با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: بعضی ها میگویند تغابن یعنی در معامله کلاه سررفتن بین مستکبرین و مستضعفین و بعضی دیگر گفته اند تغابن یعنی در معامله ای کلاه سررفتن کافر ها و کلاه سررفتن مؤمنین. میشه با دلیل بگین نظر شما کدام مورد است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این رابطه در سوره تغابن شده است. مهم دقت به خود آیات است از طریق تفسیر قیّم المیزان. موفق باشید
عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار: من خانمی ۳۵ ساله و شاغل هستم. با مادرم زندگی میکنم. مادری بسیار دلسوز ولی گاهی ترش زبان دارم. به همین علت گاهی دچار بحث و جدل لفظی می شویم. خیلی تلاش میکنم اطاعت امر مادر کنم و طبق احادیث روی حرف ولی حرفی نزنم، هر چه تلاش میکنم باز هم ناتوانم. ۷، ۸ سالیست مادرم دچار وسواس شده اند و به تبع آن کار برای من دشوار تر شده است. مادرم زندگی را به خودشان سخت میگیرند و من را هم مجبور به انجام همان امور سخت میکنند. به خودم می گویم این ها اعتباریات است و مهم نیست، خب طبق خواسته ی مادر عمل کن مگر چه می شود. ولی در لحظه ی انجام از درون طاقت نمی آورم و زبان به اعتراض می گشایم. چگونه می توانم مانند بزرگان بر این امر صبوری کنم و کم نیاورم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بدون اعتراض و تا حدی که میتوان سکوت کرد. https://eitaa.com/matalebevijeh/17915 . بنا بر آن نیست که خود را گرفتار توهّمات افراد وسواسی بکنیم. موفق باشید
سلام استاد وقتتون بخیر: آقای جوادی آملی در مورد بحث شما در مورد ایمان و مذهب نظر دیگری دارند. ایشان ذیل آیه ۱۹۹ آل عمران فرمودند در سورهٴ مباركهٴ «آل عمران» فرمود ﴿لَيْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ يَتْلُونَ آياتِ اللّهِ آناءَ اللَّيْلِ وَ هُمْ يَسْجُدُونَ﴾ ؛ اينها كسانياند كه آيات الهي را تلاوت ميكنند، همان آياتي كه بر شما نازل شده است هم آياتي كه بر خودشان نازل شد. همين آيهٴ محل بحث سورهٴ «آل عمران» همين است ديگر، اينها مؤمناند. اينها كسانياند كه دو تا دين را دو تا وحي را درك كردند، قهراً بايد دو تا اجر هم داشته باشند، لذا ذات اقدس الهي از اينها كه صاحب دو اجرند ياد ميكند. در دين خود، تابع دين خود بودند، حرف پيامبر خودشان را ايمان آوردند، اجر بردند. وقتي اسلام طلوع كرد تابع اسلام شدند اجر ميبرند، از اينها به عنوان اينكه داراي دو اجرند ياد ميكند. در سورهٴ مباركهٴ «قصص» آيهٴ ۵۲ به بعد اين است: ﴿الَّذينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ يُؤْمِنُونَ﴾ آنها كه قبلاً ما به آنها كتاب داديم يعني تورات و انجيل داديم، اينها به قرآن ايمان ميآورند ﴿إِذا يُتْلي عَلَيْهِمْ﴾؛ وقتي قرآن بر آنها تلاوت بشود ﴿قالُوا آمَنّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنا إِنّا كُنّا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمين﴾؛ ما قبلاً انتظار چنين كتابي را ميكشيديم، چون انبياي ما در كتاب آسماني ما را بشارت دادند، ما منتظر رسيدن اين وحي بوديم ﴿وَ إِذا يُتْلي عَلَيْهِمْ قالُوا آمَنّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنا إِنّا كُنّا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمينَ﴾ آن گاه فرمود: ﴿أُولئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْن﴾ اينها دو تا اجر دارند ﴿بِما صَبَرُوا وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ ٭ وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَ قالُوا لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ لا نَبْتَغِي الْجاهِلين﴾ اينها از بزرگان اهل كتاباند. منظورشون را اینطور برداشت کردم که اهل کتاب اینجا منظور مسلمانانی هستند که قبلا یهودی و مسیحی بودند و اگر اینجا تعبیر به اهل کتاب شده به این لحاظست که در آیات قبلی سوره هم از اهل کتابی سخن گفته شده بود که آنان آیات خدا را به قیمت ناچیزی میفروختند. توضیح کاملتر در این لینک هست. https://eshia.ir/feqh/archive/text/javadi/tafsir/70/701010/ آیا واقعا فتوایی از مراجعی مانند آقای خامنه ای وجود دارد که ایشان گفته باشند از نظر فقهی اشکالی ندارد که یهودی یا مسیحی اگر فهمید دین اسلام حق است، باز هم تابع شریعت مسیحی یا یهودی خود باشد، با اینکه میداند پیامبر حقست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همه حرف در این نکته است که میشود اهل کتاب بود و در عین حال به وَحی محمدی «صلواتاللهعلیهوآله» ایمان داشت و همچنان در زمره اهل کتاب بود و اسلام نیز برای چنین افرادی به عنوان اهل ایمان و حتی «راسخون فیالعلم» جای و جایگاه قائلاند. موفق باشید
سلام استاد: فرمودید انسان کامل قدرت ایجاد بدن هم دارد مثل امام زمان که میتواند برای خود بدن ایجاد کند بعد توجه را بردارد. آیا امام زمان همیشه به یک شکل بدن ایجاد میکنند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم. عمده همان حضور واسطه فیضبودنِ آن حضرت است و نسبتی که خداوند از طریق آن حضرت با دیگران دارند. موفق باشید
سلام علیکم: خسته نباشید. جاهایی دیده ام که میفرمایید اول باید فلسفه اسلامی بخوانیم بعد سراغ فلسفه غرب برویم یا گفته اید من با صدرا هیدگر میخوانم استاد رضا داوری اردکانی در مقاله هرمنوتیک که شما جزوه آن را هم در کانال و سایتتون گذاشتید می گوید ما نباید با نگاه سوبژکتیویته فلسفه اسلامی را بخوانیم خب حال ما اگر قبل از فلسفه اسلامی فلسفه غرب نخوانیم با نگاه سوبژکتیویته فلسفه اسلامی را می خوانیم بعد هم به سیتز با فلسفه غرب در می آییم به نظر شما این مسئله چگونه می شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به اصالتدادن به وجود و نظر به «وجود»، به خوبی از ابژهدیدنِ آنچه فلسفه بدان نظر میکند، عبور میکنیم. عرایضی تحت عنوان «راز طلوع بشر جدید و نسبت آن با اصالت وجود در حکمت متعالیه» https://lobolmizan.ir/sound/1398?mark=%D8%B1%D8%A7%D8%B2 شده است که میتواند در این مورد کمک کند. موفق باشید
سلام و عرض ادب: حقیقتا برای بنده سوال شده بود که تفاوت های وجود نزد جناب ملاصدرا و وجود نزد هایدگر چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: لازم است که مفصلاً اندیشه این دو اندیشمند را در این مورد دنبال بفرمایید. امری نیست که در محدوده سؤال و جواب بگنجد. موفق باشید
