سلام استاد عزیز: متن زیر چقدرش صحیح است؟: علت سجده نکردن شیطان به آدم بخاطر این بود که متوقع ظهور مقام نورانیت اهل بیت در جنیان بوده است و منظورش از اینکه ما از آتشیم و آنها از گل اشاره به این موضوع بوده است که ما از لحاظ ساختاری و جنسی لایق تر بودیم برای تجلی این نور در خودمان، جنیان هم اختیار دارند و هم در عالم طبیعت بسر میبرند از جن باید نبی و ولی انتخاب میشد و آدمیان از آنها تبعیت میکردند نه برعکس و کبرش هم برای این درخواست بوده است. و بهترین راه انحراف بنی آدم هم در این میبیند که از مقام نورانیت اهل بیت دورمان کند تا نشان دهد بنی آدم قدر این مقام را نداشتند و لایق ارتباط با این مقام نبوده اند و نعوذبالله خداوند اشتباه کرد این مقام را در ساحت آدم تجلی کرد. و اینگونه بنی آدمیان را بدرد خودش یعنی نداشتن هیچگونه ارتباطی با مقام نورانیت اهل بیت دچار کند و در شبیه ترین حالت و اشتراک با شیطان که تهی بودن از این ارتباط است دچار شویم. بنی آدم بفهمیم چه گنجی خداوند به ما عطا کرده «ظرفیت پذیرش ارتباط با این نور» که این نور فقط و فقط تنها شرط فرودش طهارت است پس باید صیقل دهیم خویشتن را تا مهیا شویم برای دریافت این ارتباط و علت اینکه شیعه گرداگرد ۱۴ معصوم میگردد این امر است که این عزیزان ظرف وجود و عمر مبارکشان سراسر و یکپارچه لبریز از ارتباط با این مقام بوده است و ما بوسیله تبعیت و محبت به این عزیزان میخواهیم شبیه ترین شویم به آنها که این بالاترین درجه بفعلیت رساندن بالقوه گیمان است و باید توسل واقعی پیدا کنیم به ائمه برای همجواری به این مقام.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ما با اُنس با اولیای معصوم، انسانیت خود را وسعت میدهیم و بر هویت قدسی خود میافزائیم. ولی آن مقدماتی که فرمودید با آیات قرآن، چندان منطبق نیست. پیشنهاد میشود کتاب «هدف حیات زمینی آدم» که روی سایت هست، مطالعه شود. موفق باشید
با سلام استاد عزیز: استاد نظر تان را درباره این موارد خواستارم. ممنون. ۱. استاد سعی کردم شاید طبق عادتم درباره مواردی که در دین مان مطرح است آن بحث کلی یا فصل مشترک و نهایتِ احکام و اخلاق و اعتقاد را بفهمم. بطور مثال در فضای بیرون چه خبر است؟ چرا باید محبت کرد؟ چرا باید تواضع داشت؟ چرا باید نماز خواند و... بدون پیش فرضی. بحثم را خلاصه کنم، در پایان رسیدم به «یک،واحد». یعنی سرمنشا و علت تمام کارهایی که در دین سفارش شده و هدف ما و وظایف ما، این است که چون کلا یک چیز در عالم بیشتر وجود ندارد وآن خداست. شجاعت و ایثار و مهربانی و... زمانی معنا دارد که همه چیز یک چیز باشد. یک در مواجهه با غیر می شود شجاعت می شود ایثار.... اداب شرعی باعث می شود ما مشوب به کثرات نشویم و با یک که سرمنشا همه زیبایی هاست زندگی کنیم. با خودم میگم درگیر کردن دیگران در کثرات وهمی مثل قتل آنهاست. ۲. استاد دومین چیز اینکه در مرتبه وجودی و در حد ما و ماده آنچه که شاید بیشتر باید رویش تمرکز کنیم نسبت گرفتن و مبارزه با غیر وجود است. تا وجود شجاعت و ایثار و مهربانی و... در وجودمان رخ بنمایاند. گویی قصه زندگی فقط قصه عشق بازی و ایثار است. برای اینکه وحدت زیبا رخ بنمایاند باید از خود دربیاییم. ۳. برایم سوال بود یعنی چی استاد می فرمایند که اگر آیت الله قاضی امروز بودند مثل شهدا بودند. تا اینکه یک مشکلی برایم ایجاد شد و باعث شد که بیشتر به علتها در درونم فکر کنم. اینطور فهمیدم که سرمنشا و مبحث کلی که سرفصل