بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
35834

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و سپاس: دو سوال دارم: خطبه های توحیدی نهج البلاغه را از چه طریق می‌توان دنبال کرد؟ در کدام کتاب شما آمده؟ و سوال دوم، مدتی است افرادی در محل کار من را آزار روحی می دهند و هر کاری کردم از شرشان خلاص شوم باز ول‌کن نیستند. در حدی که ممکن است در جوانی، سکته کنم. برای آرامش روحی چه کتابی بخوانم؟ چه دعایی بکنم‌ تا نجات پیدا کنم؟ از خیر درآمد و... هم گذشتم و فقط می خواهم از شر اونها نجات پیدا کنم. لطفا کمکم کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری؛خطبه شماره 1    https://lobolmizan.ir/sound/717?mark=%D8%AE%D8%B7%D8%A8%D9%87 و خطبه 182 https://lobolmizan.ir/sound/729?mark=%D8%AE%D8%B7%D8%A8%D9%87 نکات خوبی در رابطه با توحید به میان آورده‌اند. ۲. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» و شرح کتاب «جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» که صوت آن روی سایت هست إن شاءالله مفید خواهد بود. موفق باشید

35804

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: به حول و قوه ی الهی فصوص و منازل رو تا یکی دو ماه دیگه تمام می‌کنم و خیلی دوست دارم کتاب طلب و اراده ی امام خمینی رو مطالعه کنم. می‌خواستم ببینم از چه شرحی و چه استادی میتونم کار کنم ؟ توی اینترنت چیزی پیدا نکردم. خیلی ممنونم که کمکم می‌کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به مقدماتی که طی فرموده‌اید به نظر می‌آید بتوانید با خود آن کتاب رابطه برقرار کنید. نهایتاً می‌توانید با شرح صوتی کتاب «مصباح الهدایه» کار را وسعت دهید. موفق باشید

35736

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: فرصتی که خدا برای ما با انقلاب اسلامی پیش آوردند برای انسانهایی که دوست نداشتند در آخرالزمان در ظلالت پرورش یابند غنیمتی بود که خدا به ما بخشیدند و امید می‌رود باز راه نجات توسط خدا با انقلاب اسلامی باز باشد. خدا میدونه سالیان سال منتظر بودم و حتی از این انتظارِ سخت برنامه خودکشی با خود و امام حسین علیه السلام معین کرده بودم که اگر این دنیا به من معنای زندگی ندهد من در آن نخواهم ماند و بلطف خدا اجمالا آن معنا را در انقلاب اسلامی یافتم و اگر امروز زنده ام اینطور نیست که دنبال چیزی برای دنیای خود باشم بلکه یقینا با هستی خود زندگی می‌کنم هستی که نزد من است و مرا نگه داشته نگه داشتنی انسانی توحیدی. نمی‌دانم چطور می‌توان خوشحالی کرد من زیاد بلد نیستم اما شاید بتوان گفت عروسی من شادی من یا هر تعبیری از خوشحالی امروز است امروزی که احساس آرامش و استقرار می‌کنم در حالی که همه عمر در پی اش بودم خوشحالی از اینکه می‌بینم خدا آغازی برای ما رغم زده اند. من نه شایسته و ارزشی و علمی دارم که به کسی توصیه کنم خود را نجات دهند و نه این راهش است اما چون همه مخلوقات از خدای عالم دعا می‌کنم پرورگارا ما را هدایت فرما، اما شما مرا احمق و نادان و دنبال روی کور و بی دردی نفهم ندانید من رنج کشیده ام و به سختی جویندگی کردم در حالی که به خود با دروغ بستن و تزئین مشکلات اساسی انسانی به غفلت سپری نکردم یا دنباله روی مردم دنیا نبودم و به خود سخت گرفتم. بلی من نادانم بلی من معمولی ام بلی من بی سوادم اما شما مرا عبرت بگیرید و در پی خودی برتر و جاودان باشید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است. تاریخِ توحیدی انقلاب اسلامی آغازی است تا انسانی که در دوران مدرن، خودش برای خودش مسئله شده است خود را دریابد. با نظر به تأملاتی که باید نسبت به تمدن اسلامی مد نظر داشت ، در این مورد خوب است در بستر آغاز تاریخی که با حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه»  شروع شد، نظری چند به خود و به بشر جدید و به جهان پیرامونیِ‌مان بیندازیم، باشد که در بحران بی‌معناشدن بشرجدید و نیست‌انگاری که تقدیر این دوران است، راهِ معناداریِ بشر آخرالزمانی را با نظر به «جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی» مدّ نظر آوریم.
از آن‌جایی که حضور تاریخی، امری است درونی و با جان انسان‌ها ارتباط دارد و هستی انسان را با انسان در میان می‌گذارد، نمی‌توان حضور تاریخی را صرفاً با امری مثل اطلاع یافتن از موضوعات و وقایع تاریخی به دست آورد، زیرا حضور تاریخی امری است مربوط به تقدیر انسان‌ها، ذیل اراده الهی و انسان تنها می‌تواند سعی کند خود را ذیل آن اراده قرار دهد و به یک معنا خود را در تقدیر الهی حاضر کند و البته این امر، امرِ بسیار مهمی در رابطه با واقع بودگی انسان و نجات از بی‌تاریخی او می‌باشد. موفق باشید

 

