بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
39191

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: پیشاپیش ببخشید اگر سوال طولانی بود. خواستم نظرتان را درباره این حدیث بدانم مخصوصا فرازی که با 🤚علامت گذاشته ام هر جور فکر می کنم منظورش را متوجه نمی شوم ممنون می‌شوم اشکالم را برطرف کنید و اینکه هستند امثال شما که اینجور مواقع انسان بتواند ازشان بپرسد در این دوران [الإحتجاج] بِالْإِسْنَادِ إِلَی أَبِی مُحَمَّدٍ الْعَسْکَرِیِّ عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام قَالَ: دَخَلَ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمِ بْنِ شِهَابٍ الزُّهْرِیُ [۲] عَلَی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ علیه السلام وَ هُوَ کَئِیبٌ حَزِینٌ فَقَالَ لَهُ زَیْنُ ص: ۱۵۵ الْعَابِدِینَ علیه السلام مَا بَالُکَ مَغْمُوماً قَالَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ غُمُومٌ وَ هُمُومٌ تَتَوَالَی عَلَیَّ لِمَا امْتُحِنْتُ بِهِ مِنْ جِهَةِ حُسَّادِ نِعَمِی وَ الطَّامِعِینَ فِیَّ وَ مِمَّنْ أَرْجُوهُ وَ مِمَّنْ أَحْسَنْتُ إِلَیْهِ فَیُخْلِفُ ظَنِّی فَقَالَ لَهُ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیه السلام احْفَظْ عَلَیْکَ لِسَانَکَ تَمْلِکْ بِهِ إِخْوَانَکَ قَالَ الزُّهْرِیُّ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنِّی أُحْسِنُ إِلَیْهِمْ بِمَا یَبْدُرُ مِنْ کَلَامِی قَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیه السلام 🤚🤚هَیْهَاتَ هَیْهَاتَ إِیَّاکَ وَ أَنْ تُعْجَبَ مِنْ نَفْسِکَ وَ إِیَّاکَ أن تَتَکَلَّمَ بِمَا یَسْبِقُ إِلَی الْقُلُوبِ إِنْکَارُهُ وَ إِنْ کَانَ عِنْدَکَ اعْتِذَارُهُ فَلَیْسَ کُلُّ مَنْ تُسْمِعُهُ شَرّاً یُمْکِنُکَ أَنْ تُوَسِّعَهُ عُذْراً 🤚🤚ثُمَّ قَالَ یَا زُهْرِیُّ مَنْ لَمْ یَکُنْ عَقْلُهُ مِنْ أَکْمَلِ مَا فِیهِ کَانَ هَلَاکُهُ مِنْ أَیْسَرِ مَا فِیهِ ثُمَّ قَالَ یَا زُهْرِیُّ أَ مَا عَلَیْکَ أَنْ تَجْعَلَ الْمُسْلِمِینَ مِنْکَ بِمَنْزِلَةِ أَهْلِ بَیْتِکَ فَتَجْعَلَ کَبِیرَهُمْ مِنْکَ بِمَنْزِلَةِ وَالِدِکَ وَ تَجْعَلَ صَغِیرَهُمْ مِنْکَ بِمَنْزِلَةِ وَلَدِکَ وَ تَجْعَلَ تِرْبَکَ [۱] بِمَنْزِلَةِ أَخِیکَ فَأَیَّ هَؤُلَاءِ تُحِبُّ أَنْ تَظْلِمَ وَ أَیُّ هَؤُلَاءِ تُحِبُّ أَنْ تَدْعُوَ عَلَیْهِ وَ أَیُّ هَؤُلَاءِ تُحِبُّ أَنْ تَهْتِکَ سِتْرَهُ وَ إِنْ عَرَضَ لَکَ إِبْلِیسُ لَعَنَهُ اللَّهُ أَنَّ لَکَ فَضْلًا عَلَی أَحَدٍ مِنْ أَهْلِ الْقِبْلَةِ فَانْظُرْ إِنْ کَانَ أَکْبَرَ مِنْکَ فَقُلْ قَدْ سَبَقَنِی بِالْإِیمَانِ وَ الْعَمَلِ الصَّالِحِ فَهُوَ خَیْرٌ مِنِّی وَ إِنْ کَانَ أَصْغَرَ مِنْکَ فَقُلْ قَدْ سَبَقْتُهُ بِالْمَعَاصِی وَ الذُّنُوبِ فَهُوَ خَیْرٌ مِنِّی وَ إِنْ کَانَ تِرْبَکَ فَقُلْ أَنَا عَلَی یَقِینٍ مِنْ ذَنْبِی وَ فِی شَکٍّ مِنْ أَمْرِهِ فَمَا لِی أَدَعُ یَقِینِی لِشَکِّی وَ إِنْ رَأَیْتَ الْمُسْلِمِینَ یُعَظِّمُونَکَ وَ یُوَقِّرُونَکَ وَ یُبَجِّلُونَکَ فَقُلْ هَذَا فَضْلٌ أَخَذُوا بِهِ وَ ---------- [۱]: ۱. الترب- بالکسر- من ولد معک.إِنْ رَأَیْتَ مِنْهُمْ جَفَاءً وَ انْقِبَاضاً عَنْکَ فَقُلْ هَذَا لِذَنْبٍ أَحْدَثْتُهُ فَإِنَّکَ إِذَا فَعَلْتَ ذَلِکَ سَهَّلَ اللَّهُ عَلَیْکَ عَیْشَکَ وَ کَثُرَ أَصْدِقَاؤُک وَ قَلَّ أَعْدَاؤُکَ وَ فَرِحْتَ بِمَا یَکُونُ مِنْ بِرِّهِمْ وَ لَمْ تَأْسَفْ عَلَی مَا یَکُونُ مِنْ جَفَائِهِمْ وَ اعْلَمْ أَنَّ أَکْرَمَ النَّاسِ عَلَی النَّاسِ مَنْ کَانَ خَیْرُهُ عَلَیْهِمْ فَائِضاً وَ کَانَ عَنْهُمْ مُسْتَغْنِیاً مُتَعَفِّفاً وَ أَکْرَمُ النَّاسِ بَعْدَهُ عَلَیْهِمْ مَنْ کَانَ مُتَعَفِّفاً وَ إِنْ کَانَ إِلَیْهِمْ مُحْتَاجاً فَإِنَّمَا أَهْلُ الدُّنْیَا یَعْتَقِبُونَ الْأَمْوَالَ فَمَنْ لَمْ یَزْدَحِمْهُمْ فِیمَا یَعْتَقِبُونَهُ کَرُمَ عَلَیْهِمْ وَ مَنْ ص: ۱۵۶ لَمْ یُزَاحِمْهُمْ فِیهَا وَ مَکَّنَهُمْ مِنْ بَعْضِهَا کَانَ أَعَزَّ وَ أَکْرَمَ [۱] . ---------- [۱]: ۱. الاحتجاج ص ۱۷۴. ---------- [۲]: ۲. بضم الزای و سکون الهاء: أبو بکر محمّد بن مسلم بن عبید اللّه بن الحارث بن شهاب بن زهرة بن کلاب، المدنیّ التابعی المعروف، قیل انه قد حفظ علم الفقهاء السبعة و لقی عشرة من الصحابة.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد مواردی نیست که بتوان در طیّ یک سؤال و جواب از آن سخن گفت. احتیاج به جلسه بحث دارد. آری! اگر در مورد خاصی از آن روایت سؤال و یا مسئله‌ای مدّ نظر دارید، با برداشتی که خود جنابعالی کرده‌اید، بفرمایید ممکن است بنده بتوانم در خدمت باشم. موفق باشید

