بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
37400

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

طلبه هستم. به گمانم بسیاری از این علوم به درد انتقال به نسل جوان و جهاد تبیین نمیخوره. با این علوم چه کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علوم رسمی حوزوی، مبنای رجوع به قرآن و روایت است و بسیار مهم می‌باشد. و اگر با آن مبنا ولی با زبان روز با جوانان صحبت شود، به آنها با مبنای اصیل کمک می‌شود. عرایضی تحت عنوان «نسبت روحانیت با مردم» https://lobolmizan.ir/special-post/1478?mark=%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AA شده است. خوب است به آن متن رجوع شود. موفق باشید

37270

باز غزهبازدید:

متن پرسش

سلام: با توجه به حدیث «من اصبح ولایهتم بامورالمسلمین فلیس بمسلم» وظیفه ما مردم عادی نسبت به ظلم غزه چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! سخن و تقاضا همانی بود که در سؤال شماره 37262 از حضرت پروردگار تقاضا کردیم. نکند که اگر در این مورد بی‌تفاوت باشیم اسلامیت ما فریبی باشد که خودمان به خودمان می‌زنیم. موفق باشید

36913

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ادب و ارادت. در رابطه با جناب استاد داوری سوالات و مطالبی داشتم که همین مطالب باعث شده‌ بود نتوانم با دل قرص و بدون حجاب با کتب و بیانات و نظرات ایشان روبه‌رو شوم. سه فصل اول کتاب انقلاب اسلامی طلوع جهانی بین دو جهان و گفت‌وگو هایی که در آن جلسات شده بود را هم مطالعه کردم لکن گره‌گشا نبود. سخن این است که وقتی که سخنان استاد را در رابطه با «خرد» می‌خوانیم و در طلب آن خرد بر می‌آییم، سوالی که پیش می‌آید این است که این خرد در عمل چیست و به راستی خردمند در نزد استاد داوری کیست؟ و انسانی که دارای این خرد می‌شود چه شکلی است؟ با رجوع به پیام تسلیت استاد داوری برای مرحوم هاشمی و همچنین پیام استاد برای برجام، این نتیجه را می‌گیریم که خرد مدنظر استاد، خردی است که مرحوم هاشمی دنبال می‌کرد زیرا چندین مرتبه نام خرد را برای ایشان بکار می‌برند، همچنین برجام را یک کار خردمندانه و حتی منتقدان برجام را معاف از خرد یاد می‌کنند. اما حاج قاسم نه خردمند است و نه تفکرتاریخی، ما را به تفکر در رابطه با تشیع جنازه ایشان رهنمون نیست....! به راستی راهی که به سوی ساخت کشور داریم چگونه پیش می‌آید؟ آیا آن راه، راه بی‌سر و سامانی و از مشهورات دوری کردن و عافیت طلبی را بدرود کردن نیست؟ پس چرا خود استاد که ما و همه را به این راه دعوت می‌کنند، دخترانشان ساکنان آمریکا و انگلیس هستند و چرا در تعطیلات نوروزی باید در کیش به همراه جناب هاشمی تعطیلات را بگذراند (از خاطرات مرحوم هاشمی) جدا از این مطالب، استاد، در جاهای مختلفی از جمله کتاب اخیرشان، دائما به منتقدان خود می‌گویند که چرا به ایشان تهمت همراهی با حکومت را می‌زنند. به راستی مگر همراهی با جمهوری اسلامی، کار بی‌شرفانه‌ایست که آن را تهمت بدانیم و خود را از آن مبرا؟ .همچنین استاد بارها گفته‌اند: «می‌گویند که من برای قبول جایگاه و منصب بعضی سخن‌ها را گفته‌ام در حالیکه من هیچ منصب سیاسی نداشته‌ام.» نمی‌دانم چگونه استاد خود را همراه با حکومت نمی‌دانند (از منظر قبول مسئولیت) در حالیکه هم در شورای عالی انقلاب فرهنگی بوده‌اند و هم رییس فرهنگستان. واقعا معذرت میخوام اگر نابجا سخن گفتم، این گره‌ها، باعث شده بود نتوانم با حضرت استاد داوری روبه رو شوم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد آقای دکتر داوری در راستای قبول و ردّ ایشان حقیقتاً سخن‌گفتن بسیار مشکل است و هر سخن و عمل ایشان را به نحوی می‌توان توجیه کرد. با این‌همه، تنها می‌توان گفت نمی‌توان دکتر داوری را نادیده گرفت و در عین حال باید خودمان فکر کنیم. موفق باشید

