بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
38360

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

از برخی از اطرافیان نزدیکتان مکرر شنیدم که در خارج از دنیا انتخاب وجود ندارد، چه قبل دنیا چه بعد، بر این مبنا آنچه از احادیث مستفادست که دنیای ما تفصیل همان انتخاب های عامل ذر است، اگر عالم ذر خارج از این دنیا رخ داده و در آن انتخاب نبوده (به تعبیر آنان بروز و ظهور ذات ما بوده)، پس دنیا نیز به شرح احادیث تفصیل همان عامل ذرست و در دنیا نیز انتخاب معنا ندارد و جبرست. این قاعده از کدام یک از آیات و روایات آمده: «انتخاب فقط در دنیا ست نه خارج از آن»؟ آیا با یک قاعده ی عقلی که صحت و سقم آن یقینی نیست می توان یقینیات را تفسیر کرد و به تاویل برد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به ما فرموده‌اند: «الیوم یوم العمل و غداً یوم الحساب» آری! ما در این دنیا قدرت انتخاب داریم و نه در دنیای بعد از مرگ. ولی این بدان معنا نیست که قبل از این دنیا، روحِ ما قدرت انتخاب نداشته باشد. که بحث آن مفصل است و باید به مباحث «پیشاخلقتیِ انسان» رجوع شود. موفق باشید

38148

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی. سلام و درود خدا نمی‌دانم چگونه بنویسم؛ ممکن است سوالم خیلی حساس و یا سخیف باشد. چند وقتیست که از حد آنچه که می‌دانستم اشتباه است فاصله گرفتم و خود را مشغول به جنود عقل و جهل و اذکار کرده ام و میلی به زیاده خواهی غذا ندارم، مشغولیتی ندارم. شب ها مسبحات نیز خوانده می‌شود. ورزش نیز مستمر دارم. خلاصه به گمانم ظواهر را از هر جهت رعایت کرده ام. اما گمان می‌کنم آن موقع که گناهی سر می‌زد با آتشی رو برو می‌شدم که مرا چنان از جا می‌کند و متحیر می‌کرد و نیروی راسخی برای حرکت میافتم. از طرفی گناه در حد اعلا، از طرفی توبه و تضرع و تلاش دردمندانه برای رسیدن به انتهای این تونل وحشت؛ که چه برکاتی داشت. اما حال که به ظاهر عبادات مشغولم، سکون یافتم و از حرکت باز ایستادم و دچار خمودگی و مردگی شدم. مردگی ای نه از آن‌جهت که قوه واهمه دارد ضعیف می‌شود و من خود را آن واهمه بیابم و در عذاب باشم که ظاهرا دارم از دست می‌روم و بخواهم باز گردم به همه آن کاری که توهمم را زنده کند، نه، این نه. بلکه غیر از این میابم که به خواب رفته ام و حرارتی برای تحرک ندارم. عجب نعمتی شد این گناه! عجب فرصتی شد این عصیان! عجب رفیقسیت این شیطان! استاد امیدوارم توانسته باشم مقصود را برسانم؛ در خواست دارم در صورت اشتباه بودن، آن را با صرف نه گفتن انکار نکنید که بنده بخواهم تعبدا بپذیرم راز گناه و شیطان چیست؟ چه جایی باید در زندگی مان برایش متصور باشیم؟ به سمت گناه همچون طاعت بشتابم تا باز با تنفر روبرو شوم؟ بلکه عائدی حاصل آید.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به عرایضی که در جلسات سوم و چهارم مربوط به سوره تغابن پیش آمد، توجه فرمایید. https://eitaa.com/matalebevijeh/17260 و https://eitaa.com/matalebevijeh/17341 . موفق باشید