35319

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: وقتتون بخیر. یک سوالی داشتم ازتون. آیا ما خودمون انتخاب می‌کنیم که توی چه خانواده ای به دنیا بیایم و اینکه چه ظاهری داشته باشیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به معنایی که جناب ابن عربی در بحث اعیان ثابته مطرح می‌کند، آری! خود انسان است که حتی رحمی که باید در آن متولد شود را انتخاب می‌کند. موفق باشید

35066

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: برای اینکه مباحث شما رو بچه های ما بتونن شروع کنن چه کنیم؟ پسرم۱۰ سالشه بشدت علاقه به مطالعه داره. میخوام سوقش بدم با این سمت. آیا مباحثی مناسب سن اونها پیش بینی کردین استاد بزرگوار؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن شاءالله کتاب هایی مثل «جوان و انتخاب بزرگ» و یا «چه نیازی به نبی» که روی سایت هست و یا کتاب « داستان راستان» از مرحوم شهید مطهری در این موارد می تواند مفید و موثر باشد. موفق باشید

34839

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد طاهر زاده وعزیزان سایت و کانال لب المیزان: ضمن عذر خواهی از محضر استاد جهت دخالت در پرسش و پاسخ، در مورد سوال 34827 این طور به نظر می آید که سوءتفاهمی برای شخص سوال کننده پیش آمده است. اگر عزیزان سایت صلاح دانستند این متن را انتشار دهند. حاج آقای پناهیان درسحرهای ماه رمضان امسال در برنامه ماه من شبکه ۳ بحثی را شروع کردند تحت عنوان: اصلاح برداشت های ناروا از دین، در رسالت و کلمات امیرالمومنین (علیه سلام) از دوست عزیز سوال کننده درخواست دارم منصفانه این جلسات را که هر کدام حدودا ۲۰ دقیقه است، کامل گوش کنند و با فضای بحث آشنا شوند و ببینند که ایشان اصلا چنین حرفی زده اند یا نه؟ که مبادا با عدم بررسی صحت مطلبی نتیجه گیری انجام بشه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توصیه جنابعالی، توصیه به جایی است. إن‌شاءالله آن عزیز و سایر کاربران با دنبال‌کردن توصیه جنابعالی بهترین نتیجه را برای خود شکل دهند. موفق باشید

34821

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام استاد عزیز: یه سوال داشتم ازتون ما یه خانواده مذهبی هستیم. معمولا توی خونه نمازمونو به جماعت میخونیم ولی یه خواهر ۱۹ ساله دارم که روزه میگیره ولی توی نماز خوندن کاهلی میکنه به طوری که روزه بی سحری میگیره و نمازاش قضا میشه نظرتون چیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین صحبت با او و بازنگهداشتنِ مسیر گفتگو، سخت‌گیری به او نکنید تا خودش انتخاب کند. موفق باشید

34778

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: ببخشید چندی است که دچار قبض شدید روحی شده ام و ضیق صدر به راحتی از بیرونم نیز احساس می‌شود. تقریبا ۸۰ درصد افرادی که به کنارم می آیند از جانب من متضرر می‌شوند- با اینکه این را نمی‌خواهم و پس از اینکه اتفاق افتاد، عذاب وجدان سنگینی بر من احاطه می کند-. طبیعت گرم و خشک بر بنده حاکم است و تند مزاجی دارم اما آن را به توفیق الهی در نیمی از مواقع کنترل می‌کنم ولی گاها می‌شود که از کوره در میروم و حتی اگر مقصر نیز نباشم عذاب وجدان می‌گیرم. خلاصه که اینها همه باعث شده که کسی را برای درد و دل کردن نداشته باشم و حرفهایم را با کتاب هایم بزنم و اشکِ خون بریزم برای آینده ایکه از این اعراض نفسانی پلید خبری نباشد. البته که به خداوند امیدوارم که آن روز را محقق می‌کند. حقاََ که تنهایی در آخرالزمان جانگیر است؛ البته شاید فرصتی است برای ارتباط با خدا و امام زمان علیه السلام. برقراری این ارتباط برای بنده خیلی سخت شده مخصوصا حالا که درگیری ذهنی شدید دارم به آنجور مسائل زندگی که در ابتدا عرض شد. شما به عنوان استاد؛ بنده شرح حال خود را دادم اگر منت بگذارید توصیه ای به بنده بفرمایید. سپاس🌺

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این تنها مشکل جنابعالی نیست. این قصه روح بشر جدید است که برای هرکس به نوعی ظهور می‌کند و در این رابطه بنده در سال اخیر بیشتر از قبل با رفقایی که در این نحوه از حضوروارد شده‌اند، روبرو شده‌ام. نه! قصه، قصه دیگری است و آن این‌که بنا است در جهانی بسی گشوده‌تر با هستی خود روبرو شویم، وگرنه در دل حرکات مذهبی و فعالیت‌های دینی به بودنی که وسعت ما را با انسانیت انسان‌ها یگانه کند، نمی‌رسیم. در این رابطه پیشنهاد اولیه بنده آن است که عرایض مطرح‌شده در سوره «صف» را دنبال بفرمایید و این شروعی است برای درک انسانیت گسترده انسان‌ها تا همان کس و کسانی که نزدیک‌ترین‌ها به شما هستند و دورشان می‌پنداریم، به نحوی دیگر نزدیکی و نزدیک‌تربودن‌شان را بیابید. ما در این مرحله از انقلاب در جهانی دیگر باید حاضر شویم و این‌جا است که بیش از آن‌که شرایط را تغییر دهیم، باید در خودِ دیگری خود را حاضر کنیم. موفق باشید

