سلام و ادب خدمت استاد عزیز: یک نکته ای تو سط بعضی دوستان مذهبی و انقلابی در بحث انتخابات بیان میشد در مورد اینکه اگر مردم به انتخاب درست نرسند و دولت انقلابی بر سر کار نیاید، باعث عقب افتادن ظهور میشه، میخواستم نظر شما رو درباره این تحلیل بدونم، و اینکه پارامتر های موثر در تعجیل یا عقب افتادن ظهور چیست و نقش فرد و اجتماع در این زمینه چطور تعریف میشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته نمیتوان آن نکته را انکار کرد ولی معلوم نیست خیری در آنچه پیش آمده، نباشد و ما را برای حضور هرچه بیشتر آماده نکند. موفق باشید
با سلام استاد طاهرزاده: برای کسی که حدود ۳۰ سال از عمرش را پای مباحث شما سپری کرده می دانم این نوشته آب در هاون کوبیدن است و توجیهی برایش تراشیده می شود. در افتضاح انتخابات دور اول ۶۰ در صد نیامدند از ۴۰ در صد باقی مانده حدود نیمی به گفتمان انقلاب رای ندادند یعنی بوضوح اکثریت قاطع گفتند ما این تفکر جبهه انقلاب را قبول نداریم و چه قدر روشن است برای کسی که قضاوت پیشینی نداشته باشد اضافه بر آن کسی که در متن اجتماع باشد بوضوح می بیند چند درصد قابل توجه از همین چهل درصد علی رغم میل قلبی بخاطر ترس از موقعیت شغلی ترس از عدم استخدام های دولتی در آینده ترس از قطع شدن یارانه ترس از عدم دریافت پاسپورت و ترس های متنوع دیگر رای داده اند (گرچه شاید این ترسها واقعی نباشد و اجرا نشود ولی نقش آن ترسها در رأی دادن کاملا هویدا و ملموس است) اگر در جامعه باشی به روشنی و بوضوح بیان می شود من شخصا در بین دوستان اقوام و جامعه مکرر شنیدم. پس همین الان رای اعتقادی به انقلاب حدود همان پانزده درصدی است که خودتان گفتید دشمن چنین می خواسته. حالا هی شما بگوئید دشمن می خواست پانزده در صد باشد حالا که چهل شد پس پیروزی است چرا خاک در چشم واقعیت و حقیقت می پاشید و پیام اکثریت ملت را درک نمی کنید و توجیه می کنید دیگر باید بپذیرید نظر مردم را صندوقها، نوع انتخاب و مهمتر از آن عدم شرکت تعین می کند نه طول و عرض تشیع جنازه ها و شوهای راهپیمایی ها. اگر حکومت جرآت دارد یک رفراندوم با عنوان ولایت فقیه را می خواهید یا نه آنوقت شاهد مشارکتی عظیم با نتیجه ای ویرانگر خواهید بود. می دانم هیچ وقت اینکار نمی شود اما روزی این واقعیت را کاملا قبول خواهید کرد. پاسخی نمی خواهم حدود ۳۰ سال پاسخها و توجیهات شما را شنیده ام و افسوس می خورم. فقط برای تفکر و تلنگر نوشتم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه میکنید که در این مورد، نگاهمان به تاریخ و آینده متفاوت است و بنده با سؤال شماره 37870 هم نظر میباشم. اخیراً عرایضی تحت عنوان «کدام رئیس جمهور؟ کدام آینده؟» https://eitaa.com/matalebevijeh/ 17094و متن «آقای دکتر جلیلی و سیاستی که عین دیانت است» عرض شد. امید است موجب تفکری شود در این تاریخ. موفق باشید
سلام: انسان مومن در اثر گناه دارای یک ملکه نفسانی مثلاً عصبانیت میشود. در عالم برزخ و قیامت در اثر عذابی که میبیند، این ملکه نفسانی عصبانیت آیا از بین میرود و یا اینکه خدا دیگر اجازه ظهور به این ملکه نفسانی عصبانیت نمیدهد. کدام یک اتفاق میافتد؟ با تشکر! متن پاسخ «باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال ما در زندگی برزخی و قیامتی در اختیار ملکات خود هستیم آن هم در بستر عقایدی که داریم. و چنانچه عقایدمان توحیدی باشد، بالاخره بعد از مدتی از ملکاتِ منفی خود آزاد میشویم. موفق باشید» استاد در مباحث معاد اشاره فرمودید هر آنچه ملکه نشده و در زیر حجابها مدفون شده عیان میشود (اعمال نیک) و گناهی که ملکه نشده با توقف در برزخ پاک میشود اما ملکات پاک نمیشه با توجه به پاسخ بالا مجدد توضیح بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم توجه به معنای ملکه است آنجا که بحث از ملکاتی است که غیر قابل تغییر است، ملکاتی است که انسان از بستر توحید خارج شده باشد. ولی در آن سؤال ملکاتی مطرح شده که حضور در توحید را از انسان نمیگیرد. موفق باشید
سلام و سپاس: واقعا منظور شما که گفتید در غرب خانواده از بین رفته را متوجه نمیشم. اتفاقا در غرب هم خانواده هست هم وضعیت خانواده بهتر از ایرانه. بر مبنای چه دانشی این صحبت رو فرمودید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً در این مورد علاوه بر آن کتاب که عرض شد، متفکران غربی معتقدند چیزی به نام خانواده دیگر در غرب معنا ندارد که البته لازم است جنابعالی خودتان در این مورد تحقیق و بررسی نمایید. موفق باشید
سلام خدا قوت استاد: استاد در شرح فص فاطمیه استاد معماریان فرمودند که نورانیت وحدت وجود در حضرت زهرا (س) است. میشه این رو کمی توضیح بدید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد بسیار مفصلتر از آن است که در سؤال و جواب بگنجد. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم اللهم عجل لولیک الفرج به حق زینب کبری سلام الله علیها. عرض سلام و ادب و احترام خدمت جلوه خداوند منان حضرت آقا اصغر طاهرزاده انسانی گرچه ضعیف است این ضعیف بودن نشانهای از اوست و گاه انسانهای قوی هستند که این نشانه قوی بودن از خداوند متعال و بلند مرتبه است. در گوشههایی از سخنرانیهای حضرت عالی درباره صحنه سخن میگویید این چه صحنهای است که وجود دارد شما هم میبینید .۲ در کتاب الهی و عالی معرفت نفس فرمودید وقتی گوشها و زبانها منتظر گفتار تازهای باشند نه تازهای از حکمت گذشته آنگاه معرفت هستی از طریق معرفت نفس وارد عمل میشود سوال این بنده حقیر این است چه زمانی گوش ها و زبانها منتظر گفتار تازه ای است؟ یا حق. بنده حقیر خداوند متعال و بلند مرتبه نوجوان ۱۶ساله محمد رضا سلیمانی
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هر حرف و سخنی که از این حقیر قابل ارزش است، آن سخنی است که حکایت و تذکری از سخن خدا و ائمه است که فطرت انسانها از آن بیگانه نمیباشد و شما در صحنهها و میدانهای ظهور زیباییهای خدا توسط مردمی که به تجلیل و تشییع شهید آیت الله ابراهیم رئیسی آمدند؛ ملاحظه کردید همه متوجه ابعاد متعالی خودشان در آینه او بودند. مهم آن است که در مقابل انسانها راهی گشوده شود که آنان احساس کنند در آن مطالب، حکایت جان آنان و تعالی روح آنها به میان میآید. پیشنهاد بنده مطالعه کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن است که البته هر دو روی سایت میباشد. موفق باشید
سلام: وقت بخیر. ضمن عرض ادب و خسته نباشید. یک سوال داشتم از محضرتان؛ بنده یک جوان مسلمان هستم و تمایل دارم که در باب علم حروف و اعداد (که حتی توسط خود پیامبر نیز یادگیری این علوم سفارش شده) به کسب علم بپردازم خواهشمندم که چنانچه در این زمینه اساتیدی که شاگرد می پذیرند و یا منابعی را جهت مطالعه اگر می شناسید معرفی کنید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد چیزی نمیدانم. موفق باشید
