سلام علیکم استاد طاهر زاده: جناب آقای شیخ محمدی گلپایگانی رئیس دفتر رهبری اخیرا از ساده زیستی رهبری و حقوق نگرفتن و گذران زندگی با هدایا و نذورات و ملک و املاک نداشتن ایشان و....سخن گفتند! اگر یک نظر سنجی انجام شود صد درصد مردم ایران یا شاید هشتاد درصد مردم دنیا آرزو داشته باشند مثل رهبر ایران ساده زیست باشند! من هم دوست داشتم هر روز نان و حلوا بخورم اما تمام اختیارات و قدرت رهبری را داشتم. هرکس را می خواستم بر مسند می نشاندم. هرکس را می خواستم رد صلاحیت می کردم و... و چه قدرت و اختیارات بی قید و شر طی داشتم، هر کاری که می خوانستم انجام میدادم. خوشا بحال چنین ساده زیستی شیک و بی دردسری، نه میدانی قیمت های مواد غذایی هر روز چقدر گران می شود. نه می دانی درد بیماری و بی پولی چیست. نه درد مستاجری می دانی چیست. نه مثل فرهنگیان می دانی حقوق ۲۹ اسفند ماه واریز شود چه خاکی باید بر سر بگیری. نه می دانی از کار بیکار شدن و پیش زن و بچه شرمنده شدن چه حسی دارد. از همه مهمتر اینگونه ساده زیست کردن این خاصیت را دارد که هیچ کس و هیچ چیز برات مهم نمی شود و هیچ درد و رنجی در قبال مردم و ملت نخواهی داشت. شاید حرف بزنی و ادایش را در بیاوری اما در عمل نه خودت کاری خواهی کرد و نه اجازه میدهی کسی برای مردم کاری انجام دهد. یکی حب مال دارد و دیگری حب قدرت البته حب قدرت ویرانگر تر است. یک سوال پایانی؛ امام علی علیه السلام هم با هدایا و نذورات و کمک یارانش زندگی می کرد؟ من که اینگونه روشی در زندگی از امام علی سراغ ندارم. با تشکر و سپاس
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به سخنان شهید کاظمی توجه کنید. شاید به خود آیید و به گفته این مرد الهی، با زبان کسانی که انسان را تا قعر جهنم جلو میبرند؛ سخن نگوییم!! https://eitaa.com/khakestary_amar/38459 از سخنان شهید بزگوار حاج قاسم سلیمانی غافل نباشید که فرمود: « والله والله والله از مهمترین شئون عاقبت بخیری رابطه قلبی و دلی و حقیقی ما با این حکیمی {رهبر معظم انقلاب} است که امروز سکّان انقلاب را به دست دارد. در قیامت خواهیم دید مهمترین محور محاسبه این است. موفق باشید
با سلام: نظر حضرتعالی در باب اینمساله چیست؟ آیا شما به شاهد بازی اعتقاد دارید؟ علت اصلی همجنس بازی متشرعین در حوزههای علمیه ایران و اقشار مرتبط با حوزهها، فلسفه ملاصدرایی است. (همان فلسفه افلاطونی و سقراطی). آنها معتقد بودند مردان برای رسیدن به کمال تنها و تنها باید از مسیر عشقبازی با دیگر مردان (پسرها) بخدا برسند و این مسیر با زنان میسر نیست و زنان مثل دیگر حیوانات هستند که برای زاد و ولد و زناشویی آفریده شدهاند! دکترابراهیم فیاض، استادِ فلسفه دانشگاه تهران
باسمه تعالی: سلام علیکم: این حرفها تهمت ها و سخنان مزخرفی است که انسانهای فاسق برای توجیه رذالتهای خودمی بافند. موفق باشید
با عرض سلام و ادب و احترام: در تفسیرحدیث جنود عقل و جهل فرمودید که به قلبمون تلقین کنیم و مثلاً بگوییم ای قلب لااله الا الله. ۱. آیا این تذکر لازم است که به زبان بیاید یا در دلمان هم بگوییم اثر دارد. ۲. هنگام گفتن این تلقین توجه به قلب صنوبری باید بکنیم یا نه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همان ذکر درونی کافی و تأثیرگذار است. ۲. آری! زیرا همین قلب محل احساسات است. موفق باشید
