سلام استاد گرانقدر: از تهران مزاحم میشم، ممنون میشم نظرتون رو راجع به این سخنان استاد فلسفه مون بدونم، که استاد دینانی میفرمودن ایشون در این عصر بی نظیر هستن. برام خیلی مهمه ممنونم؛ یک سوال دارم از دانشمند مجلس بازپرس؛ بفرمایید؟ میگم شما «دخترتون» رو به کی میدید؟ آدم «خوب» آدم «خیلی خوب» آدم «خیلی خوبی که حتی خانواده شهدا و چندین مشهور و عالِم و کذا هم خوب میدوننش و ازش تعریف می کنن» آدم «خیلی خوب و ساده و پاک دست و بدون نقطه ی سیاه و خاکستری طوری که پشتش نماز میخونی و حتی جبهه ای هست و حتی الی آخر...» یا «آدم خیلی خوب و فلان...» که بتونه دختر شما رو «خوشبخت» کنه؟ یعنی «روحیاتش» رو بشناسه، همچنین «فرهنگش» رو و طوری که بزرگ شده رو، همینطور بتونه «رشدش» بده نه اینکه سریع بخواد دختر خانومتون رو تبدیلش کنه به یک موجود دیگه! خلاصه «امکان» هایی که داره رو حسابی بدونه و کشف کنه و لااقل گذشته ش نشون بده اهل آباد کردن و مدیریت و متحول کردن و خلاصه «رشد» دادن هست. به کدوم میدید؟ اگر فقط خوب بودن و خیلی خوب بودن و نورانی! بودن و متواضع بودن و همه ی این حرفها فقط مهمه، بفرمایید بگید بگم خیلِ عظیمی از آدم های خوبی که در قم مثلا ریختن، تشریف بیارن خواستگاری... ولی محال هست «خوشبخت» بشن، به سان دو خروس جنگی طی عمر خواهند کرد. ولی اگر «عاقل» هستین و میگین دخترمون رو پاره ی تنمون رو میدیم به آدم خیلی خوبی که بتونه «خوشبختش» کنه، نامردید، نمک نشناسید اگر «کشورتون» رو، ایران دوست داشتنی تون رو ندید دست رییس جمهور خیلی خوب و پاک و البته «متخصص» و صرفا بدید دست انسانِ خوب و پاک دست و خوش حرف و کذا... در امتحان پیچیده و عمیق پیش رو آرزوی موفقیت دارم برای همه ی هموطنان عزیزم که وطن رو پاره ی «تن» میدونن.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به بستر حضوری در این تاریخ باید اندیشید که بستر تعالی انسان است و به نور حضرت در عین مقابله با استکبار در این بستر، انسان در ابعاد انسانیاش میدرخشد و وسعت مییابد. موفق باشید
سلام: وقتتون بخیر، خدا قوت آیا نصب آینه های قدی در منزل نهی شده و آیا اثر ماورایی داره؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم اشکال داشته باشد. شاید حُسناش آن میباشد که انسان جهت خروج از خانه با ظاهری آراسته باشد ولی نه آنکه بیش از حدّ وسواس درظاهر باشد. موفق باشید
سلام استاد عزیز: در مطلبی که تحت عنوان فرموده اید منظور شما این است که شماره آیات هم الهام الهی است اگر این است استاد عذر می خواهم چرا اینقدر مقلق و مبهم بیان شده است؟ آیا خیلی راحت نمی شد بیان کرد که آن چه دیدیم نشان میدهد که شماره بندی ایات هم به فرمان الهی بوده که توسط این فرد معلول تبیین شده است راستش من دوسه بار مطلب فوق را خواندم تا منظور شما را بفهمم. البته باز هم اگر درست فهمیده باشم . استاد با کمال معذرت
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل مطلب در آن نوشته، توجه به نکتهای بود که حکایت میکرد جایگاه آیات در مبنایی غیر از نوشتههایی است که حاصل فکر باشد؛ و از این جهت بنا بر آن بود که روشن شود جایگاه کلام قرآن کجاست و در کنار آن موضوع تنظیم آیات و شماره آیات مطرح شد. موفق باشید
سلام: جوانی ۲۰ ساله هستم. دانشجوی سینما و علاقمند به هنر، یک فرد مسجدی و هیئتی هستم به موزیک رپ هم علاقه ای داشتم و قبل تر توش فعالیت کردم. اخیرا تو اعتکاف که بودم یک دوستی راجع به عقل و اثبات خدا صحیت کرد و من درگیر یک حالت عجیب روحی شدم که احساس میکنم خودمم نیستم. مدام فکرهای اذیت کننده پیش میاد تا حدی که باعث سردردهای طولانی و سرگیجه میشه قبلا درگیرش شدم ولی با یه تاتر رفتن حالم خوب شد. اما این بار خیلی طولانی شده واقعا توصیف دقیقی ندارم ازش ولی میدونم خیلی به احساس های خیلی کوچیک تر هم حساس شدم و مدام استرس و ترس دارم که این حالت همیشگی باشه واقعا می ترسم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید سعی کنیم در میدان حضور در حیات دینی به معارف الهی خود عمق ببخشیم و متوجه نقش توهّمات نیز باشیم. پیشنهاد میشود کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را که روی سایت هست، مطالعه بفرمایید. موفق باشید