سلام وقت بخیر: پرسشی داشتم و بنا بر پرسش، منبعی از مطالب استاد اگر وجود دارد. اگر ما میگوییم غرب یک کلی (منطقی) یا کل (اجزاء مشخص) است دلایل ما برای اثبات آن چیست که آنگاه جهتمندی او را اثبات کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید با مطالعه کتاب «مدرنیته و توهّم» که در سایت هست، بتوانید در این مورد تفکر بفرمایید. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: ۵. وقتی عقل انسان رشد میکند و عقلانی برخی کارها و رسالتهای بسیج را انجام میدهد، متوجه میشود که بسیاری از این کارها پوچ است. اگر عقلانی تصمیم نگیرد و خود را به دست جریانات بسپارد، عمر و وقتش تلف میشود. چاره چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید کارها و فعالیتهای ما مطابق عقل و شرع و سیره عقلا و علما باشد و به بقیه نیز باید کمک کرد تا فعالیتهای خود را در این مسیر شکل دهند تا پس از مدتی به نتایج مربوطه برسند. موفق باشید
سلام: کانال لب میزان رو که باز میکنم تا وقتی پاسخ و پرسشها ها رو مطالعه میکنم اشک چشمانم قطع نمیشود همهمه ای در جانم است که نمیدانم آن را چگونه درمان کنم پرسش و پاسخ ها آتشی درجانم شعله ور میکنند هیچ کس نیست دستی از ما بگیرد و ما را همراهی کند چون شاخه ای نسیم حرف های شما ما را اندک جانی میدهد ولی تا روییدن بینهایت فاصله داریم کاش در شهرهای کوچک و دورافتاده ای که امثال ما زندگی میکنیم جایی بود تا ما هم از نفس قدسی امثال شما بهره ای بگیریم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان با وسعت ابعاد روحانی خود میتواند در جهان حاضر باشد، دیگر دوری و نزدیکیِ مکانی مهم نیست، بخصوص وقتی با مباحث «معرفت نفس» انسانها در افق حضور همدیگر قرار میگیرند و مییابند چه اندازه به همدیگر نزدیکاند. آیا نمییابید که بعضاً چه اندازه با مردم آن طرف دنیا به جهت مظلومیت مردم غزه به همدیگر نزدیک شدهایم؟ در این رابطه ما که قابل نیستیم، بنگر مولایمان چه میفرمایند آنجایی که فرمودند:
گر در یمنی چو با منی پیش منی
گر پیش منی چو بی منی در یمنی
من با تو چنانم ای نگار یمنی
خود در غلطم که من توام یا تو منی
موفق باشید
سلام استاد وقت شما به خیر: خیلی ممنون از مبحث حقیقت ایمان که مطرح فرمودید. آیا در مورد موقعیت های ایمانی، می توانیم بگوییم موقعیت هایی که حدّ تجربه نشده ی وجودِ هر انسانی را، به امتحان می کشاند که او در هر انتخابِ وسعتِ وجود، چقدر در وادیِ امن است و تعلقش به چیست؟ ... . فردی می گفت: «بر هر شاخه ایی نشستم خدا همان شاخه را بُرید.» خداوند پرنده را در هوا نگه می دارد، پرنده ایی که بال دارد و انسان هر چند که با دو پایش راه می رود و بال هم ندارد، میخواهد در عالم وجود با نور ایمانش پرواز کند. اگر حقیقتِ این نور که شدت و ضعف دارد را، نداشته باشد، نمی تواند پرواز کند. و حقیقتِ آن، ارتباط واقعی با خداوند است که مانندِ جزر و مد، اقیانوس وجود انسان را متلاطم میکند و سپس سکون می بخشد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال در مسیر ایمان، آنچه در مقابل انسان قرار میگیرد هرچه میخواهد باشد، زیباست حتی اگر شهادت حاج آقا مصطفی خمینی باشد و اینکه حضرت امام فرمودند مصطفی امید آینده بود. ولی آنگاه که با شهادت و یا رحلت او ربرو شدند بر مبنای ایمانشان فرمودند رحلت او از الطاف خفیّه الهی است. آنجا است که در آن جلسه عرض شد که چه اندازه ایمان در صحنههای به ظاهر میتواند میدان حضور خود را تجربه کند. موفق باشید