34748

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب: ببخشید حقیقتا در حال حاضر انسان با توجه به نیاتی که دارد برای بهتر و بیشتر حاضر شدن در جهان، نیازمند این است که با نیات سنتی خویش، کارهایی در جهان مدرن انجام دهد. (به عنوان مثال در فضای مجازی فعالیت کند و نیتش این باشد که کارش موجب ارتقای نظام اسلامی و در نتیجه رضای الهی می شود.) و ظاهرا بشر امروز دارد بر روی یک تیغه بس نازک حرکت می‌کند و این کاری است دشوار! تیغه ای که هر روز نوآوری می‌شود و روی جدیدی از خود را به ما به نمایش می گذارد. چه کنیم تا حالا که در ابتدای سالهای جوانی هستیم از لبه این تیغ منحرف نشویم و میزان و ملاک برای معرفت برای این حرکت را چگونه و در کجا کشف کنیم تا حکایت عطار (ره) نشویم که فرمود: «چون توانستم ندانستم، چه سود چون بدانستم، توانستم نبود» با تشکر🌹

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه هستید شرایط، شرایطِ بسیار حساسی است و شناخت این زمانه و ظرفیت‌ها و لغزش‌های آن نیاز به زمان‌شناسی دقیقی دارد. عرایضی در خدمت حوزه «جامعة المهدی «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» شد که ممکن است در این رابطه مفید باشد. https://eitaa.com/matalebevijeh/13194 موفق باشید

34738

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

یا محبوب! عرض سلام حضرت معشوق بر شما باد. نیمه ی شعبان این روز جلوه ی خاص معشوق و تلاوت آیه ی شریف وصال حضرت مهدی (عج) مبارک باد. استاد از درون اعماق این روزها یک سوال بر می خیزد، انسان مادّه گرا چگونه چشمش کور می شود؟ این جواب که خوب غرق می شود و دیگر نمی بیند منطقی است امّا برای مثال افرادی که در زمینه نجوم کار می‌کنند ابن القا را دارند که خیر اصلا ما معمولی فکر نمی‌کنیم و بلند پروازیم از جمله بنده که سال گذشته در این دام بودم. حال دقیقا در پی نجات دوستانم هستم در تعجبم از آنانی که به خواب می روند به وجود آمده اند و می میرند و وجود ورای مادّه را انکار می‌کنند. به نظر شما در این باب برای آگاه نمودن افراد باید ناقل چه سخنانی باشد؟ چنانچه: ما ز فلک برتریم وز ملک افزون تریم. التماس دعای فراوان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌‌آید معرفت نفس، شروع خوبی باشد تا متوجه شویم وجه متعالی ما، ابعاد مجرد و ملکوتی ما می‌باشد که در اتصال با حضرت حق معنا پیدا می‌کند و غفلت از آن اتصال، موجب سرگردانی و افسردگی ما می‌شود. موفق باشید

34606

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: به نظر می رسد کار حجاب (روسری داشتن) را باید در ایران تمام شده دانست و از این به بعد مراقب بود که بی حجاب تر نشوند. اما افسردگی و ... که مطرح نمودید این سرخوشانی که من می بینم بعید می دانم گرد ملالتی بر خاطر شریفشان بنشیند و نیز در ادامه همه ی آنها که بدون روسری می آیند قصد تقابل با نظام را ندارند بلکه چون به مرور در جامعه عادی شده است و آنها نیز تقیدی به حجاب ندارند بدون روسری آمدند و حتی ممکن است در راهپیمایی های ۲۲ بهمن شاهد حضور بی روسریان باشیم و ای بسا صدا و سیما تصاویرشان را پخش کند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این در صورتی است که کشف حجاب، نوعی همراهی با جهان استکبار در استنباط مردم نباشد. موفق باشید

34499

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد جان وقتتون بخیر: الف) در سوال شماره ۳۴۰۸۶ در مورد ترک اولای یونس فرمودید حضرت یونس منتظر نماندند حکم خدا بیاید نه انکه بین دو حکم حکمی را انتخاب کردند که اولی نبود، خب همینکه منتظر حکم خدا نماندند در حالی که به نظر میآید همینکه باید منتظر می‌ماندند خودش اولی بوده و منتظر نماندن ترک اولی محسوب می‌شود ب) شما ترک اولی را چه تعریفی می‌کنید که در پاسخ به سوال ۳۴۰۸۹ می‌فرمایید ترک اولی بدان معنا نیست که پیامبران بین تو انتخاب آنکه ارجحیت نداشته انتخاب کرده باشند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ترک اولی‌ای که در عرف مطرح است بدین معنا می‌باشد که در مقابل امر الهی، آن امر را اولی ندانیم و تصور بعضی نسبت به کار حضرت یونس «علیه‌السلام» چنین است. در حالی‌که حضرت بدین معنا عمل نکردند بلکه شأن ایشان آن بود که منتظر بمانند تا حضرت حقّ تکلیف پیامبرشان را تعیین کنند. در حالی‌که حضرت به نظر خودشان همین‌که ملاحظه کردند ابری بلاگونه آمد، قوم را ترک کردند. و به گفته علامه طباطبایی تمرّدی صورت نگرفت، نفرمودند نرو و رفت، بلکه نگفتند برو و رفت. موفق باشید

