با سلام: درباره سوال ۳۸۴۵۹ آیا می شود که بر اساس معرفت نفس پاسخ زیر را داد که: امام رضا علیه السلام همانند خداوند مجرد است. موجود مجرد در زمان واحد در چندین مکان حاضر میباشد. اصلا مجرد زمان و مکان ندارد. چون همه اش همهجا حاضر است. بنابراین اگر تمام مردم کره زمین همزمان بخواهند با امام رضا علیه السلام ارتباط برقرار کنند، می شود. با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر انسانی در ذات خود مجرد است، مهم سعه وجودی اولیای الهی است و فعلیتیافتن شخصیت خلیفۀ اللهی شان که حامل همه اسماء الهی هستند و بر این اساس هیچ حضوری مانع حضور دیگر برای آنها نیست. موفق باشید
سلام استاد: بنده خانمی هستم ۴۰ ساله. بی نماز. خیلی خیلی آدم بدی بوده ام، نسبت به بچه هام و همسرم. بشدت عصبی، از فحاشی و بد دهنی. الان در این سن تازه پشیمانم. بیماری عجیبی گرفته ام. با این بیماری روز به روز به مرگ نزدیکتر میشوم. آیا این همان هلاکت است که خداوند فرموده اند؟ چه کنم. نمیتونم هلاکت خودم رو ببینم. ممکنه بنده ها در صورت معذرت خواهی من، من روببخشن ولی خدا نبخشه فحاشی و بد دهنی ها و گناهان من رو. یعنی دیگه روح من به درد نمیخوره وداره به نیستی میره، که بدنمم با این بیماری داره از بین میره؟ الان دیگه توانایی نشستنم ندارم، حتی نصف کردن نان را نمیتوانم، از این بیماری لاعلاج als. سوالم اینه که با توجه به شدت بیماریم و پیشرفتش که راه برگشت و جبران گناهانم را ندارم، آیا دیگه تقدیر پس از مرگم نوشته شده؟ چرا من قران رو برا خودم باز کردم اومد اينانند كه خدا لعنتشان كرده و هر كه را خدا لعنت كند هرگز براى او ياورى نخواهى يافت. از این افکار دارم دیوانه میشم شما را به جان مادرتان حقیقت را به من بگویید. من...
باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ وقت نباید از رحمت واسعه حضرت حق مأیوس شد. آن آیه و به طور کلی استخاره، حجّت نیست. پیشنهاد میشود کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست مطالعه شود. موفق باشید
سلام خدمت استاد گرامی: زیارت اربعین تون قبول باشه ان شاءالله استاد حضرت ابراهیم (علی نبینا و آله و علیه السلام) در کدام مراتب از حضرت حق تخلل داشته است؟ در عین ثابته ی خودشان یا در حضرت الله؟ چرا که قرآن تخلل حضرت را با اسم شریف (الله) میفرماید : والتخذ الله ابراهیم خلیلا. استاد چقدر این مسائل شیرین است ما این مراتب را نداریم اما با یاد کردنش هم لذت میبریم. خدا شما را برایمان نگهدارد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین اندازه میدانم که حضرت خلیل الله «علیهالسلام» مطابق آیهای که متذکر شدید تمام وجود خود را نسبت به حضرت «الله» گشوده بودند و این مربوط به شخصیت آن حضرت است. جناب ابن عربی در فصّ ابراهیمی نکات ظریفی در این مورد داشتهاند. موفق باشید
با سلام: آیا میشود که مثلاً اسماء الهی به شکل انسان تجلی کند. مثلا اسم رب به شکل یک انسان تجلی کند؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: مانند والدین کودک که به نور ربوبیت حضرت ربّ مسئول تربیت و تأمین فرزندشان میباشند. موفق باشید
سلام: بنده متن پرسش ها و پاسخ ها را زیاد نگاه میکنم. به طور مکرر میبینم از عبارت حضور تاریخی یا حضور در تاریخ - و مشابه آن- استفاده می کنید. هنوز دقیق متوجه نشدم معنی اش چیست. لطفا به زبان ساده و برای بنده بیسواد و عامی توضیح دقیقتری بفرمایید که منظورتان چیست؟ منظورتان از لفظ تاریخ و ایضا مقصودتان از حضور در تاریخ چیست؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد مفصل است. امید است عرایضی که در محرم امسال پیش میآید به فهم این موضوع کمک کند. در روز شنبه هفته گذشته عرایضی تحت عنوان « معنای درک حضور تاریخیِ اصحاب امام حسین «علیهالسلام» شد. امید است جهت فهمِ آن نکته، شروع خوبی باشد. موفق باشید https://eitaa.com/matalebevijeh/17151
سلام: چند وقتی هست من نسبت به زمان و روزگار احساس خاصی پیدا کردم نمیدونم نشئت گرفته از حالات روحی ام هست یا واقعیت داره. احساس میکنم زمان مثل قبل یا حتی ماههای پیش نیست انگار قراره اتفاق مهم و خاصی بیفته خدا هم از این نوع گذران زندگی خسته شده انگار دنیا داره به آخر میرسه؟ احساس میکنم روزها داره زود سپری میشه تا به یک زمان خاصی برسه. انگار سال های پیش روزگار داشت آرام آرام طی میشد بدون هیچ عجله ای ولی الان انگار اون آرامش در سپری شدن روزها نیست. حتی وقتی سرگذشت بعضی علما را مطالعه میکنم احساس میکنم این زمان با زمان آنها تغییر کرده.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ما در تاریخ خود هستیم که تقدیر آن نیست انگاری می باشد و ظرفیتی که بشر جدید برای انسانِ آخرالزمانی شدن دارد. این جا است که مکرراً عرض شده است که اگر نتوانیم با تاریخی که با انقلاب اسلامی آغاز شده است و مردانی چون حاج قاسم را متولد میکند، باز نیست انگاری. با این نگاه در رجوع به قرآن و روایت می یابیم که چه اندازه میتوانیم بیش از دیروز باشیم. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: گاهی میخوام با دیگران صحبت کنم ولی حس میکنم درونم پر از خلاء هست و نمیدونم چی بگم که درست باشه. رهایی از این حس چطور امکانپذیره؟ هرچه بگویم، خودم گرفتارش هستم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه نطق انسان را گویا میکند طرح مباحث توحیدی و تربیتی است که با تدبّر در قرآن برای انسان پیش میآید. موفق باشید
