سلام خدمت استاد طاهرزاده: میخواستم نظر شما رو در مورد شیخ جعفر ناصری فرزند مرحوم آیت الله ناصری بدانم و اینکه در این زمانه ما چگونه میتوانیم از ایشان استفاده کنیم و چه نسبتی داشته باشیم؟ ممنون استاد عزیز
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله ایشان انسان شایستهای هستند و رفقا باید سعی کنند نکات و توصیههای ایشان را دنبال نمایند. موفق باشید
سلام: در سوال ۴۰۵۷۳ در خصوص وجود عالمی پیش از این دنیا برای آزمایش انسان ها و سپس برگزیده کردن آدمها، اینطور پاسخ دادید: لازم به چنین فرضی نیست. کافی است متوجۀ علم خداوند به شخصیت افراد باشیم به همان معنای «علمِ قبل ما یکون» یعنی قبل از آنکه آن حادثهها و یا افراد متولد شوند و به ظهور آیند و لذا شایستگیهایی که آن افراد جهت هدایت انسانها دارند در علم خداوند هست و از این جهت آنان را پرورش خاصی میدهد تا در وظیفۀ الهی خود موفق باشند./ خب مجدد سوال ایجاد میشه که شخصیت افراد و استعداد های بالقوهشون، که در دنیا قراره بالفعل بشه رو کی بهشون داده؟ اون تقوا و توانمندی و روحیه و ایمانی که علم خداوند میدونه در شخص وجود داره و به قول شما به همین علت اون اشخاص رو برگزیده میکنه، خب خود خداوند هم این استعداد ها رو به اون اشخاص داده. از خودشون ماهیت و هستی ندارن که. شهید مطهری در کتاب عدل ( که خودتون بهم گفتید بخون) فرمودن عدل به معنای مساوات نیست چون قوای اشخاص یکسان نیست. خب همینکه قوا یکسان نیست خودش بی عدالتیه. همینکه من ذاتا نسبت به بقیه اعضای خانوادهم کشش خیلی خیلی بیشتری به معنویات و عالم غیب داشتم خودش بی عدالتیه، چه برسه به اینکه بخاطر این کشش ذاتی که از کودکی داشتم و هیچ تلاشی براش نکردم، مقرب تر هم باشم و بهشتی شم و اونا جهنمی شن فقط بخاطر اینکه شرایط زندگیشون طوری نبود که فرصت کنن با خدا آشنا شن. بیخیال استاد حرفامو کش نمیدم، این یه دور باطله. فقط داریم با کلمات بازی میکنیم. فرمایشات جنابعالی و شهید مطهری و هیچ یک از اساتیدی که ازشون این سوالارو پرسیدم و جواب سر بالا میدن رو نمیپذیرم. برای همین اصلا انسان برگزیده توی کتم نمیره، چه برسه به نظام سیاسی. نه اینکه از عناد و غرور جوانی باشه، منِ رو سیاه غلط بکنم، میگم از لحاظ عقلانی نمیفهممش و مطالعه بیشتر بنده رو دچار ضلالت بیشتر و سوالات بیشتر میکنه. مگه ما کی هستیم که بگیم خدا از چی خوشش میاد و از چی نمیاد! این تکبر واقعیه! چه برسه به اینکه من اصلا حکمت ایران دنیا اومدن و شیعه دنیا اومدن رو نمیفهمم، بین ۹ میلیارد انسان روی کره زمین فقط ۹۰ میلیون اسم رهبر و جمهوری اسلامی و مکتب تشیع به گوششون خورده. اونا بنده های خدا نیستن؟ چرا ما باید «اعلون» باشیم فقط بواسطه دینی که بدو تولد بهمون داده شده؟ مشاهده میفرمایید. حرف حرف میاره. اینجوری نمیشه پیش رفت اصلا. از نسل امروز که با فضای مجازی متولد میشه انتظار نداشته باشید بتونه بره روضه و ضجه های پیرزن ها رو تماشا کنه و شبهه براش ایجاد نشه. آخه که چی؟! الان خدا از عجز و لابهی ما خوشش میاد؟! خدا میگه پاشو خودتو جمع کن برو پی تلاش، پی آموزش و آگاهی! فرستادمت توی دنیا که خودتو بسازی! استاد بخدا من قلبم سیاه نیست، میخوام بفهمم، نمیشه! هرچی بیشتر بفهمی اوضاع خرابتر میشه! تو کتاب شماره سه از سلسله مباحثتون ( که با دقت یادداشت برداری کردم و گوش کردم و مرور هم کردم اما فقط بیشتر در تفکر در ماهیت دین گیج شدم) فرمودید اول عقل رو باید مطمئن کرد تا قلب، ظهور خداوند رو حس کنه. والله اصلا خداوند عقلی نیست. من اگه بخوام به عقلم تکیه کنم همین امروز مرتد میشم، برای همین در اولین فرصت خودم رو از حوزه کشیدم بیرون و به سجاده ی خودم پناه بردم که از این شبهات بیشتر در امان بمونم. ذهن خود شیطانه. اگه هیچ وقت تصمیم نگرفته بودم اینقدر در دین عمیق شم و سوال جواب کنم و اینهمه کتاب ها رو روی هم دیگه تلنبار کنم، ایمانم به دیانت و نبوت خیلی بیشتر میموند. این ۳ سال مطالعه و تفکر بیش از اندازه در شریعت اوضاعم رو خیلی خراب کرد. کی گفته حال بد نشونه آزمایش خداست برای ایمان آخر الزمانی؟! شایدم نشونه خداست برای اینکه داری مسیر رو اشتباه میری! خدا که آزار نداره ما رو بی دلیل آزمایش کنه با انواع بلایا و تردید ها برای اینکه مثلا ببینه چند مرده حلاجیم! خب خودش میدونه! لابد این احساس های بد و حملات اضطرابی که ما اصطلاحا مذهبی ها داریم تجربه میکنیم برای هشدار نسبت به پیشروی در مسیر غلطه! الان تبدیل به موجود ترسناکی شدم که بلده با زبون درازی و حاضر جوابی تمام شبهات رایج