با سلام: خداوند متعال به لطف و کریم بودنش حافظه و استعداد عجیبی عطا کرده اولین چیزی که از کودکی یادم می آید در خانه بودم در حیاط یک لحظه تونل از نور جلوی من باز شد وارد آن شدم. و به محض. پایان آن نور دنیا برایم دگرگون شد فهمیدم که من هستم آنجا خانه است یک اسباب بازی داخل حیاط بود متوجه شدم این وسیله بازی است مثل اینکه از تازگی و خواب به دنیا و فهم آن وارد شدم آیا این اتفاق برای همه است یا برای من رخ داده است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد تجربهای نداشتهام تا بتوانم نظر بدهم. ظاهراً تجربههای شخصی است که ممکن است برای بعضی پیش آید. موفق باشید
سلام و ادب: استاد چطور بفمیم صفتی، یا رذیله ای در وجودمون ملکه شده یا نه؟ و اگر (پناه برخدا) ملکه شده چطور باهاش مقابله کنیم، چطور از بین ببریم؟ اصلا امیدی به ازبین بردنش هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این دنیا که میدان انتخاب است، همواره امکان تغییر هست حتی تغییر ملکات. و از این جهت با نظر به سیره معصومین «علیهم السلام» که نماد کامل ابعاد متعالی انسان میباشند؛ میتوان از هر رذیلهای عبور کرد. موفق باشید
سلام: سوالی داشتم، چرا شما سالهای گذشته فقط ده روز اول محرم رو مشکلی میپوشیدید ولی امسال بعد از عاشورا هم میپوشین؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه! هنوز هم بنده فکر میکنم همان ده روز اول محرم پوشیدن لباس مشکی کافی است. میماند که این امر مصادف شد با رحلت خواهرم و یا اینکه در جلساتی که صرفاً در راستای عزاداری برای حضرت است؛ از لباس مشکی استفاده میشود. موفق باشید
سلام استاد عزیز: بابت پراکندهگویی این قلم ناچیز و نارسایی اش عذرخواهم اما دوست داشتم حرف دلم را - که سخت است بیانش- درمیان بگذارم: بهتر است از همه چیز بگذرم و دل بسپارم به تنهایی خویش، زیرا تنها زاده شدم و تنها به خاک سرد گور سپرده میشوم! به قول شهید آوینی «بگذار اغیار هرگز در نیابند» که این تنهایی به من چه حالی میدهد! ای آنکس که نمیگذاری به حال خویش باشم و به درد خود بمیرم و از من میخواهی حال که دیگر کار این جهان یکسره شده است و نیرویی نیست که ما را با خود ببرد، دل به جیفه ی بی مقدار تو بسپارم و دستهایم را در کازار وهمی ات پیر و کهنسال کنم! بگذار از تنهایی خویش با خود سخن بگویم! پس با من سخن بگو ای من! به من بگو با کدامین سخن میتوانم تو را به راه بیاورم تویی که روزی سر به راهی و روز دیگر دور افتاده و غمگین. این درد را نمیخواهم به کسی بگویم که دلسوزم باشد، میخواهم با همین تنهاییم در میان جمع، شاد باشم! و به تو ای خدایی که میخواهی مرا از تنهایی به در آری و هر شب به سنیه من میکوبی «که بیا و در جمع ما یاران و یاوران شاد باش» بگویم «اللّهُمَّ لَاتَمْکرْ بِی وَلَا تَسْتَدْرِجْنِی وَلَا تَخْدَعْنِی» با این سرود رقصی کنم و بگویم من از آزاد شدگانم! حال است که دلم میخواهد جانم را فدایت کنم. هان منی که فسرده بودم و غمگین در جمع خودم با خودم شادم و به سراغتان میایم، زیرا میتوانم دلتان را بدست آرم و راه دل آدم ها از همه بیشتر میدانم زیرا این راه را تا آخر با خودم رفته ام. هر بار که دلم میگرفت راز گشودن گره اش را با دستهایی غیر از دستهای خودم نیاموختم! نبود لیلی دروغینی که دلم را شاد کند. من بودم و من بودم و حال این منی که تنهای تنهایم، قدرتی یافته ام که هیچ یک از قهرمانان قوی هیکل که سر آخر محتاج تبسم دروغینتان است ندارد. به راستی این قدرت چیست؟ قدرتی که آدمی با خودش و در خودش می یابد و با آن خانه دل را میآراید و با خود صفا میکند و آینه که صاف شد جلوه ی خدا آرام آرام به سینهات راه می یابد و دل مرده ات را - که باید هم مرده باشد و اگر نمرده باشد باید به خودت تردید کنی - به فیض دیدار حق رهسپار میکند. بی آنکه نه دستی داشتی و نه پایی برای رفتن به سوی آن خدا... خود به سراغت می آید و آنگاه لحظه ی شهادتت فرا میرسد از آن جنس که رهبرم گفت: نمیگویم شهید بشوید، خدا کند شهید نشوید! مثل شهیدها زندگی کنید" و من میدانم که شهدا غریب بودند و اکنون با این تنهایی خودخواسته ای که مرا در برگرفتهاست، در راه تو عزمی یافته ام که هیچکس نمی تواند مرا تکان هم بدهد!
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر إن شاءالله با مباحث مطرح در سوره انسان، خود را با خود آشنا کنید افقی در مقابلتان گشوده میشود که اگرچه از شما دور نیست ولی برای حضور در آن افق، خوب است که همتی جانانه در پیش گیرید. https://lobolmizan.ir/sound/844?mark=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87%20%D8%AF%D9%87%D8%B1 . موفق باشید
سلام خدمت استاد گرامی: شما در جلسات (چگونگی فعلیت یافتن باور های دینی) اگر درست فهمیده باشم گفتید در واقع وقتی میبینیم نه اینکه تمام دیدن مربوط به عضوی از بدن به نام چشم باشه بلکه دیدن یا شنیدن و اینها یک حقیقتی فراتر داره. سوال پیش اومد اینکه آیا ممکنه کسی کور باشه ولی بتونه همین دنیای مادی که ما با عضوی از بدن به نام چشم میبینیم رو بتونه ببینه یا فقط با این واسطه هست که دیدن محقق میشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: شخص نابینا میتواند از طریق حسّ لامسه و یا سامعه و یا چشایی خود تصوری از اشیاء خارجی در ذهن و خیال خود بوجود آورد و به این معنا میتوان گفت نوعی از دیدن را در خود پیش آورده، هرچند آن نوع دیدن، کاملاً مطابق دیدن با چشم نیست. موفق باشید
سلام: روزتون بخیر. اگر نفس انسان قدیم نیست، پس ما در عالم ذر و ازل چگونه حضور داشتیم و حتی درمورد امور شخصی انتخاب داشتیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در علم خدا حاضر بودیم ولی به عنوان شخص و نفس مشخص «جسمانیۀ الحدوث» هستیم که در جای خود بحث شده است. موفق باشید
با سلام خدمت استاد گرامیم: در یکی از صوتهای فصوص الحکم شما از قول محی الدین نقل کردید که گفته: من به نیروی وهم، معبودم را ساختم. میخواستم ببینم که آیا این رب، همان ربی است که مثلاً علی (ع) در جایی فرمودند: «من خدایی را که نبینم عبادت نمیکنم»؟ با تشکر از زحمات استاد گرامیم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: اکنون آن نکته را در ذهن ندارم. ولی به نظر میآید همین نکتهای باشد که متوجه شدهاید. زیرا منظور از وهم، همان جلوات خیالی است که مبتنی بر حقیقت میباشد. موفق باشید