موضوعات مشکلات درونی است، بودن و نبودن است. به علت جهاد اکبر بودن جهاد درون رسیدم. یک سرفصل کلی اینکه هر آنچه عقل سالم گوید و آنچه در بیرون و درونم هست و حقیقت دارد و شرع و دین گفته را بها بدم و بقیه، در اصل، نیست و شاید یک روزی عرفا در جهاد اکبر بودند و امروز که نیستی، نمود خارجی یافته، باید در جهاد اصغر هم فعالیت داشت که حق می خواهد حاکم در مناسبات بشری شود. ۴. استاد گرامی آیا درست است که اینطور بگوییم که اگر آنچه که هست یکی است آن یک زیبایی وعلم و... است و سنت و اخلاقیات برگرفته از عدالتش که سنتش هم برگرفته از یک، بودنش هست پس آنچه پیامبر گرامی اسلام (ص) به ما ارائه دادند کشف قانون زندگی است در مقیاس کل زندگی. ۵. استاد آیا می توانیم بگوییم که در مقیاس کوچکتر، آنچه که امروزه برخی دانشمندان یا فقیهان کشف می کنند به ترتیب قوانین طبیعت و زندگی امروز، هم در اصل در بنیان کارشان در حال شناخت بیشتر یک وجود و قوانین و سنتهاش هستند. ۶. در پایان استاد بحثی که یک بار فکر می کنم شما در پاسخ پرسشی فرموده بودید که آن تربیتی که فرزند باید براساس آن پرورش یابد به مادرش الهام می شود، حال استاد سوال اینکه آیا راهی که فرزند باید برود اعم از شغل و.. هم اینطور است؟ ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همینطور است که حقیقتی یگانه به وسعت هستی در افق عالم و آدم حاضر است و باید از طریق شریعت الهی به سوی او بود. و این معنای زندگی است. و همانطور که متوجه هستید در دل چنین رجوعی همه چیز در جای خود معنا میشود و زیبایی علم نیز آشکار میگردد حتی در این رویکرد است که الهامات و نفحات به سوی ما میآید به همان معنایی که از پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» داریم: «اِنَّ لِرَبِّکُم فی اَیّامِ دهرِکُم نَفَحات، الّا فَتَعَرّضُوا لَها» نسیم های رحمت الهی گاه بگاه میوزد. رحمت الهی مثل نسیم است، خبر نمیکند که کی و چه ساعتی میآیم. هوشیار باشید که از آن نسیم ها استفاده کنید. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز: مدت کوتاهی است که در یک شرکت خصوصی دانش بنیان که تولیدات خوبی برای کشور دارد مشغول شدم. همت مدیریت، رسیدن به یک شرکت تراز انقلاب اسلامی بوده و هست. اما به نظر بنده با برگزاری نماز جماعت و چند مراسم مناسبتی و استفاده از کارمندها ی نسبتا متدین و امثال این نمی توان به این شرکت یک بنگاه اقتصادی اسلامی گفت. به ذهنم رسید که لازم است یک متخصص دین شناس در شرکت حضور فعال داشته باشد، کلیه قراردادهای مالی، مدیریت منابع انسانی و هر گونه ورود و خروج در مجموعه باید توسط یک متخصص دین تحت نظارت قرار بگیرد. از طرفی اگر بناست انسان ها در این مجموعه به تعالی برسند با قرار دادن صرفا اهداف تولیدی با کیفیت و با استفاده از متدهای غربی من بعید میدانم که این جریان بدون عیب و نقص باشد که هیچ، قطعا به نمونه کامل تراز انقلاب اسلامی تبدیل نخواهد شد. این تفکرات رو با صحبت های اخیر شما در مورد حضور تاریخی در کربلا هم موافق دیدم، نگاه صرفاً تولید محور به یک بنگاه اقتصادی که اهداف انقلاب اسلامی را دنبال می کند واقعا یک نگاه حداقلی است. اگر ذهنیات بنده مورد تایید شماست، چه پیشنهادی برای بنده و برای مدیریت شرکت دارید؟ چطور می توان یک شرکت را با ترازهای انقلاب اسلامی اداره کرد؟ آیا یک مجتهد لازم است؟ چطور میتوان از یک فقیه که آشنا با حوزه تخصصی تولید شرکت نیست استفاده کرد؟ و ...