سلام استاد خدا قوت: اخیراً کتابی درباره امام عصر مطالعه کردم که یکی از برهانهای اثبات وجود امام زمان (عج) را قانون مرکزیت دانسته بود و توضیح آن این است: همانگونه که زمین به دور خورشید میگردد و خورشید هم بدور مرکز خاص خود که از دید ما پنهان است میچرخد و و همه الکترونهای موجود در مولکولهای اجسام به دور هسته واحد میچرخند، انسان نیز نیاز به یک مرکزی دارد که ضامن ثبات و بقای اوست که او امام است. سوال بنده این است که آیا این برهان همان برهان عین الانسان است یا فرق دارد؟ گویا در این برهان صرفاً بقای مادی اجسام و موجودات مورد نظر است. نکته دیگر این است که در روایات وجود امام عصر علیه السلام باعث ثبات آسمان و زمین میشود: بوجوده ثبتت الارض و السما اما در این برهان امام عصر تنها مرکز انسان دانسته شده؟ کتاب از آیت الله سید طیب جزایری است به نام «البراهین الاثنا عشر فی وجود امام الثانی عشر»
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده آنچه در آن کتاب میفرمایید که گفته شده؛ تذکر خوبی است و کمک میکند به این که به حضرت صاحب الأمر «عجلاللهتعالیفرجه» به عنوان محور هستی نظر شود. موفق باشید
سلام و احترام: چگونه می توان چشم حق بین خود را در دنیا باز کرد؟ راهکار عملیاتی که مناقشه روی آن نشده باشه وجود داره؟ امید به آخرت برای دیدن حقیقت، امید واهی است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحث «معرفت نفس» در این مورد شروع خوبی است. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: بنده از شما پرسیدم تعهد جانی یعنی چی شما این جواب رو به بنده دادین: باسمه تعالی: سلام علیکم: یعنی نسبتی که انسان در نزد خود با حقیقت پیش میآورد مانند عهدی که ما از طریق نظر به مولایمان حضرت سیدالشهداء «علیهالسلام» در مقابله با ظلم و استکبار در خود حاضر میکنیم. جوابتون رو متوجه شدم ولی میشه باز تر بکنید جوابش رو؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید در شرح این موضوع باید به کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» و شرح آن رجوع فرمایید. و به همین دلیل این سایت، بیشتر برای جوابگویی به سؤالات رفقایی است که مباحث را دنبال کرده باشند و در دل آن مباحث، سؤالات برایشان پیش آمده باشد. موفق باشید
سلام استاد: پیرو پاسخی که در پرسش ۳۷۹۵۱ فرمودید: « به نظر میآید پزشکیانِ مناظرهها بخصوص مناظره دوم، با آقای پزشکیانی که شورای نگهبان او را انتخاب کردند، متفاوت شده بودند.»! حقیقتاً بنده هم این تفاوت رو کاملاً به صورت ملموس حس کردم. حتی در همان مناظره اول که ایشان مطالبی را در مورد رهبر معظم انقلاب و سردار سلیمانی فرمودند، احساس کردم چهره و صورت ایشان دگرگون شد! اگر امکانش هست در مورد علت و ماهیت این تفاوت کمی بیشتر توضیح دهید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره گویا آقای پزشکیان بعد از نامزدشدن برای ریاست جمهوری، احساس کردند نیاز به جریان اصلاحات برای پشتیبانی دارند. با اینهمه میتوان به همان پزشکیان اولی که هیئتی هم بودهاند، نظر کرد و کارهای مثبت دولت را تقویت نمود بدون ایجاد دوگانگی. موفق باشید
«بسم رب الزهرا» زندگی و حیات ما در اقبال و ادبار غفلت و یاد امید و بی امیدی خوف و رجا رفتن و ماندن جنگ و صلح ظلالت و روشنایی بودن و نبودن… است که راه خود را در پیش میگیرد و گاه به جریان و سیلان می افتد تا مرز حضور خویش در صحنه های گوناگون حق را به یاد ما آورد و ما را به صداقت در عهد تاریخی مان دعوت کند. ما همه اهل فراموشی و روزمرگی و نسیانیم و خوب میدانیم چه زود توبه هایمان رنگ و بوی قداست از کف می دهد و در تیرگی وجودمان ناگهان با جرقه کوچک یاد و نشان و اشارتی به او، خود را در