بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
37514

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام! آیا برای یک فرد امکان دارد که در همین دنیا بتواند با یک حوری بهشتی برزخی تزویج کند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ازدواج به معنای ازدواجِ دو ناهمجنس، غیر از اُنس با حوریان بهشتی است که آن‌ها به تعبیر خود قرآن «جزاء بما کانوا یعملون» هستند یعنی آثار عبادات اهل یقین می‌باشند و در واقع، مقرّبون با ابعاد روحانی خودشان در جلوه حوریان بهشتی روبه‌رو می‌گردند. موفق باشید

37397

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام محضر استاد گرامی: در تفکر به وضع خودم و راهی شدن به وضع مطلوب به این نتیجه رسیدم با مواجه با همین من فعلی و موجود که دارم و خواندن مطالبی که مربوط به همین من فعلی و موجود هست امید هست راهی گشوده شود و الا خواندن و مواجه شدن با چیزهای دیگر هرچند مربوط به من متعالی باشد آخرش انسان یک احساس بیگانگی می‌کند. الان بنده با مباحث نیهیلیسم بیشتر احساس شناخت خودم رو دارم و طبق نتیجه بالا احتمال میدم با مواجه با این مبخث امید هست راهی برای مرحله بعدی گشوده شود. شاید حرفم خیلی دقیق نباشد کلیت حرف مدنظرم هست. خیلی ممنون از پاسخ گویی شما.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته خوبی است و در همین رابطه داریم: «الطرق الی الله بعدد انفاس الخلائق» و فرموده‌اند: «هرکسی را بهر کاری ساختند / میلِ آن اندر دلش انداختند». موفق باشید

37355
متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیزم: شما همواره فرمودید که اشتغالات زیاد دنیایی مانع کسب ورع می شود و یا توجه دادید به احادیث پیرامون بخش بندی کردن زمان و اختصاص قسمت اعظم فعالیت روزانه به مشاغل را اشتباه دانسته اید. این مطالب را با مرور زندگی برخی از بزرگان معاصر نتوانستم تطبیق دهم، به عنوان مثال در وصف پرکاری شهید طهرانی مقدم و یا حاج قاسم بسیار شنیده ایم. لطفاً در فهم درست این مسئله مطلبی بفرمایید و یا اینکه مرجعی را معرفی بفرمایید که ابهامات بنده را برطرف کند. سپاس

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی افقی از نور توحید در دل تاریخ در مقابل انسان گشوده شود، حضور فعّال او در صحنه صحنه‌های آن تاریخ نه تنها مشغله نیست بلکه حضوری است عین توحید که انسان در هر لحظه آن حضور، در هرکجا که باشد احساس می‌کند در قرب الهی قدم برمی‌دارد، حال چه شهید تهرانی مقدم باشد و ساختن موشک و یا شهید آوینی باشد و تهیه «روایت فتح» و یا اشک‌های نیمه شب رهبری باشد در دعا به ملتی که بنا دارند در راه حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» قدمی جلو بگذارند. در آن صورت «همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت». موفق باشید

37301

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام درباره ی سوال 37262 وقتی من الان نمیتونم از حق و مظلومیت دفاع کنم پس مردم کوچه های مدینه هم آیا همین طور بودند؟ آیا آنها چقدر مقصر در خانه نشینی امیرالمومنین علیه السلام بودند؟

متن پاسخ
 

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه که میدان حضور در دفاع از حق برای انسان پیش آید و ممکن باشد، چرا کوتاهی کند و از زیبایی دفاع از حق که در واقع درخشش جان انسان است، غفلت نماید؟ بحمدالله آن‌طور که آقای حسین پاک در مصاحبه با آقای علیزاده فرموده‌اند نقش مجاهدان ایرانی و سپاه قدس تا آنجا که ممکن بوده، چشمگیر است. موفق باشیدhttps://eitaa.com/jedaaltv/2058

37119

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام! پاسخ شبهه زیر چیست؟ تفسیر علم به حضور معلوم نزد عالم، غلطه. چون ما به معدومات هم عالم هستیم. همانطور که خداوند هم به معدومات مثل شریک باری عالم است، با اینکه حضور معلوم در مورد معدومات نادرسته، پس تفسیر علم به حضور معلوم نادرست شد. با تشکر!