جامعه رو از خیلی از آخوند ها هم بهتر پاسخ بده، اما خودش در عمق وجودش از سوالاتش نسبت به اصل وجود وحی داره شرحه شرحه میشه... دین اشارهش به خداونده و ما گیر دادیم به انگشت اشاره!!! خوندن دین مثل اینه که درِ معبد رو بپرستی! برو توی معبد بچه جان! با ورود به تشکلات مذهبی و اسم مبلغ بودن تمام معصومیت و سادگیم رو از دست دادم. تنها چیزی که همیشه برام ثابت بوده و هست خود حضور خداونده. و اجازه ندادم موندن توی حوزه بیشتر از این به اعتقادم به شریعت هم صدمه بزنه. الحمدلله شما حوصله دارید اینهمه شاهد تردید های مردم باشید. از صبر ایوب هم بیشتر صبر میخواد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در مورد علم خداوند به شایستگیهای قبل از خلقت انسانها بحث بسیار مفصل است و به امکانِ ذاتی افراد بستگی دارد که جناب ابن عربی در فصّ «اسماعیلی» در «فصوص الحکم» با نظر به آیۀ «رَبُّنَا الَّذي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى» (طه/۵) یعنی پروردگار ما است که خلقت هر موجودی را به او میدهد. بحثهای خوبی به میان آورده مبنی بر آنکه خداوند خلقت هر موجودی را به آن موجود می دهد. ۲. در مورد نظر به خداوند خوب است به بحث شب گذشته که موضوع «توحید و ایمان» با نظر به نهج البلاغه به میان آمد، رجوع شود. https://eitaa.com/matalebevijeh/20441 موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: «الدِّينُ يُجِلُّ» یعنی چی؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد مواردی نیست که بنده در موردش حضور ذهن داشته باشم. به نظر میآید بتوانید از طریق فضای مجازی و با نظر به متن اصلی، جواب این نوع سؤالات را جستجو فرمایید. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: این عشق به امام رضا چه عشقیست که انسان حاضر است جانش را فدای او کند؟ البته این را میدانم که انسان اگر جانش را فدای امام رضا کند جانش را در اصل فدای خدا کرده ولی استاد بزرگوار این چه عشقیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: امام معصوم به عنوان انسان کامل و نهایت انسانیت هرکس، طوری است که با نظر به آن حضرت عملاً انسان خود را در نهایت و وجه متعالیاش احساس میکند و مییابد حقیقتاً او اصل و جان انسانیت هر انسان میباشد. موفق باشید
سلام استاد: احساس میکنم مسیر آزادی فلسطین در گرو اراده انسانی و جهانی مردمه و توقع زیادی داشتن از حکومت ها حتی جمهوری اسلامی توقعیه که زیاد کارکردی نداره. بزرگترین اتفاقات عالم که یا اتفاق افتاده مثل انقلاب اسلامی یا اتفاق میفته مثل ظهور وابسته به اراده مردم بوده. من فکر میکنم این اراده در حال شکل گرفتنه و داره تبدیل به یک حرکت عمومی میشه. از همین حرکاتی که دختر خانم ایرانی در دانشگاه زد تا کشتی مادلین و قراره تجمع در قاهره به سمت غزه نشونه های خوبیه. ما چی کار کنیم؟ به نظرم مثل پازل که هرکس نقشی داره در تکمیل باید سعی کنیم این وجدان رو بیدار نگه داریم، در خودمون و اطرافیان ولو یک نفر. این نظر به نظر شما درسته استاد؟ من خیلی دنبال این هستم برای فلسطین باید چی کار کنم اما واقعا نمیدونم و صرفا به این مطلب رسیدم که عرض شد خدمتتون.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. مهم آن است که یک لحظه به دلایل مختلف نباید از فلسطین، آری! از فلسطین غفلت کرد به همان معنایی که همتهای زیبا و بلند مانند همت آن بانوی سرفراز در کشتی مادلین به میان آورد و نشان داد رژیم صهیون تا کجاها فرومایه است و به همان معنایی که بناست آن راهپیمایی زیبا انجام گیرد و انتظار راهی که خداوند ان شاءالله در مقابل ما میگشاید تا در این میدان هر آنچه حکایت نسبت ما با موضوع فلسطین است، بیش از پیش، پیش آید. بحمدالله نظام اسلامی در کلیت خود به عالیترین شکل که ممکن است در میدان است ولی ما نیز هر کدام هر آنچه بیش از پیش است را انتظار میکشیم و از خداوند میخواهیم بهترین شرایط را برای نابودیِ هرچه بیشتر رژیم صهیون فراهم کند که در آن صورت، تاریخ دیگری آغاز میشود. موفق باشید
سلام و عرض ادب: کتاب آشتی با خدا رو مطالعه میکردم همیشه یه سوالی داشتم که چه جوری میشه در درونمون با ما صحبت می کنند در بیرون نیست در درونمون هست. جدیدا در بیرون از خودمون هم صدایم میکنند و این بیرون باز با این دنیا فرق میکند نمیدانم چه طوری بازگو کنم. مثل اینکه یه درون و یه بیرون از خودمون داریم و یه دنیا که با حواس مشاهده میکنیم اگر بخواهیم راجع به این موضوعات بیشتر بدانیم که باید چگونه با آن صدای درونی و با خودمون رفتار کنیم میشه راهنمایی بفرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با ادامه مباحث معرفت نفس و بحث معاد ان شاالله این موارد برایتان روشن خواهد شد. موفق باشید