سلام استاد: در رابطه با آیه ۱۱۷ آل عمران «مَثَلُ مَا يُنفِقُونَ فِي هَٰذِهِ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَثَلِ رِيحٍ فِيهَا صِرٌّ أَصَابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ فَأَهْلَكَتْهُ وَمَا ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَلَٰكِنْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ» ۱- میشه گفت اثر باد سرد ویران کننده را مقید به ظالم بودن صاحب حرث کرده؟ یعنی اگر مومن بود، باد اثر نمی گذاشت؟ یا آیه اشاره به این داره که ایجاد لا در اثر ظالم بودن صاحب است؟ ۲- اگر حرف بالا صحیح باشه می توان آن را به پدیده های طبیعی دیگر تعمیم داد؟ ببخشید استاد اگر در این رابطه فرمایشاتی داشتید بفرمایید در کدوم مباحث پیگیری کنم ممنون.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته علامه طباطبایی آنانی که جهت امور دنیایی خود انفاق میکنند که خرجهایی است برای اصلاح کار فاسد؛ نتیجهای جز شقاوت برایشان نمیماند، کار آنها شبیه باد شدیدی است که به کشت و زرع میخورد، اینان عملاً به خود ظلم میکنند و هلاک میشوند؛ مانند باد سردی که کشت و زرع را خشک میکند و در واقع خدا به این افراد ظلم نکرد، بلکه خودشان به خودشان ظلم کردند زیرا عمل فاسد، نتیجه فاسد میدهد، در این رابطه که مقدمات جنگ با اسلام را فراهم میکنند به امید نتیجه. در شرح سوره آلعمران عرایضی شده است. موفق باشید
سلام وقت بخیر استاد: برای رسیدن به امام زمان باید در وجود استاد خود فنا شویم استاد لطفا راهنمایی کنید چطور ما در وجود استاد خود محو شویم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید بحث «نظر به حضرت مهدی «عجلاللهتعالیفرجه» و درک حضور نهایی امروزین خود»
https://eitaa.com/matalebevijeh/16112 به ما کمک میکند تا نسبت به حضور حضرت در عالم و آدم بیندیشیم. موفق باشید
سلام استاد گرانقدر: ببخشید پرسشی داشتم. یادگیری ساز موسیقی مانند سه تار یا سنتور اشکال دارد؟ و تاثیرات وضعی دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: میفرمایند یادگیری و استفاده از ابزارهای موسیقی ذاتاً حرمت ندارد. حرمت آن به استفاده نامشروع آن است که منجر به فتنه و فساد گردد به همان معنایی که در مجالس لهو و لعب به کار میرود. موفق باشید
با سلام استاد عزیز: ۱. صوت گفتگو با خانم ها که اخیرا داشتید را گوش می دادم در قسمتی در مورد رعایت قانون توسط غربی ها فرمودید که رعایت قانون در آنها گاهی برخواسته از روحیه خودبنیادی شان است، سوالی در ذهنم ایجاد شد که حال بشری که به وسعت جهان ظرفیت دارد و از طرفی هم باید پایبند به رعایت حقوق انسانها باشد آیا در ورای مراحل تکاملی انسان وگذر از قبیله بودن و رعایت قانون برای خود و بی قانونی وعدم رعایت حقوق دیگران می توان اینگونه گفت که در نهایت حضور انسان، انسان قوانین را رعایت می کند با نیت رعایت حقوق دیگران و نه تنها در چارچوب قوانین محدود که گاهی حقوق انسانها را نادیده می گیرد. ۲. سوال دوم که از خدمتتان داشتم اینکه گاهی انسان در گذشته خطا و گناهی را مرتکب شده اعم از کبیره و صغیره و تندی با پدر و مادر و.... و حال که سالیان سال گذشته با یادآوری آنها تنفری از آنها در درونمان ایجاد می شود جایگاه اینها در قیامت برای ما چیست؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. این نوع نگاه به رعایت قانون موجب میگردد تا انسان در نزد خود وسعت یابد و به یک معنا نوعی عبادت به حساب میآید. ۲. در هر حال با رجوع به توحید الهی که عملاً ما با نوعی از توبه همراه خواهیم شد؛ گناهان گذشته دیگر جایی در شخصیت انسان نخواهند داشت و در مورد والدین به هر حال آنان عطای الهیاند برای انسان و از این جهت باید با طلب استغفار برای آنان، روح آنان را شاد و آنان را از خود راضی و راضیتر کرد. موفق باشید