سلام علیکم استاد: با جمعی از دوستان هر هفته سیر مطالعاتی شما رو دنبال می کنیم. جزوه کربلا و رازی که شهدا رو همراه با صوت به اتمام میرسانیم. مابقی نکات رو توضیح نفرمودید! دوم اینکه پیشنهاد شما بعد از جزوه کربلا و رازی ... چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به هر حال به اندازهای که شرایط آن عرایض فراهم شده، آن مطالب، عرضه گشته. إن شاءالله که مفید افتاده باشد. ۲. سعی بفرمایید متوجه سورههایی شوید که بحث شده. پیشنهاد میشود نسبت به انس با سوره آل عمران فکری بکنید. موفق باشید
سلام: برای اینکه در عالم علمایی مثل امام خمینی وارد شویم باب ورود، مطالعه آثارشان است که ارتباط روحی برقرار شود؟ چه سیری برای مطالعه آثار ایشان پیشنهاد میکنید؟ برای مطالعه غرب و تفکر غرب کتب خودتان را مطالعه کردیم آثار دیگه از دیگران هم پیشنهاد بدید. ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! این نکته بسیار مهمی است که در فضای توحیدیِ حضرت امام خمینی میتوان در عالَمی حاضر شد که عالَم خاص ایشان است. و در این رابطه آثار عرفانی ایشان مانند کتابهای شریف «مصباح الهدایه» و «چهل حدیث» بسیار کمککننده است. ۲. بعد از مطالعه جزوات «فلسفه غرب» که روی سایت هست؛ کتاب «تاریخ فلسفه غرب» اثر کاپلستون خوب است. موفق باشید
با عرض سلام خدمت شما! با توجه به آنکه مدرکات حصولی به مدرکات مابلذات که حضوری انسان است، برمیگردد. آیا میشود گفت که انسان همیشه دارد خودش را درک میکند. بعبارت دیگرانسان همیشه از دریچه وجود خودش با بیرون از خودش ارتباط دارد. شاید بتوان گفت که ادراک حضوری یعنی عالم درون یعنی ذات من. عالم خواب یعنی درون ذات انسان. من وقتی که در خواب هستم با خودم روبرو هستم. مطالب بالادرست است یا نه؟ اگر نادرست است کدام بخش نادرست است؟ با تشکر از وقتی که برای پاسخ گویی به سوالات میگذارید. دوستدار شما!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در جواب سؤال 37375 عرض شد به هر حال در خواب، قوه خیال انسان در میان است و اگر انسان در بیداری، نفس ناطقه خود را با معارف الهیه تربیت نکرده باشد، قوه خیال او میدان ظهور توهّمات میشود هرچند آن توهّمات زیبا هم که باشند حکایت دروغینی را مقابل ما شکل میدهند. موفق باشید
با سلام و عرض تسلیت ایام شهادت حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام: سوالم درباره تحلیل فلسفی زنده کردن مردگان توسط حضرت عیسی علیهالسلام است. آقایان حکما میفرمایند وقتی نفس به فعلیت کامل خود رسید نیازی به بدن ندارد و در سیر مرگ طبیعی بدن را ترک گفته، بازگشت او به آن بدن امکان نخواهد داشت. چون قوهای در کار نیست تا با تعلق به بدن بخواهد به فعلیت در آید. در قیامت بدن به تناسب آن نشئه از حیات برای روح خلق میشود. در این هم مشکلی نیست. اما در این دنیا چطور معجزه آن حضرت قابل تحلیل است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: زندهکردن مردگان توسط حضرت عیسی «علیهالسلام» به عنوان معجزه آن حضرت، غیر از رجعتی است که جهت به فعلیترساندنِ قوههایی است که هنوز توسط شخص رجعتکننده به فعلیت نرسیده، بلکه با معجزه آن حضرت، انسانِ رحلتکرده زنده میشود تا حضور آن فرد به قدرت معجزه نشان داده شود. موفق باشید
با سلام و احترام: آیا گذراندن ذکر در دل همان تاثیر ذکر زبانی را دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: دلی که در فضای ذکر است، دلِ با صفایی است ولی جمع بین ذکر دل و اظهار آن به زبان، موجب قوت بیشتری برای تأثیر میشود. موفق باشید
با نام و یاد خدایی که در فراقش بینهایت بلاء سرم آمد و خود او میداند که بی او نتوانستم لحظه ای زندگی کنم و داغ زندگی و عشق و عقل و معرفت و سلامت نفس را بر دلم گذاشت. منی که با صدایی گرفته از شدت فریاد اقرار داشتم هیچ نوع زندگی کردنی برای هیچ آدمی در این دوران بدون حضور خدا، در تمام مراتب نفس امکان پذیر نیست! ولی میانه رویی و صبر تنها راه ممکن برای گشودن حضور خدا در جانهایمان بود که من نتوانستم میانه رو بمانم، از این خطایم بگذریم راستش تحملش را نداشتم بدون او لحظه ای خوش باشم، باز خدا مرا عفو کند. به دنبال خود در همه گشتم و آرزو داشتم مخلوقی مرا به ادراک خودم درک کند اما آن خدا بود که از فراقش داشتم میسوختم آن خدا بود که میتوانست مرا همواره بهتر از خودم نزدم و از خودم و در خودم درک کند. من اگر این حرف ها را نمیگفتم تصور میشد خدا در این دوران اهمیتی ندارد در حالی که جان ها سوخته و سالها صبر و دوری و رنج های پیاپی از عشقی که درواقع در«خود» است و «خود» است بر جای گذاشته داغی که باید در دل میمانده و مخفی میشده تا سوزشش افزون تر باشد. بسیار جفا کشید آخر، او را به مُراد او رسانید. ای کاش روزی سخن هایی که دل سوخته ام در خود پرورش داده عیان میشد که بخدا به هرکه برخورد میکرد میسوزاندش و او را بیدار میکرد. من دیگر نمیدانم زبان گفتگوی این روزها چیست و چیزی بیش از این برای گفتن ندارم و آن سخن «خداست»