34157

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ارادت خدمت استاد: به کرات پیش اومده واسم رویای صادقه دیدم بدون کم و کاست هرچی توی خواب می‌بینم عینا تو بیداری واقع میشه ولی بازه ی روزه هستن تو بستر زمان حتی اصواتی که شب تو خواب می‌شنوم تو بیداری هم همونا رو می‌شنوم آیا راهی هست که نفسم بیشتر هوشیار بشه و مثلا اتفاقات ی ماه بعد رو ببینم با توجه به اینکه خدا نفس رو تو خواب توفی میکنه می‌خواستم ببینم نفسمون رو کجا میبره؟ توی ی کتاب میخوندم که دو تا تمرین هست واسه اینکه هوشیارانه به خواب بریم یکی دیدن دستها در خواب یکی هم سعی در هوشیار نگه داشتن نفس موقع به خواب رفتن. اسم کتاب هم هنر رویا بینی از کارلوس کاستاندا هستش. کتاب ۱۰ نکته از معرفت النفس تون رو خوندم با ادب عقل و خیال وقلب اما به شدت مشتاقم که نفسم رو به طور کامل بشناسم کما اینکه دو شب هم روحم به قیامت سیر کرد و دپرس بودم تا ی مدت فکر می‌کردم از قافله جا موندم چون خیل عظیمی از نفوس با جامه های خاص دیدم که جمع هستن و رهسپار دیار باقی. کجای سیرم هستم؟ آیا نفوس معصوم ع که مقام تجردشون بالا بود میتونستن بر تمام حوادث تاریخ سیطره داشته باشن یا نه. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که ما باید خود را در عالم دیگری جستجو کنیم و از این جهت به ما توصیه کرده‌اند به خواب، اهمیت ندهیم تا مشغول صورت‌های ذهنی اموری شویم که بعداً در عالم بیداری بخواهیم با آن‌ها روبرو گردیم. آری! بعضاً در خواب، بشارت‌هایی هست در آن حدّ که حضوری می‌باشند که در پیش است ولی اموری فوق صورت‌های رؤیایی به نام درک وجودی خود در قالب احوال قلبی و بصیرت‌های معنوی در پیش است که با رعایت دستورات شرعی پیش می‌آید. موفق باشید

34051
متن پرسش

سلام وقت بخیر: ببخشید ما در چه مواردی میتوانیم از استاد سوال کنیم؟ آیا استاد در موارد خانوادگی و روانشناسی هم پاسخ گو هستند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که قبلاً نیز عرض شده فلسفه وجوی این سایت در رابطه با جواب سؤال‌هایی است که کاربران محترم با مطالعه کتاب‌ها و جزواتی که روی سایت هست، برایشان پیش می‌آید و علاوه بر آن، سؤال‌ها و مباحث معرفتی را می‌توانند سؤال کنند. در بقیه موارد بخصوص در امور شخصی، کار را برای ما مشکل می‌کند و از وظیفه‌ای که به عهده گرفته‌ایم، بازمان می‌دارد. موفق باشید

39313

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: افق انقلاب اسلامی برای زندگی بشر در سایر کرات مثل مریخ چیست؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر صورت هر انسانی در هر کجایی که به بودن خود نظر داشته باشد، می‌تواند با نظر به حضور تاریخی انقلاب اسلامی آن بودن را در وسعت حضور بیکرانۀ اکنونِ جاودانه‌اش درک نماید. موفق باشید

37161

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: چند جلسه ی پیش شما عرض فرمودین که غرب فضایی برای انسان ایجاد کرده که انسان‌ها جهنم یکدیگر شده اند. چرا جهنم یکدیگر شده اند؟ و راه بیرون آمدن از این مشکل چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! فرهنگ مدرنیته، عاملی می‌شود تا انسان‌ها زندگی خود را در چشم و هم چشمی با همدیگر تنظیم کنند، حکایت از آن دارد که هرکس جهنم دیگری شده، بر خلاف آن‌که در فضای ایمانی، هرکس آینه ایمان دیگری می‌گردد. 

37150
متن پرسش

سلام: در آستانه ماه مبارک رمضان حدیثی پیشکش حضور عزیزان. درتفسیر المیزان علامه طباطبایی رحمت الله علیه در بحث روایتی در معنای (حق تلاوت قرآن) آورده اند: در ارشاد دیلمی از امام صادق علیه السلام روایت کرده که در ذیل آیه «الذین اتیناهم الکتاب یتلونه حق تلاوته» (۱۲۱ بقره) فرموده : آن را شمرده شمرده می خوانند، و در معنای آن تدبر نموده، به احکامش عمل می کنند، وبه وعده هایش امید می بندند، و از تهدیدهایش می هراسند، و از داستانهایش عبرت می گیرند، اوامرش را بکار بسته، نواهیش را اجتتاب می کنند و بخدا سوگند، معنای حق تلاوت این است. نه اینکه تنها آیاتش را حفظ کنند، و حروفش را درس بگیرند و سوره هایش را بخوانند و بندبند آن را بشناسند که مثلا فلان سوره ده یکش چند آیه و پنج یکش چند است. و بسیار کسانی که حروف آن را کاملا از مخرج ادا می کنند، ولی حدود آن را ضایع می گذارند، بلکه تلاوت به معنای تدبر در آیات آن، و عمل به احکام آن است همچنانکه خدای تعالی فرموده: «کتاب انزلناه الیک مبارک لیدبروا آیاته» کتابی است مبارک که به تو نازل کردیم، تا در آیاتش تدبر کنند. التماس دعا از استاد عزیز وهمه بزرگواران.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معنای تلاوت قرآن در فضای «حقّ تلاوته» حدّاقل به این معنا می باشد که متوجه باشیم آیات قرآن چه افقی و چه حضوری را در مقابل پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» - آن کامل‌ترین انسان- گشود تا عالَمی خاص برای آن حضرت پیش آمد. ما نیز آن حضور و آن عالَم را در مواجهه با قرآن می‌توانیم مدّ نظر قرار دهیم و به «لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ» فکر کنیم که چگونه می‌توان به امری و حضوری عمیق‌تر از معنای ظاهریِ قرآن اندیشه کرد، امری که در این ماه مبارک رمضان، جوابگویِ نیاز امروزین ما باشد. موفق باشید  

