بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
37744

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: لطفا کتابی در خصوص موضوعات: « قضا و قدر و رابطه قضا و قدر با تلاش انسان و آیاتی که می فرماید به آن چه به شما می‌رسد خوشحال نشوید و از آنچه از دست می‌دهید ناراحت نشوید زیرا همه این مقدرات از قبل در کتابی ثبت شده است. در این صورت جایگاه تلاش، دعا و سهم انسان در مقدراتش چه می‌شود؟ پاسخ به سوالاتی مانند این که اگر انسان در وظیفه خود کاهلی داشته آیا بازهم باید مقدرات را به قضای الهی نسبت دهد و رضا داشته باشد.» معرفی کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جزوه «جبر و اختیار» که روی سایت هست، روشن می‌شود که قضا و قدر، رابطه‌ای به جبر و اختیار ندارد شبیه نظام «علت و معلول» است  و از این جهت نظر به نظام‌مندبودنِ عالَم دارد تحت عنوان سنت‌های لایتغیر، تا هرکس جایگاه خود را بتواند در این نظام مشخص کند. https://lobolmizan.ir/leaflet/181?mark=%D8%AC%D8%A8%D8%B1%20%D9%88%20%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1 . موفق باشید

37651

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

اول این که یک مرض تو وجودم هست خیلی خیلی پول دوستم. نه از راه حرام از راه حلال. نمی دونم بده یا خوبه؟ سیری نداره این را چطوری درمانش کنم؟ بعضاً ۳ تا چهار روز پشت سر هم کار می کنم طوری که صدا همسرم درامده.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرصِ مال با انس بیشتر با غنی مطلق رفع می‌شود. موفق باشید

37575

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: راه رهایی از نیست انگاری غیر از پذیرش این موضوع و امید به آینده چیست؟ آیا از راه مطالعه می‌توان از این نیست انگاری خارج شد!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطالعه و نظر به «وجود»، آری. و این در کنار نسبتی که با انسانی همچون حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» شکل بگیرد، ممکن است. علاوه بر چند جلسه‌ای که تحت عنوان «نیست‌انگاری» بحث شد و روی سایت هست، می‌توانید به دو جلسه اخیر شرح سوره «اعلی» نیز نظری بیندازید. موفق باشید

37440

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: ۶. گاهی حس می‌کنم که صدای آرامم شنیده نمی‌شود و با برخی افراد باید جدال کنم تا عیبشان را متوجه شوند. آیا اجازه این کار را داریم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتی در جدال هم به ما فرموده‌اند: «و جادلهم بالتی هی احسن» و به همین جهت ائمه ما «علیهم‌السلام» میدان گفتگو با مخالفان را نیز میدان عدم تحقیر تشکیل می‌دادند که نمونه‌های آن را در مناظرات حضرت رضا «علیه‌السلام» با مخالفان ملاحظه می‌کنید. موفق باشید

37259

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض تبریک و آرزوی قبولی طاعات: چرا با وجود اینکه حج یک بار بر مسلمین واجب است ولی در برخی ادعیه تقاضای حج هر ساله داریم؟ آیا منظور حج مشروع است یا منظور باطنی دارد؟ «اللهم ارزقنی حج بیتک الحرام فی عامی هذا و فی کل عام»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که ذیل سؤال شماره 37250 عرض شد بیشتر نظر به توحید است و اینکه با حضور در خانه توحید، آن نورانیت بیشتر حاصل می‌گردد. موفق باشید