سلام استاد محترم وقتتان بخیر: استاد چند ماهی هست که شروع به سیروسلوک کردم سخنرانی های شما رو گوش میدادم کتابهایی دراینباره مطالعه کردم. خیلی مواظب رفتار و اعمالم بود حتی یکی از صفات بدم که بداخلاقی بود رو ترک کردم منتها فکر میکردم ذبح کردم اما پنهان بود و بعد چند وقت یک دفعه نمایان شد خیلییییی از این بابت ناراحتم چون احساس میکنم تمام اعمالم رو زیرسوال بردم و تمام زحماتم هدر رفت و یک مقداری در این مسیر سست شدم همش فکر میکنم از چشم خدا افتادم و دیگه تو این مسیر جایی برای من نیست و یجورایی دلسرد و ناامید شدم حتی نماز شبهام ترک شدن و متاسفانه نماز صبحم حتی قضا شد این علائم نشان میدهد که بنده رو نمیخواهند درسحرها راه بدهند و اسم من خط خورده. چون حتی با صدای زنگ گوشی هم بیدارنمیشم واقعا از این بابت غصه میخورم دچار سردرگمی شدم نمیدونم چیکار کنم. لطفا راهنمایی کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: مگر وقتی به لطف الهی انسان در راه قرار گرفت، باید گمان کند کار تمام است و شیطان رهایش میکند؟! در حالیکه بزرگان معرفت میفرمایند بعضاً برای دفع یک رذیله، ۷۰مرتبه توبه کردهاند زیرا ۷۰ مرتبه دوباره آن رذیله آمده است. پس در این موارد جای ناامیدی نیست. ثانیاً: در مستحبات بخصوص نماز شب در این فصل از سال به خود سختگیری نباید کرد. موفق باشید
با سلام خدمت استاد گرامیم: شما در شرح صوتی فصوص الحکم فرموده اید که اسماء بدون مظاهر صرفا امری انتزاعی است. مثلا ما اسم حی نداریم. بلکه ما مظهری داریم که حی را نشان میدهد. مثلا درخت اسم حی را نشان میدهد. حال سوالم این است که این امر درباره اسم جامع الله هم صدق میکند. یعنی اسم جامع الله بدون مظهر امری انتزاعی است؟ با تشکر از زحمات استاد گرامیم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است و مظهر اسم جامع «الله» ، انسانِ کامل میباشد. و در همین رابطه خداوند فرمود: «علّم آدم الاسماء کلها» و اساساً در همین رابطه کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» تنظیم شده. موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد بزگوار و آرزوی قبولی طاعات وقت شما بخیر؛ همانطور که شما هم در شرح جامع السعادات فرمودین دستور دین به حمل بر صحت عمل افراد دیگر است؛ اگر ما می دانیم اخلاق فردی بر سوء استفاده از دیگران است؛ و یا فردی بارها نشان داده که خودخواه است، چطور میتوان اعمال جدید این افراد را حمل بر صحت کرد؟ مگر نه این است که مومن باید تیزهوش و زیرک نیز باشد؛ چرا ما باید شرایط سوء استفاده دیگران از خودمان را فراهم آوریم؟ و هر باز از این افراد زخم بخوریم و باز هم حمل بر صحت کنیم؟ لطفا بیشتر توضیح دهید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! تا آنجا که ممکن است باید کار اهل ایمان را حمل بر صحت کرد از آن جهت که جهتگیریِ آنها در راستای حضور دینی است. ولی نه به آن معنا که بخواهیم خود را فریب دهیم. موفق باشید