36844
متن پرسش

سلام استاد: از اینکه مصدع اوقات شما بزرگوار می شوم عذر می خواهم مدتی است که می خواهم برایتان بنویسم ولی نه روی نوشتن داشتم و نه کلمه ای که بتوانم به زبان جاری کنم، ولی اکنون ناامید و دل شکسته تر از هر لحظه ای به شما پناه آوردم تا مرحمی برایم باشید. چند سالی است که چادری شده ام در شب قدر همه چیز را رها کردم و رو به سوی خدا آوردم از همه دست کشیدم و عادت ها را کنار گذاشتم تنها دختر چادری در خانواده بودم تمام حرف ها و خنده ها را به جان خریدم و محکم تر ایستادم چه لحظه های نابی با خدای خودم داشتم چنان عاشقی می کردم که هیچ چیز مانع رسیدن من نبود هر چه بود فقط برایم او بود. ولی عمر این لحظاتم کوتاه بود بعد از ازدواجم هجوم سنت ها و رسم ها عقایدی که باید حتما قبولشان می کردم تمام بال پروازم را از من گرفت. سال ها فقط در پی این بودم که از من راضی باشن و هر کاری برای خشنودی اطرافیان انجام دادم. در برابر حرف ها و تحقیرها سکوت کردم و گذشتم. بارها با مطالب کتاب جلو رفتم و خودم را سرپا نگه داشتم راه های پر پیچ و خمی را گذراندم ولی باز به بن بست خوردم و باز در پی اطرافیان دویدم. بدون اینکه بدانم چرا، چنان آبرویی از من برده شده که بعد از آن توانی برایم نمانده است. نه دل ماندن دارم و نه پای رفتن. ایستاده ام در میانه ای که زمان در حال گذر است و همه در تکاپو ولی توان حرکتم نیست، به اهل بیت و شهدا متوسل می شوم ولی چیزی دریافت نمی‌کنم. انگار این دل منجمد شده باشد. با خدای خودم راز و نیاز می‌کنم ولی ساعتی بعد همه چیز فراموش می شود. می‌دانم اشتباه رفتم نباید معشوق را میانه راه رها می کردم و در پی رضای بنده ها و... می‌رفتم همین ها وجدانم را به قدری به درد می آورد که فقط آه حسرت می کشم و پشیمانی و پشیمانی. تمامم شده یاس و ناامیدی. عباداتم رنگی ندارد و هیچ ارتباطی نمی توانم بگیرم. مانده ام سرگردان ساعاتی با ذکر آرامم و ساعاتی وجودم پر از خشم و نفرت و حسرت می شود. حس می کنم به بن بست رسیده ام. استاد شما بگویید این دل را چطور آرام کنم؟ دلم برای آن روزها تنگ است. با وجود این همه راه اشتباه و زخم های برجا مانده از دیگران چطور باید ادامه داد، ندید و رفت و دل کند؟ آیا آغوش خدا مثل سال‌های قبل به رویم باز است؟ چرا هیچ نور و نشانه ای برایم نیست؟ تمام امیدم ماه رجب بود ولی ماه از نیمه گذشته و حال دل همچنان در گذشته دست و پا می‌زند. می ترسم رجب تمام شود و همچنان این بمانم. استاد می‌دانم حق شاگردی ادا نکرده ام ولی به حق صاحب این ماه، این بنده روسیاه خطاکار را راهنمایی کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که می‌فرمایید بیشتر قصه حضوری است که باید با عبور در دل سنگلاخی پیش آید و آن‌چه حکایت می‌کنید قصه زمستانی است برای بهاری دیگر که بهاری است غیر از بهار گذشته، نوعی به خودآمدن است و تجربه‌ای برای مقابله با طوفان. آن‌جا است که باید به حضوری نظر کرد که در اکنونِ خود بسی بیکرانه و جاودانه است، امری که در کتاب سوره مرسلات و شرح صوتی آن می‌توان به سراغ آن رفتhttps://lobolmizan.ir/book/1095?mark=%D9%85%D8%B1%D8%B3%D9%84%D8%A7%D8%AA و https://lobolmizan.ir/book/1095?mark=%D9%85%D8%B1%D8%B3%D9%84%D8%A7%D8%AA. موفق باشید            

