بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
40427

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: اگر بر فرض محقق شود که رهبری در انتخابات به جناب آقای قالیباف رای داده است آیا شما باز هم از جلیلی حمایت می کنید و به آن شخص رای می دهید یا نه به آن کس که رهبر رای داده است؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلماً بصیرت رهبر معظم انقلاب از همۀ جهات برای بنده حجّت است و از فهم خودم برای خودم ارجحیت دارد. ولی باید مواظب بود با توهمات خود امری را که غیر واقعی ممکن است باشد واقعی جلوه ندهیم و از آن جهت که با تصورات خود گمان کرده‌ایم که مثلاً رهبر انقلاب به فلان آقا رای داده‌اند و بعد عملاً همه ضعف‌های آن آقا را به پای رهبر معظم انقلاب بگذاریم. اینجاست که باید بسیار با احتیاط سخن گفت. تحلیل‌های عادی کافی نیست حتی اگر کسی بخواهد از این نوع تحلیل‌ها اثبات کند که رهبر انقلاب به آقای جلیلی رای داده‌اند باز همان مشکل در میان است. موفق باشید

40420

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت آقای طاهر زاده عزیز: سوال بنده در مورد فرشته شناسی است. استاد خودتون در مورد فرشتگان جایی سخنرانی یا جزوه ای کتابی چیزی دارید؟ و کاملترین منبعی که بشه باهاش از نظر فلسفی و علمی به صورت عقلانی و هر چه که ممکن است در مورد فرشتگان و عملکرد و جایگاه آنها در نظام آفرینش فهمید و آموخت چه معرفی می‌کنید، نظر خود شما چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به اینکه فرشتگان مظاهر اسمای الهی هستند مانند آن‌که جناب عزرائیل «علیه‌السلام» مظهر اسم قابض حضرت حق است باید در رابطه با فرشته‌شناسی نسبت به اسماء الهی تأمّل نمود کاری که جناب ابن عربی در «فصوص الحکم» انجام داده‌اند. جناب آیت الله محمد شجاعی در کتاب‌های «مقالات» خود تذکراتی در رابطه با حضور فرشتگان مطرح فرمودند. در ضمن باعرایضی که در سوره فاطر شده است، می‌توان نسبت به فرشتگان فکر کرد. موفق باشید

40306

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد طاهرزاده: آقای دکتر سروش در اظهاراتی در نقد آیات ابتدائی سوره بقره می گوید: «این آیات‌ شبیه به نمایشنامه تئاتر است و موجودی به نام شیطان وجود ندارد. شیطان زاییده خیال انسان است و ... » برخی که تحت تأثیر افکار و شبهات هستند، پا را فراتر نهاده و اظهار می کنند که چون انسان ذاتاً موجودی ضعیف و ترسو است در خیال خود موجودی قدرتمند و شکست ناپذیر ساخته است و او را ستایش می کند و لذا نتیجه می گیرند که خدا در ذهن و خیال انسان است و در خارج وجود ندارد. اینجانب در پاسخ به شبهه برخی افراد، کتاب ادب خیال، عقل و قلب شما را پیشنهاد دادم اما تأثیری در نگاه ایشان نداشت. به نظر استاد قویترین استدلال در رد این شبهه چیست؟ و اینکه چرا آقای سروش حتی با اشرافی که به حکمت متعالیه و فلسفه غرب دارد چنین ‌شبهاتی مطرح می کند؟ لینک اظهارات آقای سروش: https://m.youtube.com/watch?v=iyKXx2C3KEw&pp=ygUn2LTbjNi32KfZhiDZiNis2YjYryDZhtiv2KfYsdivINiz2LHZiNi0

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به آیۀ «قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ» فکر کنیم که می‌فرماید اگر کسی بنا داشته باشد در مسیری که به سوی حقیقت هست گام بردارد، آری! شیطان در آن مسیر سعی بر منحرف‌کردن او دارد و این چیزی هست که علاوه بر تذکر قرآنی، هر آن‌کس که بنای حضور در صراط مستقیم را داشته باشد، تجربه می‌کند وگرنه اگر بخواهد در همان زندگی‌های دنیایی سیر کند، چه چیزی برایش پیش می‌آید که متوجۀ آن تذکرات قرآنی شود؟ تا آن‌جایی که بیابد حقیقتاً در مسیر هدایت الهی به حکم آیۀ: «أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ ۖ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ» او را دشمنی قسم‌خورده هست. موفق باشید

40295

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیزم: بعد از دست بوسی عرضی خدمتتان داشتم برای دست شستن قلبی از کثرات چرا باید دستمان را بشوییم در عالم ماده؟ هنگام وضو گرفتن یا مثلا چرا حضرت قاسم علیه السلام باید آستین خود را پاره کنند برای جدایی از وهم: آستین وهم او را خرق کرد_ حق و باطل را بر او فرق کرد. البته فرمایشاتی در ذهن هست ولی احساس می کنم برایم کم رنگ شده است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این همان رابطۀ بین ظاهر و باطن است و با نظر به باطنِ آب که «وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ» (هود/۷) می‌باشد و بر این مبنا به سوی آب می‌رویم و عملاً با وضو، نوعی حضور در عرش را مدّ نظر داریم. حضرت آیت الله جوادی در کتاب «راز نماز» تذکرات خوبی در این رابطه به میان آورده‌اند. موفق باشید