سلام و عرض خسته نباشید خدمت استاد گرامی: استاد آیا میشه گفت فلسفه و نگاهی که جناب ملاصدرا به وجود دارند به نوعی عرفان نظری و فلسفه و نگاهی که جناب هایدگر به وجود دارند ما رو به نوعی عرفان عملی رهنمون میسازن؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در همین رابطه فکر کرد و البته توجه و تعمق نسبت به «اصالت وجود» صدرا به عنوان حضوری که انسان از آن طریق در نزد خود می یابد؛ راهگشا است. در این رابطه رفقا جلساتی نسبت به بازخوانی کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی (رضواناللهتعالی)» داشتهاند که توجه به آن مباحث میتواند در این رابطه راهگشا باشد. https://eitaa.com/soha_sima/4697 . موفق باشید
سلام علیکم و رحمت الله. اسارت قوم بنی اسرائیل را خداوند متعال به عنوان بلایی عظیم از آن یاد میکند آیا این بلا به سبب گذشته های آنها بود که توصیه ها و راهنمایی های حضرت یوسف را به دست فراموشی سپردند یا مسئله چیز دیگری بوده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته، نکتۀ مهمی است. گویا همین نکته است راز اسارت بنی اسرائیل در سیطرۀ فرعونیان که فرمودید. از آن جهت که سلسلۀ توحیدی خود را که به حضرت ابراهیم «علیهالسلام» منتهی میشد را فراموش کردند و تا آنجا گرفتار فرهنگ فرعونیان شدند که حتی از حضرت موسی «علیهالسلام» خواستند تا بُتی برای آنها بسازد. موفق باشید
سلام: اگر بگم حکمت شیخ نعیم قاسم در اعراب حتی از یمن، بسیار بالاتره اغراق نکردم. طوری حکیمانه برخورد کرد که جایگاه آمریکا در معادلات جهانی پست تر هم شد! وقتی که یهودیها درواقع حاکم جهانند و ایالات متحده خیلی وقته تمدنی تمام شده است. اما چرا اسرائیل امید آینده همه مردم غیر ولایت الهی و ضد دین دنیاست؟ چون یهودیها با ویژگی برتری که خداوند به آنها با عنوان قوم برگزیده داده توانستند موجودی بزرگ را خلق کنند که اتفاقا تازه برای آینده بشر متولد میشه! بله تعجب برانگیزه اما موجودی که با رسیدن دنیا به قیامت تازه ظهور پیدا میکنه خیلی باید بزرگ باشه و البته آن موجود قیام کرد. و اتفاقاً در همین شرایط پسفردای انسان کامل با ولایت الهی و دین در جنگ چنین دجال بزرگی که با حکومت سیاسی اسرائیلیه ممکن خواهد بود. بنظر بنده آمریکا تمام شد و تازه وقت یهودیها آغاز شده و آنها نیز نگاهشان به خدای دوهزارساله خلق شده جهانی شان است نه به نظرات آمریکا. البته در این بین قایق های صمود نیز همه دنیا علی الالخصوص اروپایی ها را به ورطه میدان تاریخ موجود سوق داد. ما فقط یک وظیفه خیلی مهم داریم و آن همراهی با تاریخ به روز شده خودمان است، بنده از جداییهای ما ایرانیان از تاریخ هر لحظه بروز شده، شکایت دارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ درست و دقیقی است. اخیراً در این رابطه عرایضی تحت عنوان «ما و جهان پس از هفت اکتبر» https://eitaa.com/matalebevijeh/20409 شده که البته باید ادامه دهیم و مباحث «سورۀ بقره و یهودیگری» میتواند متذکر امری باشد که متذکر شده اید. موفق باشید
سلام علیکم استاد: به نظر شما سلوکی که بعضا بر صمت و پرهیز از اهل دنیا و غفلت تاکید میکند توانمندی این رو دارد بتواند در بحث جامعه پردازی در گام دوم انقلاب نیازهای انسان امروز ما رو بر آورده کنه؟ به نظر شما زبان اهل معرفت ما در تبیین معارف الهی آیا نیاز به یک بازنگری و ساده سازی ندارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، سیرۀ اهل البیت است و در این راستا میتوان به توصیههای آن عزیزان در مورد صمت و پرهیز از دنیا هم در جای خود فکر کرد، ولی نه به معنای فرار از وظایف اجتماعی. و از این جهت هر آن کس که بنای سلوک دارد باید متوجۀ جایگاه آن دستورات باشد و از این جهت آری! باید متذکر جریانهایی شد که انسانها را در عبادات فردی متوقف میکنند. در این راستا در کتاب «سلوک ذیل شخصیت حضرت امام خمینی (رضواناللهتعالیعلیه)» عرایضی شده است. موفق باشید
یک دوستی دارم بدون استفاده از مربی و استاد اخلاق و تنها از استفاده روزمره و استخاره وار از قرآن کریم مدعی است که بر وهم خود غلبه دارم و عقل من بر وهم من حاکم است و به من الهاماتی میرسد که مورد توجه قرار گرفته ام و به من کمک میشود آیا این ادعا صحیح و قابل اتکا در زندگی یک انسان مومن مسلمان می باشد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هیچ وجه استخاره حجّت نیست. آنچه حجت است عقل و قرآن است. طرف در نامه ای نوشته بود استخاره کردم خودکشی کنم، استخاره خوب آمد و خودکشی کردم و آن نامه را در کنار جسدش یافتند. حتی به گفتۀ علامۀ طباطبایی پشت به استخاره نیز اشکال ندارد و در حکم پشت کردن به قرآن نیست. موفق باشید