39172
متن پرسش

سلام علیکم حضرت استاد معظم: پیرامون نکاتی چند از مباحث اخیر در پرسش و پاسخ ها (اختیار کردن ولی فقیه برای زمام امور توسط خداوند، قاعده ی القاء اصول و تفریع، اجتهاد و عقلانیت و تفکر تاریخی در روایات، تایید و موفقیت ولی فقیه در تمام نظرات و تصمیمات حتی اولویت ها و... ) حدیثی که در آخر خواهم آورد را می توان اینگونه که عرض می‌کنم نتیجه گرفت؟ که: «علماء امتی افضل من انبیاء بنی اسرائیل، بنابر این اگر موسی علیه السلام در اختیار کردن صالحین خطا می‌کند و منافقین را به جای صلحا ممکن است برگزیند، اما مجلس محترم خبرگان که همان علماء امت رسول الله هستند انتخابشان همان اختیار کردن الهی ست و افزون بر آن، شخص اختیار شده جز صواب از او صادر نمی‌شود و خطا و زلل و عثار در او راه ندارد. زبان هستی و وجود است. حدیث مذکور از حضرت حجت سلام الله علیه بدین شرح است: المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)- فِی کِتَابِ کَمَالِ الدِّینِ وَ تَمَامِ النِّعمَةِ بِاِسنَادِهِ اِلَی سَعدِ بنِ عَبدِ اللهِ القُمِّی عَن الحُجَّةِ القَائِمِ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) حَدِیثٌ طَوِیلٌ وَ فِیهِ: ... فَقُلْتُ أَخْبِرْنِی یَا مَوْلَایَ عَنِ الْعِلَّةِ الَّتِی تَمْنَعُ الْقَوْمَ مِنِ اخْتِیَارِ الْإِمَامِ لِأَنْفُسِهِمْ قَالَ مُصْلِحٌ أَوْ مُفْسِدٌ؟ فَقُلْتُ: مُصْلِحٌ قَالَ: هَلْ یَجُوزُ أَنْ یَقَعَ خِیَرَتُهُمْ عَلَی الْمُفْسِدِ بَعْدَ أَنْ لَا یَعْلَمَ أَحَدٌ مَا یَخْطُرُ بِبَالِ غَیْرِهِ مِنْ صَلَاحٍ أَوْ فَسَادٍ؟ قُلْتُ بَلَی قَالَ فَهِیَ الْعِلَّةُ أَیَّدْتُهَا لَکَ بِبُرْهَانٍ یَقْبَلُ ذَلِکَ عَقْلُکَ؟ قُلْتُ نَعَمْ قَالَ أَخْبِرْنِی عَنِ الرُّسُلِ الَّذِینَ اصْطَفَاهُمُ اللَّـهُ وَ أَنْزَلَ عَلَیْهِمُ الْکُتُبَ وَ أَیَّدَهُمْ بِالْوَحْیِ وَ الْعِصْمَةِ إِذْ هُمْ أَعْلَامُ الْأُمَمِ فَأَهْدَی إِلَی ثَبْتِ الِاخْتِیَارِ وَ مِنْهُمْ مُوسَی (علیه السلام) وَ عِیسَی (علیه السلام) هَلْ یَجُوزُ مَعَ وُفُورِ عَقْلِهِمَا وَ کَمَالِ عِلْمِهِمَا إِذْ هُمَا عَلَی الْمُنَافِقِ بِالاخْتِیَارِ أَنْ یَقَعَ خِیَرَتُهُمَا وَ هُمَا یَظُنَّانِ أَنَّهُ مُؤْمِنٌ؟ قُلْتُ لَا قَالَ فَهَذَا مُوسَی (علیه السلام) کَلِیمُ اللَّـهِ مَعَ وُفُورِ عَقْلِهِ وَ کَمَالِ عِلْمِهِ وَ نُزُولِ الْوَحْیِ عَلَیْهِ اخْتَارَ مِنْ أَعْیَانِ قَوْمِهِ وَ وُجُوهِ عَسْکَرِهِ لِمِیقَاتِ رَبِّهِ سَبْعِینَ رَجُلًا مِمَّنْ لَمْ یَشُکَّ فِی إِیمَانِهِمْ وَ إِخْلَاصِهِمْ فَوَقَعَ خِیَرَتُهُ عَلَی الْمُنَافِقِینَ قَالَ اللَّـهُ عَزَّوَجَلَّ وَ اخْتارَ مُوسی قَوْمَهُ سَبْعِینَ رَجُلًا لِمِیقاتِنا الْآیَةَ فَلَمَّا وَجَدْنَا اخْتِیَارَ مَنْ قَدِ اصْطَفَاهُ اللَّـهُ لِلنُّبُوَّةِ وَاقِعاً عَلَی الْأَفْسَدِ دُونَ الْأَصْلَحِ وَ هُوَ یَظُنُّ أَنَّهُ الْأَصْلَحُ دُونَ الْأَفْسَدِ عَلِمْنَا أَنْ لَا اخْتِیَارَ لِمَنْ لَا یَعْلَمُ مَا تُخْفِی الصُّدُورُ وَ مَا تُکِنُّ الضَّمَائِرُ وَ یَنْصَرِفُ عَنْهُ السَّرَائِرُ وَ أَنْ لَا خَطَرَ لِاخْتِیَارِ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ بَعْدَ وُقُوعِ خِیَرَةِ الْأَنْبِیَاءِ عَلَی ذَوِی الْفَسَادِ لَمَّا أَرَادُوا أَهْلَ الصَّلَاحِ. سپس سعد بن عبدالله می گوید: عرض کردم مولای من! علت اینکه مردم نمی توانند برای خودشان امام انتخاب کنند، چیست؟ امام (ع) در جوابم فرمودند: امام مصلح یا مفسد؟ عرض کردم: مصلح. امام عصر (ع) فرمودند: آیا ممکن است مردم در انتخاب اشتباه کنند و به جای پیشوا و امام پرهیزگار و مصلح یک فرد غیر مصلح را اختیار نمایند یا خیر؟ عرض کردم: آری، امکان این اشتباه هست. امام زمان، روحی له الفداء، فرمودند: علت اینکه مردم نمی توانند برای خود امام انتخاب کنند این است و من برای تو دلایلی ذکر می کنم که عقلت بپذیرد. عرض کردم: بفرمایید. امام (ع) [در مقابل استدلال و دلیل بر اثبات مدّعی] فرمودند: به من بگو آیا انبیاء و فرستادگان الهی که راهنمایان مردمند و با (1) نزول کتابهای آسمانی، (2) فرستادگان وحی به وسیله جبرئیل و (3) مجهز بودن به نیروی عصمت، مؤید هستند و بزرگانی مانند موسی و عیسی با آن عقل و کمالی که داشته اند ممکن است انتخابشان غلط بوده باشد و در حالی که خیال می کردند برگزیدگان آنها مؤمن هستند، از منافقین بوده باشند؟ عرض کردم:‌ خیر، ای مولای من! امام عصر(ع) فرمودند: با این وصف کلیم الله با آن فراوانی عقل و کمال علمی و برخوردار بودن از نیروی وحی از میان بزرگان قوم و لشکریانش هفتاد نفر را از همه طبقات اختیار کرد؛ آن هم کسانی را که در اخلاص و ایمان آنها شک و تردیدی نبود و دیدیم که چه شد. و خداوند بزرگ فرموده است: «و موسی هفتاد مرد از قوم خود برای وعده گاه برگزید.» امام عصر (ع) فرمودند: پس هنگامی که مشاهده کردیم که انتخاب و اختیار برگزیدگان خداوند از سلسله جلیله انبیاء به این صورت درآمد و افراد فاسد به جای مردم صالح قرار گرفتند، نتیجه می گیریم افرادی که از درون اشخاص آگاهی ندارند حق اختیار و انتخاب از آنها گرفته شده است و پس از اینکه انتخاب انبیاء بر افراد مفسد پیاده شد، دیگر اعتباری برای اختیار و انتخاب مهاجرین و انصار پس از رسول اکرم (ص) باقی نمی ماند تا برای پیامبر بزرگ اسلام و وصی و جانشین انتخاب کنند.» چنانچه عرض کردم در ابتدای سوال. با این وصف پس حقیقتا ساختار نظام مقدس و آخرالزمانی ما حتی در عهد انبیاء نظیر ندارد، چرا که آن ها انتخابشان اختاره الله نیست اما انتخاب خبرگان رهبری ِ ما مصداق اختاره الله است. و این لطفیست که خداوند بر ما داشته تا آنجا که رهبری ما زبان خداوند است چنانچه شما همیشه برای رهبری اینگونه دعا می‌کردید که خدایا این سیدی که زبان توست در عصر ما ... . خدا رو شکر که شما را داریم استاد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً در رابطه با روایت «علماء امتی افضل من انبیاء بنی اسرائیل» و نسبتی را که با روایت بعدی به میان آوردید؛ به نکتۀ بسیار ارزشمندی اشاره فرمودید و در این رابطه همان‌طور که ذیل سؤال شماره 39179 عرض شد، جایگاه ولیّ فقیه را به عنوان نایب الإمام باید در راستای جلواتی از انوار الهی دانست که اصالتاً مربوط به امام معصوم است و این جایگاه حتی با جایگاه مراجع محترم تقلید فرق می‌کند به اعتبار آن‌که ولیّ فقیه در این زمانه مصداق کامل «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ» می‌باشد. و از این جهت این سؤال پیش می‌آید چرا با نظر به بصیرت نایب الامام که این‌گونه صفای آخرالزمانی را متذکر می‌شوند، متوجه جایگاه ولیّ فقیه و نسبت ایشان با حضرت صاحب الامر «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» در این تاریخ نیستیم.  موفق باشید  

