بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
40545

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و نور و رحمت الهی تقدیم به شما پدر مهربانم و استاد بزرگوار و دلسوزم. ابتدا از اینکه سوالات قبلیم رو پاسخ فرمودید کمال سپاسگزاری رو دارم. استاد اگر خاطر مبارکتون باشه بنده از شما درباره اینکه استاد امین سوی نامه در یکی از دروس شون مطلبی رو درباره سیاه دیدن خطوط قرآن دلیل بر سیاه بودن وجود افراد می‌باشد فرموده بودند و به ملاصدرا و این سینا استناد داده بودند، بنده از شما درباره میزان صحت این مطلب پرسیدم و شما فرمودید که اگر عین مطلب و جملات ملاصدرا با ذکر منبعش باشه بهتر میشه منظور این کلام رو متوجه شد. بنده از استاد سپیدنامه پرسیدم و حدود دو ماه طول کشید تا پاسخ سؤال بنده رو بعلت زیادی پرسش هایی که باید ایشون جواب بدهند، پاسخ بدهند. و اما پاسخ ایشون : 4⃣6⃣8⃣#سوال_شماره_۸۶۴ 🔖موضوع: ادراک حقیقت قرآن و دیدگاه جناب ملاصدرا ✍🏻سوال و پاسخ داده شده: ❓سلام و عرض ادب و احترام و ارادت جناب استاد سپیدنامه در کلیپی فرمودند که قرآن شاخص انسانیت است. ملاصدرا و ابن سینا فرمودند انسان اگر باطنش سیاه باشه خطوط قران رو سیاه میبینه. اگر باطنش انسان باشه خطوط قرآن رو سبز نورانی می‌بینه. من این رو قبول دارم که ارتباط با قرآن خیلی معجزات داره، اما این سوال برام پیش اومده من که خطوط قرآن رو سیاه می‌بینم چیکار کنم؟ خیلی فکرم رو مشغول کرده. اگر ممکنه لطفا عین جملات ابن سینا و ملاصدرا رو بفرمایید و منبعش رو بفرمایید. 🖋سلام علیکم و رحمة الله مطلبی که بیان می‌کنیم حتماً مستند است ولی گاهی از اوقات در درس‌ها مطالبی گفته می‌شود که طبق تحقیقات فراوان بوده و چه بسا سند آن مطلب در اختیار نباشد وقتی شما سند را طلب می‌کنید ناچار می‌شویم جستجو کنیم و وقت بسیاری بگذاریم. برای این مسئله که شما فرمودید ملاصدرا در فاتحه چهارم، مفتاح اول، کتاب مفاتیح الغیب به این مطلب اشاره کرده است. ایشان می‌فرماید: «فنحن بسواد هذا العین لا نشاهد إلّا سواد القرآن» ما با سیاهی این چشم جز سیاهی قرآن چیز دیگری را ادراک نمی‌کنیم «فاذا خرجنا من هذا الوجود المجازی والقریة الظالم أهلها» اگر از این وجود مجازی (عالم طبیعت) و دهکده‌ای که اهل او ظالم است (مقصود دنیاست) خارج شویم... «مهاجراً الی الله و رسوله و ادرکنا الموت» و به مرگ (اختیاری) دست پیدا کنیم... «عن هذه نشأت صوریة الحسیه والخیالیة و الوهمیة و العقلیه... ثم خرجنا من المحو الی الاثبات، اثباتاً ابدیاً من الموت الی الحیاة، الحیاة ثانویة ابدیة... فما رأینا بعد ذلک من القرآن سواداً اصلاً» اگر ما به این مقامات دست پیدا کنیم، هیچگاه از قرآن سیاهی را ادراک نمی‌کنیم «إلّا البیاض الصِّرف و نور المحض» جز یک سفیدی و نور محض «و تحقیقاً لقوله... الی آخر» برخی از اهل معرفت فرمودند که ما خطوط قرآن را با رنگ سبز روشن می‌بینیم. سفید و سبز روشن دلالت بر خروج از عالم طبیعت می‌کنند کسانی که خطوط را سیاه می‌بینند در عالم سیاهی هستند، این قطعی است که از ملاصدرا و برخی از اهل معرفت بیان شده است، موفق باشید. #قرآن #سیر_وسلوک #معرفت #ادراک_باطنی 📬 لینک کانال نظرات و سوالات موسسه صدرا 🔖 https://eitaa.com/sadr256

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چنانچه با دقت به سخنان دقیق جناب صدرالمتألهین توجه شود، بحث در اشاراتی است که روح انسان نسبت به آیات می‌یابد و نه این‌که گمان شود در موطنِ حس، بعضی آیات را سیاه می‌بینند و بعضی سبز!!!!! غافل از آن‌که سیاه‌دیدنِ آیات که مدّ نظر جناب صدرالمتألهین است به آن معنا است که فقط در ظاهر عبارات متوقف شویم. موفق باشید