با سلام: استاد بنده از بچه های جانبازان زمان دفاع مقدس هستم. از خیلی وقت پیش تو مباحث معارفی بودم خیلی هم آسیب دیدم شاید خودتون هم متوجه شده باشید ولی گمانم یه ساختار خیلی زیبا خیلی لطیف و در اوج معنویت در جامعه ما حاکم شد ولی متاسفانه نمیدونم درست متوجه شدم یا نه اینکه گاه بعضی طلبه ها که خانم هاشون و زنان طلبه هم دراین آسیب زدن بی تقصیر نیستند. با فقه میخوان بقیه را آدم کنند استاد نمیدونم این تحلیل صحیحه یا نه ولی ای کاش جلو اصلاح کردن بعضیا گرفته میشد تنها من نیستم که این آسیب را دیدم خیلی بچه های دیگه آسیب دیدند ، شاید باید صبر کرد تا هرکی جای خودش رو پیدا کنه و شاید بعضیا زودتراز بقیه طلبه شده اند و شاید تزکیه بالاتر از طلبگی هست و شاید اون طلبه های دوران دفاع مقدس و اون افراد عملا بیکار و از صحنه خارج و دارن خارج میشن، و شاید باید اجازه داد مردم خودشان ساختار بسازن و هر کس خودش بسازد، «یا صاحب الزمان» شاید هم سیاست معنا و روی لطیف معنای دیگری دارد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ بسیار مهمی را مطرح می فرمایید از آن جهت که انسانهای این تاریخ باید در درون خود حقّانیت تکالیف الهی را احساس کنند و البته همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند کشف حجاب، حرام شرعی و حرام سیاسی است، ولی در ادامه فرمودند اکثر این افرادی که کشف حجاب می کنند نمی دانند. این جاست که وظیفۀ ما حساس می شود که چگونه جایگاه وظایف شرعی را با این نسل در میان بگذاریم تا با انتخاب فاخر خود بتوانند دستورات الهی را انتخاب کنند و البته این بدان معنا نیست که اجازه دهیم جامعه گرفتار انواع بی حیایی ها و ولنگاری ها شود. هیچ جامعه ای چنین امکانی را به افراد نمی دهد. بحث در آگاهی دادن به کسانی است که متوجه جایگاه دستورات احکام شرعی نیستند. در این رابطه عرایضی تحت عنوان «تقابل آزادی و حجاب! چرا؟» شده است. به امید آنکه بتوانیم در گفتگویی حکیمانه جامعه را از مشکلاتی که می فرمایید عبور دهیم. موفق باشیدhttps://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84&tab=sounds
سلام علیکم: آیا اصلا ظهور امام زمان یا هر اراده الهی بزرگی در این تاریخ ظاهری مثل نگرش های رایج هم دارد؟! ما که هرچه میبینیم خداوند طریقه خدایی کردنشان را در مرتبه نرم افزاری و کیفیتی حاضر فرمودند. امثال بنده آنقدر که تشنه زندگی اییم و میدانم با جنگ و مقاومت و پیش روی معرفتی و همه جانبه ابعاد انسانی محقق میشود، نیازمند هیچ چیزه دیگری نیستیم زیرا خود را میشناسیم که فقیران ذاتی هستیم که آمده ایم خدا را بندگی، و میدانیم خداوند همه نیازمان و کافی است. سر گذشت سخت زیبای همه ما در این شعر آمده که: در لگد کوب حوادث جان دیگر یافتیم / چون غبار از زیر پای کاروان برخاستیم. خدا میداند که چقدر از سیر زندگی نتیجه ای میخواهم که بتوانم در آن استقرار کامل و درست بگیرم، این اواخر موضوعم همین شده، اما! قطعاً در ظرفیت واقعی بشری خودم نه کمتر. و آقا! زندگی باید خیلی زیبا و دلربا باشد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در میدان زندگی و در مواجهه با انسانها، هرکس خود را میتواند پیدا کند آنگاه که با متانت و دلسوزی و صبر، وارد زندگی شویم. اینجا است که خداوند از طریق انسانهای الهی و اولیای معصوم به سراغ انسان میآید. موفق باشید
باز رد شد اربعین و باز من حسرت به دل. بار دیگر داشتم پایی و پا نگذاشتم در راه دل. استاد اربعینی دیگر گذشت و این بار هم لطف هم قدم شدن با زائران اربعینی نصیب بنده نشد. نمیدانم از بی لیاقتی و کم سعادتی بنده است یا از بی همتی و یا یکجور ترس درونی. نه ترس از گرما و ناملایمات و سختی راه که بی شک حس حضور همه را شیرین می کند. بلکه ترس از نوع ترسی که یکنفر شوق و اشتیاق دیدار یاری را دارد و ترس دارد که نکند بعد از دیدارش از شدت آن شوق و اشتیاق کاسته شود. هر وقت پیاده روی اربعین را از طریق تلویزیون دنبال میکنم از ته دل به راهیان پیاده روی اربعین غبطه میخورم. غبطه خوردن به حالشان یک حس و حال متعالی به بنده میدهد و میترسم بعد از اینکه اولین بار راهی پیاده روی اربعین شدم دیگر این غبطه خوردن به سراغم نیاید. دوست دارم این غبطه خوردن را، دوست دارم اشکی را که به هنگام طلب هم قدم شدن با زائران اربعینی در چشمانم جمع می شود. نمیخواهم این اشتیاق سرد شود. نمیخواهم پیاده روی اربعین برایم به یک امر عادی تبدیل شود، دوست دارم طلب کردنش را از خدا. خواستم از جنابعالی سؤال کنم با این احوالاتی که این حقیر دارم بهتر است زودتر پیادهروی اربعین را تجربه کنم (البته اگر لطف خداوند شامل حالم شود و قسمت شود) یا اینکه به تعویق انداختن آن باعث بیشتر شدن عطش و یا معرفت نسبت به این پدیده میشود و چه بسا به تعویق انداختن آن برای بنده حقیر میتواند برکات بیشتری به همراه داشته باشد. التماس دعا استاد بزرگوار
