سلام و عرض ادب. آیا درست است اینکه بگوییم سلوک ما متوقف بر حرکت است و حرکت در زمانهٔ ما، یا نسبتی با جبهه جمهوری اسلامی به عنوان حافظ منافع و مصالح دین حقه الهی دارد یا ندارد. اگر حرکت ما نسبتی با جمهوری اسلامی نداشته باشد، گویی آن حضور نهایی را از خود دریغ کرده ایم و آن لذتی که در مقاومت و شهادت دادن به حقیقت هستیست را از دست دادهایم. و اگر حرکتمان نسبتی با جبهه اصلی جمهوری اسلامی و آن خطِ مقدم نبرد تاریخی میان حق و باطل داشته باشد، هر لحظهاش عاشوراییست و «احلی من العسل» در میان است. حالا در خصوص این حرکت میشود گفت که ابتلائاتی هم در میان است. بالاخره در راه رسیدن به کربلا، ابتلائات فراوان است. اینکه کسی امکان این را داشته باشد که در چنین نسبتی با جمهوری اسلامی حاضر شود، نیازمند گذشتن از ابتلائات است. در واقع باید از این ابتلائات گذشت تا باقی راه نمایان شود و اگر ابتلائات کسی را زمین گیر کند، امکان نظر کردن به باقی راه را از دست میدهد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به زیبایی حضور عزیزانی نظر کنید که این شبها با نظر به عبور از تاریخِ سیطرۀ استکبار، با چنین شیداییها، پرچم به دست در میدانها حاضرند و این یعنی حرکت در بستر تاریخی که با انقلاب اسلامی گشوده شده. آری! به قیمت ابتلائاتی که در این مسیر برایشان پیش آمده و پیش خواهد آمد و بحمدالله به خوبی آمادهاند و این همان حضور سخن حضرت روح الله«رضوانالله تعالی علیه» است که در وصیتنامۀ خود فرمودند: «مگر بیش از این است که فرزندان عزیز اسلام ناب محمدی در سراسر جهان بر چوبههایدار میروند؟ مگر بیش از این است که زنان و فرزندان خردسال حزب الله در جهان به اسارت گرفته میشوند؟ بگذار دنیای پست مادیت با ما چنین کند ولی ما به وظیفه اسلامی خود عمل کنیم.»
خدا میداند این مردم با بصیرتی که دارند آمادۀ همۀ آن ابتلائات هستند و این را مادران و پدران و همسران شهدا نشان دادند به همان معنایی که ملاحظه میکنید چگونه یک زوج با یک موتور که همۀ دارایی آنها است؛ پرچم به دست با حرکات خود نشان می دهند چه اندازه بزرگاند. و این است که ما برندۀ این تاریخ هستیم در سرزمینی که به نام «ایران»، الهامبخشِ بشریت خواهد بود. آیا این همان فردایی نیست که ما در عزم این مردم و با نظر به آن افقهای دور و آماده برای ابتلائات بزرگ میتوانیم به نظاره بنشینیم؟ موفق باشید




