بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
37795

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با توجه به ابعاد شخصیتی آقا امیرالمومن (ع) چگونه می توان قائل به دافعه داشتن حضرت شد وایا شیعه واقعی می تواند دافعه داشته باشد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع دافعه که به حکم آیات اولیه سوره ممتحنه عین ایمان است؛ به همین معناست که امروز تنفر کامل از اسرائیل شرط انسانیت می باشد. دافعه مولایمان از انسانیتِ متعالیِ آن حضرت ریشه میگیرد. موفق باشید 

37427
متن پرسش

سلام علیکم: حفظکم الله! استاد عزیزم، این همه تاکید برای خواندن وصیت نامه شهدا برای چیست؟ مگر قرار است، شهدا در این وصیت نامه به ما چه بگویند؟ مگر قرار است شهدا ما را متذکر چه کنند؟ با خواندن وصیت نامه ها قرار است به چه برسیم؟ مگر یک شهید با مدرک های علمی پایین چه دانش و جهتی را به ما می دهند که از آن غافلیم؟ لب الکلام، سود خواندن این وصیت نامه ها چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چنانچه ملاحظه بفرمایید خداوند به جهت نوری که در شخصیت آن عزیزان ایجاد کرده، آنان دارای معرفت و بصیرتی شده‌اند که عموماً در کلام‌شان و بخصوص در وصیت‌نامه‌هایشان به ظهور آمده و در واقع، آن وصیت‌نامه‌ها حکایت انوار الهی است برای معنابخشیدن به زندگی در این زمانه.
در این موارد عرایضی داشته ام که یکی از نکات آن خدمتتان ارسال می شود. موفق باشید
درک انسان از خود در جهان و در حوادث گوناگون، در عین حضور در «وجود» خویش، به عنوان اساس فهمْ نوعی فتح و دست‌آوردی است شگفت‌انگیز. زیرا کسی میفهمد که می‌اندیشد که بگذارد در درخشش خود به قلمرو «وجود» حاضر شود با همه گستردگی و شدتی  که در ذاتِ «وجود» هست و در عین حال هیچ چیز نیست و این یعنی ما آنچه که نیستیم، هستیم و نه آنچه که گمان می‌کنیم هستیم، هستیم که این اصالت‌دادن به ماهیت است که حجاب بودن هر بودنی است. در حالی‌که انسان در استقراری که در «وجود» پیدا می‌کند، بودنی است بی‌تعیّن، بر عکس اومانیسم که به انسانی نظر دارد که با خود بنیادی‌اش می‌خواهد محور همه چیز باشد، امری که درست مقابل حضور خلیفۀ اللهی انسان است که بنا دارد به حضوری نظر کند. در وصف او داریم: «وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى» این یعنی خودآگاهی به بی‌تعیّنی خود، بر عکس حضوری که در وصف آن داریم: «فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ» که انسان در حالت حضوری الهی را در خود احساس می‌کند بدون خودآگاهی به آن حضور و از این جهت خطر دنبال‌‌نکردن آن حضور او را دنبال می‌کند برعکس شهید آوینی که در خودآگاهی تاریخی خود را ادامه دهد و در زبان‌اش درخشید. زیرا متوجه بود عالم را و تاریخ را جدا از وسعت خود نداند.

و وصیت نامه شهدا از این گونه است.

37286

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرامی وقتتون بخیر، ان شاءالله سال جدید براتون پر از خیر و برکت و سلامتی باشه، استاد من طرفدار این نظام هستم اما می‌ترسم اینجوری که پیش بره تنها کسی که بشه ازش دفاع کرد رهبریه، چون هر بار گند کار یکی درمیاد، بعضی وقتا واقعا به جوونای آلان حق میدم که اگر از این نظام و دینی که این نظام دایه دارش هستش زده و فراری بشه، توی جمعشون بودم که میگن آره حلال و حروم فقط واسه ما مردمه اینا خودشون میچاپن و میخورن و از دین هم واسه سرگرم کردن مردم و سواری گرفتن از مردم دارن استفاده میکنن، میگن از این طرف حسین حسین میکنن از اون طرف اختلاس میکنن، استاد به نظرتون حق ندارن این برداشتها رو بکنن؟ من از اینایی که باعث فراری شدن مردم و جوونا از دین میشن تنفر شدید دارم، سنگ دین رو به سینه بزنن و از اون طرف در ظاهر دین خلاف و فساد بکنن، دیگه واقعا ما هم کم میاریم که چی بگیم بهشون نمیدونیم از چی دفاع کنیم وقتی بعضیا در راس اینقدر گند میزنن، میگن اینا خط قرمزشون فقط چنتا تار موی دخترا هستش اما به دزدی و اختلاس حساس نیستن و اونایی که اختلاس میکنن اگر از خودشون باشن خیلی کاری باهاشون ندارن و ماست مالیش میکنن، استاد شما بگین ما به عنوان طرفدار این نظام در برابر این تناقضات باید چیکار کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که مقام معظم رهبری فرمودند ما در راستای تنگناهای تاریخی خود و غرب‌زدگی‌هایی که گرفتار آن بوده و هستیم، کوتاهی‌هایی داشته‌ایم ولی جهت کلّی نظام در مسیر عبور از آن کوتاهی‌ها است. مهم آن‌جا است که متوجه حیله‌های دشمن باشیم که از کاه، کوه می‌سازد و عظمت‌های تاریخی انقلاب اسلامی را به‌کلّی نفی می‌کند؛ عظمت‌هایی که گوشه‌ای از آن را رهبر واقع‌بینِ انقلاب اسلامی در روز اول فروردین در سخنان خود متذکر آن‌ها شدند. در ضمن خوب است به نکاتی که کاربر محترم در سؤال شماره 37289  فرموده‌اند، نظری بشود. موفق باشید

