بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
34548

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد گرانقدر: وقتتون بخیر. فردی خواب شهید گرانقدری را دیده بود که ایشان بعد شش سال بعد از شهادت گفته بود من تازه خان بیست و پنجم را طی کردم. به بهانه این خواب میخوام بدونم همه ظرفیتهای وجودی شهید تکمیل نیست که باید مراحلی رو طی کنه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: راهی بس متعالی در پیش دارند تا آن عزیزان در ابعاد متعالی خود حاضر شوند و شخصیتی گردند برای «رجعت» در کنار امامی معصوم، و این غیر از آن است که برای بهشت‌رفتن مشکل داشته باشند. موفق باشید

34421

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: روزتون به خیر. استاد بعد از این اغتشاشات یکی از معضل ها بدحجابی و بی حجابی هست. یکی ازدوستان ما فرمانده پایگاه خواهران هست. مرتب در صدد تذکر و امر به معروف هست و نگران بی بند و باری جامعه. نظرش اینه که چرا میگید صبر کنید؟ چرا یه اقدامی برای جمع کردن این اوضاع نمیشه چرا همه ساکتند؟ چرا کانکس های پلیس که در میدان امام هست هیچ تذکری نمیده؟ به نظر شما ایشون چه کار باید بکنند؟ راهنمایی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی قبلاً در این مورد شد. مسلّماً این افراد به جهت ادامه تلاش رسانه‌های بیگانه هنوز متوجه شکست خود که منجر به افسردگی‌شان می‌شود؛ نشده‌اند. آری! چیزی نمی‌گذرد که متوجه خطای بزرگ خود می‌گردند زیرا با حقیقتی مخالفت می‌کنند که اتفاقاً ریشه در جان و فطرت آن‌ها دارد و لذا برخورد متین و حکیمانه ما که ناشی از دلسوزی نظام نسبت به افراد غافل می‌شود به صورتی که رهبر معظم انقلاب عمل می‌کنند، به موقع خود نتایج آن را خواهد داد وقتی بفهمند ما با آن‌ها سر جنگ نداریم. آری! تذکرات به موقع حداقل موجب می‌شود که متوجه شوند عمل آن‌ها مورد پذیرش بسیاری از افراد جامعه نیست. یأس و افسردگی آن‌ها چیزی نیست که گرمی امروز آن‌ها را برای آن‌ها نهادینه کند. موفق باشید

34341

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: ما در شرکت های دانش بنیان فعالیت می‌کنیم که محصولاتی را تولید می‌کند که هم صرفه اقتصادی دارد هم بعضا مورد تحریم واقع شده و بعضاً در موارد حساس کشور مورد استفاده است. اگر این فعالیت ها با هدف سربازی امام زمان و کمک به اهداف انقلاب اسلامی است، چه چیزی باعث می شود که همین فعالیت علمی در نماز توجه ما را به خود جلب کند و بعضا مانع نماز اول وقت هم بشود؟ ضمناً این فعالیت ها چرا در رفتار و اخلاق ما چندان اثری نگذاشته است؟ در موراد دیگری هم در زندگی مشابه این وجود دارد که کارهایی با مقاصد الهی انجام می دهیم ولی اثر عکس هم از آن دیده می شود، به عنوان مثال تربیت فرزندی صالح ما را دچار غفلت در خیلی از امور کرده است. خلاصه اینکه کجای کار می لنگد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به رویکرد ما دارد که با چه انگیزه‌ای به سراغ عبادات برویم. عبادات برای هرچه بیشتر رابطه ما می‌باشد با خداوند و مددگرفتن از او در همین اموری که مشغول آن هستیم. آری! پس موضوع، به رویکرد ما بستگی دارد که با چه انگیزه‌ای به سراغ خدا رویم و در زندگی دینی خود حاضر گردیم. موفق باشید

34169

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام استاد خداقوت. ببخشید من امسال رفیق جون جونیم یهو سرطان گرفت و فوت کرد. ..................

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً به صورت زیر به ایمیل‌تان جواب داده شد:

34132- باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین آن‌که باید حدود شرعی نسبت به نامحرم رعایت شود، کمک‌کارشان باشید تا فشار مصیبت‌شان کم شود؛ خوب است. موفق باشید

33667

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و خسته نباشید: واقعا صد حیف که سایتهای پربازدید، چون سایت شما تابحال نویسندگان معتبر در هر زمینه را معرفی نکرده اند، که با دنبال کردن آن نویسنده و احتمالا سیرمطالعاتی که در سایت خود پیشنهاد می‌دهند ما و مردم عادی که دانشگاه نرفته ولی وقت و علاقه ی کتابخوانی را دارند هم از علوم آنها بهره مند شویم!! مثلا در علم سیاست، فلسفه، در عرفان نظری و عملی، در جامعه شناسی و روانشناسی، کلا هر شاخه ای که لازم است اطلاعاتی  داشت به آن نویسندگان مراجعه شود. البته که در زمینه ی عرفان را که سیر مطالعاتی جنابعالیست عالی و پربار است. ولی در دیگر زمینه ها ما نویسندگان معتبر را اصلا نمی‌شناسیم. مثلا آقای زرشناس و یه نفر به من معرفی کردند و دو دل هستم که آیا مورد تایید هستند یا نه؟ عبدالکریم سروش را شخصی دیگر معرفی کردند و ما گیج و حیران که بالاخره کدام بهتر است و مایه ی گمراهی نیست! اگر لیست نویسندگان معتبر و مورد تایید  در هر رشته و شاخه ای که هر سال به روز رسانی معرفی می‌شد خیلی بهتر بود. اگر شما افرادی را می‌شناسید لطفا معرفی کنید. ممنون از توجهتان.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این پیشنهاد در جای خود کار خوب و ارزشمندی است، ولی این سایت برای چنین کاری طراحی نشده و توان چنین کاری هم در ما به جهت زمانی که باید در اختیار آن بگذاریم، نیست. به نظر می‌آید اگر در مورد انقلاب اسلامی که این سایت وظیفه دارد متذکر عظمت تاریخی آن شود، حساس باشید به خوبی متوجه خواهید شد جناب استاد آقای زرشناس چه اندازه به انقلاب اسلامی نزدیکند و امثال آقای دکتر سروش چه اندازه دورند. موفق باشید

33396

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: پیامبر (ص) با بدن مادی به معراج رفت یا بدن مثالی؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا به فرمایش آیت الله جوادی، مگر می‌شود در آن مقام که همه‌چیز در هویت معنوی هستند، بدنِ مادی حاضر شود؟ آری! بدن هست و معراج هم جسمانی است ولی نه آن‌که از جنسِ ماده باشد. موفق باشید