سلام استاد طاعاتتون قبول. پیرامون تجاوز به زنان آواره در بیمارستان شفا و سپس کشتار آنها، به نظرم از مرگ فرزند هم برای یک زن سخت تر باشد. خدا میداند چقدر تصور جنایات صهیونیستها سخت است چقدر سخت است با این اخبار وحشتناک زندگی کردن، اولیاء الهی چطور با این شرایط باز هم تسلیم و رضا به قضای الهی هستند؟ بگویید بلکه نفس وامانده من و امثال من نسبت به خدا بدگمان نشود. چطور مردم غزه دارند میبینند اجساد شهدایشان فاسد میشود و جانوران از آنها میخورند باز هم زندگی میکنند؟ چطور میتوانند با فجایج باز هم زندگی کنند؟ قحطی و گرسنگی و دسترسی نداشتن به امکانات اولیه زندگی مثل لباس یا جای امن یا حتی امکانات پزشکی خیلی سخت است. داغ عزیزان، در خرابه زندگی کردن و... چه بگوییم که جز درد چیزی نیست. امام زمان چطور تاب میآورند؟ به اهل بیت امام حسین خیلی بیحرمتی شد اما تجاوز از هر جنایتی برای زن عفیفه سخت تر است. چطور تاب بیاوریم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که ملاحظه میکنید عرایضی ذیل سؤالات شماره 37262 و 37273 شد. حقیقتاً ما به تعبیر رهبر معظم انقلاب با اوج جنایات روبهرو هستیم در عین حیرت از عظمت و صبر و ایمان مردم غزه. حقیقتاً باید از خداوند تقاضا کرد راهی برای مقابله با چنین جنایات عظیمی مقابل ما بگشاید. مانند جبههای که در کربلا گشود که شهادت، همراهِ آن بود در کنار اسارت زن و فرزند. در موضوع غزه، باید به اوج ایمانی فکر کرد که بتواند با چنین رذالت عظیمی مقابله کند. و نمیدانم آن ایمان، چه ایمانی است که شهادت در دلِ آن سادهترین اقدام است؟!! موفق باشید
عنوان: معاد. با سلام و احترام: استاد لطفا راهنمایی بفرمایید: ۱. در نهایت در همه ی انسان ها همه ی اسماء بالفعل می شود و یا تعداد آن در هر کس متفاوت است؟ ۲. فشار اخروی بدون آتش، یعنی چه جوری؟ سپاسگزارم. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نه! اینطور نیست که در همه انسانها اسمای الهی که به آنها تعلیم شده تا مرز فعلیت آن اسماء جلو بروند، امری که نماد کامل آن، انسانهای کامل میباشند. ۲. به گفته حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» آن فشار، شبیه فشار حالت غضب است که البته صورت پیدا میکند. موفق باشید
بسم ربّ الشّهدا سلام و عرض اردت استاد: مثل همیشه محتاج دعاتونم، از این شهید به اون شهید، هر توسلی که بگین کردم، شما دعا کنید خدا حاجتم را بده به خیر، بنده کسی نیستم شما را دعا کنم، اما عاقبتتون بخیر ان شاءالله ، برای عاقبت بخیری ما هم دعا کنید🍃
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً بهترین دعا همین است که چگونه انسان در دل طوفان زندگی متوجه افقی باشد که در پیش است. موفق باشید
سلام علیکم خدمت حضرت استاد طاهرزاده: استاد من مدتی به مطالعه کتاب فصوص الحکم مبادرت داشته ام در انتهای فص یونسی با اینکه متوجه نظرات وحدت وجودی ابن عربی تا حدودی شدم ولی متوجه رابطه بین «يونس عليه السلام» مطالب با این بخش نشدم! آیا رابطه این نام و مطالبش برگرفته از ذوقیات ابن عربی «ره الله» است یا نه دارای یک ربط موضوعی و مفهمومی نیز میباشد! مثلا من خودم اینگونه متصور شدم که عتاب يونس عليه السلام بر قومش منجر به عتاب حق جل جلاله بر ایشان است چرا که_ بقول ابن عربی_ بنا بر اعدام کلی نبود است بلکه انهدام نشأه مرگ پراکندن بایست میبود! بنا است از قصاص مراعات مجرم پیش آید نه مجازات! پس مراعات او (قوم) مراعات حق است! که گفته بودند _بدان! رعایت شفقت بر بندگان سزاوارتر است از غیرت ورزیدن بر خدا! شما چه گوشزدی به بنده میفرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: چیز خاصی در این فضا به نظرم نمیرسد. موفق باشید