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: مفهوم معدومات و علمِ به مفهوم آن‌ها، غیر از علم به حضور معلوم است نزد عالِم. و این دو نباید خلط شود. موفق باشید

37099

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: در بحث علت و معلول. ما در تقسیم بندی ارسطویی چهار علت داریم. فاعلی، غایی، مادی و صوری. در بحث علت مادی. این موجودات اطراف ما از ماده ساخته شده اند. سوال این ماده از چه ساخته شده است؟ اگر این سلسله به جایی ختم نشود چیزی بوجود نمی آید. آنجایی که ختم می‌شود چیست ؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یکی از مراتب وجود، عالم ماده می‌باشد و از این جهت به عنوان علت مادی، زمینه پذیرش صوری است که بر آن جاری می‌شود. موفق باشید

36990

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: ببخشید وقتی تو برنامه شخصی شکست می‌خورم و میل به انجام کاری که می‌دونم درسته ندارم، مثلا ابتدای روز می خوابم. لذا بعد از چند روز تکرار اشتباهم از خودم بدم میاد، حالم خیلی بد میشه و از تغییر خودم و نهایتا از خداوند دچار یاس پنهان میشم. میل به گناه و لجاجت با خودم پیدا می‌کنم و میل به عبادت و نماز هم کم میشه. کارهای دنیایی هم گره میخوره، دوست دارم تنها باشم و کتاب بخونم. حال روحی و جسمی ام خیلی بد میشه. حتی حوصله زیارت مشهد و... ندارم چون حالم خیلی بد میشه. چطور میشه نجات پیدا کرد؟ ممنونم از شما. عاقبت به خیر شوید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این زمانه انسان‌ها باید مطابق ظرفیت گسترده خود عمل کنند تا همچنان میل به جلو داشته باشند. پیشنهاد می‌شود بعد از مباحث «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن، به عرایضی که در رابطه با سوره «التین» شد، رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/sound/928?mark=%D8%AA%DB%8C%D9%86  موفق باشید

36921

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: اگر ذات انسان عین علم است چرا هنگام بیهوشی از خودش آگاهی ندارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باز در آن هنگام نیز انسان در نزد خودش می باشد ولی در آن حال، آگاهی به آگاهی‌اش ندارد. موفق باشید

36743

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام استاد: اگر قانونی گذاشته بشه اون افرادیکه میخان برن خارج و امریکا از همون اول یا ثبت نام نشوند در دانشگاهها یا هزینش ازشون گرفته بشه البته قبل پذیرش یا در مصاحبه این قانون وضع بشه و از اون طرف هم تحصیل کرده ها که میخان برن فرنگ هزینه ای که دانشگاه متقبل شده را باید برگردانند و بعد برن خوب قانونیه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید با توجه به بحرانی که در جهان غرب در حال وقوع است، نباید به آن‌هایی که می‌روند سختگیری کرد و شرایط برای برگشت آنها مشکل نمود که رویِ برگشت داشته باشند. موفق باشید

36521

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد عزیز سلام: دیدم در جایی فرمودید که چون در خواب حالت وجودی بوده پس خواب در ذهن نمی ماند، سوال اینکه آن بخش از خواب که در ذهن می ماند به چه صورت بوده؟ دوم اینکه می گویند در خواب حقیقت و وهم با هم آمیخته شده و حجت نیست. حال اگر بخواهیم درست بودن بعضی قسمتش را که حقیقت دارد بفهمیم آیا فقط باید منتظر باشیم تا اتفاق بیفتد یا اینکه راهی و تذکری وجود دارد که بتوان عمیق تر رویش فکر کرد‌؟ ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آن نوع خواب‌ها که از جهتی در ذهن می‌ماند، وجه حصولی آن نیز در میان بوده و مربوط به امور روزمرّه است. ۲. آن‌هایی که علم تعبیر خواب داده شده‌اند می‌توانند، ولی نه هر مدعی. موفق باشید