سلام علیکم: من فردی هستم زمانی که یه اتفاق بد برام میفته خیلی خود خوری میکنم و حرص میخورم، اینقدر تو فکرش میرم که حتی ممکنه شب خوابش هم ببینم. یا اصلا از فکر خوابم نبره. حالا سوالم از شما اینه با توجه به اینکه اصل ما جسم نیست و خود ما هستیم اگر من با این وضع بمیرم روحم در فشار و تنگی است؟ چکار کنم که از این مشکل رهایی پیدا کنم و مصداق شخص میوه فروش که بعد از ۱۰۰ سال هنوز میگفت گل بسر داره خیار نباشم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خطوراتی اینچنینی، اصلِ شخصیت انسان را تشکیل نمیدهند. شخصیت اصلی انسان مبتنی بر معارف ناب و اخلاق فاضله است و از این جهت باید سعی در فهم عمیقتر معارف حقّه و تلاش برای رعایت اخلاق فاضله داشت. در این مورد خوب است به شرح «حدیث جنود عقل و جهل» که حضرت امام خمینی شرح کرده اند رجوع شود. موفق باشید
با سلام! وقتی ما در بینش عرفانی وجود را فقط خداوند بدانیم و ما سوی الله را نمود بدانیم، آیا عینیت خالق و مخلوق پیش نمی آید؟ اگر جواب نه است، به چه دلیل؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آنچه در صحنه است خداوند است با انوار اسماء در آینه ممکن الوجودها، به همان معنایی که از حضرت علی «علیه السلام» داریم: «ما رَأيْتُ شَيْئاً إلّا وَ رَأيْتُ اللّهَ قَبْلَهُ وَ مَعَهُ وَ بَعْدَه» با این همه، مخلوق بودن مخلوقات به آن معنا است که موجودات وجودشان و کمالاتشان از خودشان نیست و بدین لحاظ عینیت خالق و مخلوق پیش نمی آید. موفق باشید
سلام استاد عزیزم: من درباره احساس تنهایی و اینکه آدم با وارد شدن به عالم تفکر انگار تنهاتر و غریبتر میشه در این دنیا ... و اینکه اصلا میشود گفت ما دو نوع تنهایی داریم که یکیش مخرب و غیر الهی و یکیش الهی و در جهت رشد کمال است؟ چگونه میشود این دو را تشخیص داد؟ من سوالاتی که درباره تنهایی بود را در سایت خواندم ولی از جواب های شما چیزی سر در نیاوردم. ما از تنهایی و سختی ها و اینکه باید چه کار کنیم میگیم شما از حضور در انقلاب اسلامی. حضور در ماه رجب. محبت و ایثار میگید... من ربطش رو نمیفهمم و واقعا جواب این سوالات برام مهمه. استاد چون مضطرب شدم دیگه و راهی نمیبینم. خواهشاً جوابی که قابل فهم باشه برای من بی سواد بفرمایبد عاقبت بخیر و رستگار باشید استاد جانم التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده تنهاییها، فرصتی است تا انسان با مطالعه آثاری مثل قرآن و روایات و کتب عرفانی مثل مثنوی، شخصیت خود را آباد و آبادتر کند تا نهتنها در بهترین حالت نزد خود حاضر باشد، بلکه شرایط ارتباط حکیمانه با سایرین را نیز در خود پیش آورد. در این مورد خوب است به جواب سوال شماره 34589 رجوع فرمایید. موفق باشید
حضرت امام یک موضوع به نام تفهیم ذکر دارند (در کتاب آداب صلوه) آیا منظور ایشان از ذکر با مفهوم ذکر که آقای علی صفایی دارند یکی است؟ آقای صفایی اعتقاد دارند ذکر یاد آوری آن چیزی است که عقل از آن غفلت کرده.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید قلب انسان متوجه اذکار معنوی باشد و محدودشدن به معنای آن که عقل به عهده دارد، کافی نیست و موجب سیر و سلوک قلبی نمیشود. موفق باشید
علامه حسن زاده آملی یه جمله ای دارند. می فرمایند: انسان بهشت یا جهنم می شود. حال فرض بفرمایید، فردی بهشتی میشود. او نماز خوانده است روزه گرفته است و.. پس بهشت مساوی فرد است. حال چگونه فرد هم بهشت باشد یعنی انسان هم خالق وهم چشنده باشد. آیا به عنوان هویت فردی فقط یه قیافه و صورت مثلا به نام حسن آقا وجود دارد که همه لذت ها را میچشد. یا اینکه ما مثلا ۵ تا حسن آقا داریم که در حقیقت همان نفس است که در ۵ صورت که همه حسن آقا هستند لذت های بهشت را میچشند؟ نمیدانم مطلب را رساندم یا نه؟ بیشتر مشکلم در آن بخش آن لست که یک حسن آقا هست که هم بهشت مخلوق اوست و هم چشیده. یا نفس حسن آقا هست و در عین حال ۵ صورت مثالی که همه حسن آقا هستند، یکی غذا می خورد، یکی آب می نو شد و...
