بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
34843

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و ادب: کتاب علل تزلزل تمدن غرب را مطالعه کردم. هزاران بار از خدا تشکر کردم که این کتاب را خواندم. گم بودم و پیدا شدم. عاقبت بخیری را براتون ارزومندم. برای ما هم دعا بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به امید آن‌که متوجه شویم چرا رهبر معظم انقلاب این اندازه نسبت به امید، سخن می‌گویند. از آن جهت که ایشان بحمدلله به خوبی متوجه هستند که تمدن غرب نتوانست جوابگوی نیازهای گسترده و متعالی بشر جدید و انسانِ آخرالزمانی بشود. موفق باشید

34594

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: وقتتون بخیر باشه. من در مورد درسهای آقای طاهرزاده که درباره انفاق و معنای واقعی انفاق داده شده برام سوال پیش اومده میشه تلفنی با شما صحبت کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی سلام علیکم: تنها از طریق همین سایت می‌توانم در خدمت رفقای محترم باشم. موفق باشید

34573
متن پرسش

سلام و عرض ادب امسال راهپیمایی ۲۲ بهمن خیلی شعف و شادی خاصی داشتم. اصلا متفاوت از راهپیمایی‌های دیگر بود. به نظر شما چگونه باید آن را تحلیل کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هنر ما آن است که متوجه باشیم در چه موقعیتی قرار داریم. مردم ما در باطنِ معنوی خود متوجه آینده‌ای هستند که ادامه انقلاب اسلامی است و نه آینده‌ای که بناست رضا پهلوی و گلشیفته فراهانی و از آن مهم‌تر پرویز ثابتی شکنجه‌گر مشهور ساواک آن را شکل دهند. ملاحظه کردید که راهپیمایان متذکر این امر بودند که بزرگ‌ترین نتیجه انقلاب اسلامی، استقلال ملّی است و لذت درک این استقلال، آنان را با همه سختی‌های معیشتی به وفاداری نسبت به انقلاب متعهد کرده است. این‌جا است که باید گفت حقیقتاً انقلاب اسلامی حالتی معماگونه دارد و این امری است که جبهه استکبار متوجه آن نیست.

کجای دنیا چنین امری یعنی بسیج اجتماعی در ابعاد ملی در چنین شرایطی پیش می‌آید که در ۲۲ بهمن‌های هر سال به ظهور می‌آید؟ حتی بعد از ۴۴ سال که از آن ۲۲ بهمن سال ۵۷ گذشته است. هر اندازه انسان نسبت به این شور انقلابی و تعلّقی که نسبت به انقلاب در صحنه است؛ فکر کند، جز یک معما برایش پیش نمی‌آید.

راستی را! اگر ارتباطی باطنی در صحنه نیست که به تعبیر حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» همان دست خداوند است، چه کسی می‌تواند بعد از ۴۴ سال، این ملت را به صحنه آورد؟!! آیا این حکایت از شروع تاریخی دیگر ندارد؟ تاریخی که دست غیبی و اراده الهی آن را به حرکت می‌آورد؟ و نسبتی عجیب بین امامِ این مردم و مردم را شکل داده است؟ به طوری که هرکس خودِ گمشده خود را در امام‌شان می‌یابند. و در هر سالی خود را در نسبت با امام و انقلاب، تجدید می‌کنند تا آن حیات باطنی که با شروع انقلاب اسلامی در جان‌ها زنده شد، زنده و زنده‌تر بماند. آیا انسانِ تجددزده می‌تواند با این انقلاب همراهی کند؟! در حالی‌که تنها به منافع اقتصادی‌اش فکر می‌کند؟ و آیا می‌فهمد چرا مردم در چنین شرایطی که شرایط انقباضِ اقتصادی است، در این صحنه‌ها حاضر می‌شوند؟! مگر این‌که بپذیریم انقلاب اسلامی جزو هویت آن‌ها شده است و با حضور در راهپیمایی‌های این‌چنینی، منِ جمعی خود را تجربه می‌کنند و این، امری است ماورای این‌که انقلاب اسلامی را صِرفاً یک نظام سیاسی تلقی کنند.

مردم ما نشان دادند انقلاب اسلامی یک خط تاریخی است که در درون روح ایمانی آن‌ها متولد شده است. و این‌جا است که باید باطن جامعه را در این نوع راهپیمایی‌ها ارزیابی کرد و نه در نظرسنجی‌ها. ملاحظه می‌کنید چگونه در روز ۲۲ بهمن دوگانه شهری و روستایی از بین می‌رود و در شرایطی که به هزار دلیل برای شرکت‌نکردنِ مردم، مردم به صحنه می‌آیند. آیا چنین نظامی از طریق اپوزیسیون حقیر خارج کشور، قابل براندازی است؟!! در حالی‌که ملتی در صحنه انقلاب‌اند که این‌چنین در مقابل مشکلات، تاب می‌آورند و باز در صحنه می‌مانند. در حالی‌که ملاحظه کردید جریان برانداز حتی ۴ ماه نتوانست بدنه اجتماعی خود را نگه دارد. آیا جز این است که دل‌های این مردم در دست خدا است؟ موفق باشید              

34475

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و خدا قوت خدمت جنابعالی: ببخشید بنده یه اعتقادی دارم، می خواستم عنوان کنم ببینم آیا صحیح است یا نه. اگر انسان نیت کند تمام اعمال مستحبش را هدیه کند به انبیاء و ۱۴ معصوم و شهداء باعث می‌شود که در آخرت اگر با گناهانش آتشی در پرونده اعمال صالح انداخته و همه اعمال نیکش حبط و از بین رفته و چیزی برایش در پرونده اش نمانده لا اقل بابت آن اعمال مستحبی که هدیه کرده، آنان هم از فضل و کرمی که دارند برای جبران کردن اعمال نیک خودشان حتی به مقدار خیلی کم هدیه اش کنند باعث می‌شود پرونده اش پر از اعمال صالح شود و از او دستگیری و شفاعت کنند و در چنین صورتی باعث نجاتش شوند. حتی اگر پرونده اعمالش خالیه خالی از حسنات باشد. آیا دلخوش کردن و امیدوار بودن به این امر دیدگاه درستی هست. اگر با دلیل ذکر فرماید سپاسگزارم. نزد خدا ماجور باشید بی حساب.🤲🌹

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً در این امر تناقضی پیش می‌آید زیرا هدیه اعمال به اولیای الهی به معنای نوعی هماهنگیِ روح آن اعمال با شخصیت اولیای الهی است و لازمه آن داشتن شخصیتی است که ذیل آنان قرار گیریم. بنابراین وظیفه انسان است تا در حدّ توان خود اعمال خود را انجام دهد و در دل انجام آن اعمال افق شخصیت خود را در آن بزرگان مدّ نظر آورد و بدین‌سان آن اعمال را به آن‌ها هدیه کرده است. عرایضی در این مورد در شرح کتاب «فعلیت‌یافتن ‌باورها» شده است. موفق باشید

33941

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: چگونه شهیدانه زندگی کنیم و با شهادت از دنیا برویم؟ شهدا چه می‌بینند که اواخر عمر دنیایی‌شان رفتارهای متفاوت‌تری دارند؟ بنده جوانم و حیفم می‌آید که ‌بی‌درد و درک از دنیا بروم و می‌خواهم که همچون علی‌اکبر (ع) فدای اسلام و امام زمانم باشم. عاشق پیامبر، بانو زینب کبری و مهدی موعود هستم. بفرمایید چه کنم که خداوند مرا بعنوان قربانی بپذیرد و با شهادت بتوانم به لقاء‌الله برسم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در بستر حضور تاریخی انقلاب اسلامی است که آن بصیرت برای شهداء به‌دست آمد. عرایضی در کنار مزار مبارک شهدای گمنام در کوه نور شده است. خوب است به آن عرایض که تا کنون 26 نکته از آن را در منظر خود دارید، رجوع شود. https://eitaa.com/matalebevijeh/10871 موفق باشید