40073
متن پرسش

سلام: بسیار برای من عجیب است که نسل جدیدِ کشور ما، در مقایسه با نسل جدیدِ کشورهای دیگر، از نظر جهانی که در آن زندگی می‌کنند، بسیار جلوتر است! کشورهای مدرن نتوانستند نسل جدید خود را از باتلاق نیهیلیسم نجات دهند، در حالی که کودکان و نوجوانان ما به‌خوبی وارد جهان اسلامی شده‌اند؛ جهانی که نه‌تنها احساس محدودیت در آن وجود ندارد، بلکه با کوچکترین اشاره، آینده‌ی خود را درک می‌کنند. انقلاب اسلامی از این جهت یک جهان بی‌نظیر است که انسان‌های بزرگی را در خود پرورش داده است؛ انسان‌هایی که شور حیاتیِ کاملاً اخلاقی و معنابخشی را تجربه کرده‌اند. شهدا، علما، دانشمندان، سبک زندگی و حضور سیاسی-اجتماعی این افراد، همگی نشان‌دهنده‌ی جهانی قدرتمند و پرشور هستند. انقلاب اسلامی هزاران سال از تمام تمدن‌های موجود پیشرفته‌تر و کامل‌تر است. تبریک می‌گویم به مناسبت گشوده شدنِ جهان آخرالزمانیِ اسلامی! حالا می‌فهمم مقصود از «انسان حق‌الیقینی» چیست. حق‌الیقین یعنی حضوری بی‌کم‌وکاست، و چه زیبایی بی‌نظیری دارد! از طرفی اجتماعات دفاع از فلسطین در دنیا راه ورود به این جهان اسلام شده. اینها زیبایی است و زندگی با چنین زیباییهایی برایم شیرین است. «دست و پا گم کردهٔ شوق تماشای توام / افکند یارب سر افتاده در پای توام / اینکه رنگم می‌پرد هر دم به ناز بیخودی / انجمن پرداز خالی کردن جای توام / خانمان پرداز الفت را چه هستی‌کو عدم / هر کجا مژگان گشایم‌ گرد صحرای توام / هیچکس آواره گرد وادی همت مباد / مطلب نایاب خویشم بسکه جویای توام / نقد موهوم حباب آنگه به بازار محیط / زبن بضاعت آب سازد کاش سودای توام / خواه درد آرم به شوخی خواه صاف آیم به جوش / همچو می از قلقل آهنگان مینای توام / کیست‌ گردد مانع مطلق عنانیهای من / موج بی‌پروای توفان خیز دریای توام / سجده‌ها دارم به ناز هستی موهوم خویش / کاین غبار سرمه جوهر گرد مینای توام / در محبت فرق تمییز نیاز و ناز کو/ هر قدر مجنون خویشم محو لیلای توام / می‌شکافم پردهٔ هستی تو می‌آیی برون / نقش نامت بسته‌ام یعنی معمای توام»

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین‌طور است. بی‌حساب نیست که رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند: «تجلی طراوت و نشاط انقلابی در راهپیمایی ۲۲ بهمن و به صحنه آمدن جوانان و نوجوانان برای دفاع از انقلاب با وجود حجم انبوه خصومت‌ها علیه نظام اسلامی را نشانه اراده پروردگار برای پیشرفت اسلام در بستر جمهوری اسلامی خواندند و افزودند: نمونه دیگری از بروز اراده الهی، تجمعات ضد صهیونیستی در اروپا و حتی آمریکا و افزایش چشمگیر حمایت افکار عمومی جهان از مردم فلسطین است.» باید به این جمله زیاد بیندیشیم. اخیراً در این رابطه بحثی تحت عنوان «راز امیدواری به آینده در تاریخ انقلاب اسلامی» شد که ان شاءالله می‌تواند مفید باشد. https://eitaa.com/matalebevijeh/19415  موفق باشید

39597

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: ببخشید میشه بحث وجود پنج‌ یا هفت نسل انسان و به پایان رسیدن زندگی آن ها با قیامت مخصوص خود پیش از تولد حضرت آدم را برای من توضیح دهید.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی در این مورد نمی‌دانم. موفق باشید

41221
متن پرسش

سلام استاد خدا قوت: استاد وقتی من کتاب فتوحات رو میخونم نفس من از روح محی الدین بن عربی مطالب رو میگیره و کتاب فقط معد هست. وقتی به تلویزیون یا گوشی هم نگاه می‌کنم بعضاً انسان های غافل رو نشون میده نفس من از روح او تصویر و مطلبی که داره میگه رو میگیره؟ این که خیلی مضر هست برای من. انگار رسانه معد میشه تا نفس من کنار روح اون قرار بگیره و از اون ارتزاق کنه. دست بوستان هستم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «می‌رود از سینه‌ها در سینه‌ها / از رَهِ پنهان صلاح و کینه‌ها». مهم آن است که انسان بداند به دنبال چه چیزی باید باشد تا در مواجهه با شخصیت‌ها و یا آثار آن‌ها، آنچه را که می‌خواهد، بیابد. و چه خوب است که با مواجهه با آثار شیخ اکبر به آن احوالات منتقل می‌شوید و معلوم است که در مواجهه با آن‌هایی که نماد نفس امّاره هستند باید در درون خود متذکر جدایی ما از آن احوالات بود. 
نمی‌دانم برنامۀ محفل روز یکشنبه ۳ اسفندماه که آقای کریس جکسون بسکتبالیست معروف لیگ NBA آمریکاحضورداشت را ملاحظه کردید که چگونه با عزمی بزرگ و اراده‌ای آهنین، خود را پرورانده بود، هم در جسم و هم در روح. بنده هر چقدر به شخصیت ایشان فکر می‌کنم، بیش از پیش احساس می‌کنم چه اندازه می‌توان بیش از این بود که هستیم و از این جهت آری! باز می‌توان گفت: «می‌رود از سینه‌ها در سینه‌ها / از رَهِ پنهان صلاح و کینه‌ها». موفق باشید https://eitaa.com/khabardar_ir/35205