37277

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و نور و رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا له الفدا. معنی این جمله که بزرگان می‌فرمایند (قرآن را با حزن و با صدای خود الله بخوانید انگار که همان لحظه به خود تو وحی می‌شود و فقط برای تو نازل شده) یعنی چی؟ التماس دعا.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که با مدّ نظرقراردادنِ این نکته که در رابطه با قرائت قرآن قرار داده‌اند، ورود کنیم، آرام‌آرام به لطف الهی برای انسان پیش می‌آید آنچه باید پیش آید. موفق باشید  

37102

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: عرض ادب. در کتاب عالم انسان دینی عبارتی از ایوان ایلیچ آورده‌اید که: از طریق سرعت های افراطی بی عدالتی ایجاد شد و حالا می‌خواهند با ایجاد سرعتهای زیاد تر این بی عدالتی را جبران کنند. در این رابطه سوال شد که آیا در گذشته که عالم، عالم سرعت های افراطی نبوده عدالت وجود داشته؟ بی عدالتی هایی که در گذشته بوده اعم از اقتصادی و اجتماعی و... که قابل انکار نیست (البته شاید گفته شود که طلب این مسایل نیز نبوده) بطور کلی گفته می‌شود که مدرنیته ما را از عالم دینی دور کرده و دچار پریشانی شده‌ایم، این به معنای این است که در گذشته سردرگمی و پریشانی نبوده و همه در عالم دینی بسر می‌برده‌اند؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه ایوان ایلیچ متذکر می‌شود غفلت از عدالتی است که تمدن جدید، بشر جدید را گرفتار آن کرده است و این غیر از بی‌عدالتیِ فردی می‌باشد که فردی نسبت به فردی اعمال می‌کند. موفق باشید

36557

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: در نکته ششم معرفت نفس اینکه نفس فوق زمان و مکان هست اینکه به دلمان می افتد که سرقبر فلان عالم برویم که کمک مان کنند در سیر و سلوکی که داریم یا در طول روز چیزهایی که اتفاق می افتد همه و یا بعضی ها رو دیده ایم تمام این مسائل همان حضور کامل نفس هست؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره انسان همواره در نزد خود حاضر است و در عین حال آری! بعضاً دعای کسانی که بر سر مزارشان حاضر می شویم اگر نفس ما آماده باشد، ان شاءالله بر نفس ما تأثیر می گذارد. موفق  باشید

36235

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: آیا صفات خدا عین ذات خدا می‌باشند و با هم هیچ تفاوتی ندارند؟ یعنی مثلا علم خدا همان وجود خداست و وجود خدا همان قدرت خداست؟ با توجه به اینکه مفهوم علم، قدرت و سایر کمالات با هم متفاوت است چگونه این کمالات در ذات خدا با هم متحد می‌شوند آیا این مطلب از راه عقلی قابل اثبات است؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که می‌فرمایید آری! مفهوم علم غیر از مفهوم حیات است ولی در ذات خداوند که عین وجود است، تنها ما با وجود مطلق روبرو هستیم. موفق باشید

36214

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد: این گفته شما که در مطالعه کتب بزرگانی مثل علامه طباطبایی و مرحوم امام و شهید مطهری خودمان را در روح المیزان یا افق این بزرگان قرار دهیم. منظور شما چیست؟ و چگونه روح خودمان را در این حالت قرار دهیم؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: خود به خود با مطالعه آثار عالمانی که حکایت الطاف الهی را به قلم آورده‌اند، ما را میهمان آن الطاف معنوی می‌کنند مگر آن‌که کسی بخواهد فقط با آثار آن بزرگان با سواد شود. در آن صورت با روحانیت و معنویت آن‌ها مرتبط نمی‌گردد. موفق باشید

