن و انقلاب سرباز تولید خواهند کرد! ازدواج جوانان دغدغه و توصیه دیرینه رهبری و دلسوران است که سالهاست بر آن تاکید دارند اما تهیه امکاناتش در دست شما دولتمردان است که کیاست و سیاست وکفایتی در این راه نمی بینیم. گناه جوانان بیکار و معذب برگردن شماست. برای پاسخ دادن به ناتوانی خود نگوئید بانیان وضع موجود مقصرند. شما بانی وضع موجود امروز و آینده اید امروز هم مقصرید وای به حال آینده.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همه این سخنان درست. ملتهای بزرگ در رویارویی با مشکلات، به جای اینکه خود را ببازند به فکر میافتند که خداوند چگونه در دلِ این مشکلات راهی را برای زندگی در مقابلشان قرار داده و در همین رابطه رهبر معظم انقلاب در ۱۴ خرداد فرمودند: «مشکلات نباید امید را تضعیف کند. ما اگر مشکلات را مشاهده می کنیم، باید انگیزهمان تقویت بشود برای پیدا کردن راههای رفع مشکل و کمک به آنهایی که در میدان، در مقابل این مشکلات ایستادهاند و برای رفع آنها دارند تلاش میکنند.» موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد: ببینید استاد خداوند میفرمایند که من هرکس که توبه کند گناهانی که در گذشته انجام شده را نادیده گرفتم و او را مورد رحمت قرار داده ام در صورتی که ایمان واقعی آورده باشد خوب پس بهشتی هم به حساب میاد ان شاءلله، ولی خوب فرقش با کسی که چندین سال به ظاهر خدا را ستایش کرده و از زمانی که مسلمان شده است یعنی منظور با احکام آشنا شده و قوانین و حد و حدودی را رعایت کرده چیه؟! خداوند بهشت را حالا به اصطلاح هفت طبقه ایی آفریده نسبت به درجه هر کس، خوب این درست حالا آیا امکانش هست این آقایی که توبه کرده و ایمان واقعی آورده از فردی که سال ها به اون احکام عمل کرده، درجه اش بالاتر باشه (ببینید نمیخوام بگم قطعا، میخوام بگم آیا ممکن نیست همچنین اتفاقی بیوفته و نمیشود از ظاهر کارها برای افراد در آخرت جایگاه مشخص کنیم) حالا نمیدونم این مثال درسته یا نه؛ اون موقعی که امام حسین (ع) از میان انگشتان خود حقایقی را به یاران خود نشان دادند ولی همان ها او را در جنگ یاری ندادند و چه بسا سال های سالیان عبادت کردند ولی حر در آخر کار توبه کرد این یعنی ممکن نیست باز هم حر جایگاه بالاتری داشته باشد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که از رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» داریم: «من تاب لذنب کمن لا ذنب له» هر آنکس که از گناهی توبه کند در آن حدّ است که گویا آن گناه را انجام نداده است. پس از این جهت با توبه، گناهان مانع حضور انسان ذیل رحمت او نخواهند بود. حال بستگی دارد که انسانِ تائب در مسیر سیر إلی الله چه اندازه همت به خرج دهد تا مصداق «إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ» باشد که تنها سیئات او با توبه برطرف میشود و یا مصداق «إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا» باشد که حتی به جهت همت بلندش، گناهان او به حسنات تبدیل میشود و این مصداق همان جناب حرّ است. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز: خدا قوت. با توجه به اینکه روح انسان پس از مرگ دارای حیات مشخص شده است شامل برزخ قیامت و آخرت، و ما می دانیم این سرنوشت روح انسان با توجه به اعمال ما در این دنیا مشخص خواهد شد، حال روح حیوانی چه سرنوشتی پس از مرگ برایش رقم خواهد خورد آیا پس از مرگ حیوانات روح آن ها از بین خواهد رفت؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آنچه حقیقت انسان را تشکیل می دهد همان نفس ناطقه است که نسبت انسان را با خدا در بستر فطرت الهی تعیین میکند. و در همین رابطه در سوره مرسلات آنجا که میفرماید: «فاذا النجوم طمست» فرموده اند حتی قوای نفس ناطقه که نسبتی با اعضاء دارند از میان می روند. موفق باشید