36800

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: فلسفه ولایت داشتن شوهر بر همسرش چیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آیت الله سیستانی به صراحت هست که مرد، بر زن ولایت ندارد و این نظرِ دیگر فقها نیز هست، هرچند تصریح نکرده باشند. آری! زن و مرد نسبت به هم وظایفی دارند ولی هرکدام در دیگر امور در انتخاب خود، آزادند. موفق باشید

36479

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: روش تحصیلی و تربیتی دوران قدیم چگونه بوده که توانسته بوعلی سینا و فارابی و رازی و ملاصدرا و هزاران عالم دیگر را وارد جهان کند؟ آن روشمندی و آن شیوه چگونه بوده که چنین ظرفیت هایی را پدیدار کرده است؟ قطعا الان چنین چیزی در نظام آموزشی ما نیست، اگر کسی بخواهد به خواست خدا در همان فضا به صورت عملی قدم بردارد از کجا باید شروع کند و چکار کند؟ بنده خواستار راهکاری عملی می‌باشم اگر لطف بفرمایید. عرض خدا قوت دارم با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که اهل تفکر فرموده‌اند نظام آموزشی موجود برای تربیت افرادی است که نهادهای موجود نظام مدرن را اداره کند و این غیر از نظامهای آموزشی است که برای تفکر شکل می‌گرفتند. حال این مائیم و آینده ای که باید افرادی تربیت شوند برای حضور در جهانی که انقلاب اسلامی به دنبال آن است که متأسفانه هنوز آن طور که شایسته است، شکل نگرفته. موفق باشید

36356

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: من خیلی به این فکر می‌کنم که دیگران تحت تاثیر رفتارهام قرار میگیرن و انسانهای درستی میشن یا میگن چه انسانِ خوبی! برا خودم داستان سازی می‌کنم. حالا چه خودم تو داستان باشم چه بقیه. بدونِ اینکه قرار باشه کاری برای خودم انجام بدن. یعنی نباشن هم من اون کارا رو انجام میدم. حتی تخیل می‌کنم و یکی دیگه رو جام میزارم که همچین کاری میکنه و باعث میشه مردم به دین روی بیارن. می‌خواستم ببینم این افکار و تخیلات ریا هست؟ و برای اینکه از این افکار دور شیم چه راه حلی وجود داره؟ و کلا به چی فکر کنیم؟ چون نمیتونم فکر نکنم حتی کار انجام بدم باید فکر کنم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ان شاءالله با مطالعه کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست، نکاتی جهت جوابگویی به سؤالاتتان در آن کتاب می‌یابید. موفق باشید

35887

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: نظرتان درباره کتاب «قاموس قرآن» چیست؟ آیا خواندن آن را برای ورود به فهم قرآن و المیزان توصیه می کنید؟ اگر توصیه دیگری برای این امر دارید بفرمایید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته کتاب ضعیفی می‌باشد، جوابگوی سؤالات امروزین ما نیست. موفق باشید

35310

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد: من خیلی وقته که سیر مطالعاتی شهید رو شروع کردم و بعدش می‌خواستم سراغ کتب امام و رهبری برم اما در همین بین با سیر مطالعاتی استاد صفایی حائری آشنا شدم. به نظر شما سیر مطالعاتی ایشون در این بین کجا جا دارن و کی بخونم؟ به نظر شما خوبه با سیر شهید همزمان سیر ایشون رو هم شروع کنم؟ یا نه؟ بسیار ممنون از پاسخگویی استاد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  چه خوب است در کنار نظر به سیره شهدا با نکات خوبی که مرحوم استاد حائری مطرح می‌کنند آشنا و آشناتر باشید. موفق باشید