40205

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و نور: در مقابل افرادی که وحیانی بودن قرآن رو رد می‌کنن و ساخته ی بشر میدونن، چطور باید پاسخ داد. چطور ادله ای باید براشون آورد، خصوصا کسی که اهل عناد نیست و حقیقتا دنبال بیّنه هست. خود من هیچ دلیلی ندارم جز اینکه قلبم شهادت میده.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به متنی که تحت عنوان «نقد تئوری آقای دکتر سروش در موضوع جایگاه الفاظ قرآن» https://lobolmizan.ir/special-post/119?mark=%D8%B3%D8%B1%D9%88%D8%B4 و به متنی که تحت عنوان «قرآن؛ قرائت نبی از جهان، یا نزولی از طرف پروردگار؟ در سخنان آقای محمد شبستری» https://lobolmizan.ir/leaflet/102?mark=%D8%B4%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C هست رجوع شود. موفق باشید

39984

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و نور استاد عزیز: خیلی تشکر از مطالب خوبتون. بنده از اتباع افغانستان هستم که خدمتتان مزاحم میشم. بنده و چند نفر دیگر به شدت دنبال معارف بودیم که الحمدلله با کانالهای شما آشنا شدیم. در ایران متاسفانه اکثرا با چشم یک زباله با ما برخورد می‌شود! حتی برخی از مذهبی ها هم در قم همینطور با ما برخورد می‌کنند. نمی‌دانیم چه کنیم! الان که معارف شما را پیدا کردیم حس می‌کنیم جان ما دنبال چنین معارفی بود از جنس وحدت روح و جسم همه انسانها. ولی چه کنیم که در کشور ما اصلا اجازه نشر معارف عمیق وجود ندارد! ما هم با هزار بدبختی چون در ایران بودیم توانستیم با شما آشنا شویم. ولی نمی‌دانیم از کجا باید شروع کنیم؟ و اینکه چه کنیم با مردم عزیز ایران که چنین رفتارهای نژاد پرستانه ای با ما دارند! من در مطالب شما احساس کردم که شما فقط به روح ما نگاه می‌کنید نه جسم ما که از کجاست، به خاطرهمین به شما استاد عزیز پیام فرستادیم. شما کمی از این مساله برایم بفرمایید تا روشن شود برایم که باید چه کنم در این زمانه عجیب که ترامپ را از خود می‌داند ولی مسلمان شیعه افغانی را دشمن خود! مگر فاطمیون چه بدی به مردم کرده اند که هم باید از جانب افغانهای افراطی فحش بخورند و هم از جانب برخی ایرانی های تفریطی. چه باید کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود جنابعالی می‌دانید که از نظر اسلام همچنان که قرآن می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ» و این یعنی آنچه مهم است انسانیت انسان‌ها می‌باشد و همین‌که با متانت و حوصله و صبر جلو و جلوتر روید، در آینده‌ای حاضر خواهید شد که انسان‌ها با انسانیت انسان‌ها روبه‌رو می‌شوند. مگر پیر هرات ما حضرت خواجه عبدالله انصاری را ما می‌توانیم به جهت آن‌که اهل هرات بوده‌اند، از خود ندانیم؟ موفق باشید

39762

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض احترام و تسلیت شهادت امام جانم امام علی (ع). ببخشید مزاحم میشم، من مصباح الهدایه رو گوش دادم یعنی متوجه حقیقت نورانی اهل بیت هستم، می‌خواستم بدونم غیبت کبری امام زمان دقیقا چیه؟ درباره زمانی که ایشون ظهور کنن قبلا خوندم. می‌خواستم از خود امام زمان و نحوه ی حضور ایشون در زمان قیامت کبری (نه درباره زمان ظهور) بدونم چه کتابی از خودتون پیشنهاد می فرمایید؟ خیلی ممنون.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید با تأمّل بر کتاب «بصیرت و انتظار فرج»، میدان اندیشیدن به موضوعی که می‌فرمایید را ان شاءالله بگشاید. موفق باشید  https://lobolmizan.ir/book/244?mark=%D8%A8%D8%B5%DB%8C%D8%B1%D8%AA

39691

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: من وقتی در مورد تشییع جنازه سید حسن نصرالله فکر می کنم حس درونی من اضطراب است. نمی‌دانم آیا این درست است یا خیر که این را جزء سلوک و دریافتی های آن به حساب آورم یا یک مسئله ی ساده است و من اشتباها بزرگش کرده ام. با تشکر فراوان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست همان‌طور که عرض شد آن تشییع، حکایت حضوری است که هرکس می‌تواند برای درک تاریخی که در پیش است؛ در خود مدّ نظر قرار دهد و در همین رابطه عرض شد «آیینۀ تشییع». موفق باشید