سلام استاد عزیز: بنده کتاب ادب خیال شما رو خوندم. یک مشکل و سوالی دارم لطفا راهنمایی بفرمایید. من به موضوعات مختلف علاقه دارم و پراکنده خوانی هم میکنم. به تعبیر شما اقیانوس به عمق نیم سانت. چاره این مشکل چیه. باید مثلا در یک زمینه و موضوع کتب مختلف رو خوند یا فقط یه عالم رو پیگیری کنیم؟ به شدت علاقه به مطالعه دارم و همین پراکنده خوانی آسیب زاست. لطفا راهنمایی بفرمایید. تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کنار توجه به تفسیر مبارک «المیزان» به آثار اساتیدی مانند شهید مطهری و آیت الله محمد شجاعی فکر کنید که متذکر معارف بلند توحیدی میباشند و در این رابطه ذیل تذکرات رهبر معظم انقلاب، میتوان راه را ادامه داد وگرنه با غفلت از معارف توحیدی صحنهها آنطور که باید معنا نخواهند شد و راه آینده برایمان روشن نمیشود آنطور که برای رهبر معظم انقلاب به لطف الهی روشن شده است. موفق باشید
با سلام خدمت استاد گرامیم: این جمله که خدا همه کاره است. توحید در مرحله ذات است یا صفات یا فعل؟ با تشکر از زحمات استاد بزرگوارم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حضرت حق در همۀ ابعاد همه کارهاند لذا هر بودنی از بودن اوست و هر صفت و فعلی چنانچه صفت و فعل حقیقی باشد، ظهور و صفت و فعل او میباشد به همان معنای «بِحَوْلِ اللَّه تَعالى وَ قُوَّتِهِ اقُومُ وَ اقْعُدُ». موفق باشید
سلام: متاسفانه اخیرا عارف دیداری با یکی از سران فتنه داشت حضرتعالی در سوال ۳۸۱۲۴ فرمودید آقای دکتر عارف مرد متعادلی است برای بنده که سقط من عینی نظر شریف را مرقوم فرمایید متعادل این دولت این چنین باشد وای به حال بقیه شان.
باسمه تعالی: سلام علیکم: سوابقی که از ایشان هنگامی که در دانشگاه صنعتی اصفهان تشریف داشتند؛ دارم ایشان را از جنس جریان اصلاحطلبیِ افراطی ندیدم و از این جهت برای ایشان احترام قائل میباشم. و این غیر از آن است که نگاه ایشان به انقلاب و جهان را کاملاً تأیید کنم. بالاخره نگاه امثال ما با ایشان متفاوت است بدون آنکه این تفاوت منجر به تقابل شود. امری که احساس میشود رهبر معظم انقلاب نیز چنین روشی را پیشه کردهاند. موفق باشید
سلام و خدا قوت خدمت استاد گرامی: به لطف خدا امسال عازم حج تمتع هستم، می خواستم راهنمایی بفرمایید چه کار کنم و چه کتابهایی مطالعه کنم که با معرفت ان شاءالله بتونم به این سفر برم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ان شاءالله که در سفر توحیدی و باز توحیدیشدن موفق و موفقتر باشید. جزوه «حقیقت حج بیت الله الحرام» https://lobolmizan.ir/leaflet/177?mark=%D8%AD%D8%AC و جزوه «وظیفه مردم نسبت به حجاج و وظیفه حجاج نسبت به مردم» https://lobolmizan.ir/leaflet/234?mark=%D8%AD%D8%AC ان شاءالله وسیلهای باشند به عنوان تذکر تا راه، گُم نشود. موفق باشید
بسمه تعالی؛ سلام علیکم: بحث تفسیر این هفته را گوش جان کردم؛ اطمینان ندارم که نکاتتان از قرآن باشد! وای من! این قرآن است با اینهمه نور و اینهمه وسعت که چشمان کورم هیچ هیچ هیچ نمیبیند! مرا به تآمل در آن فرا میخوانید! آخر من کجا و آن کجا! چه کنم با این ذهن در ظلمات تپیده ام؟ ۲. در رابطه با بحثی که نسبت به حضرت آقا فرمودید که ایشان تفصیل حضرت امامند. فدایتان بشوم؛ من هفته پیش چنین پرسشی در فکر داشتم اما امتناع از پرسش کردم. و حال که شما قبل از این که مسئلت کنم عطا کردید، بمن بگویید بیش از آن، که چرا حضرت آقا رویکرد عرفانی از خود نشان نمی دهند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بحث هفتۀ گذشته با مقدماتی که در جلسات قبل عرض شده؛ جای خود را باز میکند. عرض بنده آن است که با اُنس مستمر با قرآن، خودِ قرآن اشارات خود را به ما نشان میدهد. ۲. شاید ممکن بود بعضی از جریانهایی که تصور خوبی از عرفان ندارند، در مقابل مقام معظم رهبری موضع بگیرند در حالیکه آن موضعگیریها در مقابل حضرت امام به جهت آن نوع رجوعی که مردم به امام داشتند، چندان مؤثر نبود. موفق باشید