سلام خدمت استاد طاهرزاده: چرا خداوند نماز این موهبت فوق العاده بزرگ را به همه مخلوقاتش عطا نفرموده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همه موجودات عالم هستی در تسبیح خداوندند به همان معنایی که فرمود: «وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ» و موجودات مختاری مانند انسان و جنّ در همان راستا وظایف خاصی دارند مانند نماز. و لذا در این رابطه فرمود: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ». موفق باشید
سلام و عرض ادب: درکتاب چگونگی فعلیت یافتن باورهای دینی فرمودید که برای حضور قلب در نماز باید به استاد توجه کرد من متوجه نشدم لطفا بیشتر بازش کنید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت صادق «علیهالسلام» میفرمایند: «وَ انْوِ عِنْدَ افْتِتَاحِ الصَّلَاةِ ذِكْرَ اللَّهِ وَ ذِكْرَ رَسُولِ اللَّهِ«صلواتاللهعلیهوآله» وَ اجْعَلْ وَاحِداً مِنَ الْأَئِمَّةِ نَصْبَ عَيْنَيْكَ» و هنگام شروع نماز، نیّت کن یاد خدا و یاد رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» را و یکی از ائمه را در مقابل و در افق نظر خود قرار ده. و یا میفرمایند: قبل از ورود در نماز بگو: «اللَّهُمَّ إِنِّي أُقَدِّمُ- مُحَمَّداً نَبِيَّكَ«صلواتاللهعلیهوآله» بَيْنَ يَدَيْ حَاجَتِي وَ أَتَوَجَّهُ بِهِ إِلَيْكَ فِي طَلِبَتِي فَاجْعَلْنِي بِهِمْ وَجِيهاً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ اللَّهُمَّ اجْعَلْ صَلَاتِي بِهِمْ مُتَقَبَّلَةً وَ ذَنْبِي بِهِمْ مَغْفُوراً وَ دُعَائِي بِهِمْ مُسْتَجَاباً يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين.» ( الكافي، ج2، ص: 544) بار خدايا! من محمد (ص) پيغمبرت را از حاجتِ خود پيش داشتم، و به وسيله او به تو روى آوردم، در مطلب خودم مرا به وسيله آنها در دنيا و آخرت آبرومند ساز و از مقرّبان قرارم بده، بار خدايا! به وسيله آنان نمازم را پذيرفته ساز و گناهم را به نور آنها آمرزيده و دعايم را به نور آنها مستجاب کن، يا ارحم الرّاحمين.
مرحوم آقای هاشم حداد از قول مرحوم قاضی فرموده بودند در همین راستا میتوانید استاد خود را که نمادی از فرهنگ ائمه هست، مدّ نظر قرار دهید. نکاتی در شرح صوتی این موضوع در آن کتاب مطرح شده است که خوب است به شرح صوتی آن کتاب نیز رجوع شود. موفق باشید
سلام و عرض احترام استاد بزرگوار: در پاسخ سوال ۳۶۶۹۴ در بحثی که سعی شد بین شما و یکی از اساتیدمون تبادل نظری شکل بگیره (امید داشتم مفید باشه) نظر خودم رو بگم اگر موردی بود اصلاح بفرمایید در ضمن سوالی هم داشتم ۱. اینکه بنظرم رسید اون استادمون حساسیت روی کلمه ذات نداشت ولی روی کلمه وجود حساسیت داشت و شما با جایگزینی کلمه هستی سعی کردین به این نکته تذکر بدین ۲. بیانتون بسیار عالی بود من که از پیام آخر لذت بردم و برای من این نکته روشن نبود و ما در نسبت با هستیِ خود که عین ربط به هستی مطلق است میتوانیم با وجود مطلق ربطی حضوری داشته باشیم و این غیر از وجود مفهومی است. ارتباط حضوری که شما از آن سخن گفتین، واقعیت اینه ما همیشه اون درک و حضور رو نداریم نوبتی شاهد افکار شیطانی و وسوسه در خودمان هستیم، نوبتی شاهد تعالی و میل به سوی خدا وقتی دقت می کنیم می بینیم هیچکدومش ما نیستیم، اولیه یه شیطانه که اومده خودش رو بجای ما جا بزنه، دومی یه فرشته است، وقتی تعالی پیدا می کنیم، فرشته ای دیگر و اگر اون فرشته بره ما اون حضور رو نداریم (این که ما بالاخره چی هستیم رو من