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته غبطه خوردن در این امور، در جای خود ارزشمند است ولی تجربۀ «حضور» امرِ دیگری است آنگاه که انسان نسبت خود را با حضرت اباعبدالله «علیهالسلام» در جمع زائر و خادم، احساس میکند که چگونه هرکدام به نحوی به امامی نظر دارند که نهایت انسانیت را حتی با آنانی که قصد شهادت آن حضرت داشتند؛ نشان داده است. و حال مائیم و قدم به قدم به سوی او رفتن، تا با هر قدمی سیئهای از جانمان زدوده شود و حسنهای به میان آید و آرامآرام با نفیِ سیئهها و پیشآمدنِ حسنهها، نوعی همسنخی ذیل آن حضرت در انسان پیش آید که این، احساسی است مخصوص به خود. و معلوم است غبطهخوردن از این حضور، خود نوعی حضور است. موفق باشید
سلام علیکم: شاگردان آیت الله قاضی (ره) در هنگام نماز خواندن ایشان را نصب العین خود قرار میدادند. میخواستم بدانم که چون آیت الله قاضی (ره) مظهر خدا بودند، ایشان را نصب العین قرار میدادند؟ سوال دوم اینکه اگر جواب مثبت است، مگر تمام عالم مظهر خدا نیست. پس چرا فقط یک مظهر (آیت الله قاضی (ره)) را به عنوان مظهر خدا در هنگام نماز نصب العین قرار میدادند؟ لطفاً به هر دو سوال پاسخ دهید!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هرچیزی مظهر انوار و اسماء الهی است ولی استاد سلوکیِ انسان، مظهر کمال انسانی آن شخص به حساب می آید. موفق باشید
«یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ...» سلام استاد بزرگوار: تبریک و تسلیت عرض میکنم به خاطر این همه غم های زیبا در شهادت رهبر معظم انقلاب. خاطرم هست کتاب «راز شادی امام حسین در قتلگاه» ابتدا یک جلسه سخنرانی بود که بعد تبدیل شد به کتاب. اگر اشتباه نکنم بنده به لطف خدا در آن جلسه حضور داشتم. در آینه آن سخنرانی و کتاب میشد این شهادت زیبای رهبر معظم انقلاب و مدیریت شان برای ظهور چنین شهادتی را مشاهده کرد. رهبر معظم انقلاب حکیمانه و با همان حماسه و حکمت حسینی که در کتاب «کربلا مبارزه با پوچی ها» متذکر هستید، به خوبی شهادت شان را مدیریت کردند. گویا میتوان آرام آرام در این شهادت، آن نیروی نرمی را که در حال غلبه و ظهور است برای قلع و قمع تمام همینه مادی و معنوی استکبار به نظاره نشست. به همان معنایی که یزید از قتل سیدالشهداء ابراز پشیمانی کرد! چون ناگهان با غلبه نرم افزاری شهادت حضرت مواجه شد. حتی عمر سعد هم وقتی دید پیکر عریان و بی سر و خونین امام حسین علیهالسلام زنده تر و با شکوهتر از قبل جلوه کرد، مجبور شد برای محو آن جلوه و جلال، بر آن بدن بی سر اسب بتازد و سینه و پشت و بدن امام حسین را آسیاب کند. خلاصه که استاد دلم میخواد بر این شهادت خون گریه کنم و خون بالا بیارم و بمیرم. دعا کنید...😭❤️🔥💔
باسمه تعالی: سلام علیکم: ای رازها! و ای رازها! تا کجاها اینهمه جلال و شکوه؟!
تنها در جواب نگاه زیبای شما میتوانم آنچه را با زبان الکن خود با حضرت آیت الحق، سیدالشهدای انقلاب، امام خامنهای «رضواناللهتعالیعلیه» درد دل کردهام، با شما در میان بگذارم.
دیشب در سحرگاه پس از سکوت بیست ساعته، آرامآرام زبان به «گفت» آمد و با او اینچنین سخن گفت: ای مرد! با خدا چهها گفته بودی که تا این اندازه برای جهان استکبار این ظلمانیترین جهان ممکن، مسئله شده بودی؟! استکباری که ۴۰۰ سال است خود را در علم و به اصطلاح رسانه تا این اندازه بزرگ کرده بود تا بدون هر گونه رقیبی آینده را از آنِ خود کند؛ چگونه در مقابل تو این اندازه خود را ناتوان دید که مجبور شد به گمان خود، با شهادت تو، خود را از بیآبروییِ دوران نجات دهد؟! و بلکه آبروی از دسترفتهاش را باز یابد؟
فردای جهان استکبار با شهادت تو، چه فردایی است وقتی خود را پیروز میدانی میداند که پیرمرد ۸۶ سالهای را در کنار فرزندانش با هزاران تجهیزات مدرن شهید کرده است؟ چه چیزی برای بشریت این دوران دارد با اینهمه سرافکندگی؟ استکبار در این صحنه پیروزِ کدام میدان است؟!
