بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
37660

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: ترس چیست؟ و برای مدیریت کردن این ترس چه باید کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن ترسی که مذموم است ترسی است که انسان در خیال خود اموری را که مهم نیستند، تصور کند و راه عبور از آن معرفت به توحید الهی می‌باشد از طریق معرفت نفس. در این مورد خوب است به بحث «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن رجوع فرمایید. موفق باشید

37618

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد عزیز سلام: عرض تسلیت و تبریک بابت شهادت بزرگ مرد جهادی، رییسی عزیز. با توجه به اینکه این نظام مورد عنایت خاص پروردگار و امام زمان هست، و بعد از سالها شهید رئیسی امیدهای زیادی نسبت به آینده انقلاب و رفع مشکلات در ذهن ها زنده کرده بود شهادت ایشان چه ابعاد و توجیهاتی می‌تواند داشته باشد که ما به این قلبمون بقبولانیم و مقداری درد فراق و دلشوره ما فروکش کند آیا شهادت ایشان برکاتی بالاتر از وجود ایشان داشت؟ آیا آینده عملکرد ایشان احتمال دچار شدن به سرنوشت مابقی رئسای جمهور داشت و خداوند با این شهادت بهترین سرانجام برای ایشان و نظام خواست؟ آیا خداوند شخص کاربردی تر برای نظام در نظر داشت که ضعف های این دولت را سریعتر و راحت تر رفع کند؟ (مانند کنترل تورمی که در سفره مردم زیاد حس نشد، یا قول مسکن ۱ ملیون در هر سال، یا بی سامانی بخش خودرو سازی و...) ممنون از شما، دعاگوئی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مربوط به ذات انقلاب است جهت حضور در آینده بشر، حضوری که متذکر توحید می‌باشد و عبور جهان از زشت‌ترین معنایی که انسان در خود دارد و خداوند مسلّماً آیت الله رئیسی‌ها را پرورانده است برای چنین منظوری. مهم درست‌دیدنِ چنین انسان‌هایی در جایگاه تاریخی‌شان می‌باشد. موفق باشید

37599

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد: طاعاتتون در یاد حق باشه. سوالی داشتم از خدمتتون و اون اینکه آیا رجعت دوبار اتفاق می‌افته، یعنی این نسل حضرت آدم که ۱۰ هزار ساله اومده با تمام اتفاقاتش، وقتی قیامت بشه، یه نسل دیگه از انسان ها روی زمین میان و این تا ابد ادامه داره؟ یکم ترسناک و مبهمه برای ذهن ما اگر امکانش هست توضیحی بدید. تشکر

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: خلقت، تعطیل‌بردار نیست. آری! انسان در مسیر ادامه خود و زمین در مسیر تبدیل به تجرد فوق زمین و زندگی مادی سیر می‌کند و پیرو آن، خلقت جدید و جهان دیگری نسبت به آنچه به تجرد لازم رسیده، پیش می‌آید. و در این رابطه خداوند می‌فرماید: «أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ» آیا منکران حقیقت نسبت به خلقت اولین، ما را ناتوان دیدند که نسبت به خلق جدید، منکر و غافلند؟  موفق باشید

37346

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام! آیا درست است که بگوییم که خدا همانند خمیر مجسمه سازی است که به شکل های گوناگون در آمده است. به طوری که آن شکل ها نه عین خمیر مجسمه سازی هستند و نه جدای از آن؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مثالی که می‌فرمایید مطلب را نمی‌رساند از آن جهت که در مورد خداوند بحث در حضور نوری و معنوی در همه مراحل مطرح است به طوری که ظاهرش، باطنش را نمی‌پوشاند. موفق باشید

 