سلام و ادب: وقت شما بخیر. استاد این فرمایش شما که فرموده اید: علامه حسن زاده آملی تولدها در پیش دارد به چه معناست؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: به آن معناست که آن شخصیت بزرگ، حرفهایی دارند که نیاز است زمان بگذرد تا بشر جدید متوجه عمق آن نوع سخنان برای حضورش در عالم بشود. موفق باشید
سلام علیکم: با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما. عمری ست به بیهوده گذراندم. شدیدا احساس ندامت و غم دارم. از کجا شروع کنم که بعد از این سجده به دیدار برم نه دیوار؟! لطفا برای شروع و قدم های بعد بفرمایید چه کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد میشود سری به سیر مطالعاتی سایت بزنید. موفق باشید
سلام علیکم: برهان صدیقین که در کتاب از برهان تا عرفان آورده اید از جناب ملاصدرا است؟ اگر آری ممنون میشم منبع آن را بفرمایید که ملاصدرا در کدام کتابش این برهان را آورده است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مربوط به جناب صدرالمتألهین است ولی نه بدان معنا که ایشان بدون اصطلاحات و به طور مشخص به این صورت مطرح کردهاند. تا آنجا که به یاد دارم میتوانید در جلد هفتم اسفار مطلب را دنبال بفرمایید. موفق باشید
سلام و ادب: فایل صوتی سلسله جلساتی که استاد سخنرانی کردن و در نهایت تبدیل شده به کتاب خویشتن پنهان رو میخوام اگر ممکنه برایم ارسال کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب مذکور تنها جواب سؤالات کتبی رفقا بوده است و از این جهت صوتی در میان نبوده. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد: تحت تاثیر کتاب شرح ۱۰ نکته از معرفت نفس حضرتعالی ی شب در عالم رویا بین خواب بیداری نفس مجردم را ادراک کردم بدون بعد و بدون قید زمان. میخواستم ببینم برای رسیدن به تجرد برزخی چه دستور العملی میفرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان رعایت حرام و حلال الهی در این مسیر انسان را بیش از پیش به حقیقت بیکرانهاش نزدیک میکند تا خود را جهانی بیابد بنشسته در گوشهای. موفق باشید
سلام علیکم آقای طاهرزاده: پاسخ سوالم را نفرمودید؟ برادری دارم بسیار در ضلالت و گمراهی دارای ۴ فرزند، خواب دیدم شما به منزل ما آمدید و برای منو برادرم میخواهید کلاس برگزارکنید و فرمودید میخواهم این کلاس را در بین الطلوعین برایتان بذارم، این خواب آیا سری دارد؟ ممنون میشوم واضح راهنمایی و پاسخ بفرمایید. این پیام را لطفا در گروه قرار ندهید، جزاکم الله خیرا
باسمه تعالی: سلام علیکم: باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که مکرر عرض شده، بنده علم تعبیر خواب ندارم. از طرفی چگونه میفرمایید هم جواب سؤال، محرمانه داده شود و هم آدرس ایمیل ندادهاید؟!!!! عنایت دارید که این کار مشکلی است که بنده بخواهم با تلفن جواب کاربران محترم را بدهم .موفق باشید
سلام: درباره قیامت الان موجود است چه چیز قیامت هست؟ چه چیز آن را ما شکل می دهیم؟ متشکرم
