بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
38347

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: آیا هر آنچه که صورت علمی خداوند است، وجود پیدا می‌کند؟ یعنی آیا می‌شود یک صورت علمی در خداوند باشد که هیچگاه وجود پیدا نکند؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. موفق باشید

38335

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: وقتی عارف مظاهر را می‌بیند، چگونه اسماء و صفات را در مظاهر می‌بیند؟ آیا از طریق تفکر و فکر کردن به آن می‌رسد یا اینکه با مجاهده و تزکیه نفس به آن می‌رسد؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد روحانیتی در میان است که بر اساس آن حضرت مولی الموحدین«علیه‌السلام» می‌فرمایند: «ما رَأَيْتُ شَيْئاً الّا وَ رَأَيْتُ اللَّه قَبْلَهُ وَ بَعْدَهُ وَ مَعَه» هيچ چيزى را نديدم مگر آن‏كه «الله» را قبل از آن و بعد از آن و با آن ديدم‏. موفق باشید

38063

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: بنده یه سری مسائل شرعی را سختم هست تذکر بدهم. آیا شما راه حلی سراغ دارید که بتوانم راحت تر این مسائل را تذکر بدهم؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور که متوجه شده اید بالاخره نمی‌توان مستقیماً به افراد تذکر داد. عمده آن است که در بستر رفاقت‌هایی که پیش می‌آید، بتوانیم آن نوع تذکرات را بدهیم. موفق باشید

37607

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: برای فردی که عازم سفر به مکه هست، و در سطح سواد عامه اطلاعات دارد، چه محتوایی را پیشنهاد می‌فرمایید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جزوات «حقیقت حج» و «وظیفه حجاج در سفر برگشت از حج» شده است. جزوات آن را می‌توانید در سایت دنبال بفرمایید. موفق باشید

36198

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: بنده حدود یک سالی هست همیشه خواب می‌بینم حتی شده ۵ دقیقه هم بخوابم خواب می‌بینم ازتون خواهش می‌کنم دستوراتی کمکی عنایت بفرمایید ازین آشفتگی نجات پیدا کنم. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته مرحوم آیت الله بهجت هر اندازه در روز، با روحیه صفا و ایمان در نزد خود و مردم حاضر باشیم، به همان اندازه خواب‌هایمان زلال و دارای بشارت است. موفق باشید

40936

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

پیرو پرسش شماره ۹۰۲۴۹ سلام، سوال من این بود که آیا شما کماکان عقل را در برخورد‌ با ‌اقای خامنه ای تعطیل می کنید؟ با توجه به پاسخهای قبلی و متن پاسخ فعلی کماکان به این عمل که در بین علمای ما و تاریخ تشیع سابقه ندارد اصرار دارید در تشیع حتی یک مورد نداریم که شاگردان و پیروان یک عالم او را معصوم بپندارند و در عمل هیچ خطا و اشتباهی از او را نپذیرند یقینا هیچکدام از علمای ما معصوم نیستند، حتی آقای حسن زاده، و از معصوم بسیار فاصله دارند و حتما حتما خطا و اشتباه دارند و همچون گذشته و سیره علمای ما و توصیه معصومین، این عقل است که می تواند خطای آنان را به ما نشان دهد. حقیقتا برایم سوال است افرادی مانند شما که رعایت تقوی برایتان در اولویت است چگونه چنین بدعتی را در تشیع پا نهادید و به آن اصرار دارید؟ ضمنا من شیعه اثنی عشری هستم تنها اختلافم در اعتقادات با شما در حدود اختیارات ولی فقیه است و تهمت عاشق و شیفته غرب بودن کمکی به شما نخواهد کرد. این هم بدعت دیگری در تشیع است که بجای پاسخگویی به طرف مقابل تهمت می‌زنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه! حضرت آیت الحق امام خامنه‌ای معصوم نیستند، ولی ذیل معصوم عمل می‌کنند و بحمدالله خداوند ما را مفتخر به ارادت به مردی کرده که بیش از همه امروز به معصوم نزدیکند و ملاک ما در تشخیص حقّانیتِ سخن ایشان و سیرۀ ایشان همان امامان معصوم «علیهم‌السلام» می‌باشند. به قول آیت الله مشکینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» ولیّ فقیه ممنوع الاشتباه و بی‌خطا نیست؛ ولی به اعتبار مددهای الهی که به او می‌شود، قلیل الخطا می‌باشد. موفق باشید