37215

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد وقتتون بخیر: استاد من میخوام یه مقاله بنویسم راجع به «امکان دستیابی به تمدن نوین اسلامی از منظر فلسفه اسلامی» سوالئ که برام مطرح هست اینه که آیا اصلا میشه به تمدن نوین اسلامی رسید یا نه؟! علی الظاهر با توجه به متون دکتر داوری همچین چیزی خیلی دور و غیرقابل دسترسی هست، چون تجدد و سنت در مدرنیته در مقابل هم قرار می‌گیرند. لطف کنید به حقیر منبع معرفی کنید کجا میتونم برای این سوالم پاسخ پیدا کنم؟ و آیا شما تمدن نوین اسلامی رو قابل دسترسی و دستیابی می‌بینید؟ سپاسگزارم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً همان‌طور که جناب آقای دکتر داوری معتقدند ما به آینده‌ای نظر داریم که «جهان بین دو جهان» است و بدین لحاظ پیشنهاد می‌شود به عرایضی که در کتاب‌های «انقلاب اسلامی؛ طلوع جهانی بین دو جهان» و  «انقلاب اسلامی و چگونگی تحقق آينده دين‌داری ما» و «در راستای بنيان‌های حکمت حضور انقلاب اسلامی در «جهانی بين دو جهان» شده است رجوع شود و البته آن کتاب‌ها روی سایت می‌باشد. موفق باشید

36933

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

به جامعه و انسان ها که برخورد می‌کنیم، می‌بینیم که انسان ها، قوه واهمه شان مدیر است. آنها را وهم اداره می‌کند. به تبع جامعه را نیز وهم اداره می‌کند. می‌بینیم که این جامعه پر هیاهو را که سرشار از پیشرفت است، وهم دارد پیش می‌برد و چقدر هم پیشرفت دارد! نشان از چه می‌دهد این؟ نشان می‌دهد که قوای انسانی چقدر وسعت دارند! خب حالا این انسان بی نهایت طلب که به کم هم راضی نیست، چرا قوه عاقله را مدیر نکند؟ چرا میدان را بدست قوه عاقله ندهد؟ ما می‌بینیم که وهم چه ها کرده و می‌کند. خب این انسان بی نهایت طلب ببیند که اگر جامعه به دست عقلا بود چه عظمتی شکل می‌گرفت! چه کار ها انجام می‌شد! عقل قدرت بیشتری دارد‌ وسعت بیشتری دارد. خب انسانی که به کم راضی نمی‌شود چرا عقل را حاکم نکند که بهره اش بیشتر است؟ کارهایی که جامعه عاقل پیش می‌برد اصلا قابل مقایسه با اینها نیست. آنقدر عظیم است! آنقدر رفیع است! پس انسان منفعت طلب چرا آن را حاکم نکند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: و همان عقل، متذکر این امر مهم می‌گردد که تنها با حاضرشدن در راهی که شریعت الهی مقابل انسان می‌گذارد، می‌توان به عاقلانه‌ترین راه قدم گذارد و از توهّمات رهایی یافت. و در همین فضا جناب مولوی می‌فرمایند:
 «خلق اطفالند جُز مست خدا                       نیست بالغ جز رهیده از هوا
گفت دنیا لعب و لَهوست و شما                  کودکیت و راست فرماید خدا                       
از لَعِب بیرون نرفتی کودکی                        بی ذکاتِ روح کی باشد ذَکی  
موفق باشید
 

36145

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: اگر وجود فقط یکی است، پس چرا ما از این وجود واحد آثار گوناگون می‌بینم؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به اعتبار تجلی وجود بر ما و بر اساس تجلی به حکم ظرفیت ممکن‌الوجودها، جلوات او متفاوت است وگرنه در ذات احدی خود یکی است که دو ندارد. موفق باشید