40922

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار: تفاوت علم هیئت و آسترولوژی چیست؟ خصوصا در مورد آسترولوژی که جدیدا چه افراد مذهبی و چه افراد غیرمذهبی نسبت به آن تمایل پیدا کرده‌اند و به شدت پیگیر آن هستند. افراد مذهبی در دفاع از آسترولوژی می‌گویند: نجوم بسیار مهم است و اگر به علما و عرفای اسلامی نگاه کنید، بسیاری از آنان منجم بوده‌اند. آیا آسترولوژی همان نجوم است یعنی؟! مثلا فردی مذهبی ۲۴ آذر ۱۴۰۴ در پیج عمومی خود استوری کرده است:👇 درود خداوند بر مارس در کپریکورن! از امروز به مدت ۶ هفته انرژی‌های عالیه برای انجام کارهای گذشته و تکمیلش است. البته تا آخر هفته آینده ممکن است چالش و سختی داشته باشیم به خاطر جناب سیاره سترن در منظومه شمسی. ولی شما به دنبال عملی کردن کارها و تصمیماتتون باشین. صدقه و توسل هم داشته باشین. ممنون میشم پاسخ بدید. اگر خوب است ما هم به دنبال آسترولوژی برویم🤔

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده چیزی در رابطه با علم آسترولوژی نمی‌دانم. ولی در رابطه با نجوم می‌توانید به سؤال و جواب شمارۀ  ۳۵۹۸۱  رجوع فرمایید. موفق باشید

40780

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: عرض ادب خدمت استاد گرامی: مدتی هست که تصمیم به مطالعه‌ی تفسیر شریف المیزان دارم منتها به دلیل تفصیل مطالب، بعد از مدتی، نسبت به ادامه سست می‌شوم و توفیق مداومت ندارم. مقاله‌ی مربوط به نحوه‌ی مطالعه هم تا حدودی بررسی شد اما مشکل را در کم حوصلگی و تنوع طلبی می‌بینم. دوست دارم در هر مراجعه به قرآن کریم از چندین پیام قرآنی بهره‌مند شوم، متاسفانه فعلا صبر سیر در همه‌ی اعماقی که علامه ارائه کرده‌اند را ندارم. چه توصیه‌ای برای اینجانب دارید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال این نسل آخرالزمانی با ظرفیت آخرالزمانی که دارد، جواب جان خود را از قرآن و تدبّر در قرآن می‌تواند بیابد و تفسیر قیّم «المیزان» حقیقتاً در همین رابطه به میان آمده و نمی‌توان از آن غفلت کرد. آری! باید به خود برنامه بدهیم و در برنامه‌دادن به خود سختگیری نکنیم. به مناسبت سالگرد رحلت علامۀ طباطبایی در ۲۴ آبان‌ماه، در حال تنظیم بحثی با عنوان «نقش علامۀ طباطبایی «رحمۀ‌الله‌علیه» در قرن اخیر» هستیم که ان شاءالله می‌تواند نسبت به حساسیت جایگاه قرآن و المیزان مفید باشد. موفق باشید

40652

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد طاهرزاده: می‌خواستم نظر شما رو در مورد شیخ جعفر ناصری فرزند مرحوم آیت الله ناصری بدانم و اینکه در این زمانه ما چگونه می‌توانیم از ایشان استفاده کنیم و چه نسبتی داشته باشیم؟ ممنون استاد عزیز

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله ایشان انسان شایسته‌ای هستند و رفقا باید سعی کنند نکات و توصیه‌های ایشان را دنبال نمایند. موفق باشید

40639

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: اگر بگم حکمت شیخ نعیم قاسم در اعراب حتی از یمن، بسیار بالاتره اغراق نکردم. طوری حکیمانه برخورد کرد که جایگاه آمریکا در معادلات جهانی پست تر هم شد! وقتی که یهودیها درواقع حاکم جهانند و ایالات متحده خیلی وقته تمدنی تمام شده است. اما چرا اسرائیل امید آینده همه مردم غیر ولایت الهی و ضد دین دنیاست؟ چون یهودیها با ویژگی برتری که خداوند به آنها با عنوان قوم برگزیده داده توانستند موجودی بزرگ را خلق کنند که اتفاقا تازه برای آینده بشر متولد میشه! بله تعجب برانگیزه اما موجودی که با رسیدن دنیا به قیامت تازه ظهور پیدا می‌کنه خیلی باید بزرگ باشه و البته آن موجود قیام کرد. و اتفاقاً در همین شرایط پسفردای انسان کامل با ولایت الهی و دین در جنگ چنین دجال بزرگی که با حکومت سیاسی اسرائیلیه ممکن خواهد بود. بنظر بنده آمریکا تمام شد و تازه وقت یهودیها آغاز شده و آنها نیز نگاهشان به خدای دوهزارساله خلق شده جهانی شان است نه به نظرات آمریکا. البته در این بین قایق های صمود نیز همه دنیا علی الالخصوص اروپایی ها را به ورطه میدان تاریخ موجود سوق داد. ما فقط یک وظیفه خیلی مهم داریم و آن همراهی با تاریخ به روز شده خودمان است، بنده از جداییهای ما ایرانیان از تاریخ هر لحظه بروز شده، شکایت دارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ درست و دقیقی است. اخیراً در این رابطه عرایضی تحت عنوان «ما و جهان پس از هفت اکتبر» https://eitaa.com/matalebevijeh/20409 شده که البته باید ادامه دهیم و مباحث «سورۀ بقره و یهودیگری» می‌تواند متذکر امری باشد که متذکر شده اید. موفق باشید