39709

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام الله علیکم: طاعات و عبادات تان قبول. امیدوارم که در صحت و سلامت باشید و ما را از دعای خیرتان فراموش نفرمایید. هم اکنون مشغول خواندن کتاب شرح دعای سحر و حال و هوای فهم این مطلب هستم که، در توسل به حضرت فاطمه سلام الله علیها، جلوه‌ای از حضرت حق که در عین ثابته حقیر و ناچیز من ظهور یافته. متوسل می‌شود به جلوه‌ای از او که در مقام فاطمی و در اوج، بروز و ظهور یافته است. لطفاً مرا جلوتر ببرید. سپاس

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد اولیه آن است که بعد از مطالعۀ کتاب «اسماء حسنا، دریچه‌های نظر به حق» که روی سایت هست به موضوع ایمان که عرایضی در آن رابطه شده است، بیندیشید https://lobolmizan.ir/sound/1476?mark=%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%81. موفق باشید. 

39647
متن پرسش

سلام استاد: با خدا می گویم ای خدا چرا نمی خواهم بگویم، مگر لب باز کردن و به صحنه کشیدنت چقدر کار دارد، مگر گوش دادن به اذانت چقدر کار دارد، چرا آفتاب روی این پوستین های چرب چشمانم نمی تابد تا تو را ببینم، خدایا انگار کارم با تو با گلایه سرشته شده است، راهی که به من دادی بسیار ذوق آور است و غیر قابل تحمل، حوصله ام سر رفته است از دست منم، اگر می‌شد سر به بیابان می‌نهادم تا تو را یابم اما بال هایم پرکنده از بال بال زندم بی جان شده، آن وقت که خودت را ازم گرفتی بگو مگر چه کرده بودم؟ انگار بودن جرم است و شاهدانش اشک هایی هستند که در حرم ریخته ام. آری! دلم تنگ تو است، بخدا اگر آنقدر از پس این کربلا ها زیبا نبودی که من لحظه ای به این زندگی امان نمی دادم و خودم را می‌کشتم. علی (ع) تو بهانه ام شده است، دلم می‌خواهد مثل تو سخن بگویم و مثل قرآنت باشم. اما انگار باید دردت را به جان بکشم و قرآنت را روی سرم بالا بگیرم. ای قرآن عزیز، چه از جانم می‌خواهی، نای نفس کشیدن ندارم و بجایش آه می‌کشم. رمضانت که آمد دیگر از بلند پروازی هایم راهت شدم، چون نمی‌شود تو را انکار کرد. خلاصه که جگرم می‌سوزد تا که تو را می‌بینم، سید حسن معنایی در خور خودش را به من بخشید، اما حاج قاسم که هنوز هم یادش و روزگار برایش گریستن از خاطرم سو سو می‌زند و همیم مرا دیوانه کرده است. انگار دلم تنگ است برای آن روزگار که با حاج قاسم تا ته کار را می‌دیدم. خب مثل این که کمی خنک شدم و فرصتی پیدا کردم برای دوباره آتش بگیرم، خدایا شکرت که هستی و وای که اگر نبودی چه می‌شد؟ پس هستی که دلم قرص است از بابت نابودی استکبار و اسرائیل. خدا نگهدار

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: راستی را! مگر زندگی جز ایمان است؟ و ایمان جز امیدی است به او که: «ندانم چه‌ای هرچه هستی تویی».
راستی را! حضرت محمد «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» چگونه با قرآنی که بر قلب‌شان تجلی کرد و به صورت کلام در می‌آمد، به سر می‌بردند؟ در حالی‌که آن کلام، تنها حضور بود و نه مفاهیم حصولی که به راحتی بتوان به معانی آن مشغول شد. 
راستی را! ما در نسبت با خداوند و قرآن و اولیای الهی در جستجوی چه نسبتی باید باشیم که در این سکراتِ دوران بتوانیم امیدوارِ بانک جرسی باشیم که گویا در پیش است؟ موفق باشید              
 