38840

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

تک بیتی نو: چه اختیار؟ که ما مثل قاصدک بودیم وزید باد بهاری درآمدیم به رقص...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: و حضور به گفته جناب حافظ: «در همین کنج خراب‌آباد». اگر بپذیریم همین حضور نوعی زندگی است و زندگی را می‌گشاید. زیرا او بالاخره ما را در این کنج خراب‌آباد جای داد. موفق باشید

38836

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سروده ای نو تقدیم به استاد طاهرزاده عزیز که مایه دلگرمی همه لب المیزانی ها هستند: خدا کند نشود از سرم جدا دستت / خنک‌تر است چرا از خود خدا دستت؟ / نماز صبح نخواندیم، خواب خوش بینیم / مگر به خواب ببوسیم بی‌هوا دستت / من از دو چشم تو خواندم که دست در کار است / از آن زمان که گره خورده دست با دستت / نصیحتی طلبیدم یواشکی گفتید: / بمیر! دلبر و دلدار دار دادستت / امید و پشت و پناه همه یدالله است / شدست پشت و پناه و امید ما دستت / نگاه نافذتان دست و پایمان گم کرد / چقدر فاصله افتاده، بوسه تا دستت / به دستگیری‌تان تا همیشه محتاجم / خدا کند نشود از سرم جدا دستت. شعر در وصف استاد عزیز است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از جناب لسان الغیب می‌توان گفت: «من که باشم که در آن خاطر عاطر گذرم / لطف‌ها می‌کنی ای خاک درت تاج سرم». آری! خوشا به حال آن‌هایی که به این سخن رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» می‌اندیشند که می‌فرمایند: «رَبَّانِي رَبّي اَرْبَعيِنَ سَنَةٍ ثُمَّ قَال اِنَّکَ لَعَلي خُلُقٍ عَظيم»؛ پروردگار من، چهل سال مرا تربيت کرده است، حالا مي‌فرمايد تو در خلق عظيم هستي. موفق باشید

38580

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: در پاسخ به پرسش 38481 تلویحا و یا شاید صراحتا پرسشگرانی که در سوالات قبلی سوالاتی راجع به منصور و عین القضاه مطرح کرده بودند را ضد انقلاب های شاگردنمای خویش معرفی کردید، اولا بنده برخی از آن افراد را می‌شناسم و آثار حضرتعالی را هزاران ساعت-نفر مباحثه کرده ایم، که نه ضد انقلابند بلکه بیش از برخی مدعیان برای انقلاب هزینه داده و می‌دهند و نه شاگردنما، اتفاقا برخی‌شان نیز به آثار حضرتعالی بلکه به آثار و سیره ی منصور و مولانا بیش از من مسلطند، آنچه که در آن پرسش فرمودید به نظرتان صحیح بوده؟ حتی برخی‌شان می‌گفتند نسبت به این داستان اعتراض کردند اما سوالات از سایت حذف شده. اگر حجتی برای آن جواب داشته اید دلیلی ندارد سانسور، اگر نداشته اید، توبه ی خطای علنی پذیرش خطای علنی ست. کدام یک؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که عرض شد ورود به این مسائل عرض عریضی دارد و در محدوده سؤال و جواب سایت نمی گنجد. پیشنهاد بنده آن بود که رفقا به این راحتی ها در مورد آن افراد قضاوت نکنند و شاهد امر را سخن حضرت امام خمینی آوردم که در کتاب «سرّ الصلواۀ» توصیه می فرمایند به این راحتی ها کلمات آن افراد را حمل بر کفر ننمایید. موفق باشید 

38574

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ادب: برای درمان کم همتی و نداشتن پشتکار چه کنم؟ تا به حالا مکرر برنامه ریزی کرده‌ام که مطالعات منظم و ورزش منظم داشته باشم، اما چند روزی خوب پیش میره و بعد رها می‌شود. تقریبا در همه‌ی امور، به همین منوال است. افق‌ها و هدف‌های بلند پیش چشمم هست و رفقایم را می‌بینم که با همت بلند به سوی آن افق‌ها رهسپارند و من ناتوانم. ‌ ممنون و ارادت.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ان شاءالله اگر از مباحث «معرفت نفس» و «معاد» که روی سایت هست؛ شروع کنید، افق ادامه کار گشوده می شود. موفق باشید

38510

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامی: من معلمی بازنشسته ام. به پول نیاز دارم. به من پیشنهاد شده که در مدرسه دخترانه تدریس کنم. اما من نسبت به جنس مخالف حساس هستم و تحت تاثیر قرار می‌گیرم. به نظر شما این پیشنهاد را قبول کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به خودتان دارد که آیا می‌توانید آن دانش‌آموزان را ماورای جنسیت‌شان به عنوان انسان‌ها بنگرید؟ و در این راستا دلسوزشان باشید؟ موفق باشید