پس از شهادت تو، فردایِ بشریت چه فردایی است وقتی مردمان به خود میآیند و از خود میپرسند آن مرد، چگونه مردی بود که جهان استکبار را اینگونه سراسیمه و پریشان کرده بود که باید با اینهمه بمب و موشک و ناو جنگی به جنگ او آمد؟ و چون شهیدش کردند تقاضای آتش بس نمودند. آیا جز این است که اینهمه تجهیزات برای شهادت پیرمرد ۸۶ ساله یعنی جهانی در مقابل جهان؟
حال با نظر به چنین میدانی باید از خود پرسید فردای جهان چه فردایی است؟ فردایی که مردمان از خود میپرسند چه نسبتی با آن مرد که جهان در مقابل او تا این اندازه احساس حقارت کرد، باید داشته باشند؟
سعی شد در متن https://eitaa.com/matalebevijeh/21872 تحت عنوان «شهادت رهبر معظم انقلاب و حضورِ فعّال انقلاب اسلامی در جهان بشری» https://eitaa.com/matalebevijeh/21870 از جهان و بشری که در پیش است عرایضی به اشاره داشته باشم. حال با لکنتی که در ارائۀ این مطلب در میان است؛ چه اندازه موفق بودهام یا نه، نمیدانم.
ای مرد! تو در نسبت با قرآن و با دعا، تا کجا رفته بودی که تا این اندازه در شخصیت خود به نهایتهای بشر آخرالزمان اشاره داشتی؟ با این مردم چه کردی که نمیدانند بعد از تو چه کنند؟!!! پس از خبر شهادتت، سرگشته و پریشان بدون اختیار میدانهای شهر را به طرز فوقالعادهای پُر کردند. اشکها ریختند تا تو را، آری! تا تو را به وسعت همۀ نهایتی که در پیش دارند احساس کنند. مگر میشود؟!!!
ای راز زمانه! من باید دوباره با تو قرآن و دعا بخوانم. من باید دوباره با تو مسلمان شوم. من باید دوباره با تو خدا را بشناسم. چه اندازه خداوند با تو بزرگ و حیرتانگیز است. موفق باشید
با سلام: استاد من گمان میکنم عده ای با مبحث روانشناسی و علوم تربیتی و تربیت فرزند پیش میرفتن و بحث صبر را از آنجا و آن منظر دنبال میکردن و عده ای مباحث را از دیدگاه طلبگی و عرفان و ره صد ساله از یه طرف اگه ما با این مباحث پیش بریم یه جورایی کند پیش میریم و از طرفی اگه نرویم بالاخره یه سری سیستم ها و آموزش و پرورش از طریق این علوم که گاها خیلی اش با مبانی دینی ما هم تطبیق داره پیش میره و از طرفی در خصوص زنان باید با احتیاط تر نسبت بهشون بود و آسیب پذیرن، بنده دیدم یکی از کتابهای رهبرانقلاب و هم شهید مطهری راجع بحث صبر هست که احتمالا مشهدی ها و انتشارات انقلاب که بعضیشون طلاب نویسنده و ویراستار کتب رهبری هستن و شاید اگر مباحث را کلی پیش میآمدیم خصوص در مورد صفات اینطورنمیشد که یه عده بگن با صبر باید جلورفت یه عده بگن نه عقب میافتیم، استاد این موضوع را درست متوجه شدم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع «صبر» موضوعِ بسیار و بسیار حساس و مهمی میباشد و اساساً اگر قرآن فرمود: «انّ الله مع الصّابرین» و متذکر شد خداوند همواره در کنار اهل صبر میباشد؛ حکایت از آن دارد که اگر راهی به سوی حقیقت مقابل انسان گشوده شد، آنچه موجب نتیجه و حضور نهایی میشود، پایداری در آن راه است. خوشا به حال دیندارانی که در دینداری خود پایداری و صبر پیشه کردند و نگذاشتند شیطان صبر آنها را برُباید و خوشا به حال حاج قاسمها که در مسیر مقابله با کفر و جنایت، صبر پیشه کردند و در گردونۀ ریزشهای انقلاب گرفتار نشدند. و در این رابطه در فرازی از دعای ماه رجب از حضرت محبوب تقاضا میکنیم: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ صَبْرَ الشَّاكِرِينَ لَكَ...» https://eitaa.com/matalebevijeh/15919 موفق باشید