باسمه تعالی: سلام علیکم: به همین جهت جناب فیض کاشانی در مواجههای که با خودش برای خودش پیش آمد با خود چنین گفت:
گفتم رخت ندیدم گفتا ندیده باشی
گفتم ز غم خمیدم گفتا خمیده باشی
گفتم ز گلستانت گفتا که بوی بردی
گفتم گلی نچیدم گفتا نچیده باشی
گفتم ز خود بریدم آن باده تا چشیدم
گفتا چه زان چشیدی از خود بریده باشی
گفتم لباس تقوی در عشق خود بریدم
گفتا به نیک نامی جامه دریده باشی
گفتم که در فراقت بس خونِ دل که خوردم
گفتا که سهل باشد جورم کشیده باشی
گفتم جفات تا کی گفتا همیشه باشد
از ما وفا نیاید شاید شنیده باشی
گفتم شراب لطفت آیا چه طعم دارد
گفتا گهی ز قهرم شاید مزیده باشی
گفتم که طعم آن لب گفتا ز حسرت آن
جان بر لبت چه آید شاید چشیده باشی
گفتم بکام وصلت خواهم رسید روزی
گفتا که نیک بنگر شاید رسیده باشی
خود را اگر نبینی از وصل گل بچینی
کار تو فیض اینست خود را ندیده باشی
آری! «گفتا که نیک بنگر، شاید رسیده باشی». نسبت ما با حقیقت، همیشه همینطور بوده و هست. موفق باشید
سلام علیکم استاد بزرگوار: وقتتون بخیر. من نمیدونم چی بنویسم واقعا ولی خستم. من از اخلاق خودم خستم یک خلا ای رو در خودم حس میکنم. من نیاز دارم یاد بگیرم بجا حرف بزنم. آخه بعضی وقتا تو جمعی که خیلی راحتن خیلی حرف میزنم همش دوس دارم حرف بزنم ولی اصلا از این اخلاقم خوشم نمیاد. همش دوس دارم وقتی یه کار اشتباه میکنم اون کارم رو توجیه کنم به طرف مقابل و بهش بفهمونم این اخلاق من به این دلیل و اصلا اینطوری نیستم و اشتباه شده یا همش یکاری ناخواسته انجام میشه میگم نکنه طرف مقابلم بد راجع بهم فکر کرده همه اینا نمیدونم از چی نشات میگیره ولی من هرچی باشه همیشه قدرت خدا رو بالاتر از هرچیزی میدونم اما همش هم میگم خود خدا و امیرالمومنین فرمودند کاری نکنین که در جایگاه قضاوت قرار بگیرید برای همین همش حساس میشم. دوس دارم سنجیده برخورد کنم مشکل گشا باشم خوش اخلاق باشم زودرنج نباشم واقعا الان بی انگیزه شده ام. هم در درسم هم کارام همش گمشده ای حس میکنم به قول خودتون دوست دارم نگاه توحیدیم قوی بشه و سربازی آقام رو کنم. دلم میخواد مثل اون حکمت اقا امیرالمومنین باشم که فرمودن جوری زندگی کنین که وقتی مردین همه براتون اشک بریزن. واقعا نیاز دارم بهم بگین. الانم دارم کتاب جوان و انتخاب بزرگ رو میخونم. کتاب ادب خیالتون هم قبلا خوندم ولی میشه بهم بگین به ترتیب چه کتابایی بخونم که این چیزا حل بشه؟ اصلا دوست ندارم این وضعیتم رو. میشه جوابی که بهم میدین خلاصه نباشه آخه من واقعا نیاز به جزیئات حرفاتون دارم. ممنونتون میشم التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله همینکه در حال جستجوی مأوایی بسی گسترده هستید، جای شکر دارد. آری! همانطور که در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» ملاحظه فرمودید هر اندازه ما در میدان حقیقت حاضر و حاضرتر شویم، به استقرار بیشتری میرسیم و در همین راستا خوب است بعد از مطالعه کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» با کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن، کار را جلو ببرید تا به مباحث «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن برسید، ان شاءالله. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: زيارت و سوگواری هاتون قبول. سوالی برای برخی از جوانان مطرح شده: آیا حجاب فقط به چادری است که معمولا خانمهای ایرانی سر می کنند؟ و پوشیدن عبا) مانتوی بسیار گشاد و بلند به همراه روسري يا شال حجاب حساب نمیشه؟ این سوال از جایی تو ذهن بعضیا اومده که برخی از گروهها وکانالهای ارزشی و مذهبی مرتبا دارن اعلام خطر می کنند که این مدل پوشش برای این طراحی شده که خانمهای چادری چادر را کنار گذاشته و این مدل پوشش را انتخاب کنند، این نوع پوشش آیا اشکالی داره استاد؟ بالاخره راحتر از چادر معمولی هست و حتی برای بعضیا (مثلا مادرانی که بچه کوچک دارند) بهتر میشه حجاب را حفظ کرد پس چرا بعضیا مخالفن؟ موید باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که صاحبنظران در این امور میفرمایند حجاب، منحصر به چادر نیست و نباید تا این حدّ حساسیت از خود نشان دهیم. موفق باشید
بسمه تعالی متن بحث امشب
نسبت ما با رسول خدا«صلواتاللهعلیهوآله» و شریعت محمدی
بسم الله الرّحمن الرّحیم
«السَّلامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خِيَرَةَ اللَّهِ». سلام بر انسانی که مفتخر شد به بندگی خداوند و پیامبریِ او«عبدهُ و رسوله».