39478

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: وقتتون بخیر. بنده جوانی ۱۸ ساله هستم که در زندگی ام احساس می کنم یک گمشده ای دارم و به دنبال یک معنایی در زندگی ام هستم ولی هر چه می کنم آن‌را پیدا نمی کنم. به صوت هر استادی گوش می دهم و هر کتابی را مطالعه می کنم احساس می کنم سیراب نمی شوم و سریع آن‌را رها می کنم. هم اکنون سرگردان و حیران هستم و نمی دانم چگونه روح خود را از این ورطه نجات بدهم و سیراب کنم. پیشنهاد جنابعالی برای حل این مسئله چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این قصۀ بشر جدید و زمانه‌ای است که بشر جدید در آن قرار دارد. عرایضی تحت عنوان «راز نیست‌انگاری دوران و راه عبور از آن»  شده است. پیشنهاد می‌شود نظری به آن بیندازید و پس از آن به سیر مطالعاتی که در سایت پیشنهاد شده است، فکر کنید. موفق باشیدhttps://lobolmizan.ir/sound/1363?mark=%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%20%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C 

39115
متن پرسش

سروده ای تازه تقدیم به نور چشممان استاد طاهرزاده عزیز و لب المیزانی‌های گرانقدر: «منتظر باش نسیمی بوزد از کویش / عطرآگین شده پهنای جهان از بویش» «روی پوشید که نامحرم و این بزم نگاه؟ / توبه کردم ز گنه باز عیان شد رویش» «چشمِ آهویی او پرده‌ی انکار درید / گرگ‌ زانو زده در مدرسه‌ی آهویش» «هیچکس نیست که در حیله‌ی او غرق نشد / روبهان خورده فریب از تله و جادویش» «روز مستان ز چه رو مملو استغفار است؟ / سر هر زلف گره خورده شبی با مویش» «هرکجا خواستم از دامگهش بگریزم / باز دیدم که شده قبله‌‌ی این دل سویش» «عاشقان کشته‌ی ظلمند به هر تیغ که شد / چیست فرق ستم چشم و لب و ابرویش» «درِ دل بستم و او درب دلم از جا کند / آفرین‌ها به توانمندی آن بازویش» «گفت: ای مور، سلیمانی ما گستردست / دهنم گوش از سحر لبِ حق گویش» «آگهی گفت که از بحر بلاخیز نترس / من چه گویم که شدم محو بلای جویش؟» «گفت خیر است، هر آن چیز که هستی باز آ / راندن رند ندیدست کسی در خویش» «روشن از پرتو رویش نظری نیست که نیست / همه حیرت زده از بازی تو در تویش» «قاصدک باش ولی از دَمِ پرواز نپرس / منتظر باش نسیمی بوزد از کویش»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! وقتی راه گشوده شد و ما معنای خود را در آن راه یافتیم، ما را چه باک که چه اندازه باید در انتظار بمانیم؟!! مهم آن است که در بستر حضور در جبهه حق در مقابل باطل، هر لحظه انتظارِ ما قدمی است در صراطی که ما را برای حضور دیگری در بر گرفته به همان معنایی که فرمودید: 
منتظر باش نسیمی بوزد از کویش
عطرآگین شده پهنای جهان از بویش
موفق باشید
 

38946

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد عزیز بنده یک مرد جوان ۳۶ ساله هستم که ازدواج کرده ام و طی تلاش های چند ماهه توانستم نفسم را هوشیار کنم . به صورتی که در حال حاضر خیلی سریع واکنش رفتارها و اعمالم را در نفسم پیدا می‌کنم . یک عمل خوب باعث شادی و سرور درونم و لذت بردن از خداوند می‌شود و یک عمل زشت باعث کدورت قلب سریع می‌شود. یک نقطه ضعف بزرگ دارم و آن دیدن زن های در خیابان می‌باشد. با این که تلاش بسیار می‌کنم که آن ها را از محدوده ی دیدم خارج کنم و به صورت عمد به آن ها نگاه نکنم، ولی کوچکترین دید آنها وقتی به صورت ناخودآگاه وارد محدوده ی دیدم می‌شوند، به یکباره دلم فرو می‌ریزد و ذهن و نفسم آماج حملات و وهمیات شیطان می‌شود. از طرفی برای کسب و کارم و برنامه زندگی ناچارم که در محیط های اینچنینی رفت و آمد داشته باشم. میخوام نسبت به این حملات شیطان و نوسانات روحی نفسم را مقاوم کنم. برای این مشکل دو راهکار به ذهنم می‌رسد: ۱. دوری از چنین محیط ها و ندیدن مطلق برای مدتی که نفسم مطیع تر شود. ۲. همین وضعیت را پیش ببرم و با وجود موقعیت های پر چالشی که هست تلاش کنم با مرور افکار الهی و یاد مرگ نفسم را برای مقابله با این تلاطم ها و وسوسه ها آماده کنم. کدام راهکار بهتر است و توصیه می‌شود. حضور در مهلکه یا خروج از مهلکه

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً نباید از میدان‌های تلاش برای زندگی فاصله گرفت. پیشنهاد می‌شود با دنبال‌کردن مباحث «معرفت نفس» متوجه وسعت بیکرانه خود بشوید. https://lobolmizan.ir/book/71?mark=%D8%AF%D9%87%20%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87 و https://lobolmizan.ir/sound/641?mark=%D8%AF%D9%87%20%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87 . موفق باشید

37667

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و احترام خدمت شما بزرگوار: با توجه به اینکه رهبری در پیام تسلیت آیت الله رییسی از آن بعنوان درگذشتِ شهادت گونه‌ و حتی در دیدار با خانواده ی آن بزرگوار از آن بعنوان در گذشت یاد می‌کنند چرا اینقدر روی شهادت ایشان مانور داده می‌شود بهتر نیست افرادی که ادعا می‌کنند باید به رهبری اقتدا کنند مثل ایشان برخورد کنند اینکه ایشان در جایگاه خودش حتما مقام شهید را دارند ولی یکسری افراط و تفریط ها حتی در کلام در حکومت دینی باید ظرافت آن را رعایت کرد نباید مورد توجه واقع شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد منظور از واژه شهادت‌گونه آن است که حکم فقهی شهید را که «المقتول فی معرکۀ الحرب» می‌باشد، نمی توان برای آن‌ها به کار برد وگرنه چرا حکم شهید نداشته باشند. چرا که اگر انسانی در بستر حضور همه جانبه و مجاهدانه در میدان خدمت به اسلام و مسلمین حاضر شود و در چنین حضوری قرار گیرد که شهدای خدمت قرار گرفتند؛ قرآن می‌فرماید: «وَمَنْ يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً ۚ وَمَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ ۗ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا» هر کس در راه خدا (از وطن خویش) هجرت کند در زمین برای آسایش و گشایش امورش جایگاه بسیار خواهد یافت، و هر گاه کسی از خانه خویش برای هجرت به سوی خدا و رسول بیرون آید و در سفر، مرگ وی فرا رسد اجر و ثواب چنین کسی بر خداست و خدا پیوسته آمرزنده و مهربان است. موفق باشید