36480

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقت به خیر: ببخشید من یه سوال پرسیدم شماره 36439، درخواست دارم حذفش کنید، چون با اطلاعاتِ نامطمئن پرسیدم و برای شخص بد میشه. ممنون.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سؤال مذکور اساساً در معرض دید کاربران قرار نگرفته است. موفق باشید

36468

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: ذهن من به گونه‌ای است که در این دنیا به کثرت اصالت می‌دهد. آیا پس از مرگ یعنی در برزخ و قیامت آیا همین ذهنی که به کثرت اصالت می دهد وجود دارد یا به گونه‌ای دیگر است؟ لطفاً توضیح دهید! با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال در زندگی بحث باید در توحید باشد و رجوع به حضرت حق، وگرنه در جهانی که در وصف آن فرمودند: «والامر یومئذٍ لله» اگر به غیر حق رجوع شود چه چیزی داریم که بدان دل ببندیم؟ و در زیر سایه او ابدیت خود را ادامه دهیم؟ موفق باشید

36464

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: آیا می‌توان بر اساس قاعده «بسیط الحقیقه کل الاشیا» و... فرض کرد که عالم مثال را بسیط الحقیقه و موجودات مثالی موجود در آن، همان اشیاء مد نظر قرار داد؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر به بسیط الحقیقه، نظر به وجود است به هر جلوه‌ای که باشد. موفق باشید

36238

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد بزرگوار: مدتی است احساس می‌کنم ظهور اتفاق افتاده است البته نه به کامله بیشتر از اینکه ما نیاز به دعا برای فرج داشته باشیم به دعا برای داشتن چشم ظهور بین نیاز داریم آیا ظهور یک امر وجودی است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مسلّماً نور حضرت در این شرایط بیش از پیش در صحنه است و ان شاءالله با تعیّن شخصیت ایشان، بشرِ امروز ره صدساله را یک‌شبه طی می کند. نمی‌بینید وجود نائب آن حضرت چه اندازه کارساز است؟!! حال حساب کنید اگر در کنار حضور همه جانبه آن حضرت، آن حضور تا ظهور شدت بیابد؛ چه جهانی در راستای نابودی باطل و حاکمیت حق پیش می‌آید. موفق باشید

36232

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

نمی دانم درست می بینم یا نه. آینده همین حالاست، همه ی زندگی همه اش یکجا همین حالا هست مثل یک بوم نقاشی منتها ما نمی توانیم همه را با هم ببینیم و هر بار نظرمان به یک صحنه می افتد؛ و گمان می کنیم که حالایی داریم و آینده ای؛ در حالیکه حالا و آینده و گذشته مربوط به بدن است و ما فقط ماییم، به قول جناب علامه هستیم که هستیم. البته ایشان می فرمایند :ما ابدیت در پیش داریم؛ هستیم که هستیم» ولی گویا منظورشان این است که ما با ابدیت مواجهیم؛ نه اینکه بعداً ابدیتی باشد؛ ابدیت همین الآن هست منتها ما بی خبریم، ابدیت گویی یعنی همه اش خدا شدن نه اینکه تا همیشه ماندن، تا خدا راه زیادی نیست؛ بلکه اصلاً راهی نیست؛ قرار نیست برویم؛ قرار است بشویم، هرچه هست خداست و ما هم گویی خداهای بی خبریم که از اصلمان غافلیم یا خودمان را از اصل انداخته ایم، شاید بگویید کافر شده ام و از جهنم بترسانیدم؛ جهنم آیا جز خودم است وقتی که بی شرمی و زشتی می کنم؟ جهنم ولی چقدر پر تنفّر است و چقدر حسرت دارد، ولی چه آسان می شود جهنم خود را بهشت کرد؛ کاش فقط همت باشد؛ آری بهشت کردن همت می خواهد؛ چمران می خواهد؛ و چمرانی نگاه کردن! من ولی به شدت از مردن می ترسم؛ وحشت بسیار سنگینی می گیردم از مردن؛ دعا کنید هرگز نمیرم؛ من دلم خدا شدن می خواهد؛ خدا شدن که عیبی ندارد؛ همه ی اهل جهاد خدا می شوند؛ معبود شدن مذموم است؛ دعا کنید ‌که من هرگز نمیرم؛ من دلم می خواهد از چشمه ی شهادت بنوشم؛ حتی به قدر جرعه ای؛ از دست خدا؛ از دست خود خود خودش؛ از آب حیات...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هم اکنون در ذات خود حضوری بیکرانه و ابدی هستیم و هر اندازه نسبت خود را با توحید الهی بیشتر کنیم از طریق عبودیت، این بیکرانگی را نسبت با خدا روشن و روشن‌تر احساس می‌کنیم. موفق باشید