خداوند در رابطه با جایگاه پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» و نسبتی که آن حضرت با جان ما دارند؛ میفرماید: «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنينَ إِذْ بَعَثَ فيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ» (آلعمران/۱۶۴)
خداوند لطفی بس گرانمایه را بر مؤمنین عطا کرد آنگاه که در بین خودشان رسولی را که قصهی جان آنها است، برانگیخت تا برای مردمان نشانههای او را یکی پس از دیگری بنمایاند و انسانها را آنچنان از آلودگیها آزاد کند که شایستهی صعود به حضرت ربّ العالمین در آنها شکل گیرد و علاوه بر این، آنها را کتاب و حکمت بیاموزاند تا بدانند چه باید بکنند و چگونه زندگی را حکیمانه طیّ نمایند. و این در حالی است که تا آن زمان، هرچه بوده است با همهی ادعاهای مدعیان، سراسر نسبت به راهی که بشر باید طی کند، گمراهیِ روشنی به حساب میآمد.
۱. شریعت الهی، حضور در ذات انسانیِ انسان :
انسان در مواجهه با رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» و شریعت و راهی که آن حضرت آوردهاند، در واقع با اصل ذات خود روبهرو میشود که عین ربط و عین عبودیت نسبت به حضرت پروردگار است و با شریعت الهی که در واقع راهِ رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» به سوی پروردگار است، انس با حضرت حق برای انسان آشکار میشود، آن هم در راستای حکمت اُنسی که طلب شناساییِ حق است. زیرا محیط زیست حقیقی انسان که دلِ او باشد، با فروافتادن در دنیا آلوده میشود و این آلودگی به جایی میرسد که بشر نمیتواند حیات خود را ادامه دهد و نیازمند است تا قدم در راه طریقت انسانی بگذارد که نماد کامل انسانیت است و از این جهت او برگزیدۀ خداوند و «مُصطَفی» شده تا با راهی که خداوند برای بشریت در مقابل او گذارده، انسانها در معنای ذاتی خود که عبودیت است، حاضر شوند.
۲. شریعت محمّدی «صلواتاللهعلیهوآله» و عبور از سرگردانی:
اگر جناب حافظ فرمود:
در کوی ما شکستهدلی میخرند و بس بازار خودفروشی در آن سوی دیگر است
این همان حضور در مقام عبودیت میباشد به همان معنایی که خداوند فرمود: «أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميدُ» (فاطر/۱۵) شما در ذات خود عین نیاز به خداوند هستید و خداوند عین جوابگویی به نیاز و فقر شما و او مطلوبی است بسی پسندیدنی در جواب طلب و نیاز شما. و از این جهت که جایگاه پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» که متذکر شریعت و راهی است به سوی خداوند؛ بسی با اهمیت میشود تا ما در فقر و نیاز به خدای غنی حمید سرگردان نمانیم. در این رابطه خوب است به نسبت خود با پیامبر خدا بسیار بیندیشیم.
۳. شریعت الهی و حضور انسان در انسانیت خود:
آنگاه که انسان متوجۀ فقر ذاتی خود بشود و برایش روشن گردید تمنیّات دنیایی جواب جان او را نمیدهد، متوجۀ خدایی میشود که غنیّ و حمید است، در آن حال قلبش «عرش رحمان» میشود و متوجه میگردد با نظر به شریعتی که پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» به میان آوردهاند، در انسانیت خود، آری! در انسانیت خود نسبتی خاص با خداوند برقرار میکند، که همان نسبت عبد و معبود است.
۴. تا خدا به سراغ انسان آید:
در واقع شریعتِ آخرین پیامبر «برای همهکس و برای هیچکس» به حساب میآید؛ برای همه میباشد وقتی متوجۀ حقیقت خود که همان عبودیت است، باشند. و برای هیچکس نیست، وقتی اصرار بر خودخواهی داشته باشند، به گمان آنکه میتوانند بدون معرفت به حقایق الهی و شریعت آخرین پیامبر، خود را ادامه دهند. در حالیکه به گفتۀ جناب حافظ:
من به سر منزل عنقا نه به خود بردم راه قطع این مرحله با مرغ سلیمان کردم
که همان شریعت و راهی است که پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» در مقابل انسانها گشودهاند تا خدا به سراغ انسان آید، به همان معنایی که خداوند در حدیث قدسی میفرماید: «لَا يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّوَافِلِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا» همواره بندۀ من در مسیر بندگی تا آنجا به من نزدیک میشود که دوستدارش میشوم، پس چون دوستدارش شدم، گوشش میشوم که بدان بشنود و چشماش میشوم تا بدان ببیند و دست او میشوم تا بدان چیزها را بگیرد. آری! این است معنای آنکه خداوند به سراغ انسان میآید وقتی انسان در بستر شریعتی که پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» آوردهاند، بندگی کند.
۵. غلبۀ حضور نرم مردم در برابر ارادۀ معطوف به قدرت:
با حضور پیامبر خدا«صلواتاللهعلیهوآله» در این آخرین دوران که ظلمات و « مَكْرِ لَيْلِ و نَهار» به نهایت میرسد و غربِ ظلمانی به گمان خود بنا دارد با اسلحههای مخوف و رسانههای گسترده و فضای مجازی، جهان را و بشریت را تسخیر کند؛ همه چیز برعکس میشود و ارادۀ معطوف به سوی قدرت، مغلوبِ حضور نرم ارادۀ معطوف به حق میگردد و ۲۲ دیماه به میان میآید که به تعبیر مقام معظم رهبری، «ملت ایران کمر فتنه را شکست».
برای جهان استکبار بسیار مشکل است که شخصی به نام امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» پیدا شود که امامتشان نهتنها در راستای ارادۀ جهان غرب که ارادۀ معطوف به کفر است، نباشد؛ بلکه برعکس، آن اراده، ارادۀ معطوف به حق و به انسانیت باشد و معلوم است که باید مساجد را آتش بزنند و قرآن را بسوزانند زیرا ذیل ارادۀ معطوف به حقّ و انسانیت که با مسجد و قرآن پیش میآید، جهان استکبار معنای خود را از دست میدهد و با رهبری مقام معظم رهبری «حفظهاللهتعالی» از تبدیل جریان انقلاب اسلامی به نفسانیتِ غربی که با تحریمها و تبلیغات خود امید چنین تبدیلی را داشتند، مأیوس میشوند. و لذا دست به هر کاری میزنند و هر شعاری میدهند.