38403

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد بزرگوار: در پاسخ به سوالی، حضرتعالی چنین فرمودید: «زنان از نظر تکوینی خداوند برای آن‌ها امکاناتی را قرار داده که تازه با اطاعت از همسران‌شان به ظهور می‌آیند و عملاً نتیجه‌ای که آن‌ها می‌خواهند به جهت حکومت عواطف زنان، پیش می‌آید.» شما اطاعت از همسر را بر اساس کدام مبانی نقلی و در چند وجه تعریف می‌فرمایید، به نظر می رسد شما اطاعت از همسر را امری مطلق فرمودید، آیا معتقدید که دخترانی که مجردند، این امکانات تکوینشان بالفعل نمی گردد؟ حقیقتا این سوالات وقتی پررنگ تر می شود که با توجه به کتاب راه سوم که بتازگی تالیف شده و مستخرج از منظومه فکری رهبر معظم انقلاب است، اطاعت به معنای تمکین از منظر رهبری فقط در دو سه مساله هست، و قوامیت به معنای سرپرسی خانواده در امر معاش هست و رهبر معظم، نه مردسالاری را در خانواده قبول دارند و نه زن سالاری.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در کتاب شریف «راه سوم» بحمدالله نظرها متوجه نگاه دقیق و حکیمانه رهبر معظم انقلاب به «زن» به میان آمده، زن در ذات خود به عنوان یک جهانی که می‌تواند در اوج عبودیت باشد، در میان است و از طرفی در روایات خود متذکر این امر هستیم که آن‌جایی که زن و مرد در کنار هم خانواده‌ای را تشکیل می‌دهند به حکم «الرّجال قوّامون علی النساء» نقشی خاص برای مرد قائل شده تا نظام خانواده در سامانِ بیشتری جلو رود و پذیرفتن این نوع مدیریت به معنای اطاعت مطلق از همسر نیست. و به گفته آیت الله سیستانی مرد، ولایتی بر زن ندارد. که تا حدّی در این مورد و در نسبتی که باید زن و مرد نسبت به همدیگر داشته باشند؛ در کتاب «زن، آنگونه که باید باشد» عرایضی شده است. و چنانچه ملاحظه فرمایید در ادامه آیه فوق می‌فرماید: «بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَی بَعْضٍ» بدین معنا که امتیاز، یک طرفه نیست و هر کدام برای خود امتیازاتی دارند. موفق باشید

38270

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام! در برهان صدیقین داریم که علم کمال است. عین کمال عین علم است. قدرت کمال است. عین کمال عین قدرت است. حالا آیا این درست است که رزاقیت کمال است. عین کمال عین رزاقیت است. قابض کمال است. عین کمال عین قابض است؟ نمی‌دانم منظورم را درست منتقل کردم یا نه. توضیح بیشتر اینکه منظورم آن است که: آیا کمالاتی مانند رزاقیت، قابض، ممیت، باسط، ضار، نافع، ظاهر، باطن و...، عین کمال هستند؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در بحث «برهان صدیقین» مطرح شد صفاتی مانند رازقیت که در نسبت با مخلوق پیش می‌آید، ذاتیِ خداوند نیست تا شامل آن قاعده‌ای باشد که می‌فرمایید. موفق باشید

38185

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: آیا روح قدرت تاثیر روی مغز را دارد؟ اگر بله با توجه به اینکه در این دنیا روح در زندان بدن گیر کرده است باعث نمی‌شود برای آزادی و به کمال رسیدن موجب تاثیر گذاشتن بر روی مغز شود و دستوراتی داده شود مبنی بر مرگ زودرس؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به موضوع «معرفت نفس» و تدبیر نفس نسبت به بدن رجوع فرمایید. موفق باشید

38067

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد: در صورت امکان نظرتون را در مورد تحلیل فلسفی زیر بفرمایید, آیا آن را متقن میدونید؟ ورودی متفاوت به فلسفه اسلامی بدون پرداختن به اصالت وجود (به اختصار) آنچه در خارج است عین خارجیت است و ذهن هرگز به کنه و واقعیت و ذات آن راه ندارد و آن را درک نمی کند و آنچه از آن درک می کند تصویری است حاکی از دارایی ها و نادارایی ها و خواص و حدود آنها که در قالب مفاهیم ماهوی رخ می نمایند. پس کنه حقیقت واقعیات خارجی چیزی است که عین خارجیت و عینیت و طاردیت عدم است و آن یک حقیقت واحد است چرا که این خواص و جهات فقط از یک حقیقت بر می آید و ثانی آن حقیقت (یا نقیض ذاتی آن و چیزی که به تمام ذات با آن متباین باشد) عدم و پوچی است. به عبارت دیگر اگر دو حقیقت دارای کنه و ذوات متباین باشند محال است کنه ذات هر دو طاردیت و ضدیت با عدم باشد پس هر دو دارای اشتراک ذاتی هستند و محال است متباین باشند, اگر دو چیز هیچ گونه اشتراک ذاتی نداشته باشند چگونه ممکن است دارای اثر عینی یکسان از همان جهت که اختلاف دارند, باشند؟ پس درکنه تمام واقعیات خارجی یک حقیقت ساری و جاری است و باعث شده از حیطه عدم خارج شوند که به آن حقیقت, وجود می گوییم. حقیقتی که ذاتا عین بودن و عین کمال و شدت است و ذاتا مخالف نیستی و نقص و ضعف و محدودیت است چرا که غیر از حقیقت وجود چیزی نیست که موثر در آن باشد و یا وجود به آن مناط باشد و یا وجود را محدود کند و واضح است که خود حقیقت وجود هم باعث عروض ضد خود (نیستی و نقصان و ضعف) بر خود نمی شود, پس حقیقت وجود ذاتا متصف به وجوب و لاحدی و یگانگی است و با تحلیل نظام علی معلولی و حقیقت رابطه علت و معلول مشخص می‌شود این نیستی و نقص و محدودیت به واسطه معلولیت بر آن عارض می شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این همان نگاه «اصالت وجود» است به عالم، و همین طور است که می‌فرمایید مهم آن است که در نگاهی که «وجود» به عنوان مبنای مبناها همواره در هر مخلوقی حاضر است بتوانیم نگاه هستی‌شناسانه نسبت با همه چیز پیدا کنیم. موفق باشید