40654

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

دلنوشته ای مِن باب انصرافِ یک دختر از حوزه: فکر می‌کردم مثل فرمول های فیزیک و شیمی، علوم قرآن رو هم میتونم «بفهمم». سعی می‌کردم با عقل ناقصم چیستی ها رو کشف کنم درحالی‌که با یک هستی بی نهایت رو‌به‌رو بودم. همه فرمول ها یک جایی به بن بست می‌خورد. و هرچه سعی کردم بیشتر پیداش کنم، بیشتر از دستم فرار می‌کرد. درست مثل دنبال کردن پروانه. حالا دوباره از خورشید فاصله گرفتم و حالم خیلی بهتره. تماشا کردن آتیش خیلی راحت تر از یکی شدن با اونه.../ این شخصیت خطرناکی که من از خودم می دیدم، پس فردا توی زندگی مشترک هم می‌خواست از سر میز صبحانه بحث چیستی شریعت رو وسط بکشه تا شب موقع خواب هم گیر بده به بی عدالتی دنیا و چرایی تاخیر ظهور امام. با یارو بخوام سفر برم شروع می‌کنم به سوال در مورد اینکه اصلا «چرا» چیزها و مکان ها «وجود» دارن، بریم گردش توی خیابون دوباره آدم ها رو می‌بینم میخوام باهاش بحث کنم چه قوانینی برای فساد زدایی از جامعه نیازه و کاربرد روسری و محدودیت بیرونی چیه، بریم رستوران میگم خاک بر سر حیوانیت، روحم تلف شد، مردم گشنه ی یه لقمه نون‌ان مرد حسابی، تو منو اوردی محل اسراف؟! بخوایم تفریح کنیم بهش میگم وای نه الان باید مطالعه کنیم خسران عمر شد آخرتمون چی؟! بعدم مطمئنم اگه نتونه سوالاتم رو جواب بده بهش میگم چه خنگی هستی اصلا چرا من باید با تو زندگی کنم، اگه جواب بده با جوابش مخالفت می‌کنم و کار به دعوا می‌کشه، و اونقدر هم مادیات برام بی ارزش شده که به راحتی شوهرم رو هم ول می‌کنم. یعنی اگه شب بحث فلسفیمون به جایی نرسه صبح چمدونم رو جمع می‌کنم میرم جایی که عرب نی انداخت. برمی‌گردم به سجاده خودم و خلسه و سکوت و تنهایی... به به... حالا شما فکر کن من حوصله خانه‌داری و جهاد فرزندآوری داشته باشم که یکی شبانه روز بهم غر بزنه گشنه‌مه. بیخیااال. اینجوری پیش برم توی مسیر معرفتیم به هیچ جا نمی‌رسم. فقط کُشتی گرفتن با ذهنم بی اینکه به نتیجه ای برسه. حتی توی خواستگاری بحث دوباره به این سمت ها کشیده میشه و تمام کسایی که خودشون ازم خواستگاری کردن بعد جلسه اول خودشون ردم کردن! خنده‌م میگیره استاد. بخدا خیلی خنده داره. یکیشون بهم گفت شما دختر نیستی، نکیر و منکری، ظاهرتونو دیدم فکر کردم فرشته‌اید، اما باطنتون فرشته‌ی عذابه. راستم میگن. یکی دیگه‌شون گفت توی زندگی مشترک آدم ها باید مثل خمیر نرم باشن تا عقایدشون به دیگری آسیب نزنه، شما حاضری دست از این افراط برداری؟ گفتم نه. نه! چونکه نه!! حاضر نیستم. استاد من نگران این وضعیتم که اینقدر ادامه پیدا کنه که کلا بزنم زیر همه چی. چون آدم افراط و تفریطم. یا نماز شب میخونی یا خدایی وجود نداره. من درگیر میشم با موضوعات و هیچ یک از سخنان استادانم رو نمیتونم به سادگی بپذیرم. هرچیزی بگن میتونم با یه جمله نقضش کنم. نمیدونم از خنگی بیش از حده یا از هوش زیاد. خارج از این دو حالت نیست. به هرحال که مغزم امانم رو بریده. حتی سر نماز دارم تفسیر فلسفی ارائه میدم و سخنان الهی قمشه ای رو نقد می‌کنم. فقط از پسری خوشم میاد که بتونه صبح تا شب سوالات معرفتیم رو پاسخ بده و چنین شخصی با همچین صبری وجود نداره. فکر کنم باید با هوش مصنوعی ازدواج کنم. یه توصیه و نصیحتی بکنین من دست از این مسخره بازی بردارم و به جای اینکه دنبال زندگی توی کتاب ها بگردم، خود زندگی رو زندگی کنم. خوشحالم که از حوزه اومدم بیرون. رشته جدیدم «مدیریت» هست استاد. خیلی دوستش دارم. میدونم از نظر شما یه مسیر روحانی رو به جو و گندم ری و ثمناً قلیلا فروختم. اما حداقل میدونم اگه مغزم همیشه درگیر این سوال و جواب های پایه‌ای بمونه، با شغلم دارم یه خدمتی به جامعه می‌کنم و در جاری شدن اقتصاد ایران نقشی هرچند کوچیک داشتم. خداجونم درسته خیلی گناه دارم، ولی خب گناه دارم. هوامو داشته باش، که میدونم داری. تو بهترین خدایی هستی که میتونه وجود داشته باشه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده با سخنان شما و امثال شما به آینده‌ای می اندیشم که انسان در نسبت با خودش باید در جهان و در انسانیت انسان‌ها و در نسبت با خدا حاضر شود. جلسۀ بیستم بحث «تأملی در کتاب؛ انقلاب اسلامی و چگونگی تحقق آینده دینداری ما» https://eitaa.com/soha_sima/5263 با نظر به صحبت‌های استاد نجاتبخش و آن خانمی که مانند شما همچنان سؤال داشت؛ جلسۀ خوبی می‌باشد و می‌توان به سخنان استاد نجاتبخش برای حضور در میدانی که هم خدا هست و هم خدا نیست، فکر کرد. آری! خدایی که می‌توان با او اُنس گرفت، هست. و خدایی که به جای نازبودن، ترسناک است، نیست. اخیراً عرایضی در مورد نسبت ما با انسانیتِ انسان‌ها با بعضی از خانم‌ها که در صدد تعلیم و تربیت این نسل می‌باشند؛ شده است. می‌توانید به آن رجوع فرمایید. https://eitaa.com/matalebevijeh/20448 . موفق باشید