37097

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

ما در خانه دل یاریم یا او در خانه دل ماست؟ گفت: از چه می‌پرسی که هر دو در بی‌خانمانیمان سرگشته‌ایم! خوش آن روزی که همه‌ی علامت‌های سوال به علامت تعجب مبدل می‌شوند! وقتی در تو متحیّرم سوال «متی احار فیک یا مولای» من بی‌جواب خواهد ماند! می‌بینم که می‌گویی: نمی‌گویم ولی ببین: همیشه! حتی آن زمان که وجودت را در آغوش می‌کشم و غرق در جاودانگی عطر بهاری‌ات می‌شوم، بویی از هویت بهارآفرینی‌ات نخواهم برد. بگذار اینبار با تارهای صوتی حنجره‌ام بجای مرتعش کردنشان برای ایجاد سوالات وهمی، سه‌تار بزنم ستاری‌ات را! ای پیداترین مستور در میان سطور جان من! وقتی یکپارچه در آغوشم می‌کشی، آوارگیم را زیر قبای ستاریت گم می‌کنم. مولای دلتنگی‌ها این زیست شاعرانه را از من نگیر! قلوب پاک شما مجمع مشیّت‌ها / وجود جامعتان ماورای نیّت‌ها / میان جامعه هستی، شبیه نوری تو / میان کوچه و بازارِ جامعیّت‌ها / سیاهی دل ما را جمال می‌بینید / شبیه عمّه صبورید در اذیّت‌ها / مودّت تو که نزیک‌تر به من ز منی / وصیّتی است ورای همه وصیّت‌ها / هر آنکه آینه شد لا یمسّه نشنید / که ذات آینه پاک است از منیّت‌ها

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. در این‌جا است که انسان‌ها زشتیِ «فخر» بر دیگران را احساس می‌کنند و به یگانگی نسبت به انسانیت دیگران پی می‌برند. مثل یگانگی که آقای آرون بوشنل نسبت به مردم غزه احساس کرد و طاقت ماندن نسبت به آنهمه ظلمی که به آن‌ها از طرف کشورش می‌شد، نداشت. خود را آتش زد تا به همه خودبین‌ها و فخر و استکبار، آتش بزند. موفق باشید 

37035

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز سوال اول: همانطور که در روایت داریم. قیامت هم اکنون حاضر و موجود است و بقول معصوم ع هرکه غیر این را بداند ازما نیست. در کتاب برهان تا عرفان در بخشی شما میفرمایید: وقتي جهان مادي از مادّه بودن خارج شد و به فعليّت رسيد و نوراني گشت، ديگر آن جهان از نظر درجة وجودي، وجودي است برتر كه نقص‌هاي عالم مادّه در آن نيست و اين همان قيامتِ عالم مادّه است.طبق بحث حركت جوهري، هم اكنون جهان دارد قيامت مي‌شود. این 2 موضوع چگونه با هم جمع میشوند؟ سوال دوم: همانطور که شما فرمودید چون جوهر ماده غیر حسی است لذا حرکت جوهر قابل مشاهده نیست. حال آیا راهی وجود داره تا بگوییم مثلا جوهر سیب در دریافت فیض از عالم بالا، یا جوهر آسمان و زمین در تکامل و حرکت به چه حد از تکامل استعداد خود رسیده اند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همان‌طور که عرض شده آری! عالم ماده در درون و در ذات خود دارد قیامت می‌شود و به مرتبه‌ای از «وجود» می‌رسد که آن مرتبه، اکنون هست زیرا حرکت بدون غایتِ مفقود ممکن نیست 2- فکر نمی‌کنم. زیرا بحث در شدت «وجود» است. موفق باشید

36977

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

اَرَنی کَسی بِگوید کِه تو را نَدیده باشد تو‌کِه با مَنی هَمیشه چِه تَری چِه لَن‌تَرانی‌. مَرا ببخش که همیشه سعی می‌کردم بزرگ باشم‌ اما اجازه نداشتم، مرا ببخش که خودم را گُم کردم‌، ای من مرا ببخش! من‌از خود عذر می‌خواهم که به خود چنین بد کردم زیرا بزرگ بودم و بزرگ هستم و بزرگ خواهم بود این واقعیتی است که اِنکار آن توسط هیچ کس دیگر موثر نیست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً مکالمه جناب فیض کاشانی را با حضرت محبوب شنیده‌اید که چگونه جناب فیض به دنبال چیزی بود که مدت‌ها حضرت حق آن را برآورده کرده بودند به همان معنایی که در شعر خود از حضرت حق می‌پرسد:  «گفتم به کام وصلت خواهم رسيد روزي» و در جواب می‌شنود: «گفتا که نيک بنگر شايد رسيده باشي». این شما و آن مکالمه: موفق باشید
گفتم رخت نديدم گفتا نديده باشي
گفتم ز غم خميدم گفتا خميده باشي
گفتم ز گلستانت گفتا که بوي بردي
گفتم گلي نچيدم گفتا نچيده باشي
گفتم ز خود بريدم آن باده تا چشيدم
گفتا چه زان چشيدي از خود بريده باشي
گفتم لباس تقوي در عشق خود بريدم
گفتا به نيک نامي جامه دريده باشي
گفتم که در فراقت بس خون دل که خوردم
گفتا که سهل باشد جورم کشيده باشي
گفتم جفات تا کي گفتا هميشه باشد
از ما وفا نيايد شايد شنيده باشي
گفتم شراب لطفت آيا چه طعم دارد
گفتا گهي ز قهرم شايد مزيده باشي
گفتم که طعم آن لب، گفتا ز حسرت آن
جان بر لبت چه آيد شايد چشيده باشي
گفتم به کام وصلت خواهم رسيد روزي
گفتا که نيک بنگر شايد رسيده باشي
خود را اگر نبيني از وصل گل بچيني
کار تو (فيض) اينست خود را نديده باشي
 