36227

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: منظور از قضای لطفیه و قهریه خداوند چیست؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حضرت ربّ العالمین گاهی با اسم جلال خود به صحنه می‌آید که بسی غیر قابل دسترس است و می توان گفت که قضای قهریه‌ای در صحنه است. و گاهی با اسم جمال خود در میان است و می‌توان گفت در قضای لطیفه‌اش حاضر است. موفق باشید

36203

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: بنده قیام عالم را به خویش می‌بینم، البته نه خودی به اسم و فامیل و اینها، بلکه خودی که نور محمد (ص) است، نور امام زمان و رهبری و امام خمینی است، این خود حقیقی که در درون حسش می‌کنم را حجت می‌دانم که «لو لا الحجه لساخت الارض باهلها»، حتی امام زمانی که در خارج می خواهد ظهور کند را هم مظهر یک نور حقیقی امام زمانی می‌بینم که در درون من است، اصالت را به آن نور و حقیقت درونی وجودی حضوری خودم می‌دهم نه امام زمان خارجی! حتی طوفان الاقصی را حس می‌کنم بخاطر اتفاقی است که در وجود من افتاده فقط من، من اگر بلند شدم و مطالعه و کسب معرفت و عبودیتی داشتم مظهر خارجی اش می‌شود طوفان الاقصی. حس می‌کنم فقط منم که هستم حضورا، حتی این جسم من هم فقط یک مجاز است. نمی‌دانم بعضی وقتها از بقیه می‌خواهم بپرسم شما هم هستید و حس بودن دارید یا نه؟ من نمی‌توانم بود آنها را تایید کنم و آنها را فقط وسیله کمال خود می‌دانم به این طریق که مقابلشان خاکساری کنم و خودم را هیچ بدانم پیششان بگذار فحشم بدهند. خودم هستم که به خودم فحش می‌دهم یک مظهر من است آن فحش دهندا هم. حتی در جلسات شما هم شما را یک جنبه و خود عالی خودم می‌دانم که ظهور کرده است! استاد راهنمایی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که انسان در جهان خود حاضر شود؛ در جای خود قابل قبول است بخصوص که در قیامت این حالت به صورت کامل برای هرکس ظهور می‌کند. ولی در دنیا ما در عین حضور در جهان خود، نیاز داریم نسبت به جهان دیگرانسان‌ها نیز بسط داشته باشیم تا جهان ما گسترده‌تر شود. موفق باشید

36197

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: چند سال پیش در راهپیمایی چند خانم رو دیدم از بسیج دانشگاه ولی با پوشش چادر وآرایش کرده، خیلی ناراحت شدم. چرا باید این افراد با این نوع آرایش حضور پیدا کنند؟، در راه برگشت فردی رو دیدم با چادر ولی صورت مثل گریم شده سفید و آرایش وحشتناک دقیقا چهره شیطانی داشت و از روبرو میومد و خنده شیطانی داشت برق چشم و خنده هاش قلبم رو به درد آورد به خودم که اومدم فهمیدم این یک انسان نبود بلکه خود شیطان بود، تا چند وقت از به یاد آوردن اون صحنه وحشت داشتم، با اینکه زمان زیادی از این ماجرا میگذره، علت دیدن این صحنه ذهنم رو مشغول کرده، آیا من نباید اونجا ناراحت می‌شدم یا....