40597
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم: از شدت فشار ذهنی نسبت به نکته ای که مرقوم میدارم قصد عزیمت به اصفهان کردم تا خدمتتان برسم و جوابم را بیابم، لکن بخاطر محدودیت های موجود تمام تلاش خود را می‌نمایم تا بخوبی نوشته ای خدمتتان عرضه کنم تا جواب مناسبی برایم مرقوم دارید؛ استاد! مقدمات مختلفی در ذهن دارم اما لبّ کلامم را مقدم می‌کنم؛ و آن اینکه: ۱. معیار در انتخاب ها چه حقیقتِ دسترس و ملموسی باید باشد تا تمامی انتخاب ها در تمامی زمینه ها در راستای حق و حقیقتمان باشد؟ توضیح آنکه: الف. هر انسانی در فرهنگ خانوادگی خاصی پروریده می‌شود و در مبانی و علایق تصورات خاصی می یابد که حقیقتا راستی آزمایی و درستی و غلطی آنها بسادگی نیست (که البته مراد بنده شامل علایق حرام و...‌ نیست). ب. از طرف دیگر هر انسانی با توجه به شخصیت و میزان غلبه ای که از عقل و وهم دارد، اموراتی را خوش می‌دارد_از سبک زندگی، نوع خوراک، نوع پوشاک، نوع تفکرات، نوع شغل، نوع عبادات مستحب و..._ که شخص دیگری مطابق با او نیست و حتی شاید متضاد وی باشد_ البته در محدوده شرعیات_. ج. از طرف سوم نیز شخصی همچون بنده که درس طلبگی می‌خوانم، با توجه به قرائات مختلفی که نسبت به دین می یابم که هر استادی بنحو استادی خود بگونه ای دین را می نمایاند که غیر از تعریف دیگریست (البته نه بنحو متضاد؛ منظور اینکه شما نحو ورود و خروجتان با دیگر اساتید متفاوت است)، نمی‌توانم این جواب را برای خود بیابم که: هرچه دین گفته را در خود پرورش ده و عمل کن... با این سه مقدمه، در این میدان بسیار بسیار بسیار وسیع بر چه منطقی باید مبنای انتخاب گری را در نظر داشت که حقیقتا آدمی در بهترین حالت خود مستقر گردد؟ و این درحالیست که شدت مشغولیت تحصیلی، امکان رسیدگی به دیگر مطالب را گرفته و بنده نیز در برزخی نه درس خوب می‌خوانم و نه راضی به کم کردن درس های رسمی می‌شوم... (در این زمینه گمان بنده اینست که بیشتر از ده نکته در معرفت نفس باید در باب معرفت‌ نفس مساله یابی و تفکر داشته باشم، پیشنهادتان از کتب علماء چیست؟)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در ابتدای امر باید به مبانی معرفتی نظر داشت به همان معنایی که امامان معصوم در آموزه‌های دینی خود می‌فرمایند: «عَلَيْنَا إِلْقَاءُ اَلْأُصُولِ وَ عَلَيْكُمُ اَلتَّفْرِيعُ» پس در دل مبانی معرفتی، تفاوت‌ها به معنای «تفریع» هرکدام جای خود را دارد و خود ما باید بنگریم با کدام نگاه و چشم‌انداز می‌توانیم در دل آن مبانی، خود را ادامه دهیم و آرام‌آرام به سبکی برسیم که با روح و روحیۀ خودمان هماهنگی دارد بدون آن‌که سبک بقیۀ اهل اندیشه و نگاه‌هایی را که به آن مبانی نظر دارند نفی کنیم. در این رابطه فعلاً باید راهی که در مقابل‌تان به عنوان یک طلبه گشوده شده در دل سنت هزارسالۀ حوزه، ادامه دهید. ۲. آری! نباید در محدودۀ «معرفت نفس» متوقف شد. این ابتدای راه است ولی فعلاً امثال جنابعالی باید در دروس رسمی حوزه متوقف شوید و در کنار آن از قرآن غفلت نشود. بقیۀ امور برای بعد. موفق باشید            

40508

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: آیا اصلا ظهور امام زمان یا هر اراده الهی بزرگی در این تاریخ ظاهری مثل نگرش های رایج هم دارد؟! ما که هرچه می‌بینیم خداوند طریقه خدایی کردنشان را در مرتبه نرم افزاری و کیفیتی حاضر فرمودند. امثال بنده آنقدر که تشنه زندگی اییم و می‌دانم با جنگ و مقاومت و پیش روی معرفتی و همه جانبه ابعاد انسانی محقق می‌شود، نیازمند هیچ چیزه دیگری نیستیم زیرا خود را می‌شناسیم که فقیران ذاتی هستیم که آمده ایم خدا را بندگی، و می‌دانیم خداوند همه نیازمان و کافی است. سر گذشت سخت زیبای همه ما در این شعر آمده که: در لگد کوب حوادث جان دیگر یافتیم / چون غبار از زیر پای کاروان برخاستیم. خدا می‌داند که چقدر از سیر زندگی نتیجه ای می‌خواهم که بتوانم در آن استقرار کامل و درست بگیرم، این اواخر موضوعم همین شده، اما! قطعاً در ظرفیت واقعی بشری خودم نه کمتر. و آقا! زندگی باید خیلی زیبا و دلربا باشد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در میدان زندگی و در مواجهه با انسان‌ها، هرکس خود را می‌تواند پیدا کند آن‌گاه که با متانت و دلسوزی و صبر، وارد زندگی شویم. این‌جا است که خداوند از طریق انسان‌های الهی و اولیای معصوم به سراغ انسان می‌آید. موفق باشید