سلام و خسته نباشید خدمت شما استاد بزرگوار: استاد بنده ۲۷ سالمه، سه تا پسر دارم، زندگی متاهلی پر از تنشی دارم، همیشه دعوا، کتک کاری، فحش و ناسزا، توهین و تحقیر شوهرم. همیشه به من شک داره میگه دست خودم نیست همش دارم عذاب میکشم دلم برای بچه هام میسوزه، اونا هم تو این آتیشی که برپاست دارن میسوزند. هیشکی رو ندارم شوهرم یکی از دوست داران شما هست، کتابهای شما رو میخونه،عاشق رهبری هست، عاشق ولایت و معصومین علیهم السلام هست ولی اخلاق و رفتارش خیلی بده، نمیدونم چکار کنم. بخدا خسته شدم از زندگی. اصلا آرامش ندارم تو رو خدا بهم بگید چکار کنم؟ ممنونم ازتون
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره شیطان قسم خورده است تا این نوع افرادی را که اهداف خیر و خوبی دارند؛ به زحمت بیندازد و از راه مستقیم خارج کند. ولی از آنجایی که کید شیطان ضعیف است ان شاءالله مشکل حل میشود و این افراد به خود میآیند. موفق باشید
با سلام خدمت شما: رهبری در چند سال اخیر در موضوع امر به معروف و نهی از منکر حجاب و عفاف توصیه های اساسی فرمودند و آن را واجب فراموش شده و... خواندند. سوال بنده این است که چرا رهبری در مواجهه با بدحجاب ها مانند نمایشگاه کتاب و... نهی از منکر نکردند؟ یا بعضا در جلساتی که در حسینیه امام خمینی برگزار میشود، مشاهده میشود افراد بدحجابی هستند و کسی به آن ها تذکر نمیدهد. مضافاً بر اینکه این رفتارها توسط برخی افراد مذهبی و انقلابی به عنوان روشنفکری و تألیف قلوب توسط رهبری و محبت اقشار مختلف مردم حتی بدحجاب و بیحجاب ها تلقی شده و به عنوان یک روش در جامعه انتشار داده میشود. لطفا این مورد را توضیح دهید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در آن نمایشگاه ملاحظه کردید رهبر معظم انقلاب این خانمها و دختران را از خود ما میدانند و تنها با برخورد پدرانه و دلسوزانه باید آنها را در شرایط مناسب متذکر حجاب کامل کرد از آن جهت که آگاه شوند که شخصیت خودشان در آن حجاب و عفاف متعالی و فاخر میشود. متأسفانه دشمنان ما با تبلیغات خود فضای دلسوزانه امر به معروف را تیره کردهاند و اینجا است که باید با روشی خاص این فضا را تبدیل به فضای محبت کرد تا ذهنیتهای منفی از میان برود. موفق باشید
سلام علیکم: سه سوال دارم. لطفا اگر امکان دارد، هر سه سوال را جداگانه پاسخ دهید و با هم پاسخ ندهید! سوال اول: آیا قاعده بسیط الحقیقه... را میتوان در صفات خدا به صورت تک تک پیاده کرد؟ مثلاً د باره اسم جمال بگوییم: خداوند همه زیبایی های است اما نواقص و حدود آنها را ندارد؟ سوال دوم: آیا قاعده بسیط الحقیقه در مجردات هم جاریست؟ سوال سوم: آیا قاعده بسیط الحقیقه با قاعده جامعیت (مثلاً جامع بودن الله) فرق دارد؟ با تشکر از وقتی که صرف پاسخگویی مینمایید!