36139

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: استاد شما کتاب حضرت آقا طرح کلی اندیشه اسلامی در قران (که شامل سلسله جلسات حضرت آقا در مشهد در رمضان ۱۳۵۳) هست را تدریس کردید به صورت صوت؟ ان شاءالله همیشه در پناه حضرت حق باشید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله قبل از انقلاب سخنان حضرت آقا با همین عنوان «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» به ما رسید و همان زمان بحث‌های خوبی پیش آمد که البته شرایط ضبط به این صورت در آن زمان نبود. موفق باشید

35900

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: آیا گناهان فراموش شده توبه واستغفار لازم دارد؟ چگونه است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر که به یادمان آمد بالاخره باید با توبه و یا جبران خسارتی که مثلاً به کسی وارد کرده‌ایم جبران کنیم، ولی نباید در عبادات خود به گفته جناب خواجه عبدالله انصاری همواره گناهان را مدّ نظر آوریم و از رحمت وغفران حضرت ربّ العالمین غفلت داشته باشیم. موفق باشید

35870

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: شما می‌گویید همه عالم جلوه پروردگار است. و بنده قلبم از این موضوع که بی رحمی عالم چه جلوه از خداوند است مانده. مثل کفتاری که منتظر است بچه آهویی به دنیا بیاید و آن را بدرد. چطور به این موضوع نگاه کنم؟ ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در امور وجودی است به اعتبار وجودشان و جایگاهی که هر موجودی در نظام احسن الهی دارد، که البته بحث مفصل آن را مرحوم شهید مطهری در کتاب «عدل الهی» فرموده‌اند. آری! هر موجودی در نظام طبیعت، نقشی دارد و باید به طور کلی آن نقش را دنبال کرد نه آن طور که مثلاً مثل موردی که می‌فرمایید موضوع را مدّ نظر قرار داد. موفق باشید

35799

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز و بزرگوارم: استاد جان، آنقدر رهبری امیدوار به آینده و رسیدن به قله و....هستن که شک کردم نکنه برای روحیه دادن به مردم اینطور صحبت می کنن، آخه ظاهر امر چیز دیگری است، حداقل این همه امیدبخش به نظر نمیرسه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقت انقلاب اسلامی همین است که آن مرد الهی از آن خبر می‌دهد و مردم باید مواظب باشند در این تاریخ، خود را بیابند وگرنه انقلاب و فرزندان راستین‌اش با همان روحیه جهادی تا قله پیش می‌رود. این تقدیر این زمانه است. وای اگر کسی از این حضور تاریخی باز بماند و گرفتار پوچی دوران شود!!! موفق باشید 

35365

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: ۱. استاد بنده ترسم از اینه آنچه ما فکرمی‌کنیم خداست مدیریت فضای مجازی از اونطرف باشه با اون مباحثی که از فضا و نوع سلیقه هر فرد اینطورکه میگن و اطلاعاتی که دارن، از آنطرف هم اتو دادن و گفتن این مسئله شاید تازه به ذهنشون بیندازیم، ۲. گمانم ما تا دانشگاه و آموزش پرورش خوبی و ترازی نداشته باشیم انتخاب فرد خوب بر انتخابات یه کم بعید نیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در این مورد خوب است مباحث «معرفت نفس» که روی سایت هست را همراه با شرح صوتی آن دنبال بفرمایید. ۲. همین‌طور است. به همین جهت ما مشکلاتی داریم که در دل انقلاب اسلامی باید بتوانیم از آنها عبور کنیم. موفق باشید