موندم) تو به هر صورت که آئی بایستی / کاین منم والله آن تو نیستی. سوال این بود شما فرمودین حضور ولی حضوری در کار نیست، یه فرشته باید بیاد تا حضوری درک کنیم، بره حضوره هم رفته، خب الان بیان شما با این اوصاف چی میشه. میتوانیم با وجود مطلق ربطی حضوری داشته باشیم با این اوصاف سوال من این است: ربط حضوری یعنی چه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که در هر حال، ما میتوانیم متوجه هستی خود به صورت حضوری باشیم و این است آن دریچهای که افقِ نظر به وجود مطلق را در مقابل ما میگشاید و جایگاه اخلاق و شریعت را که عوامل دفع موانع برای آن توجه است، معلوم میکند. موفق باشید
با سلام: چرا ایران خشک سالی است اما اروپا که کافر هستند سرسبز وپر باران است؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: این را باید از خدا پرسید!! آیا آن نعمتها کمکی به راز خلقت آنها میکند؟ شاید در این مورد بتوانیم به چایگاه ابتلائات اهل ایمان فکر کنیم. موفق باشید
چقدر زیباست که حق را ماورای ابژه و سوبژه ببینیم که همه عوالم را پر کرده و فقط اوست که در صحنه است، هم ابژه و هم سوبژه، نه اوبژه و نه سوبژه! چه حق زیباییست! اما طلب حضور من اینجاست که آیا وحی محمدیِ من عرف نفسه فقد عرف ربه نظرش به سوبژهای که ابژه است شدیدتر نیست تا ابژهای که سوبژه است؟ گویا نفس موضوعیت دارد نفسی که بسیط الحقیقه کل الاشیاء است. یعنی هم ابژه و هم سوبژه ای که از سوبژهی ابژه نما حرارت وجود میگیرد. بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست انگار آغاز پایانی ماست و این دلنشینی و حکایت حب من است به خودم! به خودی که همه حضرات را پر کرده است، کون جامع!
باسمه تعالی: سلام علیکم: امری که به میان آوردهاید توجه به نکات خوبی است البته باز هم به بنیادیترین بنیاد نظر کرد که ان شاءالله مباحث «راز طلوع بشر جدید و نسبت آن با اصالت وجود در حکمت متعالیه» بتواند پیش آورد. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد: سؤالی است که اگر لطف بفرمایید به صورت شخصی پاسخش را منتشر کنید. بنده در سن و سال تصمیم گیری هستم و نیازمند این بودم که حالا که به لطف خدا دانشگاه قبول شدم مسیر خودم را بهتر از قبل پیدا کنم. غالبا نشانه های الهی را دنبال میکنم و ورای اینکه به جواب میرسم، به آرامش و اطمینان خاطر نیز میرسم. خداوند عنایت کرده که در زندگی ام فقط ایشان را داشته باشم به عنوان تنها دارایی و البته که هرازگاهی از تنهایی ام شکایت میکنم ولی خب، صحنه تفکر فراهم شده است. نزدیک چندسال با موضاعت معرفتی درگیر بودم و اندک زمانی در ۳ یا ۴ سال قبل به شدت در روحیه معنوی به سر میبردم. حس خودم این بود. تا کنکور و بقیه مسائل مرا کمی وسعت داد تا به معنویت فراتری بیندیشم. پس حال من مانند آن کسی است که در سیاهی شب سرد زمستانی، آتشی میبیند. باز طبق روال گذشته ام به آیات الهی رجوع کردم. از خدا خواستم آنچه که باید بدانم را به من بنمایاند و خداوند این آیه را به من نشان داد:«فَلَمَّا قَضَىٰ مُوسَى الْأَجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ مِن جَانِبِ الطُّورِ نَارًا قَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَارًا لَّعَلِّي آتِيكُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍ مِّنَ النَّارِ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ». اینجا حضرت موسی علیه السلام دقیقا همان حال من را داشتند: کسی که در دل سیاهی شب سرد زمستانی، آتشی را دیده... گفتم حتما چیزی در آن هست. به تفسیر المیزان هم رجوع کردم و چیزی دستگیرم نشد. با توجه به اینکه روز بعد از آن هم همین آیه را با باز کردن قرآن دیگری روبهرویم دیدم و با نظر به اینکه این آیه نشانه ای از حق است. من چه رفتاری در قبال این مسئله باید داشته باشم؟ با تشکر فراوان