40393
متن پرسش

سلام و عرض احترام خدمت استاد گرامی: از اینکه مصدع اوقات شریف میشم عذرخواهم استاد عزیز، دانشجوی پزشکی هستم و در شرف اتمام تحصیل و ورود به عرصه خدمت به مردم. احساسی که بهم دست میده اینه که در پایان ۷ سال تحصیل در این رشته و تحمل رنج ها و بی‌خوابی ها و مطالعه حجم انبوهی از مطالب درسی، و همین طور چشم بستن بر خیلی از تمایلات دنیوی (با اینکه راه دستیابی بهشون کاملا باز بود)، باز هم احساس پوچی می‌کنم و گویا شوقی برای خدمت عاشقانه به مردم در خودم نمی‌بینم. بله! گاهی شور و شوقی در من به وجود میاد که به سرعت خاموش میشه و شبیه به کسی شدم که انگار مخدری بهش می‌رسه و دردش رو فراموش می‌کنه و دو قدمی راه می‌ره اما باز هم از حرکت می‌ایسته. هر قدر که می‌خوام خودم رو مجاب کنم که این رشته ارزشش رو داره و من میتونم خادم مردم باشم و همین برای سعادت من کافیه، اما باز هم فضای بسیار مسمومی که متاسفانه در بین همکاران من و در دانشگاه وجود داره مانع رشد این انگیزه میشه. استاد عزیز! من این رشته رو انتخاب نکردم که با درس نخواندن به مردم خیانت کنم و خدایی ناکرده به هوس پول و شهرت برسم. اما آنقدر فضای اطراف ناامید کننده هست و من رو به سمت آسایش و رفاه طلبی سوق میده که گاهی اوقات با خودم میگم «مگر عقل خودم رو از دست دادم که زندگی آرام با همسرم رو رها کنم و به جای کسب پول و ثروت، خودم رو وقف مردم و رفع حوائج اونا کنم؟!» استاد عزیز! واقعیت اینه که امروز پزشک متعهد کسی هست که علی رغم تمام مشکلات موجود چشم بر درآمد بالا و رفاه و آسایش ببنده و در فضای دشواری که به هزار و یک دلیل به وجود آمده خدمت بی‌چشم داشت به مردم کنه. اما چه باید کرد و این درد رو باید کجا برد که منِ دانشجوی آرمانخواه دیروز، در این فضای مسموم در حال خفه شدن هستم و به بی‌آیندگی و روزمرگی‌ فکر می‌کنم که با ادامه دادن این روند در انتظار منه. چه باید کرد در این دنیایی که اگر به جای صحبت کردن از خدمت به مردم، از پول درآوردن حرف بزنی محبوب تر میشی و موانع از پیش روی تو برداشته میشه؟ اما اگر رفاه طلبی رو نفی کنی چنان از طرف دیگران متهم و محکوم میشی که بعد از چندی از کرده خود پشیمان میشی و میگی ای کاش از اول هم این مسیر رو انتخاب نمی‌کردم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری!  انسان جدید با ظرفیت گسترده و آخرالزمانی‌اش در گذرگاه حساسی قرار دارد. از یک طرف می‌داند جواب این ظرفیت را تنها با انتخاب‌های بسی متعالی می‌توان داد تا حقیقتاً جواب داده باشد که حداقل آن همان در خدمت مردم‌بودن است به همان شکل که می‌فرمایید و نیز باید با حضور در تاریخی که انسان ذیل ارادۀ الهی قرار می‌گیرد در میدان مبارزه با استکبار حاضر شد و این‌جا است که شور زندگی و امید در شخصی مانند شهید طهرانچی با آن توانایی‌های علمی هسته‌ای و یا شهید رشید با آن تفکر علمی و فلسفی ذیل حضور در تاریخ انقلاب اسلامی به ظهور می‌آید. و از طرف دیگر با غفلت از این نوع زندگی همچنان نیست‌انگاری و نیهیلیسم و روزمرّ‌گی است. و این تقدیر این زمانه است که باید یا در میدان آن انتخاب بزرگ خود را حاضر نمود و یا در دل هزاران توهّم به نام انتخاب‌های بزرگ دنیایی همچنان در تنهایی و پوچی، خود را گرفتار کرد. خدا را باید شکر کرد که ما را در این زمانه قرار داد که توفیق زمینۀ انتخاب‌های بزرگی همچون انتخاب‌های آن دانشمندان و آن سرداران را برایمان فراهم کرد به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب در پیام اخیر خود خطاب به ملت ایران به مناسبت چهلمین روز شهادت جمعی از هم‌میهنان، سرداران نظامی و دانشمندان هسته‌‌ای؛ تکلیف هر جریان و گروهی را معلوم نمودند. حال این ماییم و نسبتی که باید با این پیام برقرار کنیم تا ذیل نظر نایب الامام خود را معنا کرده باشیم. https://farsi.khamenei.ir/message-content?id=60746 . موفق باشید  