سلام علیکم استاد گرانقدر: بنده ۲۷ سال سن دارم و ۲۷ سال غفلت کرده ام در رمضان سال ۱۴۰۴ و از ابتدای این سال خداوند به این بنده توفیق داد و چندین بت و زنجیر بزرگ که بر پای دلم بود با عنایت خاص خداوند برچیده شد. هر چند هنوز بت های بزرگی دارم اما آن که مانع اصلی حرکت بود برداشته شد و توفیقات زیادی هم از جانب خدا به من شد که با اسباب خود خدا از طریق قرآن و کتب اخلاقی هر جا گیر میکنم صفحه را باز میکنم خود صفحات و حوادث راه را نشانم میدهند. رشته ی این بنده حقیر در دانشگاه حقوق بوده و آزمون هایی از جمله قضاوت داده ام که احتمالا پذیرفته میشوم از خدا خواستم راه را جلوی پایم نشان دهد علاقه زیادی به عرفان و علما و حوزه در بنده ایجاد شده میشود راه را بر این بنده عاصی نمایان کنید؟ با توجه به این که سن بنده هم به تحصیل رسمی حوزه نمیخورد چه میفرمایید این روزها حوادث و قرآن و کتب میگویند باید جهاد کنی و از دنیا دل بکنی و اگر در میانه معرکه حق و باطل نباشی چه تپه نشین ندبه باشی چه شمر لعین (در ضمن دوره تحصیل و قبل از غفلت ها استعداد خیلی خوبی داشتم) در ضمن استخاره گرفتم آیه ۳۹ سوره حج آمد و خوب بود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر کنید که در این سنّ که سنّ آمادگی برای کسب معارف و حقایق است؛ به میدان آمدهاید. پیشنهاد اولیه رجوع به سیر مطالعاتیِ سایت است بخصوص مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آنها و کتاب «خویشتن پنهان» و پس از آن رجوع به کتاب « معاد، بازگشت به جدیترین زندگی» همراه با شرح صوتی آن و پس آن نظر به سورههای روم و عنکبوت و آلعمران که همۀ آن موارد در سایت هست. و البته بدون عجله و با برنامه. در ضمن از آموزش ادبیات عرب هم غفلت نشود زیرا بالاخره متون دینی را اگر با همان زبان که گفته شده است، بیابیم ارزش خود را دارد. موفق باشید
سلام علیکم و عرض ادب: بنده حدود ۱۰ سال پیش دچار وسواس شدم. طی چند سال تشدید پیدا کرد و از این جهت پیگیر درمان شدم. طرق مختلفی برای درمان طی شد؛ از طب جدید و سنتی گرفته تا... . از هر طریقی فوایدی برای بنده حاصل شد منتها هنوز بهبودی کامل بدست نیامده بود. نهایتاً آنچه برای بنده به شدت مفید بود، استفاده از نگاه عرفانی و بهرهگیری از علوم عقلی فلسفی بود که بحمدالله تا حد زیادی به بنده کمک کرد. با این وجود همچنان مقداری آشفتگی فکری وجود دارد که البته چندان بروزی ندارد که اطرافیان متوجه مشکل شوند. توصیههای حضرتعالی هم مطالعه شد. اگر توصیهی خاصی بابت مشکل بنده دارید بفرمایید لطفاً و اینکه در یکی از توصیهها اجتناب از تحریک احساسات را فرموده بودید که در بعضی مصادیق برای بنده مبهم است؛ یکی اینکه، بنده شخصیت شاد و خوشذوقی دارم که با خونگرمی و معاشرت و خندیدن با دوستان شناخته میشوم این رویه برای بنده مضر است؟ (ترک این شخصیت برای خودم نگرانکننده میباشد) همچنین اینکه روضه و درددل با اهل بیت علیهم السلام را برای خود ضروری میدانم، اجتناب از این مجالس برایم مشکل است، آیا ترک این مجالس ضرورت دارد؟ تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که متوجه شدهاید هر اندازه ذهن خود را در امور معرفتی و تدبّر در قرآن صرف کنیم، تأثیر امور وهمی ضعیف و ضعیفتر میشود و در این رابطه کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست، متذکر نکاتی میباشد. اتفاقاً روحیۀ شاد و حضور در مجالسی که نظر به سیره و شخصیت اهل البیت در آن هست، بسیار مفید خواهد بود. موفق باشید
سلام علیکم: در جمله «سبحان من اظهر اشياء و هو عینها» این کلمه سبحان به مقام ذات احدی بر میگردد یا به اسم ظاهر برمیگردد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم افقی است که با نظر به اشیاء در مقابل انسان موحد گشوده میشود، افقی که حقیقت حضرت حق را به ظهور آورده، حال چه آن حقیقت را نور احدی بنامیم و چه حضرت ذات، در هر حال آنچه مد نظر میآید حکایت اوست. موفق باشید
سلام علیکم استاد: خدا قوت. ببخشید می شود راجع به سخنان حضرت آقا درباره این جمله توضیح مختصری دهید «روحیه ی کار و تلاش را بر حالت نه جنگ نه صلح که دشمن می خواهد بر ما تحمیل کند غلبه دهیم...»