38123
متن پرسش

با سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: در گفتارهای اخیرتان راجع به معنای درک حضوری واقعه عاشورا نکته ی را متذکر شدید که وقتی متوکل عباسی در آن زمان آرامگاه امام حسین (ع) را ویران ساخت از حقیقتی هراس داشت که پشت واقعه کربلا نهفته است و این ترس و هراس در زمان ما هم در دل زمامداران جهان غرب هم به وضوح حس می‌شود. چنانچه در جریان اخبار باشید در آلمان اخیراً اتفاقی در مورد مساجد شیعه وابسته به حکومت ایران افتاد که شاید بی سابقه است و آن بستن این مساجد از طرف پلیس آلمان بود. این در حالی اتفاق می افتد که در این مساجد کوچکترین اظهار نظری راجع به مسائل سیاسی روز مثل کودک کشی و ظلم در غزه و یا پیوند زدن قیام امام حسین و واقعه عاشورا با وقایع روز صورت نمی گیرد و به خاطر بهانه ندادن به دست دولت آلمان، بر منابر این مساجد از هر گونه موضع گیری یا مطرح کردن مسائل سیاسی امتناع می شود چه رسد به محکوم کردن و یا اعلام برائت از ظالمان زمانه و شعار علیه استکبار. ولی با وجود این آفیت طلبی ها یا شاید بهتر بگوییم مصلحت اندیشی ها این مساجد به زور پلیس بسته و فعالیت آنها ممنوع اعلام می‌شود؛ مساجدی که در آنها غیر از نماز و دعا که در مساجد دیگر هم برگزار می‌شود مضاف بر آن فقط برگزارشدن عزاداری برای امام حسین و اهل بیت پرشور برگزار می‌شود و کمی تاریخ اسلام بر سر منابر تبیین می‌شود و غیر از اینها هیچگونه فعالیت سیاسی انجام نمی‌شود. استاد گرامی این ترس غرب از شیعه تحریف نشده از چیست؟ آیا این ترس و هراس غرب از مساجد شیعه از نوع همان ترس متوکل عباسی نیست؟ آیا این جریان بسته شدن مساجد حاکی از این نیست که ترس و وحشت اصلی غرب از شناخت راه و مکتب امام حسین است و حقیقتی که باخبر شدن آزادگان جهان از آن پایه های استکبار را می‌لرزاند و درهم می‌کوباند؟ به نظر این حقیر این جریان می تواند عبرتی هم باشد برای برخی از روشنفکران سکولار ساده لوح ما که فکر می‌کنند اگر سیاست از دین جدا شد، غرب با دینداری مردم کاری ندارد و می‌توان درست دینداری کرد در حالی که ما شاهد آن هستیم که مشکل اصلی جهان غرب با شناخت درست مکتب امام حسین، شناخت درست سیره اولیاء الهی و کلا شناخت اسلام تحریف نشده است که از شواهد مهم دیگر آن سانسور و حذف خبری پیاده‌روی اربعین در سرتاسر رسانه های غربی ست! و این در حالیست که از مناسک بی اهمیت مذاهب دیگر مثل هندوئیسم و یا بودیسم که برای استکبار جهانی بی خطر است همیشه در رسانه های اصلی اخبار یا گزارش تهیه و پخش می‌شود!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً نظر به حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» به هر بهانه‌ای و در هر مجلسی اگر درست نظر شود، جانِ همه انسان‌ها آن حضور را که حضور حق در مقابل باطل است، می‌شناسد زیرا به یک معنا حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» نماد اصیل‌ترین وجدان و فطرت انسانی می‌باشند و در همین رابطه باید مطمئن باشید از آن‌جایی که ذات انسان نسبتی با وجود دارد، در واقع می توان گفت ذات انسان‌های اندیشمند که متوجه نسبت خود با «وجود» هستند، محل اراده الهی است، یعنی انسان‌های اندیشمندی که به حکم تجلیات الهی نظر به آینده دارند، به همان معنای انتظار به آینده‌ای که منشأ تحولات در افق تفکر است. و از این جهت آن تحولات به آرامی آغاز می‌شود زیرا مربوط به ذات انسان است و آمادگی‌هایی که باید در او به‌وجود آید که از یک جهت رفتن به سوی سرآغاز و ریشه‌ها است. در این فرآیند، مهم‌ترین حضور پیش می‌آید، حضوری که در آن، سرآغاز موجود است در عین مستوربودن، و انسان می‌تواند متذکر آن باشد و البته در چنین حضوری هر انسانی در این مسیر قرار گیرد متوجه حقیقت خود می‌شود، به همان صورتی که حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» با تذکر به «أسير بسيرة جدّي و أبي» بدان ورود کردند. به‌طوری که مردم متوجه شدند تاریخی که با اسلام از طریق پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» آغاز شد با حجابی که جریان اموی ایجاد کرد، هنوز آن اسلام چه اندازه به آن‌ها نزدیک است و آن‌ها چه اندازه از آن اسلام دور افتاده بودند و این مربوط به حقیقتی است که در هر تاریخ توحیدی پیش می‌آید و امام حسین «علیه‌السلام» کاری کردند که مردم نزدیکی خود به اسلام را در جان خود تجربه کردند که همان تجربه قرب و نزدیکی به خداوند است. و بخواهیم و نخواهیم تاریخی این‌چنین شروع شده است. موفق باشید

38053

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد بزرگوار: با توجه به تیمی که آقای ظریف برای تعیین وزراء در نظر گرفته اند، نگرانی جدی وجود دارد‌. سوال اینست که مجلس چقدر دستش باز است که وزرای پیشنهادی را رد کند؟ آیا مجلس می‌تواند همه را رد صلاحیت کند یا چند بار ایراد بگیرد؟ افرادی که برای شورای راهبردی معین شده اند تمامشان مسائلی دارند من جمله در فتنه ۸۸ یا براندازی بعضا شرکت داشته اند. نگرانم انقلاب متوقف شود. شاید الآن شرایط از زمان خاتمی یا روحانی هم سخت تر باشد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته مجلس موظف است صلاحیت وزرایی را تعیین کند که شأن آن‌ها مناسب مسئولیتی باشدکه در راستای اهداف انقلاب اسلامی قابل تحقق است. حال چه اندازه ممکن است، ما برایشان دعا می‌کنیم. موفق باشید