36577

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب و احترام: استاد عزیز مطلبی در کانال نوسته ام، اگر زحمتی نیست نظر شریفتان را مرقوم کنید. یا عادل گفت: ظلم و فساد همه جا را فرا گرفته است. گفتم: تکنولوژی و تمدن تکنولوژیک، بزرگترین فسادی است که تاکنون بر روی کره زمین به وجود آمده است. گفت: توضیح دهید. گفتم: فساد از ریشه فسد به معنای «خروج شیء از اعتدال» است. با این تعریف تکنولوژی و تمدن تکنولوژیک بزرگترین مفسد و خارج کننده اشیاء از اعتدال است. با سموم کشاورزی و کود شیمیایی، تمام محصولات کشاورزی و به تبع آن بدن انسانها و حیوانات را از اعتدال خارج کرده است. با مواد غذایی صنعتی بدن ها را دچار فساد کرده است. با کارهای سخت و طاقت فرسا و خصوصا شیفت شب، بدن انسانها را از اعتدال خارج کرده است. با پزشکی مدرن که حالت تخصصی پیدا کرده است، کل بدن را از اعتدال خارج کرده است. با دود اتومبیل ها و کارخانه‌جات، هوا و در نتیجه ابرها را از اعتدال خارج کرده است و آب مصرفی انسان و حیوان و گیاه را از اعتدال خارج کرده است. بشر جدید با تکنولوژی جدید نظم بیشتری را خواست و همه چیز را از اعتدال خارج کرد و به فساد کشید. تکنولوژی و تمدن تکنولوژیک هر چه بیشتر پیشرفت کرد، سرعت تکنولوژی را بیشتر کرد و در نتیجه اشیاء را بیشتر از اعتدال خارج کرد و فساد گسترده ایی را در کل کره زمین تحمیل کرد. «ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ» https://eitaa.com/tabeensade

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده سخن درستی است. عرایضی در این رابطه در کتابهای «تمدن زایی شیعه» و «گزینش تکنولوژی» و «عقل تکنیکی» شده است. موفق باشید

36080

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و درود: آیا در قران آیاتی داریم (به احادیث کاری ندارم) که ثابت کند تمام قران و یا حداقل تمام احکام آن حقیقت نهایی است؟ (چون ارتباط با خدا گاه الهام است که طبق منطق قرآن آن هم نوعی وحی است مثل زنبور عسل ولی این نوع ابدا حقیقت نهایی را بیان نمی کند)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن می‌فرماید: «وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا ۚ لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ ۚ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ» (انعام/۱۱۵) بدین معنا که هر آنچه پروردگارت در راستای صدق و عدل بنا بود با بشریت در میان گذارد، با این قرآن به تمامیت رساند به طوری که هیچ سخنی نمی‌تواند جایگزین آن شود و اوست که صدای نیاز جان‌ها را می‌شنود و دانا به این امر است که چه چیزی رفع نیاز آن‌ها را می‌کند. موفق باشید

35972

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: اصلا حالم خوب نیست. از لحاظ مادی اوضاع ام خرابه شرمنده زن و بچه ام شدم از لحاظ روحی هم حالم خوب نیست. چند ساله دعا می کنم از خدا و ائمه جوابی نیامد مدام از خدا و ائمه گله دارم رفتارم با خانواده هم تعریفی نداره ذکر یا چله که برمی‌دارم نصفه نیمه رها می‌کنم خلاصه که همه بدی‌ها در این حقیر جمع هس.ت خدا خودش شاهده که بنده ی بدی هستم یک کار درست برای خدا انجام ندادم حالم از خودم بهم میخوره میخام تغییر کنم کمکم کنید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کنار تعمق روی معارف الهی مانند «معرفت نفس» از مباحث اخلاقی مانند «شرح حدیث جنود عقل و جهل» غفلت نکنید. https://lobolmizan.ir/sound/641?mark=%D8%AF%D9%87%20%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87 و https://lobolmizan.ir/sound/660?mark=%D8%B4%D8%B1%D8%AD
موفق باشید

 

35498

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: آیا انسان می‌تواند حضور خداوند را احساس کند و یا اینکه فقط ظهور خدا را احساس می‌کند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به خودمان دارد که بتوانیم با رفع حجاب‌هایی که بین ما و خدا می‌باشد، خود را در آغوش خدا بیابیم. در این مورد شرح تفسیر سوره حمد حضرت امام نکات خوبی را با ما در میان می‌گذارد. در ضمن کتاب «با دعا در آغوش خدا» متذکر چنین اموری می‌باشد. موفق باشید