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! عالَم، باطنی دارد که باطنِ عالم هماکنون موجود است و اعمال ما هماکنون در آنجا ثبت میشود. در این مورد خوب است به کتاب «معاد؛ بازگشت به جدیترین زندگی» که روی سایت است، رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام علیکم استاد: وقت بخیر. از آن جهت که عین وجود عین کمال است و ازلی و ابدی و (بی نیاز و همه جایی است) نمیتوانم در خارج نیازمندی و نقص را تصور کنم حال آنکه انسان و نباتات و جمادات نقص دارند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عالمِ امکان و ممکنالوجودها نسبت به امکانی که میتوانند به دست آورند، نقص دارند. ولی این غیر از حضور خداوند است برای خود در همه عالم که عین بینیازی است. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز و دستاندرکاران گرامی: هر چه فکر کردم شاید بهتر باشد که قبل از آنکه شروع کنم به سخن گفتن، مقدمهای داشته باشم، اما چیزی به ذهنم نیامد. گویی مجالی برای مقدمه نوشتن نیست و باید این راه را با سر رفت. میدانی؟ وجود، یکبار به اجمال بر تو نمایان میشود و گویی ظلمات بیابانِ وجودت با یک رعد و برق همچون روز روشن شده است. در آن «وقت» برای تو حضور در وجود پیش میآید. نزد خودت حاضر میشوی؛ مشعر میشوی به وجود. این وقت، وقتِ جوانه زدن تفکر است و به گمان اهل فلسفه، کمال اول عقل؛ یا همان که حضرت عیسی، آن را تولد دوبارهٔ انسان مینامد و یا عرفا میگویند حیرت ثانی. تنها با پیش آمدنِ وقت است که کارها و امورات و تفکرات انسان، سامان مییابد. تا وقتش برای انسان پیش نیاید، هیچگاه نمیتواند از غفلت بنیادانگاری وجود، بگذرد. و بعد از اجمال، عقل میرود در مقام سیر از اجمال به تفصیل. گویی انسان پس از سیر اجمالی در آسمانها، دوباره برمیگردد به همان غاری که بود؛ تا راهش را به تفصیل، در دنیا برود. حالا چالههای بیابانِ وسیعی را که در افق دیدش گشوده شده - که همان پیش آمدن وقت برای انسان و گشودگیِ انسان نسبت به زمان است - را دیده و به وقتآگاهی رسیده است. چشمانش عینیتِ رابطهها و مناسبات نظام هستی را دیده و ایمان آورده به غیب. حالا آمده تا روزگار، با بالا و پایینیهایش، تعلقات تاریخی و غیر تاریخی انسان را یکی یکی بکوبد به پیشانیاش تا به تفصیل، وجود را ببیند. این مقامِ فروبستگی وجود است و قبض روحی. گویی او، پردهها را از جلوی چشمان انسان کنار میکشد و انسان به چشم میبیند خراب شدنِ عالم فانی را. و ای کاش او، زان پیشتر که عالم فانی شود خراب، ما را ز جام بادهٔ گلگون، خراب کرده باشد... تو به اجمال، چالههای بیابانِ زندگی را دیدهای. تو دیدهای که در این عالم، حقیقتی هست و تو هم عین تعلق به همین حقیقت هستی. این، حقیقتِ وجود توست و جز آنکه در قرب این حقیقت، شاعرانه سکنی بگزینی و با آن انس بگیری، هیچچیز تو را آرام نمیکند. و بادِ خزانِ نیهیلیسم و نیستانگاری که در بیابانِ زندگی - یا شاید آنطور که حافظ میگوید: چمن دهر- وزیدن گرفته را دیدهای. به تو نشان ندادهاند راهی را که باید بروی؟ رزق تو را دادهاند؛ و میشکافی زمانه را، از برای حضورِ نهاییِ انسانِ آخرالزمانی... و داد از نهاد مردانِ راه برمیخیزد؛ آه من قلة الزاد و بعد السفر و وحشت الطریق... چه عجیب است این فروبستگی وجود و قبض روحی. چه وحشتناک است. گویی انسان به انتظار مینشیند تا دوباره شبنمی از کوی یار، او را سرمست از زیستن کند. اما هر چه مینشیند، گویی انتظارش اشتباه است و باید به دنبال چیزی از جنس دیگر باشد...