40262

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: در رابطه با سوال 40255 این نصب العین قرار دادن در ابتدای نماز است یا در تمام لحظات نماز؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه فرقی می‌کند!!! بستگی به خود شخص دارد که بخواهد کجا خود را دنبال کند و به همین جهت در این موارد، انسان باید از حوزۀ پرسش به حوزۀ توجه حاضر شود. حتماً شنیده اید که جناب بودا با انگشت، شاره کردند که خدای را. ولی عده‌ای به جای حضور در اشارۀ جناب بودا، به انگشتِ ایشان نظر می‌کردند. موفق باشید 

40210
متن پرسش

با عرض سلام و خداقوت خدمت استاد گرامی: از آغاز جنگ همواره خطری حس می‌کنم و آن اینکه جای نگاه‌ها و تحلیل‌های قرآنی و باطن‌بین به این نبرد بسیار خالی است. خط تحلیلی صدا و سیما نیز مدام بر قدرت تکنولوژیکی ما تاکید می‌کند و با پخش محتواهای هیجانی که ناشی از درگیری‌های ظاهری است سعی در ایجاد امید دارد. این روزها بازخوانی گفتارهای آوینی در روایت فتح شاید تنها ملجأ ای است که سعی می‌کنم با آن، چشم دلم را باز کنم و اینقدر فریب چشم سر را نخورم. بسیاری از دوستان رسانه‌ای و هنرمندم این روزها بی‌قرارند که کاری کنند ولی گویی در همان مناسبات مرسوم می‌افتند. از خودشان غفلت می‌کنند و صرفا در طلب اثرگذاری روی ذهن مخاطبین‌اند. آیا اولین وظیفه ما در این صحنه، رجوع به خودمان نیست؟ که این صحنه را واقعا چگونه می‌بینیم؟ (بسیاری این صحبت‌ها را حمل بر انفعال و کار بیهوده می‌دانند) براستی اهالی هنر و رسانه در این نبرد چه رسالتی برعهده دارند؟ لطف می‌کنید اگر پاسخی بفرمایید که بتوانیم در این صحنه به درستی رسالت خود را بیابیم و درگیر کارهایی که شاید بی‌بنیاد است نشویم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ حرف آن است که انسان در تاریخی که پیش آمده جایگاه خود را نسبت به سنت های الهی «فهم» کند به آن معنا که بیندیشد راستی را! خداوند چه اراده‌ای در این میدان به میان آورده؟ و در این رابطه ذیل ارادۀ الهی، جایگاه خود را بیابد. وقتی ملاحظه می‌کنید جریان استکبار که مدعی احترام به آزادی و انسانیت بود، تا این اندازه رسوا شده و بحمدالله جبهۀ مقاومت و بخصوص ایران بزرگ، در این رابطه در جایگاهی قرار دارد که مصداق آیه‌ای است که می‌فرماید: «وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ» و هر طور فکر کنیم ملت ما در مقایسه با جریان آمریکا و رژیم صهیونی مصداق همان ایمانی است که طبق آیۀ فوق شامل عزت و پیروزی خواهد شد و وظیفۀ جریان‌های فکری و فرهنگی آن است که در این رابطه سخن‌ها و رهنمودهایی را به میان آورند تا معلوم شود هرکس در میدانی که پیش آمده است، چگونه خود را معنا کند. موفق باشید    

40072

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم تعالی، سلام علیکم استاد: در مطلب سیر مطالعاتی شما، دیدم نوشته شده مباحث عدل الهی، بعد هر چه در سایت جستجو کردم مباحث عدل الهی شما را یافت نکردم، بسیار مشتاق به استفاده از آن هستم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث «عدل الهی» را می‌توانید در جزوۀ «معارف ۲» که روی سایت هست دنبال فرمایید. و چنانچه مایل به شرح صوتی آن می‌باشید با حاج آقا نظری به شماره 09136032342 تماس بگیرید تا دی وی دی آن صوت را برایتان پست کنند. موفق باشید