35248
متن پرسش

با سلام و احترام: با توجه به محدودیت منابع پژوهش و اهمیت سوال زیر لطفا در صورت امکان بفرمایید: در آیه شریفه: «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى‌ شاكِلَتِهِ» این شاکله با توجه به دانش نفس شناسی دقیقا چیست؟ آیا چیزی در روح انسان است؟ آیا همان جوهر مادی است؟ اصلا ساختار آن مجرد است یا مادی است؟ نیت در بیان روایاتی که این شاکله را به نیت معنا کرده اند چه تفاوتی با فهم رایج ما از نیت و نیز نیت در فقه اصغر دارد؟ با توجه به منحصر به فرد بودن شاکله در هر فرد چه راه هایی برای شناخت شاکله افراد وجود دارد؟ شاکله انسان از چه چیزهایی متاثر می شود و چه عواملی در شکل گیری آن اثرگذار است؟ شیطان چگونه در شاکله انسان اثر می گذارد و چگونه می توان این نفوذ را محدود کرد؟ اگر همه اعمال انسان توسط شاکله او مدیریت می شود چگونه می توانیم شاکله خود را شکل دهیم تا اعمال ما الهی شود؟ امیدوارم توضیحات جنابعالی راهگشای مسیر این تحقیق باشد. با تشکر.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر علامه طباطبایی خوب است نظر کنید که می‌فرمایند عمل انسان هرچه باشد مناسب با اخلاق آدمی است یعنی از «کوزه همان برون تراود که در اوست». و «شاکله» نسبت به عمل انسان، نظیر روحِ جاری در بدن است که بدن با اعضاء و اعمال خود آن را مجسم نموده و معنویاتِ روح را نشان می‌دهد. لذا بُنیه انسانی و صفات درونی او در اعمالش اثر دارد اما تنها به نحو اقتضاء و نه به نحو علت تامّه، یعنی خُلق و خوی هرکس او را مجبور نمی‌کند که حتماً فقط اعمال مناسب آن خُلق و خوی را انجام دهد و ترک آن برای او محال باشد هرچند که ترک عمل، مناسب با اخلاق در پاره‌ای از موارد در غایت دشواری است وگرنه دعوت به فطرت معنا نداشت و عملاً منجر به جبر می‌شد. با توجه به این امر علامه طباطبایی می‌فرمایند در این‌جا شاکله، همان بُنیه اولیه‌ای است قبل از آن که دست تربیت بر سر انسان قرار گیرد و استعدادهای نهفته او را به مرحله بروز برساند و چون این انسانِ رشد یافته را در عالم طبیعت به حال خود واگذارند. با توجه به آیه: «وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنْسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ كَانَ يَئُوسًا» و مأیوس می‌گردد و چنانچه او را تربیت کنند و راه را به او نشان دهند از این مراحل ضعف عبور نموده و به مقام عزّ انسانیت می‌رسد و انسان گرچه به ظاهر، همان انسان مأیوس و کفور است لیکن در نهاد او دریایی از نور حقیقت موج می‌زند که آنها نیز از سرشت او خارج نیست منتها با ریاضت ظهور می‌کند و حضرت صادق «علیه‌السلام» در رابطه با این آیه فرمودند: «اصلاً نیت، عمل است». این است نگاه علامه طباطبایی به آیه مذکور که به نظر می‌آید نکات دقیقی را مدّ نظر خواننده آورده‌اند. موفق باشید  

35209
متن پرسش

سلام و عرض ادب: بنده به حمدالله بعد از سالها کم کم، جایگاه علم عرشی شما را بیشتر از قبل متوجه می‌شوم. اینکه شما آدم مذهبی، عارف، مفسر قران و نهج البلاغه و روایات، غرب شناس و ... بودید و هستید شکی نیست. اما نگاه بسیار عمیق و حکیمانه شما، تحلیل عرشی فرا سیاسی و فرا مذهبی جنابعالی، ما را وارد عالَم جدیدی می‌کند که گویا آن عالم، مادر عوالم و علوم هست و همین نگاه باعث می‌شود که ما با احاطه بیشتر و دیدن زوایا و جوانب بیشتر، مسائل را دنبال کنیم. فی المثل همین مناظره آقای نصیری و آقای خانعلی زاده را که در کانال مطالب ویژه بارگزاری فرمودید  نکاتی را که به ذهنم رسید بیان کنم: ۱. تفکر آقای نصیری، نماد و جلوه ای از جریان فکری غربگراست که تمامأ غرب زده و اتفاقأ غرب پرست هستند. به دلیل اینکه هرچه غرب بگوید و انجام دهد ایده ال و هرچه جمهوری اسلامی انجام دهد همه یکسره عبث و باطلست. این گروه سامری، گوساله پرستی هستند که زیور و طلای آن گوساله، تجملات و اشرافی گری و زیبایی های ظاهری و ابزار غربیست و تاریخ چپاول و غارت ثروت سایر ملت ها توسط غرب را نمی بینند و تاریخ بردگانی که از آفریقا به آمریکا برده شدند را نمی دانند. کشتارها و جنایات غرب وحشی در جنگ های اول و دوم را نمی‌خواهند ببینند. تجاوز آمریکا و ناتو به کشورهای دیگر ( قتل و خرابی و ... که همه می‌بینند) را شاید اینها زیبا ببینند. غرب یکسره حیوانی و پاشیدگی خانواده و نابودی اخلاق انسانی و انحطاط انسانیت را متأسفانه نمی‌بینند چون دایره دیدشان محدود و خلاصه شده در ماشین لوکس و زیبایی های بصری و توهمی غرب. این جماعت، تا ابد می‌خواهند سایر ملل، برده و نوکر غرب باشند چون اعتقاد به کرامت انسانی ندارند جون باور ندارند که ما می‌توانیم ارباب خودمان باشیم چون خودشان می‌خواهند غرب ادامه داشته باشد چون می‌خواهند ظلم و استکبار ادامه پیدا کند چون می‌خواهند خودشان ظالم باشند و این تفکر و فرهنگ غارتگر اگر نباشد هویت شان برباد رفته است. این تفکر که تمامأ در دنیای وهمیست و خودشان هم متعلق به این دنیای وهمی هستند دارند تمام می‌شوند چون تمام موجودیتشان توهمیست و توهم هم حقیقت ندارد که باقی شود. ۲- اقای خانعلی زاده از یک افق عزت مدارانه، علم مدارانه صحبت می‌کردند و بر اساس شواهد و اسنادی که نشان از عقلانیت بالای ایشان بود که در واقع عقلانیت انقلاب است، حکایت داشت. واقعأ خیلی قوی بودند و فردی به این حد مطلع و باسواد، باعث شعف ما شد که حتی دانشجویان هم با کف زدن، منطق آقای خانعلی زاده را تأیید کردند. این عقلانیت آقای دکتر خانعلی زاده، نشان پختگی ایشان بود که در طرف مقابل، ما تنها هیاهو، کینه بسیار عمیق و شدید از جمهوری اسلامی و جنجال آفرینی و عوام فریبی را دیدیم که گویا همان تفکر اموی را دنبال می‌کنند. ۳. با آنکه قصد دکتر خانعلی زاده علی الظاهر این بود که کمتر به شواهد قرانی و روایی رجوع کنند و بیشتر مستدل و علمی (آکادمیک و دانشگاهی) صحبت کنند اما مشخص بود که خیلی در زمینه دینی مسلط هستند اما چون فضا، فضای دانشجویی و دانشگاهی بود نمی‌خواستند وارد مسائل دینی شوند اما از دیگر سو، با آنکه طرف مناظره هیچ اعتقاد ـ تکرار می‌کنم هیچ اعتقاد عمیق دینی ندارد و دائم دین و نماد های اصیل دینی یعنی پیامبر و ائمه ـ علیم صلوات الله ـ را تحقیر می‌کنند و برداشت وارونه و شخصی از دین و تاریخ دارند اما و اما چنان عوام فریبی می‌کنند که شاید و البته شاید ـ فقط ظاهر بینان خفته، در خواب خود آنها را تأیید کنند. خود آقای نصیری; حداقل آنچه را که ما در بعد انسانی و اجتماعی از کلام ایشان درک می‌کنیم و از ما حصل کلامش بیرون میاید اصلأ قران را نفهمیده اند و به آقای خانعلی زاده توصیه می‌کنند که قران بخوانند. در جهان امروز قران خواندن، به تنهایی کافی نیست و با قرائت معایه ای بدتر. با قرائت داعشی هم صد البته بدتر. چون داعش بهتر از همه حافظ قران بودند (در کلمات و عبارات) الحاصل اینکه این مناظره امیدواریم باب تفکر و گفتگوی بین مردم را باز کند و مردم بیشتر به پوچی لیبرالها پی ببرند و اینکه جماعتی که همچون معاویه از دین استفاده ابزاری می‌کنند برای پیروانشان روشن شود. بنده بدون حب و بغض چیزکی را عرض کردم و سعی کردم با وجه پدیدار شناسانه هستی شناسانه و البته خیلی مختصر بررسی کنم. والسلام