37980

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب و تسلیت ایام: بزرگی می فرمودن که افرادی که مشکل حجاب دارن باید فکرشون را عوض کرد از چه طریقی راهکار بدید. لطفا برای مراسم تاسوعا عاشورای پیش رو اگر بخوایم به افرادی که حجاب مناسبی ندارند با شیوه ای مثلاً اهدای بسته شکلات به نوعی تذکر بدیم لطفاً یک جمله یا متن کوتاه و تأثیرگذار پیشنهاد بفرمایید، و در کل این کار خوب و مناسبی هست؟ سوال دوم: یکی از فامیل در دارالقرآن کار می‌کنند، سوال ایشون خانم هایی که پوشش مناسبی ندارند و به دارالقرآن میان به واسطه کلاس فرزندان شون یا .... رو چطور باید باهاشون برخورد کنیم؟ که هم تأثیرگذار باشه هم باعث زدگی و ... نشه تشکر و ممنون یا علی مدد التماس دعای فرج 🤲

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کار فرهنگی عمیقی نیاز است. عرایضی تحت عنوان «تقابل آزادی و حجاب چرا؟» شده است که می‌تواند به عنوان یک کار فرهنگی، راهگشا باشد https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84&tab=sounds اهدای بسته شکلات، احتمالاً جواب ندهد. باید سعی کنیم با احترام به آن‌ها، آن‌ها را از خود نرانیم تا چنانچه فرصتی پیش آمد، با یک نگاه فرهنگی تذکراتی به آن‌ها داده شود. ۲. با احترام به آن‌ها، خودشان می‌فهمند باید انتخاب دیگری داشته باشند. موفق باشید

37829

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: اساسا جوان ها چگونه باید نیاز جنسی خود را در صورت عدم ازدواج رفع کنند؟ چرا در جمهوری اسلامی بصورت قانونی مراکزی برای صیغه شرعی و قانونی ایجاد نمیشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد مسئلهٔ مهم و حساسی است و راه حل‌های معقول‌تری قابل تصور است. باید مردم ما به خودآگاهیِ تاریخی خود نایل شوند. موفق باشید

37737
متن پرسش

سلام علیکم: در فتنه ها و آزمایشات به خدا پناه می‌بریم و بنده بزرگترین آزمایش سیاسی را انتخابات می‌دانم. ۲۰ سال است رای می‌دهم اما کمتر اتفاق افتاده با قسم حضرت عباس بوده باشد و اکثرا با حال مولا علی علیه‌السلام خار در چشم و استخوان در گلو، مصلحت گونه و برای دفع ضرر بزرگ از اصلح خود گذشته و به صالح مقبولِ عامه رسیده ام. اگر آقای قالیباف در این فتنه پیش آمده، که به علت مناصب قبلی و فعلی بیشتر در انظار عامه بوده و اینگونه نمایندگان و علمای مخاطب دار و... هم به سمت او رفته اند و حمایت کرده اند، اقبال بیشتری را به خود اختصاص دهد و نهایتا جبهه انقلاب هم به اجماعی نرسد و بدانیم با رفتن گروه خاصی از نخبگان به سمت دکتر جلیلیِ اصلح و مظلوم و ناشناس، و پخش شدن آرا، لیبرال های پلید دوباره سود می برند چه کنیم؟ اولویت اصلح است یا اولویت جلوگیری از نفوذ غرب گدایان! با پذیرفتن فرد صالح؟ امیرالمؤمنین فرمود خانه نشینی را بر از دست رفتن اسلام ترجیح می‌دهم. واقعا تصور و حتی فکر برگشتن این موجودات، تن انسان را به لرزه می اندازد و اگر تا پایانِ مناظرات، اقبال و نظرسنجی ها با قالیباف بود، ادامه کار سایه وار جلیلی مظلوم بر برگشت ایشان ترجیح ندارد؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: با حضور در بستر توحیدی خود و با نظر به هویت اجتماعی‌مان، اگر از یک طرف بهار، در اسفندماه احساس می‌شود؛ ولی از طرف دیگر در فروردین نیز هنوز زمستان حاضر است. مهم آن است که متوجه حضوری در تاریخ خود باشیم که در عین تأکید بر سیاست، متوجه ابعاد توحیدی این انقلاب باشیم. احساس می‌شود این نوع حضور را می‌توان در شخصیت سیاسی- قرآنیِ آقای دکتر جلیلی مدّ نظر داشت و این وظیفه ما در این تاریخ است تا معنای حضور خود را در بستر توحیدی در عین تعالیِ هویت اجتماعی احساس کنیم. موفق باشید