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اجازه دهید سؤال و جوابهایی که نکات خوبی در آن هست و برای بقیه نیز مفید است؛ در معرض نگاه دیگران نیز قرار گیرد بخصوص که حتماً در جریان هستید واقعاً ما فرصت جوابدادن به سؤالات خصوصی عزیزان را نداریم. ۲. آری! حضرت موسی «علیهالسلام» به عنوان انسان موحدی که متوجه شدهاند شرایط، شرایط اقدامی است در راستای مقابله با استکبار توحیدی، از مدائن حرکت کردند و در دل آن تاریکی با نوری روبرو شدند که نور توحید رسالت بود و این قضیه برای هرکس که توحیدی فکر کند، مناسب شرایط خودش پیش میآید همانطور که در ظلمات سلطه رژیم صهیونیستی برای رزمندگان غزه پیش آمد و متوجه شکلدادن به حرکت طوفان الاقصی شدند و نوری که پس از آن برای جبهه مقابله مردم فلسطین با صهیونیسم پیش خواهد آمد. موفق باشید
با سلام و عرض خدا قوت: در شهرستانها و شهرهای مختلف، هییتهای مذهبی در کنار هم نیستتد، و شکافی بین آنها وجود دارد، حتی اگر قصد نزدیک شدن به بعضی گروهای مذهبی را داشته باشیم، حتی اگر فرد هم مذهبی باشد، یک دافعه ای وجود دارد، در برابر افراد بظاهر غیر مذهبی که دیگر هیچ. ریشه این شکافها در کجاست؟ چه راهی برای همدلی و وحدت وجود دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید ماورای همه این امور به وجود انسانیِ همدیگر نظر کنیم تا ببینیم چه اندازه هر کدام انسانهای شریفی هستند مربوط به هر هیئت و هر گروه و هر جریانی که میخواهند باشند؛ مهم برای ما ابعاد انسانیِ آنها میباشد. حتی قرآن به رسول خود میفرماید: «لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطينَ (۸)/ ممتحنه) یعنی حتی خداوند شما را نهی نکرده که با افرادی که با شما جنگ نکردهاند و شما را از خانه و کاشانه خود بیرون نکردهاند، اینکه نیکی کنید و عدالت بورزید که خداوند عدالتورزان را دوست میدارد. موفق باشید
سلام استاد عزیز: هیچگاه فکر نمیکردم خریدن کتاب کوچکی «۱۰ نکته در معرفت نفس» در نمایشگاهی در گوشه ایران بتواند باعث تغییر باوری شگرف در سالها بعد در این جدول وجودی کوچک گردد. همیشه دعاگوی شما و استادان بی رنگتان هستم. با وجود بی وقتی اما هرجور شده روزانه با مطالبتان در کتابها و صوتها انس میگیرم و چندین سال است با مطالبتان محشور و احساس میکنم گمشده خود را یافته ام. بعد از تفسیر حمد امام الحمدلله با راهنمایی شما وارد مباحث مصباح الهدایه شده ام به تازگی. همینطور در مسیر افتاده ام و ان شاءلله لطف حق مدد فرماید. آیا ادامه دادن به این شکل را توصیه میفرمایید که از نزدیک استادی رویت نمیکنم؟ خود کتاب مصباح الهدایه pdf اش موجود هست. التماس دعای خیر از استاد عزیز و جامع بحمدالله
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! همانطور که آیت الله بهجت فرموده بودند در این زمانه همین علوم معرفتی حکم استاد ما را خواهند داشت. ۲. سعی بفرمایید آرامآرام در مسیر فکری خود با کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» نیز مأنوس شوید. موفق باشید
سلام استاد: درسته که اگه شهید نشم و مثل حضرت زینب بعد شهادت امام حسین خودم رو حاظر کنم این هم همون شهادت هست ولی من دلم میخواد که این بدنم هیچی ازش نمونه و تیکه تیکه بشم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: هم اکنون هم خودتان هستید و خودتان. بدن، ابزاری است که بالاخره از آنِ ما نیست. باید سعی کرد از طریق خودمان در عوالم معنوی، خود را حاضر و حاضرتر کرد در آن صورت، چه فرق میکند «زیر دریا خوش بُوَد یا روی او». موفق باشید