40031

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد گرامی جناب آقای طاهرزاده با عرض سلام و وقت بخیر: غرض از مزاحمت این بود که بنده به سبب رشته‌ی تحصیلی دوره‌ی کارشناسی در زمینه کامپیوتر، آشنایی با هوش مصنوعی داشتم و بعد هم که فلسفه‌ی ملاصدرا را از کلاسهای شما و مجموعه‌ی ساحت حضور و همچنین کلاسهای آقای دکتر امامی جمعه دریافت کردم، احساس کردم که در این زمینه جای خالی بحث‌های ملاصدرا به چشم می‌آید. به خصوص به این دلیل که از شما و دیگر آقایان مرتب این را می‌شنیدم که ملاصدرا گمشده‌ی این زمانه هست و جایگاه خودش را نظام فکری و فلسفی این زمانه بازخواهد جست، احساس کردم بشر امروز بعد از اینکه دچار هیجان زیاد بابت هوش مصنوعی و ماشین‌های خودکار پیدا کرده نیاز دارد خودش را یک بار دیگر بازبینی کند. بشر امروز مقهور تکنولوژی به خصوص هوش مصنوعی شده و برخی متفکران غربی از ضعف انسان در مقابل این تکنولوژی صحبت می‌کنند به این معنا که به زودی هوش مصنوعی اختیار اداره‌ی انسان را برعهده می‌گیرد. امروز به دلیل اینکه هوش مصنوعی بسیاری کارهای تحقیقی و علمی را انجام می‌دهد دیگر علم آموزی بسیار بی معنا شده و آنچه که می‌شود از هوش مصنوعی پرسید به نوعی یادگیری آن بی‌فایده است. به نظر می‌رسد بشر نمی‌داند که چه چیزی باید یادبگیرد که ارزش یادگیری را داشته باشد. یا حتی در زمینه‌ی هنرمندی و خلاقیت هم انسان دارد خاکریز به خاکریز تسلیم می‌شود و عقب می‌نشیند. این در حالی است که هنری که ثمره‌ی تعالی روح است هیچ جایگزینی ندارد و شعر متعالی تنه به تنه‌ی وحی می‌زند و این چیزی نیست که هوش مصنوعی بتواند بسازد. من دیده‌ام برخی محققان علوم اسلامی با شوق و ذوق از تفسیر هوش مصنوعی بر قرآن صحبت می‌کنند در حالی که خروار خروار این تفسیر ها به اندازه‌ی یک تفسیر حمد المیزان ارزش ندارد. احساس می‌کنم الان زمانه‌ی است که اگر معرفت النفس ملاصدرا حرفهای زیادی برای گفتن دارد و شاید غربی‌ها بیش از ما به حرف نو نیازداشته باشند و به نوعی هنوز ما نفهمیده‌ایم که چه بلایی سرمان آمده و هوش مصنوعی چطور دارد دنیای ما را تنگ‌تر از قبل می‌کند. در این زمینه اگر راهنمایی دارید ممنون میشم بفرمایید. اگر امکان تشکیل جلسه‌ی حضوری در مورد هوش مصنوعی در سها فراهم شود هم بسیار مفید خواهد بود. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به خوبی متوجه شده‌اید علم، در محدودۀ آگاهی به کمیت‌ها و اندیشۀ به اصطلاح دیجیتال جواب ابعاد متعالی انسان را نمی‌دهد و از این جهت باید به سبک دیگری از حضور در نزد خود فکر کرد که همان حضور در «اکنون بیکرانۀ جاودانۀ انسان» است. امری که معرفت نفس با وسعتی اصیل متذکر آن است که در بحث «معرفت‌نفس و روان‌شناسی و قدمی جلوتر» https://eitaa.com/matalebevijeh/19233 بابی از آن گشوده شد. موفق باشید