37024

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد گرامی: استاد در مورد جنگ اخیر غزه یورگن هابرماس به عنوان بلا نسبت یک متفکر که نظراتش در جهان غرب مطرح است اظهاراتی داشت که می‌شود این اظهارات را حمایت تلویحی از جنایات رژیم سفاک، کودک کش و غاصب صهیونیستی تلقی کرد مبنی بر اینکه هدف رژیم صهیونسیتی صرفاً دفاع از خود است و مرتکب نسل کشی نشده است! با توجه به اینکه این اظهارات نه از زبان یکی از رجل سیاسی غربی بلکه از زبان یک متفکر محیط در حوزه فلسفه گفته می‌شود سؤال اینجاست که: تفکر در جهان غرب به چه روزی افتاده است که چیزی که فطرت پاک هر انسان آزاده ای ولو عامی و بدون سواد فلسفی و سیاسی می‌تواند در آیینه غزه ببیند و حق را از باطل بخوبی جدا کند چرا یک متفکر مطرح در غرب از دیدن آن عاجز است!؟ آیا این مصداقی از عاجز بودن فلسفه غرب و تفکر منقطع از وحی در حل مسائل حیاتی بشریت نیست؟ با نظر به سخنان اخیر رهبری مبنی بر نیاز شدید بشریت به تدبر و عمل به معارف قرآنی در جهان کنونی خواستم نظر استاد ارجمند را جویا شوم. با التماس دعا از جنابعالی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان نتوانست حق را از باطل تشخیص دهد و گرفتار تحلیل‌های سکولار شد، چه آن شخص هابرماس باشد و چه زیدآبادی و چه صادق زیباکلام؛ به راحتی تحت تأثیر ملاکهای اراده معطوف به قدرت قرار می‌گیرد و عملاً متوجه اراده معطوف به حق که در میدان مبارزه غزه ملاحظه می‌شود، نخواهند بود و اتفاقاً همین امر، شروع افول و سقوط جهان مدرن را پیش می‌آورد. موفق باشید

36810
متن پرسش

کجاست روشنی؟ آنجا که سخت تاریک است / صراط نور خمینی چقدر باریک است / دوباره جوهر خودکار خوار خواهد شد / چه خنده‌دار که خودکار عاشقان بی(ک) است. / بترس! عقلِ سراسر خطرْ کمین کرده! / چه چیز بدتر از آنی که صبح نزدیک است؟ / نترس سینه سپر کن که حسنیین یکیست / همان که تیر خلاص است تیر شلیک است / اگر که اطّلع الشمس دل، چراغ خموش / به من بگو چه کسی گفته غزه باریکه است؟  / که عشق آمد و در گوش عقل زمزمه کرد / به من بگو چه کسی گفته غزه باریکه است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هرگز غزه باریکه نیست. غزه؛ شروعِ دوباره ما می باشد، در جهانی که با حضرت روح الل ه«رضوان‌ا‌لله‌تعالی‌علیه» گشوده شد. هرگز غزه باریکه نیست، وگرنه نمی‌توانستیم در غزه با تونل‌هایی روبه‌رو شویم که هر قطعه‌ای از آن راهی است به سوی آزادی بشر امروز. اگر غزه باریکه بود، چگونه این‌همه در جانِ انسان‌ها کران تا کران حاضر می‌شد؟! این‌جا است که با شما همراه خواهم گشت که روشنی، آن‌جا است که سختْ تاریک است. آری! وای اگر صبحی شروع شود که در آن از ادامه راه غفلت گردد. مانند جریان‌هایی که در انقلاب اسلامی گمان می کنند به آنچه باید برسند، رسیده‌اند!! در حالی‌که روح اللهِ ما تازه بعد از قبول قطعنامه فرمودند: «خداوندا! این دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روی مشتاقان باز، و ما را هم از وصول به آن محروم مکن. خداوندا! کشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه‌اند و نیازمند به مشعل شهادت؛ تو خود این چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش.» موفق باشید       

36780
متن پرسش

سلام: نمی دونم چرا هر روزم احساس شکستی بزرگ می‌کنم. آمده ام درد دل و آه کنم. پس اگر مقصد پرواز است قفس ویران بهتر، صبح تا شب دارم سعی می‌کنم این قفس سالم تر باشه. مگه من همون پرستویی نیستم که قصدم پرواز بود پس چرا از ویرانی لانه ام می هراسم. رویای من ققنوس بی بال در اوج آسمان بود و اکنون شده ام کفتری که پرهایم سنگینی می‌کند. هر روز داره این یه تیکه گوشت، قلب حکایتش میشه دلی که به یاد حسین به جوش نیاد که دل نیست سنگ خاراست. رَها باید شد!‏ / ‏‏از هستی خویشتن رها باید شُد ‏/ ‏‏از دیو خودیِّ خود جُدا باید شُد ‏/ ‏‏آن کس که به شیطان دَرون سرگرم است ‏/ ‏‏کی راهیِ راه انبیا خواهد شُد ‏/ باید از غزه پرسید؟ غزه، کربلا چه شد. به عقب که برگردم می‌بینم چقدر عاشق بودم. و مگر نه آنکه از پسر آدم عهدی ازلی ستانده اند که حسین را از سر خویش بیشتر دوست داشته باشد. راز خون در آنجاست که همه ی حیات به خون وابسته است. اگر خون؛ یعنی همه ی حیات و از ترک این وابستگی دشوار تر هیچ نسیت! پس بیشترین از آن کسی است که دست به دشوار ترین عمل بزند. راز خون در آنجاست که محبوب خود را به کسی می بخشد که این راز را در یابد. کربلا مستقر عشاق است. لَنْ تَرانی ‏/ ‏‏تا جلوه او جبال را دَک نکند‏ / ‏‏تا صَعْق تو را ز خویش مُنْدَک نکند ‏/ ‏‏پیوسته خطاب لَنْ تَرانی شنوی‏ / ‏‏فانی شو تا خود از تو مُنْفکّ نکند ‏/ من با شناختی که از خودم دارم شمر این زمانه حداقل برا خودم، خودم هست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این مائیم و هزاران دیوار و قفس و پیشنهاد جناب مولوی که فرمود: 
اَلصّلا ! ای عاشقان روی دوست            الصلا ای رهروان کوی دوست
الصلا ! ای بلبلان باغ عشق                الصلا ای تشنگان داغ عشق
این قفس را بشکنید ای طوطیان       بال بگشائید تا هندوستان
فاش گویم یار مشتاق شماست       طاقت او بی‌گمان، طاق شماست
و این است معنای حضور در تاریخی که به افق‌های بلند توحیدی می‌نگرد و در عین حال از قبض و بسطی که پیش می‌آید، ما را گریزی نیست. پس نه، باید در قبض مأیوس  شد و نه، در بسطْ مغرور. زیرا که «ای برادر عقلْ یک دَم با خود آر /  دَم به دَم در تو خَزان است و بهار». باید جلو رفت و باز به جلو، زیرا آنچه مقابل ما قرار دارد صراطی است که حضور در آن و ادامه آن، معنای «بودنِ» ما است. و عبور از شِمری که در درون ما نعره می‌کشد. موفق باشید               

36746

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب استاد، امسال اعتکاف کجا تشریف دارین؟ آیا مرکز المیزان مراسم اعتکاف دارید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ان شاءالله مانند هرسال در مسجد امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» یعنی «پیر عنایت» قدیم هستم. موفق باشید