39681

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و خدا قوت: طاعات و عباداتتون قبول درگاه حق. استاد گرامی در ده نکته معرفت نفس، رسیدیم به مبحث مرگ. در روایات در مورد اجل مسمی و اجل معلق چیزی بیان شده که کدومش بیشتره؟ در ذهنم این هست که درصد خیلی زیادی از افراد با اجل معلق از دنیا میرن درسته یا نه؟ متشکرم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً همین‌طور است. به نظر می‌آید در کتاب «خویشتن پنهان» این مطلب بیشتر روشن شده باشد. موفق باشید

39613

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و وقت بخیر: بنده برای ادامه زندگیم انگیزه خیلی کمی دارم و تا اینجا خطاهای زیاد کردم دوست دارم بتونم اصلاح کنم اما توان زیادی هم ندارم. در حق دیگران خطاهایی داشتم در حق خودم و خدا نماز و روزه قضای زیادی دارم، دروغ‌های زیادی گفتم، خطاهای زیادی کردم، نمیدونم چطور اصلاح کنم و چطور شروع کنم. من قبلا نهج البلاغه و قران میخوندم، نماز شب میخوندم و در مسیرم اتفاقاتی برام افتاد و تصمیم های اشتباه و وارد شدنم به بحث‌هایی که توانش رو نداشتم شک هایم رو زیاد کرد و از فضای معنویم فاصله گرفتم و به زندگی غیرمومنین کنجکاو شدم و دور شدم از زندگی مومنانه‌ای که داشتم و برای خودم نیازهای غیرضروری ایجاد کردم و در این زمان بسیار درد پوچی کشیدم الان حس می‌کنم آمادگی این رو دارم که باز برگردم و توبه کنم. اما به راهنمایی نیاز دارم. لطفا راهنماییم کنید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در این موارد از همان جایی که ایستاده است، شروع می‌کند با نزدیک‌شدن به معارفی که حقایق را مقابلش می‌گشاید. پیشنهاد ما ورود به سیر مطالعاتی سایت می‌باشد که «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خود راه بگویدت که چون باید رفت». موفق باشیدhttps://lobolmizan.ir/page/seyr