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! انسان در وسعت شخصیتاش از یک طرف با ارادههای توحیدی خود خالق بهشت میشود و در همان حال همان بهشت، او را در بر میگیرد. موفق باشید
سلام علیکم: آنچه هست فقط خداست که هست. همین خدا یک مرتبه ذات است که فقط خود ذات و خود خدا از آن خبر دارد. و دیگر تجلی و ظهور خداست. ابتدا ظهور اسماء و صفات است. یعنی ذات به صفت خاص. که اولین تجلی الله است و این موجوداتی که الان در عالم ماده میبینم تجلیات اسما و صفات خداست. البته مطالب بالا ناقص است. من برای اینکه از کثرت و وجودی غیر از خدا نداشته باشم. فقط خدا را تصور میکنم که یکی مرحله ذات و غیب الغیوبی است و دیگر تجلیات و من موجوداتی را که الان میبینم، ظهورات اسماء و صفات خدا میبینم. آیا درست فهمیدم؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. بعد از مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» خوب است به شرح صوتی کتاب «مصباح الهدایه» از حضرت امام رجوع شود. صوت هر سه موضوع روی سایت هست. موفق باشید
سلام استاد: گویا ماه رجب باعث شده بفهمم فاضلاب وجودم بالا زدهاست و کثافت وجودم هم درون و هم بیرون را فراگرفته است. خاک بر سر من که کتاب میخوانم و مطالعه میکنم و ذکر میگویم و پیش خودم میگویم آری من هم هستم؛ یاد آن ذکر افتادم که میگفت: ای خر آدم نشدی! حالم خیلی خراب است. میدانستم نباید بپرسم حتی این سوال را و اصولا این راه راه نپرسیدن و عمل و جنگ درونی با شیطان وجود خود است که گر نپرسی زودتر کشفت شود. سگ اصحاب کهف روزی چند پی مردم گرفت و مردم شد! من نمیخواهم جزء اصحاب کهف باشم! میخواهم نگهبان این در باشم! آه که به حرف زدن نیست! آه که تبلی السرائر! نمیدانم شاید هیچوقت آدم نشوم البته این طرفش هم یاس و بی عملی است و شیطان! استاد چه خاکی بر سرم است نمیدانم! نمیدانم دوزخیم یا بهشتی! نمیدانم صوفیم یا یک آدم متکبر و پر از عجب! گاهی میگویم همان گناه ما را به! انگار گاهی باید از شیطان بزرگتر به شیطانی کوچکتر پناه برد! نه این هم صورت مساله پاک کردن است! باید با شیطان بزرگتر جنگید! انگار شیطان تمام هدفش این است که مرا از درون خودم بیرون بکشد! که آی تو خیلی میفهمی و آدمی هستی برای خودت در حالی که هیچ خری هم نیستم! میگوید ببین فلانی تو را تحویل نگرفت، آن یکی به تو حسادت میکند، وووو آخرش تو را به کثرت دیگران کشیده و نابودت میکند مثل اقوام قبل! چه خوب فرمودید که او روانکاوی چند هزار ساله است! استاد دعایمان کنید تا ماه رمضان نرسیده از این ابن ملجمی در بیاییم و فرق سر انسانیت را نشکافیم! نمیدانم چه کنم! حالم خیلی بد است. دعایمان کنید. کاش این سوال را نمیپرسیدم! اما چه کنم آدمی احساسی و ضعیف الایمانم. استاد چرا همه چیز اینقدر سخت است! کاش قصه فضاحت و تنهایی ما زودتر تمام میشد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه در جلسۀ اعتکاف عرض شد آری! «آب گل خواهد که در دریا رود / گِل گرفته پای او را میکشد. چیست این از گِلگرفته آب را / جذب ما نقل و شراب ناب را».
به همین جهت این مائیم و نحوهای از خود که مناجات «راغبین» عزیز مقابل ما میگذارد که «ای دل قوی مدار که رندان رند را / در سنگلاخِ بادیه پِیها بریدهاند. نومید هم مباش که رندانِ جرعهنوش / با یک کرشمه به منزل رسیدهاند». انسان در «مناجات راغبینِ» عزیز از هر دری که به خود نگاه کند خواهد گفت: «إلهی إن کان قل زادی فی المسیر إلیک، فلقد حسن ظنی بالتوکل علیک» و این یعنی در عین آنکه به خود مینگریم و دست خود را خالی مییابیم، «نومید هم مباش که رندانِ جرعهنوش / با یک کرشمه به منزل رسیدهاند». و در همین رابطه احساس شد در ماه مبارک رجب ما مخاطب مناجات الراغبین میتوانیم باشیم تا آرام آرام به جایی برسیم که در آخر آن مناجات عزیز، جز خدا در میان نباشد و عرضه میدارید: «فار من سخطک إلى رضاک، هارب منک إلیک، راج أحسن ما لدیک». و این یعنی از خدا به خدا پناهبردن و این یعنی «من هرچه خواندهام همه از یاد بردهام / الا حدیث دوست که تکرار میکنم». در این رابطه خوب است باز به دو جلسهای که در رابطه با «مناجات الراغبین» عرایضی پیش آمد، رجوع شود. موفق باشید https://eitaa.com/matalebevijeh/18482 و https://eitaa.com/matalebevijeh/18500