40036

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: مدتی پیش از طریق یکی از سخنرانان با شما آشنا شدم و چه سعادت بزرگی نصیب بنده شد.🌹 امیدوارم این پیام طولانی نشه و پیشاپیش از وقتی که می‌گذارید تشکر می‌کنم. دختر جوانی هستم. از نوجوانی درگیر اضطراب و افسردگی بودم و این به صورت ژنتیکی هم به من رسیده. جلسات زیادی مشاوره رفتم و داروی آرام‌بخش هم حدود دوسال مصرف کردم. افکار تکرار شونده و وسواسی دارم که تماما روی جسم ام اثر میگذاره. (این افکار به مسائل دینی وارد نشدند، مدام از اینکه حالم بد بشه وقتی بیرون از خونه هستم یا اینکه علائم ساده جسمانی را یک بیماری خطرناک تصور می‌کنم و..!) موهوماتی که بسیار با آنچه عقلم در مورد خدا، آخرت و.. باور دارد فاصله دارند اما این موهومات سیطره پیدا کردند و توانستند کنترل جسمم رو از دست من خارج کنند. با مصرف داروی روانپزشکی غیرشدید، جسمم آرام میشه اما افکار اینجا هم من رو رها نمی‌کنند! به تازگی کتب معرفت نفس شما را آغاز کردم و خودم رو در مقایسه با این مطالب ژرف سرزنش می‌کنم: کسی که از بیرون رفتن خودش واهمه داشته باشه، کسی که زندگیش با خوردن قرص کنترل بشه و... این آدم به درد امام زمان میخوره؟ این آدم چیزی ازش درنمیاد! ازتون تقاضا دارم دید صحیحی در مورد این موضوع به بنده بدید و راهکاری بدید که دلم با آنچه عقل بهش باور داره آرام بگیره.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه شده‌اید هر اندازه ما ذهن خود را مشغول معارف عمیق و عمیق‌تر کنیم «توهّمات» نمی‌توانند ما را مشغول خود کنند. در این رابطه پیشنهاد می‌شود پس از مطالعۀ کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست، به مباحث قرآنی که در سیر مطالعاتیِ سایت پیشنهاد شده است بپردازید. موفق باشید 

40011

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: خدا به شما خیر دهد استاد، مختصر بگویم. من در پی از بین بردن ترس‌هایم از هر چیز غیر از خدا هستم، روی درک توحید و بندگی و دوست نداشتن دنیا و نفس دارم کار می‌کنم. حال از شما در مورد تمرین عملی و یا ذکر یا مدل ذهنی و یا هر چیزی که کار من را به نتیجه برساند راهنمایی می‌خواهم و این فکر عجیب که گاهی به ذهنم می‌رسد که اگر الان به ترسم توجه نکنم عواقب دارد و مثلاً آسیب می‌بینم، گویی از هزینه دادن در راه خدا در عمق وجودم دوری می‌کنم و این با عشق و ایمان همخوانی ندارد، راه سریعتر از برون رفت از این جغرافیای ذهنی به نظر شما چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نکتۀ مهم آیت الله حسن‌زاده «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» فکر کنید که فرموده‌اند: «برای آن‌که خیالاتم مرا مشغول نکند، برنامه ریختم تا با معارف عالیه، خیالات را مشغول آن نمایم» در این مورد پیشنهاد می‌شود کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست را مطالعه فرمایید. موفق باشید  

39741
متن پرسش

سلام و نور و رحمت خدمت استاد: استاد عمر ما از جوانی رو به گذر است و من نگران از هدر رفتن این همه فرصت. چگونه خود حقیقی ام را دریابم و از خود خواهی هایم رها شوم؟ استاد دعا بفرمایید ما هم لایق قدم برداشتن برای امام زمان باشیم. 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال آنچه همواره می‌تواند در زندگی ما راهنمای ما باشد، قرآن است و تدبّر در آن. اخیراً رفقا در «سرای هنر و اندیشه» ورود خوبی به سوی سوره «فتح» داشته‌اند. پیشنهاد می‌شود آن جلسات را دنبال بفرمایید. موفق باشیدhttps://eitaa.com/soha_sima/4777