37471
متن پرسش

https://eitaa.com/lobolmizan/16224 در مورد این پیام، واقعا در مدارس زیادی به وجود معلمی که درس دین خوانده باشد نیاز است، به خصوص معلم مرد، همچنین برای جهاد تبیین، از طریق مدرک حوزه هم می شود آزمون استخدامی شرکت کرد، در کنار فعالیت مسجد و احیانا حضور در فضای مجازی اگر خودشان به دنبالش هستند، می توانید پیشنهاد بدهید اگر می‌خواهند به عنوان طلبه ای معلم هم ان شاء الله فعالیت کنند، البته اگر خودشان می خواهند، یا مواردی در ارتباط با دانش آموزان (مثلا در حین آموزش قرآن، یا تدریس تعلیمات دینی یا عربی، نکات زیادی را می توانند بیان کنند)، به امثال ایشان واقعا در مدارس نیاز است، چه ابتدایی چه پايه های دیگر، در فضای مجازی هم می توانند فعالیت کنند که مردم از علم ایشان بهره ببرند، همچنین یاد دادن امربه معروف و نهی از منکر به افرادی که به مسجد می آیند و گفتن مسائلی به آنها که بتوانند برای خانواده خود تبیین کنند. من در گذشته جذب مسجدی مربوط به حوزه علمیه شدم که در آن کتاب های مفیدی را برای استفاده و امانت بردن قرار داده بودند و امام جماعت مسجد، کلاس های چهل حدیث و اعتقادی داشتند (البته گویا برای طلبه ها بود ولی مردم هم می توانستند شرکت کنند)، همچنین به تفسیر هم بسیار علاقه داشتم، امام جماعت مسجدی را سراغ دارم که صبح های زیادی بعد از نماز جماعت صبح و تعقیبات، با وجود اینکه جمعیت کمی آنجا حضور دارند اما برای تفسیر و گاهی تصحیح قرائت وقت می گذاشتند و اتفاقا باعث علاقه من به آنجا شده بود، گاهی جوانان دیگری هم می آمدند. بعضی ظهرها هم درس نهج البلاغه قبل از اذان و نماز داشتند، و بعد از نماز گاهی صحیفه سجادیه خوانده می‌شد و مقداری در مورد آن صحبت می کردند. چنين جلساتی حتی اگر در حد چند دقیقه باشند واقعا مفیدند. برای امربه معروف و نهی از منکر هم خیلی ها نیاز به آموزش دارند، و نیاز است افراد خیلی بیشتری به سمت تذکر لسانی سوق داده شوند، و با جهاد تبیین برای اطرافیان خود هم در حد توان تبیین کنند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جهت اطلاع کاربر محترم سوال شماره ۳۷۴۰۸ . موفق باشید

37203

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: ما هر بار که کتاب «اسماء حسنا دریچه های نظر به حق» رو مطالعه می کنیم، این جمع بندی و احساس در ما آغاز می شود که همه عالم غرق حضور حق و اسماء و تجلیات اوست و تنها پرده و مانعی که در این وسط وجود دارد «حجاب گناهان» ماست. اگر این مانع کنار برود ما تماماً میهمان تجلیات گوناگون حضرت حق در سرتاسر عالم خواهیم بود و خود در دریای بی کران رحمت و حضور مطلق او احساس می کنیم. استاد نمیشه همین یک مانع رو هم خود خدا زحمتش رو بکشه و به فضل و لطف و کرمش کنار بزنه؟ چون حقیقتاً ما ضعیف و ناتوانیم و حتی از عبادات خود احساس شرمساری داریم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به راهی که حضرت سجاد «علیه‌السلام» در دعای مناجات‌گونه «ابوحمزه» برای عبور از گناهان و ذنوب مطرح کرده‌اند؛ باید نظر کرد. پیشنهاد می‌شود با چنین رویکردی یک‌بار دعای «ابوحمزه» را مطالعه نمایید و از عظمت نگاهی که آن حضرت برای عبور از گناهان مدّ نظر دارند، حیرت کنید. موفق باشید

37161

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: چند جلسه ی پیش شما عرض فرمودین که غرب فضایی برای انسان ایجاد کرده که انسان‌ها جهنم یکدیگر شده اند. چرا جهنم یکدیگر شده اند؟ و راه بیرون آمدن از این مشکل چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! فرهنگ مدرنیته، عاملی می‌شود تا انسان‌ها زندگی خود را در چشم و هم چشمی با همدیگر تنظیم کنند، حکایت از آن دارد که هرکس جهنم دیگری شده، بر خلاف آن‌که در فضای ایمانی، هرکس آینه ایمان دیگری می‌گردد. 

35852

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد بزرگوار: چند سوال در یک راستا داشتم: ۱. اینکه باید همه را بهتر از خودمان بدانیم را درک نمی‌کنم، یعنی مثلا زهیر خودش را بدتر از شمر می‌دانست؟ امام خمینی خودشان را بدتر از صدام می‌دانستند؟ و... ۲. اینکه نمی‌توانیم همه را بهتر از خودمان بدانیم نشانه کدام رذیله اخلاقی ست؟ خودم گاهی فکر می‌کنم نکند از تکبر باشد؟ ۳. راه درمان تکبر را می‌فرمایید؟ برای کسی که فقط در حد دانستن می‌داند که عین ربط به خدا و فقیر بالذات است، ولی این مساله را درک نکرده است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. منظور نسبت به مؤمنین و انسان‌هایی است که پشت به انسانیتِ انسان‌ها نکرده‌اند. ۲. باید متوجه خوبی‌های انسان‌ها بود و در این راستا به خود متذکر شویم وقتی دلیلی بر بد بودن آن‌ها نداریم چرا به خوبی‌های آن‌ها نظر نکنیم؟ ۳. کتاب «شرح جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در این مورد نکات خوبی را با ما در میان می‌گذارد. شرح صوتی آن کتاب روی سایت هست. موفق باشید

35587

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: به نظر می رسد هوش مصنوعی ثابت می کند بسیاری از چیزهایی که پیش از این حاکی از روح مجرد می دانستیم می شود بدون وجود روح مجرد نیز انجام داد. مثلا هوش مصنوعی می تواند وارد بحث و گفتگو شود سوال آیا نطق مختص موجود مجرد نبود؟ بنابرین چه ابایی وجود دارد که ما حافظه داشته باشیم بدون نیاز به بعد مجرد همانطور که بشر توانست موجودی خلق کند با حافظه و نطق بدون نیاز به بعد مجرد، خدا هم می تواند ماده ای خلق کند که حافظه و ... داشته باشد بدون بعد مجرد و آن بدن انسان و بخصوص مغز اوست از یک طرف ادله ای می خواهیم که ماده ی انسان مکفی نیست و ابعاد مجرد لازم است برای هوش و ... و از سویی ادله می خواهیم که هوش مصنوعی هیچ گاه به خودآگاهی نخواهد رسید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد لازم است با دنبال‌کردن مباحثی مانند «معرفت نفس»، جایگاه و مقام امور مجرد را بشناسیم تا متوجه شویم مقام وجودیِ موجودات مجرد بالاتر از آن است که فعالیت‌های حسابگرانه و مادی بتواند علت وجود آن‌ها شود. عرایضی در این رابطه در جلسه شنبه اخیر تحت عنوان «نسبت هوش مصنوعی با انسان!؟» : https://eitaa.com/matalebevijeh/14168 شده است . خوب است با دقت آن مطالب دنبال شود. موفق باشید

34934

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: لطفا به من راز شهید احمد کاظمی را نشان بدهید؛ حرف، حرف خیلی سنگینی بوده که شهید سلیمانی بگوید حاضرم همه ی عمرم را بدهم یکبار دیگر «صدای احمد» را بشنوم! احمد کیست؟ راهش از کدام طرف است؟ احمد ذخیره ی کدام حرف ها و کدام رازهاست؟ نگذارید احمد از دستم برود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله، مسئله ساده‌ای نیست. به فتوح حقیقت نسبت به شهدا فکر کنید در رجوع به انقلاب اسلامی می‌توان متوجه فتوحِ وجودِ حقیقت، مطابق این زمانه شد و در فتوحِ رازآمیز آن همچون شهدا سُکنی گزید. انقلاب اسلامی مجال آن را پدید آورده تا همه‌ چیز را معنای قدسی ببخشد، حتی تحریم‌هایی که موجب سختی زندگی شده و یا دیگر محرومیت‌هایی که دختران و پسران ما با آن روبه‌رویند. در همه شئون انقلاب، عالَمی متجلی است که موجب فتوح و گشایش جهان است و کیفیت بخشیدن به آن.