36151
متن پرسش

سلام و عرض ادب یه سوالی چند وقته برام جدی شده: در جلسه ۱۹ ام عرفان نظری ذیل بحث اعیان ثابته سوالاتی از شما پرسیده می‌شود و بحث است که محیط و ژن و وضعیتهای خارجی دلیل بد یا خوب شدن نیست، انسان انتخابگر است، و محدودیت‌ها به طور ذاتی ضرر ندارد و درکم این بود که دنیا و شرایط و وضعیت بستری است که انسان با اختیار خویش، خود را بروز می‌دهد. اما این روزها مباحث به سمتی رفته که وضعیت و شرایط تاریخی است که انسان‌ها را به کاری می‌کشاند. می‌فهمم این نگاه تاریخی است و روح کلی تاریخ موثر است و بستری است برای اینکه انسان خودش را شکوفا کند. ولی گاهی طوری بیان می‌شود(نه فقط در کلام خودتون) که دیگه پیش آمد است، متوجه ام که ابعاد وسیعی داره این بحثها و جایگاه تفکر داره چندتا مساله برام پیش آمده اگر چون شهدا مجاهدانه در عرصه انقلاب اسلامی ایستاده باشیم و خودمان را مصداق حق نپنداریم بلکه عبدی فقیر مضطر درک کنیم، این بیان و نگاه منجر به رویت آغوش حق و میدان واقعی می‌شود و پیش امدهایش همه جلوات اوست و با توکل و باوری از جنس اهل بیت علیهم السلام می‌توان استقامت و نشاط داشت یا به قول شما در انتظار و وارستگی میشه حرکت کرد و هر دمش شهادت است. اما اگر دچار تنبلی یا فشلی یا حق پنداری خود شویم، قضیه مبدل به ظلمهایی به اسم خدا خواست و تاریخ چنان است و... می‌شود و قصه هایی دردآور دیدم که عرض می‌کنم، عده ای آسیب دیده اند و تازه کل فضای فکری رو می‌زنند و تفکیک شخص و تفکر ابتلای زمین گیری عده ای می‌شود. مساله دوم که سوال جدی تری شده برایم، قصه معاد و حشر است، پس معنای حساب و کتاب حق و مواجهه با اعمال چه می‌شود؟ اینگونه که هرکسی بنا بر احوال و وضعیت خویش کاری کرده پس دیگه یوم حشر و تغابن و قیامت و... به چه معناست؟ گویا دیگر هرکس به وسع خود ایستاده و عمل کرده و دیگر جهاد و تلاش فقط منجر به شدت وجود می‌شود. انگار جواب خودم رو دادم ولی سوالمم هست هنوز

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! در هر حال، قرارگرفتن در شرایط تاریخی همچنان از ما انتخابِ مناسب آن شرایط را می‌طلبد و دیگر آنکه می‌توان با قرارگرفتن در معرض جلوات الهی، در عین حضور در نوعی استقامت و نشاط، در میدان انتظار و وارستگی حاضر شد و جمع این دو بسیار مهم است و حقیقتاً اینکه انسان گرفتارِ حق‌پنداری خود شود، خطری است بسیار جدّی و مسلّماً چنانچه در مقابل انسان، افق توحیدی گشوده شود - به جای ابژه‌کردن وجود خدا- به خوبی می‌یابد که نسبت به آن افق بیکرانه توحیدی هیچ است هیچ، ولی در عین امیدواری. زیرا با افق گشوده ای که تجلیات خاصی به سوی انسان دارد، روبرو می‌باشد. ۲. معاد و حشر، حضور در ساحتی است که اجمال حضور انسان موحد در این دنیا در آن ساحت به تفصیل می‌آید و حقیقتاً آن ساحت است که انسان با اصیل‌ترین و روشن‌ترین حضوری که به دنبال آن بود در خود و در جهانی که در آن حاضر می‌شود، روبرو می‌گردد. موفق باشید
 

 

36096
متن پرسش

آینه دفاع مقدس آینه صورت و معنا. چه زیبا جمله‌ای و مقدس روایتی.‌ این حرف مرا می‌برد به سالهای خیلی دور که هزاران روایت و صدها آیه در موردش شنیده ایم و به آن ایمان آورده ایم.‌ که روزی رسول‌اللهی بود و دستش در دست وحی، جانش آینه‌ای که اراده و فعل خداوند را در آن سرزمین‌ها بازتاب می‌داد. در جدال حق و باطل ها بود که این رسول جهاد را برای آنان که تشنه خدا بودند معنا می‌کرد. آیه آیه از وحی می‌گفت که چطور جان‌هایی را که در راه خدا پیکار می‌کنند می‌خرند و جز ربّ روزی دهنده شان نیست، چطور رازهایی هست در این عالم که جز با خون فاش نمی شود، این که آدم هایی هستند در این عالم که وقتی از بین شما می‌روند، آنان را مرده می پندارید ولی این ها زنده گان حقیقی اند، حیات دارند و هم اکنون در این عالم کار راه می اندازند، سرنوشت ها می سازند و اصلا رسولانی خواهند شد برای راه گمگشته‌گان در آینده. روزگاران گذشت، مردم آمدند و رفتند و آن جهاد، در پی حوادث یادشان رفت. آن صورت و معناها در غبارهای زندگی بی رنگ شد. تا اینکه در عصری که جان ها به ستوه آمده بود از دست مردمانِ نامقدس، دفاعی مقدس جان گرفت.‌ رسولی که دستش در دست همان رسولِ الهی بود، آینه گَردانی می کرد و جلوه حق را بازتاب می داد.‌ مثل وقتی که نور را در آینه می چرخانی چطور در انعکاس نورش ذراتی که می پنداشتی در سکون و جمود و سکوت‌اند، جان گرفته‌اند و مستانه به دور خود رقص سماع می‌کنند. آری مردمانی برخاستند و خروش کردند. دشمن جان های زیادی را گرفت، خون های زیادی خون بها شد. این خون ها شدند آیه تا بعدها نازل شوند بر قلب هایی که قرار است خریده شوند و بریده شوند از هر آنچه بی معنا می کند زندگی را. در کوی و برزن ها نام این آیه ها نشست بر پیشانی آبروی محلّه ها. سال های مدیدی است که هنوز آیه های به جا مانده از آن کتاب مقدس رخ نشان می دهند، گاهی با نام و گاهی گم‌نام. و تو چه می‌دانی که چه دل‌هایی با این آیه‌ها زنده می‌شوند، دل‌هایی که تشنه معنا و صورت دیگری هستند و عطش جُستن و شدن دارند. این آینه مقدس هنوز که هنوز است انعکاس می دهد صورت ها را و معناها را برای آنان که طالبند، عاشقند و یا برای آنانی که این طلب هنوز زیر خاکستر است برایشان و سربرنیاورده. برای فرزندانِ من و تو حتی اگر در سرزمینی باشند دور‌دست و یا حتی آنان که هنوز پا به عرصه این دنیا نگذاشته اند. آری روایت همچنان باقی‌ست، اما زیباترین جلوه از این روایت را روزی خواهیم دید که معنای حقیقی این صورت‌ها قرارگاهی زده باشد در این عالم.‌ روزی که این طنین در همه جا بپیچد که یا اهل العالم. بیکرانگی و دلدادگی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه خوب متوجه شدید که این مسیر، مسیری است که دوباره رسولی در میان آمده که دست او در دست همان رسول الهی است تا ما را که معنای خود را گم کرده بودیم و حقیقتاً  اگر متوجه غفلت خود از حقیقت نشده بودیم، آن آینه گردان حقیقت یعنی حضرت روح الله فهم نمی‌شد. آری حال ماییم با یک دریا نور که در میدان انقلاب اسلامی و در پرتو نور شهدا به ظهور آمده است تا معلوم شود در این غوغای امروزینمان از کدام قبله و قبیله هستیم؟ از آنانی که خداوند در وصف آن‌ها فرمود: «أُولَئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ» و یا  ازآن‌هایی که در وصف آنها فرمود: «أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»؟ سخت‌ترین انتخاب و تمام حق در مقابل تمام باطل به صحنه آمده است و این گویا همین امروز ماست تا عطش بهتر‌ین حضور را در این نهایی‌ترین منزل جوابگو باشیم و به راحتی بیراهه‌ها را رها کنیم و دیگر رسانه‌ها نتوانند جای جلاد و شهید را تغییر ‌دهند. در راستای انقلاب اسلامی است که امروز به‌خوبی می‌توان فهمید جایگاه اسرائیل کجاست و جایگاه فلسطینیان کدام است. زیرا ما آموخته‌ایم که جبهه‌ها را از هم تفکیک کنیم وگرنه خواه ناخواه باز فریب رسانه‌ها را خواهیم خورد. موفق باشید   