39655

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: از خدمت یکی از اساتید فلسفه نسبت به اینکه، با دیدگاه اصالت وجود آیا می توان زندگی کرد؟ پرسیدم. ایشان گفت: اینکه بر مبنای اصالت وجود زندگی کنیم کارما نیست و در توان ما نیست. این فقط کار ائمه اطهار علیهم السلام است. می‌خواستم بدونم آیا درست گفته است؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نامۀ حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» به آقای گورباچف فکر کنید که با ایشان، معارف مطرح شده توسط جناب ابن عربی و جناب ملاصدرا را مطرح کردند. صدرایی که مبنای فلسفه‌اش، «اصالت وجود» است. موفق باشید

39520

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علکیم: استاد یک صوتی مرحوم مصباح در رابطه با معرفت به امام می‌فرمایند که یک بخشی از معرفت از همین کتب و علماست. یک بخش اصلی معرفت اعطا کردنی از طرف خود امام است. این معرفت چه اهمیتی داره و چطور میشه قابلیت پیدا کرد برای معرفت امام که اعطا کنند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که انسان در مسیر شریعت و معرفت توحیدی قرار گرفت و جلو رفت، نسبتی با انسان‌های کامل در خود می‌یابد که آن زمینه‌ای خواهد شد تا از برکات شخصیت آن عزیزان بهره‌مند شود. این‌جا است که نقش زیارت بهتر روشن می‌شود. موفق باشید

39484

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: ازمحضرتان سوالی داشتم ما یه نماز شرعی داریم که انجام دادن صحیح ارکان نماز رو بهش میگن. یه نماز اخلاقی داریم به علاوه اینکه ارکان نماز رو رعایت می‌کنیم کنارش ادعیه و مستحبات رو انجام میدیم. حالا اینکه ما به معنای نماز توجه کنیم؛ توجه به خدا نیست. سوالم اینه ما چطور در نماز فقط متوجه خدا باشیم که به حقیقت خدا پی ببریم؟ قبلا فقط از سر تکلیف نماز رو بجا می آوردم ولی بعدا کم کم متوجه شدم این نماز خواندن صحیح نیست و لذتی نمی‌برم بعدا به معانی نماز توجه می‌کردم ولی جدیدا با این متن بالا مواجه شدم نظر شما چیست؟ چطور در نمازمی‌شود فقط متوجه حضور خدا شد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! قصه، قصۀ انس با حضرت محبوب است به همان معنایی که جناب مولوی می‌فرمایند: «مرا غرض ز نماز آن بود که پنهانى / حدیث درد فراق تو با تو بگذارم» حال با این رویکرد وقتی در نماز ورود کنیم، هرچند در میانۀ راه خطوراتی سراغمان می‌آید ولی هرچه جلو و جلوتر رویم و بر آن رویکرد اولیه پایدار بمانیم، حضور، بیشتر و بیشتر می‌شود. و در همین رابطه حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» کتاب شریف «آداب الصلوات» را به نگارش آورد. https://lobolmizan.ir/sound/1180?mark=%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B2 موفق باشید