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه موجب مباهات است که این‌چنین کاربران عزیز متوجه جایگاه تاریخی ما در امروز و فردای‌مان هستند. و ملاحظه می‌کنید ان‌گاه که انسان در مسیر صحیح قرار بگیرد، چه اندازه همچون آقای خانعلی‌زاده، منطقش رسا و عقلانی می‌شود و وقتی انسان در مسیر صحیح تاریخیِ خود قرار نگیرد چه اندازه با واژه‌های دینی ناتوانیِ خود را در فهم آن واژه‌ها نشان می‌دهد. گویا ایشان فراموش کرده بودند که اساساً علت خروج حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» از مدینه به جهت عدم پذیرش بیعت یزید بود و از همان بدو ورود، حکایتِ این مسیر را که به شهادت می‌انجامد پیش‌بینی می‌کنند. موفق باشید     

35056
متن پرسش

سلام: وقتتون بخیر. من خیلی وقته که در وجود خدا شک و تردید دارم و این خیلی حالمو بد میکنه. منی که چادر می‌پوشم منی که نماز میخونم، منی که میخوام امر به معروف و نهی از منکر کنم، خودم به وجود خدا شک دارم. لطفا خدا رو برای من اثبات کنید. ممنونم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع شک، شک به وجود خداوند نیست، شکی است که در نسبت با خودمان با خدا پیش می آید و این را باید به فال نیک گرفت و در این رابطه عرض شد:
گاه به گاه باید خود را گم کنیم تا دوباره از نو بازیابی شویم
به آیه «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا...» فکر کنید که ایمانِ دیروزین برای حضور در امروزِ این تاریخ کافی نیست. همان‌طور که اگر مار نتواند پوست بیندازد می‌میرد، اگر ذهن انسان برای تغییر دچار مانع باشد، دیگر ذهن نیست، انبار اطلاعات است. اگر خود را در آینده‌ تاریخ خود حاضر نکنیم و همچنان در گذشته متوقف باشیم، عملاً گور خود را پیشاپیش کنده‌ایم، زیرا در برابر آنچه در حال رشد و بالندگی است، کور و نابینا شده‌ایم. انسان‌‌هایی می‌خواهیم که نه‌تنها در نسبت با درک وجودی خود تامل کافی داشته باشند، بلکه معنای سعه‌ توحیدیِ انقلاب اسلامی را بفهمند که چگونه انقلاب، در این زمانه همچون اقیانوس شده است و دوره‌ دریاچه‌ بودنش به‌سر آمده. زیرا وقتی خود را در مرحله‌ای از تاریخ پیدا می‌کنیم باید سعی کنیم «گاه به گاه خود را گم کنیم» تا دوباره از نو بازیابی شویم. این است آن شدنِ ابدی که بودنی خشک و ساکن نمی‌باشد. و حضرت امام خمینی

«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در غزل مشهور خود متذکر آن «بودنِ دوباره» می‌شوند و اظهار می‌دارند:
در میخانه گشایی به رویم شب و روز        که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم
موفق باشید

 

نمایش چاپی