سلام استاد: رحمان همان رحمتی است که وسعت کل شی ء، پس دنیا و آخرت ندارد و حتی جهنمیان هم مشمول رحمانیت خدا هستند، همه اسماء هم بعد از الله ذیل رحمانیت خدا ظهور میکنند. آیا این برداشت درست است؟ اگر درست است چطور علامه در المیزان ذیل سوره حمد در بحث روایتی فرموده اند اینکه روایت فرموده رحمان اسم خاص است به صفت عام یعنی هرچند شامل مومن و کافر میشود ولی رحمتش خاص دنیاست، خب این مطلب چطور با شمول رحمانیت خدا قابل جمع است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! خداوند ابتدا با رحمت واسعه خود به میدان میآید و رحمت او همه را در بر میگیرد ولی در مورد انسان و با توجه به اختیاری که دارد اگر نسبت به آن رحمت، گشوده نباشد و آن را که انبیاء با شریعت الهی به میان میآورند؛ انکار کند عملاً از رحمت الهی محروم میگردد. موفق باشید
با سلام و عرض ارادت خدمت استاد بزرگوار: در دوران رویارویی جبهه حق و جبهه شر در دوران کنونی رجوع به قرآن کریم در مورد مواجهه مؤمنین با کافرین از آیه ۱۳۹ تا ۱۴۱ سوره آل عمران برای بنده خیلی معرفت بخش و دلگرم کننده است که خالی از لطف نیست که با جنابعالی و کاربران در میان بگذارم. در این آیات مبارک خداوند به جبهه حق یادآور چند نکته مهم می شود: یکی اینکه «نه سستی کنید و نه اندوهگین باشید، چون شما اگر با ایمان باشید برترین ملل دنیا هستید»، نکته دیگر اینکه «اگر به شما آسیبی رسید به دشمنان شما نیز آسیبی مانند آن رسید» و در آخر اینکه «این روزگار را به اختلاف احوال میان مردم می گردانیم تا مقام اهل ایمان به امتحان معلوم شود ... تا آنکه اهل ایمان را از هر عیب و نقص پاک و کامل کند و کافران را محو و نابود گرداند» که طبق تفسیر المیزان خداوند برای محو کافران از عبارت «یمحق الکافرین» که به معنای نابود کردن و محو شدن تدریجی ست استفاده می کند. آیا می توانیم این آیات را منطبق با وضع کنونی مواجهه حق با باطل بدانیم؟ چون اگر این آیات منطبق با وضع کنونی باشند چیزی که از این آیات شریفه میتوان برداشت کرد این است که اولاً این تاریخ یک نوع امتحان است برای اهل ایمان که آیا در عزم خود در مواجهه با استکبار سست و اندوهگین میشوند یا به تعبیر علامه صبر و تقوا پیشه می کنند که ملاک پیروزی ست و یکی اینکه در این تاریخ قرار نیست که فقط ما ضربه وارد کنیم و هیچ ضربه ی دریافت نکنیم و نابودی جبهه استکبار به دفعتا صورت نمی گیرد بلکه در این مواجهه جبهه باطل به تدریج و کم کم رو به نابودی می رود و محو میشود. و نکته دیگر اینکه در مواجهه امروز که به مثابه امتحان الهی و معلوم شدن مقام اهل ایمان در تاریخ پیش روست هر شخصی میتواند از طریق میزان احساس سستی و اندوهی که در خود می بیند و یا از طریق میزان صبر و تقوا و ایستادگی که در خود می یابد به خطر مردود شدن و یا نوید قبول شدن خویش در این امتحان الهی تا حدی پی ببرد. خواستم نظر استاد را در این موارد جویا شده باشم. التماس دعا استاد گرامی
باسمه تعالی: سلام علیکم: تاریخی در حال آغاز است که خاصیت چنین آغازی، عبور از سیطره استکبار میباشد و همانطور که رهبر معظم انقلاب یعنی زبان گویای این تاریخ فرمودهاند این عبور، آسان نیست و امتحان هایی در بوتههای آزمایش ما را فرا می گیرد تا از تعلقات وَهمیِ جهان مدرن آزاد شویم. مهم نظر به حضور در تاریخی است که در پیش است. عرایضی تحت عنوان «قرآن و جایگاه شهادت سید حسن نصرالله» https://eitaa.com/matalebevijeh/17679 شده است. امید است در راستای نکاتی که فرمودهاید، راهگشا باشد. موفق باشید
بسمه و رحمته و رضوانه سلام علیک و ریحانه
قَالَ الصادق «علیهالسلام»: «اَلشِّيعَةُ ثلاثةٌ مُحِبٌّ وادٌّ فَهُوَ مِنَّا وَ مُتَزَيِّنٌ بِنا وَ نحنُ زَيْنٌ لِمَنْ تَزَيَّنَ بِنَا وَ مُسْتَأْكِلٌ بِنا اَلنّاسَ و مَنِ اسْتَأْكَلَ بِنا اِفْتقرَ.» شيعه سه نوع است: دوستدارِ مهر ورز [متعهد] که او از ما اهلبیت است، و شيعه اى كه خود را به ما مى آرايد و ما مايه آراستگى كسى هستيم كه خود را به ما بيارايد، و شيعه اى كه ما را وسيله ارتزاق خود قرار مى دهد و چنین کسی فقير مى شود. تاریخی شروع شده است که اگر در آن حاضر نشویم و در مسیر تقدیری که نظام الهی برای امروز انسان پیش آورده حضور پیدا نکنیم، اگر روزها در روزه به سر ببریم یا شب ها تا به صبح در رکوع و سجده غرق در مناجات با خدا باشیم! عملا از گردونه ی تقدیر فردای قدسی انسان بیرون خواهیم بود؛ آنچنان که مقدس ترین انسان ها، در تاریخ کربلا نتوانستند در صحنه ی قدسی فردایی که با حسین «علیه السلام » رقم خورد حاضر شوند. فلذا