39783

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: ضمن آرزوی طاعات و قبولی استاد عزیز سوالی داشتم از محضرتان، دانشجوی مقطع ارشد هستم و علاقمند به امور و فضای تربیتی، مدتی است که کار تربیتی و مجموعه تربیتی رو به لطف و عنایت الهی با دوستان شروع کرده ایم و فهمی که دارم این هست که تکلیف من انجام این کار هست و به نظرم یکی از کارها و پروژه های اصلی زندگی ام هست و زمان زیادی را صرف امور کانون می کنم. هر از گاهی این ترس و دلهره در دلم ایجاد می شود که آینده مالی ام چطور خواهد شد و ذهنم را درگیر و اذیت می کنم. آشنایان و اطرافیان بعضاً هم از سر دلسوزی این مورد را بهم تذکر می دهند که فکر فضای مالی باشم و... از یک طرف هم این تذکر را می دهند که افرادی که مدتی وقت زیادی را صرف امور فرهنگی و تربیتی می کنند بعد از مدتی چپ می کنند و پشیمان از اینکه چرا وقت خود را صرف کار فرهنگی کرده اند که هیچ آورده مالی و اقتصادی برایشان نداشته هست. استاد ممنون میشم راهنمایی بفرمایید و در صورت امکان راهکار عملیاتی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً اگر با مبانی اصیلی مانند «معرفت نفس» در فعالیت‌های فرهنگی و تربیتی جلو بروید به لطف الهی هر روز کارتان بهتر و بهتر جلو می‌رود و در عین حال آری! بالاخره باید مسیری جهت امور اقتصادی پیشه کرد و این دو قابل جمع می‌باشند. موفق باشید

39779

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب و احترام: آیا ابن عربی در فتوحات مکیه یا فصوص، بر علیه شیعه و امیرالمومنین علی علیه السلام مطالب نوشتند؟ آیا ایشان ضد شیعه بوده؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور نیست. مرحوم آیت الله فاطمی‌نیا در این مورد تحقیقات خوبی داشته‌اند مبنی بر این‌که اگر در فتوحات، جملاتی به چشم می‌خورد حاکی از طعنه به شیعه، مربوط به فتوحاتی است که بعد از حیات ابن عربی برای مقابله با شیعه چاپ شده که بحث آن مفصل است. کتاب «جدال با مدعی» از استاد حسین غفاری نکات بسیار خوبی در این مورد مطرح کرده است. موفق باشید