37603
متن پرسش

سلام استاد عزیز: شهادت شهید رئیسی و همراهانشون را خدمتتون تسلیت عرض می‌کنم. استاد ما بعد از دریافت خبر شهادت، به گلستان شهدا رفتیم یه مظلومیت عجیبی بین مردم عزادار بود هنوز زبان برخی از خناسان به ملامت و دشمنی دراز است و ما دختران و زنان انقلابی بسیاری را دیدیم که در گوشه گوشه گلستان شهدا برای آیت الله رئیسی اشک می‌ریختند. در ادامه چند سطری که به قلم آمده خدمت شما ارسال می‌کنم باشد که قلم شما هم تسلای دلهای خسته ما باشد. باور نمی‌کردیم روزی چهره آشنای تو آنقدر غریب شود که نیمه‌های شب، در دل کوهستانها به دنبال آن بگردیم. گویی آن چهره‌ای که می‌شناختیم با آنکه باید پیدا کنیم، یکی نبود چهر‌ه‌ها در حجاب شهرت می‌روند و مجال نمی‌دهد تا ما با حقیقت آنها روبرو شویم ما یک شب احیا گرفتیم، ساعاتی با بیخوابی های شما همراه شدیم صبح شد، تاریکی‌ها از چهره شما کنار رفت دیروز رئیس جمهور، مفقود شد و فردا صبح که سپیده‌زد شهید رخ نمود تا دیروز رسانه‌ها درباره اقدامات شما می‌گفتند و اقدامات شما حجابِ بودنتان بود امروز دیگر از تو می‌گویند از تو که یتیم بزرگ شدی از تو که با صاحبان قدرت و ثروت عهد نبستی به عنوانهای سیاسی نمی‌توان ایمان آورد، نمی‌شود به کسی با عنوان ریاست دل سپرد اما به قلبهای مردم که تجلی اراده خداست، ایمان داریم به این دلها که می‌لرزد، این اشکها که بیصدا و بی‌ریا و پنهانی جاری می‌شود، می‌توان دل سپرد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است که فرمودید. کجا است آن قلمی که گزارشگر قلب‌هایی باشد که حقیقتاً متوجه نظر به حقیقت‌اند در این دوران، در آینه شخصیت مردی که آن صبح، حکایت شهادت او را خبر داد!! و صبح بیداریِ وجدان‌هایی شد که از داشتن آن غافل بودیم! داشته‌هایی که تنها در نسبت با انسان‌های بزرگ و معنوی آشکار می‌شود. انسان‌هایی که اشاره به حقیقت دارند. آری! حقیقتی که تنها در آینه‌ها ظهور می‌کند. آیا شهید ابراهیم رئیسی بزرگ حکایتی از حکایت‌های حقیقت این دوران نبود و نیست؟!! و حکایتِ باز رئیسی از او به گوش نمی‌رسد؟!! موفق باشید https://eitaa.com/matalebevijeh/16777        

37514

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام! آیا برای یک فرد امکان دارد که در همین دنیا بتواند با یک حوری بهشتی برزخی تزویج کند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ازدواج به معنای ازدواجِ دو ناهمجنس، غیر از اُنس با حوریان بهشتی است که آن‌ها به تعبیر خود قرآن «جزاء بما کانوا یعملون» هستند یعنی آثار عبادات اهل یقین می‌باشند و در واقع، مقرّبون با ابعاد روحانی خودشان در جلوه حوریان بهشتی روبه‌رو می‌گردند. موفق باشید

37374

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: بنده مشغول کتاب شرح فصوص هستم. قسمت فص آدمی را از درسهای شما گوش دادم و درسهای آیت الله جوادی و استاد یزدان پناه و استاد رمضانی (از شاگردان مرحوم حسن زاده) را هم گوش دادم. با روش تدریس شما خیلی نتوانستم ارتباط برقرار کنم ولی با اساتید دیگر ارتباطم بهتر بود. به نظر شما چکار کنم؟ نمی خوام فقط ارتباط فکری با فصوص داشته باشم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم ذوقِ خود جنابعالی می‌باشد که با کدام روش می‌توانید با متن فصوص ارتباط برقرار کنید. آنچه بنده عرض کرده‌ام با استفاده از همان اساتید می‌باشد در عین اختصار. موفق باشید

37363

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: برای تقویت عزم و اراده چه راهکار هایی پیشنهاد می‌کیند که قویاً مورد توجه قرار گیرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را که روی سایت هست؛ مطالعه بفرمایید. موفق باشید

37298

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: امروز روز بحث تجلیات ایمان را دارید مطرح می‌کنید. پس یقین برای بنده چطور حاصل می‌شود؟ ایمان یعنی هنوز نه ولی یقین یعنی دیگر آری! یقین جاییست که نفسم آرام می‌گیرد و می‌تواند زندگی را شروع کند. یا من گیجم و نمی‌فهمم یا که عرضم درست است؟ می‌شود مرا آگاه سازید لطفا. زندگی برایم خیلی سخته. لطفا کمکم کن با جواب این سئوال

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یقین، به معنای به هدف‌رسیدن نیست؛ به معنی حضور در صراطی است که رفتن در آن عین بودن و گسترده‌شدن است که جای بحث آن بسیار است و با اصالت‌دادن به «وجود»، گشوده می‌شود. عرایضی در این رابطه در بحث «راز طلوع بشر جدید و نسبت آن با اصالت وجود در حکمت متعالیه» شد که خوب است به آن‌جا رجوع شود. موفق باشید