39441

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد خسته نباشد: بنده مدتی پیش سوالی از خدمتتون پرسیدم، مبنی بر مطالعاتی که داشتم و سنی که در اون قرار داشتم، شما فرمودید که با جزوه تفسیر المیزان خودتون، به تدبر و تعمق در قرآن روی بیارم، خواستم بدونم آیا برای بنده، که هنوز مطالعات عقلی و فقهی و دینی عمیقی نداشتم آیا رجوع به تفسیر المیزان، زود نیست؟ به فرموده یکی از اساتید بنده، مراجعه امثال بنده به المیزان، باعث بی اهمیت جلوه کردن مباحث عمیق این کتاب ارزشمند میشه (به جهت جهل امثال بنده) حال با این شرایط، نظر شما چیست؟ غیر از این سوال، یک توصیه پدرانه ای بفرمایید. تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض کرده‌ام برای ورود به تفسیر المیزان خوب است که ابتدا در بحث سیر مطالعاتی، مباحثی مانند «معرفت نفس» و حتی «برهان صدیقین» که متن و صوت آن روی سایت هست، دنبال شود و سپس چند سوره که مبتنی بر نگاه علامه در المیزان بحث شده است را استماع فرمایید و سپس از طریق راهی که آن جزوه مطرح می‌کند، می‌توان به سوی المیزان رفت. سوره‌هایی مانند زمر- عنکبوت- آل‌عمران و نساء. توصیۀ این حقیر به دوستان آن است که تا می‌توانند از دینداری خود با این رویکرد بهره‌مند شوند که آن، امید به آینده‌ای است که تا ابدیت ما را جلو می برد و باید با چنین رویکردی وارد دینداری شد. در این مورد عرایضی تحت عنوان «رسالت پیامبر خدا «صلّى‌الله‌عليه‌و‌آله» و تذکر به حضوری ابدی» شده است. امید است مفید افتد. https://eitaa.com/matalebevijeh/18583  موفق باشید

39145

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد بزرگوار همه جا بحث از صلوات و ثوابش هست ولی ۱. ماهیت صلوات چیه؟ ۲. صلوات مردم بر پیامبر چه ماهیتی داره. ۳. ماهیت صلوات خدا بر پیامبر چیه و با صلوات بقیه متفاوت است یا نه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه می‌توانید به کتاب «صلوات بر پیامبر«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» عامل قدسی شدن روح» رجوع کنید. https://lobolmizan.ir/book/72?mark=%D8%B5%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%AA. موفق باشید

39124

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: من قصد ازدواج دارم اقدام هم کردم اما هنوز قسمت نشده از طرفی وضعیت آمار طلاق نگران کننده است برای من. لطفا دعا کنید و دستورالعملی بفرمایید جهت اینکه همسر خوبی خداوند عنایت کند به بنده. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ان شاءالله با ذکر «آیت الکرسی» رفع مانع می‌شود. موفق باشید

38881

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد عزیزم: من کتاب حقیقت نوری اهل بیت، وقتی صحبت از این نور می‌شود چه تصوری از نور داشته باشم؟ آیا همانند نور مادی یا نوری از جنس معنی؟ سوال دوم: در رابطه با نور اسماء الله آیا باید همانند معنی تصور کنم. از اینکه وقتتان را صرف پاسخگویی می‌کنید، سپاسگزارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. شخصیت اولیای الهی آینه و حکایت صفایی است که انسان در آن‌ها احساس می‌کند با نورانیتی از جنس معنویت که در آن‌ها حاضر است. ۲. یکی از انوار اسماءالله، همین حیاتی است که شما در خود احساس می‌کنید و یا علمی که در عالمان متعهد درک می‌گردد. موفق باشید

38880

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و نور استاد گرامی: ان شاءالله روز شهادت شهید مفتح، قراره یه مسابقه کتابخوانی برگزار بشه بمناسبت وحدت حوزه و دانشگاه این مسابقه هم برای دانشجوهاست هم طلبه ها شهر ما گتوند هست، گتوند دو دانشگاه پیام نور و یک دانشگاه آزاد داره، و یک حوزه برادران و یک حوزه خواهران داره خواستم ببینم چه کتابی پیشنهاد میدید که بذاریمش منبع مسابقه؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در حال حاضر نسبت به کتابهای شهید مفتح عزیز، حضور ذهن ندارم. ولی از شهید مطهری کتاب «جاذبه و دافعه» و یا کتاب «سیری در نهج‌البلاغه» را نسبت به شرایطی که می‌فرمایید مفید و مؤثر می‌دانم. موفق باشید

38549

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: چه کنیم تأثیر منفی جامعه را نپذیریم و تأثیر مثبت آن را بپذیریم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم حاضرشدن در معارف عمیق مانند «معرفت نفس» و توجه به اشارات قرآنی است. پیشنهاد می شود با سوره مبارکه «زمر» که شرح صوتی آن روی سایت هست؛ مدتی مأنوس شوید. موفق باشید. 