باسمه تعالی: سلام علیکم: و آن جنسِ دیگر، همان «وجود» است با شدت بیشتر که سراسر وجود ما را در بر میگیرد تا با حضوری که حضورِ حضورها میباشد ابعاد نفس ناطقه بشکفند و عقل، عین قلب شود و آنچنان خیال را در بر گیرد که انسان خالقِ صورتهایی شود که همه حکایت قلبی میباشند که در انس با حضرت محبوب به دنبال آن بود و این یعنی پله پله حضور در بهشت، به همان معنایی که آیۀ ۲۵ سورۀ بقره از آن حکایتها دارد که اگر عمری باشد باید از آن سخنها گفت تا معلوم گردد گویا سالها در بهشت بودیم، ولی اکنون ظاهر شد و این یعنی باز اصالت وجود آنگاه که انسان خود را غرق در آن حضور بیابد. موفق باشید
به نام خدا سلام: در شرایط سیاسی که پیش آمده چند مسئله را با خودم مرور میکنم. اولاً باید متوجه سیر رشد جمهوری اسلامی باشیم که مشکلات در این نظام لطف الهی است تا اسلاممان خاص تر شود. ثانیاً متوجه باشیم غرب رباینده استعداد های بشر آخرالزمان، و سلاطینش ظالمانی هستند تا نگذراند بشر به ربوبیت حق نزدیک شوند و باید مدرنیته را بتفکیک از ظالمانش شناخت و با شناخت انسان مسلمان آخرالزمانی خود را به بهترین حالت یافت و شناخت. اما مسئولین! کسانی که مورد حکمت رهبر عزیز انقلاب اسلامی قرار میگیرند باید بدانند فراعنه برای بقای خود در دنیایشان تکنیک هایی را انجام دادند تا جاودانه شوند از همین روی اهرام مصر زیرساخت های ریاضی دقیقی به عمق علم از این امکانات، بناشده تا اعماق زمین را به آسمان مرتبط کند و جسمشان مومیایی شود و در مرکز هرم به آسمان گره بخورد تا جاودانه شوند! این بود راز اهرام و جاودانگی فنا شدنی دنیای آنها؛ پس بگویید کجایند قدرت های دنیایی فراعنه؟! آمریکا نیز همین سازکار را دارد در ابعاد وسیع تر بواسطه تکنولوژی، تکنیک و رسانه و نباید گول آنها را خورد زیرا خودشان گول خودشان را خورده اند. هر فرعونی به دست یک پیامبری هرچند چوپان، مثل حضرت موسی علیه السلام از بین خواهد رفت تا خداوند نشان دهند مقام انسان کامل احاطه دارد بر هر خاقان پر فن ظالمی که مخلوقات را از راه سیر الی الله خارج میکند و خداست که خدای عالمین است. هرگز بین دو ذات که در تقابل جدی هستند صلحی نمیشود مگر آنکه یکی تسلیم شود و اسلام بلند مرتبه امکان تسلیم شدن برابر دشمنانش را ندارد و دشمنان نیز تکبرشان سلم را نخواهد پذیرفت مگر آنکه خدای آنها را نابود کند و این چاره ای است که خودشان برای خودشان خواستند و این سیره قرآنی است که جاری میشود. بگذارید عرض کنم انقلاب اسلامی امروز آزاد و فعال شده و فکر نمیکنم هیچ آمریکایی بتواند مردمان ما را محدود کند! این چه ترس کذبی است که از تحریم میهراسند!؟. این روز ها تمام میشوند و کشور ما مرکز آینده این جهان خواهد بود پس عزت نفس خودرا در این میدان جاودانه اخروی اسلامی حفظ کنیم و از خدا بخواهیم ما را شامل تقوایی که به هرکه بخواهد میبخشد بفرمایند انشاءالله زیرا کسانی که به این لطف از جانب خدا نرسند تمام بدبختی ها را یکجا جمع کردند. استاد بنده دعا گوی شما هستم و از خدا برای همه مسلمین و انسانها رضایت پروردگار را آرزو میکنم زیرا این راه بسوی خدا و آزادی در انسانیت که همین انقلاب اسلامی در اوجش هست یک راه جاری و پر سرعت است و ضعف ندارد. بحمدالله.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که بحمدالله متوجه شدهاید. حقیقتاً نظام اسلامیِ ایران با هویت امّ القراییاش منشأ به خودآمدنِ بشر جدید خواهد شد تا برای عبور از بحرانها و برای به خودآمدن، راهی را مدّ نظر داشته باشد که جمهوری اسلامی با شخصیتهایی همچون حاج قاسم سلیمانی مدّ نظر آورد. مهم توجه به این امر است که بدانیم بشر جدید سرگردان کدام امر است که با به خودآمدنِ خود از سرگردانی ها نجات یابد؟ موفق باشید