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد چیزی نمی‌دانم. موفق باشید

36171

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: آیا صلوات فرستادن ما باعث بالا رفتن درجه اهل بیت می‌شود و نفعی برای آنها دارد؟ اگر اینطور هست یعنی اهل بیت علیهم السلام کامل نیستند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکاتی در کتاب « صلوات بر پيامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله»؛ عامل قدسي‌شدن روح» که روی سایت هست، در این مورد شده است. موفق باشید

36137
متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: این روزها که اتفاقات بزرگی در جبهه مقاومت و در فلسطین در حال وقوع است و درست روز بعد از فاجعه بیمارستان غزه متنی بر قلم بنده جاری شد که مایل بودم با حضرتعالی در میان بگذارم و در تصحیح و تکمیل نگاهم به مساله فلسطین از حضرتعالی کمک بگیرم. از فرصتی که برای شاگردان و دوستداران دور و نزدیک می‌گذارید ممنونیم. متن: اگر شب قدر، شبی است که مقدرات عالم رقم می‌خورد، شبی است که ملائکه بر اهل زمین نظر ویژه دارند و همه امور را جاری می‌کنند، این شبها، شب قدر جهان اسلام است، وقتی زمین با همه‌ی فراخی‌اش بر اهل زمین تنگ می‌شود، وقتی به این باور رسیدیم که لاملجا من الله الا الیه سکینه الهی می‌رسد. در صحنه دهشتناک حمله به بیمارستانی که مردم پناه خود قرارداده بودند، و پس از ۷۵ سال جنایت اسرائیل همچنان امان دادن گرگ را باور کرده‌بودند، در صحنه پر از خاک و خون شب تلخ غزه، شدیدترین امید تمام این ۷۵ سال متولد شد، کافی است باورکنیم و تنها یک لحظه تنها یک لحظه در میانه این خوف و خطر پناه بودن، تنها پناه بودن الله را ببینیم. دیشب را با تصاویر غزه احیا گرفتیم تا دلهای ما با دلهایشان زنده شود و چه بگویم حسرت این‌همه در میانه میدان بودن خواب از چشمها ربود، چقدر از مردان ما آرزو کردند چند دقیقه در این میدانِ حضورِ خدا سلاحی حمل کنند، پیکری جابجا کنند و بعد هرگاه که او خواست به لقاءش بشتابند، چقدر از زنان ما قلبشان برای یک ساعت امدادگری بی‌قرار شد، حتی اگر از شدت غم یا با یک بمب دیگر نباشیم. ما دلمان برای لحظه‌های خوف و خطر سخت تنگ شده، دلمان برای حضور در نبرد آخرالزمانی خیر و شر له له می‌زند. ما که صدها بار کربلا را با خود مرور کرده‌ایم از مرگ در خانه و بستر هراسانیم گویی سفره‌ای پهن شده، بزمی به راه افتاده و ما حسرت زده فقط می‌توانیم از دور شاهد باشیم. دلمان می‌خواهد در میدان روضه‌های مجسم تاریخمان به ما هم سهم بدهند، حتی اگر یک نقطه از لشگر عظیم حق باشیم، حتی اگر جایی نامی از ما نماند، خاطره‌ای از ما ننویسند حتی اگر لشگر حق پس از ما آنچنان غرق شادی فتح شوند که نام شهدا جایی ثبت نشود، مهم نیست در این صحنه عظیم به ما دیالوگ بدهند یا فقط سیاهی لشگر باشیم، آنقدر نور این لشگر خیره کننده است که در سیاهیش هم که باشی حسرت ملائکه می‌شوی، مایه مباهات الله بر ملائکه می‌شوی اگر ملائکه خونهای به ناحق ریخته شده در غزه را دیدند و به الله گفتند اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء، ما همانیم که مقابل ملائکه می‌ایستیم و آنها حتی یارای آن ندارند که نام ما را بیاورند، و آدم فقط خبری از ما به آنها می‌دهد و الله می‌گوید، نگفتم من چیزهایی می‌دانم که شما نمی‌دانید. اللهم اجعلنی ممن تنتصر به لدینک و لاتستبدل بی غیری