36876

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم وقتتون بخیر: اینکه قانونی مانند حلال بودن ازدواج با دو خواهر در اسلام به حرمت می انجامد با توجه به اینکه تشریع ریشه در تکوین دارد چطوری میشه؟ تکوین چه تغییر اساسی ای کرده که شده حلیت به حرمت بدل شده؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید ممکن است در بعضی از مراحل تاریخی امکان تحقق همه ابعاد شریعت مطابق نظام تکوین و نفس‌الأمر، ممکن نبوده باشد تا اینکه آرام‌آرام شرایط فراهم شود. ظاهراً عدم ازدواج با دو خواهر از این نوع بوده است. مانند آنکه در ابتدای شریعت اسلام، شرب خمر حرام نشد و به مرور جامعه آماده شد تا حکم الهی مطرح شود. موفق باشید

36861

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

جوان و انتخاب بزرگ! جوانم، دانشجو معلمم، لقب بسیجی به من داده اند به خطا، لاف ها زده ام و با ادعاهایم گوش عالم را کر کرده ام. انتخابهای بزرگی بر زبان رانده ام و از بر زمین ماندن امر ولی و تنها ماندن حجت خدا به درد آمده ام. اما خدا هرچه امکانات و بستر و استاد و آرزو و... بود برایم فراهم کرد و گفت حالا بیا وقت عمل است. و من متحیر و سرگردان شدم. حال تکلیف چیست؟ کدام مهمتر است؟ مگر نگفته اند مردی و کاری؟ کدام بار را بر دوش کشم؟ استاد! سخت به تنگ امده ام از سرگردانی. نمی‌دانم در بین این‌همه انتخاب بزرگ انتخاب بزرگم چیست؟ درباره تحول آموزش و پرورش کار کنم یا برای روایت شهدا؟ از اقامه نماز شروع کنم یا بحث کتاب؟ کارهای بسیج را رو به راه کنم یا در میدان علم و تحقیق وارد شوم؟ برای انتخابات وقت بگذارم یا کرسی های آزاد اندیشی؟! همه شان دغدغه و امر رهبر است اما کدام تکلیف من است؟ خیلی خسته ام، اما نه آن خستگی ای که حاج قاسم را بی خواب کرده بود. خستگی ام مدتها مرا در خواب برده و از ناامیدی و فشار روحی به خواب پناه می‌برم. خدا، آنکه هرکس برایش کار کند خستگی نمی‌شناسد حضورش برایم کمرنگ شده و انگار کور شده ام و نمی‌بینمش. جبهه و می‌دانم اگر مشخص بود شاید به این حال و روز نمی افتادم و اینقدر سست اراده و اسیر فرماندهی جسم نمی‌شدم. خودم را در کربلایی که یا لیتنایش ورود روز و شبم بود مثل ضحاک بن عبدالله مشرقی می‌بینم. همانی که از سپاه حسین (ع) گریخت! در عذابم استاد. نجاتم دهید! کربلای من کجاست؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باز سخن بنده آن است که: «دوست دارد یارْ این آشفتگی». به حضوری فکر کنید که در آن حضور «لَا یشْغَلُه شَأْنٌ عَنْ شَأْن» کاری او را از کاری باز نمی‌دارد. به حضور در آموزش و پرورش فکر کنید و در بستر آن حضور، به راه ها و یا راهی که مقابل‌تان گشوده خواهد شد. نه جای نگرانی است و نه جای خستگی. از تعمق نسبت به معارف قرآنی نیز نباید غفلت کرد. موفق باشید