40314

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و نور و رحمت و درود الهی تقدیم به استاد طاهرزاده: میشه لطفا نظرتون رو در مورد کتاب نجم الثاقب محدث نوری بفرمایید. استاد امین سپیدنامه این کتاب رو شرح کردند و من صوتهاشون رو گوش دادم. از زندگی حضرت نرجس خاتون سلام الله علیها توضیح میدن تا دوران غیبت. کتاب نجم الثاقب تماما رفتارهای بظاهر عادی و‌ روزمره حضرت نرجس خاتون سلام الله علیها و امام حسن عسگری و حکیمه خاتون علیما السلام هست اما با شرح استاد سپیدنامه کاملا متوجه شدم که زندگی و کلام عادی اهل بیت علیهم السلام هم حکمت داره و ایشون مثل من از روی بیفکری و دنیاطلبی یا انجام خواهشهای نفس حرف نمی‌زنند. یا رفتار نمی‌کنند. هر آن زندگیشون نور جلوه میکنه

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که مرحوم محدث نوری از اساتیدی هستند که به اصطلاح، اخباری می باشند و از این جهت تنها  وظیفۀ خود را جمع آوریِ احادیث می دانند که البته در جای خود لازم است ولی همین طور که متوجه شده اید اساتید اهل فکر و حکمت باید نسبت به آن احادیث تدبّر و شرح نمایند. موفق باشید

40071

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام و عرض ادب خدمت آقای طاهر زاده عزیز: راستش را بخواهید سوالی نداشتم فقط ایده ای به نظرم رسید که خدمتتون عرض کنم، اینکه ما غیر از تبیین فرهنگ خودمون میتونیم و فکر کنم که باید به نقد و تهاجم به مکتب‌های غیره توحیدی هم ضربه بزنیم، گاهی بهترین دفاع حمله است. این علم گرایی که بسیار هم باب شده را باید نقد کرد، همانطور که آنها شبهه ایجاد می‌کنند و حمله می‌کنند ما اگر ضربه نزنیم و فقط دفاع کنیم ضعیف به نظر می آییم، عرض بنده این است که شما که تسلط کافی در فلسفه دارید و من احساس می‌کنم از علم فیزیک و علوم جدید و علوم تجربی هم اطلاعات کافی دارید، اگر صلاح دانستید در این زمینه هم در راه خدا قلم بزنید و سخنرانی کنید ان‌شاءالله خدا خیرتون بدهد، من خودم هم در تلاش هستم که دانشم را تکمیل کرده و اگر خدا توفیق داد در این زمینه روزی وارد عمل بشوم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحثی همچون «حوالت تاريخی عقل تکنيکی» https://eitaa.com/kotobtaherzadeh/1253   و «مدرنیته و توهم» و «علل تزلزل تمدن غرب» سعی بر طرح همین نکات است که می‌فرمایید. موفق باشید

40049

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیزم: در رابطه با متن زیر که از جزوه فص محمدی (صلی الله علیه و آله وسلم) می‌باشد سوالی دارم. 👇 «پس حق تعالى، متأخّر از وجود عبد است و همین حق متأخّر، عین حقى است كه عبد او را در قبله خويش به نظر فكرى خود يا به تقلیدش از ديگری خلق مى كند. اين حق متأخّر، إله معتقَد است. يعنى معتقَد عبد مصلِّى است.» سوالم این است که آیا باید با قوه خیال صورتی را در پیش روی خود تصور کنیم و یا اینکه این إله معتقَد طور دیگری تجلی می‌کند؟ با تشکر از زحمات استاد عزیزم!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام  علیکم:  بحث در نوع معرفتی است که نسبت به حضور خدا برای مصلی پیش می آید و لازم نیست موضوع خیال و تصور خیالی مطرح باشد. موفق باشید

39831

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: بیش از ۱۰ سال است که با مباحث جوع و روزه و رمضان مأنوس هستم. و از برکات آن غافل نبودم. اما امسال تازه در آستانه ۳۷ سالگی به لطف خدا موفق شدم ماه رمضان کمی کمتر بخورم و بعد هم ناهار را از زندگی حذف کنم و با غذای بسیار سبکی جای آن را پر کنم. خدا می داند چه برکات و نکاتی برایم آشکار شده. روشن شد یکی علت های عقب ماندن و درجا زدن هایم چیست. روشن شد یکی از علت هایی که همچون عوامل طاحونه سال ها به دور خودم می چرخیدم چه بود. فهمیدم «تا شکم دائر است دل بائر است». فهمیدم ریشه مشکلات جسمی و روحی ام در کجاست. البته هنوز در آغاز راه هستم. و به تعبیر حضرتعالی در شرح غزل های حافظ باید ذره ذره انانیت را ذوب کرد. هر چند خیلی دیر به این نقطه رسیدم ولی از فضل الهی هم نومید نیستم. استاد کتاب تذکرةالاولیاء جناب عطار عجب دریای طوفانی و موّاجی است! عجب غوغایی است! چه عزم های عظیم و بزرگی در عالم انسانی تولد یافته و ما خبر نداشتیم. جناب عطار عجب انسان رند و فرهیخته و وارسته ایست. با مطالعه این کتاب واقعاً در جان انسان «عزم و اراده» تجلی و نزول پیدا می کند. و به تعبیر جناب عطار در مقدمه حکیمانه و حیرت انگیزش در کتاب مذکور:« این کتابی است که مخنثان را مرد کند و مردان را شیرمرد کند و شیرمردان را فرد کند و فردان را عین درد کند...» سپاس از توجهی که به این اثر گرانبها دادید و التماس دعا. عذرخواه و شرمسارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در همین رابطه است که حضرت پروردگار در قرآن کریم مجید می‌فرماید: «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ» آری! راه‌هایی در پیش است که با تلاش برای رجوع به خداوند، حضرت ربّ العالمین مقابلِ ما می‌گشاید و نمونه‌های آن همان نکاتی است که فرمودید. موفق باشید