37134

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: علامه طباطبایی در تفسیر آیات ۶۳ تا ۷۴ بقره درباره اینکه برنگشتن نفس متوفی به جسم در حالی که امکان استکمال دارد قسر دائمی نیست. چنین مطلبی فرموده اند: «اين نفوسی كه در دنيا از قوه بفعليت در آمده، و بحدی از فعليت رسيده، و مرده‌اند ديگر امكان استكمالی در آينده و بطور دائم در آنها باقی نمانده، بلكه يا هم چنان بر فعليت حاضر خود مستقر می‌گردند، و يا آنكه از آن فعليت در آمده، صورت عقليه مناسبی بخود می‌گيرند، و باز بهمان حد و اندازه باقی مي‌مانند و خلاصه امكان استكمال بعد از مردن تمام مي‌شود. ‏پس انسانی كه با نفسی ساده مرده، ولی كارهايی هم از خوب و بد كرده، اگر دير می‌مرد و مدتی ديگر زندگی می‌كرد، ممكن بود برای نفس ساده خود صورتی سعيده و يا شقيه كسب كند، و همچنين اگر قبل از كسب چنين صورتی بميرد، ولی دو مرتبه بدنيا برگردد، و مدتی زندگی كند، باز ممكن است زائد بر همان صورت كه گفتيم صورتی جديد، كسب كند. ‏و اگر برنگردد در عالم برزخ پاداش و يا كيفر كرده‌های خود را می‌بيند، تا آنجا كه بصورتی عقلی مناسب با صورت مثالی قبليش درآيد، وقتی درآمد، ديگر آن امكان استكمال باطل گشته، تنها امكانات استكمالهای عقلی برايش باقی مي‌ماند، كه در چنين حالی اگر بدنيا برگردد، مي‌تواند صورت عقليه ديگری از ناحيه ماده و افعال مربوط بان كسب كند، مانند انبياء و اولياء، كه اگر فرض كنيم دوباره بدنيا برگردند، مي‌توانند صورت عقليه ديگری بدست آورند، و اگر برنگردند، جز آنچه در نوبت اول كسب كرده‌اند، كمال و صعود ديگری در مدارج آن، و سير ديگری در صراط آن، نخواهند داشت، ‏و معلوم است كه چنين چيزی قسر دائمی نخواهد بود، و اگر صرف اينكه (نفسی از نفوس مي‌توانسته كمالی را بدست آورد، و بخاطر عمل عاملی و تاثير علت‌هايی نتوانسته بدست بياورد، و از دنيا رفته) قسر دائمی باشد، بايد بيشتر و يا همه حوادث اين عالم، كه عالم تزاحم و موطن تضاد است، قسر دائمی باشد.» لطفاً در این باره توضیحی بفرمایید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث خوبی است. شاید بتوان این نکات را در این روایت جمع کرد که امام على علیه السلام فرموده‌اند: «إِنَّ الْيَوْمَ عَمَلٌ وَ لا حِسابَ وَ غَداً حِسابٌ وَلا عَمَلَ.» امروز روز عمل است و حسابى در كار نيست. و فردا روز حساب است و مجالى براى عمل نيست. بنابراین در عالم خارج از زندگی دنیایی حضور، تنها حضور در نتیجه اعمال است و کمال به معنای تبدیل قوه به فعل، آن‌جا نیست مگر رفع حجاب نسبت به آنچه در عمق اراده انسان نهفته بود. موفق باشید

36799

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و درود خدمت استاد گرامی: استاد هدف از نزول وحی و رسالت انبیاء الهی هدایت بشر است یا تسهیل هدایت بشر؟ چراکه اگر به این قائل باشیم که هدایت بشر صرفاً از طریق نزول وحی از جانب پیامبران ممکن است این به آن معناست که نزول وحی و وجود انبیاء برای هدایت بشر امری ضروری ست و بدون آن بشر حتماً به گمراهی میرود. ولی اگر هدف از نزول وحی از طریق پیامبران تسهیل هدایت بشر باشد این به معنی آن است که هدایت بشر بدون وحی و وجود نبی هم ممکن است ولی بسیار دشوارتر است؛ به طور مثال از طریق خودشناسی و تعمق بشر در فطرت خویش که این فطرت نیز وجهی الهی دارد. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه بنده فکر می‌کنم، مبنای وحی الهی در جلوه ربوبیت حضرت حق، همان فطرت است. ولی گویا بشر در زندگی زمینی خود ابعاد فطری‌اش را فراموش کرده و از این جهت به گفته علامه طباطبایی حضور انبیاء ضرورت پیدا می‌کند تا انسان‌ها به معنای واقعی به فطرت خود برگردند، هرچند ممکن است عده‌ای که به یک معنا مستضف‌اند و از نبوتِ نبیّ محروم می‌باشند، به نحوی در صداقت خود قدم‌هایی به جلو بردارند؛ ولی جایگاه آن‌ها اگر پیامبر داشتند، بیش از این ها بود که در آن هستند. در این مورد خوب است به آیه ۳۰ سوره روم نظر کنید که چگونه پیام خدا از طریق پیامبر در خطاب به انسان، این می‌باشد که: «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا ۚ فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا ۚ لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ۚ ذَٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ».