باسمه تعالی: سلام علیکم: در چنین مراکزی مهم آن است که نظر به انسانی باشد که آن انسان مواظب است در بستر حضور توحیدی خود با روحانیتی خاص نظر به آینده علمی و ایمانی داشته باشد تا اولاً: افرادی مانند تهرانیمقدمها احساس متعالیشدن در دلِ تولیدهای تکنیکی داشته باشند و در آن فضای معنوی منتظر حدس و گمانهای علمی گردند. ثانیاً: متفکرانه در امر دانشنبنیان جلو روند تا با ظرایف خاصی که نیاز امروزین ما میباشد، کار جلو رود که همان اندیشیدن در عین تفکر تکنیکی است. و این نکته بسیار ظریفی است یعنی باید متوجه باشیم دانشبنیان یک فکر و فرهنگ است و نه صرفاً یک علمِ تکنیکی. موفق باشید
سلام: بعد از سالها همراهی با این انقلاب دلم میخواد زندگی کنم! شما نمیدونید چقدر عاشق زندگیام. دوست دارم معمولی مثل همه مردم دنیا زندگی کنم ولی خب نشده تاحالا چون شرایطش نبوده. هر چیزی حتی ساده ترینها ممکن نیستند. زمانی که انسان جانانه نزد خودش زندگی نکنه و هر عمل بزرگی ممکن خواهد بود برای انسان خودیافته ای که انسانیت در او راه یافته باشد. فرق خواسته من از زندگی کردن، با آلبرکامو یا نیچه زیاده! من نه زمین گیری و جوشش احساسات از سر ناچاری را پذیرام و نه تسلیم پوچی شدن را و نه تکذیب واقعیت ها را. برای من زیستن قبل از حضور زندگی حقیقی شبیه یک شهربازیه که باید در آن تفریح کنم، تا زمانی که « زندگی» پیداش شه. و شما نمیدانی چقدر از ضعف و ترحم بدم میاد ... اینقدر ناراحتم که مردم امام حسین علیه السلام رو به ضعف یاد میکنند در حالی که ای مردم نامرد، او را مردم کشتند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند خودش ما را برای زندگیکردن خلق کرده و راه آن را مقدّر میکند. باید خودِ ما همت کنیم در تقدیرات الهی حاضر شویم. کتاب «جایگاه رزق در هستی» نکاتی در این مورد دارد به آن کتاب که روی سایت هست، میتوانید رجوع کنید. موفق باشید
سلام استاد: شرمنده مزاحم شدم. در مورد سفر اربعین امسال با توجه به وضع گرمای شدید که در عراق هست، در مورد سفر افراد بیمار و سنین بالا نظر شما چیست؟ از یک طرف در رفتن به این سفر احتمال خطر جسمی هست و از یک طرف در نرفتن به این سفر یک شکنجه و یک عذاب هست، حس جاماندگی انگار تمام وجود را می سوزاند، حتی سوزان تر از گرمای شدید و امکانات کم آن زمان، ولی نمی دانیم چه باید کرد؟ ممنون می شویم اگر راهنمایی کنید و نظرتان را بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر در این موارد جسم، به زحمت بیفتد و طاقت آن کم شود؛ نفسِ انسان بهره لازم را نمیبرد. موفق باشید