36835

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: با توجه به این که خداوند نظام عالم را علی و معلولی آفریده است. جایگاه دعا در این نظام چیست؟ و این که اگر دعا را به عنوان یکی از علت ها به حساب بیاوریم، این عامل گاهی نتیجه بخش و گاهی ظاهراً بی نتیجه است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! دعا و تقوا در جای خود بسی نقش‌آفرینند ولی نه آن‌که دیگر عوامل از تأثیر خارج شوند. موفق باشید

36562

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: وقت بخیر. نظر حضرتعالی راجع به علامه حسن زاده آملی و کتب ایشان چیست؟ شخصی گفت وارد سیر مطالعاتی ایشان نشوید، ایشان انحرافات زیادی داشتند و کتب ایشان را نخوانید. ممنون از شما استاد بزرگوار

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت آیت الله حسن زاده «رضوان الله تعالی علیه» یکی از نمونه های فوق العاده متعالی در بستر تعالی مخاطبان خود هستند. مردی که نمونه کامل توحید و صفای ایمانی است. چه اندازه محرومند آنانی که از چنین مردان الهی بد می گویند!! موفق باشید

36498

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: آیا الله ذاتی صمد است یا الله وصفی؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: او در احدیت خود، در ذات خود مستغرق است و امثال صمدبودن برای او، وصفی است که ذاتاً در او می‌توان یافت، برعکسِ خالقیت یا رزّاقیت که اوصافی است که در نسبت با مخلوق در او می‌یابیم. موفق باشید

36496

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: در جلسه راز طلوع بشر جدید، فرمودید برای شناخت نبی باید به فهم تاریخی برسیم. ممکن است لطف بفرمایید و منظور خود را از فهم تاریخی و نسبت آن با شناخت نبی را بیان نمایید؟ همچنین در نسبت با آیه ۴۶ سوره حج که مطرح فرمودید، چگونه منکر نبوت با نظر به سرگذشت ملت های نابود شده صاحب قلبی می‌شود که با آن تعقل کند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد بیشتر با دنبال‌کردن مباحث برایتان روشن می‌شود. زیرا مانند نور است که باید با حساسیت نسبت به آن، آن را احساس کرد نه آن‌که بتوانید چیزی بیاموزیم تا برایمان معلوم شود بلکه در مسیر تذکراتی که مباحث پیش می‌آورد، آرام‌آرام متوجه حضوری این‌چنینی در تاریخ خواهیم شد. موفق باشید

36451

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام استاد عزیز: اواخر حسی دارم نمی‌توانم بفهمم و شرحش دهم و نمی دانم چقدر بهش اصالت بدم، نمی دانم دقیقا کی شروع شد. شاید این جمله را به خودم نزدیک می بینم، که «جز این نمی توانم باشم». نمی‌دانم چیست چه حالی است. کم خوردن و کم حرف زدن برایم سخت بود ولی الان زیادیش برایم ملال آور است و نمی توانم پرخور و حرف باشم. شاغلم، منزلی دارم، خانواده دارم. احساس می کنم که تعریف کلی من شده تاریخ و مذهب و فرهنگ و سیاست و جز این نمی‌توان باشم و در فضای غیر این دست خودم نیست در فشار روحی هستم. بعد از چندین سال که به مسافرت رفتم فقط جایی که تاریخی و مذهبی است را می توانم در آن نفس بکشم. به اصفهان برای دیدار شما آمدم در آن چند روز انتخابم تخت فولاد بود و... اتفاقی به گلستان شهدا رسیدم سرمزار حاج حسین خرازی و چه وابستگی عجیبی پیدا کردم. استاد من از شهید شاید فقط نوشتن اسمش رو بلد بودم اما الان احساس می کنم که جز در فضای زندگی آنها روحم در فشار سختی است. دست خودم نیست جز این نمی توانم باشم. فقط در سر مزارها و قبرستان احساس آرامش می کنم. و داستان های دیگری که شاید فقط شما بفهمید. از شغل روزمره ام و سبک زندگی ام ناراحتم احساس می کنم در درونم عربده ای دارم که باید بر سر خودم و اطرافیانم که گرفتار مکر لیل و نهاریم بکشم. ببخشید مزاحم شدم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید جهان خود را جهانی قرار داد بسی گسترده‌تر از جهانی که انسان‌های دنیازده گرفتار آن هستند و حال با حضور در آن جهان به حکم «ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ» می‌توان در این جهان هم حاضر شد و با مردم حشر و نشر داشت ولی در نسبت با آن جهان، به همان معنایی که جناب مولوی در وصف پیامبر خدا دارد: «این یکی نقشش نشسته در جهان / وآن دگر نقشش چو مه در آسمان» موفق باشید