سلام علیکم و رحمه الله: خدا قوت! محب، منتظر عنایت، دلتنگ و ملتمس دعایتان هستیم. در تحیرم که منی که اهم و مهم نمیکنم امورم را، منی که گاهی بجای اتیان واجبات و ترک محرمات، اتیان مستحاب و ترک واجبات میکنم و کور کور و پر مدعی میرم جلو، آیا میتوانم اولین سرباز آقا باشم!؟ آیا میتوانم خودم رو در زمان مناسب و مطلوب حضرت اصلاح کنم؟ آیا بخاطر تاخیرم تابحال و علم داشتن و عمل نکردن و غفلات و غیره آقا مرا پس میزند؟ به دردش نمیخورم دیگر؟ چه کنیم از خودمان و خودمان و خودمان، اخیرا دو باری نیت کردم خدمت برسم ولی باز چه کنیم از خودمان؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «آنقدر ای دل که توانی بکوش / گرچه بهشتاش نه به کوشش دهند». به هر حال با همین افتادنها و بلندشدنها است که انسان به راه میافتد و گذشتهاش چراغ راه آیندهاش میگردد. «تو مگو ما را به آن شه راه نیست / با کریمان کارها دشوار نیست». موفق باشید
سلام: من آرزوی جهاد و ادعای انجام آن را داشتم ولی چند جای خیلی ساده خدای عزیز خیلی بیصدا و ساده امتحانم کرد و از قضا همه جا باختم؛ در تشنگی وقت گرما و خستگی، در گرسنگی و غذاهای محبوبم که جای محبوبم را گرفته!، در تحمل بی خوابی وقت خستگی شدید، در تحمل سرمای شدید وقت خواب گرم و عدم فداکاری برای دیگران و در گرمای شدید و کلافگی هایش؛ من فقط آرزوی جهاد و شهادت دارم ولی حالش را ندارم؛ این را به چشم خودم دیدم که حاضر به تحمل چنین سختی هایی نبودم؛ و ترسو هستم و جان فدا نیستم؛ تعالی که برایم محال به نظر می رسد و واقعا خودم را مستوجب حرمان و عذاب می بینم؛ دست کم خواهش می کنم دعا کنید مخلد در عذاب نشوم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ان شاءالله با نظر به همت انسانهای بلندهمّت همچون حاج قاسم سلیمانی، بلند و بلندتر میشوید. موفق باشید
سلام استاد: بحث آدم فضایی چیه که تازگیا باب شده. ژنتیک انسانها رو تغییر میدن به اسم آدم فضایی جا میزنن؟ دنیا به کجا داره میره واقعا!!به کجا چنین شتابان واقعا اینجا معنیش مشخص میشه. کی این ظلم به انسانهای تغییر ژنتیک داده شده رو پاسخگوعه. واقعا هنگم. این چه ظلمیه؟ هر چی به اسم حلیم خدا فکر میکنم بازم کم میارم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: این امور بیشتر در میدان توهّمات انسانها جای دارد، چرا ما خودمان را مشغول این امور بکنیم در حالیکه میدانیم عالَم، صاحب دارد و حضرت حق جهان را در دست این نوع افراد قرار نمیدهد مگر آنکه تنها امتحانی در میان باشد تا هرکس خود را نشان دهد که جایگاهش کجاست. موفق باشید