سلام: در پیام منسوب به استاد داوری آمده است مردم ایران مسلماً کم و بیش به این نکات توجه دارند و کاری نمیکنند که خدای ناکرده فردا در تاریخ بنویسند ایرانیان در سال ۱۴۰۳ چنان به دشمنی با خود و کشور خود برخاستند که گویی رسم و راه دوستی را از یاد برده و گم کردهاند. ولی چنین اتفاقی نخواهد افتاد زیرا ایرانیان در تنگناها به کشور خود پشت نمیکنند. آنجا که می گویند ولی چنین اتفاقی نخواهد افتاد و واقعا هم ایرانیان به جناب پزشکیان رای می دهند آیا در این فراز استاد پیشگویی کردند یا شناخت عمیق خویش را از ایرانیان نشان دادند یا ... خلاصه داستان چیست که استاد اینقدر قاطعانه از آینده می گویند و همان می شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم. شاید حالت تشویق داشته باشد. چون فیلسوف اهل تفکر است و نه پیشگویی! موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: شخصی از آشنایان که قبلاً از نظر اعتقادی نسبت به اسلام بی اعتقاد بوده، جدیدا علاقه مند شده که قرآن را بخواند و به نحوی در اعتقاداتش بازنگری کند. از من خواسته سوره ای از قرآن را به او معرفی کنم تا به وسیله المیزان تفسیر آن را بخواند. به نظر شما کدام سوره را به او معرفی کنم؟ همچنین مسیر دیگری غیر از این راه برای او وجود دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از دنبالکردن مباحث شرح صوتیِ کتاب «ده نکته در معرفت نفس»؛ خوب است که به شرح صوتی سوره زمر پرداخته شود که هر دو روی سایت هست. موفق باشید
سلام استاد عزیز و ارجمند: دو سوال دارم که خیلی ها سرزنشم میکنن خواستم از محضرتون کسب تکلیف کنم . ۱. آیا گریه بیش از حد برای اموات بخصوص اطفال باعث عذاب و رنجش آنها میشود؟ ۲. چگونه با احساس گناه و عذاب وجدان کنار بیایم؟ چون در تصادف منجر به فوت مقصر بودم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱.بیقراری لازم نیست. بالاخره شخصی که فوت کرده، زندگی دیگری را شروع میکند. آری! تقاضای رحمت واسعه برای او خوب است ولی بیقراری نه ۲. مرگ و زندگی افراد در دست ما نیست، در همان حدّی که سهلانگاری شده است باید خود را ملامت کرد و نه آنکه گمان کنیم مرگ آنها به دست ما انجام شده. در حالیکه این امور مربوط به مقدّرات الهی میباشد. موفق باشید
سلام خدمت استاد بزرگوار: منظور از انسان صغیر و عالم کبیر در عبارت زیر چیست: «این عالم همان انسان است که گشوده شده، انسان همان عالم است به جامعیت. انسان، عالم کبیر است به اعتبار جامعیت اسـما و صفات و عالم، انسان صغیر است به اعتبار کثرتها»
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن بسیار مفصل است. آری! در نسبت اوج محتوا، انسان، عالم کبیر است و در نسبت با وسعت مادی و حضور کثرات، انسان، عالم صغیر و عالم غیر انسان، عالم کبیر است. موفق باشید
سلام استاد: خانواده همسرم در مهمانیها رعایت شنونات را نمیکنند و محرم و نامحرم براشون مطرح نیست و این روی فرزندانم تاثیر میگذاره، آیا باید در این مهمانیها شرکت کنم در زمانه امروز تکلیف چیست همسرم هم به داشتن روابط خیلی پایبند هست ولی خانواده همسرم بنده رو سوپر انقلابی و نادان میدونن اگر به مهمونیهاشون هم نرم دیگه...