همین‌که انقلاب اسلامی توانسته است برای عده‌ای فتوحِ حقیقت باشد، تأییدی است بر این‌که دارای آیدوس و مُثُلی است ماورای آنچه فعلاً از آن در این مرحله ظاهر شده و در مواجهه با آن افق و مُثُلی که مدّ نظر است، عالَم ما و فهمی که از خود داریم وسعت می‌یابد و هستی ما معنای برتری پیدا می‌کند و نسبت خاصی با مرگ پیدا می‌کنیم، آزاد از روزمرّگی‌ها و بی‌نظمی‌ها؛ به خودآمدنی است برای حاضرشدن در فرصتی که پیش آمده، به طوری که انسان می‌فهمد اگر از آن نسبت که با مرگ می‌توانیم برقرار کنیم، غفلت شود، فرصت پیش‌آمده از صحنه می‌رود و ما را به خود وامی‌گذارد.[1] و با نظر به چنین سنتی فرموده‌اند: «الْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ» (بحار الانوار، ج68، ص 337) فرصت‌ها به سرعت رفتنی هستند، مانند رفتن ابرها. موفق باشید

[1] - دغدغه‌ای که برای شهید حاج قاسم سلیمانی پیش آمد و در این رابطه به دخترش نامه نوشت: «فاطمه عزیزم! این چند صفحه را برای تو می‌نویسم، چون می‌دانم مقدسانه مرا دوست داری؛ نمی‌دانم چرا این حرف‌ها را برایت می‌نویسم، اما احساس می‌کنم در این تنهایی و غربتِ عمرم نیاز دارم با کسی عقده دل باز کنم. آه! مرگ خونین من! عزیز من! زیبای من! کجایی؟ مشتاق دیدارت هستم... وقتی بوسه انفجار تو، تمام وجود مرا در خود محو می‌کند، دود می‌کند و می‌سوزاند. چقدر این لحظه را دوست دارم. آه... چقدر این منظره زیباست. چقدر این لحظه را دوست دارم. در راه عشق جان دادن خیلی زیباست... خدایا! ۳۰ سال برای این لحظه تلاش کردم. برای این لحظه با تمام رقبای عشق در افتاده‌ام. زخم‌ها برداشته‌ام، واسطه‌ها فرستاده‌ام. چقدر این منظره زیباست! چقدر این لحظه را دوست دارم».

34678

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیزم: در کتاب زن آنگونه که باید باشد فرمودید زن و مرد باید توجهشان به هسته توحیدی خانواده باشد و نفی خود کنند و گذشت داشته باشند. من در طول یازده سال زندگی مشترک همین جور بودم و همیشه گذشت داشتم و خیلی از کمبودهایی که تو رابطم و درک احساساتم از طرف همسرم بود را نادیده می‌گرفتم و فراموش می‌کردم و سعی می‌کردم همیشه نیمه پر لیوان را ببینم. اما الان می‌بینم اون کمبودها که تو رابطه و درک احساساتم بوده در زمان هایی خودشو نشون میده و من قشنگ می‌فهمم چقدر بعضی مسایل برایم عقده شده و اذیت هستم و فهمیدم اون نادیده گرفتن ها هیچ وقت باعث حل موضوع نشده بلکه فقط کیفیت رابطمون رو پایین آورده برای همین الان مدتیه دارم سعی می‌کنم تو دل این کمبود ها برم و یه راه حلی براش پیدا کنم. آیا این کارم درسته یا باید مثل قبل گذشت کنم و بگذرم و نیمه پر لیوان را ببینم؟ در چه صورت آدم باید پیگیر حل مشکلاتی که تو رابطش هست باشه و در چه صورت باید بهش اهمیت نده و گذشت کنه؟ تشکر از لطف و مهربانی شما

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در وسعت روح است و این‌که روح را نباید گرفتار اموری کرد که زندگی از وسعت خود فرو کاهد. آری! در دل چنین حضوری چه اشکالی دارد کمبودهایی که قابل رفع است برطرف کنیم ولی نه به قیمت از دست دادن حضور توحیدی خود. موفق باشید

34666

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی. بازخوانی هویت دینی و ملی. محضر طربناک استاد سلام و احترام: جملاتی که در زیر می آید چقدر با فضای فلسفه و عرفان ما قرابت دارد؟ این جملات نشات گرفته از تفکرات سلوکی قومی در آمریکای شمالی است که به نظر بنده به راحتی نمی‌توان از آن گذشت. و آن جملات این است: (دکتر هیولن می‌گوید کار و وظیفه اصلی او پاکسازی درون خودش است. همین. وقتی درونش را پاکسازی می‌کند، دنیا هم پاک می‌شود، چون او خود دنیاست. دکتر هیولن اعتقاد دارد که هر چیزی در اطراف و دنیای بیرونی اوست، انعکاسی از درون او و نوعی توهم می‌باشد. او می‌گوید هر چیزی در دنیای بیرون می‌بینید، سایه ای از زندگی درونی خودتان است. او معتقد بود همه چیز انعکاس و آینه ای از درون خودمان است)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این همان بحث سوبژگیِ انسان است که به تعبیر جناب کانت، جهان انسان در درون او است. حال سؤال این‌جا است که اگر ایمان توحیدی در افق حضور خود در نزد خود در میان نباشد و شریعت الهی راهی برای آن حضور توحیدی در مقابل ما نگشاید، پاکسازیِ درونی چگونه صورت می‌گیرد؟ همان سؤالی که از جناب آقای کریشنامورتی در کتاب «نگاه در سکوت» داریم. موفق باشید