موفق باشید

36764

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: استاد در برهان حرکت جوهری فرمودند که حرکت در جوهر عالم ماده است. سوال بنده این است که اگر حرکت در جوهر عالم ماده است نمی‌توان تصور کرد که عالم ماده حرکت نکند. اما من می‌توانم تصور کنم. این یعنی در فهم حرکت جوهری دچار مشکل شده ام؟ کجاش رو اشتباه فهمیدم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عالم ماده در ذات خود از طریق تجلیات الهی از مابالقوه‌هایش به سوی فعلیت‌یافتنِ آن قوه‌ها در حرکت است و این معنی «حرکت جوهری» و ذاتی است. موفق باشید

36690

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: می‌خواستم بدونم که در بستر ایتا آیا گروهی هست که در آن درباره مطالب استاد تبادل نظر بشود؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کانال مطالب ویژه سعی دارد عرایض بنده را در معرض نگاه کاربران قرار دهد ولی بنده در جریان کانالی که تبادل نظر در موضوعات را داشته باشد؛ نمی‌شناسم ممکن است خود رفقا چنین کانالی را تشکیل داشته باشند ولی بنده در جریان نیستم. موفق باشید

36622
متن پرسش

رهگذر! ای رهگذر! ای رهگذر! می شنوم، می شنوم، دور دور همهمه تق تقِ پای تو را، گر تو نمی‌دانی جای مرا، در ته این چاهم و با اژدها، راه سوی من کن و دستم بگیر، می شنوی گر که صدای مرا.
 

 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این ناله بشر جدید است که به قله‌ها نظر داشت ولی گرفتار سیطره کمیّت و روح سکولاریته شد، با اینهمه در انتظار افقی است که در صحنه غزه در روبه‌روی بشر قرار گرفته تا وجدان خود را بازیابد. صحنه‌هایی که حکایت بشری است که از همه ابعاد انسانی‌اش سقوط کرده، و حکایت بشری که بنا دارد در نهایی‌ترین حضور، خود را تجربه کند. و این نیاز به قلمی دارد که بتواند آن صحنه‌ها را گزارش دهد. «ای کاش قلمی به فریاد این صحنه برسد.» در نگاه فلسفه به انسان، انسانْ حیوان ناطق است و همه انسان‌ها در چنین تعریفی جای می‌گیرند. در حالی‌که در این نگاه از «رازگونگیِ» انسان‌ها غفلت می‌شود، امری که ما در عزم مردم غزه می‌توانیم «فهم» کنیم. موفق باشید    

36497

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: من یک گلایه از شما دارم. خودتان می دانید که برهان صدیقین زیربنای بیشتر مباحثی است که در صوت ها و کتاب هایتان و همچنین پرسش و پاسخ هایتان می‌باشد. اما شما در چندین جا به صراحت اعلام کرده اید که برهان صدیقین برای آموزش بود و باید سراغ وحدت شخصی وجود رفت. خوب برهان صدیقین باید زیر بنای وحدت شخصی وجود باشد نه آنکه شما آن را رد کنید و بگویید فقط برای آموزش بوده است. چرا ما را سر کار می‌گذارید. خوب از همان اول بروید سراغ وحدت شخصی وجود. جالب این است که شما هرکس که در وحدت شخصی وجود اشکال دارد به برهان صدیقین ارجاع می دهید. آیا این روش شما تناقص در رفتار نیست. من خودم چند سوال داشتم درباره وحدت شخصی وجود که مرا به برهان صدیقین ارجاع می‌دهید. مطلب بعدی احساسم است که شما در پاسخ دادن به پرسش ها، مخصوصا اگر درباره وحدت شخصی وجود باشد احتیاط می‌کنید. به عنوان نمونه من سوالم این است که بر اساس وحدت شخصی وجود آیا شیرینی شکر از خداست؟ جواب برهان صدیقین را می‌دانم. از دیدگاه عرفان پاسخ دهید. احتمالا مرا دوباره به برهان صدیقین ارجاع می‌دهید! لطفاً توضیح دهید! با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! وقتی برهان صدیقین «فهم» شد، بسیاری از سؤالات نسبت به وحدت وجود جواب داده می‌شود و یا برای دنبال‌کردن مبحثِ «وحدت وجود» خوب است به کتاب «مبانی عرفان نظری» از استاد یزدان‌پناه رجوع فرمایید. موفق باشید