35805

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و رحمته الله: با عرض تشکر فراوان از شما استاد گرانقدر. استاد ببخشید در مورد حضرت خضر نبی صوتی از شخص شما موجود هست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. تنها عرایضی در شرح سوره کهف شده است. موفق باشید

35334

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد: من که هرچه از سوالات در رابطه با جایگاه زن خواندم و دو سه بار سوال هم ارسال کردم آخرش حرف شما را نفهمیدم. شما تذکر به آن زندگی گذشته که در آن مثلا مادری جایگاه ویژه دارد و بالاخره زن با آن کامل می‌شود و... دارید از جهتی آن انس را متذکر می شوید و از طرفی عجیب بدون هیچ ترمز وارد مسئله جدید هم شده اید یکبار هم که شده تصور خودتان راجع به زن امروزین اسلامی بیان کنید حدودا چه تصوری از آن دارید چون آنچه بنده دیدم شما مخصوصا در رابطه با سوال خانم ها در رابطه با مشکلاتشان هیچ گونه مثلا پیشنهاد به پذیرفتن اقتدار مرد و امثال این عبارات ندارید در صورتیکه کسانی که در کار مشاوره و مذهبی هستند کم و بیش این مسئله با شدت ضعف تاکید دارند استاد بالاخره امروزه که ازدواج ها سست و پسران عقب نشینی کرده اند جدای از علل دیگر همین نیست؟ بالاخره همانگونه که زن اگر در محل توجه و محبت خانه نباشد و محبت ندهد و نگیرد واقعا شکوفا نمی شود چه در رابطه با فرزند چه همسر چه پدر و برادر و .... مرد هم آیا اگر خودش را در مقام تکیه گاه و تامین زن یا مادر و فرزندان نداند واقعا مشکل پیدا می کند. شما هیچگونه جایی به نظر می‌رسد قائل نیستید برای این مسائل و یا فعلا آسیب زا می‌دانید و یا فعلا تصورتان این است باید جذب کرد و یا... نمی‌دانم اما شما در رابطه با کار و... که خودتان می‌دانید در فضای امروز سرمایه سالاری اقتصادی و... واقعا کمتر زنی می‌تواند آنچنان حضور فعال داشته باشد که همه را جمع کند و آسیب نزند و نبیند شما مثل اینکه از آن زندگی که هیچ حتی از آن نوع حضور هم کم و بیش نا امید شده اید و تلاشی در کلامتان دیده نمی‌شود؟! گرچه گاهی اوقات در قالب نوستالژی گفته میشه از خاطرات و ...اما زن امروز واقعا مادری را از دست داده، همسری را هم از دست داده و کم و بیش دو انسان مذکر و مونث شده اند و در کنار یکدیگر زندگی می کنند و الا زنی و مردی در کار نیست و این امر مردانگی مردان را هم نابود کرده و الان چیز هایی می‌شنویم که نشان می‌دهد مرد واقعا آن جایگاه را هم دیگر قبول ندارد و آن‌را بار می‌داند!!! فکر کنم آقای پناهیان جایی اشاره کردند و سریع عبور کردند که ما واقعا بد کردیم این همه شرط در عقد نامه آوردیم و دست مردان را طوری بستیم که دیگر اصلا حس پسران به سمت مردانگی نیست و در نتیجه آن‌را دنبال نمی کنند و غیرت مثلا کار برای خرج دادن و... را از دست داده اند برای اینکه برخی اشتباه ها شده پس مردان را عقیم کنیم واقعا راهکار است؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که عرایض بنده در رابطه با «زن»، مطالبی است که در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» گفته شده است و در ضمن کتاب «زن در آینه جمال و جلال» از آیت الله جوادی برای ما حرف‌ها دارد. موفق باشید

34613

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی. با سلام و آرزوی توفیقات. اینجانب اعتقاد به حضرت مهدی علیه السلام با توجه به روایات و تعبدی دارم ولی اخیرا یکی از دوستان استدلال عقلی از من خواست راجع به ضرورت وجود آنحضرت در حال حاضر. لطفا چنانچه مصلحت می‌دانید پاسخی کوتاه یا ارجاع به منابع موثق و قابل قبول که بتوان به جوان امروزی ارائه داد بیان فرمائید. تشکر و سپاس

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله عرایض نسبتاً مفصلی در کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» که روی سایت هست، در این مورد شده است. موفق باشید

34258

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: من چند سالی است با شما آشنا شدم و حرف های دلم را از زبان شما شنیدم و با هر سخنتان روحی در من دمیده شد. الان جوری هستم که از خانواده خود خیلی جهانم جدا شده و افراد خیلی کمی هم هستن که بتونم باشون هم صحبت بشم و درباره افکارمون صحبت کنیم. احساس تنهایی می‌کنم و این مرا اذیت می‌کند چون انسان موجودی اجتماعی است و باید در جمع ها باشد اما من در جمع ها صحبت خاص و حضوری خاصی ندارم. تنهایی ام را از یک طرف که انس با حضرت عشق است را دوست دارم و از یه طرف اذیتم چون خیلی جاها احساس تنهایی می‌کنم. به انقلاب اسلامی و رهبر عزیزمان و جهان توحیدی که باید در آن باشیم تا خودمان را پیدا کنیم ایمان دارم و سعی می‌کنم در این مسیر باشم. لطفا هر راهنمایی صلاح میدونید بفرمایید. سلامت و عاقبت بخیر باشید استاد