39601
متن پرسش

 سلام وقت بخیر: روز جمعه که بمباران شدید ضایحه، احتمال شهادت سید حسن را سر زبانها انداخت برخی اخبار افراد موثق باعث دلگرمی بود که با اطمینان می‌گفتند برای سید حسن اتفاقی نیفتاده و ایشان قبل بمباران از محل خارج شده بودند. روز شنبه بعد از ظهر خبر شهادت تایید شد که خیلی برای من نگران کننده بود چون دائم در ذهنم این تخیل را مرور می‌کردم که قرار هست یک روزی سید حسن را ببینم و حتما از اخبار برخی فعالیت‌های من ایشان خوشحال خواهند شد. از آنجا که هر چیزی در تخیلم مدام در رفت و آمد بوده تقریبا به نوعی به وقوع می‌پیوست، برای خودم جای شک و تردید زیادی بود که نکند سید حسن شهید نشده باشند. بعد از ظهر روز شنبه با همین شک به یکی از کارشناسان کانال دار در ایتا پیام دادم که اخبار موثق کانال تان چیز دیگری می‌گفت در حالی که الان در کانال تان خبر شهادت سید را کار کردید. پیام ایشان این بود که خودم هم تازه فهمیدم. من از هول اینکه این تخیلاتی که داشتم چه می شود به صورت خودم سیلی زدم و نمی دانستم با این خبر باید چه کنم. با دوستم صحبت کردم که گلستان شهدا همدیگر را ببینیم. کمی قدم زدیم و بالای سر شهید خرازی ریز ریز گریه می‌کردم و به آسمان و ابرهای پاره پاره‌ی آن نگاه می‌کردم که وسط تابستان باریدن گرفته بود. قدم زنان به سمت مزار یکی از شهدای اخیر هوافضای سپاه رسیدیم. شهیدی که من مدام فکر می‌کردم که ایشان زنده است و این مزار دروغ است. صندلی رو به روی این مزار نشستیم و من این فکرهایی که داشتم را با دوستم در میان گذاشتم که سید حسن احتمالا زنده باشند و شاید این یک فریب رسانه‌ی باشد. دوستم شروع به صحبت کرد که آقا پیام تسلیت دادند و یادت می‌آید آقا چی گفتند؟ خواستم بگویم آقا دعوت به صبر و استقامت دادند که یک بغضی که نمی‌دانم از کی در گلویم گیر کرده بود ترک برداشت و با فریاد بلندی که خودم را هم متعجب کرده بودم شروع به گریه کردم و اشک دیگر بند نمی‌آمد. تقریبا دو سه روزی در حال گریه پراکنده گذشت. ولی هنوز ته دلم می‌خواستم باور نکنم که سید حسن را دیگر هیچ وقت نمی‌بینم و می‌گفتم شاید خیلی زود ورق برگردد. در همان ایام مدام کانال های ایتا را زیر و رو می‌کردم و اخبار را رصد می‌کردم و دیگر خبری نبود که نخوانده باشم. یک بار که داشتم کانالهای ایتا رو پایین و بالا می‌کردم در کانال یکی از فعالین جبهه مقاومت دیدم که این پیام قرار گرفته که: «سید حسن زنده هستند» و با تاکید و اطمینان این خبر را ارسال کرده بودند. سریع دست به کار شدم این پیام را برای یکی از دوستانم بفرستم و بگویم که این هم شاهدی برای ادعای من که سید شهید نشده، ولی تصمیم گرفتم اول اخبار بعدی این کانال را هم ببینم که هر چه خبرها را پایین می‌آمدم متوجه شدم این خبر مربوط به همان روز جمعه و شبهه شهادت بوده و روز شنبه که خبر قطعی شده بود کانال هم شهادت را تایید کرده بود. منتها نمی‌دانم چرا این کانال که من اخبارش را قبلا مرور کرده بودم باز دوباره خبرهای قبلی را برای من نمایش داده بود در حالی که من همه‌ی خبرهای گذشته مربوط به روز جمعه و شنبه را در تمام کانال ها خوانده بودم. ولی به هر حال تکان عجیبی به من داد و یک لحظه با تمام وجودم امیدوار شدم و خیلی سریع هم ناامید. قبول دارم که شهدا زنده هستند اما من نوع دیگری از زنده بودن را برای سید حسن می‌خواستم و برای همین خیلی دلم می‌سوخت. بیشتر از همه دلم بابت مظلومیت سید می‌سوخت و اینکه خودم فکر می‌کردم این برنامه حامل خبرهای خیلی شیرینی هست و از این ناراحت بودم که این خبرهای خوش به سید نرسیده در حالی شهید می‌شوند که آن اتفاقات خوب هنوز رخ هم نشان نداده. نگران این بودم که چه اطلاعی از این برنامه به ایشان داده شده و دوست داشتم همه‌ی آنچه من می‌دانستم را ایشان هم می‌دانستند. به هر حال بعد از شهادت ایشان قفل زبان برخی افراد و گره‌ی کور بعضی رخدادها باز شد و من به نوع دیگری زنده بودن سید را تجربه کردم. بله حقیقتا همین است و این رخدادها اثر حیات سید حسن و سردار سلیمانی بود و به خوبی احساس می‌کردم که آنها و برخی دیگر از شهدا به شدت در چنین برنامه‌هایی که متصل به انقلاب اسلامی هستند حیات فعال دارند و بودن خود را در این برنامه‌ها به شکل نادیدنی ولی محسوس توسعه می‌دهند. الان خوشحالم که ابعاد زیادی از این برنامه روشن شده و خوشحالترم که آقا این اخبار را شنیدند و حسرت می‌خورم که نتوانستم در دوران زندگی سید ایشان را خوشحال کنم ولی به هر حال تقدیر الهی این بود و بنا بود یک حیات دیگر هم جلوی چشم همه‌ی ما قرار بگیرد. مطمئن هستم که سید حسن تمام نشده و ادامه دارد. خیلی راضی و واقعا قدردان هستم که این برنامه هم محل حضور ایشان است و اگر آن طوری که آرزو داشتم نشد این شکل هم چون مطابق تقدیر الهی هست خوب است. 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند چه اندازه زیبا به ما نشان داد به قول شما که شهیدانی مانند سید حسن نصرالله با شهادت خود، بودنِ خود را به صورتی نادیدنی ولی محسوس توسعه می‌دهند و ملاحظه فرمودید که در آیینۀ تشییع آن سید بزرگوار هزاران هزار زندگی به ظهور آمد و حقیقتاً با آن تشییع بزرگ، منظقۀ آرامش استکبار به پایان رسید و این است معنای تأثیر شهادتی که دشمن کوردل نفهمید، ولی گرفتار آن شد. موفق باشید 

39563

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

به نام خدا: بنظر بشر آخرالزمان نظر انداخته به پیامبرانی چون بودا و موسی و عیسی علیه السلام و پیامبر خدا صلوات الله علیه را نیاز دارد با پیامبران دیگر مراحلی از رجوع به حقیقت اما از دور و دور از «وحی» می‌شنود. اما پیامبر آخر ارواحنا له الفداء پیامبری را به انتها رساند و وحی را هدیه الهی به بشریت دانست، پس بشر نهایی با هدیه قرآن به آنها به نام راحتی به حقیقت با وحی‌. سئوال اینجاست جناب استاد، چرا با این همه توحید ما همچنان برای خود نفسی قائلیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زیرا هنوز ما متوجه جایگاه تاریخی اسلام نشده‌ایم که بنا دارد ما را منوّر به آنچنان توحیدی گرداند که آن توحید می‌تواند با همۀ ظلمات آخرالزمان مقابله نماید به همان معنایی که فرمود: «چون‌که سرکه، سرکگی افزون کند / پس شکر را واجب افزونی بود». این‌جا است که رهبر معظم انقلاب در سخنان اخیر خود با مردم آذربایجان شرقی فرمودند در شرایط کنونی دفاعِ نرم‌افزاری مهم‌تر از دفاع سخت است. زیرا ما به معنای حقیقی به گفتۀ ایشان در میدان مقابلۀ نور با ظلمت و حق با باطل وارد شده‌ایم و دشمن با دست‌کاریِ افکار عمومی بنا دارد ما را از این حضور عظیم و زیبا غافل کند. موفق باشید