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال تا میتوانیم نباید قطع رابطه کنیم، ولی با حفظ شئونات دینی. و فرزندان ما با نظر به حرکات و گفتار مهربانانه مادرشان، ملاکِ تشخیص را همان تشخیصِ مادرشان قرار میدهند. موفق باشید
با سلام و عرض ادب و احترام فراوان خدمت استاد بزرگوار و دلسوز و صبور: من یک معلم تربیتی پرورشی در سطح نوجوانان متوسطه هستم. یک استدلال کوتاه و منطقی و مفید و عاقلانه در مورد اینکه چرا ولی فقیه نایب امام زمان علیه السلام هست و واجب الاطاعت میخواستم ازتون. چون خیلی ازم میپرسند و حوصله شنیدن جوابهای طولانی هم ندارند. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد میشود بعد از مطالعه قسمت «حکومت دینی» در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» به کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» رجوع شود آن هم به روایتی که از حضرت امام صادق «علیهالسلام» داریم که: رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» فرمودند: «يَحْمِلُ هَذَا الدِّينَ فِي كُلِّ قَرْنٍ عُدُولٌ يَنْفُونَ عَنْهُ تَأْوِيلَ الْمُبْطِلِينَ وَ تَحْرِيفَ الْغَالِينَ وَ انْتِحَالَ الْجَاهِلِينَ كَمَا يَنْفِي الْكِيرُ خَبَثَ الْحَدِيد» در هر قرن انسانهاي متعادل و عدولي هستند که اين دين را حمل نموده و هرگونه تأويلِ اهل باطل و تحريف افراطيون، و ادعاهاي جاهلين را از آن دور ميگردانند، همانطور كه کورهي آهنگران پليدي و چركي آهن را پاک ميکند. موفق باشید
سلام و عرض احترام جناب استاد؛ دوستی دارم که به تناسخ معتقد هست و می گوید چند مرتبه زندگی های قبلیش رو در خواب دیده به عنوان نمونه جملاتی از ایشون رو براتون ارائه میدم تا خودتون بیشتر متوجه بشید میگویند آیه ی ۲۸ سوره ی بقره دلالت بر تناسخ دارد و می فرماید: میگه شما مرده بودید نمیگه شما وجود نداشتید یا بصورت خاک بودین خداوند عالم کلمه اشتباهی بکار نمیبره مرده بودید یعنی زنده بودید بعد مردید بعد دوباره زنده کردیم شما رو و دوباره می میرانیم و دوباره زنده میکنیم کلمه ی مرده بودید اول دال بر زنده بودن قبل از اون مرده بودن داره وگرنه میگفت شما وجود نداشتید و بعد هم به یکی از خواب هایی که دیده استناد میکنه که؛ من از ارتفاع بشدت ترس دارم یعنی در حد مرگ میترسم چندین بار از خداوند عالم خواستم علت ترسم رو نشونم بده و من توی خواب رفتم به یکی از زندگیهام من یه زن حدودا ۳۰ ساله قد بلند و سبزه رو بودم از جمله اولین کسانی بودم که مسیحی شده بودم و سربازای یهودی من و یه تعداد دیگه رو بردن بالای یه کوه خیلی خیلی بلند و گفتن از عقیده ات برگرد ولی من مرتب فریاد میکشیدم یا عیسی مسیح و اونا من رو پرت کردن پائین. پائین کوه مردم زیادی جمع شده بودن اینقدر کوه بلند بود از بالا مثه مورچه بودن یه تعداد زیادی هم مصلوب شده بودن و زیر پاشون یه عالمه چوب بود که آتیشش زدن اصلا مثه خواب نبود توی راه که با غل و زنجیر می بردنمون چون میدونستم دارم می میرم به تک تک سنگ ریزه ها و گیاهها با حسرت نگاه میکردم. جواب چی هست این خواب چه مضمونی داره و میگه روح باید متعالی بشه و به درجات عالی برسه تا به الله و ملاقات با خداوند عالم برسه جوابتون به این شخص چی هست؟ ممنونم از وقتی که برای ما میگذارید در پناه خداوند محفوظ و موید باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد فهم درستِ آیات، خوب است به تفسیر آن آیات بخصوص به تفسیر «المیزان» رجوع شود. از طرف دیگر با توجه به اینکه دلایل محکمی در نفی تناسخ هست و جناب صدرالمتألهین در جلد هشتم «اسفار» مطرح فرمودهاند؛ بیشتر باید این نوع احساسها را مبتنی بر وَهم دانست. رجوع شود به کتاب «معرفتِ نفس و حشر» صفحه 105 https://lobolmizan.ir/book/268?mark=%D8%AA%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%AE. در ضمن خوب است به پرسش و پاسخهای شماره 4173 و 4224 و 5988 و 13572 و 27073 رجوع شود. https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AA%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%AE&tab=quests&inner_tab=all-quest
در ضمن عنایت دارید که هرگز نباید مبتنی بر خواب و رؤیا، اندیشه و معرفت خود را شکل داد. موفق باشید
با سلام: ۱. استاد اگر بخوام در زمینه مکتب سیاسی علامه طباطبایی بیشتر بدونم کجارجوع کنم؟ ۲. آیا در زمان حکومت امام زمان سیاست معنای خاص دارد؟ اصلا همچین موضوعی را کسی کارکرده یا نه مثلا بنده از خصوصیات دوران ظهور مطالبی دیدم قضاوت هم یه مطلب دیدم که شاید هر کدوم از این موضوع ها را میشه یه کارنامه رویش انجام داد، ولی در مورد اینکه سیاست چطوریه ندیدم که شاید اونم جای بحث و کار خودش را داره؟ ۳. در این خصوص جمع سیاست در زمان حکومت امام زمان و بحث شناخت زنان از خود اینا اگر مطلبی یا منبعی میشناسید لطفا معرفی بفرمایید. ۴. در موضوع مطلبی دیدم گفته بود. ولی بدون تبری اثرنداره حالا صحبتم اینه بحث تبری زن وقرآن این سه تا با هم آیا منبعی هست؟ در ضمن استاد میشه این موضوع را از مباحث استادی که تو سها دارن المیزان تدریس میکنن هم دریافت کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کتاب «تأملات سیاسی علامه طباطبایی» در این مورد نکات خوبی دارد. ۲. در موارد دیگر نکته مشخصی در ذهن خود ندارم. آری! عزیزی که در «سها» در موضوع المیزان زحمت میکشند، دارای فهم و اندیشه خوبی در این مورد میباشند. موفق باشید
سلام استاد عزیز: شوهر من از ارادتمندان سرسخت شما ست...................... با توجه به اینکه این نوع موارد حالت خصوصی دارد، حداقل ایمیل خود را بگذارید تا جواب به صورت خصوصی ارسال شود و البته بهتر است که این موارد با کسانی که طرفین را میشناسند، در میان بگذارید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که میدانید شیطان در مسیری که به سوی خداوند است، حاضر است و بد اخلاقیهای افراد مؤمن از این قرار میباشد. مهم آن است که متوجه شوند این افراد که إن شاءالله در صراطی که هستند باید برای ادامه راه از این بداخلاقیها با جدیت تمام عبور کنند بخصوص که عموماً در ۴۰ سالگی که مرز قدم در مراتب عالیه معنوی است، شیطان به سراغ این افراد میآید. باید خودشان مواظب خودشان باشند. موفق باشید
با سلام! پاسخ شبهه زیر چیست؟ تفسیر علم به حضور معلوم نزد عالم، غلطه. چون ما به معدومات هم عالم هستیم. همانطور که خداوند هم به معدومات مثل شریک باری عالم است، با اینکه حضور معلوم در مورد معدومات نادرسته، پس تفسیر علم به حضور معلوم نادرست شد. با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: مفهوم معدومات و علمِ به مفهوم آنها، غیر از علم به حضور معلوم است نزد عالِم. و این دو نباید خلط شود. موفق باشید