۶. آخرین دین و حضور در عمیقترین لایۀ انسانی:
با حضور شریعتِ آخرین پیامبر «صلواتاللهعلیهوآله» و راهی که آن حضرت به سوی خدا در مقابل بشریت گشودند، بنا بر آن نیست که مستضعف، مستکبر شود و همچنان وضع سابق ادامه یابد. زیرا انقلاب اسلامی در ذات خود عبارت است از تعالی انسان تا مرز ملاقات خداوند که هدف انسانیت هر انسانی است.
عمده آن است که متوجه باشیم با اسلام و ذیل اسلام از طریق انقلاب اسلامی، طلب و تمنّای بشر عوض میشود و اندیشههای آمادهگر، گرچه به ظاهر کاری نمیکنند ولی طلب و تمنّای بشر را به سوی عالم قدس تغییر میدهند تا حضرت ربّ العالمین با تجلی «عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها» انقلابی در جان انسانها پیش آورد و بشرِ آخرالزمانی در عمیقترین لایۀ انسانی خود در این رابطه متوجۀ نسبت خود با پیامبر خدا«صلواتاللهعلیهوآله» که نماد کامل «خلیفۀ الله» است؛ بشود. امری که جریانهای غربزده و لیبرالهایِ خودی متوجۀ آن نیستند و بنا دارند در دل انقلاب اسلامی، خودشان در جایگاه مستکبران قرار گیرند.
۷. راز حقّانیت انقلاب اسلامی:
در زمان و زمانهای که بشر بیش از همیشه باید با تفکر حقیقی که شناخت باطلِ زمانه است؛ خود را بیابد، انسان میتواند باطل را در هر جریانی که با مسیر آخرین پیامبر مقابله میکند، بشناسد. و در این راستا راه خدا، به عنوان راهی که راه باطل نیست، خود را مینمایاند. این یعنی حضور در میدان «تولّی» و «تبرّی» که حضور در اُنسِ نهایی با حضرت حق است در مقابله با میدانی که در نهایت خشونت با انسانیت است و این است راز حقّانیت اسلام و ذیل اسلام، راز حقّانیت انقلاب اسلامی که با خشنترین جبهۀ استکبار روبهرو شده، به معنای پایان تاریخ غربِ استکباری که تاریخ فرار از حق و حقیقت است در نهاییترین شکل.
۸. ما و متفکرترین انسانها:
با توجه به اینکه انسان در مسیر توحید و شریعت اسلامی از «آگاهی» به سوی «خودآگاهی» میرود و از «خودآگاهی» به «دلآگاهی» نایل میگردد که همان تفکر حضوری است که منجر به درک موقعیت تاریخی میشود که در آن تاریخ حاضر است. میتوان گفت آن مادر شهید و آن خانم خانهداری که در راهپیمایی ۲۲ دیماه شرکت میکند؛ متفکرتر از بسیاری از تحصیلکردههای غربزده میباشند زیرا تفکر، همواره با «تقوی» و ورع همراه است تا به حکم: «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ»(نحل/۴۴) انسانها متوجۀ تفکری میشوند که در دل شریعت محمّدی «صلواتاللهعلیهوآله» پیش میآید و جریان غربزدۀ بیتقوا و بیورع هرگز نمیتواند از آن شریعت بهرهمند شود و به تفکری که آیۀ مذکور متذکر آن است برسد.
۹. نسبت شریعت الهی و تفکر حضوری :
اگر انسان از طریق عبودیت و در بستر شریعت الهی با خویش و با خدای خویش خلوت نداشته باشد، حقیقتاً نمیتواند اهل تفکر باشد و اطلاعات او هم عملاً توالیِ فاسد پیدا میکند مانند علم امروز و خلقِ اسلحههای مخوف. تفکر حقیقی، آن حضوری است که تنها ذیل شریعت الهی پیش میآید و چنانچه آن تفکر در صحنه نباشد، علم و فلسفه به وِرّاجی میافتد و هنر هم بازگشتی خواهد بود به سوی امیال نفس امّاره. این است علت نیاز ما به شریعت الهی و نسبتی که باید با آخرین پیامبر برقرار کرد.
۱۰. راز آشفتگی جهان امروز:
آشفتگی جهان امروز که بشر، خود را در آن بینیاز از شریعت میداند، طوری است که انسان نمیتواند با خودش خلوت کند و حتی نمیتواند فکر کند و نمیتواند انسانگونه فرائض و نوافل خود را بهجا آورد، زندگیاش عین بیتقوایی و بیورعی میباشد، در هر کاری سعی دارد شهوات نفس امّارۀ خود را ارضاء کند. اینجا است که مییابیم تنها با رجوع به آموزههای دینی و شریعت الهی، به عنوان راهی به سوی خدا، میتوانیم خود را نجات دهیم، در صورتی که جایگاه آخرالزمانی معارف توحیدی و شریعت الهی را بشناسیم و از سطحیکردن و تقلیلدادنِ آموزههای دینی و آداب دینی پرهیز نماییم و متوجۀ آیندهای باشیم که به گفتۀ جناب مولوی:
ازدرم ها نام شاهان بركنند نام احمد تا ابد بر ميزنند
و این یعنی آینده ای که در پیش است و رهبر معظم انقلاب در سخنان خود در روز بعثت متذکر آن شدند که چگونه امروز هم اسلام میتواند دنیای امروز را هم از سراشیبیِ سقوط به درّۀ تباهی نجات دهد.