38517

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد خسته نباشید: در زمینه توسل و اینکه این اشکال ذهنی هستش ممنون میشم کمکم کنید. اول اینکه در آیات سوره بقره آیه ۲۸ و ۲۹ و ۳۰ می‌فرماید من می‌خواهم در زمین خلیفه قرار دهم و.... یعنی امتحان آزمایش مدار انسانیت هستش و حتی روایات مربوط به عالم ذر مشاهده می‌شود خداوند اصحاب یمین و اصحاب شمال رو مدار امتحان قرار می‌دهد و حتی شیطان توحید رو قبول داشت اما خلافت انسان نپذیرفت و اینکه من تحقیق کردم انسانیت مدار دین اسلام هستش یعنی در روایات هستش حتی نماز و حتی اعمال عبادی ما بر اساس توسلات اهل بیت سنجیده میشه و سوال من این هستش چطور این موضوع رو با اومانیسم اشتباه نگیریم یعنی وجه تمایز این مکتب فکری با دین اسلام در زمینه انسانیست جیست؟ و اینکه اگر انسانیت انقدر مهم هستش ارتباط با خدا چه می‌شود؟ و اینکه در اعمال عبادی اصل رو توسل بزارم یعنی تمرکز روی اینکه توسلات بیشتری داشته باشم یا اینکه مد نظرم تقرب به خدا باشد؟ شاید مطالعه کتب غربی این مقدار سردرگمم کرده و شاید به دلیل شباهت نمیتونم از نظر ذهنی تمایز قایل بشم منظور این هستش که عبادات و راز نیاز با خدا منو جلو می‌برد یا اینکه توسلات ؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث انسانیت به عنوان ذاتی که عین ربط به خداوند است ما را متوجه نسبت عبودیت ما با خداوند می‌کند. اخیراً عرایضی طی دو جلسه تحت عنوان  «آخرین پیامبر و حضور در انسانیت قدسی» https://eitaa.com/matalebevijeh/17578و https://eitaa.com/matalebevijeh/17632 شده است ان شاءالله که بتواند در این رابطه راه‌گشا باشد. موفق باشید

38397

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد میشه جریان قطعنامه ای که توسط امام خمینی امضا شد و امام خمینی در موردش گفتند با امضا کردن این قطعنامه انگار سم را به من خوراندند را به بنده بگین؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه خوب است به پیام امام خمینی در این رابطه رجوع شود که روی سایت هست. https://lobolmizan.ir/leaflet/462?mark=%D9%82%D8%B7%D8%B9%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87. و در جزوه «انقلاب اسلامی و ریشه‌ها» https://lobolmizan.ir/leaflet/214?mark=%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87%20%D9%87%D8%A7  از صفحات 59 به بعد نکاتی در رابطه با مبنای قبول قطعنامه مطرح شده است که می‌توانید به آن رجوع فرمایید. موفق باشید

38394

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و درود خدمت اللهم عجل لولیک فرج به حق زینب کبری سلام الله علیها یک سوال ذهنم را مشغول کرده شاید از نظر شما بچه گانه باشد ولی در سوره حجر اگر اشتباه نکرده باشم نسبت به سوره خداوند متعال می‌فرماید به همه گفتیم بر آدم سجده کنند همه سجده کردند الا ابلیس خلاصه به این می‌رسیم که که شیطان رانده شده میگه بار الها حال که مرا گمراه کردی به من وقت بده خداوند می‌فرماید از مهلت یافتگانی سوال من این جاست مگر خداوند گمراه میکند؟ چرا خداوند گمراه می‌کند؟ آیا به نظر شما چرا شیطان سید عرفا است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که ملاحظه می‌کنید این شیطان است که اغواء و گمراهی خود را به خدا نسبت می‌دهد. در حالی‌که خداوند او را دعوت به سجده برمظهر اسمای الهی کرد. موفق باشید