ما در خانه دل یاریم یا او در خانه دل ماست؟ گفت: از چه میپرسی که هر دو در بیخانمانیمان سرگشتهایم! خوش آن روزی که همهی علامتهای سوال به علامت تعجب مبدل میشوند! وقتی در تو متحیّرم سوال «متی احار فیک یا مولای» من بیجواب خواهد ماند! میبینم که میگویی: نمیگویم ولی ببین: همیشه! حتی آن زمان که وجودت را در آغوش میکشم و غرق در جاودانگی عطر بهاریات میشوم، بویی از هویت بهارآفرینیات نخواهم برد. بگذار اینبار با تارهای صوتی حنجرهام بجای مرتعش کردنشان برای ایجاد سوالات وهمی، سهتار بزنم ستاریات را! ای پیداترین مستور در میان سطور جان من! وقتی یکپارچه در آغوشم میکشی، آوارگیم را زیر قبای ستاریت گم میکنم. مولای دلتنگیها این زیست شاعرانه را از من نگیر! قلوب پاک شما مجمع مشیّتها / وجود جامعتان ماورای نیّتها / میان جامعه هستی، شبیه نوری تو / میان کوچه و بازارِ جامعیّتها / سیاهی دل ما را جمال میبینید / شبیه عمّه صبورید در اذیّتها / مودّت تو که نزیکتر به من ز منی / وصیّتی است ورای همه وصیّتها / هر آنکه آینه شد لا یمسّه نشنید / که ذات آینه پاک است از منیّتها
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. در اینجا است که انسانها زشتیِ «فخر» بر دیگران را احساس میکنند و به یگانگی نسبت به انسانیت دیگران پی میبرند. مثل یگانگی که آقای آرون بوشنل نسبت به مردم غزه احساس کرد و طاقت ماندن نسبت به آنهمه ظلمی که به آنها از طرف کشورش میشد، نداشت. خود را آتش زد تا به همه خودبینها و فخر و استکبار، آتش بزند. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: وقتتون بخیر. اینکه در خبرها آمده پول ایران بی ارزشترین پول دنیاست حرف درستیست؟ پس چطور ما از لحاظ اتقتصادی پایینترین کشور نیستیم؟ استاد پاره ای دوستان معتقدند حذف ارز چهار و دویست کار درستی نبوده چون ارزش پول ملی رو کم کرده و دولتمردان هم به بهانه قاچاق این کار رو کردند اما براشون مهم نیست ارزش پول ملی بیاد پایین! چنین چیزی از نظرشما صحت داره؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد بسیار مفصل است و در تخصص بنده نمیباشد. جناب آقای استاد زرشناس نکاتی را در برنامه «جهان آرا» مطرح فرمودند که میتواند در این مورد کمک کند. موفق باشید
با سلام: اگر ذات انسان عین علم است چرا هنگام بیهوشی از خودش آگاهی ندارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: باز در آن هنگام نیز انسان در نزد خودش می باشد ولی در آن حال، آگاهی به آگاهیاش ندارد. موفق باشید
سلام: وقتتون بخیر ببخشید وقتتون رو میگیرم. در موضوع برهان صدیقین جلسه اول سخنرانی. ما از کجا باید مطمئن باشیم هر نقصی نشأت گرفته از عدم است؟ چگونه می توان این موضوع را اثبات کرد و فهمید که همه نقص ها نشأت گرفته از عدم هستند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث «برهان صدیقین» را همراه با صوت آن همچنان ادامه دهید تا ان شاءالله این نوع سؤالها برای جنابعالی روشن گردد. موفق باشید