با سلام: حضور در جلسه شنبه هفته پیش (شهادت) باعث شد که تفکر ۵ ساله من نسبت به تاریخ تغییر کند. قبلا طرز فکرم اینگونه بود که ایرانِ اسلامی، از لحاظ اسلامیت در حال سقوط است. به این نظر که دهه شصت اکثریت غالب باحجاب و متدین بودند ولی دهه ۷۰ به بعد به چاله افتادیم. حسّم اینطور بود که اسلام ۱۴۰۰ سال قدمت دارد و غرب مدرن ۵۰۰ سال، و این ۵۰۰ سال در حال شکست دادنِ آن ۱۴۰۰ سال است. اما جرقه ای در ذهنم افتاد که: « شاید اسلام مال همین الان است و ۴۵ سال است که این دین برای ما آمده و تازه ما اول راه هستیم». همینطور که پیش رفت برایم متجلی شد که واقعا ما در آغازیم و اگر حضوری در نهایت قرار است پیش بیاید در آیندهٔ همین راه پیش خواهد آمد. فلذا این برهنگی ها و این میزان نفرت پراکنی ها تاثیرات ۵۰۰ ساله رسانه غربی بر اسلام ۴۵ ساله است که هنوز درخت تنومندش مانده تا برگ در افلاک بگستراند. پس از این به شدت امیدوار شدم. در این یکساله که به لطف نادانی مسئولان و هوشمندی دشمنان، بی حجابی به برهنگی تبدیل شده همیشه است، این حسِ افول به سمت بی ایمان شدن جامعه را داشتم و در راه آمدن به جلسه جنابعالی که سوار وسایل نقلیه میشوم این حس بیشتر القا میشود؛ اما حال که این طرز فکر تغییر کرده انگار دنیا عوض شده است. انگار این افراد، خرده سد های خوفناکی هستند که در مسیر انقلاب اند. خُرده به خاطر اینکه در برابر ایدئولوژی انقلاب اسلامی هیچ اند و خوفناک به خاطر اینکه این خوف ما را به حرکت وا می دارد. به قول جنابعالی: «چه خوش است این خوف!» خلاصه کلام بنده این بود که این انقلاب اسلامی در مرحله آغازین خود خرازی و باکری و حججی و سلیمانی و علی وردی و... خلق کرده است؛ در آینده قرار است چه بکند؟! و اینکه ان شاءالله خداوند مارا آینده این انقلاب قرار بدهد. آمین!
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همینطور است زیرا حرکتی که مبتنی بر توحید باشد روز به روز با جلوههای بیشتری خود را نشان میدهد و پیش میرود. باید از خود پرسید در موقعیت تاریخی که ما در آن قرار داریم خداوند با ما چه نسبتی برقرار کرده و ما نیز چه نسبتی باید با او برقرار کنیم؟ مسلّماً بدون درک زمانه، هيچ قدمي به سوي آيندهي خود نميتوان برداشت و رخداد انقلاب اسلامی در اين تاريخ، همان زماني است که ميتوانيم با قرارگرفتن در آن، سرنوشت خود را از بند غرب آزاد کنيم.
ما همانطور که در سنن الهي قرار داريم، اگر از حضور خود در آن سنن آگاه شويم راهِ آينده نسبت به آن سنن در مقابل ما گشوده ميشود. به همين معنا ما در تاريخي هستيم که رخداد انقلاب اسلامی به صورتي خاص ظهور کرده که اگر از حضور خود در اين رخداد آگاه شويم، راهِ آيندهي تاريخ قدسی ما در مقابل ما گشوده خواهد شد و ديگر در توهّمات بشرِ غربزده قدم نخواهيم زد. امام صادق «علیهالسلام» ميفرمايند: «قَالَ فِي حِكْمَةِ آلِ دَاوُدَ عَلَى الْعَاقِلِ أَنْ يَكُونَ عَارِفاً بِزَمَانِهِ مُقْبِلًا عَلَى شَأْنِهِ حَافِظاً لِلِسَانِه» ( الكافي، ج2، ص: 116) در دستورهاى حكيمانهي آل داود چنين آمده است که وظيفهي انسان خردمند است كه زمانهي خويش را بشناسد و مناسب شناختی که دارد متوجهی حوادث باشد و زبان خود را حفظ کند و مطابق روح زمانه سخن بگوید. و یا ميفرمايند: «الْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لَا تَهْجُمُ عَلَيْهِ اللَّوَابِس» (الكافي، ج2، ص 116) بر آنكس كه به زمانه خود داناست، اشتباهات هجوم نمى آورد. وقتی متوجه باشیم انقلاب اسلامی توسط سالک عارفی که متوجهی زمانهی خود بوده است؛ مطرح شده است و چنین افرادی بیش از آنکه بخواهند با تفکرات عادی بشریِ خود راه حلِ عبور از ظلمات زمانه را بیابند، مطابق دغدغهی خود به خداوند رجوع میکنند و منتظر میمانند تا خداوند إشراق لازم را به قلب آنها بنماید، نگاهمان به انقلاب اسلامی نگاه خاصی خواهد شد. و لذا در نگاهی تأویلی و هرمنوتیک همهی تلاشمان آن میشود که به جنبهی باطنی انقلاب اسلامی یعنی به روح تاریخی آن بنگریم و معنای شناخت زمانه در این رابطه شکل میگیرد.