39439

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و نور و رحمت خدمت استاد عزیزم🌹: استاد در باب موضوع حضور تاریخی هر فرد در عالم کنونی که صبحگاهان از خدمتتان پرسیدم، و از جنس این حضور که برایم ناشناخته است. امروز به لطف حق و برکت نور کلام شما متوجه مطلبی شدم که در باره صحت و سقم آن خواستم نظر حکیمانه شما را بدانم. آیا یافت این حضور همانند عالم خواب است که ما در خواب کاملا از عالم خود غافل هستیم در حالی که در آن حضور داریم اما چون بیدار می شویم متوجه عالم خود می گردیم و این توجه و حضوری که شما در کلامتان به آن اشاره می فرمایید آیا از همین جنس است؟ با توجه به حدیث پیامبر عشق و رحمت حضرت محمد (ص) که می فرمایید مردم در خواب هستند چون بمیرند بیدار می شوند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با حضور تاریخی، بیشتر باید به روایاتی فکر کرد که بر زمان‌شناسی تأکید دارند مثل مباحثی که در کتاب‌های زیر مطرح شده است:  کتاب «بشر جدید و آیندۀ قدسی پیشِ رو» و یا در کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» در  جلسه چهل و پنجم، با عنوان‌های روح زمانه 499 و نقش روح زمانه 501 و تفاوت زمانه گرگ و گوسفند و ترازو 502 و برکات شناخت روح زمانه 505. هر دو کتاب در سایت قرار دارد. موفق باشید

39431

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی. سلام علیکم: ۱. استاد در رابطه با دعای علوی مصر که در اعتکاف خدمتتون عرض کردم؛ خواستم درخواست بکنم یک نگاهی به مضامین آن داشته باشید و نظرتان را بگویید. برای بنده بسیار دعای خاص و عجیبی است. ۲. در رابطه با ارادات الهی و قواعد عالم چه نگاهی باید داشت که او در حرام های ما خیر می آفریند! برای بنده پیش آمده که کار خطایی مرتکب شدم اما هم او باعث برکاتی شده؛ آیا از آن‌جهت که من کوته بینم، نمی‌بینم که از خیر کثیر محروم‌گشتم. آیا اگر اراده الهی به این خیر تعلق گرفته بود، باز هم بدون خطای من می رسید؟ و یا نه؛ واقعا در مسیر ربوبیتم این خطا نیاز و حتمی بوده و علاوه بر اینکه مرا از آن محدوده ها خارج کرده متذکر این کرده که برحذر از خطای خود باشم؟ یعنی خود خطا مرا به آن رساند که از آن سیاه چاله ای که در آن بودم خارج شوم و باب تکرار بسته شود؟ ۳. در سال اخیر در یکی از اصواتتان (بگمانم درس اخلاق و یا تفسیر قرآن بود) روایتی از حضرت صادق علیه السلام نقل کردید که حضرت شب تا صبح هزار رکعت نماز می گذارد تا بلایای نفس دفع شود، خاطر شریف هست کدام صوت بود تا بنده باز رجوع به آن برای تذکر دیگری داشته باشم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بنده ورودی در مورد دعای علوی مصری نداشته‌ام. ۲. در این مورد به آیه «إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا» فکر کنید که اگر انسان در مسیر توحید باشد تا این اندازه خداوند اعمال او را پاک می‌گرداند. ۳. آنچه در یاد دارم آن است که در خبر داریم: حضرت صادق (علیه‌السّلام) در حال قرائت قرآن در نماز بودند که دچار بی‌هوشی شدند. وقتی به هوش آمدند، از حضرتشان پرسیدند که دلیل بی‌هوشی شما چه بود؟! ایشان فرمود: «پیوسته آیات قرآن را تکرار می‌نمودم، تا این‌که به حالتی‌ رسیدم که گویی قرآن را از کسی که نازل فرموده به مکاشفه و به عیان می‌شنوم؛ و مشاهده این مکاشفه از طاقتم بیرون بود و بی‌هوش شدم» ابن طاووس، علی بن موسی، فلاح السائل و نجاح المسائل، ص۱۰۷-۱۰۸. موفق باشید   