37976

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام بر عبد صالح خدا استاد عزیزم: بنده احساسم از پدیده ظهور آن است که ظهور فرایندی است چند مرحله ای و روبه تکامل ولی فرایند آن در زمانه ما تسریع شده و این با توجه به جهش بیداری های حادث شد در جهان؛ صف بندی های در حال انجام در رخدادها و تجلی افراد از حضور غیابشان در نسبتشان با تجلی حقیقت انسان کامل است و این یعنی ظهور بسیار نزدیک است آیا این احساس بنده صحیح است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه انسان‌ها در انسانیت خود نسبت به دیگر انسان‌ها، حاضر شوند به همان اندازه زمینه ظهور انسان کامل بهتر و بیشتر فراهم می‌گردد. موفق باشید

37934

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: چه شد که کار به قتل سلطان عشق یعنی امام حسین علیه السلام کشیده شد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه حرف در این مورد را می‌توان در کتاب « از شادی امام حسین (ع) در قتلگاه » دنبال کرد. https://lobolmizan.ir/book/84?mark=%DA%86%D9%87%20%D8%B4%D8%AF%20%DA%A9%D9%87%20%DA%A9%D8%A7%D8%B1%20%D8%A8%D9%87%20%D9%82%D8%AA%D9%84 موفق باشید

37854

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر استاد ارجمند: خواستم نظر شما را در مورد مشارکت ۴۰ درصدی جویا شوم. آیا ما گوش شنوایی برای مردممان داشتیم؟ چرا جمهوری اسلامی نتوانست قلوب اکثر مردم را جذب کند؟ چرا جمهوری اسلامی اجازه داد با ۸ سال خسارت محض، کشور به قهقرا برود و حالا شاهد قهر مردم از نظام شدیم. نه نظام جمهوری اسلامی بلکه هر نظامی بدون پشتوانه مردمی تا کی و کجا ادامه خواهد داد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مردمی این چنین استوار و بصیر و جدّی، در کجای دنیا سراغ دارید که با اینهمه فشار اقتصادی و بمباران تبلیغاتی این‌چنین مردانه در میدان باشند؟! یک نفر این مردم از هزار نفر از مردم عادی بیشترند به همان معنایی که قرآن می‌فرماید: «كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ» (بقره/۲۴۹) چه بسیار گروههای کم ولی مصمم که به اذن الهی بر گروههای کثیری غلبه خواهند کرد و خداوند همواره در کنار اهل صبر و پایداری است. موفق باشید

37840

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد اصغر طاهرزاده: استاد گرامی با توجه به کشیده شدن انتخابات به دور دوم توصیه ای به ما بفرمایید. به ما که دل‌نگران ظهوریم، دل نگران امام زمانمان که با نبود دولت اسلامی ظهورشان به تاخیر بیفتد. نگران اسلام و مسلمین و کودکان بیگناه غزه... و خدایی نکرده بجای پیشرفت باز کشور به عقب برگردد. به دوره مرفهان بی درد و مسببان وضع موجود و... راهنماییمان کنید. چگونه برخی از اطرافیانمان را متوجه کنیم به جایگاه انقلاب اسلامی در این عرصه به تمام کسانی که دلسوز ایران و اسلام هستند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست همان‌طور که شب گذشته عرض شد https://eitaa.com/matalebevijeh/17065 این انقلاب، ادامه تاریخی است که با اسلام و با غدیر به میان آمده و هر مانعی که در مقابل آن قرار گیرد به جهت ذات توحیدیِ این انقلاب، منجر به درخشش بیشتر آن می‌شود تا عمیق‌تر آن را ادامه دهد مانند ظهور دولت آیت الله رئیسی و عبور ما از دولت آقای روحانی توسط دولت شهیدِ جمهور. موفق باشید

37699

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: چرا در ایام منتسب به اهل‌بیت شوق به گناهان بیشتر است؟ آیا به این خاطر نیست که ما در آن ایام، تازه حیات پیدا می‌کنیم و مشتاق امور زندگی می‌شویم یا اینکه چیز دیگری است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته شاید تجربه افراد در این مورد متفاوت باشد. ولی به هر حال شیطان در مسیری که به سوی حقیقت است، فعال است و مسلّماً در فضایی که نظر به مقام قدسی اهل البیت باشد، او نیز در شیطنت خود کوتاه نمی‌آید. موفق باشید