این مائیم و ندای «کونوا أَحراراً فی دُنیاکم» و این خطاب به نحوه ی حضور فردایی بشر است که گسترهی ندای تعالی «شیعه» را فریاد می زند تا هر آنکس که طالب حقیقی ترین نحوه ی حضور فردایی خویش است، حاضر شود. مهم آن است که مائیم و این حضور که همان قله ی حضور در نهایی ترین صورت انسانیت است که پیش روی انسان هاست؛ و اگر نتوانیم با این صورت الهی که به سوی انسان رخ نموده است، زبان سخن از حقیقت بگشاییم و آغوش امن و حقیقت و مأوای انسان خسته ی عالم گسسته از معنا را به او بدهیم هیچ کاری نکردهایم. انسان امروز بیدار شده است تا در آغوش تاریخی که انتظارش را می کشید آرام بگیرد. ایران، لبنان، فلسطین، عراق، سوریه، اروپا، آمریکا و... مرز امروز تاریخ، جغرافیا نیست! حقیقتی است که به میان آمده است و به سرعت خود را به میان آدمیان کشانده است و زبانی است که به ظهور آمده است و انسان ها را به هم زبانی با یکدیگر و هم آغوشی و همدلی رسانده است. مبارک باشد. این همان وعده ی حقیقت است که به میان آدمیان آمده است تا بار دیگر آدمی خود را از دیار غربت و سرد هبوط از زمین بکند و آسمانی شود و من و مائی را خرق کند و یگانگی را به میان آورد. می شود ساحت هایی از این گشودگی تاریخ را به مطالعه نشست و گفتگو کرد تا فارغ از تعصب ها و نگاه های قومی و قبیله ای و نظر به شیعه و سنی با نگاهی عمیق تر، زبان از چگونگی حضور در این تاریخ زد تا آدمیان را برای ورود به این تاریخ مقدس ترغیب کرد، تاریخی که اگر وارد آن شویم، گناه دیروز و فردایمان را میبخشند و یکسره در ساحتی زندگی خواهیم کرد که زمان بر آن سیطره نخواهد داشت بلکه این حضور ماست که زمان را معنا می بخشد، درست مثل «کربلا» و آنانی که با حسین «علیه السلام » تصمیم به آن انتخاب در آن تاریخ گرفتند. ما درست در حساس ترین نقطه ی تاریخ قرار گرفتیم! نقطه ی عبور از دیروز تاریخِ تاریکِ دل زدهی انسان غرق در عالم محسوسات و توهمات و ورود در نقطه ای از زندگی که انسان ها در یگانگی نه در زمین بلکه بَر زمین حکومت می کنند. این همان وعده ی وراثت حکومت صالحان است که انسان را نه در زمین بلکه بر زمین حکومت می دهد و امروز این مائیم و انتخابی سخت در دو راهی تاریخ سرنوشت سازی که فردای مان به آن تعلق دارد. طوبی للغرباء. قصه ی پر غُصه ی امروز غزه و لبنان، قصهی حضور است و راز غیبت را جز با حضور نمی توان فاش کرد و راز این معما را جز با حضور در این قصه نتوان فهیمد. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! با توجه به آخرین جملهتان: «راز غیبت را جز با حضور نمیتوان فاش کرد» تا معلوم شود چگونه در این مرحله از تاریخ چه اندازه انسان، در انسانیت باید قد بِکشد تا به بلندای قامت انسان کامل نزدیک شود و انسانیت آن حضرت، جهانی گردد در درون انسانها. امری که حقیقتاً میتوان در این گشایش تاریخی احساس کرد که چه اندازه انسانها به انسان کامل نزدیک شدهاند و چه اندازه نسبت به همدیگر در آینۀ حضور انسان کامل احساس یگانگی میکنند. معلوم نیست این شهید یحیی سنوار است در آن صحنه در حال درخشیدن است، در نهایت درخشش آخرالزمانیِ انسان؟ و یا این ما هستیم که هیچ نوع دوگانگی بین او و خود یعنی فرزندان انقلاب احساس نمیکنیم. اساساً معلوم نیست رفتنِ سنوار بیشتر، «بودن» است برای نقشآفرینی به محاقبردنِ جهان استکبار و یا بودنِ او. سالها به این جمله حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» در آخرین سخنانشان در وصیتنامه سیاسی الهی فکر میکردم که میفرمایند:
«من بار دیگر از مسئولین بالای نظام جمهوری اسلامی می خواهم که از هیچ کس و از هیچ چیز جز خدای بزرگ نترسند و کمرها را ببندند و دست از مبارزه و جهاد علیه فساد و فحشای سرمایه داری غرب و پوچی و تجاوز کمونیزم نکشند که ما هنوز در قدمهای اول مبارزۀ جهانی خود علیه غرب و شرقیم. مگر بیش از این است که ما ظاهراً از جهانخواران شکست میخوریم و نابود می شویم؟ مگر بیش از این است که ما را در دنیا به خشونت و تحجر معرفی می کنند؟ مگر بیش از این است که با نفوذ ایادی قاتل و منحرف خود در محافل و منازل، عزت اسلام و مسلمین را پایکوب می کنند؟ مگر بیش از این است که فرزندان عزیز اسلام ناب محمدی در سراسر جهان بر چوبه های دار می روند؟ مگر بیش از این است که زنان و فرزندان خردسال حزب الله در جهان به اسارت گرفته می شوند؟ بگذار دنیای پست مادیت با ما چنین کند ولی ما به وظیفۀ اسلامی خود عمل کنیم.»