39188

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد گرامیم: اینکه در چندین جا از آثارتان تذکر می‌دهید که فیلسوف در پی فهمیدن حقایق است. اما عارف در پی چشیدن حقایق است و باید از ساحت مفهوم به در آمد و آنها را چشید. آیا این چشیدن در خیال رخ می‌دهد؟ با تشکر از استاد بزرگوارم!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در مرتبۀ خیالی است که متصل به قلب است و این غیر از توهّماتی است که متصل به محسوسات است. امری که سعی شده در کتاب «ادب عقل و قلب و خیال» شرح داده شود. موفق باشید

39053

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب و ارادت خدمت شما استاد ارجمند: بابت کتابها و سخنرانیهای نابتون از خداوند متعال عاقبت بخیری طلب می‌کنم برای ما که به صورت مجازی درس و بحث رو دنبال می‌کنیم چکار کنیم که ما هم از عنایات و افاضات اساتید محترم بهره مند باشیم؟ آیا اساتید به صورت مجازی می‌توانند از شاگردانشان دستگیری کنند چون ما در منطقه ای زندگی می‌کنیم که کلاسهای حضوری نداریم. اگر ممکنه راهنمایی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به شخصیت معنوی حضرت امام و رهبر معظم انقلاب، عملاً از نظر معرفتی حضوری می‌یابید ذیل استادِ راه. و در این فضا مباحث معرفتی و قرآنی نقش اصلی خود را به وجود می‌آورند. اخیراً بحثی تحت عنوان: «ما و نگاه امام خمینی به اخلاق و بشر جدید» https://eitaa.com/matalebevijeh/18131 شده امید است جواب خود را از آن بحث بگیرید. موفق باشید

39028

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و رحمت: دکتر سروش قائل به تاریخمندی و تاریخی بودن اگزیستانسیالیتی و هایدگری است از طرفی بنظر می رسد شما نیز قائل به همین تاریخی بودن اندیشه هستید. پرسش بنده اینست که استنباط شما از تاریخی بودن چه تفاوتی با استنباط سروشی دارد؟ حالا شاید بفرمایید که راجع به تاریخمندی سروش اطلاعات ندارید لذا نظر نمی دهید، اما پرسش بنده اینست با سخنرانی هایی که از شما گوش داده ام و شخنرانی هایی که از ایشان گوش داده ام تقریبا به طور یکسان هر دو، تاریخی بودن اندیشه از نظر هادیگر را قبول دارید پرسش اینجاست که چه می شود و چگونه استنباط انجام می گیرد که هر دو به یک چیز قائلید ولی یکی می شود سروش و دیگری استاد طاهرزاده عزیز؟ تفاوت شما از نظر تاریخی بودن اندیشه با ایشان چیست؟ بطور کلی، چطور می شود که از دل تاریخی بودن تفکر و زمانمندی و مکانمندی اندیشه، یکی می شود سروش و یکی می شود استاد طاهرزاده؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم سعی بر دنبال‌کردنِ اندیشه‌های آقای دکتر سروش را دارم. ولی همان انتقادی که سال‌ها پیش آقای دکتر عبدالکریمی به آقای سروش داشتند همچنان باقی است و در یک کلمه می‌توان گفت دکتر سروش معنای انسان را به معنای دازاین هایدگری و اگریستانسِ تاریخی نمی‌توانند درک کنند که البته این در جای خود عرض عریضی دارد. برای فهم انسان و باز انسان. موفق باشید

38989

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: شما در کتاب رمضان دریچه رویت فرمودید: «آیه ی «وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّی يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ» (۳۰) به آن متذکر می شود و می فرماید: بندگی خدا را تا آنجا ادامه ده که به یقین برسی، یقین یعنی ارتباطِ بی حجاب با خدا.» آیا می‌شود عبارت ارتباط بی‌حجاب با خدا را، توضیح مختصری بفرمایید؟! با تشکر از زحمات استاد بزرگوارم!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان توجهی منظور است که برای اولیای الهی پیش می‌آید که با نظر به هر مخلوقی از مخلوقات الهی متوجه نور انوار اسماء الهی می‌شوند به طوری که اگر به یک گل هم نظر می‌کردند، نور جمال حضرت حق مدّ نظرشان می‌آمد. موفق باشید

38932

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد خسته نباشید: من چند سالی هست با کتاب‌های شما آشنا شدم و زندگی ام و تفکراتم واقعا تغییر کرده اند. استاد این دست خواب های گناه آلود آیا متذکر به این هست که نفس ما هنوز تعلقات این چنینی دارد؟! روح ما در آسمان ها پاک نیست؟! هر کاری که شما بدونید و به من بگید حتما انجام میدم چله، دعا، هر کاری ولی از شر این دست خواب ها راحت بشم. چون تا مدتها عذابم میدن لطفا راهنماییم کنید. 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع خوابها عموماً ربطی به شخصیت شخص ندارد مانند خطوراتی است که در بیداری بدون اراده انسان برای انسان پیش می‌آید. در خواب نیز آن نوع خطورات، صورت به خود می‌گیرد. موفق باشید