والسلام علیکم و رحمۀ الله و برکاته
https://lobolmizan.ir/get-file/5843/?item=0 صوت جلسه
با سلام و درود بر روح پاک دلاورمردان و راست قامتان راه حق و حقیقت که در نزد خداوند قطره ای از خونشان به هدر نرفته و نمی رود و با عرض سلام خدمت استادی که همواره عمیق اندیشیدن را به ما آموخته است. استاد عزیز اگر بخواهیم عمیق تر بنگیریم آیا تصمیم به ترور فرماندهان پاک سرشت و جویای شهادت اخیرمان را فقط اشتباه محاسباتی دشمن بدانیم یا در معیار بزرگتر طرحی از طرف پروردگار؟ پروردگاری که آه کودکان معصوم و مظلوم و بی دفاع و گرسنه نشسته در سوگ مادر در غزه را شنید و نخواست موشک های جبهه حق در زیر زمین خاک بخورد تا بر سر شقی ترین اشقیاء زمانه فرود آید آنهم در نقطه ای از تاریخ که حق از باطل کاملاً جدا شده و چهره کریح و خبیث و پلید یزیدیان زمانه برای آزادگان و حقیقت جویان جهان بیش از هر زمانی آشکار و عیان شده است. و برای ملت ما چقدر جای بالیدن و افتخار است که از طرف رب العالمین جزو ملت هایی قرار گرفت تا این رسالت تاریخی به دست ایشان رقم بخورد و نام و یادشان در زمره گشایندگان راه توحیدی در تاریخ قرار گیرد. الحمدلله. خداوند سالکان راه حق را یار و یاور و نگهدار باشد. ان شاء الله
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ بسیار خوبی را متذکر هستید و حقیقتاً در این پیشآمد، سنتِ اصیلی از سنن الهی را در صحنه مییابیم که خداوند بعضاً برای یاری دین خود از افرادی استفاده میکند که خودشان گمان نمیکنند با کارهای خود به توسعۀ دین خداوند کمک کردهاند و از آن جایی که این سنت خداوند است باید در پیشآمدِ اخیر نیز این نکته مدّ نظر باشد و همانطور که عرض شد حقیقتاً رژیم صهیون در همان روز اول شکست خورد درست در همان فضایی که گمان میکرد پیروز شده است. خوب است به نکات زیر همچنان فکر شود:
۱. آیا میتوان به نظام بردگی جدید که از طریق استکبار و در این منطقه از طریق رژیم صهیون پیش آمده فکر کرد؟
۲. پس مسئله اصلی مسئله هستهای ما نیست بلکه مسئله هویت ایران اسلامی است با ریشه و تاریخی که در مواجهه با فرهنگ مدرنیته متذکر آینده تاریخی انسانی است که به وسعت حضور آخرالزمانیاش میاندیشد.
۳. آیا وجود ایران در این شرایط تاریخی اش جواب نیاز بشر آخرالزمانی نیست که جهان استکبار از طریق رژیم صهیون به مقابله با آن برخاسته است و در این رابطه در واقع ما با آمریکا به معنای شیطان بزرگ روبرو نیستیم؟
۴. آیا نمیتوان گفت که ایران به عنوان یک تاریخ با هویت خاص خرد خسروانی در جلوه فرهنگ تشیع، طوری به میدان آمده است که استکبار تحمل چنین ملتی را ندارد؟
۵- آیا همین که بعد از حمله ترکیبی رژیم صهیون ایران منفعل نشد و به گفته آنان به کما نرفت و توانست مقابله کند، حکایت از پیروزی ایران به حساب نمیآید تا ما معنای زندگی در این تاریخ را در تقابلی که با رژیم صهیون پیش آمده درک کنیم؟
موفق باشید
سلام: فقط خواستم بپرسم جلسات شنبه رو شروع کنم بعد از ده نکته و آشتی با خدا، یا جلسات دوشنبه ای هشام رو؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر احساس میکنید آمادگی آن را دارید تا با دقت آیاتی که مورد بحث قرار میگیرد را دنبال بفرمایید؛ چرا در آن جلسه که بیشتر آیات قرآن مورد بحث قرار میگیرد شرکت نکنید؟ موفق باشید
2- تفسیر سوره زمر ، آیه 3، ضمن اشاره استاد به ابهام جایگزینی ائمه به جای خدا در نزد شیعیان و توضیح مستدل بر اساس امر خداوند که «اطیعوا الله و ...» ولی جسارتا به نظرم چندان این موضوع مورد واکاوی قرار نمی گیرد. فرهنگ و آداب و سنن و ادبیات ما مشهون از توجه بی حد و حصر نسبت به ائمه است. بطور مثال - با سواد اندکی که دارم - به نظرم آنقدر که در آثار ادبی ما شیعیان به ائمه پرداخته شده است به خدا و ارتباط با خدا کمتر توجه شده. از یک روحانی شنیدم که هشدار می داد به همان میزان که اهل سنت به قرآن چسبیده اند و ائمه را رها کرده اند، ما شیعیان هم به ائمه چسبیده ایم و قرآن را رها کرده ایم و هر دو مسیر مشکلات خود را دارد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همواره این ضعف هست که متوجه نیستیم ما با نظر به حضرت حق باید به آینههای نمایش انوار الهی یعنی ائمۀ هدی «علیهمالسلام» نظر کنیم. و غفلت از این مسئله عملاً ما را از بهرهمندی نسبت به توحیدِ الهی و نمادِ معنویبودنِ اولیای الهی محروم میکند و هر دوی آن موضوعات را به اُبژههایی تبدیل میکند که هیچ نسبت وجودی با جان ما نخواهند داشت. موفق باشید