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سپاس خدا را که این کلمات از زبان خواهری جاری می‌شود که زبان را همچون اسلحه به دوش گرفته است تا برّان‌تر از اسلحه‌ها، در میدان باشد. آیا حقیقت حضورِ آخرالزمانی ما مژده چنین طلوعی را به میان نیاورده است؟! چه خوب فرمودید که اتفاقاً سکینه الهی در اوج طوفان، انسان را فرا می گیرد تا معلوم باشد هر اندازه شیطان با دشمنیِ بیشتر به میان آید، خداوند با مددی افزون‌تر یاران خود را مدد می‌کند به همان معنایی که جناب مولوی فرمود: «چون‌که سِرکه سِرکگی افزون کند / پس شِکر را واجب افزونی بُوَد». آری! این مائیم و تقابل دو تاریخ؛ تاریخی که همه معنای خود را در اسلحه‌ها و قدرت و رسانه و دروغ دنبال می‌کند، و تاریخی که انسان در آن نسبت به حقیقت تا مرز شهادت، خود را حاضر کرده است. غزّه، امروز آینه‌ای است تا همه چیز در آن نمایان شود. اینهمه تلاشِ اَبر قدرتها برای حفظ موجودیت اسرائیل، چیزی نیست جز حفظ موجودیت انسانی که به تعالی انسان و معنی قدسیِ انسان پشت کرده و اینهمه تلاش در جبهه مخالف، در سراسر جهان برای دفاع از فلسطین با چنین شور و عطشی، حکایت از آن دارد که بشرِ جدید راهی که در جستجوی او بود را در نظر به غزّه یافته است. حال این ما و شماییم که «بودنِ» خود را آری! «بودنِ» خود را در این صحنه‌ها تجربه کنیم که به گفته جنابعالی حتی اگر یک نقطه از لشگر عظیم حق باشیم و حتی اگر نامی از ما نماند و خاطره‌ای از ما ننویسند، زیرا در پیشِ خود که هستیم و همین احساسِ «بودن» در این صحنه به هر صورتی که پیش آید، همه آن حضوری است که ما سال‌ها به دنبال آن بودیم و دیروز، مزه آن را در دفاع مقدس و در تشییع پیکر پاک حاج قاسم مزمزه کردیم و حالا در میدانی بسی گشوده‌تر ماورای موضوع شیعه و سنی بودن داریم خود را تجربه می‌کنیم. موفق باشید  

36116

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب وقت بخیر استاد: استاد طبق قواعد نحوی در حدیث «من عرف نفسه فقد عرف ربه» عرف ربه مقدم بر شناخت نفس هست یعنی شناخت خداوند موجب شناخت خود می شود. ممنون میشم نظرتون رو راجع به این مورد مطرح بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! از یک طرف در دعای مشهور منسوب به جناب اباذر که جناب جبرائیل به پیامبر«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» خبر دادند که فرشتگان در آسمان، دعای اباذر را تکرار می‌کنند؛ هست: « اللّهمَ انی اسئلکَ الامنَ و الایمانَ بکَ وَ التصدیقَ بنبیکَ و العافیةَ من جمیعِ البلاء وَ الشکرَ عَلَی العافیة وَ الغنی عن شرارِ الناس . » که جناب اباذر تقاضا می‌کنند که خودِ خداوند ایمان به خداوند را به انسان عطا کند. و از آن طرف روایت‌های متعددی داریم در رابطه با معرفت نفس، به همان معنایی که به همان اندازه که خودشناسی کنیم متوجه ربوبیت حضرت ربّ می‌شویم. موفق باشید