39469
متن پرسش

سلام استاد: مسئله ای داشتم که نمی‌دانم شما چقدر با آن مواجه هستید. آن هم این است که نگاه ما به زمانه کنونی و پیش رو چگونه است؟ قبلا هم خدمتتان عرض کرده ام که مدرسه ما از گاو داری هم کم تر است، فرض کنید که شما اگر از گاوی یا حیوانی حرکتی را دیدید یا صدایی را شنیدید مجبور به تحمل آن نیستید و می‌توانید آن محل را ترک کنید اما اینجا یعنی مدرسه ما به عِزای دیپلم و مدرک و هزار کوفت و زهرمار دیگر. مجبور به تحمل زجری هستیم که من حاضر هستم خود کشی کنم اما همین فردا را سر کلاس نروم. خب بالاخره بسیار واضح است که در این دنیا یا باید مُرد یا باید علی «ع» بود. همان علی که در نامه اش به امام حسن می فرماید: «از پدرى فانى، اعتراف دارنده به گذشت زمان، زندگى را پشت سر نهاده - كه در سپرى شدن دنيا چاره اى ندارد- مسكن گزيده در جايگاه گذشتگان، و كوچ كننده فردا، به فرزندى نیازمند چيزى كه به دست نمى آيد، رونده راهى كه به نيستى ختم مى شود، در دنيا هدف بيمارى ها، در گرو روزگار، و در تيررس مصائب، گرفتار دنيا، سودا كننده دنياى فريب كار، وام دار نابودى ها، اسير مرگ، هم سوگند رنجها، هم نشين اندوه ها، آماج بلاها، به خاك در افتاده خواهش ها، و جانشين گذشتگان است.» و حقیقتا همین است و اگر همین نباشد پس چه باشد؟ پس همین است که علی (ع) به ما گفته است. با هم برای کمک کردن برای حفظ شور انقلابی، طلب نابودی استکبار و اسرائیل است، به معنای واقعی کلمه این شیطان بزرگ را باید دست و پایش را از زندگی و مملکتمان قطع کنیم. غیر از این باشد شاهد همین وضع آموزش و پرورش هستیم، شاهد همین وضع اقتصاد هستیم، شاهد همین هستیم که کشورمان بیشتر از قبل وابسته به خارج از کشور می‌شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در پیام مربوط به ۱۲ بهمن که ورود به دهۀ فجر هست در دلِ ماه شعبان، عرض شد « باید مواظب باشیم سخن حضرت روح الله زمین نماند، تا دشمنان انسانیت  نتوانند با انواع تحریف‌ها کاری بکنند که سخن آن مرد بزرگ شنیده نشود وگرنه  گرفتار روزمرگی و ملالِ زمان خواهیم شد.» و برای چنین حضوری مهم نیست که کجا باشیم، چه در باریکۀ غزّه این «پهناورترین باریکۀ دنیا» و چه در مدرسه یعنی در جایی که محل «جمع ایمان و عقل» است. و همیشه هرکس که بخواهد در تاریخ خود حاضر باشد باید از سنگلاخ‌های موجود در مسیر عبور کند و تحمل این شرایط برای انسان، بزرگیِ خاصی می‌آورد از آن جهت که به گفتۀ عارف ذوالفنون حضرت آیت الله حسن‌زاده: اگر دست در کار است - و باید با همین درس و مدرسه به‌‌سر برد- دل باید با یار باشد و به اهداف دور و نهایی و چشم‌اندازهای امیدوارانه که ایمانِ مقام معظم رهبری بدان اشاره دارد؛ چشم دوخت. این است معنای حضور در تاریخی که در آن به‌سر می‌بریم. موفق باشید                

39454

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد عزیزم: انسان اگر ادراکی غیر از علم حصولی که نسبت به خدا داشته باشد چه صورتی دارد؟ اگر ما قبول کنیم که ادراک دیگری از خدا داریم و آن دل و قلب است. هرچه باشد بازهم این ادراک، ادراک خدا نیست. پس ادراکی که در پیمان الست و احادیث دیگر آمده چیست؟ تنها می‌ماند حرف عرفان که می‌گوید آن نوری را که دل درک می‌کند اسم است نه ذات. بر این مبنا اگر جلو برویم، ادراک اسم الله توسط دل ممکن می‌شود. پس آنچه که دل می‌بیند تجلی خداست به نام اسم الله و انسان با ریاضت شرعی سبب می‌شود که موانع کنار برود و انسان با دلش نور الله را ببیند. استاد عزیزم آیا تا اینجا درست اندیشیدم! با سپاس!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نکتۀ خوبی است. به حضوری که انسان‌ها «فطرهم علی التوحید» هستند فکر کنید. موفق باشید