39601
متن پرسش

 سلام وقت بخیر: روز جمعه که بمباران شدید ضایحه، احتمال شهادت سید حسن را سر زبانها انداخت برخی اخبار افراد موثق باعث دلگرمی بود که با اطمینان می‌گفتند برای سید حسن اتفاقی نیفتاده و ایشان قبل بمباران از محل خارج شده بودند. روز شنبه بعد از ظهر خبر شهادت تایید شد که خیلی برای من نگران کننده بود چون دائم در ذهنم این تخیل را مرور می‌کردم که قرار هست یک روزی سید حسن را ببینم و حتما از اخبار برخی فعالیت‌های من ایشان خوشحال خواهند شد. از آنجا که هر چیزی در تخیلم مدام در رفت و آمد بوده تقریبا به نوعی به وقوع می‌پیوست، برای خودم جای شک و تردید زیادی بود که نکند سید حسن شهید نشده باشند. بعد از ظهر روز شنبه با همین شک به یکی از کارشناسان کانال دار در ایتا پیام دادم که اخبار موثق کانال تان چیز دیگری می‌گفت در حالی که الان در کانال تان خبر شهادت سید را کار کردید. پیام ایشان این بود که خودم هم تازه فهمیدم. من از هول اینکه این تخیلاتی که داشتم چه می شود به صورت خودم سیلی زدم و نمی دانستم با این خبر باید چه کنم. با دوستم صحبت کردم که گلستان شهدا همدیگر را ببینیم. کمی قدم زدیم و بالای سر شهید خرازی ریز ریز گریه می‌کردم و به آسمان و ابرهای پاره پاره‌ی آن نگاه می‌کردم که وسط تابستان باریدن گرفته بود. قدم زنان به سمت مزار یکی از شهدای اخیر هوافضای سپاه رسیدیم. شهیدی که من مدام فکر می‌کردم که ایشان زنده است و این مزار دروغ است. صندلی رو به روی این مزار نشستیم و من این فکرهایی که داشتم را با دوستم در میان گذاشتم که سید حسن احتمالا زنده باشند و شاید این یک فریب رسانه‌ی باشد. دوستم شروع به صحبت کرد که آقا پیام تسلیت دادند و یادت می‌آید آقا چی گفتند؟ خواستم بگویم آقا دعوت به صبر و استقامت دادند که یک بغضی که نمی‌دانم از کی در گلویم گیر کرده بود ترک برداشت و با فریاد بلندی که خودم را هم متعجب کرده بودم شروع به گریه کردم و اشک دیگر بند نمی‌آمد. تقریبا دو سه روزی در حال گریه پراکنده گذشت. ولی هنوز ته دلم می‌خواستم باور نکنم که سید حسن را دیگر هیچ وقت نمی‌بینم و می‌گفتم شاید خیلی زود ورق برگردد. در همان ایام مدام کانال های ایتا را زیر و رو می‌کردم و اخبار را رصد می‌کردم و دیگر خبری نبود که نخوانده باشم. یک بار که داشتم کانالهای ایتا رو پایین و بالا می‌کردم در کانال یکی از فعالین جبهه مقاومت دیدم که این پیام قرار گرفته که: «سید حسن زنده هستند» و با تاکید و اطمینان این خبر را ارسال کرده بودند. سریع دست به کار شدم این پیام را برای یکی از دوستانم بفرستم و بگویم که این هم شاهدی برای ادعای من که سید شهید نشده، ولی تصمیم گرفتم اول اخبار بعدی این کانال را هم ببینم که هر چه خبرها را پایین می‌آمدم متوجه شدم این خبر مربوط به همان روز جمعه و شبهه شهادت بوده و روز شنبه که خبر قطعی شده بود کانال هم شهادت را تایید کرده بود. منتها نمی‌دانم چرا این کانال که من اخبارش را قبلا مرور کرده بودم باز دوباره خبرهای قبلی را برای من نمایش داده بود در حالی که من همه‌ی خبرهای گذشته مربوط به روز جمعه و شنبه را در تمام کانال ها خوانده بودم. ولی به هر حال تکان عجیبی به من داد و یک لحظه با تمام وجودم امیدوار شدم و خیلی سریع هم ناامید. قبول دارم که شهدا زنده هستند اما من نوع دیگری از زنده بودن را برای سید حسن می‌خواستم و برای همین خیلی دلم می‌سوخت. بیشتر از همه دلم بابت مظلومیت سید می‌سوخت و اینکه خودم فکر می‌کردم این برنامه حامل خبرهای خیلی شیرینی هست و از این ناراحت بودم که این خبرهای خوش به سید نرسیده در حالی شهید می‌شوند که آن اتفاقات خوب هنوز رخ هم نشان نداده. نگران این بودم که چه اطلاعی از این برنامه به ایشان داده شده و دوست داشتم همه‌ی آنچه من می‌دانستم را ایشان هم می‌دانستند. به هر حال بعد از شهادت ایشان قفل زبان برخی افراد و گره‌ی کور بعضی رخدادها باز شد و من به نوع دیگری زنده بودن سید را تجربه کردم. بله حقیقتا همین است و این رخدادها اثر حیات سید حسن و سردار سلیمانی بود و به خوبی احساس می‌کردم که آنها و برخی دیگر از شهدا به شدت در چنین برنامه‌هایی که متصل به انقلاب اسلامی هستند حیات فعال دارند و بودن خود را در این برنامه‌ها به شکل نادیدنی ولی محسوس توسعه می‌دهند. الان خوشحالم که ابعاد زیادی از این برنامه روشن شده و خوشحالترم که آقا این اخبار را شنیدند و حسرت می‌خورم که نتوانستم در دوران زندگی سید ایشان را خوشحال کنم ولی به هر حال تقدیر الهی این بود و بنا بود یک حیات دیگر هم جلوی چشم همه‌ی ما قرار بگیرد. مطمئن هستم که سید حسن تمام نشده و ادامه دارد. خیلی راضی و واقعا قدردان هستم که این برنامه هم محل حضور ایشان است و اگر آن طوری که آرزو داشتم نشد این شکل هم چون مطابق تقدیر الهی هست خوب است. 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند چه اندازه زیبا به ما نشان داد به قول شما که شهیدانی مانند سید حسن نصرالله با شهادت خود، بودنِ خود را به صورتی نادیدنی ولی محسوس توسعه می‌دهند و ملاحظه فرمودید که در آیینۀ تشییع آن سید بزرگوار هزاران هزار زندگی به ظهور آمد و حقیقتاً با آن تشییع بزرگ، منظقۀ آرامش استکبار به پایان رسید و این است معنای تأثیر شهادتی که دشمن کوردل نفهمید، ولی گرفتار آن شد. موفق باشید 

39585

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد: وقت بخیر. من خیلی به کلام و مباحث کلامی علاقه مند هستم. متاسفانه در حوزه استادی عقاید را تدریس می کنند که اتفاقا از مباحث استاد طاهرزاده هم مطرح می کنن و می فرمایند قبل از شروع کلام حتما یک دوره شرح ده نکته را داشته باشید. اما چیزی که یک هفته است ذهن من را به خودش مشغول کرده این هست که آیا استاد طاهر زاده با این روش استاد ما موافق اند، روش استاد ما این هست که مدام ما را تحقیر می کنن و اجازه حرف و بحث سرکلاس نداریم، مدام بحث شون این هست که شما مغرور هستید و باید غرورتون شکسته بشه! من از این بابت که همه را کوچیک می کنن ناراحت هستم و از شناختی که به خودم دارم، ممکن هست مبحث کلام را دیگر پیگیری نکنم. راهنمایی بفرمایید که من چه کنم؟ شاگردهای قبلی هم به استاد اعتراض داشتن، ولی ایشون میگند که من مانند امام خمینی هستم و بستگی به شما داره که با جمال من روبه رو بشید یا جلال من و من تغییر نخواهم کرد! آیا اساتید در قدیم این سبک را داشتند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً تحقیر عزیزانی که به دنبال حقیقت هستند، امر پسندیده‌ای نیست. ما خاک پای افرادی هستیم که با دل‌های پاک خود به سوی کسب معارف الهی قدم نهاده‌اند. آری! علم کلام برای هرکس که بخواهد در مسیر دینداری جلو برود، لازم است تا عقل او بتواند در میدان شبهات از عقاید حقه‌اش دفاع کند. با توجه به این امر به نظر می‌آید چنانچه انسان در «معرفت نفس» وارد شود بهتر می‌تواند مباحث علم کلام را درک کند و حقّانیت آن را تصدیق نماید، والله اعلم. موفق باشید