با سلام و وقت بخیر: سوالم در مورد کوروش اینست معمولا دشمنان اسلام و ایران سعی در از بین بردن تاریخ ایران دارند، اما در مورد کوروش اینهمه بالا بردنش در بین نوجوانها چه دلیلی می تواند داشته باشد و یک معلم دینی چطور به شبهات دانش آموزان در مورد این شخصیت پاسخگو باشد؟ در جائیکه حتی بین اساتید دانشگاه هم در مورد کوروش اختلاف نظرهای اساسی وجود دارد. از اینکه برای پاسخگویی وقت می گذارید نهایت سپاسگذاری را دارم. التماس دعای نور
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به نکاتی که علامه طباطبایی در سورۀ کهف در رابطه با «ذیالقرنین» میفرمایند و احتمال میدهند کوروشی که در تاریخ آمده همان ذیالقرنین باشد؛ ما برای آن کوروش احترام قائل هستیم. ولی جریانهای ملیگرا بنا دارند کوروشی را برجسته کنند که به نوعی عبور از حضور تاریخی ما نسبت به اسلام می باشد و ما با آگاهی به این امر میتوانیم در عین احترام به کوروش از انتخاب تاریخی ملت ایران از اسلام که انتخاب بزرگی است، سخن بگوییم و دفاع کنیم. موفق باشید
سلام و عرض ادب و ارادت: پیرو آخرین پستی که دیروز در کانال https://eitaa.com/tafakorism گذاشتیم: چه کنیم که نفحات الهی (رجب شعبان و رمضان) و اعمال آنها را با آن (تاریخ اعصار وجود است) تنظیم کنیم؟ طوری که این نسبت اعمال با وجود به صحنه آمده در این تاریخ بر قرار بشود؟ طوری که کیفیت اعمالمان در این تاریخ بالا برود و با کمترین اعمال با کیفیت، بیشترین ها نصیبمان شود. هم از لحاظ بینش و بصیرت تاریخی - هم از لحاظ عرفانی و معنوی که هردو این ها دو روی یک سکه اند مسلما. و ملتمس دعایتان در شعبان معظم هستیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هر اندازه متوجه مسائلی باشیم که بشر امروز مدّ نظر دارد و بیشتر آمادۀ حضور آخرالزمانی خود است؛ بیشتر به بنیادیترین بنیان که «وجود» است نظر میکند و در آن صورت وسعتی مییابد تا خود را در بیکرانگیِ هستی حاضر کند و با حضور در چنین مبنایی نسبت خود را با خداوند در ماههای مبارک برقرار نماید. در تاریخی که همچنان که عرض شد زمینۀ بقیۀ اللهیِ جهان فراهم شده است. پیشنهاد میشود رفقا در آن پیام با عنوان «حضور در ماه شعبان و حضور در فجر انقلاب اسلامی» بیندیشند. موفق باشید
حضور در ماه شعبان و حضور در دهۀ فجر انقلاب اسلامی
با حلول ماه مبارک شعبان آنچه در منظرها مشاهده میشود، ظهور نهایی انسانیتی است که آیینه نمایش انسانیت نهفتۀ ما میباشد، امری که با انقلاب اسلامی و نظر به حضرت روح الله، زمینۀ آن که همان زمینه بقیت اللّهی جهان است فراهم شد و این ماییم که اگر حقیقتاً منتظر حضرت صاحب الامر «عج» هستیم باید مواظب باشیم سخن حضرت روح الله زمین نماند، تا دشمنان انسانیت نتوانند با انواع تحریفها کاری بکنند که سخن آن مرد بزرگ شنیده نشود وگرنه گرفتار روزمرگی و ملالِ زمان خواهیم شد. در حالی که ما آنی نیستیم که غرب زدگان بتوانند نقشههای خود را بر ما تحمیل کنند. ما بنا داریم باشیم و در افق حضوری که آینده در مقابلمان گشوده است حیثیت بشریت را در دل این تاریکیها به خود و به دیگران متذکر شویم. این یعنی حضور در ماه شعبان و حضور در دهۀ فجر انقلاب اسلامی. طاهرزاده بهمن ماه ۱۴۰۳
سلام استاد: سوالی داشتم آن هم این است که چرا نمی توانم صوت های آشتی با خدا را مثل اولین باری که گوش میدادم گوش بدهم؟ و شما چه پیشنهاد میکنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید همچنان خود را ادامه دهید ولی نه با برگشت به گذشته. خوب است بعد از دنبالکردن مباحث «ده نکته...» و «برهان صدیقین»، به مباحث قرآنی که روی سایت هست مثل سوره آلعمران وارد شوید. موفق باشید
سلام استاد: ۲ سوال داشتم: ۱. فرق نفخه با نفحه چیست؟ ۲. خداوند با اسم غنی در جنگ ظهور پیدا میکند یعنی چه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فرمودهاند نفحه، لطیفتر است. ۲. اینکه او بالاتر از آن است که شکست موقت جبهۀ حق به معنای شکستِ خداوند باشد. موفق بیاشید
با سلام استاد عزیز: سوالی دیگر در ادامه سوال قبلی به ذهنم رسید. اینکه آیا به نظر شما درست است که بگوییم آنچه که در بیرون از ذهن وجود دارد علم است و در لایه باطنی ترِ علم، عشق یا محبت یا رحمت الله است. چون وقتی انسان به ماهیت علم می اندیشد گویی این نظمی که علم می نامیم که نظمی حکمت وار است، حاصل یک نوع عشق است. ممنون از پاسختون
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد میشود در این رابطه به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» رجوع شود زیرا به راحتی نمیتوان ربطی که جنابعالی بین علم و عشق دادهاید را فهمید. موفق باشید