40442

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و احترام: استاد قلبم سر موضوعی به طور جد قبض شده است و سینه ام درد می‌کند، برای همین با شما مطرح می‌کنم شاید جوابی برای آرامش یافتن باشد یا شاید در آینده شاهد این تراژدی ها برای دیگران نباشم. قبل از آشنایی با شما و نوشته ها و تفکرتان، راستش را بخواهید در مورد رهبر یک دیدگاه خنثی داشتم، بعد از آشنایی با شما دیدگاهم نسبت به ایشان مثبت شد تا جایی‌که او را حسین زمان و طرفدارانش را عاشوراییان دیدم. ولی حالا در مورد او کاملا تردید دارم دلیلش هم افرادی است که با ظواهر صالح، خود را سینه چاک او می‌دانند و در این راه از هم سبقت می‌گیرند و کاملا تک بعدی نماد ولایتمداری را بچه بیشتر آوردن می‌دانند و راستش را هم بخواهید تا حد زیادی پاک و مومن و دلنشین هستند یا بهتر است بگویم بودند لا اقل برای من تا قبل از شناخت کاملشان و چشیدن آزاری که به من رساندند باورم نمی‌شد هنوز در بهت و حیرت مانده ام، ایشان به جای تشویق افرادی که پاکتر و بهتر و با استعداد تر از بقیه اند ایشان را به گونه ایی راهنمایی می‌کنند تا درزندگی دنیوی در شرایط سخت‌تر قرار بگیرند طوریکه از درون اسلام را انکار کنند یا از دین برگردند یا از هدفشان باز بمانند یا هر روز آرزوی مرگ کنند، ایشان دلیل زده شدن بیشتر افراد جامعه از دین هستند و شاید دلیل معضلاتی که اکنون در جامعه می‌بینیم، فساد، تاخیر ازدواج یا عدم ازدواج، فحشا، بی حجابی، سرکشی، عصیان نسل جوان، تنفر از نظام و رهبر و...ولی عیوبشان را نمی‌بینند جالب اینجاست راحتی و آسایش را برای خود و نزدیکانشان می‌خواهند چون خود را برتر از دیگران می بینند در واقع نوعی نظام طبقاتی مذهبی به راه انداخته اند که خود را طلا و دیگران را مس می بینند و هر بلایی سر بقیه بیاورند را تقدیر و سرنوشت معنا می‌کنند و اگر ببیند در میان سختی خودساخته شان تسلیم شده ایی و از دین پس کشیده ایی می‌گویند از ابتدا منافق و منکر بود و اگر ببینند ادامه می‌دهی علاوه براضافه نمودن سختی می‌گویند راست می‌گفت و اینکه فرد چقدر روحش در فشار است تا وانمود به خوشبختی کند برایشان مهم نیست، با زیر دست هایشان مثل حیوان خانگی برخورد می‌کنند چون در ازای فداکاریهای بسیارآنها باید به تکه استخوانی قانع باشند و آنها را دچار بدترین سرنوشت ها می‌کنند راستش دلم می‌خواهد باز قلبا رهبر را تایید کنم اما با این موجوداتی که اطراف ایشان هستند، هم در حق بودنشان شک کرده ام و هم ناراحت و عصبی وخجالت زده هستم که مردم مرا همسنگ اینها ببینند و قضاوت کنند در نتیجه تصمیم گرفته ام دیگر حمایتی از آقای خامنه ایی نداشته باشم وسکوت کنم، شما باز هم نظرتان راجع به ایشان مثبت است؟ راستش را بخواهید بعد از ازدواج با فردی که تجویز این افراد بود دیگر خودم را نمی‌شناسم، دینداری روی قلبم سنگینی می‌کند اسلام را دینی زن ستیزانه می‌بینم تمکین را بیهوده و احکام را با تردید نگاه می‌کنم، چرا باید به اسم دین این همه ظلم به راحتی در حق زنان اعمال شود؟ این همه خون دل، دیدن تحقیر، نبود پشتوانه، نبود راهی برای رفت یا بازگشت، راضی نبودن از خود، تلف شدن استعداد ها، دور شدن از مسیر حقیقی خدمت و خلقت جواب اینها را چه کسی می‌دهد؟ قطعا کسی‌که در این زمان ازدواج را برمی‌گزیند و به ساده ترین حالت پیش می‌رود نیت بدی نداشته و جهاد کمی نکرده ولی چرا باید از این عقاید خوب سو استفاده شود به طوریکه ترجیح بدهی از همه چیز دست برداری؟ خدا که انسانها را بیش از طاقتشان سختی نمی‌دهد پس چرا خلاف آن‌را می‌بنیم؟ من در این زمان با وجود اینگونه ابلیس های آدم روی ازدواج را به صلاح هیچ فردی نمی‌بینم چه رسد به بچه دار شدن، کاش دنیا کمی عادلانه تر می‌بود تا بشود با دل خوش در آن زیست مگر یک انسان آنهم مومن چه می‌خواهد؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته ملاک حقانیت هرکس به آن است که بنگریم چه اندازه خودش به حق و حقیقت نزدیک است وگرنه همچنان که می‌فرمایید حتی کسانی بوده‌اند که به نام اسلام در قالب خوارج امام الموحدین را به قتل رساندند و از این جهت ما در نظر به رهبر معظم انقلاب نظر به ایمانی داریم که در شخصیت خود ایشان پیدا و آشکار است و این غیر از روحیه‌ای است که متأسفانه در بعضی از مردها نسبت به خانم‌ها به چشم می‌خورد که خود را محور فهم می‌دانند. این تنگ‌نظری‌ها نباید به پای اسلام و یا رهبر انقلاب گذاشته شود و از این جهت هنر امثال شما آن است که به جای درگیری با چنین افرادی، راهی را در آن زندگی پیشه کنید که راه صفا و تقوا باشد به جای آنکه خود را در درون بشکنید. سیرۀ مادربزرگانِ ما بعضاً همین‌طور بوده است که در همین نوع زندگی‌ها توانسته‌اند منشأ فرزندان بزرگواری باشند و از این جهت اتفاقاً آنان با فرزندآوریِ بیشتر، به زندگی خود معنای دیگری بخشیده‌اند. موفق باشید 