36457

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: عرض ادب و احترام محضر استاد عزیز. بنده یک برداشت از مبحث تقسیم وجود به ذهنی و خارجی در فلسفه دارم که نمیدونم درست می‌باشد یا نه؛ اینه که احساس می‌کنم مبحث «لزوم ارتباط با وجود به جای ارتباط با مفهوم وجود.» و در یک کلام، اصل مبحث کتاب آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می‌شود، امتداد عملی و عرفان عملیِ همین بحث تقسیم وجود به ذهنی و خارجی می‌باشد. خلاصه: شروع و ریشه مباحث کتاب آنگاه که فعالیت عای فرهنگی پوچ می‌شود از همین بحث وجود ذهنی و خارجی شکل گرفته و شروع شده. استاد، حلال بفرمایید اگر دقیق ننوشتم. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که وقتی ما در بستر وجود، نسبت خود را با همه چیز برقرار کنیم؛ دیگر دوگانگی بین مفهوم و مصداق در میان نیست. در شماره ۵۲  بحث  «انقلاب اسلامی، انتظار، وارستگی» نکته‌ای عرض شد که خوب است در جریان آن باشید. موفق باشید
با توجه به آنچه گذشت آیا می‌توان در انتظاری که نظر به قلمرو گشوده هستی دارد، در عین روحیه توکل و توقع‌نداشتن، گرفتار کناره‌گیریِ انفعالی نشد؟ و به حضوری دست یافت که به ما از قول خداوند در حدیث قدسی خبر داده‌اند: «لا يَزالُ عبدي يَتَقرَّبُ إلَيَّ بالنَّوافِلِ حتّى اُحِبَّهُ، فَأكونَ أنا سَمعَهُ الذي يَسمَعُ بهِ، و بَصَرَهُ الذي يُبصِرُ بهِ، و لِسانَهُ الذي يَنطِقُ بهِ» تقربی که سمع انسان خدایی می‌شود و خداوند است که در هستی چنین انسانی می‌شنود و می‌بیند و سخن می‌گوید و انسان چنین حضوری را که حضور خداوند است نزد خودِ خداوند، در خود احساس می‌کند.
آیا این نوع تقرب همان حضوری نیست که انسان را در بیکرانه خود متوجه انتظاری می‌کند که همان اندیشیدن به «وجود» است؟ و این، همه‌ی برخورداری و دارایی است، زیرا همه‌ی بقاء است، به معنای حقیقی کلمه. بودنی که انسان در هر صحنه‌ای برای باقی‌بودن بر آن، خود را حاضر می‌کند تا هرچه بیشتر خود را تجربه کند، بدون انگیزه‌های خود، فعالیتی والا و گشودگیِ راسخ و خودِ گشوده به سوی گشودگی که بیرون از خود نیست که به صورت ابژه در آید. این یعنی «ما می‌توانیم». زیرا فهیمده‌ایم به چه سویی باید حاضر شویم تا با بنیان و وجودِ هر پدیده‌ای در متن هستی‌اش در بستر تاریخی آن حاضر گردیم و بفهمیم «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند». زیرا هستیِ استکبار در مواجهه با هستیِ حقیقی، توهّمی بیش نیست و این یعنی تفکر حقیقی که در هستی و «وجود» ریشه دارد. درک آنچه گذشت، درک حضور بشر جدید است و مواجهه‌ای که می‌توان با آن داشت و نیز درک موقعیت تاریخیِ خود که همان جمع «ایران تاریخی» و «اسلام بالنده» است در بستر انقلاب اسلامی و مسئولیتی که نسبت به نقش کلانِ خود در جهان امروز  بر دوش خود باید احساس کنیم، تا ابعاد نهفته هستی خود را بیش از پیش احساس نماییم به عنوان آخرین انسان در آخرین دوران.

 

36344

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام استاد عزیز: آیا می توان وارستگی را منطبق بر تقوی دانست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً همین‌طور است ولی به شرطی که تقوا را نوعی حضور در بستر توحید احساس کنیم و نگهبانی خود در آن حضور نسبت به هرگونه گناهی که بخواهد ما را جذب خود کند و از آن حضور توحیدی محروممان نماید. موفق باشید