38758

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب و احترام استاد بزرگوار: دانشجوی دکتری هستم و می‌خواهم روی موضوع «حجابهای معرفتی و اعراض از آن» کار کنم با مطالعاتی که پیرامون واژه حجابهای معرفتی داشتم به نظرم از لحاظ معنایی بین دو واژه حجابهای معرفتی و حجابهای معرفت تفاوت هست می‌خواستم نظر شما را هم بدانم. متشکرم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته دقیقی است. آری! گاهی روش ما و مواجهه ما با موضوعاتِ معرفتی غلط است مثل آنکه فکر کنیم همه حقیقت را می‌توان با قیاس منطقی در فلسفه تحلیلی به دست آورد. و گاهی از خود تصوری داریم که دانایی خود را به عنوان مفاهیم، داناییِ کامل می‌دانیم. این همان است که فرموده‌اند: «العلم حجاب الاکبر». امثال گادامر در کتاب «حقیقت و روش» به خوبی متوجه این نکات می‌باشد. خلاصه‌ای از آن کتاب را که یادداشت شده است را می‌توانید مدّ نظر قرار دهید. https://lobolmizan.ir/leaflet/1571 . موفق باشید

38552

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: ضمن عرض پوزش و تبریک و تسلیت به مناسبت شهادت جناب سید حسن نصرالله، دو‌ تا پرسش تربیتی از محضرتان داشتم: ۱. اگر کودک چهار و نیم ساله ای که در مورد خدا زیاد پرسشگری می کند را با زبان بسیار ساده متوجه حضور غیرمادی و همه جایی خدا کنیم اشکال دارد؟ ۲. کودک را در چه سن و سالی با زبان معرفت النفس متذکر و متوجه خودِ بی‌ رنگ و بی نشانش کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نه! مثل بحث «من کو» در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» ۲. همان سنینی که می فرمایید آمادگی دارند. موفق باشید

38382

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: اینکه گفته شده که شیخ محمد تقی آملی گفته است: «من معاد ملاصدرا، را قبول ندارم»، آیا درست است؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان نیستم. شاید تصورشان از معاد جسمانی که جناب صدرا بر آن تأکید دارند که جسمی است مطابق عالَم برزخ و قیامت؛ با جسمی که مربوط به عالَم دنیاست، متفاوت باشد و معاد جسمانی را مطابق جسمِ دنیایی تصور کرده باشند. موفق باشید

38305

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

«وَيْلِي كُلَّما كَبُرَ سِنِّي كَثُرَتْ ذُنُوبِي» سلام و عرض شرمساری، به کسی که آبروش پیش خدا و اولیای خدا رفته، از نفس و شیطان کاملاً شکست خورده، ولی هنوز خوبان رو دوست داره، بدی ها رو هم دوست نداره، از بدی هاش هم نمیتونه فاصله بگیره چه توصیه ای دارید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از الطاف الهی هرگز نباید مأیوس بود. امیدواری به حضرت محبوب در جای خود راهگشاست. موفق باشید

38258

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: در بحث معرفت نفس، در بخش جامع بودن کمالات موجود مجرد، سوالم این است که آیا تمام ملکه هایی که من در اثر اعمالم پیدا کرده‌ام، آیا درست است که بگویم این ملکه ها به نحو جامع در من هستند؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌هایی که به صورت ملکه در آمده‌اند و عملاً بر ما احاطه یافته‌اند، آری! موفق باشید

38232

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: آیا عینینت ذات با صفات ذاتی خداوند (که در احادیث آمده است)، همان سخن عرفا ست که می‌گویند وحدت عین کثرت است؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت حق به اعتبار احدیت ذاتی‌اش همواره با همان احدیتش در نزد خود حاضر است و از این جهت علم او عین حیات او و اراده او عین سمع اوست. و این غیر از نسبت ما با او می‌باشد که در جلوات او به عنوان کثراتی که عین وحدت‌اند، او را مدّ نظر داریم. موفق باشید

38001

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: در بحث حضور مجرد سوالی داشتم. شما اثبات کردید که نفس انسان در تمام بدن حاضر است که آن را قبول کردم. اما شما چگونه می‌توانید اثبات کنید که مثلاً نفس خود شما در تمام این موجودات کره ی زمین حاضر است؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحثِ تجرد نفس همانی است که در جواب سؤال شماره 37999 مطرح شد و در آن بحث، حضور ما در تمام موجودات مطرح نیست. موفق باشید