مقام معظم رهبری «حفظهاللّه» در راستای نقش تاریخی حضرت امام خمینی «رضواناللّهتعالیعليه» و اینکه انقلاب اسلامی یک حقیقتِ تاریخی در این دوران است و میتواند جهت تاریخِ معاصر را تغییر دهد؛ میفرمایند: «واقعاً حضرت امام «رضواناللّهتعالیعليه» انسان عجيبى بود اصلاً پيدايش و وجود اين انسان با آن ابعاد، هيچ قابل تحليل نيست جز اينكه بگوييم تفضّل الهى بود براى اينكه چرخشى در تاريخ و در حركت قافله عظيم بشرى به وجود آورد، دستى بايد از غيب ظاهر مى شد، خداى متعال اين دست را ظاهر كرد». (بيانات در تاريخ: 1/3/1369) و در تاريخ 21/11/90 يعني پس از گذشت بيست سال ميفرمايند: «امام عزيز ما آن مرد عظيمي که بلا شک خداوند لمعهاي و لمحهاي از انوار طيبهي نبوتها را در وجود او قرار داده بود». حال این مائیم و آیندهای که وعدههای الهی روز به روز یکی بعد از دیگری به ظهور میآید. موفق باشید
با سلام: در دنیا انسان در اثر حرکت جوهری ذاتش تغییر میکند.در برزخ و قیامت چگونه ذات انسان عوض میشود. مثلا قیافه یک مومن گنه کار میمون است و این قیافه چگونه به انسان تغییر میکند؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن دنیا تنها انسان با ملکات خود روبروست و رفع حجاب در آنجا به معنای رسیدن به اصیلترین ملکات است. موفق باشید
سلام: جهت آشنایی دانش آموزان متوسطه اول (هفتم هشتم نهم) با کتب شما، کدام کتاب ها مناسب ترهست؟ ۲. اگر برای این کار و بطورکلی هر کار فرهنگی، مسابقه بگذاریم و جایزه مقرر کنیم،. آیا اشکالی ندارد؟ یعنی باعث نمی شود دانش آموزان شرطی بشوند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر میآید کتابهایی مثل «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیاز به نبیّ» مفیدشان افتد. ۲. برای این سنین میفرمایند اشکال ندارد. موفق باشید
با سلام و وقت بخیر خدمت شما: من بار ها و بارها برام اتفاق افتاده که توی خواب تشهد یا سلام و یا بقیه قسمت های نماز رو خوندم و با صدای خودم بیدار شدم از خواب به نظرتون نشانه چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: إن شاءالله خیر است ولی بنده در این موارد چیزی نمیدانم. موفق باشید
با سلام: در دنیا مثلاً من از خانه عازم مدرسه میشوم. این رفتن همراه رفتن با دو پا هست. آیا در برزخ و قیامت اینچنین راه رفتنی وجود دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آنجا حضور است و اراده حضور، هرچند آن حضور به صورت پا و دست به ظهور آید. موفق باشید
سلام و عرض احترام: استاد به دنبال چند منبع معتبر و موثق و هم چنین یکسری کتب برای مطالعه بیشتر راجع به معرفت النفس و مبانی این موضوع هستم برای نوشتن مقاله پایانی سطح ٢ حوزه لطف می فرمایید از راهنمایی تون بهره مند شوم. با توجه به اینکه بیشتر مبانی این موضوع شهودی هست آیا بنده می توانم در حد یک مقاله کوتاه، مطالب نظری با ذکر منابع و عدله های اثبات شده گرد آوری کنم؟ پیشنهاد شما چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحث معرفت نفسِ آیت الله حسنزاده و کتاب «عیون نفس» ایشان و جلد هشتم اسفار جناب ملاصدرا در این مورد میتوانند کمک کنند. موفق باشید
سلام علیکم: وقت بخیر. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در مورد لذت های دنیوی در آخرت نوشته اند: «و كوتاه سخن اينكه زندگی دنيا عبارت است از وجود دنيوی انسان، به ضميمه آنچه از خوبيها و بديها كه كسب كرده، و آنچه كه به نظر خودش خيبت و خسران است. در نتيجه در آخرت يا لذائذی كه كسب كرده به او میدهند، و يا از آن محرومش میكنند. و يا به نعمتهای بهشت برخوردارش میسازند، و يا به عذاب آتش گرفتارش میكنند. و به عبارتی روشنتر، آدمی در بقايش به حسب طبيعت، سعادت و شقاوتی دارد، هم بقای شخصيتش و هم بقای نوعش، و اين سعادت و شقاوت منوط به فعل طبيعی او، يعنی أكل و شرب و نكاح او است، و همين فعل طبيعی به وسيله لذائذی كه در آن قرار دادهاند آرايش و مشاطهگری شده، لذائذی كه جنبه مقدميت دارد. اين به حسب طبيعت آدمی و خارج از اختيار او است. و اما وقتی میخواهد