گمراهی میابیم آری گمراهی... نه آنکه در راه نیستیم بلکه مقصد و غایت و افق اجمالی راه را از یاد می بریم و اعمال و اهداف و کارها رنگ پوچی و بیهودگی میگیرند و تنها از آنها صورت و ظاهری به غایتِ اکنون می ماند. اثر و تاثیر غرض های مدنظر ما می ماند و از یاد میبریم که منزلگه غایت ما نه در تاثیر و پیروزی و فتح است نه در شکست و به هدف رسیدن. ما تنها در صراط خود به مرگ فراخوانده میشویم. راهی که از بودن ها به نبودن ها میرویم تا دوباره بیابیم و خود را در گشودگی هستی و وجود خویش دوباره بیازماییم و جلوه کنیم و بتابیم و دوباره رنگ خاموشی بگیریم و در نبود نورِ راه و مقصد همه چیز را فراموش کنیم تا دوباره بی تاب و بی قرار و گمشده راه او باشیم. ما در هراس و ترس از دست رفتن داشته ها و تعلق هایمان به هر ریسمان پاک و ناپاکی دست می آویزیم و می خواهیم خود را نجات دهیم و امان که هر ریسمان بر فرورفتن بیشتر عمق چاه تاریکی و ترس ما بیفزاید و ما را بی پناه تر کند. آری پناهِ تعلق، عادت و روزمرگی و هرروزگی پناه هر هستی غیر از او… و اما او نه ناظر بیرون نشسته است نه غایب بر احوال ما. اوست که ما را دوباره به خویش فرامیخواند و در پناه خود کنام گرمی مهیای ما میکند و دوباره و چندباره با هجوم حوادث و ابتلائات گوناگون خانه خرابمان میکند تا در راه بودن مان را به یاد مان آورد و دوباره به یاد آوریم که «فَکَأنَّ اَلدُّنْیا لَمْ تَکُنْ وَ کَأنَّ اَلْآخِرَةَ لَمْ تَزَلْ» دنیا گویا هرگز نبوده است و آخرت و عاقبت... ما میرویم و میرویم تا به آنجا که خود خیال رسیدنش را داریم رسیم که ناگهان خود را گمشده و تنها و دور از پناه او میابیم و میبینیم او در بر ما نیست. ما او را هرگز در یک لباس و جای مشخص و معین تکراری نمی یابیم . ما به دنبال اوییم و او از ما خواهد گریخت و هرچه بیشتر بدویم او تند تر از ما خواهد گریخت آری تنها اوست که ما را فرا خواهد خواند به هر صورت و تجلی و وقت و اراده که خود بخواهد و بداند. ما در راهیم و از آن اوییم و در تاریکی ها و گمراهی ها نیز به سوی او می رویم و تنها چشم انتظاریم تا او بر اسم رحمان و رحیم و قادر و حی و قیوم… خود بر ما رخ بتاباند تا در راه، راه را از سر بگیریم و به سویش بازگردیم. او شنوا و بینای تک تک لحظات و بی قراری و آشفتگی ماست و ماییم که او را در صحنه و لباس صورت نو فراموش میکنیم. آری باید چشم بشوییم و دوباره او را در صورت و تجلی تازه خود بیابیم و از یاد مبریم که او هدایتگر و نویسنده قصه پر پیچ و خم ماست. و ماییم که باید چشم خواندن این قصه را در بند بند لحظات و ایام خود در این دفتر بیابیم که ما همه با هم از آن اوییم و در کثرت راه ها به سوی صراط مستقیم او باز خواهیم گشت چه در غفلت از این بازگشت چه در یاد و خود آگاهی از آن و شاید این گمشده، درکِ تقدیر توحیدی زمانه مان باشد. امید که تاب دل کندن از عطایا و داده هایمان را داشته باشیم تا او را در وسعت دوباره خودش بازیابیم و در گذر ایام و حوادث و صحنه های گوناگون صراط مستقیم انقلاب مان ایمان خود را نو به نو با او بیابیم و تازه کنیم و با ایمان و مناسبات مرده دیروزینمان هرگز به سوگ و عزا ننشینیم. یا حق انتخابات ایام الله انقلاب ما و انقلاب اسلامی
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یعنی ایمان، این یعنی در راهبودن، و راه را محل توقف ندانستن.