36121

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق / تا بگویم شرح درد اشتیاق. آیا براستی حوزه خود را فراموش نکرده؟ مگر جای نورانی شدن نبود؟ مگر جای طلب درس از صاحب نفسان نبود؟ دردم را به کجا برم؟ طبیب رفته!!! براستی علم همان علمست که بوده و هست؟ و امروز هم می‌توان فلسفه را آموخت؟ فقه و اصول را بزبان آورد؟ و یا نه! مسئله دیگری مطرح است؛ فلسفه گفتن علامه طباطبایی و درس فقه امام نیاز است!؟ آیا حوزه زنده به صاحب نفسان نبوده که علم را زنده می‌کرده؟ و امروز که آه و صد آه! منِ رو سیاهِ تشنهٔ جرعه ای از حقیقت و زندگی، میان این مردگانِ متحرک از نفس نیوفتم چه کنم؟ ۲. آیا تزکیه یک تفکر است؟ یک احساس نیاز به تغییر است؟ و یا باید یک سیر عملی را پیش گرفت؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مشکل را در تهاجمی بدانید که زمانه سخت تحت تأثیر فرهنگ مدرن قرار گرفته، ولی راه حل، همان حضورِ فعّال در همین حوزه‌های علمیه است با آن میراث فرهنگی بزرگ و موضوعاتی مانند قرآن و روایات که در دل همین دروس رسمی مدّ نظر دانش آموختگان حوزه قرار می‌گیرد تا جوابگوی آینده بشری باشیم که ظرفیتی بیش از ظرفیت انسان دیروزین دارد. این‌جا است که دانش‌آموختگان حوزه باید متوجه آن باشند و رهبر معظم انقلاب در صحبتی که اخیراً با مبلّغین داشتند متذکر این امر و حساسیت شناخت مخاطب شدند. موفق باشید

40852
متن پرسش

سلام و عرض ادب: استاد شما در صفحه ۱۱۳ کتاب خویشتن پنهان شما فرمودین که «در رابطه با اين كه اگر عزم نفس انسان قوى باشد امكان تأثير ميكروبها بر بدن را به آنها نمی‌دهد و ميكروبها نمى تواند بر بدن تأثير بگذارند، مى توان علت نپوسيدن بعضى ازبدنهـا بعد از مرگ را تبيين كرد، چون روح آنهايى كه بدنشان در قبر نمى پوسد آنچنان گرفتار گناهانشان نيست كه توجه به بدن را به كلى از دست بدهند، زيرا اندك توجهى به بدن كـافیست تا با كتریها نتواند بر بدن اين افراد غلبه كند. چون قدرت حيات روح بر فعاليت باكترىها غلبه دارد.» در خصوص این متن برام ابهام پیش اومده ۱. نتیجه می‌گیریم هرکس بیمار می‌شود و یا در قبر می‌پوسد قطعا درگیر گناهانش هست؟ ۲. کودکان و نوزادان که معصوم هستند و به تکلیف نرسیده اند و گناهی ندارند پس وقتی بیمار می‌شوند به چه دلیل است یعنی درگیر گناهانشان هستند؟ ۳. نتیجه می‌گیریم که اگر گناه نکنیم میکروب ها اثر نمی‌گذارند حتی اگر رعایت نظافت را هم نکنیم؟ ۴. پیامبران که معصوم بودن و بیمار می‌شدند (تب کردن امام حسن و حسین و نذر روزه حصرت زهرا برای سلامتی آنان) یعنی درگیر گناهان بودند؟ لطفا راهنمایی بفرمایید. سپاسگزارم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در یک قاعدۀ کلی باید جایگاه موارد حاشیه‌ای را هم مدّ نظر داشت. آری! نفس در تدبیر بدن تا آن جا قدرت دارد که حتی پس از مرگ انسان و انصراف کلیِ نفس از بدن، اگر بخواهد و توجه‌اش به امور برزخی طوری نباشد که از توجه بدن منصرف بشود؛ آن بدن در قبر سالم می‌ماند که مواردی از این امور داشته‌ایم. پس این یک قاعدۀ کلی است که نفس، بدن را تدبیر می‌کند و عامل حیات بدن است، ولی موارد فرعی نیز در جای خود باید مدّ نظر باشد مانند تقدیرات جاری در عالم که بعضاً سرنوشت افراد به طور خاص در میدان آن تقدیرات قرار دارند و یا امتحانات و ابتلائاتی که در میان است که ربطی به گناه افراد ندارد. آری! اگر گناه انسان عامل ضعف تدبیر نفس شود، این‌جا است که می‌توان گفت گناه موجب بیماری بدن می‌گردد. در رابطه با موضوعِ عدم نظافت که می‌فرمایید، آیا می‌توان گفت عدم نظافت، امری نیست که موجب بیماری شود؟ در حالی‌که روحی که رعایت نظافت لازم را نکرده، عملاً نوعی انصراف از تدبیر بدن را دامن زده. موفق باشید

نمایش چاپی