39410

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: استاد اینکه در آیاتی از قرآن مانند آیات پایانیِ سوره «زمر» اهل تقوا رو وارثان زمین معرفی کرده و در ادامه راجع به بهشت و جایگاه آنها صحبت کرده را من متوجه نمی‌شوم. اگر بهشت جایگاه اهل تقواست، پس چرا خداوند آنها را وارثان زمین در قیامت خطاب می‌کند؟ مگر نه اینکه با برپاییِ قیامت زمین و هر آنچه در آن است از بین می رود؟ پس این وراثت به چه معناست؟ آیا دوباره اهل بهشت به زمین بر می‌گردند؟ یا نه معنای دیگری دارد؟ اصلا وراثت جهانی از بین رفته چه ارزشی دارد که خداوند در قرآن آن‌را بیان می‌فرمایند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مفسرین محترم در مورد معنای «ارض» در این آیه، فرموده‌اند منظور زمین بهشت است که میراث اهل تقوا می‌باشد تا در آن زمین هر طور خواستند حاضر شوند. موفق باشید

38350

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: اینکه انسان گاهی نسبت به دنبال کردن معارف حقه سست میشه چه علت هایی داره؟ چه کنیم شوق ادامه‌ی کار بهمون برگرده؟ التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس باید متوجه ظرفیت انسانی خود باشد که چه اندازه از طریق معارف حقّه و تدبّر در قرآن می‌تواند آن ظرفیت را از قوه به فعل درآورد. موفق باشید

40994
متن پرسش

سلام علیکم: پیرو گفتگوهای بنده با جنابعالی در موضوع جوانان/ازدواج/شهوات، پس از ۲ سال و اندی که گذشته، حال به نتایجی رسیدم: با توجه به اینکه به درب ازدواج، قفلی بزرگ به روی جوانان زده شده و آنها را به خود نمی‌پذیرند؛ باید خاطرنشان شود که هیچ چیز بی حکمت نیست همانطور که خود فرمودید: «این طوفان شهوات و این بن‌بست هایی که روبه‌روی جوانان ما هست معلوم نیست که قرار است چه انسانهای بزرگی به وجود بیاورد که نمی‌دانیم اگر جناب سلمان بودند، اینان به ایشان اقتدا می‌کردند یا ایشان بدو». مسیر پر از تباهی است و راه، چنانکه خواجه شیراز گوید مغیلان دائما در حال سرزنش اند... جوان دین‌دار آخرالزمانی، هر لغزش خود در این مسیر را برای خودش طوفانی می‌بیند بس بزرگ و مهم. از یکطرف ناراحتِ از دست رفتن لذت حلال دنیوی است و از آن سو، لغزش هایش چنان برایش بزرگ نمایان می‌شوند که او را به کلی از خودش نومید می‌سازد. من نمی‌دانم او چه‌چیز در آینده می‌بیند که اینقدر حساس است! برای چه چیز اینقدر خود را تجهیز می‌کند؟ و نتیجه تفکر این دوسال این بود که نیاز همان فقر است و انسانِ نیازمندِ به ازدواج با شخص تنگدست تفاوتی ندارد. همانگونه که خوردن بریان، دل تنگدست را کباب می‌کند، دیدنِ یکسری صحنه ها نیز دل جوان محروم را خاکستر می‌نماید. او مدام درحال سوختن است. اما خب همانگونه که تنگدست از روی گرسنگی نباید دزدی کند، جوان هم نباید برای علاج محرومیتش راهی که خلاف است را بپیماید. و خب باز نیز در این مسیر لغزش به وجود می‌آید و لغزشها و لغزش‌هاست که این حس را القا می‌کند که جوان از چشم خدا افتاده و اراده را نم نم از جوان دور می‌کند. بنده به عنوان کسی که در این مسیر نوپاست می‌خواستم بدانم برای عاری شدن از این لغزشها و نیفتادن به دام های کوچک شیطان (که کوچک شمردن این دام‌ها خودش می‌شود دامی بزرگی) به این شاگرد کوچک‌تان توصیه بفرمایید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفتۀ جناب مولوی چه خوب: «حلوا شده‌ای کلی، حلوات مبارک باد».
چه اندازه زیبا متوجۀ طوفانی شده‌اید که جوانان ما را در برگرفته. خدا رحمت کند آیت الله ابراهیم امینی آن دانشمند آگاه به مسائل تربیتیِ جوانان، که چگونه اشک می‌ریختند از همان احوالاتی که شما از آن‌ها گزارش دادید. واقعاً جای اشک ریختن است که چگونه جوانان عزیز ما در این طوفان و در دهانۀ آتش‌فشان گرفتار شده‌اند، و این‌گونه قدرتمندانه و سلحشورانه در مقابل خطری که آن‌ها را تهدید می‌کند؛ مقاومت می‌کنند و بحمدالله در دل این طوفان متوجه شده‌اید که حضرت پروردگار می‌فرماید: «إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ» (نور/۳۲) درک این نکته که فرمود خداوند به نحوی که فضل واسعۀ اوست جبران می‌کند؛ کار آسانی نیست، ولی امیدواری و ایمان به این وعدۀ الهی از جوانان ما، قهرمانانی می‌سازد که قابل تصور نیست. موفق باشید                  
 