34588

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام‌ استاد: نظرتون در باره این مطلب چیه؟ ابتذال دین: چرا قرآن می‌فرماید وای به حال نمازگزاران؟ خداوند در قرآن هیچ‌گاه نفرموده است وای به حال بی‌حجابان، وای به حال بی‌نمازان، وای به حال روزه‌خواران، وای به حال به حج نرفتگان. اما فرموده وای به حال نمازگزاران: «واى بر نمازگزاران، کسانی که روز جزا را انكار مى‌كنند، واى بر نمازگزاران، کسانی که یتیم‌نوازی نمی‌کنند، واى بر نمازگزاران، کسانی که از فقرا دستگیری نمی‌کنند، واى بر نمازگزاران، کسانی که ریا می‌کنند» (ماعون / 1-6). فکر می‌کنید چرا خداوند این چنین نمازگزاران را نهیب زده است؟ مگر می‌شود کسی نماز بخواند اما مورد عتاب خداوند قرار بگیرد؟ مگر می‌شود کسی نماز بخواند اما روز جزا را انکار کند؟ قاعدتاً نمازگزار کسی است که روز جزا را پذیرفته است زیرا لازمۀ نماز خواندن، پذیرش دین اسلام و لازمۀ مسلمانی باور داشتن به زندگیِ پس از مرگ است؛ و لازمه باور داشتن به زندگیِ پس از مرگ اجتناب از زشتی‌ها و رذائل اخلاقی و التزام به خوبی‌ها و فضائل اخلاقی است. به همین خاطر خداوند می‌فرماید: «نماز انسان را از کار زشت و ناپسند بازمي‌‏دارد» (عنکبوت / 45). حال در نظر بگیرید کسانی نماز بخوانند و در عین حال مرتکب دروغ، دغل، ظلم، ستم، اتهام ناروا، ریا، دورویی، قضاوت ناعادلانه، بی‌رحمی، بی‌عدالتی و تبعیض گردند؛ نماز بخوانند و عامل رواج فقر در جامعه باشند؛ نماز بخوانند و به مخالفان خود تهمت بزنند؛ نماز بخوانند و به زندانی خود ظلم کنند؛ نماز بخوانند و حقوق اولیه مردم را زیر پا بگذارند؛ نماز بخوانند و مکرر دروغ بگویند؛ نماز بخوانند و مسئولیتی را قبول کنند که تخصص و شایستگی آن را ندارند؛ نماز بخوانند و اصول اخلاقی را به نفع حفظ وضعیت موجود زیر پا بگذارند؛ نماز بخوانند و فقر مردم را که خود مسبب آن هستند به بی‌حجابی دختران حواله دهند؛ نماز بخوانند و ظالمانه بازجویی کنند؛ نماز بخوانند و مانع شکنجه نشوند؛ نماز بخوانند و کم‌سوادان و غیرمتخصصان را بر باسوادان و متخصصان اولویت دهند. چنین نمازگزارانی حتی اگر به زبان روز جزا را انکار نکنند در عمل منکر آن هستند. آنها نه تنها اعتقادی به روز جزا ندارند بلکه دین خدا را به ابتذال کشانده‌اند زیرا با نمازخواندن خود مدعی دینداری هستند و نماد دینداری به شمار می‌روند اما با عملکرد خود دیگران را از دینداری بیزار می‌کنند. زشتی کار اینها بسیار بیشتر از کسانی است که مرتکب همین اعمال می‌شوند ولی نماز نمی‌خوانند زیرا آنها ادعای دینداری ندارند و نماد دین به شمار نمی‌روند. پس واى بر نمازگزاری که نمازش او را از بی‌عدالتی، دروغگویی، فریب و قساوت باز نمی‌دارد؛ وای بر نمازگزاری که عملکردش نافی روز جزاست؛ واى بر نمازگزاری که ظلم می‌کند؛ وای بر نمازگزاری که در مواجهه با هم‌نوع رحم ندارد؛ وای بر نمازگزاری که تهمت بر مخالفان خود را روا می‌داند؛ وای بر نمازگزاری که ریاکارانه نماز می‌خواند؛ وای بر نمازگزاری که در جایگاهی می‌نشیند که شایستگی آن را ندارد؛ و در یک کلام وای بر نمازگزاری که دین خدا را به ابتذال کشانده است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. سخن درستی است. آری! شأن انسانی که مفتخر به نیایش با پروردگار عالم شده، آن است که نمونه‌ای باشد برای سایر انسان‌ها، نه آن‌که نماز او و عباداتش عاملی گردد مثل تنگ‌نظری‌ها و دنیاپرستی‌ها. به گفته جناب مولوی: «گر تو قرآن بدین نمط خوانی/ ببرى رونق مسلمانى» ۲. البته اگر فرمود: «ویلٌ للمصلّین» چون موضوع، موضوع مصلّین و نمازگزاران بوده، نه این‌که بخواهد مثلاً روزه‌خواران را تبرئه کند. موفق باشید

40376

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ارادت و رحمت: آیا ما می‌توانیم مصائب خود را ـ مثلا مصائب غزه را ـ با مصائب امام حسین علیه السلام مقایسه کنیم؟ برخی قائل اند که مصیبت بر ابا عبد الله علیه السلام عظیم ترین مصیبت است و معمولا استناد می‌کنند بر فرازی از زیارت عاشورا که می‌فرماید: «مصیبة ما اعظمها و اعظم رزیتها فی الاسلام» در حالیکه این فراز، از صیغه تعجب استفاده کرده و صرفا دلالت بر عظمت مصیبت و سختی مصیبت سید الشهدا علیه السلام می‌کند نه اعظم بودن آن. از طرفی امام خمینی رحمة الله علیه در سال ۱۳۵۰ ـ که اگر اشتباه نکنم می‌شود جلد یک صحیفه صفحه ۱۶۶و ۱۶۷ ـ فرمودند (نقل به مضمون) بالاترین مصیبت مصیبت سلب حکومت از امیر المومنین بود و این مصیبت بالا تر از مصیبت وارد بر سید الشهدا است. و این نشانگر این است که مصیبت امام حسین علیه السلام اعظم نیست. حالا با این اوصاف پس ما می‌توانیم مقایسه کنیم خودمان را زیرا می‌دانیم اعظم مصائب نیست. و سوال اینجاست که آیا می‌شود مصیبت وارد بر یک نفر بالا تر از مصیبت وارد بر امام حسین علیه السلام باشد؟ اگر خیر چرا؟ برخی در پاسخ می‌گویند ملاک در عظمت مصیبت، تعداد نفرات کشته شده نیست بلکه عظمت و اهمیت اشخاصی است که کشته می‌شوند که حرف صحیحی به نظر می‌رسد. لکن دو اشکال دارد یکی اینکه اصحاب امام حسین علیه السلام معصوم نبوده اند که نشود شبیه آن ها از لحاظ عظمت و اهمیت بیاید پس دیگران نیز می‌توانند چنین اصحابی را از دست بدهند و از این جهت مصیبتشان هم رده با امام شود. دوم اینکه به لحاظ اهمیت و عظمت بقیه معصومین هم به شهادت رسیده اند پس مصیبت آنها نییز در حد امام علیه السلام است. ممنونم اگر محبت فرموده علاوه بر توضیحات خود کتاب یا چیز دیگری را هم معرفی کنید. ممنون می‌شوم لطفا دعایمان هم بکنید تا طلبگی کنیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این تغییردادنِ جهت تاریخ است که ریشه و بنیان همۀ جنایت‌های بعدی می‌شود که از یک جهت، همان تغییر نظام حکومتی است که باید انسانی معصوم بر آن حاکم باشد به جای افراد معمولی، و آن افراد معمولی هرکس می‌خواهد باشد. از این جهت حقیقتاً می‌توان گفت این اعظم مصیبتی است که بر بشریت رانده شد تا در ادامۀ حیات تاریخی‌اش از الگوگرفتنِ اسلام محروم باشد و از جهت دیگر آری! این‌که تا آن‌جایی جنایتکاران برای خود حق قائل باشند که حتی اگر کسی با آنان بیعت نکند و تسلیم اهداف شوم آن‌ها نباشد محکوم به قتل باشد؛ می‌توان گفت این نیز در جای خود اعظم مصیبت است  و به همین جهت در نگاه تاریخی باید به آغازها نظر کرد که تبعات بعدی هر اندازه هم که زشت و بد باشد، مهم آن آغازی است که منجر به چنین ظلم‌هایی شده‌ است. کتاب «عنصر شجاعت یا هفتاد و دو تن و یک تن» اثر آیت‌الله میرزا خلیل کمره ای. در مورد واقعه عاشورا و شرح شهادت امام حسین (ع) و یاران ایشان نکات بسیار برجسته‌ای دارد. این کتاب در هشت جلد چاپ شده. موفق باشید

40367

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: خواستم بگویم که انگار هر راهی که خداوند پیش روی انسان گذاشته است خالی از چالش و آزمون نیست. در بحث روابط انسانی، جایی که بحث ازدواج را مطرح می‌کنند برای آنهایی که به هر دلیلی قادر به ازدواج نیستند، راهکاری ارائه می‌کنند: «عفاف». پیمودن مسیر عفاف چالش های جانبی ای دارد که طی این راه ها را دشوارتر می‌کنند. یکی از این چالش‌ها، نیاز به انس و احساسات عاطفی است. جایی که فرد چنان از نداشتن انس، احساس پوچی می‌گیرد که تمامی اعتماد به نفسش را از دست می‌دهد. ناگهان میل به انزوا و تاریکی و افکار فسرده به انسان هجوم می آورند و او را به عقب می‌رانند. تا جایی که دیده‌ام، انس و رفاقت بین دو نفر چنان موجب انگیزش و حس پر بودن می‌شود که هردو را به سمت اهداف شان با سرعت سوق می‌دهد. گویی دوست داشتن و دوست داشته شدنِ همزمان، گوهری‌ست که مال این دنیا پشیزی دربرابر آن ارزش ندارد. چنانچه پوچی در این دوران امری شایع است، نبودِ انس در این افراد مزید بر علت شده و پوچی مضاعفی را به ایشان داده است. فرد در بحث عفاف همانگونه که با مسائل جنسی دست و پنجه نرم می کند، باید با چنین مواردی هم مواجهه مطلوبی داشته باشد. راهرویِ این طریق، چه راه چاره‌ای برای گذرانِ این دوران باید پیشه کند؟ با تشکر🌹