با عرض سلام: چه چیزی سبب می شود عده ای برای شهادت انتخاب شوند؟ آیا ممکن است کسی با گناه کبیره یا صغیره نیز انتخاب شود؟ یا شهدا دست کم درباره رعایت احکام، عصمت دارند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً باید شایسته شهادت شوند. نهایتاً آن است که مانند شهید شاهرخ ضرغام بالاخره توبه کردهاند. نکاتی در سؤال و جواب شماره 36666 در این رابطه شده است. خوب است به آنجا رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام علیکم: بنده تمامی کتب شما در زمینه انسان شناسی را مطالعه کردم (بجز معرفت النفس و حشر) اما در موضوع شناخت انسان به دنبال چیزی بالاتر از اینها بودم. صد البته اگر این کتاب ها نبود شروع حرکت بنده هم نبود. سوال این است که ما بدن را محل ظهور نفس میدانیم یا بدن را خود یک نفس میشماریم؟ این سوال برآمده از سوال دیگری است که رابطه بدن و نفس چیست؟ آیا بدن صرف یک ابزار و دستگاهی است که نفس از آن استفاده میکند برای تکامل خود؟ کدام نفس است که بدن را تحت سیطره خود دارد؟ روح و نفس با هم قابل جمع هستند یا خیر؟ و... افکار من سرشار از سوالات بالاست. اگر میشود در حد فهم سوالات بالا را پاسخ و یا ارجاع به کتاب و استادی بدهید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده با کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح صوتی آن و یا کتاب «خویشتن پنهان» جواب سؤالهای خود را میگیرید. کتاب «معرفت نفس» آیت الله حسن زاده نیز در این مورد بسیار ارزشمند است. موفق باشید
استاد عزیز سلام: دیدم در جایی فرمودید که چون در خواب حالت وجودی بوده پس خواب در ذهن نمی ماند، سوال اینکه آن بخش از خواب که در ذهن می ماند به چه صورت بوده؟ دوم اینکه می گویند در خواب حقیقت و وهم با هم آمیخته شده و حجت نیست. حال اگر بخواهیم درست بودن بعضی قسمتش را که حقیقت دارد بفهمیم آیا فقط باید منتظر باشیم تا اتفاق بیفتد یا اینکه راهی و تذکری وجود دارد که بتوان عمیق تر رویش فکر کرد؟ ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آن نوع خوابها که از جهتی در ذهن میماند، وجه حصولی آن نیز در میان بوده و مربوط به امور روزمرّه است. ۲. آنهایی که علم تعبیر خواب داده شدهاند میتوانند، ولی نه هر مدعی. موفق باشید
سلام وقت به خیر: ببخشید من یه سوال پرسیدم شماره 36439، درخواست دارم حذفش کنید، چون با اطلاعاتِ نامطمئن پرسیدم و برای شخص بد میشه. ممنون.
باسمه تعالی: سلام علیکم: سؤال مذکور اساساً در معرض دید کاربران قرار نگرفته است. موفق باشید
با سلام: ذهن من به گونهای است که در این دنیا به کثرت اصالت میدهد. آیا پس از مرگ یعنی در برزخ و قیامت آیا همین ذهنی که به کثرت اصالت می دهد وجود دارد یا به گونهای دیگر است؟ لطفاً توضیح دهید! با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال در زندگی بحث باید در توحید باشد و رجوع به حضرت حق، وگرنه در جهانی که در وصف آن فرمودند: «والامر یومئذٍ لله» اگر به غیر حق رجوع شود چه چیزی داریم که بدان دل ببندیم؟ و در زیر سایه او ابدیت خود را ادامه دهیم؟ موفق باشید
با سلام: آیا میتوان بر اساس قاعده «بسیط الحقیقه کل الاشیا» و... فرض کرد که عالم مثال را بسیط الحقیقه و موجودات مثالی موجود در آن، همان اشیاء مد نظر قرار داد؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر به بسیط الحقیقه، نظر به وجود است به هر جلوهای که باشد. موفق باشید