سلام و عرض ادب: مطلبی خواندم، گیج شدم کسی از علامه طباطبایی پرسید، آیا استفاده از ضمیر جمع که خداوند در قرآن از آن استفاده میکند، منظور خدا و ائمه اطهار است، متن: در روایات ائمه علیهم السلام درباره خود فرموده اند: «هر صیغه جمع که در قرآن در مورد خداوند تعالی است، «نَحْنُ فَعَلْنا، وَ نَحْنُ صَنَعْنا»؛ (ما کردیم، و ما انجام دادیم.) منظور از این روایات چیست؟ ج- منظور این است که ائمه اطهار علیهم السلام، وسائط و مجاری فیض از ناحیه حقّ به مخلوقاتند و هرچه به خلق می رسد، از ناحیه آنها می رسد. سوال آیا در آیه «اِنَّا اَنْزَلناهُ» (ما قرآن را نازل کردیم/) (قدر: ۱) نیز چنین است؟ ج- بله، همین طور است، و اشاره به ولایت کلیّه تکوینیّه آنهاست و اینکه کار آنها، کار خداوند متعال است. آیا اینکه این سخن را علامه گفتند حقیقت دارد؟ یا نه اگر امکان دارد توضیح دهید و نظر خودتان در مورد ضمیر جمع در بیان خداوند در قرآن چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید نکتۀ اصلی همان نکتهای است که حضرت علامه طباطبایی فرمودهاند با توجه به آنکه وجه وِلایی ائمه، باطنِ نبوت است و از این جهت به گفتۀ خود آن عزیزان همۀ آنها محمدند و واسطۀ فیض که این نکتۀ دقیقی است. در این موردمراجعه به کتاب « حقیقت نوری اهلالبیت «علیهمالسلام» خوب است. https://lobolmizan.ir/book/255?mark=%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA%20%D9%86%D9%88%D8%B1%DB%8C . موفق باشید
علامه مصباح میفرمایند ما آنقدر واجب داریم که وقت به مستحب نرسه از طرفی استاد ایشان آقای بهجت میفرمایند که شاید برخی از این عدم فهم ها در دروس به خاطر عدم انجام مستحبات است. حال اگر بخواهیم طبق مبنای علامه رفتار کنیم، وقتی به نافله و زیارت عاشورا نمیرسد ولی اگر بخواهیم طبق مبنای آقای بهجت جلو برویم، با توجه به این که ۳ ماه معنوی رو در پیش داریم توصیه شما چه مستحباتی است؟ آیا دوره به دوره مثلا هفته به هفته فقط یک مستحب مثل نماز شب را انجام دهیم یا نه همهی مستحبات موکد را با هم شروع به انجام دادن بکنیم. دیگر سوال این که مستحبات موکد چه هستند؟ مثلا زیارت عاشورا مهم تره یا دعای عهد، دعای عهد یا زیارت آل یاسین.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که هر کدام از آن عزیزان علاوه بر واجبات مشخص، چه اموری را برای خود واجب و یا مستحب میدانند. آری! بالاخره تا واجبی مقابل ما قرار نداشته باشد، فرصت به مستحبات نمیرسد. ولی همان مستحبات نیز زمینۀ انجامشدن واجبات را فراهم میکند. موفق باشید
سلام علیکم: در فرازی از الهی نامه طولانی امیرالمؤمنین علیه السلام نقل شده: «الهی أفحمتنی ذنوبی و قطعت مقالتی فلا حجت لی و لاعذر فانا المقر بجرمی المعترف بإسائتی الأسیر بذنبی المرتهن بعملی المتهور فی بحور خطیئتی المتحیر عن قصدی المنقطع بی: معبودا! گناهانم مرا خاموش ساخته، و سخن گفتنم را قطع کرده، و هیچ عذر و برهانی هم ندارم. بنابراین منم که به گناه خویش اقرار می کنم. و به بدی خود معترفم. و این منم که در بند عملم گرفتارم. و در رهن کردار و عملم هستم. از بی باکیِ خود، خویشتن را به دریاهای خطاکاری خود انداخته ام. و از مقصد اصلی سرگردان شده ام و راه چاره بر من قطع شده» استاد چرا مولای پارسایان و امام متقیان اینگونه با خدا سخن می گوید؟! خیلی حیرت آوره!