40963

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: استاد در مورد سوال ۴۰۹۳۶ جمله ای از شهید چمران نقل شده که بنظرم خیلی دقیق هست: «من نمی گویم ولی فقیه معصوم است. اما ملتی که به امر خدا به امر ولی فقیه اعتماد می کنند. خدا اجازه اشتباه به آن رهبر را نمی دهد و به نوعی به او معصومیت می بخشد» التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین‌طور است. کافی است به سخنان رهبر معظم انقلاب آن‌طور که حاج قاسم عزیز می‌نگریست، نظر کنیم. در آن صورت همراه با آن شهید بزرگ خواهیم گفت: « والله والله والله از مهمترين شئون عاقبت به خيري همين است. والله والله والله از مهم‌ترين شئون عاقبت به خيري، رابطۀ «قلبي» و «دلي» و «حقيقي» ما با اين حکيمي است که امروز سکان انقلاب را به دست دارد. در قيامت خواهيم ديد، مهم‌ترين محور محاسبه اين است.» موفق باشید

40851

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب: استاد اینکه می‌گویند اگر نماز قبول نشود هیچ عملی قبول نمی‌شود، آیا با این آیه قرآن که «فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره و...» که کوچکترین کار خیری پاداش و کمترین کار شری جزا دارد منافات ندارد؟ پس چگونه خداوند در قران اینگونه می فرماید؟ و تکلیف افرادی که بسیار دست به خیر هستند و ذاتا افراد خوبی هستند و نه اهل غیبت و نه تهمت و نه ظلم و.... ولی نماز نمی خوانند چه می شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان یک ذرّه و اندازۀ کمِ خیر هم وقتی برای انسان در ابدیت کارساز است و نتیجۀ آن را مشاهده می‌کند که در بستر عبودیت حضرت حق انجام گرفته باشد که «نماز» نمادِ اصلی آن است. ولی چنانچه انسان‌ها کارهای خوبی از سر ترحم داشته باشند جهت آرامش روح خودشان، نتایجش را در همین دنیا می‌برند مگر آن‌که در بستر عبودیت و با انگیزۀ اطاعت از امر الهی انجام بدهند که این بدون حاضرشدن در میدان «نماز» محقق نمی‌شود. موفق باشید

40630

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله رب العالمین: «کلُ یعملُ علی شاکِلته» هر کسی بر اساس عالمش، شخصیتش و شاکله‌اش عمل می‌کند. اراده‌ها و اعمالش را عالمی که او را احاطه کرده معین می‌کند. شاید معنایش همین است که اگر خارج از عالمی که دارد، اراده‌ای بکند، نتیجه نمی‌گیرد و باز همان است که فرمود: «اگر هم باز به دنیا برگردید، همان‌ کارها را انجام خواهید داد.» و حال در روزگاری هستیم که عالم کین توزی و شهوت و غضب است. عالم دوگانگی و دلخوری و بی‌صبری. و حال بماند که در کوره‌راه‌ترین‌‌ راه‌ها و در عین آن گشوده‌ترین راه‌ها یگانگی را دیده‌ایم و باز مانده‌ایم. و غرضم حاج قاسم‌ها و سید حسن‌‌هاست. با توجه به این مقدمه مطلبی را با شما در میان می‌گذارم: از شنبه که بحث طلب مرگ بنی اسرائیل و نشانه صداقت را طلب مرگ و دوری از حرص بیان شد و در دل بحث وعده بحث ایمان و توحید را دادید، به شدت مشتاق حضور بودم. و خودم را به جلسه رساندم و باز تجربه حضوری پس از حضور در جلسه. از ده نکته و مشغولیت مدام با آشتی با خدا و از طرفی رسیدن به برهان صدیقین و در دلش طلب معاد بازگشت به جدی‌ترین زندگی و معرفت النفس و الحشر بگیر تا حال که انسان و باز انسان را قصد کرده‌ام. و باز رجوع به مطالبی که گویا راه عبور از بی‌عالمی و کثرت و شهوت و غضب را معرفت النفس دانسته‌‌اید. و باز در نشدن به سر می‌برم. اصلا شدن چیست؟ استقرار در همین بی‌قراری است؟ از اصرار در جلسه بنیاد شهید گفتید که بعد از جلسه خود را بی‌دین یافتید، از ناز بودن خدا که با غضبی ضعیف می‌رود. از خدایی که نیست و هست است و نه خدایی که همیشه هست. خدایی که دائم سر به سرتان می‌گذارد و نه خدا همیشه هست استدلال شده. ما را که عمری است غضبْ لگام زده و شهوتْ خیال و عقل‌مان را مضمحل کرده و این چنین شاکله‌ای داریم و هرکار می‌کنیم عمرمان می‌گذرد و شاکله‌ای جدید به ظهور نمی‌‌آید، چه می‌شود؟ با گریه‌های حاج قاسم بی‌تاب شده‌ایم، با خنده‌هایش گریه کرده‌ایم، با راه رفتن‌هایش و حرف‌هایش و سکناتش بیچاره شده‌ایم. و تماما طلب کرده‌ایم. اما هنوز به گل نشسته‌ایم. سختی راه آدم را به نوشتن می‌آورد. نوشتن برای فکر کردن و یافتن. و مگر امیدی به غیر از این می‌توان داشت؟ بعد جلسه دوشنبه غضبی ناخودآگاه_بی‌مورد و وهمی_ بر دلم غالب شد و بدخلقی‌ای پیش آمد که حکایت از دوگانگی بود. حکایت از انتظار بی‌جا و بی‌صبری بی‌جا که همه چیز را ریخت به هم و حاصلش مثل همیشه هیچ. و هر چی فکر می‌کنم می‌یابم که اصلا نمی‌توانم به این موضوع فکر کنم. این بود که این کلمات به نوشته درآمد. به امید راه جویی و راه یابی.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «دوست دارد یار این آشفتگی / کوشش بیهوده بِه از خفتگی». همین‌طور که می‌فرمایید «گرچه بهشت‌اش نه به کوشش دهند / آن‌قدر ای دل که توانی بکوش» زیرا قصۀ بهشت، قصۀ گشودگی فیض الهی از طرف حضرت ربّ العالمین است نه بر مبنای اراده‌های ما که به اصطلاح، ما توانسته باشیم آن بهشت را بر خود بگشاییم. با این همه این ماییم و راهی که در مقابل ما گشوده شده است، راهی که حتی نمی‌دانیم چگونه است و چه نامی می‌توان بر آن گذاشت به اعتبار آنکه فرمود: «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ» ﴿۶۹﴾/ عنکبوت . پس به راه‌هایی که تحت عنوان «سبیل» در مقابل ما گشوده می‌شود باید نظر کرد مانند احسان به والدین و تواضع نسبت به اهل علم و خدمت به خلق و صلۀ رحم و امثال این امور که همه سبیل هستند و نه صراط.  ولی آنچه در نهایت به میان می‌آید آن معیّت الهی است که انسان به لطف الهی احساس می‌کند در آغوش حضرت رب العالمین است و این یعنی همچنان رفتن و امیدواربودن. موفق باشید