راستی! حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» برای حضور در جهانی که به خوبی مدّ نظر داشتند، تا چه اندازه جدّی بودند و برای هزینهدادن خود را و فرزندان انقلاب را آماده نمودند. آیا این همان «فتح تاریخی» نیست که رهبر معظم انقلاب در روز گذشته به عمیقترین شکل برای فهم دو آیندهای که در پیش است، با ما در میان گذاشتند؟ آنجا که فرمودند: «اگر امثال شهید سنوار پیدا نمیشدند که تا لحظه آخر بجنگند یا اگر بزرگانی همچون شهید سیدحسن نصرالله نبودند که جهاد و عقل و شجاعت و فداکاری را با هم درآمیزند و به میدان بیاورند، سرنوشت منطقه به گونهای دیگر رقم میخورد». ۱۴۰۳/۰۸/۰۲
و این یعنی مائیم و دو تاریخ. تاریخی که با درآمیزیِ جهاد و شهادت و عقل و شجاعت و فداکاری از طریق شهید سید حسن نصرالله و شهید سنوار به میان خواهد آمد و رهبر معظم انقلاب متذکر آن میباشند؛ و تاریخی که عدهای از سر ترس، بیانیه میدهند که عملاً در آن بیانیه به بهانه جلوگیری از استمرار تجاوز رژیم صهیونیستی و رفع درد و رنج بیشتر برای مردم لبنان و فلسطین شوند؛ اسرائیل به رسمیت شناخته میشود و راهحل برون رفت از این بحران موجود را بازگشت این رژیم به مرزهای قانونی پیش از تهاجم ۱۹۶۷ و تشکیل دولت مستقل فلسطین را میدانند. امری که کاملاً مقابل نظر جبهه مقاومت فلسطین و نظر رهبر معظم انقلاب است که موضوع از «بحر تا نهر» را جایگاه ملت فلسطین میدانند. موفق باشید
بسم الله سلام: میشه یه مرور و اشاره دیگری و باب دیگری به نیهیلیسم و ایمان باز کرد که باز بتوان به خویش نگریست و به عهده گرفت و از پای ننشست. مباحث نیست انگاری که مطرح شده رو دنبال کردم. حتی مباحث ایمان ائمه و عرفا را نیز و مباحث دیگر خودتان و دیگر بزرگان. شاید هنوز درک درستی و یا حتی هیچ درکی از آن ندارم. اما این به هیچ رسیدنها. این بیثمر بودنها. این گذران عمر بی هیچ درکی از راه و راهها، همین که الان جمعه است. آری جمعه. دوباره شنبه تا پنجشنبه را با وجود نخوابیدنها و صبح تا شب دویدن و فکر و کار علمی و کار مهندسی کردن، همه را هیچ دانستن و بیثمر و پراکنده دانستن (و نه دانستن که نگاه که میکنم واقعا هیچ کاری نکردهام) و حال که جمعه است، یک گوشه افتادن و فشار بر جان را تحمل کردن. اینگونه بودن را چه بنامیم. من حتی ابا دارم که نامش را نیهیلیسم بگذارم و خود را از سر خود باز کنم. دنبال معنی و مفهوم نیستم، ولی بر این احوالات که داریم، این حالات که در وجود خویش مشاهده میکنیم، چه نامی بگذاریم؟ شاید به قول شما باید اندیشه را به افق جدیدی که گشوده شده است و تاریخ جدیدی که حضرت روح الله آغاز کرد و انقلاب اسلامی نام گرفت، سوق داد و متذکر کرد تا بتوان عبور کرد. شید این سوال بیوجه است که بگویم چگونه؟ اما چه کنیم شاید همینها انتظار است، تحمل اینها که قابل تحمل نیست معنای صبر و منتظر بودن است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه می فرمایید که ماییم و آنچه در این آخرین دوران، بشر آخرالزمانی با آن روبروست و نادیدهگرفتن آن به هر بهانهای که باشد نوعی خودفریبی و دروغگفتن به خود است. هنر بزرگ ما در این زمانه روبروشدن با همین حضور است. در این صورت است که آری! «اسلام» با هویتِ نظر به آخرالزمانی آن. و آری! حضرت محمد «صلیاللهعلیهوآله» و نماد انسانِ آخرالزمانی در آن حضرت و نسبت ما با او. و آری! ابن عربی و صدرا و حضرت روح الله و شهدا و ما ادراک ما الشهداء. https://eitaa.com/salambarebraHem/99858 موفق باشید