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنگرید که حتی مردی که همه حرکاتش از کودکی حکایت حقگراییِ اوست؛ وقتی از یک طرف به عظمت حضرت حق مینگرد و از طرف دیگر به ظرفیتهای نهفته خود، چه میگوید؟ تا ما باشیم و هزار راهی که باید به نور اولیای الهی در مقابل خود گشوده بیابیم. تازه در آن موقعیت است که مییابیم مولایمان از چه منظری این سخنان را به میان میآورند از بس متوجه ظرفیت بینهایتِ خود هستند. در این رابطه خوب است به موضوع «حسنات الابرار سیئات المقربین» نیز فکر شود. موفق باشید
سلام استادعزیز: استاد بنده به دنبال بیشترین کسب ثوابم. حالا آیا خواندن انواع نمازهای مستحبی (ذکر شده در احادیث. نماز جعفرطیار. نماز توبه. و آمزش گناهان. نمازغفیله. نماز کامله و... ) در طول روز بهتر است؟ با توجه به حدیث نماز معراج مومن است. یا مدام ختم قران را از سر بگیرم؟ با توجه به اینکه میگن حضرت معصومه مثلا ماهی یک ختم قران داشته اند. یا ذکر گویی؟ (چون وقتی دارم قران میخونم مدام خودخوری دارم کاش نماز میخوندم. نماز که میخونم میگم نکنه قران خواندنها بهتر نتیجه میداد) من تمام مدت شبانه روز اوقات فراغت دارم و تنها هستم. و برای انجام هر کدام گزینه که شما بفرمایید، راحتم. میخام برنامه ای داشده باشم که تا اخر عمرم عمل کنم ان شالله. البته در کنارش مطالعه کتابها و صوت شما و استاد پناهیان و شجاعی و مطهری هم دارم. با تشکر فراوان.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً خودتان میدانید که اعمال دینی ما به اندازه معرفتِ توحیدی ما قبول میشود و موجب قرب انسان میگردد و از این جهت در مورد نماز خوب است به مباحث «شرح آداب الصلواۀ» حضرت امام خمینی که شروع خوبی است برای به ظهورآمدن افق اصیلی که ما در نماز نیاز به آن داریم، رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/sound/674?mark=%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8 و در مورد قرآن، یا به تفسیر «المیزان» رجوع شود و یا به شرحی که از سورهها در سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام علیکم: خدا قوت خدمت استاد دوست داشتنی ان شاالله که خداوند عمر شما رو طولانی کنه به شخصه دوست دارم که از عمر من کمه بشه و به عمر امام خامنه ای و شما استاد عزیز افزوده بشه. چند روز پیش صوت تفسیر جلسه دوم سوره انشراح را گوش گرفتم و خیلی کمک کننده بودن برام و تونستم به جواب خیلی از سوالات اطرافیانم برسم، خیلی لذت بخش بود برام شنیدن این تفسیر. استاد یه سوال در مورد هوش مصنوعی داشتم احساس می کنم که برای زندگی بشر در آینده خیلی خطرناک باشه و مشکلات اساسی برای ما انسان ها درست کنه نظرتون در مورد این موضوع چیه یه جورایی حس می کنم خیلی از حقایق رو می تونه وارونه جلوه بده و باعث مشکلات اساسی در زندگی شخصی و اجتماعی مردم بشه به علاوه فکر می کنم که با توجه به رسانه بزرگ و گسترده دشمن که برعلیه انقلاب اسلامی ما در حال دشمنی است این موضوع می تونه کار رو برامون سخت تر کنه برای ثابت کردن حقایق و واقعیت ها....
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد هوش مصنوعی که البته سخن بسیار است؛ خوب است به عرایضی که در جواب سؤالهای شماره 35007 و 35287 شد رجوع فرمایید. موفق باشید