36342
متن پرسش

بسم رب القدس. عرض سلام خدمت استاد عزیز: بنده سوالی داشتم و می‌خواستم بپرسم این وضعیتی که تشریح می‌کنم آیا می‌تونه گامی به همون حضور تاریخی و تلالو وجدان بشری انسان در سایه ی تعالیم بس حقیقی اسلام و ظهور حضرت ولی عصر (ع) باشه؟! بنده در مسیر سیر و سلوک ثابت قدم بودم تا اینکه اتفاقی پیش اومد و از حقیقت وجود خودم بسیار فاصله گرفتم به طرزی که جز پوچی چیزی نداشتم اما با به وجود آمدن مسئله ی فلسطین من به یک باره تمام آنچه از دست داده بودم بلکه حتی هزاران برابر بهتر و بیشتر از اون رو در مقاومت مردم مظلوم اما مقتدر فلسطین و رزمندگان القسام دیدم. این روز ها به عینه می‌بینم که هر آنچه به عنوان یک انسان به دنبال اون بودم رو در فلسطین پیدا کردم از نماز گرفته تا فلسفه ظهور، از خدا گرفته تا حضور اون در زندگی، همه و همه برای من در فلسطین تلالو پیدا کرده و امروز دین من فلسطین و مذهب من غزه است و هر روز صبح به رزمندگان مقاومت قسّام اقتدا می‌کنم. من آینده ای جز کار برای فلسطین و آزادی قدس نمی بینم. من خدا و اسلام و حضور تاریخی و وجدان و خلاصه و هرآنچه یک انسان باید ببینه رو در فلسطین دیدم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه خوب متوجه حضور تاریخی اسلام در صحنه‌های مقابله حق با باطل شده‌‌اید. آری! باید به اسلام نظر کرد که بنا بر آن است در این زمانه جهان دیگری در مقابل ما بگشاید و خداوند را در این صحنه‌های تاریخی که در آینه غزه به ظهور آمده؛ بیابیم. و به گفته جناب سید حسن نصرالله ما به اسلام عزیز ایمان بیشتری بیاوریم و به گفته رهبر معظم انقلاب: «قضایای روزهای اخیر فلسطین به‌ویژه بمباران‌ها و شهادت زنان و کودکان و مردان، دل انسان را مجروح می‌کند اما بخش دیگری از این قضایا نشان دهنده قدرت باور نکردنی اسلام در فلسطین است و با لطف و عنایت خداوند متعال این حرکتی که در فلسطین آغاز شده است، به پیش خواهد رفت و منجر به پیروزی کامل فلسطینی‌ها خواهد شد.» آری! بحث در «قدرت باور نکردنی اسلام در فلسطین است». در این رابطه نیز جناب حجت‌الاسلام مهدی ا‌فزار نکاتی را فرموده‌اند تا ما با خدایی که خدای امروز و فردای ما می‌باشد، بیشتر و بیشتر مأنوس باشیم. https://eitaa.com/matalebevijeh/15245 موفق باشید     

36280

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد وقتتون بخیر: ببخشید من یسری کارای مستحبی انجام میدم اما ته دلم راضی نیستم احساس می‌کنم در درگاه خدا قبول نیست. هم دوست دارم انجامشون بدم هم امید ندارم قبول باشه، مخصوصا اینکه یک خواسته دنیایی هم دارم البته یک سری اعمالم برای حاجت دنیاییم هست اصلا کلافم. ممنون میشم کمکم کنید از سردرگمی دربیام.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به عمیق‌کردن معارف توحیدی خود فکر کنید. زیرا همان‌طور که در روایات ما متذکر می‌شوند، اعمال ما به اندازه عمق معرفت توحیدی ما مورد قبول است و جان ما را روشن می‌کند. در این مورد پیشنهاد می شود به مباحث «معرفت نفس» رجوع شود. موفق باشید

35940

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد بزرگوار: مدتی با سایت سخنرانی شما آشنا شده ام و بسیار برایم مفید و تاثیر گذار بود اما نمی‌دانم سیر مطالعاتی ام را از کدام مبحث شروع کنم لطفاً مرا راهنمایی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال پس از مباحث معرفت نفسی مثل «ده نکته در معرفت نفس» اگر باز آمادگی داشتید و بحث کتاب «خویشتن پنهان» را ادامه دادید، خوب است به سراغ «برهان صدیقین» و شرح صوتی آن بروید. و البته در کنار این مباحث از مباحث قرآنی غفلت نفرمایید تا ان شاءالله گذارتان به کتاب «معاد، جدّی‌ترین زندگی» بیفتد با شرح صوتی آن. موفق باشید

35872

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد بزرگوار: ما شاگرد شما هم حساب نمیشیم قصد جسارت ندارم اما چند بار به تازگی از حضرتعالی شنیدم که می‌فرمایید ملاصدرا در تعریف نفس می‌فرماید جسم آلی به منابع مراجعه کردم تعریف ملاصدرا از نفس به این صورت است کمال اول لجسم آلی ذی حیات بالقوه و این با انچه حضرتعالی می‌فرمایید متفاوت است. لطفا در مسیر اربعین به ما دعا کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! منظور همان «کمال اول لجسم آلی» است. بیشتر اشاره بنده از آن جهت است که متوجه باشیم همان جسم است که مظهر نفس است و ما نفس را در همین جسم بنگریم و نه آن طور که افلاطون می‌گوید که جسم به عنوان موجودی مادی جدای از نفس باشد. مفصل این بحث در ابتدای کتاب «معرفت نفس و حشر» از قول جناب صدرالمتألّهین مطرح شده است. موفق باشید

35820

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام استاد گرامی: ببخشید امکان داره یک نفس و روحی اونقدر قوی بشه که وقتی مغز و جسم، مخصوصاً قوای فکری او مشکل پیدا کنه مسیر درست را پیدا کنه تا اینکه مغز ترمیم بشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید نفس، چنین توانایی‌هایی را در ذات خود دارد. همان طور که در بهشت بدن خود را خلق می کند. موفق باشید

نمایش چاپی