سلام و رحمت: یه سوال دارم اگه میشه از استاد بپرسید. بنده خیلی به علم فلسفه واقف نیستم ولی یه سوالی برام پیش اومده ممنون میشم پاسخ بدید، اینکه ذات خداوند متعال برای آفریده ها غیر، محسوب میشن؟ یعنی عالم ،غیر از خداوند است, و این حد برای خدا تعیین نمیکنه؟ یعنی ذات اقدس الهی وقتی بینهایت هستند چگونه میتوان آفریده های خدا را غیر از او محسوب نکنیم و این بینهایت مطلق را براش حد تعیین نکنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی خداوند از آن جهت که وجود مخلوقات را به آنها میدهد؛ عین وجود بدانیم، پس در عین آنکه وجودِ مخلوقات را به آنها میدهد، آنها از نظر وجودی از او جدا نیستند که از این جهت دوگانگیِ خالق و مخلوق مانند مادر و فرزند پیش بیاید. بیشتر میتوان مثال موج و دریا را زد که هر موجی از یک جهت موج است و از جهت دیگر جدا از دریا نیست. موفق باشید
سلام علیکم: آیا عروسی قاسم در کربلا حقیقت دارد و متن نامه امام حسن برای قاسم چه بود؟ سفارش امام به داماد کردن قاسم بود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به احتمال زیاد اصل قضیه همچنان که بعضی از بزرگان فرمودهاند بیشتر ساختگی است. موفق باشید
با سلام: اینکه در معرفت نفس میگویند: حضور نفس به خودش است، این به خودش است را کمی توضیح دهید! با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: به همان معنایی که انسان وجود خود را احساس میکند؛ میتواند در نزد خود باشد. همچنان که عرض شد این موارد، مواردی است که با توجه برای انسان روشن میشود و با سوال کردن انسان، از حوزه توجه به این امور به حوزه دانایی نسبت به این امور که امری است غایبانه، منتقل میگردد. موفق باشید
سلام و نور و رحمت الهی تقدیم شما پدر مهربان و عالم پرمهر و بزرگوار. استاد از اینکه سؤالات قبلیم رو پاسخ فرمودید ممنونم. خداوند مهربان بر توفیقات شما بیفزاید. استاد ابدال و اوتاد چه کسانی هستند؟ چطور بعضی افراد مورد عنایت خاص حضرت حجت ارواحنا فداه قرار میگیرند؟ مثل بحرالعلوم. یا در زمان ما مثل امام خمینی (ره) و علامه حسن زاده آملی یا علامه طباطبایی (ره)؟ چه کار کنم که منم در طبقه این افراد قرار گرفتن در تقدیرم باشه؟ آیا خودشون کاری کردند یا ذهن و هوشی متفاوت داشتند؟ یا مشاهده های سنگین و سخت داشتند؟ یا انتخاب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بودند؟ یا در عالم الست اصلا جوهره وجودشون چیز دیگه ای بوده مثل اهل بیت علیهم السلام بلاتشبیه؟ خلاصه چطوریه که بعضیا مثل شیخ مفید و نائبان خاص و عام میشن بعضیا مثل من اندر خم یک گوشه اند؟ واقعا هر چی بیشتر از اساتید متفاوت معارف الهی و امام زمان شناسی میشنوم میبینم چقدر دستم بسته است و ناتوان از لحاظ وجودی، بر ترک گناه یا انجام مستحبات. راستی استاد خیلی دوست دارم در وجود امیرالمؤمنین علی علیه السلام فانی بشم، کدوم مباحث تون رو گوش کنم؟ البته نهج البلاغه رو دارم گوش میکنم فوق العاده است. خدای مهربان شما و رهبر عزیزمان رو برای ما و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نگهداره.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً هر کدام از افراد فوق الذکر با اراده و انتخاب خود به راهی که خداوند مطابق زمانۀ خودشان، مقابلشان قرار داده، قدم گذاردهاند و با صداقت تمام آن راه را ذیل اراده و شریعت الهی ادامه دادهاند. اینجا است که ما نیز به راهی باید بیندیشیم که در این زمانه ذیل ارادۀ الهی در مقابل ما قرار گرفته، بقیه را به خدا وامیگذاریم که هر طور صلاح ما میداند هدایتمان کند. به گفته عزیزالدین نسفی: «ای درویش! یکی را استعداد کاری را دادهاند و او در این کار چون قدم زند به راحتیِ جانش میافزاید. و یکی را استعداد آن کار ندادند، تلاش او در آن کار، جانکندن است». موفق باشید.