سلام استاد: پیشاپیش ببخشید اگر سوال طولانی بود. خواستم نظرتان را درباره این حدیث بدانم مخصوصا فرازی که با 🤚علامت گذاشته ام هر جور فکر می کنم منظورش را متوجه نمی شوم ممنون میشوم اشکالم را برطرف کنید و اینکه هستند امثال شما که اینجور مواقع انسان بتواند ازشان بپرسد در این دوران [الإحتجاج] بِالْإِسْنَادِ إِلَی أَبِی مُحَمَّدٍ الْعَسْکَرِیِّ عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام قَالَ: دَخَلَ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمِ بْنِ شِهَابٍ الزُّهْرِیُ [۲] عَلَی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ علیه السلام وَ هُوَ کَئِیبٌ حَزِینٌ فَقَالَ لَهُ زَیْنُ ص: ۱۵۵ الْعَابِدِینَ علیه السلام مَا بَالُکَ مَغْمُوماً قَالَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ غُمُومٌ وَ هُمُومٌ تَتَوَالَی عَلَیَّ لِمَا امْتُحِنْتُ بِهِ مِنْ جِهَةِ حُسَّادِ نِعَمِی وَ الطَّامِعِینَ فِیَّ وَ مِمَّنْ أَرْجُوهُ وَ مِمَّنْ أَحْسَنْتُ إِلَیْهِ فَیُخْلِفُ ظَنِّی فَقَالَ لَهُ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیه السلام احْفَظْ عَلَیْکَ لِسَانَکَ تَمْلِکْ بِهِ إِخْوَانَکَ قَالَ الزُّهْرِیُّ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنِّی أُحْسِنُ إِلَیْهِمْ بِمَا یَبْدُرُ مِنْ کَلَامِی قَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیه السلام 🤚🤚هَیْهَاتَ هَیْهَاتَ إِیَّاکَ وَ أَنْ تُعْجَبَ مِنْ نَفْسِکَ وَ إِیَّاکَ أن تَتَکَلَّمَ بِمَا یَسْبِقُ إِلَی الْقُلُوبِ إِنْکَارُهُ وَ إِنْ کَانَ عِنْدَکَ اعْتِذَارُهُ فَلَیْسَ کُلُّ مَنْ تُسْمِعُهُ شَرّاً یُمْکِنُکَ أَنْ تُوَسِّعَهُ عُذْراً 🤚🤚ثُمَّ قَالَ یَا زُهْرِیُّ مَنْ لَمْ یَکُنْ عَقْلُهُ مِنْ أَکْمَلِ مَا فِیهِ کَانَ هَلَاکُهُ مِنْ أَیْسَرِ مَا فِیهِ ثُمَّ قَالَ یَا زُهْرِیُّ أَ مَا عَلَیْکَ أَنْ تَجْعَلَ الْمُسْلِمِینَ مِنْکَ بِمَنْزِلَةِ أَهْلِ بَیْتِکَ فَتَجْعَلَ کَبِیرَهُمْ مِنْکَ بِمَنْزِلَةِ وَالِدِکَ وَ تَجْعَلَ صَغِیرَهُمْ مِنْکَ بِمَنْزِلَةِ وَلَدِکَ وَ تَجْعَلَ تِرْبَکَ [۱] بِمَنْزِلَةِ أَخِیکَ فَأَیَّ هَؤُلَاءِ تُحِبُّ أَنْ تَظْلِمَ وَ أَیُّ هَؤُلَاءِ تُحِبُّ أَنْ تَدْعُوَ عَلَیْهِ وَ أَیُّ هَؤُلَاءِ تُحِبُّ أَنْ تَهْتِکَ سِتْرَهُ وَ إِنْ عَرَضَ لَکَ إِبْلِیسُ لَعَنَهُ اللَّهُ أَنَّ لَکَ فَضْلًا عَلَی أَحَدٍ مِنْ أَهْلِ الْقِبْلَةِ فَانْظُرْ إِنْ کَانَ أَکْبَرَ مِنْکَ فَقُلْ قَدْ سَبَقَنِی بِالْإِیمَانِ وَ الْعَمَلِ الصَّالِحِ فَهُوَ خَیْرٌ مِنِّی وَ إِنْ کَانَ أَصْغَرَ مِنْکَ فَقُلْ قَدْ سَبَقْتُهُ بِالْمَعَاصِی وَ الذُّنُوبِ فَهُوَ خَیْرٌ مِنِّی وَ إِنْ کَانَ تِرْبَکَ فَقُلْ أَنَا عَلَی یَقِینٍ مِنْ ذَنْبِی وَ فِی شَکٍّ مِنْ أَمْرِهِ فَمَا لِی أَدَعُ یَقِینِی لِشَکِّی وَ إِنْ رَأَیْتَ الْمُسْلِمِینَ یُعَظِّمُونَکَ وَ یُوَقِّرُونَکَ وَ یُبَجِّلُونَکَ فَقُلْ هَذَا فَضْلٌ أَخَذُوا بِهِ وَ ---------- [۱]: ۱. الترب- بالکسر- من ولد معک.إِنْ رَأَیْتَ مِنْهُمْ جَفَاءً وَ انْقِبَاضاً عَنْکَ فَقُلْ هَذَا لِذَنْبٍ أَحْدَثْتُهُ فَإِنَّکَ إِذَا فَعَلْتَ ذَلِکَ سَهَّلَ اللَّهُ عَلَیْکَ عَیْشَکَ وَ کَثُرَ أَصْدِقَاؤُک وَ قَلَّ أَعْدَاؤُکَ وَ فَرِحْتَ بِمَا یَکُونُ مِنْ بِرِّهِمْ وَ لَمْ تَأْسَفْ عَلَی مَا یَکُونُ مِنْ جَفَائِهِمْ وَ اعْلَمْ أَنَّ أَکْرَمَ النَّاسِ عَلَی النَّاسِ مَنْ کَانَ خَیْرُهُ عَلَیْهِمْ فَائِضاً وَ کَانَ عَنْهُمْ مُسْتَغْنِیاً مُتَعَفِّفاً وَ أَکْرَمُ النَّاسِ بَعْدَهُ عَلَیْهِمْ مَنْ کَانَ مُتَعَفِّفاً وَ إِنْ کَانَ إِلَیْهِمْ مُحْتَاجاً فَإِنَّمَا أَهْلُ الدُّنْیَا یَعْتَقِبُونَ الْأَمْوَالَ فَمَنْ لَمْ یَزْدَحِمْهُمْ فِیمَا یَعْتَقِبُونَهُ کَرُمَ عَلَیْهِمْ وَ مَنْ ص: ۱۵۶ لَمْ یُزَاحِمْهُمْ فِیهَا وَ مَکَّنَهُمْ مِنْ بَعْضِهَا کَانَ أَعَزَّ وَ أَکْرَمَ [۱] . ---------- [۱]: ۱. الاحتجاج ص ۱۷۴. ---------- [۲]: ۲. بضم الزای و سکون الهاء: أبو بکر محمّد بن مسلم بن عبید اللّه بن الحارث بن شهاب بن زهرة بن کلاب، المدنیّ التابعی المعروف، قیل انه قد حفظ علم الفقهاء السبعة و لقی عشرة من الصحابة.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد مواردی نیست که بتوان در طیّ یک سؤال و جواب از آن سخن گفت. احتیاج به جلسه بحث دارد. آری! اگر در مورد خاصی از آن روایت سؤال و یا مسئلهای مدّ نظر دارید، با برداشتی که خود جنابعالی کردهاید، بفرمایید ممکن است بنده بتوانم در خدمت باشم. موفق باشید