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ خوب و درستی است. در این رابطه باید به انسانیت انسان‌ها نظر کرد و در این رابطه فرهنگ مقاومت به عنوان یگانگی بین «زندگی» و «مقاومت» می‌تواند راه را تا انس با همۀ انسان‌های عالم بگشاید زیرا «زندگی» جز «مقاومت»، زندگی نیست و در این راستا برای هر معبری جلای حقیقتی در پیش است و از این جهت، کوچه به کوچه و محله به محله و شهر به شهر از مقاومت و از انسانیت، یعنی از حقیقتی باید گفت که معنای انسانیتِ این تاریخ است. به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب در پیام خود در همایش صد سالگی حوزه علمیه قم فرمودند: «تمدّن اسلامی، مبتنی بر توحید و ابعاد اجتماعی و فردی و معنوی آن است؛ مبتنی بر تکریم انسان از جهت انسانیّت ــ و نه از جهت جنس و رنگ و زبان و قومیّت و جغرافیا- است؛ متّکی بر عدالت و ابعاد و مصادیق آن است؛ متّکی بر آزادی انسان در عرصه‌های گوناگون است؛ متّکی بر مجاهدت عمومی در همه‌ میدان‌هایی است که در آنها نیاز به حضور جهادی هست.» موفق باشید

39164
متن پرسش

سلام استاد عزیزم: از دلتنگی سرشارم و مشتاق دیدار شما. ای کاش این محدودیت های دنیا نبود و هر روز به دیدارتان جانم تازه می‌شد همانگونه که انس با آثارتان حیات بخش جان بی رمق من است در عمق سیاهی ها و خستگی های دوران، به خصوص در این شهر پر تلاطم (تهران) استاد عزیزم به لطف پروردگار به جایی رسیده ام که جانم سراپا تشنه یافتن نسبت خود با عالم است. سابقا نسبت میان خود و مبدا و معاد و امامم را به لطف خدا و از طریق هدایت های شما یافته ام به رحمت الهی و ائمه (ع) علاوه بر مسیر حیات فردی و خانوادگی، مسیر حیات اجتماعی خود را با نگاه به عالم انقلاب اسلامی یافته ام و سعی کرده ام زیستنم تا حد امکان سراسر پرداختن به جامعه سازی و جامعه پردازی برای نیل به جامعه مطلوب باشد و در ساختارهای دیوانی و تنگ مدرن محبوس نشوم. استاد عزیزم الان در مرحله ای هستم که به وضوح می‌بینم ما نمی‌توانیم با دستگاه ادراکی مدرن نیازهای خود را در تعامل با عالم به درستی برآورده کنیم و بالتبع یا باید در آن دستگاه هضم شویم یا نسخه مناسب خود را بیابیم لازمه این امر آن است که درست عالم را بشناسیم. از عوالم مختلف گرفته تا مراتب مختلف وجود (موجودات مختلف) تا در تعامل و انس با آنها و از مسیر رفع نیازها به سلوک فردی و اجتماعی خود ادامه دهیم مادامی که این شناخت محقق نشود ما در حیرت و سرگردانی خود گرفتاریم و نمی‌توانیم نیازها را تامین کنیم، جبرا دستمان مقابل عالم مدرن دراز می‌شود و این چقدر برایم تلخ است! بنده به توفیق الهی بسیار تلاش کردم و خدا هم عنایت فرموده و این مسیر را تا حدی پیش رفته ام اما کافی نیست. به محتوای بزرگان هم نیاز دارم تا در این مسیر یاریم دهد لکن محتوا در این زمینه بسیار محدود و حداقلی است. به نظر می‌رسد چون ما برای اولین بار در این موضع تاریخی قرار گرفته ایم بالتبع اولین افرادی هستیم که با این مسائل مواجه می‌شوند من با بند بند وجودم درک می‌کنم که عالم جلوه درون من است. عوالم مختلف را در درون خودم درک می‌کنم. از عالم ماده تا عالم صور تا عالمی که ففط معانی است و تا عالمی که فقط بودن است می‌بینم که موجودات هریک متناظر بخشی از وجود من اند و نیاز همان بخش را تامین می‌کنند می‌بینم که با عالم باید بر مبنای تعالی انس بگیرم تا هم خودم و هم عالم متعالی شود. اسمش را هم گذاشته ام تعامل بر مبنای تعالی می‌بینم که نسبت بین موجودات مختلف نسبت بین همان نیازها و بخش های مختلف وجود من است و در نهایت می‌بینم تا زمانی که انسان سامان نیابد بقیه موجودات هم سر و سامان نخواهند یافت لکن هنوز نمی‌توانم این روابط را دقیق تر کنم تا بر اساس آن، هندسه و الگوی دقیق روابط بین انسانها و عالم را کشف کنم و در جامعه پردازی عملی و رفع نیازها از آنها بهره گیرم جبرا وقتی نتوانم به قدر کافی دقیق کنم، جای خالی را راهکارهای مدرن پر خواهند کرد. استاد عزیزم می‌خواستم اگر برای شما مقدور است همچون همیشه این کمترین فرزند خود را هدایت کنید. برای دیدارتان بسیار مشتاقم و لحظه شمار. از دور با تمام قلبم بر دستان پر مهرتان بوسه می‌زنم. ارادت مند شما براتی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حقیقتاً همان‌طور که یافته‌اید، راهی در پیش است و باید به این جملۀ حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در جوابِ سؤال آقای «حسنين هيکل» که از ايشان مي‌پرسد چه انديشه‌ها و انديشمنداني بر شما تأثيرگذار بوده‌اند؟ مي‌فرمايند: «... در فلسفه: ملا صدرا، از كتب اخبار: كافى، از فقه: جواهر.» و این یعنی از طریق امام، تاریخی آغاز شده است که روایت‌هایی مانند آنچه در «کافی» هست از یک طرف و تفقّه در متون دینی که همان فقه جواهری است، از طرف دیگر در کنار «حکمت صدرایی» قرار گرفته تا بشر امروز و فردای این تاریخ بتواند در نسبت خود به عالی‌ترین شکل حاضر شود. و این‌جا است که می‌توانیم به آینده‌ای بیندیشیم که امثال جنابعالی خود را در نسبت با آن یافته‌اید؛ آینده‌ای که جوابگوی حیات گرمی خواهد بود که سخت همگان به دنبال آن هستند اگر به همان سه‌گانه‌ای که حضرت امام مدّ نظر دارند توجه نمایند. بر عکسِ آن‌هایی که در یکی از این سه‌گانه‌ها متوقف می‌شوند و عملاً مانند انسان مدرن، گرفتار نوعی تک‌ساحتی خواهند شد. موفق باشید    