سلام محضر شما: ببخشید منظورتان از جواب سوال ۳۸۳۹۰ و سوالات قبل از آن در همین راستا، اینست که ابن عربی و مولوی هم همان طریق منصور حلاج را داشته اند و به همانجا منجر میشوند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر منظور حلاج را با نگاه عرفانی بنگریم، آری! ولی این غیر از سخنانی است که حول شخصیت او گفته میشود که معلوم نیست درست باشد و از سخن جناب جنید نسبت به حلاج نمیتوان غفلت کرد که مشهور است متذکر حلاج شده بوده است که در آن زمان و در آن شرایط وقت آن حرفها نیست. گویا در کنارِ داریِ که حلاج را بدان آویخته بودند میگوید نگفتم حال وقت چنین سخنانی نیست. موفق باشید
با سلام: سوال اینجانب نیز در راستای موضوع پرسشگر گرامیِ پرسش 38372 میباشد. واقعیت این است که اگر در اشعار از منصور حلاج یاد میشود صرفا نه به جهت آرایه ادبی تلمیح که کنایهای است به فاش گویی و تهور و بیباکی در اعلام مکنونات قلبی. چنانچه می و ساغر و باده و ... نیز اگر به معنای ظاهر استفاده شود میبایست کل دیوان حضرت حافظ را به خم انداخت تا شراب گردد! گمان میشود حضرتعالی آنقدر در دفاع از حلاج یا بهتر است بگوییم وحدت شخصی وجود غیرت به خرج میدهید که برخلاف توصیه خودتان درباره نظر به باطن، در دام ظواهر حلاج گرفتار آمدهاید. با این همه بفرمایید آیا اعتباری برای احادیثی که در رد حلاج موجود است قائل هستید؟ یا همهٔ آنها را به تقیه توصیف میکنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید آنقدر بحث در این مورد گسترده و بعضاً مغشوش است؛ که واقعاً بهتر آن است که عمر خود را در جای دیگر و در امور دیگر صرف کنیم. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: چه کنیم که خود را در آستانه ی پیروزی ببینیم ولی خود را در حال حاضر پیروز نبینیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ما در افق حضوری نسبت به جهان آینده هستیم که اولاً: انسانیت به شکوفایی خود نایل میگردد و انسانها نسبت به انسانیت یکدیگر ارزش قائلند و ثانیاً: جهان آینده مسلّماً جهانی نیست که استکبار این چنین بتواند خود را در واژهها و رسانههایش پنهان کند. موفق باشید
با سلام خدمت استاد گرامی: حکمت اینکه در قرآن در چندین آیه بیان فرمودند که پیامبرانی از جنس بشر قرار دادند رو لطفا از منظر خودتان توضیح بفرماید. اجرتان با آقا امام زمان (عج)
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جلسه اخیر شرح سوره «تغابن» شد در رابطه با آیه «فَقالُوا أَ بَشَرٌ يَهْدُونَنا فَكَفَرُوا وَ تَوَلَّوْا». البته ان شاءالله ادامه مییابد. امید است که بتوانید جواب خود را دریافت کنید. موفق باشید
سلام استاد بزرگوارم: ارتباط با خدای تاریخی ارتباط با خدای تشبیهی است نه تنزیهی در حالی که توحید هم تشبیه هم تنزیه است یا حرکت بین تشبیه و تنزیه است. اگر این مطلب درست باشه، پس ما باید علاوه بر ارتباط با خدای تشبیهی که اسم تاریخ ماست، باید با خدای فراتاریخی هم مرتبط باشیم، درسته؟ اگر درسته چطور با خدایی که در تاریخ هم طلوع نکرده مرتبط باشیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در حضور خداوند است در تاریخی که در آن بهسر میبریم تا ذیل اراده او در این تاریخ حاضر شویم. حال ماییم و انوار الهی. ما را در آن رؤیت چه به مباحث مفهومیِ تنزیه و تشبیه؟!! «تا به دریا سیر اسب و زین بُود / بعد از آنش مرکب چوبین بود». موفق باشید
سلام استاد: شرمنده مزاحم شدم. در مورد سفر اربعین امسال با توجه به وضع گرمای شدید که در عراق هست، در مورد سفر افراد بیمار و سنین بالا نظر شما چیست؟ از یک طرف در رفتن به این سفر احتمال خطر جسمی هست و از یک طرف در نرفتن به این سفر یک شکنجه و یک عذاب هست، حس جاماندگی انگار تمام وجود را می سوزاند، حتی سوزان تر از گرمای شدید و امکانات کم آن زمان، ولی نمی دانیم چه باید کرد؟ ممنون می شویم اگر راهنمایی کنید و نظرتان را بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر در این موارد جسم، به زحمت بیفتد و طاقت آن کم شود؛ نفسِ انسان بهره لازم را نمیبرد. موفق باشید