38370

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

راجع به پاسخ عامیانه ی جنابتان به سوال ۳۸۳۵۹ ، اتهام سحر و جادو را اتفاقا زنانی که مورد سوء استفاده ی حلاج واقع شده بودند مطرح کردند و تعجب از آنان نیست، بلکه تعجب از جنابعالی‌ست که نظرات اعاظم شیعه که تمام داشته های شیعه مدیون آن هاست و نظر نائب خاص امام زمان حسین بن روح را ظاهری تلقی کرده و هر جنایتکاری که اناالحق و سبحانی و لیس فی جبتی الا الله گفت را توجیه می‌کنید، و حاضر نیستید فکر کنید که این ملعون با چه ادله ای در زمان حیات نائب امام عصر، ادعای نیابت امام زمان کرد، برای مساله ی سحر و فساد هم به گزارشات تاریخی بسنده می‌کنم: دختر سمری یکی از یاران حلاج (که گفته‌اند زن خوش سیما و خوش سخنی بود)، ماجرایی از مواجهه با حلاج را در دادگاه رسیدگی به اتهامات او در باب سحر و جادو برای منافع کثیفش مطرح می‌کند که در تاریخ بغدادی انعکاس یافته، دختر سمری می‌گوید: «… شب هنگام، من و دختر حلاج، هر دو بر بام دارالسلطان خوابیده بودیم که حلاج هم با ما بود. در دل شب بود که ناگهان حلاج را در کنار خود یافتم که بر من افتاده بود، بیدار شدم و به راستی نمی‌دانم که مرادش از این کار زشت چه بود! حلاج گفت: من فقط آمده‌ام تا تو را برای نماز بیدار کنم. چون صبح شد از بام در حال پائین آمدن بودیم که حلاج هم آمد، در جایی که هر دو همدیگر را به خوبی می‌دیدیم، دختر حلاج رو به من کرد و گفت: به او سجده کن! و من بیان داشتم: آیا به کسی غیر از خداوند سجده کنم؟. حلاج سخن مرا شنید و گفت: بله، وَ هُوَ الَّذي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ خدایی در آسمان است و خدایی هم در زمین (یعنی خودش را خدای زمین می‌دانست)» دختر سمری همچنین می‌گوید: «حلاج دست در آستینش کرد و دستی پر از مشک بیرون آورد و به من داد و چند بار همین کار را انجام داد و گفت از این‌ها استفاده کن، تا بوی خوش بگیری که زن هرگاه به نزد مردش می‌رود باید خوش بوی باشد. روز دیگر حلاج مرا نزد خود خواند و مرا گفت: حاشیه این فرش را بلند کن و هرچه می‌خواهی از آنجا بردار و وی چنین کرد و در آنجا دیناری چند یافت که گویا فرش شده بود و از این دیدن به وجد آمده بود.» بغدادی، تاریخ بغداد، ج8، ص129-131 اتهام سحر و جادو توسط دختر ابوالحسن سامری یکی از شاگردان حلاج بر او وارد شده. این زن چهار داستان برای تأیید اتهام خود نقل می کند. غیر از این زن، شیخ ابوعبدالله محمد خفیف شیرازی و خواجه عبدالله انصاری نیز بر این اتهام صحه گذاشتند و هر کدام داستانهایی در این باره نقل کرده اند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نگاه‌های عوامانه به حلاّج را مقایسه کنید با نگاه حکیمانه جناب حافظ که فرمود: « گفت آن یار کز او گشت سرِ دار بلند / جُرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد» و یا به نگاه عمیق حضرت امام خمینی نسبت به حضور عرفانیِ حلاّج بنگرید که می‌فرمایند: « فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم / همچو منصور خریدار سر دار شدم». ملاحظه می‌کنید که حضرت امام «انا الحق گفتن» حلاّج را نوعی فارغ شدن از خود می‌دانند. زیرا حضرت امام زبان عرفان را می‌شناسند. با این‌همه فکر می‌کنم گفتگوی ما با جنابعالی حالت مراء به خود دارد و به ما دستور داده‌اند خدا رحمت کند کسی را که مراء را ترک کند، هرچند حق با او باشد. موفق باشید 