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که صفات مؤمن را این‌طور فرموده‌اند که: «المؤمنُ بِشْرُهُ في وجهِهِ ، و حُزنُهُ في قلبِهِ ، أوسَعُ شَيءٍ صَدْرا» چرا نباید با مدارا با این افراد که عموماً مغرض نیستند، ولی جاهل می‌باشند؛ رفتار نکنیم؟ موفق باشید

36620

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد گرامی سلام: خواهشمندم بدون جانبداری سوال من را پاسخ بدهید. آیا واقعا حضور مردم در انتخابات برای مسئولین اهمیت دارد؟ اگر اینطور است چرا حداقل قبل از انتخابات قیمت ها کنترل نمی شود؟ این گرانی های لحظه ای و تصمیمات نابخردانه و بدون کارشناسی آیا مردم را تشویق می کند؟ بنده یک حقوق بگیرم و هر روز نسبت به روز قبل ارزش حقوقی که می گیرم کمتر می شود چون حقوق ها فقط یک مرتبه اول سال با نرخی بسیار پایین تر از تورم افزایش پیدا می کند ولی قیمت ها در طول سال در حال افزایش است. یک مالیات موقع پرداخت حقوق کسر می شود بعد با این حقوق که وارد بازار می شویم دوباره باید با عناوین مختلف مثل ارزش افزوده، آبونمان، عوارض، و ... مالیات بدهیم. واقعا دیگر امیدی ندارم. شرمنده خانواده هستم. به جوانان و فرزندانم سفارش می کنم در درجه اول ازدواج نکنند و اگر ازدواج کردند بچه دار نشوند. از یک طرف دائم تبلیغ فرزندآوری می کنند و از طرف دیگر خون به دل والدین کرده اند. مدرسه که طبق قانون اساسی قرار بود رایگان باشد چه شد؟ ما از انقلاب حسنه دنیا و آخرت می خواستیم نه اینکه بجای دارو دسته شاه یه عده دیگر بیایند و پشت همان میزها بنشینند و به بهانه فرستادن مردم به بهشت حقوق مردم را پایمال کنند و دنیایشان را خراب کنند. از شما به عنوان تئوریسین و مدافع انقلاب انتظار داریم به مسئولین تذکر بدهید و بگویید اینطور کارکردن مردم را از انقلاب و اسلام بیزار می کند. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که مشکلات اقتصادی حقیقتاً زیاد است و به نظر می‌آید دولت آقای رئیسی تلاش خود را می‌کند و در این‌که خودِ ماها نیز با حرص‌هایی که داریم، به همدیگر رحم نمی‌کنیم؛ بحثی نیست. ولی حضور در انتخابات، حضور در تاریخی است که با انقلاب اسلامی آغاز شده و ما از آن طریق معنای خود را در می‌یابیم تا از جهان استکباری و حرصِ دنیایی آزاد شویم. موفق باشید

35994

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

ما خانواده مذهبی هستیم و همیشه خیلی دوست داشتم که بچه های مذهبی داشته باشم. دختر ۱۲ ساله ای دارم که تا امسال تمام روزه هایش را گرفته بود امسال که می‌خواست به کلاس هفتم برود خودش از پارسال تصمیم گرفته بود که در امتحان ورودی مدارس تیزهوشان شرکت کند من هم برای تشویق بیشتر به او گفتم که اگر قبول بشی جایزه خوبی برات می‌گیرم چند بار به صورت مقدمه به من گفته بود که یک جایزه می‌خواهد که نمیتونه به من بگه می‌گفت اصلا براتون هزینه نداره و من هر چی فکر می‌کردم و حدس می‌زدم اشتباه بود تا اینکه یک شب بالاخره هدیه اش را به من گفت به این شرط که من اصلا هیچ بحثی باهاش نکنم من هم قبول کردم در کمال ناباوری به من گفت که اگر قبول شد دیگه نه نماز و نه روزه و نه حجاب را نمی‌خواد داشته باشه و سریع هم رفت توی اتاقش. من بهت زده شده بودم تا صبح اصلا نخوابیدم و خیلی گریه کردم. من خیلی بیشتر ترجیح می‌دادم که دخترم در راه دین باشه تا اینکه تیزهوشان بره وقتی نتایج اومد تیزهوشان هم قبول شد البته من از فردای اون شب دیگه بهش نگفتم نماز خوندی یا نه فقط بهش گفتم هر وقت دلت برای خدا تنگ شد میتونی نماز بخونی حالا شما به من کمک کنید که من باید چکار کنم؟ میدونم که اصرار و زور هیچ فایده ای نداره ولی هر چه هم بگذره و اون از نماز دورتر بشه برگردوندنش به این مسیر سخت تر میشه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زمان زمانه‌ای است که انسان، خودش برای خودش مسئله شده است و در این رابطه مباحث معرفت نفس نکاتی را به میان می‌آورد. پیشنهاد می‌شود مباحث کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» را به او پیشنهاد و یا با او در میان بگذارید و حرفتان پس از طرح موضوعات فصل اول آن کتاب، این باشد که به هر حال، برای ترک دستورات دین باید دلایلی داشته باشد. در حالی‌که برای بندگی خدا به عنوان ارتباط با خالقی که همه ابعاد ما را می‌شناسد، ما دلیل داریم. و چنانچه باز بر حرف خود تأکید دارد باید بداند که به عنوان یک انسان غیر منطقی او را مدّ نظر دارید. موفق باشید

35950
متن پرسش

سلام استاد خداوند خیرتون بده. چطور باید بیماری ها رو بدون دارو درمان کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. به هر حال سیره بزرگان دین نیز دوری از دارو نبوده است ولی شفا را از خداوند می‌دانستند و در حدّ معمول و بدون افراط از دارو نیز استفاده می‌کردند. آنچه تأکید شده است «پرهیز» است. از رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» داریم که فرموده باشند: «فإن المعدة بيت الداء والحمية رأس الدواء» معده، جایگاه همه بیماری‌ها است به جهت خوردن‌های غیر معمول و پرهیز از پرخوری اصل هرگونه دارو و درمان است. موفق باشید  