هر کس با استقرار در وجود خویش و گشودگی که در این استقرار نسبت به دیگران برایش پیش میآید ، حکایت گشودگی وجود را در خود احساس میکند و او را به تفکر میخواند، تفکری که چیزی جز نظر به وجود در مظاهر مختلف نیست و این غیر از جمع آوری معلومات زیادی است که ما را در خود متوقف میکند، غافل از آنکه در تاریخی قرار داریم که تاریخ حضور در عالم و آدم است با وسعت دادن خود و یا درک وسعتی که در خود داریم. این است وظیفه امروزین ما و معنایی که باید از خود به میان آوریم. موفق باشید
با سلام: آیا درست است که تمام صورت هایی که در خواب میبینم درک و شعور دارند. هم من آنها را درک میکنم و هم آنها مرا درک میکنند؟ سوال دوم: اگر مطالب بالا صحیح است، آیا در برزخ و قیامت هم، همینطور است؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نه، معلوم نیست آن صورتها توهمی و غیر واقعی نباشد. ۲. صورتهای برزخی و قیامتی صورتهایی هستند در رابطه با اراده های ما و عقاید ما. موفق باشید
با سلام: این متن را یکی از دوستان منتشر کرده است نظرتان را درمورد این متن بفرمایید. (از دیدگاه ابن عربی موحد ترین وجود خود خداوند است و بعد از آن شیطان و پس از آن حضرت محمد (ص) اما آنچه موجب شد که شیطان دومین موحد عالم ملعون شود این بود که بولایت علی (ع) گردن ننهاد در حالی که پیامبراکرم (ص) به ولایت علی (ع) اقرار کرد)
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن دوست عزیز باید مشخص کند این متن را از کجا آوردهاند و جایگاه آن از نظر نگاه هرمنوتیکی کجاست؟ موفق باشید
سلام: ببخشید چندین بار درباره ی این موضوع مزاحمتون شدم. استاد این نیست انگاری گلوی من را فشار میدهد و هیچ راهکاری جوابگو نیست. فشار زیادی روی قلبم احساس میکنم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر متوجه باشیم این حالتی است مربوط به تاریخی که بشر خود را محور خود دانست؛ باید برای عبور از آن، به حضور تاریخی دیگری فکر کرد که حضوری است ذیل اراده الهی که در این زمانه حضور در تاریخ انقلاب اسلامی است. در این مورد پیشنهاد میشود عرایضی که در رابطه با انقلاب اسلامی شده است، دنبال شود. مانند کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه». موفق باشید
به نام خدا سلام: حیوانات و موجودات و همه ی عالم پس از ايمان به امیرالمؤمنین ارزش پیدا کردند و در درگاه الهی ارزشمند شدند. از کسی شنیدم جغد پس از شهادت امام حسین شب زنده دار شد و مارمولک ایمان به امیرالمؤمنین نیاورد و سگ اولین حیوانی است که به شیطان ایمان آورد و سنگ عقیق به دلیل ایمانش ارزشمند شد. امکانش هست منبعی معرفی کنید که این موارد رو تایید یا رد کنه
باسمه تعالی: سلام علیکم: منبع چندانی در ذهن ندارم. احتمالاً باید نکاتی باشد که با اشاره و با نگاهی خاص مطرح شده وگرنه هر موجودی در ذات خود، خیر است هرچند نسبت به ما در موقعیت خاصی میتواند مضرّ باشد مانند حضور سگ در درون خانه و زندگی و نه در آغل گوسفندان که نگهبانی است بس مهم. موفق باشید
با سلام وعرض ارادت خدمت استاد گرامی: استاد عزیز طبق سوالی که از خدمتتان پرسیدم و فرمودید که طبق آیه قرآن کریم، هر شخص از پدر و مادر خاصی متولد می شوند. استاد عزیز سوال دیگری که از خدمتتان داشتم اینکه یک شخص با چه شاخصه و معیاری بیشتر می تواند بفهمد که همسر زندگیش که با او کامل می شود کیست؟ مثلا برای اینجانب مواردی پیش آمده، آن شاخصه و معیار بیشتر می تواند در انتخاب اصلح کمک کند. ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در روایت داریم مؤمن کفو مؤمن است. کافی است فرد مورد نظر انسانی مقید به دستورات شرع مقدس باشد. موفق باشید
