سلام: داشتم کتاب ماجرای فکر آوینی رو دوباره می خوندم رسیدم به اون قصه کاشی کاری قمصر و نماز سه دقیقه ای چطور میشه زندگی رو عبادت کرد؟ فقط آرام بودن در کارها باعث دوری از عجله و تکاثر فرهنگ مدرنیته میشه؟ فکر نکنم. چطور میشه نگاهی غیر از این رو توی دنیایی مثل امروز پیاده کرد؟ ما هر روز از همه چیز عقبیم که من فکر میکنم واقعاً حق داریم. عمرمون سریع رد میشه و برای اینکه بهش برسیم باید بدوییم. من بیست سالمه فقط سه تا کتاب خوندم، این فاجعه است، با اینکه کل زندگیم در حال دویدن بودم، احساس میکنم هنوز هم عقبم هنوز به جایی نرسیدم که بگم دیگه من راضی ام. این حرف از بعد مادی نیست. من نمی گم ما باید همیشه در ابعاد مادی پیشرفت کنیم، از یه جایی به بعد دیگه باید متوقف بشیم و عمر رو با چیزهایی که به دست آوردیم ادامه بدیم. اما من هنوز به اون نرسیدم و نمیدونم میرسم یا نه. خیلی ها رو دیدم که کل عمرشون در حال دویدن بودن، خیلی ها هم دیدم که با چیزهایی که بدست آورده بودن زندگی رو ادامه میدادن و عطش پیشرفت رو نداشتن و قانع بودن اما فکر نکنم هیچکدوم از دو گروه اونجور که شهید آوینی می گفت زندگی رو عبادت کرده باشن چون هر دو درگیر جهانی هستن که از روح بریده. چطور میشه تو این دنیا روح آرامش داشته باشه وقتی اصلا به حساب نمیاد هرچقدر هم که بخوایم از مدرنیته و فرهنگش دوری کنیم نمیشه، نمیدونم نمی تونم درک کنم، با این قضیه که شرح دادم با تمام وجود درگیر بودم و هستم من یه زمانی به شدت کار کردم، با تمام وجود، بعدش دیدم دیگه نمی تونم ادامه بدم بریدم بدجوری هم بریدم و هنوز هم درگیرشم، برای آرامش هیچ راهی پیدا نکردم جز دوری از مسئولیت ها، وقتی یه مسئولیتی رو ترک کنی، یه کاری رو انجام ندادی و عذاب وجدان انجام ندادن اون کار گردنت رو میگیره و فشار میده حتی بدون اینکه کاری کنم تحت فشار بودم و در حقیقت اصلا به آرامش نرسیدم سعی کردم مسئولیت هام رو سبک و سبک تر کنم اما به هیچ وجه پاسخگو نبود، انگار دیگه نمی خواستم توی این دنیا باشم حقیقت این بود که من فقط از مسئولیت هام شونه خالی نکردم از دنیا بریدم. انگار دیگه جای زندگی من نبود بخاطر اینه که من الان اینجام و دارم با شما صحبت میکنم به قول استاد می خواستم در دنیای دیگه ای حاضر بشم و از حضوری که همه درگیرشن فاصله بگیرم اما نمی تونم، نمیدونم چطور باید در دنیای دیگه ای حاضر شد وقتی درگیر حضور توی این دنیا هستیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال ملاحظه میکنید که نمیتوانید از جهانی که آوینیها در آن حاضر بودند، بیگانه باشید و اینجا است که باید با روحیۀ «متانت» و «صبر» و «دلسوزی»، خود را در جهانِ بین دو جهان حاضر کنید. امری که در کتاب « انقلاب اسلامی طلوع جهانی بین دو جهان، تفکر در مواجهه با متفکران و فهم ایران و انقلاب» https://lobolmizan.ir/sound/807?mark=%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%20%D8%A8%DB%8C%D9%86%20%D8%AF%D9%88%20%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86 و صوتهای مربوطه از آن سخن گفته شد. در این حالت نه نسبت به مسئولیتهایی که احساس میکنید، بیتفاوت میشوید و نه گرفتار عملزدگی خواهید شد. و این یعنی شهید آوینیها و شهید حاج قاسم سلیمانیها. موفق باشید