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما با آغاز انقلاب اسلامی راهی را گشودهایم با اهدافی خاص که نظر به کرامت انسان در جهان جدید دارد و بحمدالله با همۀ موانعی که در مقابل خود داریم همچنان در مسیر عبور از فرهنگ استکباری در حال به دست آوردنِ نتیجه میباشیم و نباید از این راه و آن اهداف به بهانۀ مقابلۀ اخیری که اسرائیل به میان آورد، غفلت کنیم به همان معنایی که آن سالک عظیمالقدر«رضواناللهتعالیعلیه» فرمود: «خداوندا کشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزهاند». موفق باشید
سلام علیکم: بحث رب خاص در کدام فص از فصوص الحکم آمده است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اکنون هیچ حضوری در این رابطه ندارم. موفق باشید
با سلام: اگر بر فرض محقق شود که رهبری در انتخابات به جناب آقای قالیباف رای داده است آیا شما باز هم از جلیلی حمایت می کنید و به آن شخص رای می دهید یا نه به آن کس که رهبر رای داده است؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلماً بصیرت رهبر معظم انقلاب از همۀ جهات برای بنده حجّت است و از فهم خودم برای خودم ارجحیت دارد. ولی باید مواظب بود با توهمات خود امری را که غیر واقعی ممکن است باشد واقعی جلوه ندهیم و از آن جهت که با تصورات خود گمان کردهایم که مثلاً رهبر انقلاب به فلان آقا رای دادهاند و بعد عملاً همه ضعفهای آن آقا را به پای رهبر معظم انقلاب بگذاریم. اینجاست که باید بسیار با احتیاط سخن گفت. تحلیلهای عادی کافی نیست حتی اگر کسی بخواهد از این نوع تحلیلها اثبات کند که رهبر انقلاب به آقای جلیلی رای دادهاند باز همان مشکل در میان است. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام و رحمت خدمت شما استاد عزیز. بنده نوجوانی هستم که تعارض میان دو مسئله شدیدا سردرگمم کرده و نمیتوانم دست به تصمیم بزنم. به لطف خدا به لطف خدا به لطف خدا بنده مستعد در زمینه های علوم مهندسی هستم و بهاضافه علاقه شدیدی هم به این حوزه دارم. از طرفی آزمون کنکورم را مطلوب دادهام و اگر خدا بخواهد توان تحصیل در بهترین دانشگاههای کشور را دارم. اما همین استعداد را (اگر بیشتر نباشد بهنظر کمتر نیست) در زمینه علوم حوزوی علی الخصوص فلسفه و منطق و عرفان دارم و همان علاقه شدید را به این زمینه نیز دارم. ماندهام میان این دو مسیر که خدای متعال از من چه میخواهد و وظیفهام چیست. پدرم تصمیمگیری را بر بنده واگذار نمودهاند و مادرم نیز مرا از هیچکدام نهی نمیکنند اما میدانم قلب هردو علی الخصوص مادرم بشدت مایل به این است که به دانشگاه بروم. علاقه و استعداد برای بنده در دو زمینه برابر است و برایم مهم فقط و فقط این است که ولی جامعه حضرت امام خامنهای از منِ نوجوان در این دوراهی کدام را میخواهند. میخواستم بدانم آیا شما میتوانید بنده را راهنمایی کنید؟ و سوال دومم این است که فرضا اگر باید به حوزه رفت بهتر است اول به دانشگاه بروم (برای لیسانس) و بعد به حوزه بروم یا مستقیما به حوزه بروم؟ (در این زمینه هم پدر و مادرم شدیدا میخواهند بنده ابتدا حداقل دانشگاه را تجربه کنم اما امر و نهی نمیکنند چون برای خودشان مسئولیت میدانند و واهمه دارند که مرا از حوزه نهی کنند) با تشکر در پناه حضرت ولیعصر ارواحنا فداه
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اگر استعداد مباحث و موضوعات حوزوی را در خود احساس میکنید و والدین محترمتان میتوانند تا حدّی از نظر مالی در ادامۀ زندگی به عنوان حضور بیشتر در تبلیغ دین، کمک کنند – حداقل در زمینۀ مسکن در سالهای بعد- این را لطف خداوند بدانید که علاقۀ حضور در حوزه و تعمق در آن معارف و تبلیغ آن به بشریت را در شما ایجاد کرده است. ۲. هرچه زودتر به حوزه وارد شوید بهتر است. در این مورد خوب است به آرشیو «حوزه یا دانشگاه» که روی سایت هست، رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/quest/29957?mark=%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87 موفق باشید
سلام و احترام: در جواب پرسش یکی از کاربران فرمودید شرایطی به وجود آمده که به برکت آن به سمت یگانگی بین زندگی و مقاومت می رویم. این زندگی که می فرمایید چگونه زیستنی است و چه معنایی دارد که در برابر شرایط جنگی قرار نمی گیرد، بلکه با شرایط جنگی و مقاومت مردمی سازگاری دارد؟ بالاخره زندگی بخش زیادی از مردم مختل شده. نه فقط از جهت خسارات مادی بلکه از جهت روانی و آرامش عمومی. جنگی که تبدیل به جنگ شهری و وارد لایه های اجتماعی شود امنیت و آرامش عمومی را سلب می کند. روتین و روال زندگی عادی را بر هم می زند. به عنوان مثال یک دانش آموز که برای کنکور خود را آماده می کرده یا یک دانشجو که در حال نوشتن پایان نامه اش بوده، در شرایط کنونی که جنگ به خانه و زندگی مردم کشیده شده، چطور می تواند گوشه ای بنشیند و به یگانگی بین زندگی و مقاومت بیندیشد؟! ایران ما، یمن یا فلسطین یا عراق نیست که اساسا در تاریخ توسعه یافتگی وارد نشده اند و بنابراین راحت تر می توانند تغییر را پذیرند و با شرایط جنگی خود را وفق دهند. روال عادی زندگی آنها سالها این چنین بوده است. آنها عمریست اینچنین زیسته اند و به قول جنابعالی مقاومت و جنگ با زندگیشان عجین شده است. اما این قضیه در مورد کشوری که سودای توسعه یافتگی داشته و نظامات و مناسبات و ارتباطات خود را بر این اساس قرار داده قدری متفاوت است. به نظر بنده اساسا نمی توان از انسان ایرانی انتظاری مشابه با انسان یمنی یا فلسطینی داشت. چون انسان ایرانی در نظم و نظام دیگری زیست کرده و پرورش یافته. اگر هم به یگانگی بین زندگی و مقاومت می اندیشیم لاجرم باید نسخه ایرانیزه و بومی شده آن متناسب با اقتضائات ایران امروز و مردمانش باشد. عذرخواهی از بابت اطاله کلام. یا حق
باسمه تعالی: سلام علیکم: با همۀ این نکات که میفرمایید و نکات درستی است. بالاخره در جهان جدید اگر در وسعتی حاضر نشویم که از دوگانگیِ زندگی و مقاومت عبور کنیم در هرکجا که باشیم با نوعی بحران روبهرو خواهیم بود. ان شاءالله در جلسۀ شنبه عرایضی در این رابطه پیش میآید. موفق باشید