39508

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: اگر در آخرت زمان وجود ندارد پس چرا برای قیامت گفته اند ۵۰ هزار سال است، یا در حدیثی از پیامبر که فرمودند بوی بهشت از فاصله ۱۰۰ سالگی به مشام می‌رسد، و امثال این احادیث که حرف از زمان زده اند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زمان به معنای حرکت زمین به دور خود و به دور خورشید در قیامت معنا ندارد ولی تقدم و تأخر در جای خود محفوظ است. موفق باشید

39471

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد وقت بخیر: امام صادق (ع) فرمود: وقتی شما حج خودتان را به عده ای هدیه می کنید، ثواب آن هم به تک تک آنها می رسد و هم به خود شما می رسد. منبع: فایل متنی برنامه سمت خدا (حجت الاسلام عالی) 27/6/90 https://article.tebyan.net/UserArticle/AmpShow/652778 ببخشید این متن گفتگوی استاد عالی در برنامه ی سمت خداست. متن را خواندم و بنده استاد عالی رو هم قبول دارم که ایشون عالم بزرگواری هستند. ولی سوالی که برام پیش اومده اینه که مگه اصلا ما لیاقت داریم که برای امامان و به نیابتشان حج به جا بیاریم. یا صلوات و ختم قرآنی هدیه کنیم؟ آخه وجود امام پاک و معصوم است. چطور حج و صلوات های ما به نیابت از امام مورد قبول میشه. معرفتی که آنها داشتند که ما نداریم! وقتی میخای کاری برای کسی انجام بدی و نائب می‌گیری، مگه نباید هم درجه ی اون شخص باشی. آخه امام کجا و اعمال ما کجا؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علی القاعده باید منظور آن باشد که ذیل شخصیت آن عزیزان، آن اعمال شرعی که انجام می‌دهیم در وسعتی بیشتر با توجه به شخصیت آن انسان‌های بزرگ در میان آید. موفق باشید

39079

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: ببخشید من می‌توانم اینطور نیت کنم ثواب تمام اعمال مستحبم ابتدا برسد به امام زمان و شهدا و بعد ثواب کسب شده از این هدیه، برسد به من قربة الی الله؟ یعنی به نیت نزدیکی و قرب من به خدا. اینجوری بگم که ثوابش دوچندان شود. دوستم میگه چون آنها امام هستند. اولا نیازی ندارند پس ثوابی نمی‌بری فقط هدیه داده ای. و دوما دوبار نمیشه نیت کرد اینجوری.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد چیزی نمی‌فهمم. همین اندازه می‌فهمم که ما باید واجبات خود را به حکم وظیفه شرعی انجام دهیم. موفق باشید

38983

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و نور: وقت بخیر استاد. جایی شنیدم که کسی می‌گفت به طور علمی اثبات شده است که جسم ما در اتصال روح ما به کائنات نقش دارد لذا کسانی که در جسم خود تغییر ایجاد می‌کنند، دست به عمل‌های جراحی زیبایی می‌زنند، در اتصال روح با ملکوت و غیب اختلال ایجاد می‌کنند آیا این مطلب مبنای دینی دارد؟ آیا صحیح است؟ می‌شود گفت علت اینکه خیلی از کسانی که عمل زیبایی انجام می‌دهند و مثلا می‌گویند این بینی زشت است و روی اعصاب من است، اگر بینی را عمل کنم به آرامش می‌رسم و دقیقا بعد از عمل آشفته تر می‌شوند و به دنبال تغییرات جدید برای رسیدن به آرامش هستند هم همین است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نسبتی بین جسم و روح هست و نسبتی بین روح و عالم ملکوت در میان می‌باشد. ولی این اندازه تغییراتی که می‌فرمایید در بدن انجام می‌شود؛ در ساختار کلی جسم نمی‌تواند نقشی اساسی داشته باشد تا نسبت بین روح انسان و عالم ملکوت را مختل کند. موفق باشید

38839

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد گرانقدرمان، استاد چند متن و شعری که ارسال شد گرچه زیاد بود اما می‌خواستم به سیاه نوشته هایم نظر شما بیافتد شاید رو سفید شوند، از اینکه وقت شریفتان را می‌گیرم عذرخواهم، امیدوارم همیشه در صحت و سلامت و موفقیت باشید. البته چند وقتی کد ورودم را گم کرده بودم و سایت کد جدید به ایمیل نمی‌فرستاد از این رو این نوشته ها انباشته شدند. دوستتان داریم با جان و دل.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ماشاءالله، بلبل زبانی‌هایتان که قصه عشق است، قصه همنوایی و احساس حضوری نزد همدیگر. موفق باشید