38732
متن پرسش

مرگ روشن‌گر. بسیاری از عارفان معاصر «توجه به مرگ» و «تفکر دربارۀ مرگ» را آغاز راه‌یابی به سلوک می‌دانند. «مرگ» حقیقتی است حتمی، ناگهانی و همه‌شمول و تفکر دربارۀ آن، موجب طرح سؤالات بنیادین می‌شود. انسان دورۀ قاجار برای وصول به عالم معنا چاره‌ای جز «تحت سرپرستی استاد قرارگرفتن» و تبعیت از دستورات او نداشت. اما با ظهور انقلاب اسلامی، چارچوب‌های عرفانی هم دچار تحول معنایی شد. «ولایت فقیه» جای «استاد» را گرفت و «جهاد برای تحقق منویات رهبر» جای «ذکر و ورد» نشست* و «شهادت» نقطۀ پایانی وصول به حق در چنین دستگاهی است. انسان انقلاب اسلامی به دنبال چنین پایانی است. حضور مردم در تشییع شهدا هم تجدید عهد و یادآوری «چنین مرگی» است. مرگی که با حماسه و ایثار درهم‌آمیخته و «ترس از مرگ» را کنار زده است. مرگی که بر اثر مواجهه با تاریکی محض و کفر خالص رخ می‌دهد و موجب روشن‌گری هرچه بیشتر نفوسِ عمومی می‌شود. مرگی که همچون شهاب‌سنگی نورانی صحنۀ تاریک جهان امروز را لحظاتی روشن می‌کند و لرزه بر پایه‌های سترگ کاخِ درون آدمی می‌اندازد. در نظر مردم «شهید» نقطۀ آرمانی نوعی از زندگی دنیایی است که در آن، آدمی خود را بازیچۀ دنیا نکرده است و به آخرت (به‌عنوان مهم‌ترین بخش از حیات آدمی) توجهی ویژه داشته است. در این دستگاه عرفانی تحقق هرچه بیشتر اسلام و به قول بنیان‌گذار آن «اهتزاز پرچم لا إله إلا الله» مهم‌ترین «خیری» است که افراد برای رسیدن به آن رقابت می‌کنند. وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ (آیۀ ۱۴۸ سورۀ مبارکۀ بقره) این تازه شروع ماجراست. غایت عرفانِ انقلاب اسلامی ظهور جامعه‌ای از «انسان‌های قرآنی» است. پی‌نوشت: * این به معنای منسوخ‌شدن اذکار نیست بلکه اذکار محور چنین عرفانی نیست. ** منظور از «انسان قرآنی» جلوه‌گری قرآن در وجود انسان است. ۲۷ مهر ۱۴۰۳

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه کورچشمند آنانی که متوجه چنین امری در آخرین دوران بشر نیستند که به گفته جنابعالی مواجهه نور محض با ظلمات محض است، و آن کسی که در چنین شرایطی این جبهه را مدیریت می‌کند شهید است تا معلوم شود انسان‌هایی در این آخرین دوران به میدان آمده‌اند که به گفته شهید یحیی سنوار: «مذاکره در کار نیست؛ یا پیروز می‌شویم یا کربلا رخ می‌دهد»، به همان معنای مدیریت صحنه، حتی تا مرز شهادت. و این یعنی آغازی که جبهه کفر به تعبیر رهبر معظم انقلاب همچون یخ در حال ذوب‌شدن است زیرا برای اثبات خود مجبور است جنایت را به هر بهانه‌ای به اوج برساند در حالیکه جهان هستی ظرفیت قبول چنان جنایاتی را ندارد و از این جهت می‌توان در پیشانی جبهه صهیونیست جنایتکار بر خلاف تصوری که دارد، نابودی آن را ملاحظه کرد. بیچاره گمان می‌کند با هرچه عمیق‌ترکردنِ جنایت، پایه‌های بقای خود را محکم می‌کند، غافل از این‌که در مقابل او فرهنگی است که شهادت را به جای خواری و خفت و ترس به میان آورده. و این راز نابودی استکبار در جلوه جنایات اسرائیل است. موفق باشید    

38651
متن پرسش

سلام علیکم و رحمت الله. ‏اکثر مردم، تحلیلگران و فعالان داخلی و خارجی که نگاه ملی، کلان و جهانی به مسائل دارند از حضور آقای ‎قالیباف در لبنان تقدیر و حمایت کردند! دشمنان که از این اقدام قالیباف در شوک فرورفته، ساعات اولیه ترجیه دادند سکوت، اختیار کنند اما به تدریج اکانت ها و رسانه های عصبانی آنها نتوانست ذلت این تحقیر را تحمل کند! اما جریان مشکوک سوپرانقلابی که در جبهه انقلاب نفوذ کرده اند همچنان فضای انتخابات را به گروگان گرفته اند و از هر بهانه ای برای تحریف - تقطیع - تفسیر به رای، سعی بر انحراف در تشخیص اذهان و تحمیق مردم را داشته! همچنان برخلاف هشدارهای موکد امام خامنه ای در حفظ وحدت ملی در این شرایط حساس و سرنوشت ساز نه تنها در جبهه انقلاب بلکه در تمام فضاهای سیاسی کشور جزء اولویت های واجب و فوری باید باشد! اما ظاهرا برنامه ثابت این جریان سیاسی نفوذی، همان بدعت لجن پراکنی و دوقطبی سازی در جبهه انقلاب و ایجاد شکاف و تضعیف نظام، انقلاب، جمهوریت و میدان را دنبال می‌کنند، مسیری را در پیش گرفته اند که در حال ذبح امنیت و منافع و مصالح عالیه نظام پای اهداف پنهان سیاسیشون هست! به قول امام خامنه ای، شیوه دشمنان ما اینست با اختلاف افکنی، سیاه نمایی و دوقطبی سعی دارن تحولات کلان مثبت داخلی و خارجی را به حاشیه برده و احسان ناامیدی و ضعف و تزلزل در جبهه انقلاب، احساس شود! وقتی ردّ پای این جریان سیاسی را طی این مدت دنبال می‌کنیم لیدرهاشون، با رسانه های پروژه محور از هر تصمیم سازی و تصمیم گیری کلان! از هر تحول و اتفاق مثبت که باعث خشم و عصبانیت و شوک دشمنان میشه با تحریف و تقطیع و جعل، موضوعات کلیدی و راهبردی را دست مایه اختلاف و تفرقه و دوقطبی سازی برای تضعیف جبهه انقلاب قرار میدن! بارها هم تاکید کردیم خطر سیر ثابت در شیوه خلاف شرع، خلاف قانون، خلاف تقوا و خلاف منویات امامین انقلاب که باعث عبور از خطوط قرمز منافع، مصالح و امنیت ملی ایران، جبهه انقلاب و مقاومت میشه! هرگز یه اشتباه عادی و اختلاف سیاسی ساده نباید لحاظ کرد! یا اینکه پای جریان تحجر و خوارج انقلاب درمیانست یا پای جریان نفوذ تشیع انگلیسی و صهیونیسمی. ما وقتی از جریان سعید جمهور میگیم برخی سریع جبهه گیری می‌کنند و واکنش تند و افراطی نشون میدن! بارها هم گفتیم موضوع ما ابتدا به ساکن شخص آقای جلیلی مطرح نیست بلکه مخاطب ما جریان سیاسی که لیدرهای آن بعضا به مراکز قدرت، رسانه و فرهنگ وصل بوده و عموما از طرفداران و حلقه اولی حامیان موثر آقای جلیلی هستند! اما نگرانی مضاعف ما نیز عدم مرزبندی آقای جلیلی با خط و ربط انحرافی و خطرناک این جریان سیاسی است! سکوت، انفعال و بی‌عملی آقای جلیلی نسبت به جریان سعید جمهور که ایشان را در معرض و مظان اتهامات زیادی قرار داده و ترس از تکرار احمدی نژادیسم توسط جریان سعیدجمهور در این شرایط حساس و سرنوشت ساز هستیم! متاسفانه ایشان برای برون رفت از این بن بست سیاسی و تطهیر فضای غبارآلود، هیچ موضع گیری، روشنگری و شفاف سازی نکرده اند و همچنان ترجیه می‌دهند در سایه باشند! جریان سعید جمهور همان جریان احمدی نژاد ساز است که سعی دارند با همان شیوه احمدی نژادیسم، با دوقطبی سازی! لجن پراکنی! اختلاف افکنی! تضعیف، پروژه کوچک سازی جبهه انقلاب را عملیاتی کرده تا ایشان (جلیلی) همچنان بی رقیب جبهه انقلاب باشه! تا به وقتش از وی بعنوان حلقه اتصال با مراکز و کانون قدرت بهره برداری کنند! همین جریان سعیدجمهور که پشت سر احمدی نژاد پنهان شد، با عَلَم کردن شعارهای انقلاب، اسلام، ولایتمداری، عدالتخواهی، استکبارستیزی و صهیونیسم ستیزیِ به تدریج بهترین فرصت برای دشمنان فراهم شد تا پروژه نفوذ فرهنگی و سیاسی در نقاب نفاق اسلام سیاسی از بدفهمی و دیرفهمی جریان اصولگرای حاکم، در دستور کارشان قرار گرفته و عملیاتی شود! پروژه نفوذ سیاسی، فرهنگی و امنیتی در جبهه انقلاب خیلی حساب شده دوباره مثل هشت ساله احمدی نژاد در حال تکرار است! همان زمان احمدی نژاد، هرچه مطالبه کردیم! هرچه هشدار دادیم! هرچه اعتراض کردیم! انتقاد کردیم! اخطار دادیم! که از جریانی که بدعت لجن پراکنی! دوقطبی سازی! اختلاف افکنی! تخریب و سیاه نمایی را در جبهه انقلاب تشدید کرده مرزبندی کند! موضع گیری کند! اعلام برائَت و شفاف سازی نماید! اما او نیز مصلحتش در سکوت، سکون، انفعال و بی‌عملی بود! جریان احمدی نژاد ساز، وقتی احمدی نژاد را معجزه هزاره سوم معرفی و اطاعتش را اطاعت خدا و نظر کرده امام زمان برای انتخابات معرفی اش کردند! کار بجایی رسید که او را فراتر از زمان و بالاتر از رهبری در راهبری کلان و مدیریت جامعه جهانی معرفی اش، کردند و به تدریج با دوقطبی احمدی نژاد - رهبری بی سابقه ترین ضربه به جبهه انقلاب، تحمیل شد!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار خوب شروع کردید و از حساسیت جنابعالی نسبت به حضور در کلیت انقلاب، بسیار لذت بردم و همان طور که می فرمایید ملاک ما نسبت به هر شخص و هر جریان، حضور در تاریخی است که با انقلاب اسلامی آغاز شده و همان طور که عرض شد https://eitaa.com/matalebevijeh/17794 حضور جناب آقای دکتر قالیباف در لبنان و در نشست اجلاس رؤسای مجالس اسلامی بسیار برای ما ارزنده بود. انعکاسی بود از جنس حضور حاج قاسم سلیمانی و سید مقاومت، و مطمئن باشید همین روح و روحیه در جناب آقای دکتر جلیلی نهفته است و اگر طرفداران این دو عزیز بنا دارند در کنار آن ها فرقه درست کنند؛ ربطی به آن عزیزان ندارد و بنده در انتخابات مجلس تذکری که به آقای رائفی پور از سر دوستی و دلسوزی دادم؛ آن بود که فراموش نکنیم جناب آقای دکتر قالیباف فرزند انقلاب می باشند. عرایضی در این رابطه در جواب سؤال شماره 38652 داده شد. موفق باشید    