35729
متن پرسش

با سلام: خواستم بیایم و سؤالی بپرسم که چند سؤال اخیر را که دیدم فردی دقیقا دغدغه من را داشت. چند بار قبل از این هم همین اتفاق افتاده بود. انگار خودم آن سؤال را پرسیده بودم. خیلی عجیب است: وقتی به سبک زندگی خودم نکاهی می اندازم به این فکر می‌کنم که اگر دغدغه ثابتی داشتم قطعا برای آن، عاداتی را اصلاح، ترک و یا ایجاد می کردم ولی الان هیچ چیز مرا کافی نیست. هرگونه مطالعه در زمینه دینی، انقلاب، روانشناسی، رمان و... راضی ام نمی کند. هرگونه فعالیت اصلا برایم جذاب نیست و به امید پیشامدی که نمی‌توانم وصفش کنم به انتظار نشسته ام. مشکل بزرگ دقیقا همین است که به انتظار نشسته ام و انتظارم فعال نیست. الان در اوایل برهان صدیقین در نظام مطالعاتی معرفتی جنابعالی هستم و کتب قبلی را کار کرده ام. چیز دیگری می‌خواهم و برایش ذوق دارم که انگار ندارم. یک روز به همه چیزهای ارزشمند برای انسان علاقه مندم و یک روز هیچ یک مرا راضی نمی کند. دچار بی برنامگی شده ام ولی می دانم قطعا گذرگاهی وجود دارد که از روزمرگی خلاصی یافت و به طی یک مسیر رسید. ایده اصلی زندگی را مفهوما می‌دانم ولی عملا نیافتم. هدف خلقت انسان عبادت خدا و مبحثی که در آشتی با خدا مطرح شد و... ولی العلم هو حجاب الاکبر، هر چه بیشتر می‌فهمم انگار باتلاق بی برنامگی عمیق تر می شود چون هربار گم می‌شوم که خب در ادامه چه کنم؟ درست است که خداوند کل یوم هو فی شأن اما یک مقدار این شئون با سرعت تغییر می‌کنند ظاهرا، و بنده قدرت و توان در معرض قرار گرفتن را نیافته ام و این ملولم کرده است. ما الان تقریبا دریافته ایم که مسیر سعادت در گرو طی برنامه خدادادی است ولی در این مورد مشکل هست که استعداد خودمان را در این مسیر نمی دانیم. نمی‌دانیم در این مسیر باید خیاط باشیم، پزشک باشیم، مهندس کامپیوتر باشیم، آخوند باشیم یا چه و چه... و این باعث می‌شود که انسان احساس بی هدفی بکند. راه حل شما چیست؟ با تشکر فراوان 🌹

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معلوم است که راه اصلی، راهی است که اسلام عزیز و ذیل آن اهل بیت «علیهم‌السلام» در مقابل ما قرار داده‌اند. ولی همان‌طور که در مقدمه جلسه چهارم «کربلا و رازی که شهدا متوجه آن بودند در بستر «ایمان» و «امید» https://eitaa.com/matalebevijeh/14327 عرض شد حقیقت، امری نیست که بتوان در اختیار گرفت بلکه می‌توان در اختیار آن در آمد. و این‌جا است که بحث قبض و بسط معنوی پیش می‌آید. به هر حال این قبض و بسط‌ها زمینه‌ی پخته‌شدن جان انسان می‌شود زیرا حضرت امیر در نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالاً وَ إِدْبَاراً فَإِذَا أَقْبَلَتْ فَاحْمِلُوهَا عَلَی النَّوَافِلِ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ فَاقْتَصِرُوا بِهَا عَلَی الْفَرَائِضِ» این دل، مثل فصول چهارگانه است، یعنی مثل زمان که گاهی بهاری دارد و گاهی پاییزی، گاهی اقبالی دارد و گاهی ادباری. اگر دل در حالت بهار بود، شکوفایی و اقبال داشت، از نوافل نگذرید، سعی کنید، نافله‌ ها را ترک نکنید و اگر دل، آن آمادگی را ندارد، شما بر دل تحمیل نکنید و فقط واجب ‌ها را انجام دهید، نگویید حتماً نماز شب بخوانم چرا که آن نماز شبی که با ادبار دل همراه است، با کراهت آمیخته است و کمتر انسان، توفیق پیدا می کند، لذا حضرت فرمود: دل خود را نرنجانید و با دل کنار بیایید. تجربه‌ای که در این مسیر به دست می‌آید کارساز است. احساس می‌شود حالت ادبارِ زمانه بیشتر شده است و کار را سخت کرده.
این‌که «برهان صدیقین» را شروع کرده‌اید خوب است. موفق باشید

35389
متن پرسش

باسلام .
توجه به تشکیک درابعاد شخصیت «شهید» قاسم سلیمانی، با سردار قاسم سلیمانی (زمان حیاتشان)
 در تورق متون اهل اندیشه و حقیقت جویان تمام اعصار تاریخ متوجه می‌شویم هرکسی در تلاش و جان کندن در بیان چیزی است، بسی آشکار و اما به غایت پنهان! شاید اگر، این تجربه اشراقی در نزد هر انسان در خصوص این «گمگشته، آشکار» نبود، در حـــوزه تحلیل عقل جزوی، تا به امروز بحکم ارتفاع نقیضین، رد شده بود، اما آنچه شاهد آنیم از این حکایت می‌کند که وجه اشتراک امروزه در میان تمام انسان ها از کودک و بزرگ و از عام و خاص و از بازاری و دانشگاهی! از انقلابی و ضد انقلابی اش! همه و همه.... به نوعی این است، ما بدنبال چیزی هستیم، و آن چیزی پنهان است، اما مگر پنهان را می‌شود جست؟ همین سودای جستن است که آشکاری اش را آشکار می‌کند، گویی هر چیز که در طلب آنیم فی مدت معلوم، هنر سرپوش گذاشتن بر این طلــــبِ «آشکارِ ناپیدا» را دارد، گویی کودکم نیز از جُستن وسیله برای بازی کودکانه اش و آنچه یافته برای مدت کوتاهی راضی می‌شود، حس عدم رضایت از این سخن می‌گویم. اما من نیز نمی‌دانم که گفتنم در بیان آنچه می‌خواهم بگویم کافی است؟ بشخصه به نوشته و گفته های مدتی قبل خود رجوع می‌کنم و چون می‌خوانم به شنونده و خواننده خود حق می‌دهم نفهمد! من خود نیز بعد مدتی با گفته و نوشته خود بیگانه ام، گویی این نوسان پنهانی و آشکاری، چنین حکمی دارد. آنچه برای من در بطن و پوشیدگی است، برای امام عصر، آشکار است، گویی برای ایشان بطن معنی ندارد، هرچیز با باطن در نزد ایشان ظاهر و آشکار است، به دغدغه طاهرزاده ها و داوری ها می‌نگرم، دغدغه‌ معاصر سازی فلسفه، به عینی سازی دین، به حضور امام همچو خورشید پنهان در پشت ابرها، به فعالیت های فرهنگی که پوچ نشده، به نیچه فکرمی‌کنم که به هرکسی که این آشکار را پنهان تر می‌کند یورش می‌برد به مولانا در غزل ۵۸ دیوان شمس به زیبایی سخنش. «رسید آن شه رسید آن شه بیارایید ایوان را /  فروبرید ساعدها برای خوب کنعان را» به زنانی که بر زلیخا ایراد می‌کردند، گویا توهم داشتند که وجه پنهان یوسف را آشکار دیده اند چیزی نیست! و زلیخا در این مهمانی، طرح مسأله از نو دارد. گویی مدعان آشکاری، نیز چونان زنان مصراند و زلیخا، نماد مبین این وضعیت متضاد. آیا ما نیز ساعد و دست خود را از محو جمال پنهان یوسفی بریده ایم؟ یا هنوز در حال ایرادگیری بر زلیخاییم؟ «هــلایاران کــه بـخت آمد گه ایثار رَخت آمد» «سلیمانی به تخت آمد برای عزل شیطان را» «بِـجَه از جـا چه می‌آیی؟ چرا بی‌دست و بی‌پایی؟» «نمی‌دانی؟ ز هدهد جُو، ره قصر سلیمان را». می‌گوید منتظر چه هستی؟ اگر نمی‌دانی چرا از هدهد، نمی‌پرسی؟ کجا می‌شود سلیمان را، حقیقت را، شکست شیطان را «با ظاهریت، در عین پنهایت» اش، یافت؟ کجا می‌شود شیطان معاصر، را دید؟ کجا می‌شود یوسف را دید؟ گویا در این عصر آخرالزمانی «پوشیدگی و آشکاری» در هم تنیده اند! پس چه کنیم؟ که را بنگریم؟ این مراحل کجا با مصداقش آشکار می‌شود؟ مصداق حقیقت چیست؟ کیست؟ هدهد معاصر کیست؟ چه می‌گوید؟ می‌گوید أَحَطتُ بِمَا لَمْ تُحِطْ بِهِ، من به چیزی احاطه دارم که شما بدان احاطه ندارید!! معاصران غرب و شرق امروز سجده می‌کنند اما به شمس سجده دارند! به چیزی نورانی که همه چیزها از آن ارتزاق ظاهری دارد، گزافه نیست بگویم اگر ظهور اسلام نبود اکنون انسان خورشید پرست بود! و گزافه نیست اگر بگویم امروز بشر خورشید پرست است. انسانی که تا دندان خود را مستأصل انرژی کرده البته به خورشید و شمس اینگونه نگاهی دارد حال چه گفت سلیمانی ما در حیاتش؟ راه مبارزه با آمریکا (غرب و شرق و ظلمات و خورشید پرستی) و حمایت از جمهوری اسلامی و مسلمانان تحت ستم استکبار، تحت پرچم «ولیّ‌فقیه» است. من با عقل ناقص خود می‌دیدم برخی خنّاسان سعی داشتند و دارند که مراجع و علما مؤثر در جامعه را با سخنان خود و حالت حق به جانبی به سکوت و ملاحظه بکشانند و گفت «برادران و خواهرانم! جهان اسلام پیوسته نیازمند رهبری است؛ رهبری متصل و منصوب شرعی و فقهی به معصوم. خوب می‌دانید منزّه‌ترین عالِم دین که جهان را تکان داد و اسلام را احیا کرد، یعنی خمینی بزرگ و پاک ما، ولایت فقیه را تنها نسخه نجات بخش این امت قرار داد؛ لذا چه شما که به عنوان شیعه به آن اعتقاد دینی دارید و چه شما که به عنوان سنّی اعتقاد عقلی دارید، بدانید [باید] به دور از هرگونه اختلاف، برای نجات اسلام خیمه ولایت را رها نکنید. خیمه، خیمه رسول الله است. اساس دشمنی جهان با جمهوری اسلامی، آتش زدن و ویران کردن این خیمه است. دور آن بچرخید. والله والله والله این خیمه اگر آسیب دید، بیت الله الحرام و مدینه حرم رسول الله و نجف، کربلا، کاظمین، سامرا و مشهد باقی نمی ماند؛ قرآن آسیب می بیند.» بله مصداق سادهء این حیرت پیچ در پیچ که هیچ کس نتوانست بگوید را حاج قاسم ها نشان دادند! الگو این است، آنچه ما احاطه نداریم و او دارد، آنکس که قبل‌تر از ماها متوجه خورشید پرستان‌اند. شما سخن بگویید جناب طاهرزاده! شما که زبانتان بحول و خواست الهی قدرت بیان این سهل ممتنع را دارد، شما که ارزش سلیمانی‌ها را گفتید! شما که با فراهم سازی مهمانی «لب المیزان» باعث بریدن دست ما از ظهور این جمال شدید.