یا محبوب! به اسم خدایی که حسین «علیهالسلام» را کشتی نجات قرار داد! از اسم و نام که نگذریم که همه جلوه یار است؛ باید بگویم گاه ترس آنچنان چیره میشود که دیگر صحبتهای قبلی را نمیپذیرد و مرحم نمیشود! بله درست است که ایمان دیروزینِ ما برای حضور امروزین کافی نیست! استاد: باور کنید خودم هم خسته شدهام از سوالهایی که ریخت و قیافهشان فرق میکند اما همه دنبال اویند! اما وقتی طناب شیطان انسان را گرفتار خود میکند، دیگر اوضاع عجیب میشود حتی حسی از درک اسم جلالش نمیماند، حال این حس بیگانگی را چه میشود کرد؟! میدانم گناه از خود من است و باید از نفس شکایت کرد و نماز توبهای خواند و بعد هم آدم خوبی شد! اما این «هنوز نه» هایی که انگار نتیجهی طولانی شدنش من هستم، عجیب مرا فرا میگیرد! به خدایِ آقا روح اللّه خمینی بگویید دوریاش دارد دیوانهام میکند! بگویید دارد دوباره میرود و او را برگردانید! اجرتان با حضرت معشوق.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هرچه هست قضیه، قضیه آتش شوقی است که باید تجربه شود و از این جهت میتوان گفت: «دوست دارد یار این آشفتگی». در این رابطه میتوان گفت اگر حضرت محبوب از جهتی به ظاهر، ما را رها کرده است و در بیابانِ سرگردانیمان، تنها گذاشته، از جهت دیگر گویا میخواهد جهان گشودهای را بر جانمان بگشاید تا غم همه عالمیان غم ما باشد و به حکم سوره «الضحی» نه یتیمی به چشم حقارت دیده شود، و نه سائلی طرد گردد. خوب است توصیف جناب عمّان سامانی در رابطه با پریشانیِ خاندان نبوت در میدان کربلا را ذیلاً با هم تکرار کنیم که راز این به ظاهرپریشانیها را از حضرت محبوب بپرسیم. موفق باشید
باز گوید رسم عاشق این بود
بلکه این معشوق را آیین بود
چون دل عشاق را در قید کرد
خودنمایی کرد و دلها صید کرد
امتحانشان را ز روی سر خوشی
پیش گیرد شیوۀ عاشق کشی
در بیابان جنونشان سر دهد
ره بکوی عقلشان کمتر دهد
دوست میدارد دل پر دردشان
اشکهای سرخ و روی زردشان
چهره و موی غبار آلودشان
مغز پر آتش، دل پردودشان
دل پریشانشان کند چون زلف خویش
زآنکه عاشق را دلی باید پریش
خم کند شان قامت مانند تیر
روی چون گلشان کند همچون زریر
یعنی این قامت کمانی خوشترست
رنگ عاشق زعفرانی خوشترست
جمعیتشان در پریشانی خوشست
قوت، جوع و جامه، عریانی خوشست
خود کند ویران، دهد خود تمشیت
خودکشد شان باز خود گردد دیت
تا گریزد هر که او نالایقست
درد را منکر، طرب را شایقست
تا گریزد هرکه او ناقابلست
عشق را مکره هوس را مایلست
و آنکه را ثابت قدم بیند براه
از شفقت میکند بروی نگاه
اندک اندک می کشاند سوی خویش
میدهد راهش بسوی کوی خویش
بدهدش ره در شبستان وصال
بخشد او را هر صفات و هر خصال
متحد گردند با هم این و آن
هر دو را مویی نگنجد در میان
مینیارد کس به وحدتشان شکی
عاشق و معشوق میگردد یکی. (و این همان یگانگی بین «عبد» و «ربّ» است در آن حدّ که اگر او یعنی «عبد» نیزه بیندازد، همان حضرت ربّ العالمین است که در میدان آمده.
با سلام: با پدر و مادری که نماز و روزه را میگیرند اما مدام به آقا و امام ناسزا می گویند و مخالف انقلاب هستند و بیشتر وقتشان را به تماشای شبکه های ماهواره ای میگذارند چه باید کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید بدون درگیری و همراه با مهربانی از کنار چنین فضاهایی عبور کنیم به امید آنکه به نور تشیع متوجه حیلههای دشمن بشوند، باید عجله نکرد. موفق باشید
یا محبوب! عرض درود و رضوان حضرت پروردگار بر شما باد انشاءلله. زیارتتون مورد قبول حق تعالی واقع شده باشد التماس دعای فراوان داریم. حقیقتا مشاهده می شود درگیری جنود عقل و جهل و مشاهده می شود و فهم می شود آن چیزی که در کتاب رجب ماه یگانه شدن با خدا فرمودید که شیطان نیست را هست میکند به واقع لمس می شود که این سالک آگاه رانده شده آنچنان دیگر نیستیان را به کار میگیرد که هر دم نیستی را برای مبارزه به صحنه می آورد که بنده متوجه میشم اینکه دیروز با استدلال پاسخ دادیمش امروز چرا دوباره مسئله شده؟ و گاه بر سر چیزی که نیست کل عقاید را با سوال تکان می دهد و من نیز با این تقوایی که با یک تق وا می رود نمیدانم چگونه اگر حضرت معشوق عنایت نکند قرار است این وادی بگذرانم هرچند که محال است عنایتش بر بنده اش شامل نشود لیک ما میخواستیم ره معشوق بگیریم ذیل اراده اش قرار بگیریم باشد که هر دم بخوانیم: شاد باش ای خوش سودای ما / ای طبیب جمله علت های ما / ای دوای نخوت و ناموس ما / ای تو افلاطون و جالینوس ما. حالا به جای آنکه هر دم بیشتر و بیشتر حضور محبوب را در متن زندگی حس کرده و آن حضور تاریخی که میفرمایید را به صحنه بیاوریم باید مدام استدلال خوانده، تضرع داشته باشیم که این اعتقاد از ما گرفته نشود هیچ را چیز و نیست را هست نکنیم و با شبهه ی بی اساس کلنجار نروم. استاد حقیقتا اشک شعر خون می خواند که این بندگی نیست دمی حس میکنم جانم میخواهد از تن بیرون زند از عشقش و دمی شبهه ی بی اساس می آید که تا کافر شدن مویی فاصله نباشد؟! حقیقتا آنطور که اشاره کردید من واقعا از خود ترس و بیم دارم و این نیرنگ را خوب شناخته ام تا حق تعالی عنایت میکند مانعی در راه عشقش رفع می شود اینطور مسائل در میان می آید. بابت طولانی شدن مطالب عذر میخواهم اما زندگی حاج قاسم ها و چمران ها و قاضی ها که مطالعه می شود یک ندا سر می دهم: آنها اینچنین و من با این کلنجار های ابتدایی چطور قرار است وصال را برای خودم رقم بزنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! تا آخر، قصه همین است. به عالیترین حضور فکر کنید که جناب حافظ اینطور بدان گزارش میدهد: «چو بید بر سر ایمان خویش میلرزم» زیرا حقیقت، همواره آمدنی و رفتنی است، ولی در باور ما همواره جای پای خود را میگذارد. پیشنهاد میشود به شرح غزل شماره ۱ حافظ که روی سایت هست، رجوع شود. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم ۱. گر تو آدم زاده هستی عَلَّم اَلاَسمٰا چه شد / «قابَ قَوْسَینت» کُجا رفته است «أَوْ أَدْنیٰ» چه شد / بر فراز دار فریاد «أَنَا الحَق» میزنی / مُدّعیِّ حق طلب! اِنیَّت و اِنّا چه شد / صوفی صٰافی اگر هستی بکن این خِرقه را / دَم زدن از خویشتن با بوق و با کرنا چه شد / زُهد مفروش ای قلندر! آبروی خود مریز / زاهد اَر هستی تو پس اقبال بَر دنیا چه شد / این عبادتها که ما کردیم خوبش کاسبی است / دعوی اِخلاص با این خود پرستیها چه شد مُرشد! از دعوت بسوی خویشتن بردار دست / «لاالهت» را شنیدستم ولی «الّا» چه شد / ماعَر بیمایه! بشکن خامِۀ آلوده ات / کم دل آزاری نما، پَس از خُدا پروا چه شد ۲. در رابطه با امیّ بودن پیامبر اسلام رجوعاتی میفرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ذیل سایه نورانی پیامبر امّی قرارگرفتن، همان شوری خواهد شد که حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» در آن غزل متذکر میشوند. حضور در ذیل پیامبر امّی، راهی میگشاید به غیر از این دینداریهای عادی، راهی است و روحی است مادرانه. عرایضی در جواب سؤال شماره 34600 شد. امید است راهگشا باشد. موفق باشید
سلام علیکم و رحمهالله: لطفا دعا بفرمایید خداوند به حق صدیقه شهیده، بنده را بعنوان قربانی راه دین و ولایتش قبول کند و شهید شوم. همچنین به حق رسول خدا که شهر علم هستند من نیز عالم ربانی شوم. فرق بین بقا و حیات چیست؟ اینکه «العلماء باقون ما بقي الدهر» هستند و شهدا نزد پرودگارشان روزی میخورند و زنده هستند چه تفاوتی دارد و کدام بالاتر است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «بقاء» نوعی حضور است حتی اگر جسم انسان و حیات دنیایی در میان نباشد و آن حضورِ فرهنگی که علمای ربّانی پس از حیات خود دارند، شهیدپرور است. نمونه آن حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» میباشند که تا قیام قیامت همچنان نقشآفرین خواهند بود. موفق باشید