38754

تولدی دیگربازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: بله من خودم به خودم در طول زندگی با زندگی در جهان مدرن بد کردم. خیلی اشتباه زندگی کردم و همه تقصیر خودم بوده. خوب که می‌بینم خواستم خودمختار شم که جهان خودمختاران جهان بت پرستان جهان کفر مرا در خود جای داده و جهان خودمختاران در منطقه ما اسرائیله و صادقانه زندگی من هرچه بدی داشته بخاطر مدرن تر شدنمه که زندگی در این جهان اسرائیلی را برایم نتیجه داشت، ولی امروز لعنت بر اسرائیل. خداوندا مرا از شر خودمختاری و رها شدگی از درگاهت، نجات ده و به بندگی خودت با ورود نهایی به جهان انقلاب اسلامی که مملو از عبودیت است مفتخر فرما ای آمرزنده گناهان و ای سعادت ابدی. خدایا چو شمع دارم با مظلومان می‌سوزم اگر این غم راه مومن و مسلمان شدن است مرا خاکستر فرما.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه زندگی زیباست آنگاه که انسان خود را و زندگی خود را گاه گاهی بازخوانی کند و عملاً در جهانی حاضر شود که راه از چاه، بهتر مشخص می‌شود به همان معنایی که متوجه شدید خودمحوری و خودبنیادی، جهانِ بت‌پرستان است زیرا به جای حضور در افقی که عبودیت خدا را مقابل ما می‌گشاید تا رحمت واسعه او را احساس کنیم؛ در خانه تنگِ خودخواهی گرفتار می‌شویم. درک این نکته عملاً تولد دیگری را پیش می‌آورد. از حضرت‌ عیسی «علیه‌السلام» وارد است‌ که‌ چنین‌ فرموده‌ است: «لن یلج ملکوت السموات من لم یولد مرتین؛ در ملکوت‌ آسمانها نمی‌تواند داخل‌ شود کسی‌ که‌ دوبار تولد نیافته‌ است‌». موفق باشید              

38724

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: دوتا پیشنهاد برای مطالب ویژه : ۱. تنوع مطالب رو بالاتر ببرید در زمینه مطالب خود استاد. ۲. از شاگردان حاج آقا هم استقاده کنید تا این فاصله بین افرادی که صحبتهای (طاهرزاده ی اخیر) رو متوحه نمیشن از اون شاگردا استفاده کنن تا بیان تو میدون. یا علی ممد، التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد خوبی است ولی هر کانالی رسالت خاصی را برای خود تعریف کرده مانند بعضی از کانال‌ها مسئولیت تحلیل سیاسی موضوعات را به عهده گرفته‌اند. کانال «مطالب ویژه» سعی دارد به مبانی معرفتی موضوعات تاریخ انقلاب اسلامی توجه بدهد. موفق باشید

38616

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: در دین اسلام در بعضی از سخنان، صحبت از لقاء الله آمده است. و بعضی جاها صحبت از لقاء رب آمده است. آیا این دو با هم فرق دارند ؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این که لقاء ذات معنا ندارد، همواره لقاء ربّ در مظاهر ربوبیت او مدّ نظر است. موفق باشید

38383

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: شخصی خدمت معصوم (ع) آمد. درباره خدا پرسید. حضرت فرمود: آیا تا حالا سوار کشتی شده ای. هنگامی که کشتی می خواهد غرق شود و... در قضیه بالا چگونه به خدایی که هنگام غرق شدن به او توجه می‌کنیم \، در شرایط عادی با او روبرو شویم؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً همان خدا در جان ما حاضر است و باید سعی کرد به آن خدا نظر داشت. موفق باشید

38349

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامی: کانال های مخالف دین می گویند که شفا یافتن ها بخاطر فشار روانی هست و برای همین همگی از نوع عصبی و شبیه آن هست ناشی از اراده و تلقین و جو محیط هست و اگر غیر از این می‌باشد چرا تا حالا کسی که دست یا پا ندارد یا معجزه معنوی دست و پا پیدا نکرده است؟ جوابی که به ذهن من می‌رسد این است که شاید تا حالا یک نفر بی دست توسل لازم را پیدا نکرده و دوم اینکه شاید همچین معجزه ایی بهانه را از دست بی دین ها می گیرد و خدا طبق حکمتش همیشه بهانه ایی برای تکذیب کنندگان می گذارد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه باید مانند جناب ابن سینا متوجه نقش نفس ناطقه در تعادل بدن بود وگرنه هیچ‌وقت این نوع مشاجره‌ها نتیجه به بار نمی‌آورد. موفق باشید

نمایش چاپی