38363

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: الان که من روی بعضی آثار شما مانند برهان صدیقین، حرکت جوهری، معرفت نفس و... کار کرده‌ام. آیا این زحمات من با من می‌ماند یا از بین می‌رود؟ چون شما در چند جا فرمودین که انسان هنگام مرگ همه چیز یادش می‌رود و فقط اعتقاداتش می ماند. مگر حافظه مربوط به روح نیست؟ اگر مربوط به روح است پس حافظه هم می‌ماند. مگر اتحاد عالم و معلوم نیست؟ مگر علم جز ذات من نمیشه؟ پس چطور ممکنه علوم از بین برن؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه برای انسان می‌ماند علمی است که نفس انسان را شدت ببخشد و در این رابطه آری! موضوع اتحاد علم و عالِم و معلوم معنا می‌دهد وگرنه به صرفِ دانایی مسئله تمام نیست، می‌تواند مقدمه باشد. موفق باشید

38102

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد:. خدا قوت. در جلسه درجست وجوی امین آینده فرمودید که: گزارش بانو امین از بودنشان در نگاه هرمونوتیک یعنی همان اقرا. و خیلی عجیب است که قرآن با اقرا آغازشده است. و فرمودید: تمام قرآن گفتن است، گفتن قصه بودن پیامبر. ممنون میشم با توضیحات بیشتر، این مطلب را کمی تفصیلی تر بیان بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع، موضوعِ ساده‌ای نیست. همان‌طور که عرض شد به عنوان مقدمه می‌توانید به عرایضی که در شرح سوره «علق» پیش آمد، رجوع فرمایید. موفق باشید

38038

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

«أَلسَّلامُ عَلَى الرَّأْسِ الْمَرْفُوعِ». به نظر حضرتعالی بعد از آنچه در انتخابات دور اول پیش آمد، آیا بهتر نبود که آقای جلیلی محترمانه و با یک روح حماسی اعلام می کردند که ما هیچ نیازی به آقای قالیباف و طیف ایشان نداریم؟ البته این را هم می گفتند که هر کس آمد قدمش روی چشم. تا زلالی جبهه ای که با محوریت آقای جلیلی شکل گرفت برایش باقی می ماند و مشخص می شد اساساً رویکرد دکتر جلیلی با آقای قالیباف به کلی فرق دارد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به جواب سؤال شماره 38029 رجوع فرمایید. موفق باشید

37964

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد میشه ظاهر و باطن بیعت صلح امام حسن (ع) با معاویه رو به بنده بگین؟ ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به کتاب صلح امام حسن؛ پرشکوه‌ترین نرمش قهرمانانه‌ی تاریخ» رجوع فرمایید. اصل این کتاب با عنوان «صلح الحسن» تألیف عالم جلیل‌القدر «شیخ راضی آل‌یاسین» از علمای حوزه‌ی نجف بوده است که در سال ۱۳۴۸ شمسی توسط حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سن سی سالگی ترجمه شده است. موفق باشید

37920

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

«اللهم اجعلنا من الباکین علی الحسین» سلام خدمت استاد بزرگوار: گاهی که خدای متعال راه های متعالی و مقدسی را می گشایند و ما می خواهیم در این راه ها قرار بگیریم و خود را در این راه ها شناور کنیم، ناگهان وسوسه‌های شگفت آوری ظهور می کنند و مثل دسته زنبورهایی به ما حمله ور می شوند و ما را می گزند. و این قضیه بارها و بارها تکرار شده است. حال پرسش بنده این هست که در چنین شرایطی باید استقامت کرد و همچنان در شناوری راه شنا کرد، یا اینکه این وسوسه ها ذیل اراده الهی است تا ما از آن راه های متعالی و جاری به سوی خودش منصرف شویم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی راه، راهِ توحیدی باشد و در بستر توجه به سیره انسان‌های معصوم قرار داشته باشد، این مائیم و صبر در آن مسیر. و معلوم است که وقتی مسیر توحیدی نباشد زمانی که با مشکلاتی روبرو شدیم باید تجدید نظر کنیم. موفق باشید

نمایش چاپی