40393
متن پرسش

سلام و عرض احترام خدمت استاد گرامی: از اینکه مصدع اوقات شریف میشم عذرخواهم استاد عزیز، دانشجوی پزشکی هستم و در شرف اتمام تحصیل و ورود به عرصه خدمت به مردم. احساسی که بهم دست میده اینه که در پایان ۷ سال تحصیل در این رشته و تحمل رنج ها و بی‌خوابی ها و مطالعه حجم انبوهی از مطالب درسی، و همین طور چشم بستن بر خیلی از تمایلات دنیوی (با اینکه راه دستیابی بهشون کاملا باز بود)، باز هم احساس پوچی می‌کنم و گویا شوقی برای خدمت عاشقانه به مردم در خودم نمی‌بینم. بله! گاهی شور و شوقی در من به وجود میاد که به سرعت خاموش میشه و شبیه به کسی شدم که انگار مخدری بهش می‌رسه و دردش رو فراموش می‌کنه و دو قدمی راه می‌ره اما باز هم از حرکت می‌ایسته. هر قدر که می‌خوام خودم رو مجاب کنم که این رشته ارزشش رو داره و من میتونم خادم مردم باشم و همین برای سعادت من کافیه، اما باز هم فضای بسیار مسمومی که متاسفانه در بین همکاران من و در دانشگاه وجود داره مانع رشد این انگیزه میشه. استاد عزیز! من این رشته رو انتخاب نکردم که با درس نخواندن به مردم خیانت کنم و خدایی ناکرده به هوس پول و شهرت برسم. اما آنقدر فضای اطراف ناامید کننده هست و من رو به سمت آسایش و رفاه طلبی سوق میده که گاهی اوقات با خودم میگم «مگر عقل خودم رو از دست دادم که زندگی آرام با همسرم رو رها کنم و به جای کسب پول و ثروت، خودم رو وقف مردم و رفع حوائج اونا کنم؟!» استاد عزیز! واقعیت اینه که امروز پزشک متعهد کسی هست که علی رغم تمام مشکلات موجود چشم بر درآمد بالا و رفاه و آسایش ببنده و در فضای دشواری که به هزار و یک دلیل به وجود آمده خدمت بی‌چشم داشت به مردم کنه. اما چه باید کرد و این درد رو باید کجا برد که منِ دانشجوی آرمانخواه دیروز، در این فضای مسموم در حال خفه شدن هستم و به بی‌آیندگی و روزمرگی‌ فکر می‌کنم که با ادامه دادن این روند در انتظار منه. چه باید کرد در این دنیایی که اگر به جای صحبت کردن از خدمت به مردم، از پول درآوردن حرف بزنی محبوب تر میشی و موانع از پیش روی تو برداشته میشه؟ اما اگر رفاه طلبی رو نفی کنی چنان از طرف دیگران متهم و محکوم میشی که بعد از چندی از کرده خود پشیمان میشی و میگی ای کاش از اول هم این مسیر رو انتخاب نمی‌کردم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری!  انسان جدید با ظرفیت گسترده و آخرالزمانی‌اش در گذرگاه حساسی قرار دارد. از یک طرف می‌داند جواب این ظرفیت را تنها با انتخاب‌های بسی متعالی می‌توان داد تا حقیقتاً جواب داده باشد که حداقل آن همان در خدمت مردم‌بودن است به همان شکل که می‌فرمایید و نیز باید با حضور در تاریخی که انسان ذیل ارادۀ الهی قرار می‌گیرد در میدان مبارزه با استکبار حاضر شد و این‌جا است که شور زندگی و امید در شخصی مانند شهید طهرانچی با آن توانایی‌های علمی هسته‌ای و یا شهید رشید با آن تفکر علمی و فلسفی ذیل حضور در تاریخ انقلاب اسلامی به ظهور می‌آید. و از طرف دیگر با غفلت از این نوع زندگی همچنان نیست‌انگاری و نیهیلیسم و روزمرّ‌گی است. و این تقدیر این زمانه است که باید یا در میدان آن انتخاب بزرگ خود را حاضر نمود و یا در دل هزاران توهّم به نام انتخاب‌های بزرگ دنیایی همچنان در تنهایی و پوچی، خود را گرفتار کرد. خدا را باید شکر کرد که ما را در این زمانه قرار داد که توفیق زمینۀ انتخاب‌های بزرگی همچون انتخاب‌های آن دانشمندان و آن سرداران را برایمان فراهم کرد به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب در پیام اخیر خود خطاب به ملت ایران به مناسبت چهلمین روز شهادت جمعی از هم‌میهنان، سرداران نظامی و دانشمندان هسته‌‌ای؛ تکلیف هر جریان و گروهی را معلوم نمودند. حال این ماییم و نسبتی که باید با این پیام برقرار کنیم تا ذیل نظر نایب الامام خود را معنا کرده باشیم. https://farsi.khamenei.ir/message-content?id=60746 . موفق باشید  