37231

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام و ادب و احترام و ارادت به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا له الفدا. استاد با توجه به اینکه من در جایگاه همسری و مادری وظایفی بر عهده دارم و باید اوقاتی رو صرف خانواده کنم، چگونه این شب‌های ماه مبارک رو هم در کنار خانواده باشم و هم با آقا امام عصر علیه السلام بگذرونم؟ از اول ماه مبارک بنا بر آمادگی برای شب‌های قدر داشتم، وقتی تفسیر سوره قدر شما رو گوش دادم، احساس کردم هر شب ماه مبارک شب قدره، اصلا نمازهایی که تا امسال خوندنش برام سخت بود، براحتی میخونم، یا دعاهای ماه مبارک رو ولی دلم نمی‌خواهد که جلوی تلویزیون بشینم، از طرفی دوست دارم در کنار خانواده باشم. از طرفی همسرم دوست ندارند جلوی ایشون کتاب بخونم یا صوت گوش بدم. میشه لطفاً راهنماییم بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هنر ما باید آن باشد که این دو موضوع را در کنار هم قرار دهیم زیرا انس با خانواده و صفایی که در انس پیش می‌آید در جای خود زمینه نزول رحمت الهی می‌باشد. موفق باشید

37172

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار و تبربک حلول ماه مبارک رمضان. استاد سوالی دارم راجع به شاغل شدن خانم ها. امروزه جامعه‌ی ما بویژه تحت تاثیر فضای مجازی، این رو القا میکنه که دختری موفق هست که مستقل باشه، شاغل باشه و منبع درآمد داشته باشه، کتاب بخونه و تحصیلات و مهارت داشته باشه، به زیبایی اندام خودش اهمیت بده و مرتب ورزش کنه، خوش پوش و خوشتیپ باشه و برای خودش وقت بگذاره، با دوستانش‌ سفر بره و مستقل باشه. این الگوی دختر موفق امروزی هست البته که آراسته بودن چیز خوبی هست، ورزش کردن چیز خوبی هست، مطالعه خیلی خوبه. اما آرامش رو از ما گرفته این سبک زندگی جدید. دائما تو فضای مجازی می‌بینیم. دائما حس عقب موندن داریم. استاد سوال من اینجاست، اسلام در مورد شاغل بودن بانوان چه نظری داره؟ کسب در آمد داشتن دخترها. چندی پیش خانم جوانی که یک فرزند داره را ملاقات کردم، گفت فرزندم و همسرم خیلی دوست دارن بچه دیگه ای داشته باشیم اما چون شاغل هستم و برای کارم زحمت کشیدم دیگه بچه نمیارم خانم دیگه ای سه فرزند ۵ تا ۷ ساله داره، بچه ها رسما در منزل مادربزرگ زندگی می‌کنند چون خانم شاغل است و جالب اینجاست که اصلا نیاز مالی ندارد و از قشر مرفه هستند، صرفا برای به روز بودن شاغل است، چون موفق بودن یعنی شاغل بودن! و درآمد داشتن! بانوان خانه دار زیادی هستند که می‌گویند احساس افسردگی داریم چون بچه ها وقت ما را گرفته اند و نمی‌توانیم درآمد داشته و موفق باشیم سوال اینجاست در سبک زندگی اسلامی، رسالتی که برای یک خانم مطرح شده چیست؟ آیا باید به فکر درآمد بود؟ یا فرزندپروی مهم تر است؟ حضرت خدیجه کبری تاجر بودن اما حضرت زهرا شاغل نبودن استاد بزرگوار لطفا مبسوط توضیح دهید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به جهت حضوری که در دانشگاه با نسل جدید برای بنده پیش آمد، سال‌ها پیش متوجه این امر که می‌فرمایید شدم و در این راستا بود که کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» و پس از آن برای تکمیل بحث، چند جزوه مربوط به «زن» نوشته شد؛ که همه آن‌ها در سایت هست. حقیقتاً مسئله حساسی است از آن جهت که اولاً: بانوان ما باید در جهان خود و تاریخ خود حاضر شوندhttps://eitaa.com/matalebevijeh/11304 ثانیاً: این حضور باید با حفظ شئونات و روحیه زنان بخصوص مادری‌شان باشد. وگرنه بیشترین ضرر متوجه همین بانوان می‌شود. به نظر می‌آید خوب است رفقا به آن کتاب و آن جزوات رجوع فرمایند؛ به امید آن‌که زنان ما خود را ذیل حضور در اسلام عزیز پیدا و پیداتر بکنند. موفق باشید

نمایش چاپی