37602

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: ابیات زیر را معنا بفرمایید سپاس. هَله هُش دار که در شهرْ دو سه طَرّارند که به تدبیرْ کُلَهْ از سَرِ مَه بردارند دو سه رندند که هُشیارْ دل و سَرمستند که فَلَک را به یکی عربده در چرخ آرند سَر دَهانند که تا سَر ندهی سِرّ ندهند ساقیانند که انگور نمی‌افشارند یارِ آن صورتِ غیبند که جانْ صورت اوست همچو چشم خوش او خیره کُش و بیمارند صورتی‌اند ولی دشمن صورت‌هایند در جهانند ولی از دو جهان بیزارند همچو شیران بِدَرانند و به لب می‌خندند دشمن همدگرند و به حقیقتْ یارند خَرفروشانه یکی با دگری در جنگند لیک چون وانگری مُتَّفق و یک کارند همچو خورشیدْ همه روزْ نظر می‌بخشند مَثَلِ ماه و ستارهْ همه شب سَیّارند گر به کفْ خاک بگیرند زَرِ سرخ شود روزْ گندم دِرَوَند اَر چه به شبْ جو کارند دلبرانند که دلْ بَر ندهد بی‌ بَرِشان سَروَرانند که بیرونْ ز سَر و دستارند شِکَّرانند که در معده نگردند تُرُش شاکرانند و از آن یارْ چه برخوردارند مَردُمی کن برو از خدمتشان مَردُم شو زان‌که این مَردُمِ دیگرْ همه مَردُمخوارند بَس کن و بیش مگو گرچه دهانْ پُر سُخَنَست زان‌که این حرف و دَم و قافیه هم اَغیارند

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به وظیفه‌ای که ما در این سایت برای خود تعریف کرده‌ایم تا بیشتر جوابگوی سؤالاتی باشیم که کاربران محترم در رابطه با مباحث پیش‌آمده در کتاب‌ها برایشان مطرح می شود؛ نمی‌توانیم در این امور وارد شویم بخصوص که ورود در این موارد نیاز به فرصت کافی دارد. موفق باشید

37446

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: من وقتی خواب می‌بینم. از کجا بدانم که: عکس مه رویان خداست. و یا اینکه شیطانی است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید نسبت به آنچه در خواب پیش می‌آید معلوم شود آیا نسبت ما را با عبودیت حضرت حق گسترده‌تر می‌کند و یا ما را مشغول خودش می‌نماید؟ در صورت دوم باید به آن‌ها توجهی نداشت. موفق باشید

37436
متن پرسش

سلام خدمت استاد طاهرزاده: در یکی از گروه‌های تلگرامی بحثی صورت گرفت و عده‌ای اصرار داشتند که جمهوری اسلامی به دین آسیب زده و مردم را از دین جدا کرده! در پاسخ به این افراد مطلبی را نوشتم. نظر مبارک استاد را تقاضامندم. ✍عنوان: «خطای جریان روشنفکری ضددینی و غربزده!»/ جریان روشنفکریِ غرب پرست و غرب گدایِ کشور ما که تمام هستی و عمر شان یک سجده طولانی به غرب است، از فرط مستی و هوس شدیدی که نسبت به مدرنیته دارند، آن را پایان و کمال تاریخ می پندارند و می پندارند که تاریخ و تمدن غرب برای ابد باقی است و باید تمام بشریت در راه تجدد و توسعه گام بردارند و هیچ راه دیگری جز حضور در تاریخ تجدد و توسعه وجود ندارد! غافل از اینکه متفکران و فلاسفه هوشیار و بزرگ غربی، خیلی زودتر از این ها متوجه بحران ها و بی آیندگی تمدن غرب شدند و گزارش آن را به همگان اعلام کردند. ما هم طبق نظر به سنن جاری در هستی و بر طبق مبانی و قواعد ِ قرآنی خودمان، به راحتی می توانیم آینده و افق ویران این تمدن مادی را از هم اکنون به نظاره بنشینیم و به صدای فرو ریختن و خرد شدن اسکلت و استخوان های این تمدن گوش بسپاریم. آنچه در ایران در حال وقوع است، نوعی پوست اندازی از یک دینداری کهنه به سوی یک دینداری ناب و اساسی تری است. بشر جدید می خواهد حقایق را با جان خودش احساس کند و با اگزیستانس خودش با حقایق هم آغوش شود. به همان معنایی که آن مرد بزرگ تاریخی گفت: «در میخانه گشایید به رویم شب و روز /  که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم» حقیقتاً مساجد و مدارسی که ما را در علوم حصولی و مفاهیم دینی متوقف می کنند جای بسیار خسته کننده ایست. ما نیاز به میخانه ای داریم که دائم در مستی و شعف حضور در محضر انوار متعالی عالم قدس باشیم و همه وجودمان با حقایق مأنوس باشد. جریان روشنفکری ضددینی مطلقاً شعور فهم این مطالب را ندارد. لذا تا ذره ای از مظاهر ضد سنت در جامعه می بیند با دمش گردو می شکند و با همه وجود قر کمر می دهد. غافل از اینکه افق دیگری در راه است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر دینداری به معنای کاتولیکی آن در صحنه باشد و صورت متافیزیکی باورها، دینداری به حساب آید؛ جمهوری اسلامی از آن دینداری که حضور انسان را در تاریخ و تاریخ خود و در اجتماع و در سیاست بدون حضور دینی می‌خواهد، جمهوری اسلامی از دینداری عبور کرده است. ولی اگر دینداری به همان معنای جمهوریت است در عین اسلامیت، این مائیم و مردمانی که زیباترین حضور را تنها در چنین نظامی دنبال می‌کنند و مردمان در بستر دین الهی بنا دارند سرنوشت خود را در دست گیرند و در آینده‌ای حاضر شوند که به جای دوگانگی خواجه و برده، به یگانگی بین انسان‌ها ذیل حضور دینداری در تاریخ برسند. حضوری که رهبر آن می‌فرمایند: «اگر به من بگویند خدمتگزار، بهتر از این است که بگویند رهبر؛ رهبری مطرح نیست، خدمتگزاری مطرح است». موفق باشید        