36094
متن پرسش

سلام علیکم: در ابتدای کتاب سه دیدار؛ آقای نادر ابراهیمی عبارتی را از امام نقل می‌کنند: ایران موجودی است الهی که بر بال فرشتگان نشسته است بسیار حرف بلندی است اما توضیح می‌خواهد، نظر شریفتان چیست؟ در رابطه با ایران است یا جمهوری اسلامی ایران؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این ایران است که در این تاریخ، راهی است برای آن کسی که به دنبال راه می‌باشد و نمونه راه‌بودنِ ایران برای هرکس و هر جریان، رخدادی است که این روزها در غزه ملاحظه می‌کنید که چگونه بر خلاف همه معادلات عادی، چنین صحنه‌هایی به‌وجود می‌آید تا معلوم شود نماد همه تمدنِ سکولار غربی چگونه ضربه‌پذیر است تا به فردایی بیندیشیم که آن فردا، ادامه جهان مدرن نیست که البته بحث در این مورد مفصل است، باشد که فرصت گفتگو در این مورد پیش آید. موفق باشید    

36068

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و خسته نباشید خدمت استاد محترم: من گرفتار ۵ تا گناه شدم که این گناهان طوری هست که من ۲۰ سال تا ۳۰ سال با آنها خوی گرفتم و طوری هم شده با آنها حالت اعتیاد به گناه کردن دارم حالا نمی‌توانم آنها را ترک کنم یعنی من با محاسبه و مراقبه هم توانستم مدت معدودی آنها را ترک کنم ولی دوباره آمدم خونه اولم ۱. فحش و دشنام دادن ۲. غیبت ۳. تهمت ۴. استمناء ۵. چشم چرانی ۶. قضا شدن نماز صبح

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با معرفت نفس، جهانی در مقابل انسان گشوده می‌شود که انسان متوجه می‌گردد نقش تخریبیِ گناهانی که شرع مقدس ما را از آن نهی فرموده؛ چه اندازه دقیق است و چه خطراتی در این دنیا و به‌خصوص در آن دنیا برای انسان به بار می‌آورد. موفق باشید

35915

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و احترام خدمت استاد بزرگوار: 🙏🏻 عذرخواهی می‌کنم اگر پرسش بنده زیاد جنبه همگانی نداره. بنده خانمی ۱۸ ساله و در شرف ورود به دانشگاه هستم. بعد از ورود به رشته علوم تجربی در اثر انس با آثار اساتیدی مثل شما و.. به این نتیجه رسیدم که فضایی که باید توش تنفس کنم فضای علوم انسانی و تربیت فرهنگی هست. و علنا روحیه فلسفی ای که دارم اقتضا می‌کنه تو جو علوم انسانی اسلامی باشم. با تحقیقاتی که کردم، حوزه خوب برای خانوما توی اصفهان پیدا نکردم، و ترجیح دادم تغییر رشته بدم به علوم معارف اسلامی. در حال حاضر برای ورود به دانشگاه به تردید افتادم که برای فرهنگیان و معلمی اقدام کنم یا رشته فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه می‌تونه کمک بهتری بکنه تو هدفم. می‌خواستم ببینم نظر شما چیه؟ در این شرایط حوزه رو پیشنهاد می‌کنید یا معلمی یا خوندن رشته ای مثل فلسفه یا روانشناسی؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید حضور در میدان معلمی در جوانب مختلف می‌تواند برای خودتان و دیگران مفید باشد. موفق باشید