40383

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: هیچ کس نمی تواند خدا را آن گونه که هست بشناسد وآن گونه که باید خدا را عبادت کند حتی خود پیامبر (ص) هم نمی‌تواند.‌ پس خداشناسی و عبادت همه از جمله پیامبر (ص) ناقص است. آیا این خداشناسی ناقص ارزشی دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در «برهان صدیقین» روشن می‌شود؛ موضوعِ حضور در محضر خدا، موضوع شدت و ضعف است، نه موضوعِ نقص و کمال. موفق باشید

39981

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: چه بسا غزه آینه انسانیت است در این روزگار! اگر صبور و اگر مورد ظلم و در این شرایط سلحشور و امیدوار ترین است این سرگذشت امروزی انسانیت است. آنچه حضرت ولی عصر علیه السلام را به غیبت برد امر الهی بود، خدایی که دید مردمان بنا ندارند آن حضرت را آنطور که شایسته است درک و خودشان را تغییر و راه سعادت را بپذیرند آن خدایی است که امروز هم ظهور و غیاب محبوب معصومش را امر خواهد کرد. و رنج مظلومان عالم با لبان دوخته همه ما از دست روزگار باشد که جهانی را متحول کند ان‌شاءالله. خدایا همه امورات و خدایی در خدایی توست، پس ما را به بندگی خودت پذیرا باش که این یک عمر و فرصت در دنیای زود گذر تمام شدنی و پس از آن در جاودانگی ادامه داریم به یک امید می‌گذرد، به امید رضایتت از ما و منت پذیرفتنمان به عنوان بنده تو بودن. باشد که ما را منت هدایت گذاری. اگر کسی یک نجوا از دل مظلومی در غزه را می‌شنید تمام دلش زیرو زبر می‌شد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: و امروز شدیدترین جنایت و ظلمات از طریق استکبار به میان آمده تا ما تنها با شدیدترین حضور در مقابل آن به فکر نقش‌آفرینی باشیم و در این رابطه حضرت محبوب و خدای قادر را مورد خطاب قرار می‌دهیم که راهی در مقابل‌مان بگشاید که راه نهایتِ ایثار و جهاد در این میدان باشد به جای آن‌که تنها ناظر باشیم. مسئله و موضوع، بسیار حساس است گویا خداوند اراده کرده است کاری بکند کارستان. موفق باشید

39973
متن پرسش

سلام خدمت استاد بزرگوار: روز معلم را خدمت شما معلم عزیز تبریک عرض می‌کنم، ان شاالله ذیل حقیقت نوریه معلمان حقیقی عالم هستی فیض دریافت کنید و وجودتان لحظه به لحظه نورانی تر و نورانی تر شود و این انوار نوریه عالم هستی را پر کند ان شاءالله. الحمدلله که خدا و اهل بیت طلب من را پاسخ دادند و من را با این معارف ناب که آرزویم بود آشنا کردند و شما به معنایی آغازگر این راه بی انتها بودید، حقی نمی‌توانم ادا کنم و هنوز ابتدای راهم و گرفتار خود اجرتان با حضرت الله. ان شاءالله با اولین انسان ان شاالله محشور باشید و بشوید.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر اگر بر بنده منّت گذارده تا بتوانم قطره‌ای از دریای بیکران الهی که منشأ آن اولیای الهی هستند را به عزیزان برسانم تا إن‌شاءالله خودِ رفقا با اُنس با قرآن و روایات، راه را ادامه دهند. موفق باشید