با فعل اختياری خود طلب كمال كند، و شعور و اراده خود را به كار بيندازد، موجودی میشود كه ديگر كمالش منحصر در لذائذ طبيعی نيست، بلكه همان چيزی است كه با شعور و اراده خود انتخاب كرده است. پس آنچه خارج از شعور و مشيت او است (از قبيل خوشگلی و خوش لباسی، و بلندی و خوش صورتی، و خوش خطی، و سفيدی، و لذتبخشی غذا، و خانه، و همسرش و امثال اينها) كمال او شمرده نمیشود، هر چند كه نوعی كمال طبيعی هست، و همچنين عكس آن نقص خود او شمرده نمیشود، هر چند كه نقص طبيعی هست، هم چنان كه خود را میبينيم كه از تصور لذائذ لذت میبريم، هر چند كه در خارج وجود نداشته باشد. مثلا مريض با اينكه بهبودی ندارد اما از تصور بهبودی لذت میبرد، پس همين لذائذ مقدمی است كه كمال حقيقی انسان میشود، هر چند كه از نظر طبيعت، كمال مقدمی است حال اگر خدای سبحان اين انسان را بقايی جاودانه بدهد، سعادتش همان لذائذی است كه در دنيا میخواست، و شقاوتش همان چيزهايی است كه در دنيا نمیخواست، حال چه لذت به حسب طبيعت، و خلاصه لذت مقدمی باشد، و چه لذت حقيقی و اصلی باشد، چون اين بديهی است كه خير هر شخص و يا قوه مدركه و دارای اراده عبارت است از چيزهايی كه علم بدان دارد، و آن را میخواهد، و شر او عبارت است از چيزی كه آن را میشناسد ولی نمیخواهد. پس به دست آمد كه سعادت انسان در آخرت به همين است كه به آنچه از لذائذ كه در دنيا میخواست برسد، چه خوردنيش، و چه نوشيدنش، و چه لذائذ جنسيش، و چه لذائذی كه در دنيا به تصورش نمیرسيد، و در عقلش نمیگنجيد، و در آخرت عقلش به آن دست میيابد، و رسيدن به اين لذائذ همان بهشت است، و شقاوتش به نرسيدن به آنها است، كه همان آتش است، هم چنان كه خدای تعالی فرموده: لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها، وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ» (جلد سوم ترجمه المیزان صفحه ۱۷۲) اگر ممکن است فرموده ایشان را کمی شرح دهید. پیشاپیش متشکرم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! انسانها همواره به دنبال آن چیزی هستند که در طبیعتِ عادی خود دوست دارند. حال اگر در مسیر طبیعی در دینداری حاضر شوند همانهایی که در دنیا میخواستند، مییابند و بهشت نصیبشان میشود مگر آنکه به گفتۀ علامۀ طباطبایی: «و اما وقتی میخواهد با فعل اختياری خود طلب كمال كند، و شعور و اراده خود را به كار بيندازد، موجودی میشود كه ديگر كمالش منحصر در لذائذ طبيعی نيست» و باید بین این دو انسان و این دو نوع سرنوشت، فرق گذاشت. موفق باشید
با سلام خدمت استاد گرامیم: من شرح صوتی فصوص الحکم شما را که گوش دادم، محی الدین در چند نوبت بیان کرده بود که فرعون مومن از دنیا رفته است. چند سوال دارم. لطفا اگر ممکن است، جواب همه آنها را بیان بفرمایید! ۱. آیا علامه جوادی آملی و علامه حسن زاده آملی آن را قبول کردند؟ ۲. اگر من حرف محی الدین در رابطه با فرعون را قبول کنم اشکالی دارد؟ با تشکر از زحمات شما استاد گرامیم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این امور و در این مسیر که مسیر رجوع به افقهایی هست که باید انسان در منظر خود با آنها روبرو شود، سؤال کردن یعنی آن افق را به مفهوم، تبدیل نمودن. این مانند آن است که انسان بخواهد از نوری که او را فرا گرفته است، سؤال از نور کند، همان بلایی که حضرت موسی «علیهالسلام» بر سر خود آوردند. در حالیکه حضرت خضر «علیهالسلام» در ابتدای راه، آری! در ابتدای راه و نه در سر کلاس؛ شرط کردند: «قَالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي فَلَا تَسْأَلْنِي عَنْ شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْرًا» چنانچه خواستید در این راه قدم بگذارید، هیچ مپرس تا آنکه آرامآرام «حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْرًا» تا آنکه نسبت به آن چیز آگاه و بیدار شوی. و غفلت از این موجب شد: «قَالَ هَذَا فِرَاقُ بَيْنِي وَبَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ مَا لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْرًا». موفق باشید