39190

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد گرامیم! می خواستم بدانم که رضوان من الله اکبر در آیه «وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ۚ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ»، منظور قرآن چیست؟ با تشکر از پاسخ‌گویی استاد بزرگوارم!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زیباترین حضور در بهشت، آن نیست که انسان از نعمت‌های آن بهره‌مند می‌شود؛ مهم آن است که شرایط تا آنجا  عزیزالقدر است که انسان احساس می‌کند میزبان او در بهشت از بنده‌اش رضایت دارد و رضوان الهی انسان را به احساسی می‌رساند هزاربرابر بیشتر از نعمت‌های بهشتی. آری! اگر بهشت زیباست، بهشت‌آفرین زیباتر است و رضایت او مهم است که جان را زنده و زنده‌تر نگه می‌دارد. موفق باشید

39148

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد محترم: من می‌خواستم بدانم چه چیز امام خمینی را امام خمینی کرد؟ و ما برای رسیدن به ایشان باید چه ویژگی را در خود بوجود بیاوریم؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر جزوه «انقلاب اسلامی و فهم امام خمینی از انسان و جهان مدرن» با حوصله و دقت خوانده شود، ان شاءالله می‌تواند جوابگوی این سؤال مهم جنابعالی باشد. https://lobolmizan.ir/leaflet/1005?mark=%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86 موفق باشید

39132

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد: بنده منازل السائرین و فصوص را دارم به اتمام می‌رسانم. کتابی که تلخیص منازل السائرین باشد سراغ دارید بدین نحو که در هر مقام فقط به درجه همان مقام بپردازد و درجات بالاتر را نداشته باشد تا جنبه آموزشی پیدا کند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید باشد. فعلاً بنده چیزی به یاد ندارم. موفق باشید

39128

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: فرمودید: «خداوند ابتدا با رحمت واسعه خود به میدان می‌آید و رحمت او همه را در بر می‌گیرد ولی در مورد انسان و با توجه به اختیاری که دارد اگر نسبت به آن رحمت، گشوده نباشد و آن را که انبیاء با شریعت الهی به میان می‌آورند؛ انکار کند عملاً از رحمت الهی محروم می‌گردد.» رحمت الهی رو دو نوع رحمت فهمیدم، یکی رحمانیت یکی رحیمیت. رحمانیت برای مومن و کافر در آخرت هست. کافر رحمانیت الهی را در اسم غضب و جهنم می یابد و مومن رحمانیت الهی را در قالب اسم رحیم و بهشت. اگر اسم رحمان همه اسماء را در برگرفته باشد نمی‌شود جایی باشد که رحمانیت خدا نباشد حتی جهنم. وسعت کل شی ء همان رحمانیت است. این برداشت به نظرتون درست نیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته خوبی است. ولی شروعِ اولیه نسبت خداوند با مخلوقات به اسم رحمان پیش می‌آید مگر آن‌که مخلوق، کاری کند که حضرت رحمان، رحمتش را دریغ نماید و جهنم، شرایطِ قبض اسم رحمان حضرت حق است. موفق باشید 

39038

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام و ادب: به لطف خدا جلسه ای داریم هفتگی که مباحث معرفتی برای نوجوانان مطرح میشه و حدود ۱۴ نفر از نوجوانان دختر و پسر شرکت می‌کنند. فضایی که داریم دخترها در یک سمت اتاق و پسرها در سمت دیگر می نشینند. آیا مشکلی نداره یا باید حتما پرده زده بشه بین آنها؟ تشکر از وقتی که می گذارید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در زمان حضرت امام خمینی در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان کلاس‌ها طوری بود که خانم‌ها یک طرف کلاس بودند و آقایان طرف دیگر. و خانم‌ها از در ورودی پایین وارد می‌شدند و در محل خود قرار می‌گرفتند و آقایان از در ورودی بالا. و هیچ اختلاطی در ورود و خروج آنها نسبت به کلاس پیش نمی‌آمد. با این حال مسئولان دانشگاه دستور داده بودند که پرده‌ای بین خانم‌ها و آقایان کشیده شود تا همدیگر را نبینند و تنها هر دو گروه استاد را ببینند. خبر به حضرت امام رسیده بود فرموده بودند سریعاً پرده را بردارند و حتی وقتی مسئولان مربوطه درخواست کرده بودند که اجازه داده شود به مرور این کار انجام شود؛ حضرت امام فرموده بودند سریعاً برداشته شود و نباید اسلام را زشت نشان داد. می‌ماند که به هر حال باید فضا طوری مدیریت شود که حالت اختلاط نامحرم پیش نیاید و از این جهت می‌توان به حالت جلو نشستن برادران نیز فکر کرد. اگر احساس می‌شود نوعی نزدیکی غیر عرفی در آن فضا پیش می‌آید. موفق باشید