39950

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: چند ساعتی با هوش مصنوعی با موضوعات مختلف مباحثه کردم. از پاسخ هایی که می دهد حیرت کرده ام! به عنوان نمونه در پاسخ به پرسش 39927 اینگونه جواب داد: [**سلام بر شما دوست عزیز و همراه گرامی** بسم الله الرحمن الرحیم چه سؤال نورانی و دغدغه‌ی مقدسی! همین اضطرابِ مقدس و نگرانیِ شیرین، خود نشانه‌ی حرکت است؛ چون اگر دل بی‌تفاوت بود، هرگز چنین سؤالی در آن نمی‌رویید. اولاً: آنچه از کلمات مولی الموحدین امیرالمؤمنین علی (ع) در «فرزندم اینچنین باید بود» می‌خوانید، باران رحمتِ عرشی است که بر زمین دل‌های مشتاق می‌بارد. اما بدانید که این باران، برای رشد است، نه برای غرق‌کردن! خداوند متعال به بندگانش لطفی دارد که اگر گام‌هایی هرچند کوچک، اما با اخلاص بردارند، آن‌ها را در مسیر نگه می‌دارد. ثانیاً: نگران «شدن» نباشید، نگران «راه‌رفتن» باشید. همین که دل‌تان می‌تپد، قدم‌هایتان را بررسی می‌کنید، و گاهی از ترسِ عقب‌افتادن ناله می‌زنید، یعنی زنده‌اید و در حرکت! مرده‌ها نگران سقوط نیستند. ثالثاً: نشانه‌های حرکت در این مسیر را بشناسید: ۱. تغییر تدریجی ذائقه‌ی معنوی: وقتی دیگر از برخی لذت‌های گذشته بی‌ذوق می‌شوید، یا سخنان امیرالمؤمنین (ع) برایتان «غذا» می‌شود نه فقط «کلام زیبا». ۲. نرم‌شدن دل: وقتی در برابر حق، خشک و مقاوم نیستید و گاهی اشک‌های بی‌اختیار می‌ریزید. ۳. حساسیت به گناه: وقتی اشتباهات کوچک هم شما را می‌آزارد، چون چشم‌دل‌تان روشن‌تر شده است. ۴. اشتیاق به عبادت: وقتی نماز و مناجات، برایتان «حوصله‌سربر» نیست، بلکه «تنفّسِ روح» می‌شود. رابعاً: سبک زندگی، یک‌شبه عوض نمی‌شود. امیرالمؤمنین (ع) خود فرمودند: «کونوا دُعاةً للناس بِغیر ألسنتِکم» (مردم را به غیر زبان‌تان [با عملتان] دعوت کنید). یعنی تبدیل‌شدن تدریجیِ رفتارها مهم است، نه تغییر ناگهانی و شتاب‌زده. خامساً: از دعای فرج و صلوات خاصه بر امام زمان (عج) غافل نشوید. اینها نورِ راه هستند. هر روز دعای «اللهم کن لولیک...» را بخوانید تا دست شما را در دستِ ولی‌الله الاعظم بگذارند و راهنمایی‌تان کنند. سادساً: هرگز خودتان را با دیگران مقایسه نکنید. شما مسیر و میزانِ نور خودتان را دارید. «فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ» (انعام/۱۴۹) — حجت خدا بر هرکس، متناسب با ظرفیت اوست. پایان سخن: همین که این سؤال را از دل برآوردید، یعنی بادبان‌های روح شما به سوی افق‌های نورانی در حرکت است. فقط ادامه دهید، توقف نکنید، و به فضل خدا امیدوار باشید. «وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهدِیَنَّهُم سُبُلَنا» (عنکبوت/۶۹) — و آنان که در راه ما جهاد کنند، قطعاً به راه‌های خویش هدایت‌شان خواهیم کرد. والسلام علیکم و رحمه الله 🌿]😐 نظر حضرتعالی چیست؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! جناب هوش مصنوعی توانسته است مبناهای دینی را در هماهنگی با هم، این چنین به میان آورد. ولی با اینهمه ما باید خودمان فکر کنیم هرچند از اطلاعاتی که در فضاهای مجازی هست و هوش مصنوعی  می‌تواند به خوبی از آن‌ها بهره ببرد؛ غافل نباشیم. موفق باشید

39821

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد وقت بخیر: چند شب به مراسم عروسی رفتم و الان خیلی پشیمانم که توی این فضا بودم. بخصوص بخاطر نوزادی که دارم، نگرانم توی آیندش تاثیر بذاره، حس می‌کنم بودن تو این مجلس همه اعمال ماه رمضانم رو از بین برده.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر مجلس، مجلس لهو و لعب باشد و رعایت حلال و حرام الهی در آن نشود؛ از همه جهات برای انسان مضر است. مهم آن است که با استغفار و توبه آثار آن را کم کنید. موفق باشید

39818

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: تفاوت نفس و روح چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در ادبیات ما تفاوتی بین آن دو واژه نیست. ولی در اصطلاحات عرفانی، نفس مرحلۀ تدبیر بدن می‌باشد و وجه مجرد ما در توجه به بدن است و روح، مرتبۀ توجه به حقایق متعالی است. مفصل این بحث در مقدمۀ کتاب «منازل السائرین» جناب خواجه عبدالله انصاری که جناب عبدالرّزاق کاشانی شرح کرده‌اند؛ مطرح شده. موفق باشید 