 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: و باز همچنان با هزاران راهِ نرفته روبرو هستیم تا آرام‌آرام بیابیم ظاهرگرایی به هر شکلی که باشد نوعی توقف و درجازدن است، چه ظاهرگراییِ مقدسان نادان که در دیروزشان متوقف‌اند و چه ظاهرگراییِ غرب‌زدگان که «اکنون‌زده‌اند» و در امروزشان متوقف می‌باشند؛ هر دویِ آن‌ها نفهمیدند که نمی‌توان دل به زیباییِ یوسف نبست. یوسفی که همه زندگی را زیبا می‌کند و جهان ظاهر را به باطن و جهان باطن را به ظاهر پیوند می‌دهد و این همان «ولایت فقیه» به معنی واقعی آن، که دوست‌داشتنی‌ترین حضور را به ما در این تاریخ عطا می‌کند تا با حضور در«جهانی بین دو جهان» بنا به اشاره جنابعالی، متوجه باشیم «سلیمانی به تخت آمد برای عزل شیطان را». و شهید سلیمانیِ ما این را به خوبی متوجه شد و سلطان دل‌ها گشت.
 دوست‌داشتنی‌ترین حضور در دشتی که همچنان باید رفت تا هر لحظه شدیّتِ وجود خود را احساس کنیم، و باز همچنان باید رفت تا معنای حضور در آینده مقدسی که با انقلاب اسلامی پیش آمده است را بیش از پیش احساس نماییم. موفق باشید    

 

35138

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام محضر شما: متاسفانه استاد عزیز انقلابی که شما از آن یاد می‌کنید و افق ترسیم میکنین برای یک عده ای خوب شده که بر سر سفره ملت نشستند و چپاول می‌کنند و این ملت صاحب اسلام و ایمان به خدا و اهل البیت را به روز سیاه نشاندن یکروزی اگر باید جواب بدهند شماها باید جواب بدین که قلما و زبانا حمایت می‌کنید یکروزی یادمه شما از احمدی نژاد حمایت میکردین و الان از رییسی که این بدبختی را برای ملت به ارمغان آورد شده. حضرتعالی یکبار در سخرانی هایتان از این دولت مستاصل و ظالم انتقاد کنید مگر آقای خامنه ای نگفتند مشکل مسکن مردم را حل کنید کو؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جواب سوال شماره 35128 شد و البته این بدان معنا نیست که دولت ضعف هایی نداشته باشد ولی از آن جهت که جهت گیری دولت مناسب اهداف انقلاب است و در این راستا رهبر معظم انقلاب نیز دولت را تأیید می کنند باید نسبت به آینده حتی در مورد مسکن امیدوار بود هرچند که معلوم است کارها با وجود اختاپوسهای اقتصادی چندان آسان جلو نمی‌رود. موفق باشید

35116

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: امیدوارم حالتون خوب باشه. چرا ما بعد از دفاع مقدس گرفتار افراطی به تفکر توسعه و غرب زدگی شدیم و زندگی توحیدی که داشت شروع می شد از دست مان رفت؟ چه ناسپاسی از سوی ما مردم صورت گرفت که به این ظلمات گرفتار شدیم و هنوز هم آثار نکبت بار آن را با گوشت و پوست مان حس می کنیم؟ یا اینکه شما معتقدین سیر طبیعی بوده و فقط امتحان الهی است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه! متأسفانه تفکرات آقای هاشمی و جریان فکری ایشان حقیقتاً نسبت به انقلاب، مانند همان نسبتی بود که سقیفه برای اسلام پیش آورد که همان وجه انحرافی نسبت به اهداف اسلام و انقلاب می‌باشد و باید خدا را شکر کرد که در رابطه با انقلاب، حاکمیت، از طریق مقام معظم رهبری ادامه پیدا کرد. در همان سالها که آقای هاشمی ریاست جمهوری را به دست گرفتند بنده آن سخنرانی مشهور را عرض نمودم که: «چه شد که کار به قتل امام حسین «علیه‌السلام» کشیده شد؟» و آن با جریان آقای هاشمی تطبیق داده شد و البته طرفداران ایشان هزینه‌های سنگینی به گمان خودشان برای بنده ایجاد کردند که تلافی کنند. موفق باشید