36290

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیزم: در قسمتی از صوت ضبط شده در تشریح حدیث یابن جندب فرمودید که حتی اگر نماز جماعت هم آنگونه که باید نبود با ذکر این مثال که مثلاً امام جماعت بیش از حد تند بخواند فایده چندانی ندارد. با توجه به اینکه از نظر سکوت و تمرکز ذهنی شاید نماز فرادی از جماعت بهتر باشد و اگر چنین چیزی اولویت قرار گیرد که بعضاً هم در بعضی افراد دیده شده آیا باعث نمی شود که کلا نماز جماعت مطرود شود؟ در واقع بنده تا کنون فکر می‌کردم که از هر نظر نماز جماعت اولویت دارد. ولی این گفته شما را درک نکردم. بعضی اوقات هم راجع به نماز اول وقت مطرح می شود که مثلاً لباسم کثیف است یا بدنم عرق کرده و یا گرسنه ام و خسته ام و نماز به بعد موکول می شود. من پیش از این اصرار داشتم که به هر نحوی نماز اول وقت ارجح است. لطفاً اگر اشتباهی در فکر بنده است اصلاح کنید و یا مرجعی برای بررسی آن معرفی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه فضیلت نماز جماعت بسیار زیاد است و برکات خاص خود را دارد، حرفی نیست و نباید به بهانه های جزیی خود را منصرف کرد. ولی رخصتهایی که به ما داده اند را نیز نباید فراموش کرد. به هر حال، علاوه بر اینکه باید شرایط جسمی ما، شرایط نسبتاً قبولی باشد، شرایط روحی نیز مهم است. بالاخره اگر شرایط جماعت آنچنان تقلیل یافته است که بیشتر حرکاتی است بدون هرگونه حضور، که بنده بسیار کم دیده ام در مساجد خودمان؛ معلوم است که آن جماعت آن فضائل مورد نظر را ندارد. ولی نباید با وسوسه های شیطانی با اندک بهانه ای خود را از فضیلت نماز جماعت محروم کرد. موفق باشید

36209

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. با سلام خدمت استاد عزیز: استاد عزیز طبق آیه ۲۲ مجادله خداوند فرمودند در مورد کسانی که خداوند در دلهایشان نور ایمان قرار داده و به روحی از جانب خودش هدایت می‌کند، این همان بصیرت و نگاه جدید و نور ایمان، آیا به تلاشی مضاعف برای درایت هم نیاز دارد؟ چه طور به درایت باید رسید؟ یا همین که عجول نباشد انسان و نگاه اش را تغییر دهد با نور ایمان همه چیز را درک می‌کند و قلبش الهام میشه؟ چطور باید منزل طی کند از این طریق؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هر اندازه نور ایمان شدت یابد، انسان متوجه فاصله خود با آن‌هایی می‌شود که با خدا و رسول خدا دشمنی می‌کنند، هرچند از آشنایانش باشند. این انسان است که به لطف الهی در جان خود منوّر به ایمان شده... بنابراین باید مرز خود را با دشمنان خدا معلوم کنیم و در این راستا است که نور ایمان رشد می‌کند. موفق باشید

36125

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: همان گونه که عالم عقل اثبات می‌کند یک چیز نمی‌تواند هم باشد و هم نباشد. اما ما در عالم خیال یک شی هم هست و هم نیست. آیا می‌شود عالم خیال به عنوان یک منبع معرفت نگاه کرد که در آن یک شی هم هست و هم نیست. آیا درست است که ابن عربی به عالم خیال طبق سخنان بالا به عنوان منبع معرفت نگاه می‌کند؟ و آیا وحدت شخصی وجود بر اساس همین عالم خیال بیان شده که تناقص در آن صحیح است؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در وحدت شخصیه وجود، ما با «وجود» به عنوان مطلق نظر داریم و ظهور وجود با جلوات مختلف. پس در واقع آنچه در صحنه است «وجود» است در ظهورات مختلف. و از این جهت تناقض پیش نمی‌آید. زیرا مثلاً نمی‌گوییم این گل، هم وجود است و هم لا وجود؛ بلکه می‌گوییم وجود است در آینه امکان گل. موفق باشید