35913
متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیزم: استاد شما می‌گویید در دنیای نیست انگاری حال انسان بد است و بی هدفی او را فرامی‌گیرد .... باید با حضور در انقلاب اسلامی از این نیست انگاری و پوچی ها رها شد و راه را پیدا کرد اما چگونه می‌شود این کار را کرد؟ اگر کسی در فضاهایی رشد کرده باشد که پر از این نیست انگاری ها و پوچی ها باشد و او خودش با توکل و تلاش، به اعتقاداتی محکم و اهدافی استوار رسیده باشد اما همچنان دنیای پوچی ها او را فرا گرفته باشد... باید چگونه و کجا و با چه کس برود و همراه شود تا ابعاد متعالی وجودش را رشد دهد؟ شما می‌گویید حضور در انقلاب اسلامی ولی اینکه چه باید بکنیم چیزی نمی‌گویید؟ من گاه از شدت تنهایی و بی هدفی بسیار حالم بده می‌شود. شما انقلاب دیده اید انسانهای انقلابی، دوستان با خدا انقلابی و محکم، با اهداف عالی و شاید اقوام خویشان مذهبی و با خدا.... کسی که هیچ کدام از اینها را ندارد دلش را به کجا خوش کند و حرکت کند؟ برای کدام هدف تلاش کند؟ در دنیا به کدام سو حرکت کند؟ من در دنیایی و عالمی که شما نشانمان دادید وارد شدم و هنوز به جایی نرسیدم و حتی همفکر همیاری در این راه نیافتم که با اون دلتنگی هایم را بیان کنم. از شدت تنهایی و خستگی و بی هدفی می‌ترسم. شاید بگویید باید صبور باشم و عجله نکنم .اما بنظر من وقتی آدم حالش بد بدتر شد باید کاری بکند و یا بازنگری در خود بکند یا مسیرش را عوض کند. من در پیاده روی اربعین خیلی حالم خوب بود و رسیده بودم به هر آنچه روحم می‌خواست و وقتی برگشتم دوباره به همان زندگی بی معنا برگشتم و حالم همون جور شد. کاش می‌توانستم شفاف تر حالم را برایتان توضیح دهم تا مرا بفهمید اما حیف که بیش از این نمی‌توانم توصیف حالم را گویم. مثل آدمی شده ام که منگ خسته است و حتی قدمهایش تلو تلو می‌خورد و تعادل ندارد. من در خلوت و تنهایی ها و ارتباطم با خدا حالم خوبه اما وقتی به دنیای بیرون میایم سکنایی ندارم که حال خوب بهم بده حتی در خانواده خود هم سکنایی ندارم. گاه از بودن در این دنیا خسته می‌شوم اما دوباره می‌گویم نه من باید باشم و می‌توانم خوب باشم. استاد عزیزم کجاست اون پایگاه های جهادی و بسیج که دست جوان ها را می‌گیرند؟ کجاست مراکزی مذهبی که به حرفهای ما گوش بدهند و راهی عملی جلو ما بگذارند؟ من چندین بار به سها آمده ام تا شاید آنجا سکنی پیدا کنم و با افرادی آشنا بشم که مثل خودم باشن اما آنجا هم نیافتم آن حرکت شوری را که دنبالش می گشتم. کاش می‌شد امام زمانم را ببینم و با سکوتم تمام وجودم را برایشان می‌گفتم. نمی‌دونم چرا این حرفا را برای شما می‌زنم شاید چون محرم رازی ندارم که حالم را برایش بگویم. ببخشید که وقت ارزشمند شما استاد بزرگ را گرفتم. یا علی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یکی از خصوصیات بشر جدید اگر نخواهد خود را فریب دهد اتفاقاً درک همین «نیست‌انگاری» است که جنابعالی احساس کرده‌اید و می‌بینید که گاه و بیگاه به سراغ انسان می‌آید. حال می‌ماند که عبور از آن را در خود چگونه جستجو کنیم و این‌جا است که باید هرکس راه‌های متفاوت را در خود تجربه کند که نمونه‌اش همین حضور اربعینی بود، یا حضور در «زبان» آن‌گاه که خانه وجود باشد و تجلی وجود خود انسان را به میان آورد مانند شعر. و یا حضور در هنر، آن‌طور که شهید آوینی متوجه بسیاری از ابعاد نیست‌انگاری شد. و البته همان‌طور که متوجه هستید و آن شهید بزرگوار نیز متوجه بود همه این نوع حضورها باید در تاریخی که ما را فرا گرفته انجام گیرد. پس در یک کلمه باید پس از درک نیست‌انگاری راهی در راستای سکناگزیدن در «وجود» را در جلوه‌های مختلف آن جستجو کرد و معلوم است که امر ساده‌ای نیست ولی باید آن را به عنوان مشکل عمده این دوران، درک کرد وگرنه متفکرانه زندگی نکرده‌ایم. موفق باشید    

نمایش چاپی