سلام: من به واسطه ی روزه های مستحب زیاد (چندین سال) ی که [به علت های مختلف *] گرفته ام حال و وضع ام طوری شده است اگر یک روز روزه نگیرم حال ام بد می شود احساس گناه می کنم احساس پشیمانی اضطراب و نا آرامی... الآن روزه گرفتن حکم زور و اجبار پیدا کرده است برایم. روزه گرفتن و کم خوردن را باهاش مشکلی ندارم. ولی این حالت «اجبارش» نگیرم جنایت کارم بدون روزه زندگی تاریک و... اش فقط روزه و نه هیچ جور دیگه این روزه زدگی این طرز فکرش اذیت ام می کند خلاص نمی توانم بشوم ازش. یعنی از جهت روزه: از روزه لذت می برم و «اختیارا» دوست دارم روزه بگیرم از شاید حدود ۱۹سالگی (الآن حدود ۴۳ سال دارم) کمابیش روزه مستحب می گرفتم ولی حدود چند سال است [*به علت های مختلف] مثلا ماه رجب و ماه شعبان را به ماه رمصان وصل می کردم بعد به واسطه ی تعییر حال و افکار و یا شاید مزید شدن مشکلات زندگی روحی روانی؟! یا شاید این که کمبود و ضعف در خودم می دیدم در اخلاق؟! در رفتار یا حل شدن مسائل چله می گرفتم و باز روزه... چله کلیمیه.. کم خوردنش از قبل از این چالش این اواخر در حالت معمول زندگی بدون روزه گرفتن هر دو روز یک وعده غذا می خوردم می خورم مثلا صبح ها یک چای و چندتا خرما عصر چای و بیسکویت کیک.. و شب شام، شام و شب بدون شام میوه یا... یعنی باز مقررات خودم را داشتم ناهار غالبا نمی خوردم نمی خورم باید کاملا گرسنه شوم تا شام بخورم مثلا غالبا سریع بعد از اذان افطار نمی خورم افطار شاید ۳-۴ساعت بعد از اذان می شود ولی الآن که دچار این وضع شدم دیگه از همه چیز افتادم یعنی ناهار اصلا نباید بخورم که هیچ یک چای هم بخورم اوضاع ام بهم می ریزد انگار از حالت «اختیار» خارج شدم بی اختیار روزه می گیرم و باید بگیرم خودم این وضع را نمی خواهم و سخت از عاقبتش می ترسم ولی هر کاری می کنم از ختم چله زیارت عاشورا، توسل، مشورت و سوال نمی توان از این وضع نجات پیدا کنم ** البته با تمام این حرف ها می دانم و اعتقاد دارم به فرض که از این وضع نجات یابم فکر نباید بکنم که دنبال رسیدن به عفت اخلاقی یا کنترل شکم... هستم چون به نظرم در این حد نیستم (بگذریم!) ولی فعلا این وضع خیلی دست و پا گیرم شده است [مثال؛الآن طوری شده ام اگر سفر زیارتی بخواهم بروم باید حتما برنامه ام را طوری تنظیم کنم که ده روزه باشد تا بتوانم روزه بگیرم چون بدون روزه اصلا حس و حال زیاررت و...ندارم] (بقیه مشکلات و درد ها سر جای خودش) *** نمی دانم شاید بی ارتباط نباشد من جدای از باز حدود همان حدود ۱۹سالگی که کم رنگ تر بوده الآن حدود تقریبا ۵ سالی است همین حالت را نسبت به نماز شب دارم یعنی اگر یک شب نخوانم مصیبت دارم و به هرشکلی شده در سفر و حصر «باید» بخوانم. روزی یک جزء قرآن می خوانم روزی یک زیارت عاشورا با صد.. یک زیارت جامعه فعلا روزی ۱۰۰۰ بار صلوات ۱٠٠٠ بار استغفار و برنامه ی مختصر ایام ماه و هفته (این قسمت را گفتم به هدف تأثیر احتمالی در رفع مشکل اول) خوانده ام شنیده ام در مورد خمود در مورد اعتدال افراط تفریط... ولی؟! لطفا راهنمایی کنید وظیفه و تکلیف شرعی ام چیست؟ تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه مولایمان حضرت علی «علیهالسلام» میفرمایند خداوند دوست دارد که از رخصتهایش نیز استفاده شود؛ پس نباید به خود طوری سختگیری کنیم که از آن رخصتها به همان معنای تنها انجام واجبات محروم باشیم و زندگی را از حالتی که مؤمنین در آن هستند، سختتر کرد. در این حالت به اطرافیان نیز سخت میگذرد و انسان هم مزۀ مراوده با افراد را از دست میدهد. موفق باشید
سلام علیکم: از خدمت یکی از اساتید فلسفه نسبت به اینکه، با دیدگاه اصالت وجود آیا می توان زندگی کرد؟ پرسیدم. ایشان گفت: اینکه بر مبنای اصالت وجود زندگی کنیم کارما نیست و در توان ما نیست. این فقط کار ائمه اطهار علیهم السلام است. میخواستم بدونم آیا درست گفته است؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نامۀ حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» به آقای گورباچف فکر کنید که با ایشان، معارف مطرح شده توسط جناب ابن عربی و جناب ملاصدرا را مطرح کردند. صدرایی که مبنای فلسفهاش، «اصالت وجود» است. موفق باشید
سلام و عرض ادب: دکتر رضا داوریاردکانی: فلاسفه بهتر است در متن سیاست و عمل سیاسی دخالت نکنند. فیلسوف وقتی بهطور مستقیم در عمل سیاست دخالت میکند، جایگاه خود را گم میکند. اما همین فیلسوف در انتخابات، بیانیهی سیاسی مینگارد و با ادبیات ایدئولوژیک، حتی میان گزینهاش و بقای ایران، تلازم میسازد. پی نوشت: راستی از جناب داوری اردکانی که بود و نبود ایران را به انتخاب پزشکیان گره زده بود چه خبر؟ درباره افزایش بی سابقه نرخ ارز، تنگتر شدن سفره مردم و وخیمتر شدن وضعیت معیشتی جامعه ایران نظری ندارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال ما در نسبت اهل تفکر، نگاه ایدئولوژیک نخواهیم داشت و فلسفه به ما یاد داده است که با اهل فکر بر اساس فکر و اندیشۀ آنها مواجه شویم. از آن جهت بنده همواره به رفقا عرض کردهام ما نمیتوانیم آقای دکتر داوری را به عنوان یک متفکر نادیده بگیریم و این به معنای ردّ یا قبولِ شخص نیست، بلکه با تفکرِ هر متفکری میتوان فکر کرد. مثلا در رابطه با توجه و حضور در تاریخ جدید، خوب است به این سخن دکتر رضا داوری اردکانی فکر کنیم که میفرمایند:
«عبور از مشکلات موقوف به آشنایی فیالجمله با امکانهای تاریخ و زمان است. ممکن است قومی زمان و تاریخ خود را، زمان و تاریخِ فرهنگ گذشتهاش بداند و به توسعه به عنوان روگرفت نظم تجدد، رغبت و تعلّقی نداشته باشد و بیشتر به بازسازی و تجدید عهد گذشته بیندیشد، حتی در این صورت، باید توجه کرد که تجدید عهد گذشته اگر ممکن باشد، موکول و موقوف به درک تاریخ جدید و نفوذ در آن است» (بلای بیتاریخی، جهان بیآینده، ص 189).
موفق باشید