بسمه تعالی؛ سلام علیکم: نظرتان راجع به کتاب من و مولانا: شرح زندگانی شمس تبریزی چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب مذکور را نخواندهام. همین اندازه باید متوجه باشیم کسانی باید وارد این امور شوند که اولاً: روح عرفانی جناب مولانا را بشناسند و ثانیاً: متوجه شرایط تاریخی او باشند. موفق باشید
سلام وقت بخیر: استاد شما کوچینگ عرفان برگزار نمی کنید؟ اساتید را می شناسید که کوچ عرفان برگزار کنند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصلاً نمیدانم کوچینگ عرفان چی هست؟!!!! موفق باشید
«رهبر عظیم و حکیم انقلاب اسلامی: دولتهای غربی در حوادث امسال، ذات شریر تمدّن غربی را علناً به دنیا نشان دادند. ماها میگفتیم، منتقدین تمدّن غربی بارها تکرار میکردند، میگفتند که این تمدّن بر پایهی شرارت بنا شده، بر پایهی جدایی و عناد با معنویّت و فضایل معنوی و ارزشهای معنوی بنا شده است؛ از آن انتظار خیر نمیشود داشت؛ این را همه میگفتند، امّا در حوادث این شش ماهِ گذشته در مسئلهی غزّه و فلسطین، خود دولتهای غربی این ذات شریر را در مقابل چشم همهی دنیا قرار دادند؛ نشان دادند که این تمدّن چه تمدّنی است؛»
سلام حاج آقا. انصافاً وقتی چنین کلماتی را از شخصیت و زبان پاک و مطهر رهبر معظم انقلاب مشاهده می کنم چقدر لذت می برم و خدا را شکر می کنم. چقدر عالمانه اشاره به «ذات» تمدن غربی داشتند. ذاتی که اکنون بیش از همیشه لخت و عریان در مقابل دید همگان جلوه گری می کند. ذاتی به تمام معنا وحشی و درّنده که حاصل انقطاع از عالم قدس و قیامت است. و البته احتمالاً در آینده بیش از اینها جلوه گری خواهد کرد. استاد، بنده قبول ندارم که این تمدن از طریق سازمان ملل و امثال آن «صلح» به ارمغان آورده. بلکه اتفاقاً آن چه مشاهده می شود سیطره «ترس» است. دولت های مدرن از ترس یکدیگر و اسلحههای مخوفی که دارند فعلا به همدیگر کاری ندارند. مثل امنیت ظاهری گله گرگ ها در کنار یکدیگر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همینطور است و خدا را شکر که شرایطی پیش آمد تا یک بار دیگر معلوم شود جهانی که به دیانت و شرافت قدسی انسان پشت کند نهتنها در جنگهای جهانی اول و دوم نشان دادند تا چه اندازه نسبت به خود، خونریز و شریرند؛ در این زمانه نیز معلوم شد چه اندازه خودخواه و نژادپرست میباشند. باز باید به جمله رهبر معظم انقلاب با دقت نظر کرد که آن حکایت بصیرت تاریخی همه ما میباشد. موفق باشید
«یا رَجَاءَ الْمُذْنِبِينَ» سلام استاد. از کجا بفهمیم رانده درگاه حضرت رب العالمین هستیم یا نه؟ یعنی ملاک و معیار اصلی در این رابطه چیست؟ (بنده سال هاست که در جوانی دچار مشکلات نادر و خاصی هستم که حقیقتاً حیران و سرگردان و مضطر و مضطربم. درست یا غلط حس می کنم همه ی درها به رویم بسته شده. نمی دانم خدا از سر کچل من چه می خواهد. می دانم که مقصر و گنه کارم. ولی نمی دانم چرا خدا اینقدر بر من سخت گرفت. می ترسم کارم تمام شده باشد😔) إِلَهِي ارْضَ عَنِّي فَإِنْ لَمْ تَرْضَ عَنِّي فَاعْفُ عَنِّي فَقَدْ يَعْفُو السَّيِّدُ عَنْ عَبْدِهِ وَ هُوَ عَنْهُ غَيْرُ رَاضٍ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مطمئناً حضرت معبودِ محبوب، جز خیر ما را نمیخواهد حتی در بلاها و سختیها. در همین رابطه جناب مولوی متذکر میشوند: «در بلا هم میچشم لذات او ** مات اویم مات اویم مات او». موفق باشید
با عرض سلام و ارادت خدمت استاد گرانقدر: آیا روح در مورد علوم مرتبط با خودش از قبل از ورود به تن اطلاع دارد؟ اگر دارد چطور تا مطلبی را راجع به منِ خود میخوانیم شگفت زده می شویم؟ گویی مطلبی جدید است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: روح و یا نفس ناطقه انسان به جهت مجردبودنش در بعضی موارد متوجه آیندهای که هنوز در ظرف زمان پیش نیامده است، میشود. موفق باشید