38976

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: ۱. اگر اینگونه نیت کردیم درست است؟ که ثواب اعمال نیک خود را به امامان و بعد ثواب بدست آمده را به همه ی اموات هدیه کنیم. و بخواهیم این دور تا ابد ادامه داشته باشه؟ یعنی طوری نیت کنم که در دور آخر منه نیت کننده، ثواب نصف میخام و اون نصف ثواب دیگرِ من باز برگرده به همه تو همین دور؟ و الی ابد این گردش ادامه داشته باشه؟ آیا این نیت درست است یا اساسا بعد از مرگ حرف ثواب رسیدن و عبادت و اینها کلا تمام است و وقت نعمت یا عذاب هر فردیست؟ ۲. آیا من میتونم به نیابت از شوهرم که اکنون زنده است ختم مثلا صلوات بگیرم؟ برای کفاره که اگرتا کنون اذیتش کرده ام؟یا نمازهای مستحبی هدیه کنم بهش؟ یا چون اون زنده است نمیشه؟ آخه اهل نماز نیستن. البته خمس و.. عقیده دارند. کاهل نماز. آیا اصلا بهشون میرسه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این امور، ورودی ندارم و نداشته‌ام. اگر مباحث معرفتی مدّ نظر رفقا باشد و بتوانم جواب دهم، در خدمت هستم. موفق باشید

38874

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد عزیزم: طبق آنچه شما در تفسیر سوره واقعه درباره کمالات حضرت حق به جامعیت به حور العین تجلی می‌کند. می خواستم بدانم که در پیمان الست «الست بربکم...» هم، آیا خداوند به جامعیت اسما الهی بصورت حور العین تجلی کرده است؟ سوال دوم: اگر جواب سوال بالا منفی است، آیا در قضیه «الست بربکم...» آیا اصلا پروردگار صورت داشته است؟ با تشکر از وقتی که صرف پاسخگویی می‌نمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در عهد الست بحث در ظهور ربوبیت خداوند است و نه در جزایی که به مقربین می‌دهند. ۲. صورت جسمانی برای خدا معنا ندارد بلکه نظر به انوار الهی در میان است در صحنه‌ها و مظاهر. مانند آنکه عزیزان ما دیدند که چگونه خداوند خرمشهر را آزاد کرد. موفق باشید

38869

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: چرا اکثر تشیع از ایران است اینگونه نیست که شیعه مذهبی قومی باشد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به قول پروفسور کربن، هوشیاریِ خِرد خسروانی موجب شد تا عمیق‌ترین وجه اسلام را، ایرانیان درک کنند. موفق باشید

38766

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خسته نباشید: می‌خواستم نظر خودتون رو درباره دانشگاه امام صادق بدونم آیا واقعا در اون دانشگاه میشه علم واقعی رو پیدا کرد یا صرفا یک انتزاعیاتی رو غالب می‌کنند و کارامد نیست و ... کلا شناخت شما نسبت به این دانشگاه چیه آیا اون ادعایی که خودش میکنه هست؟ و...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله اساتید دلسوز و خوبی در آن دانشگاه مشغول فعالیت می‌باشند که می توانید ماورای دروس رسمی که بالاخره هرکدام جایگاه خود را دارند، از آن اساتید بهره‌مند شوید. موفق باشید

نمایش چاپی