35085
متن پرسش

‌سلام علیکم استاد ارجمند: بنده وقتی خانم‌ های بدحجاب و کشف حجاب رو می‌بینم از اینکه نمی تونم تذکری بهشون بدم احساس ضعف می‌کنم و این موضوع خیلی آزردم کرده، وقتی از کنارشون رد میشم چیزی نمیگم خیلی از خودم بدم میاد که نتونستم فریضه ی الهی رو انجام بدم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت دارید که شرایط تذکر در راستای امر به معروف، همانی است که در سوره توبه آیه ۷۱ می فرماید: «وَالمُؤمِنونَ وَالمُؤمِناتُ بَعضُهُم أَولِياءُ بَعضٍ ۚ يَأمُرونَ بِالمَعروفِ وَيَنهَونَ عَنِ المُنكَرِ وَيُقيمونَ الصَّلاةَ وَيُؤتونَ الزَّكاةَ وَيُطيعونَ اللَّهَ وَرَسولَهُ ۚ أُولٰئِكَ سَيَرحَمُهُمُ اللَّهُ ۗ إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ حَكيمٌ»
مردان و زنان باایمان، ولیّ (و یار و یاور) یکدیگرند؛ امر به معروف، و نهی از منکر می‌کنند؛ نماز را برپا می‌دارند؛ و زکات را می‌پردازند؛ و خدا و رسولش را اطاعت می‌کنند؛ بزودی خدا آنان را مورد رحمت خویش قرارمی‌دهد؛ خداوند توانا و حکیم است!
ملاحظه می کنید که نوعی اُنس و رفاقت باید در میان باشد و متأسفانه هنوز اکثر خانم های که می فرمایید باور نکرده اند که دین اسلام در راستای محبّت و دلسوزی که نسبت به آن ها دارد؛ متذکر امر به معروف و نهی از منکر می شوند. این جا است که ما در ابتدا باید شرایط اجتماعی را در این راستا فراهم نماییم. و البته بعضی از مذهبی های ما غافل از این نحوه فرهنگ، گمان کرده اند با خشونت و تحکم می توانند امر خدا را محقق کنند. موفق باشید.

 

35014

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: ضمن عرض ادب. شاید سوالم بی ربط به تخصص شماست. ولی تنها جائیکه همه نوع درد دل دیدم شده سایت شماست. ممنون که وقت میذارید و پاسخگو هستید. پس جسارت به خرج دادم و گفتم سوالم رو نظرم رو اینجا مطرح کنم شاید فرد مؤمن و متعهد و دلسوزی پیدا بشه وبخونه. یادست بخیر بشه و کاری بکند سایتی راه بندازه، یا..... استاد واقعا برام جای سواله قشر کودک جامعه که تماما شناخت او از کارتون ها به راحتی می‌تواند شکل بگیرد. چرا این همه کارتون غیر مجاز و بد آموزی مثل آبشار جاذبه و دخترعنکبوتی و... در فضای مجازی وحتی در شبکه ی شاد و روبیکا به راحتی در دسترسش است؟ ولی کارتونهای بسیار خوب که آموزنده هم هستند حالا نمیگم حتما ایرانی اند، خوبند و فضای آرام و آموزنده دارند همه در سایت تلوبیون هستند که گزینه دانلودی که قبلا داشت، الان گزینه ی دانلود آن را بر داشته اند؟ و کارتونهای خوب به راحتی در دسترس کودکان نیست و قابل دانلود نیست؟، به راستی متولیان فرهنگی این مملکت چه کاری را برای کودکان این سرزمین می‌خواهند انجام دهند؟ مگر حقوق نمی‌گیرند که تولید محتوا کنند؟ پس چرا محتوای تولید شده قابل دانلود نیست؟ و جای تعجبه که برضد آن، محتوای کارتون های خشن و نامناسب  در جای جای فضای مجازی بیداد می‌کنه!! با بازدیدهای بعضا پانزده هزار بازدید به بالا!!! و هر نوع کیفیت دانلودی که بخای اونم مجانی! مگر نمیگن امتیاز انسان، به شناخت اوست و کسانی که با ایجاد شکّ و شیطنت و.. ، حقّ را می پوشانند و شناخت صحیح را از مردم می گیرند، در حقیقت یگانه امتیاز انسان بودن را از آنها، گرفته اند و این بزرگترین ظلمه که این ظلم، به کودکان در غالب کارتون و انیمیشن می‌شود ولی دیده نمی‌شود. و شناخت و افکار کودکانمان با کارتونهای بد خراب و منحرف می‌شود. و کسی کاری نمی‌کند و پدر و مادران چاره ای ندارند چون محتوای خوب قابل دانلود نیست!! متاسفانه کسی تابحال دم بر نیاورده، که آقا کارتونهای خوبی که نمیشه دانلود کرد و کارتونهای محتوای نامناسب در دسترس زیادی که آماده ی دانلوده، این چه وضعشه خدا وکیلی؟ مقصر کیست؟ پس چاره تربیت کودکان امروزی چیست؟ دست والدین بسته است واقعا در این مملکت.... من مادر چکار کنم؟ یعنی کل بچه ها اگر به  تلوزیون به موقعش نرسند، فقط یه سایت تلوبیون رو دارن که مراجعه کنند اونم بدون گزینه ی دانلود!! تو این عصر تکنولوژی!!مایه ی تاسفه فقط یه سایت!؟ خب معلومه بچه ها مراجعه می‌کنند به کلی سایت در دسترس و مجانیه ماهواره و روبیکا و.. و بعد از یه عمری دیدن آن کارتونها، با کلی نوجوان و جوان منحرف فکری روبرو هستیم که قابل اصلاح نیستند یا سخت اصلاح... خب آقا جان کار رو از ریشه درست کنید. که ریشه، همان تولید کارتون خوب برای کودک است، کارتون کارتون کارتون خوب. که البته با گزینه ی دانلود برای عموم آزاد است. خخخ. والا به خدا.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حساسیتِ به جایی است. آری! ما هنوز در این موارد و مواردی این‌چنینی واقعاً به بلوغی که باید برسیم، نرسیده‌ایم. حتی متوجه نیستیم در جهانی زندگی می‌کنیم که نه‌تنها جهان دیجیتال، بلکه جهان سرعت، در همه موارد است. امید است این نوع انتقادها از یک طرف، و کارهایی که با تحقق انقلاب اسلامی پیش آمده از طرف دیگر، زمینه‌ای باشد برای حضور در جهانی دیگر. که بنده آن را «جهان بین دو جهان» نامیده‌ام. موفق باشید

نمایش چاپی