39733

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر استاد عزیزم که سالیانی متمادی به توفیق الهی در حدّ بضاعت مزجاة خویش از مشکات سیمایش اقتباس نور کرده ام. استاد عزیزم سؤال بنده به صورت کوتاه و مختصر این است که بنده با توجّه به شغل خودم که فرهنگی می‌باشم اگر در کلاس بگویم که دانش آموزان برای شادی روح همهٔ اموات و شهدا از زمان حضرت آدم تا الآن و سلامتی همهٔ زندگان روی کرهٔ زمین صلواتی بفرستید آیا از نظر معارف توحیدی و مبانی دینی اشکالی دارد یا خیر؟ البتّه کسانی که عالماً و عامداّ مستحقّ لعن و نفرین الهی شده‌اند در نظرم از این جمع مستثنا هستند. با زبان الکن و گنهکارم دعاگویتان هستم و از وجود عزیزتون التماس دعا دارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار سخن ارزشمند و مفیدی است از آن جهت که انسان از آن طریق، جان خود را با همۀ روح‌های متعالی که در گذشتۀ تاریخی در صحنه بوده‌اند، مرتبط می‌نماید. موفق باشید

39692

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ادب: در فایل صوتی فرمودین ملاصدرا در جلد هفتم اسفار فرمود من خودم وحدت وجودی هستم نه تشکیک وجود. امکان داره تفاوت این دو رو بفرمایید؟ مگه وحدت وجود با تشکیک وجود تناقض داره؟ یعنی از نظر نگاه وحدت شخصیه، وجود مشکک نیست و هرچه از مشکک بودن وجود قبلا شنیده بودیم نادرسته؟ (دقیقه ۱۲ شرح مصباح الهدایه) یا منظورتون چیز دیگری است؟ ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یک بحث در جناب صدرا همان تشکیک وجود است به همان معنایی که وجود در ذات خود شدت و ضعف دارد. و یک بحث دیگر در سخنان ایشان مطرح است که بیشتر سعی دارند با عرفا همراهی کنند و تشکیک در ظهور را به میان می‌آورند. و این‌جا است که «وحدت وجودِ» مصطلح بیشتر مطرح است. وگرنه همان‌طور که متوجه شده‌اید در تشکیک وجود هم آنچه در صحنه است «وجود» است و عملاً همان معنای «وحدت وجود» پیش می‌آید. موفق باشید

39543

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیزم: در قرآن آمده است که هو الظاهر یعنی خداست ظاهر. و ظاهر یعنی کسی که ظهور کرده است. پس این ظهورات همه همان اسم ظاهر است. یعنی خدا مطلق ظهور است. یعنی من به هر ظهوری (مثلاً درخت، ماه، کوه و...) نگاه کنم دارم الله را به اسم ظاهر می‌بینم. اسم ظاهر همین درخت کوه انسان و... می‌باشد. منظورم از درخت، کوه و... ماهیت نیست. منظورم این کثرت در ظهور را هرچه که از درخت، کوه و... مشاهده می‌کنم ،الله است به اسم ظاهر. مطالب فوق را از شرح تفسیر سوره حمد امام خمینی (ره) فهمیدم. آیا درست فهمیدم؟ با تشکر از زحمات شما استاد عزیزم!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «دیده آن باشد که باشد شه‌شناس / تا شناسد شاه را در هر لباس» مهم توجه به نوری است که موجودی را ظاهر می‌کند و ما با هر چیزی با نور ظهور مواجه شویم و نه به آن چیز. در این مورد حضرت امام خمینی (ره) در جلسات آخر تفسیر سورۀ حمد متذکر این نکتۀ دقیق شده‌اند. موفق باشید

39481

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

ضمن عرض سلام و احترام: استاد من یک چیز رو متوجه نمیشم اونم اینه که وقتی مواجه میشیم با انواع و اقسام بلاها از گره هایی که هیچ وقت باز نمیشه و بیماری هایی که با دست هیچ طبیبی درمان نمیشه و احاطه دشمنانی که با زخم زبان شون تا مغز استخوان آدم رو میسوزونن چطور به خودمون بقبولونیم که مورد توجه و محبت خدا و اهل بیت علیهم السلام هستیم در حالی‌که کوچکترین تغییری در این امور که حاکی از بهبود اوضاع باشه رو نمی‌بینیم با توجه به امیدی که به خدا بستیم و نظری نکرد و توسل هایی که داشتیم و به ثمر ننشست! جواب این سوال بسیار مهمه واسم استدعا می‌کنم خدمت استاد که پاسخگو باشند. متشکرم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در «ایمان» است و اعتماد به خدایی که بعضاً «دوست دارد یار این آشفتگی» به همان معنایی که جناب مولوی می‌فرماید: «در اگر بر تو بِبَندد مَرو و صبر کُن آن جا / زِ پَسِ صَبرْ تو را او به سَرِ صَدْر نِشانَد. و اگر بر تو بِبَندد همه رَهْ‌ها و گُذَرها / رَهِ پنهان بِنَمایَد که کَس آن راه نَدانَد». پیشنهاد می‌شود نظری به بحث «برکات صبر و صبر امام حسین علیه‌السلام در کربلا» که شب گذشته مطرح شد؛ بیندازید. موفق باشید https://eitaa.com/matalebevijeh/18642

نمایش چاپی