40519

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: در مورد نوشته زیر می‌شود از آن در بحث حوری بهشتی که در تفسیر سوره واقعه گفتید استفاده کنم. متن را در اینترنت دیدم. متن👇 «فتوحات مکیه، ج ۲، باب ۲۷ ابن‌عربی می‌گوید: «الحورُ العینُ إنما هُنَّ صورُ الأعمالِ الصالحةِ و تجلّیاتُ الأسماءِ الإلهیةِ لعباده فی الجنّة.» 🔑 معنا: حورالعین در حقیقت همان صورت‌های اعمال صالح و نیز تجلیات اسماء الهی برای بندگان در بهشت هستند. 📖 فتوحات مکیه، ج ۴، باب ۵۶ او همچنین می‌نویسد: «كلُّ واحدٍ من أهلِ الجنّة لا یرى حورَهُ إلا على صورةِ استعدادِه و ربِّه الذی یُربّیه.» 🔑 معنا: هر یک از اهل بهشت حوری خود را نمی‌بیند مگر در صورتی که مطابق با استعداد خودش و ربّی که او را پرورش می‌دهد»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار نکتۀ دقیق  و درستی است. مهم آن است که متوجۀ ادبیات آن بزرگان بشویم. نکاتی که در شرح سورۀ واقعه عرض شد با نظر به تأویلات جناب کاشانی بود که البته مشهور است به تفسیر قرآن ابن عربی. موفق باشید

40435

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام خدمت شما استاد بزرگوار: جسارتا من در باره موردی از شما راهنمایی می‌خواستم. استاد خانواده همسر بنده خیلی با حضرت آقا و حکومت مخالفن و در جریاناتی که به تازگی اتفاق افتاده و شهادت سرداران نه تنها ناراحت نیستن بلکه خوشحال هم هستن و این در صورتی است که شوهر من خیلی انقلابی و ولایی است و یک بار که منزل مادرشون رفته بودن شروع کردن به بد گویی همه سرداران و رهبر و شوهرم خیلی ناراحت شده بود و گفت دیگه باهاشون قطع زابطه می‌کنم ولی من گفتم مادرت تحت تاثیر افراد دیگه است و این کارا نکن و دیگه کم میرفتن خونه مادرشون تا اینکه یه روز به من زنگ زدن و گفتن با گریه که شوهرما از دست دادم و دخترم و پسرمم ازم دورن و فک می‌کنم این پسرمم هم از من دوره و من خدا را دارم و همه به من محبت دارن و نیازی به شماها من ندارم و خلاصه خیلی منا ناراحت کردن و گفتن فقط بچه تونا بفرستین تا من ببینمش و همه تقصیراتا گردن ما انداختن و گفتن دنیای دیگه ای هم هس ببینین آیا باید با مادرش یکی این طور رفتار کنه و این در صورتیه که شوهرم هیچ بی احترامی نکرد فقط با برادرش رابطه شا قطع کرد و کمتر خونه مادرش میرفت هفته یه بار حالا من می‌خواستم ازتون خواهش کنم که ما باید چه کار کنیم شوهرم میگه اینا انسانیتا زیر پا گذاشتن و حرف از مخالفت با انقلاب گذشته و برا همین دلم نمیخواد دیگه باهاشون صمیمی باشم ولی من حالم خوب نیست از این شرایط عقیده خونواده ش هم درست نمیشه ینا از طرفدارای آقای شیرازین و خیلی به آقا حرف میزنن و آیا باید همچنان ارتباطمونا کم و یا قطع کنیم یا بریم و آشتی کنیم اینا نه با اخلاق نه با منطق با هیچی دست از عقایدشون بر نمیدارن و میگفتن اگه آقا نایب امام زمون بود این قد جوونا ضد دین نمیشدن و اینا همه ظالم و آدم کشن مثه همپن اسراییلی ها. لطفا راهنماییم کنین شوهرم خیلی ناراحته. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید با روحیۀ مدارا و «متانت» و «دلسوزی» و «صبر» ارتباط را با ارحام به کلی قطع نکرد و محبت به مادر برکات خود را دارد به هر قیمت که باشد. موفق باشید

نمایش چاپی