با سلام: اینکه گفته میشود که اولین چیزی که در قیامت سوال میشود نماز است و... آیا این روایت صحیح است. این چگونه با عدالت خدا سازگار است؟ کسی یک عمر کار خوب بکند و بعد بخاطر نماز هیچ شود؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در نسبتی است که انسان در ذات خود به حکم عبودیت با خدا دارد و نماز، صحنه تعیّنِ چنین حضوری است و انسان می تواند از طریق نماز که صورت اصلی و اصیل عبودیت است آن را در خود شکل دهد. و بدین لحاظ پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» فرمودند: «أَوَّلُ مَا يُحَاسَبُ اَلْعَبْدُ اَلصَّلاَةُ فَإِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ مَا سِوَاهَا وَ إِنْ رُدَّتْ رُدَّ مَا سِوَاهَا.». موفق باشید
سلام خدمت جناب استاد: فلسفه ی وجودِ شجره ممنوعه و شیطان وسوسه گر در بهشت نزولی چیست؟ چرا وقتی انسان در صفای آنچنانی قرار می گیرد، در معرض شجره و وسوسه قرار می گیرد؟ آیا امکان مقاومت وجود دارد یا چارهای از هبوط نیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» عرض شد؛ قصه، قصه خلیفۀ الله شدنِ انسان است در زمین، ولی با انتخابی که آدم و آدمیت باید در خود پیش آورد و با نزدیکشدن به شجره عملاً کثرت را که همان حضور در زمین است انتخاب کردند و راهی برای خلیفۀ اللهشدن ذیل هدایت الهی گشوده شد. موفق باشید
با عرض سلام و وقت بخیر: من درحال مطالعه ی کتاب های استاد طاهرزاده هستم. چهله ی دائم الوضو بودن. کم خوری و بین الطلوعین هم انجام دادم. استادی که زیرنظر ایشون هستیم چهله کلیمی رو پیشنهاد دادن که هرکس براساس مورد شخصی که در آن ضعف دارد دو مورد را انتخاب کند. من در سکوت کردن و کم حرفی مسئله دارم و این مورد باعث حملات شیطان و ایجاد افکار میشود. وقتی در جمعی قرار میگیرم شهوت حرف زدن و جلب توجه دارم، تلاش کردم برای کم حرفی ولی موفق نبودم. لطف میکنید راهنمایی بفرمایید. راه عملی برای این مورد بفرمایید و در این چهله روی چه مسائلی تمرکز کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به رهبر معظم انقلاب و تأمّل در سخنان ایشان، إن شاءالله مشکل حل میشود. موفق باشید
استاد دلم گرفته!! انگار یکاری رو برای خدا کرده ام ولی هنوز هم ته دلم خراش هایی وجود دارد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: «آنقدر ای دل که توانی بکوش / گرچه بهشتاش نه به کوشش دهند». پس بنابراین تنها باید امیدوار به رحمت الهی بود که بدون استحقاق ما با کَرَم خود، لطف میکند آن حضوری راکه در خورِ حیات فعّال امروزین ما باشد. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: ۱. از کجا بفهمیم که داخل سلوک هستیم یا خیر؟ ۲. طلبه هستم. به گمانم بسیاری از این علوم به درد انتقال به نسل جوان و جهاد تبیین نمیخوره. با این علوم چه کنیم؟ ۳. ما اگه اهل سلوک بشیم، درسته که آسمانیها آرامش و سکونت و طمانینه بهمون میدهند ولی زمینیها را چه کنیم؟ آخه نسبت بهشون بیگانه و منزوی میشیم. این نگرانی چطور قابل حل هست؟ ۴. بعد از مدتی تمام تدریسها و مطالبتون حالت انتزاعی برای من پیدا کرده و شنیدن این مطالب اون لذت و حال خوش روزهای ابتدایی را ندارد. چاره و عیب کار چیست؟ ۵. وقتی عقل انسان رشد میکند و عقلانی برخی کارها و رسالتهای بسیج را انجام میدهد، متوجه میشود که بسیاری از این کارها پوچ است. اگر عقلانی تصمیم نگیرد و خود را به دست جریانات بسپارد، عمر و وقتش تلف میشود. چاره چیست؟ ۶. گاهی حس میکنم که صدای آرامم شنیده نمیشود و با برخی افراد باید جدال کنم تا عیبشان را متوجه شوند. آیا اجازه این کار را داریم؟ ۷. دوست دارم دیگران مسئلهدار و با مطرح کردن مسائل جدی به من رجوع کنند ولی کسی چنین رجوعی به من ندارد. گاهی حس میکنم عیب از دیگران است و گاهی حس میکنم من نمیتونم جوابگوی مسائل اصلی دیگران باشم. کدام مورد به واقعیت نزدیکتر است؟ ۸. در مواجهه با نسل جوان که بسیاری از مطالب دینی برای آنها سطحی و مضحک و بیفایده و کلیشه است، چه بگوییم؟ ۹. گاهی حس میکنم عمرم تمام شده است و هیچ حس معنوی برای خود و دیگران نداشتهام. این حس منجر به استرس شده. چاره چیست؟ ۱۰. دلم خواندن مناجاتهای چمران را میخواهد ولی حس میکنم همانها هم گاهی باز برایم کم است. چاره چیست؟ ۱۱. عبادتی که تمام فکر و حواس من جلب و معطوف به ادای صحیح حروف یا محسابه رکعاتش هست را نمیتونم بپذیرم. اگر نسبت به ظواهر نماز کم اهمیت بشم، نماز باطله. اگر نسبت به ظواهرش اهمیت قائل باشم، چطور انتظار داشته باشم که از چنین عبادتی افق و دریچه جدیدی به روی من باز شود؟ ۱۲. گاهی حس میکنم کسی درکم نمیکنه. چه کنم این حس از بین برود؟ ۱۳. حس میکنم رهایی از دنیا خوبه ولی چه کنیم که دنیا و استرسهاش ما رو رها نمیکنه؟ ۱۴. گاهی میخوام با دیگران صحبت کنم ولی حس میکنم درونم پر از خلاء هست و نمیدونم چی بگم که درست باشه. رهایی از این حس چطور امکانپذیره؟ هرچه بگویم، خودم گرفتارش هست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: معلوم است که هرکی در مسیری که شروع میکند با این نوع سؤالات و بیش از آنها روبرو میشود و اینطور نیست که باید به دانه دانه آنها جواب بدهد. مهم آن است که به راهی که در آن قدم گذارده، با اطمینان وارد شود – خودْ راه بگویدت که چون باید کرد- و جنابعالی به عنوان طلبه در راه خوبی قدم گذاشتهاید با این رویکرد که بالاخره این راه، راهِ درک قرآن و روایات انسانهای کامل است در آن میدان است که مییابید علاوه بر جوابگویی به سؤالات خود میتوانید به دیگران نیز کمک نمایید و از این جهت باید بدون پرداختن به حواشی، با جدیت تمام در راهی که شروع کردهاید جلو و جلوتر بروید. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: یک روز در منزل نشسته بودم و یک لحظه در این دنیا بودم ولی نبودم مثل اینکه یک ثانیه همه چی متوقف بشود و دوستم رو دیدم که از من درخواست کمک داشت. میشه بفرمایید این چه حالتی بود که برای من اتفاق افتاد من چون از این حالاتی که پیش می آید اصلا دوست ندارم و احساس می کنم شیطان دخیل باشد سریعا ذکر بسم الله الرحمن الرحیم لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم رو می گویم ولی باز هم ترس دارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید نباید این موارد را دنبال کرد. بهتر است با تدبّر در قرآن متوجه جهانی شد که قرآن در مقابل ما میگشاید. موفق باشید
سلام استاد گرامی: طاعات و عبادات شما مقبول درگاه حق تعالی. بنده مدتی هست دوست دارم کارهایی که انجام میدم به چشم مردم بیاد، و این دور از اخلاص هست، چکار کنم ازین صفت رذیله نجات پیدا کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: دائماً باید متوجه حضور در محضر خدا باشیم و افق اعمال خود را در آن حضور به میان آوریم و به امید هرچه بیشتر حضور در محضر حضرت رحمان، به هرکاری اقدام نماییم تا زیبایی اخلاص را در جان خود بچشیم. موفق باشید
با سلام و آرزوی قبولی طاعات: قصد بازخوانی و تبیین کتاب گزینش تکنولوژی از دریچه بینش توحیدی را برای عده ای از دانشجویان و جوانان دارم. سابقا با پرسش هایی رو به رو بودم که دلیل این صحبت ها را میخواست. اینکه سند این ادعا که تکنولوژی امروز مقصد غیر توحیدی دارد و مبدا آن خداناباوری و اومانیسم است و.... . شاید لازم باشد از کتاب های خودشان و منابع دست اول به آنها پاسخ داد. برای این موضوع، از شما طلب راهنمایی دارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به مقالهای که آقای مارتین هایدگر تحت عنوان «پرسش از تکنولوژی» نوشتهاند، رجوع شود و البته کتاب «عقل تکنیکی» که روی سایت هست؛ با نظر به همان مقاله مطرح شده است. موفق باشید
به نام حضرت دوست سلام علیکم و رحمة الله: اگر بخواهیم ولایت و امامت رو به صورت ریشه ای با کتب فلسفی و عرفانی حل کنیم چه کتابی رو معرفی میکنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که روی سایت هست ان شاءالله برای شروع میتواند مفید باشد. موفق باشید