37373

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: ۱. از کجا بفهمیم که داخل سلوک هستیم یا خیر؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در نسبت خود از آن جهت که در هر کاری احساس بندگی نسبت به خدا باید داشته باشیم، راهی که همان سلوک الی الله است ظهور می‌کند و آن ایجاد نسبتی است که عبد با حضرت ربّ در انجام وظایف شرعی خود دارد. در غیر این صورت، سلوکی پیش نمی‌آید هرچند ممکن است انسان در حدّ جهنم‌نرفتن دینداری کرده باشد. موفق باشید

37248

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: چرا مسائل را در طول زمان چنان پبچیده نموده اید. تا بسیاری از مردم از آن محروم گردند. و امی بیایند و امی بروند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا فکر نمی‌کنید آنچه حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در شرح سوره «حمد» فرمودند نیاز امروز جوانان ما بود، جوانانی که ظرفیت‌های بزرگِ آخرالزمانی دارند؟ موفق باشید

37225

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عنوان: در مورد نفس و اتفاقات زندگی سلام و احترام خدمت استاد گرامی. ۱. اگر این جمله درست است که همه مهمان نفس خودشان هستند؛ آیا وقایع زندگی تماما متاثر از حالات و خواسته های نفس است؟. یعنی اتفاقات ناگوار هم؟ راه نجات چیست؟ ۲. اگر انسان مضطر دعایش مستجاب نشود و راه نجاتی هم نرسد و مدت طولانی در این حالت بماند؛ چاره چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال رعایت تقوا و رعایت حقوق دیگران در عبور از مشکلات، بسیار مهم است. می‌ماند که شاید مصلحت انسان در آن سختی‌ها باشد و زیبایی کار، راضی‌بودن به رضای الهی است. موفق باشید

37126

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ادب و ارادت محضر استاد بزرگوار و فرهیخته: سوالات بنده اینه که: آیا دیگران می توانند رزق ما را کم کنند؟ آیا خودمان می توانیم رزق حداقلی خودمان را کامل از بین ببریم؟ کودکان اتیوپی و یمن و... واقعا از فقر و گرسنگی و نبود رزق می میرند یا دلیل باطنی دیگری در نظام تقدیر وجود دارد؟ بی نهایت ممنونم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً رزق هر کس، مقسوم است و از قبل تعیین شده. ولی باید با تلاش مناسب که نه حرص باشد و نه تنبلی؛ آن را به دست آورد. حتی از دست آن‌هایی که آن رزق را از دست ما ربوده‌اند. این‌جا است که اگر همت لازم در کسب رزق نکنیم، اگرچه رُبایندگانِ آن مقصرند، ولی ما نیز بی‌تقصیر نیستیم. موفق باشید

36982

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

آخه چرا من‌، منی که در طول زندگیم بیشتر از هرکسی درگیرودارِ پوچی بودم تا برسد به تقدیر پوچی تاریخ! چرا من باید بمانم و مشکلات را در خود حل کنم. بین اصرار بر پوچی و اصرار بر زندگی که از میان هم عبور کرده اند گمگشتگی های سختی است شادی لازم دارم سرخوشیی که مرا ایستاده، اَبَدی و زنده بدارد. خدایا مرا از هر نوع غم نجات بده و همیشه شادم کن تا به‌پا خیزم و برای تو مشکلات را در خود حل کنم چون بدون شادی دیگر ممکن نیست. من خود را چگونه و در کِه ببینم؟ ای کاش همه مثل من زیبا بودند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره «مرغ را پر می‌برد تا آشیان / پرِّ مردم همت است این را بدان». باید همّت کرد و این راه، بدون مشکل نیست. و در این رابطه به ما فرموده‌اند: «در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم *** سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان، غم مخور.». موفق باشید

36595

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: سوالی داشتم از خدمت شما. به مدت یک هفته هست فهمیدم که خیلی توجه به خود دارم و این موضوع اذیتم می کند امروز هم بحث خطبه ۱۳۱ رو گوش کردم بین من الهی و من استقلالی مانده ام و این همه سال رو با آن من تمام کارهایم رو انجام دادم. روزها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم؟ تقریبا از دوران دبیرستان با این شعر مانوس بودم. الان به دلیل عمری که سپری شده و دست ام خالی هست نگران هستم و چگونه می توانم گذشته رو جبران کنم؟ مانند حضرت یونس علیه السلام که در شکم ماهی حبس شدند در این دنیا هم من این احساس رو دارم. بسم الله الرحمن الرحیم لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین چه ذکر و دعایی رو بخوانم که کمکم کنه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر از همین ذکر یونسیه می‌توان غافل بود؟ در حالی‌که با فراز اولیه آن یعنی ذکر «لا اله الا انت» نظر به نور توحید الهی می‌کنیم و در فراز «سبحانک» نظر را به تعالی او معطوف می‌داریم و با فراز «انی کنت من الظالمین» نظر به خود می‌کنیم که چه اندازه نسبت به راهی که در انس با حضرت حق در پیش داریم، کوتاهی می‌کنیم. موفق باشید

نمایش چاپی