36012

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: خدا قوت. منظور این روایت چیست؟ «عنه عليه السلام القَرابَةُ إلى المَودَّةِ أحْوَجُ مِن المَودَّةِ إلى القَرابَةِ»; امام على عليه السلام: خويشاوندى به دوستى نيازمندتر است تا دوستى به خويشاوندى» ; نهج البلاغة : الحكمة 308 .

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آنچه مهم است دوستی است و حتی در دل خویشاوندی آنچه مهم است آن نوع دوستیهایی است که بین ارحام پیش می‌آید. حال چه آن دوستی در بین خویشان باشد و چه بین غیر ارحام. مهم، دوستی است و دوست‌داشتن، و دوست‌داشتن را دوست‌داشتن.https://eitaa.com/dastanak_ir/13862.  موفق باشید 

35939

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: قرآن می‌فرماید: «و الله اسماء الحسنی» (خدا دارای اسمای حسنی است پس خدا را به آن نامها بخوانید) شما در شرح سوره حمد امام خمینی فرمودید که الله اسم است. در حالیکه این آیه می‌گوید برای الله اسمهای نیکو است. نتیجه این که الله در اینجا ذات است نه اسم. لطفاً توضیح دهید! با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که در فراز «بسم الله الرّحمن الرّحیم» خودِ قرآن «الله» را به عنوان اسم مطرح کرده و حضرت امام بر همین مبنا بحث اسم‌بودنِ «الله» را به میان آوردند. آری! «الله» به عنوان اسمی که جامع جمیع صفات و اسماء است این‌جا مدّ نظر است و در آیه سوره اعراف بحث در الله است به جلوه های مختلف اسماء. موفق باشید

35865

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: چرا خلیفه الهی از بین اجنه انتخاب نشد؟ آنها هم ویژگی‌های انسانی را مثل اختیار، مادی بودن، ظلوم و جهولی، امکان رشد و تعالی و... دارند. با تشکر

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که قرآن می‌فرماید لازمه خلیفۀ اللهی، امکان قبول اسماء الهی به جامعیت است که این امر، در انسان ممکن بود. موفق باشید

35597

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: خدا قوت. «چه شد که کار به قتل حسین علیه السلام رسید» این عنوان رو نه داخل سایت نه جای دیگه پیدا نکردم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در ابتدای کتاب «راز شادي امام حسين (علیه‌السلام) در قتلگاه» می‌توانید آن بحث را دنبال فرمایید. موفق باشید

35430

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: عازم سفر معنوی کربلا برای زیارت آقا جانم در روز عرفه هستم. لطفا دعا بفرمائید و نصیحت و تذکری

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! راهی است بسی گشوده به سوی نهایتی که هر انسان در خود به دنبال آن است تا خود را در جهانی که امامِ شهیدان برای ما گشوده‌اند، بیابیم. بد نیست سری به جزوه «همراه با زائر عتبات» https://lobolmizan.ir/leaflet/179?mark=%D8%B9%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%AA که روی سایت هست بزنید. موفق باشید

35422

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: استاد عزیز متاسفانه با تهدید چند نفر افراطی و خوارج زمان حضرتعالی از ارایه پرسش های انتقادی و پاسخ به آن ها پرهیز فرمودین. ننگ و نفرین برای صاحبان تفکر تهدید و ارعاب بادکه حتی استاد اخلاق را هم می‌ترسانند با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه! این‌طور نیست. بعضاً این سؤال کاربران است که با توهین به افراد و شخصیت‌ها همراه می‌باشد و از این جهت و به حکم خودداری از تشییع فحشاء، نباید در معرض دید عموم قرار گیرد و یا جهت عبور از جدال، از جوابگویی به آن نوع مطالب، خود را معذور می‌داریم. موفق باشید

35349

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: آیا انسان با سلام کردن به دیگران مظهر اسم سلام خدا می‌شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! و البته بستگی به نیت و حضور ما دارد. موفق باشید

نمایش چاپی