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید بحث بسیط الحقیقة یک بحث فلسفی در رابطه با موضوع «اصالت وجود» است که در هر مرتبه از «وجود» به اعتبار جامعیتی که در آن جاری است، «کلّ الاشیاء» است و هیچ شیئ هم نیست. بنابراین نمی توان آن را به موضوعاتی مانند صفات خدا سرایت داد. آری! به یک معنا بسیط الحقیقۀ، هویتِ جامعیت دارد. موفق باشید
با عرض سلام و ادب: چرا در ذکر رکوع و یا سجده با توجه به معنی ای که یاد ما داده اند، مشغول حمد اویم، گفته نمیشه و بحمدتُ هُ و بحمده میگوییم؟ ما که در مقام حمد او نیستیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در رکوع و سجده، نظر به پروردگار خود داریم و اظهار می داریم پروردگار من بسی بلند مرتبه است و در حالتی که هستم اعم از حالت رکوع یا سجود مشغول حمد اویم یعنی به کمال و نیکی او نظر دارم. https://lobolmizan.ir/sound/1180?mark=%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B2#sound-row-4548. موفق باشید
با سلام و عرض ادب، آیا آن کسی که درهمان ابتدای کودکی بیماری خاصی میگیرد ذاتش قبل از ورود به جهان انتخاب کرده؟ اگر کرده چرا این انتخاب را کرده است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً آن انتخاب اولیه در رابطه با حضور کلی او در دنیا باشد و نه امور جزئی. میماند که ممکن است متوجه باشد تقدیر او همین اندازه حضور است و همین اندازه حضور در دنیا را برای خود مغتنم بداند مانند جنینی که در حدّ حضور در رحم مادرش تقدیر او بوده و آن حضور را که در هر حال نوعی احساس وجود در خودش می باشد، انتخاب کرده. در این مورد خوب است به فصّ عزیری از کتاب «فصوص الحکم» ابن عربی رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام و عرض ادب: انسان از کجا میتواند بفهمد که نسبت و عهد پیشاخلقتی با ائمه هدی علیهم السلام داشته یا نه؟ چه نشانههایی دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین احساس که مییابیم نسبت ما با آن عزیزان، نسبتی است که گویا با خودِ نهایی خود با آنها روبهرو هستیم؛ حکایت ازعهد پیشاخلقتیِ ما با اولیای الهی میباشد. برعکسِ آنهایی که با نظر به سیره آن بزرگان، هیچ احساسی در نزدیکی به آنان در خود ندارند. موفق باشید
در مورد چگونگی بودن ما که هیچیم و تنها ربط و نسبت با خدا هستیم میتوان مثال سایه و نور را آورد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به همین جهت جناب عطار فرمودهاند: «چون چنین با یکدگر همسایهایم / تو چو خورشیدی و ما هم سایهایم». موفق باشید
سلام و عرض ادب این پیام را شب جمعه و در صحن حرم امام حسین می نویسم. بنده به شدت از خودم و شرایطم و امکان تغییر در روحیاتم ناامیدم. پسری ۱۱ ساله دارم که به دلیل رفتارهای غلط خودم و همسرم در این ۱۱ سال، آسیب های رفتاری دارد. اعتماد به نفس ندارد، کمی سطح ادب اش پایین است و ... امشب در حرم امام حسین آمدم که عهدی کنم که رفتارم را تغییر میدهم عصبانی نمیشوم، تحقیر نمیکنم و ... ولی ناگهان به خودم آمدم که چند بار میخواهی عهد کنی؟ و واقعا حس میکنم دیگر تغییر من غیر ممکن است و این مساله به شدت آزارم میدهد. اگر این بچه به خاطر سوء رفتار من و همسرم راه زندگی اش کج شود چه باید بکنم؟ دیگر زیارت رفتن چه مفهومی دارد؟ روضه گرفتن و روضه رفتن و ... چه فایده دارد وقتی قرار است تغییری نکنم. چه کنم استاد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد بنده نمیتوانم نظر بدهم. عنایت داشته باشید این سایت در محدوده سؤالات کاربرانی میتواند جوابگو باشد که مباحثِ مطرح در سایت را دنبال کردهاند و برایشان سؤالاتی پیش آمده. و لذا این سایت نمیتواند جوابگوی این نوع سؤالات برای کاربران محترم باشد. موفق باشید
سلام و وقت به خیر: میدانم سوال سطحی ای است ولی انقدر درگیرم کرد که مجبور شدم وقت شما را بگیرم. استاد در مورد ارتباط با آدمها سخت به تنگ آمده ام. در نوجوانی بسیار خجالتی و کم حرف بودم و از خدا میخواستم فقط یک دوست با من همراه کند و محتاج توجه دیگران بودم ولی اکنون خدا لطف کرد و خجالت و کم رویی را کنار گذاشته ام و دوستان زیادی دارم اما مواجهه من با اینهمه دوست را نمیتوانم مدیریت کنم. هرروز یک دوست از من دلگیر میشود که چرا توقعاتش را براورده نکردم و حقوقش را ادا نکردم. و به جز این مشکل وقتی میخواهم به سفر بروم و در زیارتها مخصوصا تنهایی را دوست دارم افرادی که به من لطف دارند از من میخواهند که با هم باشیم و من نمیتوانم اینهمه بودن در کنار یک نفر را که شاید اصلا به او علاقه و محبتی ندارم و نمیتوانم اخلاقم را با او متناسب کنم و به توقعات او رسیدگی کنم و از طرفی نمیتوانم دست رد به سینه اش بزنم و او را تنها بگذارم. سفر اربعین یکی از افرادی که در دلم از او خوشم نمیامد ولی سعی میکردم بروز ندهم امد و گفت با هم همسفر شویم و من هم مجبور به قبول شدم ولی هرکاری کردم نتوانستم انتظارات او را براورده کنم و محبت واقعی اش را به دل راه دهم. اصلا نمیدانم حقوق دوست در اسلام چیست؟ در مقابل انتظارات بی جا و قهرهای متعدد و مقدار حضور در کنار همسفر و دوست چیست و آیا اگر ابراز دوستی کسی را نپذیرم خطا کرده ام. چه کنم استاد؟ از کجا اینها را یاد بگیرم؟ حس میکنم اسیر قفسی شده ام که به خاطر ضعف نفس و علاقه به استقلال و تنهایی است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: پیشنهاد میشود کتاب «شرح جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی که شرح آن روی سایت نیز هست، دنبال شود. ثانیاً: با شوخ مزاجی از اموری که میخواهید عبور کنید، عبور کنید بدون آنکه موضع مستقیم بگیرید. موفق باشید
با سلام: بنده مدت مدیدی است دچار مشکل عجیبی شده ام واضح است که انسان برای زندگی نیازمند به عقل است و اگر نخواهد عمیق بشود خیر دنیا و آخرت و کمالات را از دست میدهد. بنده مدت زیادی با تقکر عمیق و مطالعه و عقلانیت زندگی میکردم و افسار نفس در دستم بود منشا تمام احساساتم را مورد واکاوی قرار میدادم و داوری و سپس عمل میکردم اما یک هو در عین اینکه ضرورت مسئله برایم واضح است اما نمیدانم چه شد حسی به من دست داد که انگار تفکر کردن برایم سنگین میآید یا اینکه میدانم کار سختی نیست اما باز به قلبم خطور میکند خیلی کار سنگینی است و نمیتوانم در هیچ امر دنیوی و اخروی متمرکز شوم و طبعا حرکتی ندارم و لابد عقب گرد و افتادن به ورطه های خطرناک نصیب بنده میگردد اما باز هم نمیدانم چرا این حس ولم نمیکند و راضی نمیشوم خوب فکر و تصمیم بگیرم نمرات درس ام فلج شده آینده ام تحت تاثیر قرار گرفته در روابط انسانی دچار مشکل شده ام. لطفا کمکم کنید نمیدانم چکار کنم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد توصیه شده است حرکات و رفتار کسانی که مورد پذیرشتان هستند، مدّ نظر قرار دهید تا نفس به تعادل خود برگردد. موفق باشید
